فلسفه ازدواج در اسلام

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
فلسفه ازدواج در اسلام

ازدواج نخستین سنگ بنای تشكیل‏ خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است و میزان اندیشه و تدبر در آن در میزان پیشرفت‏ یا انحطاط و صعود یا سقوط جامعه تاثیر دارد. ازدواج دارای آثار و نتایج‏ بسیاری است; از جمله: ارضای غریزه جنسی، تولید و بقای نسل، تكمیل و تكامل انسان، آرامش و سكون، پاك‏دامنی و عفاف و نتایج متعدد دیگر.

از این‏رو، اسلام - به عنوان یك مكتب آسمانی - آن را نه تنها كاری محبوب و مقدس دانسته، بلكه جوانان را مؤكدا بدان توصیه كرده است. هر ازدواجی دارای اهداف خاص خود است، ولی در این میان، برخی از اهداف كم ارج و كم اهمیت و در نتیجه، ناپایدارند و نمی‏توانند برای همیشه و یا حتی مدتی دراز خوشبختی زوجین را تضمین‏كنند. برخی نیز ارجمند، مهم و در نتیجه پایدارند. بنابراین، شایسته است ازدواج با توجه به این اهداف در نظر گرفته شود.

ازدواج از این نظر كه عاملی برای نجات از آلودگی، موجبی برای نجات از تنهایی و سببی برای بقای نسل است، خودداری از آن همیشه سبب ایجاد بی تعادلی، نابهنجاری رفتاری و زمانی هم فساد شخصیت و حتی بیماری جسمی می‏گردد. بنابراین، بهترین و بالاترین نعمت‏ها برای هر زن و مرد از نظر اسلام تشكیل خانواده است.

گمان نمی‏رود از بین مكاتب و مذاهب، هیچ مذهبی به اندازه اسلام درباره ازدواج بحث كرده باشد. ازدواج از نظر اسلام امری مستحب، مورد تاكید و از سنن انبیا علیهم السلام معرفی شده و جوانی كه بدان تن دهد در حقیقت، همگام با آفرینش و سعادتمند است.

ازدواج از نظر اسلام پیمان مقدسی است كه برقراری آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات، سنن و قوانین خاصی صورت می‏گیرد. معمولاً می‏گویند كه خانواده مسئول بسیاری از عیوب و بدبختی‏های جامعه است. این مطلب قابل قبول است، ولی در عبارتی گویاتر و رساتر می‏گوییم: در واقع، عدم خانواده به معنای واقعی - كلمه است كه مسؤول عیوب و بدبختی‏هاست و این اغلب بدان دلیل است كه در تشكیل آن فكر و هدف ارزیابی شده وجود نداشته است.

بسیاری از جوانان با افكار از پیش ساخته و اندیشه‏های رؤیایی وارد زندگی زناشویی می‏شوند و می‏خواهند از راه تصادف و شانس، زمینه را برای داشتن یك كانون سالم پدید آورند، در حالی كه تن دادن به ازدواج بدون هدف و روش سنجیده همانند قرار دادن اساس ساختمان بر روی زمینی سست و لرزان است كه محلی برای زندگی اطمینان‏بخش نخواهد بود. خانواده از قدیم‏الایام، مركز هرگونه ثروت اجتماعی و كانونی برای تولید و پرورش شخصیت‏هاست، سرنوشت و حیات آن به سرنوشت و حیات جامعه بستگی دارد و نقش آن در وحدت و عظمت‏یك جامعه فوق‏العاده اساسی است. لذا، چنین مهمی را نمی‏توان به مسامحه و سهل‏انگاری نگریست. انسان در زندگی نیازهایی دارد كه باید تامین شود و همان‏گونه كه از نظر غذا و دوا و لباس و مسكن نیازمند است، از نظر غریزه جنسی و دیگر غرایز فكری و اخلاقی نیز نیازمند است.

در این مختصر، برآنیم تا در حد مقدور و به اختصار، در زمینه فلسفه و هدف از ازدواج سطوری را به رشته تحریر در آوریم و نیم‏نگاهی به این سنت مؤكد اسلامی از خلال برخی آیات، روایات و اقوال صاحب‏نظران بیفكنیم. اما بجاست پیش از شروع این بحث، با چند نكته آشنا شویم:

 
ازدواج چیست؟

ازدواج قراردادی رسمی برای پذیرش یك تعهد متقابل به منظور تشكیل زندگی خانوادگی است تا طرفین ازدواج در سایه آن، در خط سیر معین و شناخته شده‏ای از زندگی قرار گیرند. این قرارداد با رضایت و خواسته زن و شوهر و بر مبنای آزادی كامل دو طرف منعقد می‏گردد و در پرتو آن، روابطی بس نزدیك بین آن دو پدید می‏آید. این قرارداد، ارتباط و پیوند دوطرفه به وسیله الفاظ و عباراتی معین انجام می‏گیرد كه آن را «عقد» یا پیمان ازدواج می‏نامیم.

معنا و مفهوم «عقد»

«عقد» از نظر لغت‏به معنای «گره زدن‏» و خود «گره‏» است و در اصطلاح، هر چیزی است كه در سایه آن، رابطه‏ای میان دو فرد یا دو گروه ایجاد می‏شود.

در زبان ازدواج و زناشویی، «عقد» عبارت است از ایجاد پیوندی مشترك بین زن و شوهر كه در سایه آن، حقوق ، تعهدات و مسؤولیت‏های دو جانبه پدید می‏آید. به دیگر سخن، «عقد» قراردادی به منظور مشاركت دو تن در زندگی خانوادگی‏وایجادنوعی‏روابطشرعی‏وقانونی است.

فلسفه و هدف از ازدواج

هدف از ازدواج هم برای مرد و هم برای زن، پاسخ مثبت دادن به سنت الهی و تولید نسل است. لذا، هر دو در این زمینه بر یك عقیده‏اند. فلسفه ازدواج براساس این دو مبنا ملاك دین و نجابت است. در نتیجه، هدف از ازدواج و تولید نسل، مقدس می‏گردد و هیچ‏یك از مادیات ملاكی برای آن به حساب نمی‏آید.

اصولاً فلسفه خلقت زن و مرد (زوجیت) تولید مثل است، همان‏گونه كه این زوجیت در سایر حیوانات و حتی گیاهان نیز وجود دارد. نكته اصلی كه باید در ازدواج مورد توجه هر دو طرف باشد دین و كمال است. از این‏رو، از روایات نقل شده از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام چنین برمی‏آید كه هر كس ممكن است‏به یكی از این چهار دلیل ازدواج كند: ۱- پول; ۲- دین; ۳- زیبایی; ۴- شهرت و عنوان. بین این چهار هدف، دین از همه بالاتر و بهتر است.

اما به طور كلی، ضرورت‏ های ایجاب كننده ازدواج عبارت است از:

الف- ضرورت‏های فردی;

ب- ضرورت‏های اجتماعی;

ج- ضرورت‏های مذهبی.

در ذیل، به تفصیل از این موارد بحث می‏كنیم:


الف- ضرورت‏های فردی

۱- پاسخ مثبت‏به فطرت: انسان به حكم فطرت، دارای غریزه جنسی است و طبیعت و فطرتش ایجاب می‏كند كه رشد نماید، به سوی كمال برود و وقتی‏رشدیافت‏وبه‏درجه‏كمال رسیدارضا و اقناع شود.براین‏اساس،برای‏حفظ جان و تعادل نظامات روانی، ضروری است كه آدمی به ازدواج تن دهد.

۲- موجبی برای بروز استعدادها: استعدادها برای بروز و تكامل خود نیازمند محیطی امن و آرامند. ازدواج برای جوان آرامش و آسایش ایجاد می‏كند، استعدادهای او را به حركت درمی‏آورد و به او امكان می‏دهد كه از آن به نیكی بهره‏برداری كند.

۳- موجب امنیت و آسایش: اصولا «بلوغ‏» یعنی شكوفایی غریزه، چه برای پسر و چه برای دختر كه همراه بحران است. ازدواج این بحران را تسكین می‏دهد، برای جوان محیط امن و آرام ایجاد می‏نماید، در سایه وجود عواطف خانوادگی، روح سركش او مهار می‏شود و موجباتی برای برخورداری او از نیروی فكری فراهم می‏شود.

۴- موجب نجات از تنهایی: به عقیده دانشمندان و فلاسفه، انسان موجودی مدنی‏الطبع و بالفطره اجتماعی است. از این‏رو، محتاج پناه و یاور و یاری دلدار است. ازدواج این فایده را دارد كه آدمی را از تنهایی و اعتزال نجات دهد و همدلی در كنار او، در بستر او و در آغوش او قرار دهد تا وجودش راعین‏وجودخودبداندودرغم‏ودردش‏شریك باشد.

ب- ضرورت‏های اجتماعی

ازدواج هرچند از یك نظر ، مساله‏ای شخصی و خصوصی است، ولی از نگاهی دیگر، دارای جنبه و اهمیتی اجتماعی می‏باشد. بر این اساس، ازدواج از اركان مدنیت و راهی مطمئن برای تامین آسایش جامعه و رفاه بشریت است. سود و زیان ازدواج تنها متوجه زوجین نیست، بلكه افراد اجتماع نیز به گونه‏ای از آن برخوردار می‏شوند

بی‏تردید، ازدواج رابطه‏ای است كه طرفین ربط را تا حد زیادی از بی‏بند و باری و روابط نامشروع و انحرافات اخلاقی و جنسی مصون می‏دارد. این موضوع به تناسب حال طرفین و محیط اجتماعی و امكان انجام سایر گناهان متفاوت است. هم‏چنین سایر جنبه‏های شخصی و اجتماعی نیز در این زمینه مؤثر می‏باشد كه گاهی این عمل سبب مصونیت انسان از نیمی از گناهان و معاصی و گاهی بیش‏تر است. لذا، در بعضی از روایات ازدواج را وسیله حفظ نیمی از دین و برخی روایات، دو سوم دین بیان كرده‏اند. (۱)

زندگی هر یك از زن و شوهر منقسم به دو قسم است:

۱- روابط داخلی و خانوادگی;

۲- روابط خارجی و اجتماعی.

بنابراین، زن صالح در خانواده وسیله تحقق سعادت مرد در نیمی از زندگانی او و مرد نیكوكار برای زن وسیله سعادت نیمی از روابط حیاتی اوست; زیرا ازدواج وسیله موفقیت هر یك از طرفین در مقدار زیادی از وظایف عبادی خواهد بود كه در روایات ائمه اطهار علیهم السلام به نیمی از دین تعبیر شده است.

ج- ضرورت‏های مذهبی

ضرورت‏های مذهبی ازدواج از دوجنبه قابل بررسی‏اند: از جنبه آیات و از جنبه روایات.

۱- ازدواج در آیات: این سؤال همواره مطرح بوده است كه چرا خداوند انسان‏ها و یا حیوانات و حتی گیاهان را زوج آفرید؟ فلسفه زوجیت انسان‏ها، گیاهان و حیوانات چیست؟ در پاسخ به این سؤال، به اجمال می‏توان گفت كه فلسفه زوجیت در انسان‏ها به ازدواج بازمی‏گردد. اما پس از آن، این سؤال مطرح می‏گردد كه آیا ازدواج فقط برای تامین غریزه جنسی است؟ آیا برای شروع مسائل اجتماعی است؟ آیا برای ایجاد انس میان دو زوج مخالف با هم است؟ در پاسخ باید گفت كه خیر، هدف از ازدواج این مسائل نیست. فلسفه ازدواج چیز دیگری است و آن امتداد نسل، بقای آن و اتمام تركیبات عاطفی زن و مرد به دلیل تولید مثل می‏باشد، همان‏گونه در برخی از آیات به این مطلب اشاره شده است:

خداوند در سوره نساء، آیه ۷ می‏فرماید: «یا ایها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحدهٔ و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا و نساء كثیرا و اتقوا الله الذی تسائلون به و الارحام ان الله كان علیكم رقیبا»; ای مردم، بترسید از پروردگار خود كه شما را از یك تن آفرید و از او جفتش را بیافرید و از آنان مردان و زنان بسیاری گسترانید و بترسید از خداوندی كه از او و از ارحام پرسش می‏شود. خداوند بر شما نگاهبان است.

در آیه ۱۱ سوره شوری نیز می‏فرماید: «فاطر السموات و الارض جعل لكم من انفسكم ازواجا و من الانعام ازواجا یذرؤكم فیه لیس كمثله شی‏ء و هو السمیع البصیر»; او پدید آورنده آسمان‏ها و زمین است. برای شما از جفت‏خودتان همسرانی قرار داد و از جنس حیوانات نیز جفت‏هایی آفرید تا بر شما بیفزاید و نسل تكثیر پیدا كند. همانند او چیزی نیست. او شنوای بیناست.

۲- ازدواج در روایات:اسلام در این زمینه، دو دسته را مخاطب قرار داده است و ازدواج را به آن‏ها توصیه می‏كند:

۱- كسانی را كه به قصد ارضای غریزه شهوت و محافظت از آلودگی ازدواج می‏كنند، ولی از پیدایش نسل جلوگیری می‏نمایند.

۲- كسانی را كه علاوه بر ارضای غریزه شهوانی، قصد تشكیل خانواده نیز دارند و در نتیجه، خواهان نسل هستند. اما به طور كلی، دسته دوم بیش‏تر مورد خطاب‏اند; زیرا خانواده بدون فرزند در همان وصلت و گوشه حجله، بدون استمرار و دنباله خلاصه می‏شود.

نظر به وجود منافع و اهمیت‏های ازدواج است كه اسلام آن را تایید كرده و ضرورت آن را در درجه اول اهمیت و مورد تاكید قرار داده است. ضرورت‏های ‏ازدواج‏ از نظر اسلام به قرار ذیل است:

محبوب‏ترین بنا: بنای تشكیل خانواده در اسلام محبوب است، تا آن‏جا كه هیچ سازمان و بنایی نزد خدا محبوب‏تر از آن نیست. لذا، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‏فرمایند: «ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله من التزویج‏»; نزد خداوند هیچ بنایی محبوب‏تر از خانه‏ای نیست كه از طریق ازدواج آباد گردد. (۲)

۲- عامل حفظ پاك‏دامنی و كسب اخلاق نیك: ازدواج از نظر اسلام وسیله‏ای برای پاك‏دامنی و پاك‏دامن زیستن است. رسول خدا صلی الله علیه و آله به زیدبن حارثه فرمودند: ازدواج كن تا پاك‏دامن باشی (۳) و در سخنی دیگر، فرمودند: مردان را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیكو، ارزاقشان را وسیع و جوانمردیشان را زیاد گرداند. (۴) در روایتی دیگر، به زنی كه گفته بود، دیگر ازدواج نخواهم كرد، فرمودند: «ازدواج برای حفظ عفاف لازم است.» (۵)

۳- عامل تكمیل دین: ازدواج غیر از ایجاد نظم در زندگی، وسیله‏ای برای حفظ و تكمیل دین است. بدان دلیل، ازدواج تكمیل كننده ایمان است كه به وسیله آن، بسیاری از گناهان از وجود آدمی ریشه‏كن می‏شود و راه برای سعادتمندی او از هر سو فراهم می‏گردد. لذا، رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «من تزوج فقد احرز نصف دینه‏»; (۶) هر كس ازدواج كند نیمی از دینش را باز یافته است. در جای دیگر، فرمودند: «ما من شاب تزوج فی حداثهٔ سنه الا عج‏شیطانه یا ویله عصم منی ثلثی دینه‏»; (۷) هر كس در ابتدای جوانی ازدواج كند شیطان فریاد می‏كند: ای وای، دو سوم دین خود را از شر من حفظ كرد.

۴- موجب ازدیاد نسل: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «تزوجوا فانی مكاثر بكم الامم غدا فی القیامهٔ‏»; (۸) ازدواج كنید; زیرا من به زیادتی شما نسبت‏به امت‏های دیگر در قیامت مباهات می‏كنم. (این‏كه امروزه در كشور ما با توجه به احكام ثانویه، به مهار جمعیت‏حكم می‏شود مطلب دیگری است كه این مختصر مجالی برای طرح آن نیست.)

۵- موجب ازدیاد مسلمانان: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما یمنع المؤمن ان یتخذ اهلا لعل الله یرزقه نسمهٔ تثقل الارض بلا اله الا الله‏»; (۹) چه مانعی داردكه مؤمن زنی‏بگیرد تاخداوند فرزندی نصیبش كند كه با كلمه لا اله الا الله زمین را گرانبار كند؟

۶- موجب ازدیاد روزی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اتخذوا الاهل فانه ارزق لكم‏» (۱۰) ; روزی را به وسیله زن گرفتن زیاد كنید. در حدیث دیگری، امام رضا علیه السلام می‏فرمایند: «اذا جاءكم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه‏»; (۱۱) اگر خواستگاری آمد كه دین و اخلاقش را پسندید او را اجابت كنید. در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «من ترك التزویج مخافهٔ العیلهٔ فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله یقول: ان یكونوا فقراء یغنهم الله من فضله‏»; (۱۲) هر كس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستی‏ترك كندبه خدا سوء ظن برده است، زیرا خداوندمی‏فرماید:اگر (زن‏وشوهر) فقیر باشندخدا هر كدام را از كرم خود بی‏نیاز می‏كند. بنابراین، در هر صورت، روزی زن و مرد با خداست.

۷- نشانه پیروی از سنت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله: حضرت علی علیه السلام فرمودند: «تزوجوا فان التزویج‏سنهٔ رسول الله فانه كان یقول: من كان یحب ان یتبع بسنتی فان من سنتی التزویج‏»; (۱۳) ازدواج كنید، ازدواج سنت پیامبر صلی الله علیه و آله است. آن جناب می‏فرمودند: هر كه می‏خواهد از سنت من پیروی كند، بداند كه ازدواج سنت من است.

۸- نشانه پیروی از سنت پیامبران علیهم السلام: امام رضا علیه السلام فرمودند: «ثلاث من سنن المرسلین: العطر و اخذ الشعر و كثرهٔ الطروقهٔ‏»; (۱۴) سه چیز از سنت‏های پیامبران است: استعمال عطر، ازاله موهای زاید و ازدواج كردن.

۹- موجب جلب رضایت الهی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما من شی‏ء احب الی الله عز وجل من بیت‏یعمر فی الاسلام بالنكاح‏»; (۱۵) هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از این نیست كه خانه‏ای در اسلام به وسیله ازدواج آباد گردد.

۱۰- موجب كسب طهارت معنوی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «من احب ان یلقی الله طاهرا مطهرا فلیلقه بزوجهٔ‏»; (۱۶) هر كس می‏خواهد خدا را پاك و پاكیزه ملاقات كند باید هنگام مرگ متاهل باشد.

۱۱- بهترین بهره و سود: امام رضا علیه السلام فرمودند: «ما استفاد امرء بعد الاسلام فائدهٔ خیرا من امراهٔ مسلمهٔ ...»; (۱۷) پس از ایمان به خدا، هیچ انسانی بهره‏ای بهتر از همسری مسلمان به دست نیاورده است.

۱۲- گشودن درهای رحمت الهی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «یفتح ابواب السماء بالرحمهٔ فی اربع مواضع: عند نزول المطر و عند نظر الولد فی وجه الوالد و عند فتح باب الكعبهٔ و عند النكاح‏»; (۱۸) درهای رحمت آسمان در چهار موقع گشوده می‏شود: ۱- هنگام باریدن باران; ۲- وقتی كه فرزندی (از سر مهر) به صورت پدرش بنگرد; ۳- زمانی كه در خانه كعبه گشوده می‏گردد; ۴- در وقت اجرای عقد نكاح. (۱۹) نهی اسلام از عزوبت

از نظر اسلام، ازدواج كاری مقدس و تجرد چیز پلیدی است. این بر خلاف نظر كسانی است كه رهبانیت را پذیرفته‏اند و سعی دارند بدان جنبه‏ای مقدس دهند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: آن كس كه این آیین و مذهب همگام با فطرت مرا دوست دارد باید نسبت‏به سنت من پای‏بند باشد; یكی از سنت‏های من ازدواج است. (۲۰)

در اسلام، سرباز زدن از ازدواج مساوی با تخلف از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و حتی از موازین اسلامی است. چنانچه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: هر كس زمینه و امكانی برای ازدواج داشته باشد و در عین حال، از آن سر باز زند از ما نیست.

اسلام برخلاف رهبانان و تاركان دنیا، مجرد ماندن را نه تنها فضیلت نمی‏داند، بلكه آن را محكوم كرده و شدیدا از آن نهی فرموده است. زنی به حضور امام صادق علیه السلام رسید و گفت: من قصد ندارم شوهر كنم تا مرا نزد خدا فضلی باشد و اجر و ثوابی به من تعلق گیرد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: این سخن را رها كن; اگر تنها زیستن فضیلتی بود فاطمه علیها السلام، دختر پیامبر صلی الله علیه و آله، بر این فضل سزاوارتر بود. (۲۱)

بزرگان اسلام عزب ماندن را در صورت فراهم بودن وسایل ازدواج، ناروا و حرام دانسته و زناشویی را محبوب و مقدس شمرده‏اند. اسلام نیز تجرد را زشت می‏شمارد و می‏گوید: «شراركم عزابكم‏»; (۲۲) بدترین شما كسانی هستند كه در حال عزوبت‏اند. احادیثی‏كه ازعزوبت‏نهی می‏كنند بسیارند، ازجمله روایات ذیل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله:

- ازدواج كن و گرنه از گنه‏كاران محسوب خواهی شد; «تزوج و الا فانت من المذنبین.» (۲۳)

۲- عامل حفظ پاك‏دامنی و كسب اخلاق نیك: ازدواج از نظر اسلام وسیله‏ای برای پاك‏دامنی و پاك‏دامن زیستن است. رسول خدا صلی الله علیه و آله به زیدبن حارثه فرمودند: ازدواج كن تا پاك‏دامن باشی (۳) و در سخنی دیگر، فرمودند: مردان را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیكو، ارزاقشان را وسیع و جوانمردیشان را زیاد گرداند. (۴) در روایتی دیگر، به زنی كه گفته بود، دیگر ازدواج نخواهم كرد، فرمودند: «ازدواج برای حفظ عفاف لازم است.» (۵)

۳- عامل تكمیل دین: ازدواج غیر از ایجاد نظم در زندگی، وسیله‏ای برای حفظ و تكمیل دین است. بدان دلیل، ازدواج تكمیل كننده ایمان است كه به وسیله آن، بسیاری از گناهان از وجود آدمی ریشه‏كن می‏شود و راه برای سعادتمندی او از هر سو فراهم می‏گردد. لذا، رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «من تزوج فقد احرز نصف دینه‏»; (۶) هر كس ازدواج كند نیمی از دینش را باز یافته است. در جای دیگر، فرمودند: «ما من شاب تزوج فی حداثهٔ سنه الا عج‏شیطانه یا ویله عصم منی ثلثی دینه‏»; (۷) هر كس در ابتدای جوانی ازدواج كند شیطان فریاد می‏كند: ای وای، دو سوم دین خود را از شر من حفظ كرد.

۴- موجب ازدیاد نسل: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «تزوجوا فانی مكاثر بكم الامم غدا فی القیامهٔ‏»; (۸) ازدواج كنید; زیرا من به زیادتی شما نسبت‏به امت‏های دیگر در قیامت مباهات می‏كنم. (این‏كه امروزه در كشور ما با توجه به احكام ثانویه، به مهار جمعیت‏حكم می‏شود مطلب دیگری است كه این مختصر مجالی برای طرح آن نیست.)

۵- موجب ازدیاد مسلمانان: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما یمنع المؤمن ان یتخذ اهلا لعل الله یرزقه نسمهٔ تثقل الارض بلا اله الا الله‏»; (۹) چه مانعی داردكه مؤمن زنی‏بگیرد تاخداوند فرزندی نصیبش كند كه با كلمه لا اله الا الله زمین را گرانبار كند؟

۶- موجب ازدیاد روزی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اتخذوا الاهل فانه ارزق لكم‏» (۱۰) ; روزی را به وسیله زن گرفتن زیاد كنید. در حدیث دیگری، امام رضا علیه السلام می‏فرمایند: «اذا جاءكم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه‏»; (۱۱) اگر خواستگاری آمد كه دین و اخلاقش را پسندید او را اجابت كنید. در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «من ترك التزویج مخافهٔ العیلهٔ فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله یقول: ان یكونوا فقراء یغنهم الله من فضله‏»; (۱۲) هر كس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستی‏ترك كندبه خدا سوء ظن برده است، زیرا خداوندمی‏فرماید:اگر (زن‏وشوهر) فقیر باشندخدا هر كدام را از كرم خود بی‏نیاز می‏كند. بنابراین، در هر صورت، روزی زن و مرد با خداست.

۷- نشانه پیروی از سنت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله: حضرت علی علیه السلام فرمودند: «تزوجوا فان التزویج‏سنهٔ رسول الله فانه كان یقول: من كان یحب ان یتبع بسنتی فان من سنتی التزویج‏»; (۱۳) ازدواج كنید، ازدواج سنت پیامبر صلی الله علیه و آله است. آن جناب می‏فرمودند: هر كه می‏خواهد از سنت من پیروی كند، بداند كه ازدواج سنت من است.

۸- نشانه پیروی از سنت پیامبران علیهم السلام: امام رضا علیه السلام فرمودند: «ثلاث من سنن المرسلین: العطر و اخذ الشعر و كثرهٔ الطروقهٔ‏»; (۱۴) سه چیز از سنت‏های پیامبران است: استعمال عطر، ازاله موهای زاید و ازدواج كردن.

۹- موجب جلب رضایت الهی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما من شی‏ء احب الی الله عز وجل من بیت‏یعمر فی الاسلام بالنكاح‏»; (۱۵) هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از این نیست كه خانه‏ای در اسلام به وسیله ازدواج آباد گردد.

۱۰- موجب كسب طهارت معنوی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «من احب ان یلقی الله طاهرا مطهرا فلیلقه بزوجهٔ‏»; (۱۶) هر كس می‏خواهد خدا را پاك و پاكیزه ملاقات كند باید هنگام مرگ متاهل باشد.

۱۱- بهترین بهره و سود: امام رضا علیه السلام فرمودند: «ما استفاد امرء بعد الاسلام فائدهٔ خیرا من امراهٔ مسلمهٔ ...»; (۱۷) پس از ایمان به خدا، هیچ انسانی بهره‏ای بهتر از همسری مسلمان به دست نیاورده است.

۱۲- گشودن درهای رحمت الهی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «یفتح ابواب السماء بالرحمهٔ فی اربع مواضع: عند نزول المطر و عند نظر الولد فی وجه الوالد و عند فتح باب الكعبهٔ و عند النكاح‏»; (۱۸) درهای رحمت آسمان در چهار موقع گشوده می‏شود: ۱- هنگام باریدن باران; ۲- وقتی كه فرزندی (از سر مهر) به صورت پدرش بنگرد; ۳- زمانی كه در خانه كعبه گشوده می‏گردد; ۴- در وقت اجرای عقد نكاح. (۱۹) نهی اسلام از عزوبت

از نظر اسلام، ازدواج كاری مقدس و تجرد چیز پلیدی است. این بر خلاف نظر كسانی است كه رهبانیت را پذیرفته‏اند و سعی دارند بدان جنبه‏ای مقدس دهند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: آن كس كه این آیین و مذهب همگام با فطرت مرا دوست دارد باید نسبت‏به سنت من پای‏بند باشد; یكی از سنت‏های من ازدواج است. (۲۰)

در اسلام، سرباز زدن از ازدواج مساوی با تخلف از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و حتی از موازین اسلامی است. چنانچه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: هر كس زمینه و امكانی برای ازدواج داشته باشد و در عین حال، از آن سر باز زند از ما نیست.

اسلام برخلاف رهبانان و تاركان دنیا، مجرد ماندن را نه تنها فضیلت نمی‏داند، بلكه آن را محكوم كرده و شدیدا از آن نهی فرموده است. زنی به حضور امام صادق علیه السلام رسید و گفت: من قصد ندارم شوهر كنم تا مرا نزد خدا فضلی باشد و اجر و ثوابی به من تعلق گیرد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: این سخن را رها كن; اگر تنها زیستن فضیلتی بود فاطمه علیها السلام، دختر پیامبر صلی الله علیه و آله، بر این فضل سزاوارتر بود. (۲۱)

بزرگان اسلام عزب ماندن را در صورت فراهم بودن وسایل ازدواج، ناروا و حرام دانسته و زناشویی را محبوب و مقدس شمرده‏اند. اسلام نیز تجرد را زشت می‏شمارد و می‏گوید: «شراركم عزابكم‏»; (۲۲) بدترین شما كسانی هستند كه در حال عزوبت‏اند. احادیثی‏كه ازعزوبت‏نهی می‏كنند بسیارند، ازجمله روایات ذیل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله:

- ازدواج كن و گرنه از گنه‏كاران محسوب خواهی شد; «تزوج و الا فانت من المذنبین.» (۲۳)

- بیش‏تر دوزخیان عزب‏ها هستند; «اكثر اهل النار العزاب.» (۲۴)

- ازدواج كن، وگرنه از راهبان نصارا خواهی بود; «تزوج و الا فانت من رهبان النصاری.» (۲۵)

- ازدواج كن، وگرنه از برادران شیطان خواهی بود; «تزوج و الا فانت من اخوان الشیاطین.» (۲۶)

- بدترین افراد امت من عزب‏ها هستند; «شرار امتی عزابها.» (۲۷)

- دو ركعت نماز زن‏دار بهتر از یك روز نماز و روزه عزب است. «ركعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین ركعهٔ یصلیها غیر متزوج. » (۲۸)

خودداری از ازدواج عوارضی دارد كه به نمونه‏ هایی از آن اشاره می‏كنیم:

۱- خودداری از ازدواج زمینه را برای روابط جنسی نامشروع و غیر قانونی فراهم می‏كند كه نمونه‏ های آن را در كشورهایی كه برای خود آمار و حسابی دارند، می‏ بینیم. بدیهی است كودكی كه به دور از عشق و بدون خواسته والدین یا در اثر یك ازدواج اجباری پدید آید هم مایه غم مرد است و هم موجب تنفر اجتماعی و این‏كه آینده چنین كودكانی چه خواهد شد، به خوبی معلوم است.

۲- خودداری از ازدواج موجب بیماری‏های وخیمی هم‏چون امراض تناسلی، ورم مفاصل و مانند آن می‏گردد و این مساله مورد تایید پزشكان امروزی است.

۳- خودداری از ازدواج موجب از دست دادن گرمی و نشاط زندگی است. هر كس در دوران جوانی به ازدواج تن ندهد، در دوران پیری با رنج تنهایی مواجه خواهد شد.

۴- خودداری از ازدواج موجب توسعه و گسترش فساد می‏گردد. افراد به سوی فساد اخلاقی سوق پیدا می‏كنند و درهای حیات آنان به دروغ، فحشا و بی‏بند و باری گشوده می‏شود. وجود غریزه در آدمی خود دلیلی بر ضرورت ازدواج و خودداری از آن، استقبال از خطرات خودآفرین و زمینه‏ای برای هجوم غم‏ها و نابسامانی‏هاست.

«تهذیب نفس‏»; فلسفه بزرگ ازدواج

زن و مرد لازم است در پرتو كانون گرم خانواده به تكامل دست‏یازند و همدیگر را با برخورداری از «صبر» و «شكر»، كه دو ركن ایمان است، یاری كنند. شرع مقدس اسلام در تشكیل خانواده تنها به ارضای غریزه جنسی نظر ندارد، اگرچه این نكته مهم نیز جزئی از فلسفه ازدواج است و اسلام برای حفظ عفت عمومی در جوامع بشری، به دختران و پسران بالغی كه نیاز به ازدواج دارند امر به پیوند و تشكیل خانواده كرده است، بلكه نكته مهم‏تری كه اسلام از ازدواج و تشكیل خانواده دنبال می‏كند عبارت است از: «تهذیب نفس‏»; زیرا محیط خانه و كانون گرم خانواده را بهترین مكتب برای خودسازی و كسب كمالات می‏داند. حال اگر از این مكتب ارزنده و حیات‏بخش و انسان‏ساز درست استفاده نكنیم و یا آن را از هم بپاشیم، تقصیر از شارع مقدس اسلام نیست، بلكه خودمان مقصر هستیم كه با عوامل گوناگون باعث‏سردی كانون خانواده یا از هم پاشیدگی آن شده‏ایم.

خلاصه و نتیجه بحث

از مجموعه بحث‏ها چنین نتیجه می‏گیریم كه هدف از ازدواج در اسلام به مراتب، بالاتر و مقدس‏تر از آن است كه تنها در حد كام‏جویی جنسی باشد; زیرا اگر چنین بود هیچ فرقی میان ازدواج انسان و جفت‏گیری حیوانات نبود و ازدواج مشمول این همه قوانین آسمانی و رهبری پیامبران علیهم السلام و راهنمایان قرار نمی‏گرفت. پس باید در آن اهداف مهم دیگری نیز وجود داشته باشد; از جمله: ایجاد، بقا و طهارت نسل، تكمیل و تكامل، مودت و صفا و از همه بالاتر، انجام وظیفه الهی. پیمان ازدواج پیمانی مقدس و الهی است. بدین‏سان، جز در سایه احكام الهی نمی‏توان آن را فسخ كرد. ازدواج امری اساسی و مهم است، باید در جامعه رشد و توسعه یابد تا افراد در سایه پای‏بندی بدان از بسیاری انحرافات و پیش‏آمدهای ناگوار مصون بمانند.

آن كس كه تن به تشكیل خانواده ندهد، هم به خود جفا كرده است و هم به فردی دیگر از جنس مخالف كه پاك‏دامن در انتظار همتای مؤمن برای تشكیل زندگی و بهره‏مندی از نعمت و آسایش آن است. البته شكی نیست كه در انتخاب همسر باید طرقی اندیشید تا زندگی زناشویی دچار نابسامانی نشود و كودكان پای به جهان نهاده حاصل آن دچار افسردگی و ماتم نگردند.

 

پی نوشت ها:

۱- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، آل البیت، ج ۲۰، ص ۱۷

۲- میرزا آقا نوری طبرسی،مستدرک الوسائل،ج ۱۴،ص ۱۵۳

۳- شیخ حر عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص ۳۵٫

۴- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۲

۵- شیخ حر عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص ۱۶۶٫

۶ و ۷- شیخ حر عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص ۱۷

۸- میرزا آقا نوری طبرسی، پیشین، ج ۱۴، ص ۱۴۹

۹ و ۱۰- شیخ حر عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص ۱۴

۱۱-۱۲-۱۳-۱۴-۱۵-۱۶-۱۷- همان، ج ۲۰، ص ۲۸ / ص ۴۲ / ص ۱۵/ ص ۱۰۳/ ص ۱۶/ ص ۱۸/ ص ۴۰

۱۸- میرزا آقا نوری طبرسی، پیشین، ج ۱۴، ص ۱۵۲

۱۹- شیخ حر عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص ۱۵

۲۰- همان

۲۱- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج ۱۰۳، ص ۲۱۹

۲۲و ۲۳- همان، ج ۱۰۳۷ ص ۲۲۱

۲۴- شیخ حر عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص ۲۰

۲۵و۲۶و۲۷- میرزاآقا نوری طبرسی، پیشین، ج ۱۴،ص ۱۵۵

۲۸- شیخ حر عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص ۱۸

خوانده شده 190 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید