emamian
تظاهرات مردم مراکش در اعتراض به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی
شهر رباط پایتخت مراکش روز گذشته (یکشنبه) شاهد برگزاری تظاهرات در انتقاد به افزایش قیمتها و محدود کردن آزادی بیان بود.
نکته قابل توجه در این تظاهرات برافراشته شدن پرچم فلسطین علیرغم امضای توافقنامه آبراهام از سوی دولت مراکش با رژیم صهیونیستی است.
روزنامه فرامنطقهای القدس العربی در این باره نوشت: از زمان آغاز عادیسازی مراکش در دسامبر 2020، حمایت ار آرمان فلسطین در این کشور کاهش یافت به ویژه با ظهور جریان رسانهای ـ سیاسی هم پیمان با اسرائیل و ایجاد کمپینهای زیادی که به حمایت اسرائیل برای مراکشی دانستن منطقه الصحراء اشاره داشت. این در حالی است که اسرائیل حاکمیت مراکش بر منطقه الصحراء را به رسمیت نشناخت.
در ادامه این گزارش آمده است: آرمان فلسطین بار دیگر و به آرامی به فعالیتهای فرهنگی، سیاسی و حقوقی مراکشیها بازگشته است. چنانکه بازیکنان تیم فوتبال مراکش در بازیهای جام جهانی قطر، پرچم فلسطین را برافراشتند.
در همین راستا حضور پرچم فلسطین در تظاهرات دیروز مراکش که در اعتراض به افزایش قیمتها برگزار شد، بسیار جلب نظر میکرد به ویژه این که این اقدام با سردادن شعارهای مخالف عادیسازی همراه شد.
محاسبه نفس" کنم؟ + ۵ نکته مهم
محاسبه نفس
یَا ابْنَ جُنْدَب حَقٌّ عَلی کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا اَنْ یَعْرِضَ عَمَلَهُ فی کُلِّ یَوم و لَیْلَة عَلی نَفْسِهِ فَیَکُونُ مُحاسِبَ نَفْسِهِ فَاِنْ رَأی حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْها و اِنْ رَأی سَیِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یُخْزی یَوْمَ القیامةِ.
در بخش اول از تبیین وصایای امام صادق(علیه السلام) به عبدالله بن جندب، درباره موضوعاتی چون: گرایش فطری انسان در تقرّب به خدا، پیروی از اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان عرفان حقیقی، بزرگ ترین خطر تهدید کننده سالک الی الله در دامهای گسترده شیطان و برخی از ویژگیهای دوستان اهل بیت(علیهم السلام) (عظمت آخرت در نظر آنان، نورانی بودن دلهای ایشان، اجتناب از دنیاگرایی و انس با خدا) سخن به میان آمد. اکنون ادامه مطلب را پی میگیریم.
قرآن و سنّت، کیمیای گم شده انسان
به برکت پیروی از اهل بیت(علیهم السلام) ، همه ما تا حدی راه سعادت را از شقاوت تشخیص میدهیم. برخی معارفی که در نظر ما کوچک و کم ارزش به حساب میآید، برای کسانی که از این معارف بی بهرهاند مانند گوهر گران بهایی است که باید مدتها زحمت بکشند تا به آن دست بیابند.
به برکت اهل بیت(علیهم السلام) ، این گوهرها به راحتی به دست ما رسیده است. متأسفانه به همین دلیل، گاهی در زندگی به آنها چندان اهمیت نمیدهیم و آنها را خوب به کار نمیگیریم؛ تصور میکنیم برای رسیدن به سعادت، باید به دنبال چیزی گشت که نه در کتابی باشد و نه کسی درباره آن بحثی کرده باشد، در حالی که چنین نیست و این تصور اشتباه است.
آنچه برای سعادت ما اهمیت داشته، در کتاب و سنّت آمده و مسایلی که در این زمینه مهم تر بوده بیش تر بر آن تأکید گردیده و واضح تر بیان شده است؛ زیرا خدا خود میخواهد که بندگان را به قرب خویش برساند. بنابراین نباید آنها را کم اهمیت تلقی کنیم و به دنبال دستورها و مسایلی عجیب و غریب باشیم.
محاسبه نفس
یکی از موضوعاتی که در روایات بسیار تأکید گردیده و علمای اخلاق درباره آن بسیار بحث کرده اند، مسأله «محاسبه نفس» است. در این روایت نیز بر این مسأله تأکید شده که هر کس باید از خود حساب بکشد و دست کم، در هر شبانه روز، یک بار خود را محاسبه کند.
بهترین موقع برای این کار شبها است که پیش از خواب، دست کم، چند دقیقه در رفتارمان تأمل کنیم و ببینیم آیا کارهایی که انجام داده ایم درست بوده است یا نه. اگر خطایی انجام داده ایم، به آن معترف باشیم و در صدد جبران آن برآییم.
امام صادق(علیه السلام) در این روایت به ابن جندب میفرمایند: یا ابنَ جندب، حَقٌّ علی کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا أنْ یَعرِضَ عَمَلَهُ فی کلِّ یوم و لَیْلَة علی نَفْسِهِ فَیَکُونُ محاسِبَ نَفْسِهِ، فَاِنْ رَأی حَسَنةً إِسْتَزادَ مِنْها و إنْ رَأی سَیِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یُخُزی یَومَ القیمةِ؛ ای پسر جندب، بر هر مسلمانی که ما را میشناسد، لازم است که در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بکشد؛ اگر کار خوبی در آنها یافت، بر آن بیفزاید و اگر کار زشتی یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوایی نگردد.
عامل وادار سازنده انسان به محاسبه
امام صادق(علیه السلام) در این روایت، بر این نکته تأکید دارند که هر مسلمانی که ما را میشناسد و خود را به ما منتسب میکند و میخواهد برنامه زندگیش را از ما بگیرد، باید کارهای خود را وارسی کند.
از جمله ویژگیهایی که خدای متعال به روح انسان عطا کرده این است که میتواند بر اعمال خود نظارت و مراقبت داشته باشد. این یکی از مسایلی است که بسیاری از فیلسوفان جهان در آن متحیر مانده اند. هر کس معمولاً میتواند به دیگران و کارها و رفتارهای آنان نظر داشته باشد، اما این که بتواند به خودش هم نظر داشته باشد از ویژگیهای مهم روح آدمی است.
کسانی که درباره معرفت نفس مطالعاتی دارند، به خوبی به این واقعیت پی بردهاند که انسان موجودی است که میتواند خود را تشویق کند، تنبیه نماید، توبیخ کند و... . این که این چه خصوصیتی است نیاز به بحثی مفصل دارد، اما گذشته از آن، یکی از الطاف خداوند است که به انسان مرحمت کرده است. بنابراین مورد تأکید است که انسان در هر شبانه روز، دست کم، یک بار اعمال خود را بررسی کند؛ ببیند آیا کار خوبی انجام داده است یا نه.
طبق این روایت، انسان باید حساب رس اعمال خود باشد، اگر کار خوبی در اعمالش مشاهده کرد، توجه داشته باشد که لطفی از جانب خدا است، از او توفیق بخواهد که آن کار را بیش تر انجام دهد.
در روایات دیگری آمده است که در چنین حالتی، ابتدا خدا را شکر گزارد، سپس از او بخواهد که توفیق عنایت کند تا فردا کارهای بهتر و بیش تری انجام دهد. اگر هم لغزشی در اعمال خود مشاهده کرد، تدارک کند و پیش از همه، توبه نماید. البته گاهی توبه لوازمی دارد؛ مثلاً، اگر عملی از او فوت شده، قضا نماید یا اگر حقی از کسی ضایع ساخته، ادا کند و یا چنان چه کار زشت دیگری انجام داده، آن را جبران نماید تا کارهای بد در روح او رسوخ نکند و در نهایت، در قیامت نیز رسوا نشود.
امام صادق(علیه السلام) در کلمات خود، ضمن اشاره به محاسبه، این نکته را هم متذکر میشوند که: لِئَلاّ یُخْزی یَوْمَ القیمةِ؛ تا در قیامت، رسوا نگردد. این هشدار ایجاب میکند تا ما کاملا مراقب باشیم و کاری نکنیم که در قیامت رسوا شویم؛ چرا که در آن روز، دیگر راهی برای جبران وجود نخواهد داشت و به حسرت مبتلا خواهیم شد.
از نظر روحی، چنین هشدارهایی مهم و مؤثر است؛ زیرا تا وقتی انسان سود یا ضرر کاری را درک نکند نسبت به انجام یا ترک آن رغبتی نشان نمیدهد.
عاملی که انسان را وادار به انجام کاری میکند، نفع و مصلحتی است که از کار عاید او میشود. نیز آنچه او را از انجام آن باز میدارد، ترس از گرفتاری است. اگر بخواهیم برنامه صحیحی اجرا کنیم، باید فواید آن را در نظرمان مجسّم نماییم تا انگیزهای برای انجام آن داشته باشیم و آن را بهتر انجام دهیم.
عدم توجه به این مسایل و در نتیجه، کار بدون انگیزه، موجب میشود انسان تنبل بار بیاید و مسایل را جدی نگیرد. بنابراین برای جلوگیری از پشیمانی ـ که از هر عذابی دردناک تر است ـ انسان باید از همین حالا به حساب خود رسیدگی کند.
یکی از نامهای قیامت، «یوم الحسرة» است. این نشانه اهمیت عذاب روحی ناشی از مسأله پشیمانی است. یکی دیگر از نامهای آن «یوم الحساب» است.
اگر انسان توجه نداشته باشد که روزی به کارهایش رسیدگی میشود و از او حساب میکشند، احساس مسؤولیت نمیکند و به فکر نمیافتد که به کارهایش سرو سامانی بدهد، کاری را ترک کند یا به کاری همت گمارد؛ اما اگر بداند که مسأله جدی است، به جزئیات کارهایش هم رسیدگی میکند.
در قرآن نیز به این حقیقت اشاره شده است که عذاب قیامت به دلیل فراموشی روز حساب است؛ همان فراموشی که موجب میشود انسان مرتکب کارهایی شود که در نهایت، عذاب ابدی را به دنبال داشته باشد: إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ. (۴) این عذاب برای کسانی است که روز حساب را از یاد برده اند، هر چند ممکن است به آن اعتقاد نیز داشته باشند، اما اعتقاد کم رنگ است، زنده نیست و در اعمالشان تأثیر نمیگذارد.
قرآن کریم داستان دو برادر را نقل میکند که یکی از آنها بی بند و بار بود و در اموالش حساب و کتابی نداشت. برادر دیگر هر قدر به او سفارش میکرد که مراقب اعمال و کردار خود باشد، میگفت: ما أَظُنُّ السّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلی رَبِّی لاََجِدَنَّ خَیْراً مِنْها مُنْقَلَباً (۵) تصور نمیکنم قیامتی برپا شود و اگر به فرض هم خدا و قیامتی باشد و من به سوی خدای خود باز گردم، در آن جهان نیز منزلی بهتر از این دنیا خواهم یافت. مقصود قرآن از نقل این داستان این است که بگوید، چنین اعتقادی به معاد فایدهای ندارد؛ زیرا رکن اساسی اعتقاد به معاد، اعتقاد به حساب است. آنچه مهم است این اعتقاد است که در آن جهان زنده میشویم تا نتیجه اعمالمان را ببینیم، وگرنه صرف اعتقاد به زنده شدن کارآیی ندارد. لازمه چنین اعتقادی توجه به عاقبت کار در همین دنیا است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) درروایتی میفرمایند: حَاسِبُوا اَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحاسَبوا؛(۶) پیش از آن که به حساب شما برسند، خود را مورد محاسبه قرار دهید.
اگر چنین باوری در انسان وجود داشته باشد که روزی به همه اعمالش رسیدگی میگردد و مطابق آنها دقیقاً پاداش یا کیفر داده میشود، به فکر محاسبه نفس خود میافتد و از خود حساب میکشد.
مراحل محاسبه
مسأله محاسبه نفس به قدری مهم است که برخی از علما در خصوص این موضوع کتابهایی نوشته اند. در این باره آیات و روایات بسیاری داریم و بحثهای فراوانی پیرامون آن انجام گرفته است. در کتابهای اخلاقی، دستورالعملهایی به افراد داده شده تا بتوانند بهتر به این مهم بپردازند.
برای محاسبه نفس سه یا چهار مرحله شمرده شده است:
اول مشارطه است؛ یعنی از اول صبح انسان با خودش شرط کند که آن روز وظایفش را به خوبی انجام دهد و از گناهان نیز بپرهیزد.
دوم مراقبه است؛ یعنی در طول روز مراقب خود و اعمالش باشد تا از آنچه با خود عهد کرده تخطّی نکند.
سوم محاسبه است، که در آخر شب، به حساب کارهای خود برسد؛ بررسی کند که چه مقدار به وظایف خویش عمل کرده و چه مقدار کوتاهی داشته است.
مرحله چهارم که برخی از علمای اخلاق آن را ذکر کردهاند معاتبه است؛ یعنی اگر انسان در محاسبه متوجه لغزشها و اشتباهاتی در رفتارش شد، به جبران آنها خود را تنبیه کند؛ مثلاً خود را ملزم کند که روز بعد را روزه بگیرد یا مبلغی انفاق کند یا قدری قرآن تلاوت نماید یا کار خیر دیگری انجام دهد تا جبران مافات شود.
در مسأله محاسبه آنچه بیش از همه اهمیت دارد نفس حساب کشیدن از خویش است، تا اگر کار خوبی انجام داده بودیم، خدا را شکر کنیم و توفیق ادامه آن را بخواهیم و اگر قصور ورزیده بودیم، به فکر تدارک آن بیفتیم.
نکاتی در باب محاسبه
درباره محاسبه نفس، نکات مهم دیگری نیز وجود دارد که در این جا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
الف) اجتناب از گناه
انسان باید درباره گناه، بیشتر بیندیشد که اصلا گناه یعنی چه؟ اعتقاد ما این است که خداوند ما را آفریده و ضمن معرفی راه خوب و بد به ما، انتخاب هریک از آنها را در اختیار خود ما قرار داده است.
هم چنین معتقدیم عالم دیگری غیر از این دنیا نیز وجود دارد که در آن به کارهایمان و انتخابهایی که در این دنیا کرده ایم رسیدگی میشود و کیفر و پاداش میبینیم.
مقتضای چنین اعتقادی این است که از سرمایه عمری که در اختیار داریم به بهترین شکل استفاده کنیم. ما به این دنیا پا گذاشته ایم تا امتحان شویم، طی مراحلی خودسازی کنیم و به کمال برسیم تا در زندگی ابدی از نتایج آن بهره مند گردیم. بنابراین باید توجه داشته باشیم که زندگانی این دنیا موقتی و در مقایسه با آخرت، نظیر زندگی جنینی نسبت به زندگی دنیوی است.
همانگونه که جنین فقط چند ماهی را در شکم مادر میگذراند، آن هم برای این که آماده زندگی این جهانی شود، ما هم در این برهه کوتاه زندگی دنیایی، برای زندگی ابدی آماده میشویم، با این تفاوت که رشد جنینی قهری بود، ولی رشد این جهانی اختیاری است.
علاوه بر آن، زندگی جنینی با زندگی دنیوی از حیث مدت قابل مقایسه است، ولی جهان آخرت به دلیل ابدی بودنش، به هیچ وجه، با زندگی محدود این جهانی قابل مقایسه نیست.
به هر صورت، آن گونه که دین معرفی میکند، این دنیا محل ابتلا و خودسازی است. باید خود را برای عالم دیگر مهیّا کنیم.
اگر با این نگرش نگاه کنیم، میبینیم در مقابل سرمایهای که از کف میدهیم، چیزی به دست میآوریم که برای زندگی ابدیمان بسیار سودمند است و باید خدا را شکر کنیم؛ إنْ رَأی حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْها. اما اگر نگرشی غیر از این داشته باشیم یا دچار غفلت شویم، در مقابل صَرف سرمایه گران مایه، بدبختی اخروی برای خویش مهیّا ساخته ایم. پس باید به فکر جبران آن برآییم؛ إنْ رأی سَیِّئَةً استَغْفَرَ منها لِئَلاّ یُخْزی یَوْمَ القیمةِ.
چقدر فرق است بین این که کسی معاملهای بکند، و مشکلش فقط این باشد که از آن سودی نبرد، اما در هر صورت سرمایه اش بر جای باقی بماند، و این که کسی در معامله سود که نمیبرد، ضرر هم میکند و اصل سرمایه را از کف میدهد.
گناه کردن از همین سنخ معامله دوم است؛ یعنی از دست دادن سرمایه و خریدن زیان؛ از کف دادن عمر و سعادت اخروی و دچار عذاب ابدی گردیدن.
ب) توجه به کمّیت گناهان انجام شده
نکته دوم در مورد محاسبه نفس این است که وقتی فهمیدیم گناه بسیار زشت است، باید ببینیم چقدر گناه کرده ایم و در صدد جبران آن برآییم.
انسان باید به گناهان خود نزد خداوند اعتراف داشته باشد، نه آن که آنها را انکار کند یا به فراموشی بسپارد. البته انسان نمیتواند مشخص کند که دقیقاً هر روز از اول صبح تا شب، چند گناه کرده است (مثلاً چند غیبت کرده، چند دروغ گفته، چند تهمت زده و...) اما به هرحال باید دقت کنیم، ببینیم چقدر وقت ما صرف گناه شده است.
این مسأله مهمی است که بتوانیم به کمّیت گناهانمان بیندیشیم. این چنین است که محاسبه در تکامل انسان اثر میگذارد و موجب میگردد هر روز زندگی او نسبت به گذشته بهتر شود.
ج) توجه به کیفیت گناهان انجام شده
نکته سوم توجه به کیفیت گناهان است. بعضی از گناهان به قدر هفتاد سال ارتکاب نوع دیگری از گناه عظمت و اهمیت دارند، با آن که ممکن است انجام آنها یک لحظه بیش تر طول نکشد.
توجه به صغیره یا کبیره بودن گناه مهم است؛ مثلاً، درباره غیبت و اهمیت آن روایات متعددی وارد شده که قبح بسیار آن را میرساند.
در این باره، به این نکته مهم نیز باید توجه داشت که درست است برخی از گناهان صغیرهاند و اهمیتشان از کبایر کم تر است، اما باید دانست که کوچک شمردن گناهان صغیره، خود گناه کبیره به حساب میآید و این از جمله دامهای شیطان است که انسان را به غفلت میافکند.
د) انجام همه واجبات
نکته چهارم آن که، باید مراقب باشیم همه واجباتمان را به جا آوریم. شاید ابتدا تصورمان این باشد که ما نماز، روزه و وظایفی مانند آن را ترک نمیکنیم، پس کدام واجب را ترک کرده ایم؟ این همان دام شیطان است؛ زیرا بسیاری از تکالیف موردغفلت ما است. حتی آنان که به طور دایم، با فقه، آیات قرآن و سخنان اهل بیت(علیهم السلام) سر و کار دارند نیز از بسیاری واجبات غفلت میکنند.
نیکی به والدین، صله رحم، قضای حاجت مؤمنی که اظهار حاجت کرده و بسیاری دیگر، همه از جمله واجبات است که ممکن است گاهی تا سال ها، ما به فکر انجام بسیاری از آنها نباشیم. اگر واجبات اجتماعی وسیاسی را هم به آنها اضافه کنیم، میبینیم تعدادشان بسیار بیش ترمیشود.
امروز به برکت انقلاب، مردم ما به مسایل سیاسی و اجتماعی خود تا حد بسیاری توجه پیدا کرده اند، ولی زمانی بود که از بسیاری از این وظایف غفلت داشتند؛ اگر چه هنوز هم عدهای هستند که از این وظایف غافلند و آنها را جزو تکالیف خود به شمار نمیآورند. امر به معروف، نهی از منکر، ارشاد جاهل، مبارزه با ظلم، مبارزه با انحرافات عقیدتی، فکری و دینی و... از اهم واجبات است که کوتاهی در آنها گناه کبیره به حساب میآید.
وقتی میتوانیم به خوبی به همه این وظایف عمل کنیم که از قبل، برای فردایمان برنامه ریزی کرده، جدولی از تکالیف فراهم آورده باشیم تا بتوانیم بهتر به آنها عمل کنیم.
هـ) توجه به شروط صحت اعمال
نکته پنجم این است که گاهی ما دل خوش میکنیم که تکالیفمان را انجام داده ایم، غافل از آن که کارمان از ارزش واقعی بی بهره است و در حین یا پس از انجام عمل، آن را فاسد کرده ایم؛ مثلاً، وظیفه ما این است که نماز بخوانیم. خوشحال هم هستیم از این که نماز میخوانیم، درجماعت هم شرکت میکنیم تا ثواب بیش تری ببریم؛ اما توجه نمیکنیم که آیا نمازمان درست و مورد قبول خداوند هست یانه؛ آیا ریایی مرتکب نمیشویم؟ آیا شرایط حسن عمل را رعایت میکنیم؟ پس از انجام کار، با عجب و غرور، نتیجه آن را از بین نمیبریم؟ یا اگر مثلاً انفاق میکنیم آیا با منّت گذاردن، اجر کارمان را تباه نمیسازیم؟... بنابراین باید به شرایط صحت و قبولی اعمال نیز توجه کنیم.
پی نوشت ها:
(۴) - ص (۳۸)، ۲۶.
(۵) - کهف (۱۸)، ۳۶.
(۶) - بحارالانوار، ج ۷۰، باب ۴۵، روایت ۲۶.
توصیه های خانوادگی آیه اول سوره نساء
آغاز سوره ی خانواده، با سفارش به تقوا شروع شده است، یعنی بنیان خانواده، بر تقواست و مراعات آن بر همه لازم است.
استاد محسن قرائتی در تفسیر نور به ارائه «نکات ناب» و «پیام های زیبای آیات قرآن کریم» پرداخته که در این نوشتار، آیه ۱ سوره مبارکه نساء را در قالب مجموعه «قطره ای از دریا» ارائه می گردد.
- آیه
یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثیراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقیباً
- ترجمه
ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، آن کس که شما را از یک نفس آفرید و همسرش را نیز از (جنس) او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیاری را (در روی زمین) پراکنده ساخت و از خدایی که (با سوگند) به او از یکدیگر درخواست می کنید، پروا کنید. و (نسبت) به ارحام نیز تقوا پیشه کنید (و قطع رحم نکنید) که خداوند همواره مراقب شماست.
- نکته ها
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: صلهی رحم کنید، گرچه با سلام دادن باشد، خداوند فرمود: «و اتّقوا اللّه... و الارحام...»[۱]
- پیام ها
۱- آغاز سورهی خانواده، با سفارش به تقوا شروع شده است، یعنی بنیان خانواده، بر تقواست و مراعات آن بر همه لازم است. «یا ایّها الناس اتّقوا»
۲- خلقت و تربیت انسان، هر دو به دست خداست، پس پروا و اطاعت هم باید از او باشد. «اتّقوا ربکم الّذی خلقکم»
۳- همه ی انسان ها از یک نوعند، پس هر نوع تبعیض نژادی، زبانی، اقلیمی و... ممنوع است. «خلقکم من نفس واحدة»
۴- زن و مرد در آفرینش وحدت دارند و هیچکدام از نظر جنسیّت بر دیگری برتری ندارند. «خلق منها زوجها»
۵ - همه ی انسان ها در طول تاریخ، از یک پدر ومادرند. «بثّ منهما رجالاً...»
روایات درباره ی ازدواج فرزندان آدم دو نوع است، آنچه با قرآن هماهنگ است، روایاتی است که می گوید فرزندان آدم با یکدیگر ازدواج کردند.[۲]
۶- در مسائل تربیتی، تکرار یک اصل است. «اتّقوا ربّکم... اتّقوا اللّه»
۷- رعایت حقوق خانواده و خویشاوندان، لازمه ی تقواست. «اتّقوا اللّه... والارحام» امام باقرعلیه السلام فرمود: قرابت دلبستگان پیامبر صلی الله علیه وآله را باید با موّدت مراعات کرد.[۳]
- توضیحات
سیمای سوره نساء
این سوره یکصد و هفتاد و شش آیه دارد و در مدینه نازل شده است. محتوای آن، دعوت به ایمان و عدالت، عبرت از اُمّت های پیشین، قطع رابطه ی دوستانه با دشمنان خدا، حمایت از یتیمان، احکام ازدواج و ارث، لزوم اطاعت از رهبر الهی، هجرت، جهاد در راه خدا و... است و از آنجا که سی و پنج آیه ی اوّل این سوره، پیرامون مسائل خانوادگی است، به سوره ی نساء (زنان) نام گذاری شده است.
پی نوشت ها:
۱) کافی، ج ۲، ص ۱۵۰.
۲) تفسیر المیزان.
۳) بحار، ج ۲۳، ص ۲۵۷.
سه توصیه از حضرت امیر (علیه السلام)
امام علی علیه السلام:
ضَعْ فَخرَکَ واحطُطْ کِبرَکَ واذکُرْ قَبرَکَ
فخرفروشی را کنار بگذار و تکبر را فرو نِه و به یاد قبرت باش.
نهج البلاغه، حکمت ۳۹۸
ثمره مهم دانش اندوزی
امام علی (علیه السلام):
اِکتَسِبوا العِلمَ یُکسِبْکُمُ الحَیاةَ.
دانش به دست آورید تا به شما زندگی بخشد.
غررالحکم، ح ۲۴۸۶
رژیم موقت|۱۱- رسوایی صهیونیستها در نبرد شمشیر قدس و چالش بزرگ اسرائیل مقابل حزبالله
کتاب «رژیم موقت مفهوم و پژوهشهای تخصصی» که توسط مرکز مطالعات و پژوهشهای الاتحاد تألیف و منتشر شده، در مباحثی تخصصی به بررسی پدیده فروپاشی رژیم موقت صهیونیستی پرداخته است. این کتاب در فصل اول مفهوم رژیم موقت و اذعان شخصیتهای مختلف بینالمللی و صهیونیستی را به این موضوع مورد اشاره قرار داده و در فصلهای بعدی به بررسی ساختارهای امنیتی و تشکیلاتی سرویسهای جاسوسی و نظامی رژیم صهیونیستی پرداخته و در ادامه بحرانهای فراروی اسرائیل را که منجر به این فروپاشی میشود برشمرده است.
بخش دوازدهم
نقشه استراتژیک منطقه و پیامدهای آن برای رژیم صهیونیستی
چالشهای امنیت داخلی رژیم صهیونیستی در دوره اخیر بهشکل قابلتوجهی افزایش یافته و همزمان با آن دشمنان این رژیم به تقویت قدرت خود پرداختهاند و همین مسئله اسرائیلیها را مجبور کرده است از ترس هزینه گزافی که باید بپردازند و بهدلیل چالشهای فزاینده داخلی از ورود به درگیری نظامی اجتناب کنند، این در حالی است که تهدیدات استراتژیک علیه امنیت رژیم صهیونیستی در برابر قدرتهای بزرگ منطقه افزایش یافته است.
هرچند سال گذشته نیروهای سرویس امنیتی رژیم صهیونیستی توانستند اسرای جنبش جهاد اسلامی را که از زندان امنیتی جلبوع فرار کرده بود دوباره بازداشت کنند اما فرار این اسرا آرامش امنیتی صهیونیستها را از بین برده اوضاع را در معرض انفجار قرار داد.
کرانه باختری
در کرانه باختری، رژیم صهیونیستی تلاش میکند واقعیت این منطقه را بر اساس آرامش امنیتی بهبود ببخشد؛ بهطوری که مانع از انجام عملیاتهای مقاومتی گسترده فلسطینیان ضد اسرائیل شود، در مقابل جنبش حماس تلاش دارد این معادله صهیونیستها را به چالش بکشد و همزمان با تنزل جایگاه ابومازن (محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین) موقعیت خود را در جامعه فلسطینی بهبود ببخشد و حماس همچنان در تلاش برای بازیابی قدرت خود در کرانه باختری است. در نوار غزه اسرائیل تلاش دارد با میانجیگری مصر اوضاع را آرام نگه دارد و در شرایط فعلی بهنفع هیچ یک از طرفها در این منطقه نیست که وارد جنگ جدیدی شوند، البته همزمان با این شرایط حماس همچنان در تلاش است مبارزه با اسرائیلیها را در سطح بالایی حفظ کند و شاید این وضعیت در زمانی نزدیک منجر به وقوع یک جنگ دیگر شود.
چالشهای اسرائیل در سطح امنیتی
در سطح چالشهای خارجی، ایران به تقویت و تثبیت قدرت و نفوذ خود در منطقه ادامه میدهد که این مسئله تهدید بزرگی برای اسرائیل به وجود آورده است، بعد از آن عراق و یمن نیز تبدیل به عرصههای چالشبرانگیز جدید برای رژیم صهیونیستی شدهاند و در این میان ایران قدرت محور مقاومت را همچنان بیشتر میکند، حزبالله لبنان نیز بهعنوان یکی از بزرگترین متحدان ایران، از تهدیدات راهبردی علیه اسرائیل محسوب میگردد.
عقبنشینی آمریکا از افغانستان
بازتاب خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان بهشکل قابلتوجهی روی دوستان ایالات متحده بهویژه همپیمانان منطقهای آن منعکس شد و سؤالاتی را درباره ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق و سوریه و تلاش واشنگتن برای احیای توافق هستهای با ایران و تشدید تحریمهای تحمیلشده علیه سوریه به وجود آورد، این درحالی است که آمریکا هیچ استراتژی مشخصی در قبال این پروندهها ترسیم نکرده است و این وضعیت منجر به بروز تحرکات منطقهای در اردوگاهِ مقابل واشنگتن شد.
سوریه
آمریکا سال گذشته به مصر و اردن اجازه داد گاز و برق خود را از طریق خط لولههای سوریه به لبنان ارسال کنند؛ اما واشنگتن در عین حال آماده کاهش تحریمهای خود علیه نظام بشار اسد نیست و استراتژی تازهای در قبال سوریه طراحی نکرده است، در این مرحله پیشبینی نمیشود که نیروهای آمریکایی از شرق سوریه عقبنشینی کنند. عقبنشینی واشنگتن از افغانستان که فرماندهی ستاد مشترک ارتش آمریکا آن را یک شکست راهبردی توصیف کرد مانعی در برابر خروج نیروهای آمریکایی از سوریه و عراق دستکم در مرحله فعلی به وجود آورده است، این درحالی است که اردن و مصر و کشورهای حوزه خلیج فارس در تلاش برای احیای روابط خود با نظام بشار اسد در سوریه هستند و به این منظور از ابزارهای اقتصادی و سیاسی استفاده میکنند، بهعنوان مثال پادشاه اردن در 3 اکتبر 2021 با بشار اسد گفتگو و تأکید کرد که اردن از ثبات و حاکمیت سوریه حمایت میکند، این مسئله گام مهمی در نزدیک کردن دو کشور و در عین حال اعتراف به مشروعیت نظام بشار اسد بود.
لبنان
تلاشهای بینالمللی برای تحقق ثبات نظام سیاسی لبنان درحالی ادامه دارد که کشورهایی چون آمریکا و فرانسه نمیتوانند ادامه حضور قدرتمند حزبالله در دولت جدید لبنان را انکار کنند. حزبالله همچنان به تثبیت قدرت سیاسی و نظامی خود در لبنان بدون هیچ مشکلی ادامه میدهد و دولت نجیب میقاتی، نخستوزیر لبنان نیز نه تمایل و نه قدرت محدود کردن گامهای حزبالله را دارد، همزمان با آن قدرت نظامی حزبالله و تسلیح آن به موشکهای دقیق و دیگر سلاحهای پیشرفته همچنان ادامه دارد.
پیامدهای تحولات داخلی و خارجی بر امنیت صهیونیستها
همانطور که گفته شد کشورهای عربی بهتدریج درحال بازیابی روابط خود با نظام بشار اسد هستند و واشنگتن نیز نمیتواند با این موضوع مخالفت کند، از طرف دیگر عدم وجود یک استراتژی روشن و منطقی از جانب ایالات متحده در قبال دمشق موجب شده است تحریمهای آمریکا علیه سوریه حالت فرسایشی به خود بگیرد و وضعیت نظام سوریه را در سطح منطقهای و بینالمللی بهبود ببخشد، در این شرایط اسرائیل احساس میکند که باید راهبرد جدیدی در قبال پرونده سوریه پیش بگیرد و از آمریکا بخواهد تا فرصت از دست نرفته، وضعیت سوریه را بهگونهای تغییر دهد که مطابق با منافع امنیت داخلی اسرائیل باشد.
افزایش قدرت حزبالله در لبنان
افزایش قدرت حزبالله تحت حمایت دولت لبنان یک تهدید راهبردی درجه اول برای اسرائیل محسوب میشود و این رژیم نتوانسته است مانع از انتقال سلاح از سوریه به لبنان شود، در این شرایط صهیونیستها باید یک تصمیم راهبردی اتخاذ و بررسی کنند که؛ آیا توان وارد کردن یک ضربه پیشگیرانه و پذیرفتن خطر ورود به جنگ را دارند یا اینکه در برابر قدرت حزبالله تسلیم میشوند؟
از سوی دیگر استراتژی جنگ بین جنگها که رژیم صهیونیستی از دهههای گذشته دنبال میکند متمرکز بر استفاده از قدرت این رژیم بوده اما قدرت طرفهای مقابل را نادیده گرفته است و اسرائیلیها نمیتوانند از این روش علیه قدرت دشمنهای خود استفاده کنند و از ورود به یک جنگ فراگیر هراس دارند، این وضعیت یک معضل بزرگ برای اسرائیل به وجود آورده و نیاز آن را به تقویت استراتژیهای خود بیشتر کرده است.
رژیم موقت|۱۰- ابزارهای کثیف موساد در جذب عوامل جاسوسی
کتاب «رژیم موقت مفهوم و پژوهشهای تخصصی» که توسط مرکز مطالعات و پژوهشهای الاتحاد تألیف و منتشر شده، در مباحثی تخصصی به بررسی پدیده فروپاشی رژیم موقت صهیونیستی پرداخته است. این کتاب در فصل اول مفهوم رژیم موقت و اذعان شخصیتهای مختلف بینالمللی و صهیونیستی به این موضوع را مورد اشاره قرار داده و در فصلهای بعدی به بررسی ساختارهای امنیتی و تشکیلاتی سرویسهای جاسوسی و نظامی رژیم صهیونیستی پرداخته و در ادامه بحرانهای فراروی اسرائیل که منجر به این فروپاشی میشود را برشمرده است.
بخش دهم
نقش سرویسهای جاسوسی در تصمیمسازیهای تلآویو
ـ نقش سرویس اطلاعات نظامی امان
سرویس اطلاعات نظامی امان بزرگترین سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است که بزرگترین بخش بودجه کابینه را به خوداختصاص داده است. این سرویس اطلاعاتی اسرائیل که همانند سایر مراکز و موسسات وابسته به کابینه و ارتش رژیم صهیونیستی یک سرویس جاسوسی محسوب میگردد ارزیابیها واطلاعات راهبردی در اختیار کابینههای مختلف این رژیم قرار میدهد و نقش اساسی در تصمیمگیریهای اسرائیل دارد. اطلاعاتی که توسط امان ارائه میشود نقش اساسی در انجام عملیاتهای جاسوسی دارند و این اطلاعات محرمانه هستند. اما بخشی از آنها به شکل خام توسط کارشناسان اسرائیلی فاش میگردد. اطلاعات مذکور در اختیار وزیر جنگ و نخستوزیر رژیم صهیونیستی و دیگر تصمیمگیرندگان این رژیم قرار میگیرد و گزارش ارزیابی اطلاعاتی سالانه اسرائیل نیز توسط امان صادر میشود.
ـ نقش سرویس اطلاعات و امنیت عمومی (شاباک)
با وجود اینکه شاباک کوچکترین سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی محسوب میگردد اما در عین حال امنیتیترین سرویس این رژیم بوده و تاثیر زیادی بر عملیات تصمیمگیری در نهادهای سیاسی و نظامی اسرائیل دارد و نمی توان نقش آن را با سایر سرویسهای امنیتی این رژیم مقایسه کرد.
همه منابع و رسانههای صهیونیستی اتفاق نظر دارند که اگر توصیههای سایر سرویسهای امنیتی اسرائیل با اطلاعات شاباک مغایرت داشته باشد، کابینه اسرائیل توصیههای مذکور را رد میکند.در جریان انتفاضه الاقصی فلسطینیان در سال 2000 شاباک مسئول ترسیم سیاستهای سرکوبگرانه علیه فلسطینیان بود و این سیاستهای رژیم نژادپرست صهونیستی را تشدید میکرد. این نفوذ گسترده شاباک در محافل تصمیمگیری تلآویو به اندازهای است که «ناحوم برنیگ» کارشناس امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی در روزنامه یدیعوت آحارانوت میگوید رئیس شاباک حاکم واقعی اسرائیل است.
ـ نقش سرویس امنیت خارجی (سرویس جاسوسی موساد)
موساد نقش مهمی در ترسیم سیاستهای خارجی رژیم صهیونیستی دارد و این سرویس جاسوسی از طریق «یوسی کوهن» رئیس سابق خود روابط با کشورهای عربی را سازماندهی میکرد و در راس پروژه عادیسازی و توسعه مناسبات با اعراب بود تا از این طریق کشورهای عربی را وادار کند که با اسرائیل به عنوان یک «کشور» رسمی تعامل داشته باشند.
ـ نقش مرکز مطالعات سیاسی (مماد)
مرکز مطالعاتی مماد وابسته به وزارت خارجه رژیم صهیونیستی است که در زمینه ارزیابی مواضع سیاسی در سایه اطلاعات رسیده به آن کار میکند. این اطلاعات شامل اطلاعات امنیتی و سیاسی از دفاتر و کنسولگریهای تابع مماد در کشورهای مختلف است. این مرکز صهیونیستی نسبت به مراکز وابسته به امان و موساد نقش کمتری در تصمیمگیریهای تلآویو دارد و از مطالعات آن در زمینه فعالیتهای سیاسی وزارت خارجه اسرائیل استفاده میشود. کارشناسان و پژوهشگران مماد گاهی در نشستهای کابینه رژیم صهیونیستی برای ارزیابی مواضع امنیتی حاضر شده و توصیهها و پیشنهادات خود را در عرصههای مختلف ارائه میدهند.
این مرکز از مهمترین مراجع ایجاد شبکه روابط گسترده با مسئولان سیاسی و نظامی و امنیتی و دیپلماتیک با کشورهای عربی و دیگر کشورهای جهان است. مماد نقش مهمی در توسعه مناسبات بین رژیم صهیونیستی و کشورهای اروپایی و آسیایی و به طور خاص کشورهای آفریقایی دارد. این مرکز همچنین نقش مهمی در برگزاری مباحثات میان سیاستمداران اسرائیلی و عرب طی دهههای گذشته داشته است.
بارزترین ابزارهای جمعآوری اطلاعات در سرویسهای جاسوسی اسرائیل
سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی در سراسر جهان برای کسب اطلاعات جهت انجام عملیاتهای خود از ابزارهای متعددی بهره میگیرند که در این میان روشهایی که صهیونیستها به این منظور پیش گرفتهاند متفاوت تر از دیگر سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی دنیاست:
ـ عنصر انسانی: جذب جاسوسان و استفاده از آنها
با وجود اینکه ابزارهای متعددی برای جمعآوری اطلاعات از اهداف جاسوسی وجود دارد مانند: دستگاهها و تسلیحات مدرن در عرصه هوایی و زمینی و دریایی، ابزارهای پیشرفته اطلاعاتی و رسانهای، سرویسهای ماهوارههای پهپادهای جاسوسی، شبکههای اینترنتی و... که در اختیار سرویسهای جاسوسی اسرائیل قرار دارد اما هنوز هم عنصر انسانی مهمترین ابزار عملیاتهای جاسوسی این رژیم محسوب میگردد؛ چرا که عنصر انسانی قدرت تجزیه وتحلیل و برقراری ارتباط میان اطلاعات را دارد و همچنین با بهرهگیری از امکانات عقلی و فکری میتواند اطلاعات مفیدی ارائه دهد و همچنین اطلاعات عنصر انسانی قابل اعتمادتر است. بنابراین سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی فعالیتهای خود را با هدف جذب جاسوس روز به روز افزایش میدهند و روشهای متعددی به این منظور به کار میگیرند. از جمله بارزترین روشهای سرویسهای جاسوسی اسرائیل برای جذب مزدور میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ـ سوءاستفاده از مسائل جنسی: سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی از تمایلات جنسی افراد به ویژه جوانان در سراسر جهان برای جذب آنها استفاده میکنند. در این روش قصه از آنجا شروع میشود که یک زن جوان با طعمههای سرویسهای جاسوسی اسرائیل تماس تلفنی برقرار میکند یا در شبکههای اجتماعی با آنها ارتباط میگیرد. این ارتباط چندین ماه به شکل عادی ادامه پیدا میکند و سپس روابط نامشروع آغاز میگردد و افرادی که طعمه سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی شدهاند احساس میکنند همه چیز عادی است و به مرور در این روابط غرق میشوند و در مرحله پایانی، زن جوانی که مامور به دام انداختن افراد مذکور است آنها را برای همکاری تحت فشار و باجخواهی قرار میدهد.
ـ سوءاستفاده از نیازهای انسانی مانند درمان و تحصیل و کار: سرویسهای جاسوسی رژیم اشغالگر از این روش بیشتر علیه ملت فلسطین به ویژه در نوار غزه که تحت محاصره شدید قرار دارد استفاده میکند. این سرویسها از این راه کثیف فلسطینیان را تحت باجخواهی و فشار قرار داده و از نیازهای انسانی آنها سوءاستفاده میکنند؛ به این صورت که از خلال ارتباط مستقیم یا تماس تلفنی، افرادی را که نیاز شدیدی به خدمات انسانی همچون درمان خود و خانوادههایشان در خارج دارند مورد هدف قرار میدهند و به آنها وعده میدهند که در صورت همکاری با این سرویسها امکانات لازم برای پایان دادن به درد و رنج آنها را فراهم میسازند. این روش از جمله کثیفترین ابزارهای رژیم اشغالگر برای جذب مزدور است. نهادهای جاسوسی این رژیم همچنین افرادی را که نیاز به تحصیل در خارج از کشور دارند طعمه قرار میدهند و آنها در همه جا و حتی در خارج از فلسطین از طریق دفاتر جاسوسی موساد تحت نظر هستند.
ـ سوءاستفاده از وضعیت اقتصادی: در این روش موسسات جاسوسی رژیم صهیونیستی افرادی را که نیاز مالی شدید دارد مورد هدف قرار داد و با تحریک و فریب آنها سعی در جذبشان دارند. سرویسهای جاسوسی اسرائیل به این منظور طعمههای خود را تحت فشار قرار داده و مدام به آنها اصرار میکنند و یک زندگی رویایی به آنها وعده و قول میدهند که همه مشکلات مالیشان را حل کنند. از این روش اغلب در خارج از فلسطین و کشورهای مورد هدف استفاده میشود و افرادی که طعمه شدهاند بعد از مدتی متوجه میشود دست به یک جنایت بزرگ زده و به کشور خودشان خیانت کردهاند.
ـ جذب جاسوس در شبکههای اینترنتی: افسران نهادهای جاسوسی اسرائیل سعی در هماهنگی شبکههای اینترنتی برای به دام انداختن جوانان دارند و فریبکاری آنها در این عرصه شامل موارد زیر میشود:
-فریب الکترونیکی
-فریب عاطفی
-فریب جنسی
-فریب اطلاعاتی
ـ مهندسی اجتماعی: در این روش طعمه مورد نظر بدون اینکه بداند به طرق مختلف همانند ارتباط مستقیم یا تلفنی یا در فضای مجازی اطلاعاتی را در اختیار افرادی قرار میدهد که در ظاهر برای امور سازگار با ماهیت طبیعی انسان همچون درخواست کمک و... به او نزدیک شدهاند و اعتماد وی را جلب میکنند.به عنوان مثال افسران نهادهای جاسوسی اسرائیل در این روش از طریق شبکههای اجتماعی با علایق افراد مختلف آشنا شده و شروع به برقراری روابط با آنها میکنند. در برخی موارد این افسران خود را نماینده شرکتها و موسسات دولتی معرفی کرده و بعد از ارتباط با طعمههای خود از آنها دعوت به همکاری در شرکتها و موسسات خاص یا انجمنهای بشردوستانه میکنند.
مواد غذایی ضدپیری کدامند؟
پیری بخشی از زندگی است ولی با رعایت شیوه زندگی سالم، کاهش وزن، فعالیت بدنی منظم و تغذیه سالم میتوان به نهایت سلامت جسم و روان در این دوران دست یافت. در این گزارش ۱۰ مورد از مهمترین مواد غذایی ضدپیری را معرفی میکنیم.
۱- پروتئین
پروتئین در حفظ و ایجاد حجم عضلات نقش اساسی دارد. علاوه بر این، پروتئین در تمام سلولهای بدن مورد استفاده قرار میگیرد و در رشد مو، ناخن، پوست و سلامت سیستم ایمنی نیز تاثیرگذار است.
بعد از ۴۰ سالگی به طور متوسط سالانه یک تا دو درصد از حجم عضلات به صورت طبیعی کاسته شده و در یک دوره ۱۵ تا ۲۰ ساله موجب ضعف عمومی بدن و آسیبپذیری در برابر انواع بیماریها میشود.
به اعتقاد محققان افراد سالمند باید به ازای هر کیلوگرم از وزن خود، روزانه ۱.۲ گرم پروتئین مصرف کنند. استفاده از پودرهای مکمل پروتئین میتواند ورزانه بین ۲۴ تا ۵۰ گرم از پروتئین موردنیاز بدن را تامین کند اما بهترین منابع طبیعی پروتئین شامل گوشت قرمز، مرغ، ماست، ماهی و کینوا هستند.
۲- مولتی ویتامینها
مولتیویتامینها انواع مواد مغذی موردنیاز بدن را فراهم میکنند. البته مصرف مولتی ویتامینها نمیتواند جایگزین یک رژیم غذایی سالم و سبک زندگی صحیح شود، اما کمبود مواد مغذی را تا حد قابل قبولی جبران میکند.
در حال حاضر تولید مولتی ویتامینها در بسیاری از کشورها تحت نظر سازمان غذا و دارو انجام میشود و استفاده از مولتیویتامینهای آزمایش شده و مورد تایید این سازمان، بهترین گزینه است.
۳- کوآنزیم Q۱۰
کوانزیم Q۱۰ یا CoQ۱۰ یک آنتیاکسیدان قدرتمند است که انرژی لازم برای فعالیت تمام سلولها را تامین میکند افزایش سن کاهش مییابد. این ماده استرس اکسیداتیو را که موجب تسریع پیری میشود، کاهش داده و روند پیری را کند میکند.
۴- اسیدچرب امگا ۳
اسیدهای چرب امگا ۳ در عملکرد سایر اندامهای بدن نقش دارند. مطالعات محققان دانشگاه داکوتای جنوبی واقع در آمریکا نشان میدهد که رژیم غذایی حاوی اسیدچرب امگا ۳، مانع از تحلیل مغز و بیماری آلزایمر میشود.
تحقیقات محققان دانشگاه آکسفورد نشان میدهد اسید چرب امگا ۳ اختلالات خواب را از بین میبرد. اسیدهای چرب امگا ۳ باعث کاهش التهاب و رفع افسردگی میشوند.
نیاز زنان، مخصوصا زنان یائسه به امگا ۳ بیشتر است. حجم هیپوکامپ مغز زنانی که در وعدههای غذایی خود از این اسید چرب استفاده میکنند، ۲.۷ درصد بیشتر از سایرین است. این بخش از مغز، به محض شروع بیماری آلزایمر و قبل از بروز علایم اولیه، تغییر شکل پیدا میکند.
