emamian
43 کشور از جمله ایران «گروه دوستان حکمرانی جهانی» را در سازمان ملل راهاندازی کردند
43 کشور عضو سازمان ملل متحد از جمله جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین با صدور بیانیهای مشترک، از راهاندازی «گروه دوستان حکمرانی جهانی» در مقر سازمان ملل متحد خبر دادند. این گروه که نخستین نشست خود را در سطح نمایندگان دائم در نیویورک برگزار کرد، شامل کشورهایی از آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و جزایر اقیانوس آرام است.
در این بیانیه، اعضا با اشاره به فرارسیدن هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد، بر اهمیت تاریخی این نهاد در شکلدهی به نظم و حکمرانی جهانی تأکید کرده و پایبندی خود را به اصول و اهداف منشور ملل متحد از جمله احترام به حاکمیت کشورها، تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی دولتها اعلام کردند.
کشورهای عضو همچنین با ابراز نگرانی از «گسترش شکافهای حکمرانی جهانی» و «کمنمایی جدی جنوب جهانی» در ساختارهای بینالمللی، خواستار اصلاحات جدی در نظام حکمرانی جهانی شدند تا این نظام با «جهان چندقطبی در حال ظهور» سازگار شود. بیانیه همچنین نسبت به فرسایش اقتدار حقوق بینالملل و افزایش فشار بر نظام چندجانبهگرایی هشدار میدهد.
اعضا در ادامه از «ابتکار حکمرانی جهانی» پیشنهادی شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، استقبال کرده و پنج مفهوم کلیدی این ابتکار یعنی: برابری حاکمیتی، حاکمیت قانون بینالمللی، چندجانبهگرایی، رویکرد مردممحور و اقدام واقعی را مورد تأکید قرار دادند. در بیانیه آمده است که تشکیل گروه دوستان، گامی عملی در مسیر اجرای این ابتکار و بسترساز تعمیق گفتوگو، هماهنگی و تقویت صدای جمعی کشورهای عضو است.
این گروه همچنین بر ضرورت توجه ویژه به نیازها و چالشهای کشورهای در حال توسعه تأکید کرد.
در پایان، اعضای گروه از دیگر کشورهای همفکر دعوت کردند به این ابتکار بپیوندند و اعلام داشتند که این همکاری مشترک، زمینهساز تقویت همبستگی جهانی و ایجاد آیندهای عادلانهتر، امنتر و برخوردار از پیشرفت و رفاه برای تمامی ملّتها خواهد بود.
پزشکیان به مادورو: اقدام آمریکا در ونزوئلا تهدید صلح جهانی است
مسعود پزشکیان و «نیکولاس مادورو» رئیس جمهور ونزوئلا، عصر سهشنبه 18 آذر 1404، در گفتوگویی تلفنی، ضمن مرور همکاریهای دوجانبه، درباره آخرین تحولات منطقه کارائیب تبادل نظر کردند.
پزشکیان در این گفتگو با تأکید بر اصل اتحاد راهبردی و دوستی پایدار میان ایران و ونزوئلا، به پیوندهای عمیق دو کشور و دو ملت اشاره و خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران، ونزوئلا را دوست و متحد واقعی خود میداند و در تمامی شرایط، بهویژه در وضعیت حساس کنونی، از این کشور حمایت میکند.
رئیسجمهور در ادامه ضمن اعلام پشتیبانی ایران از استقلال، امنیت و ثبات ونزوئلا تصریح کرد: تحولات منطقه کارائیب و تحرکات آمریکا را با دقت دنبال و همبستگی کامل خود را با دولت و ملت ونزوئلا اعلام میکنیم.
پزشکیان همچنین با انتقاد صریح و محکومیت اقدامات غیرقانونی آمریکا در منطقه کارائیب تأکید کرد: اقدام دولت آمریکا در اعزام ناوگان جنگی به کارائیب و سواحل ونزوئلا، بهبهانههای واهی، اقدامی کاملاً غیرقانونی، ناقض قواعد بینالمللی و بدعتی خطرناک در تهدید صلح و امنیت جهانی است و جمهوری اسلامی ایران آن را قاطعانه محکوم میکند.
رئیسجمهور با اعلام آمادگی ایران برای گسترش همهجانبه همکاریها با ونزوئلا اظهار داشت: از حمایتهای ونزوئلا در عرصههای بینالمللی قدردانی میکنیم و خود را موظف به پشتیبانی از کشور و ملت دوست و برادر ونزوئلا میدانیم. ایران آمادگی کامل دارد که همکاریها را در تمامی زمینهها با ونزوئلا توسعه دهد.
پزشکیان با یادآوری به نقش اتحاد و اراده ملی ونزوئلاییها در پشتسر گذاشتن چالشهای پیشِرو افزود: باور داریم که با اتحاد، یکپارچگی و همبستگی ملت ونزوئلا، مشکلات موجود پشتسر گذاشته خواهد شد و هرچه وحدت مردم این کشور بیشتر باشد، دشمنان آنان ناامیدتر میشوند.
رئیسجمهور همچنین برای دولت و ملت ونزوئلا در سال جدید میلادی، رشد، پیشرفت، صلح و امنیت آرزو کرد.
رئیس جمهور ونزوئلا نیز در این گفتگوی تلفنی ضمن قدردانی از حمایتهای همیشگی جمهوری اسلامی ایران از دولت و ملت این کشور ابراز کرد: ملتهای ما همواره متحد بودهاند و در طول سالیان متمادی، با ایجاد روابطی مستحکم، توانستهاند الگویی از روابط دوستانه برای صلح، همکاری و توسعه ارائه دهند.
رئیسجمهور ونزوئلا با توجه به تنشهای اخیر در منطقه کارائیب، اقدامات آمریکا را تحریکآمیز، غیرضروری و خلاف منشور ملل متحد توصیف کرد و گفت: ادعاهای دروغین آمریکا علیه ملت نجیب ونزوئلا با مخالفت افکار عمومی جهان، حتی داخل آمریکا و همچنین مخالفت قاطع مردم ما روبهرو شده است.
مادورو با تأکید بر اتحاد، انسجام و اراده ملت ونزوئلا برای دفاع از صلح، استقلال و مقابله با دروغپردازیهای آمریکا تصریح کرد: اطمینان میدهم که ملت ونزوئلا امروز قویتر و متحدتر از گذشته است و هر روز برای دستیابی به صلح و پیروزی آمادهتر میشود؛ ما مسیر توسعه و پیشرفت را ادامه خواهیم داد.
رئیسجمهور ونزوئلا همچنین ضمن ابلاغ سلامهای گرم خود به رهبر معظم انقلاب و ملت شریف ایران، بر تداوم همکاریهای راهبردی تهران و کاراکاس نیز تأکید و اضافه کرد: روابط و همکاریهای خود را با جمهوری اسلامی ایران با جدیت دنبال و تقویت خواهیم کرد. دو کشور در تماس دائمی خواهند بود و برای تحقق صلح و توسعه تلاش میکنند و این مسئولیت مشترک ماست.
السودانی در رویای دوره دوم نخست وزیری؛ مسیر دشوار برای جلب رضایت چهارچوب هماهنگی
محمد السودانی در تلاش است برای بار دوم به کرسی نخست وزیری دست یابد ولی چهارچوب هماهنگی شیعی که مصدر اصلی تصمیم گیری در بلوک شیعی عراق محسوب می شود، شروطی را برای تصدی این مسئولیت مشخص کرده که ممکن است السودانی آنرا نپذیرد چرا که این شروط را مانع اجرا مسئولیت می داند.
در این رابطه نجم القصاب استاد دانشگاه در عراق به خبرنگار تسنیم گفت: معتقدم که تاکنون اکثر طرفها در چهارچوب هماهنگی مایل به تمدید دوره آقای محمد السودانی نیستند و احزابی هستند که به دنبال بازگشت او هستند، اما همه شاخصها و دادهها نشان می دهد که ظاهراً در مرحله بعدی شخص دیگری نخست وزیر می شود.
وی افزود: تاحدودی درباره حیدر العبادی و حمید الشطری در چهارچوب هماهنگی اتفاق نظر دارند و اسامی نامزدهای تصدی نخستوزیری از درون چهارچوب هماهنگی مطرح میشود و به بیرون درز داده میشود و مداخله برای توافق روی یک نفر حتما در آنجا صورت میگیرد.
نجم القصاب در ادامه تاکید کرد که نشانهها حاکی از آن است که چهارچوب هماهنگی برنامزدی واحد توافق میکند و این موقعیت چهارچوب هماهنگی در برابر نیروی دیگر را تقویت میکند به ویژه پس از آنکه نیروهای سنی هم تشکلی ایجاد کردند تا نیروهای سیاسی که در انتخابات شرکت کردند و پیروز شدند، گرد هم آورد.
کفاح حیدر فلیح کارشناس سیاسی نیز در این زمینه به خبرنگار ما گفت: سودانی گزینه اول چهارچوب هماهنگی در دوره قبل انتخابات بود ما شاهد استمرار مذاکرات سیاسی در روزهای آتی و تا زمان اعلام اولین جلسه پارلمان عراق خواهیم بود و میان چهارچوب هماهنگی و تشکلها و ائتلافها درباره آینده دولت و کابینه هماهنگی خواهیم داشت.
وی با اشاره به اینکه قبل از انتخابات ائتلاف سودانی شانس داشت، افزود: دلیل کاهش شانس نخست وزیر فعلی برای تصدی مجدد این مسئولیت و خروج وی از میان گزینههای چهارچوب برای نخست وزیری نشانه اختلافات میان سودانی و این تشکل سیاسی است.
عباس العقابی کارشناس مسائل حقوقی هم درباره اختلافات السودانی با چهارچوب هماهنگی به خبرنگار تسنیم گفت: این چیز جدیدی نیست بلکه قبل از انتخابات و از 6ماه پیش مطرح بود و میشنیدیم اختلاف نظر عمیقی بین چهارچوب هماهنگی و آقای سودانی وجود دارد و اینطور عنوان میشد که وی در موضوعات متعدد بدون مراجعه به چهارچوب هماهنگی یا مطلع کردن آنها ورود کرده است.
این کارشناس با بیان اینکه نوری المالکی گفته که السودانی بدون اطلاع و موافقت چهارچوب هماهنگی به شرم الشیخ و دوحه رفت اظهار داشت که این اقدامات شکاف داخل چهارچوب را گسترش داد و زمانی که که شروطی گذاشته شد و کمیتهای تشکیل دادند، السودانی باید از طریق کمیته اقدامات خود را انجام میداد و به شروط توجه می کرد.
بانویی که مسیر رسالت را تا قیامت زنده کرد
به مناسبت فرارسیدن ایام ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها، گزیدهای از بیانات مرحوم آیت الله مصباح یزدی در رابطه با شخصیت بانوی دو عالم تقدیم شما فرهیختگان میشود.
بنابر عقیده بسیاری از علمای شیعه و پارهای از علمای اهل سنت، بارزترین مصداق «کوثر» وجود نازنین حضرت زهرا(علیها السلام) میباشد.
برهان این حقیقت و شاهد این واقعیت، علاوه بر روایات متعددی که از ائمه اطهار(علیهم السلام) وارد شده است، شأن نزول و سیاق آیات سوره کوثر میباشد؛ چرا که در شأن نزول سوره کوثر، اتفاق مفسّران بر این است:
آنهنگام که تنها پسران پیامبر، قاسم و عبداللّه، در فاصله زمانی اندکی از این دنیای فانی پرکشیدند و به سوی مُلک باقی شتافتند، دشمنان و مخالفان پیامبر به اظهار شادی و مسرّت پرداختند و دهان به شماتت، طعنه و زخم زبان نسبت به پیامبر گشودند؛ از جمله عاصبنوائل سهمی حضرت را ابتر (:بیدنباله، بیاثر، بیسرانجام و مقطوعالنسل) خواند.
چنین شماتتهایی قلب لطیف پیامبر را سخت آزرده میساخت؛ از اینروی خداوند متعال برای دلجویی از حبیب خویش و پاسخ به طعنههای مشرکان، سه آیه نورانی سوره کوثر را فرو فرستاد:
«إِنّا اَعطَیْنکَ الْکَوثَر»؛ ما محققاً به تو خیر فراوان بخشیدهایم.
«فَصَلِّ لرَبِّکَ و انْحَرْ»؛ پس به شکرانهاش نماز بخوان و قربانی کن .
«إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ اْلاَبْتَرُ»؛ و بدان که دشمن شماتتگوی تو، خود بیسرانجام و بلاعقب است.
عطا بر تو کوثر نمودیم ز احسان / که ناید به دل، گرد غم بار دیگر
به نهر بهشت و به خیر کثیرت / به تکثیر نسلت ز زهرای اطهر.
با توجه به سیاق فرجامین آیه این سوره، منظور از کوثر، فراوانی ذُریه و ماندگاری نسل پیامبر میباشد که فقط از طریق وجود پربرکت فاطمه زهرا(علیها السلام) تحقق یافته است.
چرا که مشرکان، پیامبر را طعنه بیسرانجامی میزدند و این آیات در مقام پاسخ و رد طعنهها و شماتتهای ایشان نازل شد که نه تنها حبیب خود را بیسرانجام و بیدنباله قرار ندادیم، بلکه او را به برکت وجود یگانه دخترش، نسلی بی نظیر و ماندگار در طول تاریخ عطا کردیم و دشمن طعنهگوی او را بیدنباله و اَبتر قرار دادیم.
از اینروی روشنترین مصداق کوثر، وجود دختر والاگهر پیامبر و ماندگاری نسل او از این طریق میباشد.
این تفسیر از سوره کوثر، از آن جهت که دارای هماهنگی کامل با شأن نزول سوره و واجد مناسبتی تام با متن و سیاق آیات میباشد و نیز بنابر تفاسیر متعددی که از ائمه اطهار بدین مضمون وارد شده است، بیانگر بارزترین و آشکارترین مصداق کوثر (وجود فاطمه زهرا(علیها السلام) میباشد.
آری، وجود فاطمه(علیها السلام)، منبع خیر کثیر است که هم باعث ماندگاری رسالت پیامبر شده است و هم عامل جاودانگی نسل پاک اوست.
پی نوشت:
۱. ترجمه تفسیر مجمع البیان: ج ۲۷، ص ۳۰۹.
۲. شعر از سید عباس حسینی، متخلص به حیران. مناقب فاطمی در شعر فارسی: ص ۹۲. صفحه ۲۲
منبع: کتاب جامی از زلال کوثر ص ۲۱ و ۲۲
آیا شفاعت حضرت زهرا (س)، باعث گستاخی گنهکاران در ارتکاب گناه نمیشود؟
پاسخ آیتالله العظمی جوادی آملی به شبههای پیرامون «آیا وعده شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها، باعث گستاخی گنهکاران در ارتکاب گناه نمیشود؟» در یکی از آثار ایشان تقدیم شما فرهیختگان می شود.
* پرسش
* آیا وعده شفاعت، باعث گستاخی گنهکاران در ارتکاب گناه نمیشود؟
* پاسخ:
شفاعت همچون دارویی شفابخش است که هیچ انسان عاقلی را به بیماری تشویق نمیکند، بلکه تنها راهی برای نجات بیماران است.
شرایط بهرهمندی از شفاعت حضرت زهرا(س):
برای آنکه شفاعت شامل حال فردی شود، باید دارای شرایطی باشد، از جمله:
_مشرک، کافر، منافق یا ناصبی نباشد.
_از گناهان خود پشیمان باشد.
_ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) و اهل بیت(ع) را پذیرفته باشد.
_دوستدار شیعیان و ذریه پیامبر(ص) باشد.
_سادات را نیازارد.
شرط اصلی شفاعت، ندامت از گناه و داشتن ایمان پایه است. خداوند در قرآن میفرماید:
«وَ لَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی»
(آنان فقط برای کسی شفاعت میکنند که [خدا] از او راضی باشد، سوره انبیا، آیه ۲۸)
چرا شفاعت باعث گستاخی نمیشود؟
۱. خداوند دقیقاً مشخص نکرده که شفاعت شامل چه کسانی میشود؛ بنابراین هیچکس نمیتواند با اطمینان بر شفاعت حساب کند.
۲. مؤمن واقعی همواره بین ترس از عقاب و امید به رحمت خداوند در نوسان است.
۳. قرآن به صراحت هشدار میدهد که هیچکس خود را از مکر خدا در امان نبیند.
۴. اصرار بر گناه، ممکن است به کفر و قساوت قلب بینجامد.
شفاعت حضرت زهرا(س) نه تنها باعث گستاخی گنهکاران نمیشود، بلکه امیدی برای بازگشت و جبران گذشته است.
این موهبت، همچون نوری در تاریکی، برای کسانی است که در مسیر ایمان، لغزش داشتهاند اما قصد بازگشت دارند.
منبع: تسنیم، ج۴، ص ۲۷۰ – ۲۷۳.
اثر شگفتانگیز دعای مادر
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:
دُعاءُ الوالِدَةِ یُفْضی إِلی الحِجابِ.
دعای مادر از همه حجابها و موانعِ اجابت میگذرد.
مشکاة الأنوار، ص ۲۸۲
اراده فرزندانمان را قوی کنیم، نه خواستههایش
حجت الاسلام والسلمین سیدعلیرضا تراشیون در یکی از سخنرانی های خود به موضوع «تربیت اراده فرزندان» پرداخت که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
گاهی پیش میآید که والدین، حتی با نیت خوب، اراده فرزندشان را بهطور غیرعمد تضعیف میکنند.
مثلاً یک بچه سه یا چهار ساله روی صندلی عقب ماشین نشسته و تشنه شده است.
پدر میگوید: «صبر کن، یک ربع دیگر به خانه میرسیم، آن موقع آب میخوری.» اما مادر میبیند بچه ناراحت است و میگوید: «چرا صبر نکنی؟ بیا کنار، از این بطریها بخریم.»
او فکر میکند کارش درست است و نیتش محبت به کودک است، اما واقعیت این است که این نوع رفتارش، اراده بچه را تضعیف میکند.
در شرایط طبیعی، یک بچه سه ساله میتواند ده یا پانزده دقیقه بدون آب بماند و هیچ آسیبی نبیند.
اگر والدین همیشه این نوع «رفع فوری نیازها» را انجام دهند، زیرساخت اراده کودک آسیب میبیند. یعنی بچه یاد نمیگیرد صبر کند و به مرور توانایی مدیریت خواستهها و تحمل تأخیر را کسب نمیکند.
این مسئله در بزرگسالی هم اثر دارد: فردی که از کودکی به ارادهاش احترام گذاشته نشده و همه خواستههایش سریع رفع شده، در مواجهه با محرکها و وسوسهها دچار ضعف خواهد شد؛ بهطوری که توانایی کنترل و تصمیمگیریاش کاهش مییابد.
مدلهای زندگی امروز نیز با همین الگوها، بهطور طبیعی اراده کودکان را تضعیف میکند.
ما با این رفتارهای ناآگاهانه، زمینه را برای کمتحمل شدن، ناتوانی در صبر و ضعف در مدیریت خواستهها در بزرگسالی فراهم میکنیم.
به عبارت دیگر، محبت بیش از حد و رفع فوری همه خواستههای کودک، برخلاف ظاهرش، به رشد تواناییها و قدرت تصمیمگیری او آسیب میزند.
چرا دین اسلام کاملترین دین است؟ مگر ادیان قبل ناقص بودند؟
هدایت الهی همیشه متناسب با زمان و جامعهای که پیامبران به آن فرستاده شدهاند، ارائه شده است؛ تکامل اسلام به معنای نقص ادیان پیشین نیست، بلکه نشاندهنده بلوغ ظرفیت بشری در هر دوره است.
یکی از پرسشهایی که گاهی ذهن انسانها را درگیر میکند این است که اگر دین اسلام کاملترین دین است، آیا ادیان پیشین ناقص بودهاند؟ پاسخ به این شبهه نیازمند توجه به چند نکته اساسی است:
اولاً: دین برای هدایت بشر و فراهم کردن مسیر تکامل اوست، نه برای تکامل خداوند. خداوند متعال کامل و بینیاز است و هیچ گونه نقصی در او راه ندارد. بنابراین وقتی گفته میشود اسلام کاملترین دین است، این «کمال» به منظور تکمیل مسیر هدایت بشر و انطباق آن با ظرفیتهای جوامع مختلف انسانی است، نه به معنای نقص در سایر ادیان الهی.
ثانیاً: پیامبران الهی هر یک برای جامعهای خاص و در زمان مشخصی مأمور هدایت مردم شدند و دین خود را تدریجی و مرحله به مرحله به آنان عرضه کردند. مثلاً حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) مأمور هدایت قوم بنیاسرائیل بودند و شواهد قرآنی و کتابهای آسمانی نشان میدهد که فعالیت آنها محدود به جامعه خاص خود بوده است. قرآن کریم میفرماید: «و به یقین موسی را هدایت دادیم و به بنی اسرائیل کتاب را میراث دادیم» و نیز درباره حضرت عیسی (ع) آمده است که او فرستادهای به سوی بنی اسرائیل بود.
اما اسلام به عنوان دین جهانی، مأموریت هدایت همه انسانها در تمام اعصار را دارد. قرآن کریم تصریح میکند: «و ما تو را نفرستادیم مگر برای همه مردم، تا بشارت دهی و هشدار دهی». بنابراین محدودیت سایر ادیان به جامعه مخاطب خاص، نشان از ناقص بودن آنها نیست، بلکه به دلیل گستره محدود ماموریت پیامبرانشان بوده است.
سوم: اینکه، هیچ یک از ادیان الهی توسط خدا ناقص شمرده نشدهاند. همه آنها از سوی خداوند آمده و همه پیامبران الهی راستگو و هدایتگر بودهاند. اسلام کاملترین دین است نه به دلیل نقص دیگر ادیان، بلکه به دلیل جامعیت، جهانی بودن و هماهنگی کامل آن با فطرت انسانی و نیازهای مادی و معنوی بشر. قرآن کریم میفرماید: «قطعاً دین بر حق نزد خدا دین اسلام است و اختلاف افراد بعد از آمدن علم به خاطر ستم و تحریف بوده است».
چهارم: تفاوتها و تحریفهایی که در تورات و انجیل رخ داده و امروز نسخه اصلی آنها در دسترس نیست، سبب شد که اسلام به شکل کامل و محفوظ باقی بماند. قرآن کریم خود را «نگهدارنده دین» معرفی میکند: «ما قرآن را نازل کردیم و ما به طور قطع نگهدار آنیم». بنابراین کسی که بخواهد هدایت کامل را دنبال کند، تنها دین محفوظ و جهانی اسلام میتواند پاسخگوی همه نیازهای بشر باشد.
پنجم: تکامل دین با تکامل جامعه همراه است؛ همانطور که یک کودک ابتدا راه رفتن و سخن گفتن را یاد میگیرد و سپس به آموزشهای پیچیدهتر میرسد، دین نیز در هر جامعه به تناسب ظرفیتها و زمان، تدریجاً کامل میشود. پیامبران پیشین پیام خود را به تدریج ارائه کردند، اما اسلام با گستره جهانی و جامعیت کامل، نسخه نهایی و کامل هدایت بشری است.
در نهایت، نکته بسیار مهم این است که دین، ابزار هدایت بشر است و کمال آن به انسانها کمک میکند تا به سعادت دنیوی و اخروی برسند. اختلافها و تفرقههای میان مسلمانان یا دیگر جوامع، هیچ خللی به کمال دین وارد نمیکند؛ بلکه نتیجه عدم بهرهگیری صحیح از هدایت الهی است. همانطور که قرآن کریم میفرماید: «پس روی خود را متوجه دین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند انسان را بر آن آفرید».
بنابراین، اسلام کاملترین دین است نه به این معنا که ادیان پیشین ناقص بودهاند، بلکه به این دلیل که پیامبر اسلام مأمور هدایت جهانی و اتمام حجت برای همه انسانها در همه زمانها بوده و قرآن کریم محفوظ، جامع و هماهنگ با فطرت انسانی است.
معنای ترس از خداوند متعال و آثار آن
مرحوم آیتالله مصباح یزدی در گفتاری به تبیین ترس و خوف الهی پرداختند که در ادامه آن را می خوانیم:
مفهوم ترس از خداوند متعال
اساساً مفهوم و معنای ترس از خدا چیست؟ انسان از موجودات خطرناک و وحشتآفرین میترسد، اما با توجه به این که خداوند مظهر مهر، محبت و رحمت بینهایت است، ترس از او به چه معنا است؟
متعلق و منشأ ترس، خطری است که متوجه انسان میشود، یا منفعتی است که از وی سلب میگردد، یا محرومیت وی از چیزی است که دوست میدارد و در درجه اول، ترس به این امور نسبت داده میشود. اما به دلیل علاقه سببیت و مسببیت، گاهی کس یا چیزی که سبب پیدایش خطر یا سلب منفعت یا محرومیت است نیز متعلق ترس قرار میگیرد. برای مثال، کسی که از گرگ میترسد، ترس او در واقع از دریده شدن و آسیب دیدن بدنش است و چون چنین زیانی به وسیله گرگ متوجه او میگردد، از آن میترسد.
با توجه به این که گاهی ترس به سبب و عامل خطر، ضرر و سلب منفعت نسبت داده میشود، در اسلام نیز چون آموزههای اسلامی بر اساس توحید پیریزی شده، روش همه انبیا و از جمله پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و نیز قرآن توجه دادن انسان به علتالعلل و مسببالاسباب است. بر اساس آن آموزهها، گرچه انسان از گرگ میترسد که خطری متوجه او سازد، اما چون گرگ آفریده خدا است و اختیار و تدبیر آن را خداوند به عهده دارد، انسان باید از خداوند که آفریننده گرگ و مسببالاسباب است بترسد. همچنین روشن است که با نزول باران و جریان آن بر روی زمین، دانه گیاه در درون خاک جوانه میزند و رشد میکند.
اما چون فعل و انفعالات درون خاک و دانه و نزول باران و تهیه مواد لازم برای احیا و جوانه زدن دانه و رشد آن همه با اذن و تدبیر خداوند انجام پذیرفته است و عوامل دیگر واسطهای بیش نیستند، قرآن کریم احیا و شکافتن دانه را به خداوند نسبت میدهد و میفرماید: إِنَّ اللهَ فالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوی؛ خداوند شکافنده دانه و هسته است. «انعام (6)، 95»
روشن شد که شیوه تربیتی قرآن، توجه دادن ما به مسببالاسباب است و گرچه ما از آنکه ضرری متوجهمان شود میترسیم و نیز نگران از دست دادن منافع خود هستیم. یا از حوادث و بلایای طبیعی مثل سیل میترسیم، اما در هر حال باید از خداوند بترسیم؛ چون زنجیره عوامل و اسبابی که باعث آن حوادث و خسارتها میشود، در اختیار خداوند است و او مسببالاسباب شمرده میشود.
اما در حوزه رفتار اختیاری و اعمالی که ارزشگذاری اخلاقی میشوند، ترس ما از خداوند، در واقع ترس از رفتار زشت و ناپسند خودمان است که بر اثر قوانین تشریعی الاهی عذاب و کیفر خداوندگاری بر آنها مترتب میگردد و در اینباره باید از خدا بترسیم؛ چون او است که میتواند ما را ببخشد و کیفر و عذاب را از ما بردارد و یا ما را به عذاب خویش مبتلا سازد: ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ به سبب آنچه دستهای مردم فراهم آورده، فساد در خشکی و دریا نمودار شده است، تا [خداوند جزای] برخی از آنچه کردهاند به آنها بچشاند، باشد که بازگردند. «روم (30)، 41»
پس از آنکه روشن شد ترس ما از خدا، به معنای ترس از اعمال خود ما است که به سلب نعمت الاهی و یا گرفتار شدن به عذاب الاهی میانجامد، باید توجه داشت که عذاب گناهکاران از سوی خدا، با صفت رحمانیت خداوند منافات ندارد و خداوند در عین آنکه ارحمالراحمین است، عدالت و حکمتش ایجاب میکند بدکاران و کسانی را که به دیگران ستم کردهاند، در این دنیا و یا در آخرت مجازات کند و اگر نیک بنگریم، عذاب و کیفر الاهی نیز خود مظهر رحمت خداوند است.
بخشی از اعمال زشت بندگان در دنیا کیفر داده میشود و بخشی بخشیده میشود و بخشی از آنها که در دنیا تدارک نگردیده و عفو نشده است، در آخرت کیفر داده میشود و اگر بنا بود خداوند در همین دنیا به عقوبت و کیفر همه گناهان بپردازد، کسی بر روی زمین باقی نمیماند: وَلَوْ یُؤاخِذُ اللهُ النّاسَ بِما کَسَبُوا ما تَرَکَ عَلی ظَهْرِها مِنْ دَابَّة وَلکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلی أَجَل مُسَمًّی فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللهَ کانَ بِعِبادِهِ بَصِیراً؛ و اگر خدا مردم را به [سزای] آنچه انجام دادهاند مؤاخذه میکرد، هیچ جنبندهای را بر پشت زمین باقی نمیگذاشت، ولی تا مدتی معیّن مهلتشان میدهد و چون اجلشان فرارسد، خدا به [احوال ]بندگانش بینا است. « فاطر (35)، 45»
ضرورت ترس از خداوند در آموزههای دینی
با توجه به این که ترس برای انسان خوشایند نیست و روانشناسان به نکوهش ترس پرداختهاند و آن را باعث بر هم خوردن آرامش و آسایش انسان دانستهاند، چرا در قرآن و روایات فراوان، از خشیت، خوف و ترس از خدا سخن رفته است؟ آیا اصولا ترسیدن پسندیده است تا ترس از خداوند و عذاب او مطلوب و پسندیده پنداشته شود؟
ترس، بهخودی خود و به عنوان حالت طبیعی و انفعالی نفسانی، نه خوب است نه بد و اخلاقاً ارزشگذاری نمیشود.اما مطلوب و پسندیده بودن مقدمات، زمینههای اختیاری ترس، تضعیف، تقویت یا تداوم آن، در گرو هدف و نتیجهای است که بر آنها مترتب میشود و باید دید که متعلق آن ترس چیست. صرفنظر از جنبههای معنوی، گاهی ترسْ مطلوب است و انسان باید از خطرهایی که سلامت و زندگی او را تهدید میکند بپرهیزد و در موارد لازم، حزم و احتیاط داشته باشد.
به هیچ وجه تهور و بیپروا به استقبال هر خطری رفتن پسندیده نیست و کسانی که اهل ماجراجویی هستند و بی محابا خود را به آب و آتش میزنند و به ورطههای خطر وارد میشوند، از سلامت روانی و عقل کافی برخوردار نیستند. پس در مواردی که نتیجه و هدف شایستهای برای ترس وجود دارد، تقویت و ایجاد آن مطلوب است و بیتردید ترس از خدا به دلیل ثمرات و نتایج فراوان دنیوی و اخروی که در پی دارد، نه تنها مطلوب، که لازم و ضروری است.
نقش تربیتی ترس از خداوند در رفتار انسان
پس از آنکه مفهوم ترس از خدا روشن شد، آیا مناسبتر نبود که خداوند به جای ترساندن بندگان از خویش و ذکر مکرر عذابهای جهنم، شیوه تربیتی دیگری را بر میگزید و از راه وعده پاداش و امیدوار ساختن بندگان به رحمت و بخشایش خود، مردم را به راه مستقیم، انجام تکالیف و ترک گناهان دعوت میکرد؟
پاسخ اقناعی به این پرسش این است که:
خداوند، خالق ما و آشنای به همه مصالح ما است و او خود نیک میداند که چه شیوهای برای هدایت و تربیت ما مؤثرتر است. بر این اساس، ترساندن از عذاب و کیفر گناهان را به عنوان شیوهای عمومی و مؤثر بر گزید و پیامبرانش را با عنوان نذیر و بیمدهنده به سوی مردم فرستاد: إِنّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَنَذِیراً وَإِنْ مِنْ أُمَّة إِلاّ خَلا فِیها نَذِیرٌ؛ ما تو را بهحق مژدهدهنده و بیمدهنده فرستادیم، و هیچ امّتی نبود مگر آنکه در میانشان بیمدهندهای [پیامبری] گذشت. (فاطر (35)، 24)
گرچه دعوت پیامبران الاهی، هم شامل بشارت به رضوان و بهشت الاهی بود و هم بیم دادن از کیفر گناهان و عصیان خداوند، اما در هیچ جای قرآن خداوند نفرموده «إِنْ مِنْ أُمَّة إِلاّ خَلا فِیها بَشِیرٌ» و ذکر صفت «نذیر» در ذیل آیه بالا، به عنوان صفت عمومی برای همه پیامبران، حاکی از تأثیر همگانی و کارساز بیم دادن از عذاب الاهی است.
اما پاسخ روانشناختی به پرسش یاد شده این است که:
اما پاسخ روانشناختی به پرسش یاد شده این است که: هم با تحقیقات و روشهای علمی و هم با تجربههای عادی ما ثابت شده است که عامل محرک انسان در بیشتر کارها ترس است و میتوان گفت در نود درصد موارد، ترس باعث تحریک و تلاش انسان میشود و ده درصد رفتار ما از وعده پاداش یا جلب منفعت سرچشمه میگیرد. آنچه باعث تلاش بیشتر دانشآموزان در تحصیلاتشان میشود، ترس از شکست و مردود شدن است و آنان اگر از مردود شدن و تنبیه و سرزنش پدر و مادر و دیگران نمیترسیدند، درس نمیخواندند. بسیار اندکاند دانشآموزانی که تلاش آنان، ناشی از ترس نیست و عشق به علم باعث تلاش و کوشش آنان برای فراگیری علم میگردد. بر این اساس، پدر و مادر برای این که فرزندشان را به درس خواندن تشویق کنند، او را از عواقب مردود گشتن و شکست در تحصیل علم میترسانند.
در امور معنوی نیز گرچه ما معتقدیم خداوند افزون بر جهنم، بهشت نیز دارد و رحمت خداوند گستردهتر و مقدّم بر غضب اوست [یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه] اما در بیشتر مردم، ترس از عقوبت الاهی باعث انجام وظایف و عبادات میگردد و اگر ترس از عقوبت نبود، اندکی از مردم به امید ثواب و پاداش الاهی به انجام عبادات و تکالیف خود میپرداختند. البته در برخی از رفتارها، تنها امید به پاداشْ محرک است؛ چون عقوبتی برای ترک آنها در نظر گرفته نشده است. در این رفتار، امید به پاداش که مطلوب انسان است، تأثیر مستقیمی در انجام آنها دارد و در این میان، ترس از محرومیت از آن پاداش نیز به صورت غیر مستقیم محرک انسان میگردد.
روشن شد که در زندگی فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی، محرک اصلی در بیشتر رفتارها و اعمال انسانْ ترس است. ترس از آنکه گرفتاری برایش رخ دهد، یا ترس از آنکه خوشیها و نعمتهایش را از او بستاند یا ترس از آنکه حرمت، اعتبار و موقعیت خویش را از دست دهد. اما برای خداباوران و معتقدان به جهان آخرت، همچنین ترس از سختیهای شب اول قبر و عذاب جهنمْ محرک بسیاری از رفتارها است. فراتر از آنچه گفتیم، کسانی که در زمینههای معنوی به مدارج عالی معرفت دست یافتهاند، بزرگترین و جانفزاترین ترس و نگرانیشان، ترس از آن است که توجه و عنایت خدا از آنان گرفته شود و مورد بیاعتنایی پروردگار خویش قرار گیرند. بیتردید محروم شدن از عنایت و توجه خداوند، عذاب بزرگی است و از این رو، خداوند در مقام نکوهش پیمانشکنان، محروم گشتن از آن را در شمار عذابهای سخت خود نام میبرد و میفرماید:
إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللهِ وَأَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الاْخِرَةِ وَلا یُکَلِّمُهُمُ اللهُ وَلا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَلا یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ؛ ( آل عمران.۷۷) کسانی که پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی میفروشند، آنان را در آخرت بهرهای نیست، و خدا روز قیامت با آنان سخن نمیگوید و به ایشان نمینگرد و پاکشان نمیگرداند، و عذابی دردناک خواهند داشت.
چنانکه برای کودک تحمّل گرسنگی آسانتر از تحمل محروم گشتن از نوازش و مهر مادر است و ترس از قهر و بیاعتنایی مادر برای او سنگین است، و همچنان که ترس از گسستن ارتباط با معشوق و محروم شدن از گفتوگو و همنشینی با او برای عاشق بسیار سخت است، برای کسانی که طعم ارتباط با خدا و گفتوگوی با او را چشیدهاند، سختترین عذابها و حتی سختتر از عذاب جهنم و محروم گشتن از بهشت خداوند، عذاب حرمان از توجه خداوند و عنایات و الطاف او است. از این رو، ترس از حرمان از توجهات و لقای خداوند، بزرگترین محرک و عاملی است که آنان را به انجام وظایف بندگی خدا وامیدارد.
قیامهای پیش از ظهور حضرت مهدی علیهالسلام
یکی از موضوعاتی که در مباحث مهدویت، همواره مورد بحث و مناقشه بوده، حکم قیامها و حکومتهای دوران غیبت و پیش از قیام جهانی حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف است. برخی، با استناد به پارهای از روایات، پنداشتهاند هرگونه تحرّک بر ضدّ فرمانروایان ستمگر، پیش از ظهور امام زمان علیهالسلام ممنوع است؛ از این رو با هرگونه ندای عدالتخواهانهای، مخالفت ورزیده و آن را طاغوت مینامند!
در اینجا به بررسی کوتاهی در روایات مربوط به قیامهای پیش از ظهور میپردازیم.
- طاغوتبودن پرچمداران قیامهای پیش از ظهور
بعضی از این روایات، به طور عام، هرگونه شورش و برافراشتن هر پرچمی را پیش از قیام حضرت حجّت عجلاللهتعالیفرجهالشریف محکوم کرده و پرچمدار آن را طاغوت و یا مشرک معرّفی میکنند. تنها به دو روایت در این بحث اشاره میکنیم:
امام صادق علیهالسلام فرمود:
«کُلُّ رایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیامِ القائِمِ فَصاحِبُها طاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.» (کافی، ج ۸، ص ۲۹۵)
هر پرچمی پیش از قیام قائم برافراشته شود، پرچمدار آن طاغوتی است که در برابر خدا پرستش میشود.
امام باقر علیهالسلام فرمود:
«کُلُّ رایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ رایة القائِمِ صاحِبُها طاغُوتٌ.» (نعمانی، الغیبة، ص ۱۱۴)
هر پرچمی پیش از قیام قائم بر افراشته شود، صاحب آن طاغوت است.
جدای از اشکالات سندی که به این روایات وارد است، یکی از محققان در بررسی دلالت این روایت مینویسد: دعوت، دو گونه است:
۱. دعوت حق؛ یعنی دعوت مردم برای بهپاداشتن حق و بازگردانیدن زمام امور حکومت، به دست اهلبیت علیهمالسلام که چنین دعوتی مورد تأیید امامان معصوم علیهمالسلام است.
۲. دعوت باطل؛ یعنی، دعوت مردم برای مطرحکردن خود و مقصود از «کلُّ رایة» همین بخش دوم است؛ یعنی دعوت، در عَرَض و مقابلِ دعوتِ اهلبیت علیهمالسلام باشد، نه در طول و مسیر آن؛ بنابراین، قیامهایی که بر مبنای دفاع از حریم اهلبیت علیهمالسلام و دعوت مردم به سوی آنان صورت گرفته است، به طور کلّی از دائره مصادیق این روایت، خارجاند.
ممکن است گفته شود: این حدیث، در بطلان تمام قیامهای پیش از قیام قائم عجلاللهتعالیفرجهالشریف، ظهور دارد؛ یعنی، ملاک بطلان، این نیست که دعوت برای خود و در عَرَض نهضت امامان معصوم علیهمالسلام صورت بگیرد؛ بلکه ملاک، پیشیگرفتن آن بر قیام حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف است؛ خواه دعوتِ حق باشد و یا دعوتِ باطل!
اوّلا: به احتمال قوی این روایات، ناظر به بعضی از قیامهای آن زمان است و به اصطلاح، «قضیه خارجیه» است، نه حقیقی، و ناظر به تمام قیامها نیست و ملاک حق و باطلبودن، همان دعوت به راه راست است.
ثانیاً: روایات بسیاری از امامان معصوم علیهمالسلام وارد شده که برخی از قیامهایی را که بعدها و پیش از ظهور امام زمان اتّفاق میافتد، کاملاً تأیید کرده و مردم را برای پیوستن به آنان تشویق نمودهاند؛ همانند «رایة الیمانی». (نجمالدین طبسی، تا ظهور، ج ۱، ص ۷۸)
امام خمینی رحمةاللهعلیه در برابر کسانی که با تمسّک به روایتهای یادشده به بهانهجویی میپردازند، میفرماید:
«این احادیث، هیچ مربوط به تشکیل حکومت خداییِ عادلانه _ که هر خردمند، لازم میداند _ نیست؛ بلکه در روایت اول، دو احتمال است: یکی آنکه راجع به خبرهای ظهور ولی عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگوید عَلَمهایی که به عنوان امامت، قبل از قیام قائم برپا میشود باطل است و احتمال دیگر آنکه از قبیل پیشگویی باشد از این حکومتهایی که در جهان تشکیل میشود تا زمان ظهور که هیچکدام به وظیفه خود عمل نمیکنند و همینطور هم تاکنون بوده...» (کشفالاسرار، ص ۲۲۵)
ایشان در جای دیگر میفرماید: «آن روایات [اشاره دارد] که هر کس عَلَم بلند کند با عَلَم مهدی، به عنوان «مهدویت» بلند کند [باطل است]. (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۱۴)
- شکست قیامهای پیش از ظهور
روایاتی که بیانگر ناکامی و شکست قیامهای پیش از قیام حضرت مهدی علیهالسلام است. این دسته از روایات، به مشروعنبودن تلاش برای ایجاد حکومت اسلامی اشاره کرده است؛ زیرا قیامی که بدون ثمر باشد، از دیدگاه عقل و عقلا ناپسند است.
بعضی از روایاتی که در اینباره نقل میشود از این قرار است:
امام سجاد علیهالسلام فرمود:
«وَاللَّهِ لایَخْرُجُ واحِدٌ مِنَّا قَبْلَ خُرُوجِ القائِمِ علیهالسلام اِلاّ کانَ مَثَلُهُ مَثَلَ فَرْخٍ طارَ مِنْ وَکْرِهِ قَبْلَ اَنْ یَسْتَوِی جَناحاهُ فَاَخَذَهُ الصِّبْیانُ فَعَبَثُوا بِهِ.» (کافی، ج ۸، ص ۲۶۴)
به خدا سوگند! هیچ یک از ما پیش از قیام قائم خروج نمیکند، مگر اینکه مَثَل او، مانند جوجهای است که پیش از محکمشدن بالهایش، از آشیانه پرواز کرده باشد. در نتیجه کودکان او را گرفته و با او به بازی میپردازند.
از این روایت نتیجه گرفتهاند که: قیام برای تشکیل حکومت اسلامی، نهتنها بینتیجه است که گرفتاری و ناراحتی اهلبیت را نیز در پی دارد. بنابراین باید از تشکیل حکومت اسلامی، پیش از قیام حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف چشم پوشید!
اضافه بر اشکالات سندی، استناد به این روایت و مانند آن از جهاتی باطل است:
جهت نخست: این روایت در صدد این نیست که اصل جواز قیام را ردّ کند؛ بلکه پیروزی را نفی میکند. اگر چنانچه قائل شویم این روایت نفی جواز میکند، پس قیام امام حسین علیهالسلام در برابر یزید و نیز قیام زید بن علی و حسین بن علی (شهید فخ) و… را نیز محکوم کرده است! با اینکه بدون تردید، این قیامها مورد تأیید ائمه علیهمالسلام بوده است. امام صادق علیهالسلام درباره قیام زید شهید فرمود:
«وَ لَا تَقُولُوا خَرَجَ زَیْدٌ فَإِنَّ زَیْداً کَانَ عَالِماً وَ کَانَ صَدُوقاً وَ لَمْ یَدْعُکُمْ إِلَی نَفْسِهِ إِنَّمَا دَعَاکُمْ إِلَی الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَی بِمَا دَعَاکُمْ إِلَیْهِ إِنَّمَا خَرَجَ إِلَی سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لِیَنْقُضَه.» (کافی، ج ۸، ص ۲۶۴)
قیام زید را به رخ نکشید؛ زیرا او مردی عالم و راستگو بود و شما را به سوی خود دعوت نکرد؛ بلکه به سوی آلمحمد علیهمالسلام و رضایت آنان دعوت نمود. هر آینه، اگر پیروز میشد، به وعده خود وفا میکرد. او در برابر سلطنت و حکومتی قیام کرد که محکم و پارچه بود و میخواست ارکان آن را متلاشی کند.
جهت دوم: پیروز نشدن قیام، دلیل بر نفی تکلیف به قیام نیست؛ به عنوان نمونه «در جنگ صفّین، شایع شد که معاویه مرده است. این خبر باعث شادی مردم شد، اما حضرت علی علیهالسلام در مقابل شادی مردم، فرمود: سوگند به آن خدایی که جان من در قبضه قدرت او است، معاویه هلاک نمیشود تا مردم با او هماهنگ شوند. از آن حضرت پرسیدند: بنابراین پس چرا با او میجنگید؟ امام فرمود:
«اَلْتَمِسُ العُذْرَ بَینی وَ بَیْنَ اللَّهِ.»؛ (ابن شهر آشوب، المناقب، ج ۲، ص ۲۵۹)
میخواهم بین خود و خدایم عذر داشته باشم.
این روایت و مانند آن بیانگر این معنا است که انسان مسلمان، باید به تکلیف خود عمل کند و نباید انتظار داشته باشد، حتماً به نتیجه مطلوب برسد.
جهت سوم: در برخی از روایات، به قیامهای پیش از قیام قائم بشارت داده شده است که زمینهساز حکومت حضرت مهدی علیهالسلام هستند. بدون تردید زمینهسازی آنها، به لحاظ موفقیت آن قیامها است. افزون بر اینکه ایجاد آمادگی، خود، بزرگترین ثمره آنها میباشد. یکی از بارزترین این قیامها خروج یمانی است که در روایات فراوانی، از پرچم او به عنوان هدایتیافتهترین پرچم یاد شده است.
جهت چهارم: این روایات اگر در صدد نهی از قیام و مبارزه با ستم و فساد باشد، با آیات جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و نیز با سیره پیشوایان معصوم علیهمالسلام ناسازگار خواهد بود.
- سکوت و خانهنشینی
برخی از روایات، مردم را به سکوت و سکون فرا میخوانند و از مشارکت در هر قیام و مبارزهای پیش از تحقق نشانههای ظهور باز میدارند. به عنوان مثال، امام صادق علیهالسلام به سدیر میفرماید:
«یا سَدیرُ اِلْزَمْ بَیْتَکَ وکُنْ حِلْساً مِن اَحْلاسِهِ وَاسْکُنْ ما سَکَنَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ فَاِذا بَلَغَکَ اَنَّ السُّفْیانِیَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ اِلَیْنا وَلَوْ عَلی رِجْلِکَ.» (الکافی، ج ۸، ص ۲۶۴)
ای سدیر! در خانه بنشین و به زندگی بچسب و آرامش داشته باش تا آن هنگام که شب و روز آرام هستند؛ اما هنگامی که خبر رسید سفیانی خروج کرده، به سوی ما بیا، اگرچه با پای پیاده باشد.
از دیدگاه برخی، مقتضای این روایت منحصر به سدیر نیست؛ بلکه بر همه واجب است تا خروج سفیانی و... سکوت کرده و از قیام و خروج خودداری کنند!
در پاسخ به این دیدگاه باید گفت: تعمیم حکم به همه افراد، در همه زمانها، متوقف است بر اینکه ما علم داشته باشیم به اینکه شخص یا زمینه خاصّی، مورد نظر امام نبوده است.
بنابراین بر فرض صحیحبودن اسنادِ بعضی از احادیث، هیچ یک از آنها نمیتواند مشروعیّت قیام و حکومت در عصر غیبت را زیر سؤال ببرد؛ بلکه اینگونه روایات، قیامهایی را ممنوع و محکوم به بطلان میداند که دارای شرایط لازم نیست و یا جهت اهداف فاسد و هوسها انجام میشود.
پس اگر قیامی با شرایطِ بیانشده در شرع، زیر نظر حاکم عادل (فقیه) انجام پذیرد و اهداف آن نیز بر اساس شریعت شکل گرفته باشد، زمینهساز قیام حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف خواهد بود و نه تنها از آن نهی نخواهد شد، بلکه در برخی از موارد، تلاش برای برپایی آن، واجب خواهد بود.































