emamian
بیانات در دیدار پیشکسوتان و فعالان دفاع مقدس و مقاومت
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفیٰ محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز. مطالب خوبی را برادران و خواهران مطرح کردند که بعضی مربوط میشود به همین مجموعهی مربوط به خاطرات جنگ و مسائل دفاع مقدّس که آن حضرات دنبال کنند؛ بعضی هم مربوط به دستگاههای دولتی است و برادران دفتر ما هم دنبال کنند که این چیزهایی که گفته شد، مورد بررسی قرار بگیرد و آنچه عملی و مفید است انشاءالله تحقّق پیدا کند.
اینکه بالخصوص پیشکسوتان در هفتهی دفاع مقدّس مورد توجّه قرار میگیرند، به خاطر ارزش پیشکسوتی و پیشگامی در حوادث مهم است: سابِقوا اِلیٰ مَغفِرَةٍ مِن رَبِّکُم؛(۲) سبقت گرفتن و گام نهادن در راههای نرفته یک ارزش است. البتّه هفتهی دفاع مقدّس متعلّق به همهی رزمندگان و مجاهدان و شهدا و خانوادههای آنها و مانند اینها است، لکن پیشکسوتان و کسانی که زودتر و سریعتر و جدّیتر وارد میدان شدند، یک ارزش مضاعفی دارند. پیشکسوت چه فرمانده باشد، چه رزمندهی عادّی باشد، چه پزشک باشد، چه امدادگر باشد، چه جهادگر باشد، چه پشتیبانیکننده باشد، همهی اینها مشمول این تمجید و احترام ویژه هستند؛ انواع و اقسام این پیشکسوتها را ما در دوران اوّل دفاع مقدّس دیدهایم و نقشآفرینی آنها را هم مشاهده کردهایم.
مطلبی که خوب است امروز ما برای موضوع دفاع مقدّس برای مخاطب مطرح کنیم، عمدتاً دو مسئله است؛ البتّه یک مسئلهی سوّمی هم هست که من نمیرسم امروز دربارهی آن صحبت کنم. یکی از آن دو موضوع اساسی «چرایی» جنگ هشتساله است. نسل جوان ما که دوران جنگ را و دوران انقلاب را درک نکردهاند، بدانند که اصلاً چرا جمهوری اسلامی وارد یک نبردی شد که هشت سال طول کشید؛ هشت سال زمان کوتاهی نیست [که در آن] همهی ارکان کشور و امکانات کشور در خدمت دفاع از کشور قرار میگیرد. علّت ورود ما در جنگ چه بود؟ این را بدانیم. من امروز چند کلمه دربارهی این صحبت میکنم.
موضوع دوّمی که باید مورد توجّه قرار بگیرد برای مخاطبِ امروز، گزارشگونهای از جنگ است؛ گزارش جنگ. من امروز دربارهی گزارش هم چند کلمهای عرض میکنم. البتّه در حالی که ما داریم صحبت میکنیم، شما عزیزانی که در این جلسه تشریف دارید و جمعیّت انبوه زیادی که از راه دور دارند میشنوند این حرفها را، مخاطب سخنان فعلاً شما هستید، لکن مخاطب این سخنان فقط هم شما نیستید، [بلکه] نسل جوان، نسل جوان آینده، فرزندان شما، همه دربارهی این موضوعات بایستی فکر کنند، کار کنند، درس بگیرند. این دو موضوعی است که من دربارهاش چند کلمهای عرض خواهم کرد. یک موضوع سوّم مهمّی هم وجود دارد که من امروز نمیرسم دربارهی آن صحبت کنم و آن، عواید و نتایجی است که بر این دفاع مقدّس مترتّب شد. خوشبختانه این حضراتی که اینجا صحبت کردند، بعضیهایشان یک اشارهای به این موضوع کردند.
امّا مسئلهی چرایی: «چرا این جنگ آغاز شد؟». من عرض میکنم انگیزهی حملهی به مرزهای ایران انقلابی مخصوص صدّام و حزب بعث نبود. شاید بتوان گفت که انگیزهی سردمداران نظم جهانیِ آن روز از صدّام برای حملهی به مرزهای ایران بسیار بیشتر، و حدّاقل به اندازهی او بود. یعنی آن روز دو قدرت بزرگ در دنیا بودند و هر کدام دنبالههایی داشتند؛ آن دو قدرت، آمریکا بود و شوروی سابق؛ دنبالهی هر کدام هم یک مجموعههایی ــ دولتهایی، نظامهای سیاسیای ــ بودند؛ تقریباً همهی اینها در این قضیّه انگیزه داشتند. جمهوری اسلامی، ایران اسلامی برای اینها یک عنصر غیر قابل تحمّل بود؛ چرا؟ سؤال این است: چرا ایران اسلامی غیر قابل تحمّل بود؟ ما که آن روز علیه کسی اقدامی نکرده بودیم. حالا امروز به ما میگویند شما به فلان جا موشک دادید، به فلان جا پهپاد دادید، [امّا] آن روز که این حرفها نبود؛ [پس] علّت دشمنی چه بود؟ این، آن نکتهی اصلی است. علّت این بود که در این نقطهی حسّاس دنیا یک انقلاب مردمی بینظیر به وجود آمده بود و تفکّر نوینی را برای ادارهی جهان ارائه کرده بود؛ نظم حاکم آن روز بر جهان، این تفکّر نوین را نمیتوانست تحمّل کند؛ مسئله این بود. آن روز جهان، جهان سلطه بود؛ البتّه امروز هم هست لکن آن روز سخنی، فریادی، موضع صریحی در مقابل این نظم باطل و نابودکنندهی فضیلتها وجود نداشت؛ نظم جهان، نظم سلطه بود.
«نظام سلطه» یعنی چه؟ یعنی دنیا به دو بخش تقسیم میشود: بعضی کشورها سلطهگرند، بعضی کشورها سلطهپذیرند؛ شقّ سوّمی ندارد. جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، نظام اسلامی یک فریاد صریح علیه این نظم بود: «یعنی چه؟ چرا باید سلطهگری وجود داشته باشد؟ چرا باید فلان کشور، صرفاً به این دلیل که مثلاً دارای فلان تجهیزات پیشرفتهی نظامی است، حق داشته باشد نظر خود را، فرهنگ خود را، خواستهی خود را بر مجموعهای از کشورها تحمیل کند؟ چرا؟». جمهوری اسلامی سخن جدیدی در قبال این نظم باطل بود و زورگویان عالم، سلطهگران عالم، این را تحمّل نمیکردند؛ میدانستند که این حرف، این فکر، خاصیّتش توسعه یافتن در دنیا است ــ درست فهمیده بودند ــ و توسعه یافت؛ این فکر در دنیا توسعه یافت و ملّتها را جذب کرد که بعد، من یک کلمه دربارهی جاذبههای این حرکت هم عرض خواهم کرد.
همهی اینها ــ چه آمریکا، چه شوروی، چه کشورهای ناتو که دنبالهرو آمریکا بودند، چه کشورهای پیمان ورشو که دنبالهرو شوروی بودند ــ منتظر یک فرصت بودند، صدّام آن فرصت را برای اینها فراهم کرد؛ آدم جاهطلب، قدرتطلب، طمّاع، پُررو، وقیح، ظالم، بیملاحظه، دم دست ایران، پشت مرزهای ایران؛ این را تحریک کردند و به کشورمان حمله کرد. امروز بعضیها از داخلِ خودمان جمهوری اسلامی را ملامت میکنند که «جمهوری اسلامی با دنیا بد است، با دنیا قهر است»؛ این خلاف واقع است؛ چنین چیزی نیست. اگر منظور این است که ما با دنیا کار سیاسی، کار اقتصادی، تعامل یا رفتوآمد نداریم، خب واضح است که این خلاف واقع است؛ ما امروز با مجموعههایی کار میکنیم، رفتوآمد داریم، تعامل داریم، تجارت داریم که بیش از نیمی از مردم دنیا، در این مجموعهها و در این کشورها زندگی میکنند. این هوچیبازیهایی که گاهی از بعضیها مشاهده میشود که «با همه قهریم، با همه بدیم»، نه، با همه قهر نیستیم، بد نیستیم؛ اگر مراد این است، درست نیست. اگر مقصود این است که ما با نظم سیاسی نظام سلطه مخالفیم، بله، این درست است.
امروز هم مثل همان اوّل انقلاب، ما با نظام سلطه مخالفیم، با تسلّط آمریکا مخالفیم. امروز دیگر شوروی وجود ندارد، امّا آمریکا در رأس کشورهای غربی و یکّهتازند؛ میبینیم نتایج کارهایشان را: جنگهایی که راه میافتد، ظلمهایی که میشود، تبعیضهایی که صورت میگیرد، ملّتهایی که زیر فشار قرار میگیرند؛ ما با اینها مخالفیم، صریحاً هم مخالفت خودمان را ابراز میکنیم. این وضعیّتی است که آن روز وجود داشت، امروز هم وجود دارد؛ [امّا] آن روز انگیزهی حملهی به مرزهای ایران شد، و امروز به برکت ایستادگی ملّت ایران، به برکت حضور قدرتمندانهی ملّت ایران در صحنههای مختلف، آن جرئت را دیگر ندارند که به مرزها حمله کنند، و جور دیگری مشغول موذیگری و مشغول دشمنی کردن و عنادند.
