emamian

emamian

 کارشناسان معتقدند که کلسترول بالای LDL می‌تواند ژنتیکی باشد، اما سبک زندگی و عادات غذایی در آن نقش دارند.

آنها همچنین توضیح می‌دهند که غذا‌های گیاهی، به ویژه غذا‌های غنی از فیبر محلول، چربی‌های سالم و آنتی‌اکسیدان‌ها، می‌توانند به طور طبیعی به کاهش سطح کلسترول LDL کمک کنند.

۱. بادام

بادام حاوی چربی‌های سالم، فیبر، انواع ویتامین و مواد معدنی است و گفته می‌شود که کلسترول بد و به طور کلی کلسترول را کاهش می‌دهد، زیرا سرشار از آنتی‌اکسیدان است.

بادام همچنین به مبارزه با التهاب در بدن کمک می‌کنند، زیرا فیبر آن در دستگاه گوارش به کلسترول متصل می‌شود و به حذف آن از بدن کمک می‌کند و مستقیماً جذب کلسترول را در جریان خون کاهش می‌دهد.

همچنین سرشار از ویتامین E بوده که از اکسیداسیون کلسترول لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) که یک گام کلیدی در تشکیل پلاک در شریان‌ها است، جلوگیری می‌کند.

۲. جو دوسر

جو دوسر یکی از بهترین غذا‌های طبیعی برای کاهش کلسترول بد است. این ماده غذایی حاوی یک فیبر محلول منحصر‌به‌فرد به نام بتا گلوکان است که ماده‌ای ژل مانند در روده تشکیل می‌دهد که به کلسترول و اسید‌های صفراوی متصل می‌شود و به حذف آنها از بدن کمک می‌کند.

این فرآیند سطح کلسترول LDL مضر را بدون کاهش سطح کلسترول HDL خوب کاهش می‌دهد.

جو دوسر همچنین التهاب و استرس اکسیداتیو را کاهش می‌دهد، عملکرد رگ‌های خونی را بهبود می‌بخشد و در صورت ترکیب با یک رژیم غذایی سالم، فشار خون را کاهش می‌دهد.

۳. حبوبات

حبوباتی مانند عدس، لوبیا، نخود و نخود فرنگی گزینه‌های بسیار خوبی برای کاهش طبیعی کلسترول بد هستند. آنها سرشار از فیبر محلول، پروتئین گیاهی و مواد مغذی مفید برای قلب بوده و گزینه‌ای ایده‌آل برای رژیم‌های غذایی کنترل‌کننده کلسترول به شمار می‌روند.

یک متاآنالیز منتشر شده در مجله انجمن پزشکی کانادا نشان داد که خوردن یک فنجان حبوبات روزانه سطح کلسترول بد را در عرض چند هفته حدود ۵٪ کاهش می‌دهد.

انجمن قلب آمریکا تأکید می‌کند که گنجاندن لوبیا در یک رژیم غذایی سالم برای قلب به کاهش سطح کلسترول خون، که یکی از علل اصلی بیماری قلبی است، کمک می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که خوردن حدود ۴۰۰ گرم حبوبات در هفته (حدود یک و نیم فنجان) فواید قلبی عروقی بهینه‌ای را فراهم می‌کند.

۴. آووکادو

آووکادو به کاهش کلسترول بد کمک می‌کند و در عین حال سلامت کلی قلب را بهبود می‌بخشد. آووکادو یکی از معدود میوه‌هایی است که سرشار از چربی‌های تک غیراشباع سالم برای قلب، فیبر و آنتی‌اکسیدان‌ها است که همه آنها با هم برای پشتیبانی از سطح کلسترول بهینه کار می‌کنند.

یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ که در مجله انجمن قلب آمریکا منتشر شد نیز نشان داد که مصرف یک آووکادو در روز به طور قابل توجهی سطح کلسترول بد را در افراد دارای اضافه وزن کاهش می‌دهد.

۵. انواع توت

شکی نیست که انواع توت برای کاهش طبیعی کلسترول بد عالی هستند. آنها سرشار از فیبر محلول، آنتی‌اکسیدان‌ها و پلی‌فنول‌ها هستند که همگی از سلامت قلب و کاهش سطح کلسترول بد پشتیبانی می‌کنند.

بلوبری، انواع توت قرمز و توت فرنگی حاوی آنتوسیانین هستند که از اکسیداسیون کلسترول LDL جلوگیری کرده و التهاب در رگ‌های خونی را کاهش می‌دهند.

مطالعه‌ای که در مجله آمریکایی تغذیه بالینی منتشر شد، نشان داد که خوردن روزانه انواع توت‌ها به طور قابل توجهی سطح کلسترول LDL را کاهش داده و سطح کلسترول HDL را بهبود می‌بخشد.

شایان ذکر است که سطح بالای کلسترول LDL در شریان‌ها خطر ابتلا به بیماری قلبی و سکته مغزی را افزایش می‌دهد و به طور قابل توجهی بر سلامت انسان تأثیر می‌گذارد و تهدیدی برای زندگی محسوب می‌شود.

دکتر صالح الدین بویا، فوق‌تخصص بیماری‌های کلیوی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، نسبت به بی‌توجهی برخی بیماران کلیوی در فصل گرما هشدار داد و گفت: افزایش دما و تعریق زیاد در این فصل، منجر به از دست رفتن آب و الکترولیت‌های بدن شده و این مساله می‌تواند عملکرد کلیه‌ها را مختل کند.

وی با اشاره به اهمیت مصرف مایعات در بیماران دارای سنگ کلیه افزود: این بیماران باید روزانه دست‌کم دو لیتر مایعات مصرف کنند تا از بروز مشکلات جدی‌تر جلوگیری شود. مصرف نمک را به حداکثر ۵ گرم در روز محدود کرده و در برنامه غذایی خود از مصرف بی رویه پروتئین نیز خودداری کنند.

وی گفت: بیماران باید به اندازه‌ای مایعات بنوشند که حداقل یک تا دو لیتر ادرار در روز داشته باشند، همچنین نوشیدنی‌های کافئین‌دار مانند چای و قهوه بهتر است در این افراد به صورت محدود مصرف شود.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان یادآور شد: در شرایط خاص مانند بیماران دارای نارسایی کلیه، میزان مصرف مایعات و نوع رژیم غذایی باید با نظر پزشک معالج تنظیم شود.

بنابر اعلام وزارت بهداشت، وی در پایان گفت: بیماران کلیوی بهتر است در ساعاتی از روز که هوا خنک‌تر است فعالیت‌های خود را انجام دهند و در معرض گرمای شدید که باعث تعریق و از دست دادن آب بدن می‌شود، جلوگیری کنند.

اگر والدین خودشان دچار اضطراب هستند، بهتر است روی واکنش‌های غیرمنطقی و افراطی خود کار کنند، تا کودک بتواند رفتارهای سالم‌تری را الگو بگیرد.

اگر پدر یا مادر هستید باید بیاموزید که چگونه تعادل برقرار کنید، یعنی ترس کودک را تأیید کنید، اما در عین‌ حال، احتیاط‌های لازم را توضیح دهید و درباره احتمال وقوع آن در شرایط خطر صحبت کنید.

برای ترس‌های مربوط به تهدیدهای واقعی، گفت‌وگوی باز و صادقانه‌ای با کودک داشته باشید تا احساس نگرانی و انزوا را کاهش دهید.

همچنین والدین می‌توانند احساسات خود را به شیوه‌ای متناسب با سن کودک به اشتراک بگذارند تا نشان دهند که صحبت کردن درباره موضوعات دشوار و آسیب‌پذیر، طبیعی است.

در برخی موارد، توضیح این موضوع که برخی ترس‌ها مربوط به رویدادهایی با احتمال وقوع بسیار کم هستند، یا حتی ارائه یک برنامه عملی، می‌تواند به کودک اطمینان خاطر بدهد.

برای کودکانی که در مناطق مستعد خطر زندگی می‌کنند، صحبت درباره اقداماتی که اعضای خانواده باید در شرایط خطر انجام دهند، می‌تواند موجب آرامش بیشتر آن‌ها شود.

به گزارش یورونیوز، والدین باید کودکان را تشویق کنند تا با ترس‌های خود روبه‌رو شوند، نه اینکه به رفتارهای اجتنابی پناه ببرند. به‌ویژه برای کودکان خردسال، تقویت مثبت می‌تواند به آن‌ها انگیزه دهد تا با ترس‌هایشان مقابله کنند.

پاداش‌های کوچک یا امتیازاتی مانند انجام یک بازی یا رفتن ناگهانی برای خرید بستنی، باید بلافاصله پس از مواجهه کودک با ترسش ارائه شود تا اعتمادبه‌نفس او تقویت گردد.

دکتر الکساندر میاسنیکوف تأکید می‌کند که خواب‌آلودگی مداوم ممکن است به دلیل کمبود خواب نباشد، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از بیماری‌های جدی مختلف باشد.

میاسنیکوف توضیح می‌دهد که چه زمانی خواب‌آلودگی در طول روز نگران‌کننده است و چه زمانی یک نیاز طبیعی برای بدن است.

این پزشک خاطرنشان می‌کند که خواب‌آلودگی در طول روز برای بسیاری از افراد یک اتفاق رایج است. با این حال، این خواب‌آلودگی نه تنها ممکن است با استرس و کمبود خواب مرتبط باشد؛ بلکه می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات جدی سلامتی مانند کمبود ویتامین، اختلال عملکرد تیروئید یا نارسایی قلبی نیز باشد.

به گفته وی، تمایز بین نیاز طبیعی بدن به استراحت در طول روز و خواب‌آلودگی پاتولوژیک مهم است.

او می‌گوید: بسیاری از افراد به سادگی انرژی کافی برای عملکرد به مدت ۱۲ تا ۱۶ ساعت ندارند. در چنین مواردی، یک چرت کوتاه در طول روز به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه توصیه می‌شود که به بازیابی انرژی کمک می‌کند.

میاسنیکوف توجه ویژه‌ای به مشکل خواب‌آلودگی هنگام رانندگی دارد و تأکید می‌کند که مبارزه با این وضعیت با نوشیدنی‌های انرژی‌زا می‌تواند برای سلامتی مضر باشد.

این پزشک خاطرنشان می‌کند که از جمله دلایل افزایش خواب‌آلودگی در طول روز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- مصرف برخی داروها، به ویژه بتا بلاکرها؛ پرخوری؛ فعالیت‌های روتین و یکنواخت؛ افسردگی.

او می‌گوید: «نیازی به مبارزه با نیاز طبیعی به خواب نیست. در عوض، بهتر است به بدن خود گوش دهید و در صورت لزوم، روز را به دو بخش تقسیم کنید که با زمان استراحت کوتاه از هم جدا شده‌اند.»

سردار غلامرضا جلالی رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور در دیدار امیر سرلشکر عبدالرحیم موسوی  رئیس ستادکل نیروهای مسلح، گزارشی از عملکرد دستگاه‌های اجرایی در حوزه پدافند غیرعامل به‌ویژه حفظ و پایداری خدمات‌رسانی به مردم در شرایط بحران در جنگ تحمیلی 12روزه ارائه کرد.

در این نشست تأکید شد: مجاهدت کارکنان و مسئولان دستگاه‌های اجرایی برای حفظ پایداری خدمات به مردم چیزی کم از مجاهدت نیرو‌های مسلح در جنگ اخیر ندارد.

همچنین در این نشست، رئیس ستادکل نیرو‌های مسلح بر ضرورت پایبندی جدی دستگاه‌های اجرایی به الزامات و ضوابط پدافند غیرعامل تأکید کرد که می‌تواند پایداری خدمات به مردم را تقویت کند.

گفتنی است کارگروه (کمیته) دائمی پدافند غیرعامل کشور به‌ریاست رئیس ستادکل نیرو‌های مسلح، بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در حوزه پدافند غیرعامل کشور است که تصمیمات آن با ابلاغ رئیس کارگروه مزبور برای همه دستگاه‌های لشکری، کشوری، بخش دولتی و عمومی غیردولتی لازم الاجراست.

بر اساس قانون، مسئولیت اجرای پدافند غیرعامل در سطح ملی با رؤسای دستگاه‌های ذی‌ربط و در سطح استان‌ها با استانداران است و سازمان پدافند غیرعامل کشور «نظارت عالی، هدایت و راهبری سیاست‌ها، برنامه‌ها و مصوبات کارگروه دائمی پدافند غیرعامل» را در دستگاه‌های موضوع این قانون به‌عهده دارد.

لازم به ذکر است پیش از این سپهبد شهید محمد باقری رئیس پیشین ستادکل نیرو‌های مسلح ریاست کمیته دائمی پدافند غیرعامل کشور را بة‌عهده داشت که پس از شهادت ایشان امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی ریاست این کمیته را عهده‌دار هستند.

وزیر امور خارجه گفت: دستگاه دیپلماسی همگام با نیروهای مسلح و با تکیه بر عزم راسخ ملت بزرگ ایران، از هیچ کوششی برای احقاق حقوق مشروع و قانونی ایرانیان سرافراز و مقاوم فروگذار نخواهد کرد.

سید عباس عراقچی در مورد نشست دیروز خود با سفرا و جمعی از رؤسای نمایندگی‌های خارجی مقیم تهران، اظهار کرد: عصر دیروز در نشستی با حضور سفرا و دیپلمات‌های ارشد خارجی مقیم تهران، به تشریح مواضع اصولی و قاطع جمهوری اسلامی ایران در قبال جنگ تحمیلی اخیر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده علیه کشورمان پرداختم.

وزیر امور خارجه افزود: دستگاه دیپلماسی همگام با نیروهای مسلح و با تکیه بر عزم راسخ ملت بزرگ ایران، از هیچ کوششی برای احقاق حقوق مشروع و قانونی ایرانیان سرافراز و مقاوم فروگذار نخواهد کرد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین ارواحنا فداه.

خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز. امیدواریم که ان‌شاءالله توفیقات الهی شامل حالتان باشد و این فهرست طولانی و پُرمغزی که آقای مؤمنی بیان کردند، در عملکرد شما ان‌شاءالله تحقّق پیدا کند. همه‌ی حرف، همینهایی است که ایشان بیان کردند؛ از خدای متعال توفیق بخواهید و بخواهیم که بتوانیم یکایک این بندها را انجام بدهیم. مهم زمان‌بندی است؛ برای خودتان زمان‌بندی کنید. ممکن است حالا وزارت کشور هم در یک جاهایی لازم باشد در زمان‌بندی شرکت کند، امّا یک جاهایی هم نه، خود شما به عنوان استاندار زمان‌بندی کنید. حالا مثلاً یک روز را گفتند اختصاص بدهید برای مسئله‌ی سرمایه‌گذاری اشتغال؛ خیلی خب، این کارِ خیلی خوبی است، منتها در این یک روز بیکار نمانید. یک وقت آدم میرود یک جایی، در یک اتاقی، در یک محفلی، بعد نمیداند چه کار باید بکند؛ خود این برنامه‌ریزی لازم دارد؛ نفْس استفاده کردن از این فرصت، برنامه‌ریزی میخواهد. من هم چند جمله‌ای یادداشت کرده‌ام که به شما عرض بکنم.

مطلب اوّل این است که استانداران مدیر همه‌جانبه‌ی استانند. این اعتقاد راسخ من است؛ در دولتهای متعدّد هم، پشت سر هم، من این را به عنوان یک اصل و اینکه باید به استاندارها اختیار داده بشود تکرار کرده‌ام، منتها رؤسای جمهور نتوانستند بر مخالفتهای بعضی از وزرا فائق بیایند. وزرا بالاخره مدیران کلّ خودشان را میخواهند در استانها اداره کنند، هدایت کنند؛ [لذا] اینکه استاندار اختیار کامل داشته باشد، طبعاً چندان سازگار با بعضی از مزاجها نیست. البتّه بعضی‌ها هستند که برای خیر کشور از همه چیز حاضرند صرف‌نظر کنند. بنابراین، به نظر من و به اعتقاد من، شما مدیر مجموعه‌ی استان هستید؛ یعنی شما از کارهای خدمات شهری بگیرید، تا محیط‌زیست، تا تولید، تا بازارچه‌های مرزی آنجایی که وجود دارد، تا ارتباطات با مسائل دیپلماسی مربوط به استانها، در همه‌ی اینها رئیس شما هستید؛ یعنی شما باید تصمیم بگیرید، شما باید اقدام کنید، شما باید پیگیری کنید.

خوشبختانه الان در کشور فرصتها هم زیاد است؛ یعنی حالا که نوبت شما شده، فرصت در کشور زیاد است. «فرصت» یعنی چه؟ یعنی در فضای عمومی کشور مسئله‌ی خاصّی وجود ندارد؛ نه جنگ داریم، نه بیماری داریم ــ روزهایی که کرونا بود، مگر میشد آدم این‌جور راحت کار کند؟ شما ندارید این را ــ نه یک مشکل امنیّتی حادّی داریم؛ حالا گوشه‌کنار یک چیزهایی هست، بی‌خبر نیستیم، امّا مسئله‌ی حادّ امنیّتی نداریم؛ اختلافات جناحی و سیاسی آن‌چنانی‌ای [هم] که یک روزهایی خیلی اوج داشت، نداریم. بنابراین، فضای کلّی کشور الان یک فضای خوبی است.

علاوه‌ی بر این، نیروی انسانی فراوانی دارید. واقعاً من نمیدانم شماها می‌شناسید نیروی انسانی خودتان را یا نه؛ چون به من خیلی مراجعه میشود. اینقدر ما جوان تحصیل‌کرده‌ی کارآمد و صاحب ابتکار و عاشق کار، تحت نامهای گوناگون در این کشور داریم که شمارشش واقعاً دشوار است. هر جا هم اینها به من مراجعه کردند ــ این‌جور جوانها در طول سالها زیاد به من مراجعه میکنند ــ من به یک وزارتخانه‌ای سفارش اینها را کرده‌ام و آن وزارتخانه قبول کرده و اینها رفتند آنجا، بعد مژده‌ی پیشرفتش را به ما داده و تشکّر کرده. یکی از امکانات کشور این است؛ بگردید پیدایشان کنید و راحت میتوانید پیدا کنید. حالا ایشان(۲) گفتند که مثلاً فرض کنید بعضی از طرحهای آماده‌شده را در اختیار افرادی میگذارید که نامشان معلوم نیست، یعنی مِن‌ باب مثال به صورت داوطلبانه؛ همین شرکتهای دانش‌بنیان، همین جوانها، اینها بیایند، اینها استقبال کنند، اطّلاع پیدا کنند، بدانند که این طرح میتواند در اختیارشان قرار بگیرد، این امکانات هم همراهش هست و از این استفاده کنند. بنابراین، نیروی انسانی هم یکی از این فرصتها است.

