نهج‌البلاغه «صبر» را راس ایمان می‌شمارد

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
نهج‌البلاغه «صبر» را راس ایمان می‌شمارد

توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه می‌خواند دریافت‌هایی از مضامین عالی نهج‌البلاغه پیرامون آیه ۲ سوره عنکبوت است:

آیه دوم سوره مبارکه عنکبوت، پرسشی تکان‌دهنده و بیدارگر را در برابر وجدان بشری قرار می‌دهد: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ» (آیا مردم پنداشته‌اند همین که بگویند ایمان آوردیم، رها می‌شوند و مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟). این آیه، بن‌مایه یک سنت لایتغیر الهی را تبیین می‌کند که بر اساس آن، ادعا با امتحان محک می‌خورد. نهج‌البلاغه به عنوان «اخ‌القرآن»، شرح تفصیلی و عینی این سنت الهی در بستر جامعه و تاریخ است. امیرالمؤمنین علی (ع) در جای‌جای این کتاب مستطاب، به تبیین مفهوم «فتنه» و «امتحان» پرداخته و آن را نه یک اتفاق گذرا، بلکه جوهره زندگی اجتماعی و فرهنگی انسان می‌داند. در نگاه علوی، ایمان یک امر ایستای قلبی نیست، بلکه فرآیندی پویاست که در کوره‌های گداخته ابتلائات اجتماعی صیقل می‌یابد. از منظر ایشان، جهان هستی و به ویژه زیست جمعی، دارِ امتحان است و هیچ فرد یا جامعه‌ای نمی‌تواند از دایره این سنت الهی خارج شود. این گزارش با نگاهی به خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های نهج‌البلاغه، پیوند عمیق میان آیه مذکور و معارف علوی را با تمرکز بر ابعاد اجتماعی و فرهنگی واکاوی می‌کند.

واژه «یُفتَنون» در آیه مورد بحث، از ریشه «فتن» به معنای گداختن طلا برای جدا کردن ناخالصی‌هاست. امام علی (ع) در نهج‌البلاغه، به زیبایی این مفهوم را در عرصه اجتماع پیاده می‌کند. ایشان در خطبه ۱۶ نهج‌البلاغه، پس از بیعت مردم، به صراحت از سنت غربالگری و امتحان سخن می‌گویند: «وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً» (سوگند به خدایی که پیامبر را به حق مبعوث کرد، شما به شدت درهم آمیخته و غربال می‌شوید). این کلام علوی، تفسیر دقیق آیه ۲ سوره عنکبوت است. از منظر اجتماعی، ایمان مدعیانی که در شرایط آسایش با آرمان‌ها همراهی می‌کنند، زمانی ارزش می‌یابد که در تلاطم‌های سیاسی و اقتصادی، پایبندی خود را به عدالت نشان دهند. امام معتقد است که امتحان الهی برای کشف مجهولات خدا نیست، بلکه برای آشکار شدن ظرفیت‌های نهفته انسان و اتمام حجت بر اوست تا پاداش و کیفر بر اساس «عمل عینی» باشد، نه ادعای ذهنی. در فرهنگ علوی، جامعه‌ای که ادعای ایمان دارد اما در برابر بی‌عدالتی سکوت می‌کند یا در تقسیم بیت‌المال به دنبال رانت است، در واقع در آزمون ایمان شکست خورده است.

یکی از مهم‌ترین ابعاد پیوند نهج‌البلاغه با آیه مذکور، تبیین «ابزارهای امتحان» است. در نگاه فرهنگی امام علی (ع)، دنیا و مظاهر آن (قدرت، ثروت، شهرت) ابزارهای اصلی فتنه هستند. ایشان در خطبه ۹۳، به ماهیت فتنه‌ها اشاره کرده و می‌فرمایند که فتنه‌ها چون روی آورند، امور را بر انسان مشتبه می‌کنند و چون پشت کنند، حقیقت آن‌ها روشن می‌شود. این ویژگی «شبهه‌ناکی»، بخش اعظمی از فضای فرهنگی جامعه را در بر می‌گیرد. آیه ۲ سوره عنکبوت هشدار می‌دهد که صرف ادعای زبانی (قولوا آمنا) کافی نیست؛ امام علی (ع) در تبیین این موضوع، بر عنصر «بصیرت» تاکید می‌ورزد. از منظر ایشان، امتحان‌های اجتماعی در لایه‌های پیچیده فرهنگی رخ می‌دهد؛ جایی که باطل لباس حق می‌پوشد (خِلطُ الحَقّ بِالباطِل). در اینجاست که جامعه در معرض آزمونی سخت قرار می‌گیرد تا مشخص شود چه کسانی بر اصول اخلاقی خود ایستادگی می‌کنند و چه کسانی با وزش بادهای مصلحت‌گرایی، تغییر جهت می‌دهند.

در پیوند با آیه ۴۵ سوره بقره که به نماز و صبر به عنوان یاری‌گران انسان اشاره دارد، نهج‌البلاغه «صبر» را راس ایمان می‌شمارد. امتحان الهی که در سوره عنکبوت به آن اشاره شده، لزوماً به معنای سختی بدنی نیست، بلکه گاهی ایستادگی بر حق در فضای مسموم فرهنگی است. امام علی (ع) در حکمت ۸۲ می‌فرماید: «علیکم بالصبر، فان الصبر من الایمان کالراس من الجسد». در تحلیل اجتماعی این سخن، می‌توان گفت که بدون روحیه استقامت، نظام ارزشی یک جامعه در برابر فشارهای بیرونی و وسوسه‌های درونی فرو می‌پاشد. جامعه‌ای که می‌گوید «ایمان آوردم»، باید هزینه این ایمان را در قالب ایستادگی در برابر ستمگران و شکیبایی در برابر کمبودها بپردازد. امام (ع) در نامه‌ها و سفارش‌های خود به کارگزاران، مدام هشدار می‌دهد که پست و مقام برای شما یک طعمه نیست، بلکه امانتی است که در آن امتحان می‌شوید. این نگاه، مسئولیت‌ پذیری را به یک آزمون الهی تبدیل می‌کند که تخطی از آن، سقوط در فتنه است.

نهج‌البلاغه در واکاوی آیه ۲ سوره عنکبوت، به کالبدشکافی رفتار گروه‌های مختلف اجتماعی در زمان امتحان می‌پردازد. امام (ع) به خوبی نشان می‌دهد که چگونه برخی افراد در زمان صلح و غنیمت، بیشترین ادعای ایمانی را دارند، اما در زمان سختی و جهاد، از صحنه خارج می‌شوند. ایشان در خطبه ۳۴ (خطبه جهاد)، یاران سست‌عنصر خود را توبیخ می‌کند؛ چرا که آن‌ها در مقام سخن، ادعای همراهی دارند اما در مقام عمل، از آزمون سربلند بیرون نمی‌آیند. این دقیقاً همان «أَحَسِبَ النَّاسُ» است که قرآن مطرح می‌کند. امام به ما می‌آموزد که ساختار فرهنگی یک جامعه باید به گونه‌ای باشد که «عمل‌گرایی مؤمنانه» بر «شعارزدگی» غلبه یابد. در نگاه علوی، امتحانات الهی باعث می‌شود که صفوف مجاهدان راستین از قاعدین و عافیت‌طلبان جدا شود. این تفکیک برای سلامتِ نهاد دین و اجتماع ضروری است، زیرا جامعه‌ای که بر پایه ادعاهای دروغین بنا شود، با کمترین تکانه‌ای فرو خواهد ریخت.

از منظر نهج‌البلاغه، جهان مادی نه قرارگاه، بلکه گذرگاه و میدان مسابقه است. امام در خطبه ۱۱۱ در وصف دنیا می‌فرماید: «دارٌ بالبلاءِ محفوفَة» (خانه‌ای است که با بلا و امتحان پیچیده شده است). این توصیف علوی، زیربنای معرفتی آیه ۲ سوره عنکبوت را روشن می‌کند. اگر دنیا ذاتاً محل امتحان است، پس انتظارِ «ایمانِ بدون آزمون»، انتظاری غیرواقع‌بینانه و خلاف سنت آفرینش است. نگاه فرهنگی امام علی (ع) به مال و فرزند که قرآن آن‌ها را «فتنه» می‌نامد، در نهج‌البلاغه با ظرافت تبیین شده است. ایشان هشدار می‌دهد که دلبستگی‌های مادی، بینایی دل را می‌گیرد و انسان را در آزمون‌های بزرگ اجتماعی (مانند عدالت‌خواهی) ناکام می‌گذارد. در حقیقت، ایمان واقعی از نظر علی (ع) آن است که در تضاد میان منفعت شخصی و حقیقت الهی، فرد حقیقت را برگزیند. این انتخاب گری، جوهره اصلی امتحانی است که سوره عنکبوت بر آن پای می‌فشارد.

در فضای مه آلودِ فتنه‌ها که آیه سوره عنکبوت به آن اشاره دارد، نهج‌البلاغه نقش رهبری الهی را به عنوان «کشتی نجات» معرفی می‌کند. امام در خطبه ۵ می‌فرماید: «شقوا امواج الفتن بسفن النجاة» (امواج فتنه‌ها را با کشتی‌های نجات بشکافید). از منظر اجتماعی، امتحان الهی گاهی در قالب پذیرش یا رد ولایتِ حق تجلی می‌یابد. جامعه‌ای که مدعی ایمان است، در لحظات حساس تاریخی که تشخیص حق از باطل دشوار می‌شود، با معیارِ پیروی از رهبریِ عادل سنجیده می‌شود. امام علی (ع) در دوران خلافت خود، بزرگترین امتحان تاریخ اسلام را رقم زد؛ جایی که صحابه و مدعیان باسابقه در برابر تیغ عدالت او قرار گرفتند. در اینجا بود که آیه ۲ سوره عنکبوت مصداق عینی یافت: آیا صرف سابقه در اسلام و ادعای ایمان برای نجات کافی است؟ نهج‌البلاغه پاسخ می‌دهد که خیر؛ امتحان تا آخرین لحظه حیات ادامه دارد و هیچ‌کس نباید از عاقبت خود ایمن باشد.

نگاه نهج‌البلاغه به امتحان الهی، یک نگاه ایجابی و سازنده است. امتحان برای سرکوب یا مچ‌گیری نیست، بلکه برای «تربیت» و «رشد» است. همان‌گونه که فلز در کوره چکش می‌خورد تا شکل بگیرد، روح انسان و کالبد جامعه نیز در اثر ابتلائات، مقاوم و تمدن‌ساز می‌شود. امام علی (ع) در حکمت ۹۳ می‌فرماید: «لا یقولنّ احدکم: اللهم انی اعوذ بک من الفتنة، لانه لیس احد الا و هو مشتمل علی فتنة... ولکن من استعاذ فلیستعذ من مضلات الفتن» (هیچ‌ یک از شما نگوید خدایا از فتنه به تو پناه می‌برم، زیرا هیچ‌کس نیست مگر اینکه در فتنه و امتحانی است... بلکه اگر پناه می‌برید، از فتنه‌های گمراه‌کننده پناه ببرید). این دیدگاه عمیق نشان می‌دهد که امتحان، جزئی لایتفکک از زندگی است. از منظر فرهنگی، جامعه‌ای که این معنا را درک کند، در مواجهه با مشکلات اقتصادی و فشارهای سیاسی، به جای ناامیدی، به دنبال کشف رسالت ایمانی خود در آن موقعیت می‌گردد. این همان نگاهی است که ایمان را از یک پوسته ظاهری به یک موتور محرک اجتماعی تبدیل می‌کند.

در نهایت، پیوند معارف نهج‌البلاغه با آیه ۲ سوره عنکبوت، ما را به این جمع‌بندی می‌رساند که ایمان در مکتب علوی، نه یک «نقطه پایان» بلکه «آغاز یک مسیر پرفراز و نشیب» است. قرآن با طرح پرسش «أَحَسِبَ النَّاسُ»، ساده‌انگاری در دین‌داری را نفی می‌کند و نهج‌البلاغه با ترسیم نقشه‌راهِ عبور از فتنه‌ها، چگونگی زیست مؤمنانه در میدان امتحان را آموزش می‌دهد. از منظر اجتماعی و فرهنگی، این نگاه باعث می‌شود که جامعه همیشه در حالت آماده‌باش اخلاقی باشد و بداند که هر موضع‌گیری، هر سکوت و هر فریادی، بخشی از پرونده آزمون الهی اوست.

نهج‌البلاغه به ما می‌آموزد که برای سربلندی در این امتحان دائمی، باید به سلاح بصیرت، زهد (به معنای عدم وابستگی) و صبر مجهز بود. ایمان واقعی، آن گوهری است که در پسِ آشوب‌ها، ریزش‌ها و رویش‌های اجتماعی، درخشش خود را حفظ کرده و انسان را به مقام «نفس مطمئنه» می‌رساند؛ مقامی که در آن، ادعا و عمل به وحدتی متعالی دست یافته‌اند.

خوانده شده 4 مرتبه
مطالب بیشتر از این مجموعه: « گناه عامل ضعیف شدن حافظه است

احادیث