حق الله

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)

اعْلَمْ رَحِمَكَ اللّهُ أَنّ لِلّهِ عَلَيْكَ حُقُوقاً مُحِيطَةً بِكَ فِي كُلّ حَرَكَةٍ تَحَرّكْتَهَا أَوْ سَكَنَةٍ سَكَنْتَهَا أَوْ مَنْزِلَةٍ نَزَلْتَهَا أَوْ جَارِحَةٍ قَلَبْتَهَا وَ آلَةٍ تَصَرّفْتَ بِهَا بَعْضُهَا أَكْبَرُ مِنْ بَعْضٍ وَ أَكْبَرُ حُقُوقِ اللّهِ عَلَيْكَ مَا أَوْجَبَهُ لِنَفْسِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ حَقّهِ الّذِي هُوَ أَصْلُ الْحُقُوقِ وَ مِنْهُ تَفَرّعَ ثُمّ أَوْجَبَهُ عَلَيْكَ لِنَفْسِكَ مِنْ قَرْنِكَ إِلَى قَدَمِكَ عَلَى اخْتِلَافِ جَوَارِحِكَ فَجَعَلَ لِبَصَرِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِسَمْعِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِلِسَانِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِيَدِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِرِجْلِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِبَطْنِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِفَرْجِكَ عَلَيْكَ حَقّاً فَهَذِهِ الْجَوَارِحُ السّبْعُ الّتِي بِهَا تَكُونُ الْأَفْعَالُ ثُمّ جَعَلَ عَزّ وَ جَلّ لِأَفْعَالِكَ عَلَيْكَ حُقُوقاً فَجَعَلَ لِصَلَاتِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِصَوْمِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِصَدَقَتِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِهَدْيِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِأَفْعَالِكَ عَلَيْكَ حَقّاً ثُمّ تَخْرُجُ الْحُقُوقُ مِنْكَ إِلَى غَيْرِكَ مِنْ ذَوِي الْحُقُوقِ الْوَاجِبَةِ عَلَيْكَ وَ أَوْجَبُهَا عَلَيْكَ حُقُوقُ أَئِمّتِكَ ثُمّ حُقُوقُ رَعِيّتِكَ ثُمّ حُقُوقُ رَحِمِكَ فَهَذِهِ حُقُوقٌ يَتَشَعّبُ مِنْهَا حُقُوقٌ فَحُقُوقُ أَئِمّتِكَ ثَلَاثَةٌ أَوْجَبُهَا عَلَيْكَ حَقّ سَائِسِكَ بِالسّلْطَانِ ثُمّ سَائِسِكَ بِالْعِلْمِ ثُمّ حَقّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ وَ كُلّ سَائِسٍ إِمَامٌ وَ حُقُوقُ رَعِيّتِكَ ثَلَاثَةٌ أَوْجَبُهَا عَلَيْكَ حَقّ رَعِيّتِكَ بِالسّلْطَانِ ثُمّ حَقّ رَعِيّتِكَ بِالْعِلْمِ فَإِنّ الْجَاهِلَ رَعِيّةُ الْعَالِمِ وَ حَقّ رَعِيّتِكَ بِالْمِلْكِ مِنَ الْأَزْوَاجِ وَ مَا مَلَكْتَ مِنَ الْأَيْمَانِ وَ حُقُوقُ رَحِمِكَ كَثِيرَةٌ مُتّصِلَةٌ بِقَدْرِ اتّصَالِ الرّحِمِ فِي الْقَرَابَةِ فَأَوْجَبُهَا عَلَيْكَ حَقّ أُمّكَ ثُمّ حَقّ أَبِيكَ ثُمّ حَقّ وُلْدِكَ ثُمّ حَقّ أَخِيكَ ثُمّ الْأَقْرَبُ فَالْأَقْرَبُ وَ الْأَوّلُ فَالْأَوّلُ ثُمّ حَقّ مَوْلَاكَ الْمُنْعِمِ عَلَيْكَ ثُمّ حَقّ مَوْلَاكَ الْجَارِيَةِ نِعْمَتُكَ عَلَيْهِ ثُمّ حَقّ ذِي الْمَعْرُوفِ لَدَيْكَ ثُمّ حَقّ مُؤَذّنِكَ بِالصّلَاةِ ثُمّ حَقّ إِمَامِكَ فِي صَلَاتِكَ ثُمّ حَقّ جَلِيسِكَ ثُمّ حَقّ جَارِكَ ثُمّ حَقّ صَاحِبِكَ ثُمّ حَقّ شَرِيكِكَ ثُمّ حَقّ مَالِكَ ثُمّ حَقّ غَرِيمِكَ الّذِي تُطَالِبُهُ ثُمّ حَقّ غَرِيمِكَ الّذِي يُطَالِبُكَ ثُمّ حَقّ خَلِيطِكَ ثُمّ حَقّ خَصْمِكَ الْمُدّعِي عَلَيْكَ ثُمّ حَقّ خَصْمِكَ الّذِي تَدّعِي عَلَيْهِ ثُمّ حَقّ مُسْتَشِيرِكَ ثُمّ حَقّ الْمُشِيرِ عَلَيْكَ ثُمّ حَقّ مُسْتَنْصِحِكَ ثُمّ حَقّ النّاصِحِ لَكَ ثُمّ حَقّ مَنْ هُوَ أَكْبَرُ مِنْكَ ثُمّ حَقّ مَنْ هُوَ أَصْغَرُ مِنْكَ ثُمّ حَقّ سَائِلِكَ ثُمّ حَقّ مَنْ سَأَلْتَهُ ثُمّ حَقّ مَنْ جَرَى لَكَ عَلَى يَدَيْهِ مَسَاءَةٌ بِقَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ أَوْ مَسَرّةٌ بِذَلِكَ بِقَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ عَنْ تَعَمّدٍ مِنْهُ أَوْ غَيْرِ تَعَمّدٍ مِنْهُ ثُمّ حَقّ أَهْلِ مِلّتِكَ عَامّةً ثُمّ حَقّ أَهْلِ الذّمّةِ ثُمّ الْحُقُوقُ الْجَارِيَةُ بِقَدْرِ عِلَلِ الْأَحْوَالِ وَ تَصَرّفِ الْأَسْبَابِ فَطُوبَى لِمَنْ أَعَانَهُ اللّهُ عَلَى قَضَاءِ مَا أَوْجَبَ عَلَيْهِ مِنْ حُقُوقِهِ وَ وَفّقَهُ وَ سَدّدَه.

بدان، خدايت رحمت كناد، كه خدا را بر تو حقوقى است كه در هر حركتى كه صورت دهى و هر سكونى كه بر آن بمانى و به هر جايى در آيى و هر اندامى را بجنبانى و هر وسيله ‏اى را به كار گيرى تو را فرا گرفته است و پاره ‏اى از آن حقوق مهمتر و بزرگتر از پاره ‏اى ديگر است. بزرگترين حقوق كه خداوند تبارك و تعالى براى خويش بر تو واجب كرده «حق الله» است كه ريشه تمام حقوق است و ديگر حقوق بجمله از آن منشعب شده است. آن گاه حقوق تو را، از سر تا پايت، به تفاوت اندام هايت بر خود واجب ساخته است. پس براى چشمت بر تو حقى قرار داده و گوش را بر تو حقى نهاده و براى زبانت حقى و براى پايت بر تو حقى است و براى شكمت بر تو حقى و براى عورتت نيز بر تو حقى (تعيين فرموده است). اين هفت اندام توست كه با آنها كار مى ‏كنى.

آن گاه (خداوند) عز و جل براى اعمالت نيز بر تو حقوقى مقرر داشته، پس براى نمازت بر تو حقى قرار داده و براى روزه‏ات بر تو حقى و براى زكاتت بر تو حقى و براى قربانى ‏ات بر تو حقى و براى همه اعمال (عبادى ديگر)ت بر تو حقى معين كرده است. سپس دامنه حقوق از تو به ديگران، (يعنى) صاحبان حقوق واجب بر تو گسترده شود، و واجب ترين آنها بر تو حقوق پيشوايان توست و سپس حقوق رعيت تو و سپس حقوق خويشانت، اين است حقوقى كه ديگر حقوق از آنها سرچشمه گيرد. حقوق پيشوايانت سه گونه است: واجب ترين آنها بر تو حق كسى است كه تو را به سلطه (و توانمندى شرعى) اداره مى‏ كند. سپس آنكه به دانش آموختن تو را مى ‏پرورد و سپس آنكه به مالكيت تو را اداره مى ‏كند. و هر مدير و سرپرستى امام (و پيشوا) است.

و حقوق رعيت تو (كه به نوعى زير سرپرستى تو هستند) سه گونه است: واجب ترين آنها حق كسى است كه تو به سلطه و فرمانروايى بر او سرپرستى دارى، سپس حق كسى است كه به دانش آموختن بر او سرپرستى دارى؛ چه نادان، رعيت (و زير سرپرستى) داناست، و سپس حق زيردستت كه به زناشويى و يا از طريق بردگى در اختيار توست و بر او سرپرستى دارى. و حقوق خويشانت بسيار است و مربوط به اندازه نزديكى پيوند خويشاوندى است. واجبترين آنها حق مادر توست، سپس حق پدرت و آن گاه حق فرزندت و سپس حق برادرت و پس از آن به ترتيب حق هر كه نزديك و نزديكتر است كه نزديكتر را اولويت باشد، سپس حق آزاد كننده، ولى نعمت توست و آن گاه حق آزاد شده توست كه ولى نعمت اويى، سپس حق كسى كه به تو نيكى كرده باشد، و سپس حق اذان گوى نمازت و بعد حق پيشنمازت، آنگاه حق همنشينت، و بعد حق همسايه ‏ات، آنگاه حق شريكت،

سپس حق دارايى ‏ات، و بعد حق بدهكارت كه از او مطالبه مى ‏كنى و آنگاه حق طلبكارت كه از تو مطالبه كند، سپس حق نديمت، سپس حق طرفت كه بر تو ادعايى دارد، آن گاه حق طرفت كه تو بر او ادعايى دارى، سپس حق مشورت كننده با تو و آن گاه حق كسى كه تو با او مشورت مى‏ كنى، سپس حق اندرزخواه از تو، سپس حق اندرزگويت، سپس حق آن كس كه از تو بزرگسال تر است، آن گاه حق آن كس كه از تو خردسال تر است، سپس حق سائل (كه) از تو (مالى درخواست كند)، سپس حق كسى كه تو از او (مالى) درخواست كنى، سپس حق كسى كه از دست او بر تو بدى رفته است؛ به گفتار يا كردار، يا اظهار شادمانى او بر آن بدى؛ به گفتار يا كردار، آگاهانه يا ناآگاه، سپس حق تمام همكيشانت، آن گاه حق كافران ذمى (كه در پناه اسلام آمده‏ اند)، سپس حقوقى كه بر حسب علل اوضاع و احوال و تغيير موجبات پديد آيد. پس خوشا بر كسى كه خدايش بر اداى حقوقى كه بر او واجب ساخته يارى كند و توفيقش دهد و استوارش دارد.

******************************************

حق الله

فَأَمّا حَقّ اللّهِ الْأَكْبَرُ فَإِنّكَ تَعْبُدُهُ لَا تُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَكَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ يَكْفِيَكَ أَمْرَ الدّنْيَا وَ الآْخِرَةِ وَ يَحْفَظَ لَكَ مَا تُحِبّ مِنْهَا.

پس حق خداوند که بزرگترین حـق است ؛ بر گردن تو آنست که فقط بنده او باشی و در عبادت و بندگی شرک نورزی ؛ پس وقتی که چنین بودی و بنده مخلص او شدی ؛ خداوند نیز بر خود واجب می کند که دنیا و آخرت ترا کفایت نموده و آنچه را که از دنیا و آخرت دوست میداری برای تو حفظ نماید.

خوانده شده 2131 مرتبه
مطالب بیشتر از این مجموعه: « حق انسان بر خودش حق پا »

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید