emamian
جلوگیری از پوکی استخوان با مصرف این ماده غذایی
منیزیم موجب فعال شدن ویتامین D و افزایش جذب کلسیم میشود.
شکلات تلخ، آووکادو، آجیل، حبوبات، توفو، غلات کامل و برخی از ماهیهای چرب مملو از منیزیم هستند. همچنین مقدار کمی روی برای تشکیل مواد معدنی استخوانها لازم است. گوشت قرمز، دانهها، آجیل، شکلات تلخ، لبنیات، تخممرغ، غلات کامل، برخی از سبزیها مانند کلمپیچ و لوبیا سبز حاوی روی هستند.
فراموش نکنید که برای درمان یا پیشگیری از پوکی استخوان باید از غذاهای پرنمک پرهیز کنید. مصرف بیش از حد نمک بدن را وادار به رهاسازی کلسیم میکند که برای استخوانها مضر است.
از مصرف مقدار بالای سدیم پرهیز کنید. همچنین کافئین، مصرف افراطی ویتامین A و مصرف بیش از حد حبوبات و عدس برای افراد مبتلا به پوکی استخوان مضر است.
فضلیت دفاع از دین
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) :
لِلجنّةِ بابٌ یُقالُ له: بابُ «المجاهِدینَ» ، یَمْضونَ إلَیهِ فإذا هُو مَفْتوحٌ ، وَ هُم مُتَقَلِّدونَ سُیُوفَهُم،و الجَمْعُ فی المَوْقِفِ،و المَلائکةُ تُرحِّبُ بِهِم.
بهشت دروازه ای دارد به نام «دروازه مجاهدان». مجاهدان با سلاح های خود به سوی این دروازه که به رویشان باز است پیش می روند، و خلائق در محشر و فرشتگان به آنان خوشامد می گویند.
الأمالی للصدوق : ۶۷۳/۹۰۶
نعیم قاسم: ثبات و استقامت مردم غزه مقدمه پیروزی است
شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب الله در سخنرانی امروز دوشنبه به ارائه توضیحاتی درباره تحولات داخلی لبنان و ضرورت تلاش بیشتر دولت برای اخراج رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان و پایبند کردن این رژیم به تعهداتش پرداخت.
شیخ نعیم قاسم در این سخنرانی گفت: ما سه اولویت داریم که باید بر آنها تمرکز کنیم. این اولویت ها برای دولت و ملت حائز اهمیت است و همه باید برای محقق کردن آن تلاش کنند چرا که باعث ثبات، رشد و نمو لبنان خواهد شد. اولویت نخست باید توقف تجاوز رژیم صهیونیستی و عقب نشینی از جنوب لبنان و آزادسازی اسرا باشد.
وی ادامه داد: هیچ گونه نقض آتش بس به نام ما ثبت نشده، این در حالی است که رژیم صهیونیستی تا کنون بیش از ۳ هزار بار آتش بس را نقض کرده است. حزب الله به توافق آتش بس بین دولت لبنان و رژیم صهیونیستی پایبند بوده است و ماموریت ارتش را برای استقرار در مناطق جنوبی تسهیل کردیم. دولت لبنان مسئول پیگیری توافق آتش بس از طریق فشار بر کشورهای ضامن آن است.
شیخ قاسم تصریح کرد: دولت لبنان باید در تمام سطوح محلی، داخلی و بین المللی با هدف تضمین اجرای توافق آتش بس تلاش های بیشتری را به کار بگیرد. موضع روز گذشته رئیس جمهور و نخست وزیر در محکومیت تجاوز رژیم صهیونیستی به جنوب بیروت خوب بود، اما ما از مقامات دولتی می خواهیم صدای خود را بالا ببرند و تلاش بیشتری به کار بگیرند.
تجاوز به ضاحیه جنوبی بیروت با حمایت آمریکا انجام شد
دبیرکل حزب الله تأکید کرد: تجاوز روز گذشته رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت با حمایت آمریکا صورت گرفت. آمریکا در لبنان منافعی دارد و باید بفهمد که این منافع جز با ثبات در لبنان محقق نخواهد شد. دولت لبنان باید به آمریکا بفهماند که لبنان بدون توقف تجاوز، از جای خود بلند نمی شود و منافع آمریکا نیز از این طریق محقق نخواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: مقاومت ۱۰۰ درصد به توافق آتش بس پایبند بوده است و من به ارکان دولت می گویم که باید وظیفه محافظت از آتش بس را به عهده بگیرید. برخی مقامات دولتی به فرستاده های خارجی قول محصور کردن سلاح در دست دولت می دهند، این در حالی است که طرف صهیونیستی تعهدات خود را اجرا نکرده است. رژیم صهیونیستی خواهان سیطره بر لبنان و احداث شهرک های صهیونیست نشین در خاک آن و تضعیف لبنان است و آمریکا هم در پی تحقق این اهداف است.
دشمن را سرجایش نشاندیم/ نتانیاهو در شرایط بسیار سختی قرار دارد
شیخ نعیم قاسم ادامه داد: ما در زمان سختی ها ایستادیم و دشمن را نیز سر جایش نشاندیم و به همین خاطر مجبور به پذیرش آتش بس شد. ما هرگز از عامل قدرت خود و قدرت لبنان و ارتش و دولت آن کوتاه نخواهیم آمد. لبنان باید قوی باشد و به برکت سه گانه مقاومت، ارتش و ملت قوی باقی خواهد ماند. نتانیاهو در شرایط بسیار سختی قرار دارد و قادر به دستیابی به اهداف خود نیست و ما نیز دیگر نباید تسلیم او شویم.
هیچ توافقی بدون بازسازی وجود نخواهد داشت
دبیرکل حزب الله اظهار داشت: اولویت دوم باید بازسازی مناطق ویران شده در پی تجاوز دشمن باشد. دولت در زمینه بازسازی تأخیر بسیاری داشته است و تذکر دادن در این خصوص وظیفه ماست. درخواست ما از دولت این است که بازسازی را در برنامه کاری خود قرار دهد و برنامهاش را برای بازسازی تدوین و این روند را آغاز کند. اولویت سوم ساختن کشور و دولت است و مسیر برای محقق کردن این هدف هموار است. هیچ توافقی بدون بازسازی وجود نخواهد داشت و خودداری از بازسازی به معنای تبعیض قائل شدن میان شهروندان لبنان و مانع تراشی در مسیر اقتصاد و توسعه است.
مقاومت پناه بیپناهان شد
وی خاطرنشان کرد: ما تا کنون ۵۰ هزار و ۷۵۵ نفر از کسانی را که خانه های آنها در تجاوز رژیم صهیونیستی کاملا ویران شده بود، پناه دادیم و خانه های ۳۳۲ هزار شهروند را نیز ترمیم کردیم این در حالی است که این اقدامات وظیفه و مسئولیت دولت است ولی ما آن را با تمام وجود به انجام رساندیم. ما از تلاش رئیس جمهور و نخست وزیر برای متوقف کردن تجاوزات رژیم اشغالگر، بازسازی و ساختن کشور و دولت حمایت می کنیم و به فتنه انگیزان گوش نخواهیم داد.
شیخ قاسم در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به در پیش بودن انتخابات شوراها و شهرداری ها در لبنان گفت: ما با جنبش امل ائتلافی را برای مدیریت کارزار انتخاباتی تشکیل داده ایم تا واقعیت موجود را از بحران و اختلاف به سمت توافق پیش ببریم.
نخستین هدف انتخابات شوراها و شهرداری ها، خدمت به مردم مستضعف و محافظت از منافع آنها، توسعه مناطق محل سکونتشان، رفع محرومیت از آنها و مشارکت در ارتقای وضعیتشان از طریق امکانات موجود است. ما به عنوان حزب الله معتقدیم که انتخابات شهرداری ها برای به دست آوردن مقام و منصب و بهره برداری شخصی نیست، بلکه تلاش برای انجام مسئولیت و خدمترسانی است. ما باید به شدت برای حفظ وحدت روستا و شهر و محافظت از فضای تفاهم، انسجام، همکاری و برادری تلاش کنیم. من از همه درخواست می کنم که حضور گسترده ای در انتخابات شهرداری ها داشته باشند زیرا کسی که می خواهد کشورش را بسازد باید با برادران و دوستانش جمع شود و با آنها برای توسعه و اقدام اجتماعی، همکاری کند.
وی خطاب به مردم غزه هم گفت: استقامت و مقاومت اسطوره ای شما مانع از محقق شدن اهداف دشمن شده و این ثبات و استقامت مقدمه پیروزی است.
تسلیت حادثه بندرعباس به رهبری و دولت و ملت ایران
دبیرکل حزب الله لبنان در سخنرانی خود جان باختن شماری از شهروندان ایرانی را در حادثه انفجار بندر عباس به رهبری، دولت و ملت ایران تسلیت گفت.
شیخ نعیم قاسم همچنین درگذشت پاپ فرانسیس را به مسیحیان جهان تسلیت گفت.
ایران و آذربایجان در آستانه فصلی نو
مسعود پزشکیان صبح امروز دوشنبه راهی باکو شد و پیش از عزیمت به این سفر یکروزه نسبت به نتایج آن اظهار امیدواری کرد، ایران و آذربایجان، با تاریخ پیچیدهای که از روابط فرهنگی و اشتراکات قومی تا رقابتهای ژئوپلیتیکی و استراتژیک را شامل میشود، در مواجهه با فرصتهای تازهای برای همکاری قرار دارند. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و اعلام استقلال آذربایجان، آغازگر مرحلهای تازه در روابط دو کشور بود؛ یکی از مهمترین راههای تسهیل همگرایی و تعامل میان ایران و آذربایجان، ایجاد فضای اعتماد و اطمینان متقابل است. گفتگوهای سطحبالا میان رهبران دو کشور و برگزاری نشستهای منظم میتواند فرصت مناسبی برای مطرح کردن مسائل و رسیدن به راهکارهای مشترک است.
رئیس جمهور کشورمان، ظهر امروز دوشنبه، در کاخ زاگولبا در باکو مورد استقبال رسمی الهام علیاف رئیس جمهوری آذربایجان قرار گرفت. در مراسم استقبال رسمی رئیس جمهوری آذربایجان از دکتر مسعود پزشکیان، ابتدا سرود ملی جمهوری اسلامی ایران و سپس سرود ملی جمهوری آذربایجان از سوی یگان تشریفات حاضر در میدان نواخته شد.

ایران بر حق حاکمیت آذربایجان بر قرهباغ تأکید دارد
مسعود پزشکیان، در نشست هیئتهای عالیرتبه ایران و جمهوری آذربایجان با ابراز خرسندی از حضور در باکو، گفت: مایه افتخار است که در جمهوری آذربایجان حضور دارم و در جمع مقامات کشور برادر و دوست شرکت میکنم. امیدوارم این سفر و توافقات حاصل از جلسات کارشناسی پیشین، سرآغاز گامهای بلندتری در مسیر توسعه روابط میان دو کشور باشد.
رئیسجمهور با اشاره به پیوندهای تاریخی، فرهنگی و خانوادگی میان ملتهای ایران و آذربایجان افزود: این ارتباطات، زمینهساز شکلگیری مسیری مناسب برای گسترش همکاریهای منطقهای خواهد بود.
پزشکیان همچنین با ابلاغ سلامهای گرم مقام معظم رهبری به مقامات آذربایجان، تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران همواره بر حمایت از حقوق مردم آذربایجان تأکید داشته و بر این باور است که منطقه قرهباغ بخش جداییناپذیر از خاک جمهوری آذربایجان است.

امضای ۷ تفاهمنامه مشترک میان ایران و آذربایجان
مقامات دو کشور، در حضور رؤسای جمهور ایران و آذربایجان، ۷ تفاهمنامه همکاری مشترک امضا کردند. علاوه بر بیانیه مشترک سفر که به امضای رؤسای جمهور رسید، ۷ تفاهمنامه نیز در عرصههای رایزنی سیاسی، حمل و نقل، مبادلات فرهنگی، همکاریهای بهداشتی، رسانهای و سرمایهگذاری به امضای مقامات مرتبط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان رسید.

ایران و جمهوری آذربایجان نقاط مشترک بسیار زیادی دارند
مسعود پزشکیان در نشست مطبوعاتی مشترک با الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، ضمن ابراز خرسندی از سفر به باکو با اشاره به پیشینه تاریخی روابط دو کشور گفت: روابط ما ریشه در قرون گذشته دارد و نه تنها تازه آغاز نشده، بلکه استمرار پیوندهای دیرینهای است که میان ملتهای ما برقرار بوده است. همانند همسایگانی که در کنار یکدیگر زندگی میکنند و یار و پشتیبان یکدیگرند، ما نیز همواره در کنار هم بودهایم و خواهیم بود.
پزشکیان با تأکید بر اشتراکات فرهنگی، دینی، اعتقادی، فکری و سیاسی دو کشور و بیان این مهم که مصمم به تقویت هرچه بیشتر روابط هستیم، ادامه داد: توافقات دوجانبه از جمله برنامههای این سفر بود و تدوین یک برنامه راهبردی جامع میان دو کشور است که به دستور رئیسجمهور محترم آذربایجان و با هماهنگی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پیگیری خواهد شد -از دیگر توافقهای صورت گرفته است. - این برنامه چارچوبی برای گسترش همکاریهای صنعتی، علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی میان ایران و آذربایجان فراهم خواهد کرد.
پزشکیان تأکید کرد: هنگام حضور در جمهوری آذربایجان، احساس میکنم در میان مردم خودم هستم؛ گویی در تبریز یا اردبیل حضور دارم. این احساس نزدیکی و برادری، سرمایه بزرگی برای توسعه ارتباطات اقتصادی، فرهنگی، علمی و امنیتی میان دو کشور است. انشاءالله با تلاشهای مشترک، آیندهای روشن برای ملتهای خود و نسلهای آینده رقم خواهیم زد.

ارتباط ایران و آذربایجان برد-برد است
مسعود پزشکیان رئیس بعد از ظهر امروز در همایش تجاری ایران و آذربایجان که با حضور رئیس جمهور آذربایجان برگزار شد، اظهار کرد: ایران و آذربایجان مانند یک خانواده و دو همسایه هستند که هر کدام در میان دو دیوار هستند اما دربی میان آنها وجود دارد و با هم ارتباط دارند. ما میتوانیم به کمک همدیگر برای مردم دو کشور دانش و فرهنگ را تبادل کنیم و میدان برد بردی ایجاد کنیم و این باور را ایجاد کنیم که برای هر دو طرف منفعت ایجاد شود ما چهارراهی میان کشورمان دارد که میتوانیم برای شمال و جنوب و شرق و غرب ارتباطات و حمل و نقلهای پیرامونی را برقرار کنیم، این دسترسی برای تجارت و حتی انتقال علم و تجربه وجود دارد.
رئیس جمهور با طرح این موضوع که خودمان میتوانیم امنیت منطقه را حفظ کنیم، تاکید کرد: نیاز نداریم از جای دیگر بیایند و امنیت ما را حفظ کنند، بزرگان ما میتوانند با یکدیگر بنشینند و اختلافاتی که بعید میدانم وجود داشته باشد را که این مسائل از بیرون تحریک میشود؛ حل کنند. باید ارتباطات سالمی میان کشورهای همسایه در منطقه با باورها و فرهنگهای همسان ایجاد شود.
وی با طرح این موضوع که باور دارم قادر خواهیم بود دست به دست هم دهیم و مشکلاتمان را برطرف کنیم، عنوان کرد: اگر دست به دست هم دهیم به قدرتهایی میرسیم که کسی نمیتواند تصورش را بکند و کافیست به هم اعتماد کنیم و علم، تجربه و مهارتمان را به هم منتقل کنیم و جامعه خویش را به رشد، وحدت و انسجام برسانیم. مطمئنم اگر سرمایهگذاران و تولید کنندگان ما با یکدیگر شریک شوند و سرمایهگذاری مشترک انجام دهند و به دیدگاه واحد دست یابند، نیازی به حضور بیگانگان در منطقه نخواهیم داشت.
رئیس جمهور تاکید کرد: هر جا که اقتصاد و تجارت از مرزی به مرز دیگری حرکت میکند دیگر در آن مرز اسلحه و نیروی نظامی حرکت نمیکند، تجارت یعنی امنیت، صلح و برادری و میتوانیم این موضوع را تقویت کنیم.
به گزارش خبرگزاری مهر، همچنین در سفر رئیس جمهور پزشکیان به باکو هیأتی ۱۲۰ نفره از رهبران کسبوکار، استانداران استانهای شمالغربی ایران و اعضای گروه دوستی پارلمانی ایران و جمهوری آذربایجان شرکت کردند و مقرر شد با افتتاح پل آغبند – کلاله در مسیر کریدور ارس، به ظرفیت مناسبات اقتصادی دو کشور افزوده شود. با درک اهمیت و نقش ژئوپلیتیک دو کشور ایران و آذربایجان این فرصت را دارند که ضمن توجه به منافع ملی خود، در جهت تقویت پیوندهای منطقهای گام بردارند و نقشی مؤثر در حفظ و تثبیت امنیت و توسعه پایدار در این منطقه مهم جهان ایفا کنند. تعاملات دیپلماتیک میان ایران و آذربایجان میتواند بهعنوان عاملی برای ثبات و تعادل منطقهای عمل کند. توجه به همکاریهای امنیتی و هماهنگی در مسائل ژئوپلیتیکی و دفاعی، به هر دو کشور کمک میکند تا از چالشهای منطقهای و فشارهای خارجی بهصورت موثرتری عبور کنند. این همکاریها همچنین میتواند قدرت بازدارندگی و قابلیتهای دفاعی دو کشور را در مقابل تهدیدات خارجی افزایش دهد.

پزشکیان: باید بستری بسازیم صلح در جهان حکمفرما باشد
مسعود پزشکیان رئیس جمهور در جریان سفر یک روزه خود به باکو در جمع ایرانیان مقیم جمهوری آذربایجان اظهار کرد: نظامی شاعری متعلق به آذربایجان است اما تمام آثار او به زبان فارسی است، این نشان میدهد که ما یک امت و یک قدرت واحد بودیم، همه انسانها در روی زمین از یک ریشه هستند.
وی با قرائت آیاتی از قرآن مجید افزود: ۲۰۰ سال نوری طول میکشد تا نور از کهکشان راه شیری از یک ابتدا به انتهای آن برسد، این کهکشان در میان کهکشانهای جهان اندازه نقطهای بیش نیست.
رئیس جمهور با تاکید بر ایجاد صلح و آرامش برای زندگی همه انسانها در روی کره زمین بیان کرد: باید بستری بسازیم که صلح، آرامش، ارتباطات سالم، منطقی و انسانی -در جهان- حکمفرما باشد، این آن چیزی است که باید به دنبال آن برویم و طبیعتاً آنهایی که هم فرهنگ و نزدیک ما هستند در اولویت هستند.
پزشکیان با اشاره به دیدارش با رئیس جمهور آذربایجان بیان کرد: اینکه بتوانیم در دنیایی که در آن زیست میکنیم بستری را برای همدیگر باز کنیم که همه انسانها در آن رشد کنند در آرامش و روحی که انسانیت برای آن تلاش میکند، انسانی که به رشد برسد میخواهد به حق و عدالت خدمت کند.
وی در همین رابطه ادامه داد: پیام و پیغام من آمدن به اینجا این است که از یک ریشه و خانواده هستیم، رنگ و نژاد ما نیز یکی است چرا که با هم بودیم و اگر مرد برداشته شود این سو و آن سوی مرز با یکدیگر قوم و خویش بودهاند، مرزی برای ما درست کردند و دعوا راه انداختند حالا ما نمیگوییم که مرزها نباشند. حتی خواهر و برادرها میشوند و برای خانههای خود دیوار میکشند.
رئیس جمهور تصریح کرد: ما میتوانیم با حفظ همه این حریمها ارتباطمان بر اساس برادری، صمیمیت و انسانیت همچنین قبول حریم یکدیگر باشد و یکدیگر زندگی کرده و داد و ستد کنیم و امروز در جلسه با رئیس جمهور محترم آذربایجان این مسائل را به بحث گذاشتیم و پذیرفتیم، ما از طرف کشور خودمان سعی خواهیم کرد موانع را برطرف کنیم.
پزشکیان خاطرنشان کرد: مطمئن هستم رئیس جمهور آذربایجان این بسترها را فراهم خواهد کرد و این فرصتهای طلایی برای تغییر و دگرگونی را در منطقه ایجاد خواهیم کرد و به جای دعوا کردن بستر و زمینهای که موجود داریم را استفاده میکنیم تا تمدن دیگری خلق شود. به جای با هم دعوا کردن و بدبین بودن به یکدیگر باید اعتماد و صداقت و راستی را بین همدیگر دوباره زنده کنیم. این همان چیزی است که در فرهنگ و باور ما است میتوانیم به هم کمک کنیم و همدیگر را ارتقا دهیم.
وی در بخشی از سخنانش یادآور شد: ارتباطات و حل مشکلات همدیگر میتواند دنیای خوب و صمیمی و پیشروندهای را برای همه ما ایجاد کند، در جلساتی که با رؤسای کشورهای همسایگان برگزار میکنیم میگوئیم که باید راههای ما برای همدیگر باز باشد و باید بتوانیم بدون اینکه مشکلی وجود داشته باشد بین کشورهای یکدیگر تردد کنیم چه چیزی در منطقه ما از اروپا کمتر از آنها مرزها را برمیدارند و ما بین مرزهایمان دیوار میکشیم.
رئیس جمهور با اشاره به اینکه اتحادیه اروپا نمادشان را یکسان میکنند تا به سهولت تجارت کنند اما ما مشکل ایجاد میکنیم، افزود: ما میتوانیم بازار وسیعی برای تجارت، صنعت، گردشگری و هر موضوع دیگری داشته باشیم و به هم کمک کنیم تا رونق یابد و تلاش میکنیم این اتفاق رخ دهد توافقات خوبی داشتیم و امیدوارم این توافقات در عمل اجرا شود و ما مصمم به اجرای این توافقها هستیم.
پزشکیان پس از آنکه از پیگیری مسائل مطرح شده از سوی دانشجویان مقیم جمهوری آذربایجان خبر داد مورد تشویق حاضران قرار گرفت و ادامه داد: پیگیر جلسات مربوطه خواهم بود و در داخل آن روندها به نحو مقتضی پیش میرود، اجازه دهید حرفم را بزنم نمیخواهد برای من دست بزنید، حرف منطقی این است که ارزیابی علمی امکانپذیر است. باید ببینیم ارزیابی علمی و مهارتی چگونه ممکن خواهد بود.
وی همچنین خطاب به دانشجویان یادآور شد: امیدوارم از نظر مهارتی به جایی برسید که بتوانید از این آزمونها عبور کنید، من پزشکم -و آن دوران- بسیار دشوار بود که از سال اول دانشگاه به سال دوم راه یابیم، هر سال از ما آزمون میگرفتند، از شما نیز میتوان آزمون گرفت و باید ببینیم چه قوانین و مقرراتی گذاشتند که نمیتوانیم از شما آزمون بگیریم. وقتی به تهران برگشتم در جلسه این موضوع را پیگیری میکنم.
رئیس جمهور افزود: سعی میکنم ارزشیابی و بررسی مجدد مدارک شما شکل بگیرد، ما در خدمت شما هستیم همچنین تجار ما و فرهنگیان ما، سیاستمداران، دانشجویان ما، وظیفه ما باز کردن گرهها و مشکلات بر سر راه شما است و به اینجا آمدهایم تا مشکل شما را حل کنیم و مشکل ما تجارت و فرهنگ است.
پزشکیان تصریح کرد: تلاش میکنیم مقرراتی که در داخل برای شما مشکل ایجاد میکند را از میان برداریم، به عنوان دولت باید تلاش کنیم تا شما تعامل داشته و مشکلات این سوی مرز را نیز نداشته باشید.
رئیس جمهور با طرح این موضوع که قرار بود فردا نیز در آذربایجان به سر ببریم ادامه داد: استانداران فردا در آذربایجان خواهند بود و به دلیل حوادثی که در بندرعباس و بندر شهید رجایی رخ داده است باید به کشور بازگردم، اصولاً نباید به این سفر میآمدم اما این سفر نیز حائز اهمیت بود و در فرصت دیگری به آذربایجان میآیم و سعی میکنیم ارتباطات را صمیمیتر و عمیقتر کنیم.
رهبر انقلاب: مسئولان هرگونه سهلانگاری یا تعمّد را کشف و پیگیری کنند
در پی حادثه دردناک آتشسوزی در بندر شهید رجایی بندرعباس، حضرت آیتالله خامنهای در پیامی ضمن تسلیت به خانوادههای مصیبتزده، مسئولان امنیتی و قضائی را موظف کردند که هرگونه سهلانگاری یا تعمّد در این حادثه را بهطور کامل بررسی و کشف کرده و بر طبق مقررات پیگیری نمایند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسمالله الرّحمن الرّحیم
انالله و اناالیه راجعون
حادثه دردناک آتشسوزی در بندر شهید رجایی موجب اندوه و نگرانی است.
مسئولان امنیتی و قضائی موظفند با بررسی کامل، هرگونه سهلانگاری یا تعمّد را کشف و بر طبق مقررات پیگیری کنند.
همهی مسئولان باید خود را در پیشگیری از حوادث تلخ و خسارتبار موظف بدانند.
اینجانب رحمت و مغفرت الهی برای جانباختگان و صبر و سکینه برای خانوادههای مصیبت زدهی آنان و شفای عاجل برای آسیبدیدگان این حادثهی تلخ مسألت میکنم و از مردمان پرگذشتی که در لحظهی نیاز آمادهی خون دادن به مصدومان شدند صمیمانه تشکر میکنم.
والسلام علیکم و رحمةالله
سیّدعلی خامنهای
۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
مبارک باشد بر امّت اسلامی، بر ملّت ایران، بر جمع حاضر، بر میهمانان و برادرانِ مسلمان سفرای کشورهای اسلامی، این عید سعید و فطرِ مبارک.
حقیقتاً امروز دنیای اسلام احتیاج دارد به نقاطی که آنها را به هم وصل میکند و متّصل میکند و از آنها یک واحد فعّال و کارآمد میسازد. عید فطر یکی از آنها است. در دعائی که ما در قنوت نماز عید فطر میخوانیم که «وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ [ذُخراً] وَ شَرَفاً وَ [کَرامَتاً وَ] مَزیداً،(۲) این جملهی «مزید» جملهی پُرمغز و پُرمعنایی است؛ یعنی این عید فطر موجب این است که عزّت اسلام، عزّت رسول مکرّم روزبهروز افزایش پیدا کند؛ دین او، راه و روشی که او در مقابل بشریّت قرار داد، روزبهروز گسترش پیدا کند، افزایش پیدا کند. عید فطر یک چنین خصوصیّتی دارد. کِی این اتّفاق خواهد افتاد؟ آن عید فطری که مردم در آن در کنار یکدیگر قرار نگیرند، تضرّع نکنند، با خدا حرف نزنند، اجتماع تشکیل ندهند، این خصوصیّت را ندارد. عید فطر را ما میسازیم، ما [آن را] به عنوان شرف و مزید و برکت برای اسلام و مسلمین قرار میدهیم؛ با رفتار خودمان، با حرکاتی که انجام میدهیم. اگر در امّت اسلامی اتّحاد وجود داشته باشد، همّت وجود داشته باشد، بصیرت وجود داشته باشد، عید فطر حقیقتاً مزید خواهد بود.
امروز حوادث گوناگون عالم پیدرپی با سرعت سرسامآوری اتّفاق میافتد؛ چه در منطقهی ما، چه در دیگر مناطق دنیا. این سرعت حوادث اقتضا میکند که همهی کسانی هم که خودشان را در حوادث عالم دخیل میدانند یا متأثّر از این حوادث میدانند، با سرعت، با دقّت این حوادث را دنبال کنند و جایگاه خودشان را مشخّص کنند؛ امروز این وظیفه در مقابل دولتهای اسلامی است. دولتهای اسلامی به ملّتهای خودشان، به دوستان خودشان، به دشمنان خودشان، به حوادثی که در پیش روی آنها و در انتظار آنها است، با دقّت فکر کنند.
دنیای اسلام دنیای بزرگی است. ما مسلمانها، هم جمعیّت زیادی هستیم، هم در جغرافیای دنیا در نقطهی حسّاسی هستیم، هم از لحاظ ثروت طبیعی دنیا جزو کشورها و مجموعههای ثروتمند دنیا هستیم؛ اگر دنیای اسلام بخواهد از این موقعیّتهای حسّاس استفاده کند، احتیاج دارد به یک اقدام اساسی و آن، اتّحاد است؛ اتّحاد دنیای اسلام.
اتّحاد به معنای این نیست که دولتها یکی بشوند؛ معنایش این نیست که در همهی گرایشهای سیاسی مثل هم فکر کنند. معنای اتّحاد دنیای اسلام این است که در درجهی اوّل منافع مشترک را بشناسند؛ در درجهی اوّل بدانند منافع مشترکشان چیست. منافعمان را آنچنان تعریف نکنیم که مستلزم اختلاف و دعوا و نزاع بین خودمان باشد. خانوادهی دنیای اسلام یک خانواده است، یک مجموعه است؛ دولتهای اسلامی بایستی به این فکر کنند و در این راه حرکت کنند. جمهوری اسلامی دست خود را به سمت همهی دولتهای اسلامی دراز کرده، خود را با آنها برادر میداند ــ همچنان که آقای رئیسجمهور الان بیان کردند ــ خود را با آنها در یک جبههی کلّی و اساسی میداند. با هم همکاری کنیم، با هم همفکری کنیم، اتّحاد دنیای اسلام را حفظ کنیم؛ در آن صورت قدرتهای متجاوز، قدرتهای ستمگر، قدرتهای زورگو نخواهند توانست به دنیای اسلام تعرّض کنند، زور بگویند، باجطلبی کنند. امروز متأسّفانه باجخواهی و باجطلبی یک کار رایجی بین قدرتها شده. قدرتهای بزرگ در مقابل کشورها و دولتها و ملّتهای ضعیف از آنها باج میطلبند، صریح هم این را بیان میکنند. نگذاریم دنیای اسلام مواجه با باجطلبی آمریکا و امثال آمریکا بشود.
از حقوق مظلومان دفاع کنیم. امروز بخشی از دنیای اسلام بشدّت مجروح است؛ فلسطین مجروح است، لبنان مجروح است. جنایتهایی که در این منطقه انجام میگیرد، بعضی بیسابقه است؛ ما به یاد نداریم در تاریخی که یا مشاهده کردهایم یا خواندهایم، که در کمتر از دو سال حدود بیست هزار کودک را در یک درگیری نظامی از بین ببرند! اینها شوخی نیست؛ اینها را دنیای اسلام ببیند، بشناسد، بفهمد، از رنج مردم فلسطین احساس رنج کند و خودش را موظّف بداند. [اگر] دنیای اسلام دست به دست هم بدهند، میتوانند؛ احتیاج به جنگ و کار نظامی هم ندارد، همینقدر که اتّحاد و اتّفاق باشد، همدلی باشد، همزبانی بین دولتهای اسلامی باشد، دیگران حساب کار خودشان را میکنند.
امیدواریم خداوند متعال این عید فطر را بر همهی امّت اسلامی مبارک کند و این همّت را، این انگیزه را، این حرکت را به مسئولان کشورهای اسلامی بدهد که بتوانند به معنای واقعی کلمه امّت اسلامی را تشکیل بدهند.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
خطبههای نماز عید فطر
الحمد لله ربّ العالمین. الحمد لله الّذی خلق السّماوات و الارض و جعل الظّلمات و النّور ثمّ الّذین کفروا بربّهم یعدلون. احمده و استعینه و استنصره و اطلب منه التّوفیق و استغفره و اتوب الیه و اصلّی و اسلّم علی حبیبه و نجبیه سیّد خلقه سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
عید سعید فطر را تبریک عرض میکنم به همهی حضّار محترم در این نماز، به همهی ملّت ایران، به همهی امّت اسلامی؛ همچنین تبریک عرض میکنم نوروز را، سال جدید را و همچنین دوازدهم فروردین، روز جمهوری اسلامی ایران را که عید بزرگ ملّت ایران است.
امسال هم ماه رمضان سپری شد و ملّت عزیز ما این تجربهی الهیِ گرانقدر را بحمدالله بخوبی گذراندند. ماه رمضان یک پدیدهی توحیدی است؛ یعنی دلها را و انسانها را به خدای متعال نزدیک میکند. ماه رمضان عرصهی تقرّب به خدا است، محلّ وعدهی تجدید حیات معنوی است؛ یعنی خداوند متعال با تشریع روزهی ماه رمضان یک فرصتی به من و شما داده است که در طول یک سال، یک ماهِ تمام این فرصت را داشته باشیم که دلهای خودمان را شستوشو بدهیم، خودمان را تطهیر کنیم و اگر بتوانیم، خودمان را از آلایشها بیرون بیاوریم و توحیدی کنیم. روزهی ماه رمضان، اُنس با قرآن در ماه رمضان، لیلةالقدر ماه رمضان، توسّلات و تضرّعات و دعاها در ماه رمضان، همهی اینها انسانساز است. ماه رمضان، حقّاً و انصافاً یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است. هر کس به هر اندازهای آداب ماه رمضان را مراعات کند و عمل کند، به همان اندازه دل او و جان او و باطن او ساخته میشود، توحیدی میشود. خداوند فرمود: لَعَلَّکُم تَتَّقون؛(۲) این ماه رمضان برای تقوا است، برای متّقی شدن دل و جان انسان است.
امسال بحمدالله ماه رمضان غنی و سرشار از معنویّتی داشتیم؛ در این ماه رمضان رواج قرآن به طور روشنی محسوس بود؛ تلاوت قرآن، جزءخوانی قرآن، تأمّل در آیات قرآن؛ رواج انفاق و سفرههای افطار در مساجد، در حرمها، در خیابانها، در مراکز عمومی؛ حضور در مجالس دعا، حضور پُرشور، حضور متراکم ــ بخصوص جوانها ــ در مجالس دعا و مناجات و تضرّع و توسّل، امسال بحمدالله در ماه رمضانی که گذشت کاملاً محسوس بود؛ همهی قشرها با همهی ظواهر در این مراسم شرکت کردند، بهره بردند، دعا کردند، با خدای متعال حرف زدند، از خدا خواستند، به خدای متعال توکّل کردند، بهرهی زیادی بردند؛ «هنیئاً لارباب النّعیم نعیمهم»؛(۳) آن کسانی که بهره بردند، انشاءالله از این بهرهی ماه رمضان در طول سال استفاده کنند و دل را پاکیزه نگه دارند و تا ماه رمضان آینده این معنویّت را حفظ کنند، انشاءالله ماه رمضانِ بعد یک درجه بالاتر و پیشتر خواهند رفت.
ختم ماه رمضان هم به این راهپیمایی پُرشور و پُرمعنا انجام گرفت؛ مردم ــ ملّت ایران ــ در جمعهی آخر ماه رمضان حرکت عظیمی را انجام دادند و مطالب زیادی از این اجتماع عظیم مردم به دنیا منعکس شد؛ آنهایی که باید بفهمند، آنهایی که باید بشناسند ملّت ایران را، خیلی پیامها را از این اجتماع عظیمِ شما مردم عزیز در تهران، در شهرهای گوناگون ــ بزرگ و کوچک ــ [دریافت کردند و] مردم توانستند این پیام را برسانند و کار بسیار مهمّی انجام گرفت. رشد قلبی همراه با تلاش سیاسی و تحرّک ایمانی، دستاورد این ماه رمضانی بود که گذشت؛ این را حفظ کنیم.
امروز روز عید است؛ از خدای متعال در این روز مبارک بخواهید به شما کمک کند تا انشاءالله بتوانید این دستاوردهای ارزشمند را برای خودتان، برای کشورتان، برای آیندهتان محفوظ بدارید.
بِسمِاللهِالرَّحمنِالرَّحیمِ *قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ * اَللهُ الصَّمَدُ * لَم یَلِد وَلَم یولَد * وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُوًا اَحَدٌ.(۴)
بسماللهالرّحمنالرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما علیّ امیرالمؤمنین و الصّدّیقة الطّاهرة و الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل الجنّة و علیّبنالحسین زینالعابدین و محمّدبنعلیّ باقر علم الاوّلین و الآخرین و جعفربنمحمّد الصّادق و موسیبنجعفر الکاظم و علیّبنموسی الرّضا و محمّدبنعلیّ الجواد و علیّبنمحمّد الهادی و الحسنبنعلیّ الزّکیّ العسکریّ و الحجّة القائم المهدیّ صلوات الله علیهم اجمعین و السّلام علی ائمّة المؤمنین و هداة المستضعفین.
در این خطبهی دوّم، یک روی دیگر از این ماه رمضانی که گذشت را عرض میکنم. شیرینیهای ماه رمضان را ملّت ایران و ملّتهای دیگر چشیدند، لکن تلخی این ماه رمضان هم کام همهی روزهداران دنیای اسلام را تلخ کرد و آن عبارت بود از حوادث خونین غزّه و لبنان و فلسطین. باز هم نسلکشی، باز هم کودککشی، باز هم حمایت آمریکا از شرارتهای رژیم صهیونی غاصب فاسد، باز هم کمک به شرارتهای این دستهی آدمکش و تروریست که امروز فلسطین را غصب کردهاند و بر فلسطین و مردم فلسطین حکومت میکنند؛ به اینها کمک کردند، از اینها حمایت کردند.
در اظهارات سیاسیای که غربیها میکنند، مکرّر شنیدهاید که از نیروهای نیابتی اسم میآورند؛ ملّتهای شجاع منطقه، جوانان غیور منطقه را به نیابتی بودن متّهم میکنند. من میخواهم بگویم در این منطقه فقط یک نیروی نیابتی وجود دارد و آن، رژیم صهیونی غاصب فاسد است. رژیم صهیونیستی به نیابت از استعمارگران آتشافروزی میکند، نسلکشی میکند، جنایت میکند؛ اگر دستش برسد به کشورهای دیگر تجاوز میکند، همچنان که امروز دارد به سوریه تجاوز میکند. وارد خاک سوریه میشود تا چند کیلومتری دمشق هم پیش آمده؛ این کار را به نیابت استعمارگرها میکند؛ همان کسانی که بعد از جنگ جهانی دست گذاشتند روی این منطقه و این منطقه را به این شکل درآوردند؛ حالا رژیم صهیونیستی به نیابت از آنها دارد کار آنها را دنبال میکند و تکمیل میکند.
در اظهارات استعمارگران، همین کسانی که با پولشان، با رسانهشان، بر دنیا حکومت میکنند، بر کشورها حکومت میکنند، تروریسم به عنوان یک جنایت محسوب میشود و از تروریسم به عنوان یک جنایت نام برده میشود، امّا [اقدامات] تروریستی برای این رژیم خبیث جنایتکار یک امر جایز و مباحی است! دیگران اگر از حقّ خودشان هم دفاع کنند، از خاک خودشان هم دفاع کنند، به آنها میگویند تروریست، امّا رژیم خبیث صهیونیستی صریحاً نسلکشی میکند، کودککشی میکند، جمعیّت زیادی را میزند، بخصوص اشخاص را ترور میکند و میگوید هم که من ترور کردم، امّا چشمان استعمارگران غربی روی اینها بسته است، به او لبخند هم میزنند، کمک هم میکنند، از او حمایت هم میکنند. از سالها پیش، غیر از کشتارهای جمعی در شهرها و روستاهای فلسطین که رژیم صهیونیستی از همان اوایل شروع کرد و تا حالا ادامه دارد، علاوهی بر آن، یکی از کارهای رایج آنها ترور شخصیّتها است، ترور آدمها است؛ «ابوجهاد»(۵) را در تونس ترور میکنند، «فتحی شقاقی»(۶) را در قبرس ترور میکنند، «احمد یاسین»(۷) را در غزّه ترور میکنند، «عماد مغنیه»(۸) را در سوریه ترور میکنند، تعداد زیادی از دانشمندان عراقی را در بغداد ترور میکنند ــ بعد از آنکه بیست سال قبل، آمریکا وارد عراق شد ــ شهدای دانشمند هستهای را در تهران ترور میکنند؛ کارشان، حرکتشان، حرکتِ تروریستیِ واضح است و آمریکا حمایت میکند، تعدادی از دولتهای غربی حمایت میکنند، بقیّه هم تماشا میکنند و نگاه میکنند. در همین برههی اخیر، در کمتر از دو سال، حدود بیست هزار کودک را رژیم صهیونیستی شهید کرد و پدرها و مادرهای آنها را داغدار کرد، [امّا] کسانی که شعار حقوق بشر میدهند دارند تماشا میکنند و هیچ گونه حرکتی در مقابلشان انجام نمیدهند. ملّتهای دنیا عصبانیاند، ناراحتند، تا آنجایی که اطّلاع دارند؛ ملّتهای دنیا از بسیاری از مسائل و جنایات اطّلاع ندارند. اینکه میبینید در خیابانهای اروپا و حتّی آمریکا علیه رژیم صهیونیستی شعار میدهند، به خاطر اطّلاعات محدود آنها است؛ [اگر] اطّلاعات بیشتری داشته باشند، بیشتر از این هم [اعتراض] میکنند.
نتیجهی این حرفهایی که عرض میکنم، این است که این گروه تبهکار باید از فلسطین ریشهکن بشود و به حول و قوّهی الهی ریشهکن هم خواهد شد. در اینجا تلاش برای این کار و در راه این کار، یک وظیفه است؛ هم وظیفهی دینی است، هم وظیفهی اخلاقی و وظیفهی انسانی است. همه وظیفه دارند در این راه کار کنند، تلاش کنند، برای اینکه این موجود شریر را، این موجود جنایتکار را از این منطقه حذف کنند.
همه بدانند! مواضع ما همان مواضعی است که بود، دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم همان است که بود. تهدید میکنند که شرارت خواهند کرد. البتّه ما خیلی اطمینان نداریم و احتمال زیاد نمیدهیم که از بیرون شرارتی انجام بگیرد، امّا اگر شرارتی انجام بگیرد، قطعاً ضربهی متقابلِ محکم خواهند خورد. و اگر به فکر این باشند که در داخل کشور فتنه راه بیندازند، مثل بعضی از سالهای قبل که راه انداختند، جوابشان را خود ملّت ایران خواهند داد، همچنان که در گذشته دادند. خداوند شما را موفّق و مؤیّد بدارد.
بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ * وَ العَصرِ * اِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسرٍ * اِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبرِ.(۹)
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
(۱ خطبههای این نماز در مصلّای امام خمینی (ره) تهران ایراد گردید.
پیام تلویزیونی در آستانه روز جهانی قدس
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
راهپیمایی روز قدس همیشه نشانهی اتّحاد ملّت ایران و اقتدار ملّت ایران است؛ همچنین نشانهی این است که ملّت ایران بر سر اهداف مهم و سیاسی و اساسی خود، پایدار و بااستقامت است. اینجور نیست که شعار حمایت از فلسطین را بدهد، بعد که یکی دو سال بگذرد رها کند. چهل و چند سال است روز قدس ملّت ایران در راهپیمایی شرکت میکنند، در هوای سرد، هوای گرم، با دهان روزه، در سراسر کشور، نهفقط در شهرها؛ در شهرهای بزرگ، کوچک و روستاها. بنابراین راهپیمایی روز قدس یکی از افتخارات ملّت ایران است.
امسال این راهپیمایی به نظر من اهمّیّت بیشتری دارد. ملّتهای دنیا طرفدار ما هستند؛ آنهایی که ما را میشناسند، طرفدار ملّت ایرانند لکن برخی از سیاستها و دولتها که مخالفند، علیه ملّت ایران تبلیغات میکنند: وانمود میکنند وجود اختلاف را؛ وانمود میکنند وجود ضعف را. راهپیمایی شما در روز قدس همهی این ترفندها و سخنان باطل را ابطال خواهد کرد.
امیدوارم انشاءالله خدا کمکتان کند و راهپیمایی روز قدس یکی از بهترین و پُرشکوهترین و باعزّتترین راهپیماییهای این چند سال باشد.
والسّلام علیکم و رحمةالله

سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید و انشاءالله این آغاز سال برای همهی شما و برای همهی ملّت ایران سال مبارکی را نوید بدهد. امسال نوروز و آغاز سال به خاطر تقارن با ایّام و لیالی متبرّک، حال و هوای معنوی بیشتری پیدا کرده. البتّه این نکته را به یادمان داشته باشیم که در همهی سالها هم ایرانیان در عید نوروز نگاهشان، نگاه معنوی و همراه با توسّل و توجّه به حضرت احدیّت است؛ لذا سال تحویل را همیشه با دعا آغاز میکنیم؛ جمعیّتهایی که در عید نوروزهای سالهای متمادی مسافرت میکنند، اغلب به مراکز متبرّک سفر میکنند. امسال دیدید در لحظهی تحویل، جمعیّت عظیمی را که در مشهد، در صحن مطهّر اجتماع کرده بودند؛ یا شب قبل مردم تهران بهشت زهرا را انباشتند از جمعیّت؛ این معنایش آن است که ایرانیان ما، مردم عزیز ما حتّی عید نوروز را هم یک عید معنوی به حساب میآورند و با توجّه و توسّل به خدای متعال سالشان را آغاز میکنند. خدا را باید سپاسگزار بود که با وجود تبلیغات سمّی و زهرآگین دشمنان برای اینکه ملّت ایران را از معنویّت جدا کنند، این تبلیغات، این تلاشهای همهجانبهی دشمن، ناکام مانده و ملّت ما به معنویّت، به توجّه، به توحید، به توسّل به ائمّه (علیهم السّلام) نزدیکتر شدهاند و ارادتشان، اظهار محبّتشان، اخلاصشان بیشتر است.
این ایّام متعلّق به امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است؛ این هم برای ما درس است. امیرالمؤمنین قلّهی عدالت است، قلّهی تقوا است، قلّهی گذشت است در طول تاریخ. اگر ملّت ایران و ملّتهای مسلمان بخواهند استفاده کنند از درس این انسان بزرگ و برترین انسانها بعد از پیغمبر اکرم، باید به نهجالبلاغه بیشتر مراجعه کنند. من توصیه میکنم امسال فعّالان عرصهی فرهنگی به مطالعهی نهجالبلاغه و آموزش نهجالبلاغه توجّه ویژهای داشته باشند.
آنچه مایلم به همه عرض بکنم این است که در این شبها فرصت دعا و تضرّع را از دست ندهید. امشبی که میآید، شب بیستویکم است، بعد هم شب بیستوسوّم است؛ اینها فرصت است، اینها مغتنم است؛ هر یک ساعتِ این شبها برای ما ارزش یک عمر دارد. میتوانید شما ــ بخصوص جوانها، بخصوص جوانها ــ با یک توجّه، با یک دعا، با یک اخلاص، سرنوشت زندگی خودتان بلکه سرنوشت زندگی یک ملّت را تغییر بدهید؛ با یک دعا. خدای متعال وعده کرده است «وَ اِذا سَاَلَکَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریبٌ اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلیَستَجیبوا لی وَلیُؤمِنُوا بی»؛(۱) خدای متعال میفرماید من نزدیکم، میشنوم، پاسخ میدهم. «وَلیُؤمِنوا بی» یعنی باور کنید. این را باور کنید، بدانید دعای شما، درخواست شما، تضرّع شما از سوی خدای متعال شنیده میشود و پاسخ داده میشود، در صورتی که خودمان موانعی ایجاد نکنیم. این دعا وسیلهی موفّقیّت است، نهفقط در مسائل اخروی و برای برزخ و قیامت، حتّی برای دنیایتان، برای زندگی شخصیتان؛ حتّی در مبارزات بزرگ، در کارهای عظیم دعا کارساز است، دعا سبب است، وسیله است؛ این وسیله را خدا برای ما و در اختیار ما قرار داده؛ مثل توسّل به ائمّه (علیهم السّلام). ائمّه خلفاءالله هستند، مظهر قدرت الهی، مظهر علم الهی [هستند]؛ از آنها میخواهیم؛ خدمتی که خدای متعال محوّل کرده است به بندگان صالحش، کاری که آنها میکنند، کمکی که آنها میکنند، کمکی است که خدا دارد به ما میکند؛ وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَ لکِنَّ اللَهَ رَمىٰ.(۲) توسّل به اولیاءالله و ائمّهی هدیٰ (علیهم السّلام) و تضرّعِ عندالله در اختیار ما بندگان است؛ اینها را باید قدر دانست.
پیغمبران خدا، در مشکلات بزرگشان، متوسّل میشدند و دعا میکردند. در قرآن نقل میکند از حضرت موسیٰ (علیه السّلام) که در مبارزهاش با فرعون با آن شدّت، [میگوید] «رَبَّنا اِنَّکَ آتَیتَ فِرعَونَ وَ مَلَاَهُ زینَةً وَ اَموالاً ... رَبَّنا لِیُضِلّوا عَن سَبیلِکَ رَبَّنَا اطمِس عَلىٰ اَموالِهِم وَ اشدُد عَلىٰ قُلوبِهِم»؛(۳) دعا میکند و برای اینکه بر فرعون غلبه کند، از خدای متعال کمک میخواهد. خداوند متعال هم در جواب میگوید: قَد اُجیبَت دَعوَتُکُما فَاستَقیما؛(۴) دعا کردید، از خدا خواستید که در مبارزهی با فرعون پیروز بشوید، این را خواستید، خیلی خب، قَد اُجیبَت دَعوَتُکُما؛ خواستهی شما برآورده شد، فَاستَقیما؛ بِایستید، محکم، با ثبات، با امید. موسیٰ (علیه السّلام) به این توصیهی الهی و به این امر الهی عمل کرد و در مبارزهی خون با شمشیر، خون را بر شمشیر پیروز کرد. مبارزهی ملّت ایران هم همینجور بود ــ با توسّل، با دعا، با توجّه و با استقامت، با ایستادگی ــ و همینجور خواهد بود.
البتّه جبههی حق در این مبارزات هزینه هم میدهد. من مایلم تأکید کنم بر این مطلب؛ به حوادث سال ۱۴۰۳ ــ سال گذشته ــ با این چشم نگاه کنید. در مبارزهی حق و باطل، پیروزی با حق است امّا جبههی حق هزینه میدهد. در جنگ هشتساله در دفاع مقدّس، یک طرف ما بودیم، طرف مقابل یک ائتلاف جهانی بود پشت سر صدّام! هشت سال جنگ طول کشید، بعد از هشت سال همهی دنیا قبول کردند که ایران ــ ایران تنها و تهیدست ــ بر طرف مقابل پیروز شد؛ این را همه فهمیدند، این را همه گفتند، این را همه تصدیق کردند، امّا خب ما در این پیروزی همّتها از دست دادیم، باکریها از دست دادیم، خرّازیها از دست دادیم، چمرانها از دست دادیم؛ اینها خسارت است، اینها هزینه دادن است، لکن در راه پیروزی نهایی است. در حوادث سال گذشته، شخصیّتهای بزرگی از دست ما رفتند؛ شخصیّتهای ارزندهی ایرانی و لبنانی از دست ما رفتند؛ اینها مصیبت بود برای ما، مثل قضیّهی موسیٰ؛ آنجا هم همینجور. حضرت موسیٰ وقتی به مصر آمد، یک زندگی آرام و راحتی که نداشت؛ خودش و بنیاسرائیل در نهایت شدّت بودند: قالوا اوذینا مِن قَبلِ اَن تَأتیَنا وَ مِن بَعدِ ما جِئتَنا؛(۵) بنیاسرائیل به موسیٰ میگفتند که قبل از اینکه شما بیایی به عنوان پیغمبر در مقابل فرعون بِایستی، ما زیر شکنجه بودیم، حالا هم که آمدی باز زیر شکنجهایم! حضرت موسیٰ به آنها فرمود: قالَ موسىٰ لِقَومِهِ استَعینوا بِاللهِ وَ اصبِروا؛(۶) استعانت کنید، از خدای متعال کمک بخواهید، صبر کنید، استقامت کنید، مسائل درست خواهد شد؛ و درست شد. همانهایی که گله میکردند که داریم شکنجه میشویم، جلوی چشم خودشان دیدند که فرعون و فرعونیان با ذلّت تمام در آب غرق شدند، نابود شدند و اثری از قدرت و سلطنتشان باقی نماند؛ فقط اجسامشان باقی ماند جلوی چشم، برای عبرت. به این چشم نگاه کنید به حوادثی که پیش میآید، به سختیها، به دشواریها. نهفقط در زمینهی مبارزه؛ ما سال گذشته ــ سال ۱۴۰۳ ــ حوادث تلخ طبیعی هم داشتیم. در طبس در یک معدن، بیش از پنجاه نفر جان باختند؛(۷) خب اینها حادثههای تلخی است. جواب حضرت موسیٰ این است: اِستَعینوا بِاللهِ وَ اصبِروا؛ از خدای متعال استعانت کنید، کمک بخواهید و صبر کنید. شک نکنید سرانجام این ایستادگیها، شکست دشمنان است، شکست رژیم خبیث فاسدِ فاسق صهیونیستی است.
نکتهی مهمّی که دیروز در پیام اوّل تحویل [سال]، به ملّت ایران عرض کردم(۸) و مایلم روی آن نکته تکیه کنم، این است که در این حوادث تلخ سال ۱۴۰۳، قدرت معنوی ملّت ایران آشکار شد؛ صبوری ملّت ایران، ایستادگی ملّت ایران، شهامت ملّت ایران، رشادت ملّت ایران آشکار شد. ملّتها در مقابل حادثهای مثل شهادت رئیسجمهورشان و جمعی از دولتمردانشان کمرشان خم میشود؛ ملّت ایران بازخورد این حادثه را در آن بدرقهی عظیم حماسی نشان داد؛ [یعنی] نمایش عظیم حضور مردم در تشییع جنازهی رئیسجمهور(۹) محبوبشان. یا در نماز جمعهی نصر(۱۰) که دنیا متعجّب شد؛ در همهی کشور آن نماز جمعهی تاریخی اتّفاق افتاد، مردم حضور پیدا کردند. دشمن تهدید میکرد، میخواست ملّت احساس خطر کنند؛ ملّت سینه سپر کردند، آمدند؛ جمعیّتهای کمنظیر. یا در انتخابات ریاست جمهوری،(۱۱) نشاط مردم و آمادگی مردم برای اینکه نگذارند کار کشور زمین بماند؛ در انتخابات شرکت کردند و ظرف پنجاه روز، رئیسجمهور انتخاب کردند، دولت تشکیل دادند. در تشییع شهید هنیّه(۱۲) و در تشییعهای گوناگون، در برخورد با حوادث لبنان و فلسطین و غیر اینها ملّت ایران قدرت معنوی خودش را، روحیهی خودشان را نشان داد؛ نقطهی اوج همهی اینها هم راهپیمایی بیستودوّم بهمن بود. راهپیمایی بیستودوّم بهمن در سال ۱۴۰۳ یکی از آن راهپیماییهای تاریخی بود؛ بعد از ۴۶ سال به یاد انقلابی که آمریکا علیه آن فریاد میکشد، تلاش میکند، اروپا علیه آن تلاش میکند، منافقین عالم، انواع و اقسامشان، گردنکشان، فسّاق، فجّار در هر نقطهی دنیا که هستند و دستشان میرسد علیه جمهوری اسلامی اقدام میکنند، ملّت ایران این حرکت عظیم مردمی را در روز بیستودوّم بهمن انجام میدهد. ملّت ایران خودش را به دنیا شناساند. عزیزان! خودمان هم خودمان را بشناسیم؛ ملّت ایران خودش هم خودش را بشناسد. ما ملّت قویای هستیم، ما ملّت رشیدی هستیم. همهی این مسائل، این رشادت، این حضور، این وارد میدان شدن، در حالی بود که مشکلات اقتصادی هم مردم را احاطه کرده بود؛ اینجور مشکلات اقتصادی معمولاً جمعیّتهای مردمی را ناامید میکند، افسرده میکند؛ مردم ما با همهی این مشکلات وارد میدان شدند، از نظام دفاع کردند. دشمنان نظام به کوری چشمشان دیدند که ملّت ایران به نظام جمهوری اسلامی علاقهمند است.
در زمینهی کارِ برای کشور هم مردم نشاط انجام دادند. من البتّه دیروز گفتم، تکرار هم میکنم که آن شعاری که ما سال گذشته دادیم،(۱۳) به طور کامل انجام نگرفت؛ این به جای خود محفوظ؛ امّا در میدان کار، در میدان عمران و آبادی و ساخت و پیشرفت انصافاً دستِکم مردم، کم نگذاشتند؛ کارهای بزرگی انجام گرفت؛ یک مقداری از آن را در آن جلسهای که کارآفرینان در همین حسینیّه جمع شدند، گزارش دادند؛(۱۴) یک مقداری از آن کارهایی که انجام گرفته بود، پخش شد. الان هم شما ببینید در همین چند ماه گذشته تعداد زیادی طرحهای فراوان مفید برای مردم در سرتاسر کشور ــ بعضی بزرگ، بعضی کوچک، امّا زیاد و متعدّد ــ افتتاح شد؛ این نشاندهندهی آن است که مردم در میدان کار الحمدلله فعّالند. البتّه ما قانع نیستیم؛ کارهای زیادی هست که باید انجام بگیرد که یکی از آنها را من شعار امسال قرار دادم؛ یک مختصری دربارهی آن توضیح خواهم داد.
مسئلهی تولید را بنده چند سال است تکرار میکنم؛ جهش تولید، مشارکت مردم در تولید و مانند اینها؛ همه مربوط به تولید؛ چرا؟ چون تولید یکی از کلیدهای اصلی بهبود اقتصاد کشور و معیشت مردم است. تولید داخلی خیلی اهمّیّت دارد. منتها تولید احتیاج پیدا میکند به سرمایهگذاری؛ سرمایهگذاری هم تا میگوییم، ذهن بعضیها میرود به سرمایهگذاری خارجیها؛ نه، سرمایهگذاری مردم خودمان؛ همین نقدینگیای که در اختیار مردم است، همین که بعضیها صرف میکنند نقدینگیهای خودشان را در راه سکّه، در راه زمین، در راه مسکن، در راه ارز و مشکلات درست میکنند برای کشور ــ علاوه بر اینکه سودی نمیرسانند، مشکل هم ایجاد میکنند ــ همین نقدینگی اگر صرف سرمایهگذاری بشود برای تولید، کشور پیشرفت خواهد کرد. سرمایههای کوچک تا سرمایههای بزرگ؛ از یک مرغداری کوچکِ محدود شما بگیرید تا یک کارخانهی عظیم؛ همهی اینها سرمایهگذاری است؛ میتوان این کارها را انجام داد.
بنده امسال گفتم «سرمایهگذاری برای تولید»، شعار سال است. همه ــ مردم و دولت ــ در این زمینه توجّه نشان بدهند به این شعار و تا آنجایی که میتوانند کمک کنند. هر کدام هم وظیفهای دارند؛ مردم یک وظیفه دارند، دولت یک وظیفه دارد. وظیفهی مردم همین است که هر کس میتواند، پولی دارد، امکانی دارد برای اینکه یک تولیدی، ولو کوچک، به وجود بیاورد، این کار را بکند ــ آن کسانی که همّتی کردند و اقدام کردند، سودش را هم خودشان بردند، هم کشور و مردم سود بردند ــ تا کسانی که کارسازان و کارفرمایان و اشتغالآفرینان بزرگ هستند که میتوانند چند هزار نفر را به کار وادار کنند با تولید؛ همهی اینها [وظیفه دارند]. این مال مردم.
وظیفهی دولت چیست؟ وظیفهی دولت این است که زمینه را برای این کار آماده کند. وظیفهی دولت این است: زمینه را آماده کند. بحمدالله دولت مستقر است ــ دولت مستقرّی داریم؛ مثل سال گذشته نیست که جابهجایی و تغییرات و مانند اینها اتّفاق افتاده باشد ــ این دولت میتواند برنامهریزی کند تا بتواند زمینهها را آماده کند. افزایش تولید به مقدّماتی نیاز دارد که مهمترین آنها افزایش سرمایهگذاری است. اگر سرمایهگذاری افزایش پیدا کند، تولید افزایش پیدا میکند؛ این توصیهی امسال بنده است به آحاد مردم.
البتّه مردم و کسانی که توانایی دارند، اگر بخواهند سرمایهگذاری کنند، احتیاج دارند به اینکه سرمایهشان امنیّت داشته باشد؛ این حرف من خطاب به نیروهای نظارتیِ مسئول در دستگاههای مختلف است، چه در دولت، چه در قوّهی قضائیّه، چه در مجلس؛ امنیّت سرمایهگذاری. کسانی که میخواهند سرمایهگذاری کنند، باید احساس امنیّت کنند. اگر احساس امنیّت نباشد، کار پیش نمیرود، [سرمایهگذاری را] انجام نمیدهند. ما گاهی میبینیم در بعضی از جاها دستگاههای نظارتی کأنّه بکلّی نیستند، غایبند، [لذا] کارهای خلافی انجام میگیرد؛ این غلط است. امّا یک جاهایی هم دستگاههای نظارتی سختگیریهای بیجا میکنند، این هم غلط است؛ یکی این است. یکی مسئلهی ثبات قوانین و مقرّرات است؛ هر روز مقرّرات، بخشنامهها و آئیننامهها عوض نشود؛ تا سرمایهگذار خاطرجمع باشد که میتواند اطمینان کند و سرمایهگذاری کند.
یک نیاز دیگری که باز بر عهدهی مسئولین است، این است که فرایند سرمایهگذاری را کوتاه کنند. گاهی به ما نامه مینویسند و شکایت میکنند که ما میخواهیم سرمایهگذاری کنیم، ما را دو سال، سه سال معطّل میکنند برای اینکه یک مجوّزی بدهند! این هم درست نیست؛ باید واسطهها را کم کنند و بتوانند سرعتِ عمل به این کار بدهند.
یک مسئلهی دیگر هم مسئلهی واردات است. گاهی یک شرکتی، یک مرکزی، با زحمت زیاد توفیق پیدا میکند یک کالایی را در داخل تولید کند، در همان وقت، یک دستگاه دیگر ــ دولتی یا غیر دولتی ــ همان کالا را از خارج وارد میکند! خب این ضربهی به تولید داخلی است. همهی اینها را باید دولت مراقبت کند.
یکی از لوازم سرمایهگذاری معرّفی فرصتها است. مردم میگویند «خیلی خب، ما حالا یک مقدار پول داریم، چه کار کنیم، چه جوری سرمایهگذاری کنیم؟» باید به اینها راهنمایی کرد. دستگاههای مختلف، دستگاههای دولتی مختلف، در حوزهی کاری خودشان فرصتهای شغلی را معرّفی کنند، به مردم بگویند، از تلویزیون استفاده بشود، شرح داده بشود، مردم راهنمایی بشوند که اینجوری میتوانید سرمایهگذاری کنید؛ مثلاً فرض کنید [سرمایهگذاری در] شرکتهای دانشبنیان یکی از کارهایی است که در این زمینه میتواند انجام بگیرد.
به هر حال، اگر مسئولان کشور میخواهند مسئلهی معیشت مردم را حل کنند ــ که البتّه میخواهند؛ میدانیم این را؛ مسئولین کشور، مسئولین دولتی، واقعاً میخواهند و اصرار دارند که وضع معیشت مردم را درست کنند ــ این صرفاً با کارهای حمایتی انجام نمیگیرد؛ البتّه کارهای حمایتی هم خوب است، [امّا] با کارهای ریشهای انجام میگیرد که یکی از کارهای ریشهای، همین مسئلهی تولید و سرمایهگذاری است؛ دنبال این باید حرکت کنید. حالا در این زمینه حرف زیاد است.
افراد مطّلع از مسائل اقتصادی و مسئول، با احساس مسئولیّت، مردم را توجیه کنند، راهها را و کارها را [تبیین کنند]، دولت را توجیه کنند و به دولت کمک کنند. بعضیها راهکارهایی دارند، به بنده نامه مینویسند و به من پیشنهاد میکنند. خب رهبری در برنامهریزیهای اقتصادی دخالتی نمیکند؛ یعنی حقّ دخالت هم ندارد، این جزو وظایف دولت است، دولت باید این کار را بکند، ما هم میفرستیم برای دولت. عمده این است که مسئولین دولتی بدانند که چه وظایفی بر عهدهی آنها است، چه توقّعاتی از آنها هست و آنها را انشاءالله انجام بدهند. این، مسئلهی شعار سال.
یک مسئلهای دربارهی این حرفهای سیاسی این روزها است؛ حرفهای آمریکاییها و دولتیهای آمریکا که یکی یک چیز میگوید، یکی آن را تکمیل میکند، یکی آن را رد میکند، یکی آن را اثبات میکند. من فقط یکی دو نکته میگویم. نکتهی اوّل که نکتهی مهم است، این است که آمریکاییها بدانند که در مواجههی با ایران هرگز با تهدید به جایی نخواهند رسید. مطلب دوّم: آنها و غیرِ آنها بدانند که اگر خباثتی نسبت به ملّت ایران انجام بدهند، سیلی سخت خواهند خورد.
مطلب بعدی: یک اشتباه بزرگی را سیاستمداران آمریکایی و اروپایی و امثال اینها میکنند و آن اینکه اسم مراکز مقاومت در منطقه را میگذارند نیروهای نیابتی ایران؛ به آنها اهانت میکنند! نیابتی یعنی چه؟ ملّت یمن انگیزه دارد، مراکز مقاومت در کشورهای منطقه انگیزه دارند؛ جمهوری اسلامی ایران نایب لازم ندارد؛ نیابتی یعنی چه؟ خودشان هستند. در آغاز غصب فلسطین، یکی از کشورهایی که در خطّ مقدّم مقابلهی با این کار قرار گرفت، کشور یمن بود؛ حاکم آن روزش بلند شد رفت در یک اجتماع بینالمللی شرکت کرد و اینجوری مخالفت کردند؛ اینها با این دشمنیها، با این خباثتها، با این ظلمهایی که رژیم صهیونیِ غاصبِ خبیث، امروز و دیروز نسبت به مردم انجام میدهد مخالفند، اعتراض دارند، ایستادگی میکنند، مقاومت میکنند؛ اینجا بحث نیابت نیست. اشتباه بزرگشان این است که خیال میکنند اینها به نیابت از ایران دارند این کار را میکنند؛ نخیر، به نیابت نیست؛ نظر ما معلوم است، نظر آنها هم معلوم است.
امروز خباثتهای رژیم صهیونیستی، رژیم بیرحم صهیونی ــ که واقعاً کلمهی بیرحم، کلمهی کوچکی است ــ دل بسیاری از ملّتهای غیر مسلمان را به درد آورده. علیه رژیم صهیونی در آمریکا و در بعضی از کشورهای اروپایی تظاهرات انجام میگیرد؛ نمیخواهند ببینند اینها را؛ دولتمردان غربی نمیخواهند اینها را ببینند، بفهمند و بدانند که ملّتهایشان چگونه فکر میکنند. میگویند آن دانشگاهی را که در آمریکا، دانشجویانش آمدهاند به نفع فلسطین تظاهرات کردهاند، بودجهاش را قطع کنید؛(۱۵) این هم گردش آزاد اطّلاعات، این هم لیبرالیسم، آزادی، حقوق بشر! اینجوری اینها برخورد میکنند. امروز ملّتها با این خباثتهایی که رژیم صهیونیستی دارد انجام میدهد، مسلّماً مخالفند، معارضند، در برابر اینها هر که بتواند، هر جور بتوانند، مقاومت میکنند؛ جمهوری اسلامی هم در مقابل این زورگوییها، در مقابل این خباثتها محکم ایستاده؛ ما صریح مواضع خودمان را اعلام کردیم؛ ما از مبارزین فلسطینی و از مبارزین لبنانی که از کشورشان، از غزّه، از فلسطین دفاع میکنند، حمایت میکنیم؛ این روش همیشهی جمهوری اسلامی بوده. البتّه تهدید میکنند؛ بدانند ما هیچ وقت شروعکنندهی برخورد و درگیری با این و آن نبودیم، امّا اگر چنانچه کسی خباثت کند و شروع کند، بداند که سیلیهای سختی خواهد خورد.
پروردگارا! در این روز اوّل سال تفضّلات و لطف خودت را بر این ملّت نازل کن. پروردگارا! این سال را برای ملّت ایران، برای ملّتهای مسلمان، سال مبارکی قرار بده؛ ملّتهای مظلوم را بر ظَلَمه فائق و پیروز بگردان. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، ما را بیامرز؛ ملّت ایران را به اهداف بزرگ خودش برسان؛ قلب مقدّس ولیّعصر را از ما راضی کن؛ روح مطهّر امام بزرگوار که این راه را ایشان روی ما باز کرد و روح مطهّر شهدای عزیز که یاری کردند امام بزرگوار را، راضی و خشنود بگردان؛ رحمت و مرحمت خودت را بر اینها نازل کن.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بیانات در دیدار شاعران و اهالی فرهنگ و ادب فارسی
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
اگر وقت نگذشته بود، من مایل بودم که از شعر بعضی از این آقایانی که اسم آوردید و بعضی دیگر که میبینم در جلسه حضور دارند و من روح لطیف و ذوق سرشار و شعر پختهی آنها را میشناسم، استفاده کنیم؛ منتها وقت گذشته و انسان وقتی خسته است ــ حالا شماها که جوانید و به این زودی خسته نمیشوید، امّا بخصوص در سنین ما انسان زود خسته میشود ــ لذّت آن شعر را آنچنان که باید و شاید نمیبرد.
شعر متعهّد و انقلابی بحمدالله روبهرشد است. امشب برای من یک شب مژدهآفرین بود. شعرهایی که خوانده شد، عموماً شعرهای خوبی بود. البتّه در یک حد نبود؛ بعضی خوبتر بود، بعضی خوب بود. و کیفیّت خواندن و توجّه به نکات شعری نشان میداد که شعرها ابتدائی سروده نشده؛ یعنی ناشی از یک منبع و یک مادّه در درون این شعرا است؛ یعنی الحمدلله شاعرِ تربیتشده در کشور، روزبهروز بیشتر شده و داریم. و البتّه گزارش هم به من دادند که در سال ۴۰۳ آزمون خوبی از سوی شعرای متعهّد و انقلابی در مراکز ذیربطِ به شعر داده شده.
این موج گسترش شعر، بخصوص در بین جوانها، خیلی امیدوارکننده است. شعر مهم است. شعر یک هنر بینظیر است. وجود انواع و اقسام رسانهها نتوانسته شعر را از موجودیّت رسانهای قوی و تأثیرگذار خودش تنزّل بدهد. شعر حقیقتاً یک رسانهی اثرگذار است. لذاست که هر چه شعر پیشرفت پیدا کند و شعرای خوب زیاد بشوند، جای خرسندی و خوشحالی دارد.
کمّیّتها البتّه خیلی زیاد شده ــ که خیلی خوب است ــ کیفیّتها هم انتظار داریم که به همین اندازه افزایش پیدا کند. الان کمّیّت بر کیفیّت رجحان دارد در بین مجموعهی شعرای جوان خوب ما؛ لکن این استعدادهایی که من میبینم، همهی اینها انشاءالله باکیفیّت خواهند شد، اگر خوب ادامه بدهند و پیش ببرند. شاعرِ باکیفیّت هم بحمدالله کم نداریم؛ یعنی شعرای خوب، شعرای قوی، شعرائی که انتظار داشتیم به یک رتبهی خوبی برسند و رسیدهاند، الحمدلله داریم در بین مجموعهی شعرای متعهّد و انقلابی؛ منتها من بارها و مکرّر این را گفتهام که هیچ کس ــ هم در شعر و هم در غیر شعر ــ با مشاهدهی ارتقاء خود نباید احساس کفایت بکند.
اینکه شما دیدید شعرتان ارتقاء پیدا کرده و تواناییتان بالا رفته و محصول کارتان یک محصول برجستهای است، شما را قانع نکند؛ برای خاطر اینکه شما همچنان با حافظ فاصله دارید، با سعدی فاصله دارید، با نظامی فاصله دارید. اعتقاد من این است که دورهی ما میتواند سعدیآفرین باشد؛ میتواند. حالا این عواملی که شاعر را شاعر میکنند و قادر بر استخدام الفاظ و جملهبندیها و واژهها میکنند چیست، یک بحث مفصّلی است، راجع به آن نمیخواهم صحبت بکنم؛ به هر حال این دوره دورهای است که شاعر تشویق میشود؛ این منافات ندارد با اینکه شعرا همیشه درددلهایی، گلههایی دارند. همیشه همینجور بوده؛ از اوّل تولّد شعر در ایران، یعنی از هزار و خردهای سال قبل، شعرا همیشه گله داشتهاند. شما نگاه کنید، شعرای بزرگ [با] اینهمه برخورداری در دربار پادشاهها و پول بگیر و مدح بگو که:
شنیدم که از نقره زد دیگدان
ز زر ساخت آلات خوان عنصری(۲)
با همهی اینها، آنها گلهمند بودند و همیشه هم از زندگی گله میکردند. این هست؛ این را نمیشود نفی کرد و تمام هم نمیشود. علّتش هم این است که نابسامانیها و کجیهای زندگی تمام نمیشود؛ منتها دیگران نمیبینند، شاعر میبیند؛ دیگران زبان گفتنش را ندارند، شاعر زبان گفتنش را دارد؛ علّت این است؛ این اشکال ندارد. امّا شعرای امروز ما بحمدالله برخورداریهای اجتماعیشان ــ کار به مسائل مادّی ندارم ــ احترامشان، اینکه این شاعر است، این اهل این هنر بزرگ است، محفوظ است.
ما زمان طاغوت، شعرای بزرگی را دیدیم که واقعاً شاعر برجسته بودند، [امّا] کسی اعتنائی به آنها نمیکرد. خب مثلاً مرحوم امیریفیروزکوهی خیلی شاعر بزرگی بود؛ به نظر من بهترین شاعر زمان خودش بود در بین غزلسراها، [امّا] کسی اعتنا نمیکرد به امیری؛ یعنی اصلاً کسی کاری به کار او نداشت. اگر در خیابان راه میرفت، در همان خیابان خانهی خودش کسی سلامش هم نمیکرد. هیچ وقت در یک برنامهی رادیویی، در یک برنامهی تلویزیونی ــ که حالا آن وقت خیلی نبود ــ حتّی در رسانههای مطبوعاتی از او و امثال او دعوت نمیشد. تنها کاری که میشد مثلاً فرض کنید فلان روزنامه برای اینکه صفحهی خودش را پُر کند، یک غزلِ مثلاً رهی را یا فرض کنید که امیری را یا دیگران را چاپ میکردند. کسی اعتنائی به اینها نمیکرد. امروز شاعر در تلویزیون، در رادیو، در برنامههای گوناگون و مانند اینها [حضور دارد]. بنابراین زمینه امروز برای سعدی شدن آماده است، برای حافظ شدن آماده است، برای نظامی شدن آماده است و میتوان پیش رفت.
بخصوص زبانی که امروز شعر ما پیدا کرده، این زبان، زبان بیسابقه است؛ یعنی الان زبان همین شعرهایی که شما خواندید، این زبان، یک زبان بیسابقهای است؛ این ساخت دورهی انقلاب است. حالا اینکه تعریفش چیست، احتیاج به کار و تأمّل دارد؛ البتّه بعضیها [در این زمینه] کار کردهاند . حالا برای من خیلی واضح و روشن نیست امّا زبان، زبانِ جدیدی است؛ نه زبان آن اشعار قدیمی خراسانی است، نه زبان غزلهای نوع عراقی است، نه زبان غزلهای هندی است؛ از هر کدام از اینها یک چیزی دارد و یک چیز اضافهای بر اینها دارد که این مخصوص این است. خب این خیلی خودش چیز مهمّی است. میتوان یک شاعر بزرگ، شعرای بزرگی، قلّههایی را فرض کرد در زمان ما. باید انشاءالله این کار انجام بگیرد.
باطن شاعر، در شعرِ شاعر اثر دارد؛ چون آنچه شما میگویید، از باطن شما میجوشد؛ هر چه باطن شما پاکیزهتر و زلالتر باشد، شعرتان پاکیزهتر و زلالتر خواهد شد. یعنی به این حتماً باید توجّه کرد؛ نمونههایش را ما دیدهایم، شعرائی که با روحیّات خاصّ خودشان شعر گفتهاند و شعرشان حاکی از آن روحیّات است. توصیهی من این است که بخصوص شعرای جوان، که طبعاً به خاطر ذوق و به خاطر احساسات لطیف و مانند اینها در معرض یک مسائلی قرار میگیرند، هر چه میتوانند بر تقوا و حفظ آن تشرّع و پایبندی به مبانی معرفتی، بیشتر تأمّل کنند. لذا شما در قرآن مشاهده میکنید که در آخر سورهی شعرا، در مورد شعرا [میفرماید]: اِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ ذَکَرُوا اللهَ کَثیرا»؛(۳) چرا «ذَکَرُوا اللهَ کَثیرا»؟ خب، همه باید ذکر کثیر بگویند؛ [امّا] اینکه شاعر را بالخصوص میگوید باید «ذَکَرُوا اللَهَ کَثیرا»، پیدا است که شاعر به این ذکرِ کثیر احتیاج دارد؛ یعنی بایستی ذکر کثیر گفته بشود.
یک سفارش من، استفاده از گنجینهی ادب فارسی است. بله، ما گفتیم که مثلاً سبک شعر شما با سبک سعدی فرق دارد لکن سعدی یک مجموعهی عظیمِ تجربهی هنری است یا در درجهی بعد حافظ و بعضی دیگر، که واقعاً نظیرشان را نمیشود پیدا کرد؛ اینها از لحاظ ذخایر هنری خیلی برجستهاند. از تکّهتکّه و ذرّهذرّهی شعر اینها میشود نکته استفاده کرد؛ یعنی شما که خوشذوقید، شما که جوانید، شما که یک چیزهایی را میبینید که امثال ماها نمیتوانیم ببینیم، خیلی چیزهای خوبی میتوانید استفاده کنید. خواهش من این است که به اینها مراجعه بشود.
یک نکتهی دیگر، بحث شعر عاشقانه، غزل عاشقانه است. گاهی اوقات من اینجا در این جلسه میبینم ــ و در سالهای گذشته هم بوده ــ که مثلاً غزل عاشقانه کأنّه یک جرمی است، یا مثلاً یک چیز منفیای است؛ نه، بالاخره در شاعر احساسات حاکی از محبّت و به صورتی عشق، به وجود میآید، عیبی هم ندارد؛ بنابراین گفتن شعر عاشقانه هیچ اشکالی ندارد. در کنار شعرهایی که برای مفاهیم مقدّس و متعالی گفته میشود، شعر عاشقانه هم گفته بشود، اشکالی ندارد؛ منتها مهم این است که شعر عاشقانه در سنّت شعر فارسی، همیشه عفیف و نجیب بوده؛ نگذارید شعر عاشقانهی شما از این نجابت و از این عفّت خارج بشود؛ این حرف ما است. برهنگی شعرِ عاشقانه و بیپردگی و بیحیائیِ شعر عاشقانه درست نیست. در زمان طاغوت، در بین شعرا بعضی بودند که نسبت به این قضیّه تعمّد داشتند. من یک وقتی از بعضیهایشان اسم آوردهام که دیگر نمیخواهم تکرار کنم آن را؛ ولیکن خب میشود شعر عاشقانه گفت و بدون اینکه هیچ تعریضی(۴) به جنبههای عفّت و نجابت و مانند اینها داشته باشد. این هم یک نکته که لازم است.
یک نکته مسئلهی مضمون و مضمونسازی است. البتّه در شعرهایی که حالا خوانده شد، مضامین خوبی وجود داشت که انصافاً آدم میبیند مضمونیابی و مضمونسازی [وجود دارد]، لکن یک مطلب واحد را با چند زبان میشود بیان کرد. شما میتوانید همان مطلبی را که صد تا شاعرِ دیگر گفتهاند ــ چون مطلب خیلی هست؛ گفت: «یک عمر میتوان سخن از زلف یار گفت»(۵) ــ با یک ترکیب جدید و با یک قالب جدید ارائه کنید؛ این میشود یک مضمون. شعر هندی که گفته میشود دارای مضمون است، یعنی این؛ وَالّا آن چیزهایی که در شعر هندی هست، اینجور نیست که در شعرهای دیگر نباشد؛ منتها به صورت استعمالشدهی در شعر هندی نیست، با آن مضامین نیست.
شادم که از رقیبان، دامنکشان گذشتی
گو مشتِ خاکِ ما هم بر باد رفته باشد(۶)
این را کسی نگفته؟ چرا، شاید آدم بتواند ده شعر [با این مضمون] پیدا کند؛ امّا این تعبیرِ «دامنکشان گذشتی»، مضمونسازی است. حالا البتّه این معنا در شعر صائب که فوقالعاده زیاد است ــ یعنی اوّل تا آخرِ شعرِ صائب همینجور است ــ و شعرای تابع صائب مثل حزین و امثال او هم همینجور هستند و آن نقطهی پیچیدهاش هم مرحوم بیدل است که خب [شعر] او خیلی سخت است و اصراری هم به نظر من وجود ندارد که ما حتماً آنجور مضمونسازی بکنیم که شرح بخواهد و تفصیل بخواهد. البتّه رتبهی بیدل خیلی بالا است و در شعر، هم در لفظ و هم در معنا، کمنظیر است؛ امّا اصراری نیست که حالا حتماً آنجور شعر گفته بشود. به هر حال، مضمون لازم است؛ زبان، استفادهی از واژههای متناسب، لازم است؛ نیامدن زبان عوامانه و گفتارِ رایجِ بخصوص در سطوح پایین در شعر، لازم است. [اگر] به اینها توجّه بکنید، شعر اعتلا پیدا میکند، شعر برجسته میشود. من اینجا نوشتهام «مضمونهای درسآموز با زبان رسا و شیرین و همراه احساس لطیف و رقیق شاعرانه»؛ اینها اگر باشد، شعر واقعاً شعر برجستهای خواهد شد.
یک نکتهی دیگر، مسئلهی مفاهیم موجود زمان ما است. به نظرم کمتر زمانی اینهمه مفاهیم اجتماعی برجستهی شوقآفرین وجود داشته. حالا شما ملاحظه بفرمایید در همین جلسه از شهید سلیمانی گفته شد، از شهید رئیسی گفته شد، از شهید سنوار گفته شد، از شهید نصرالله گفته شد و مطمئنّاً خیلی از حضّارِ محترم هم آماده بودند [بگویند] یا شاید هم دارند شعرهایی راجع به همینها؛ یعنی حتماً دارند؛ چون من از آقای ملکیان (۷) و بعضی از دوستان، شعرهای خیلی خوبی در همین زمینهها شنیدهام. خب اینها موضوعات مهمّی است؛ در واقع، اینها زندهکنندهی مفاهیمی است که باید در ذهن مردم زنده بماند. این کارِ این زمان است. به نظر من، این هم لازم است.
و همچنین مفاهیم توحیدی و معرفتی و حکمت در شعر. اینکه شعر یکی از دوستان را من گفتم واقعاً حکمت بود، همینجور هم هست؛ بعضی از تعبیرات و مفاهیمی که در شعر گفته میشود، مفاهیمِ حکمتآمیزِ سطح بالا است و اینها خیلی باارزش است. دنبال اینها بایستی بود؛ و البتّه مخاطب کمی خواهد داشت؛ بلاشک همه آن مفاهیم را نمیفهمند.
گفتم ز کجایی تو، تسخر زد و گفتا من
نیمیام ز ترکستان، نیمیام ز فرغانه(۸)
این را خیلی آدم نمیفهمد که چه میخواهد بگوید او؛ یعنی این مستیای که او میگوید:
ای لولی بربطزن تو مستتری یا من؟
ای پیش چو تو مستی، افسون من افسانه(۹)
این را غالباً ما نمیفهمیم که این چه مفهومی است، امّا این مفهوم وجود دارد و خواهان دارد و فهمنده دارد؛ کسانی هستند که میفهمند این مضامین را و اگر چنانچه کسانی بتوانند، مخاطبین خوبی در این زمینهها پیدا میکنند.
در نوع استفادهی از تلویزیون هم من یک نظری دارم دیگر؛ حالا این البتّه سلیقهی شخصی است؛ نمیخواهم امرونهیای در این زمینه انجام بگیرد. اینکه ما شاعر مثلاً خوب مطلوبِ در حدّ نصاب خودمان را بیاوریم در یک برنامهی منظّم، مرتّب، هفتگی، یک ساعت، جلوی چشم بیننده نگاه کنیم برای اینکه شعر فلان جوان را بشنود، شعر آن یکی را بشنود، بحث کنند، صحبت کنند، این سطح اعتبار شاعر را پایین میآورد. استفادهی تلویزیون از شاعر این نیست. همه هم استفاده نمیکنند؛ یعنی من خوفم از این است که اینجور برنامهها شعر را بازاری کند؛ آن شاعر خوب را بازاری کند. البتّه شعر باید حتماً در تلویزیون، در رادیو خوانده بشود؛ با شیوههای خوب و مشخّصی، یک شعر خوبی، با یک مقدّمهی خوبی [خوانده شود]؛ یک مجری خوبی، بگوید: بله، مثلاً یک شاعری هستند اینجور، با این خصوصیّات، یک شعری در این زمینه گفتهاند، بعد شاعر با احترام تمام بیاید آنجا بنشیند و شعرش را بخواند؛ این خیلی خوب است، امّا اینکه حالا آنطور که من توصیف کردم [باشد]، شعر را به نظر من پایین میآورد، مشتری زیادی هم قاعدتاً ندارد؛ یعنی مردم، همه، دوست نمیدارند اینجور برنامهی شعری را. به هر حال امیدواریم که انشاءالله همهی جهات را [ملاحظه بفرمایید.]
یکی از دوستانی که به من مشورت دادند برای مطالب امشب، یک نکتهی خوبی را تذکّر دادند و آن این است که در این دفاتر شعریِ سنّت گذشتهی ما رسم بر این بوده که شروع دفتر با توحیدیّه و تحمیدیّه بوده؛ «اوّل دفتر به نام ایزد دانا».(۱۰) حتّی مولوی هم که اسم خدا و مانند اینها را نمیآورد، در واقع آن وصل ازلی و آن ارتباط معنوی و مانند اینها را دارد بیان میکند که آن هم خدا است، آن هم معنویّت است، آن هم معرفت است.(۱۱) و به نظر من این را اگر بشود مراعات کنید، خوب است؛ یعنی دفتری که چاپ میکنید از اشعار خودتان، شروعش با همین شعر معارفی باشد، شعر توحیدی باشد، شعر تحمیدی باشد. انشاءالله خداوند همهی شما را موفّق کند.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
۷) آقای محمدحسین ملکیان
«گفتم ز کجایی تو؟ تسخر زد و گفت ای جان / نیمیام ز ترکستان، نیمیام ز فرغانه»































