seyed hossein emamian
یک دستاورد جدید موشکی «هلفایر ایرانی» عرصه را برای تروریستهای منطقه تنگتر میکند
طی روزهای اخیر و در جریان تحویل چند فروند بالگردهای اورهال شده به نیروهای مسلح، بالگرد 214 هوانیروز سپاه مجهز به موشک های جدید نیز مشاهده شد که نشان می داد یک سلاح ضد زره هواپرتاب جدید به فهرست تسلیحات بالگردهای کشور افزوده شده است.
موشک های هوا به سطح هدایت نیمه خودکار و خودکار (شلیک کن-فراموش کن) تأثیرگذارترین سلاح بالگردهای رزمی به شمار می روند. در کنار آنها، راکت و توپ یا تیربار نیز در مأموریت های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.
موشکهای خودکار به علت ایجاد امکان تک موقعیت توسط بالگرد بلافاصله پس از شلیک، از ارزش عملیاتی و البته قیمت تمام شده بالاتری برخوردار هستند. این موشک ها از جستجوگرهای اپتیکی مرئی، اپتیکی تصویرساز حرارتی و رادار موج میلیمتری استفاده می کنند.
موشک های نیمه خودکار از نوع فرمان در خط دید یا انواع هدایت لیزری قیمت پایین تری دارند اما لازم است تا بالگرد تا زمان اصابت، هدف را دنبال کرده و در دید خود داشته باشد. البته در مورد موشک های هدایت لیزری می توان از پهپادها یا نفرات زمینی هم برای هدایت استفاده کرد که محدودیت های خاص خود را به دنبال دارد.
موشکی که به همراه بالگرد بل 214 در روز گذشته مشاهده شد، «قائم-114» نام دارد و به نظر می رسد علت این نامگذاری استفاده از دستاوردهای بمب های هوشمند سری قائم در این موشک و نیز مد نظر بودن رسیدن به موشکی در رده AGM-114 هلفایر ساخت آمریکا بوده است.

موشک قائم-114 روی بالگرد 214 هوانیروز سپاه؛ سامانه شناسایی و هدفگیری اپتیکی جلوی دماغه بالگرد مشاهده می شود
موشک مشابه هلفایر در ایران برای اولین بار در زمان رونمایی از پهپاد راهبردی فطرس در اواخر آبان 1392 مشاهده شد. هر چند در آن زمان هیچ اطلاعاتی از عملکرد و وضعیت عملیاتی موشک مذکور منتشر نشد اما گمانه زنی ها حاکی از آن بود که موشک مذکور احتمالاً از نمونه هدایت لیزری موشک هلفایر الگوبرداری شده است.

موشک مشابه هلفایر زیر بال پهپاد فطرس

موشک زیر بال پهپاد فطرس از نظر علائم روی بدنه شباهت به نمونه هدایت لیزری هلفایر داشت
موشک AGM-114 هلفایر که از دهه 1980 وارد خدمت عملیاتی شده، در گونه های مختلفی توسعه پیدا کرده است. طول حدود 163 تا 180 و قطر 18 سانتیمتر، جرم حدود 45 تا 49 کیلوگرم، سرجنگی 8 تا 9 کیلوگرمی و برد 8 کیلومتر در نمونه های مختلف این موشک مشاهده می شود. خانواده موشک هلفایر از یکی از دو نوع هدایت نیمه خودکار لیزری یا خودکار رادار موج میلیتری استفاده می کنند.

اجزاء داخل موشک هلفایر نمونه هدایت راداری
این موشک روی حدود 20 نوع بالگرد، هواپیمای سرنشیندار و پهپاد آمریکایی بکارگیری شده است. خصوصاً عملیات های تروریستی که توسط پهپادهای ارتش آمریکا انجام می شود، توسط موشک های خانواده هلفایر صورت می پذیرد. این موشک در 30 سال گذشته در تمام منازعات نظامی با حضور یگان های بالگردی ارتش تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی حضور داشته است. گفته می شود در عملیات ترور سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی نیز گونه ای از موشک هلفایر یا نسل بعد توسعه داده شده از روی آن به کار گرفته شده است.

نمونه هدایت لیزری موشک آمریکایی هلفایر
تا مدتها در ایران خانواده موشک های طوفان به عنوان موشک ضد زره هواپرتاب توسط بالگردهای کبرا در هوانیروز ارتش و سپاه مورد استفاده قرار می گرفتند. در سال های گذشته موشک های شفق و آذرخش و بعداً موشک های قمر بنی هاشم، حیدر، دهلاویه و خانواده بمب و موشک های نقطه زن سدید نیز به فهرست تسلیحات هواپرتاب بالگردهای مختلف افزوده شدند. در پهپادهای ایرانی نیز انواع بمب های نقطه زن قائم و سدید مورد استفاده قرار می گیرند.
آنچه در تغییر تسلیحات موشکی بالگردهای در اختیار نیروهای مسلح مشهود است، تمایل به افزایش برد درگیری است. موشک های طوفان برد نهایی کمتر از 4 کیلومتر در نمونه های هدایت سیمی و حدود 5 کیلومتر در نمونه هدایت لیزری طوفان-5 دارند. اما موشک های جدید شفق، قمر بنی هاشم و حیدر با بردهای 8 تا 12 کیلومتر جهش قابل توجهی در برد درگیری برای بالگردها ایجاد کرده اند. این برد دورایستایی بیشتر سبب در امان ماندن بالگرد از آسیب موشک های دوش پرتاب و سلاح های کالیبر متوسط که در نزدیکی اهداف زمینی مستقر هستند می شود.

موشک حیدر زیر بال بالگرد کبرای هوانیروز ارتش؛ به جز قسمت جستجوگر و جلوی بدنه، سایر بخش های این موشک شباهت بالایی به موشک بریمستون دارد که خود از هلفایر الگوبرداری شده است
از سوی دیگر در چند سال اخیر، روند تجهیز بالگردهای ترابری به سلاح های مختلف شامل تیربار و راکت اندازهای 7 و 19 تایی سرعت گرفته است. در کنار آن، تجهیز به سامانه های الکترواپتیکی پایدارشده که امکان شناسایی در روز و شب، هدفیابی، مسافت یابی لیزری و در برخی نمونه ها، نشانه گذاری لیزری را دارد سبب افزایش قابلیت تهاجمی این بالگردها شده است.
تجارب گرانبهای 8 سال دفاع مقدس و سال ها نبرد با گروهک های تروریستی در شرق و غرب کشور نشان داد که تجهیز بالگردهای ترابری به سلاح، علاوه بر افزایش قابلیت های رزمی یگان های بالگردی، حتی در مواردی ضروری نیز هست.
با تسلیح بالگردهای ترابری که قبلاً هم در نمونه های خارجی همچون UH-1Y و UH-60 بلک هاوک، لینکس و میل-171 مشاهده شده است، این بالگردها می توانند در کنار تیم های آتش بالگردهای تهاجمی، در یورش اولیه به ادوات دشمن مشارکت داشته باشند. اینکار سبب کاهش بار کاری بالگردهای رزمی در نیروی به کار گیرنده می شود. خصوصاً برای کشور ما که فعلاً امکان خرید بالگردهای تهاجمی جدید را نداشته و تولیدات داخلی خاصی نیز برای افزایش تعداد بالگردهای تهاجمی صورت نپذیرفته، تجهیز بالگردهای ترابری به سلاح اهمیت مضاعفی دارد.

بالگرد بلک هاوک (سمت راست) و لینکس (سمت چپ) مسلح به موشک های ضد زره
به علاوه مسلح شدن بالگردهای ترابری سبب می شود تا این وسیله پروازی از حالت بی دفاع خارج شده و در محیط عملیاتی بتواند در شرایط مختلفی از تسلیحات برای افزایش بقاپذیری خود کمک بگیرد. در دوران دفاع مقدس یا مبارزه با تروریست ها مکرراً برخورد مستقیم بالگردهای ترابری با دشمن در شرایط عدم برخورداری از پوشش توسط بالگردهای تهاجمی اتفاق افتاده است. در این شرایط تیربار و راکت سلاح های کارامدی به شمار می روند که روی بالگردهای 214 و 212 نیروهای مسلح در سال های اخیر به کارگیری شده اند.

موشک دهلاویه و راکت انداز 19 تایی نصب شده روی بالگرد 214 هوانیروز ارتش
اما تجهیز این بالگردها به موشک های ضد زره، که حرف تمام کننده را در عرصه نبرد علیه اهداف زمینی می زنند، ارزش دوچندانی به برنامه تسلیح بالگردها داده است.
در سال های گذشته، بالگردهای 214 هوانیروز ارتش به موشک ضد زره دهلاویه با برد حدود 5.5 کیلومتر تجهیز شده بودند. این موشک با میزان نفوذ 1000 تا 1200 میلیمتر در زره، یکی از کارامدترین موشک های ضد زره جهان است که ارزش عملیاتی خود را در نبردهای اخیر محور مقاومت نشان داده است.

موشک های دهلاویه نصب شده روی بالگرد کبرای هوانیروز ارتش

بالگرد 214 تعمیر و نوسازی شده مسلح به پرتابگر راکت در مراسم 14 بهمن 1398
خانواده موشک های سدید به عنوان موشک هایی با وزن و برد مناسب کاندیدای دیگر نصب بر روی بالگردهای ترابری هستند. اما آخرین خبر در این زمینه به کارگیری موشک ایرانی جدید قائم-114 روی بالگرد 214 هوانیروز سپاه است. همانطور که اشاره شد به نظر می رسد این موشک با الگوبرداری از موشک موفق و مشهور هلفایر ساخته شده باشد. از این رو باید جرمی در حدود 50 کیلوگرم و بردی در حدود 8 کیلومتر داشته باشد. در حال حاضر 4 موشک از این نوع روی بالگرد 214 نصب شده است که هرچند کمتر از 8 موشک دهلاویه به کارگیری است اما در عوض حدود 46 درصد برد دورایستایی بیشتر را نسبت به دهلاویه در اختیار بالگرد قرار می دهد که از ارزش عملیاتی بالایی خصوصاً در میادین نبرد امروزی برخوردار است.

موشک های جدید قائم-114 نصب شده روی بالگرد 214 هوانیروز سپاه
با توجه به دانش، فناوری و تجربیات بالای صنعت دفاعی کشور در زمینه ساخت موشک های ضد زره، می توان گفت که موشک قائم-114 باید از سرجنگی نفوذگر دو مرحله ای برخوردار بوده و احتمالاً توان نفوذ در زره دستکم به میزان 1000 میلیمتر را دارد. هر چند نوع روش هدایت این موشک اعلام نشده ولی احتمالاً با توجه به رویه خانواده بمب های هواپرتاب قائم، موشک قائم نیز از جستجوگرهای اپتیکی استفاده می کند. امکان توسعه نمونه هدایت لیزری نیز برای این موشک با توجه به تجربیات ساخت موشک های هواپرتاب بینا-1 و 2 در دسترس و ممکن است.
قطعاً در آینده نزدیک موشک قائم-114 روی بالگردهای تهاجمی کبرا و پهپادهای رزمی که توان حمل محموله مناسبی دارند نیز مشاهده خواهد شد. این امر سبب افزایش قابل توجه توان عملیاتی یگان های هوایی کشور در مواجه با ادوات زرهی دشمن می شود.
پلوسی: سخنرانی سالانه ترامپ کلکسیونی از دروغ بود
«نانسی پلوسی» رئیس دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا، سومین سخنرانی سالانه «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا را کلکسیون طولانی از دروغهایی توصیف کرد که با هدف گمراه کردن رأیدهندگان آمریکایی از سوابق دولت به ویژه در موضوع خدمات درمانی طراحی شده بود.
بنا به گزارش پایگاه خبری «هیل»، پلوسی درست ساعاتی بعد از سخنرانی اواخر شب گذشته (سهشنبه) به وقت محلی (بامداد چهارشنبه به وقت تهران) ترامپ در جلسه مشترک کنگره (مجلس سنا و نمایندگان) با صدور بیانیهای گفت، پیام ترامپ نه تنها فریبکارانه بود بلکه نشان داد که رئیسجمهور آمریکا برای اداره یک دولت دموکرات فاقد صلاحیت است.
در بیانیه پلوسی آمده است: «مانیفست خطاهای ارائه شده در صفحه به صفحه سخنرانی امشب (ترامپ) باید هشداری برای تمامی آنهایی باشد که از این رئیسجمهور انتظار حقیقت و سیاستهایی در خور دولت و مردم آمریکا دارند».
وی ادامه داد: «مردم آمریکا انتظار دارند و شایسته رئیسجمهوری هستند که شرافت داشته باشد و به آرزوهای کودکانشان احترام گذارد».
طبق این گزارش، ترامپ از زمانی که ریاستجمهوری آمریکا را برعهده گرفته است، تمامی تلاش خود را برای لغو طرح مراقبت مقرون به صرفه یا همان «اوباماکر» به کار گرفت.
طرح اوباماکر، در سال ۲۰۱۰ اجرایی شد و ۲۰ میلیون نفر در آمریکا، تحت پوشش بیمه درمانی قرار گرفتند و طبقه متوسط و پائین در این کشور از این بیمه استفاده کردند و شامل حداقلهای خدمات درمانی نظیر پوشش رایگان خدمات پیشگیرانه، اجبار کارفرمایان به بیمه کردن کارکنان و تخصیص یارانه برای خرید بیمه بود.
با اینحال، ترامپ از خطابه سالانه خود برای تبلیغ سیاستهای خدمات درمانی خود بهره برد و تأکید کرد که در قبال خانوادههای آمریکایی تعهد قاطعانهای دارد و همیشه افراد با سابقه بیماری را تحت حفاظت قرار میدهد.
سخنرانی ترامپ موجی از انتقادات را در بین نمایندگان دموکرات کنگره به همراه داشت و «جیم مک گاورن» نماینده ایالت ماساچوست و رئیس «کمیته قوانین مجلس نمایندگان آمریکا» درباره سخنرانی ترامپ گفت: «این آدم هیچ شرم و حیایی ندارد. منظورم این است که کاری جز دروغگویی بلد نیست. اینجا آمده و شروع به حرف زدن از محافظت از افراد با سابقه بیماری میکند. او سه سال گذشته را صرف جلوگیری از محافظت از افراد با سابقه بیماری کرده است. هماکنون اینجا آمده تا قانون مراقبت به صرفه (اوباماکر) را از بین ببرد».
پلوسی نیز در این خصوص با موضعی مشابه ادامه داد: « به ما گفته شده بود که رئیسجمهور پیام مثبتی در زمینه خدمات درمانی دارد اما سخنرانی امشب ترامپ هیچ حس آرامشی به ۱۳۰ میلیون آمریکایی که سابقه بیماری دارند یا خانوادههای آنها قادر به پرداخت هزینه داروهای مورد نیاز خود نیستند، نداد».
رئیس مجلس نمایندگان آمریکا سپس تصریح کرد: «یکبار دیگر، رئیسجمهور ترامپ درباره برنامه خود برای از بین بردن برنامه حفاظتی از افراد با سابقه بیماری صادق نبود».
سومین سخنرانی ترامپ آمریکا حواشی زیادی داشت که در یکی از این موارد، عدم دست دادن به نانسی پلوسی در هنگام دادن ارائه یک نسخه از متن سخنرانی اش بود. پلوسی نیز حتی قبل از انتشار بیانیه انتقادی خود، در اقدامی اعتراضی نسخهای از متن سخنرانی ترامپ را در پایان سخنرانی وی پاره کرد.
علیرغم آنکه جمهوریخواهان از این اقدام پلوسی به شدت انتقاد کردند اما دموکراتها نیز به اندازه رئیس مجلس نمایندگان آمریکا از سخنرانی ترامپ ابراز تأسف کردند.
مک گاورن ضمن دفاع از این اقدام پلوسی گفت: «شما وقتی سخنرانی را بشنوید که تمامی آن بر قطبی کردن این کشور متمرکز شده باشد و شاهد تبدیل سخنرانی سالانه، به یک راهپیمایی انتخاباتی باشید، چه اقدامی میکنید».
ترامپ: ایران حاضر نیست با آمریکا مذاکره کند
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی کنگره، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی سالیانه اعلام وضعیت کشور در کنگره در اظهاراتی توهین آمیز گفت: مشخص نیست آیا مقامات ایران بسیار مغرور یا بسیار نادان هستند که حاضر نیستند برای کاهش تحریمها با ایالات متحده مذاکره کنند. این بستگی به آنها دارد که پای میز مذاکره بیایند.
ترامپ در ادامه با تکرار ادعای بیاساس مبنی بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای گفت: ایران باید اقدامات خود در دنبال کردن تسلیحات هستهای را متوقف ...و برای آینده بهتر مردم خود همکاری را آغاز کند.
رئیس جمهور آمریکا در ادامه مواضع مغرضانه و دوگانه مدعی شد: به خاطر تحریمهای قدرتمند ما، اقتصاد ایران عملکرد بسیار بسیار ضعیفی داشته است. میتوانیم به آنها کمک کنیم تا به یک رونق بسیار سریع و خوب دست پیدا کنند. این اقدام میتواند بسیار سریع اتفاق بیفتد ولی شاید آنها خیلی مغرور یا خیلی نادان هستند که حاضر به درخواست کمک نیستند. ما اینجا هستیم. اجازه بدهید تا ببینیم آنها چه مسیری را انتخاب خواهند کرد. این مساله به طور کامل به آنها بستگی دارد.
اظهارات ترامپ در حالی است که وی قاطعانه از سیاست خود در قبال ایران حمایت کرده است.
دستور مستقیم ترامپ برای ترور سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در نزدیکی فرودگاه بغداد در ماه ژانویه نیز تنشها بین دو کشور را به اوج خود رساند.
ایران نیز به تلافی این اقدام تروریستی، پایگاههای نظامی آمریکا در عراق را هدف حمله موشکی قرار داده است. در این حملات حداقل 64 نظامی آمریکایی دچار آسیبهای مغزی شدهاند. منتقدان از تصمیم ترامپ برای ترور سردار سلیمانی به شدت انتقاد کرده و بر این باورند که این تصمیم موجب افزایش تنشها در منطقه میشود.
ترامپ بار دیگر در سخنرانی کنگره ادعا کرده است که سردار سلیمانی فعالانه در حال برنامه ریزی برای حملات جدید بوده است. البته ترامپ هیچ گونه سند و مدرکی را برای این اظهارات بی پایه و اساس خود ارائه نکرده است.
ترامپ همچنین در ادامه اظهارات خصمانه خود علیه سردار شهید سلیمانی گفت: او هزاران نظامی آمریکایی را در عراق کشت و معلول کرد و سازمان دهنده مرگ بسیاری دیگر بود. {سردار} سلیمانی حمله ماه دسامبر علیه نیروهای آمریکایی در عراق را هدایت کرده بود و همچنان مشغول برنامه ریزی حملات دیگر بود.
ترامپ همچنین در ادامه سخنرانی خود بار دیگر از عملکرد اقتصادی خود دفاع کرد و گفت که کاهش نرخ بیکاری در آمریکا به کمترین سطح در نیم قرن گذشته رسیده است.
خوان گوایدو رهبر مخالفان ونزوئلا نیز یکی از میهمانان ویژه ترامپ در این نشست بود.
جنجال آفرینی دوباره ترامپ در کنگره/ پلوسی متن سخنرانی ترامپ را پاره کرد
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی کنگره، نانسی پلوسی رئیس دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا در پایان سخنرانی دونالد ترامپ در کنگره، نسخهای از متن سخنرانی وی را پاره کرد.
در حالی که سخنرانی ترامپ تمام شده و بیشتر نمایندگان برای تحسین وی ایستاده بودند، پلوسی ایستاد و نسخه چاپ شده سخنان ترامپ را پاره کرد.
وی بعدا درباره علت پاره کردن متن سخنرانی ترامپ به خبرنگاران گفت: این کار مودبانهای بوده که میتوانستم به جای هر کار دیگری انجام دهم.
این اقدام پلوسی در حالی است که ترامپ پیش از آغاز سخنرانی در کنگره آمریکا حاضر به دست دادن با پلوسی نشده است.
پلوسی نیز در تمام مدت سخنرانی ترامپ سعی کرد اصلا به او توجه نکند و ترجیح داد تا سخنرانی را از روی متن کپی شده بخواند.
این سخنرانی تنها چند هفته پس از آن انجام شد که ترامپ از سوی مجلس نمایندگان آمریکا به اتهام سوء استفاده از قدرت و جلوگیری از تحقیقات کنگره، استیضاح شده بود
ویژگیها و فضائل حضرت امّ البنین علیهاالسلام
از تبار دلیرمردان
بانوی وارسته، حضرت أمّ البنین، فاطمه، دختر حزام، فرزند خالد بن ربیعة بن کلاب است. مادر آن گرامی، لیلا و یا شمامه از خانواده سهل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب است که همه پدرانش، از مردان شجاع و نامدار عرب در منطقه حجازند. همچنین جناب امّ البنین با چند واسطه به عبد مناف، جد اعلای رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، نسب می رساند.
ابو الفرج اصفهانی نیز در مقاتل الطالبین از ایشان یاد کرده است. به گواهی تاریخ؛ پدران و داییهای امّ البنین علیهاالسلام در دوران قبل از اسلام در ردیف دلیران عرب محسوب می شده اند و مورخان، آنان را به دلیری و شهامت در رزمگاههای نبرد ستوده اند. آنان افزون بر شجاعت و قهرمانی، سالار و سرور قوم خود نیز بوده اند؛ آن چنان که سلاطین زمان در برابرشان سر تسلیم فرود آورده اند.
بدین گونه است که خاندان جناب امّ البنین علیهاالسلام در شرافت، شهامت، مردانگی، مهمان نوازی و دلاوری، سرآمد رادمردان عصر خود بوده اند. امّ البنین، این اوصاف والا را از اسلاف خود به ارث برد و با آموخته هایش از خاندان وحی عجین کرد و به فرزندانش نیز انتقال داد.
ازدواج با امیر مؤمنان علیه السلام
بعد از آنکه مولای متقیان، حضرت زهرا علیهاالسلام را از دست داد و اشقیای روزگار، آن بانوی بانوان عالم را به شهادت رساندند، فرزندان کوچک آن بزرگوار به مادری نیاز داشتند که در عین حالی که همسری حضرت را عهده دار می شود، برای آن عزیزان نیز مادری مهربان باشد. به همین سبب، امام علی علیه السلام از برادرش عقیل که دانشمندی تبارشناس در جهان عرب بود، چنین درخواست کرد: «اُنْظُرْ لِی اِمْرَأَةً قَدْ وَلَدَتْها الْفُحُولَةُ مِنَ الْعَرَبِ لاَِتَزَوَّجَها فَتَلِدَ لِی غُلاما فارِسا؛ برای همسری ام؛ بانویی از میان اعراب انتخاب کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد و پسری جوانمرد و شجاع برایم به دنیا آورد.» عقیل نیز بعد از فکر و اندیشه به امام پیشنهاد کرد که با امّ البنین کلابیه ازدواج کند؛ چرا که در میان اعراب، شجاع تر از نیاکان او یافت نمی شود. مولای متقیان نیز رأی برادرش را پسندید و عقیل را به خواستگاری فرستاد.
اهمیت شرافت خانوادگی
امام در این رفتار خود که به اصالت نژاد یک دختر توجه می کند، درسی تربیتی نیز به پیروان خود می آموزد؛ همچنان که خود فرموده است: «حُسْنُ الاَْخْلاقِ بُرْهانُ کَرَمِ الاَْعْراقِ؛ زیبایی اخلاق، دلیل [پاکی وراثت و[ فضیلت ریشه خانوادگی است.»
به یقین، توجه به اصالت خانواده، هنگام ازدواج، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است و صفات اجداد و والدین، در رفتار فرزندان تأثیر خواهد داشت. البته از منظر امام علیه السلام نه تنها در مسئله مهم ازدواج اصالت خانوادگی ضرورت دارد؛ بلکه در حوزه اداره کشور و حکومت داری هم که کم اهمیت تر از نهاد خانواده نیست، آن حضرت به اصالت خانوادگی و شرافت و نجابت ریشه دار آن توجه دارد و در نامه اش به مالک اشتر می فرماید: «ثُمَّ الْصَق بِذَوِی الاَْحْسابِ وَالْبُیُوتاتِ الصّالِحَةِ وَالسَّوابِقِ الْحَسَنَةِ ثُمَّ اَهْلِ النَّجْدَةِ وَالشَّجاعَةِ وَالسَّخاء وَالسَّماحَةِ فَاِنَّهُمْ جِماعٌ مِنَ الْکَرَمِ وَشُعَبٌ مِنَ الْعُرْفِ؛ همبستگی و پیوست تو با مردم شایسته [و با فضیلت] باشد؛ که در خانواده های شریف [رشد کرده] و با حسن سابقه و نیکنامی زندگی کرده اند، مردمی که اهل رشادت، شجاعت، سخاوت و همت عالی باشند؛ زیرا چنین مردمی، کانون کرامت و شاخه شجره نیکی و فضیلت اند.»
ازدواج فرخنده
عقیل وقتی به خواستگاری ام البنین رفت، خانواده حزام خیلی خوشحال شدند و با افتخار تمام از وی استقبال کردند؛ امّا با این حال، پدر ام البنین با کمال ادب از عقیل مهلت خواست تا در این زمینه از مادر دختر، شمامه بنت سهیل، و خود دختر سؤال کند.
رؤیای مسرت بخش
وقتی پدر امّ البنین، نزد همسر و دخترش برگشت تا از نظر آنان آگاه شود، متوجه شد دخترش خوابی را که شب گذشته دیده بود، برای مادرش، چنین تعریف می کند:
مادر! خواب دیدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های بسیار در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آنها چشم دوخته بودم و درباره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم و نیز درباره آسمان که بدون ستون، بالا قرار گرفته است و همچنین روشنی ماه و ستارگان و... . در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که چهار ستاره نورانی دیگر هم در دامنم فرود آمدند.
حزام بن خالد با شنیدن این رؤیای صادقه دخترش خوشحال شد و به او مژده داد: «لَقَدْ حَقَّقَ اللّهُ رُؤْیاکِ یا بُنَیَّتِی فَاَبْشِرِی بِسَعادَةِ الدُّنِیا وَالاْآخِرَةِ؛ دخترم مطمئنا خدای [تبارک و تعالی]، رؤیای تو را به حقیقت مبدل ساخت و سعادت دنیا و آخرت بر تو بشارت باد!» سپس به همسرش شمامه گفت: «آیا دخترمان فاطمه را شایسته همسری امیر مؤمنان علیه السلام می دانی؟ بدان که خانه او خانه وحی، نبوت، علم، حکمت، ادب و اخلاق است. اگر دخترت را، لایق این خانه می دانی، این وصلت مبارک را بپذیریم!»
همسرش گفت: «ای حزام! به خدا سوگند! من او را خوب تربیت کرده ام و از خدای متعال خواستارم که او واقعا سعادتمند شود. پس او را به مولایم علی بن ابی طالب علیه السلام تزویج کن.»
در نتیجه، آنان با سربلندی و افتخار به عقیل پاسخ مثبت دادند و پیوندی همیشگی بین وی و مولای متقیان، علی بن ابی طالب علیه السلام برقرار شد. امام علی علیه السلام در همان آغاز زندگی مشترک، فاطمه کلابیه را که هنوز دختری جوان بود، دارای کمال عقل، ایمانی عمیق و استوار، اخلاق و صفات عالی و خصلتهای نیکو مشاهده کرد و مقدم او را گرامی داشت و از صمیم قلب در حفظ حرمتش کوشید.
حضرت امّ البنین علیهاالسلام نیز آیین همسرداری را به نحو شایسته ای انجام داد و افزون بر تربیت فرزندان صالح، اوج وفاداری اش را به امام نشان داد. او بعد از شهادت حضرت علی علیه السلام با آنکه جوان و از زیبایی ویژه ای برخوردار بود تا پایان عمر به احترام همسر والاقدرش، ازدواج نکرد.
معرفت به مقام اهل بیت علیهم السلام
بدون تردید امّ البنین علیهاالسلام ، از زنان بافضیلت و عارف به حق اهل بیت علیهم السلام بود. وی محبتی خالصانه به آنان داشت و خود را وقف دوستی ایشان کرده بود. آنان نیز برای او جایگاهی والا و موقعیتی ارزنده قائل بودند.
امّ البنین علیهاالسلام هنگام برگشت کاروان کربلا به سوی مدینه به بشیر گفت: «ای بشیر! از ابا عبد اللّه الحسین علیه السلام برایم بگو.» بشیر، خبر شهادت چهار فرزندش را به او داد. وی گفت: «قَطَّعْتَ نِیاطَ قَلْبِی، اَخْبِرْنِی عَنْ اَبِی عَبْدِ اللّه علیه السلام اَوْلادِی وَمَنْ تَحْتَ الْخَضْراءِ کُلُّهُمْ فَداءً لاَِبِی عَبْدِ اللّهِ الْحُسَیْن علیهاالسلام ...؛ [ای بشیر! با این خبر ناگوار،] بندهای دلم را پاره کردی. از حسین برایم خبر بده. فرزندانم و هر آنچه در زیر آسمان کبود است، فدای ابا عبد اللّه الحسین علیه السلام باد.» بشیر گفت: «خداوند به سبب مصیبت مولایمان امام حسین علیه السلام به شما پاداش بزرگ عنایت کند.»
این سخنان امّ البنین علیهاالسلام نیروی ایمان و مقدار پیروی او را از امام حسین علیه السلام نشان می دهد. همچنین، این سخن امّ البنین علیهاالسلام که «اگر حسین علیه السلام زنده باشد؛ کشته شدن چهار فرزندم اهمیت ندارد»، درجه بلند دیانت او را آشکار می سازد.
محبت بی شائبه امّ البنین علیهاالسلام در حق فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و فداکاریهای فرزندان او در راه سید الشهداء علیه السلام ، در این دنیا نیز مؤثر بود. اهل بیت عصمت و طهارت در احترام و بزرگداشت آنان کوشیدند و از قدردانی نسبت به آنان چیزی فروگذار نکردند.
مادری مهربان برای فرزندان زهرا علیهاالسلام
امّ البنین علیهاالسلام تلاش می کرد جای خالی مادر را در زندگی فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام به ویژه دو سبط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام پر کند.
فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله در وجود این بانوی پارسا، مادر خود را می دیدند و رنج فقدان مادر را کم تر احساس می کردند. امّ البنین علیهاالسلام ، فرزندان دخت گرامی رسول اکرم صلی الله علیه و آله را بر فرزندان خود ـ که نمونه های والای کمال بودند ـ مقدم می داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجّه آنان می کرد.
امّ البنین با درک عظمت آنان به خدمتشان قیام کرد و در این راه از بذل آنچه در توان داشت دریغ نورزید. همان روز که پای در خانه مولا علی علیه السلام گذاشت، حسنین علیهماالسلام هر دو بیماری داشتند و در بستر افتاده بودند؛ اما نو عروس خاندان ابو طالب علیه السلام به محض آنکه وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالَم وجود رسانید و همچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.
نوشته اند حضرت امّ البنین علیهاالسلام وقتی به خانه حضرت علی علیه السلام آمد، به آن حضرت، پیشنهاد کرد او را به جای فاطمه ـ که اسم قبلی و اصلی وی بود ـ با کنیه اش «امّ البنین» صدا زند تا حسنین علیهماالسلام با شنیدن نام فاطمه، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نشود و رنج بی مادری آنها را نیازارد.
تربیت فرزندان صالح
امّ البنین در منزل امام علی علیه السلام دارای چهار پسر به نامهای عباس، عبد اللّه، عثمان و جعفر شد که سرور همه آنان حضرت عباس علیه السلام است که در چهارم شعبان سال 26 هجری در مدینه متولد شد.
هر یک از این چهار جوان تربیت یافته در مکتب امّ البنین علیهاالسلام ، در مرحله نخست از اوصاف والای پدر گرامی شان علی علیه السلام تأثیر پذیرفته بودند و در مرحله بعد از مادر با کمال خود ادب و ایثار را فرا گرفته بودند. هر یک از آنان به تنهایی اسوه رشادت، نجابت، شرافت، جوانمردی، اخلاق و کمالات انسانی بودند.
در هنگام شهادت مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام فرزند بزرگ امّ البنین، عباس بن علی علیه السلام در حدود چهارده سال سن داشت و برادرانش از او کم سن تر بودند. بعد از آن، فداکاری مادر بزرگوارشان و رهنمودهای حسنین علیهماالسلام چراغ راه آنان بود.
این زن فداکار و ایثارگر، جوانی و نیروی خویش را با تمام وجود، صرف تربیت و حفظ فرزندان مولای متقیان کرد و بسان مادری مهربان و دلسوز در خدمت آنها بود. همه فرزندان امّ البنین به شایسته ترین وجه تربیت شدند و در نهایت با کمال عشق و علاقه در راه اعتلای کلمه حق و در رکاب امام به حق، هستی خود را تقدیم کردند.
صبر بی نظیر
شیخ احمد دجیلی شاعر شهیر عرب می گوید:
اُمُّ الْبَنِینَ وَما اَسْمی مزایاکِخَلَدَتْ بِالْعَبْرِ وَالاِیمانِ ذِکْراکِ
ای امّ البنین! چقدر از خصوصیات والایی برخورداری. به سبب غم و اندوهی که به تو رسید و [نیز به سبب] ایمانت، یاد تو جاودانه شد.
به دو نمونه از موارد صبر و بردباری آن بانوی فرشته خو در مقابل مشکلات، اشاره می کنیم:
1. مورخان نقل می کنند که روزی امیر مؤمنان، عباس علیه السلام را در دامان خود گذاشت، آستینهایش را بالا زد و امام درحالی که به شدت می گریست به بوسیدن بازوان عباس علیه السلام پرداخت. امّ البنین حیرت زده از این صحنه، از امام پرسید: «چرا گریه می کنید؟»
حضرت با صدایی آرام و اندوه زده پاسخ داد: «به این دو دست نگریستم و آنچه را بر سرشان خواهد آمد، به یاد آوردم.»
امّ البنین شتابان و هراسان پرسید: «چه بر سر آنها خواهد آمد؟»
حضرت با آوایی مملوّ از غم و اندوه و تأثر فرمود: «آنها از ساعد قطع خواهند شد.»
این کلمات چون صاعقه ای بر امّ البنین فرود آمد و قلبش را ذوب کرد. سپس او با اضطراب و به سرعت پرسید: «چرا قطع می شوند؟» امام به او خبر داد که فرزندش در راه یاری اسلام و دفاع از برادرش، حافظ شریعت الهی و ریحانه رسول اللّه صلی الله علیه و آله دستانش قطع خواهد شد. امّ البنین به شدت گریست و زنان همراه او نیز در غم، رنج و اندوهش شریک شدند.
در این لحظه بود که امّ البنین عظمت و عمق ایمان خود را نشان داد و به دامن صبر و بردباری چنگ زد و خدای را سپاس گفت که فرزندش، فدایی سبط گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله و ریحانه او خواهد بود.
2. جمله معروف او هنگام شنیدن خبر شهادت چهار فرزند خویش مقام صبر و تحمل این مادر را آشکار کرده و زینت بخش صفحات تاریخ کربلا شده است. با آنکه بشیر خبر شهادت حضرت ابو الفضل علیه السلام 34 ساله، عبد اللّه 24 ساله، عثمان 21 ساله و جعفر 19 ساله را به مادرشان می دهد، وی صبر و بردباری می کند و فقط از امام خود می پرسد.
امّ البنین و اشعار عاشورایی
سید محسن امین درباره امّ البنین علیهاالسلام می گوید: «او شاعری خوش بیان و از خانواده ای اصیل و شجاع بود.»
هنگامی که زنها او را با عنوان امّ البنین خطاب می کردند و به وی تسلیت می دادند، این ابیات را سرود:
لا تَدْعُوِنِّی وَیْکِ اُمُّ الْبَنِینتُذَکِّرنِی بِلُیُوثِ الْعَرِینِ
یعنی ای زنان مدینه! دیگر مرا امّ البنین نخوانید و مادر شیران شکاری ندانید.
کانَتْ بَنُونَ لِی اُدْعی بِهِمْوَالْیَوْمَ اَصْبَحْتُ وَلا مِنْ بَنِینِ
مرا فرزندانی بود که به سبب آنها امّ البنینم می گفتند، ولی اکنون دیگر برای من فرزندی نمانده است و همه را از دست داده ام.
اَرْبَعَةٌ مِثْلُ نُسُورِ الرُّبیقَدْ واصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتِینِ
آری، من چهار باز شکاری داشتم که آنها را هدف تیر قرار دادند و رگ گردن آنها را قطع کردند.
تَنازَعَ الْخِرْصانُ اَشْلائَهُمْفَکُلُّهُمْ اَمْسَوا صَرِیعا طَعِینْ
دشمنان با نیزه های خود ابدان طیبه آنها را از هم متلاشی کردند و در حالی روز را به پایان بردند که همه آنها با جسد چاک چاک بر روی زمین افتاده بودند.
یا لَیْتَ شِعْرِی اَکَما اَخْبَرُوبِاَنَّ عَبّاسا قَطِیعُ الْیَمِینِ
ای کاش می دانستم آیا این خبر درست است که دستهای فرزندم عباس را از تن جدا کردند؟!
و در اشعار دیگری می گوید:
یا مَنْ رَاءَی الْعَبّاسَ کَرَّ عَلی جَماهِیرِ النَّقَدِوَوَراهُ مِنْ اَبْناءِ حَیْدَرَ کُلُّ لَیْثٍ ذِی لِبَدٍ
ای کسی که [فرزند عزیزم]، عباس را دیده ای که با دشمنان بزدل در قتال است [و آن فرزند حیدر کرار، پدروار، حمله می کند] و فرزندان دیگر علی مرتضی ـ که هر یک نظیر شیر شکاری هستند ـ در پیرامون وی مبارزه می کنند.
نُبِّئْتُ اَنَّ ابْنِی اُصِیبَ بِرَأسِهِ مَقْطُوعُ یَدٍوَیْلِی عَلی شِبْلِی اَمالَ بِرَأسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِ
به من خبر داده اند که بر سر فرزندم عباس، عمود آهن زدند؛ در حالی که دست در بدن نداشته است. ای وای بر شیر بچه من که عمود آهنین بر فرق سرش زدند!
لَوْ کانَ سَیْفُکَ فِی یَدَیْکَلَما دَنی مِنْکَ اَحَدٌ
پسرم عباس! اگر [دست در تن داشتی و] شمشیرت در دستت بود، کدام کس جرأت داشت که به تو نزدیک شود.
امام باقر علیه السلام می فرماید: «جناب امّ البنین علیهاالسلام بعد از واقعه عاشورا و دریافت خبر شهادت فرزندان رشیدش، و به ویژه خبر شهادت امام حسین علیه السلام همواره در مدینه، کنار قبرستان بقیع می آمد و برای آن رادمردان الهی با سوز و گداز خاصی عزاداری می کرد و یاد و نام آن گرامیان را زنده نگه می داشت. در آنجا مردم مدینه حضور می یافتند و افزون بر حزن و اندوه در مصیبت حماسه سازان عاشورا، پیامها و سخنان آن بانوی با فضیلت را می شنیدند تا آنجا که مروان، از دشمنان اهل بیت علیهم السلام هم از اشعار و ندبه های جانسوز امّ البنین علیهاالسلام ، متأثر می شد و گریه می کرد.
از ویژگیهای بسیار مهم اشعار امّ البنین، توجه به رویدادهای سیاسی زمان و مسائل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا با استفاده از هنر مرثیه خوانی و نوحه سرایی، توانست ندای مظلومیت و حق طلبی حماسه آفرینان کربلا را به گوش نسلهای آینده برساند و مردمان غفلت زده را بیدا سازد.
کرامات و مقامات معنوی
از دیگر ویژگیهای این مادر با عظمت، مقامات معنوی و کرامات اوست.
در اینجا به یک نمونه از انبوه کرامات آن بانوی عارفه اشاره می کنیم:
بچه دار شدن یک خانواده حنفی مذهب
در شهر کوت عراق، در منزل خانم حاجیه ام عبد الامیر، در دهه دوم محرم الحرام، مجلس عزاداری به نام حضرت امّ البنین علیهاالسلام برقرار بود.
در همان روزها یک خانواده پیرو مذهب حنفی به آن محله آمدند. در میان آنان خانمی به چشم می خورد به نام وزیره که حدود ده سال از ازدواجش می گذشت و هنوز بچه دار نشده بود و امید به فرزند داشتن را از کف داده بود. برخی از اهالی محل به او گفتند: «چرا به امّ البنین علیهاالسلام متوسل نمی شوی؟» وزیره گفت: «این کار سودی ندارد؛ زیرا علم پزشکی از معالجه من ناتوان مانده است. حتی از داروهای سنتی استفاده کردم و در روز میلاد زکریا علیه السلام روزه گرفتم؛ اما سودی نبخشید.»
آنان گفتند: «هر کس از غذای سفره امّ البنین علیهاالسلام بخورد و او را در پیشگاه خدا واسطه قرار دهد، خداوند دعایش را مستجاب می کند. چه اشکالی دارد که تو نیز چنین کنی. شاید خداوند، نوزاد دختری به تو عطا کند و به میمنت امّ البنین علیهاالسلام نام او را فاطمه بگذاری.»
وزیره در حالی که با سکوت و نگرانی به سوی آنان نگاه می کرد، یکباره زبانش باز شد و با صدای لرزان گفت: «به این شرط که این قضیه میان من و شما باشد و شوهر و خانواده ام از آن آگاه نشوند.» آنان گفتند: «بسیار خوب! فردا و یا پس فردا ـ ان شاء اللّه ـ در منزل حاجیه حضور پیدا کن. در آنجا مجلسی برگزار می شود که با خواندن روضه امّ البنین پایان می یابد.»
وزیره با دنیایی از بیم و امید، در حالی که صورت خود را پوشانده بود، از خانه اش بیرون آمد و روانه منزل حاجیه، امّ عبد الامیر شد. از شرم، عرق می ریخت و خاطرش پریشان بود. هر قدر که به جلسه روضه نزدیک می شد، تپشهای قلبش بیش تر می شد. صدای روضه خوان گوشهای او را نوازش می داد و به رهایی از رنج روحی امیدوارش می ساخت. وی وارد خانه شد و در مراسم روضه شرکت کرد.
وقتی روضه خوان از نوحه سرایی فارغ شد، برای بهبودی بیماران دعا کرد؛ آن گاه سفره امّ البنین علیهاالسلام پهن شد. زنان حاضر به غذاهای موجود در سفره، تبرک می جستند. آنها گرد سفره نشسته بودند و بهبودی بیماران و برآورده شدن حاجتهایشان را درخواست می کردند. وزیره با دستانی لرزان، قدری از خوراکیها را از سفره برداشت و از جایش برخاست و در حالی که اشکهایش جاری بود، از منزل خارج شد. او و شوهرش در شامگاه به امید شفا، از آن غذا خوردند.
حدود یک ماه از این واقعه می گذشت که حالات وزیره تغییر کرد و گرفتار سرگیجه و درد سینه شد. تمایلش به غذا کاهش یافت. خوابش زیاد و حضورش در جاهای شلوغ مشکل شد. هر کاری که به عهده اش گذاشته می شد، به سختی انجام می داد و دلش اضطراب خاصی پیدا کرده بود.
شوهرش می گوید: «ای وزیره! چه شده است؟ آیا بیمار هستی؟» او پاسخ می دهد: «نمی دانم.» همسرش او را نزد پزشک می برد و پزشک پس از معاینه می گوید: «چیزی نیست. ناراحتیهای او نشانه بارداری است و برای اینکه شما مطمئن شوید، فردا به آزمایشگاه مراجعه کنید.» با شنیدن این خبر مسرت بخش، هر دو بی نهایت خوشحال می شوند. شوهر وزیره در حالی که اشک شوق می ریخت، گفت: «آقای دکتر! آیا شما اطمینان دارید؟» دکتر با کمال خونسردی گفت: «بله.»
فردای آن روز، وزیره همراه همسرش، جواب مثبت آزمایش را دریافت می کنند. پس از آن به خانه می روند و سجده شکر به جای می آورند. خبر باردار شدن وی میان بستگان منتشر می شود و شادی، فضای خانواده را فرا می گیرد؛ ولی او نذری را که برای امّ البنین کرده بود، همچنان در سینه اش پنهان نگاه می داشت.
سرانجام ماهها سپری شد و نهمین ماه از ایام بارداری او فرا رسید. خاندان جناب امّ البنین علیهاالسلام در شرافت، شهامت، مردانگی، مهمان نوازی و دلاوری، سرآمد رادمردان عصر خود بوده اند. امّ البنین، این اوصاف والا را از اسلاف خود به ارث برد و با آموخته هایش از خاندان وحی عجین کرد و به فرزندانش نیز انتقال داد
در آغاز فصل بهار و اندکی پیش از اذان صبح، او دختری به دنیا آورد و همگی خوشحال شدند. وزیره گفت: «برای تبرک جستن به امّ البنین علیهاالسلام نام کودک را فاطمه بگذارید»؛ اما خویشاوندان شوهرش مخالفت کردند و گفتند: «نام او را عایشه بگذارید.» برای از بین بردن اختلاف، نام آن کودک را «بُشری» گذاشتند.
سفر وصل
سرانجام، زندگی سراسر فضیلت، مهر، عاطفه و مبارزه حضرت امّ البنین علیهاالسلام ، در حدود ده سال بعد از حادثه کربلا به پایان رسید. او در طول زندگی با برکت خویش، پیام رسان شهیدان راه فضیلت و تداوم بخش راه امامت بود و رسالت خویش را به طور کامل ادا کرد.
آن بانوی بزرگوار پس از حادثه جانسوز کربلا، بار رسالت سیاسی و اجتماعی خویش را در زنده نگه داشتن حماسه جاویدان عاشورای حسینی به زیباترین شکل ممکن به انجام رسانید. آن بانوی بزرگوار، در سال 69 هجری قمری دار فانی را وداع گفت و در قبرستان بقیع در کنار عمه های پیامبر (صفیه و عاتکه) و چهار امام معصوم علیهم السلام و دیگر چهره های درخشان شریعت محمدی صلی الله علیه و آله به خاک سپرده شد.
تعارض دلایل احمدالحسن و پیروان او
جریان احمد الحسن که در این دهه های اخیر سر از خاک عراق برآورده از جریانهای انحرافی است. این فرقه دارای عقایدی است که اشکالات زیادی بر آن وارد است. از اشکالات وارد بر جریان احمدالحسن این است که دلایل این جریان بر یمانی بودن و مهدویت او دارای تعارض می باشند. این تعارض یا درونی است و یا بیرونی که به آنها اشاره می شود:
۱. تعارض درونی
از دیگر مشکلاتی که طرفداران احمد حسن به آن مبتلا هستند، تعارض درونی مستندات است؛ به این معنا که برخی از دلایل آنان با برخی دیگر در تعارض است و مستندات آنها یکدیگر را نفی میکنند.
مینویسند:
یکی از مهمترین دلیل حقانیت احمد حسن، حدیث وصیت است که در آن به نام احمد و وصایت او از امام مهدی تصریح شده است:
عن أمیر المؤمنین(ع) قال: قال رسول الله(ص) فی اللیله التی کانت فیها وفاته لعلی(ع): یا أبا الحسن! أحضر صحیفه ودواه، فأملی رسول الله(ص) وصیته حتی انتهی [إلی] هذا الموضع فقال: یا علی! إنه سیکون بعدی اثنا عشر إماماً ومن بعدهم اثنی عشر مهدیاً فأنت یا علی أول الاثنی عشر الامام. وساق الحدیث إلی أن قال: ولیسلمها الحسن(ع) إلی ابنه محمد المستحفظ من آل محمد _ صلی الله علیه وعلیهم _ فذلک اثنی عشر إماماً ثم یکون من بعده اثنا عشر مهدیاً فإذا حضرته الوفاه فلیسلمها إلی ابنه أول المهدیین له ثلاثه أسامی اسم کاسمـی واسم أبی وهو عبدالله وأحمد والاسم الثالث المهدی وهو أول المؤمنین؛
امیر المؤمنین(ع) فرمود: پیغمبر(ص) در شب رحلتش به من فرمود: ای اباالحسن، صحیفه و دواتى بیاور! سپس پیغمبر وصیت خود را املا فرمود تا به اینجا رسید … : ای على، بعد از من دوازده امام خواهد بود، و بعد از آنها دوازده مهدى است. ای على، تو نخستین آن دوازده امامى! سپس یکیک ائمه را نام برد تا اینکه فرمود: حسن [عسکرى] هم این صحیفه را به فرزندش محمد که از ما آل محمد محفوظ است تسلیم کند؛ اینها دوازده امام هستند. بعد از مهدى موعود دوازده مهدى دیگر خواهد بود. چون او وفات کرد، آن را تسلیم کند به مهدى اول که داراى سه نام است: یک نام مثل نام من، و یک نام مانند نام پدرم عبدالله و احمد و اسم سوم مهدى است و او نخستین مؤمنان است.
در حالی که از تعبیر «سیکون بعدی اثنا عشر إماماً ومن بعدهم اثنی عشر مهدیاً»، و «فذلک اثنی عشر إماماً ثم یکون من بعده اثنا عشر مهدیاً» چنین برمیآید که امامان دوازده نفر بیشتر نیستند و دوازده نفر بعدی مقام امامت ندارند، بلکه مهدی هستند؛ چرا که تفصیل قاطع شرکت است و این مطلب با این توجه روشنتر میشود که دوازده امام بر اساس روایات مهدی هم هستند. پس اگر دوازده مهدی دوم امام هم باشند، جدا کردن آنان از یکدیگر لغو خواهد بود. بنابراین تنها دلیلی که میتواند این تفصیل داشته باشد این است که دوازده مهدی دوم امام نیستند و از اینرو این روایت خود دلیلی بر این است که غیر از امامان دوازدهگانه، هیچ کس مقام امامت ندارد و اگر امام مهدی(عج)اوصیایی از فرزندان خود داشته باشد، آنان هرگز دارای شأن امامت نیستند. در نتیجه احمد حسن که خود را مصداق این روایت میداند منحصراً مهدی خواهد بود و نمیتواند امام باشد، در حالی که وی مدعی مقام امامت نیز هست. برای مثال، یکی از دلایلی که آنان برای مدعای خود اقامه میکنند، احادیثی است که به ظاهر بر وجود امامان سیزدهگانه دلالت دارد؛ مانند این حدیث:
سمـعت أبا جعفر(ع) یقول: الاثنا عشر الامام من آل محمد(ع) کلهم محدث من رسول الله(ص) و من ولد علی و رسول الله و علی(ع)هما الوالدان.[۱]
به گفتۀ آنان، از این روایت چنین فهمیده میشود که دوازده امام از نسل امام علی(ع) هستند. پس با احتساب امام علی(ع) تعداد ائمه از دوازده نفر بیشتر است و احمد حسن امام سیزدهم میشود.
با توضیحاتی که پیش از این داده شد، درمییابیم که میان ادعای اخیر و حدیث وصیت که بزرگترین دلیل احمد حسن است، تعارض وجود دارد؛ زیرا وقتی بر اساس حدیث وصیت، دوازده نفر نخست اماماند و دوازده نفر دوم مهدی، معنای این روایت، این است که دوازده نفر دوم دیگر امام نیستند. بنابراین ما بهجز دوازده امام، امام دیگری نخواهیم داشت، در حالی که احمد حسن مدعی مقام امامت نیز هست. پس بزرگترین مستند او دلیلی بر نفی ادعای اوست و این تعارض در ادله، نشانگر آشفتگی نظام فکری و در نتیجه، آشفتگی شخصیت اوست و حاشا که امامی دچار چنین آشفتگیها و تعارضات باشد؛ زیرا امام تجسم قرآنی است که در آن هیچ اختلاف و تعارضی نیست: وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافاً کَثِیراً.[۲]
۲. تعارضات بیرونی
مقصود از تعارضات بیرونی، تعارضاتی است که میان دعاوی احمد حسن و فرمایشات اهلبیت(ع) وجود دارد. در اینباره نمونههای بسیاری میتوان ارائه کرد، ولی به سبب رعایت اختصار به یک مورد اشاره میشود:
مینویسند:
یکی از ادلۀ حقانیت احمد حسن، علم الهی اوست. وی دارای علم لدنّی است . و همچنان که در روایات آمده، یکی از نشانههای امام علم است.[۳]
در حالی که بر اساس فرمایشات پیشوایان معصوم، آن علمی که پیشوایان معصوم از پیامبر گرامی اسلام(ص) به ارث بردهاند و نشانۀ شناخت امام است، منحصراً در اختیار دوازده نفر است و هیچ کس دیگری با آنان در این مطلب شریک نیست.
امام صادق(ع) فرمودند:
… یَا یُونُسُ! إِذَا أَرَدْتَ الْعِلْمَ الصَّحِیحَ فَعِنْدَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِنَّا وَرِثْنَا وَ أُوتِینَا شَرْعَ الْحِکْمَهِ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ. فَقُلْتُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! وَ کُلُّ مَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ وَرِثَ کَمَا وَرِثْتُمْ مَنْ کَانَ مِنْ وُلْدِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ(ع)؟ فَقَالَ: مَا وَرِثَهُ إِلَّا الْأَئِمَّهُ الِاثْنَا عَشَرَ. قُلْتُ سَمِّـهِمْ لِی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! فَقَالَ: أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ بَعْدَهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ أَنَا وَ بَعْدِی مُوسَی وَلَدِی وَ بَعْدَ مُوسَی عَلِیٌّ ابْنُهُ وَ بَعْدَ عَلِیِّ مُحَمَّدٌ وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِیٌّ وَ بَعْدَ عَلِیٍّ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ الْحُجَّهُ اصْطَفَانَا اللَّهُ وَ طَهَّرَنَا وَ أُوتِینَا ما لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالمین؛[۴]
… ای یونس، اگر دانش صحیح میخواهی نزد ما اهلبیت است. به ما حکمت و فصلالخطاب داده شده و ما آنها را به ارث بردهایم. عرض کردم: ای فرزند پیامبر خدا، آیا هر کسی از اهلبیت و از فرزندان علی و فاطمه باشد، آنچه شما به ارث بردهاید را ارث برده است؟ فرمود: جز امامان دوازدهگانه کسی آن را ارث نبرده است. عرض کردم: ای فرزند رسول خدا، آنان را نام ببرید! فرمود: اولین آنان علی بن ابیطالب است، پس از او حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی و سپس من و پس از من موسی و پس از موسی پسرش علی و پس از علی، محمد و پس از محمد، علی و پس از علی، حسن و پس از حسن، حجت. خداوند ما را انتخاب کرد و پاک گرداند و به ما چیزی داده شد که به هیچ کس داده نشد.
مخالفت با اجماع شیعه و اهلسنت
آخرین نکتهای که در پایان این قسمت میتوان به آن اشاره کرد، این است که اعتقاد به امامان دوازدهگانه یکی از محوریترین باورهای شیعه در طول تاریخ بوده است و شیعیان همیشه به نام شیعیان دوازدهامامی شناخته میشدند. این مطلب ریشه در روایات متوتری دارد که از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده که امامان را دوازده نفر و به تعداد نقبای بنیاسرائیل معرفی فرمودهاند و بلکه این مضمون را اهلسنت در کتابهای معتبر خود همچون صحاح ششگانه ثبت کردهاند. از اینرو این باور که پیامبر گرامی اسلام(ص) دوازده جانشین دارند، از اعتقاداتی است که در میان تمام مسلمین اعم از شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر وجود دارد؛ با این حال احمد حسن خود را امام سیزدهم میداند. بنابراین ادعای او مخالفت با اجماع شیعه و سنی است و او سخنی گفته که نه بر مبنای شیعه پذیرفتنی است و نه بر مبنای اهلسنت و این خود دلیل استوار دیگری بر بدعتگذار بودن اوست.
پی نوشت:
[۱] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ۵۳۱، تحقیق، تصحیح و تعلیق: علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۶۳ش.
[۲] . نساء: ۸۲.
[۳] . انصار امام مهدی، ادلۀ جامع دعوت یمانی آل محمّد، ص۶۹؛ سید احمد الحسن، وبسایت فارسی «انصار امام مهدی، yamaani.com»، بیتا.
[۴] . خزاز قمی، علی بن محمد، کفایه الأثر، ص۲۵۹، قم، انتشارات بیدار، ۱۴۰۱ق.
جایگاه سیاسی و عبادی مناسک حج در منظومه فکری امام خمینی(ره)
در ماه ذی حجه، حج گزاران که به مهمانی خدا دعوت می شوند، تا در ضیافت خاص الهی شرکت جویند. آنان که به ندای ابراهیم خلیل الرحمان لبیک گفته اند، آرزوی رسیدن به معشوق تا با طواف کعبه عهد و پیمان با ابراهیم بت شکن ببندند و با کشتن قربانی در منا، همه مظاهر غیرالهی را سر ببرند و با رمی جمرات، از هر چه رنگ غیر خدایی و شرک دارد برائت جویند و با شرکت در اجتماع پرشکوه و کنگره عظیم حج تمام عوامل اختلاف انگیز را کنار بگذارند. در این مقاله به جایگاه سیاسی حج از دیدگاه امام خمینی(ره) پرداخته شده است.
جایگاه سیاسی و عبادی مناسک حج در منظومه فکری امام خمینی(ره)
حج از آن نظر که یک امر عبادی سیاسی است، آثار سیاسی در این عبادت به خوبی ظاهر است، چنانکه آثار عبادی نیز در این سیاست به خوبی بارز است. خداوند متعال کعبه و مراسم حج را هم جلوه جمال خود قرار داد، هم مظهر جلال خویش؛ یعنی در زیارت خانه خدا هم آثار تهذیب و تزکیه مشهود است و هم نشانه تبرّی از شرک و مشرکان.
حج در حیات سیاسی و اجتماعی مسلمانان، بلکه در سرنوشت بشر نقشی بسیار ارزنده دارد. نخستین خانه ای که برای مردم بنا گردیده و مشعل هدایت انسان خوانده شده، کعبه است. امام خمینی (ره) با توجه به این مسئله می فرماید: «یک همچو مجلسهایى که اسلام درست کرده، مثل حج، هیچ قدرتى نمى تواند درست بکند، هیچ قدرتى. همه ممالک اسلامى و سران ممالک اسلامى جمع بشوند که نیم میلیون جمعیت را یک جایى ببرند، نخواهند موفق شد.» (صحیفه امام، ج ۱۰، ص:۱۲۵)
در جای دیگر می فرماید:«در حج…. باید بررسى از اوضاع مسلمین در هر سال بشود که مسلمین در چه حال هستند، … این سفر حج و این حج براى این مسائل بوده است، براى قیام ناس بوده است، براى این بوده است که مسلمین مشکلات مسلمین را درک کنند و در رفعش کوشش کنند، براى این بوده است که بین مسلمین اخوت و مودت پیدا بشود.»( صحیفه امام، ج ۱۸، ص: ۵۲)
حضرت امام خمینی(س) در زمینه درک اهمیت و فلسفه حج نیز می فرمایند: «بزرگترین درد جوامع اسلامى این است که هنوز فلسفه واقعى بسیارى از احکام الهى را درک نکرده اند؛ و حج با آن همه راز و عظمتى که دارد هنوز به صورت یک عبادت خشک و یک حرکت بیحاصل و بى ثمر باقى مانده است.»(صحیفه امام، ج ۲۱، ص: ۷۶)
و در ادامه در باره اهمیت حج از بعد سیاسی ـ اجتماعی و وظیفه حج گزاران می فرماید: «حج عرصه نمایش و آیینه سنجش استعدادها و توان مادى و معنوى مسلمانان است. حج بِسان قرآن است که همه از آن بهره مند مى شوند، ولى اندیشمندان و غواصان و درد آشنایان امت اسلامى اگر دل به دریاى معارف آن بزنند و از نزدیک شدن و فرو رفتن در احکام و سیاستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف این دریا گوهرهاى هدایت و رشد و حکمت و آزادگى را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حکمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت ولی چه باید کرد و این غم بزرگ را کجا باید برد که حج به سان قرآن مهجور گردیده است. و به همان اندازه اى که آن کتابِ زندگى و کمال و جمال در حجابهاى خود ساخته ما پنهان شده است و این گنجینه اسرارِ آفرینش در دل خروارها خاک کج فکریهاى ما دفن و پنهان گردیده است، حج نیز به همان سرنوشت گرفتار گشته است ؛ سرنوشتى که میلیونها مسلمان هر سال به مکه مى روند و پا جاى پاى پیامبر و ابراهیم و اسماعیل و هاجر مى گذارند، ولى هیچ کس نیست که از خود بپرسد ابراهیم و محمد- علیهم السلام- که بودند و چه کردند؛ هدفشان چه بود؛ از ما چه خواسته اند؟ گویى به تنها چیزى که فکر نمى شود به همین است. مسلّم حجِ بى روح و بى تحرک و قیام، حج بى برائت، حج بى وحدت، و حجى که از آن هدم کفر و شرک بر نیاید، حج نیست .» (صحیفه امام، ج ۲۱، ص:۷۷ و ۷۸)
حج عملی چند بعدی است: عبادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و… تنها یک عمل عبادی صرف نیست. حضرت امام (س) در این مورد می فرماید: «فریضه حج در بین فرایض الهى از ویژگیهاى خاصى برخوردار است و شاید جنبه هاى سیاسى و اجتماعى آن بر جنبه هاى دیگرش غلبه داشته باشد، با آنکه جنبه عبادى اش نیز ویژگى خاصى دارد.» (صحیفه امام، ج ۱۵، ص:۱۶۸)
کعبه مظهر آزادگی است و به انسان های موحد درس آزادگی می دهد که به سلطه هیچ کس تن ندهد جز بندگی خدا را نپذیرند تا به حقیقت آزاد باشند. امام خمینی (س) با توجه به آیات و روایات فوق، در پیامی به زائران خانه خدا فرمودند: » فلسفه حج باید جوابگوى این فریادهاى مظلومانه باشد. گردش به دور خانه خدا نشان دهنده این است که به غیر از خدا گِرد دیگرى نگردید. و رَجْم عَقَبات، رجم شیاطین انس و جن است. شما با رجم با خداى خود عهد کنید تا شیاطین انس و ابرقدرتها را از کشورهاى اسلامى عزیز برانید. امروز جهان اسلام به دست امریکا گرفتار است. شما براى مسلمانان قاره هاى مختلف جهان پیامى از خداوند ببرید؛ پیامى که به غیر از خدا، بردگى و بندگى هیچ کس را نداشته باشید.» (صحیفه امام، ج ۱۰، ص:۱۶۰)
همچنین حضرت امام (س) فرمودند: « عموم برادران و خواهران اسلامى باید توجه داشته باشند که یکى از مهمات فلسفه حج، ایجاد تفاهم و تحکیم برادرى بین مسلمین است .» (صحیفه امام، ج ۱۰، ص:۶۱)
اجتماع حج یکی از عوامل مؤثر در خنثی کردن توطئه هایی است که برای تفرقه افکنی میان مسلمانان چیده می شود و به طرق مختلف حتی گاهی تحت عنوان مذهب، برای برهم زدن وحدت جامعه اسلامی و ایجاد تفرقه، کوشش هایی به کار می رود. اگر این کنگره عظیم سالانه نبود، بی تردید توطئه ها موثر افتاده، همبستگی ضعیفی که امروز در میان میلیون ها مسلمان با مذاهب متعدد وجود دارد، دیگر وجود نداشت. این اجتماع، با عظمتی که دارد جلوگیر حرکت های تند انحرافی است که گاه به نام طرفداری از توحید انجام می گیرد. حج ادامه فلسفه جماعت و جمعه و عید است و فراگیرترین عامل بازدارنده از پراکندگی مسلمانان از هر ملت و کشور است. بدین سان حج به عنوان یکی از ارکان عملی اسلام در بنیان وحدت جامعه اسلامی جایگاه اساسی دارد. عقیده به توحید و یگانگی خداوند متعال تنها رشته پیوندی است که می تواند آحاد بشر را در برگیرد. در هر یک از مناسک حج، توحید مبدأ و معبود، مقصد و مقصود به وضوح تجلّی دارد آن گاه که حج گزار تلبیه می گوید، تنها به خدای یگانه پاسخ می دهد و شرک را طرد می کند: »لبیک اللهم لبّیک، لبّیک لا شریک لک لبیک» و چون بر گرد محور کعبه طواف می کند نقطه مرکزی توحید را قبله قلب خویش می سازد و بر کعبه به عنوان سنگ نشانی برای راه یافتن به کوی دوست نظر می کند و آن گاه که به نماز می ایستد، سر به آستان محبوب می ساید و چون به قربانگاه می رود تعلقات مادی را به مسلخ می کشد و محبت های غیر خدایی را ذبح می کند و در رمی جمرات، مظاهر شیاطین و چهره های نمادین آن ها را سنگ می زند.
یکی از حکمت های مهم حج پرورش روح عبودیت و بندگی و تواضع و تذلّل در پیشگاه خدا و مبارزه با خودبینی است لباس ساده و ترک زینت و زیور، خاکساری در تمام اعمال و در مطاف و مواقف و سعی و همپای خلق حرکت کردن، همه برای پرورش روح تواضع و تذلّل و خضوع و خشوع و نفی کبر و غرور و فرو ریختن مرزهای طبقاتی است.
امام در تبیین حقیقت لبیک می فرماید: «در فریضه حج که لبیک به حق است و هجرت به سوى حق تعالى به برکت ابراهیم و محمد است، مقام «نه» بر همه بتها و طاغوتهاست و شیطانها و شیطان زاده هاست. و کدام بت از شیطان بزرگ امریکاى جهانخوار و شوروى ملحد متجاوز بزرگتر و کدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوتهاى زمان ما بالاترند؟ » (صحیفه امام، ج ۲۰، ص:۸۹)
از دیدگاه امام راحل طواف هم معنا و محتوای خاصّ خودش را دارد ، لذا در تفصیل و تبیین طواف حج واقعی می فرماید: «در طواف حرم خدا که نشانه عشق به حق است، دل را از دیگران تهى کنید و جان را از خوف غیر حق پاک سازید.» (صحیفه امام، ج ۲۰، ص:۸۹)
آری آنگاه که طواف می کنی و دور خانه خدا می چرخی ، مواظب باش که طواف تو همچون طواف مردم زمان جاهلیّت نباشد .
حاجی واقعی باید از آمریکاییان جنایتکار که امروزه حرم امن الهی را به وجود پلید خود آلوده کرده اند ، برائت جوید. طواف بر گِرد خانه خدا باید نشان دهنده عشق به خدا و برائت و بیزاری از دشمنان خدا باشد ، و اِلاّ طواف نیست.
از دیدگاه امام در حج ابراهیمی رمی جمرات نیز معنا و مفهوم خاصّ خودش را دارد . لذا می گوید :
«رَجْم عَقَبات، رجم شیاطین انس و جن است. شما با رجم با خداى خود عهد کنید تا شیاطین انس و ابرقدرتها را از کشورهاى اسلامى عزیز برانید.»(صحیفه امام، ج ۱۰، ص:۱۶۰)
بدیهی است که اگر سنگ زدن به جمرات ، این مفهوم را نداشته باشد ، و به معنای رمی کردن شیاطین جنّ و انس نباشد عملی بی محتواست.
باز می فرماید: «باید شیطان بزرگ و میانه و کوچک، اولى ، وسطى و عَقبه را از حریم مقدس اسلام و کعبه و حرم راند. و باید دست شیاطین را از کعبه و حرم کشورهاى اسلامى که حریم آن است قطع کرد.» (صحیفه امام، ج ۱۶، ص:۵۱۳)
امام خمینی در مورد کالاهای خارجی سفر حج و خریداری آنها می فرمایند: «توجه داشته باشید که سفر حج، سفر کسب نیست؛ سفر تحصیل دنیا نیست. سفر الى اللَّه است. شما دارید به طرف خانه خدا مى روید. تمام امورى که دارید انجام مى دهید به طور الهیت باید انجام بدهید. … مبادا این سفر را سفر تجارت قرار بدهید و امور تجارتى در این سفر مطرح باشد پیشتان، امور معنوى مطرح باشد.» (صحیفه امام، ج ۱۰، ص:۱۷۵)
«کثیرى از حجاج بیت اللَّه الحرام که براى فریضه حج مى روند و باید در آن مکان مقدس از توطئه بیگانگان به فریاد «یا للمسلمین» برخیزند، غافلانه در بازارها به جستجوى کالاهاى امریکایى، اروپایى و ژاپنى پرسه مى زنند، و دل صاحب شریعت را با این عمل، که با حیثیت حج و حجاج بازى مى کند، به درد مى آورند.»(صحیفه امام، ج ۱۹، ص:۳۴۴)
«مراتب معنوى حج، که سرمایه حیات جاودانه است و انسان را به افق توحید و تنزیه نزدیک مى نماید، حاصل نخواهد شد مگر آنکه دستورات عبادى حج به طور صحیح و شایسته و مو به مو عمل شود، و حجاج محترم و روحانیون معظم کاروانها تمام همّ خود را صرف در تعلیم و تعلم مناسک حج کنند. و بر مسئله دانان است که از همراهان خود مواظبت کنند، که خداى نخواسته تخلف از دستورات نشود. و بُعد سیاسى و اجتماعى آن حاصل نمى گردد، مگر آنکه بُعد معنوى و الهى آن جامعه عمل پوشد، و لبیکهاى شما جواب دعوت حق تعالى باشد و خود را محْرم براى وصول به آستانه محضر حق تعالى نمایید، و لبیک گویان براى حق نفى شریک به همه مراتب کنید و از «خود»، که منشأ بزرگ شرک است، به سوى او- جلّ و علا- هجرت نمایید. و امید است براى جویندگان، آن موتى که دنبال هجرت است حاصل آید؛ و اجرى را که «على اللَّه» است دریافت نمایند. و اگر جهات معنوى به فراموشى سپرده شود، گمان نکنید که بتوان از چنگال شیطان نفس رهایى یابید. و تا در بند خویشتن خویش و هواهاى نفسانى خود باشید، نمى توانید جهاد فى سبیل اللَّه و دفاع از حریم اللَّه نمایید.» (صحیفه امام، ج ۱۹، ص:۲۵و۲۶)
حج، تنها عملی اخروی نیست که اثر آن پس از مرگ هویدا شود بلکه عملی است که اثرش را فرد و جامعه باید پیش از مرگ و در زندگی ببیند پس اگر فردی وابسته به این جامعه و فرهنگ ابراهیمی و ولایی است باید در حج هرچه بیشتر ببیند و بیندیشد.
نظام جمهوری اسلامی پویا و پر نشاط در گام دوم انقلاب
رهبر معظم انقلاب یکسال قبل و در آستانه ورود نظام جمهوری اسلامی به دهه پنجم حیات انقلاب اسلامی بیانیه مهم گام دوم انقلاب را صادر کردند.
در بخشی از این بیانیه تصریح آمده است: نظام جمهوری اسلامی "اینک وارد دومین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شده است."
بیانیه گام دوم انقلاب، متنی است که با توجّه به ظرفیت ها و دستاوردهای پر افتخار چهل سال گذشته و با نگاه به آینده ای روشنتر اهداف پیش رو را ترسیم کرده است.
در این بیانیه، شاخص های مهمی همچون مرز بندی با دشمنان و تاکید بر عزت ملی مورد تاکید قرار گرفته است.
انقلاب اسلامی از همان ابتدا در مقابل سلطه گری ایستاد و سلطه پذیری را به شدت نفی کرد.
این حرکت بزرگ سبب رشد خود باوری و تکیه بر ظرفیت درونی ملت ایران شد. در پرتو اندیشه انقلاب اسلامی ملت ایران اقتداری که شایسته آن است بدست آورد و تسلیم پذیری در مقابل استکبار را برای همیشه به زباله دان تاریخ انداخت.
"فیل ویلایتو" سردبیر نشریه "ویرجینیا دیفندر" و یکی از رهبران ضدجنگ در آمریکا درباره دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی می گوید: "انقلاب ایران الهام و الگویی برای مردم ستمدیده در هر جای دنیا و با هر نژاد و مذهبی شده است."
ویلایتو با اشاره به بخشی از خصومتورزی های آمریکا علیه ملت ایران می گوید: "ایران تحت حکومت محمدرضاشاه پهلوی که دستنشانده آمریکا بود، به منظور کسب امتیازات اقتصادی و ژئوپلیتیک به استثمار غرب در آمده بود. منابع نفتی این کشور را شرکتهای خارجی استخراج و استثمار میکردند. از سفارت آمریکا در تهران به عنوان یک پایگاه برای انجام عملیاتهای جاسوسی استفاده میشد و همانطور که "جیمی کارتر" رئیس جمهور وقت آمریکا، گفته بود، به ایران به عنوان «جزیرهای آرام در دریایی متلاطم» نگاه میشد."
پس از پیروزی انقلاب نیز آمریکا همچنان در حق ملت ایران ظلم های زیادی کرده است.
آمریکا در همه سال های پس از پیروزی انقلاب مقابل ملت ایران ایستاد و با هر ابزاری از تحریمهای ناعادلانه گرفته تا هشت سال جنگ تحمیلی که رژیم صدام به راه انداخت و با حمایت از گروه تروریستی منافقین و با ترور شخصیت های نظامی همچون سردار سپهبد "حاج قاسم سلیمانی" فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تلاش کرد به ملت ایران آسیب برساند و بین مردم و نظام جمهوری اسلامی فاصله ایجاد کند.
طراحی سه کودتا٬ ایجاد و حمایت از گروه های تروریستی برای ترور مسئولان و حمایت از آشوب های خیابانی و جریان فتنه بخشی از توطئه های آمریکا علیه ملت و نظام جمهوری اسلامی بوده است.
آمریکا در واکنش به دستاوردهای بزرگ علمی دانشمندان ایران در عرصه هایی همچون دانش هسته ای و همچنین با هدف تهدیدسازی از اقتدار دفاعی و قدرت بازدارندگی موشکی ایران؛ به دروغ پردازی و اتهام زدن های موهوم به ایران پرداخت و تلاش کرد با ایران هراسی؛ ایران را منزوی و از منافع حاصل از برجام محروم کند.
آمریکا با نقض قطعنامه شورای امنیت و خروج یکجانبه از برجام تحریم را با شدت بیشتری علیه ایران باز گرداند تا بزعم خود بتواند با فشار حداکثری به ملت ایران آسیب برساند و بین مردم و نظام جمهوری اسلامی فاصله ایجاد کند.
بی اعتمادی و بیزاری ملت ایران از آمریکا به علت مجموعه این رفتارها است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی ریشه این بیزاری را در رفتارهای زشت و زورگویی های آمریکا می دانند که در تاریخ روابط گذشته آمریکا با ایران به ثبت رسیده است.
ایشان در بیاناتی در این باره از اقداماتی مانند حمایت از رژیم دیکتاتوری پهلوی در ایران، اقدامات گسترده براندازانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حمایت از رژیم صدام در عراق برای تجاوز و تحمیل جنگ به ایران، ورود عملی به جنگ علیه جمهوری اسلامی با حمله به سکوهای نفتی ایران و هواپیمای مسافربری، ادامه سیاست تحریم ایران، راه اندازی جنگ گسترده تبلیغاتی – رسانه ای علیه جمهوری اسلامی، مقابله گسترده با رشد علمی کشور با اقدامات خصمانه گسترده علیه برنامه هسته ای، ترور دانشمندان هسته ای، حمایت از گروه های تروریست و جریان های براندازانه و آشوب های خیابانی بعنوان نمونه های تاریخی از رویکردهای منفی آمریکا به ایران نام می برند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات دیگری با اشاره به جنایتهای آمریکا به ویژه دستگاه خبیث "بلک واتر" در عراق و در افغانستان و کشتار هزاران دانشمند عراقی و همچنین مردم عادی خاطرنشان کردند، "سفر مقامهای آمریکایی به برخی کشورهای منطقه بدون اجازه این کشورها و حضور در پایگاههای خود، نمونه دیگری از رفتارهای تحقیرآمیز آمریکا ضد کشورها و ملتهای منطقه است."
واقعیت آن است که واشنگتن همواره دشمن هر کشوری بوده است که با سلطه جویی و سیاستهای زورگویانه و استکباری آمریکا مخالفت کرده است.
در این زمینه پیشینه مشابهی از خصومت ورزی آمریکا علیه ملت های دیگر را میتوان از جمله در انقلاب چین در سال 1949، انقلاب کوبا در سال 1959، مبارزات آزادی خواهانه موفقیت آمیز آفریقاییها در کشورهای آنگولا، موزامبیک، گینه بیسائو، کنگو و زیمبابوه و همچنین مبارزات کشورهای ویتنام، لائوس و کامبوج دید.
آمریکا حتی نسبت به کشور هائیتی نیز که به عنوان فقیرترین کشور نیمکره غربی توصیف شده رفتاری ظالمانه داشته است است.
کشور هائیتی زمانی ثروتمندترین مستعمره فرانسه بود و ثروت زیادی برای بازرگانان فرانسوی تولید میکرد تا اینکه مردم ستمدیده سیاه پوست آن قیام کردند و فرانسویها را بیرون راندند. تاریخ نویسان این قیام را موفقترین انقلاب در نیمکره غربی توصیف میکنند. مردم این کشور این موفقیت را به دست آوردند، آزادی را جشن گرفتند و برای انقلاب موفقشان مقابل قدرتهای اروپایی به خود میبالیدند.
"توماس جفرسون" رئیس جمهور وقت آمریکا می دانست که انقلاب هائیتی می تواند به یک خیزش خطرناک برای دیگر مردم مستعمره تبدیل شود.
به همین علت آمریکا، تحریمهای بسیار سختی را بر این کشور تحمیل کرد که بیش از سی سال ادامه داشت. مردم هائیتی در سال 1804 میلادی به استقلال دست یافتند، ولی ایالات متحده، سالها پس از به رسمیت شناخته شدن هائیتی توسط فرانسه و تا سال 1862 از به رسمیت شناختن این کشور خودداری میکرد.
سیاست آمریکا در باره هائیتی همواره از زاویه استثمار و بهره کشی، اقدام به کودتا و حمایت رژیمهای سرکوبگر تابع شرکتهای بزرگ آمریکایی بوده است. اکنون اما دوران هژمونی آمریکا روبه افول است و ایستادگی در مقابل آمریکا به یک مقاومت جهانی تبدیل شده است.
این حرکت ضد استکباری در خلال چهاردهه مقاومت ملت ایران در مقابل فشارها و توطئه های امریکا پخته تر و پر اثر شده است.
اکنون شاخص هایی مانند: "نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری" و پشتیبانی از "استقلال و آزادی" و برخورداری از "حکومت حق و عدل" برای "همه مردم جهان" بخش ثابت و تغییر ناپذیر مرز بندی نظام جمهوری اسلامی ایران با دشمنان نهادینه شده است. ایران اکنون به خاستگاه عدالت خواهی و ظلم ستیزی علیه استکبار جهانی تبدیل شده است.
در چنین نقطه عطفی، رهبر حکیم انقلاب اسلامی با صدور «بیانیهی گام دوم انقلاب» و برای ادامه این راه روشن، به تبیین دستاوردهای شگرف چهار دهه گذشته پرداخته و توصیههایی اساسی بهمنظور «جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ» ارائه کردند.
بیانیهی «گام دوم انقلاب» از این دیدگاه راه آینده روشن ایران را ترسیم کرده و راهبردی برای ورود به «دومین مرحلهی خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی» است.
در گام دوم انقلاب «فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی» آغاز شده است که در آن نه تنها چیزی از ارزش ها و آرمان های انقلاب کم نخواهد شد بلکه تاکیدی بر پیگیری اهداف ارزشمند و آرمان های انقلاب اسلامی است که با قدرت دنبال خواهد شد.
ماجرای ورود امام در روز ۱۲ بهمن از زبان مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری در خاطره ای جالب درباره روزهای نخستین پیروزی انقلاب می فرماید: امام که آمده بودند ایران - سال ۵۷ - خب ما اوّل یک نظر امام را دیدیم، سالی که ایشان، روزی که ایشان وارد شدند آنجا زیارت کردیم امام را بعد هم شب که آمدند مدرسهی رفاه یک نظر دیدیم، نزدیک هم نرفتم که مبادا مزاحمشان بشویم که همهی دورشان را گرفته بودند، میبوسیدند، من گفتم، من یک نفر حداقل اذیت نکنم امام را، نرفتم، گفتم بعد میرویم خدمت امام.
فردا شبش بود ظاهراً، یا یکی دو شب بود که آن مدرسهی علوی بودند، فرستادند ما را خواستند، بنده و بقیهی برادرانی که عضو شورای انقلاب بودیم ماها را خواستند. من وارد اتاق شدم، سر شب بود دیدم امام نشستند پشت قرآن دارند قرآن میخوانند. حالا کِی است؟ دو سه روز بعد از ورود امام، آن روزهایی که شماها لابد یادتان هست در خیابان ایران و آن محوطهی اطراف چه خبر بود از جمعیت و ولولهی جمعیت. امام مراجعات به او شده، آمدهاند، رفتهاند. حالا غیر از اینکه مردم آمدهاند مراجعه کردند، افراد خصوصی، سیاستمداران، روحانیون، نمیدانم - دوستان قدیمی، افراد متفرقه آمدند خدمت امام، یکی پیشنهاد کرده، یکی پرسیده، یکی چیزی گفته، مرتب مشغول بود امام. سرشب ایشان در این همه غوغا که حالا بعدش هم باز یک عدّهای بخواهند ملاقات کنند، یک عدّهای کار دارند، تا آخر شب باز امام کار داشت، در همهی این غوغاها بعد از نماز مغرب و عشا ایشان نشسته بودند در یک اتاق تنها انگار که در این دنیا هیچ خبری نیست قرآن را باز کرده بودند، مشغول قرآن خواندن بودند. یعنی امام یک روز هم قرآن خواندن یادشان نمیرفت؛ مرتب قرآن میخواند. ببینید این دل با قرآن آشناست که اینجوری است.
یکی از خاطرات خیلی جالب من، آن شب اوّلی است که امام وارد تهران شدند؛ یعنی روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیدهاید که امام، وقتی آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانی کردند، بعد با هلیکوپتر بلند شدند و رفتند.
تا چند ساعت کسی خبر نداشت که امام کجا هستند! علّت هم این بود که هلیکوپتر، امام را در جایی که خلوت باشد برده بود؛ چون اگر میخواست جایی بنشیند که جمعیت باشد، مردم میریختند و اصلاً اجازه نمیدادند که امام، یک جا بروند و استراحت کنند. میخواستند دور امام را بگیرند.
من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آنجا در یک قسمت، کارهایی را که من عهدهدار بودم، انجام میگرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر میکردیم. در همان روزهای انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عدّهای آنجا بودیم که کارهای مربوط به خودمان را انجام میدادیم.
آخر شب - حدود ساعت نه و نیم، یا ده بود - همه خسته و کوفته، روز سختی را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقی که کار میکردم، نشسته بودم و مشغول کاری بودم؛ ناگهان دیدم مثل این که صدایی از داخل حیاط میآید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صدای گفتگویی میآید؛ مثل اینکه کسی آمد، کسی رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها به طرف ساختمان میآیند! برای من خیلی جالب و هیجانانگیز بود که بعد از سالها ایشان را میبینم - پانزده سال بود، از وقتی که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهای متعدّد - شاید حدود بیست، سی نفر آدم، آنجا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضیها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خستهاند.
برای ایشان در طبقه بالا اتاقی معیّن شده بود - که به نظرم تا همین سال ها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشتهاند و ایام دوازده بهمن، گرامی میدارند - به نحوی طرف پلهها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پای پلهها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه میکردیم. روی پلهها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمیآید که این بیست، سی نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روی پلهها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. به هر حال، «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.
البته فردای آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علویِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوی شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و کارها، همه آنجا بود.
۵ سؤال کلیدی درباره «خیانت قرن» و سه سناریوی احتمالی
به نقل از الجزیره پیش از پایان دوره قدرت «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا و در کنار آن «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی٬ آنها در تاریخ 28 ژانویه 2020 بخش سیاسی طرح موسوم به صلح آمریکا در خاورمیانه را تحت عنوان « معامله قرن» به نمایش گذاشتند.
این طرح ظاهرا به اعتبار یک توافق میان طرف فلسطینی و صهیونیستی٬ با عنوان معامله قرن شناخته شده؛ اما نتیجه آن به این صورت بود که ما اکنون در برابر یک طرح یکجانبه آمریکایی که سازماندهی کننده آن یک تیم با روابط بسیار نزدیک با جناح راست اسرائیل است٬ قرار گرفتهایم.
در این راستا 5 سوال درباره گذشته و حال و آینده معامله قرن مطرح میشود:
1-چرا معامله قرن دراین زمان اعلام شد؟
«دیوید فریدمن» سفیر ایالات متحده در سرزمینهای اشغالی وعده داده بود که قبل از پایان سال 2019 جزئیات معامله قرن اعلام خواهد شد؛ اما موکول شدن زمان آن به اواخر اولین ماه 2020 به گفته تعدادی از منابع٬ در نتیجه خلأسیاسی موجود در حاکمیت صهیونیستی بر اثر حالت فروپاشی آن در دسامبر 2018 و عدم موفقیت صهیونیستها در تشکیل کابینه در دو دوره انتخابات٬ اتفاق افتاد.
اما علت اعلام جزئیات معامله قرن در این زمان تنها به این عامل باز نمی گردد؛ مجموعهای از عوامل داخلی مربوط به بحران وضعیت سیاسی «دونالد ترامپ» و «بنیامین نتانیاهو» مهم ترین علت این امر است.

در این راستا «سامی العریان» مدیر مرکز مطالعات اسلام و امور بینالمللی تاکید کرد که دلایل زمانبندی اعلام معامله قرن از یک سو مربوط به وضعیت ترامپ است که در معرض تهدید عزل و برکناری بوده و میخواهد با تحریف مباحثات٬ جلوی این تهدید را بگیرد. العریان ادامه داد که این زمانبندی همچنین از سوی دیگر به شرایط نتانیاهو که به دنبال نجات از اتهام فساد در میان صهیونیستها بوده و احتمال شکست وی در انتخابات آینده نیز وجود دارد٬ بر میگردد؛ نتانیاهو میخواهد در انتخابات پیش رو چیزی برای ارائه کردن داشته باشد.
2-ابعاد و اهداف سیاسی معامله قرن چیست؟
دولت آمریکا عهده دار سیاست خارجی طرح معامله قرن بوده و رفتارهای سیاسی آن در خصوص این طرح مبهم است؛ به این صورت که به شکل تدریجی از جزئیات آن رونمایی کرده و پیش از اعلام رسمی آن٬ از طریق تحمیل مجموعهای از واقعیتها روی زمین در رابطه با موضوعات اصلی این طرح همچون موضوع قدس اشغالی و آوارگان و مرزهای فلسطین و بحث حاکمیت و... که به عنوان مسائل راه حل نهایی شناخته میشود٬ یک محیط خالی و مناسب برای ارائه این طرح خود ایجاد کند.
این یک تصویر قبلی از شکل رویکرد آمریکا و طرز تفکر دولت ترامپ درباره مسئله فلسطین بود که در هماهنگی کامل با چشمانداز جناح راست صهیونیستی صورت گرفته است.
کاخ سفید پس از اعلام طرح موسوم به معامله قرن٬ یک چشمانداز مفصل در 181 صفحه درباره آن مطرح کرد که به دو بخش مجزا تقسیم شده و بخش اول در یک چارچوب سیاسی شامل 22 بخش و قسمت دوم آن هم در چارچوب اقتصادی این طرح است که البته این بخش قبلاً منتشر شده بود.
با یک بررسی و ارزیابی دقیق در معامله قرن متوجه میشویم که این طرح به شکل روشن و بارز از همه منابع سیاسی سنتی در راستای سازش میان طرف صهیونیستی و فلسطینی تجاوز کرده؛ منابعی مانند قطعنامههای سازمان ملل٬ توافق اسلو٬ طرح سازش عربی و سایر معاهدههای منعقد شده میان سازمان آزادی بخش فلسطین و رژیم اشغالگر صهیونیستی که این امر نشاندهنده یک کودتای آمریکایی در مسیر سازش میان این دو طرف ضد آرمان فلسطین از دهههای گذشته است.
این موضوع همچنین طبق گفته تعدادی از ناظران٬ یک کودتای بینالمللی در سازوکارهای برخورد با موضوعات مربوط به درگیریهای میان فلسطینیها و صهیونیستهاست که به سمت مسیر تحمیل یکجانبه این طرح حرکت میکند.
طرح موسوم به معامله قرن بر اساس بندهای آن که یک طرح یکجانبه و کاملاً ضد فلسطین و آرمان آن است٬ تنها در محدوده موضوعات مربوط به فلسطین منحصر نشده و تأثیرات آن در همه خاورمیانه به ویژه در عادیسازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی به وضوح قابل مشاهده است.

دولت آمریکا در ابتدای سال 2019 تلاش زیادی کرد تا «کنفرانس ورشو» (این کنفرانس از جانب آمریکا و به ادعای آن با هدف صلح در خاورمیانه طی روزهای 13 و 14 فوریه در لهستان برگزار شد) که در اواسط فوریه این سال با حضور تعدادی از کشورهای عربی که روابط خود را با رژیم صهیونیستی علنی نکردهاند برگزار شد٬ به موفقیت برسد.
در این راستا مدیر مرکز مطالعات اسلام و امور بینالمللی معتقد است که هدف نهایی آمریکا از ارائه این طرح موهوم به صلح خود٬ به شکل بارز و آشکار حذف کامل مسئله فلسطین است که در چارچوب آنچه موسوم به حل نهایی موضوع قدس اشغالی٬ آوارگان٬حق بازگشت ٬حاکمیت ٬مرزها شهرکسازی و عادیسازی است٬ گسترش مییابد. به گفته العریان درواقع آمریکا به دنبال حل این مسائل به شکل یکجانبه و در راستای منافع رژیم صهیونیستی است.
3-نقش بخش اقتصادی در معامله قرن چیست؟
اما بخش اقتصادی طرح معامله قرن در تاریخ 25 و 26 ژوئن 2019 تحت عنوان «صلح برای اقتصاد» در کنفرانسی که در «منامه» پایتخت بحرین برگزار شده بود مطرح شد. کشورهای بزرگی همچون روسیه و چین این کنفرانس را تحریم کرده و همانطور که پیش بینی می شد٬ کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در آن مشارکت داشتند.
هزینه این چشمانداز اقتصادی آمریکا در طرح موهوم به صلح خود٬ 50 میلیارد دلار برآورد شده بود که طبق این طرح باید در مدت 10 سال میان فلسطینیها و مصر و اردن و لبنان (که مسئول اسکان آوارگان فلسطینی میشدند) تقسیم شود.
اساس بخش اقتصادی این طرح که در مسیر برنامهها وپروژههای آمریکایی- صهیونیستی است٬ در راستای تحقیر ملت فلسطین و کشورهای عربی اطراف آن بوده و البته آمریکاییهای سازماندهی کننده این بخش٬ نسبت به ماهیت درگیری میان فلسطینیها با رژیم صهیونیستی نادان هستند که گمان میکنند٬ با دادن وام و اجرای پروژههای موسوم به توسعه در سایه وخامت اوضاع انسانی فلسطینیها٬ میتوانند آنها را به سمت پذیرش این طرح سوق دهند.
یکی از بزرگترین شکافهای موجود در این طرح٬ مربوط به چگونگی اجرای این چشمانداز است؛فلسطینیها چه در نوار غزه و چه در کرانه باختری باید با آن موافقت کنند که این امر محال بوده و ملت فلسطین آن را رد میکنند. همچنین شاخصهایی مبنی بر احتمال پذیرش این طرح از سوی فلسطینیها نیز وجود ندارد و علاوه برآن نمی توان این طرح را بدون وجود ثبات سیاسی اجرا کرد. بنابراین طرح معامله قرن این شرایط را تحت شعاع قرار داده و منجر به افزایش تنش ها خواهد شد.
4-واکنش فلسطینی ها به معامله قرن چیست؟
کاملاً مشهود است که همه طرفهای فلسطینی مخالف این طرح بوده و کاملاً آن را رد میکنند و از همه طرفهای منطقهای و بینالمللی خواسته اند تا موضع مخالف با معامله قرن اتخاذ کنند. در سایه این اتفاق نظر برای رد معامله قرن٬ اشتیاق و موضع مثبت برخی کشورها نسبت به این طرح که در یک فضای بیپرده و البته با حضور سفیران سه کشور عربی (امارات و عمان و بحرین) برگزار شد٬ کم خواهد شد.
در همین راستا «ابومازن» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین پس از اعلام معامله قرن٬ طی یک سخنرانی اظهار داشت :«قدس فروشی نیست و معامله توطئه آمیز شما اجرایی نخواهد شد و ملت فلسطین آن را رد میکند. حقوق اسرا و مجروحین ما حفظ خواهد شد و هیچکس آن را معامله نخواهد کرد.»

همچنین «باسم نعیم» از رهبران جنبش حماس نیز اعلام کرد که حماس از زمان مطرح شدن این طرح در دو سال قبل٬ موضع خود را در رد آن اعلام کرده و علت امر آن است که :
1-این طرح٬ حقوق اصلی ملت فلسطین در استقلال و تعیین سرنوشت و حق بازگشت آوارگان را از آنها سلب میکند.
2-هرگونه چشمانداز و امید در احتمال حل درگیریها با روشهای سیاسی و بر اساس قانون بینالمللی عادلانه در حق ملت فلسطین از میان میرود.
3- امنیت و صلح بینالمللی با نقض قانون بینالمللی و استناد به افسانهها و اساطیر تورات برای حل درگیریها٬ در معرض تهدید قرار گرفته و به قانون جنگل و آشوب باز میگردیم.
در سطح ملی نیز همه گروههای فلسطینی در شکست دادن معامله قرن اتفاق نظر داشته و معتقدند که فلسطینیها باید گامهای عملی خود را با هدف آزادی از همه توافقهای پیشین که موسوم به صلح میان طرف صهیونیستی و فلسطینی هستند مانند توافق اسلو و بندهای امنیتی و اقتصادی آن دنبال کرده و برای متوقف کردن فوری هماهنگی امنیتی برخی با صهیونیستها اقدام کنند.
فلسطینیها همچنین تاکید دارند که باید بر سر یک رهبری واحد که یک استراتژی ملی برای بازگشت وحدت و تقویت مقاومت ترسیم کند به توافق برسند.
سامی العریان نیز معتقد است که شکست دادن معامله قرن با وحدت فلسطینیان آغاز میشود؛ بنابراین میتوان گفت که اصلیترین چالش پیشروی تأثیر تحرکات فلسطین و رساندن این تحرکات به مرحله عمل٬ اختلاف و عدم هماهنگی و ثبات تصمیمگیری در سطح سیاسی فلسطین است.
5-سناریوهای پیش روی آینده معامله قرن کدام است؟
درحال حاضر 3 سناریو را میتوان برای آینده معامله قرن پیشبینی کرد:

-سناریوی اول این است که طرح معامله قرن موفق به جلب اعتماد فلسطینیان برای بازگشت به میز مذاکره شود که البته این سناریو بسیار ضعیف است؛ چرا که فلسطینیها همچنان با توجه به شرایط و بندهای مطرح شده در این طرح و به ویژه بند مربوط به دولت مجمع الجزایری فلسطین و یا خلع سلاح حماس و جنبش جهاد اسلامی و البته سایر بندهایی که تماما به نقض حقوق ملت فلسطین اشاره دارد٬ به رد معامله قرن و نیز رد ورود به مذاکرات در این خصوص ادامه خواهند داد.
-سناریوی دوم درباره شکست کامل این طرح در تحقق اهداف کلی و جزئی آن است؛ زیرا آسیبهایی که در حال حاضر هم به مسئله و آرمان فلسطین وارد شده٬ در نتیجه تحمیل یک سری واقعیتها بر روی زمین و نیز تلاش برخی کشورهای عربی برای ادغام حاکمیت صهیونیستی در محیط منطقهای به اضافه برخی تغییرات در مواضع کشورهای عربی و منطقهای و بینالمللی در هماهنگی با موضع آمریکا ضد مسئله فلسطین بوده است.
-سناریوی سوم که محتملترین سناریو به شمار میآید٬ به شکست جزئی این طرح و عدم موفقیت در اجرای جزئیات آن در سایه ادامه موضع یکپارچه فلسطین در رد معامله قرن و تلاش عملی برای شکست آن اشاره میکند. علاوه بر آن تنظیم و طراحی شتابزده بندهای این طرح منجر به بروز هرج و مرج در مرحله اجرایی آن شده و نیز برای دولت آمریکا بسیار دشوار است که آنها را بازنویسی کند.































