چرا فقط برای سیدالشهدا (ع) اربعین گرفته می‌شود؟

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
چرا فقط برای سیدالشهدا (ع) اربعین گرفته می‌شود؟

چرا فقط برای سیدالشهدا (علیه السلام) «اربعین» گرفته می شود؟

 

پاسخ:

گرامیداشت یاد و خاطرۀ شخص وفات یافته پس از مرگ او در همۀ ملل و ادیان رسمیت دارد و بعضی با گذشت یک ماه و بسیاری نیز پس از چهل روز از زمان فوت شخص، برای وی تجلیل و بزرگداشت می گیرند.

در میان مسلمانان، به ویژه شیعیان، پس از شهادت امامان معصوم علیهم السلام در نخستین اربعین آنان مراسم گرامی داشت انجام می شده است؛ ولی شهادت امام حسین علیه السلام این ویژگی را دارد که روز اربعین حسینی هرساله تا قیامت ادامه خواهد داشت.

شاید بتوان دو دلیل عمده برای این امر برشمرد که عبارتند از:

 

اوّلاً، واقعۀ عاشورا دارای دو جنبه است: یک. شهادت؛ دو. اسارت

 

در روز عاشورا امام حسین علیه السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش، به کربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود. بنابراین، مصیبت و سوگواری تا اربعین ادامه پیدا کرد.

 

ثانیاً، امام جعفر صادق علیه السلام به زُراره فرمود: «ای زُراره، آسمان تا چهل روز بر حسین بن علی علیهماالسلام خون بارید و زمین تا چهل روز تار و تاریک بود و خورشید تا چهل روز گرفته و نورش سرخ بود و کوه ها تکه تکه شده و پراکنده گشتند و دریاها روان گردیده و فرشتگان تا چهل روز بر آن حضرت گریستند و هیچ زنی از ما اهل بیت خضاب نکرد و روغن به خود نمالید و سُرمه نکشید و موهایش را شانه نزد تا وقتی که سر عبیدالله بن زیاد را به نزد ما فرستادند و پیوسته از شهادت آن حضرت چشمان، اشک آلود بود... ».

 

از این حدیث شریف که در صحیح ترین کتب حدیث شیعه (کامل الزیارات) نقل شده، استفاده می شود که گریۀ آسمان، زمین، فرشتگان و آفتاب بر سید الشهداء علیه السلام تا چهل روز، روش و عادتی را که در میان مردم یک حال استمراری پیدا کرده و بر سید مظلومان اربعین نگاه می دارند.

بعید نیست که یکی از دلایل چهل روز عزاداری بر امام حسین (علیه السلام) همراهی با سایر مخلوقات باشد که در روز چهلم با زیارت اربعین به پایان می‌رسد.

 

نکته مهم: اشک یا خون را در این گونه از روایات نباید بر اشک یا خون ظاهری حمل کرد؛ چنان که نباید آن را انکار کرد.

توضیح آنکه در سیّارات آسمانی بارها انفجارهایی رخ می دهد که با چشم عادی هرگز دیده نمی شود؛ ولی متخصصان با استمداد از علم نجوم و از رصدخانه به تماشای این انفجارها می نشینند.

همان گونه که مردم عادی نباید خبر وقوع این انفجار را به صِرف ندیدن آن با چشم ظاهری انکار کنند، خونْ گریه کردن آسمان و زمین را نیز نباید انکار کنند؛ زیرا این موارد نیز جزء علومی نیست که بشر عادی آن را نظاره کند، حتی از رصدخانه نیز دیده نمی شود.

اساساً امر ملکوتی را هرگز نمی توان با ابزار مُلکی ادراک کرد؛ به عنوان مثال، با دقیق ترین و پیشرفته ترین فنّ رصد آسمان، نمی توان مشهودات رؤیای صادق انسان خوابیده را رصد نمود. اگر یوسف عصر در رؤیای صادقۀ خویش مشاهده نماید که یازده ستاره به همراهی ماه و آفتاب برای وی سجده کردند، هرگز چین صحنه ای را نمی شود با هیچ رصدخانه ای تصدیق یا تکذیب نمود. غرض آنکه معنای اشک ریزی یا خون باریِ ملکوتی نه مورد تصدیق فنّ تجربی است و نه در قلمرو تکذیب آن قرار می گیرد و هیچ گاه بعید بودن یک کاری به جای یک امر محال نمی نشیند. کسی که صاحب بَصَر نیست تا ببیند، لااقل باید صاحب نظر باشد که گوش شنوا به ندای صاحبْ بصران داشته باشد.

برای تحقیق این موارد، علم مخصوص لازم است که اصطلاح و متخصصان ویژه خود را دارد که اهل ولایت و علمای بزرگ دینی هستند. آنان این گونه از احادیث را با جان پذیرفتند و فهمیدند که آسمان و زمین خونْ گریه می کنند. از امام زمان علیه السلام نیز نقل شده است که به امام حسین علیه السلام عرض می کنند: اگر اشک چشمم تمام شود، برایت خون می گریم: «وَلاَبکِیَنَّ عَلَیکَ بَدَلَ الدُّموُعِ دَماً».

خوانده شده 189 مرتبه