ماجرای عجیب نماز باران امام رضا(ع) در بیان جواد الائمه (ع)

امتیاز بدهید
(1 امتیاز)
ماجرای عجیب نماز باران امام رضا(ع) در بیان جواد الائمه (ع)

در عصری که مظاهر دنیای مدرن بر زندگی بشر سایه انداخته و زمینه‌های غفلت از یاد خدا را بیشتر از گذشته مهیا کرده است، مرور معجزات،‌ کرامات و فضائل خوبان بشر و در رأس آنها پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت پاک ایشان، تا حد زیادی می‌تواند نیاز روح و جان ما در راستای اتصال به قدرت بی‌منتهای خداوند و دریای رحمت پروردگار را فراهم کند.

از جمله این معجزات، مربوط به روایتی از امام جواد علیه‌السلام درباره دعای پدر بزرگوارشان برای بارش باران یا «نماز استسقاء» است. امام حسن عسکری از پدر بزرگوارش امام هادی و ایشان از امام جواد علیهم‌السلام نقل می‌کند:

هنگامی که مأمون به زور پدرم امام رضا علیه‌السلام را ولی عهد خویش کرد آسمان بخیل شد و باران نبارید مدتی در آن سال این گونه بود و خشک‏سالی در خراسان اتفاق افتاده پس بعضی از مردم و اطرافیان مأمون گفتند: این غضب خدا است که به ما غضب کرده و آن به خاطر این است که امام رضا ولیعهدی را پذیرفته است. وقتی این گفته‌‏ها به گوش مأمون رسید مأمون ناراحت شد و به امام رضا گفت: به راستی که باران از ما مدتی قطع شده و زمین‏‌های ما خشک شده است اگر می‌توانی دعا کن تا خداوند متعال برما منت بنهد و به برکت دعای تو باران به ما بفرستد. امام رضا علیه‌السلام فرمود: این کار را می‌کنم.  مأمون گفت: چه وقت این کار را می‌کنی؟ امام رضا فرمود: روز دوشنبه. امام جواد علیه‌السلام فرمود: درخواست مأمون از پدرم در مورد دعا کردن برای باران روز جمعه بود. سپس امام رضا علیه‌السلام فرمود: دیشب در رؤیای صادقه جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه جدم امیرالمؤمنین علیه‌السلام نزدم آمدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: ای فرزند دلبندم، تا روز دوشنبه صبر کن پس به صحرا برو و در آنجا نماز استسقاء را اقامه کن، سپس دعا کن که خداوند متعال دعایت را مستجاب می‌کند و باران برای آنها می‌‏فرستد و همچنین از فضل و کرم و علوم خودت به آنها بگو و نیز به آنها بگو که در روز دوشنبه باران خواهد آمد تا به فضل و کرامت و نزد پروردگار جهانیان آگاهی پیدا کنند.

وقتی روز دوشنبه رسید پدرم به طرف صحرا حرکت کرد و خلایق نیز به صحرا رفتند. بعد از اقامه کردن نماز استسقاء ایشان بر فراز تپه‌‏ای رفت و دستان مبارک خویش را به آسمان برد و ذکر ثنای خدای تبارک و تعالی و درود فرستادن بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم گفت، سپس عرض کرد: خدایا، ای پروردگار من، به راستی که تو مقام و منزلت ما اهل ‏بیت علیهم‌‏السلام را نزد مردم بزرگ شمردی و به آنها فرمودی که به ما متوسل شوند تا برای آنها دعا کنیم. ای خدای من، به راستی که اکنون آنها همان گونه که به آنها امر فرمودی به ما متوسل شده‌‏اند و آنها امید دارند که فضل و رحمت و بخشش تو به آنها برسد و نیز امیدوارند که از روی احسان و کرم و نعمت به آنها جواب بدهی، پس بر آنها باران بفرست باران سراسری نه باران همراه با طوفان یا باد شدید که ابرها را از هم دور می‌کند اما ابتدا بارش باران برای آنها بعد از اینکه آنها از اینجا رفتند و در منزل‏‌های خود و قرارگاه‌‏های خود ساکن شدند.

امام جواد علیه‌السلام می‏‌فرماید: به خدایی که محمد صلی الله علیه و آله را به حق به پیامبری برگزید قسم، بعد از اتمام دعای ایشان بادی وزید و ابرها نمایان شدند و رعد و برق شدیدی ایجاد شد در آن وقت مردم خواستند به منازل خود برگردند یا از باران در جای امن باشند. امام رضا علیه‌السلام به آنها فرمود: صبر کنید و آرام باشید، به راستی که این ابر باران‏زا متعلق به شما نیست بلکه متعلق به فلان مکان است. و آن ابر می‏‌رفت و همچنان ابری می‌آمد و ایشان می‌‏فرمود: این متعلق به شما نیست؛ بلکه متعلق به فلان جا و مکان است تا وقتی که 10 ابر باران‌‏زا از آنجا گذشتند وقتی ابر باران‏‌زای یازدهم آمد امام رضا به مردم فرمود: این ابر متعلق به شما است که خداوند آن را برای شما فرستاده است، پس شکرگزار نعمت الهی باشید، بلند شوید و به منازل و قرارگاه‌‏های خود بروید؛ زیرا این باران شدید بوده و برای جسم شما ضرر دارد و این ابر باران‏‌زا نمی‏‌بارد تا وقتی که شما در مساکن خود قرار بگیرید، سپس خیر و برکت بی‌‏پایان خداوند متعال بر شما نازل می‏‌شود. امام رضا علیه‌السلام از فراز تپه پایین آمد و به منزل خویش بازگشت و همچنان آن ابر باران‏‌زا نبارید تا وقتی که تمام مردم در منازل خویش استقرار کردند در آن وقت بود که باران شدیدی آمد و از آن باران تمام قنات‏‌ها و چاه‌ها و حوضچه‏‌ها و رودها و رودخانه‏‌ها و... پر شد. بعد از اتمام باران مردم گفتند: این باران به برکت حضرت امام رضا علیه‌السلام فرزند رسول صلی الله علیه و آله و یکی از کرامات آن بزرگوار از طرف خدای تبارک و تعالی است. امام رضا علیه‌السلام نزد آنها رفت و عده زیادی نیز نزد آن بزرگوار رفتند و در آنجا جمع شدند.

امام رضا علیه‌السلام به آنها فرمود:

ای مردم، تقوای خداوند پیشه کنید به خاطر نعمتی که به شما داده است؛‌ یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ فِی نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْکُمْ
و با ظلم و ستم و گناه نعمت‌‏های خداوند را از خود دور نکنید؛ فَلَا تُنَفِّرُوهَا عَنْکُمْ بِمَعَاصِیهِ
بلکه با طاعت و شکرگزاری نعمت‏‌های خدا را برای خود دائمی کنید؛ بَلِ اسْتَدِیمُوهَا بِطَاعَتِهِ وَ شُکْرِهِ عَلَى نِعَمِهِ وَ أَیَادِیهِ
و بدانید که شما شکر نمی‌کنید بعد از ایمان به خدا و پیامبرش و اعتراف به حقوق اولیاى خدا از آل محمد صلى الله علیه و آله به چیزى بهتر از کمک به برادران مؤمن خود در مسائل دنیا که راهى است به‌سوى بهشت‏ پروردگار آنها؛ هر که چنین کارى را بکند از اولیاى خاص خدا است‏؛‌ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ لَا تَشْکُرُونَ اللَّهَ تَعَالَى بِشَیْ‏ءٍ بَعْدَ الْإِیمَانِ‏ بِاللَّهِ وَ بَعْدَ الِاعْتِرَافِ بِحُقُوقِ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ مُعَاوَنَتِکُمْ لِإِخْوَانِکُمُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى دُنْیَاهُمُ الَّتِی هِیَ‏ مَعْبَرٌ لَهُمْ‏ إِلَى‏ جِنَانِ رَبِّهِمْ فَإِنَّ مَنْ فَعَلَ ذَلِکَ کَانَ مِنْ خَاصَّةِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏.

آنچه در این روایت جلب توجه می‌کند، رجوع به اهل بیت وحی در مواقع اضطراری و نیز توجه و توسل به آن انوار مقدس الهی است. امام رضا علیه‌السلام نیز در ابتدای دعا به این نکته اینگونه توجه می‌دهند «ای پروردگار من، به راستی که تو مقام و منزلت ما اهل ‏بیت علیهم‌‏السلام را نزد مردم بزرگ شمردی و به آنها فرمودی که به ما متوسل شوند تا برای آنها دعا کنیم.» منتها هر اندازه این توسل با پیوست تقوای الهی همراه باشد، دعای انسان به اجابت نزدیک‌تر خواهد بود؛ شاید آیه35 سوره مائده گویای همین دو مسئله باشد، آنجا که فرمود «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَة...» یعنی ای اهل ایمان، تقوای خدا داشته باشید و به‌سوی او وسیله بجویید.

نکته‌ی دیگری که امام رضا علیه‌السلام به آن اشاره داشتند، اهمیت تقوای الهی در قبال نعمت‌های خداوند و جلب برکات و دوری از معصیت‌هاست؛ جامعه‌ای که در آن تقوا کمرنگ و سایه گناه گسترده شده باشد، محکوم به محرومیت است، اما جامعه‌ای که تقوا و ایمان را پیشه راه خود کند، موجب جلب نعمت‌های خداوند می‌شود. این حقیقت را در آیه96 سوره اعراف اینگونه می‌خوانیم «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ‏ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض‏ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُون‏» یعنی و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏‌گشودیم ولى تکذیب کردند؛ پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان‏] آنان را گرفتیم.»

خوانده شده 334 مرتبه