فضائل اهل بیت در قرآن از دیدگاه اهل سنت

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
فضائل اهل بیت در قرآن از دیدگاه اهل سنت

آیات زیادى در قرآن در مورد فضایل اهل بیت(علیهم السلام) آمده است که در اینجا به برخى از آنها اشاره مى شود:

۱ ـ سوره دهر: خداوند متعال مى فرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ اَسِیراً اِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لاَ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَآءً وَ لاَ شُکُوراً»(۱)؛ (و غذای[خود] را با اینکه به آن علاقه [ونیاز] دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند. و می گویند: ما شما را به خاطر خدااطعام می کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم).

سى و شش نفر از علماى اهل سنت تصریح نموده اند که این آیه در شان اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) نازل شده است؛ از جمله: فخر رازى در التفسیر الکبیر، ذیل همین آیه، قاضى بیضاوى در انوار التنزیل، سیوطى در الدّر المنثور، ابوالفداء در تاریخش،(۲)بغدادى در تاریخش(۳) و دیگران.

۲ ـ آیه شراء: خداوند متعال مى فرماید: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللهِ وَاللهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ»(۴)؛ (برخى مردانند که از جان خود در طلب رضایت خداوند درگذرند و خداوند دوست دار چنین بندگانى است).

ابن عباس مى گوید: «نزلت الآیه فی علىٍّ حین هرب رسول الله(صلى الله علیه وآله) من المشرکین الى الغار مع ابی بکر و نام على فراش النبی(صلى الله علیه وآله)»(۵)؛ (این آیه در شان على(علیه السلام) نازل شد، هنگامى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از دست مشرکین فرار کرده و با ابوبکربه غارى پناه برد، على(علیه السلام)در رخت خواب پیامبر(صلى الله علیه وآله) خوابید).

ابن ابى الحدید مى گوید: «و قد روى المفسّرون کلهم انَّ قول الله تعالى: «وَمِنَ النّاسِ...» اُنزلت فی علىّ لیلة المبیت على الفراش»(۶)؛ (تمام مفسرین، روایت کرده اند که آیه فوق در شان على(علیه السلام) نازل شد، آن هم در شبى که آن حضرت در رخت خواب پیامبر(صلى الله علیه وآله)خوابید).

تعدادی از علمای اهل سنت نیز تصریح نموده اند که این آیه در «لیلة المبیت» بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده است که عبارتند از: احمدبن حنبل،(۷)طبرى،(۸) ابن سعد،(۹) ابن هشام،(۱۰) ابن اثیر،(۱۱) ابن کثیر(۱۲) و غیره.

۳ ـ آیه مباهله: خداوند متعال مى فرماید: «فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْنَآءَنا وَ اَبْنَآءَکُمْ و َنِسَآءَنا وَ نِسَآءَکُمْ وَ اَنفُسَنا وَ اَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللهِ عَلَى الْکاذِبِینَ»(۱۳)؛ (هرگاه بعد از علم و دانشی که [درباره مسیح] به تو رسیده، [باز] کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: « بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم ، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدارا بر دروغگویان قرار دهیم»)

مفسرین، اجماع دارند بر این که مراد از «انفسنا» در این آیه، على بن ابى طالب(علیه السلام)است که در این جا از على(علیه السلام) به نفس پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) تعبیر شده است.

احمد بن حنبل نقل مى کند: «... و لمّا نزلت هذه الآیه «نَدْعُ اَبْناءَنا واَبْناءَکُمْ» دعا رسول الله(صلى الله علیه وآله) علیّاً وفاطمه و حسناً و حسیناً رضوان الله علیهم اجمعین، فقال: اللّهمّ هولآء اهلی»(۱۴)؛ (هنگامى که این آیه نازل شد پیامبر(صلى الله علیه وآله) على، فاطمه، حسن و حسین را خواست، آن گاه عرض کرد: بار خدایا اینان اهل بیت من هستند).

مسلم نقل کرده که معاویه بن ابوسفیان، سعد بن ابى وقّاص را خواست و به او گفت: «ما مَنَعَک ان تسبَّ اباتراب؟ فقال: امّا ما ذکرت ثلاثاً قالهنّ له رسول الله(صلى الله علیه وآله) فلن اسبّه، لان تکون لی واحده منهنّ احبُّ الیَّ من حمر النّعم... و لمّا نزلت هذه الآیه: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْناءَنا وَاَبْناءَکُمْ»، دعارسول الله(صلى الله علیه وآله) علیّاً و فاطمه و حسناً و حسیناً فقال: «اللّهمّ هولآء اهلی»»(۱۵)؛ (چه چیز تو را مانع شده که ابوتراب را دشنام دهی؟ گفت: سه فضیلت را رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره على(علیه السلام) بیان داشته که با وجود آن ها هرگز او را دشنام نخواهم داد، و اگر یکى از آن ها براى من بود از شترهاى قرمز گران قیمت نزد من ارزشمندتر بود... هنگامى که این آیه نازل شد «فَقُلْ تَعالَوْا...» رسول خدا(صلى الله علیه وآله) على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) را خواست و عرض کرد: بار خدایا! اینان اهل من هستند).

