emamian

emamian

عبدالله بن عوف گفته است: شبی خواب دیدم که قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ‌های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این کاخ را بشمار؛ من هم شمردم ۵۰ درب داشت بعد گفتند: خانه‌هایش را بشمار. دیدم ۱۷۵ خانه بود. به من گفتند این خانه‌ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پریدم و خدا را شکر گفتم.

صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم.

او گفت: معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می‌خوانی. گفتم: بله؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه ۵۰ کلمه و ۱۷۵ حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت: هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی‌های مرگ بر او آسان می‌شود.

۱- آیه الکرسی نوری از آسمان است.


۲- آیه الکرسی آیتی از گنج عرش است.


۳- آیه الکرسی باعث ایمنی در سفر است.


۴- آیه الکرسی اعلاترین نقطه قرآن است.


۵- ذکر رسول مکرم اسلام در بستر؛ خواندن آیه الکرسی بود.


۶- با خواندن آیه الکرسی انسان دچار هیچ‌گونه آفتی نخواهد داشت.


۷- برای رفع فقر آیه الکرسی مؤثر است و کمک الهی از غیب می‌رسد.


۸- همه چیز در آیه الکرسی است یعنی کرسی گنجایش آسمان‌ها و زمین را دارد.


۹- در تنهایی آیه الکرسی بخوانی باعث رفع ترس می‌شود و از سوی خدا کمک می‌رسد.


۱۰- آیه الکرسی رادر نمازها؛ روزها؛ شبهای ایام هفته؛ سفرها و در نماز شب و دفن میت بخوانید.


۱۱- هنگام خواب نیز آیه الکرسی بخوانید زیرا باعث می‌شود خداوند فرشته‌ای نگهبان و محافظت بگمارد تا صبح سلامت بمانی.


۱۲- هر گاه از درد چشم شکایت داشتی آیه الکرسی بخوانید و آن درد را اظهار نکنید آن درد برطرف می‌شود و از آن عافیت می‌طلبید.

۱۳- پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله : در خانه‌ای که آیه الکرسی خوانده شود ابلیس از آن خانه دور می‌شود و سحر و جادو در آن خانه وارد نمی‌شود.

۱۴- آیه الکرسی پایه و عرش الهی است و هدف از خواندن آن این است که مردم در عبادت جز خداوند کسی را نپرستند و به ذلت فرو نروند و روح یکتاپرستی ایجاد کنند و از بندگی ناروا آزاد شوند و آیه الکرسی عقلها را بیدار و اله حقیقی را معرفی و خدای دانا و توانا را به مردم می‌شناساند.

۱۵- وقت غروب ۴۱ بار آیه الکرسی را بخوانی حاجت‌روا می‌شوی ۰ ( ۴۱ بار تا علی العظیم بخوان یعنی یک آیه ) مجرب است و برای رفع هم و غم؛ شفای مریض؛ درمان درد؛ رحمت خداوند و زیاد شدن نور چشم آیه‌الکرسی را مدام بخوانید.

۱۶- اگر مؤمن آیه الکرسی را بخواند و ثوابش را برای اهل قبول قرار دهد خداوند ملکی را بر او مقرر می‌کند که برایش تسبیح کند.

۱۷- آیه الکرسی در مزرعه و مغازه پنهان کردن باعث برکت مزرعه و رونق گرفتن کسب است.

۱۸- از پیامبر نقل نموده‌اند که: این آیه عظیم‌تر از هر چیزی است که حق تعالی آفریده است.

۱۹- چند چیز حافظه را زیاد می‌کند یکی از آن خواندن آیه الکرسی است.

۲۰- هر شب آیه الکرسی را بخوانی تا صبح در امان خدا هستی.

۲۱- آسان شدن مرگ بوسیله آیه الکرسی است.

۲۲- آیه الکرسی عظیم‌ترین آیه در قرآن است.

۲۳- برای حفظ مال و جان آیه الکرسی بخوان.

۲۴- آیه الکرسی ویرانگر اساس شرک است.

۲۵- آیه الکرسی سید سوره بقره است

ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻻَ ﺇِﻟَٰﻪَ ﺇِﻻَّ ﻫُﻮَ ﺍﻟْﺤَﻲُّ ﺍﻟْﻘَﻴُّﻮﻡُ ۚ……

چه خوب است که از این به بعد این آیه شریفه را به نیابت از امام مهربانمان بخوانیم و به نیت سلامتی و فرج و ظهور ایشان.

حجت الاسلام والمسلمین سید عبدالفتاح نواب نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت و سرپرست حجاج ایرانی در جلسه شورای برنامه‌ریزی بعثه مقام معظم رهبری گفت: خدا را شاکر هستیم که هیأت مذاکره کننده حج ۹۹ به عربستان سفر کردند و این سفر با موفقیت انجام شد.

درخواست سهمیه مازاد ۲ هزار نفری برای حج ۹۹

در ادامه این جلسه علی‌رضا رشیدیان رئیس سازمان حج و زیارت به عنوان رئیس هیأت مذاکره کننده حج ۹۹ از روند مذاکرات گزارشی ارائه کرد و اظهار داشت: با بررسی‌ها و پیش بینی‌های قبلی که در خصوص مذاکرات حج صورت گرفته بود، خوشبختانه توانستیم مذاکرات را موفقیت آمیز انجام دهیم.

وی از استقبال طرف عربستانی از طرح‌های ارائه شده از سوی هیأت مذاکره کننده حج جمهوری اسلامی ایران خبر داد و گفت: افزون بر امضای تفاهم نامه حج ۹۹ درباره تعداد زائران، تفاهم نامه‌های لازم را با بخش‌های مربوطه در عربستان انجام دادیم و همچنین با توجه به درخواست تشرف ایرانیان خارج از کشور، درمذاکرات رسمی موضوع اختصاص سهمیه‌ای برای حجاج ایرانی خارج از کشور طرح و طی نامه رسمی درخواست سهمیه مازاد ۲ هزار نفری برای این گروه از هموطنانمان به طرف عربستانی ارائه شد.

پیشنهاد بهره‌گیری از ظرفیت فرودگاه طائف در کنار فرودگاه‌های جده و مدینه

رشیدیان افزود: همچنین در راستای افزایش رفاه حال زائران ایرانی در جریان عملیات انتقال به عربستان ومدیریت و کاهش زمان اقامت آنان؛ برنامه زمانبندی مورد درخواست خود را ضمن طرح درمذاکرات به وزارت حج عربستان ارائه کردیم. موضوع به کارگیری ظرفیت دو شرکت هواپیمایی ماهان و قشم ایر در کنار هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) در عملیات انتقال حجاج نیز محور گفتگوها قرار گرفت و درخواست مربوطه طی نامه رسمی تحویل طرف عربستانی شد.

وی گفت: همچنین با توجه به تراکم ترددها و ترافیک سنگین پروازهای حجاج در دو فرودگاه جده و مدینه موضوع بهره‌گیری از ظرفیت فرودگاه طائف در کنار فرودگاه‌های جده و مدینه هم پیگیری شد.

رئیس سازمان حج و زیارت از دیگر محورهای این مذاکرات را مباحث مربوط به ایام تشریق و خدمات رسانی به زائران در منا دانست و گفت: بحث دوطبقه کردن چادرهای اقامتی و سرویس‌های بهداشتی زائران ایرانی از دیگر مباحثی بود که در این رابطه هم وزیر حج عربستان اعلام کرد آنها هم به این ضرورت رسیده‌اند و قول مساعد داد انجام این پروژه با اولویت قطعه چادرهای زائران ایرانی انجام شود تا فضای بیشتر وبهتری برای اسکان زائران فراهم شود.

مراسم فرهنگی عبادی در هتل‌های محل اقامت حجاج ایرانی برگزار می‌شود/ امضای ۱۰ تفاهم‌نامه برای خدمت به حجاج

وی خاطر نشان کرد: از سویی با توجه به تعطیلی سفارت دو کشور، مذاکره پیرامون موضوع صدور ویزای زائران هم انجام و مقرر شد، روادید زائران ایرانی مشابه سال قبل به صورت الکترونیکی صادر شود. در این سفر همچنین در زمینه مسائل اجرایی حج ۹۹ با توجه به آسیب شناسی‌های انجام شده در کمیته‌های تخصصی۲۰ گانه؛ با موسسات زیرمجموعه وزارت حج عربستان مذاکره شد و حدود ۱۰ تفاهم‌نامه کلی در راستای خدمات رسانی مطلوب به حجاج کشورمان و ارتقای رفاه و آسایش آنان امضا شد.

رشیدیان در حوزه فرهنگی حج ۹۹، برگزاری مراسم و دعاها را از دیگر مباحث مهم خواند و گفت: طی این هماهنگی‌ها برنامه‌ها و مراسم فرهنگی و عبادی حجاج ما مطابق سال گذشته در محل‌های اقامت در مدینه، مکه، عرفات و منا به صورت منسجم برگزار می‌شود.

آمادگی عربستان برای برقراری عمره مفرده

رئیس سازمان حج و زیارت گفت: راه اندازی عمره منوط به حل مسائل و حمایت‌های کنسولی ازعمره گذاران ایرانی است که از اصول جدی حفظ عزت، کرامت و امنیت زائران کشورمان به شمار می‌آید. به همین منظور در موضوع برقراری عمره طی مذاکراتی که با وزیر حج و عمره عربستان در دو مرحله انجام شد طرف عربستانی در خصوص مسائل اجرایی اعلام آمادگی کرد و خواستار شروع فعالیت بخش‌های اجرایی اعم از مسکن، حمل و نقل، تغذیه و تدارکات و... شد.

وی عنوان کرد: با توجه به حساسیت ما در موضوع حفظ عزت، کرامت، امنیت زائران ایرانی و حمایت‌های کنسولی لازم، موضوع استقرار کنسولگری جمهوری اسلامی و یا راه اندازی دفترحافظ منافع جمهوری اسلامی برای حمایت‌های مربوطه از اتباع عمره‌گذار ایرانی که شرط اولیه و اساسی ما برای راه اندازی مجدد عمره است؛ پیگیری شد.

مذاکرات پیگیری موضوع شهدای منا از طرف عربستانی انجام شد

 رشیدیان با بیان اینکه از جمله مباحثی که به صورت مستمر بعد از فاجعه منا محور مذاکرات ما بوده و هست، پیگیری موضوع شهدای منا است، گفت: در مذاکرات پیگیری موضوع شهدای منا از طرف عربستانی انجام و همچنین پیگیری حقوق باقیمانده شهدا و مصدومان حادثه مسجدالحرام هم دنبال شد.

در ادامه این جلسه محمدحسین رضایی و سید محمد حسینی از اعضای هیأت مذاکره کننده هر یک به صورت جداگانه دیدگاه‌های خود را درباره سفر به عربستان ارائه کردند و نتیجه این مذاکرات را در مقایسه با سال‌های گذشته بسیار موفقیت آمیز دانستند.

دومین نشست گفت‌وگوی امنیت منطقه‌ای با حضور دبیران و مشاوران امنیت ملی و مقامات عالی امنیتی کشورهای ایران، روسیه، چین، هند، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان امروز( چهارشنبه )در تهران برگزار می‌شود. با توجه به طولانی شدن بی ثباتی و افراطی گری در افغانستان، کشورهای منطقه و همسایه افغانستان به دنبال ایجاد سازوکارهای جدید و ابتکاری برای برقراری ثبات و امنیت در افغانستان هستند. با توجه به اهمیت این موضوع، نشست امنیت منطقه ای تهران، دستور کار اولین  و دومین نشست خود را برموضوع امنیت و مقابله به تروریسم در افغانستان قرار داده است.

 

نشست امنیت منطقه ای

در نهمین نشست سوچی در مورد سوریه و مساله انتقال داعش توسط آمریکا به افغانستان، با ابتکار ایران تصمیم گرفته شد نشست امنیت منطقه ای درمورد مساله انتقال داعش با حضور کشورهای منطقه تشکیل شود. موفقیت نشست‌های سوچی در مورد سوریه، این امید را زنده کرد که در کنار کنفرانسهای مختلفی که برای امنیت افغانستان تشکیل شده این نشست امنیتی بتواند به نحو موثری به ثبات و امنیت در این کشور کمک کند.

دستور کار اولین نشست مبارزه با تروریسم و افراطی گری، در منطقه غرب آسیا با محوریت تروریسم در افغانستان بود که در مهرماه سال گذشته با حضور مشاوران امنیت ملی کشورهای منطقه با حضور کشورهای ایران، چین، روسیه، هند و افغانستان در تهران برگزار شد. عمده مسائل مطرح شده در اولین نشست بررسی مسائل ریشه ای در تولید تروریسم در افغانستان بود. از جمله این مسائل نقش تجارت مواد مخدر در تقویت تروریستهای افغانستان و نقش آمریکا در پیچیده تر شدن مسائل امنیت منطقه ای نظیر افغانستان بود که نیکلای پاتروشف مشاور امنیت ملی روسیه روی آن تاکید داشت.

از دستاوردهای اولین نشست منطقه ای، تقویت روابط دوجانبه و چندجانبه امنیتی کشورهای منطقه در امنیت و ثبات افغانستان و تقویت سازوکارهای امنیتی سایر سازمانهای مهم منطقه ای نظیر شانگهای برای پیشبرد و به نتیجه رساندن این نشست بود که توسط چین پیشنهاد شد.

در نشست امسال تاجیکستان و ازبکستان نیز حضور دارند. دریابان شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در دیدار روز گذشته با محمد علی وطن زاده دبیر امنیت ملی تاجیکستان گفت:«ترویج اسلام داعشی از راهبردهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای گسترش اسلام هراسی و ایجاد اختلاف، جنگ و بحران در کشورهای اسلامی‌منطقه است. »

چین و هند به عنوان دو اقتصاد نوظهورجهانی اهتمام ویژه ای به امنیت و ثبات در افغانستان دارند. بر همین اساس چین‌ها حضور پررنگی در این نشست از خود نشان داده اند. «چین ون چینگ» وزیر امنیت ملی جمهوری خلق چین که در صدر هیئت بلند پایه امنیتی روز گذشته در تهران حضورپیدا کرد در دیدار با علی شمخانی گفت: نهادهای امنیتی ایران و چین می توانند در محقق نمودن توافقات دوکشور در ابعاد سیاسی، اقتصادی و دفاعی نقش ویژه ای داشته باشند. »

 

اهمیت نشست امنیت منطقه‌ای

پس از جداسازی افغانستان از ایران، به دلایل مختلفی از جمله نفوذ کشورهای فرامنطقه ای و ناتوانی این کشورها از درک پیچیدگی های قومی و فرهنگی افغانستان، این کشور در مسیر دولت-ملت سازی با چالشهای جدی مواجه شده است که این نقیصه یکی از سرچشمه های اصلی تولید تروریسم و افراطی گری در این کشور بوده است.

18 سال حضور آمریکا در این کشور نه تنها کمکی به این روند نکرده، بلکه در نتیجه ای معکوس باعث متنوع شدن گروه‌های افراطی نظیر داعش در این کشور شده است. به جرات می‌توان گفت ایران به دلیل جایگاه مهم راهبردی و اشتراکات فرهنگی مهمترین کشوری است که می‌تواند به افغانستان در مسیر دولت-ملت سازی کمک کند. در کنار این نقش ایران، چین و هند در تجارت وسرمایه‌گذاری در آینده افغانستان نقش مهمی دارند که می‌تواند به کاهش تاثیری که فقردر تروریسم افغانستان داشته است ،کمک کند. افغانستان یکی از کشورهایی است که قبلا در مسیر جاده ابریشم قرار داشته و اکنون نیز در کریدورهای تجاری هند و چین جایگاه ویژه ای دارد. ایران با تمام کشورهای همسایه افغانستان روابط مناسب وعلائق امنیتی یکسانی دارد.

تهران در روابط اخیر خود باافغانستان به دنبال تعریف سازوکارهای امنیتی ملموس و منطقه ای است که برای افغانستان و سایر کشوهای منطقه قابل تحقق باشد. محمدجواد ظریف در دیداری که مهرماه از مجلس سنای افغانستان داشت ضمن تاکید بر اینکه روابط با همسایگان «ابر اولویت سیاست خارجی» ایران است گفت:« ما در افغانستان مذاکرات صلح را با همه طرف‌ها پیگیری می‌کنیم اما صلحی که خارجی‌ها (آمریکا)در افغانستان تمایل داشته باشند را قبول نداشته و در آن شرکت نکردیم.»

تهران و کابل همکاری های امنیتی خود را طی دوسال اخیر افزایش داده اند. دریابان شمخانی درسفری که سال گذشته درصدرهیاتی عالی به افغانستان داشت گفت:« باز گشایی بازارچه های مرزی، تسریع در حل وفصل اختلافات مرزی و برگزاری نشست مشترک مرزی میان کشورهای ایران،افغانستان، پاکستان، ترکیه و ترکمنستان از عوامل موثر برای افزایش ضریب امنیتی مرزها است.» در طرف مقابل افغانستان نیز با فرستادن «حمدالله محب» مشاور امنیت ملی، در هر دو نشست منطقه ای حضور فعالی داشته و در کنار آن دیدارهای مختلفی نیز بین مشاورین امنیت ملی دو کشورانجام شده است. نماینده کابل در نخستین نشست امینت منطقه ای ضمن تاکید بر ایجاد کارگروه مشترک برای دستیابی به ساز و کارهای منطقه ای برای مقابله با تهدیدات ناشی از تروریسم گفت :«ایران درکنارافغانستان در خط مقابله با تروریسم قرار دارد.» او در مورد دخالتهای مخرب برخی کشورهای  فرامنطقه ای گفت:« تا زمانی که گروه های تروریستی در افغانستان از حمایت مالی و تسلیحاتی خارجی برخور دارند امکان برخورد موثر با آنها وجود ندارد».

در واقع باتوجه به مثلث گروههای ترویستی در سوریه، عراق و افغانستان و نقشی که برخی کشورهای عربی وآمریکا در تقویت این مثلث داشتند، موقعیت ژئوپلیتک ایران نقش مهمی در فروپاشی ضلع های این شبکه تروریسم منطقه ای دارد. در مجموع می توان گفت دومین  نشست منطقه ای تهران میتواند راهکارهای دقیق تری برای ایجاد ثبات در افغانستان ارائه دهد.

"حسن روحانی" عصر شنبه در بدو ورود به تهران در فرودگاه بین المللی مهرآباد گفت: اجلاس مالزی و کوالالامپور یک شیوه نوینی برای اجتماع مسلمان ها و متفکرین اسلامی با حضور شماری از سران کشورهای اسلامی بود و در واقع مبنای این اجلاس همکاری کشورهای اسلامی برای دستیابی به یک توسعه مطلوب در شرایط امروز بود.

رئیس جمهور افزود، حدود 80 کشور، متفکرین و صاحب نظران دعوت شده بودند و حدود 2000 میهمان در این اجلاس حضور داشتند و از سران کشورهای اسلامی هم ایران و ترکیه و قطر و خود مالزی حضور داشتند.

روحانی اظهارداشت، در کنار سخنرانی در اجلاس عمومی، در عصر روز نخست اجلاس یک جلسه بحث نیز در این باره بود که چگونه ما باید در دنیای اسلام به توسعه برسیم.

رئیس جمهور به نشست سران کشورهای مالزی، ایران، ترکیه و قطر در حاشیه این اجلاس اشاره کرد و گفت:  در این نشست تصمیمات بسیار خوبی برای همکاری 4 کشور اتخاذ شد و البته از کشورهای دیگر هم بنا شد برای مساله توسعه به ویژه در زمینه همکاری در فناوری های نو و زمینه های صنعت دعوت شود.

روحانی افزود، علاوه بر این اجلاس، توسعه روابط با کشور دوست مالزی برای ما اهمیت دارد و خوشبختانه از ابتدای دولت یازدهم روابط دو کشور نسبت به قبل گرم تر و صمیمانه تر شده و در دورانی که آقای "ماهاتیر محمد" مسئولیت نخست وزیری را برعهده گرفتند، روابط بسیار نزدیک تر شد.

رئیس جمهور اظهار داشت، در این مدت کوتاه،  4-3 بار با هم گفت و گو و بحث داشتیم و راجع به روابط دوجانبه تصمیمات بسیار خوبی گرفتیم و بنا شد به زودی اجلاس مشترک همکاری های دو کشور تشکیل شود و آقای ماهاتیر محمد علاقمند است در آینده نزدیک از تهران بازدید داشته باشد.

روحانی خاطرنشان کرد، خوشبختانه دو کشور تصمیمات خوبی برای همکاری در زمینه صنعت و مخصوصا در بخشی از زمینه های مهم صنعتی اتخاذ کردند و در زمینه مسائل اقتصادی و مالی- بانکی نیز بحث های خوبی انجام شد.

رئیس جمهور افزود، پیشنهاد ایران در اجلاس کشورهای اسلامی موضوع اقتصاد دیجیتال و بازار مشترک در این زمینه، ایجاد صندوق مشترک برای فناوری های نو و شرکت های دانش بنیان و همچنین مساله رمز ارزها و همکاری در هوش مصنوعی و امنیت سایبری بود که این پیشنهادات هم مورد توجه قرار گرفت و سران موافقت کردند که در این راستا همکاری های عملی طراحی و برنامه ریزی شود.

روحانی گفت: در حاشیه این اجلاس با آقای اردوغان رئیس جمهور ترکیه ملاقات داشتیم و در آن روابط دوجانبه و همچنین مسائل منطقه از جمله سوریه را مورد بحث و بررسی قرار دادیم. با امیر قطر هم دیدار جداگانه ای داشتیم  که در آن درباره همکاری های دو کشور مخصوصا طرح صلح هرمز بحث و گفت و گو کردیم و این طرح مورد استقبال قطر هم قرار گرفته است.

رئیس جمهور با اشاره به اهداف سفر به ژاپن خاطرنشان کرد، امسال نودمین سال روابط سیاسی دو کشور است و  خوشبختانه در طول سال جاری 3 ملاقات بین من و آقای "آبه" نخست وزیر ژاپن انجام گرفته است، یکبار در تهران که ایشان بعد از 41-40 سال که رئیس دولت ژاپن از ایران دیدار نکرده بود به ایران آمدند و دعوت کردند که من به ژاپن بروم.

روحانی اضافه کرد،  تصمیم بر این بود که اگر بتوانیم در همین سال یعنی نودمین سال برقراری روابط سیاسی دو کشور، این سفر را انجام دهیم که خوشبختانه این سفر انجام گرفت. این سفر و دیدارها هم در خصوص مناسبات دوجانبه و روابط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است که بین دو کشور وجود دارد.

رئیس جمهور افزود، شبی که میهمان آقای آبه بودیم به مناسبت شب یلدا یک جلسه ای هم ایرانی ها با عده ای از ژاپنی ها داشتند که ژاپنی ها در این مراسم به یلدا احترام کرده و سفره را با همان میوه هایی که مرسوم است تزیین کرده بودند.

روحانی با بیان اینکه اصولا از لحاظ فرهنگی اشتراکات خوبی بین ایران و ژاپن وجود دارد که از جمله آن در زمینه عید نوروز  و روز طبیعت است، گفت: ریشه های فرهنگی مشترکی در آسیا و در شرق جهان موجود است.

رئیس جمهور اظهار داشت، امروز جلسه ای با نمایندگان شرکت های ژاپنی که در ایران فعالیت می‌کردند و هنوز هم دفترشان در تهران فعال است و روابط اقتصادی را هنوز در شرایط تحریم حفظ کردند، داشتیم؛ اینها شرکت هایی بودند که بین 50 تا 70 سال سابقه کار در ایران دارند  و همه آنها تاکید داشتند به اینکه روابط اقتصادی را ادامه دهند؛ برخی از موارد مشکلاتی داشتند که مورد توجه و بررسی قرار گرفت و در مجموع جلسه مفیدی بود.

روحانی با بیان اینکه در دیدار با آقای آبه به غیر از موضوع روابط دوجانبه دو مساله دیگر نیز مورد بحث قرار گرفت، تصریح کرد، راجع به مساله تحریم برخی از کشورها حساس تر از کشورهای دیگر هستند البته به غیر از یکی دو کشور در دنیا همه مخالف تحریم هستند و همه هم می دانند که این تحریم خلاف مقررات بین المللی است و به جایی نمی رسد و آمریکایی ها ناچارند از این راه غلطی که رفتند برگردند و این موضوع مورد اتفاق همه کشورهاست.

رئیس جمهور ادامه داد، در اصل تحریم چیزی است که به ضرر همه کشورهاست؛ تنها به ضرر ایران نیست؛ در واقع یک تصمیم باخت- باخت است که آمریکا در این زمینه به غلط تصمیم گرفته و محاسبات غلطی داشته است.

روحانی خاطرنشان کرد، ژاپنی ها، اروپایی ها و دیگران در این زمینه فعال هستند که تحریم‌ها را بشکنند و پیشنهادات و راه حل هایی دارند که با هم در این زمینه رایزنی داریم و معتقدیم شکستن تحریم و از بین بردن توطئه آمریکا در تحریم ایران یک کار ضروری، ملی و انقلابی بوده و وظیفه همه ماست که این تحریم را بشکنیم.

رئیس جمهور ادامه داد، بنابراین با همه کشورها در این زمینه رایزنی داریم و این رایزنی‌ها با برخی از کشورهای اروپایی و ژاپن بیشتر است؛ دیشب تقریبا یکساعت و نیم جلسه خصوصی و یک ساعت جلسه عمومی داشتیم و در شام کاری هم بیش از یک ساعت بحث بسیار مفصلی داشتیم؛ در مجموع بیشتر از 3 و نیم تا 4 ساعت با هم مذاکره کردیم.

روحانی با بیان اینکه هم ژاپن  و هم ایران در زمینه شکستن تحریم پیشنهادات جدیدی داشتند افزود، در این زمینه با هم بحث کردیم و بنا شد رایزنی های دو کشور در این زمینه را ادامه دهیم.

روحانی اظهار داشت، موضوع دیگری که برای ژاپنی ها و البته برای همه کشورهای بزرگ آسیا و اروپا هم اهمیت دارد مساله امنیت انرژی و کشتیرانی در منطقه است؛ به هر حال انرژی این کشورها و نیازشان وابسته به این منطقه و امنیت این منطقه است.

رئیس جمهور افزود، مذاکرات خوبی در این زمینه داشتیم؛ ژاپن اولا از طرح ایران یعنی طرح صلح هرمز و طرح امید حمایت می کند و آنجا به صراحت اعلام کردند که ما از این طرح حمایت می کنیم؛ دوم اینکه ژاپن اعلام کرده در برنامه ریزی که آمریکایی ها برای به اصطلاح امنیت منطقه دارند نیز شرکت نخواهد کرد.

روحانی با اشاره به اینکه ژاپن می خواهد یک کشتی تجسسی به منطقه بیاورد که این نه در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز بلکه در منطقه باب المندب و بخشی از دریای عمان است، خاطرنشان کرد، نخست وزیر ژاپن برنامه اش را در این راستا تشریح کرد و توضیح داد؛ البته به ژاپنی ها اعلام کردیم که نظرمان نسبت به امنیت منطقه یک نظر ثابت است؛ معتقدیم امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه تامین شود و بر همین مبنا هم طرح صلح هرمز را ارائه کردیم.

رئیس جمهور ادامه داد: در عین حال می دانیم که امنیت منطقه برای همه کشورهای این منطقه از جمله ژاپن اهمیت دارد؛ بنابراین راجع به کل منطقه مباحث بسیار خوبی داشتیم.

 روحانی خاطرنشان کرد، ژاپنی ها اعلام کردند که قصد دارند در چابهار سرمایه گذاری کنند و آقای آبه اعلام کرد چابهار برایشان بسیار مهم است. مساله ترانزیت جنوب - شمال که از چابهار تا دریای خزر و از آن طرف تا ترکمنستان و از این طرف تا اینچه برون و در آینده آستارا امتداد می یابد، برای آنها بسیار اهمیت دارد.

رئیس جمهور با اشاره به رایزنی های انجام شده درخصوص مسائل منطقه گفت: درباره مساله افغانستان و مشارکت دو کشور برای صلح و بازسازی افغانستان گفت و گوهای خوب و مفیدی داشتیم و همچنین بحث بسیار خوبی درمورد سایر مسائل منطقه از جمله حقوق مردم فلسطین و مسائل مرتبط با سوریه و عراق داشتیم.

روحانی با بیان اینکه در این دیدار وضعیت یمن بطور مفصل تری مورد بحث و گفت و گو قرارگرفت، اظهارداشت، آنها معتقد بودند که در یمن همه باید تلاش کنیم، صلح و ثبات مستقر شده و جنگ پایان یافته و کمک‌های بشردوستانه برای مردم یمن فرستاده شود که در این زمینه قرار شد با یکدیگر رایزنی و همکاری کنیم.

رئیس جمهور در ادامه با اشاره به اینکه با کشور ژاپن به عنوان یک کشور دوست، نود سال است که رابطه سیاسی نزدیک داریم، گفت: ژاپن کشوری بود که در زمان دولت مرحوم مصدق که انگلیسی ها نفت ایران را تحریم کردند، اولین کشوری بود که این تحریم را شکست. بنابراین اینها سابقه تحریم شکنی هم در تاریخ ایران دارند.

رئیس جمهور خاطرنشان کرد، توقع این است که همه کشورهای دوست با روابط نزدیک تری که با ایران برقرار می کنند، بتوانیم هم امنیت منطقه را حفظ کنیم و هم به تعبیر خودشان که برجام بسیار اهمیت دارد برجام را حفظ کنیم و هم بتوانیم برای منافع ملت های منطقه تلاش کنیم.

روحانی سفر مالزی و ژاپن را در مقطع کنونی بسیار حایز اهمیت توصیف کرد و اظهارداشت، توافقات بسیار خوبی با 4 کشور در مالزی و در ژاپن هم با کشور ژاپن و در مجموع با این 5 کشور انجام گرفت.

رئیس جمهور در پایان اظهارامیدواری کرد مردم امشب شب یلدای بسیار خوبی داشته باشند و خانواده ها در کنار هم برای استحکام بیشتر روابط شان تلاش کنند و موفق باشند.

عرفان نظری تنها مقدمه‌ای برای ذی مقدمه‌ای به نام عرفان عملی است؛ از این‌رو در آیات قرآن تعلیم برای تزکیه مطرح است.(بقره، آیات 129 و 151؛ آل عمران، آیه 164؛ جمعه، آیه 2) البته میان عرفان نظری و عملی آمیختگی است؛ چنانکه میان تعلیم و تزکیه این گونه است؛ زیرا هر علمی باید عملی را با خود همراه داشته باشد؛ چنانکه هر عملی دریچه‌ای به سوی علمی دیگر است. خداوند عبادت را برای تقوا قرار داده است(بقره، آیه 21)؛ اما خدا همین تقوا را برای کسب علم قرار داده و فرموده است: وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ؛ و تقوای الهی پیشه کنید تا خدا افزون بر چیزهای دیگر شما را تعلیم دهد.(بقره،آیه 282)

البته تقوای الهی دارای مراتبی است. خدا در قرآن می‌فرماید: بر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند، گناهى در آنچه قبلا خورده‏‌اند نيست در صورتى كه تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند و كارهاى شايسته كنند سپس تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند آنگاه تقوا پيشه كنند و احسان نمايند و خدا نيكوكاران را دوست مى‌دارد.(مائده، آیه ۹۳)

مراتب تقوا

مراتب ایمان و تقوای الهی بر اساس این آیه سه مرتبه است؛ چنانکه نتیجه آن، یقینی است که آن نیز سه گانه علم الیقین، عین الیقین(تکاثر، آیات 5 و 7) و حق الیقین(واقعه، آیه 95) است. بنابراین باید گفت که مراتب مراقبت نیز سه گانه است که شامل موارد زیر است:

1- مراقبت در سطح تقوای عام:  در این مرتبه شخص باید واجبات را انجام داده و محرمات را ترک کند؛

2- مراقبت در سطح تقوای خاص: در این مرتبه از مراقبت شخص باید افزون بر عمل به واجبات به مستحبات نیز عمل کند؛ چنانکه افزون بر ترک محرمات باید از مکروهات هم اجتناب کند؛

3- مراقبت در سطح تقوای اخص: در این مرتبه، شخص افزون بر انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات باید از برخی از مباحات نیز پرهیز کرده و به اقل آن اکتفا کند. در ماه رمضان که دوره کوتاه مدت یک ماهه برای تمرین در این سطح از مراقبت است، انسان از مباحاتی چون شهوت غذایی و جنسی و مانند آن پرهیز می‌کند. البته حرف زدن و پرحرفی نیز از جمله مباحاتی است که انسان باید آن را کاهش دهد و مراقب باشد تا کم گو و گزیده گو باشد.
پس مهمترين مسئله در مرحله مراقبه اين است كه سالك بر انجام واجبات و ترك محرّمات و سپس تقوای خاص و اخص توجه داشته باشد و مراقبت نمايد تا مراتب تقوا از ملكه و مقوّم آن برايش حاصل شود و در پرتو آن، انجام واجبات و مستحبات و ترك محرمات، مکروهات و گناهان برايش به صورت عادت درآيد و اين‌گونه نباشد كه براى ترك هر گناهى نياز به تأمل و تصميم‌گيرى داشته باشد.

بی گمان براى طى سير عرفانى و مراحل سير و سلوك، اين مرتبه از مراقبه یعنی مرتبه تقوای عامل در قالب انجام واجبات و ترك محرّمات، امرى حياتى و ضرورى است. انسان تا زمانى كه به گناه مبتلا است، هر سعى و كوششى در راه عبادت خداوند چندان تأثيرى برايش در پى نخواهد داشت؛ چرا که گناه، اعمال نيك انسان و آثار آن را از بين مى‌برد و انجام عبادت و اعمال صالح به همراه ارتكاب معاصى، استخر و بشکه سوراخى است كه هرچه در آن آب بريزند از آن سوراخ بيرون مى‌ريزد و در نهايت چيزى باقى نمى‌ماند. گناهان و صفات رذيله گوهر ايمان را زائل و اعمال نيك را نابود مى‌كنند. به عنوان نمونه، حسد به عنوان یک صفت زشت اخلاقی چیزی از ایمان به جا نمی‌گذارد و انسان هر چه می‌اندوزد را به آتش می‌دهد. امام باقر و صادق(ع)می فرمایند: اِنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الاْيمانَ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَبَ؛ همانا حسد ايمان را مى خورد و از بين مى‌برد، همان گونه كه آتش هيزم را مى‌خورد و نابود مى‌سازد. (بحار‌الانوار، ج 73، ص 244، باب 131، روايت 2) حضرت پیامبر(ص) می‌فرماید: إِيَّاكُمْ وَ الْحَسَدَ فَإِنَّهُ يَأْكُلُ الْحَسَنَاتِ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَب‏؛ از حسادت بپرهيزيد، زيرا حسد نيكى‌ها را مى خورد، چنانكه آتش، هيزم را مى‌خورد.(جامع الأخبار، شعیری، ص 159.)

گناهان دیگری چون غیبت نیز این گونه مانع در سر راه اعمال عبادی دیگر انسان هستند. پیامبر(ص) می‌فرماید: مَنِ اغْتابَ امْرَأً مُسْلِماً بَطَلَ صَوْمُهُ وَ نَقَضَ وُضُوءُهُ؛ هر كس مسلمانى را غيبت كند روزه‌اش باطل خواهد شد و وضويش از بين خواهد رفت.(همان، ج 75، ص 247، باب 66، روايت 10.) در جایی دیگر آمده است: مَنِ اغْتابَ مُسْلِماً اَوْ مُسْلِمَةً لَمْ يُقْبَلْ لَهُ صَلاتُهُ وَلا صِيامُهُ اَرْبَعينَ يَوْماً وَلَيْلَةً؛ هر كس مرد يا زن مسلمانى را غيبت كند نماز و روزه‌اش تا چهل روز قبول نمى‌شود.(همان، ج 75، ص 258، باب 66، روايت 53.)

البته در مورد غيبت و برخى گناهان ديگر كه اين قبيل تعبيرات درباره آنها وارد شده كه عباداتش قبول نمى‌شود، بايد توجه داشت كه با آن عمل اسقاط تكليف مى‌شود و آن عبادت، نياز به قضا ندارد؛ ولى مورد قبول واقع نمى‌شود و اثر و فايده مطلوب براى انسان نخواهد داشت؛ زیرا در صحت عبادت، اخلاص شرط است و در قبولی آن نه تنها تقوا شرط است، بلکه باید شخص متقی باشد و در زمان انجام عمل و نسبت به اعمال دیگر نیز تقوای الهی داشته باشد. خدا درباره شرط قبولی اعمال بر این نکته توجه می‌دهد که قبولی اعمال به این است که تقوای الهی ملکه و مقوم ذاتی شخص شده باشد: قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ‌اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ؛ گفت: خدا جز از متقین قبول نمی‌کند و نمی‌پذیرد.(مائده، آیه27)

به هر حال، پس از آنکه ملكه تقوا در اين حد حاصل شد نوبت به مرتبه‌اى بالاتر از مراتب مراقبه مى‌رسد. پس سالک اگر مرتبه تقوای عام را گذراند، گام در وادی تقوای خاص می‌گذارد، اگر تاكنون مراقب انجام واجبات و ترك محرّمات بود؛ در اين مرتبه سعى بر اين است كه از ارتكاب «مشتبهات» نيز پرهيز كند؛ پس هم به مستحبات توجه دارد و هم از مکروهات می‌گذرد و هم به سراغ مشتبهات نمی‌رود و در موارد مشکوک سعی می‌کند تا احتیاط کند؛ البته این احتیاط نسبت به مسائل فردی و شخصی است؛ زیرا اجتماع را نمی‌توان با احتیاط مدیریت و اداره کرد؛ بلکه حوزه احتیاط حوزه اعمال شخصی و فردی است نه اجتماعی.

اینکه گفته شد تا شخص از مشتبهات پرهیز کند؛ یعنی از كارهايى اجتناب کند كه انسان يقين به گناه بودن آنها ندارد، ولى شبهه گناه بودن در مورد آنها وجود دارد؛ براى مثال، پيش‌از ارتكاب يك كار دليلى بر گناه بودن آن در دست نداريم، اما اين احتمال مى‌رود كه پس از ارتكاب آن متوجه شويم كارمان درست نبوده است. كسى كه به دنبال جلب رضايت صد‌در‌صد و اطاعت كامل خداوند است تلاش مى‌كند كه از اين‌گونه امور نيز اجتناب ورزد.

پس مرحله دوم از مراقبت آن است که انسان تقوای خاص داشته باشد، تقوای خاص این است که انسان به انجام واجبات و ترك محرّمات، در کنار عمل به مستحبات و اجتناب از مکروهات و مشتبهات‌اشتغال داشته باشد. در این مرحله سالك مقدارى از مستحبات را هم انجام دهد و برخى از مكروهات را نيز ترك كند تا کم کم هر آنچه از مستحبات در توانش است انجام دهد و اگر بتواند همه مکروهات را کنار گذارد؛ چرا که باب مستحبات بسيار وسيع است و اگر انسان تمام شبانه‌روز را هم به انجام مستحبات مشغول باشد باز هم از عهده انجام همه آنها بر نمى‌آيد. با اين حال سالک می‌تواند به مستحباتى كه مزاحمتى با كارهاى واجب ندارد، در عين پرداختن به واجبات، آنها را نيز انجام دهد. براى مثال، خواندن نماز در اول وقت از بزرگترين مستحبات و عملى است كه بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است و غالباً مزاحمتى با تكاليف واجب ندارد. خواندن نماز در اول وقت، زمانى بيش از خواندن آن در وسط يا آخر وقت نياز ندارد. از اين رو، انسان مى‌تواند سعى كند كه نمازهاى واجبش را در اول وقت بخواند تا ضمن انجام واجب، به مستحبى بسيار مهم و پر فايده نيز عمل كرده باشد. نماز اول وقت در برخى روايات بالاترين و برترين اعمال دانسته شده است: سَأَلَ مُعاوِيَةُ بْنُ وَهَب اَباعَبْدِالله(ع) عَنْ اَفْضَلِ ما يَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبادُ اِلى رَبّهِمْ فَقالَ ما اَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ اَفْضَلَ مِنْ هذِهِ الصَّلوهًِْ اَلا تَرى اَنَّ الْعَبْدَ الصّالِحَ عيسَى بْنَ مَرْيَمَ قالَ «وَ اَوْصاني بِالصَّلوهًِْ» وَ سُئِلَ النَّبِي(ص) عَنْ اَفْضلِ الاَعْمالِ قالَ الصَّلوهًًْْ لاَوَّلِ وَقْتِها؛ معاوية بن وهب از امام صادق(ع) در مورد بالاترين چيزى كه بندگان به وسيله آن به پروردگارشان نزديك مى شوند سؤال كرد. امام صادق(ع) فرمود: من پس از معرفت خداوند چيزى را نمى‌شناسم كه بالاتر از همين نماز باشد. آيا نمى‌بينى كه بنده شايسته خداوند، عيسى بن مريم(ع) گفت: «و پروردگارم مرا به نماز سفارش كرده است»، و از پيامبر(ص) در مورد برترين اعمال سؤال شد، آن حضرت فرمود: نماز اول وقت.(بحار‌الانوار، ج 82، ص 225، باب 1، روايت 50.)

از ديگر مستحباتى كه وقت اضافى نمى‌خواهد حضور قلب در نماز است. اين مستحبى است كه اگر رعايت شود، در عين حال كه نياز به هيچ فرصتى علاوه‌بر خود نماز ندارد كيفيت آن را صد چندان مى‌كند. مستحب بسيار مهم و تأثيرگذار ديگر كه آن نيز فرصت اضافه‌اى نمى‌طلبد، رعايت ادب در حضور پدر و مادر است. برخى از بزرگان تا پدر و مادرشان اجازه نمى‌دادند در حضور آنها نمى‌نشستند.

در هر صورت، غير از اين‌گونه مستحبات، مستحباتى هم هستند كه پرداختن به آنها فرصتى جداگانه و اختصاصى مى‌طلبد. بسيار مناسب است كه انسان با مربى و استاد اخلاقى با تجربه و آگاه و مورد اعتماد درباره انتخاب اين‌گونه مستحبات مشورت كند تا از ميان آنها آنچه را كه مناسب حال او است انجام دهد. نوافل يوميه، بخصوص نافله شب، تلاوت قرآن، دعاهاى مختلف صبح و شام و تعقيبات نماز، اذكار مختلف، بويژه تسبيحات اربعه و ذكر شريف «لااله الا الله» و امثال آنها، همه مستحباتى مهمّ و پر فايده هستند، ولى ممكن است به تناسب حال و وضعيت و شرايط افراد، برخى از آنها اولويت و رجحان داشته باشند.

در اين ميان آنچه مهم است و در روايات اسلامى نيز بر آن تأكيد شده اين است كه اگر يك برنامه عبادى را براى خود معيّن كرديم بر آن مداومت داشته باشيم كه در غير اين صورت، آن اثرى را كه مى‌بايد داشته باشد نخواهد داشت. در كتاب شريف «اصول كافى» بابى به همين امر اختصاص يافته و رواياتى درباره آن نقل شده است.

از امام باقر(ع) روایت است که فرمود: قالَ اَحَبُّ الاَعْمالِ اِلَى‌اللهِ عَزَّ وَجَلَّ ما داوَمَ عَلَيْهِ الْعَبْدُ وَ اِنْ قَلَّ؛ محبوب‌ترين اعمال نزد خداى متعال آن عملى است كه بنده بر آن عمل مداومت داشته باشد، گرچه آن عمل كم باشد.(اصول كافى، ج 2، باب استواء العمل والمداومهًْ عليه، روايت 2.)

امام صادق(ع) نیز فرمود: قالَ كانَ عَلَىُّ بْنُ الْحُسَيْن(ع) يَقُولُ اِنّي لاَحِبُّ اَنْ اُداوِمَ عَلَى الْعَمَلِ وَ اِنْ قَلَّ؛ امام سجّاد(ع) مى فرمود: هر آينه من دوست مى دارم كه بر عمل مداومت داشته باشم، گرچه (آن عمل) كم باشد.(همان، روایت 4)
آن حضرت (ع) می‌فرماید اِذا كانَ الرَّجُلُ عَلى عَمَل فَلْيَدُمْ عَلَيْهِ سَنَهًْ ثُمَّ يَتَحَوَّلُ عَنْهُ اِنْ‌شاءَ اِلى غَيْرِهِ...؛ هنگامى كه آدمى به انجام عملى مبادرت مى ورزد پس بايد يك سال بر آن مداومت ورزد و آنگاه اگر خواست آن را رها كند و به سراغ عملى ديگر برود.(همان، روایت 1)

انسان باید در سلوک، صبور و بلکه حلیم باشد و عزم و همت عالی داشته باشد تا عادتی جایگزین عادتی شود و امری نیک به شکل ملکه و بلکه مقوم ذات او در آید. پس همان طوری که در برنامه‌های اسلامی از سبک به سنگین، از آسان به سخت انتقال می‌یابد، انسان باید از تقوای عام به تقوای خاص و سپس تقوای اخص برود تا این گونه حق تقوا را به تمام و کمال ادا کند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ؛‌ای کسانی که ایمان آورده اید، آن گونه که حق تقوای الهی است آن را در حد نهایی آن پیشه کنید.(آل عمران، آیه 102) نشانه ملكه شدن هم اين است كه اگر روزی به حسب اتفاق آن عمل از او فوت گردد، ناراحت شود.

انسان اگر این شیوه را تا آخر آن ادامه دهد و صبوری کند، در نهایت به جایی می‌رسد که صفات الهی مقوم ذاتی او می‌شود و در این حالت که حق تقاته و مرتبه سوم تقوای الهی یعنی تقوای اخص است، انسان در مقام اکرام چنان خواهد شد که مظهر اکرم الاکرمین می‌شود و نه تنها به تعلیم می‌پردازد بلکه در مظهریت ربوبیت به تزکیه تصرفی می‌پردازد؛ چنانکه در حدیث قدسی آمده است:  يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا غَنيٌّ لاَ أَفْتَقِرُ أَطِعْني فيما أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ غَنِيّاً لاتَفْتَقِرُ، يَا ابْنَ‌آدَمَ أَنَا حَىٌّ لاأَمُوتُ أَطِعْني فيما أَمَرْتُكَ أَجْعَلُكَ حَيّاً لا تَمُوتُ؛ يَا ابْنَ‌آدَمَ أَنا أَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْني فيما أَمَرْتُكَ أَجْعَلُكَ تَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ؛ اى فرزند آدم! من بى‌نيازى هستم كه نيازمند نمى‌شوم؛ مرا در آنچه بدان امر كرده‌ام اطاعت كن تا تو را چنان بى‌نياز كنم كه نيازمند نشوى. اى فرزند آدم! من زنده‌اى هستم كه نمى‌ميرم، مرا در آنچه امر كرده‌ام اطاعت كن تا تو را زنده‌اى قرار دهم كه فنا نشوى. اى‌فرزند آدم! من چون چيزى را بخواهم، به آن مى‌گويم: باش! پس موجود مى‌شود؛ مرا در آنچه امر كرده‌ام اطاعت كن تا تو را چنين سازم كه هرچه را بخواهى، بگويى: باش! پس موجود شود.(عدهًْ الداعى، ص 291.)

حالات مراقبه

البته برخی از علماء اخلاق و عرفان عملی برای «مراقبه» سه حالت بیان کرده‌اند که شامل موارد زیر است:

1- حالت حضور: شخص چون خدا را حاضر و ناظر در همه جا مى‌بيند، كمتر به دام هواى نفس مى افتد. پس اول حالتی که به سالک دست می‌دهد آن است که بواسطه معرفت و یقین بر اینکه خداوند مطلع بر ضمیر بنده است، این حال پیش مى‌آید که فکر بد و شیطانى به قلب او راه پیدا نمى‌کند و چون خدا را حاضر و ناظر در همه جا مى‌بیند کمتر به دام هواى نفس مى‌افتد. از این رو در تعریف مراقبت برخی گفته شده: «المُراقَبَهُ اِستِدامَهُ علمِ العَبدِ باطّلاع الرّبِ فى جمیع اَحْوالِه؛ مراقبت به معنای استمرار و دوام علم بنده است به اینکه پروردگار از تمام احوال بنده مطلع است.» به تعبیر قرآن، خدا را عالم به آشکار و نهان و بلکه خفیات و اخفی دانسته و او را از خود به خود نزدیک‌تر می‌داند.(انفال، آیه 24)

حاصل آنکه حال اول مراقبت، آن است که حسن بن على دامغانى گفته است: «علیکم بحفظ السرائر فانّه مطّلعٌ على الضمائر»؛ بر شما است حفظ پنهانی‌ها؛ زیرا خدا آگاه بر ضمائر و مکنونات است.

2- حالت انقطاع الی الله: كائنات را فراموش می‌کند و چنان از خود مراقبت می‌کند كه جز خدا هيچ چيز در ذهن و فكر او نیست؛ در این حالت سالک مراقب آن است که کائنات را فراموش کند، به طورى که وجود و عدم دنیا براى او یکسان باشد و چنان مراقب باشد که جز خداهیچ چیز در ذهن و فکر او نباشد. خداوند می‌فرماید: فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ؛ پس از هر چیزی به سوی خدا بگریزید.(ذاریات، آیه50)

3- حالت عزت ولایی: از خدا مى خواهند كه متولى امر آنها باشد. بی‌گمان حال سوم، حال بزرگان اهل مراقبت است که از خدا مى خواهند که آنها را در حال مراقبت رعایت فرماید، یعنى خداوند متولى امر آنها باشد و به فضل خویش آنها را مصداق «وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ؛ و او صالحان را سرپرستى مى‌کند»(اعراف، آیه 196) فرماید سالک باید در این مقام طورى باشد که خود از میان برخیزد و بین او و خداهیچ حجابى باقى نماند. به یکى از عرفا گفتند: شما مى گوئى حجاب سه است: نفس و خلق و دنیا. گفت: این سه، حجاب عام است، حجاب خاص، سه است: دید طاعت و دید ثواب و دید کرامت، مقصود این است که در این مقام در بی‌خودى باید به مقامى برسد که خود به مراقبت خود واقف نباشد و به تعبیر دیگر عمل خود را نبیند و نظر به ثواب و کرامت نکند، که دیدن، علت غرور و علّت انحطاط است.(نگاه کنید: گردآوری از کتاب: اخلاق اسلامى در نهج‌البلاغه، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: اكبر خادم الذاكرين‏، نسل جوان‏، قم‏، 1385 شمسی، چاپ: اول‏، ج 2، ص 294.)

روایاتی که درباره دفن حضرت آدم(علیه السلام) در نجف اشرف رسیده اگر چه تفاوتی در نقل آن وجود دارد، اما بیشتر آنها در این مسئله که حضرت آدم(علیه السلام) در نجف دفن شده است اتفاق نظر دارند، این مسئله در زیاراتی که از اهل بیت(علیه السلام) در کیفیت زیارت امیرمؤمنان علی( علیه السلام ) در نجف وارد شده نیز آمده است.[1]

البته روایت غیر مشهوری نیز در برخی منابع وجود دارد که حضرت آدم(علیه السلام) در مکه دفن شده و انتقال به نجف داده نشده است؛ که راه جمع این روایات این است که حضرت آدم(علیه السلام) ابتدا در مکه دفن شدند و سپس توسط حضرت نوح( علیه السلام ) جسدشان به نجف برده شد که برخی از این روایات را بیان می‌کنیم:

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «خدای متعال به نوح(علیه السلام) در حالى که او در کشتى قرار داشت وحى کرد که یک هفته پیرامون کعبه طواف کند و او چنین کرد، سپس وارد آب شد در حالى که آب تا زانوهایش را فرا گرفته بود، آن‌گاه تابوتى را از آب بیرون آورد که در آن استخوان‌هاى آدم(علیه السلام) بود و تابوت را به داخل کشتى منتقل ساخت و بارها به دور کعبه طواف نمود، آن‌گاه به باب کوفه و وسط مسجد آن رسید و گروهی که با نوح در کشتى بودند پراکنده شدند، سپس تابوت را در محلّى به نام "غَرى" دفن نمود».[2]

روایت شده است: «جنازه حضرت آدم در کوه ابو قبیس که در مکّه است مدفون شد آن‌گاه حضرت نوح(علیه السلام) بعد از طوفان استخوان‌هاى آدم(علیه السلام) را در تابوتى ریخته آن تابوت را در پشت کوفه دفن کرد، قبر آدم و نوح(علیه السلام) در "غرى" (یعنى نجف اشرف) است و تابوت امیر المؤمنین على( علیه السلام ) بالاى تابوت آنها در یک مکان قرار دارد».[3]

امام باقر(علیه السلام) فرمود: «ما بین رکن و مقام، انباشته از قبور پیامبران الهى است و قبر آدم(علیه السلام) نیز در همان محل است».‏[4]

سید بن طاوس درباره قبر حضرت حوا(علیه السلام) در جدّه روایت کرده است:

«در صُحُف ادریس(علیه السلام) آمده که آدم(علیه السلام) 10 روز به مرض تب بیمار بود و وفات او در روز جمعه یازدهم محرّم اتّفاق افتاد و او را در غارى در کوه ابو قبیس دفن‏ کرده و او را رو به قبله قرار دادند و عمر او از زمان ایجاد تا هنگام وفات نهصد و سى سال بود و حوّا(علیه السلام) فقط یک سال بعد از او زنده بود، سپس پانزده روز بیمارى کشید و آن‌گاه وفات یافت و او را در کنار آدم دفن کردند».[5]

 

*******************

[1]. ر.ک: «قبر حضرت آدم و نوح در نجف»، سؤال 8427.

[2]. جزائری، نعمت الله، النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین، ص 59، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، 1404ق؛ جزائری، نعمت الله، قصص الأنبیاء، ترجمه: مشایخ، فاطمه، ص 97، انتشارات فرحان، تهران، چاپ اول، 1381ش.

[3]. مسعودی، علی بن حسین، إثبات الوصیة للإمام علی بن أبی طالب، ص 23، انتشارات انصاریان، قم، چاپ سوم، 1384ش؛ مسعودى، على بن حسین، ترجمه إثبات الوصیة، ص 20، مترجم: نجفى، محمد جواد، اسلامیه، تهران، 1362ش.

[4]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 4، ص 214، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.

[5]. ابن طاوس، علی بن موسی، سعد السعود للنفوس منضود، ص 37، دار الذخائر، قم، چاپ اول، بی‌تا.

شنبه, 30 آذر 1398 12:15

برای مرگ خود دعا نکیند

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

اَخبَرَنَا ابنُ مَخلَدٍ قالَ: اَخبَرَنا اَبو عُمَرَ قالَ: حَدَّثَنَا الحارِثُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ اَبی اُسامَةَ التَّمیمیُّ قالَ: حَدَّثَنَا الوَاقِدِیُّ مُحَمَّدُ بنُ عُمَرَ قالَ: حَدَّثَنا عَبدُ اللّهِ بنُ جَعفَرٍ الزُّهریُّ، عَن یَزیدَ بنِ الهادِ، عَن هِندٍ بِنتِ الحَارِثِ الفِراسیَّةِ، عَن اُمِّ الفَضلِ قالَت: دَخَلَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) عَلى‌ رَجُلٍ‌ یَعودُهُ‌ وَ هُوَ شاکٍ فَتَمَنَّى المَوتَ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ): لا تَتَمَنَّ المَوتَ فَاِنَّکَ اِن تَکُ مُحسِناً تَزدَد اِحساناً اِلى اِحسانِکَ وَ اِن تَکُ مُسیئاً فَتُؤَخَّرُ تُستَعتَبُ فَلا تَمَنَّوُا المَوت.(۱)
 
عن اُم الفَضل، قالت: دَخَلَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) عَلى‌ رَجُلٍ‌ یَعودُهُ‌ وَ هُوَ شاکٍ فَتَمَنَّى المَوتَ
پیغمبر به عنوان عیادت رفتند سراغ یکی از مسلمانها که مریض بود و شکایت داشت؛ لابد دردی، مشکلی، چیزی داشته. به پیغمبر گفت: «آقا! دلم میخواهد زودتر مرگم فرا برسد».

فَقالَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ): لا تَتَمَنَّ المَوتَ فَاِنَّکَ اِن تَکُ مُحسِناً تَزدَد اِحساناً اِلى اِحسانِک
 [پیغمبر فرمود:] آرزوی مرگ نکنید، دعا برای مرگِ خودتان نکنید؛ اگر شما آدمِ خوبی هستید، وقتی [شما] ان‌شاءالله چند سال دیگر و جوانهایتان ان‌شاءاﷲ شصت هفتاد سالِ دیگر زنده ماندید، طبعاً بر احسانِ خودتان خواهید افزود، کفه‌ی حسنات خودتان را سنگین خواهید کرد. اگر این زندگیِ طولانی زحماتی دارد، مشکلاتی دارد، خطراتی دارد، این حُسن را هم دارد که اگر انسان اهل احسان باشد، اهل تقوا باشد، کفه‌ی حسنات خودش را روز‌به‌روز افزایش میدهد.

وَ اِن تَکُ مُسیئاً فَتُؤَخَّرُ تُستَعتَبُ فَلا تَمَنَّوُا المَوت
آمدیم و شما گناهکاری و مسلِم نیستی؛ اجلِ تو را عقب می‌اندازند تا تو عذرخواهی کنی. تُستَعتَب، یعنی همین که در دعاها هست: لَکَ العُتبیٰ؛(۲) عذرخواهی کردن، معذرت‌خواهی کردن. عمرت به  تأخیر می‌افتد و این فرصت وجود دارد که انسان عذرخواهی کند. پس بنابراین، فرصتِ حیات فرصتِ خوبی است؛ مرگ را آرزو نکنید!
 
 
۱) امالی طوسی، مجلس سیزدهم، ص ۳۸۵؛ «امّ فضل میگوید: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به نزد مردی رفت تا از او عیادت کند؛ او از بیماری شکایت داشت و آرزوی مرگ میکرد. رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به او فرمود: آرزوی مرگ نکن؛ زیرا اگر نیکوکار باشی، [با زنده بودن] نیکی‌ای به نیکی‌هایت افزوده میشود و اگر گناهکار باشی فرصت می‌یابی از گناهانت عذرخواهی کنی؛ پس آرزوی مرگ نکنید.
۲) من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۹۱

عفو به معنای گذشت از گناه و خطا، نگرفتن حق و حقوق خود، تسامح، مدارا، اغماض و صفح نسبت به دیگری، یکی از مصادیق فضیلت اخلاقی احسان است. در آموزه‌های اسلام بسیار بر عفو تأکید شده و زندگی اجتماعی و سبک زندگی قرآنی و اسلامی بر محور مدارا بنا شده است. نویسنده در این مطلب برخی از ابعاد این فضیلت اخلاقی را بر اساس آموزه‌های اسلامی تبیین کرده است.
 مفهوم عفو

عفو واژه عربی و به معنای زمین رها و مغفولی است که هیچ گامی بر آن نهاده نشده و هیچ آثاری در آن نیست. همچنین به معنای آب بیش از نیازی است که بدون سختی و زحمت به دست می‌آید. این واژه سپس به معنای رها کردن حق و حقوق و نیز گذشت و بخشش از خطا و گناه دیگری به کار رفته است.

عفو یکی از اسمای حسنای الهی به معنای محو آثار گناه و بخشش بسیار است. خداوند در قرآن فرموده است: ان الله لعفو غفور؛ به راستی که خداوند بخششگر و آمرزنده است. (نساء، آیه99)
عفو در اصطلاح قرآنی، به معنای 1- گذشت از گناه و خودداری از مجازات بر آن؛ 2- باقیمانده مال از نفقه و خرجی که بخشیدن آن سبب تنگدستی صاحبش نگردد، آمده است. (لسان‌العرب، ج9، ص294 و 296، «عفا»)

این مفهوم پیش گفته، در آموزه‌های قرآنی و روایی با واژگان دیگری چون صفح به معنای گذشت (حجر، آیه85) و جملاتی که این مفهوم را می‌رساند مانند آیه 126 سوره نحل و آیه 96 سوره مؤمنون و آیه 34 سوره فصلت مطرح شده است.

عفو در اخلاق و احکام اسلامی

یکی از فضایل اخلاقی، عفو و گذشت انسان از حقوق خود است؛ زیرا عفو از مصادیق احسان است و در اخلاق بر احسان به دیگری تأکید بسیار شده و آموزه‌های قرآنی و روایی بر این خصوصیت و فضیلت تشویق و ترغیب کرده است.

به عنوان نمونه، خداوند در آیاتی از جمله آیه 34 سوره فصلت، برتری عفو و گذشت، نسبت به مقابله با بدیها و برخورد کریمانه و اغماض از آزار و اذیت دیگران را مورد تأکید قرار می‌دهد. حتی در آیه 60 سوره حج به مسلمانان مورد ستم واقع شده از سوی مشرکان، در مورد عفو و گذشت از آنها توصیه می‌کند تا برتری عفو را نسبت به مجازات و عقوبت مورد تأکید قرار دهد. به سخن دیگر، اگر انسان بخواهد دیگران را به اسلام دعوت کند باید مشکلات و مصیبت‌هایی را که از سوی دیگران می‌رسد تحمل کند و با صبر و حلم و شکیبایی و بردباری اجازه دهد تا دیگران با روحیه احسانی و اخلاق کریمانه آشنا شوند.

با نگاهی به آموزه‌های قرآنی معلوم می‌شود که عفو و گذشت، بیش از به مقابله به مثل مورد پسند خداوند است. (نحل، آیه126) و حتی پیامبر(ص) مأمور به عفو در قبال بدی‌های مشرکان است. (مؤمنون، آیه96)

از نظر قرآن به طور کلی عفو و گذشت انسان از حق خویش، امری ارزشمند و حتی مستحب است (بقره، آیه237؛ نحل، آیه 126) و این ارزشمندی و استحباب بویژه در شرایطی چون قدرت بر انتقام و عقوبت (بقره، آیه178) و ناتوانی طرف مقابل خصوصاً در امور مالی (بقره، آیه 280) و تخلفات جنگی (آل‌عمران، آیه152)، اختلافات خانوادگی (نساء، آیه128) و مانند آنها ارزش بیشتری می‌یابد. گاه انسان به سبب ناتوانی، از انتقام و مجازات دست برمی‌دارد و آن را ترک می‌کند درحالی که اگر قدرت می‌داشت بدون اغماض، مجازات و عقوبت را انجام می‌داد. پس اگر در این موارد عفو می‌کند از سر ناچاری است که ارزش کمتری دارد هر چند که بی‌ارزش نیست بلکه حتی مستحب است تا به این رویه خو گرفته و عادت به عفو کند.

آثار و کارکردهای گذشت

در آیات و روایات برای عفو و گذشت کارکردها، آثار و برکاتی بیان شده که به برخی از آنها در اینجا اشاره می‌شود.

1- مقام صابران: کسی که از حق و حقوق خود می‌گذرد و از گناه و خطا و بدهکاری و اشتباهات دیگران چشم می‌پوشد، به مقام صابران می‌رسد و از مواهب و آثار آن بهره‌مند می‌شود. (نحل، آیه126)
2- مقام محسنان: اهل عفو و گذشت، به مقام نیکوکاران و محسنان دست یافته و از آثار این مقام در دنیا و آخرت بهره‌مند خواهد شد. (آل‌عمران، آیه134؛ مائده، آیه 13؛ نساء، آیه 128).

3.  تخفیف احکام: عفو الهی نسبت به مردم موجب کاهش شدت احکام و آسانی در آن شده است. به این معنا که اگر خداوند نسبت به مردم گذشت و عفو نداشت احکامی که بر آنان تکلیف می‌شد بسیار سخت‌تر و شدیدتر بود؛‌ ولی خداوند نسبت به آدمی از نام عفو ظهور کرد و همین امر موجب شد تا احکام تخفیف یابد. (بقره، آیه 187؛ نساء، آیات 43 و 97 تا 99) خداوند در آیه 101 سوره مائده در تعلیل بیان نکردن و مکلف نساختن مردم به پاره‌ای از احکام،‌ تشریح می‌کند که این  امر پرتوی از عفو خداوند متعال نسبت به انسان‌ها بوده است.

4. مقام متقین: یکی از آثار عفو و گذشت و نادیده گرفتن و رها کردن حق و حقوق خود و احسان به دیگری، ورود به جرگه پرهیزگاران است‌(آل عمران، آیات 133 و 134؛ نساء آیه 128؛‌ بقره، آیه 237) زیرا چنین رفتاری از هر کسی به معنای مراقبت نسبت به کارهایی است که باید انجام دهد و کارهایی که باید ترک کند. این گونه است که همواره مراقب است تا اعمالی را انجام دهد که مورد رضایت خداوند است. اصولا هدف اصلی عبادت که هدف و فلسفه آفرینش انسان و جن است (ذاریات، آیه 56) رسیدن به مقام متقیان است. (بقره، آیه 21) خداوند در آیه 237 سوره بقره بیان می‌کند چشم‌پوشی از حقوق خویش، راهی نزدیک‌تر به تقوا و کسب آن است. پس انسان اگر بخواهد میانبر برود و به آسانی به آخرین هدف و غایت عبادت یعنی تقوا و مقام متقین برسد باید از راه عفو و گذشت بهره گیرد.

5. کفاره گناه: اگر انسان بخواهد کفاره گناهان خود را بدهد و گناهان وی پوشیده و نادیده گرفته شود، باید خود اهل عفو و گذشت باشد. اگر انسان در شرایط سختی چون قصاص از حق خویش بگذرد و از جان قاتل در گذرد، چنین عفو و گذشتی ارزشمندتر است و کفاره گناهان خود عفو‌‌کننده می‌شود. (مائده، آیه 45) البته این برداشت از جمله «فمن تصدق به» است که به معنای کسی است که قصاص را عفو کند. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 432) پس عفو از قصاص را به سبب گناهان دیگرش مواخذه نمی‌کند و از وی درمی‌گذرد؛ این بر اساس همان قاعده «ارحم ترحم؛ رحم کن تا رحم شوی» است.

6. خیر و برکت: عفو دیگران و گذشتن از حق خویش، موجب برکت و خیر در زندگی عفو‌کننده می‌شود. خداوند در آیه 128 سوره نساء عفو و گذشت در اختلافات خانوادگی را موجب خیر و برکت دانسته است. البته از نظر قرآن گاهی انسان به فرجام خیر، در مسئله گذشت از وامداران تنگدست، خود مهم‌ترین برانگیزنده آدمی برای انجام دادن آن اعمال است؛ به این معنا که کسی که بداند با عفو از ناتوان در پرداخت وام می‌تواند به خیر بسیار دست یابد و بهره مضاعف برد  به طور طبیعی از خیر خویش می‌گذرد تا به خیر الهی و برکت آن برسد. (بقره، آیه 280) به سخن دیگر، یکی از روش‌های تشویق دیگران به عفو و گذشت از حق و حقوق خود، آگاهی‌بخشی نسبت به آثار و برکات این عمل احسانی و خداپسندانه است.

7. تحیت الهی: تحمل و گذشت در برابر برخوردهای جاهلانه، موجب دریافت تحیت و سلام، در بهشت است. (نگاه کنید: فرقان، آیات 63 و 73)

8. دفع بدی: عفو و گذشت از گفتار و کردار زشت عمدی دیگران، موجب ادب شدن آنان و اجتناب آنان از بدی می‌شود. در حقیقت یک راه آموزشی و تربیتی در  ایجاد جامعه سالم و اخلاقی و پرهیز دادن دیگران از بدی و زشت‌کاری، ترک مقابله به مثل و رها کردن حق و حقوق خود و نادیده گرفتن آن است؛ زیرا وقتی مقابله به مثل می‌شود ممکن است دیگری همین رویه را به عنوان اصل رفتار در جامعه و اجتماع تلقی کرده و رفتار زشت خود را ادامه دهد، اما با عفو و گذشت طرف را شرمنده خود می‌سازد و این امکان فراهم می‌شود که او به زشت‌کاری و بدی خود ادامه ندهد و بدین ترتیب بدی از فرد و جامعه دور می‌شود و سلامت اخلاقی و هنجاری در جامعه تقویت شده و گسترش می‌یابد. (نحل،  آیه 126) از امام سجاد(ع) روایت شده است: اما حق کسی که از جانب او با سخن یا عمل به تو بدی رسیده این است که اگر بدی او عمدی باشد گذشت از او برای تو بهتر است، زیرا این گذشت موجب منصرف شدن آن شخص از بدی کردن و ادب شدن او است. (بحارالانوار، ج 71، ص 20، ح 2)

9. دوستی: عفو و گذشت در برابر بدی‌ها، بستری برای ایجاد دوستی‌ها و پیوندهای محکم  اجتماعی می‌شود و دل‌های انسان‌‌ها را به هم نزدیک می‌کند. (فصلت، آیه 34)

10. رحمت الهی: عفو و گذشت کریمانه، از موجبات جلب رحمت خداوندی است که در آیه 22 سوره نور به آن توجه داده شده است. بر اساس آیه 14 سوره تغابن عفو و چشم‌پوشی از دشمنی‌های فرزندان و همسران، زمینه جلب رحمت الهی خواهد شد.

11. گذشت و عفو الهی: نیکی به مردم، در آشکار و نهان و گذشت از بدی‌های آنها در پی دارنده عفو الهی است. (نساء، آیه 149) پس اگر می‌خواهیم از سوی خداوند مورد بخشش و عفو قرار گیریم با مردمان نیز این گونه باشیم و به قول معروف چیزی را که برای خود می‌پسندی برای دیگران بپسند و چیزی را که نمی‌پسندی برای دیگران هم مپسند.

12. محبت الهی: براساس آیه 134 سوره آل‌عمران و 13 سوره مائده عفو و گذشت از لغزش‌های مردم، از عوامل جلب محبت الهی است.

13. مانع مصیبت: عفو خدا از بسیاری از گناهان و خطاهای انسان‌ها، مانع بروز مصیبت‌های بیشتر بر آنان است. (شوری، آیه 30) در حقیقت اگر از دیگری در گذشتی با این کار مصیبت را از خود و دیگران دفع کردی و اجازه ندادی که خود و دیگران به مصیبتی گرفتار شوند. پس برای دفع مصیبت‌‌ها باید عفو کرد.

14. آمرزش الهی: کسی که عفو و گذشت داشته باشد و کریمانه از خطاهای دیگران در گذرد، با چنین عملی زمینه‌ساز جلب غفران الهی به سوی خود و جامعه‌اش می‌شود. (نور، آیه 22؛ تغابن، آیه 14)

15. بهشت: ورود به بهشت جاویدان، پاداش عفو و گذشت از مردم است. (آل عمران، آیات 134 و 136؛ فرقان، آیات 63 و 75 و 76)

16. پاداش مضاعف: مؤمنان اهل کتاب، دریافت‌کننده دو اجر و پاداش؛ یکی برای تحمل در برابر کفار و دیگری عفو و گذشت از آزار آنان هستند. (قصص، آیات 54 و 52) البته بر اساس آنچه  گذشت هرکسی نسبت به دیگران عفو داشته باشد و از حق و حقوق خود بگذرد با خیر و برکت مواجه می‌شود که مصداقی از آن نیز پاداش مضاعف و دو چندان مادی و معنوی است.

17. پاداش ویژه الهی: عفو و اغماض از خطای دیگران و اصلاح بدی آنان با نیکی و گذشت، موجب پاداش ویژه خداوند است که در آیه 40 سوره شوری به آن اشاره شده است.

18. همبستگی اجتماعی: از آثار عفو و گذشت، ایجاد همبستگی اجتماعی است. از این رو، در آیه 40 سوره شوری مردم تشویق به عفو و گذشت در جهت تحکیم همبستگی اجتماعی می‌شوند. در حقیقت این عفو در راستای همبستگی اجتماعی است، نه حمایت از ستمگران و متجاوزان.

19. شفاعت: بهره‌مندی از شفاعت الهی از آثار عفو است. علی(ع) می‌فرماید: اقبل من متنصل عذره فتنالک الشفاعه؛ اگر کسی از تو معذرت خواست تو عذر او را بپذیر تا شفاعت شفیعان (فردا) نصیبت شود. (مواعض صدوق، ص 76)

20. یاری الهی: کسی که اهل عفو و گذشت باشد منصور به نصرت الهی خواهد بود. امام‌رضا(ع) می‌فرماید: ما التقت فئتان قط الا نصرالله اعظمهما عفوا؛ هرگاه دو گروه با هم محاربه کنند خداوند گروهی را نصرت می‌دهد که عفو و گذشت آن بیشتر باشد. (امالی شیخ مفید آستان قدس، ص 231)

21. بهره‌مندی از مکارم اخلاقی: در اسلام بر مکارم اخلاقی تاکید شده است. برخی مصادیق عفو، نشان دهنده مکارم اخلاقی است. امام‌صادق(ع) می‌فرماید: ثلاث من مکارم الدنیا و الاخره: تعفو عمن ظلمک و تصل من قطعک و تحلم اذا جهل علیک؛ سه خصلت از نشانه‌های شرافت دنیا و آخرت است: از کسی که به تو ظلم کرده گذشت کنی، با کسی که با تو قطع رابطه کرده رابطه برقرار کنی و در برابر آدم نادانی که به تو بی‌حرمتی کرده خویشتن‌داری نمایی. (اصول کافی، ج 3، ص167)

22. طول عمر: یکی از راه‌های طول عمر با برکت انسان، عفو و گذشت از حق و حقوق خود نسبت به دیگران است. پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: من کثر عفوه مد فی عمره؛ کسی که زیاد اهل گذشت باشد عمرش طولانی خواهد بود. (بحار، ج 75، ص 359)

23. عزتمندی: انسان اگر بخواهد از عزت الهی برخوردار شود باید اهل عفو و گذشت باشد. پیامبر(ص) می‌فرماید: اعز العباد علی الله الذی اذا قدر عفی؛ عزیزترین بندگان در نزد خدا آن کسی است که وقتی به قدرت رسید عفو و گذشت داشته باشد. (جامع‌السعادات، ج 1، ص 303)

همچنین پیامبر(ص) می‌فرماید: بر شما باد؛ عفو و اغماض زیرا عفو و گذشت بر عزت و سرافرازی بنده می‌افزاید، شما گذشت داشته باشید خداوند شما را عزیز و سرافراز می‌کند. (اصول کافی، ج 3، ص 167)

24. سروری: امام‌جعفرصادق(ع) می‌فرماید: ثلاث من کن فیه کان سیدا: کظم الغیظ و العفو عن المسیء و الصله بالنفس و المال؛ سه خصلت در هر کس باشد نشانه سروری و آقایی او است: فرو بردن خشم خود در وقت غضب، عفو و اغماض از خطای دیگران و صله ارحام با جان و مال (تحف‌العقول، ص 330)

25. پاداش غیر قابل حساب: درباره ارزش عفو امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: شیئان لایوزن ثوابهما: العفو و العدل؛ دو چیز است که (عظمت) ثواب آنها قابل ارزیابی نیست: یکی عفو و اغماض و دیگری عدل و انصاف. (فهرست غرر، ص 252)

26. نشانه‌ای از سیره اهل‌بیت(ع): هر کسی دوست دارد که خود را همانند اهل بیت(ع) کند، باید اهل عفو و گذشت باشد.
پیامبر(ص) می‌فرماید: مروتنا اهل البیت العفو عمن ظلمنا و اعطاء من حرمنا؛ فتوت و بزرگ‌منشی ما خاندان رسالت، عفو و اغماض از کسی است که به ما ظلم کرده و بذل و عطا است به کسی که ما را محروم ساخته. (تحف‌العقول، ص 37)

آثار عدم گذشت

همان‌طوری که گذشت در قرآن بارها بر عفو و گذشت حتی از دشمنان ترغیب شده است. به ویژه در شرایطی که قصد و نیت از آن کسی رضایت الهی و گسترش اسلام و جنبه‌های اخلاقی اسلام است. در اینجا به برخی از آثار و ابعاد عدم گذشت اشاره می شود تا معلوم شود که تا چه اندازه عفو و گذشت برای شخص و جامعه مفید و سازنده است.

1- پشیمانی: انسان باید اهل گذشت و عفو باشد و بداند که در عفو و گذشت لذتی است که در انتقام نیست. امام محمدباقر(ع) می‌فرماید: پشیمانی ازعفو و گذشت بهتر از پشیمانی از عقوبت و انتقام است و جبرانش آسان‌تر است. (اصول کافی، ج 3، ص 168)

2- زشت‌ترین عیب: عدم عفو و گذشت ازنظر اسلام بدترین عیبی است که در انسان وجود دارد. امام علی(ع) می‌فرماید: زشت‌ترین عیب‌ها کم گذشت‌بودن و بزرگ‌ترین گناهان عجله در انتقام گرفتن است. (فهرست غرر، ص 253)

3- بدترین افراد: امام حسن عسکری(ع) می‌فرماید: بهترین دوستان تو آن کسی است که خطایت را فراموش کند و (تنها) خوبی‌هایت را به یاد داشته باشد. (بحار، ج 78، ص 379) پس باید گفت بدترین برادر خونی و دینی کسی است که اهل گذشت و عفو نباشد.

4- نومیدی:‌ انسان دوست دارد همه کس نسبت به او احسان و خیر کند و خوبی‌ها برای او باشد، براساس قاعده طلایی هرچه برای خود می‌پسندی برای دیگران بپسند. انسان باید اگر خواهان عفو و گذشت الهی است، دیگران را عفو کند و اهل خطا و گناه را نومید نسازد. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: عجبت لمن یرجو فضل من فوقه کیف یحرم من دونه؟! تعجب می‌کنم از کسی که به فضل و عنایت مافوق خود (پروردگار) امید دارد چگونه مادون خود را ناامید می‌کند (و از لغزش او نمی‌گذرد)؟‌ (فهرست غرر، ص 309)

5- ناگواری در زندگی: علی(ع) می‌فرماید: کسی که تغافل نکند و از بسیاری از امور چشم‌پوشی ننماید زندگی ناگواری خواهد داشت. (فهرست غرر، ص 297)

6- زشت‌ترین کار:‌ امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: ما اقبح العقوبه مع الاعتذار؛ چقدر زشت و ناروا است که انسان، گنهکاری را که از او پوزش می‌طلبد، عقوبت کند. (فهرست غرر، ص 241)

7- نشانه فرومایگی: امیر‌المؤمنین(ع) می‌فرماید: معاجله الانتقام من شیم اللئام؛ عجله در انتقام گرفتن، روش مردان فرومایه است. (فهرست غرر، ص 396)

8- بدترین مردمان: پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: بدترین مردم کسی است که خطای دیگران را نمی‌بخشد و از لغزش آنها نمی‌گذرد. (بحار، ج 77، ص 66)

آداب عذرخواهی و عذرپذیری

چنان‌که گفته شد، عفو و گذشت باید بدون حتی عذرخواهی دیگری باشد و اگر کسی عذر خواهد باید عذرش را بپذیرد حتی اگر دلیل موجهی برای خطا و گناهش نداشته باشد. برخی از آداب عفو و عذرپذیری از خطای دیگری عبارتند از:

1- بهانه‌تراشی برای خطاکار: انسان نه‌تنها باید بهانه و عذر موجه دیگری را بپذیرد بلکه حتی اگر عذرش بی‌پایه و اساس بود روی او نیاورد و بلکه حتی برایش عذر و بهانه بتراشد. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: اقبل عذر اخیک فان لم یکن له عذر فالتمس له عذرا! عذر برادر دینی‌ات را بپذیر و اگر برای خطای خود عذری نداشت تو برای او عذری بتراش! (تحف‌العقول، ص 107)

حتی امام حسن مجتبی(ع) می‌فرماید: لو شتمنی احد فی احدی اذنی ثم اعتذر فی‌الاخری لقبلت؛ اگر کسی برابر یک گوش من مرا دشنام دهد بعد در گوش دیگر از من عذرخواهی کند عذر او را می‌پذیرم. (احقاق‌الحق، ج 11، ص 116) امام زین‌العابدین(ع) می‌فرماید: اگر کسی از طرف راست تو آمد و ناسزا گفت بعد برگشت و از طرف چپ از تو عذرخواهی کرد تو عذر او را بپذیر. (بحار، ج 78، ص 141)

2- عفو در قدرت: عفو در قدرت ارزشی‌تر از موارد دیگر است. امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: عفو و گذشت در عین قدرت، روش پیامبران مرسل و متقیان است. (بحار، ج 71، ص 423) از همین رو امام حسین(ع) می‌فرماید: ان اعفی الناس من عفی عن قدره؛ با گذشت‌ترین مردم آن کسی است که با داشتن قدرت، عفو و اغماض داشته باشد. (بحار، ج 78، ص 121)

3- تغافل از خطا: انسان نباید رفتار دیگری را زیر ذره‌بین ببرد و دنبال عیب‌جویی و خطایابی باشد، بلکه باید دنبال ندیده گرفتن در زندگی باشد. «تغافل» یک اصل اخلاقی نسبت به رفتار دیگران است. عفو چیزی جز تغافل نیست. پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید: «المؤمن نصفه تغافل؛ نیمی از رفتار مؤمن، مبنی بر تغافل و نادیده گرفتن است. (الشهاب فی‌الحکم و الآداب، ص 7) امیر المؤمنین(ع) نیز می‌فرماید: «تغافل یحمد امرک؛‌ تو برخی از امور و ناگواریها را نادیده بگیر، تا موقعیت و امورت ستوده گردد. (فهرست غرر، ص 297) نیز آن حضرت می‌فرماید: من اشرف افعال الکریم غفلته عما یعلم؛ یکی از شریف‌ترین اعمال یک شخص بزرگوار نادیده گرفتن معلومات خود از (عیوب) دیگران است. (نهج‌البلاغه، حکمت 213)

4- عفو از توبه کار: انسان باید شرائط و آداب عفو را بشناسد. یکی از این آداب و حکمت آن است که از توبه کار عفو کند. کسی که اصرار بر گناه و خطا دارد و نشانه پشیمانی در او نیست، عفو از او موجب گستاخی وی می‌شود. از این رو مولی امیرالمؤمنین(ع) در شرایط عفو می فرماید: العفو عن المقر لاعن المصر!؛ عفو و گذشت سزاوار کسی است که به خطاهای خود اعتراف و اقرار می‌کند نه آن کسی که از تقصیرات و خطاهایش دست بردار نیست. (نهج حدیدی، ج 20، ص 330)

5- پذیرش عذر: کسی که عذر خواسته عذرش را باید پذیرفت و از او عفو کرد. علی(ع) می‌فرماید: اقبل عذر من اعتذر الیک؛ اگر کسی از تو عذر خواهی کرد تو نیز عذر او را بپذیر (که نشانه شخصیت والای تو است). (تحف‌العقول، ص 82) اصولا انسان باید خودش را بر عفو کردن عادت دهد چنانکه آن حضرت می‌فرماید: عود نفسک السماح؛‌ خودت را به گذشت و جوانمردی عادت بده. (دستور معالم الحکم، ص 69)

استثناء در عفو

در کنار تمام آنچه در فضیلت و اهمیت عفو و اغماض نسبت به خطا و گناه دیگران گفته شد باید یک نکته مهم را نیز مدنظر قرار داد و آن اینکه گذشت در جائی ارزش و فضیلت و تأثیرگذار است که شخص خطاکار از کرده خود پشیمان شده و از راه خطا برگشته باشد و هیچ اصراری بر انجام اعمال بد و خطای خود نیز نداشته باشد. اما اگر گذشت، موجب گستاخی و جری‌تر شدن وی شود و یا زیان‌های بیشتری را متوجه فرد و جامعه کند بویژه در رابطه با تبهکاران و جانیان سابقه‌دار که امیدی به اصلاح آنها نیست، گذشت در چنین شرایطی کاری حماقت‌آمیز و خلاف عقل و توصیه‌های دینی است و از آن نهی شده است.

حجت‌الاسلام ابراهیم کلانتری معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی اظهار داشت: برای اینکه ما بتوانیم ارزش‌ها و مفاهیم عاشورایی را در جامعه پیاده کنیم گام نخست آن شناسایی و کسب معرفت نسبت به ارزش‌های عاشوراست.

حجت‌الاسلام ابراهیم کلانتری گفت: بزرگترین درس عاشورا و کربلا که خود امام حسین (ع) هم به شکلی بیان فرمودند آزادمردی، دفاع از مظلومان، مقابله با ظالم و ظلم‌ستیزی است که امروز دنیای ما خیلی به این اصول نیازمند است.

او افزود: قیام عاشورا یکی از حرکت‌های مهمی محسوب می‌شود که برای بشریت الگو قرار گرفته است.

معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی گفت: سخنرانی‌هایی که از سوی علمای اهل سنت در خصوص شخصیت امام حسین (ع) ارائه می‌شود نشانگر عشق و علاقه آنان به اهل بیت (ع) است.

نماینده اهل سنت مردم سیستان و بلوچستان در مجلس خبرگان رهبری نیز اظهار داشت: نرفتن زیر بار ظلم و ستم مستکبران مهمترین هدف امام حسین (ع) از قیام عاشورا بود.

مولوی نذیر احمد سلامی افزود: امروز همه‌ی ما جامعه تسنن بر این نکته اذعان داریم که امام حسین (ع) وقتی متوجه شد حکومت دست نااهلان افتاده و دین جدش در خطر است قیام کرد و در این راه خود حضرت (ع)، خانواده‌اش و یارانش به شهادت رسیدند.

امام جمعه ایرانشهر نیز با اشاره به اهداف قیام امام حسین (ع) گفت: اگر قرآن، کتاب هدایت است امام حسین (ع) چراغ هدایت است.

حجت‌الاسلام سید شجاع الدین ابطحی افزود: مهمترین درسی که می‌شود از واقعه کربلا آموخت، درس صبر و مقاومت، زیر بار ظلم و زور نرفتن است.

استاد سعید قاسم از علمای اهل سنت فلسطین نیز گفت: موضع اهل سنت به قیام امام حسین (ع) موضع پیامبر (ص) نسبت به اسلام است.

او افزود: امام حسین (ع) ایثار، شهادت و مردانگی را به همه آموخت و تا تاریخ است نام ایشان ماندگار خواهد بود.

رییس دانشگاه آزاد اسلامی سیستان و بلوچستان نیز با اشاره به اهداف برگزاری این همایش گفت: ۵٠ مقاله از کشور‌های مختلف به دبیرخانه این همایش ارائه که ۱۴ مقاله برگزیده شده است.

سلطانعلی میر اظهار داشت: برخی از این مقاله‌ها از کشور‌های افغانستان، تونس و تاجیکستان بوده است.

او افزود: حرکت کربلا و واقعه عاشورا متعلق به شیعه و سنی نیست بلکه متعلق به بشریت است که تلاش خواهیم کرد این همایش را در کشور‌های همسایه نیز برگزار کنیم.

جمعه, 29 آذر 1398 12:35

10 خاصیت شلغم

1 ـ درمان اصلی شلغم سرماخوردگی، نرم‌کننده سینه و درمان سرفه است. شلغم را خرد کرده و در شیر بجوشانید و صبح ناشتا (بخصوص در زمستان) آن را گرم میل کنید. برای درمان سینه‌درد بسیار موثر است.

2 ـ شلغم به علت داشتن گوگرد و ارسنیک برای درمان آکنه و جوش بسیار موثر است. البته خوردن آب آن بسیار مفیدتر است.

3 ـ شلغم سرشار از ویتامین و املاح و یکی از بهترین مواد غذایی برای زنان باردار است. مادری که در دوران بارداری شلغم بخورد نوزادش زود رشد می‌کند، به آسانی دندان درمی‌آورد، استخوانش محکم می‌شود، در مقابل بیماری‌ها مقاومت بیشتری دارد و... .

4 ـ شلغم به علت داشتن فسفر و ویتامین B تقویت‌کننده قوای جنسی و افزاینده نیروی جوانی است.

5 ـ گوگرد موجود در شلغم به کمک ویتامین A از تولید سنگ مثانه جلوگیری کرده و سنگ‌ها را خرد می‌کند.

6 ـ کمبود ید موجب تشنج و گواتر می‌شود و شخص را عصبی و بی‌قرار می‌کند که تمام این موارد با خوردن شلغم برطرف می‌شود.

7 ـ درمان سیاه‌سرفه بخصوص در کودکان با مصرف شربت شلغم امکان‌پذیر است. برای تهیه این شربت، وسط یک شلغم درشت را گود کرده و آن را پر از شکر کنید و بگذارید بماند تا خوب آب بیندازد. بعد آن را میل کنید.

8 ـ یک یا دو عدد شلغم را در آب بپزید. وقتی خوب پخته شد آن را بکوبید و به شکل پوره درآورید. آن را در پارچه نرمی بگذارید و در حالی که گرم است روی محل آبسه یا کورک بگذارید. به زودی سر باز کرده و عفونت از آن خارج می‌شود.

9 ـ شلغم خام را پوست کنید و برش‌های نازک بزنید. آنها را در ظرفی ریخته و کمی نمک و آب نمک روی آن بریزید و بگذارید چند روز بماند و به صورت شلغم شور درآید. هر روز مقداری از آن را داخل سالاد و همراه غذا میل کنید. شلغم شور برای افراد کم‌خون بسیار مفید است.

10 ـ کسانی که استعداد چاقی دارند یا مبتلا به بیماری دیابت هستند و نباید مواد قندی بخورند، خوردن یک وعده شلغم در روز به آنها کمک زیادی می‌کند.

نکاتی هم در مورد استفاده از شلغم ضروری است که باید مورد توجه قرار گیرد؛ کسانی که معده ضعیف دارند باید شلغم را با زیره یا فلفل استفاده کنند و دیگر این که نکته بعدی این که انسولین موجود در شلغم بر اثر حرارت و پخته شدن از بین می‌رود. پس بهتر است شلغم را خام مصرف کنید و آب آن را با سایر مایعات مخلوط کرده و میل کنید.

احادیث