حضور در مجامع منطقه‌ای مثل بریکس و شانگهای و امثال اینها هم یکی از فرصتها است. ما امروز این فرصت را داریم، دیروز نداشتیم، فردا هم نمیدانیم چه میشود؛ بالاخره الان این فرصت را داریم، ما میتوانیم از این استفاده کنیم. همسایه‌ها؛ ما تعداد زیادی همسایه داریم و همسایه‌ها هم یکی از فرصتهایند.

پس مطلب اوّل این بود که کشور امروز برخوردار از فرصتها است. من این را هم اضافه کنم ــ واقعاً حقّش است ــ که این آقای مؤمنی هم یکی از فرصتها است؛ چرا؟ برای خاطر اینکه ایشان به خاطر شغل قبلی‌شان(۳) همه‌ی کشور را می‌شناسد. ایشان همه‌ی کشور را می‌شناسد؛ همه‌ی شهرها را، همه‌ی بخشها را، همه‌ی جاها را. خود این یک فرصت است؛ از این فرصت هم استفاده کنید.

مطلب دوّم: اگر بخواهیم مدیر در خدمتش توفیق داشته باشد، باید روحیه‌ی خدمت در او وجود داشته باشد و سلامت در کار هم در او وجود داشته باشد. حالا شماها که الحمدلله انتخاب شدید و با گزینش سر کار آمده‌اید، امّا تحت فرمان شما ده‌ها مدیر وجود دارد که شما باید اینها را انتخاب بکنید؛ از فرماندارها گرفته تا بخشدارها تا معاونینشان تا بقیّه. کسانی را انتخاب کنید که این خصوصیّات را داشته باشند: اوّلاً روحیه‌ی خدمت داشته باشد، بخواهد خدمت کند، عاشق خدمت باشد؛ ثانیاً سلامت نفْس داشته باشد، میل به چیزهای نامناسب و ناشایسته‌ی در کارِ مدیریّت نداشته باشد. حالا نمیتوانم دانه‌دانه بشمرم آن چیزهای نامناسب را، لکن چیزهای زیادی هست که اینها مناسب مدیران نیست. اگر عرصه‌ی خدمت جای یک چنین مدیرانی باشد، ما میتوانیم هیچ فرصت خوبی را از دست ندهیم؛ یعنی واقعاً میتوانیم از همه‌ی فرصتها استفاده کنیم.

و برای آن کسانی که من این توصیه را دارم برای آنها میکنم، این هم نکته‌ی مهمّی است که اگر افراد خدمتگزار، مدیران، مسئولان، در هر بخشی، در هر سطحی، این‌جور که ما گفتیم حرکت کنند، اگر در این صراط مستقیم حرکت کنند ــ که این صراط مستقیم است ــ مشکلات کشور را حل میکنند، چیزی هم از دست نمیدهند. دوران خدمت دوران طولانی‌ای نیست، کوتاه است. فرض کنید که ما میتوانیم تجارت شخصی در کنار کار بکنیم؛ نکنیم! چیزی از دست نمیدهیم. بالاخره دوره‌ی استانداری ما چهار سال یا حدّاکثر هشت سال است؛ بیشتر که نیست. این هشت سال را ما مراقبت کنیم که خودمان را در این چاله نیندازیم؛ بعد که تمام شد، هر کار بکنیم ضرری به کشور نمیزند. امّا اگر چنانچه کاری کنیم که تعارض منافع پیش بیاید به قول متعارف و رایج، مشکل درست میشود برای کشور. در دوران خدمت این‌جوری است؛ مشکل درست میشود. و ما دیده‌ایم کسانی را که در دوره‌ی خدمتشان اسیر این‌جور مسائل شدند. پس اگر در این صراط مستقیم حرکت کنیم، هم به کشور خدمت کرده‌ایم، هم چیزی را از دست نداده‌ایم.

نکته‌ی بعدی مسئله‌ی مبارزه‌ی با فساد است. همان‌طور که ما با عوامل بیماری جسمانی خودمان مبارزه میکنیم ــ مواظبید سرما نخوردید، مواظبید از ویروس اجتناب کنید، مواظبید اگر میکروبی وجود دارد از بین ببرید، مواظب غذایتان هستید ــ همین‌طور باید مراقب سلامت کشور و بالخصوص دستگاهها از فساد باشیم. فساد به ما خیلی ضربه میزند. بعضی‌ها سعی کردند با دلیل ثابت کنند که در جمهوری اسلامی به قول خودشان «فساد سیستمی» هست! دروغ است؛ چنین چیزی نیست. الحمدلله دستگاه، دستگاه سالمی است امّا رگه‌های فساد، ضعیف یا قوی، وجود دارد؛ باید با اینها مبارزه کنید. یکی از کارهای مهم برای مدیران ارشد، مبارزه‌ی با فساد است.

البتّه [برای] اینکه بتوانید با فساد مبارزه کنید، شرط اوّلش و الزام اوّلش این است که سعی کنید خودتان و خانواده‌تان را از عوامل فسادزا دور نگه دارید؛ عمده این است. اگر خدای نکرده یک کسی که مسئول است ــ چه مسئول امنیّت، چه مسئول اقتصاد، چه مسئول سیاست، چه مسئول فرهنگ ــ دچار فساد بشود، ضررش و زیانش مضاعف است؛ به همین نسبت، عذاب الهی هم مضاعف است؛ فرق میکند با مردم عادّی. خداوند متعال خطاب به زنان پیغمبر میفرماید «یا نِساءَ النَّبِیِّ مَن یَأتِ مِنکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضاعَف لَهَا العَذابُ ضِعفَین»؛(۴) اگر شماها یک کار خلافی بکنید، عذاب شما دو برابر است. زن پیغمبر؛ این[جوری] است. البتّه در مقابلش [میفرماید که] «وَ مَن یَقنُت مِنکُنَّ لِلَّهِ وَ رَسولِهِ وَ تَعمَل صالِحًا نُؤتِها اَجرَها مَرَّتَین»؛(۵) کار خوب هم که بکنید، اجرتان دو برابر است؛ چرا؟ چون زن پیغمبرید، چون در جایگاه حسّاسی قرار دارید. من و شما هم همین‌جور هستیم؛ ماها هم در جایگاه حسّاسی قرار داریم. ما اگر کار خوبی کنیم، خدا اجرمان را دو برابر میدهد؛ اگر خدای نکرده دچار مشکلی بشویم، برخورد پروردگار دو برابر میشود، مضاعف میشود.

اگر کسانی در مجموعه‌ی دستگاه‌های شما که مسئول یک کاری‌اند ــ مِن باب مثال، فرض کنید مسئول مبارزه‌ی با قاچاقند، مسئول بستن مرزند یا یک کاری در دستشان هست ــ خدای نکرده دچار[فساد] بشوند، راه مبارزه‌ی با فساد اصلاً بسته میشود و راه فساد باز میشود. این است که مبارزه با فساد، کاری است ظریف و مشکل. من چند سال قبل، یک اطّلاعیّه‌ی مفصّل مهمّی دادم در مورد همین مسئله‌ی فساد(۶) ــ مال سالها پیش است ــ آنجا به این مضمون گفتم که فساد یک اژدهای هفت‌سر است؛ یعنی به این آسانی و به این زودی از بین نمیرود، باید مراقبت را ادامه داد. حالا این هم یک توصیه.

توصیه‌ی بعدی مسئله‌ی مردمند که ایشان(۷) هم اشاره کردند. با مردم گرم بگیرید. به میان مردم بروید؛ یعنی بروید در بین مردم، در اجتماعاتشان شرکت کنید، حرفشان را گوش کنید و احیاناً‌ [اگر] حرف تندی میزنند، حوصله کنید. اینها تمرین لازم دارد. بعضی‌ها هستند که خدای متعال به اینها لطف کرده و حوصله دارند، هر چه بهشان بگویند برایشان مشکل نیست؛ بعضی‌ها کم‌حوصله‌اند، زود برآشفته میشوند و جواب مید‌هند و دعوا میکنند؛ باید تمرین کنند. تمرین کنید تا فرضاً در مقابل آن فرد روستایی یا شهری یا کاسب یا مانند اینها که از تلاش شما و خدمات شما خبر ندارد و می‌آید به یک چیزی اعتراض میکند که خب اعتراضش هم وارد نیست، [بتوانید] تحمّل کنید، بعد برایش توضیح بدهید؛ یعنی با مردم بودن. اگر این‌جور بشود، به شما محبّت پیدا میکنند؛ وقتی محبّت پیدا کردند، در یک جای حسّاسی که لازم است به شما کمک میکنند.

یک سفارش دیگر مسئله‌ی تشرّع است. مسئولین بالا باید جدّاً متشرّع باشند، از محرّمات الهی اجتناب کنند، به آئینهای دینی اقبال کنند و این تشرّع را مردم هم ببینند؛ این ریا نیست. اینکه شما در نماز جماعت فلان مسجد شرکت کنید [ریا نیست]. بعضی‌ها میگویند «ما نمیخواهیم ریا کنیم»! خب ریا نکنید، برای خدا شرکت کنید؛ واقعاً برای خدا. برای خدا است؛ اینکه شما به عنوان استاندار، در هیئت یا در نماز جماعت یا فرض کنید در راه‌پیمایی و مانند اینها شرکت بکنید، مردم تشویق میشوند؛ این کار خوبی است، این حسنه است؛ این یک حسنه‌ی بزرگی است؛ این را برای خدا انجام بدهید و ان‌شاء‌الله ثواب ببرید. این هم یک مسئله.

یک مسئله هم مسئله‌ی شعار سال است که اشاره کردند برای این کار برنامه دارید.

مسئله‌ی آخر هم مسئله‌ی مبارزه‌ی جدّی با قاچاق است. واقعاً‌ الان قاچاق یکی از مشکلات ما است؛ مال حالا هم نیست، سالها است [که وجود دارد]. یک وقتی در گزارشهایی که به ما دادند، رقم قاچاقی را که وارد کشور میشود ــ حالا آنهایی که خارج میشود بحث دیگری است ــ بیست میلیارد گفتند! من خیلی تعجّب کردم، امّا چند روز پیش رئیس قوّه‌ی قضائیّه(۸) پانزده میلیارد اعلام کرد؛ لابد تحقیق کرده‌اند. خیلی مهم است! قاچاق خروجی [هم هست]؛ نفت و گاز و گازوئیل و امثال اینها. به نظر من برای این کار اصلاً‌ سازمان‌دهی کنید؛ با نیروی انتظامی و با دیگران همکاری‌های جدّی بکنید و کمکشان کنید که این کار را بتوانند به سرانجام برسانند. ما هم دعایتان میکنیم.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

 
در ابتدای این دیدار، آقای اسکندر مؤمنی (وزیر کشور) گزارشی ارائه کرد.
وزیر کشور
جانشین فرمانده نیروی انتظامی
سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۰
سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۱
ر.ک: نامه به سران قوا در خصوص مبارزه با مفاسد مالی و اقتصادی (۱۳۸۰/۲/۱۰)
وزیر کشور
حجّت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای
در اوّلین سالروز شهادت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت
 
بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

این جلسه برای بزرگداشت یاد و نام شهید عزیزمان، رئیس‌جمهور شهیدمان، مرحوم آقای رئیسی و دیگر شهدای خدمتی است که با ایشان در این حادثه‌ی تلخ به شهادت رسیدند؛ شهید آل‌هاشم،(۱) شهید امیرعبداللهیان،(۲) شهدای گروه پرواز،(۳) استاندار محترم آذربایجان،(۴) فرمانده حفاظت.(۵) این مجموعه، در مثل امروزی، در واقع ملّت ایران را داغدار کردند.

حوادث تلخ و شیرین، در زندگی انسان، پی‌درپی در گذر و در عبور است. مهم آن است که ما این حوادث را مورد تدبّر قرار بدهیم و به مناسبت این حوادث درسهایی را از تاریخ، از گذشته‌ی خودمان، از خود این حوادث فرابگیریم. من درباره‌ی شهید رئیسی مطالبی عرض خواهم کرد، لکن غرض فقط ستایش نیست؛ بله، آنچه عرض میکنیم ستایش آن شهید عزیز است، لکن غرض از این بیانات فقط این نیست؛ غرض، درس گرفتن است. همه‌ی ما، آیندگان ما، جوانان ما، مسئولانی که بر این کشور حکمرانی خواهند کرد، برای این ملّت کار خواهند کرد، بشنوند، بدانند و ببینند که این‌جور زندگی، در روحیه‌ی مردم، در آینده‌ی کشور، در وضع کشور چقدر تأثیر دارد؛ اینها درس است.

اوّلین مطلبی که در مورد شهید رئیسی من عرض میکنم، این است که ایشان مصداق این آیه‌ی شریفه بود که «تِلکَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدونَ عُلُوًّا فِی الاَرضِ وَ لا فَسادًا».(۶) این یک معیار مهمّی برای مدیریّت کشور است: لا یُریدونَ عُلُوًّا فِی الاَرض. در سوره‌ی قصص، در همین سوره‌ای که این آیه در آن هست ــ این آیه در اواخر سوره است ــ در اوّل سوره میفرماید: اِنَّ فِرعَونَ عَلا فِی الاَرض؛(۷) نقطه‌ی مقابلش این است؛ او اهل علو است: اَ لَیسَ لی مُلکُ مِصرَ وَ هٰذِهِ الاَنهارُ تَجری مِن تَحتی.(۸) خود را برتر دیدن، بار خود را بر دوش مردم انداختن، مردم را با چشم حقارت نگاه کردن، خاصیّت حکومت فرعونی است.

نقطه‌ی مقابلش خاصیّت حکومت الهی است:‌ لا یُریدونَ عُلُوًّا فِی الاَرض، که مصداق کاملش شهید رئیسی بود؛ جایگاه سیاسی و اجتماعی او خیلی بالا بود ــ خب میدیدید در این سفرها، در این دیدارهایی که او با مردم داشت، مردم نسبت به او چه اظهار ارادتی میکردند، چه علاقه‌ای نشان میدادند ــ امّا او خودش را از دیگران برتر نمیدانست؛ خودش را در ردیف مردم، مثل مردم، در مواردی کوچک‌تر از مردم به حساب می‌آورد؛ با این نگاه، با این دید حکمرانی میکرد بر کشور و دولت را اداره میکرد و کارها را پیش میبرد. برای خودش چیزی از این امکان سیاسی و اجتماعی نمیخواست، برداشت نمیکرد؛ همه‌ی توانش، همه‌ی نیرویش، همه در خدمت مردم بود، برای مردم بود، برای خدمت به بندگان خدا بود، برای اعتلا و ارتقاء آبروی ملّی و عزّت ملّی بود؛ برای خدمت بود و در راه خدمت هم به لقاءالله پیوست؛ این خصوصیّت بسیار مهمّی در این شهید عزیز است که باید یاد بگیریم. خب بحمدالله در نظام جمهوری اسلامی کم نیستند کسانی که یک چنین خصوصیّاتی را در خودشان دارند لکن باید اینها را درس کنیم، اینها را به صورت فرهنگ عمومی دربیاوریم.

شهید رئیسی دل خاشع و ذاکر داشت، زبان صریح و صادق داشت،‌ عمل خستگی‌ناپذیر و دائم داشت؛ این سه خصوصیّت است: دل، زبان، و عمل. برای تشخیص شخصیّت یک انسان و هویّت یک انسان، این سه چیز عنصر اصلی هستند: دل او، زبان او، عمل او.

دل شهید رئیسی؛ از طرفی اهل ذکر و خشوع و دعا و توسّل بود؛ این را ما کاملاً دیده بودیم. از قبل از دوره‌ی ریاست جمهوری، حتّی از قبل از دوران ریاست بر قوّه‌ی قضائیّه میدیدیم، میدانستیم؛ اهل خشوع بود، اهل توسّل بود، دل او با خدا مأنوس بود؛ از طرفی این معنا در دل او بود. از طرفی دل او لبریز از مهربانی به مردم بود؛ از مردم گله‌مند نبود، به مردم بدبین نبود، از توقّعات مردم شکایت نمیکرد. یک موارد زیادی اتّفاق می‌افتاد با مردم مواجه میشد، مردم می‌آمدند شکایت میکردند، حرف میزدند، گاهی هم ممکن بود تند صحبت بکنند [امّا] با مردم مهربان بود و از این برخوردها، از این نگاه‌ها،‌ از این حرکتها ناراحت نمیشد.

از طرفی نگران انجام وظیفه‌ی اسلامی بود. هم با خدا، هم با مردم [بود]، هم نگران وظیفه‌ی اسلامی که آیا وظیفه را انجام داد، نداد، این‌جور که انجام شد کافی بود [یا نه]؛ این دغدغه‌ی همیشگی او بود. در دیدارهایی که ما با ایشان دائماً داشتیم، انسان میدید که دغدغه‌ی کار دارد، دغدغه‌ی انجام وظیفه دارد و احساس میکند سنگینی بار مسئولیّت را. ایشان رئیس قوّه‌ی قضائیّه شد، فقط برای تکلیف شرعی؛ این را بنده از نزدیک کاملاً میدانم. در رقابتهای ریاست جمهوری وارد شد، فقط برای تکلیف شرعی. خیلی‌ها میگویند این [احساس تکلیف] را، لکن ما میدانیم که ایشان برای تکلیف شرعی وارد شد؛ احساس تکلیف کرد، وارد شد؛ هم آنجا، هم اینجا. دل او این‌جور گرایشی داشت، این‌جور حرکتی داشت. این مربوط به دل او.

زبان او؛ با مردم صریح و صادقانه حرف میزد؛ با مردم با ابهام، با نشانه‌های نادرست صحبت نمیکرد؛ صریح، روشن، صادقانه. به ایشان سفارش شده بود که به مردم بگویید که ما این کار را ، اگر توانستیم میکنیم؛ هر جا نتوانستید، به مردم بگویید نمیتوانیم. ایشان هم همین‌جور عمل میکرد؛ صریح و صادقانه.

این صراحت و این صداقت حتّی در مذاکرات دیپلماسی هم مشهود بود و طرفها را تحت تأثیر قرار میداد. در مذاکرات دیپلماسی که جای پیچیدن حرفها و پوشیدن نیّتها است، ایشان با صراحت، با صداقت صحبت میکرد و طرف را تحت تأثیر قرار میداد. به او اطمینان میکردند، میدانستند که آنچه میگوید درست میگوید. در [زمان] ریاست جمهوری، در اوّلین مصاحبه‌ای که کرد، خبرنگار از ایشان پرسید که آیا شما با آمریکا مذاکره میکنید؟ صریح و بدون هیچ ابهامی گفت: خیر؛ و نکرد. اجازه نداد که دشمن بتواند بگوید که من با تهدید، با تطمیع، با حیله توانستم ایران را پای میز مذاکره بکشانم؛ نگذاشت. اینکه طرفها اصرار بر مذاکره‌ی مستقیم میکنند، به خاطر این است؛ یک بخش عمده‌اش این است؛ ایشان اجازه نداد. البتّه مذاکرات غیر مستقیم زمان ایشان هم بود، مثل حالا که هست؛ البتّه بدون نتیجه؛ حالا هم گمان نمیکنیم به نتیجه برسد؛ نمیدانیم چه خواهد شد.