بیست و چهار نفر از صحابه و تابعین مضمون این روایت را نقل کرده و آیه را در شان اهل بیت(علیهم السلام) مى دانند. از قرن سوّم تا سیزدهم نیز بیش از پنجاه نفر از علماى اهل سنت این مضمون را نقل کرده اند.

۴ ـ آیه مودّت: خداوند متعال مى فرماید: «قُلْ لاَ اَسْـَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى»(۱۶)؛ (بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم در خواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم).

اکثر عامه روایت کرده اند که بعد از نزول آیه فوق، سوال کردند: اى رسول خدا! نزدیکان تو که مودّت آنان بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: «على، فاطمه، حسن و حسین».

حاکم نیشابورى به سند خود از على بن الحسین نقل کرده که فرمود: «حسن بن على(علیه السلام) بعد از شهادت على(علیه السلام) خطبه اى ایراد فرمود؛ در آن خطبه حمد و ستایش خدا کرده، آن گاه فرمود: در این شب کسى از دنیا رحلت نمود که هیچ یک از گذشتگان، در عمل بر او پیشى نمى گیرد و از آیندگان او را درک نخواهند نمود. پیامبر(صلى الله علیه وآله) پرچم را به دست على(علیه السلام) مى داد و جنگ مى نمود در حالى که جبرییل طرف راستش و میکاییل طرف چپ او بودند، و از جهاد باز نمى گشت تا این که خداوند به دست او فتح و پیروزى را قرار مى داد. و بر اهل زمین، هیچ زرد و سفیدى (طلا و نقره) نگذاشت، جز ششصد درهم از زیادى عطاهایش، که مى خواست با آن خادمى را براى اهلش تهیه کند... آن گاه فرمود: اى مردم! هر کس مرا مى شناسد که مى شناسد، و هر کس که مرا نمى شناسد، من حسن بن على هستم. من پسر پیامبرم، من پسر وصىّ ام، من پسر بشارت دهنده ام، من پسر بیم دهنده هستم. و من پسر دعوت کننده به سوى خدابه اذن اویم. من پسر سراج منیرم. من از اهل بیتى هستم که جبرییل بر ما نازل مى شد و از نزد ما به آسمان می رفت. من از اهل بیتى هستم که خداوند پلیدى را از آنان دور کرده و آن ها را کاملاً پاک نموده است. و من از اهل بیتى هستم که خداوند دوستى و مودّت آن ها را بر هر مسلمانی واجب کرده است. خداوند تبارک و تعالى فرموده است: «قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودّهَ فى القربى و من یقترف حسنهً نَزِد له فیها حسناً»؛ (بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم در خواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم ». به دست آوردن حسنه مودتما اهل بیتاست).(۱۷)

این روایت را بسیاری از صحابه و تابعین و علماى اهل سنت نقل کرده اند؛ ازجمله: سیوطى،(۱۸) طبرى،(۱۹) احمدبن حنبل و دیگران.(۲۰)

پی نوشتها:

(۱). سوره دهر، آیات ۸ و ۹.

(۲). تاریخ ابى الفداء، ج ۱، ص ۱۲۶.

(۳). تاریخ بغداد، ج ۱۳، ص ۱۹۱.

(۴). سوره بقره، آیه ۲۰۷.

(۵). مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۴.

(۶). شرح ابن ابى الحدید، ج ۱۳، ص ۲۶۲.

(۷). مسند احمد، ج ۱، ص ۳۴۸.

(۸). تاریخ طبرى.

(۹). طبقات ابن سعد، ج ۱، ص ۲۱۲.

(۱۰). سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۲۹۱.

(۱۱). کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۴۲.

(۱۲). البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۳۳۸.

(۱۳). سوره آل عمران، آیه ۶۱.

(۱۴). مسند احمد، ج ۱، ص ۱۸۵.

(۱۵). صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۲۰.

(۱۶). سوره شورى، آیه ۲۳.

(۱۷). المستدرک عل الصحیحین ج ۳ ص ۱۷۲.

(۱۸). درالمنثور، ج ۶، ص ۷.

(۱۹). جامع البیان، ج ۲۵، ص ۱۴ و ۱۵ و مسند احمد، ج ۱، ص ۱۹۹.

(۲۰). گردآوری از کتاب: دفاع از تشیع و پاسخ به شبهات، على اصغر رضوانى، انتشارات مسجد مقدس جمکران، ص ۲۴.

خوانده شده 156 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید