emamian

emamian

دوشنبه, 01 فروردين 1401 22:31

شرح دعای تحویل سال

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در نوشتاری به شرح دعای تحویل سال پرداخته اند که به بازنشر آن خواهیم پرداخت:

 

بی شک آداب و رسومی که در عید نوروز میان مردم معمول است و به شکل سنت ملی در میان ایرانیان و کشورهای دیگری درآمده ، در شمار اموری است که اسلام به صورت کلی، بر آن، تأکید نهاده است.[۱]

سنت هایی پسندیده از قبیل نظافت، خانه تکانی، کمک به ارحام و بستگان و افراد نیازمند و آبرومند برای تهیه لباس و وسایل اولیه زندگی که بسیار پرثمر و مفید است، و نیز دید و بازدید و صله رحم و ملاقات دوستان و رفع کدورت ها و بیرون ریختن غم و اندوه ها از دل و آماده شدن برای فعالیت های مختلف ثمربخش در سال نو، و مانند اینها ، همه و همه از جمله جنبه های مثبت مراسم نوروزی است.[۲]

 

لیکن در این میان ، بیش از همه باید به سنت زیبای دعای تحویل سال اشاره کرد؛ دعایی سراسر معنوی و شور انگیز، که سبب شده است مردم همواره این دعا را در لحظه تحویل سال در مساجد و اماکن متبرکه به صورت دسته جمعی و انفرادی بخوانند.[۳]

 

بی شک دعایی که درایام نوروز زمزمه می شود، و عطر آن تمام مساجد و مراکز عبادی مؤمنان را در سراسر جهان فرامی گیرد،[۴] تفسیری جز عشق مردم به پروردگار، و شوق آنها برای رسیدن به محبوب ندارد.[۵] و نشانه ای دیگر از رحمت و عطوفت اسلامی است. بدین شکل که مسلمانان برای رفع مشکلات خود و همه انسان ها دست نیاز به سوی آن احد بی نیاز دراز می کنند.[۶]

 

نکتۀ مهم این است که این دعای نورانی نباید تنها از زبان انسان صادر شود بلکه باید از تمام وجود انسان برخیزد و قلب و روح از طریق دعا باید پیوند نزدیک با خدا پیدا کند و همانند قطره ای که به اقیانوس بی پایان می پیوندد اتصال معنوی با آن مبدأ بزرگ قدرت بیابد و زبان در این قسمت، صرفاً نماینده تمام ذرات هستی و اعضا و جوارح باشد ، همۀ این امور از ضرورت شرح و بررسی مضامین آن دعای ارزشمند حکایت دارد؛[۷] چرا که تبیین دعای نورانی تحویل سال با تمام جزئیات با توجه به طلب حاجات از خداوند،علاوه بر آنکه نشان می دهد انسان تا چه حد به خداوند متعال محتاج و نیازمند است، عشق و علاقه مردم به خداوند را بیش از پیش آشکار می سازد.[۸]

 

سند دعای «یا مقلب القلوب و الابصار»

مرحوم علامه مجلسی رحمه الله، دعای تحویل سال را جزء اعمال روز اول فروردین شمرده است.[۹] شیخ عباس قمی نیز آن را در کتاب مفاتیح الجنان نقل کرده است؛ لذا در برخی از کتب آمده است که در وقت تحویل سال، این دعا را که مضمون خوب و سازنده ای دارد، بخوانند:[۱۰] «یا مقلب القلوب و الأبصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول والأحوال، حول حالنا إلی احسن الحال؛[۱۱] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست. ای تدبیر کننده شب و روز و ای تغییر دهنده سال و حال؛ حال ما را به بهترین حال، تغییر ده!»[۱۲]

 

مفهوم قلب در بیان قرآن

در فراز ابتدایی دعای تحویل سال می خوانیم: «یا مقلب القلوب و الأبصار ؛[۱۳] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست.»[۱۴]

 

« قلب» در قرآن به معانی گوناگونی آمده است:[۱۵]

 

۱. به معنی عقل و درک چنان که در قرآن می خوانیم:« إن فی ذلک لذکری لمن کان له قلب ؛[۱۶] در این مطالب تذکر و یادآوری است برای آنان که نیروی عقل و درک داشته باشند».[۱۷]

 

۲. به معنی روح و جان، چنان که در قرآن آمده است:« و إذ زاغت الأبصار و بلغت القلوب الحناجر؛[۱۸] هنگامی که چشم ها از وحشت فرو مانده و جان ها به لب رسیده بود».[۱۹]

 

۳. به معنی مرکز عواطف:« سألقی فی قلوب الذین کفروا الرعب ؛[۲۰] بزودی در دل کافران ترس ایجاد می کنم». و در جای دیگر از کلام وحی می خوانیم:« فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک ؛[۲۱] ... اگر سنگدل بودی از اطرافت پراکنده می شدند».[۲۲]

 

قلب مرکز ادراکات یا همان«مغز و دستگاه اعصاب است»، لذا هنگامی که مطلب فکری برای ما پیش می آید احساس می کنیم با مغز خویش آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم. (اگر چه مغز و سلسله اعصاب در واقع وسیله و ابزاری هستند برای روح).[۲۳]

از سوی دیگر قلب، مرکز عواطف است یعنی همان قلب صنوبری که در بخش چپ سینه قرار دارد و مسائل عاطفی در مرحله اول روی همین مرکز اثر می گذارد، اولین جرقه از قلب شروع می شود.[۲۴]

ما بالوجدان هنگامی که با مصیبتی روبرو می شویم فشار آن را روی همین قلب صنوبری احساس می کنیم، و هم چنان وقتی که به مطلب سرورانگیزی بر می خوریم فرح و انبساط را در همین مرکز احساس می کنیم.[۲۵]

البته درست است که مرکز اصلی«ادراکات» و« عواطف» همگی روان و روح آدمی است ولی عکس العمل های جسمی آنها متفاوت است؛ عکس العمل درک و فهم نخستین بار در دستگاه مغز آشکار می شود، ولی عکس العمل مسائل عاطفی از قبیل محبت، عداوت، ترس، آرامش، شادی و غم در قلب انسان ظاهر می گردد، به طوری که به هنگام ایجاد این امور به روشنی اثر آنها را در قلب خود احساس می کنیم.[۲۶]

نتیجه اینکه اگر در قرآن مسائل عاطفی به قلب و مسائل عقلی به قلب (به معنی عقل یا مغز) نسبت داده شده، سخنی به گزاف نرفته است.[۲۷]

 

از همه اینها گذشته قلب به معنای عضو مخصوص نقش مهمی در حیات و بقای انسان دارد، به طوری که یک لحظه توقف آن با نابودی همراه است، بنابراین چه مانعی دارد که فعالیت های فکری و عاطفی به آن نسبت داده شود.[۲۸]

 

بصیرت از دیدگاه قرآن

«بصیر» از بصر (بر وزن سفر) به معنای عضو بینائی یعنی چشم است[۲۹]، و گاه به قوه بینائی نیز گفته شده، و به همین مناسبت به معنای قوه ادراک و بینائی درون نیز بصیرت و بصر اطلاق شده است، چنانکه در قرآن کریم[۳۰] می خوانیم: «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید؛ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت تیزبین است».[۳۱]

 

لذا گاهی واژه «بصیر» به افراد نابینا، اطلاق می شود، ظاهرا این استعمال به خاطر آن است که افراد نابینا غالبا از نیروی ادراک قوی تری بهره مندند، و فقدان حس بینائی خود را با قوت تفکر و بصیرت، جبران می کنند؛[۳۲] همانگونه که ما در فارسی نیز به افراد نابینا، روشندل می گوئیم.[۳۳]

لذا «بصیرت » به سه معنای «چشم» و «نیروی چشم» و «قوه ادراک و علم» اطلاق شده است[۳۴]،[۳۵] همانگونه که «أبصار» جمع «بصر» به معنای بینایی و چشم است.[۳۶]،[۳۷]

«بصیرت» و «ابصار» که به معنای بینایی است گاه با چشم ظاهر صورت می گیرد و جنبه حسی دارد، و گاه با چشم درون و عقل خرد و به معنای ادراکات عقلی است.[۳۸] همانگونه که از مجموع کلمات اهل لغت و موارد استعمال آن استفاده می شود که این واژه نخست به معنای عضو بینائی، و سپس قوه بینائی است، و بعد به معنای درک باطنی و علم به کار رفته است.[۳۹]

 

قرآن مجید گاه می گوید: « بل الأنسان علی نفسه بصیرة؛[۴۰] انسان نسبت به خویشتن بصیرت و آگاهی دارد »و گاه به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می گوید: « قل هذه سبیلی أدعوا إلی الله علی بصیرة أنا ومن اتبعنی؛[۴۱] به مردم بگو: این راه من است که من و پیروانم با بصیرت کامل همگان را به سوی خدا دعوت می کنیم» مسلماً در تمام این موارد بصیرت به معنای آگاهی هایی است که از طریق خرد برای انسان پیدا می شود.[۴۲]

دلیل جمع بودن «ابصار» و «قلوب»

 

در آیات قرآن[۴۳] و حتی دعاهایی هم چون دعای تحویل سال، قلب و بصر غالباً به صورت جمع (قلوب و ابصار) آمده است، اما به راستی نکته آن چیست؟[۴۴]

بعضی از مفسران گفته اند قلب و بصر به معنای اسمی «عضو خاص» استعمال شده، از این جهت به صورت جمع آمده است.[۴۵]

 

هم چنین در پاسخ به این پرسش می توان از طریق وجه ذوقی و علمی به آن پاسخ گفت و آن اینکه تنوع ادراکات قلبی و مشاهدات با چشم ، فوق العاده زیاد است و به خاطر این مسأله، قلوب و ابصار بصورت جمع ذکر شده است.[۴۶] چرا که هر فردی با قلب و فکر خود چیزهای گوناگون را درک می کند و همچنین با چشم، الوان، اشکال و اندازه ها را احساس می کند و چون مدرکات این دو عضو متعدد و فوق العاده متنوعند، از این لحاظ گویا هر فردی از ما دارای قلب ها و چشم هاست.[۴۷]

 

در فیزیک جدید نیز می خوانیم امواج نورها و رنگ هایی که قابل رؤیت هستند از میلیون ها می گذرد.[۴۸] لذا تنوع چیزهایی که با چشم دیده می شود و همچنین اموری را که انسان با فکر خود درک می کند فوق العاده تنوع دارند.[۴۹]

 

خدا مقلب القلوب است

شک نیست که منظور از قلب ، دگرگونی در روح و عقل است و اما اینکه خدا چگونه میان انسان و روح و عقل او قرار می گیرد از دعای «یا مقلب القلوب و الأبصار ؛[۵۰] ای کسی که گردش دل ها و فکرها به دست تو است.»[۵۱]

بی شک هنگامی که انسان توبه می کند و ایمان به خدا می آورد دگرگونی عمیقی در سراسر وجودش پیدا می شود، و به خاطر همین تحول و انقلاب درونی، سیئات اعمالش در آینده تبدیل به حسنات می شود،و این توفیق الهی را در سایه ایمان و توبه پیدا می کند.زیرا خداوند به لطف و کرمش و فضل و انعامش بعد از توبه کردن؛ سیئات اعمال او را محو می کند، و به جای آن حسنات می نشاند.[۵۲] و اینچنین خدا او را مشمول لطف و هدایتش قرار می دهد و انقلاب روحی تمام عیار، برای انسان حاصل می شود.[۵۳]

 

آری خداوند در همه جا حاضر و ناظر و به همه موجودات احاطه دارد در عین اینکه با موجودات این جهان یکی نیست از آنها هم جدا و بیگانه نمی باشد، مرگ و حیات، علم و قدرت، آرامش و امنیت، توفیق و سعادت همه در دست او و به قدرت اوست و به همین دلیل نه انسان چیزی را می تواند از او مکتوم دارد و نه کاری را بی توفیق او انجام دهد و نه سزاوار است به غیر او روی آورد و از غیر او تقاضا کند، چرا که او مالک همه چیز است و محیط به تمام وجود انسان! [۵۴]

 

از بهار طبیعت تا بهار قلب ها

«قلب» به معنای «دگرگون کردن» و حرکت از حالی به حالی دیگر است و به روح و عقل و علم و فهم و شعور اطلاق می گردد، و این به خاطر آن است که هم قلب جسمانی و هم قلب روحانی دائما در دگرگونی و حرکت و تغییر است، چنان که بعضی از ارباب لغت گفته اند:[۵۵]

 

ماسمی القلب الامن تقلبه والرأی یصرف بالانسان اطوارا![۵۶]

 

«قلب» را به این خاطر قلب نامیده اند که دائما دگرگون می شود و عقیده و رأی انسان را به اشکال مختلف در می آورد».[۵۷]

حال این انقلاب و دگرگونی در طبیعت نیز رخ می دهد؛ در فصل زمستان نگاهی به چهره طبیعت می کنیم همه جا بوی مرگ می دهد درختان کاملا از برگ و گل و میوه برهنه شده، و چوب خشک بی هیچ حرکتی بر جای باقی مانده، نه گلی می خندد، نه شکوفه ای می شکفد و نه جنبش حیات در کوه ها و صحراها به چشم می خورد.[۵۸]

 

لیکن وقتی فصل بهار فرا می رسد، هوا ملایم می شود، قطرات باران حیات بخش نازل می گردد، یک مرتبه جنبشی در سراسر طبیعت آشکار می شود: گیاهان می رویند، درختان برگ می آورند، شکوفه ها و گل ها ظاهر می شوند، پرندگان بر شاخه های درختان جای می گیرند، و شور «محشر» بپا می شود![۵۹]

 

آری در طبیعت بهاری، حقیقت شکافته شدن دانه های گیاهان و جوانه زدن یکی از حساس ترین و در عین حال زیباترین لحظه وجود گیاه را تشکیل می دهد و درست شبیه لحظه تولد انسان از مادر است، این لحظه حساس از عجائب قدرت خدا است، لحظه تقلب و دگرگونی و تغییر شکل و گام نهادن از جهانی به جهانی دیگر، به راستی این چه نیروئی است که به جوانه فوق العاده ظریف این قدرت را می بخشد که دیوار محکم هسته و دانه را بشکافد، سرفراز و سربلند از آن بستر استراحت برخیزد، و از آن ظلمتکده رحم مادر خویش گام بیرون نهد و به جلوه گری پردازد؟![۶۰]

 

البته این منظره زیبا که در فصل بهار در دامان صحرا و کوهسار می بینیم به همین حال باقی نمی ماند، بلکه فصل خزان فرا می رسد برگها پژمرده می شوند، شاخه ها عریان می شوند، و آوای حیات به خاموشی می گراید.[۶۱]

 

لذا عید نوروز یک عید طبیعی در جهان آفرینش است؛ و دگرگونی فصل زمستان به سوی طبیعت بهاری، همراه با حیات طبیعت به فرمان خدا شروع می شود، شکوفه ها و برگ ها و گل ها بر شاخسار درختان آشکار می گردد و نشاط و جنبش و حرکت در تمام عالم حیات آغاز می شود، همگام و همراه شدن با این پدیده عالم آفرینش، همگامی با سنت های الهی است.[۶۲]

 

زندگی پر زرق و برق انسان ها نیز همین گونه است. این نعمت های گوناگون، این پست ها و مقام ها و مانند آن نیز جاودانی نیستند، روزی فرا می رسد که به جز یک قبرستان خشک و خاموش از این جامعه ها چیزی باقی نمی ماند لذا طرح دعای «یا مقلب القلوب و الأبصار ؛[۶۳] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست.»[۶۴] به شدت معنادار می شود.[۶۵]

چرا که آیینه قلب تا زنگار هوا و هوس دارد، چهره حقیقت در آن منعکس نمی شود و تا انسان در سیاه چال طبیعت زندانی است به آسمان حقیقت پرواز نمی کند و تا گرد و غبار فضای اطراف او را پر کرده، جمال دل آرای یار را هرچند به او نزدیک باشد، نمی بیند و چه زیبا می گوید، حافظ:[۶۶]

 

تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد

 

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

 

صفای قلب و بصیرت از کدورات ظلمت طبیعت و پلیدی های معاصی و پاک کردن نفس از رسوم عادات و زشتی های شهوت و بالجمله زدودن زنگارهایی که بر قلب نشسته است، زنگارهایی که قرآن می فرماید: «بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون؛[۶۷] بلکه زنگ نهاده بر دل های آنها (مکذبان) آنچه انجام دادند» در فراز« یا مقلب القلوب و الابصار» به منزله صیقل دادن آینه از زنگارهاو کثافات است.[۶۸]

 

هم چنین دگرگونی های مرتبط با طبیعت، موید نشانه های آخرت در زندگی همین دنیا است: باز گشت زمین مرده به حیات در فصل بهار، بارور شدن درختانی که در فصل زمستان از کار افتاده بود و مشاهده عظمت قدرت خدا در مجموعه آفرینش، همگی دلیل بر امکان زندگی پس از مرگ است.[۶۹]

 

اگر زندگی بعد از مرگ مفهوم نداشت ما این صحنه را هر سال در برابر چشم خود نمی دیدیم، اگر زندگی بعد از مرگ امری محال، و سخنی جنون آمیز باشد، به صورت یک امر حسی در برابر چشمانمان تکرار نمی شود. چه فرق می کند حیات زمین بعد از مرگ یا حیات انسان بعد از مردن؟[۷۰]

 

حال وقتی قلب آدمی همچون آیینه است و وجود هستی پروردگار همچون آفتاب عالمتاب. اگر این آیینه را زنگار هوی و هوس تیره و تار کند نوری در آن منعکس نخواهد شد، اما هنگامی که دعای «یا مقلب القلوب و الأبصار ؛[۷۱] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست.»[۷۲] در پی آنیم تا قلوب انسان ها، در پرتو تقوا و پرهیزگاری صیقل داده شود و زنگارها از میان برود، نور خیره کننده آن آفتاب پرفروغ در آن منعکس می شود و همه جا را روشن سازد و از این طریق حیات طیبه انسان در دنیا و آخرت محقق گردد.[۷۳]

 

دل حرم خداست در حرم خدا غیر خدا را منشان!

این حالت که به هنگام ظهور مشکلات به یاد خدا بیفتند و در راحتی او را فراموش کنند، حالت بسیاری از مردم است، در این گونه افراد، طبیعت ثانوی، فراموشکاری است و عدم توجه به واقعیات زندگی.[۷۴]

بنا بر این توجه به خدا و واقعیات زندگی، یک حالت استثنایی برای آنها محسوب می شود که نیاز به عوامل فوق العاده دارد، ما دام که آن حالت فوق العاده [۷۵] موجود است به یاد خدا هستند، اما به محض اینکه بر طرف شد به طبیعت انحرافی خود بازمی گردند، و خدا را به دست فراموشی می سپرند.[۷۶]

خلاصه کمتر کسی را می توان پیدا کرد که در مشکلات سخت و طاقت فرسا به پیشگاه با عظمت خدا سر فرود نیاورد ولی می دانیم این بیداری و« توجه اضطراری»، بی ارزش است.[۷۷]

 

افراد با ایمان و مسلمانان راستین، آنها هستند که در راحتی و بلا، در سلامت و بیماری، در فراوانی و قحطی، در زندان و بر تخت قدرت، و خلاصه در همه حال به یاد او می باشند، و اصولاً این تغییر حالات به هیچوجه آنها را دگرگون نمیسازد.[۷۸]

 

حال درخواست از درگاه خدای متعال مبنی بر انقلاب در قلب و بصیرت، نشانه آن است که انسان به سبب نسیان از یاد حق و انس با دنیا و هواهای نفسانی، نیازمند تحول قلبی و روشنایی چشمان دل است؛ به بیان نورانی امام صادق علیه السلام که فرمود:«القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله ؛ قلب حرم خداست، غیر خدا را در حرم خدا ساکن مکن».[۷۹]،[۸۰] و نیز تغییر و تحول در نگرش و بصیرت آدمی« المؤمن ینظر بنور الله؛ «انسان با ایمان با نور خدا نگاه می کند» اشاره به این حقیقت است که دگرگونی واقعی در قلوب و ابصار به دست او است و تنها فضل و عنایت خدای رحمان است که می‌تواند با دو دست جلال و جمال خویش آیینه دل را از غبار اغیار بزداید و آن را به نور بصیرت مزین کند.[۸۱]

 

«نوری» که تنها قرآن و تعلیمات پیامبر صلی الله علیه و آله نیست، بلکه علاوه بر این، ایمان به خدا، بینش و درک تازه ای به انسان می بخشد؛ افق دید انسان را از زندگی محدود مادی و چهار دیوار عالم ماده فراتر برده و در عالمی فوق العاده وسیع فرو می برد.[۸۲]

 

در پرتو این نور و بصیرت قلبی می توان راه زندگی خود را در میان مردم پیدا کرد، و از بسیاری اشتباهات که دیگران به خاطر آز و طمع، و به علت تفکر محدود مادی، و یا غلبه خودخواهی و هوی و هوس، گرفتار آن می شوند مصون و محفوظ ماند.[۸۳]

 

ثبات قدم و استحکام در دینداری پس از دگرگونی

گفتنی است از جمله شرایط تقلب قلب این است که گام های ما استوار باشد تا از جا کنده نشود و فرار نکنیم، در حقیقت فراز نخست دعا جنبه باطنی و درونی داشت لیکن ثبات قدم از نتائج تحقق کامل دگرگونی است.[۸۴]

 

اینجاست که باید خود را به خدا سپرد و از او هدایت خواست.حتی در بعضی از روایات آمده است که شخص پیامبر اسلام ص نیز خود را به خدا می سپرد، و بسیار این دعا را تکرار می کرد:«یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک ؛ ای کسی که دل ها را می گردانی قلب من را بر دین خودت ثابت بدار»[۸۵]

 

ذکری برای رسیدن به آرامش و از بین رفتن اضطراب

جمله کوتاه و پر معنای «یا مقلب القلوب و الأبصار؛[۸۶] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست»[۸۷] از یک سو، اشاره به اهمیت دگرگونی و تقلب قلب در جهان هستی و مسایل زندگی می کند که سبب بصیرت کامل و معرفة الله می شود و از سوی دیگر، اشاره به تداوم یاد خدا می نماید، که سبب احیای قلوب و آرامش دل هاست[۸۸]

 

این مسأله از آن جهت است که قلب در اصل به معنی تغییر و تحول و به اصطلاح قلب و انقلاب است، و از آنجا که فکر و عقل انسان دائما در حال دگرگونی است به آن« قلب » گفته شده است، و به همین دلیل در آیات قرآن روی مساله سکینه و آرامش دل، و یا اطمینان قلب تکیه شده است، «هو الذی أنزل السکینة فی قلوب المؤمنین ؛ او کسی است که آرامش را در دل مؤمنین نازل کرد»[۸۹] و یا «ألا بذکر الله تطمئن القلوب ؛ آگاه باشید یاد خدا مایه آرامش دل ها است»[۹۰] آری این موجود ناآرام را تنها یاد خدا آرامش می بخشد.[۹۱]

 

لذا هم آبادی و دگرگونی دل ها و هم آرامش آن در سایه ذکر خداست نه تنها ذکر لفظی، بلکه ذکر عملی آن گونه که در روایات وارد شده که امام باقر علیه السلام فرمود: «سه چیز است که انجام آن از مشکل ترین کارهاست و سومین آن را «ذکر الله علی کل حال؛ ذکر خدا در هر حال» بیان فرمود سپس در تفسیر ذکر چنین می فرماید: «و هو أن یذکر الله عز و جل عند المعصیة یهم بها فیحول ذکر الله بینه و بین تلک المعصیة و هو قول الله عز و جل؛ «إن الذین اتقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذا هم مبصرون [۹۲]؛ ذکر خدا آن است که چون تصمیمی بر معصیت می گیرد خداوند عز و جل را یاد کند و یاد خدا میان او و آن معصیت حائل شود و این همان چیزی است که خداوند عز و جل در قرآن فرموده است: پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و) در این هنگام بینا می شوند».[۹۳]،[۹۴]

 

به راستی هنگامی که انسان این کلمات پرمعنا را می خواند که چگونه اولیاء الله در پرتو بندگی و عبودیت، به جاهایی می رسند که به جز خدا نبیند، در فکر فرو می رود که این انسان چه لیاقت بزرگی دارد اگر قدر آن را بداند و استعداد خویش را به فعلیت برساند.[۹۵]

 

رمزگشایی خداشناسی در بهار دل‌ها

انسان سه مرحله را در مسیر معرفة الله می پیماید تا به مقصد رسد، نخست مرتبه«تفکر»، سپس مرحله«یقین» و علم و بعد از آن مرحله«ایمان» و به اصطلاح عقد قلب است، از نظر شرافت، ایمان در مرحله اول، یقین در مرحله دوم، و تفکر در مرحله سوم قرار دارد؛ به تعبیر دیگر آنها که اهل ایمانند از مشاهده آیات الهی به این مرحله عالی صعود می کنند؛ لذا پس از فراز ابتدایی دعای تحویل سال در ایجاد انقلاب و دگرگونی در انسان؛[۹۶] مشاهدات آیات الهی مورد اشاره قرار گرفته تا اینچنین دگرگونی انسان با ایمان پیوند بر قرار نماید؛ لذا می خوانیم:«یا مدبر اللیل و النهار؛ [۹۷] ای کسی که تدبیر کننده شب و روزی ».[۹۸]

در بیان این فراز نورانی باید گفت گرچه کنه ذات خداوند از دسترس عقول بشر خارج است؛ ولی اثبات اصل وجود او از طریق مطالعه در نظام آفرینش و تدبیر بسیار حکیمانه ای که بر آن حاکم است کاملاً ممکن است.[۹۹]

 

این همان چیزی است که در روایات دیگر اسلامی نیز به آن اشاره شده که درباره کنه ذات خدا نیندیشید، بلکه درباره آثار قدرت و عظمت و علم او در جهان اندیشه کنید و این همان مسأله ای است که قرآن مجید پایه خداشناسی را بر آن قرار داده و صاحبان اندیشه و «اولو الالباب» را به تفکر در آن در همه حال دعوت می کند و می فرماید: «ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب* الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا؛ مسلما در آفرینش آسمان ها و زمین و آمد و رفت شب و روز، نشانه های (روشنی) برای خردمندان است-/ همان ها که خدا را در حال ایستاده و نشسته و آن گاه که بر پهلو خوابیده اند یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند (و می گویند:) بارالها! هرگز اینها را بیهوده نیافریده ای!».[۱۰۰]،[۱۰۱]

 

آری این دگرگونی لیل و نهار، و این آمد و رفت روشنایی و تاریکی با آن نظم خاص و تدریجیش که دائما از یکی کاسته و بر دیگری افزوده می شود، و به کمک آن فصول چهارگانه به وجود می آید، و درختان و گیاهان و موجودات زنده مراحل تکاملی خود را در پرتو این تغییرات تدریجی، گام به گام طی می کنند، اینها نشانه دیگری از ذات و صفات متعالی او هستند.[۱۰۲]

 

اگر این تغییر تدریجی نبود، و یا این تغییرات توام با هرج و مرج صورت می گرفت و یا اصلا همیشه روز، و یا همیشه شب بود، حیات و زندگی از صفحه کره زمین به کلی برچیده می شد و اگر فرضا وجود داشت دائما دچار آشفتگی و نابسامانی بود[۱۰۳]،[۱۰۴]

 

در حقیقت اختلاف شب و روز ممکن است به معنی آمد و شد آنها بوده باشد که هر یک«خلف» و جانشین دیگری می شود، و نیز ممکن است به معنی اختلاف و تفاوت تدریجی آنها باشد که فصول چهارگانه سال را به وجود می آورد، و گردش حیات را در جهان گیاهان تحت نظام دقیقی رهبری می کند.در هر حال همه این مسائل می تواند راهنمای طریق معرفت پروردگار باشد.[۱۰۵]

 

تحویل سال و تحویل حال

«حول» در لغت به معنای حرکت و تحول و به معنی دگرگون شدن چیزی است، و حول به کسی می گویند که می تواند مسائل را زیر و رو کند و از تجارب مختلف در آن بهره گیری نماید.[۱۰۶]

 

«حول»یعنی «هو تحرک فی دور؛ حرکت دورانی داشتن»، چون دوران دارد، و دوباره به جای اول بازمی گردد و «حواله» را نیز بدین جهت حواله می گوید که یک حرکت دورانی در آن وجود دارد، بدهکار طلبکار را به شخص ثالثی حواله می دهد و او پرداخت می کند و سپس با بدهکار محاسبه می نماید،.[۱۰۷]،[۱۰۸]

 

جمله معروف:«یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال؛[۱۰۹] ای دگرگون کننده سال و زمان ها و حالات انسان ها! حال ما را به بهترین حالات تغیر ده، و به احسن حالات دگرگون ساز» به همین معنا است. اگر سال را هم عرب «حول» می گوید به همین اعتبار است؛ زیرا تحول و دگرگونی به وجود آمده، و سال گذشته تبدیل به سال جدید شده است.[۱۱۰] و انسان از زمانی به زمان دیگر متحول می شود و حرکت می کند.[۱۱۱]

 

سخن آخر: (از وقوع احسن التقویم تا حصول احسن الحال)

بی شک خداوند انسان را از هر نظر موزون و شایسته آفرید، هم از نظر جسمی، و هم از نظر روحی و عقلی؛ چرا که هر گونه استعدادی را در وجود او قرار داده، و او را برای پیمودن قوس صعودی بسیار عظیمی آماده ساخته، و با این که انسان «جرم صغیری» است، «عالم کبیر» را در او جا داده و آن قدر شایستگی ها به او بخشیده، که لایق خلعت «لقد کرمنا بنی آدم» شده است.[۱۱۲]

لذا در قرآن کریم می خوانیم:« لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم[۱۱۳] ؛ما انسان را در بهترین صورت آفریدیم!»[۱۱۴]

 

ولی همین انسان با تمام این امتیازات اگر از مسیر حق منحرف گردد چنان سقوط می کند که به «اسفل سافلین» کشیده می شود؛«ثم رددناه اسفل سافلین[۱۱۵]؛ سپس او را به پایین ترین مرحله باز گرداندیم»[۱۱۶]

 

چرا چنین نباشد در حالی که موجودی است مملو از استعدادهای سرشار که اگر در طریق صلاح از آن استفاده کند بر بالاترین قله افتخار قرار می گیرد، و اگر این همه هوش و استعداد را در طریق فساد به کار اندازد بزرگترین مفسده را می آفریند و طبیعی است که به «اسفل سافلین» کشیده شود.«مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند که برای آنها پاداشی تمام نشدنی است»[۱۱۷]

 

لذا انسان متصف به زیور «أحسن تقویم» که آفریده مبارک «أحسن الخالقین» است، بایسته است که خود را در پرتو تحول قلبی و تطهیر آینه دل به نور بصیرت و معرفت بیاراید و در سایه‌سار تدبیر دنیا و آخرت و پرهیز از افراط و تفریط در بهره‌مندی از نعمات ظاهری و باطنی، به «أحسن الحال» نایل گردد لذا در دعای تحویل سال زمزمه می کند: حول حالنا إلی احسن الحال؛[۱۱۸] حال ما را به بهترین حال، تغییر ده!»[۱۱۹]

 

آری گاهی انسان بر اثر کثرت کار از حال خودش هم غافل می شود؛ و لهذا این دعا انسان را به یاد خودش هم می آورد و به او تذکر می دهد که برای مشکلات روحی و[۱۲۰] جسمی، مادی و معنوی خودت مخصوصاً در زمان های با ارزشی هم چون شروع سال جدید، چاره ای بیندیش و پرده های غفلت را کنار بزن. و از کسی کمک بخواه که بر انجام هر کاری قادر و تواناست. بنابراین، سر دیگر اهمیت فوق العاده این دعا، رهانیدن انسان از غفلت است.[۱۲۱]

 

همانگونه که در دعای پس از نمازهای روزانۀ ماه مبارک رمضان در پیشگاه خداوند متعال عرضه می داریم؛«اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک; خدایا، بدی حال ما را به خوبی حال خود تغییر ده »[۱۲۲]

 

در حقیقت کمال ما انسان ها در همین است که سوء حال را به حسن حال و حسن حال را به احسن حال تبدیل کنیم احسن الحال بودن برای ما یعنی رسیدن به تمام آن کمالات به قدر ظرفیت وجودی مان; زیرا ما حالی احسن و برتر از آن نداریم . تحویل حال به احسن الحال همان تغییر سوء حال انسان به حسن حال الهی است; و این تغییر وقتی تحقق می یابد که بدانیم مسائل مهم و سرنوشت ساز زندگی انسان بر محور ایمان و عمل صالح دور می زند، اگر بخواهیم در آسمان سعادت پرواز کنیم، و به اوج قله احسن الحال صعود نماییم، اگر مایل باشیم از صف زیانکاران خارج شویم، اگر از ظلمت و تاریکی متنفر و مشتاق رسیدن به نور و روشنایی هستیم، اگر اشتیاق بهشت و نعمت های آن را داریم، همه اینها در سایه ایمان و عمل صالح ممکن الوصول خواهد بود.[۱۲۳]

 

پژوهش، تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

 

[۱] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۹۰۷.

 

[۲] همان.

 

[۳] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۲۶/۱۲/۱۳۸۸.

 

[۴] آیین رحمت ؛ ص۴۰.

 

[۵] سوگندهای پر بار قرآن ؛ ص۲۵۹.

 

[۶] آیین رحمت ؛ ص۴۰.

 

[۷] پیدایش مذاهب ؛ ص۹۶.

 

[۸] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۵ ؛ ص۶۰۱.

 

[۹] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.

 

[۱۰] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۹۰۸.

 

[۱۱] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.

 

[۱۲] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹ .

 

[۱۳] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.

 

[۱۴] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.

 

[۱۵] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۲ ؛ ص۶۴۶.

 

[۱۶] سوره ق؛ آیۀ۳۷.

 

[۱۷] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۲ ؛ ص۶۴۶.

 

[۱۸] سوره احزاب؛ آیه ۱۰.

 

[۱۹] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۸۸.

 

[۲۰] سوره انفال؛ آیۀ۱۲.

 

[۲۱] سوره آل عمران؛ آیه ۱۵۹.

 

[۲۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۸۸.

 

[۲۳] همان.

 

[۲۴] همان.

 

[۲۵] همان.

 

[۲۶] همان؛ص۸۹.

 

[۲۷] همان.

 

[۲۸] همان.

 

[۲۹] ر.ک: مفردات راغب.

 

[۳۰] سوره ق؛آیۀ۲۲.

 

[۳۱] پیام قرآن ؛ ج ۴ ؛ ص۱۱۲.

 

[۳۲] ر.ک: مفردات راغب.

 

[۳۳] پیام قرآن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۲۶.

 

[۳۴] ر.ک: مفردات راغب.

 

[۳۵] پیام قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۴۵.

 

[۳۶] سورۀ یونس؛ آیه ۳۱( تفسیر نمونه؛ج ۸؛ ص ۳۴۳)؛سورۀ قصص؛ آیه ۴۳(تفسیر نمونه؛ ج ۱۶؛ ص ۱۱۰)؛ سورۀ ص؛آیه ۴۵( تفسیر نمونه؛ج ۱۹؛ ۳۲۶).

 

[۳۷] لغات در تفسیر نمونه ؛ ص۱۹.

 

[۳۸] پیام قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۵۲.

 

[۳۹] همان ؛ ج ۴ ؛ ص۱۱۲.

 

[۴۰] سورۀ قیامت؛ آیۀ ۱۴.

 

[۴۱] سورۀ یوسف؛ آیۀ ۱۰۸.

 

[۴۲] پیام قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۵۲.

 

[۴۳] «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة؛ خدا بر دل ها و گوش های آنان مهر نهاده؛ و بر چشم هایشان پرده ای افکنده شده!»؛( سوره بقره؛آیه ۷).

 

[۴۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۸۹.

 

[۴۵] پاسخ به پرسشهای مذهبی ؛ ص۵۱۶.

 

[۴۶] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۹۰.

 

[۴۷] پاسخ به پرسشهای مذهبی ؛ ص۵۱۶.

 

[۴۸] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۹۰.

 

[۴۹] پاسخ به پرسشهای مذهبی ؛ ص۵۱۷.

 

[۵۰] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.

 

[۵۱] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.

 

[۵۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۵ ؛ ص۱۶۰.

 

[۵۳] همان ؛ ج ۱ ؛ ص۱۹۹.

 

[۵۴] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۲ ؛ ص۱۴۳.

 

[۵۵] پیام قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۴۲.

 

[۵۶] همان.

 

[۵۷] همان.

 

[۵۸] پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان ؛ ص۳۶۴.

 

[۵۹] همان؛ ص ۳۶۵.

 

[۶۰] پیام قرآن ؛ ج ۴ ؛ ص۳۲۹.

 

[۶۱] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۳ ؛ ص۲۶.

 

[۶۲] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۹۰۷.

 

[۶۳] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.

 

[۶۴] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.

 

[۶۵] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۳ ؛ ص۲۶.

 

[۶۶] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۷ ؛ ص۵۴۹.

 

[۶۷] سوره مطفقین؛ آیه ۱۵.

 

[۶۸] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج ۱ ؛ ص۲۴۳.

 

[۶۹] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۳ ؛ ص۴۳۳.

 

[۷۰] پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان ؛ ص۳۶۵.

 

[۷۱] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.

 

[۷۲] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.

 

[۷۳] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی ؛ ص۵۱۶.

 

[۷۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۲ ؛ ص۱۹۲.

 

[۷۵] همان.

 

[۷۶] همان؛ ص ۱۹۳.

 

[۷۷] همان.

 

[۷۸] همان.

 

[۷۹] بحارالانوار؛ ج ۷۰؛ ص ۲۵؛ ح ۲۷.

 

[۸۰] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی ؛ ص۳۳۷.

 

[۸۱] همان.

 

[۸۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۵ ؛ ص۴۲۶.

 

[۸۳] همان.

 

[۸۴] همان ؛ ج ۲ ؛ ص۲۴۵.

 

[۸۵] تفسیر مراغی؛ ج ۳؛ص ۱۰۲.

 

[۸۶] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.

 

[۸۷] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹ .

 

[۸۸] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۳ ؛ ص۵۴۶.

 

[۸۹] سورۀ فتح؛آیۀ۴.

 

[۹۰] سورۀ رعد؛ آیۀ ۲۸.

 

[۹۱] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۲ ؛ ص۲۸۵.

 

[۹۲] سورۀ اعراف؛ آیه ۲۰۱.

 

[۹۳] بحارالانوار؛ ج ۹۰؛ ص ۱۵۱؛ ح ۶.

 

[۹۴] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۹ ؛ ص۴۷۶.

 

[۹۵] همان؛ ج ۸؛ ص ۳۶۳.

 

[۹۶] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۱ ؛ ص۲۳۲.

 

[۹۷] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.

 

[۹۸] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.

 

[۹۹] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۷ ؛ ص۳۵.

 

[۱۰۰] سوره آل عمران؛ آیات ۱۹۰ و ۱۹۱.

 

[۱۰۱] اعتقاد ما ؛ ص۱۴.

 

[۱۰۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۵۵۹.

 

[۱۰۳] « اختلاف» ممکن است به معنی« آمد و شد» باشد، زیرا از ماده«خلف و خلاف» به معنی جانشین شدن یکدیگر است، و نیز ممکن است به معنی تفاوت و کم و زیاد شدن مقدار شب و روز باشد، و یا هر دو، و به هر حال این نظم خاص آن که دارای آثار بسیار حساب شده ای است نمی تواند تصادفی و بدون دخالت ذات عالم قادری باشد ، لذا در آیات متعددی از قرآن از دلائل ذات پاک خدا شمرده شده است.

 

[۱۰۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۵۵۹.

 

[۱۰۵] همان ؛ ج ۱۴ ؛ ص۲۹۱.

 

[۱۰۶] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۲ ؛ ص۴۵۳.

 

[۱۰۷] ر.ک:مقائیس اللغه.

 

[۱۰۸] بررسی طرق فرار از ربا ؛ ص۱۲.

 

[۱۰۹] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.

 

[۱۱۰] حیله های شرعی و چاره جویی های صحیح ؛ ص۱۲.

 

[۱۱۱] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج ۱۵، ص: ۲۹۱.

 

[۱۱۲] سورۀ تین؛ آیه ۴(تفسیر نمونه؛ ج ۲۷؛ ص ۱۶۵).

 

[۱۱۳] سورۀ تین؛ آیه ۴.

 

[۱۱۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۱۳۸.

 

[۱۱۵] سورۀ تین؛آیۀ۵.

 

[۱۱۶] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۱۳۷.

 

[۱۱۷] «الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون».سورۀ تین؛آیۀ ۶.

 

[۱۱۸] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.

 

[۱۱۹] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.

 

[۱۲۰] والاترین بندگان ؛ ص۲۳۳.

 

[۱۲۱] همان؛ ص ۲۳۴.

 

[۱۲۲] همان ؛ ص۲۳۳.

 

[۱۲۳] سوگندهای پر بار قرآن ؛ ص۲۲۶.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی زنده و تلویزیونی در نخستین روز از سال ۱۴۰۱ ضمن تبریک عید نوروز و آغاز قرن جدید، در تبیین شعار سال جدید، تنها راه دستیابی به پیشرفت عادلانه و حل مشکل فقر را حرکت به سمت اقتصاد دانش‌بنیان خواندند و در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به مسائل جهانی در حال وقوع در افغانستان، اوکراین و یمن تأکید کردند: همه این حوادث نشان‌دهنده حقانیت و انتخاب درست ملت ایران در مبارزه با استکبار است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، آمیختگی عید ملی نوروز با ذکر نیایش و دعا و معنویت را یکی از ویژگی‌های نوروز ایرانی برشمردند و گفتند: بهار، مظهر امید و پیام‌آور طراوت و رویش است که امسال به‌دلیل همراهی با نیمه شعبان که روز تولد امید بزرگ تاریخ و بشریت است، این امید مضاعف شده است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه امید، منشأ همه حرکت‌ها و پیشرفت‌ها است، گفتند: کسانی که برای مردم سخن می‌گویند و یا مطلب می‌نویسند و یا پیام می‌فرستند، هر چه می‌توانند در مردم امید ایجاد کنند زیرا امید عامل مهم پیشرفت است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اینکه خداوند متعال زمینه‌های امید را برای ملت ایران فراهم کرده است، خاطر نشان کردند: بگذارید دشمنان از امیدواری ملت ایران به خشم بیایند.

ایشان بعد از این مقدمه وارد بحث اصلی خود شدند و با اشاره به انتخاب عناوین اقتصادی در یک دهه گذشته و همچنین شعار سال ۱۴۰۱ گفتند: علت اینکه برای امسال نیز عنوان و شعار اقتصادی انتخاب شد، اهمیت محوری مسئله اقتصاد و همچنین چالش‌های اقتصادی در دهه نود است که رهایی از این چالش‌ها نیازمند تدبیر، عمل و حرکت صحیح است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه امروز مسئله اصلی مسئولان اجرایی و کسانی که در اداره کشور دخیل هستند، اقتصاد است، افزودند: البته رویکردهای مردمی جدیدی نیز به چشم می‌خورد که اگر به شکل مناسبی ادامه پیدا کند، دلگرم‌کننده است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه تنها راه رسیدن به رشد اقتصادی، حرکت به سمت اقتصاد دانش‌بنیان است، افزودند: منظور از اقتصاد دانش‌بنیان، نگاه علمی و فناورانه به تولید در همه عرصه‌ها است که نتیجه آن، کاهش هزینه‌های تولید، افزایش بهره‌وری، ارتقای کیفیت محصولات، رقابت‌پذیر شدن تولیدات در بازارهای جهانی و کاهش قیمت تمام‌شده محصولات در داخل خواهد بود.

رهبر انقلاب با تأکید بر این واقعیت که دستیابی به پیشرفت عادلانه در اقتصاد و حل مشکل فقر فقط از مسیر تقویت تولید دانش‌بنیان می‌گذرد، گفتند: تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان باید افزایش یابد و این کار شدنی و ممکن است.

ایشان با اشاره به فعالیت حدود ۶۷۰۰ شرکت دانش‌بنیان در کشور گفتند: در سال جدید برای پاسخ به نیازهای کشور، تعداد شرکتهای دانش‌بنیان باید دو برابر شود البته این موجب نشود که عده‌ای، شرکت‌هایی را که واقعاً دانش‌بنیان نیستند، با این عنوان، تأسیس و راه‌اندازی کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به عقب‌تر بودن بعضی از بخش‌های تولید همچون کشاورزی از ویژگی‌های دانش‌بنیان افزودند: مسئله کشاورزی و دامداری بسیار مهم است و کشور باید در محصولات پایه غذایی همچون گندم، جو، ذرّت، خوراک دام و دانه‌های روغنی به امنیت کامل و خودکفایی لازم دست پیدا کند.

ایشان دستیابی به این هدف را با توجه به وسعت سرزمینی و فراوانی دشت‌های حاصلخیز در کشور ممکن دانستند و گفتند: متأسفانه بخش کشاورزی جزو وابسته‌ترین بخش‌های کشور به واردات است که این وضع حتماً باید تعدیل شود.

رهبر انقلاب با اشاره به اظهارات یکی از وزرای سابق کشاورزی مبنی بر مانع‌تراشی ذی‌نفعان واردات و جلوگیری از کاهش وابستگی در کالاهای اساسی گفتند: مبارزه با این وابستگی به علت منافع زیاد برخی افراد و احتمالاً نفوذ و کارشکنی آنها در بعضی از دستگاهها و وزارتخانه‌ها دشوار است اما مسئولان باید همت کنند و این کار سخت را انجام دهند.

ایشان با تأکید بر لزوم حمایت مسئولان از شرکت‌های دانش‌بنیان از طریق خرید محصولات آنها یا تخصیص امکانات، افزودند: تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان باید شاخص پیشرفت در هر بخش و شاخصی برای ارزیابی مسئولان آن وزارتخانه و دستگاه باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، افزایش شرکت‌های دانش‌بنیان را با توجه به امکانات کشور بخصوص مهمترین امکان و سرمایه کشور یعنی «نیروی انسانی تحصیل‌کرده» کاملاً ممکن خواندند و افزودند: بر اساس گزارش‌ها، درصد بالایی از عناصر تحصیل‌کرده در رشته‌های غیر مرتبط با تحصیل خود مشغول به کار هستند، در حالی که می‌توان از همت نیروهای متخصص و جوان که بزرگ‌ترین ثروت کشور هستند، به نفع ثروتمند کردن کشور استفاده کرد.

ایشان «اشتغال‌آفرینی» را نیز در گرو افزایش شرکت‌های دانش‌بنیان دانستند و گفتند: البته در این زمینه نباید دچار خطاهای گذشته شویم.

رهبر انقلاب در بیان یکی از این خطاها گفتند: در دولت‌های قبل، طرح‌های گوناگونی برای افزایش تولید مطرح و تسهیلات بانکی در اختیار افراد قرار داده شد اما تقریباً همه آن طرح‌ها ناموفق بود بنابراین پول‌پاشی بدون ملاحظه به جایی نمی‌رسد و کارها باید درست و با مطالعه انجام شود.
ایشان با تأکید بر شکل دادن به فعالیت‌های زنجیره‌ای شرکت‌های دانش‌بنیان، یک ملاحظه نیز مطرح کردند و گفتند: در اثر برخی تصمیم‌های اخیر ممکن است به بعضی از شرکت‌های کوچک و متوسط ضربه وارد شود که دولت و بانکها نباید اجازه دهند چنین مشکلی ایجاد شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان با یادآوری تأکید سال قبل خود در روز اول سال مبنی بر پرهیز از «گره زدن اقتصاد کشور به تحریم‌های آمریکا و بیان این حرف که تا تحریم است وضع همین است»، خاطرنشان کردند: خوشبختانه سیاست‌های جدید در کشور نشان داد می‌توان با وجود پا برجا بودن تحریم‌های آمریکا پیشرفت کرد، تجارت خارجی را رونق داد، وارد قراردادهای منطقه‌ای شد و در زمینه نفت و مسائل دیگر به دستاوردهایی رسید.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: البته به هیچ‌وجه نمی‌گویم که به دنبال رفع تحریم‌ها نباشید و کسانی که در این زمینه در حال تلاش هستند، کار خود را دنبال کنند اما اساس این است که کشور را به‌گونه‌ای اداره کنیم که تحریم‌ها نتواند ضربه اساسی و زیان بزرگی به اقتصاد بزند، بنابراین امسال هم همان توصیه را تکرار می‌کنم که اقتصاد کشور به تحریم گره زده نشود.

ایشان در بیان یک توصیه تکمیلی، به افزایش قیمت نفت و درآمدهای ارزی اشاره کردند و با طرح این سؤال که با این درآمدها چه می‌خواهید بکنید، گفتند: با این درآمدها دو گونه می‌توان برخورد کرد یا می‌توان آنها را صرف افزایش واردات کرد با این تصور که با این کار، رفاه و آسایش مردم بیشتر می‌شود. این کار اگرچه ظاهر خوبی دارد اما باطن آن بسیار بد و در واقع ضایع کردن سرمایه‌های اساسی کشور است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: راه دیگر که راه درست و اساسی است، استفاده از درآمدهای نفتی برای ساختن زیرساختهای کشور و محکم کردن بنیانها و ریشه‌دار کردن اقتصاد است که این کار باید انجام شود.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به مسائل متعدد جهانی که اکنون در حال وقوع است و همه این موارد نیازمند تدبیر و حرکت و تصمیم و اقدام صحیح است، گفتند: هنگامی که به قضایای جاری دنیا نگریسته می‌شود، حقانیت و صدق ملت ایران در مواجهه با جبهه استکبار بیش از همه روشن‌ می‌شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه انتخاب ملت ایران در مقابل جبهه استکبار «ایستادگی، عدم تسلیم و وابستگی، حفظ استقلال و تقویت درونی نظام و کشور» بود، خاطر نشان کردند: این تصمیم‌ها، ملی و درست بودند.

ایشان با اشاره به قضایای کشور مظلوم و مسلمان افغانستان و ظلم و نحوه خروج آمریکایی‌ها بعد از ۲۰ سال ستم و جنایت گفتند: قضایای اوکراین هم یک نمونه دیگر است که رئیس‌جمهور آن که به‌وسیله غربی ها بر سر کار آمده نیز خطاب به آنها لحن تندی را به کار می‌برد.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به قضایای یمن و بمباران هر روزه مردم مقاوم این کشور و از طرف دیگر اقدام عربستان در گردن زدن ۸۰ جوان و نوجوان خاطر نشان کردند: همه این قضایا نشان دهنده ظلمت حاکم بر دنیا و گرگ‌های خونخواری است که دنیا در دست آنها است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای آشکار شدن نژادپرستی غرب را یکی از زوایای قضایای اوکراین برشمردند و گفتند: جدا کردن سیاه‌پوست‌ها از سفید پوست‌ها و پیاده کردن آنها از قطارها و یا اظهار تأسف صریح غربی‌ها در رسانه‌هایشان از وقوع جنگ در اروپا به‌جای آنکه در خاورمیانه باشد، نمونه هایی از نژادپرستی آشکار غرب است.

ایشان نمونه دیگر از دوگانگی در دنیای غرب را نحوه مواجهه با ظلم و ستم در کشورها بیان کردند و افزودند: اگر ظلم در کشورهای مطیع آنها اتفاق بیفتد، مطلقاً واکنشی نشان نمی‌دهند و با این همه ظلم و ستم، ادعای حقوق بشری نیز دارند و با این ادعای دروغین از کشورهای مستقل باج‌خواهی می‌کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند: امروز یکی از رسواترین و فاحش ترین مقاطع تاریخ معاصر از ظلم و استکبار است و مردم دنیا نیز مستقیماً در حال نظاره کردن این ظلم‌ها و دوگانگی‌ها هستند.

ایشان با تأکید بر اینکه ملت ایران در سالهای متمادی، شیوه کار خود را ارتقاء بخشیده و در چارچوب جدیت و منطق پیش رفته است، افزودند: کشور امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند کار و تلاش و همدلی و هم‌افزایی یعنی همدلی و هم‌افزایی میان ملت، همدلی و هم‌افزایی میان مسئولان و همدلی و هم‌افزایی میان ملت و مسئولان است.

رهبر انقلاب اسلامی برخی تنازع‌های موجود را عمدتاً پوچ و برخاسته از هوای نفس و بی‌تقوایی دانستند و تأکید کردند: باید این مسائل را کنار گذاشت و در مسیر بسیج عمومی ملت ایران در راههای صلاح علمی، عملی، مقاومتی و خدمات اجتماعی خللی به‌وجود نیاورد.

کمیته وزارتی رژیم صهیونیستی با یک طرح دفاعی در شمال اراضی اشغالی در مرز سوریه و لبنان به منظور مقابله با ایران و جنبش حزب‌الله لبنان موافقت کرد.

بنابر گزارش شامگاه یکشنبه وبگاه عبری «کان»، همزمان با احتمال تنش با ایران و حزب‌الله لبنان  کمیته وزارتی رژیم صهیونیستی با خرید رادار و موشک‌های رهگیر برای سامانه پدافند هوایی «گنبد آهنین» به ارزش صد‌ها میلیون شِکِل (واحد پول رژیم صهیونیستی- هر دلار برابر با ۳.۲۶ شکل) مواقفت کرده است.

طبق گزارش این شبکه صهیونیستی، این تصمیم برای مقابله با حملات جنبش حزب‌الله لبنان و حملات موشکی ایران اتخاذ شده است.

در پی حمله‌ موشکی رژیم صهیونیستی به حومه‌ شهر دمشق سوریه، پاسدار مرتضی سعیدنژاد و پاسدار احسان کربلایی‌پور در روز ۱۶ اسفندماه سال ۱۴۰۰، مصادف با چهارم شعبان، سالروز ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع)،به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به رژیم صهیونیستی درباره این اقدام هشدار دادند و تأکید کردند بی‌شک رژیم صهیونیستی تاوان این جنایت را خواهد داد.

تل‌آویو در حالی به منظور تقویت توان خود این طرح را تصویب کرده است که «بنی گانتز» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز اخیرا به منظور پوشش ضعف سامانه گنبد آهنین دستور توسعه و تولید انبوه یک سامانه لیزری را صادر کرد. رسانه‌های عبری در این خصوص گزارش داده بودند که از این سامانه زمانی استفاده خواهد شد که گنبد آهنین موفق به رهگیری موشک نشود.

عملکرد سامانه پدافند هوایی گنبد آهنین علی‌رغم هزینه‌های گزافی که بابت تولید آن پرداخت شده، در فلسطین اشغالی جنجال‌برانگیز بوده است. رسانه‌های خبری، پیشتر، از عملکرد ناموفق این سامانه در رهگیری موشک‌های مقاومت فلسطین و همچنین اقدام ناموفق این سامانه در رهگیری یک موشک شلیک‌شده از خاک سوریه به نزدیکی تأسیسات هسته‌ای رژیم صهیونیستی در جنوب فلسطین اشغالی گزارش‌هایی منتشر کرده بودند.

ارتش رژیم صهیونیستی اخیرا نیز از عملکرد ناموفق گنبد آهنین در رهگیری پهپاد جنبش حزب‌الله لبنان خبر داده بود و رسما به شکست خود در رهگیری این پهپاد اذعان کرده بود؛ پهپادی که به مدت ۴۰ دقیقه در خاک فلسطین اشغالی پرواز کرد.

رسانه‌های عبری‌زبان، اواخر بهمن‌ماه بود که خبر دادند پس از شناسایی یک شی ناشناس آژیرهای خطر در «جلیل علیا» (شمال فلسطین اشغالی) و جولان اشغالی دو بار به صدا درآمده‌اند و ارتش رژیم صهیونیستی به حالت آماده‌باش در آمده است.

ساعاتی بعد، ارتش رژیم صهیونیستی رسما گزارش‌ منابع خبری را تأیید کرد و خبر داد که یک پهپاد وارد حریم فلسطین اشغالی شده و همزمان گنبد آهنین نیز فعال شده است. ساعاتی بعد، ارتش در بیانیه دوم خود رسما به شکستش اذعان کرد و گفت که به‌رغم استفاده از تمام ابزارهای رهگیری (اشاره به جنگنده، بالگرد و گنبد آهنین) نتوانسته پهپاد را رهگیری کند و این پرنده بدون‌سرنشین به‌سلامت به آشیانه خود در لبنان بازگشته است.

پس از این بیانیه، جنبش حزب‌الله لبنان رسما مسئولیت این عملیات شناسایی را برعهده گرفت و اعلام کرد: «در تاریخ ۲۰۲۲/۰۲/۱۸ پهپاد "حسان" را به داخل خاک فلسطین اشغالی فرستاده است. پهپاد حسان در منطقه هدف به مدت ۴۰ دقیقه در قالب یک مأ‌موریت جمع‌آوری اطلاعات گشت‌زنی کرد. مأموریت شناسایی تا طول ۷۰ کیلومتر از شمال فلسطین اشغالی امتداد یافت. به‌رغم تمام تلاش‌های پی‌در‌پی و متعدد دشمن برای سرنگونی، پهپاد حسان به‌سلامت از اراضی اشغالی بازگشت».

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب پس از تحویل سال 1401 در پیام نوروزی خود با ملت شریف ایران سخن گفتند.

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی، با تبریک عید نوروز و ایام ولادت خورشید فروزان عالم وجود، حضرت بقیةالله الاعظم(عج) به ملت بزرگ ایران و همه ملت‌های همدل، و با تبریک ویژه به خانواده‌های معظم شهیدان و همچنین جانبازان، ایثارگران و خدمتگزاران ملت در میدان‌های مختلفِ علم، سلامت، امنیت و مقاومت، سال جدید را سال «تولید؛ دانش‌بنیان، اشتغال‌آفرین» نامگذاری کردند.

 

متن کامل پیام نوروزی مقام معظم رهبری به شرح ذیل است:

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

والحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین سیّما بقیة الله فی‌الأرضین

 

یا مقلّب القلوب والأبصار، یا مدبّر اللیل و النّهار، یا محوّل الحول و الاحوال حوِّل حالنا إلی أحسنِ الحال

 

تبریک عرض مینم عید نوروز و آغاز سال نو و طبیعت نو و روز نو و روزگار نو را، که امسال مصادف است با ایام نیمه‌ی شعبان که متعلّق است به خورشید فروزان عالم وجود، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه).

 

تبریک عرض میکنم به ملّت بزرگ ایران و به همه‌ی ملّتهای همدل و همسان.

 

به طور خاص تبریک عرض میکنم به خانواده‌های معظّم شهیدان، خاندانهای صبور و ارزشمند که ان‌شاءالله خداوند سایه‌ی این خانواده‌های معظّم را از سر ملّت ایران، از سر ما کوتاه نکند و همچنین به جانبازان عزیز و خانواده‌های باگذشت و صبور آنها و همچنین به ایثارگران و خدمتگزارانِ صمیمی ملّت ایران در میدانهای مختلف؛ چه در میدان سلامت، چه در میدان امنیّت، چه در میدان مقاومت، چه در میدان علم؛ و به همه‌ی این عزیزان تبریک عرض میکنم این روز شیرین و عید مبارک را.

 

سال دیگری هم گذشت. سال ۱۴۰۰ هم به پایان رسید با همه‌ی شیرینی‌ها و تلخی‌ها و فرازها و فرودها که در زندگی طبیعی است. زندگی مجموعه‌ای از همین فراز و فرودها و شیرینی‌ها و تلخی‌هاست.

 

اشاره کنم به چند اوج از حوادث ملّت ایران، چند فراز، چند شیرینی بزرگ که یکی از آنها مسئله‌ی انتخابات بود. انتخابات حقیقتاً مهم بود، بزرگ بود. در عین شدّت بیماریِ همه‌گیر، بیماری کرونا در اوائل سال ۱۴۰۰، مردم آمدند پای صندوقهای رأی، و رأی دادند. خیلی مهم است. در حالیکه اجتماع دو نفر در یک نقطه خطرناک بود. آن روزهایی که ما صدها نفر در روز تلفات داشتیم، شاید پانصد، ششصد و شاید هم بیشتر. در یک چنین شرایطی انتخابات برگزار شد.

 

مردم آمدند شرکت کردند و خب دولتی تازه‌نفس به میدان آمد که آن‌طوری که قرائن نشان میدهد، دولتی مردمی و علاقه‌مند به حرکتها و هدفهای مردمی و دارای ریل جداگانه‌ای غیر از دولت محترم قبلی در حال حرکت هستند و امیدهایی را در مردم زنده کرده‌اند بحمدالله. این یکی از فرازها و اوجهای حوادث ملّت ایران بود.

 

یک مورد دیگر مقابله‌ی جدّی با بیماری همه‌گیر کرونا بود که به معنای واقعی کلمه مبارزه شد، مقابله شد. تلفات این بیماریِ خطرناک از روزی چند صدتا رسید در یک برهه‌ای به روزی بیست تا، هجده تا مثلاً؛ به اینجاها رسید. اگرچه باز یک مقداری بالا رفته، اما تفاوت بین این وضعیتی که خب بحمدالله واکسن در اختیار همه قرار گرفت با آن وضعیت آن روز تفاوت زیادی است.

 

یک اوج دیگر پیشرفت علم و فنّاوری بود. تولید چند نوع واکسن در کشور که بعضی مورد تأیید جهانی هم قرار گرفت؛ و حرکتهای مختلف علمی و فنّی از واکسن بگیرید تا ماهواره، در همه‌ی جهات بحمدالله کشور کارهای مهمی داشت. اینها اوجهای بزرگِ سال ۱۴۰۰ بود. در داخل کشور حوادث گوناگون دیگری هم بود. شیرینی‌های دیگری هم بود.

 

در عرصه‌ی جهانی هم همین جور. یکی از مهمترین حوادث شیرین سال ۱۴۰۰ این بود که آمریکاییها، در همین اواخر البته، آمدند اعتراف کردند، به زبان خودشان گفتند که ما در فشار حداکثری علیه ایران شکست خفّت‌بار خوردیم. تعبیر «خفّت‌بار»، تعبیر خود آمریکایی‌هاست. حادثه‌ی مهمّی است. ملّت ایران پیروز شد. ملّت ایران توفیق پیدا کرد. هیچ کس نمی‌تواند این را به خودش نسبت بدهد. ایستادگی ملّت ایران به یک چنین پیروزی بزرگی رسید. حوادث متعدد دیگری هم رخ داد؛ چه در نزدیکی ما، چه در دوردستها که همه ثابت کرد درستی راه ملّت ایران در مقابل استکبار را. نشان داد که راه درست همین راهی است که ملّت ایران در مقابل استکبار دارد حرکت می‌کند. خب اینها شیرینی‌ها بود.

 

تلخی‌هایی هم داشتیم، که از بین همه‌ی تلخی‌ها آنی را که از همه به نظر من سخت‌تر و مهمتر است عرض میکنم و آن تنگی معیشت مردم، مسئله‌ی گرانیها و تورّم و این چیزها بود که خب باید حتماً علاج بشود. [اینها] چیزهای علاج‌پذیری است، مشکلات اقتصادی است که ما امسال امیدواریم بخشی از اینها برطرف بشود، چون همه‌ی اینها دفعتاً برطرف نمیشود، به تدریج برطرف خواهد شد. این که آدم عجله کند، بگوید نه‌خیر، به همین زودی، واقع‌بینانه نیست. لکن ان‌شاءالله امیدواریم بعضی از اینها در طول ۱۴۰۱ که سال اول قرن هم هست، ــ قرن پانزدهم هجری شمسی ــ ان‌شاءالله برطرف بشود.

 

ما در سالهای گذشته هر سال یک عنوانی را با نام شعار سال مطرح کردیم برای اینکه مسئولین، عمدتاً قوه‌ی مجریه و در حاشیه‌ی آن، قوه‌ی مقنّنه و قوه‌ِی قضائیه و همچنین آحاد مردم ــ آن جایی که به مردم ارتباط مستقیم پیدا میکند ــ در این جهت حرکت بکنند. در بعضی از سالها توفیقات خوبی هم در این زمینه به دست آمده. بعضی جاها هم البته در بعضی سالها کم‌کاریهایی وجود داشته که در سال ۱۴۰۰ ما مسئله‌ی تولید، مانع‌زدایی‌ها و پشتیبانی‌ها را مطرح کردیم. کارهای خوبی هم نسبتاً انجام گرفته که باز هم ادامه دارد و بایستی ادامه پیدا کند.

 

در این چند ساله بنده برای شعار سال «تولید» را عمدتاً محور قرار دادم با یک قیدی، با یک خصوصیتی. علت هم این است که تولید کلید حل مشکلات اقتصادی کشور است. تولید ملّی در واقع راه اصلی عبور از سختی‌ها و دشواریهای اقتصادی برای کشور است. یعنی مهمترین مسائل اقتصادی کشور را مسئله‌ی تولید، رواج تولید ملّی و رونق تولید ملّی، حل میکند. طبیعت تولید این است. این است که ما روی تولید تکیه کردیم؛ یعنی رشد اقتصادی را افزایش میدهد، اشتغال ایجاد میکند، تورّم را کاهش میدهد، درآمد سرانه را افزایش میدهد، رفاه عمومی ایجاد میکند. علاوه بر این دارای تأثیرات روانی است؛ اعتماد به نفس ملّی را بالا میبرد، احساس عزتمندی را در ملّت به وجود می‌آورد. تولید، یک چنین اکسیری است. یک چنین حادثه‌ی مهمّی است تولید ملّی، اگر ان‌شاءالله به بهترین وجهی پیش برود. لذا ما در این چند سال روی مسئله‌ی تولید تکیه کردیم. بی‌تأثیر هم نبود، بحمدالله تأثیرات خوبی هم داشت.

 

امسال هم من تولید را میخواهم مطرح کنم. منتها یک لایه‌ی جدید، یک چهره‌ی جدید از تولید را میخواهم مطرح کنم و آن عبارت است از تولیدی که دارای دو خصوصیت باشد: یکی اینکه اشتغال‌آفرین باشد، یکی اینکه دانش‌بنیان باشد.

 

تولید دانش‌بنیان، متّکی به دانش، دانش جدید و پیشرفتهای علمی، و تولیدی که اشتغال‌آفرین باشد. البته همه‌ی تولیدها اشتغال‌آفرین است منتها بعضی از تولیدها با اینکه سرمایه‌گذاری‌اش انبوه است، اشتغال‌آفرینی‌اش آنچنان نیست، لکن بعضی نه، اشتغال‌آفرین است که حالا من ان‌شاءالله توضیح اینها را در سخنرانی فردا تا حدودی عرض خواهم کرد.

 

اگر چنانچه ما تولید دانش‌بنیان را معیار قرار بدهیم و به دنبال تولیدی برویم که دانش‌بنیان باشد با خصوصیاتی که عرض خواهم کرد ان‌شاءالله در سخنرانی روز اول سال، به نظرم میرسد که ما در همه‌ی این هدفهای اقتصادی‌مان یک تکان خوب، یک حرکت رو به جلوی محسوسی ان‌شاءالله خواهیم داشت. مسئله‌ی اشتغال‌آفرینی هم همین جور. بنابراین امسال ما شعارمان عبارت شد از این: «تولید؛ دانش‌بنیان، اشتغال‌آفرین». این تولید است.

 

البته من درخواست مؤکّد دارم، سال گذشته هم این را گفتم که اکتفا نکنند دوستان به اینکه حالا روی کاغذهایِ سربرگهایِ دستگاههایِ گوناگون بنویسند این عبارت را یا مثلاً فرض کنید که یک تابلو درست کنند در خیابان مثلاً بزنند؛ اینها کار نیست. عمده این است که به معنای واقعی کلمه روی این سیاستگذاری بشود. البته این دولت با وضعی که من مشاهده میکنم، با تحرّکی که رئیس‌جمهور محترم و همکاران ایشان دارند، ان‌شاءالله پیشرفت خواهد کرد. یعنی این شعار روی زمین نخواهد ماند به توفیق الهی. لکن هرچه بیشتر کار بشود، بیشتر تلاش بشود، بهتر خواهد بود.

 

امیدواریم ان‌شاءالله که خدای متعال برای ملّت عزیز ایران در این سال، در این عید، در این فرصتِ مغتنم یک‌ساله خیر اراده بفرماید و مردم را خرسند کند، زندگیها را ان‌شاءالله شیرین کند، مردم را دلشاد کند و ارواح طیّبه‌ی شهدای عزیزمان، روح مطهّر امام بزرگوارمان، امام راحل (رضوان الله علیه) ان‌شاءالله شاد باشد و سلام و ارادت و اخلاص همه‌ی ما را به خاکِ پای بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) ان‌شاءالله خدای متعال برساند.

 

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

دوشنبه, 01 فروردين 1401 22:21

فلسفه گریه نوزاد !

فلسفه «گریه» نوزاد؟!

دلیل «گریه» نوزادان چیست و آیا نگرانی والدین از این گریه ها بجاست؟

 

معمولا نوزادان بسیار گریه می‌ کنند که ممکن است دلیل بر ناراحتی آنها مانند گرسنگی، تشنگی و... باشد؛ اما گاهی گریه کودکان، رمز حیات و بقای آنها است؛ زیرا گاهی نیاز شدیدی به ورزش و حرکت دارند و تنها ورزشی که می‌ تواند دست و پا و قفسه سینه و شکم آنان را به حرکت درآورد و خون را به تمام سلّولهای بدن منتقل نماید، همان «گریه» است.

از این گذشته در مغز اطفال رطوبت فراوانی وجود دارد و گریه سبب می‌ شود که رطوبت ‌های اضافی به صورت قطره ‌های اشک از چشمان آنها بیرون ریخته و سلامتی آنها تضمین شود.

 

* نقش «دوستی و تکریم» در تربیت «نوجوان»

دوستی و تکریم نوجوانان توسط والدین، چه نقشی در تربیت صحیح آنها دارد؟

 

اسلام در مسیر تربیت نوجوانان بر «تکریم نوجوان» تاکید دارد و با به رسمیت شناختن نوجوانان به عنوان انسان هایی «مکلف» از همان بدو بلوغ آنها را در قبال رفتارهایشان «مسئول» معرفی می کند. لذا به والدین توصیه می کند که برای تربیت صحیح نوجوان به او «محبت» و «احترام» نموده و از خطاهایش «چشم پوشی» کنند.

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «خداوند رحمت کند بنده ای را که فرزندش را بر نیکی و سعادتش یاری کند به اینکه به او احسان نماید و با او رفتار دوستانه داشته باشد و به آموزش و تربیت او بپردازد».

 

همه افراد می‌دانند که سلامت ضعیف دندان می‌تواند منجر به مشکلاتی مانند پوسیدگی و بیماری لثه شود، اما سلامت دهان و دندان با سایر جنبه‌های سلامتی نیز مرتبط است. بی‌توجهی به مراقبت مناسب از دندان‌ها مانند مسواک زدن و استفاده از نخ دندان باعث می‌شود که به مرور زمان باکتری‌ها در دهان جمع شوند.

این باکتری‌ها به دندان‌ها حمله می‌کنند و می‌توانند منجر به پوسیدگی، بیماری لثه، پوسیدگی دندان و سایر مشکلات دهان شوند. هنگامی که این مشکلات مربوط به سلامت دهان درمان نمی‌شوند به باکتری‌ها اجازه می‌دهند به دستگاه گوارش و تنفسی وارد شوند و به مناطق دیگر نیز گسترش یابند.

 بیماری پریودنتال وضعیتی که شامل عفونت لثه و آسیب دندان می‌شود، نشان داده است که سطح فشار خون را بدتر و در درمان فشار خون بالا اختلال ایجاد می‌کند. افراد مبتلا به بیماری پریودنتال باید فشار خون خود را به دقت کنترل کنند تا مطمئن شوند که به سطوح ناامن نمی‌رسد.

البته در بحث مراقبت صحیح از دندان نباید سلامت دهان را نادیده گرفت. توصیه می‌شود بزرگسالان با دندان‌های سالم حداقل سالی یک بار به دندانپزشک مراجعه کنند، اما دو بار در سال مراجعه بهترین گزینه است. طی تمیز کردن دندان، دندانپزشک پلاک و جرمی را که می‌تواند در امتداد خط لثه و بین دندان‌های شما ایجاد شود از ببرد. جرم می‌تواند در دهان هر کسی ایجاد شود، مهم نیست که روال تمیز کردن دندان چقدر خوب باشد.

طبق گفته انجمن دندانپزشکی آمریکا، ویزیت‌های منظم دندانپزشکی مهم هستند، زیرا می‌توانند به تشخیص مشکلات سلامت دندان در مراحل اولیه کمک کنند، زمانی که درمان احتمالا ساده‌تر و مقرون به صرفه‌تر است.

اگر متخصص بهداشت دهان و دندان شما متوجه علائم اولیه مشکلات دهان و دندان مانند بیماری لثه، حفره‌ها یا سرطان دهان شود می‌تواند به سرعت مشکل را درمان کرده یا از بدتر شدن آن جلوگیری کند. همچنین به یاد داشته باشید که دو بار در روز مسواک بزنید و حداقل یک بار در روز از نخ دندان استفاده کنید.

دوشنبه, 01 فروردين 1401 22:20

بادام زمینی به لاغری کمک می کند

بادام زمینی با وجود کالری زیاد، سرشار از مواد مغذی است و کربوهیدرات کمی دارد و یک میان وعده راضی کننده برای فرد را تهیه می‌کند و مصرف مقدار متوسط ​​آن‌ می تواند به فرد برای حفظ وزن سالم کمک کند.

تحقیقات مشخص کرد بانوانی که دو بار در هفته آجیل از جمله بادام زمینی  مصرف می‌کنند، نسبت به افرادی که به ندرت آجیل می‌خورند خطر کمتری برای افزایش وزن و چاقی در طول ۸ سال دارند.

یک مطالعه گسترده نشان داد که مصرف بادام زمینی و سایر مغز‌ها ممکن است خطر چاقی فرد را در طول ۵ سال کاهش دهد.

همچنین بادام زمینی حاوی اکثر چربی‌های غیر اشباع، چربی‌های تک غیر اشباع و چربی‌های غیراشباع سالم است و  این نسبت چربی باعث می‌شود بادام زمینی برای قلب بهتر از منابع دیگر با مقدار بیشتری چربی اشباع شده باشد.

یک مطالعه در سال ۲۰۱۴ نشان داد که مصرف ۴۶ گرم بادام زمینی یا کره بادام زمینی در هر روز می تواند سلامت قلب در افراد دیابتی را بهبود بخشد.

بادام زمینی شاخص گلیسمی (GI) پایینی دارد و جهش بزرگی در سطح قند خون ایجاد نمی‌کند.

متخصصان تغذیه غذا‌های با شاخص گلیسمی ۵۵ یا پایین تر را به عنوان غذا‌های با شاخص گلیسمی کم و غذا‌های با شاخص گلیسمی بیش از ۷۰ را به عنوان غذا‌های با شاخص گلیسمی بالا می دانند.

شاخص گلیسمی بادام زمینی ۲۳ است  و به کنترل سطح قند خون کمک می‌کند، زیرا کربوهیدرات نسبتاً کمی دارد، اما پروتئین، چربی و فیبر زیادی دارد.

مروری بر روایات و آموزه‌های مرتبط با مهدویت نشان می‌دهد که اگرچه همه اوقات و لحظات به حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه اختصاص دارد و زمان از وجود مقدس ایشان برکت می‌گیرد، اما هستند اوقاتی و ایامی که از نظر انتساب به ایشان، شهره اند و در آن‌ها بهتر می‌توان به امام عصر (عج) نزدیک شد و با حضرت (عج) انس گرفت.
بر اساس منابع روایی و دینی اوقاتی که به حضرت امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) اختصاص دارد، هشت زمان است. در کتاب «نجم الثاقب» بدین گونه از این اوقات نام برده شده است: «اول شب قدر؛ هر سه ‏شب مردد، دوم روز جمعه، سوم روز عاشورا، چهارم از وقت زرد شدن آفتاب ‏تا غروب آن در هر روز، پنجم عصر دوشنبه، ششم عصر پنجشنبه، هفتم شب و روز نیمه شعبان، هشتم روز نوروز.» (۱)

در این نوشتار فضیلت‌های روز جمعه به عنوان روز منتسب به حضرت حجت (عج) مرور می‌شود:

روز جمعه
روز جمعه در منابع معتبر دینی متعلق به امام عصر (ارواحنا له الفداه) یاد شده است. در فضیلت این روز مطالب بسیاری از طریق روایات به دست ما رسیده است. تا حدی که از این روز یکی از چهار عید مسلمین نام برده اند. اعمال بسیاری برای این روز ذکر شده که بخشی از آن در مفاتیح الجنان و مصباح المتهجّد و دیگر کتب ادعیه آمده است.
طبرسی در کتاب نجم الثاقب می‌نویسد: «روز جمعه که از چند جهت اختصاص و تعلق دارد به امام عصر (علیه السلام) یکی آنکه ولادت باسعادت آن جناب در آن روز بود و دیگر آنکه ظهور موفور السرور آن حضرت‏ (عج) در آن روز خواهد بود و ترقب و انتظار فرج در آن روز بیشتر از روز‌های دیگر است چنانچه در جمله از اخبار تصریح به آن شده و در زیارت مختصه به آن جناب است در روز جمعه که ‏ «یا مولای یا صاحب الزمان صلوات الله علیک و علی آل بیتک هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک و الفرج فیه للمومنین علی یدک ….» عید بودن روز جمعه و آن را یکی از عید‌های چهارگانه شمردن در حقیقت به جهت آن روز شریف است و برای آن مؤمنان مخصوص که با دیدن زمین پاک و پاکیزه از لوث شرک و کفر و قذرات معاصی و از وجود جبارین و ملحدین و کافرین و منافقین و ظهور کلمه حق و اعلای دین و شرایع ایمان و شعایر مسلمین بی مزاحمت و ممانعت احدی از اعداء خداوند و اولیای او در آن روز چشم و دل ایشان روشن و منور و مسرور و خرسند خواهد شد.» (۲)

در فضیلت روز جمعه احادیث بسیار نقل شده است که در این بحث به چند حدیث اشاره می‌شود:
راوى گوید؛ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «چون عصر پنجشنبه و شب جمعه فرا می‌رسد فرشتگانى از آسمان فرود مي آیند که قلم هاى طلا و صفحه‏ هاى نقره به همراه دارند و در عصر پنجشنبه و شب جمعه و روز جمعه‏ تا غروب آفتاب نمى‏ نویسند مگر صلوات بر پیغمبر (ص) را و سفر کردن و از پى کارى رفتن در روز جمعه‏ خوب‏ نیست و خوب نبودنش به خاطر نماز جمعه است، اما پس از خواندن نماز جائز است و مبارک.» (۳)

مرحوم شیخ صدوق (ره) روایت کرده که: امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روز جمعه خطبه مى خواند و مى فرمود: «آگاه باشید خداوند این روز را براى شما عید قرار داده است و آن سید تمام روز‌ها و برتر از تمام عیدهاى شماست و خداوند در کتاب خود امر کرده و به سوى ذکر خدا کوشش کنید پس باید با میل و رغبت عظمت این روز را حفظ کنید و نیت خود را براى عبادت در این روز خالص کنید و در روز جمعه زیاد گریه و زارى، دعا و طلب رحمت و آمرزش نمایید. براى این که خداوند دعاى کسى را که در این روز از خداوند چیزى بخواهد، اجابت مى کند و خداوند کسى را که در این روز نافرمانى او کند و از شرکت در عبادت او تکبر کند؛ وارد در آتش مى کند، چون خداوند «عزّوجلّ» فرموده: «ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»؛ مرا بخوانید تا اجابت کنم. به راستى کسانى که از روى تکبر دعا نمى کنند با صورت در آتش مى افتند». در روز جمعه ساعتى مبارک است که هیچ بنده مؤمنى نیست که در آن ساعت از خداوند چیزى طلب کند، مگر این که خداوند به او مى دهد آنچه را که خواسته است» (۴)

ابو بصیر مى گوید: شنیدم از حضرت صادق (علیه السلام) که می‌فرمود: «همانا مؤمن دعا کند و اجابت دعایش تا روز جمعه‏ [یا روز قیامت‏] به تأخیر افتد.» (۵)

رسول خدا (ص) فرمودند: «شب و روز جمعه‏ ۲۴ ساعت است و خدا در هر ساعتى ششصد هزار نفر از آتش آزاد می‌فرماید.» (۶)

هاروى بن مسلم به سندهاى خود از صادق آل محمّد از حضرت محمّد بن عبد اللّه (صلى اللّه علیه و آله) روایت کرده که فرمود: «خداى سبحان از بین روز‌ها روز جمعه‏ را انتخاب کرد، از بین شب‌ها شب قدر را اختیار نمود، از بین ماه‌ها ماه رمضان را انتخاب فرمود، از بین پیغمبران مرا برگزید، از من على (علیه السّلام) را اختیار کرد و از على حسنین (علیهما السّلام) را برگزید و از آن دو بزرگوار نه امام را اختیار کرد که نهمین آنان قائم آن‌ها است، قائم (علیه السّلام) است که ظاهر و باطن آنان خواهد بود.» (۷)

رسول خدا (ص) فرمود: «به راستى که روز جمعه‏ سر آمد روز‌ها است و در پیشگاه الهى از روز عید قربان و عید ماه رمضان والاتر است پنج خصلت در آن است خداى عزّ و جلّ آدم را آن روز آفرید و در آن روز آدم را به زمین فرود آورد و در آن روز جان آدم را گرفت و در آن روز ساعتى است که بنده در آن ساعت در خواستى از خدا نکند مگر آنکه خداوند درخواستش را به او می­دهد تا آنجا که خواسته ‏اش حرام نباشد و همه فرشتگان مقرب الهى و آسمان‌ها و زمین‌ها و باد‌ها و کوه‌ها و بیابان‌ها و دریا‌ها روز‌ها جمعه در هراسند از اینکه قیامت بر پا شود.» (۸)

حضرت على (علیه السلام) فرمود؛ رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله) فرمودند: «در هر جمعه براى خانواده خود از میوه و گوشت چیزى تحفه ببرید تا از آمدن روز جمعه‏ شادمان گردند.» (۹)

صلوات‌های خاصی نیز برای ظهور حضرت بقیه الله (ارواحنا له فداه) در روز پنج شنبه تا پایان روز جمعه ذکر شده است.

شیخ طوسی (ره) می‌نویسد: مستحب است بعد از نماز عصر روز پنج شنبه تا آخر روز جمعه بسیار صلوات فرستادن بر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) به این گونه: «اللهم صلّ علی محمّد و عجّل فرجهم و أهلِک عَدوَّهم مِنَ الجنّ و الانس، مِن الاولینَ و الآخِرین.» (۱۰)

از جمله صلواتی که در روز جمعه پس از نماز صبح و نماز ظهر توصیه گردیده است؛ عبارتند از: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ لَمْ یَمُتْ حَتَّى یُدْرِکَ الْقَائِم‏» (۱۱)

صلوات دیگری منقول است که در روز جمعه بدین صورت بر پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله) صلوات بفرستید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَاتَکَ‏ وَ صَلَاهَ مَلَائِکَتِکَ وَ رُسُلِکَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ یا بگویید: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏.» (۱۲)

خواندن صلوات ضراب اصفهانی در عصر جمعه. این صلوات در مفاتیح الجنان در بخش اعمال روز و شب جمعه نقل شده است. سید بزرگوار علی بن طاووس (ره) می‌گوید: ذکر صلواتی بر پیامبر و آل او (در عصر جمعه) که از مولایمان حضرت مهدی (ارواحنا فداه) روایت شده است (و به قدری اهمیت دارد که) اگر تعقیب نماز عصر را به خاطر عذری ترک کردی آن را ترک مکن به دلیل جریانی که خداوند ما را بدان مطلع نمود. (۱۳)

بهترین اعمال روز جمعه
از مهم‌ترین اعمال مؤمنان در روز جمعه، توجه به حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) و انتظار فرج آن بزرگوار است. در این روز، زیارت آن حضرت (عج) و دعا برای تعجیل فرج او مستحب است؛ زیرا طبق برخی روایات و زیارات، امید ظهور آن حضرت (عج) در روز جمعه بیش از سایر روز‌ها است. (۱۴)

از اعمال روز جمعه که تعلق به حضرت صاحب الزمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) خواندن دعای ندبه و گریستن در فراق ایشان است و همچنین خواندن زیارت روز جمعه که در کتبی مانند مفاتیح الجنان و جمال الاسبوع نقل شده است: «السلام علیک یا حجه الله فی ارضه السلام علیک یا عین الله فی خلقه السلام علیک یا نور الله الذی به یهتدی المهتدون…».

پی نوشت ها:
(۱) نجم الثاقب، صفحه ۸۰۵؛
(۲) نجم الثاقب، صفحه ۸۱۰؛
(۳) الخصال، جلد ‏۲، صفحه ۴۵۳- ۴۵۲؛
(۴). وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۶؛
(۵) أصول الکافی، جلد ‏۴، صفحه ۲۴۵؛
(۶) الخصال، جلد ‏۲، صفحه ۴۵۱؛
(۷) إثبات الوصیه، صفحه ۴۹۶؛
(۸) الخصال، جلد ‏۱، صفحه ۳۵۲-۳۵۱؛
(۹) الخصال، جلد ‏۲، صفحه ۴۴۹؛
(۱۰) صحیفه مهدیه، صفحه ۲۰۴؛
(۱۱) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، جلد ‏۱، صفحه ۳۶۸؛
(۱۲) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، جلد ‏۱، صفحه ۲۸۴؛
(۱۳) صحیفه مهدیه، صفحه ۲۵۹؛
(۱۴) بحار الانوار، ج۹۹، ص۲۱۵.

قبل از بیان مطلب، لازم است که اشاره ای هر چند مختصر، به معنا و تعریف معجزه داشته باشیم.

محقّق خویی، در تعریف معجزه می نویسد:

معجزه، در اصطلاح، این است که مدعی منصبی از مناصب الهی، برای اثبات صحت ادعایش، کاری را انجام دهد که خارق قوانین طبیعی است و دیگران از انجام دادن آن عاجزند.[۱]

چون خداوند، بعد از خاتم انبیا حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) امامان معصوم(علیهم السلام) را مجریان شریعت و جانشینان طریقت آن حضرت و حجّت خویش در روی زمین قرار داده تا راه هدایت را بر مردم هموار کنند و از آن جا که همواره در طول تاریخ، مدعیان دروغین نبوّت و امامت، واقعیّت را بر مردم مشتبه می کردند و مردم را به گمراهی و ضلالت می کشاندند، لازم است که راهی برای شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. این راه و علامت، همان است که در اصطلاح متکلمان، «معجزه» خوانده می شود و در اصطلاح قرآن، «بیّنه» و «آیه» نامیده می شود. خداوند می فرماید:

(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...);[۲] ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستادیم و با آنان، کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) درباره ی علت اعطای معجزه از سوی خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتی است از طرف خداوند که آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا می کند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.».[۳]

حال، با توجّه به این که جمیع مسلمانان، به جواز کرامت اولیای خدا عقیده دارند ـ چنان که تفتازانی می گوید: «جمهور مسلمانان، به جواز کرامت اولیای خدا معتقد هستند[۴]» ـ پس انجام دادن معجزات و کرامات از سوی امامان معصوم(علیه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ که حجت های خداوند بر روی زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبی نیست. با مراجعه به کتاب های تاریخی و روایی و ورق زدن صفحات آن، مشاهده می کنیم که معجزات و کرامات فراوانی از سوی آنان به وقوع پیوسته است.

 

بعد از این مقدمه باید گفت، معجزات آن حضرت، دو دسته است:

 

الف) معجزاتی که آن حضرت در دوران تولّد و کودکی و غیبت، انجام داده اند.

 

۱- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل

از امام حسن عسکری(علیه السلام) نقل شده که به حکیمه (دختر امام جواد(علیه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ی ما بیا; زیرا، امر مهمّی رخ خواهد داد.». حکیمه پرسید: «چه اتفاقی؟». امام(علیه السلام) فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.». حکیمه پرسید: «از چه کسی؟». امام(علیه السلام) فرمود: «از نرجس.».

حکیمه می گوید: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگواری را بشارت دادم، در حالی که هیچ اثر حملی در او مشاهده نکردم.».[۵]

چنین معجزه ای، در مورد حضرت موسی(علیه السلام) هم بیان شده است. در مادر او، یوکابد، هیچ آثار حملی ظاهر نبود[۶] و تا روزی که موسی(علیه السلام) به دنیا آمد، کسی نفهمید که او حامله است.

 

۲- قرآن خواندن در بدو تولّد

هنگامی که امام مهدی (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسکری(علیه السلام) دادند. آن حضرت، وی را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدی (عج) شروع به قرآن خواندن کرد.[۷]

 

۳- شفای مریض لاعلاج

محمّد بن یوسف نقل می کند، به مرضی دچار شدم که پزشکان از علاج آن ناامید شدند. نامه ای به حضرت امام مهدی (عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا کردم. ایشان در جواب نوشتند: «ألبسک الله العافیه; خداوند، بر تو لباس عافیّت بپوشاند.». مدّتی نگذشت که شفا پیدا کردم و وقتی پزشکان از این ماجرا مطلع شدند، گفتند: «این شفا و عافیت، به یقین، از جانب خداوند بوده است.».[۸]

 

۴- طلا شدن سنگریزه

یکی از اهالی مدائن می گوید: به همراه رفیقم، به حج می رفتیم. در نزدیکی موقف، فقیری به سوی ما آمد. ما به او جواب ردّ دادیم. سپس به سوی جوانی خوش سیما که ردایی پوشیده بود رفت. او، سنگی از روی زمین برداشت و به فقیر داد. شخص فقیر، مدّت زیادی در حق او دعا می کرد. در این هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقیر رفتیم و گفتیم: «وای بر تو! آیا برای گرفتن یک سنگ، این قدر دعا می کنی؟» که ناگهان در دست او سنگی از طلا دیدیم که در حدود بیست مثقال می شد. وقتی در مورد آن جوان از اهل مکّه و مدینه سوال کردیم، گفتند: «چنین شخصی از علویان است و هر سال با پای پیاده به حج می آید.».[۹]

 

۵- خبر دادن از غیب

از پسر مهزیار نقل شده که در سفری با کشتی همراه پدرم بودم و مال زیادی به همراه او بود. پدرم، دچار بیماری سختی شد و گفت: «من، در حال مردن هستم.». و در مورد آن اموال، وصیت کرد که آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از این وصیّت تعجّب کردم، ولی مطمئن بودم که پدرم بیهوده سخن نمی گوید. با خود گفتم: «اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسکری(علیه السلام) به وصیّت عمل می کنم والّا آن را صدقه می دهم.».

مدّتی در عراق بودم تا این که فرستاده ای از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفی کردن آن را گفت و حتّی بعضی از مشخّصاتی را که خودم هم نمی دانستم، بیان کرد و من هم مال را به او دادم.[۱۰]

ب) معجزاتی که امام مهدی (عج) به هنگام ظهور انجام خواهد داد.

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «هیچ معجزه ای از معجزات انبیا نیست مگر این که خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) برای اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد کرد.».[۱۱]

بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره قبل از غیبت و غیبت، ختم نمی شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت برای معرّفی حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منکران، معجزاتی را انجام خواهند داد.

 

پی نوشت ها:

[۱]. آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ص ۳، (به نقل از: إیضاح المراد فی شرح کشف المراد، ص ۳۴۵، ربانّی گلپایگانی).

[۲]. الحدید: ۲۵.

[۳]. بحارالأنوار، ج ۱۱، ص ۷۱.

[۴]. الإلهیات من شرح المواقف، تحقیق علی ربانی گلپایگانی، ص ۱۳۲.

[۵]. مدینة المعاجز، سیدهاشم بحرانی، ج ۸، ص ۱۰ و ۲۶، مؤسسه ی معارف اسلامی، چاپ اوّل، ۱۴۱۶ هـق.

[۶]. قصص قرآن یا تاریخ انبیاء، هاشم رسولی محلاتی، ج ۲، ص ۴۶، انتشارات علمیه ی اسلامیه، چاپ پنجم، ۱۴۰۷ هـق.

[۷]. تبصرة الولی، سیدهاشم بحرانی، ج ۱۸.

[۸]. بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۲۹۷; اصول کافی، ج ۱، ص ۵۱۹.

[۹]. اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳۲; مدینة المعاجز، ج ۸، ص ۷۱.

[۱۰]. الغیبة، شیخ طوسی، ص ۲۸۲، مؤسسه ی معارف اسلامی، قم، چاپ اوّل، ۱۴۱۱.

[۱۱]. منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، لطف الله صافی، ص ۳۱۲، مکتبة الصدر، چاپ سوم.

جمعه, 27 اسفند 1400 16:24

مهدویّت از دیدگاه اهل سنّت

اعتقاد به ظهور مصلح آخرالزمان که نامش «مهدی» و از اولاد پیامبر اسلام است، مورد اتّفاق همه فرقه های اسلامی است. صاحب کتاب عون المعبود که شرح کتاب سنن ابی داوود است، می نویسد:

بدان که در طول اعصار، مشهور بین همه اهل اسلام، این است که حتماً، در آخرالزمان، مردی از اهل بیت(علیهم السلام) ظهور می کند که دین را یاری، و عدل را آشکار می کند... نامش، مهدی است و عیسی، بعد از مهدی یا هم زمان با مهدی، نزول، و او را در کشتن دجال یاری، و در نماز به او اقتدا می کند.

احادیث مربوط به مهدی (عج) را عدّه ای از بزرگان آورده اند، از آن جمله است، ابوداوود، ترمذی، ابن ماجه، بزار، حاکم، طبرانی، ابویعلی. سند این احادیث، برخی، صحیح و برخی دیگر، حسن و یا ضعیف است.[۱]

یکی دیگر از علمای اهل سنّت می نویسد:

روایات فراوانی درباره ی مهدی (عج) وارد شده به حدّی که به حدّ تواتر می رسد. این امر، در میان علمای اهل سنّت شیوع دارد، به گونه ای که از جمله معتقدات آنان به شمار می آید.

نیز یکی دیگر از علمای اهل سنّت نوشته است:

احادیث مهدی(علیه السلام) به طرق گوناگون و متعدّد، از صحابه نقل، و بعد از آنان، از تابعان، نقل شده است، به گونه ای که مجموع آن ها، مفید علم قطعی است. به همین دلیل، ایمان به ظهور مهدی، واجب است، همان گونه ای که این وجوب، در نزد اهل علم ثابت بوده و در عقائد اهل سنت و جماعت، مدوّن شده است.[۲]

ابن کثیر نیز در البدایة و النهایة می گوید:

مهدی، در آخرالزمان می آید و زمین را پر از عدل و قسط می کند، همان گونه که پر از جور و ظلم شده است. ما، احادیث مربوط به مهدی را در جلد جداگانه ای گرد آوردیم، همان گونه که ابوداوود در سنن خود، کتاب جداگانه ای را به آن اختصاص داده است.[۳]

از این مطالب که از بزرگان اهل سنّت نقل شد، معلوم می شود که مسئله ی مهدویّت و اعتقاد به ظهور مهدی (عج) جزء عقاید ثابت اهل سنّت و جماعت است و احادیث مربوط به ظهور آن حضرت، در میان آنان، به حدّ تواتر رسیده است.

کتاب های متعدّد و متنوعی درباره ی ظهور آن حضرت از سوی علمای اهل سنّت تألیف شده است به گونه ای که شیخ محمّد ایروانی در کتاب الإمام المهدی می نویسد:

اهل سنّت، کتاب های متعدّدی در گردآوری روایات مربوط به امام مهدی (عج) و این که در آخرالزمان شخصی به اسم مهدی ظهور خواهد کرد، نوشته اند. تا حدّی که من اطلاع دارم، اهل سنّت، بیش از سی کتاب در این باره تألیف کرده اند.[۴]

هر چند این مسئله، مورد اتّفاق اهل سنّت و شیعه است، امّا تعداد انگشت شماری از اهل سنّت، احادیث مربوط به امام مهدی (عج) را ضعیف می انگارند. مثلاً، ابن خلدون در تاریخ خود، این احادیث را ضعیف می شمارد[۵] و یا رشید رضا (مؤلف تفسیر المنار) در ذیل آیه ی سی و دوم سوره ی توبه، به ضعیف بودن احادیث مربوط به مهدویت اشاره می کند.[۶]البتّه، این دو، دلیلی بر ادعای خود نیاورده اند و تنها به مطالبی واهی استناد کرده اند. سخنان آن دو، از سوی دیگر علمای اهل سنّت، به شدت ردّ شده است. و در تألیفات علمای شیعه نیز به آن دو پاسخ داده شده است.

خود ابن خلدون، در بیان عقیده ی مسلمانان در مورد امام مهدی(علیه السلام)می نویسد:

مشهور بین همه ی اهل اسلام، این است که حتماً، در آخرالزمان، مردی از اهل بیت(علیهم السلام) ظهور می کند که دین را حمایت، و عدل را آشکار می کند و مسلمانان از او پیروی می کنند و او بر ممالک اسلامی استیلا می یابد. آن شخص، مهدی نامیده می شود[۷].»

بنابراین، ضعیف شمردن احادیث از سوی وی خدشه ای بر اتّفاق نظر اهل سنّت در مورد ظهور مهدی (عج) وارد نمی کند; زیرا، این اعتقاد، ناشی از کثرت احادیثی است که از طرق عامه نقل شده است. ما، در زیر، به ذکر برخی از کسانی که از این گونه احادیث را در کتاب های خود آورده اند، می پردازیم، هر چند، تقریباً، می توان ادعا کرد که تمام کتاب های معتبر حدیثی اهل سنّت، حدّاقل، چند مورد از احادیث امام مهدی (عج) را ذکر کرده اند:

۱- ابن سعد (متوفی ۲۳۰ هـ); ۲- ابن ابی شیبه (متوفی ۲۳۵ هـ);

۳- احمد بن حنبل (متوفی ۲۴۱ هـ); ۴- بخاری (متوفی ۲۷۳ هـ);

۵- مسلم (متوفی ۲۶۱ هـ); ۶- ابن ماجة (متوفی ۲۷۳);

۷- ابوبکر اسکافی (متوفی ۲۷۳ هـ); ۸- ترمذی (متوفی ۲۷۹ هـ);

۹- طبری (متوفی ۳۸۰); ۱۰- ابن قتیبه دینوری (متوفی ۲۷۶);

۱۱- بربهاری (متوفی ۳۲۹); ۱۲- حاکم نیشابوری (متوفی ۴۰۵);

۱۳- بیهقی (متوفی ۴۵۸); ۱۴- خطیب بغدادی (متوفی ۴۶۳);

۱۵- ابن اثیر جزری (متوفی ۶۰۶).[۸]

 

اوصاف امام مهدی (عج) از دیدگاه اهل سنّت

اوصافی که در کتاب های اهل سنّت برای امام مهدی(علیه السلام) ذکر شده، بر گرفته از احادیثی است که آنان از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نقل می کنند و در کلیات، با اوصاف ذکر شده در کتاب های علمای شیعه، فرقی ندارد. ما، در فصل های آینده، به آنها اشاره خواهیم کرد. در این قسمت، به ذکر چند روایت از کتاب های حدیثی اهل سنت، اکتفا می کنیم:

۱- عن النبی(صلی الله علیه وآله) أَنّه قال: «لا تذهب الدنیا حتّی یملک العرب رجلٌ من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی;[۹] دنیا به پایان نمی رسد، مگر آن که مردی از اهل بیت من که اسمش اسم من است، مالک عرب شود».

۲- عن النبی(صلی الله علیه وآله): «لا تقوم الساعةُ حتّی تملأ الأرض ظلماً و جوراً و عدواناً ثم یخرج من أهل بیتی مَن یملأها قسطاً وعدلا کما ملئت ظلماً و جوراً;[۱۰] قیامت بر پا نمی شود تا این که زمین پر از ظلم و جور و دشمنی شود و سپس از اهل بیت من، شخصی ظهور می کند که زمین را پر از عدل و قسط می کند همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود».

۳- عبدالله بن مسعود از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل می کند که آن حضرت فرمود:

«لو لم یبق من الدنیا یوم لطول الله ذالک الیوم حتّی یبعثَ فیه رجلا منّی أوْ من أهل بیتی یملأ الارض قسطاً وعدلا کما ملئت ظلماً و جوراً;[۱۱] اگر از دنیا، فقط یک روز باقی بماند، خداوند، آن روز را طولانی می کند تا در آن روز، مردی از من یا از اهل بیت من، مبعوث شود و زمین را پر از قسط و عدل کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود».

تفاوت مهدویّت از دیدگاه اهل سنّت با مهدویّت از دیدگاه شیعه، چه فرقی دارد؟

همان گونه که گفته شد، اهل سنّت، بالاتفاق، به مهدویّت معتقد هستند و به دلیل وجود روایت های متواتر، ظهور حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان را جزء اعتقادات قطعی خود می دانند، امّا برخلاف شیعه امامیه که معتقدند، امام مهدی (عج)، فرزند امام حسن عسکری(علیه السلام) است و هم اکنون نیز زنده و غائب است، به چند گروه تقسیم می شوند:

عدّه ای از اهل سنّت، مدعی هستند که مهدی، همان عیسی بن مریم است و در این مورد، به خبری واحد که از انس بن مالک نقل شده است، استناد می کنند.[۱۲]

تعداد اندکی نیز مدعی هستند که مهدی، از اولاد عباس ابن عبدالمطلب است. آنان به خبر واحدی استناد می کنند که در کنزالعمال ذکر شده است.[۱۳]

عده ای نیز معتقدند، مهدی از اولاد امام حسن مجتبی است و نه امام حسین(علیه السلام).[۱۴]

گروهی می گویند، پدر امام مهدی، هم نام پدر پیامبر اسلام است و چون نام پدر حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) عبدالله بود، پس مهدی بن حسن عسکری(علیه السلام)نمی تواند مهدی موعود باشد. مستند این احتمال هم باز خبری است که در کنزالعمال ذکر شده است.[۱۵]

جمعی از آنان، همانند امامیه معتقدند، که امام مهدی (عج) از اولاد پیامبر(صلی الله علیه وآله) و فاطمه(س) است و حضرت عیسی نیز به هنگام ظهور امام مهدی (عج) به یاری او خواهد شتافت و در نماز به آن حضرت اقتدا خواهد کرد، چنان که در روایت های متعدد آمده است: از ام سلمه نقل شده که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)فرمود: «المهدی من عترتی من ولد فاطمه;[۱۶] مهدی، از عترت من و از فرزندان فاطمه است».

جابر بن عبدالله از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل می کند که حضرت عیسی به هنگام ظهور مهدی (عج) نزول خواهد کرد.[۱۷] عبدالله بن عمر می گوید: «المهدی الذی ینزل علیه عیسی بن مریم و یصلی خلفه عیسی(علیه السلام);[۱۸] مهدی، کسی است که عیسی بن مریم بر او نزول می کند و پشت سر او نماز می خواند».

این گروه، حدیثی را که می گوید: «مهدی، از اولاد عباس ابن عبدالمطلب است»، قبول نمی کند. ذهبی می گوید:

تفرد به محمّد بن الولید مولی بنی هاشم و کان یضع الحدیث;[۱۹]این حدیث را تنها محمّد بن ولید، آزاد کرده ی بنی هاشم گفته است. و او، جاعل حدیث بود.

البته این گروه نیز تولّد حضرت مهدی (عج) و غیبت او را قبول ندارند. ابن حجر ادعا می کند: «همه مسلمانان غیر از امامیه، معتقدند که مهدی غیر از حجت (عج) است; چون، غیبت یک شخص، آن هم با این مدّت طولانی، از خوارق عادات است...».[۲۰]

در پاسخ گروه اخیر باید گفت:

اوّلا، روایات نبوی متعدّدی وجود دارد که امامان دوازده گانه را با نام های آنان به طور روشن معرفی کرده اند، پس سخن او، باطل است.

از ابن عباس روایت شده که شخصی یهودی به نام نعثل، نزد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آمد و سؤال های بسیاری را مطرح کرد. او، از اوصیا نیز پرسید.

حضرت در پاسخ فرمود: «نخستین وصیّ من علی(علیه السلام) و پس از او، حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) و امامان نه گانه از فرزندان اویند». نعثل پرسید: «نام آنان چیست؟». حضرت، نام تک تک امامان را تا امام دوازدهم(عج) شمردند.[۲۱]

رسول خدا، در پاسخ جابر بن عبدالله انصاری که از ائمه ی بعد از علی(علیه السلام) سوال کرده بود، فرمود: «بعد از علی(علیه السلام)، حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام)امام هستند، سپس سید العابدین در زمان خودش، علی بن حسین(علیه السلام)، سپس محمّد بن علی باقر(علیه السلام). تو، او را خواهی دید. وقتی او را دیدی، سلام مرا برسان. سپس جعفر بن محمّد صادق(علیه السلام)، سپس موسی بن جعفر کاظم(علیه السلام)، سپس علی بن موسی رضا(علیه السلام)، سپس محمّد بن علی جواد(علیه السلام)، سپس علی بن محمّد نقی(علیه السلام)، سپس حسن بن علیّ زکیّ(علیه السلام)، و پس از او، قائم بالحق مهدی امت من، (م ح م د بن حسن صاحب زمان(علیه السلام) امام است. او، زمین را پر از قسط و عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است».[۲۲]

ثانیاً، شواهد تاریخی و گزارش های بسیاری وجود دارد که ولادت آن حضرت و ایام کودکی او را نقل کرده اند. برای نمونه، چند مورد از اقوال اهل سنّت نقل می شود:

۱- حافظ سلیمان حنفی می گوید: «خبر معلوم نزد محقّقان و موثقان، این است که ولادت قائم (عج) در شب پانزدهم شعبان (۲۵۵. ق) در شهر سامرا واقع شده است».[۲۳]

۲- خواجه محمّد پارسا، در کتاب فصل الخطاب گفته است: «یکی از اهل بیت ابو محمد بن عسکری است که فرزندی جز ابوالقاسم که قائم و حجت و مهدی و صاحب الزمان نامیده می شود، باقی نگذاشت. او، در نیمه ی شعبان سال ۲۵۵ هجری متولّد شد. مادرش، نرجس نام دارد. او هنگام شهادت پدرش، پنج سال داشت».[۲۴]

۳- ابن خلکان در وفیات الأعیان می نویسد: «ابوالقاسم محمّد فرزند حسن عسکری فرزند علی هادی فرزند محمّدجواد.... دوازدهمین امام از ائمه ی دوازده گانه شیعه است که به «حجت» معروف است... ولادت او، روز جمعه، نیمه ی شعبان سال ۲۵۵ هـ.ق است».[۲۵]

۴- ذهبی نیز در سه کتاب از کتاب هایش، به ولادت امام مهدی (عج) اشاره کرده و در کتاب العبر و در حوادث سال ۲۵۶ هـ. ق می نویسد: «در این سال، محمّدبن حسن بن علی الهادی فرزند محمّدجواد فرزند علی الرضا فرزند موسی الکاظم فرزند جعفر الصادق علوی حسینی، به دنیا آمد. کنیه اش، ابوالقاسم است و رافضیان، او را الخلف الحجة، مهدی، منتظر و، صاحب الزمان می نامند. و او، آخرین امام از ائمه ی دوازده گانه است».[۲۶]

۵- خیر الدین زرکلی (متوفی ۱۳۹۶ هـ. ق) از علمای معاصر اهل سنّت نیز در کتاب أعلام می نویسد: «او، در سامراء به دنیا آمد و هنگام وفات پدرش، پنج سال داشت و گفته شده که در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ به دنیا آمده و در سال ۲۶۵ هـ. ق غایب شده است».[۲۷]

آیة الله العظمی صافی، دام عزه، در کتاب مهدویت، بیش از هفتاد و هفت نفر از علمای اهل را نام می برد که هر یک، به نحوی، ولادت آن حضرت را بیان کرده اند.[۲۸]

بنابراین، اگر برخی از اهل سنّت می گویند: «حضرت مهدی (عج) به دنیا نیامده است.»، ادعایی بی اساس است که حتّی با گفته ها و نوشته های بزرگان خودشان نیز سازگار نیست.

شاید برخی از اهل سنّت همانند ابن حجر هیثمی، طولانی بودن عمر را دلیل بر عدم ولادت امام مهدی (عج) بدانند، ولی باید گفت، خدایی که قادر است عیسی بن مریم را زنده نگه دارد تا به مهدی (عج) اقتدا کند و یونس را در شکم ماهی محافظت کند و یا به نوح پیامبر، نهصد و پنجاه سال عمر بدهد، آیا قدرت ندارد به مهدی (عج) عمر طولانی عنایت کند؟[۲۹] خود اهل نیز به زنده بودن عیسی، خضر، صالح، و... معتقدند.

نتیجه این که ولادت حضرت مهدی، امری است مسلّم و قطعی و خود اهل سنّت هم به آن واقفند و عوامل و انگیزه های دیگری وجود دارد که نمی گذارد حق را بازگو کنند و حقانیت شیعه و وجود امام زمان (عج) را ثابت کنند.

 

پی نوشت ها:

[۱]. عون المعبود، (شرح سنن ابی داود)، ج ۱۱، ص ۳۶۲ (به نقل از الطریق الی المهدی المنتظر، سعید ایوب، ص ۱).

[۲]. نظم المتناثر فی الحدیث المتواتر، ص ۲۲۶. (به نقل از الطریق الی المهدی المنتظر، ص ۹۱).

[۳]. البدایة و النهایة، ج ۶، ص ۲۸۱.

[۴]. الإمام المهدی(علیه السلام)، شیخ محمد باقر ایروانی، ص ۱۱.

[۵]. تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۱۹۹.

[۶]. تفسیر المنار، ج ۱۰، ص ۳۹۳، ج ۹، ص ۴۹۹ ـ ۵۰۷.

[۷]. تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۵۵۵، فصل ۵۲.

[۸]. در مورد کسانی که به ذکر احادیث مربوط به امام مهدی(علیه السلام)پرداخته اند، به: المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی، ص ۲۶ ـ ۲۹ مراجعه شود.

[۹]. مسند احمد، ج ۱، ص ۳۷۷، ح ۳۵۶۳; الصواعق المحرقه، ص ۲۴۹.

[۱۰]. مسند احمد، ج ۳، ص ۳۶، ح ۱۰۹۲۰; کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۲۷۱، ح ۳۸۶۹۱.

[۱۱]. سنن ابی داود، ج ۴، ص ۱۰۶ و ۱۰۷، ح ۴۲۸۲.

[۱۲]. سنن ابن ماجه، کتاب الفتن، ح ۴۰۲۹.

[۱۳]. کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۲۶۴، ح ۳۸۶۶۳.

[۱۴]. اطنار المنیف، ابن قیم جوزی، ص ۱۵۱ (به نقل از الامام مهدی، میلانی، ص ۲۱).

[۱۵]. کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۲۶۸، ح ۳۸۶۷۸.

[۱۶]. السنن الواردة فی الفتن و غوائلها و الساعة و أشراطها، عثمان بن سعید المقری، ج ۵، ص ۱۰۵۷، نشر دارالعاصمة، ریاض، چاپ اوّل، ۱۴۱۶هـ.

[۱۷]. همان، ج ۶، ص ۱۲۳۷.

[۱۸]. الفتن، ج ۱، ص ۳۷۳، نعیم بن حماد المروزی، مکتبة التوحید، قاهره، چاپ اوّل، ۱۴۱۲.

[۱۹]. الصواعق المحرق، ابن حجر هیثمی، ج ۲، ص ۴۷۸، مؤسسه الرساله، بیروت، چاپ اوّل، ۱۹۹۷.

[۲۰]. همان، ج ۲، ص ۴۸۲.

[۲۱]. اصول کافی، ثقة الاسلام کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، ج ۱، نشر فرهنگ اهل البیت.

[۲۲]. الاحتجاج، احمد بن علی طبرسی، تحقیق ابراهیم بهادری و...، ج ۱، ص ۱۶۸، انتشارات اسوه، چ دوم، سال ۱۴۱۶. نیز درباره ی احادیثی که نام ائمه(علیهم السلام) را ذکر کرده اند، به صحیح مسلم، ج ۶، ص ۳ و ۴، باب الامارة، رجوع شود.

[۲۳]. ینابیع المودة، شیخ سلیمان قندوزی حنفی، ص ۱۷۹.

[۲۴]. همان مدرک.

[۲۵]. وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج ۴، ص ۵۶۲.

[۲۶]. العبر فی خبر من غبر، ج ۳، ص ۳۱.

[۲۷]. الاعلام، ج ۶، ص ۸۰.

[۲۸]. امامت و مهدویت، ج ۲، ص ۵۶ ـ ۲۴۱، چاپ بهمن، نوبت اول.

[۲۹]. به بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۹۹ ـ ۱۰۲ رجوع شود.

احادیث