تحقیقاتی که سال گذشته انجام شد نشان داد که اسیدچرب امگا ۳، قادر به عبور از سد خونی مغزی است که در بیماران مبتلا به آلزایمر وجود دارد. برخی از مهمترین منابع وجود اسید چرب امگا ۳ عبارتند از:
• انواع ماهی • خاویار • روغن زیتون • حبوبات • تخم مرغ • ریحان • اسفناج • گردو • میگو • گل گلم • ماهی آزاد • ساردین • دانه سویا • کلم بروکلی
۵- کورکومین
این آنتی اکسیدان قوی، ماده موثر زردچوبه است و اثر ضدپیری قوی دارد. به مرور زمان سلولها دچار فرایندی موسوم به پیرشدگی سلول شده و توانایی تولید مثل خود را از دست میدهند. تجمع چنین سلولهایی در بدن موجب تشدید فرایند پیری میشود. کورکومین دارای ماده فعالی است که فرایند پیرشدگی سلول را به تاخیر میاندازد و در نتیجه فرایند پیری را کندتر میکند.
زردچوبه سبب بهبود حافظه و تمرکز در سالمندان میشود، همچنین در کاهش استرس و احساس خستگی و افزایش آرامش نقش دارد. کورکومین موجود در زردچوبه با کاهش التهاب و بهبود جریان گردش خون، سبب بهبود عملکرد مغز میشود.
۶- ویتامین A
این ویتامین محلول در چربی و یک آنتیاکسیدان بسیار قوی است. ویتامین A رطوبت پوست را افزایش داده و انعطافپذیری پوست را افزایش میدهد. سیب زمینی، کدو تنبل، انواع کلم، اسفناج، نخودفرنگی، خرمالو، هویج، فلفل، زردآلو، انبه، تخم مرغ وکره حاوی این ویتامین هستند.
مصرف حداکثر ۹۰۰ میکروگرم ویتامین A در روز برای مردان و ۷۰۰ میکروگرم برای زنان توصیه شده است که میتواند از مواد غذایی یا مکملها تامین شود.
۷- ویتامین C
ویتامین C یا اسیداسکوربیک یک ماده مغذی محلول در آب با خاصیت آنتیاکسیدانی است. این ویتامین برای تقویت سیستم ایمنی بدن و محافظت از پوست و مو ضروری است. مرکبات، گوجه فرنگی، کدو حلوایی، انواع کلم، اسفناج، خربزه و طالبی، شلغم، فلفل دلمهای، آناناس، نخود فرنگی و کیوی سرشار از ویتامین C هستند.
۸- کلاژن
مصرف کلاژن همراه با فعالیت بدنی موجب کندی از دست رفتن عضلات و تسریع چربیسوزی میشود. این ماده خاصیت کششی پوست را در زنان میانسال بهبود میبخشد و درد مفاصل را کاهش میدهد. کلاژن در اغلب محصولات گوشتی یافت میشود.
۹- ویتامین B۱۲
با افزایش سن، جذب ویتامین B۱۲ در بدن کمتر میشود و مصرف مکملهای این ویتامین میتواند آثار پیری عادی مانند اختلال شناختی و کاهش قابلیت تحرک را به تعویق بیاندازد. این ویتامین تنها در بدن جانوران یافت میشود و به همین علت گیاهخواران باید از مکملهای حاوی این ماده استفاده کنند. ماهی، گوشت قرمز، تخم مرغ، لبنیات و ماکیان منابع سرشار این ویتامین هستند.
۱۰- ویتامین E
ویتامین E یک ماده مغذی محلول در چربی است که عملکرد آنتیاکسیدانی دارد و سیستم ایمنی بدن را تقویت میکند. اسفناج، بادام، دانه آفتابگردان، میگو، روغن زیتون، ماهی، کلم بروکلی، کدو حلوایی، بادام زمینی، شلغم، چغندر، خرمالو، کیوی و مارچوبه، مهمترین منابع ویتامین E هستند.
کاهش استرس به 8 روش موثر
بدن انسان در مقابل برخی رویدادها عکسالعملی از خود نشان میدهد که باعث اضطراب شخص میشود. در ادامه این مطلب راه حل هایی اشاره می شوند که تا حدی به کاهش استرس و اضطراب کمک می کنند.
احساسات خود را باور کنید
هیچوقت بهخودتان نگویید که شما نباید آنچه را انجام میدهید احساس کنید.(جلوی احساس خود را نگیرید). نگویید: من الان نباید دچار استرس شوم. شما باید همیشه احساسات خود را قبول کنید در غیراین صورت آن احساسات بهزودی بر شما غلبه میکنند. اگر شما قبول کنید که استرس دارید یک قدم جلو هستید و بهتر میتوانید بر آن غلبه کنید.
مسئولیت احساسات خود را قبول کنید
خالی کردن حالات استرس خود روی دیگران بسیار کار سادهای است. ولی سعی کنید که هیچ وقت با دیگران رفتار نامناسبی نداشته باشید. اگر با دیگران بر خلاف میل آنها رفتار کنید باعث میشود که آنها ناراحت شده و ناراحتی خود را بر سر شما خالی کنند.
سرزنش کردن فقط باعث استرس بیشتر شما میشود. زیرا اشتیاق،خود مستقیما با عوامل قابل کنترل شما در ارتباط است.آنچه غیرقابل دسترسی است شما را مشتاق میکند. اگر شما همسرتان را بهخاطر داد زدن سرزنش میکنید پس تنها راهحل این است که همسرتان صدایش را پایین بیاورد. که در این حالت اشتیاق و استرس هر دوی شما افزایش مییابد زیرا شما نمیتوانید تاثیر زیادی روی صدای همسرتان داشته باشید.
اما زمانیکه شما مسئولیت کار خود را قبول کردید آن وقت فاکتور سرزنش کردن از بین میرود.و شما با واقعیت روبهرو شده و قربانی دیگران نمیشوید و میتوانید کنترل احساسات خود را در دست بگیرید لذا مسئولیت شما باعث میشود تا نسبت به احساسات خود کاری انجام دهید.
اگر شخصی باعث اضطراب شما میشود، او را صدا کنید و به او بگویید چه احساسی نسبت به او دارید و چرا این احساس را دارید و چه میتوان کرد که این احساس از بین برود. این موضوع را با سرزنش کردن آنها بدتر نکنید. همیشه راجع به مشکل خود فکر کنید، نه راجع به شخص بهخصوصی.
نفس کشیدن
زمانیکه اضطراب وجود شما را فرا میگیرد، ناخودآگاه نفسهای کوتاه میکشید. این اولین مرحله قبل از جدال و یا خاموشی و سکوت است که اینها خود باعث صدمه زدن به گفتوگو میشود. بنابراین در این مواقع نفسهای عمیق بکشید، این کار باعث کاهش اضطراب میگردد.
استراحت کوتاهی بکنید
از صحنه خارج شدن همیشه فکر شما را تازه میکند. البته نیازی به سفرهای بلندمدت نیست بلکه یک استراحت کوتاه مدت تنها چیزی است که به آن نیاز دارید. قدم زدن و یا تمرین در باشگاه ورزشی کافی است.بهتر است فعالیت کنید تا هورمونهای مخالف و ضدحالتهای فعلی در شما ایجاد شود. ورزش همیشه باعث ریلکس شدن بدن میشود.
دوری از محل اضطراب باعث آرامش فکر شده و فرصتی جهت مقابله با مشکل به شما میدهد. حتما سعی کنید بعد از استراحت مشکل را با طرف مقابل بازگو کنید در غیراین صورت فقط وقفهای در مشکل بهوجود آمده است بدون آنکه مشکل شما بر طرف گردد.
انعطاف پذیر باشید
استرس غیرقابل اجتناب است و مانند طلوع و غروب خورشید اتفاق میافتد. پس بهترین راه مبارزه با آن تغییر رفتار و برخورد با دیگران است. نرم باشید نه سخت. با توجه به کلام افراد نشانههای استرس را تشخیص داده و سپس خودتان را با آن تطبیق دهید. با کمی انحراف و گذشتن از علائق خود دیگران را در به دست آوردن نیازهایشان کمک کنید.
نیازی به سختی کشیدن و تحمل سفرهای دور و دراز نیست فقط به صحبتهای دیگران گوش دهید و توجه داشته باشید که این روش به خوبی باعث کاهش استرس میگردد.
راجع به مشکل بعد از وقوع آن صحبت کرده و بحث کنید
این موضوع را اگر با موضوع قبلی یعنی انعطاف پذیری ادغام کنید میتوانید افراد مضطرب را کنترل کنید. شما حتما باید بعد از یک اتفاق تنشزا (بعد از آرام شدن) راجع به آن صحبت کنید، در غیر این صورت آن مشکل به شکل فجیع تری تکرار خواهد شد. اگر شخصی را میشناسید که زود عصبانی میشود به او بگویید که موضوع زیر را بخواند.
اضطراب و استرس شیمیایی
3 مورد ذکر شده زیر باعث استرس و اضطراب شده و شما باید از آنها دوری کنید.
الف) نیکوتین
این ماده هم در کوتاه مدت باعث آرامش شده ولی در درازمدت به فرد صدمه میزند. اگرچه کشیدن یک سیگار در همان لحظه باعث آرامش میگردد ولی ضربان قلب را افزایش داده و نفسها را کوتاه میکند و ضررهای بیشمار دیگری نیز دارد.
ب) کافئین
از این داروی محرک دوری کنید به جای قهوه از یک نوشابه دیگربا کافئین کمتر مثل چای استفاده کنید.
ج) شکر
غذاهای شیرین باعث افزایش گلوکز میشود. میتوانید از غذاهایی با شکر کمتر استفاده کنید مثل انواع نان سبوسدار.
از دیگران در مورد عکس العمل های خودتان در زمان استرس سوال کنید
شما حتما باید اینکار را بکنید زیرا در موقع استرس متوجه بسیاری از مسائل و رفتارهایی که از شما سر میزند نیستید و فراموشی کوتاه مدت اجازه بازیابی مسائل را به شما نمیدهد. همچنین اطلاعیافتن از رفتارهایتان میتواند به شما کمک شایانی بکند. اگر دیگران بگویند که شما در هنگام استرس فریاد میزنید، بهخود آمده و خواهید دانست که باید استرس خود را کاهش داده و سپس به گفتوگو بپردازید.
عقیله بنی هاشم از نگاه اهل بیت(ع)
پنجم جمادی الاولی سالروز ولادت عقیله بنی هاشم، حضرت زینب (س) است که به این مناسبت به انتشار «دیدگاه اهل بیت(ع) درباره حضرت زینب (س)» خواهیم پرداخت:
حضرت زینب(سلام الله علیها) یکی از بانوانی است که گرچه درخشش، فضل و مقام بینظیرش پس از جریان کربلا بر همگان واضح است و نقش ایشان در قیام برادرش حضرت سید الشهدا(علیه السلام) هرگز مخدوش یا در تاریخ گم نشده، اما با این همه شرح زندگی این بانوی فاضله فرزانه پیش از واقعه کربلا و پس از آن، چندان برای ما روشن نیست، به طوری که حتی محل دفن و قبر شریفش (همچون مادر بزرگوارش) با اختلافاتی نقل شده و قطعی نیست.
با این همه سعی میکنیم تا با استناد به سخنان معصومین(علیهم السلام) به ترسیم جایگاه حضرت زینب کبری بپردازیم.
بر اساس روایات وقتی این دختر بزرگوار امیرمؤمنان علی(علیه السلام) متولد شد، حضرت زهرا(علیها السلام) از ایشان خواست، تا نامی برای این نوزاد انتخاب نماید که حضرت علی(علیه السلام) میگوید در نامگذاری فرزندانم بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پیشی نمیگیرم. چون پیامبر از سفر بازگشت، حضرت زهرا(علیها السلام) بچه را به ایشان دادند و پیامبر فرمود واللّه در نامگذاری خودت و بچههایت بر خدا پیشی نگرفتم و پیامبر از جانب خدا نام زینب برای این دختر قرار داد، و فرمود علی، خودش زینت اهل دنیاست، اما این دختر به جایی میرسد که زینت پدر میشود. [۱]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در مورد فرزندان حضرت فاطمه(علیها السلام) میفرماید: «وُلدِ فاطِمَةَ فَانَا وَلِیُّهُم وَ عُصبَتُهُم، وَ هُم خُلِقُوا مِن طِینَتِی ویل للمکذبین بفضلهم، من أحبهم أحبه اللّه و من أبغضهم أبغضه اللّه؛ فرزندان فاطمه (حسن، حسین، زینب، و امّ کلثوم)، که من ولی و سرپرست نَسَبی آنها هستم، از طینت و خمیره ذات من آفریده شدهاند، وای بر آن کسان که فضل و بزرگواری ایشان را تکذیب کند و هر که آنها را دوست بدارد، خدا او را دوست میدارد، و هر که با آنها دشمن باشد، خدا او را دشمن دارد».[۲] همچنین پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) درباره حضرت زینب چنین فرمود: «مَن بَکی عَلی مصائبِ هذِهِ البِنتِ کانَ کَمَن بَکی عَلی أخَوَیهَا الحَسَنِ و الحُسَینِ؛ هر کس بر مصیبتهای این دختر (زینب) بگرید، همانند کسی است که بر برادرانش، حسن و حسین گریسته باشد».[۳]
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در جائی دیگر میفرماید: «زینب با هزار سختی به انواع بلاها گرفتار خواهد شد».[۴] از آن حضرت روایت دیگری وجود دارد: «وصیّت میکنم حاضرین و غائبین امّت را که این دختر را به حرمت پاس بدارند، همانا وی مانند خدیجه کبری است».[۵]
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در علت گریهاش در تولد حضرت زینب فرمود: گریهام به این علت است که این دختر دوست داشتنی من سرنوشت غمباری خواهد داشت، در نظرم مجسم گشت که او با چه مشکلاتی دردناکی رو به رو میشود و چه مصیبتهای بزرگی را به خاطر رضای خداوند با آغوش باز استقبال میکند. [۶]
از نگاه حضرت علی(علیه السلام) نیز حضرت زینب، دارای جایگاه خاصی بود و به او احترام بسیاری قائل میشد. چنانکه نقل شده وقتی اهل بیت(علیهم السلام) میخواستند به زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله) بروند، امام علی(علیه السلام) جلوتر میرفتند، تا راه را باز کنند و حسنین(علیهما السلام) اطراف حضرت زینب را میگرفتند و امیرمؤمنان چراغهای حرم پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خاموش میکرد، تا کسی قد و قامت حضرت زینب را مشاهده نکند. [۷]
از منظر حضرت علی(علیه السلام) دخترش دارای جایگاه ممتاز علمی بود به طوری که این شایستگی را داشت تا برای بانوان کوفه تفسیر قرآن بگوید. یک سال پس از استقرار حضرت علی(علیه السلام) در کوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به امام پیام فرستادند و گفتند: «ما شنیدهایم که دختر شما، حضرت زینب همانند مادرش، زهرای مرضیّه، منبع سرشار دانش و دارای علوم و کمالات است. اگر اجازه بدهید به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهرهمند شویم». امام علی(علیه السلام) نیز اجازه داد، تا دختر عالمهاش، بانوان مسلمان کوفه را آموزش داده و مشکلات علمی و دینی آنان را حل کند. زینب(علیها السلام) آمادگی خود را اعلام نمود و بعد از دیدارهای مقدماتی، جلسه تفسیر قرآن برای آنان تشکیل داد و پرسشها و شبهات آنان را جواب میداد. [۸]
بنابر روایتی حضرت علی(علیه السلام) در هنگام شهادت خود حضرت زینب(علیها السلام) را از وضعیتی که برای او پیش میآید، آگاه میکند، در این روایت آمده: «در واپسین لحظات عمر مبارک امام علی(علیه السلام) دخترش زینب از پدر میخواهد تا حدیثی که ام ایمن برایش نقل کرده را بازگوید. علی(علیه السلام) میفرماید دخترم، گویا تو و دختران اهل بیت را مینگرم که به صورت اسیر و در نهایت پریشانی وارد این شهر (کوفه) میکنند، به گونهای که بیم دارید مردم به سرعت شما را بربایند. دخترم! آن روز صبر کنید، صبر کنید، سوگند به خداوندی که دانه را میشکافد و انسان را خلق میکند، در آن روز در سراسر روی زمین غیر از شما و دوستان و شیعیان شما، دوستی دیگر برای خدا نخواهد بود...».[۹]
حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز درباره دخترش زینب چنین میفرماید: «محبت دخترم زینب به حسین بینهایت است، که بیدیدار حسین آرام نمیگیرد. اگر بوی حسین را نشنود، قالب تهی میکند».[۱۰]
امام حسین(علیه السلام) نیز نسبت به خواهرش حضرت زینب(علیها السلام) توجه و علاقه خاصی داشت و همین طور زینب کبری نیز ادب و احترام و محبت ویژهای برای برادرش قائل بود که این مطلب از القاب حضرت زینب آشکار است: نائبة الحسین؛ جانشین و نماینده حضرت حسین(علیه السلام) و عدیلة الخامس من اهل الکساء؛ همتای پنجمین نفر از اهل کساء (امام حسین) از این جمله است. [۱۱]
ادب و احترام حضرت زینب(علیها السلام) به برادر خود آنچنان بود که هنگامی که عبداللَّه بن عباس به امام حسین(علیه السلام) گفت: شما که به این سفر خطرناک میروید چرا زنها را با خود میبرید؟ حضرت زینب با شنیدن این سخن سر از محمل خود برآورده و فرمود: «ای پسر عباس! آیا میخواهی بین من و برادرم جدایی بیندازی؟ هرگز من از او جدا نخواهم شد».[۱۲]
محبت امام حسین(علیه السلام) و زینب(علیها السلام) علاقهای متقابل و استثنایی بود. امام نیز فوق العاده حضرت زینب را عزیز و گرامی میداشت، [۱۳] ایشان را محرم راز و امین خود میدانست و ودایع خویش را به ایشان سپرد و اسرار امامت را به ایشان سپرد. [۱۴] این مسئله مقام و شأن حضرت زینب(علیها السلام) را گواهی میدهد. به حدی که هنگام دیدار امام با خواهر خویش برای او جا باز میکرد و با شادمانی ایشان را در کنار خود مینشاند و در قرب جوارش بود. [۱۵]
امام حسین(علیه السلام) که خود معصوم و واسطه فیض الهی است و مقام بالای دارد، هنگام وداع آخر به خواهرش زینب کبری فرمود: «یا اُختاه لا تَنْسِینی فِی نافِلَةَ اللَّیْل؛ خواهرم! در نماز شب مرا فراموش نکن».[۱۶]
امام زینالعابدین(علیه السلام) که در طول اسارت فداکاریهای حضرت زینب را بارها مشاهده کرده بود درباره ایشان میفرماید: «عمهام، زینب در مدت اسارت، غذایی را که به عنوان سهمیه و جیره میدادند، بین کودکان تقسیم میکرد؛ زیرا در شبانهروز به هر یک از ما یک قرص نان میدادند. او سختیها و تازیانهها را به جان خود میخرید و نمیگذاشت بر بازوی کودکان اصابت کند. [۱۷]
در روایتی از حضرت زین العابدین (علیه السلام) که گویای جایگاه رفیع ایشان میباشد، آمده است: «عمتی زینَب ما تَرکت تَهجدَها طولَ دَهرها حتّی لیلة حادی عشر من المُحَّرم؛ عمه جانم زینب در طول زندگیاش نماز شبش را ترک نکرد؛ حتی شب یازدهم مُحرّم».[۱۸]
در شب یازدهم محرم، علیرغم آنهمه خستگی و فرسودگی و مشاهده آنهمه آلام روحی، نماز شب خود را خواند. امام سجادعلیه السلام فرمود: «عمهام، زینب در مسیر کوفه تا شام تمام نمازهای واجب و مستحب را اقامه میکرد و در برخی منازل به سبب گرسنگی و ضعفی که بر وی عارض شده بود، نماز را نشسته خواند».[۱۹]
امام سجاد(علیه السلام) در روایتی دیگر در بیان جایگاه حضرت زینب میفرماید: «خدا حق عمهام زینب را بر ما و شیعیان ما حلال بگرداند!».[۲۰] فاطمه دختر امام حسین(علیه السلام) میگوید: «عمّهام زینب در آن شب (شب عاشورا)، در محراب عبادتش ایستاده دعا میخواند و به خدا استغاثه میکرد، آن شب دیدگان هیچ یک از ما به خواب نرفت و آه و ناله ما فرو ننشست».[۲۱] در روایت دیگری درباره عمه اش فرمود : ای عمه خدا را شکر که تو دانشمندی هستی که بدون استاد به این مقام نایل شدی و تو فهمیدهای هستی که به ذات خود در این فضل برتری داری. [۲۲]
از سخنان حضرت زینب(علیها السلام) در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام، خطبهها و سخنرانیهایی که در فرصتهای مختلف در برابر ستمکاران و طاغیان آن زمان و مردم دیگر ایراد فرمود، به خوبی معلوم میشود که مراتب علم و دانش و کمال آن بانوی بزرگوار از راه تحصیل و تعلیم و اکتسابی نبوده است. [۲۳] از طرفی میدانیم که برترین درجه علم، علمی است که از ذات الهی به انسان افاضه میشود که به تعبیر قرآن مجید، علم «لَدُنّی» میباشد: «و عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلما؛ علم فراوانی از نزد خود به او (حضرت خضر) آموختیم» [۲۴] درباره زینب کبری(علیها السلام) باید گفت علاوه بر اینکه ایشان بانویی سرشار از بینش و بصیرت بود، به شهادت امام سجاد(علیه السلام) ایشان «علم لَدُنّی» را داشت چرا که خطاب به عمّهاش فرمود: «أنْتِ بِحَمْدِاللَّه عالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ و فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَة؛ به حمداللَّه تو دانشمند معلمندیده و فهمیدهای فهم نیاموخته هستی».[۲۵] و این سخن امام سجاد(علیه السلام) در تأیید مقام علمی عمه بزرگوارش حضرت زینب میباشد.
امام صادق(علیه السلام) نیز در تبیین جایگاه حضرت زینب فرموده است «اگر کسی بر مصیبت عمّهام زینب که با برادر شریک بودند گریه کند و تشکیل مجالس ذکر ما بدهد یا بشنود و گریان شود اگر به قدر بال مگس چشمش در این مصیبت تر شود خداوند او را بیامرزد، این است ثواب و اجر گریهکنندگان بر مصیبت حضرت زینب. [۲۶] در روایتی آمده است که شخصی از امام صادق (ع) سؤال کرد: آیا پیامبر (ص) چنین فرموده است: همانا فاطمه پاکدامن است پس خداوند ذریۀ او را بر آتش جهنم حرام کرده است؟ حضرت در پاسخ می فرماید: بلی مقصود پیامبر(ص)، حسن و حسین و زینب و ام کلثوم (ع) بوده است.
یکی دیگر از مواردی که به تبیین جایگاه والای حضرت زینب(علیها السلام) کمک میکند، شناخت القاب ایشان است، به ویژه که این القاب از جانب ائمه و اهل بیت به ایشان عطا شده و گویایی صفات والای این بانوی بزرگوار است. حضرت زینب القاب زیادی دارند که عبارت اند از: عالمة غیر معلّمة؛ دانای بی آموزگار، فهمة غیر مفهّمة؛ فهمیده بدون فهماننده، کعبة الرّزایا؛ قبله رنجها، نائبة الزهراء: جانشین و نماینده حضرت زهرا، ملیکة الدنیا؛ شه بانوی گیتی، محبوبة المصطفی؛ مورد محبّت و محبوب پیامبر، قرّة عین المرتضی؛ نور چشم حضرت علی، حَفَرَةُ علیٍ و فاطمة؛ مرکز جمعآوری دوستی و محبت علی و فاطمه. اما لقب اصلی ایشان عقیله است و عقیلة بنیهاشم: بانوی خردمند بنی هاشم، عقیلة النساء؛ خردمند بانوان، عقیلة خدر الرسالة؛ خردمند پردهنشینان رسالت، عقیلة الطالبیین؛ زن خردمند از خاندان حضرت ابوطالب، عقیلة الوحی؛ بانوی خردمند وحی، عقیلة النبوّة؛ بانوی خردمند پیامبری، عقیلة القریش؛ بانوی خردمند از قریش، سیدة العقائل؛ بانوی زنان خردمند نیز درباره ایشان مشهور است. حضرت زینب را به واسطه پرستاری از امام سجاد(علیه السلام) پس از واقعه عاشورا «کفیلة السجّاد» لقب دادند و نیز او را سرّ أبیها؛ راز پدرش علی(علیه السلام) نامیدند. همچنین الصدّیقه الصغری: صدّیقۀ کوچکتر لقب دیگر حضرت زینب است تا با مادرش صدّیقه کبری فاطمه زهرا(علیها السلام)، اشتباه نشود. [۲۷]
منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه
پی نوشت ها:
[۱]. اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی، الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء(س)، قم، دلیل ما، چ اول، ۱۴۲۸ق، ج۵، ص۳۷۳.
[۲]. ابوسعید خرگوشی نیشابوری، شرف المصطفی، مکه، دار البشائر الإسلامیة، چ اول، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۳۳۴.
[۳]. نورالدین جزائری، الخصائص الزینبیه، قم، المکتبه الحیدریه، ۱۴۲۵ق، ص ۱۵۵؛ من علماء البحرین والقطیف، وفیات الأئمة، بیروت، دار البلاغة للطباعة والنشر والتوزیع، چ اول، ۱۴۱۲ق، ص۴۳۱؛ حسین شاکری، عقیلة والفواطم، بیجا، ناشر مولف، بیتا، ص۱۱.
[۴]. محمد مهدی تنکابنی، ریاض المصائب، قم، افق فردا، ۱۴۲۳ق، ص ۴۷.
[۵]. جزائری، پیشین، ص۱۷.
[۶]. عباسقلی خان سپهر مستوفی، طراز المذهب، بیجا، بینا، ۱۳۱۵ق، ص ۳۲ و ۲۲
[۷]. جعفر بیاتی، الأخلاق الحسینیة، بیجا، انوار الهدی، چ اول، ۱۴۱۸، ص۲۲۳؛ شاکری، پیشین، ص۱۷.
[۸]. ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعة، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۴ش، ج ۳، ص ۵۷.
[۹]. ابن قولویه، کامل الزیارات، نجف، مرتضوی، چ اول، ۱۳۵۶ق، ص۲۶۶؛ مجلسی، بحار الأنوار، تهران، اسلامیه، چ دوم، ۱۳۶۳ش، ج۴۵، ص۱۸۳.
[۱۰]. تنکابنی، پیشین، ص ۴۷.
[۱۱]. ر. ک: احمد رحمانی همدانی، فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی(ص)، تهران، منیر، چ سوم، ۱۳۷۸ش، ص۶۳۶؛ شیخ عبد الله بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم و المعارف، مستدرک- حضرت زهرا تا امام جواد علیهم السلام، قم، مؤسسة الإمام المهدی(عج)، چ اول، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۹۴۸.
[۱۲]. ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعة، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۴ش، ج۳، ص ۴۱.
[۱۳]. همان، ج ۳، ص ۷۶.
[۱۴]. احمد بهشتی، زنان نامدار در قرآن و حدیث، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۸، ص ۵۱.
[۱۵]. جعفر نقدی، زینب الکبری بنت الامام، النجف الاشرف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۶۱، ص ۲۱ .
[۱۶]. جواد شبّر، ادب الطف أو شعراء الحسین(ع)، بیروت، دار المرتضی، چ اول، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۴۲، محلاتی، پیشین، ص۶۲.
[۱۷]. ر. ک: سید جواد حسینی، «فضائل و مناقب حضرت زینب (ع)»، ماهنامه مبلّغان، ش ۳۳، ۱۳۸۱ش، ص ۴۳.
[۱۸]. وفیات الأئمّه، پیشین، ص ۴۴۱.
[۱۹]. ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعة، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۴ش، ج ۳، ص ۶۲.
[۲۰]. ر. ک: مجله افق حوزه، «جایگاه حضرت زینب سلام اللّه علیها در روایات»، اردیبهشت ۱۳۸۹، شماره ۲۶۶.
[۲۱]. احمد صادقی اردستانی، زینب قهرمان دختر علی، تهران، مطهر، ۱۳۷۲، ص ۱۰۶.
[۲۲] . بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۶۷، احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۴۰۵.
[۲۳]. هاشم رسولی محلاتی، نگاهی کوتاه به زندگی زینب کبری(س)، قم، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۶ش، ص۱۰.
[۲۴]. سوره کهف، آیه ۶۵.
[۲۵]. طبرسی، الإحتجاج، مشهد مقدس، نشر مرتضی، چ اول، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۵؛ شیخ عباس قمی، سفینة البحار، نجف، مطبعه علمیه، ۱۳۵۵، ج ۱، ص ۵۵۸.
[۲۶]. جعفر نقدی، زینب الکبری بنت الامام، النجف الاشرف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۶۱، ص۱۰۴.
[۲۷]. ر. ک: احمد رحمانی همدانی، فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی(ص)، تهران، منیر، چ سوم، ۱۳۷۸ش، ص۶۳۶؛ شیخ عبد الله بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم و المعارف، مستدرک- حضرت زهرا تا امام جواد علیهم السلام، قم، مؤسسة الإمام المهدی(عج)، چ اول، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۹۴۸.































