فلسفه غیبت امام زمان(عج) در بیان امیرالمؤمنین (ع)

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
فلسفه غیبت امام زمان(عج) در بیان امیرالمؤمنین (ع)

گسترۀ بیان بحث مهدویت از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله به قدری زیاد بود که گفتمان رایج عصر نبوی و حتی ائمه علیهم‌السلام شناخته می‌شد. در این بین اصحاب آن بزرگواران به بهانه‌های مختلف سعی داشتند از جزئیات این معرفت آگاهی یابند. بیان کیفیت ولادت امام عصر عجل ‌الله تعالی فرجه، ویژگی‌های ظاهری حضرت، بیان ویژگی‌های عصر غیبت، جزئیات رویدادهای آخرالزمان، کیفیت ظهور، مأموریت‌های قائم (عج)، نعمات عصر ظهور و... محورهای مهمی بود که از سوی معصومین علیهم‌السلام مطرح می‌شد و جامعۀ آن زمان را تحت تأثیر جوّی از مباحث مهدوی قرار می‌داد.

یکی از مهم‌ترین محورهای موضوع مهدویت در بیان عترت، علت و فلسفه غیبت است. در این دست روایات شاهد بیان ابعاد مختلف علت غیبت هستیم؛‌ لذا اکتفا به یک حدیث در یافتن فلسفه غیبت صحیح نیست بلکه باید دید امام معصوم (ع) از چه منظری به ماجرای غیبت نگریسته است؛ به عنوان نمونه «فرات بن أحنف» از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده که آن حضرت به نقل از پدران بزرگوار خویش فرمود: «در زمان خلافت امیرالمؤمنین آب فرات بالا آمد. پس آن حضرت و دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام سوار شدند؛ چون گذارشان بر طایفه ثقیف افتاد، آنان گفتند على آمده است آب را به جاى خود بازگرداند (فرو نشاند)، پس على علیه السلام فرمود: بدانید به خدا قسم من و این دو فرزندم یقیناً کشته خواهیم شد و بدون تردید خداوند مردى را که از فرزندان من است در آخرالزمان بر مى‏‌انگیزد که خونخواهى ما خواهد کرد و او حتماً از مردم پنهان خواهد شد براى مشخص شدن گمراهان در زمان غیبت، تا جایى که نادان بگوید: خدا را در آل محمد نیازى نیست؛ وَ لَیَبْعَثَنَّ اللَّهُ رَجُلًا مِنْ وُلْدِی فِی آخِرِ الزَّمَانِ یُطَالِبُ بِدِمَائِنَا وَ لَیَغِیبَنَّ عَنْهُمْ تَمْیِیزاً لِأَهْلِ الضَّلَالَةِ حَتَّى یَقُولَ الْجَاهِلُ مَا لِلَّهِ فِی آلِ مُحَمَّدٍ مِنْ حَاجَةٍ.» (الغیبة للنعمانی،ص141)

بر اساس این روایت، تمییز گمراهان یکی از لایه‌های پنهان ماجرای غیبت است به صورتی که در نهایت دو جبهه حق با باطل رو در روی یکدیگر قرار می‌گیرند. در این شرایط است که روز به روز به ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه نزدیک‌تر می‌شویم.

اما تمییز و تمحیص دو مفهومی هستند که کاربردی قرآنی دارند و دارای وجه تفاوت‌هایی نسبت به یکدیگر هستند. تمییز به معنای یکی را بر دیگری ترجیح دادن است. (مفردات، ج1، ص73؛ بستانی، ج1، ص885) و نیز به معنای فصل و جدا کردن گفته‌اند. در آیه «تَکادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِ کُلَّما أُلْقِیَ فِیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَذِیر»؛ یعنی نزدیک است که از خشم شکافته شود، هر بار که گروهى در آن افکنده شوند، نگاهبانان آن از ایشان پرسند: «مگر شما را هشداردهنده‌‏اى نیامد؟» تمییز در اینجا جدا شدن و تمیّز از غیظ تکّه تکّه شدن از خشم است‏ (قرشی: ج‏6، 325)  دربارۀ تمییز در آیه 179 سورۀ آل‌عمران می‌خوانیم «ما کانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنینَ عَلى‏ ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتَّى یَمیزَ الْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّب‏ ...»؛ یعنی خدا بر آن نیست که مؤمنان را به این [حالى‏] که شما بر آن هستید، واگذارد، تا آنکه پلید را از پاک جدا (تمییز) کند.»

تمحیص از مادۀ محَصَ به معنای خالص کردن و تنقیه شیء است و مَحَصّه، مَحصاً یعنی خالص کردن از هر عیب. راغب با استناد به آیاتی از قرآن، معنای دیگری برای تمحیص به کار برده که همان تزکیه است. به استناد به آیات 141 و 154 سوره آل‌عمران می‌کند: وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا- (آل‌عمران141) و وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِکُمْ‏- (آل‌عمران154). پس‏ تَمْحِیص‏ اینجا مانند تزکیه که تطهر است و از اینگونه الفاظ در دعا گفته می‌شود: «اللَّهُمَ‏ مَحِّصْ‏ عَنَّا ذُنُوبَنَا».

با توجه به آنچه بررسی شد، تمییز امری بیرونی است که بین دو گروه صورت می‎گیرد؛ خواه مثبت و خواه منفی و تمحیص امری درونی است که در بین گروه خاص شکل می‎گیرد. در آیات قرآن، تمییز بین گروه حق و باطل و تمحیص در بین افراد مثبت صورت می‎گیرد. نکته جالب توجه این است که این دو مفهوم در آیات و احادیث کارکرد زیادی در موضوع آخرالزمان دارند. 

بر این اساس، امیرالمؤمنین علیه‌السلام یکی از حکمت‌های دوران غیبت را «تَمْیِیزاً لِأَهْلِ الضَّلَالَةِ» یا تمییز (اهل هدایت) از گمراهی معرفی کرد تا به این ترتیب، صف‌بندی‌ها مشخص شود.

خوانده شده 294 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید