emamian

emamian

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، فرزندان عزیز ملّت ایران. امروز برای ما جلسه‌ی بسیار خوب و شیرینی بود؛ هم دیدار شما، هم گفتار شما، هم ورزش باستانی بسیار زیبایی که این جوانهای ما و نوجوان‌های ما اینجا انجام دادند. من اوّل بپردازم به همین ورزش باستانی. یکی از توصیه‌هایی که من چند سال قبل به مسئولین ورزش کشور کردم این بود که سعی کنند این ورزش را بین‌المللی کنند؛(۲) این ورزش بسیار ورزش زیبایی است. این گود ما، این سردَم و ضرب ما، این حرکات ورزشی بسیار زیبا، آن شنا، آن میل‌گیری، آن میل‌بازی، آن چرخی که میزنند، آن کارهایی که میکنند ــ که امروز یک نمونه‌های خیلی قشنگ آن را این نوجوان‌های عزیزمان انجام دادند ــ همه‌ی اینها چیزهای تماشایی برای هر علاقه‌مند به ورزش است. خوشبختانه میبینم که اینها پیش رفته. ورزشی که امروز اینجا این بچّه‌ها کردند، از ورزش زورخانه‌ای که ما در دوره‌ی جوانی دیدیم انصافاً بهتر بود؛ هم چرخشان بهتر بود، هم میلشان بهتر بود، هم شنایشان بهتر بود، هم کار پایشان بهتر بود؛ همه چیزش انصافاً بهتر بود. ما در دوره‌ی جوانی ــ آن مقداری که حالا توانستیم ببینیم و دیدیم ــ در همه‌ی دورانها و گودهای مختلفی که دیده بودیم، کاری به این قشنگی ندیده بودیم. پیدا است که پیشرفت حاصل شده، پیدا است که استعداد وجود دارد؛ از این استعداد باید حدّاکثرِ استفاده را کرد. و من از این جوانهای عزیز و نوجوان‌های عزیزم تشکّر میکنم؛ کارتان خیلی قشنگ بود، خیلی خوب بود. و از مربّیانشان هم واقعاً باید تشکّر کنم؛ زحمت زیادی کشیده شده و کار خوبی شده. این برادران عزیز [هم] ــ ما آن‌وقت‌ها به اینها میگفتیم «مُرشد»، نمیدانم حالا چه میگویند؛(۳) بله، از برادرها هم تشکّر میکنم، ما را وارد کردند به اصطلاحِ زورخانه‌ای‌ها ــ انصافاً خیلی خوب ضرب گرفتند، خیلی خوب کار کردند. کار ورزش باستانی‌ای که امروز اینجا انجام گرفت، مجموعاً بسیار خوب بود.

و امّا عرایض من با شما ورزشکاران عزیز؛ چه پیش‌کسوت‌ها، چه ورزشکارهای جوان. من دو سه مطلب را میخواهم عرض کنم. مطلب اوّل که شاید از نظر من مطلب اصلی باشد، تشکّر و قدردانی است. حقیقتاً بنده موظّف میدانم خودم را که تشکّر کنم، اوّلاً از همه‌ی ورزشکاران و تلاشگران عرصه‌ی ورزش؛ همه‌ی آن کسانی که در صحنه‌های ورزشی تلاش میکنند، زحمت میکشند، سختی‌ها را تحمّل میکنند. حضور در عرصه‌ی ورزش اراده میخواهد، عزم راسخ میخواهد؛ اینها را شما نشان دادید، ورزشکارهای ما بحمدالله نشان دادند. تشکّر میکنم از مدال‌آوران این عرصه که خود این «مدال» نشانه‌ی تلاش است، نشانه‌ی سخت‌کوشی است. مدال یک نشانه است، یک علامت است؛ علامت سخت‌کوشی شما است. تشکّر صمیمانه میکنم از مدال‌آوران. تشکّر میکنم از بانوان ورزشکار؛ از آن بانویی که با حجاب کامل، پرچم این دوره از ورزشهای آسیایی را حمل کرد و در مقابل یک دنیا هویّت و شخصیّت زن ایرانی را نشان داد. تشکّر میکنم از آن بانوی ورزشکاری که در هنگام اهدای مدال، حاضر نشد با مرد نامحرم دست بدهد؛ او دستش را دراز کرد، این بانو دست نداد. اینها خیلی اهمّیّت دارد؛ اهمّیّت این حاشیه‌ها از خود ورزش کمتر نیست، [بلکه] شاید بیشتر است. تشکّر میکنم از‌ آن بانویی که با کودک نوزاد خودش، در آغوش، رفت روی سکّو و مدالش را گرفت؛ این یک حرکت نمادین است؛ این در دنیا به معنای احترام گذاشتن زن به نقش خانواده و نقش مادری است. تشکّر میکنم از ورزشکارانی که حاشیه‌های ارزشی را به ورزشِ خودشان افزودند و اضافه کردند؛ سجده کردند روی زمین بعد از پیروزی، دستشان را به دعا بلند کردند در وسط میدان ورزشی، پرچم را بوسیدند، روی پرچم سجده کردند. اینها خیلی کارهای مهمّی است؛ اینها کارهایی است که تشخّص ورزشکار ایرانی ـ اسلامی را، بلکه هویّت ملّت ایران را در مقابل چشم صدها میلیون تماشاگر نشان میدهد و ثبت میکند؛ اینها کارهای کوچکی نیست. این سجده با سجده‌ای که انسان در خانه میکند یا در مسجد میکند، خیلی فرق دارد؛ این چادر با چادری که در خیابانِ تهران کسی سرش میکند خیلی فرق دارد. تشکّر میکنم از آن تیم ملّی‌ای که به نشانه‌ی دفاع از مظلوم، با چفیه وارد زمین شد. تشکّر میکنم از ورزشکارهایی که هر کدام به نحوی در حمایت از فلسطین موضع گرفتند؛ موضع خودشان را در مقابل چشم دنیا ــ نه در خفا ــ اعلام کردند، مدالشان را به کودکان غزّه دادند، مدالشان را به شهدای بیمارستان(۴) ــ که محلّ فاجعه‌آفرینی رژیم صهیونیستی بود ــ اهدا کردند. تشکّر میکنم از ورزشکارانی که از رویارویی با طرف صهیونیست خودداری کردند؛ امروز معلوم میشود که اینها چه کار درستی انجام دادند؛ حقّانیّت اینها امروز بیشتر از همیشه آشکار میشود. این تشکّرهای ما است.

این تشکّر صرفاً یک تشکّر زبانی نیست، فقط به خاطر یک حرکت خوب نیست ــ که خب هر کار خوبی که کسی میکند، انسان باید از او تشکّر کند ــ این به خاطر این است که این کارهایی که بعضی از آنها را اسم بردم، چهره‌ی برجسته و شاخص و دارای منطق و دارای اعتماد به نفْس از ملّت ایران را در مقابل چشمهای صدها میلیون مردمِ تماشاگرِ ورزش نشان میدهد، ملّت ایران را معرّفی میکند. این کارها، این حرکات زیبا، بخشی از قدرت ملّی ایران است. همه ورزش میکنند، همه‌ی ملّتها ورزشکار دارند، بازیگر دارند، کشتی‌گیر دارند، فوتبالیست دارند، والیبالیست دارند، افتخار هم درست میکنند برای کشورشان، امّا این کارهایی که شما انجام دادید، در دنیا شاخص است و برتر از مسئله‌ی ورزشکاری و افتخارات ورزشی است؛ اینها افتخارات انسانی است. خب، پس این تشکّر ما از شما است به خاطر این حرکات بزرگ و زیبا و پُرمعنایی که انجام دادید.

علاوه‌ی بر این، تلاش شما و موفّقیّت شما دل ملّت را شاد میکند. وقتی شما یک مدال کسب میکنید ــ مدال‌های رنگارنگ ــ ملّت اینجا شاد میشوند و احساس سرافرازی میکنند. این برای من خیلی مهم است که شما دل ملّت را شاد کنید، به آنها احساس سرافرازی بدهید؛ از این جهت هم من تشکّر میکنم. بنابراین، عرض اوّل ما با شما ورزشکاران عزیز عبارت بود از تشکّر، با این تفاصیلی که عرض کردیم.

حرف دوّم، سخن با مسئولان است. البتّه ما با مسئولانِ بین‌المللیِ ورزش خیلی حرف داریم، به آنها خیلی ایراد داریم؛ روزی باید به این ایرادها عادلانه رسیدگی بشود. امروز قدرتهای استعمارگر و استثمارگر و مستکبر، تقریباً پشت سر همه‌ی مراکز بین‌المللی ایستاده‌اند و مانع از بررسی عادلانه‌اند، امّا یک روز ان‌شاءالله نوبت بررسی عادلانه به این چیزها خواهد رسید. میگویند «ورزش سیاسی نیست»، امّا آن وقتی که احتیاج دارند ورزش را سیاسی کنند، به بدترین شکل ورزش را سیاسی میکنند. به یک بهانه‌ای یک کشور را از شرکت در همه‌ی آوردگاه‌های ورزشیِ بین‌المللی محروم میکنند؛ چرا؟ [چون] شما فلان جا جنگ کردید؛ امّا همانها پنج هزار کودک شهید را در غزّه ندیده میگیرند! اینجا ورزش نباید سیاسی بشود، امّا آنجا به طور واضح سیاسی میشود، اشکالی هم ندارد! یک کشور را به بهانه‌ی جنگ از مسابقات جهانی محروم میکنند، یک کشور را، یک دولت را بکلّی ندیده میگیرند؛ نه اینکه به ‌خاطر جنگ، [بلکه] به‌ خاطر جنایتهای جنگی و حتّی به‌ خاطر نسل‌کشی [هم] آن را از ورود در میدانها‌ی بین‌المللی محروم نمیکنند. از این قبیل هست دیگر؛ اینها متأسّفانه مشکلات بین‌المللی ورزش دنیا است؛ و مخاطب این حرفها هم مسئولان ورزش دنیا هستند؛ حالا رشوه‌ها بماند، فسادها بماند، ناداوری‌ها بماند، مافیاهای ورزشی دنیا بماند؛ یک روزی ان‌شاء‌الله باید به اینها رسیدگی بشود. این مربوط به مسئولان جهان است.

امّا مسئولان خودمان که‌ با آنها حرفهای زیادی داریم. من خیلی از این حرفها را در حضور خود ورزشکارها به مسئولان محترم ورزشی کشور گفته‌ام، بعضی‌ها را هم در جلسات خصوصی به آنها و به مسئولان بالاترشان تذکّر داده‌ام و گفته‌ام؛ باید دنبال بشود. همانهایی که حالا وزیر محترم اینجا ذکر کردند، باید دانه‌دانه دنبال بشود؛ همان مطالبی که این کشتی‌گیر عزیزمان اینجا گفت، باید دنبال بشود. من میگویم ایران قوی باید ورزش قوی داشته باشد. ما شعار «ایران قوی» دادهایم دیگر؛(۵) ورزش ایران قوی باید یک ورزش قوی باشد. قوّت ورزش به چیست؟ اتّخاذ تدابیر درست در انتخاب مربّی، در ترکیب تیم‌های ملّی در همه‌ی رشته‌ها، در مراقبت جدّی از بُروز آفت در ورزش؛ مراقب باشند که در ورزش کشور آفت به وجود نیاید. «آفت» یعنی چه؟ یعنی فساد اقتصادی، یعنی تشکیل مافیاهای ورزشی در داخل، یعنی آفتهای اخلاقی برای ورزشکاران پاکیزه و پاک‌دامن ما؛ اینها باید مراقبت بشود.

یکی از وظایف مسئولان محترم ورزش کشور این است که برای رفع مشکلات قدیمی ورزش برنامه‌ریزی کنند. «مشکلات قدیمی» یعنی چه؟ [یعنی] سؤالهای بی‌پاسخ: نقش دولت در ورزش چقدر است؟ دولت چه اندازه در ورزش یا در تیم‌های ورزشی دخالت کند؟ مسئله‌ی خصوصی‌سازی، مسئله‌ی قراردادهای ورزشی، مسئله‌ی مربّی خارجی و امثال اینها؛ اینها سؤالهایی است که مطرح است و هر چند وقت یک بار، یک پاسخی داده میشود، باز بعد از مدّتی این پاسخ تغییر پیدا میکند. اینها باید برنامه‌ریزی بشود؛ یک برنامه‌ریزیِ مبتنی بر اساس اصول حرفه‌ای ورزش. این جزو نیازهای واقعیِ ورزشِ کشور است؛ این یک مسئولیّت مهمّ مسئولان ورزشی است.

یک مسئولیّت مسئولان محترم ورزشی رسیدگی به وضع زندگی ورزشکاران است که اینجا اشاره هم کردند. این کارهایی که وزیر محترم گفتند بنا است در زمینه‌ی مسکن و اشتغال و امثال اینها انجام بگیرد، بسیار کارهای خوبی است، به شرطی که دنبال کنند، به شرطی که با جدّیّت پیگیری بشود. نمیشود ما از ورزشکار توقّع داشته باشیم که در میدانهای جهانی افتخارآفرینی بکند، امّا با نیازهای آنها رفتار متناسبی نداشته باشیم. باید کاری کنند که ورزشکاران ما در یک سطح قابل قبولی بتوانند اطمینان خاطری برای زندگی داشته باشند. به نظر من بهترین راهش همین مسئله‌ی اشتغال، مسئله‌ی مسکن و مانند اینها است که گفتند.

یکی از وظایف مسئولان رفتار پدرانه‌ی با ورزشکار است. من خواهش میکنم مسئولین کشور با ورزشکاران همه‌ی رشته‌ها نشست‌وبرخاست صمیمانه داشته باشند. البتّه بعضی از رشته‌های ورزشی بیشتر مطرح میشوند، بعضی از رشته‌ها خیلی کم مطرح میشوند؛ با همه‌ی این ورزشکاران در همه‌ی رشته‌ها نشست‌وبرخاست داشته باشند، بنشینند، حرفهایشان را بشنوند، دردِدل‌هایشان را بشنوند، درخواست‌هایشان را بشنوند و پاسخگو باشند. این درخواست‌های ما از مسئولان و خطاب ما به مسئولان ورزشی است.

چند جمله هم به خود شما ورزشکاران عزیز عرض میکنم. چهره‌ی ورزشی برای خیلی از جوانها الگو میشود. رفتار شما، حرکات شما، گفتار شما، نوع زندگی شما جوانهای عزیز و نوجوان‌های عزیز که چهره‌ی ورزشی هستید، غالباً برای بسیاری از جوانها الگو میشود؛ خب، این مسئولیّتِ شما را سنگین میکند. وقتی شما الگو هستید، میتوانید یک بخشی از جوانهای کشور را به راه راست هدایت کنید، خوشبخت کنید، سعادتمند کنید؛ خدای نکرده عکسش هم ممکن است. بنابراین، رفتارتان خیلی مهم است. یک سخن یک ورزشکار، یک رفتار یک ورزشکار ــ چه در میدان ورزش، چه در بیرون از میدان ورزش ــ میتواند تأثیر سازنده‌ای در جوانها داشته باشد؛ این مسئولیّتِ شما را سنگین میکند. خدای متعال به قدر محبوبیّت شما برای شما تکلیف دارد. هرچه محبوبیّتتان، توانایی‌تان، مطرح بودنتان بالاتر برود، تکالیفی هم به همان مناسبت بر دوش شما از ناحیه‌ی پروردگار می‌آید؛ به این توجّه کنید؛ هم خانمها، هم آقایان، جوانان و نوجوانان. شهرت و مورد توجّه قرار گرفتن، انسان را در معرض برخی لغزشها قرار میدهد که باید به این کاملاً توجّه کنید.

یک نکته‌ی دیگر به شما ورزشکاران عزیز این است که شما باید خدا را خیلی شکر کنید. این توانایی جسمی را خدا به شما داده؛ این عزم و اراده‌ای که شما در میدان رقابت ورزشی به کار میبرید ــ که اگر این عزم و اراده نباشد، پیروزی امکان ندارد و فقط قدرت بدنی کافی نیست ــ هم قدرت بدنی را، هم این عزم و اراده را خدا به شما داده؛ خب از خدا باید سپاسگزاری کنید، شکرگزاری کنید؛ اینها نعمتهای الهی هستند. هر نعمتی شکری لازم دارد و اگر شکر کردید، این نعمت افزایش پیدا میکند ان‌شاءالله.

خب، این هم عرایض ما به شما. من هم که غالباً دعا میکنم همه‌ی جوانها را، همه‌ی ورزشکارها را؛ بخصوص شماها را ان‌شاءالله دعای مخصوص خواهم کرد و همیشه هم دعا میکنم.

یک جمله هم درباره‌ی مسئله‌ی فلسطین عرض بکنیم. اگر من بخواهم به شما ورزشکارها درباره‌ی این حوادث اخیر یک جمع‌بندی ارائه بدهم، آن جمع‌بندی و آن جمله‌ی کوتاه این است که رژیم صهیونیستی در حادثه‌ی «طوفان الاقصیٰ» ضربه‌فنّی شد؛ یعنی حماس به عنوان یک گروه مبارز ــ نه به عنوان یک دولت، نه به عنوان یک کشور با امکانات زیاد؛ به عنوان یک گروه، یک گروه مبارز ــ توانست دولت غاصب صهیونیست را با آن‌همه امکانات ضربه‌فنّی کند؛ این خلاصه‌ی مطلب است. تا امروز هم نتوانسته‌اند خودشان را از زیر بار فشار و ننگی که این شکست بر آنها وارد کرده خارج کنند. بله، قدرت‌نمایی میکنند، امّا کجا؟ در بیمارستان مریضهای غزّه، در مدرسه‌ی غزّه، روی سر مردم بی‌پناه غزّه! این قدرت‌نمایی ارزشی ندارد؛ این، مثل آن است که یک ورزشکاری در میدان شکست بخورد، بعد برای تلافی آن شکست، به طرف‌دارهای تیم مقابل حمله کند، به آنها فحّاشی کند و آنها را کتک بزند! یعنی فضاحت‌بارتر از کاری که رژیم صهیونیستی کرده انصافاً وجود ندارد. آن باخت سنگین رژیم صهیونیستی با این بمبارانها جبران نخواهد شد و این‌جور بمبارانها عمر این رژیم غاصب را کوتاه‌تر خواهد کرد. این ظلم و بی‌رحمی بی‌پاسخ نخواهد ماند؛ این را بدانند. امروز دیگر همه‌ی دنیا فهمیده‌اند که چرا ورزشکار ایرانی راضی نمیشود در میدان با طرف صهیونیست روبه‌رو بشود؛ این را دیگر امروز دنیا فهمیده؛ چون او جنایت‌کار است، چون برای یک دولت جنایت‌کار دارد ورزش میکند و داخل میدان می‌آید؛ کمک به او کمک به رژیم تروریست و جنایت‌کار است.

به هر حال، از همه‌ی شما تشکّر میکنم، از یکایک ورزشکاران تشکّر میکنم. از این جوانان و نوجوانان عزیزی که اینجا ورزش کردند و در واقع داخل این گود مصنوعی توانستند به این زیبایی و قشنگی ورزش کنند، تشکّر میکنم. از این جوانانی که اینجا ضرب گرفتند تشکّر میکنم. از همه‌ی شماها متشکّرم. ان‌شاءالله موفّق و مؤیّد باشید.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته
 
 
در ابتدای این دیدار، آقای کیومرث هاشمی (وزیر ورزش و جوانان) گزارشی ارائه کرد. همچنین خانم معصومه زارعی (کاپیتان تیم ملّی والیبال نشسته‌ی بانوان) و آقای امیرحسین زارع (قهرمان ملّی‌پوش کشتی آزاد) مطالبی بیان کردند.
بیانات در دیدار رئیس و معاونان سازمان تربیت‌بدنی و رؤسای فدراسیون‌های ورزشی کشور (۱۳۷۵/۱۰/۸)
پاسخ حضّار
بیمارستان المعمدانی غزّه
از جمله، سخنرانی نوروزی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۰/۱/۱)
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

این بازدید امروز برای بنده خیلی بازدید شیرین و مطلوبی بود. البتّه میدانستیم که برادران عزیزمان در مجموعه‌ی نیروهای مسلّح و در هوافضای سپاه و در وزارت دفاع، کارهای برجسته و خوبی را دارند انجام میدهند، منتها دیدن و مشاهده‌ی از نزدیک طبعاً تأثیر دیگری دارد. اگر بخشهای مختلف در کشور ــ که یکی‌اش نیروهای مسلّح است ــ هر کدام نیازها را بسنجند و بر اساس نیازها کار انجام بدهند، به نظر من رشد کشور و پیشرفت کشور سریع‌تر و بهتر خواهد شد؛ این یک درسی است برای ما. آن چیزی که تعیین‌کننده است، هم دقّت علمی و کار علمی و کار تحقیقی است و هم انگیزه و عزمی است که ناشی از ایمان باشد. خوشبختانه جوانهای ما ــ امثال شماها ــ در هر بخشی که با عزم و ایمان وارد شدند توانستند کارهای بزرگی را انجام بدهند. اینجا هم نشانه‌های همین عزم و ایمان را انسان مشاهده میکند؛ معلوم است که آنچه انجام گرفته، با اراده‌ی پولادین و پیگیری و با اعتقاد به یک وظیفه‌ای که بر عهده‌ی انسان است انجام گرفته؛ اعتقاد به این وظیفه خیلی تأثیر دارد، خیلی کمک میکند؛ پشتوانه‌ی اصلی همین ایمان و اعتقادی است که انسان دارد. آنچه شما به دست آورده‌اید بر اثر ابتکار به دست آورده‌اید؛ نوآوری خیلی مهم است؛ نوآوری را نبایستی از دست داد.

امروز بحمدالله شما در یک سطح خوبی قرار دارید، امّا معنایش این نیست که این سطحی که امروز به نظر ما خوب است، فردا هم همین سطح خوب باشد برای ما؛ نه، چون دیگران هم دارند کار میکنند، دیگران هم دارند پیش میروند. خبرهایی که مرتّباً میرسد به ما از جاهای مختلف، از مجموعه‌های نظامیِ گوناگون یا مجموعه‌های غیر نظامی، نشان‌دهنده‌ی این است که حرکت به سمت پیشرفت در دنیا یک امر مستمر و همگانی است و همه دارند تلاش میکنند. ما باید سعی کنیم عقب نمانیم، عقب نیفتیم. خب، بحمدالله حرکت و پیشرفت مجموعه‌ِی ما ــ یعنی همین شماها و امثال شما در جاهای مختلف نیروهای مسلّح ــ پیشرفتی بوده هم سریع و هم مطلوب؛‌ یعنی پیشرفت مطلوبی است و با سرعت خوبی پیش رفته‌اند، خیلی خوب است؛ امّا اگر چنانچه این شتاب کاهش پیدا بکند، ما عقب خواهیم ماند، چون دیگران هم دارند حرکت میکنند، کار میکنند، پیشرفت میکنند. البتّه وضع ما در بعضی از بخشها خیلی خوب است، از جمله همینهایی که امروز نشان داده شد؛ در بعضی از بخشها نه، وضعمان به این خوبی نیست، کمبود داریم، نقص داریم، بایستی آنها را هم پیدا کنیم، نیازهای خودمان را تشخیص بدهیم، دنبال برطرف کردن نقطه‌ی نیاز حرکت بکنیم ــ این کار لازم و واجبی است ــ و به هر حال از خدای متعال کمک بخواهیم.

من یک جمله هم درباره‌ی مسائل جاری فلسطین عرض بکنم که آن هم مهم است. این قضایای جاری در غزّه خیلی حقایق پوشیده و مکتوم را برای مردم دنیا روشن کرد. یکی از این حقایق مکتوم این است که سران کشورهای معروف و معتبر غربی، با همه‌ی ادّعاهایی که میکنند، مطلقا با تبعیض نژادی مخالف نیستند، [بلکه] طرف‌دار تبعیض نژادی‌اند؛ چرا؟ به خاطر اینکه رژیم صهیونیستی مظهر تبعیض نژادی است. صهیونیست‌ها خودشان را نژاد برتری میدانند و آحاد بشر را ــ انواع و اقسام بشر را که غیر صهیونیست و غیر یهودی هستند ــ از نژاد پَست به حساب می‌آورند؛ برای همین است که وقتی مثلاً چند هزار کودک را در ظرف چند روز به قتل میرسانند، احساسِ ناراحتیِ وجدان نمیکنند و مثل این است که چند هزار حیوان را مثلاً‌ از بین برده‌اند! حقیقت صهیونیست‌ها این است. خب حالا رئیس‌جمهور آمریکا، صدر اعظم آلمان، رئیس‌جمهور فرانسه، نخست‌وزیر انگلیس، از یک چنین موجودی و از یک چنین هویّتی دارند دفاع میکنند و به او کمک میکنند؛ معنای این چیست؟ معنایش این است که مسئله‌ی تبعیض نژادی که امروز یکی از مسائل مهمّ دنیا است و چشم بشر باز شده و تبعیض نژادی یکی از نفرت‌انگیزترین عقاید و گرایشها است، [ولی] ‌همه‌ی این آقایانِ معروف معتقد به تبعیض نژادی هستند و هیچ مخالفتی با تبعیض نژادی ندارند؛ وَالّا اگر مخالف بودند، این باید در عملکردشان در مورد قضیّه‌ی غزّه و فلسطین خودش را نشان میداد. مردم اروپا و مردم آمریکا و ملّتها باید تکلیف خودشان را با این وضعیّت روشن کنند، معلوم کنند که واقعاً آنها هم مثل سرانشان طرف‌دار تبعیض نژادی‌اند [یا نه]؛ اگر نیستند، موضع خودشان را مشخّص بکنند. این یک نکته‌ است.

یک نکته‌ی دیگر این است که رژیم صهیونیستی، با همه‌ی زَرق‌وبَرقی که از خودش نشان میدهد و بمباران و بزن و غیره، تا الان در حرکت خودش ناکام بوده. از اوّل گفتند که هدفشان این است که مثلاً حماس را یا مقاومت را نابود کنند، زمین‌گیر کنند، به زانو دربیاورند، تا الان نتوانسته‌اند این کار را بکنند؛ الان حدود چهل روز یا بیشتر است که با همه‌ی توان نظامی‌شان و با همه‌ی امکاناتی که دارند مشغول یک چنین جنایاتی هستند و نتوانسته‌اند این کار را انجام بدهند. علّت این هم که بمب روی سر مردم میریزند همین است که عصبی شده‌اند؛ به خاطر این ناتوانی عصبی‌اند. الان رژیم صهیونیستی بشدّت عصبی است، ناراحت است، لذا دارد این جنایات را انجام میدهد؛ بیمارستان را میزند، مریض را میزند، کودک را میزند، زن را میزند، چون شکست خورده. اینکه ما گفتیم «رژیم صهیونیستی شکست خورده»،(۲) این یک واقعیّتی است. این پیش رفتن تا داخل فلان بیمارستان و داخل خانه‌ی مردمِ بی‌دفاع که پیروزی نیست؛ پیروزی آن وقتی است که بتوانند طرف مقابل خودشان را، نیروی مهاجم به خودشان را، نیروی نظامیِ در مقابل خودشان را شکست بدهند؛ تا الان نتوانسته‌اند و نخواهند توانست ان‌شاءالله.

و قضیّه ابعاد مهم‌تری پیدا میکند وقتی انسان توجّه کند که این «نتوانستن»، مخصوص رژیم صهیونیستی هم نیست؛ آمریکا هم نتوانسته ــ داخل مِیدانند دیگر؛ آمریکا داخل میدان است ــ کشورهای غربی [هم که] دارند کمک میکنند نتوانسته‌اند. در ملاحظه‌ی حرکتِ تاریخیِ بشریّت، این خیلی مسئله‌ی مهمّی است؛ ما به جایی رسیده‌ایم که یک تجهیزاتِ مفصّلِ نظامیِ مسلحِ مجهّز به انواع سلاحها، در یک صحنه‌ی این‌جوری، به طرف مقابل خودش که بظاهر هیچ کدام از آن امکانات را ندارد نمیتواند غلبه پیدا کند! این یک پدیده‌ی مهمّی است، این یک حقیقتی است.

یک جمله هم در مورد وظایف دولتهای مسلمان عرض بکنیم. بعضی دولتهای مسلمان، در مجامع و در اظهارات و مانند اینها گاهی بمبارانها را محکوم میکنند ــ حالا بعضی محکوم هم نمیکنند! ــ [امّا] این کافی نیست؛ بایستی این جریان و شریانِ حیاتیِ رژیمِ صهیونیستی را قطع کنند، بایستی نگذارند که نفت و انرژی و کالا و امثال اینها وارد رژیم صهیونیستی بشود، بایستی روابط سیاسی‌شان [با رژیم صهیونیستی] را لااقل برای یک مدّت محدود ــ فرض کنید تا یک سال یا کمتر یا بیشتر ــ قطع کنند؛ اگر میخواهند این جنایات انجام نگیرد، این فاجعه متوقّف بشود و تمام بشود، این کار وظیفه‌ی آنها است. ملّتها هم نباید بگذارند مظلومیّت مردم فلسطین فراموش بشود؛ باید این اجتماعات را و این حرکات را ان‌شاءالله دنبال کنند.

ما به آینده کاملاً امیدواریم، به وعده‌ی الهی یقین داریم که وعده‌ی الهی ان‌شاءالله تحقّق پیدا خواهد کرد، و به آنچه وظیفه‌ی خودمان بدانیم ان‌شاءالله عمل خواهیم کرد.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته
 
 
در ابتدای این مراسم ــ که در محلّ نمایشگاه دائمی نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دانشگاه افسری علوم و فنون هوافضای عاشورا برگزار شد ــ سردار امیرعلی حاجی‌زاده (فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) گزارشی ارائه کرد.
از جمله، بیانات در مراسم تحلیف و دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری نیروهای مسلّح (۱۴۰۲/۷/۱۸)
دوشنبه, 27 آذر 1402 15:52

اسرار اذان و اقامه

در میان هیاهوی غفلت‌زای دنیا، اذان دعوتی است از سوی آفریدگار برای آگاهی مردم و تذکر به غفلت‌زدگان و یادآوری هنگامه رحمت ویژه الهی. اذان و اقامه، دروازه و اذن راه یافتن به محضر ربوبی است. این اذن سیری دارد که از توحید آغاز می‌شود و با گواهی دادن به رسالت و امامت، تکامل می‌یابد. سپس انسان را به رستگاری با انجام بهترین کار دعوت می‌کند. آن‌گاه دیگر بار با تأکید بر توحید به پایان میرسد.

اساس و بنیان دین، توحید الهی است. پس باید همه حجابهایی که مانع شهود یگانگی خداوند است، از میان برداشته شود. تکبیر مایه زدودن حجابها است. از این رو، اذان و اقامه با تکبیر آغاز می‌شود و با کلمه پاک توحید پایان می‌پذیرد.[۱] تکرار تکبیر، نشان از آن دارد که هر یک معنایی مستقل دارد و یکی از حجابها را از میان میبرد.

با تأمل در تأثیر تکبیر، راز تکرار آن در آغاز اذان و اقامه آشکار می‌شود. شاید راز تکرار آن در پایان اذان و یک بار آمدنش در پایان اقامه، دستیابی به انتهای مراتب توحید است که دیگر مجالی برای چندگانگی باقی نمی‌گذارد.[۲]

امام رضا (ع) در تفسیر تکبیر ابتدای اذان می فرماید: "این که اذان با تکبیر آغاز شده و با تهلیل پایان پذیرفته، از آن رو است که خواست خداوند بر این بوده که سرآغاز با یاد و نام او باشد. نام خدا در آغاز تکبیر است و در پایان تهلیل. این که فصول اذان دو بار گفته می‌شود، بدین رو است که در گوشِ شنوندگان تکرار شود و دیگر آن که نماز دو رکعت است. حقیقت اذان همان دعوت به نماز است. "[۳]

 

اذان در معراج:

امام صادق(ع) میفرماید: "خداوند محملی از نور فرستاد. پیامبر گرامی(ص) در آن نشست و به آسمان اوج گرفت. سپس فرشتگان به اطراف آسمان گریختند. جبرئیل گفت: الله اکبر! فرشتگان خاموش شدند و راه آسمان گشوده شد. فرشتگان گرد آمدند و گروه گروه نزد پیامبر آمدند و سلام دادند. آن‌گاه پیامبر همراه جبرئیل به آسمان سوم عروج کرد. فرشتگان به اطراف رفتند و به سجده افتادند و تسبیح گفتند. جبرئیل [دو بار] به رسالت او گواهی داد. فرشتگان گرد آمدند و به پیامبر گرامی(ص) سلام کردند و از حال امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند. سپس درهای آسمان گشوده شد و پیامبر به آسمان چهارم برآمد. آن‌گاه درهای آسمان باز گشت و فرشتگان گرد آمدند و جبرئیل بقیه اقامه را گفت. "[۴]

از این حدیث روشن می‌شود که هیچ یک از فرشتگان آسمانها طاقت دیدار جمال احمدی را ندارند و با دیدار آن نور مقدس به سجده می‌افتند و پراکنده می‌شوند.[۵]

بنابراین، بر پایه آن حدیث، سرّ اذان و اقامه، باز شدن درهای آسمان و از میان رفتن حجابها و نزول فرشتگان بر نمازگزار است. ثمره این نزول، آرامش قلبی نمازگزار است که او را از بیم آینده و اندوه گذشته دور میکند.[۶]

این نزول فقط از آنِ اذان و اقامه معراج نیست. بر هر نمازگزاری که به سرّ اذان و اقامه رسد، همین فرشتگان نازل میگردند. امام صادق(ع) میفرماید: "هر کس [با اذان و اقامه] به نماز بایستد، دو صف از فرشتگان پشت سر او نماز می‌خوانند. هر کس فقط با اقامه به نماز بایستد، یک صف از فرشتگان به او اقتدا می‌کنند. " مفضل بن عمر پرسید: "اندازه هر صف چقدر است؟" فرمود: "کمترین اندازه آن از مشرق تا مغرب و بیشترین اندازه آن، میان آسمان و زمین است. "[۷] نماز با چنین اذان و اقامهای، اقتدای فرشتگان به انسان را همراه دارد. در عالیترین مرتبه آن، دیگر موجودات نیز همراه فرشتگان به انسان اقتدا میکنند:

وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً یا جِبالُ أَوِّبی‏ مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدید.[۸]

داوود را از سوی خود فضیلتی دادیم [و گفتیم:] ای کوه‏ها! با او [در تسبیح خدا] هم‌نوا شوید و [ای] پرندگان! [همراهی کنید]. و آهن را برای او نرم کردیم.

بدین سان، میتوان گفت: راز دیگر اذان و اقامه، امامت است که برترین رتبه انسان و واپسین مرحله[۹] سیر او است.

 

تأویل کلماتی از اذان و اقامه:

در روایات برای کلمات اذان، تفسیرها و تأویل هایی با مراتب گوناگون بیان شده است. برای نمونه، در معنای حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل‏ جز همان معنای نماز، تأویلی دیگر نیز بیان شده است. امام صادق(ع) در شرح معنای این جمله فرمود: "بهترین کار، ولایت ائمه(ع) است. "[۱۰] در روایت دیگر، آن امام به محمد بن مروان فرمود: "آیا می‌دانی تفسیر حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل‏ چیست؟" گفت: "نه.‌" فرمود: "تو را به نیکی فرامی‌خواند؛ نیکی به فاطمه(ع) و فرزندانش(ع)."[۱۱] بدین سان، میتوان سرّ اذان و اقامه را توجه به انسان کامل و باب توحید و رحمت الهی پیش از شروع نماز دانست.

در تأویل دیگر آمده است: ندای مؤذن به منزله دمیدن اول صور است که دمیدن فزع است؛ زیرا در آن هنگام، همه مردم از کارهای دنیایی چشم می‌پوشند و آنها را پشت سر می‌اندازند و مراقب حال خودند. اقامه نیز به منزله دمیدن احیا و حضور در محشر است. در آن هنگام، همه مردم توجه دارند که چه خطاب و عتابی به آنها شود. آنان از بیم به اضطراب می‌افتند، گویا هیچ کس را نمیشناسند. پس هنگام اذان و اقامه، باید همین حال به نمازگزار دست دهد.[۱۲]

پیامبر اسلام(ص) تفسیر اذان را برای امیر المؤمنین(ع) این گونه بیان می‌فرماید: "ای علی! اذان حجّتی بر امّت من است و تفسیر آن، چنین است:

هرگاه مؤذّن بگوید: اللّه أکبر؛ اللّه أکبر، در حقیقت می‌گوید: خدایا! تو به آن چه میگویم، گواهی. ای امّت محمد! هنگام نماز فرارسیده است. پس آماده شوید و کار دنیا را وانهید.

هر گاه بگوید: أشهد أن لا إله إلاّ اللّه، در حقیقت می‌گوید: ای امّت محمد! من خدا و فرشتگان او را گواه میگیرم که شما را به فرارسیدن هنگام نماز آگاه میسازم. پس تنها به نماز بپردازید!

هر گاه بگوید: أشهد أنّ محمدا رسول اللّه، در حقیقت می‌گوید: خداوند و فرشتگانش میدانند که شما را از فرارسیدن هنگام نماز آگاه ساختم. پس تنها به نماز بپردازید که برای شما بهتر [از هر کاری] است.

هر گاه بگوید: حیَّ علی الصلاة، در حقیقت می‌گوید: ای امّت محمد! [اسلام] دینی است که خدا و پیامبر او آن را برای شما پدید آوردند. پس آن را تباه نکنید؛ بلکه به آن بپردازید تا خداوند شما را بیامرزد. به نمازتان بپردازید که ستون دین شما است.

هر گاه بگوید: حیَّ علی الفلاح، در حقیقت می‌گوید: ای امّت محمد! خداوند درهای رحمت را به روی شما گشوده است. پس برخیزید و سهم خود را از رحمت برگیرید تا در دنیا و آخرت سود ببرید.

هر گاه بگوید: اللّه أکبر؛ اللّه أکبر، در حقیقت می‌گوید: بر خویشتن رحم آورید؛ زیرا کاری با ارزشتر از نماز برای شما سراغ ندارم. پس تنها به نمازتان بپردازید، پیش از آنکه پشیمانی دامنگیرتان شود.

و هر گاه بگوید: لا إله إلاّ اللّه، در حقیقت می‌گوید: ای امّت محمد! بدانید که من امانت هفت آسمان و هفت زمین را به گردن شما نهادم. اگر میخواهید، روی آورید و اگر میخواهید، پشت کنید؛ که هر کس ندای مرا اجابت کند، سود برده است و هر کس ندای مرا اجابت نکند، به من زیانی نمیرساند. "[۱۳]

آری؛ سزاوار است که دل خویش را به این ندا عرضه کنیم. اگر آن را لبریز از شادی و بشارت و آماده شتافتن به سوی نماز یابیم، آن‌گاه این اذان و اقامه مژده رستگاری و پیروزی در روز رستاخیز را به ما می‌دهد.

 

پی نوشت ها

[۱]. این از آن رو است که اول و آخر امور، خدای سبحان است: «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیم.» (حدید: ۳)

[۲]. رازهای نماز، ص۵۷ و ۵۸.

[۳].‏ من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۹۹

[۴]. علل الشرائع، ج‏۲، ص۳۱۳-۳۱۴

[۵]. پرواز در ملکوت، ج۲، ص۴۵.

[۶]. فرود آمدن فرشتگان، سبب آرامش میشود. خداوند میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون‏.» (فصّلت: ۳۰)

[۷]. ثواب الاعمال، ص۷۹.

[۸]. سبا: ۱۰.

[۹]. این مراحل عبارتند از: معرفت، حرکت(هجرت)، سرعت، سبقت، امامت. (بنگرید به: تفسیر تسنیم، ج۲۲، ص۵۹۷-۵۹۹)

[۱۰]. معانی الاخبار، ص۴۲.

[۱۱]. علل الشرائع، ج‏۲، ص۳۶۸

[۱۲]. الشعرات، ص۴۸۹.

[۱۳]. بحار الانوار، ج‏۸۱، ص۱۵۳.

 

 

۱. آموزش امنیت در فضای مجازی:


- به کودکان باید به شیوه استفاده امن از اینترنت و فضای مجازی آموزش داده شود. آنها باید بدانند چگونه از رمز عبورهای قوی استفاده کنند و اطلاعات شخصی خود را محافظت کنند.

 

۲. محدود کردن زمان استفاده:


- تعیین محدودیت‌های زمانی برای استفاده از دستگاه‌های رایانه‌ای و فضای مجازی به کودکان کمک می‌کند تا تعادل مناسبی بین فعالیت‌های آنلاین و غیر آنلاین داشته باشند.

 

۳. انتخاب محتوای مناسب:


- توصیه به کودکان برای مصرف محتوای مناسب بر اساس سن و مرحله رشدشان. استفاده از برنامه‌ها و بازی‌های آموزشی می‌تواند به رشد هوشی و تعلیمی کودکان کمک کند.

 

۴. مشارکت و نظارت والدین:


- والدین باید در فرآیند استفاده از فضای مجازی تا نظارت داشته باشند و با کودکان خود در مورد تجربیات آنلاین آنها گفتگو کنند. باید آموزش داد که چطور از محتواهای مختلف استفاده کنند و اگر با موارد مثل قلدری آنلاین، محتوای غیر اخلاقی و...مواجه شدند، به چه کسی گزارش کنند.

 

۵. تشویق به فعالیت‌های آفلاین:


- کودکان باید به فعالیت‌های فیزیکی، خلاقیت و اجتماعی خود در جهان حقیقی نیز علاقه‌مند شوند. این کمک می‌کند تا زمان صرف شده در فضای مجازی متعادل باشد.

 

اهمیت توازن مناسب بین استفاده از فضای مجازی و سایر فعالیت‌ها برای توسعه سالم و تعادل‌آمیز کودکان بسیار حائز اهمیت است.

واژۀ «برزخ»، در اصل به معنی چیزی است که در میان دو چیز حایل می‏شود؛ بر همین اساس، به عالمی که میان عالم دنیا و عالم آخرت قرار گرفته است، برزخ گفته می‏شود .

آیا وجود عالم برزخ، پندار و فرض است یا واقعیت دارد؟ برهان عقلی و نقلی، قطعیت وجود عالم برزخ را اثبات می‏کند:

 

برهان عقلی:

 

دلایل و برهان‏ هایی که تجرد روح را اثبات می‏کنند، بر وجود عالم برزخ نیز صحه می‌گذارند؛ چراکه برپایۀ این دلایل، روح انسان با مرگ بدن فانی نمی‏شود، بلکه روح (که گوهر مستقلی است) بدون جسم نیز به بقای خود ادامه می‏ دهد.

پذیرش این سخن با قبول عالم برزخ برابر است. روح تا هنگام برپایی قیامت کبری، در برزخ خواهد بود؛ زیرا براساس قرآن کریم و روایات متواتر، هیچ‌کس بلافاصله بعد از مرگ در عالم قیامت محشور نمی‏ شود.

واقعۀ قیامت با انقلاب‏ها و دگرگونی‏ های کبری در همۀ موجودات زمینی و آسمانی مقارن است و هنگامی‌که برپا شود، هیچ چیزی در وضعیت کنونی خود باقی نمی‏ ماند.

 

دلایل نقلی:

 

الف) قرآن:

آیاتی از قرآن مجید بر وجود عالم برزخ دلالت دارند؛ برای نمونه: «حَتَّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ کَلاَّ إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ تا زمانی که مرگ یکی از آنان [کافران] را فرارسد، می‌گوید: پروردگارا، مرا بازگردان، شاید در آنچه به‌جا گذاشتم و کوتاهی کردم، عمل صالح انجام دهم. ولی به او می‌گویند: چنین نیست. این سخنی است که او به زبان می‌گوید و اگر بازگردد کارش همچون گذشته است و پشت سر آنان برزخی است، تا روزی که برانگیخته شوند».

در این آیه، از برزخ به‌صراحت یاد شده است. امام صادق (علیه السلام)‌ در تفسیر آیه فرمودند: «الْبَرْزَخُ الْقَبْرُ وَ فِیهِ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ بَیْنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ؛ برزخ همان قبر است که در میان دنیا و آخرت قرار دارد و مؤمنان و نیکوکاران آنجا در لذت هستند و کافران و بدکاران در عذاب».

 

ب) روایات:

روایات دربارۀ برزخ متواتر است و اینجا به سخن امیرمؤمنان(علیه السلام)‌ بسنده می‏شود؛ حضرت هنگام مراجعت از جنگ صفین در کنار قبرستانی که پشت دروازۀ کوفه بود ایستاد و خطاب به ارواح مردگان چنین فرمود: «یَا أَهْلَ‏ الدِّیَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ یَا أَهْلَ التُّرْبَةِ یَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُکِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُکِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَکُم‏؛ شما بر ما پیش‌قدم شدید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد، دیگران در خانه‌هایتان ساکن شدند، همسرانتان به ازدواج دیگران درآمدند و اموالتان تقسیم شد.

این‌ها خبرهایی است که نزد ماست، نزد شما چه خبر است؟» آن‌گاه به یارانش رو کرد و فرمود: «آگاه باشید، اگر به این‌ها اجازۀ سخن‌گفتن داده شود، به شما خبر می‏دهند که بهترین زاد و توشه در سفر آخرت پرهیزگاری است».

 

* حیات برزخی چگونه است؟

 

اصل وجود عالم برزخ با برهان عقلی و نقلی به اثبات رسید. اکنون مهم این است که بدانیم حیات عالم برزخ چگونه است؟ روح بعد از جداشدن از بدن، در برزخ چگونه زندگی می‏کند؟ آیا در بدن دیگری قرار می‏گیرد یا مجرد از بدن است؟

آنچه از روایات برمی‌آید این است که روح انسان، بعد از پایان زندگی این جهان، در جسم لطیفی قرار می‏گیرد که نه به‌کلی مجرد است نه مادی و چون همانند جسم دنیایی است به آن «قالب مثالی» یا «بدن مثالی» می‏گویند. البته این قالب از بسیاری از عوارض مادی دنیا برکنار است.

کلینی در روایت معتبری از امام صادق‏ (علیه السلام)‌ نقل می‏کند که کسی از امام ‏پرسید: «عده ‏ای معتقدند که ارواح مؤمنان در چینه‌دان پرندگان سبز رنگی قرار می‏گیرند[آیا این اعتقاد درست است]؟ امام در جواب فرمود: «الْمُؤْمِنُ‏ أَکْرَمُ‏ عَلَی‏ اللَّهِ‏ مِنْ‏ أَنْ‏ یَجْعَلَ‏ رُوحَهُ‏ فِی‏ حَوْصَلَةِ طَیْرٍ وَ لَکِنْ فِی أَبْدَانٍ کَأَبْدَانِهِمْ؛ مؤمن نزد خداوند گرامی‏تر از آن است که روحش در چینه‌دان پرنده‏ قرار گیرد، بلکه ارواح آن‌ها در بدن‌های شبیه بدن‌های دنیوی قرار می‏گیرد».

روح انسان با ورود به عالم برزخ ، مرحله‏ای دیگری از حیات را آغاز می‌کند؛ حقایقی را که در دنیا درک نکرده بود، آنجا درمی‌یابد، همه چیز را حس می‏کند و از بعضی چیزها لذت می‏برد و از بعضی دیگر رنج و عذاب می‏کشد.

لذت و رنج در عالم برزخ با نوع رفتار و گفتار انسان در این دنیا پیوند دارد. کافران و بدکاران در عالم برزخ در عذابند و به‌همین‌دلیل، آرزوی بازگشتن به دنیا را دارند تا کارهای شایسته انجام دهد و از عذاب هولناک برزخ نجات یابند، اما بازگشت هرگز ممکن نیست.

ارواح مؤمنان و نیکوکاران در عالم برزخ از لذت‌های بهشت (نه بهشت جاویدان) بهره ‏مند می‏گردند و با فرشتگان در گفت‌وشنود هستند: «الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ همان‌ها که فرشتگان مرگ روحشان را می‏گیرند، درحالی‌که پاک و پاکیزه‏اند، به آن‌ها می‏ گویند: سلام بر شما، وارد بهشت شوید به‌خاطر اعمالی که انجام می‏ دادید».

شنبه, 25 آذر 1402 07:04

خواص باورنکردنی کشمش

کشمش یک محصول فرآوری شده از انگور است که از خواص غذایی فراوانی برخوردار است. انگورها با تکثیر حرارتی خشک شده و به شکل محصول نهایی یعنی کشمش می‌آیند. این محصول باعث شده تا وزن انگورها چند برابر شود و از حفظ خواص آنها جلوگیری می‌شود.

کشمش حاوی مقدار زیادی ویتامین‌ها، مواد معدنی، فیبر و آنتی‌اکسیدان‌ها است که به افزایش سلامت قلب، کاهش التهابات، بهبود گوارش و تقویت سیستم ایمنی کمک می‌کند. همچنین به عنوان یک منبع انرژی قابل توجه برای بدن انسان به شمار می‌رود.

خواص کشمش شامل افزایش انرژی، پایین آوردن کلسترول، کنترل میزان قند خون، و کمک به سلامتی پوست و موها می‌شود. به علاوه، با توجه به میزان قند طبیعی موجود در آن، می‌تواند به عنوان یک منبع انرژی طبیعی و مفید برای بدن استفاده شود.

 

غنی از آنتی اکسیدان

کشمش به طور طبیعی سرشار از آنتی اکسیدان است و خیساندن آن احتمال دارد به آزادسازی بیشتر این ترکیبات کمک کند. آنتی اکسیدان‌ها به خنثی کردن رادیکال‌های آزاد در بدن کمک می‌کنند، که می‌تواند به سلامت کلی کمک کند.

مدیریت فشار خون

کشمش مملو از پتاسیم است که به طور طبیعی می‌تواند به شما کمک کند تا میزان نمک موجود در بدن خود را متعادل کرده و فشار خون را تنظیم کنید. جدای از آن، آنتی اکسیدان‌ها و محتوای فیبر غذایی موجود در کشمش، سفتی رگ‌های خونی را کاهش می‌دهند و به کاهش سطح فشار خون کمک می‌کنند.

بهبود دهنده هضم

کشمش خیس شده منبع عالی از فیبر غذایی طبیعی است که به عنوان یک ملین طبیعی در نظر گرفته می‌شود و به حرکت بهتر روده کمک کرده و یبوست را برطرف می‌کند و سلامت روده را بهبود می‌بخشد.

کمک به درمان کم خونی

کشمش به طور طبیعی غنی از آهن است، اما همچنین حاوی ترکیباتی است که می تواند جذب آهن را مهار کند. خیساندن کشمش ممکن است به کاهش سطح این ترکیبات کمک کند و به طور بالقوه جذب آهن و سایر مواد مغذی ضروری را بهبود بخشد و در درمان کم خونی موءثر باشد. علاوه بر این، خیساندن کشمش می‌تواند به تصفیه خون کمک کند.

یکی از مهمترین معضلاتی که گریبانگیر نسل جوان شده است، این است که اعضای خانواده به بهانه‌های گوناگونی از جمله لزوم ارتباط با عصر تکنولوژی و با خبر بودن از اوضاع جهان، به گونه‌ای تمام وقتشان را صرف پرداختن به برنامه‌های گوناگون فضای مجازی می‌کنند که این زیاده‌روی‌ها موجب این شده است که ارتباط عاطفی میان والدین و فرزندان بسیار کمرنگ شود. 

یکی از نمونه‌های بارز زیاده‌روی در پرداختن به فضای مجازی توسط فرزندان، این است که در دید و بازدیدها یا مهمانی‌ها، ارتباطات خلقی و عاطفی به نحو احسن میان اعضای خانواده و فامیل جای خود را به پرداختن بی‌رویه به برنامه‌ها و بازی‌های فضای مجازی داده است. تنها راهکار در مقابل این معضل بسیار بزرگ این است که والدین با برنامه‌ریزی که بر مبنای نرم خویی و با الگو قرار دادن احادیث معصومین علیهم السلام و آیات قرآن کریم باشد، اوقات خاصی برای پرداختن فرزندانشان به فضای مجازی اختصاص دهند، به طور مثال والدین باید وقت مناسبی را برای صبحانه و ناهار و شام تنظیم کنند که به گونه‌ای باشد که همه دور هم جمع شوند نه اینکه مثلاً پدر خانواده به بهانه اینکه دیر به خانه می‌آید جدای از فرزندان به خوردن ناهار بپردازد، و وقتی که در هنگام خوردن صبحانه و ناهار و شام دور هم جمع هستند والدین نگذارند که فرزندان به فضای مجازی گوشی تلفن همراه خود بپردازند، بلکه در هنگام خوردن این سه وعده، فرزندان آنها را کنار بگذارند و از گفت و گو و پیوندهای عاطفیشان سر سفره غذا لذت ببرند، و والدین این مورد بسیار مهم را به فرزندان خود یاد بدهند که وقتی که به سر سفره می‌آیند گوشی تلفن خود را در حالت سکوت بگذارند و یا فقط به تماس‌هایی جواب دهند که واقعاً ضروری باشد. 

یکی دیگر از راهکارهایی که والدین برای از جلوگیری از زیاده‌روی فرزندانشان در فضای مجازی می‌توانند انجام دهند، این است که وقتی که می‌بیند تاثیرات منفی استفاده بی‌رویه از فضای مجازی بیشتر از تاثیرات مثبت آن در فرزندانشان است، مسلماً بهترین راه حل این است که دنبال جایگزینی باشند که این خلأ و معضل بسیار بزرگ در فرزندانشان را جبران کند، یقیناً بهترین راه حل‌ها و راهکارها برای این جایگزینی‌ها، این است که والدین سبک و فرهنگ زندگی‌شان را با سبک و فرهنگ اسلامی تطبیق دهند، در واقع می‌توان گفت که یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین بنیادهایی که باید در آن سبک و فرهنگ اسلامی اجرا شود، بنیاد خانواده است. 

یکی از اساسی‌ترین موارد جایگزینی زیاده روی فرزندان در فضای مجازی و مهم‌ترین راهکار، این است که ارتباطات و گفتگوها میان اعضای خانواده به نحو احسن انجام شود، به گونه‌ای که فرزندان آنچنان با والدین خود راحت باشند و از آنها نترسند که تمامی خواسته‌ها و دغدغه‌هایشان را با والدینشان در میان بگذارند، چرا که این تعاملات و گفتگوهای میان اعضای خانواده است که موجب می‌شود که فرزندان آنقدر در خودشان احساس تنهایی و بی یاوری نکنند که به فضای مجازی پناه ببرند و در استفاده از آن زیاده‌روی کنند، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد اهمیت نشستن پدر خانواده در کنار همسر و فرزندانش می‌فرمایند:«جُلُوسُ المَرءِ عِندَ عِيالِهِ أحَبُّ إلَى اللّه ِ مِنِ اعْتِكافٍ في مَسجِدي هذا»[۱]«نشستن مرد پيش زن و فرزندانش نزد خداوند محبوب تر است از اعتكاف در اين مسجد من». 

یکی دیگر از موارد جایگزینی زیاده‌روی فرزندان در فضای مجازی، این است که والدین کاری کنند که چرخه رفت و آمدشان با آشنایان و بستگان و اقوامشان زیاد باشد، چرا که در صورت قطع صله رحم، خانواده منزوی می‌شود و همین موجب می‌شود که فرزندان خانواده احساس تنهایی کنند و به خاطر همین احساس تنهای، به فضای مجازی پناه برده و در استفاده آن زیاده‌روی کنند، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در مورد اهمیت صله رحم می‌فرمایند:«صِلَةُ الاَْرْحامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسْمِحُ الْـكَفَّ وَ تُطيبُ النَّفْسَ وَ تَزيدُ فِى الرِّزْقِ وَ تُنْسِئُ فِى الاَْجَلِ»[۲] «صله رحم، اخلاق را خوب، دست را بخشنده، جان را پاكيزه، روزى را زياد مى كند و مرگ را به تأخير مى اندازد». 

یکی دیگر از موارد جایگزینی زیاده‌روی فرزندان در فضای مجازی این است که والدین به فرزندان خود بیاموزند که دوستانی داشته باشند که متدیّن و شایسته باشند تا در صورت احساس تنهایی با آنان رفت و آمد و ارتباط داشته باشند، چرا که این ارتباط و رفت و آمدشان با دوستان متدین و شایسته موجب می‌شود که از فرط احساس تنهایی به فضای مجازی پناه نبرند و در استفاده از آن زیاده‌روی نکنند، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد اهمیت دوستی و رفت و آمد با دوستان متدیّن می‌فرمایند:«مَن زارَ أخاهُ في بَيتِهِ قالَ اللّه ُ عزّ و جلّ لَهُ : أنتَ ضَيفِي و زائرِي ، عَلَيَّ قِراكَ و قد أوجَبتُ لكَ الجَنَّةَ بِحُبِّكَ إيّاهُ»[۳]«هر كه به ديدن برادر خود در خانه اش رود ، خداوند عزّ و جلّ به او فرمايد : تو ميهمان و زاير من هستى ، پذيرايى از تو به عهده من است و من به پاداش محبّت تو به او، بهشت را بر تو واجب كردم». 

یکی دیگر از موارد جایگزینی زیاده‌روی فرزندان در فضای مجازی این است که والدین بستر سرگرمی‌ها و تفریحات سالم فرزندانشان را فراهم آورند و این تفریحات و سرگرمی‌ها به گونه‌ای باشد که خود والدین نیز در کنار فرزندانشان به انجام تفریح و خوشگذرانی بپردازند، وقتی که والدین به سر سرگرمی‌ها و تفریحات سالم را برای فرزندانشان فراهم کنند موجب این می‌شود که فرزندان از سر بی‌حوصلگی به بازی‌های بیهوده فضای مجازی پناه نبرند و در آن زیاده‌روی نکنند، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد اهمیت سرگرمی و تفریح در خانواده می‌فرمایند:«اُلهُوا وَ الْعَبُوا فَإنّي أَكرَهُ أن يُرى فِي دينِكُم غِلظَةٌ»[۴]«به سرگرمى و بازى بپردازيد ؛ زيرا دوست ندارم در دين شما سخت گيرى ديده شود». 

یکی از سیره‌های بسیار زیبای پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم نیز این بود که با خردسالان خانواده خود بازی می‌کردند، چنانچه در حدیثی چنین آمده است:«كَانَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ يَرْكَبَانِ ظَهْرَ اَلنَّبِيِّ وَ يَقُولاَنِ حُلْ حُلْ وَ يَقُولُ نِعْمَ اَلْجَمَلُ جَمَلُكُمَا»[۵]« امام حسن و حسین علیهما السلام بر پشت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سوار می‌شدند و می‌گفتند: حرکت کن! نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز می‌فرمودند: شتر شما، خوب شتری است». 

و نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد نحوه بازی کردن با خردسالان می‌فرمایند:«مَن كانَ عِندَهُ صَبِيٌّ فَليَتَصابَّ لَهُ»[۶]«هر کسی که در کنار کودکی است باید با وی چون کودکان رفتار کند». 

و نیز حضرت امام علی علیه السلام در این مورد می‌فرمایند:«مَن كانَ لَهُ وَلَدٌ صَبا»[۷]«هر كه بچه اى دارد ، بچگى كند (با او كودكانه رفتار كند)». 

یکی از مهمترین اصول نظارت و مدیریت والدین بر استفاده فرزندان از فضای مجازی، این است که اگر برنامه‌هایی از فضای مجازی دارای محتویات و فضاهایی هستند که با حرایم شرعی و عرفی منافات دارند، حتماً به دنبال جایگزینی از آن برنامه‌ها برای فرزندانشان باشند، به طور مثال محیط‌ فضای مجازی اینستاگرام همواره با ول‌انگاری‌ها و هنجار شکنی‌های دینی و عرفی همراه است که مسلماً استفاده آنها برای فرزندان را با مشکلاتی روبرو می‌کند، بهتر است والدین جایگزین این برنامه که مثلاً روبیکا هست را به فرزندانشان پیشنهاد دهند و تمام تلاششان بر این باشد که فرزندانشان از فضاهای مجازی غربی به فضاهای مجازی داخلی رجوع کنند. 

البته مسئولین ذی ربط فضاهای مجازی داخلی نیز باید تمام تلاششان بر این باشد که تمامی امکانات برنامه‌های داخلی را به حداکثر برساند و اگر نقاط ضعفی دارند آنها را بهبود بخشند. البته باید این را نیز در نظر داشت که تمامی برنامه‌های خارجی اعم از فیسبوک و توییتر و اینستاگرام و تلگرام نیز در چند سال اول انتشارشان، دچار ضعف‌ها و کمبودهایی بودند که به مرور زمان، این‌ها را برطرف کردند که بهبود این نقایص و کمبودها به مرور زمان در برنامه‌های داخلی نیز اتفاق می‌افتد. البته نباید همیشه به دنبال این باشیم که تمامی برنامه‌های مجازی خارجی حتماً باید جایگزینی در برنامه‌های داخلی نیز داشته باشند، چرا که بسیاری از برنامه‌های مجازی خارجی دارای فساد ساختاری هستند و نمی‌توان جایگزینی در برنامه‌های داخلی برای آنها به وجود آورد. 

یکی از اصولی‌ترین و مهم‌ترین موارد مدیریت فرزندان در استفاده از فضای مجازی، این است که تمام تلاش و سعیشان بر این باشد که میان فرزندان و اماکن مذهبی پیوند عاطفی برقرار کنند، چرا که والدین هرچند بتوانند در کنترل فرزندانشان در استفاده از فضای مجازی در داخل خانه، نظارتی مستقیم داشته باشند، اما توان کنترل آنها در خارج از خانه را ندارند، مثلاً ممکن است یکی از همکلاسی‌های آنها در مدرسه گوشی تلفن همراهی را داشته باشد که در آن محتویات مستهجن و نامناسب باشد، اینجاست که باید والدین تمام سعیشان بر این باشد که پایه‌های ایمانی و مذهبی فرزندانشان را محکم کنند، به گونه‌ای که همیشه به اماکن مذهبی مثل مساجد و حسینیه‌ها به چشم پناهگاه نگاه کنند و در این اماکن پیوندشان با خداوند متعال و ائمه اطهار علیهم السلام را عاطفی‌تر و محکم‌تر کنند و همین امر موجب این شود که فکر انجام دادن گناهان که یکی از مصادیق مهم آن، گناهان کبیره ایست که در فضای مجازی موجود است، در وجودشان رخنه نکند. علاوه بر اماکن مذهبی والدین باید فرزندانشان را تشویق به انجام امور عبادی مانند نماز و روزه کنند که در نتیجه آن، یاد خداوند متعال و ائمه اطهار علیهم السلام موجب این شود که به سمت گناهان در فضاهای مجازی نروند. 

والدین باید با افزایش بصیرت افزایی و آگاهی و بینش، فرزندانشان را از دسیسه‌های پشت پرده فضاهای مجازی غربی که در مورد انحراف جوانان است، آگاه کنند، و به آنان بیاموزند که تنها راه مقابله با آن دسیسه‌ها، تطبیق اعمال و افعال با در نظر گرفتن بصیرت است. حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرمایند:«اَلْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ اَلطَّرِيقِ لاَ يَزِيدُهُ سُرْعَةُ اَلسَّيْرِ إِلاَّ بُعْداً»[۸]«هر كه بدون بصيرت عمل كند مانند كسى است كه بيراهه ميرود، هر چه شتاب كند از هدف دورتر گردد». 

یکی از نکات بسیار مهمی که والدین باید در نظارت و مدیریت خود بر استفاده فرزندان از فضای مجازی داشته باشند، این است که باید این نکته بسیار مهم را در نظر بگیرند که اگر فرزندانشان در استفاده از فضای مجازی زیاده‌روی می‌کنند، نمی‌توان به صورت فی الفور آنان را از استفاده زیاد از فضای مجازی بازداشت، بلکه این باز داشتن، باید به صورت مستمر و از زیاد به کم باشد. ضمن اینکه این کنترل و بازداشتن والدین باید بر مبنای دلسوزی و مهربانی و بر مبنای آموزه‌ها و قوانین اسلامی باشد، و نباید والدین از تنبیه و تحقیر و سرزنش و توهین فرزندانشان استفاده کنند، چرا که این کار در واقع از مصادیق زیاده‌روی در ملامت است که حضرت علی علیه السلام در این مورد می‌فرمایند:«الإفراطُ في المَلامَةِ يَشُبُّ نارَ اللَّجاجَةِ»[۹]«زياده روى در سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مى كند». 

و نیز می‌فرمایند:«لا تُحَقِّرنَّ أحَدا مِن المسلمينَ ، فإنَّ صَغيرَهُم عِند اللّه ِ كَبيرٌ»[۱٠]«هرگز هيچ مسلمانى را خوار و حقير مشمار؛ زيرا كوچك آنان هم نزد خداوند بزرگ است». 

نتیجه‌گیری: استفاده از فضای مجازی همانگونه که آثار مثبتی نظیر همگام بودن با عصر تکنولوژی و سرعت ورزی در انجام امورات انسان را در بر دارد، به تبع، آثار سوئی نیز دارد که چه بسا این آثار سوء از آثار خوب آن شاید بیشتر باشد، یکی از مهم‌ترین مصادیق آثار سوء فضای مجازی، ترتّب آثار سوء آن بر فرزندان خانواده و نسل جوان است، بنابراین والدین مسئولند که بر نحوه استفاده فرزندانشان از فضای مجازی، نظارت و مدیریت داشته باشند، که این نظارت و مدیریت والدین باید بر مبنای آموزه‌های اسلامی باشد. 

 

پی نوشت

[۱] مجموعه ورام، ورام بن ابی فراس، جلد ۲، صفحه ۱۲۲

[۲] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، جلد ۲، صفحه ۱۵۱، حدیث ۶

[۳] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، جلد ۲، صفحه ۱۷۷

[۴] میزان الحکمه، حدیث ۱۸۳۷۱

[۵] بحارالانوار، جلد ۴۳، صفحه ۲۸۵

[۶] وسائل الشیعه، جلد ۲۱، صفحه ۴۸۶

[۷] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، جلد ۶، صفحه ۵۰

[۸] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، جلد ۱، صفحه ۴۳

[۹] تحف العقول عن آل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، حسن بن علی بن شعبه حرانی، صفحه ۸۴

[۱٠] مجموعه ورام، ورام بن ابی فراس، جلد ۱، صفحه ۳۱

یکی از مهم‌ترین مصادیق خدعه، ریا کردن انسان‌ها در امور عبادی است، در واقع وقتی که مثلاً نمازی را به این نیت می‌خوانیم که خودمان را در منظر دیگران، شخصی مومن و عابد جلوه دهیم، همین یعنی اینکه مراد اصلی مان که تظاهر به عبادت در نزد دیگران است را در باطنمان پنهان کرده‌ایم، که از مصادیق بارز خدعه است. از پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم سوال شد که چه چیزی موجب نجات فردای قیامت است؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند«إِنَّمَا النَّجَاةُ فِى أَنْ لَا تُخَادِعُوا اللَّهَ فَيَخْدَعَكُمْ فَإِنَّهُ مَنْ يُخَادِعِ اللَّهَ يَخْدَعْهُ وَيَخْلَعْ مِنْهُ الْإِيمَانَ وَنَفْسَهُ يَخْدَعُ لَوْ يَشْعُرُ فَقِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ يُخَادِعُ اللَّهَ قَالَ يَعْمَلُ بِمَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ ثُمَّ يُرِيدُ بِهِ غَيْرَهُ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الرِّيَاءَ فَإِنَّهُ شِرْكٌ بِاللَّهِ إِنَّ الْمُرَائِيَ يُدْعَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِأَرْبَعَةِ أَسْمَاءٍ يَا كَافِرُ يَا فَاجِرُ يَا غَادِرُ يَا خَاسِرُ حَبِطَ عملك وَ بَطَلَ أَجْرُكَ وَلَا خَلَاقَ لَك الْيَوْمَ النمش أَجْرَكَ مِمَّنْ كُنتَ تَعْمَلُ لَه»[۱]«همانا رستگاری در این است که با خدا خدعه نکنید که با شما خدعه می‌کند، پس هر کس خداوند با او خدعه کند، لباس ایمان را از وی درآورد و اگر درک داشته باشد در حقیقت با خود خدعه کرده است، پرسیده شد: چگونه با خدا خدعه می‌کند؟ 

پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: عمل می‌کند به آنچه خدا امر فرموده، ولی غیر خدا را در آن عمل اراده می‌کند، پس از خدا بترسید و از ریا دوری کنید، زیرا ریا شرک به خدای عزوجل است، به درستی که ریاکار در روز قیامت به چهار اسم خوانده می‌شود: ای کافر، ای فاجر، ای حیله‌گر، ای زیانکار! عمل تو از بین رفت و اجر تو باطل شد و برای تو امروز اجری نیست، پس اجر خود را از آنکه برای او عمل می‌نمودی طلب کن».

منافقین علاوه بر اینکه با خداوند متعال خدعه می‌کنند، با مسلمانان نیز خدعه می‌کند، تا اینجای مطلب از خدعه منافقین با خداوند متعال، بحث کردیم، حالا می‌خواهیم از مصادیق خدعه منافقین با مسلمانان بگوییم. معمولاً خدعه منافقین با مسلمانان شامل هر صفتی می‌شود که در آن منافقین از دو وجه خود استفاده می‌کنند، که وجه واقعی را در باطن خود پنهان می‌کنند و وجه غیر واقعی را در ظاهر کارشان بروز می‌دهند، که یکی از مصادیق آن دورو بودن است، یعنی مثلاً جلوی مومن از خوبی او بگوییم و پشت سرش از بدی او بگوییم و یا اینکه جلوی مومن خودمان را به خیرخواهی بزنیم اما پشت سرش بد او را بخواهیم، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد عقوبت اخروی دورو بودن می‌فرمایند:«مَنْ كَانَ لَهُ وَجْهَانِ فِي اَلدُّنْيَا كَانَ لَهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ لِسَانَانِ مِنْ نَارٍ»[۲]« کسی که در دنیا دو رو باشد، روز قیامت برای او دو زبان از آتش خواهد بود». 

یکی دیگر از مصادیق خدعه کردن منافقین به مسلمانان، ظلم کردن به مسلمانان است، چرا که ممکن است انسانی مثلاً با ظاهر خیر رساندن به کسی با او وارد رابطه شود اما نیت قلبی او ظلم کردن به او باشد، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد عواقب ظلم کردن به مسلمانان می‌فرمایند:«مَنْ آذَى مُؤْمِناً فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اَللَّهَ وَ مَنْ آذَى اَللَّهَ فَهُوَ مَلْعُونٌ فِي اَلتَّوْرَاةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ وَ اَلزَّبُورِ وَ اَلْفُرْقَانِ وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ: فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اَللّٰهِ وَ اَلْمَلاٰئِكَةِ وَ اَلنّٰاسِ أَجْمَعِينَ»[۳]«هر كه آزار كند مؤمنى را بتحقيق كه آزار كرده است مرا و هر كه آزار كند مرا، بتحقيق كه آزار كرده است خدا را، و هر كه آزار كند خدا را پس او ملعون است در تورية و انجيل و قرآن و در خبر ديگر بتحقيق كه لعنت كرده است او را خدا و فرشتگان و آدميان جميعا». 

البته فقط نفْسِ فعلِ ظلم کردن به دیگران از مصادیق خدعه کردن نیست، بلکه حتی یاری رساندن به ظالمان نیز از مصادیق ظلم کردن است چنانچه پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند:«مَن أعانَ ظالِما سَلَّطَهُ اللّه ُ علَيهِ»[۴]«هر كس ستمگرى را كمك كند ، خداوند او را بر وى مسلّط گرداند». 

و نیز حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از پیامبر عظیم صلی الله علیه و آله و سلم روایت می‌کنند که:«قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَى عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنَ وَ لْيَأْمَنْ غَضَبِي مَنْ أَكْرَمَ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنَ وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ مِنْ خَلْقِي فِي اَلْأَرْضِ مَا بَيْنَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ مَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لاَسْتَغْنَيْتُ بِهِمَا عَنْ جَمِيعِ مَا خَلَقْتُ فِي أَرْضِي وَ لَقَامَتْ سَبْعُ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِينَ بِهِمَا وَ جَعَلْتُ لَهُمَا مِنْ إِيمَانِهِمَا أُنْسا لاَ يَحْتَاجَانِ إِلَى أُنْسٍ سِوَاهُمَا»[۵]«فرمود:خداوند متعال مى فرمايد:بايد به من اعلان جنگ دهد آن كسى كه بندۀ مؤمنم را اذيت كرده است،و از غضبم در امان خواهد بود آن كس كه بندۀ مؤمنم را گرامى داشت،اگر از مخلوقاتم در زمين بين مشرق و مغرب فقط يك مؤمن به همراه امامى عادل باشد،از تمامى آنچه روى زمين خلق نموده ام بى نياز مى شوم،و به وسيلۀ همين دو نفر آسمانها و زمين به پاى داشته مى شود، و از ايمانشان براى آنان انسى قرار دهم كه به انسى غير از آن نيازمند نگردند». 

و نیز پیامبر حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:«مَن عَذَرَ ظالما بظُلمِهِ سَلَّطَ اللّه ُ علَيهِ مَن يَظلِمُهُ فإنْ دعا لَم يُستَجَبْ لَهُ ، و لَم يَأجُرْهُ اللّه ُ على ظُلامَتِهِ»[۶]«هر كه براى ستمِ ستمكارى عذر بتراشد (كارهاى او را توجيه كند) خداوند كسى را بر او مسلّط گرداند كه به وى ستم كند و در اين صورت چنانچه [براى رفع ستم از خود] دعا كند، دعايش مستجاب نشود و خداوند در برابر ستمديدگى اش به او اجر و پاداش ندهد». 

یکی دیگر از مصادیق خدعه منافقین به مسلمانان، تحقیر کردن آنان است، چنانچه که مثلاً کسی در ظاهر قصد انجام دادن کار خیری را برای یک مسلمان داشته باشد اما آن روی سکه آن و نیت قلبی، آن تحقیر طرف مقابل باشد، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در مورد عقوبت تحقیر شمردن مسلمان می‌فرماید:«مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً مِسْكِيناً أَوْ غَيْرَ مِسْكِينٍ لَمْ يَزَلِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَاقِراً لَهُ مَاقِتاً حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ إِيَّاهُ»[۷]«هر كه مؤمنى را خوار شمارد چه (آن مؤمن) مستمند باشد. يا غير مستمند، پيوسته خداى عز و جل او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه كه از خوار شمردن آن مؤمن برگردد». 

 

پی نوشت

[۱] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، جلد ۶۹، صفحه ۲۹۵

[۲] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، جلد ۱۲، صفحه ۲۵۹

[۳] بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، جلد ۷۲، صفحه ۱۵۰

[۴] بحارالانوار، جلد ۸۹، صفحه ۱۷۲

[۵] مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، جلد ۱، صفحه ۶۰۵

[۶] بحارالانوار، جلد ۷۲، صفحه ۳۷۳

[۷] کافی، محمد بن یعقوب کلینی، باب الکبر، صفحه ۳۰۹

تقوا از ماده ی «واو، قاف، یاء»،وقی،  در اصل به معنای دور کردن شی ای به وسیله ی شی ای دیگر است،[1] چنانچه در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است:« اتَّقُوا النَّارَ وَلَوْ بِشِقِ تَمْرَةٍ»[2] آتش را حتی بوسیله ی شاخه ی خرما هم که شده، از خودتان دور کنید ،  معنای صیانت و محافظت.[3]  با توجه به اصل معنایی مذکور، برای تقوی ذکر شده است.خداوند متعال در قرآن کریم فضائل و آثار و کیفیات ممتازی را برای تقوا، نظیر؛ بصیرت پایدار[4]منشأ نزول رحمت و برکت از آسمان و زمین،[5]رزق و روزی بی حساب[6]و امور دیگر،ذکر فرموده است. جریان تقوا و پرهیزگاری در زندگی انسان و اهتمام زیاد در ترک گناه نقش مهمی در قبول پذیرش اعمال و در نتیجه رستگاری انسان مومن نزد خدای سبحان دارد، خداوند متعال در قرآن کریم در ضمن اشاره به داستان هابیل و قایبل در تقدیم قربانی، به علت پذیرش قربانی تصریح و تقوای ی هابیل را علت پذیرش قربانی وی می داند، خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:« وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ».[7]و داستان دو فرزند آدم را به درستى بر آنها بخوان: هنگامى كه هر كدام، كارى براى تقرّب انجام دادند؛ امّا از يكى پذيرفته شد، و از ديگرى پذيرفته نشد؛ برادرى كه عملش مردود شده بود، به برادر ديگر گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم كشت!» برادر ديگر گفت: من چه گناهى دارم؟ زيرا خدا، تنها از پرهيزگاران مى‌پذيرد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در توصیه شان به جناب أباذرمی فرماید:« يا أبا ذر كن بالعمل بِالتَّقوى أشَدَّ اهتِماما مِنكَ بِالعَمَلِ بغَيرِهِ ؛ فإنّهُ لا يَقِلُّ عَملٌ بِالتَّقوى ، و كَيفَ يَقِلُّ عَملٌ يُتَقَبَّلُ ؟! لِقَولِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ : «إنَّما يَتَقَبَّلُ اللّه ُ مِنَ المُتَّقِينَ».[8] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به عملِ با تقوا بيشتر اهتمام داشته باش، تا به عملِ بدون تقوا؛ زيرا هيچ عملى كه با تقوا توأم باشد اندك نيست، چگونه اندك باشد عملى كه پذيرفته مى شود! چون خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: «جز اين نيست كه خداوند از تقوا پيشگان مى پذيرد. حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید:« صفتان لا يقبل اللّه سبحانه الأعمال إلّا بها ألتّقى و الإخلاص.».[9] دو صفت است كه خداوند سبحان اعمال را جز با وجود آنها نمى پذيرد: تقوا و اخلاص.

در واقع در توضیح حصول تقوی و اخلاص به عنوان مقدمه ی پذیرش اعمال باید گفت که؛ اهتمام افراد در ترک گناه باید دغدغه ی فکری افراد در زندگانی و اعمال روزمره ی آنان باشد، زیرا وقوع رفتار ناشایست و اعمال پسندیده و نیک در طول مدت روز، دال بر تزلزل شخصیتی افراد در نتیجه ی تفکر ناقص آنان در شناخت صفات خداوند متعال دارد، یعنی فرد در عین حال که در طول مدت روز به اقامه ی نماز می ایستد در همان روز نیز مرتکب اعمال ناروا مثل غیبت ،دروغ و زنا و دیگر معاصی می شود و اگر نماز خواندن بیانگر توجه وی به خدای متعال است، پس چرا مرتکب عمل زنا می شود؟ و آیا در هنگام زنا خدا را در نزد خود حاضر نمی یافت؟، در واقع چنین فردی ایمان ناقصی به خدای سبحان دارد و اعمال نیک و خدا پسندانه ی وی مثل نماز، روزه و دیگر اعمال عبادی، با تعلق به نفس و گرایشات مادی گرایانه ی وی آمیخته شده است و از این رو، اعمال نیک وی، مبرّا از امور ناخالص بوده و صرفا برای خداوند متعال نمی باشد، و این دال بر وجود تناقض در تفکر و در نتیجه در شخصیت وی می باشد و تا انسان مسیر و مشی فکری زندگی خود را برای همیشه تعیین نکند؛ اعمال نیک وی تاثیر کاملی در نفس وی نخواهد گذاشت، چنانچه در حدیثی از حضرت سجاد علیه السلام به بی فائده بودن اعمال عبادی مردی که مرتکب رفتار دوگانه ای در ارتباط با خداوند متعال است، اشاره شده است؛« كنتُ عندَ عليِّ بنِ الحسين عليه السلام ، فجاءَهُ رجُلٌ فقالَ لهُ : يا أبا محمّدٍ ، إنّي مُبتَلىً بِالنِّساءِ ، فأزني يَوما و أصُوم يَوما ، فيَكونُ ذا كفّارَةً لِذا ؟ : إنّهُ لَيس شيءٌ أحَبَّ إلَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ مِن أن يُطاعَ و لا يُعصى ، فلا تَزْنِ و لا تَصُمْ. فاجتَذَبَهُ أبو جعفرٍ عليه السلام إلَيهِ فأخَذَ بِيَدِهِ فقالَ : يا أبا زَنَّةَ تَعمَلُ عَمَلَ أهلِ النَّارِ و تَرجو أن تَدخُلَ الجَنَّةَ ؟!»[10] نزد امام زين العابدين عليه السلام بودم كه مردى آمد و به حضرت گفت : اى ابا محمّد! من زن باره هستم، از همين رو يك روز زنا مى كنم و يك روز روزه مى گيرم. آيا اين مى تواند كفّاره آن باشد؟ حضرت فرمود : هيچ چيز نزد خداوند عزّ و جلّ محبوبتر از اين نيست كه اطاعت شود و نافرمانى نشود. پس، نه زنا كن و نه [براى كفّاره] روزه بگير. سپس ابو جعفر (امام باقر) عليه السلام آن مرد را به طرف خود كشيد و دستش را گرفت و فرمود: اى مسخره  ! كار دوزخيان را مى كنى و اميد دارى به بهشت روى.

از مجموع مطالب چنین نتیجه گرفته می شود که؛ طاعت الهی و انجام اعمال عبادی بدون اصرار بر ترک گناه در زندگی روزمره، اثر وضعی مهمی در نفس انسان نخواهد گذاشت و از این رو، استمرار در ارتکاب معاصی و عدم تقوای الهی در زندگی، طاعات و اعمال عبادی بندگان را تحت الشعاع قرار می دهد و آثار و خواص آن را از بین می برد ولی در مقابل اگر طاعت اندک با تقوای الهی در زندگی افراد همراه باشد، تاثیر آن در نفس انسان بسیار زیاد بوده و نزد خداوند متعال ارزشمند خواهد بود.

 

[1]  ابوالحسین، احمد بن فارس، معجم مقائیس اللغة، دارالفکر، ج6، ص131

[2] بروجردی، حسین، جامع احادیث شیعه، نشر الصحف، ج8، ص339.

[3] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار صادر، ج15، ص401.

[4] سورة الاعراف: 201.

[5] سورة الاعراف: 96.

[6] سورة الطلاق : 2-3.

[7] سورة المائدة: 27.

[8] مجلسی،محمد باقر،بحارالانوار،دارالاحیاء التراث، ج74، ص86.

[9] آمدی، عبدالواحد بن محمد،غرر الحکم و دررالکلم،دارالکتاب الاسلامی،ص423/77.

[10] کلینی، محمد بن یعقوب،الکافی، چاپ اسلامیة، ج5،ص541/5، باب الزانی

ایام فاطمیه فرصت مناسبی برای مرور زندگانی حضرت زهرا علیهاالسلام است. نگاه ویژه و ارزیابی منحصر به فرد رهبر معظم انقلاب از عظمت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام می‌تواند در شناخت آن بانوی گرامی یاری‌رسان باشد. ایشان بر این باورند که سنت ثابت الهی نگذاشت که مقام و جایگاه زهرای مرضیه علیهاالسلام، در پشت حجاب غلیظ اوهام پنهان بماند و آن ستاره درخشانِ خونین، درگذشت زمان به خورشیدی تابان تبدیل گشت. امروز نام و یاد مظلومیت آن بانوی دو عالم، از همه‌ حصارهای کتمان و شبهه، عبور کرده و به اعتماد دل‌ها و جان‌ها رسیده است و بی‌تردید این درخشندگی و فزایندگی، ادامه خواهد داشت.[1]

از نگاه مقام معظم رهبری با مرور بر زندگانی حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام نکات مهمی به دست می‌آید. گزاف نیست اگر بگوییم تمام افتخارات، مقامات عالىِ معنوی و دست‌نیافتنىِ آن زنِ بی‌نظیر تاریخ بشر و سیّده زنان عالم، در دوران کوتاه جوانی ایشان اتفاق افتاده است. هر آنچه که از حضرت زهرا علیهاالسلام پیرامون صبرها، ایستادگی‌ها، موقع‌شناسی‌ها و سخنان گوهربار ایشان سراغ داریم، همه در زمانی واقع شده که سن و سال زیادی نداشتند و این می‌تواند به‌ عنوان یک الگوی قابل تدبر، دارای درس‌ها و عبرت‌های بسیار مهمی برای نسل جوان جامعه قرار گیرد.[2]

در نگاه رهبر معظم انقلاب، ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها بسیار متنوع و گوناگون می‌باشد و چه از لحاظ زندگی فردی و چه با نگاه به وظایف اجتماعی، قابلیت الگوبرداری را دارد.

ایشان با اشاره به جنبه‌های عبادت فردی حضرت زهرا علیهاالسلام می‌فرمایند: «حسن بصری که طرفدارانش او را یکی از هشت انسان عابد می‌دانند و البته ارتباط مثبتی با اهل‌بیت علیهم‌السلام نداشت، می‌گوید: «در دنيا هيچ‌كس عابدتر از فاطمه عليهاالسلام نبوده است».[3] حسن بصری در حالی چنین می‌گوید که دوران حیات حضرت زهرا علیهاالسلام را درک نکرده؛ اما توصیف او قاطعانه است و این یعنی ویژگی عبادت و بندگی دختر نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله یکی از مسلمات و موارد بی‌تردید در آن زمان بوده است».[4]

رهبر معظم انقلاب با بیان جلوه‌هایی از نقش اجتماعی پر رنگ حضرت صدیقه شهیده علیهاالسلام می‌فرمایند: «آن بانوی دو عالم در زمینه مسائل فرهنگی، مسئله حجاب، مسئله‌ ایستادگی در مقابل باطل برای اثبات حق، دفاع از ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، وظیفه امر به معروف و مجاهدت، بسیار خوش درخشیدند. این بانوی مجلله با حضور در آن میدان عجیبی که بنا بود سرنوشت امت اسلام در آن میدان تعیین شود، با آن خطبه‌های عجیب توانستند نقشه‌ِ جامعِ هویت زن در منطق اسلام را به دیگران انتقال دهند».[5]

پی‌نوشت:
[1]. پیام مقام معظم رهبری به مناسبت روز بزرگداشت شهیدان در هفته دفاع مقدس، 2/7/1377.
[2]. برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، 26/6/1376.
[3]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج‏43، ص 76، دار إحياء التراث العربي‏.
[4]. بیانات رهبر معظم انقلاب در ارتباط تصویری با مداحان، 15/11/1399.
[5]. بیانات معظمٌ له در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام، 26/11/1398 ؛ بیانات رهبر معظم انقلاب در ارتباط تصویری با مداحان، 15/11/1399.

احادیث