مأمون به حضرت رضا (ع) عرض کرد: «أَنْفُسَنَا در آیهی مبارکه مباهله اصلا ربطی به امیرالمؤمنین (ع) ندارد؟» مأمون مدعی بود که این آیه ارتباطی به آن حضرت ندارد. امام (ع) از او پرسیدند: «چگونه چنین برداشتی داری؟»
مأمون پاسخ داد: «خداوند در این آیه میفرماید: “نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ”؛ یعنی به پیامبر دستور داده شده است تا فرزندان و زنان خود را فراخواند و در نهایت، خود را [در مقام نفسِ خویش] حاضر کند؛ بنابراین، مخاطبِ “أَنْفُسَنَا” خودِ پیامبر است.»
امام رضا (ع) در پاسخ فرمودند: «خیر، مقصود از “أَنْفُسَنَا” امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) است.» مأمون پرسید: «چگونه؟»
امام (ع) استدلال کردند: «خداوند میفرماید: “نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ، بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان، و زنانمان و زنانتان را فراخوانیم.” در اینجا “داعی” (فراخواننده)، رسول خدا (ص) است و “مدعو” (فراخواندهشده)، فرزندان و زنان هستند. آیا فراخواننده و فراخواندهشده میتوانند یک نفر باشند؟ مسلماً خیر.
حال اگر در عبارتِ “وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ” نیز بخواهیم بگوییم پیامبر (ص) خودش را فرا میخواند، این سخنی نامعقول و مضحک است؛ زیرا “داعی” (فراخواننده) باید شخصی غیر از خود را دعوت کند. پس لازم است کسی باشد که در منزلت و کمال، همتراز رسول خدا (ص) باشد تا بتوان او را به عنوان “نفسِ پیامبر” نامید، و آن شخص کسی جز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) نیست.»
مأمون با شنیدن این استدلالِ منطقی و استوار، برتریِ استدلال امام (ع) را پذیرفت.