صحبت مذاکرات شد؛ من ــ بین‌الهلالین ــ یک تذکّری به طرف مقابل بدهم. طرف آمریکایی که در این مذاکراتِ غیر مستقیم وارد صحبت میشوند و گفتگو میکنند، سعی کنند یاوه‌گویی نکنند. اینکه بگویند ما به ایران اجازه‌ی غنی‌سازی نمیدهیم، این غلط زیادی است. کسی منتظر اجازه‌ی این و آن نیست؛ جمهوری اسلامی سیاستی دارد، روشی دارد، سیاست خودش را تعقیب میکند. من البتّه در یک مناسبت دیگری به ملّت ایران توضیح خواهم داد که علّت اینکه اینها روی غنی‌سازی تکیه میکنند چیست و چرا این‌قدر طرفهای غربی و آمریکایی و دیگران اصرار دارند که باید در ایران غنی‌سازی نباشد؛ این [مطلب] را ان‌شاء‌الله در یک مناسبت دیگری باز میکنم برای ملّت ایران که بدانند نیّت طرف چیست.

زبان او این‌جور بود: زبان صادق، سالم، خودمانی، صریح؛ این خیلی ارزش دارد. اگر ما بخواهیم ارزش این‌جور حرف زدن را بدانیم ــ که مبنا و ممشای شهید رئیسی این بود که با صراحت و صداقت حرف بزند ــ باید این را مقایسه کنیم با حرفها و گفته‌های سران برخی از کشورهای غربی که ادّعای صلح و حقوق بشرشان سالهای متمادی است گوش دنیا را کر کرده، که دائم دم از صلح میزنند، دائم دم از حقوق بشر میزنند، آن وقت در قبال کشتار هزاران کودک مظلوم ــ غیر کودک را کار نداشته باشید ــ [ساکتند!] هزاران کودک در غزّه در ظرف مدّت کوتاهی شهید شدند ــ شاید بیش از بیست هزار کودک ــ اینهایی که این‌قدر دم از حقوق بشر میزنند نه‌فقط جلوگیری نکردند، به ظالم کمک هم کردند! زبان ادّعای صلح آنها را، ادّعای حقوق بشر آنها را، زبان کذّاب آنها را مقایسه کنید با صداقت و صراحتی که در یک رئیس‌جمهور مثل شهید رئیسی وجود دارد؛ اینجا اهمّیّتش معلوم میشود. خب، آن زبان، و آن دل.

سوّم، عمل. شهید، یکسره [در حال] کار بود؛ یکسره! شب و روز نداشت، خستگی نمی‌شناخت. بنده مکرّر به ایشان میگفتم که یک مقداری ملاحظه کنید، ممکن است مزاج طاقت نیاورد، یک وقت آدم می‌افتد نمیتواند کار کند، ایشان میگفت من از کار خسته نمیشوم. دائم کار، دائم کار؛ کار باکیفیّت، کار خدمت‌رسانی. دو جور خدمت‌رسانی هست. یکی خدمت‌رسانی مستقیم به مردم است. فرض کنید یک شهری احتیاج دارد به اینکه لوله‌ی آب وصل کنند و آب برسانند، یک جا راه میخواهد، یک جا اشتغال لازم دارد، از این کارها؛ ایجاد اشتغال، راه‌اندازی چند هزار کارگاه راکدمانده و ازکارافتاده، کارهایی که باید در ظرف سه سال، چهار سال تمام میشده [امّا] ده سال، پانزده سال مانده بود، [شهید رئیسی] رفت سراغ اینها و بسیاری از این کارها را در شهرهای مختلف انجام داد؛ مردم آن شهرها از نزدیک دیدند این خدمات را و حس کردند. این یک جور خدمت به مردم بود.

یک جور خدمت هم خدمت به آبروی ملّی، عزّت ملّی و اعتبار ملّت ایران است؛ اعتبار ملّت ایران! اینکه طبق قضاوت مراکز بین‌المللی مالی، رشد اقتصادی ایران از نزدیک به صفر برسد به پنج درصد، این یک افتخار ملّی است، این یک عزّت ملّی است،این نشان‌دهنده‌ی پیشرفت کشور است؛ این اتّفاق افتاد، و امثال اینها مکرّر اتّفاق افتاد. اینکه در مجامع گوناگون اقتصادیِ جهانی انسان بتواند عضویّت خودش را تثبیت بکند و آنجا وارد بشود، یک افتخار بین‌المللی برای ملّت ایران است. اینکه رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل قرآن را سرِ دست بگیرد و بلند بکند، یا عکس شهید سلیمانی را سرِ دست بگیرد، این برای یک ملّت مایه‌ی عزّت است و ملّت را عزیز میکند؛ این هم نوع دوّم خدمات. هر دو نوع خدمت را این شهید عزیز در طول این سالها انجام داد.

آن چیزی که من میخواهم از این بیانات استنتاج کنم این است: مهم این است که انسان در نوع رفتار شهید رئیسی و بسیاری از همکاران جوان او، همان روحیه و نورانیّتی را مشاهده میکرد که در همکاران شهید رجائی، مثل کلانتری،(۹) مثل عبّاسپور،(۱۰) مثل قندی،(۱۱) مثل نیلی(۱۲) و امثال اینها میدید؛ همان نورانیّت، همان روحیه، همان انگیزه، همان احساس مسئولیّت؛ [آن هم] بعد از چهل سال! این خیلی باارزش است؛ این همان قدرت انقلاب است. این نشان‌دهنده‌ی آن است که این انقلاب، انقلابِ قدرتمندی است؛ این همان «فتح‌الفتوح» امام بزرگوار است. امام فتح‌الفتوح را تربیت و تولید مردان ازخودگذشته و کارآمد، به وسیله‌ی انقلاب معرّفی کردند؛ این، اتّفاق افتاد.

آن سالی که انقلاب پیروز شد، سال ۵۷، شهید رئیسی یک جوان هجده‌ساله بود؛ شهید آل‌هاشم یک نوجوان شانزده‌ساله بود. شهید امیرعبداللهیان یک پسربچّه‌ی چهارده‌ساله بود؛ شهید مالک رحمتی به دنیا نیامده بود؛ اینها پرورش‌یافته‌های انقلابند. شهید رئیسی از مشهد، آل‌هاشم از تبریز، رحمتی از مراغه، امیرعبداللهیان از دامغان، موسوی از فریدون‌شهر اصفهان، مصطفوی از گنبد قابوس، دریانوش از نجف‌آباد، قدیمی از ابهر؛ این جوانها از گوشه و کنار این کشور سر بلند کردند، رشد کردند. انقلاب توانست صدها هزار مثل این جوانها را تربیت کند و تربیت کرده، و در میان اینها شخصیّت‌های ممتاز بین‌المللی و شخصیّت‌های ممتاز ملّی را به ملّت ایران تقدیم کرده؛ این کار انقلاب است، این قدرتِ انقلاب است. امتیازِ انقلاب این است که میتواند شهید آیت‌الله اشرفی،(۱۳) آن پیرمرد هشتاد نودساله را و شهید آرمان علی‌وردی، این جوان هجده نوزده‌ساله را، با فاصله‌ی چهل سال، در یک خط قرار بدهد و بسیج کند و به راه بیندازد. امثال این جوان در همان راهی شهید شدند که شهید اشرفی‌ها شهید شدند، شهید صدوقی‌ها شهید شدند، پیرمردهای اوّل انقلاب به شهادت رسیدند. این انقلابی که چنین قدرتی دارد که در طول سالهای متمادی میتواند این‌جور نیروها را بسیج کند، شکست‌خوردنی نیست.

قدر انقلاب را بدانیم، قدر این سازندگی را بدانیم، قدر این حرکت عظیم ملّت ایران را بدانیم، قدر این پیشرفت را بدانیم، از خدای متعال کمک بخواهیم، این راه را ادامه بدهیم؛ ان‌شاءالله ملّت ایران یک درس ماندگاری برای بشریّت تثبیت خواهد کرد و به فضل الهی این خدمت را برای همه‌ی دنیا، همه‌ی بشریّت اهدا خواهد کرد.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته
 

حجّت‌الاسلام سیّدمحمّدعلی آل‌هاشم (امام‌جمعه‌ی تبریز و نماینده‌ی ولیّ‌فقیه در استان آذربایجان شرقی)
آقای حسین امیرعبداللهیان (وزیر امور خارجه)
سرتیپ‌دوّم خلبان سیّدطاهر مصطفوی، سرتیپ‌دوّم خلبان محسن دریانوش، سرهنگ‌دوّم بهروز قدیمی
آقای مالک رحمتی
سرتیپ‌دوّم سیّدمهدی موسوی
سوره‌ی قصص، بخشی از آیه‌ی ۸۳؛ «آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مىدهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند ...»
سوره‌ی قصص، بخشی از آیه‌ی ۴؛ «فرعون در سرزمین [مصر] سر برافراشت ...»
سوره‌ی زخرف، بخشی از آیه‌ی ۵۱؛ «... آیا پادشاهى مصر و این نهرها که از زیر [کاخهاى] من روان است از آنِ من نیست؟ ...»
شهید موسیٰ کلانتری (وزیر راه و ترابری در کابینه‌ی شهید رجائی) که در حادثه‌ی بمب‌گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه ۱۳۶۰ به شهادت رسید.
(۱۰ شهید حسن عبّاسپور (وزیر نیرو در کابینه‌ی شهید رجائی) که در حادثه‌ی بمب‌گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه ۱۳۶۰ به شهادت رسید.
(۱۱ شهید محمود قندی (وزیر پست و تلگراف و تلفن در کابینه‌ی شهید رجائی) که در حادثه‌ی بمب‌گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه ۱۳۶۰ به شهادت رسید.
(۱۲ شهید حسین نیلی احمدآبادی (وزیر معادن و فلزات از ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴) که در حین خدمت و انجام مأموریّت در هشتم تیرماه ۱۳۶۸ به شهادت رسید.
(۱۳ آیت‌الله عطاءالله اشرفی‌اصفهانی (امام‌جمعه‌ی کرمانشاه)
یکشنبه, 23 تیر 1404 23:13

بیانات در دیدار معلمان

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة اللّه فی الارضین.

خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز! این دیدار سالیانه‌ی ما با معلّمان محترم و مسئولان آموزش‌وپرورش کشور به قصد عرض ارادت به معلّمان است؛ یعنی حقیر مایلم با تشکیل این جلسه و حرفهایی که زده میشود، قدردانی خودم و ارادت خودم به جامعه‌ی معلّمان را به این وسیله ابراز کنم. البتّه این جلسه فرصتی است که برخی از مسائل آموزش‌وپرورش هم مطرح بشود که خب بحمداللّه آقای وزیر، به نظر من، مهم‌ترین مسائل آموزش‌وپرورش را مطرح کردند. این را باید شکرگزار باشیم که در این دوره، بخصوص رئیس‌جمهور محترم،(۲) به مسائل آموزش‌وپرورش اهتمام ویژه‌ای ابراز میکنند. بنده بارها تکرار کرده‌ام که ما هر چه برای آموزش‌وپرورش سرمایه‌گذاری کنیم، این در واقع سرمایه‌گذاری است، هزینه نیست؛ مثل ایجاد یک زمینه برای سود چند برابر است. خوشبختانه رئیس‌جمهور محترم به این معنا معتقدند. وزیر محترم هم جزو مدیران برجسته‌ی آموزش‌وپرورش هستند؛ ایشان هم کاملاً با مسائل آموزش‌وپرورش آشنایند. اینها فرصت است. امیدواریم از این فرصتها استفاده بشود.

[طبق] آنچه ایشان بیان کردند، بعضی از کارها شروع شده، بعضی از کارها بنا است شروع بشود. تأکید من، توصیه‌ی من این است که «پیگیری» را اصل بدانید؛ من همیشه به مدیران و مسئولین کشور این توصیه را دارم. خیلی از مسئولین می‌آیند اینجا، حرفهای خوبی میزنند، صحبتهای خوبی میکنند لکن خروجی آن حرفها دیده نمیشود. پیگیری کنید که این فکرهای خوب، این نظرات درست و دقیق نسبت به آموزش‌وپرورش یکایک پیگیری بشود و تحقّق پیدا کند. البتّه ما در مورد آموزش‌وپرورش دنبال نتایج کوتاه‌مدّت نیستیم؛ طبیعت آموزش‌وپرورش این نیست، امّا حرکت و روال باید نشان بدهد که ما چه ‌کار داریم میکنیم، به کجا داریم میرویم.

من دو سه نکته در مورد معلّمین عرض بکنم؛ چند نکته هم راجع به اصل آموزش‌وپرورش یادداشت کرده‌ام که عرض کنم.

در مورد معلّم، یک نکته این است که همه‌ی دستگاه‌های کشور وظیفه دارند معلّم را گرامی بدارند؛ این مسئله‌ی کوچکی نیست، این تعارف نیست؛ این در حرکت عمومی کشور تأثیر دارد. گرامیداشت معلّم لازم است. حالا گرامیداشت، از مساعدتهای معیشتی و مالی و مانند این چیزها ــ که اسم آوردند ــ شروع میشود، تا ساخت افکار عمومی؛ یعنی ما در افکار عمومی باید ابتکاراتی به خرج بدهیم که معلّم یک چهره‌ی زیبای بانشاطِ دوست‌داشتنی‌ای در چشم آحاد مردم باشد، به طوری که اگر به کسی، به جوانی گفتند که در این فهرست شغلها کدام را انتخاب میکنی، نگذارد معلّم را رده‌ی آخر؛ گاهی این‌جوری است. وقتی [معلّمی] جاذبه نداشت،‌ آن که دنبال شغل است، اصلاً‌ به فکر معلّمی نمی‌افتد، مگر مجبور بشود. ما باید بعکس کنیم؛ باید این گرامیداشت به نحوی باشد که در افکار عمومی علاقه‌ی به معلّم و چهره‌نگاری معلّم آن‌چنان باشد که جذّاب باشد؛ مردم معلّم را به صورت یک موجود فعّال، پُرتلاش، بانشاط، موفّق، باافتخار، سرافراز ببینند؛ البتّه اینها راه دارد؛ اینها کارهایی است که با گفتن و تذکّر دادن حل نمیشود، اهل فنّش باید بنشینند [فکر کنند]؛ کار رسانه‌ای لازم دارد، کار هنری لازم دارد؛ فیلم بسازند، کتاب تولید کنند. همچنان که ما درباره‌ی مثلاً‌ یک شهید یک کتاب تولید میکنیم [که وقتی] انسان میخواند عاشق آن شهید میشود، کتاب درباره‌ی رفتار یک معلّم ــ مثلاً به صورت رمان ــ تولید کنیم که وقتی انسان آن کتاب را خواند، عاشق معلّم بشود. پویانمایی، فیلم، سریال، کارهای گوناگونی از این قبیل ــ کارهای رسانه‌ای ــ اینها به عهده‌ی دستگاه‌های دولتی، صداوسیما، دستگاه‌های هنری، وزارت ارشاد و امثال اینها است؛ این [کارها] باید بشود. چه کسی دنبال کند؟ آموزش‌وپرورش؛ یکی از کارهای آموزش‌وپرورش این است که این را دنبال کند. هدف هم چهره‌نگاری شایسته‌ی معلّم [باشد]. این مطلب اوّل.

اگر این کار را ما توانستیم بدرستی انجام بدهیم، اوّلاً خود آن معلّمی که داخل کلاس مشغول درس است، احساس سرافرازی میکند، دیگر احساس خستگی نمیکند؛ ثانیاً ــ همین‌طور که گفتیم ــ آن جوان بااستعدادی که دنبال کار میگردد، جزو اوّلین کارهایی که به ذهنش می‌آید، معلّمی است؛ افراد بااستعداد وارد میدان کار تعلیم میشوند، سطح کار معلّمی بالا میرود. این یک نکته در مورد معلّم.

نکته‌ی بعدی درک خود معلّم از فعّالیّت و کاری است که مشغول است؛ اینجا دیگر مخاطب، خود شما عزیزان و معلّمین سراسر کشور هستید. معلّم باید این توجّه را داشته باشد که فقط کتاب درسی نیست که او به شاگرد در کلاس درس میدهد؛ معلّم با شیوه‌های گوناگون، دانسته و ندانسته، روی دانش‌آموز خود اثر میگذارد. شما با اخلاقتان، با رفتارتان، با نحوه‌ی حضورتان در کلاس، با نحوه‌ی برخوردتان با دانش‌آموز، با کیفیّت درس دادنتان، با تواضعتان یا تکبّرتان، با نشاط و پشتکارتان یا بی‌حالی و بی‌رغبتی‌تان، روی دانش‌آموز اثر میگذارید و او تحت تأثیر قرار میگیرد. یکی از عوامل تأثیرگذار بر روی شخصیّت جوان و نوجوان عبارت است از «معلّم»؛ همچنان که مادر اثر میگذارد، پدر اثر میگذارد، در یک مواردی و در یک برهه‌ای از زمان، معلّم بیشتر از پدر و مادر روی دانش‌آموز اثر میگذارد. خب، با این درک، با این فهم سر کلاس بروید؛ بدانید چه تأثیری روی مخاطب خودتان دارید. این طبعاً شما را وادار میکند به مراقبتهایی در رفتار خود، در گفتار خود، در نوع عملکرد خود. این هم یک نکته.

نکته‌ی آخر در باب معلّم، مسئله‌ی دانشگاه فرهنگیان و مراکز تربیت معلّم است. البتّه [وزیر محترم] توضیح دادند، نکاتی را گفتند که خب بنده هم اطّلاعات متفرّقی از مسائل آن دانشگاه دارم. دانشگاه فرهنگیان مهم است: اوّلاً دانشگاه فرهنگیان متعلّق به آموزش‌وپرورش است؛ اینکه حالا گاهی بین بعضی از محافل صحبت شد که این را ملحق کنند به فلان دانشگاه دیگر، به مصلحت نیست؛ این مال آموزش‌وپرورش است و باید در اختیار آموزش‌وپرورش باشد. دانشگاه فرهنگیان محلّ تربیت همان عنصری است که آن‌همه تأثیرات را دارد. زمان شهید رئیسی (رضوان اللّه تعالی علیه) برای گزینش، محدودیّتها و ضوابطی تعیین شد؛ نگذارید این ضوابط ضعیف بشود. کیفیّت کار در این دانشگاه باید جوری باشد که ساخت «معلّم تراز و مورد نیاز» در آن ممکن باشد و تحقّق پیدا کند؛ لذا خیلی اهمّیّت دارد. این دانشگاه باید محلّ رفت و آمد برترین اساتید علمی و ایمانی و اخلاقی و رفتاری باشد؛ [باید] شخصیّت‌های برجسته‌ی علمی، شخصیّت‌های برجسته‌ی اخلاقی و فکری و فرهنگی در این دانشگاه رفت و آمد داشته باشند؛ این دانشگاه جای بسیار مهمّی است. بنده مکرّر در سالهای متعدّد روی این دانشگاه تکیه کرده‌ام، الان هم تکیه میکنم و اصرار دارم که نگذارید این دانشگاه ضعیف بشود. هر چه میتوانید در تصحیح رفتار دانشگاه فرهنگیان تلاش کنید. خب، این راجع به معلّم.

راجع به مسائل آموزش‌وپرورش، بنده چند نکته را یادداشت کرده‌ام؛ البتّه حرفهای گفتنی و نکات تذکّردادنی بیشتر از اینها است، که من حالا یک چند نکته را اینجا یادداشت کرده‌ام که عرض کنم به شما.

نکته‌ی اوّل این است که آموزش‌وپرورش یک نهاد حکومتی است. وظیفه‌‌ی دولت اسلامی است که جوان و نوجوان را تا یک مقطعی لااقل ــ حالا مثلاً تا آخر مقطع دبیرستان ــ با علم، با فن، با حرفه، با معارف، با ایمان بالا بیاورد؛ این، وظیفه است. اینکه در گوشه و ‌کنار، حتّی در خود آموزش‌وپرورش ــ آن‌طور که من از قبل در ذهنم هست ــ زمزمه‌هایی به وجود می‌آید که بخشهایی از آموزش‌وپرورش را بسپریم به این و آن، یعنی یک ملوک‌الطّوایفی درست کنیم در آموزش‌وپرورش، این اصلاً معنی ندارد. حاصل، تربیتِ فکری و فرهنگی نسلِ نو، مربوط به دولت است، وظیفه‌ی دولت است و حقّ دولت است. دولتها هستند که بایستی این کار را انجام بدهند؛ بنشینند بر اساس موازین، بر اساس ارزشها، بر اساس اصول، آموزش‌وپرورش را بسازند و جوانهای کشور را هدایت کنند. اینکه ما فلان سلیقه را، فلان انگیزه را حاکم کنیم [صحیح نیست]. سالهای پیش، مکرّر بعضی از افراد مسئول سطح بالا پیش من می‌آمدند، اصرار [میکردند]؛ دلیلشان هم این است که چون بودجه‌ی آموزش‌وپرورش زیاد است، روی دوش دولت سنگینی میکند. آموزش‌وپرورش افتخار دولت است؛ دولت هر چه بتواند خرج آموزش‌وپرورش بکند، باید افتخار کند. چون هزینه‌ی آموزش‌وپرورش زیاد است، ما بیاییم آموزش‌وپرورش را از دست دولت خارج کنیم؟ به من اصرار میکردند که من موافقت کنم، بنده قاطع رد کردم. اگر در مراکز تصمیم‌گیری در درون آموزش‌وپرورش کسانی هستند که یک چنین عقیده‌ای دارند، حتماً بایستی عقیده‌شان را عوض کنند. آموزش‌وپرورش مال دولت است، متعلّق به دولت است، زیر کلید دولت است. هم دولت موظّف است و باید پاسخگو هم باشد، و هم افتخار دولت این است که بتواند یک آموزش‌وپرورش خوب را در کشور به وجود بیاورد و رشد بدهد. این نکته‌ی اوّل.

نکته‌ی دوّم در مورد ساختار آموزش‌وپرورش است. عزیزان من! میلیون‌ها دختر و پسر از شش‌ساله تا هجده‌ساله سروکارشان با آموزش‌وپرورش است، در اختیار آموزش‌وپرورشند؛ اگر این نسل نو، این جمعیّت عظیم میلیونی خوب تربیت نشوند، ما پیش خدا و پیش آیندگان چه جوابی داریم؟ ساختار آموزش‌وپرورش باید به نحوی باشد که به معنای واقعی کلمه اینها را از لحاظ علمی ــ علم نافع ــ و از لحاظ فرهنگی و ایمانی و پرورشی تربیت کند. البتّه اینجا یک نمایشگاهی بود، آقایان تنظیم کرده بودند، من قبل از آمدن به جلسه نگاه کردم، دیدم خوشبختانه به برخی از این مسائل مورد نیاز در این ساختار توجّه شده. با دقّت باید این قضیّه دنبال بشود؛ ساختار فعلی و قدیمی آموزش‌وپرورش جوابگو نیست. در برنامه‌ی هفتم، یکی از وظایفی که به عهده‌ی دولت گذاشته شده، طرّاحی ساختار جدید سازمانی آموزش‌وپرورش است؛ این جزو وظایف است که خب کارهایی هم شده و دارد انجام میگیرد. این را مغتنم بشمرید. آموزش‌وپرورش ایران اسلامی ساختار مخصوص به خودش را لازم دارد، با توجّه به همه‌ی جهات. این شکل مناسب، این قواره‌ی لازم، این ساختار لازم و مورد نیاز را، که حتماً باید تحوّلی باشد و متناسب با نیازها باشد، به بهترین وجهی دنبال کنید.

البتّه نسخه‌ی ترمیم‌شده‌ی سند تحوّل ــ آن‌طور که شنیدم ــ الان در دستور کار است و مشغول مطالعه و کار هستند، خیلی خوب؛ هم این نسخه را به معنای واقعی کلمه ترمیم کنید، هم نقشه‌ی راه انجام این نسخه‌ی تحوّل را ــ که در زمان دولت شهید رئیسی شروع شد، نقشه‌ی راه را تذکّر داده شد، دنبال کردند، کار کردند ــ نگذارید نیمه‌کاره بماند، نگذارید متوقّف بشود. باید با مهارت عمل کرد، باید با تعهّد عمل کرد؛ یعنی آن کسانی که ساختار متناسب آموزش‌وپرورش را دارند تنظیم میکنند، این نیاز را دارند که اوّلاً ماهر باشند، آموزش‌وپرورشی باشند، بشناسند؛ ثانیاً متعهّد باشند؛ متعهّد به دین، متعهّد به استقلال کشور. این ساختار جدید باید بتواند جوان و نوجوان ما را عالِم، باایمان، ایران‌دوست، اهل کار و تلاش، امیدوار به آینده تربیت کند؛ باید بتواند این را از آب دربیاورد.

یک نکته هم در مورد کتاب درسی است. خب، این دو عنصرِ «معلّم» و «کتاب درسی» در کنار هم، در واقع همه‌کاره‌ی آموزش‌وپرورشند. کتاب درسی خیلی مهم است. بنده در باب کتاب درسی، چندین بار تا حالا ــ هم به طور عمومی در این جلسات معلّمان و آموزش‌وپرورشی‌ها، هم در جلسات خصوصی با مسئولین آموزش‌وپرورشِ گذشته ــ توصیه کرده‌ام، تأکید کرده‌ام؛ یک کارهایی هم کرده‌اند؛ حالا فرض کنید مثلاً‌ مِن‌باب‌مثال اسم یک دانشمند اسلامی را داخل کتاب اضافه کنند، یا مثلاً یک چند برگ اسناد لانه‌ی جاسوسی را ــ که ما تذکّر دادیم ــ ‌ بیاورند؛ اینها کافی نیست؛ اینها لازم است امّا کافی نیست؛ کتاب بایستی بتواند دانش‌آموز را پرورش بدهد، بار بیاورد. اوّلاً کتاب باید جذّاب باشد؛ شما الان اگر مراجعه کنید به جوان و نوجوان دانش‌آموز ــ چه در دبستان، چه در دبیرستان ــ می‌بینید که کتاب درسی برایش یک چیز شیرین و جذّاب نیست؛ محتوا باید جذّاب باشد؛ یعنی سنگین‌ترین مباحث علمی را میشود با شیرین‌ترین بیان منعکس کرد؛ این‌جوری است دیگر. خب عمر ما سالها در کار درس و گفتن و شنفتن و مانند اینها گذشته؛ سنگین‌ترین مباحث علمی را میتوان با زبانهای ساده، شیرین و مطلوبِ مستمع بیان کرد. این یک [مسئله]، در مورد محتوا. بعد شکلِ ظاهر؛ قالب کتاب،‌ شکل ظاهری کتاب را با سلیقه،‌ با ابتکار، زیبا، مطابق با اصول زیباشناسی [طرّاحی کنید]. الان این‌جور نیست؛ الان شکل و قالب کتابهای درسیِ ما شکل جذّابی ندارد. بنابراین یکی از موضوعات مهم، مسئله‌ی کتاب درسی است. پس یک موضوع هم شد مسئله‌ی کتاب. آن کسانی که کتاب را تهیّه میکنند، آن مؤسّسه‌ای که موضوعات کتاب را تنظیم میکند و تهیّه میکند، باید صد درصد ایمان دینی و ایمان سیاسی و تعهّد لازم را به اصول و مبانی و ارزشهای اسلام و انقلاب داشته باشد. این‌جور افرادی بیایند و کتاب را تنظیم بکنند. این هم یک نکته.

دو سه نکته‌ی دیگر هم هست که من دیگر نمیخواهم خیلی تفصیل بدهم. در مورد رشته‌های فنّی‌وحرفه‌ای که یکی از توصیه‌های همیشگی ما است، حالا اشاره کردند که میخواهند رقم را به پنجاه درصد برسانند؛ خوب است، لکن هر چه میتوانید این رشته‌های فنّی‌وحرفه‌ای را و کسانی که در زمینه‌های فنّی کار میکنند، درس میخوانند، زحمت میکشند و زودتر به بازار کار میرسند و بیشتر به درد بازار کار میخورند و [باعث] جلوگیری از بیکاری جوانها میشوند، بیشتر دنبال کنید.

یک نکته، مسئله‌ی عدالت آموزشی است که خب بحمداللّه در زبان مسئولین کشور زیاد تکرار میشود، بنده هم عقیده‌ی راسخ دارم به عدالت آموزشی، امّا توجّه داشته باشید معنای عدالت آموزشی این نیست که ما از استعداد برتر غفلت کنیم. بعضی‌ها در فهم عدالت آموزشی اشتباه میکنند. یک پدیده‌ای مثل سمپاد(۳) نیاز کشور است؛ این‌جور پدیده‌ها نیاز کشور است. شما باید بگردید جوان بااستعداد را پیدا کنید، مطابق با استعدادش به او کمک کنید که پرواز کند، رشد کند. بعضی هستند خب میتوانند حرکت بیشتری بکنند، میتوانند با وقت‌گذاری کمتر، سهم بیشتری از دانش‌ را در ذهن خودشان و مغز خودشان جای بدهند؛ اینها را نمیشود رها کرد؛ نمیشود اینها را وادار کرد در همان جریان عمومی حرکت کنند؛ نه، این به هیچ وجه مخالف عدالت آموزشی نیست. عدالت یعنی هر چیزی را بر سر جای خودش گذاشتن؛ این معنای عدالت [است]. آن کسی که توانایی یادگیری بیشتری دارد، به او بیشتر یاد دادن، عدالت است. اگر شما به آن کسی که توانایی یادگیری بیشتر دارد، کمتر یاد دادید، خلاف عدالت رفتار کرده‌اید.

نکته‌ی آخر هم در مورد مسئله‌ی [معاونت] پرورشی است که جزو حرفهای همیشگی و اصرارهای همیشگی ما است و کسانی با غفلت، با بی‌توجّهی، یک دوره‌ای مسئله‌ی معاونت پرورشی را مغفولٌ‌عنه قرار دادند، حذف کردند، بی‌اعتنائی کردند؛ استدلالهای غلطی هم مطرح کردند در این زمینه که رد شد. خب خوشبختانه امروز من دیدم وزیر محترم راجع به مسائل پرورشی و معاون پرورشی و مانند اینها توضیحاتی دادند؛ این را ان‌شاءاللّه دنبال کنید، به بهترین وجهی این کار انجام بگیرد. اینها راجع به آموزش‌وپرورش.

یک کلمه هم در مورد حرفهایی سیاسی‌ای که این چند روز در فضای منطقه و بین‌المللی مطرح شده، عرض کنیم. بعضی از این حرفهایی که در این سفر رئیس‌جمهور آمریکا به منطقه مطرح شد، اصلاً لایق جواب دادن نیست؛ این‌قدر سطح حرف پایین است که مایه‌ی سرافکندگی گوینده‌ی حرف و مایه‌ی سرافکندگی ملّت آمریکا است؛ آنها را کار نداریم. لکن روی یکی دو جمله باید توجّه بکنیم.

ترامپ گفت که میخواهد از قدرت برای صلح استفاده کند؛ دروغ گفت. ایشان و مسئولان آمریکایی، دولتهای آمریکا از قدرت استفاده کردند برای قتل‌‌عام غزّه، برای جنگ‌افروزی در هر جایی که بتوانند، برای حمایت کردن از مزدوران خودشان؛ از قدرت این استفاده را کردند. کِی از قدرت برای ایجاد صلح استفاده کردند؟ بله، از قدرت میشود برای صلح و امنیّت استفاده کرد؛ به همین دلیل هم هست که ما به کوری چشم دشمنان، هر روز بر قدرت خودمان و قدرت کشور ان‌شاء‌اللّه اضافه خواهیم کرد. امّا آنها این کار را نکردند؛ آنها از قدرت استفاده کردند برای اینکه بمب‌های ده‌تنی را بدهند به رژیم صهیونی، بریزد روی سر کودکان غزّه، بیمارستان‌ها، خانه‌های مردم در لبنان و در هر جا که بتواند. این یک نکته.

رئیس‌جمهور آمریکا به این کشورهای عربی یک الگویی را پیشنهاد میکند که به قول خود او، با این الگو این کشورها بدون آمریکا ده روز هم نمیتوانند زندگی کنند؛ این‌جوری گفت دیگر؛ گفت اگر آمریکا نباشد، اینها ده روز نمیتوانند خودشان را نگه دارند؛ آمریکا اینها را نگه میدارد. حالا هم در معاملات خود، در رفتار خود، در پیشنهادهای خود همین الگو را به اینها دارد مجدّداً ارائه میدهد و تحمیل میکند، جوری که اینها بدون آمریکا نتوانند زندگی کنند. مطمئنّاً این الگو شکست‌خورده است. به همّت ملّتهای منطقه، آمریکا از این منطقه باید برود و خواهد رفت. حتماً‌ در این منطقه آن نقطه‌ی مایه‌ی فساد، مایه‌ی جنگ، مایه‌ی اختلاف، رژیم صهیونی است. رژیم صهیونی که غدّه‌ی سرطانی خطرناکِ مهلکِ این منطقه است، حتماً باید برکنده شود و خواهد شد.

جمهوری اسلامی اصول مشخّصی دارد، منظومه‌ی ارزشی معیّنی دارد، با همه‌ی فرازونشیب‌هایی که در پیرامون ما اتّفاق افتاده، بر این اصول تکیه کرده و کشور را پیش برده. امروز ایران، ایرانِ سی سال قبل و چهل سال قبل و پنجاه سال قبل نیست. امروز به توفیق الهی، به فضل الهی، به کوری چشم دشمنان، به رغم اَنف(۴) دیگران، ایران پیشرفت کرده است و چندین برابر این باز هم ان‌شاء‌اللّه پیشرفت خواهد کرد، و این را همه خواهند دید؛ جوانهای ما، به بهترین وجهی، این را خواهند دید و ان‌شاء‌اللّه در ساخت ایران اسلامیِ مطلوب همه همکاری خواهند کرد.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

 
در ابتدای این دیدار، آقای علیرضا کاظمی (وزیر آموزش‌وپرورش) گزارشی ارائه کرد.
آقای دکتر مسعود پزشکیان
سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان
برخلاف میل وخواسته

حجت‌الاسلام والمسلمین عابدی، استاد درس خارج حوزه در یکی از سخنرانی های خود به دو مشکل بزرگ در زمان امام جواد (علیه‌السلام) اشاره کرد و گفت:

 

امام جواد علیه‌السلام در یکی از سخت‌ترین دوران‌های تاریخ اسلام، در میان تفتیش عقاید و فشارهای سنگین اقتصادی، مسئولیت هدایت و زعامت شیعه را بر عهده داشتند.

امام نهم علیه‌السلام در دورانی زندگی می‌کردند که از سال ۲۰۲ یا ۲۰۳ هجری، یعنی از زمان شهادت امام هشتم علیه‌السلام، تا سال ۲۲۰ هجری ادامه داشت؛ دوره‌ای که شاید بتوان آن را یکی از سخت‌ترین دوران‌ها برای شیعه و بلکه جهان اسلام دانست.

 

نخست، مسئله‌ی «محنت» مطرح است که احتمالاً نام آن را شنیده‌اید.

معنای دقیق «محنت» همان دادگاه تفتیش عقاید است و مربوط به همین دوره می‌باشد. در آن زمان، در خیابان به هر کسی می‌رسیدند، می‌پرسیدند: «قرآن حادث است یا قدیم؟» و این روند را «محنت» می‌نامیدند. هر کس که می‌گفت قرآن حادث است، او را می‌کشتند؛ همسر و فرزندانش را نیز یا می‌کشتند یا به اسارت می‌بردند. در این دوره، هزاران هزار مسلمان به نام تفتیش عقیده به قتل رسیدند.

 

مسئله‌ی دیگری که در زمان امام نهم علیه‌السلام مطرح بود، «فشار شدید اقتصادی و اجتماعی بر شیعیان بود»؛ به‌گونه‌ای که امام نهم سلام‌الله‌علیه، طبق روایتی فرمودند: «ما أنصفناکم إن کَلَفناکم ذلک الیوم»یعنی امروز انصاف نیست که ما از شیعیان بخواهیم انفاق کنند یا بسیاری از وجوهات را بپردازند، چراکه شدت فشار و تنگنای ناشی از حکومت عباسی بر آنان بسیار زیاد بود.

 

در این دوره، چنان مضیقه‌ای حاکم بود که گاهی زنان سیده، چادری برای نماز نداشتند و آن را میان خود مبادله می‌کردند؛ بدین صورت که یکی نماز می‌خواند، سپس چادر را درمی‌آورد و به دیگری می‌داد تا نماز بخواند و پس از آن، به فرد بعدی می‌سپرد.

در چنین شرایط دشواری، امام نهم علیه‌السلام مسئولیت امامت و زعامت جهان اسلام، به‌ویژه جامعه‌ی شیعه را بر عهده گرفتند.

احادیث