البتّه اینکه من گفتم کسی در مقابل آن نظم ایستادگی نمیکرد، قبل از جمهوری اسلامی سالهایی بود که جنبش عدم تعهّد بود، ما هم اوّلِ انقلاب وارد این جنبش شدیم، تا الان هم این جنبش هست؛ منتها همان کشورهایی که در جنبش عدم تعهّد عضو بودند ــ حدود صد و خردهای کشور ــ سران بسیاری از آنها زیر نفوذ همین ابرقدرتها بودند! بعضی زیر نفوذ آمریکا، بعضی زیر نفوذ شوروی؛ بعضی زیر نفوذ بودند، بعضی از ترسشان اطاعت میکردند؛ از وحشیگری این قدرتهای بزرگ میترسیدند. در یکی از اجلاسهای عدم تعهّد، بعد که بنده آنجا سخنرانی کرده بودم، رئیسجمهور یک منطقهای در دنیا به من گفت همه از آمریکا میترسند، جز شما؛ بعد، سرش را آورد نزدیک و گفت من هم میترسم از آمریکا! میترسیدند؛ بنابراین آن صدایی که با صراحت در قبال نظم غلط جهانی بلند شد، صدای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بود؛ مرکزش هم ایران اسلامی بود که با آن مخالف بودند؛ آن روز هم مخالف بودند، امروز هم مخالفند؛ مسئله این است؛ این را ما باید از بن دندان درک کنیم؛ بعضی این را درک نمیکنند. مسئله، مسئلهی انرژی هستهای و حقوق بشر و حقوق زن و این حرفها نیست؛ اینها بهانه است. مسئله، مسئلهی آوردن سخنی نو در قبال نظم باطلِ فاسدِ تبعیضآمیزِ جهانی است که امروز بر دنیا حاکم است؛ مسئله این است؛ با این دعوا دارند، با این مخالفند. و این مخالفت برطرف نمیشود تا وقتی که جمهوری اسلامی و ملّت ایران حرف زور آنها را قبول کنند، که قبول هم نخواهند کرد.
گفتم «جاذبههای جمهوری اسلامی»؛ این تأثیر زیادی داشت؛ یعنی اینها را به وحشت میانداخت. دو جور جاذبه در جمهوری اسلامی بود و هست و باید این دو جور جاذبه حفظ بشود؛ [چون] ملّتها را به خودش جذب میکند: یک جاذبهی سیاسی، یک جاذبهی معنوی. جاذبهی سیاسی عبارت بود از همین ایستادگی در مقابل نظم غلط جهانی؛ این جاذبهی سیاسی دارد. ملّتها برعکس قدرتها، برعکس دولتها، دلشان به این جاذبهی سیاسی گرایش دارد؛ اینکه احساس میکنند در دنیا یک نظامی وجود دارد که با این نظم غلط جهانی، با این زورگوییها و دخالتهای قدرتها مخالف است، دل اینها را جذب میکند. شما میبینید، رؤسای جمهور ما به هر کشوری از کشورهای اسلامی که مسافرت کردند، ملّتها از اینها استقبال کردند، به اینها توجّه نشان دادند، اظهار ارادت کردند؛ [این] به خاطر همین است. در این زمینه حرف زیاد است. این جاذبهی سیاسی.
جاذبهی معنوی هم همین توجّه به ایمان الهی، ایمان دینی در نظام اسلامی است؛ این جاذبه دارد، این خیلی جاذبه دارد. در این دنیای مادّی، جوانها در همین کشورهای بهاصطلاح پیشرفته و متمدّن، احساس پوچی میکنند. این را امروز دانشمندان و متفکّران خود آنها هم دارند بیان میکنند؛ احساس پوچی میکنند، احساس بیفایدگی میکنند، روزبهروز خودکشیها زیادتر میشود. ایمان دینی به آنها احساس پناه میدهد، دل آنها را گرم میکند؛ خاصیّت احساس دینی این است. این هم در جمهوری اسلامی یک جاذبه است.
بنابراین علّت پدید آمدن این حملهی نظامی، تهاجم نظامی به کشور ما، به مرزهای ما که به دفاع مقدّس هشتساله انجامید، اینها است؛ مخالف بودند. جاذبههای جمهوری اسلامی اینها را میترسانْد، سخن نوِ جمهوری اسلامی اینها را برمیآشفت، این بود که این حمله را انجام دادند؛ هشت سال کشور را مشغول کردند. این، آن مطلب اوّل. البتّه این [مطلب،] جای حرف، زیاد دارد؛ جا دارد کسانی که اهل فکرند، اهل قلمند، در این زمینه بگویند، بنویسند، کار کنند، تبیین کنند.
و امّا مطلب دوّم: گزارش حادثهی جنگ. دو گزارش وجود دارد؛ دو جور گزارش از جنگ میشود داد: یک گزارش، که بنده از آن تعبیر میکنم به توصیف، «گزارش توصیفی»، یک جور گزارش است که گزارشِ شکلیِ جنگ است: جنگ چه جوری آغاز شد، چه جوری ادامه پیدا کرد، به کجا منتهی شد، وضعیّت دو طرف چگونه بود؛ این یک جور گزارش است؛ گزارش توصیفی. یک جور گزارش دیگری هست که آن به نظر من مهمتر است: گزارش تبیینی است؛ باطن جنگ را، باطن جبهه را، روح جبهه را برای ما روشن میکند و بیان میکند. جوانِ امروز احتیاج به اطّلاع در هر دو زمینه دارد که باید کار بشود. من همینطور اشاره میکنم و فقط سرفصلها را میگویم؛ باید روی اینها کار بشود، تلاش بشود؛ البتّه بحمدالله کارهای خوبی هم شده، باید ادامه پیدا کند.
امّا قضیّهی گزارش توصیفی جنگ این است: یک ارتش مهاجمی وجود داشت که به مرزهای ما هجوم آورد؛ یک طرف، طرف مهاجم بود با تجهیزات کامل، و برنامهی از پیش فراهمشده. آن که میخواهد حمله کند به مرزهای ما، از پیش مینشیند برنامهریزی میکند دیگر؛ برخلاف ما که مورد حمله قرار میگیریم، غافلگیر میشویم؛ هیچ برنامهای نداریم؛ آن هم اوّل انقلاب. او با برنامه وارد میدان میشود؛ تجهیزاتش کامل است، سازماندهیاش منظّم است، برنامهاش از پیش آمادهشده است، پشتیبانیهایش به طور مستمر وجود دارد، سازمان مهندسی قوی دارد، ارتباطات مستحکمی دارد، سلاحهای روز دارد؛ آن روز بهترین تانکها، بهترین هواپیماها را همین ارتش صدّام در اختیار داشتند. پول بیحساب، پول بیحساب! رقمهای میلیاردی در اختیارشان بود؛ همینهایی که میدانید و میشناسید، میدادند. آمریکا، شوروی، اروپا همراهی کامل میکردند، پشتیبانی میکردند، هر چه لازم داشت میدادند؛ سلاحهایی که فرسوده میشد عوض میکردند. دولت فرانسه بهترین هواپیماهای خودش را، جنگندههای خودش را در اختیار صدّام گذاشت. دولت آلمان موادّ شیمیایی مورد نیاز صدّام را در اختیارش گذاشت. دولت آمریکا به طور مستمر اطّلاعرسانیهای میدان جنگ را در اختیارش میگذاشت. دولتهای همسایه هم که پول و امکانات در اختیارش میگذاشتند. این حاشیهی خلیج فارس یک مسیری بود که به طور دائم کامیونها و تریلیهای حامل سلاح و تجهیزات و امکانات میرفتند عراق. یک طرف اینجوری بود؛ طرف مهاجم وضعش اینجوری بود. من در یک گزارشی خواندم که تعداد هواپیماهای جنگندهی صدّام بعد از جنگ بیشتر بود از تعداد هواپیماهایش در اوّل جنگ! با اینکه اینهمه هواپیمای او ساقط شده بود امّا تعداد هواپیمایش بعد از جنگ بیشتر بود؛ یعنی همینطور مرتّب و پشت سر هم به او کمک شده بود و داده بودند. این، طرف مهاجم.
طرف مورد تهاجم، یعنی ما، درست نقطهی مقابل؛ تجهیزاتمان ناقص، دستمان خالی، تجهیزاتمان بیجایگزین. اوّلِ جنگ تعدادی از تانکهای لشکر ۹۲ را که مقابل دشمن بود، آمدند غارت کردند بردند تصرّف کردند، هیچ چیز جایش نیامد. بنده رفتم اهواز، یک تیپّ لشکر ۹۲ حدود پانزده شانزده تانک داشت، [در حالی که از لحاظ] سازمانی باید بیش از پنجاه تانک داشته باشد! اینجوری بود، چیزی جایگزین نمیشد؛ هر چه از دست میدادیم رفته بود، تمام شده بود! سازمانهای رزمیمان دستخورده بود. سازمان ارتش از زیر بار جنگ آمده بود بیرون؛ خیلی از فرماندهان عالی ارتش تسلّط به داشتههای ارتش نداشتند. مرحوم شهید فلّاحی، مرحوم ظهیرنژاد ــ که اینها رؤسای ارتش بودند ــ از خیلی از چیزهایی که در ارتش بود اطّلاع نداشتند؛ علّتش هم این بود که اینها قبل از انقلاب منطقهی مدیریّتشان یک منطقهی خیلی محدودی بود؛ حالا شده بودند در رأس این ارتش. سپاه هنوز سازماندهی درستی نگرفته بود. اوّل جنگ سپاه سازمان تیپّی نداشت؛ گردانهای دویست سیصد نفره تشکیل میشد با یک شکل محدودی، با امکانات محدودی. اینها گاهی اوقات حتّی سلاح انفرادی هم نداشتند؛ دیده بودیم ما یک جاهایی که سلاح انفرادی هم به قدر کافی نداشتند! این طرفِ مورد تهاجم اینجوری بود.
خب، نتیجه باید چه میشد؟ طبق موازین عادّی و قواعد عادّیِ مادّی باید نتیجه این میشد که آن طرف مقابل، همانطور که پیشبینی کرده بود، ظرف یک هفته، حدّاکثر چند هفته، از خوزستان عبور میکرد و وارد قلب کشور میشد و میآمد طرف تهران؛ [امّا] اینجوری نشد. همین نیروی کمتوان، از بعد از حدود یک سال از شروع جنگ، فتوحات و درخششهای خودش را نشان داد؛ پیدرپی ضربات مهلک بر آن ارتش مجهّز و پولدار و برخوردار از همهی پشتیبانیها وارد کرد؛ آخرش هم بعد از هشت سال، آن ارتش را با سرافکندگی از مرزها بیرون کرد. این، توصیف جنگ در طول هشت سال؛ خلاصهاش این است. حالا [اینکه] عامل اصلی در این پیشرفت و در این پیروزی چه بود، اینها دیگر حرفهایی است که در اختیار شماها هست و میدانید؛ ایمان، مجاهدت و عواملی مانند اینها.
امّا آن گزارش بعدی که گزارش تبیینی است، به نظر من مهمتر است. در گزارش تبیینی، ما میگوییم این جنگ فقط برای دفاع از خاک وطن نبود. البتّه دفاع از وطن یک ارزش است ــ در این تردیدی نیست ــ امّا مسئلهی این جنگ از این حرفها بالاتر بود؛ دفاع از اسلام بود، عمل کردن به دستور قرآن بود. این جنگ در مسیری قرار داشت که به آن مسیر، در تعبیرات دینی و ادبیّات دینی، گفته میشود «جهاد فی سبیل الله»؛ دفاع مقدّس، جهاد فیسبیلالله بود. دفاع مقدّس، انقلاب را زنده نگه داشت، اسلام را زنده نگه داشت، ملّت ایران را عزیز کرد، روح معنوی را در کشور ترویج کرد، جوهر واقعی انسانی و ایمانی را در جوانها زنده کرد؛ جوانهایی که رفتند در میدان جنگ، از یک آدم معمولی تبدیل شدند به یک ولیّ الهی؛ مردانی که با یک نگاه ساده و معمولی به مسائل دینی وارد میدان جنگ شدند، مثل یک عارف الهی و معنوی از میدان جنگ بیرون آمدند. امام بزرگوار ما یک عارف بزرگ بود، یک انسان والا بود؛ ایشان خطاب به خیلی از بزرگان، به طور عام، گفت هفتاد سال عبادت کردید، خدا قبول کند از شما، بروید یک مقدار هم وصیّتنامهی شهدا را بخوانید! یعنی این جوانی که وارد جبهه شده و مدّتی در جبهه جهاد کرده و جان خودش را کف دستش گرفته و برای خدا حرکت کرده، راه هفتادسالهی آن مرد عارف عالِم ملّا را در مدّت کوتاهی طی کرده؛ مضمون حرف امام این است.
این، باطن دوران جنگ ما است. هدف، اسلام بود؛ لذا سرتاسر جبهه عبادتگاه بود. همهجور آدمی هم در این حرفِ کلّیِ «عبادتگاه کردن میدان جنگ» شرکت داشتند. نصفهشب رفته بودیم از منطقه بازدید میکردیم، من دیدم یک افسر ارتشی یا درجهدار ارتش، کنار تانک ایستاده بود و نماز شب میخواند! از نماز شب یک ارتشی مثلاً در کنار گردان تانکش، تا مجلس توسّل پُرروح پُرشور بچّههای سپاه و بسیج در قرارگاههایشان، آنجاهایی که حضور داشتند، تا التماس یک افسر ارتشی برای رفتن در گروههای جهادی شبانهی شهید چمران. همان روزهای اوّل [جنگ]، ما تازه رفته بودیم اهواز، یک شب یک افسری آمد پیش من ــ سرهنگدوّم بود یا سرگرد بود؛ یادم نیست ــ گفت من یک درخواستی دارم؛ من اوّل خیال کردم ایشان میخواهد درخواست کند که مثلاً در شهرم گرفتاری دارم، به من مرخصی نمیدهند؛ اوّل اینجوری خیال کردم؛ بعد، به من گفت درخواست من این است شبها که شهید چمران با یک گروهی میروند شکار تانک ــ به تعبیر خودشان ــ اجازه بدهند من هم جزو این گروه بروم؛ یعنی یک مرد مثلاً حدود چهلوچندساله، پنجاهساله التماس میکند که اجازه بدهید که با این جوانها، دُوروبَر چمران شبانه بروند با آرپیجی مثلاً فرض کنید تانک بزنند؛ این را بگذارید در کنار آن نوجوانی که سنّش را در شناسنامه زیاد میکند، برای اینکه بتواند برود جبهه؛ یا گریه میکند، التماس میکند به پدرش یا مادرش که اجازه بدهند، امضا بدهند که او برود جبهه؛ اینها را ما داشتیم. نمازهای با خشوع، گریههای نیمهشب، خدمات بیریا؛ یا فرماندهی که نصفهشب بلند میشود میآید کفش رزمندههای خودش را واکس میزند، لباسهایشان را میشوید؛ در هیچ ارتشی در دنیا، در هیچ میدان جنگی این چیزها وجود ندارد؛ این مخصوص جمهوری اسلامی است. در لحظات آخر زندگی، آب را نمیخورد برای اینکه رفیق تشنهاش با تشنگی شهید نشود؛ آب را به او حواله میدهد و خودش تشنه شهید میشود. اینهایی که در تاریخ خواندیم، در این جنگ از نزدیک یا دیدیم یا از کسانی که دیده بودند شنیدیم.
در زیر گلولهباران دشمن، جوانی [که بعد] شهید [شد] وصیّتنامه مینویسد، در وصیّتنامه دربارهی حجاب سفارش میکند؛ یعنی معنویّت و تشرّع و دلبستگی به حکم اسلامی و ایمان اسلامی در این حد است. به نظر من، این گزارش از جنگ، این نگاه به جنگ مهمتر از آن گزارش توصیفی است. اینجا است که خدای متعال قدرت خودش را در پیروزی بندگان صالح خودش نشان میدهد؛ اینجا است که معلوم میشود که ارادهی الهی برای بندگان صالح «اِنَّ الاَرضَ لِلّهِ یورِثُها مَن یَشاءُ مِن عِبادِه»(۳) است؛ بندگان صالح خدا مورد حمایت الهی قرار میگیرند. سختی میکشند ــ در دفاع هشتساله ملّت ایران خیلی سختی کشیدند؛ جوانها، خانوادهها، پدرها، مادرها، همسرها سختی کشیدند ــ امّا خدای متعال به دنبال این سختیها عزّت داد، پیروزی داد، نصرت داد.
خب این دو نوع گزارش هر دو باید ثبت بشود، ضبط بشود. یک عدّهای اینها را میدانند، دیدهاند، خبر دارند، بیان کنند؛ یک عدّهای هم اینها را تبدیل کنند به محصولات جذّاب که البتّه مقداری این کارها انجام گرفته. من سال گذشته گفتم آن مقداری که انجام گرفته باید صد برابر بشود؛(۴) واقعش هم همین است؛ ما در این زمینهها کمکار هستیم. در همان دوران انقلاب، در همان دوران جنگ اگر ما امکانات تبلیغی داشتیم، پیشرفتهای کشور خیلی بیشتر از این چیزی که انجام گرفت، انجام میگرفت. ما امکانات تبلیغی محدودی داشتیم؛ بعکس، دشمن امکانات تبلیغی نامحدودی داشت؛ امروز هم تقریباً همینجور است. امروز هم ما هر چه میتوانیم بایستی امکانات را بیشتر کنیم. خب این مربوط به دفاع مقدّس.
امروز یک واقعهی مشابهی در لبنان و فلسطین در حال انجام است. این حوادث لبنان و فلسطین هم مثل حوادث جنگ تحمیلی و دفاع مقدّس ما است؛ این هم جهاد فیسبیلالله است. یک کشور اسلامی، یعنی فلسطین، به وسیلهی خبیثترین کفّار عالم غصب شده؛ حکم قطعی شرعی این است که بر همه واجب است تلاش کنند، کمک کنند و فلسطین را به مسلمانها، به صاحبان اصلیاش برگردانند؛ مسجدالاقصیٰ را برگردانند. اینجا یک حرکت الهی دارد انجام میگیرد؛ مردم فلسطین و غزّه که دارند به معنای واقعی کلمه مجاهدت میکنند، در واقع دارند جهاد فیسبیلالله میکنند. آن کسانی که به اینها کمک میکنند، کمک به جهاد فیسبیلالله میکنند؛ حزبالله لبنان که به خاطر غزّه سینهی خودش را سپر میکند و در معرض این حوادث تلخ قرار میگیرد، دارد جهاد فیسبیلالله میکند.
در این نبرد هم دشمن کافر و خبیث از بیشترین تجهیزات برخوردار است؛ آمریکا پشت سرش است. آمریکاییها میگویند ما دخالتی نداریم، خبر نداریم؛ خلاف واقع میگویند؛ هم خبر دارند، هم دخالت دارند، هم به پیروزی رژیم صهیونیستی احتیاج دارند. همین دولت کنونی آمریکا، برای انتخاباتی که در پیش دارند، احتیاج دارد که نشان بدهد که از رژیم صهیونیستی حمایت کرده و آن را پیروز کرده. البتّه به آراء مسلمانهای آمریکا هم احتیاج دارند، لذا تظاهر میکنند که دخالتی ندارند؛ [امّا] دخالت دارند. پس دشمن از پول، از سلاح، از امکانات، از تبلیغات جهانی برخوردار است؛ طرف مقابل، مؤمنین، مجاهدین فیسبیلالله، عُشری از اعشار(۵) آن امکانات را هم ندارند امّا در عین حال، آن کسی که پیروز است، طرفِ مجاهدِ فیسبیلالله است؛ مقاومت فلسطین پیروز است، حزبالله پیروز است. تا امروز هم این پیروزی مال طرف حزبالله و نیروهای مقاومت بوده؛ دلیلش، کشتار مردم است. اگر رژیم صهیونی خبیث توانسته بود نیروهای مبارز را، چه در غزّه، چه در کرانهی باختری، چه در لبنان، شکست بدهد، احتیاج نداشت صورت خودش را در دنیا اینجور سیاه و کریه نشان بدهد و این جنایات را علیه خانه و مدرسه و بیمارستان و فرزند و کودک و زن انجام بدهد. نتوانسته؛ چون نتوانسته بر نیروی مقاومت پیروز بشود، ناچار است، ناگزیر است که تظاهر به غلبه بکند با زدن زنها و کودکان و مردم بیدفاع و ماشین در جادّه و مدرسه و بیمارستان؛ پس تا الان هم او شکست خورده.
بله، ضربه وارد میکنند؛ کسانی از عناصر مؤثّر و ارزندهی حزبالله را به شهادت رساندند که بلاشک، این خسارت بود برای حزبالله، امّا این خسارتی نبود که حزبالله را از پا بیندازد؛ استحکام سازمانی و انسانی حزبالله بسیار بیشتر از این حرفها است؛ آنها، اقتدارشان، تواناییشان، استحکامشان خیلی بیشتر از این حرفها است که با این شهادتها ضربهی اساسی بخورند. بله، البتّه از دست دادن یک نفر، بخصوص اگر فرمانده باشد و سابقهی جهاد فیسبیلالله داشته باشد، خسارت است؛ در این شکّی نیست. بنابراین، هم تا امروز اینها پیروز شدهاند، هم به توفیق الهی، به حول و قوّهی الهی، پیروزی نهایی در این نبرد متعلّق به جبههی مقاومت و جبههی حزبالله خواهد بود.
آخرین عرض من در این صحبت امروز، این است که میگویم رزمندگان ما، مجاهدان ما، برای اینکه پرچم دشمن در مرزهای ما برافراشته نشود، جان خودشان را قربان کردند، فداکاری کردند؛ جوانان مبارز و مجاهد، خانوادههای خودشان را داغدار کردند برای اینکه پرچم دشمن در مرزهای این کشور بالا نرود؛ نمیشود ملّت ایران قبول کند که همان پرچمها به وسیلهی افراد نفوذی، به وسیلهی انسانهای فریبخورده، در داخل کشور برافراشته بشود! این پرچم، پرچم نفوذ فرهنگی و سبک زندگی دشمن و وسوسههای خصمانهی دشمن، نباید در داخل کشور، در دستگاههای مختلف ما برافراشته بشود! باید مراقبت کرد؛ همه موظّفند. در وزارت آموزشوپرورش باید مراقبت کرد، در صداوسیما باید مراقبت کرد، در مطبوعات باید مراقبت کرد، در وزارت علوم و وزارت بهداشت ــ که محلّ تربیت جوانها است ــ باید مراقبت کرد. آنجا دشمن به وسیلهی رزمندگان ما شکست خورد، نباید گذاشت آن دشمن شکستخورده، در داخل کشور، با انحاء حیلهها و ترفندها کار خودش را دنبال کند و انجام بدهد.
امیدواریم خدای متعال همهی مسئولین ما، همهی مردان و زنان ما، همهی فعّالان بخشهای مختلف ما را با هشیاری کامل در مقابل توطئهی دشمن نگه دارد.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بیانات در دیدار مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی و میهمانان کنفرانس وحدت
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفیٰ محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسانٍ الی یوم الدّین.
خوشامد عرض میکنم به همهی برادران و خواهران عزیز و میهمانان هفتهی وحدت و نمایندگان کشورهای اسلامی در تهران، و تبریک عرض میکنم میلاد نبیّ اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و حضرت امام صادق (سلام الله علیه) را و امیدواریم انشاءالله خداوند متعال این روز را عید قرار بدهد و مبارک کند برای ملّت ایران و همهی امّت اسلامی و مسلمانان جهان. تشکّر میکنم از آقای رئیسجمهور محترممان که نکتهی اصلی و مهمّ امروز را ایشان در بیانات خوب خودشان بیان کردند؛ مسئلهی «وحدت اسلامی» که بنده هم اشاره خواهم کرد؛ انشاءالله.
روز میلاد پیغمبر (علیه و آله السّلام) یک روز استثنائی است در تاریخ. علّت هم این است که ولادت نبیّ مکرّم، مقدّمهی ضروری و لازم نبوّت ختمیّه است و نبوّت ختمیّه در واقع نسخهی نهایی و کامل برای سعادت و تعالی بشر است؛ بنابراین روز میلاد، روز بسیار مهمّی است.
من یک جمله، یک کلمه دربارهی این حرکت عمومی پیامبران عرض کنم. اگر ما حرکتِ عامّ تاریخِ بشر را تشبیه کنیم به یک کاروان که در راهی در حرکت است و بشر در این حرکت تاریخی در مسیر زمان، در بستر زمان در حال حرکت و پیشرفت است، قطعاً کاروانسالار و راهبر این کاروان، انبیای الهی هستند. انبیای الهی، هم راه را نشان میدهند، هم قدرت تشخیص جهتیابی را در آحاد انسان و در افراد انسان تقویت میکنند. صرفاً راه نشان دادن نیست، [بلکه] قدرت و توانایی تشخیص را در آحاد بشر بالا میبرند؛ به تعبیر امیرالمؤمنین (علیه السّلام): لِیَستَأدوهُم میثاقَ فِطرَتِهِ وَ یُذَکِّروهُم مَنسِیَّ نِعمَتِهِ ... وَ یُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقول.(۲) با مردم اینجور رفتار میکنند: فطرت را بیدار میکنند، نیروی خردورزی و اندیشه را فعّال میکنند، به کار میاندازند و بشر به این وسیله میتواند به طرف جلو حرکت کند. البتّه در طول زمان، در برهههایی افراد این کاروان، یعنی آحاد بشر، به حرف انبیا گوش کردند، راهی را که آنها نشان دادند رفتند و نتایجش را دیدند؛ در برهههایی هم بعکس، در مقابل انبیا ایستادند، به حرف آنها توجّه نکردند، هدایت آنها را نادیده گرفتند، آنجا هم تبعات و نتایج سوئش را مشاهده کردند؛ همین گونهگونیها در تاریخ بشر که گاهی بعضی هدایت شدهاند، بعضی هدایت نشدهاند، این عوارضِ حیاتِ تاریخِ بشر را به وجود آورده؛ یعنی جبههبندیها را، تعارضها را، حقوباطلها را، ایمانها را، کفرانها را به وجود آورده؛ تصویر کلّی تاریخِ بشر این است.
انبیا این هدایت و رعایت و کمک به بشر و این دعوت را هم با طرق مختلفی انجام دادند؛ قرآن همهی این طرق را در بخشهای مختلف بیان فرموده؛ حالا من چند موردش را مثلاً عرض بکنم. یک جا «وَ ما عَلَینا اِلَّا البَلاغُ المُبین»(۳) است. [میفرماید] پیغمبر وظیفهاش «رساندن» است؛ فقط همین؛ وَ ما عَلَینا؛ غیر از این چیز دیگری، وظیفهای ندارد؛ در یک شرایطی اینجوری [است]؛ امّا در یک شرایطی هم «ما اَرسَلنا مِن رَسولٍ اِلّا لِیُطاعَ بِاِذنِ الله»؛(۴) باید مورد «اطاعت» قرار بگیرد؛ یعنی تشکیلات سیاسی درست کند، جامعه را حرکت بدهد و موظّفند گوش کنند، اطاعت کنند و مانند اینها. یک جا میفرماید: اُدعُ اِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَ المَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وَ جادِلهُم بِالَّتی هِیَ اَحسَن؛(۵) شیوهی دعوت میشود این؛ یک جا هم میفرماید: «وَ کَاَیِّن مِن نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنوا لِما اَصابَهُم فی سَبیلِ اللَه»(۶) تا آخر. یک جا زبانِ خوش است، یک جا قدرت نظامی است؛ بسته به شرایط است. یا در یک جا میفرماید: فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَهِ لِنتَ لَهُم وَلَو کُنتَ فَظّاً غَلیظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِک.(۷) تعبیر «غلظت» را در اینجا به کار میبرد: غَلیظَ القَلب؛ اگر اینجور بود، نمیتوانستی این حرکت را انجام بدهی. یک جا دیگر میفرماید: جاهِدِ الکُفّارَ وَ المُنافِقینَ وَ اغلُظ عَلَیهِم؛(۸) همان «غلظت» را توصیه میکند. بنابراین شیوهی دعوت یک جور نیست. شیوهی دعوت پیغمبران در شرایط مختلف، در زمانهای مختلف، در مکانهای مختلف تفاوت پیدا میکند. اینکه میگوییم عقل بشر را بالا ببرند، قدرت تشخیص را بالا ببرند، معنایش همین است که در هر زمانی ببینند چگونه میتوانند این دعوت را اشاعه بدهند، این دعوت را پیش ببرند.
خب اینهایی که عرض کردیم، توصیف است. در این کاروان عظیم تاریخ بشر گفتیم انبیا کاروانسالارند؛ در خلال سلسلهی این راهبران و قافلهسالاران، بدون تردید کاروانسالار حقیقی و نهایی و اصلی، وجود مقدّس حضرت محمّد مصطفیٰ (صلّی الله علیه و آله) است. به قول آن عارف بزرگ:
در این ره انبیا چون ساربانند
دلیل و رهنمای کاروانند
وز ایشان سیّد ما گشت سالار
هم او اوّل، هم او آخر در این کار(۹)
«اوّل» است، چون در مقدّمِ صفوفِ پیغمبرانِ الهی قرار دارد؛ «آخر» است، چون کاملترین و نهاییترین برنامهی الهی را به بشریّت عرضه میکند.
خب، روز میلاد پیغمبر طبعاً روز طلوع این خورشید است، روز رونمایی از این گوهر بیهمتای عالم وجود است؛ بنابراین روز بزرگی است، روز مهمّی است. ما نباید دستکم بگیریم روز میلاد پیغمبر را. خب باید درس بگیریم؛ صِرف توصیف و تمجید که کفایت نمیکند. درس پیغمبر، یک درس کامل و جامع و همهجانبه است که برای همهی زندگی است؛ هر بخشی از این، قابل تبیین و تشریح و توصیف فراوان است.
یکی از این درسهای زندگی پیغمبر و دعوت پیغمبر را ــ که شاید یکی از بزرگترین درسهای نبوی برای ما این است ــ من عرض میکنم و آن عبارت است از: امّتسازی؛ تشکیل «امّت اسلامی». آن مبارزات سیزدهسالهی مکّه منتهی شد به هجرت که پایهگذاری امّت اسلامی است. امّت اسلامی با هجرت کلید خورد، با سختیها و دشواریها و گرسنگیها و سختیهای اهل صُفّه(۱۰) و مردم مدینه ــ که مهاجرشان یک جور، انصارشان یک جور [سختی کشیدند] ــ ادامه پیدا کرد؛ با مجاهدتها، مبارزهها، فداکاریها امّت اسلامی تحکیم شد؛ با فداکاریهایی که در دوران حیات مبارک پیغمبر انجام گرفت و گذشتها و ایثارهایی که بعد از رحلت آن بزرگوار انجام گرفت، این امّت پایدار ماند. البتّه بهتر از آنکه اداره شد میتوانست اداره بشود لکن امّت اسلامی به عنوان یک امّت که بنای آن را پیغمبر اکرم در مدینه با جمعیّت محدود گذاشته بود، باقی ماند. ما امروز به این درس احتیاج داریم؛ ما امروز فاقد امّت اسلامی هستیم. کشورهای اسلامی زیادند، نزدیک دو میلیارد مسلمان در دنیا زندگی میکنند امّا عنوان «امّت» را نمیتوان بر این مجموعه گذاشت؛ چون هماهنگ نیستند، چون یکجهت نیستند.
امّت یعنی مجموعهی انسانهایی که در یک جهت، به سوی یک هدف، با یک انگیزه دارند حرکت میکنند؛ ما اینجور نیستیم، ما متفرّقیم. نتیجهی این تفرّق، سلطهی دشمنان اسلام است؛ نتیجهی این تفرّق این است که فلان کشور اسلامی احساس میکند اگر بخواهد خودش را نگه دارد، باید به آمریکا تکیه کند؛ اگر متفرّق نبودیم، این نیاز احساس نمیشد. ما میتوانستیم پشت در پشت هم، دست در دست هم از امکانات یکدیگر استفاده کنیم، به هم کمک کنیم، یک «واحد» را تشکیل بدهیم؛ این واحد از همهی قدرتهای امروز دنیا میتوانست قویتر باشد. کمااینکه یک روز اینجوری بود؛ با همهی اشکالات و ایرادهایی که در آن وضع وجود داشت، در عین حال چون یکی بودند، قدرت محسوب میشدند؛ ما امروز اینجور نیستیم. این بزرگترین درس امروز ما است؛ باید به هم نزدیک بشویم.
ما امروز نیازمند تشکیل امّت اسلامی هستیم؛ یعنی باید دنبال این برویم. چه کسی میتواند در این زمینه کمک کند؟ دولتها میتوانند تأثیر بگذارند؛ البتّه انگیزه در دولتها خیلی قوی نیست. آنهایی که میتوانند این انگیزه را قوی کنند، خواصّ دنیای اسلامند؛ یعنی همین شماها: سیاستمداران، علما، دانشمندان، دانشگاهیان، طبقات بانفوذ و صاحب فکر، شعرا، نویسندگان، تحلیلگران سیاسی و اجتماعی، اینها میتوانند اثر بگذارند. فرض بفرمایید اگر ده سال همهی مطبوعات دنیای اسلام بر روی اتّحاد مسلمین تکیه کنند، مقاله بنویسند، شاعر شعر بگوید، تحلیلگر تحلیل کند، استاد دانشگاه تبیین کند، عالِم دینی حکم کند، بلاشک در طول این ده سال وضعیّت بکلّی عوض خواهد شد؛ ملّتها که بیدار شدند، ملّتها که علاقهمند شدند، دولتها ناچار میشوند در آن جهت حرکت بکنند. خواص میتوانند این کار را انجام بدهند؛ این وظیفهی ما است.
البتّه این حرفی که بنده عرض میکنم ــ ایجاد این وحدت و تشکیل امّت اسلامی ــ دشمنانی دارد؛ دشمنان اسلام؛ روی «دشمنان اسلام» فکر کنید، تکیه کنید؛ دشمن فلان کشور، مهم نیست؛ کسانی هستند دشمن اسلامند، ولو به یک بخشی از مسلمین بظاهر خودشان را نزدیک میکنند برای اینکه یک بخش دیگر را نابود کنند امّا در واقع دشمن اسلامند؛ اینها نمیخواهند این امّت اسلامی تشکیل بشود؛ اینها نمیخواهند این اتّحاد به وجود بیاید؛ اینها گسلهای مذهبی درون دنیای اسلام را فعّال میکنند.
یکی از مشکلتراشترین گسلهای موجود بین جوامع، گسل اعتقادی و دینی است، مثل گسلهای زلزله. اگر چنانچه این گسل فعّال بشود، خیلی آسان نمیشود این گسل را خاموش کرد. جنگهای صلیبی دویست سال طول کشید و واقعاً صلیبی بود؛ واقعاً جنگ دینی بود و روی تعصّبات دینی این کار انجام گرفت. نمیگذارند، نمیخواهند بگذارند. باید بر خواست دشمن فائق آمد. اینکه امام بزرگوار ما از قبل از پیروزی انقلاب بر روی وحدت دنیای اسلام و وحدت شیعه و سنّی اینهمه تکیه کردهاند، به خاطر همین است؛ چون قدرت دنیای اسلام ناشی از اتّحاد است و دشمن عکس این را میخواهد و بعکس این عمل میکند و تلاش میکند. این درس امروز ما از حضرت است.
البتّه این را هم ما خودمان و مردم کشور خودمان توجّه داشته باشیم که اگر ما میخواهیم پیام ما، پیام وحدت ما، در دنیا صادقانه تلقّی بشود، باید بین خودمان این اتّحاد را ایجاد کنیم. اختلاف سلیقه و اختلاف نظر و اختلافات سیاسی و امثال اینها نباید در همدستی و همبازویی و همگامی ملّت و همدلی ملّت تأثیر بگذارد؛ دنبال اهداف حقیقی باید حرکت کنیم. اگر این اتّفاق افتاد، آن وقت دیگر دشمن نمیتواند به موجود لجنِ فاسدِ خبیثی مثل رژیم صهیونی این اجازه را بدهد که اینهمه جنایت را در این منطقه انجام بدهد. امروز ببینید رژیم صهیونی چه میکند! یعنی جنایتهایی که انجام میدهند بدون شرم، بدون پنهانکاری [است]؛ در غزّه یک جور، در کرانهی باختری یک جور، در لبنان یک جور، در سوریه یک جور؛ جنایت میکنند به معنای واقعی کلمه. طرفشان مرد جنگی نیست، طرفشان آحاد مردمند. در فلسطین به مردان جنگی نتوانستند ضربهای وارد کنند، خشم جاهلانه و خباثتآلود خود را سر بچّههای کوچک، سر بیماران بیمارستانها، سر مدارس فرزندان نورسیده خالی کردند. این به خاطر این است که ما از قدرت درونی خودمان استفاده نمیکنیم؛ باید استفاده کنیم. این قدرت درونی میتواند رژیم صهیونی را، این غدّهی سرطانی خبیث را از قلب جامعهی اسلامی یعنی فلسطین بردارد و ازاله کند و نفوذ و تسلّط و دخالت زورگویانهی آمریکا را در این منطقه از بین ببرد؛ [ما] میتوانیم.
امروز قدم اوّل و اوّلین کار در اتّحاد دنیای اسلام بر ضدّ این باند جنایتکار و باند تروری که بر فلسطین حکومت میکنند و قصف(۱۱) کردند سرزمین فلسطین را، این است که کشورهای اسلامی ارتباطات اقتصادیشان را بکلّی با این باند جنایتکار قطع کنند؛ این دیگر کمترین کاری است که میتوانند انجام بدهند؛ باید این کار انجام بگیرد. ارتباطات اقتصادی را از بین ببرند، ارتباطات سیاسی را تضعیف کنند، حملات مطبوعاتی، حملات رسانهای را تقویت کنند و صریحاً ابراز کنند و نشان بدهند که در کنار ملّت مظلوم فلسطین قرار دارند.
امیدواریم انشاءالله خدای متعال همهی ما را هدایت کند؛ دولتها را، ملّتها را، خواص را، مجموعههای فعّال را هدایت کند تا بتوانیم این وظیفه را انجام بدهیم.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
(۱ در ابتدای این دیدار، آقای دکتر مسعود پزشکیان (رئیسجمهور) مطالبی بیان کرد.
بیانات در دیدار دستاندرکاران کنگره ملی شهدای استان مازندران
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز! یاد عظمت جهاد مردم مازندران را در این محلّ ما و خانهی ما زنده کردید. واقعاً یکی از مناطق کشور که از لحاظ فداکاری و هزینهپردازیِ همهجانبه برای انقلاب شاخص و مجسّمند، بلاشک مردم مازندرانند. شاید هیچ شهری، هیچ روستایی از سرتاسر مازندران از شرق تا غرب نباشد که در آن، شهیدی یا جانبازی وجود نداشته باشد.
یک نکتهی شیرین و جالب در مورد فداکاری شهدای استان مازندران این است که این شهدا در همهی دورانِ مهمّ مبارزهی با ضدّانقلاب پراکندهاند؛ یعنی مخصوص جنگ تحمیلی یا دفاع مقدّس یا دفاع از حرم نیستند. از اوّل انقلاب که شما نگاه میکنید، اوّلین کسانی که آن روز رفتند با ضدّانقلاب در شرق استان مازندران مبارزه کردند، بچّههای همین شهرهای مازندران بودند؛ بعد، دیگران هم به اینها پیوستند. بعد، در آن قضیّهی جنگل(۲) و حماسهای که در سرتاسر مازندران و بخصوص آمل نشان داده شد که امام (رضوان الله علیه) در قبال این قضیّه موضع گرفتند و حرف زدند.(۳) بعد، در جنگ تحمیلی، در دفاع مقدّس، این تعبیر «لشکر ویژه» که ایشان گفتند، قابل تأمّل است؛ چرا «ویژه»؟ خب ما اینهمه لشکر داشتیم؛ «لشکر ویژه» یعنی چه؟ این «ویژه» برای این است که همهی شرایطی که در جنگ برای یک یگان نظامی پیش میآید، اگر برای این لشکر پیش بیاید، این آماده است. همان وقت هم که من رفتم در پادگانی که این آقای سردار قربانی(۴) درست کرده بود که به نظرم ایشان نصف مازندران را گرفته بود، یک بیابان را پادگان کرده بود! هر چه با ماشین میرفتیم، تمام نمیشد ــ یک جای بزرگی بود ــ همهچیز در این یگان بود؛ نیروی انسانی بود، تجربه بود، اسناد بود، اشخاص بود، اطّلاعات بود. بعد از دفاع مقدّس هم، در همهی میدانها، مردم مازندران حضور پیدا کردند و اگر چنانچه لازم بود جانبازی و فداکاری انجام بگیرد، انجام دادند؛ یعنی شهدای مازندران اینجوری هستند. تا رسید به دفاع از حرم و مسئلهی خانطومان و مانند اینها. این یک نکتهای است که تنوّع در شهدای مازندران، یکی از خصوصیّات برجستهی این حرکت در این استان است.
یک خصوصیّت دیگر این است که از سپاه و ارتش و نیروی انتظامی و مجموعههای گوناگون، همه در بین ستارگان فروزان شهدا، در بین سرداران و بزرگان، دیده میشوند: از ارتش، مثل نیاکی (رحمة الله علیه) یا مثل شیرودی یا بقیّهی اینهایی که بودند؛ از سپاه، برجستگانی مثل همین آقایانی که اسم آوردند و غیر از اینها؛ از بسیج، مردم عادّی و معمولی، مثلاً فرض بفرمایید یک بچّهی یازده دوازده ساله و امثال اینها؛ در تنوّع شهدا در این استان، انسان همهجور [افرادی را] مشاهده میکند. خب اینها خیلی اهمّیّت دارد. یاد این شهدا را باید گرامی داشت.
دو نکته را من میخواهم عرض بکنم: یکی دربارهی خود شهدا است، یکی دربارهی کاری است که شما در مورد شهدا میخواهید بکنید. خود شهدا، به نظر من، وجودشان یک گنج تمامنشدنی است؛ یعنی نسلهای پیدرپی که میآیند، همه منتفع میشوند اگر چنانچه مثلاً شرح حال شهید کشوری یا شیرودی یا مثلاً شهدای بزرگ دیگری را که در آنجا هستند، بدانند؛ مخصوص یک دوره نیست. بعد از شهادت شیرودی، من رفتم شیرود؛ یک روستای کوچکی است و یک مجموعهی کمی مردم در آنجا هستند. از یک روستایی یک جوانی مثل این آدم درمیآید، عملیّات قهرمانانهای انجام میدهد، به او ترفیع میدهند، بعد نامه مینویسد به فرمانده خودش که من خواهش میکنم این ترفیع را از من بگیرید، من برای اینها نیامدم میدان جنگ؛ من برای خاطر حرف امام آمدم، برای خاطر وظیفه آمدم، برای خاطر اسلام آمدم. اینها بهزبان آسان است؛ کدامِ ماها آماده هستیم براحتی از نام و نشان و عنوان و مقام و مانند اینها بگذریم؟ از منِ عمامهبهسر تا دیگران. این یک جوان است ــ شیرودی یک پسر جوانی بود دیگر؛ یک جوانی بود، مال یک روستای مازندران ــ که به این حد از معرفت و یقین و اخلاص میرسد که اینجور فداکاری میکند، اینجور حرف میزند. برای یک ارتشی، شش ماه هم که ترفیع میدهند مهم است؛ [به خاطر] فلان کاری که شما کردید، این شش ماه ترفیع! این مهم است. آن وقت، یک نفر را دو درجه، سه درجه به خاطر کار بزرگی که انجام داده بیاورند بالا ــ این ترفیعی که به آن شهید داده بودند، دو سه درجه بود ــ بگوید نمیخواهم! اینها خیلی مهم است.
امروز من و شما از اینها استفاده میکنیم، فردا نوههای ما از اینها استفاده میکنند و در دورهی بعد، جوانهای بعد اگر مطّلع بشوند، استفاده میکنند؛ یعنی این گنج تمام نمیشود. همینطور دیگرانی که بودند، شهدای بزرگی که ما داشتیم، در مازندران و غیر مازندران؛ شهدا کلّاً یک گنج تمامنشدنی هستند. حالات اینها و خصوصیّات اینها مورد تدقیق قرار بگیرد، نکاتش استخراج بشود، بعد آن وقت نوبت به آن نکتهی دوّم میرسد که حالا به شما عرض میکنم.
شما باید روی نکات قابل استخراج از زندگی شهدا کار کنید؛ این مهم است. البتّه این کارهایی که ایشان ذکر کردند، کارهای خوبی است، کارهای لازمی است: فرشی با عکس شهید درست کنند به خانوادهاش بدهند یا خیابانی را به نام شهید بگذارند؛ امّا شما چهارده هزار و پانصد خیابان که ندارید؛ چه کار میخواهید بکنید؟
هر کدام از این شهدا یک ماجرایی دارند. اینکه در زبانها رایج میشود که «دنیا کوچک است»، از آن حرفهای غلط است؛ دنیا خیلی بزرگ است؛ چون در دنیا هشت میلیارد انسان هستند که هر انسانی یک عالمی دارد برای خودش، یک ماجرایی دارد برای خودش، یک فکری دارد، یک هدفی دارد؛ همه [دارند]. شما پهلوی هر کسی بنشینید و شرح حالش را برایتان بگوید، آرزوهایش را برایتان بگوید، یک دنیا است. در هر زندگیای نکاتی وجود خواهد داشت و این [کسی] که شهید شده و این مقام شهادت را به دست آورده و فداکاری کرده، آن نکاتش قابل ارائه است. اینها را باید استخراج کنید، باید ارائه کنید تا بماند. حالا البتّه کتاب یکی از راههایش است؛ کتابهای خوب.
توصیهی من این است: وقتی شما میخواهید آمار بدهید، یا با خودتان محاسبه کنید که ما این کارها را کردهایم، یا به امثال بنده ارائه بدهید که ما این کارها را کردهایم، بیش از آنکه روی شمارگان کتاب حساب میکنید، روی شمارگان خواننده حساب کنید که چقدر این را خواندهاند؛ چه تعدادی این کتاب را نگاه کردهاند، مطالعه کردهاند؛ چه تعدادی از این کتاب یادداشت برداشتهاند؛ اینها راه دارد؛ باید راهش را پیدا کنید. وقتی شما یک کتابی در شرح حال فلان شهید چاپ میکنید، [ببینید که] چه جوری میشود این را به دست بیشترین تعداد ممکنِ از [خوانندگان]، بخصوص جوانها و نوجوانها برسانید؛ بعد نظر آنها را نسبت به این کتاب به دست بیاورید؛ بعد با آنها رابطه برقرار کنید و آن نکاتی را که از زندگی این شخصیّت در این کتاب مورد نظرتان بوده، به ذهن او منتقل کنید؛ کار اساسی برای شما اینها است.
البتّه این کار با کتاب انجام میگیرد، با فیلم و سریال این کار انجام میگیرد، با نقّاشی این کار انجام میگیرد، با مجسّمهسازی این کار انجام میگیرد، با داستانپردازی این کار انجام میگیرد؛ این کارها را باید بکنید، این کارها باید انجام بگیرد، اینها باید بشود.
با [تشکیل] اجتماعات گوناگون به نام شهیدان؛ فرض بفرمایید شما یک محلّی را ــ حالا لازم هم نیست که یک ساختمان مفصّلی مثلاً بگذارید؛ مِنباب مثال یک مسجدی را، الحمدلله شما مسجد و امامزاده هم که کم ندارید ــ یک مسجدی، یک امامزادهای را در نظر بگیرید، این هفته اجتماعی در این مسجد تشکیل میشود به نام فلان شهید؛ یک شهید مشخّصی؛ هر کس میآید، راجع به آن شهید میشنود یا میگوید یا چیزی میبیند. هفتهی بعد همین اجتماع در اینجا تشکیل میشود برای یک شهید دیگر؛ [آن وقت] این دیگر تمامشدنی نیست، این تمام نمیشود. ممکن است شما یک محل را، یک نقطه را برای این کار در نظر بگیرید، ممکن است اگر مقتضی شد ده نقطه را؛ چون مازندران یک استان طویلی است؛ یعنی طولش بیشتر از عرضش است؛ در شرق مازندران، در وسط مازندران، در غرب مازندران، در خود گلستان ــ گلستان هم به یک معنا مشمول همین مطالب و حرفها است ــ [جلسه] داشته باشید. یعنی این معرّفی کردن «خصوصیّات مهمّ شهدا»، اساس کار شما است که بایستی آن را انجام بدهید؛ وَالّا خب عکس در طاقچهی اتاق هست و بعد هم بتدریج عادّی میشود و از یاد میرود.
باید یاد شهدا را زنده نگه دارید، باید تر و تازه نگه دارید. اینکه امام (رضوان الله علیه) ــ که واقعاً آن چشم بصیرت آن مرد، انسان را همیشه به تعجّب وادار میکند؛ هیچکس دیگری را من سراغ ندارم که اینجور در همهی موضوعاتِ مورد ابتلا با یک بصیرتی نگاه کند ــ گفت: «اسلام را محرّم و صفر زنده نگه داشتند، عاشورا زنده نگه داشته»؛(۵) چرا؟ چون عاشورا قابل مُردن نیست، قابل نابود شدن نیست، شهید است دیگر، آن هم آن شهید و آن شهدا؛ این زنده است؛ تا مادامی که زنده است تراوش میکند ــ موجود زنده اینجور است دیگر؛ حرکت دارد، کار دارد، تراوش دارد ــ و نگه میدارد و نگه داشته اسلام را، نگه داشته تشیّع را، نگه داشته ولایتِ امیرالمؤمنین را.
بحمدالله زمینه هم در مازندران برای این کارها آماده است؛ یعنی مردم مازندران واقعاً برای راه صلاح آمادهاند. آن مقداری که در شمال کشور ــ چه مازندران، چه گیلان ــ در زمان حکومت طاغوت سرمایهگذاری شد برای دینزدایی، در کمتر جایی از کشور شد. آن وقت شما ببینید همین مردم بعد از انقلاب ــ چه در گیلان، چه در مازندران ــ برای اسلام چه کردند؛ این نشاندهندهی زمینه است دیگر. اسلام در مازندران با جنگ و شمشیر وارد نشد؛ زمان خلفایی که آمدند ایران را فتح کردند و نعمت اسلام را برای ایران آوردند، خب با لشکر[کشی] بود دیگر؛ این لشکرها از این ارتفاعات نمیتوانستند عبور کنند؛ مازندران آن پشت ماند و نتوانستند، دستشان به مازندران نرسید. تا اینکه فرزندان ائمّه در حال تقیّه، با شکم گرسنه، با بدن برهنه، فراری، از این کوهها پیاده عبور کردند و خودشان را رساندند به مازندران، و اینها توانستند مردم مازندران را مسلمان کنند؛ لذا مازندرانِ مسلمان، از اوّل شیعه متولّد شد. چون آن کسانی که رفتند آنجا را مسلمان کردند، فرزندان ائمّه بودند؛ آن هم با چه زحمتی! [اگر] در تاریخ نگاه کنید، [میبینید که] با چه زحمتی از این کوهها رفتهاند؛ امامزادهی بزرگِ باارزشِ عبدِ صالحِ الهی، خودش و همسرش یک لباس نماز دارند، وقت نماز این میگیرد نماز میخواند، بعد میدهد لباس را به او که او نماز بخواند؛ اینها اینجوری با پنجهی دست و با پای برهنه توانستند از این کوهها بالا بروند و عبور کنند و برسند به مازندران. مازندران اینجوری به دست اسلام افتاد؛ لذا بود که وقتی که در یمن حکومت علویها میخواست تشکیل بشود، آمدند از مازندران نیرو بردند؛ این ائمّهی یمن که هزار سال آنجا حکومت کردند، آن مبدأشان در واقع به دست مازندرانیها بود؛ از اینجا مردانِ جوانِ مازندران رفتند به یمن و جنگیدند، برای اینکه اسلام را، تشیّع را در آنجا پایدار کنند.
خداوند انشاءالله به شماها توفیق بدهد تا بتوانید این کار بزرگ را به سرانجام برسانید. سلام بنده را هم در سخنرانیهایتان به مردم عزیز مازندران برسانید.
والسّلام علیکم و رحمة الله
بیانات در دیدار اعضای کاروانهای اعزامی ایران به بازیهای المپیک و پارالمپیک ۲۰۲۴ پاریس
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوشحالم از اینکه یک بار دیگر این توفیق را پیدا کردم که با یک مجموعهای از عزیزترین فرزندان این کشور ملاقات کنم. جوانهای عزیز ورزشکار ما که مایهی افتخار هستند، جدّاً و بلاشک، برای کشور ایران اسباب عزّت و سربلندی محسوب میشوند.
امسال، در بازیهای المپیک و پارالمپیک، انسان یک درخشش ویژهای مشاهده کرد. البتّه دنبال کردن جزئیّات در کار ورزش و خبرها برای من میسّر نیست، امّا اجمالاً در جریان قضایا قرار میگیرم، تا آنجا که وقت باشد میبینم و یا میشنوم. امسال بسیار برجسته بود، بسیار خوب بود. شماها ملّت را شاد کردید و احساس افتخار در ملّت ایران به وجود آوردید. من صمیمانه تشکّر میکنم از همهی مدالآوران، از همهی ورزشکاران، از همهی مربّیان، از همهی دستاندرکاران، از وزارت ورزش، از کمیتهی المپیک، از رؤسای فدراسیونها و دیگر دستاندرکارانی که هستند؛ از همهی اینها صمیمانه متشکّرم. کار ورزش را جدّی گرفتید؛ درستش هم همین است، باید جدّی گرفت. به ورزش به عنوان یک کار نمایشی نباید نگاه کرد؛ یک کار جدّی است. آقای دنیامالی، وزیر محترم، اینجا خیلی خوب و جامع صحبت کردند؛ ابعاد مختلف تأثیر ورزش، در صحبتهای ایشان ذکر شد: تأثیر اجتماعی دارد، تأثیر روانی دارد، تأثیر دیپلماسی دارد و یک عمل مهم و اساسی در دیپلماسی عمومی است؛ تأثیرات گوناگونی دارد و مجموعاً کشور را بالا میبرد؛ لذا باید مسئلهی ورزش را جدّی گرفت.
خب، مطالب گفته شد؛ من چند نکته را عرض میکنم. یک نکته این است که در ورزشهای بینالمللی و آوردگاههای جهانی در ورزش، فقط قدرت بدنی و مهارت ورزشی نیست که نشان داده میشود، [بلکه] قدرت روحی و اعتماد به نفْس ملّت ایران هم به رخ بدخواهان کشیده میشود؛ این خیلی مهم است. اینکه این دختر عزیز ما(۲) مثلاً مدال خودش را اهدا میکند به بچّههای غزّه یا فلسطین، این در دنیا خیلی پُرمعنا است. یا اینکه اسم کاروان را مثلاً میگذارند «خادمالرّضا»، خیلی معنا در این هست. حفظ حجاب این خانمهای ورزشکار، یا اینکه ورزشکار ما و قهرمان ما با زن بیگانه وقتی که میخواهد جایزهاش را اهدا کند، دست نمیدهد، این خیلی پُرمعنا است.
این نشاندهندهی اعتماد به نفْس است؛ این نشاندهندهی آن است که ایرانی هویّت خودش را ارج مینهد، برای هویّت خودش ارزش قائل است؛ هویّت ملّی و هویّت اعتقادی و اسلامی؛ این در امسال کاملاً بُروز و ظهور داشت؛ این، نشان داده شد. پرچم فلسطین را نشان دادند. ورزشکار ما(۳) میآید با رفقایش پرچم فلسطین را نگه میدارند، به قول شماها عکس سلفی میگیرد؛ اینها خیلی باارزش است، این خیلی بااهمّیّت است. من به هیچ وجه از این چیزها آسان عبور نمیکنم؛ من روی تکتک اینها تکیه میکنم و در ذهن خودم و در زبان خودم یکایکِ این کارها را برای مردم معنا میکنم. بنابراین یک نکته این است که شما در میدان ورزش، علاوه بر قدرت بدنی، علاوه بر مهارت ورزشی و تواناییهای جسمی، یک توانایی معنوی را هم نشان دادید، هویّت را هم ارائه کردید. این را قدر بدانیم و ارج بگذاریم؛ این یک نکته.
یک نکته این است که حالا این هویّت ایرانی چیست؛ این مهم است. «تحریف»، یکی از ابزارهای رایج دنیا در گذشته و امروز و لابد در آینده است. یک ملّت را تحریف میکنند؛ حقیقت عقیدهی او و ته دل او را جور دیگری به دنیا منعکس میکنند؛ راه مقابلهاش چیست؟ خب فرض کنید یک کتاب بنویسیم در قبال آن کسانی که میخواهند تبلیغ کنند که ایرانی احساسات مذهبیاش ضعیف شده؛ کتاب را مگر چند نفر میخوانند؟ چه تعداد میبینند؟ چه تعداد میفهمند؟ امّا شما در مقابل چشم میلیونها انسان، شاید صدها میلیون که دارند عرصهی المپیک را تماشا میکنند، با بوسیدن قرآن، با سجده کردن روی زمین، با تشکّر کردن از خدا این حقیقت را منعکس میکنید؛ این هویّت را شما منعکس میکنید. هویّت ملّت ایران، اعتماد به نفْس است، میل به عظمت ملّی برای کشور خودش است؛ هویّت ملّت ایران پایبندی به عقاید دینی است، پایبندی به اسلام است، پایبندی به اهلبیت است. نام مقدّس ائمّه (علیهم السّلام) و مقدّسات مذهبی در ارائهی شما در المپیک چشمنواز است. این هم نکتهی بعد که بنابراین نکتهی دوّم این شد که شما هویّت ملّت ایران را مشخّص میکنید که چیست؛ هم هویّت دینی را، هم هویّت سیاسی را. این پشتیبانی شما از فلسطین یکی از کارهای مهم است.
یک نکتهی دیگر این است که ورزشکاران ما نشان دادند که وقتی در میدانهای جهانی حضور پیدا میکنند، یک مسئولیّت ملّی و فراملّی را بر دوش خودشان احساس میکنند؛ این خیلی مهم است. رفتار متین شما، حرکات سنجیده و عقلانیّت حاکم بر حرکات شماها نشاندهندهی این است که ورزشکار ما احساس میکند که در این میدان ــ میدان بینالمللی ــ یک مسئولیّت مضاعفی دارد، یک مسئولیّت ملّی بر دوشش هست، غیر از مسئولیّتهای عادّی؛ این هم خیلی چیز ارزشمندی است؛ و به نظر من آنچه شما ورزشکارهای عزیزمان، قهرمانهای عزیزمان در این زمینه نشان دادید، بسیار باارزش است.
یک نکتهی دیگر در مورد ورزشکارانی که از لحاظ جسمی مشکلاتی دارند، امیدآفرینی است؛ این جوانی که روی ویلچر این توانایی را پیدا میکند که در مقابل چشم صدها میلیون مردم، یک افتخار قدرت جسمانی را نشان بدهد، این امید ایجاد میکند؛ بعضی هستند که با اندکحادثهای در جسمشان دچار نومیدی میشوند، شما اینها را امیدوار میکنید؛ این خیلی باارزش است. این هم یک نکته است. بنده از همهی این عزیزان تشکر میکنم.
یک چیز دیگری که امسال در بازیهای المپیک محسوس بود، این سیاستهای دوگانهی کشورهای حاکم بر مسائل ورزش بینالمللی است؛ واقعاً نشان دادند که سیاستهای دوگانه و مغرضانه بر رفتار اینها حاکم است. فلان دولت را، فلان کشور را به خاطر اینکه فلان جا جنگ راه انداخته محروم میکنند، امّا رژیم صهیونیستی را که هزاران کودک را به قتل رسانده، در طول حدود یک سال، بیش از ۴۱ هزار نفر را به قتل رسانده، از بازیها محروم نمیکنند! خب این سیاست دوگانه است، این مغرضانه است؛ این همان حرفی است که ما همیشه میگوییم و بعضیها حمل میکنند بر مبالغه؛ مبالغه نیست. میگویند «ورزش سیاسی نیست»، در حالی که اینها بیشترین غرض سیاسی را در ورزش اِعمال میکنند و نشان میدهند. این هم این مسئله.
توصیهی من به شما ورزشکارها این است که این افتخارات را در بیرون از میدان ورزش هم حفظ کنید؛ یعنی احترام به دین، احترام به اخلاق، احترام به مسئولیّتهای دینی و اخلاقی و سیاسی و اجتماعی را که در میدان، جلوی چشم دنیا به رخ همه میکشید، در بیرون از میدان هم حفظ کنید. شماها شاخصید، جوانها به شما نگاه میکنند؛ رفتار شما برای بسیاری میتواند الگو باشد. رعایتهای دینی، رعایتهای سیاسی، رعایتهای اخلاقی، رعایتهای اجتماعی را در بیرون میدان ورزش، در درون زندگی معمولی، در خیابان که راه میروید، در محیط کار که کار میکنید، رعایت بکنید و از سوی خدای متعال انشاءالله ثواب مضاعف ببرید.
چند مسئولیّت در مورد دولت هست که خوشبختانه وزیر محترم اینها را ذکر کردند، من هم یادداشت کردم که بگویم: یکی، مسئلهی استعدادیابی است؛ از دوران نوجوانی در دبیرستان، و بعضی از رشتهها در دبستان بایستی استعدادیابی بشود و بچّههای ما، جوانهای ما که در رشتههای مختلف ورزشی استعداد دارند، آماده بشوند؛ خودشان را برای این سرآمد شدن آماده کنند.
یک نکتهی دیگر توجّه ویژه به رشتههای پُرمدال و همچنین رشتههایی است که ما به صورت ملّی و تاریخی در آنها سرآمدیم؛ فرض کنید مثلاً کشتی. حالا من قبلاً راجع به ورزشهای ویژهی ایرانی تذکّر دادهام(۴) که آقای وزیر هم گفتند؛ مثلاً همین ورزش زورخانهای؛ اگر شما بتوانید در میدانهای بینالمللی، ورزشهای آسیایی، میدانهای ورزشهای المپیک، یک جایی باز کنید و بتوانید گود ایرانی را نشان بدهید، همین ورزش زورخانهای را نشان بدهید، هم زیبا است، هم پُرمعنا است، هم یک نظم ویژهای دارد که با نظم حاکم بر ورزشهای امروز در دنیا که غالباً منشأش غربی است ــ البتّه غالباً، نه همه ــ [متفاوت است؛] این یک نظم دیگری دارد، یک شکل دیگری دارد، یک نظام دیگری بر آن حاکم است؛ این را نشان بدهید در دنیا. یا چوگان که گفته شد و بنده هم قبلاً گفتهام.(۵)
یک مطلب و توصیهی دیگر به مسئولین دولتی، عدم غفلت از آن ورزشکاری است که به خاطر آرمان ملّی خودش یا آرمان مذهبی خودش هزینه پرداخت میکند. ورزشکار ما با طرف صهیونیست مسابقه نمیدهد، با او بازی نمیکند و به خاطر این، هزینه پرداخت میکند؛ ما نباید غفلت کنیم از حال این ورزشکار. این به نظر من یکی از وظایف مهمّ مسئولین ورزشی است.
یک توصیهی دیگر، مسئلهی معیشت ورزشکارها است ــ همین که حالا این ورزشکار عزیزمان، این جوان هم،(۶) اینجا مطرح کردند ــ مسئلهی معیشتشان، مسئلهی اشتغالشان، نیازهای ورزشیشان که توجّه به اینها در حدّ توان دولت لازم است. خب آقای وزیر وعدههای زیادی دادند؛ انشاءالله که بتوانند این وعدهها را هم بهوقت عمل بکنند.
یک نکتهی دیگر توجّه به ورزش همگانی است که مورد غفلت قرار نگیرد؛ البتّه بنده طرفدار توجّه کامل به ورزش حرفهای و ورزش قهرمانی هستم و بارها هم گفتهام، امّا این ما را از ورزش همگانی غافل نکند. مردم باید همه ورزش کنند؛ این امروز در کشور ما وجود ندارد. خیلی از جوانها، بسیاری از جوانها ورزش نمیکنند. جوانها هم باید ورزش کنند، میانسالها هم باید ورزش کنند، پیرها هم باید ورزش کنند؛ هر کسی بر حسب وضع خودش و توانایی خودش ورزشی دارد؛ باید همه ورزش کنند. این ورزش همگانی بسیاری از هزینههای کشور را کم میکند؛ نهفقط هزینههای جسمی مثل سلامت و مانند اینها، هزینههای اخلاقی را هم کم میکند.
آخرین نکته هم ــ که قبلاً هم من به این توجّه دادهام و بحث کردهام(۷) ــ حمایت از مربّیان ایرانی است. امروز در تعدادی از کشورها مربّیان ایرانی استخدام شدهاند، مشغول کارند، [ولی] ما خودمان از مربّیان ایرانی کمتر استفاده میکنیم و دنبال مربّیان خارجی هستیم. مربّی ایرانی، ایرانی است و بیشتر با حال و هوای کشور آشنا است.
امیدواریم انشاءالله که خدای متعال، هم به شما ورزشکارها، هم به مسئولین محترم ورزش در بخشهای مختلف توفیق بدهد تا بتوانید کارها را به بهترین وجهی پیش ببرید. بنده هم خوشحالم از اینکه بحمدالله ورزش رو به پیشرفت است و این پیشرفت باید انشاءالله ادامه پیدا کند.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
تنها راه پایان جنگ در منطقه کم شدن شر آمریکاست
جمعی از نخبگان، استعدادهای برتر علمی و رتبههای برتر کنکور صبح امروز (چهارشنبه) با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

رهبر انقلاب: در آینده نزدیک درباره مسائل لبنان و شهید نصرالله صحبت خواهم کرد
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم استفاده حداکثری از نخبگان در بخشهای مختلف و لزوم ایجاد زمینه برای اثرگذاری نخبگان در مسائل کشور، گفتند: امروز مهمترین وظیفه و جهاد نخبگان، ایجاد یک نهضت و خیزش جدید علمی است.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با تأکید بر اینکه بزودی درباره مسائل غزه و لبنان با ملت ایران صحبت خواهند کرد، افزودند: اساس مشکلات منطقه، کسانی همچون آمریکا و برخی کشورهای اروپایی هستند که به دروغ دم از صلح و آرامش میزنند؛ و بر همین اساس، تنها راه پایان درگیریها و جنگها در منطقه، کمشدن شرّ این کشورهاست.
رهبر انقلاب در ابتدای این دیدار با اشاره به حادثه شهادت مجاهد کبیر سیدحسن نصرالله گفتند: ما این روزها عزاداریم و بهخصوص بنده جداً عزادار هستم چرا که حادثه فقدان آقای سیدحسن نصرالله ضایعه کوچکی نیست اما با وجود این عزای عمومی در کشور، دیدار با نخبگان را که از قبل برنامهریزی شده بود، به زمان دیگری موکول نکردیم.
حضرت آیتالله خامنهای علت برگزار شدن دیدار نخبگان در وقت مقرر را ضرورت توجه دادن به اهمیت مسئله نخبگان خواندند و افزودند: پیام تشکیل این جلسه این است که اگرچه عزاداریم اما عزای ما به معنی ماتم گرفتن و افسرده شدن و گوشهنشینی نیست بلکه عزای ما از جنس عزای حضرت سیدالشهدا (ع) است یعنی زنده کننده و پیش برنده و شوقآفرین برای کار و پیشرفت است و این پیام باید در دل و جان ما واقعاً نفوذ پیدا کند.
اساس مشکلات منطقه حضور کسانی است که به دروغ دم از صلح و آرامش میزنند
رهبر انقلاب فرمودند: اساس مشکل و عامل ایجاد درگیریها و جنگها در منطقه، حضور آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی است که به دروغ از صلح و آرامش دم میزنند و اگر شرّ آنها از این منطقه کم شود، درگیریها و جنگها خاتمه مییابد و خود کشورها قادر به اداره منطقه و همزیستی با صلح و عافیت هستند.
رهبر انقلاب اسلامی، تحریک صدام برای حمله به ایران و رقم خوردن روزهای تلخ و سخت را نمونهای از جنگافروزی آمریکا و غربیها در منطقه دانستند و افزودند: محبت کنونی بین دو کشور ایران و عراق که اوج تجلی آن در راهپیمایی بزرگ اربعین است، مصداق روشنی است که نشان میدهد عامل اصلی مشکلات منطقه، مدعیان دروغین صلح هستند که باید به توفیق الهی و همت بلند ملت ایران و با کمک از الهامات انقلاب اسلامی و همکاری دیگر ملتها، شر آنها از منطقه کم شود.
ایران در زمینه بهره هوشی جزو کشورهای پیشرو دنیا است
حضرت آیتالله خامنهای سپس درباره موضوع نخبگان با تحسین سخنان سنجیده و امیدوارکننده هفت تن از نخبگان و همچنین معاون علمی رئیس جمهور در این دیدار، گفتند: خاصیت ذهن جوان، فعال بودن و در نظرگرفتن اهداف بزرگ است که این بدون تردید قابل تحسین است اما این طرحها و برنامهها باید با پیگیری جدی، بصورت پیشنهادهای عملی و قابل تحقق به دستگاههای مربوط منتقل شود.
رهبر انقلاب در ادامه به سه مسئله متناسب با موضوع دیدار یعنی توجه به واقعیت نخبگی در کشور، حفظ و تکثیر نخبگان و وظایف و مسئولیتهای نخبگان پرداختند.
ایشان در بیان موضوع اول یعنی ضرورت توجه به واقعیتهای نخبگی در کشور، نشناختن داشتهها و ظرفیتها را از آفتهای مهم برای یک کشور دانستند و با تأکید بر ضرورت شناختن آنها در مقابل تلاش بدخواهان برای کتمان یا انکار تواناییها گفتند: بعضیها همچنان مثل ۱۰۰ سال قبل فکر میکنند و با انکار توان علمی حاضر به پذیرش این واقعیت نیستند که در فضا و زیستبوم کنونی کشور ممکن است اتفاقات بسیار بزرگ و حیرتآوری برای دنیا رخ دهد.
حضرت آیتالله خامنهای، نخبگی و زمینههای نخبهسازی را از مهمترین داشتههای کشور برشمردند و افزودند: مهمترین زمینه برای نخبهسازی بهره هوشی است و ایران در زمینه بهره هوشی جزو کشورهای پیشرو دنیا است.

همه دستگاهها این احساس را در نخبگان ایجاد کنند که وجود آنها مؤثر و مورد استفاده است
رهبر انقلاب، توجه به نخبگی و نخبهپروری در دوره طاغوت را کاملاً مغفول دانستند و گفتند: پس از انقلاب به تواناییهای گوناگون نخبگان توجه شد اما این توجه باید با وارد کردن بیشتر آنها به میدان در بخشهای مختلف از جمله آب، نفت، گاز، انرژی هستهای، نانو و دانشهای جدید مانند هوش مصنوعی مضاعف شود که این کار هم جزو وظایف معاونت علمی رئیسجمهور است و اساساً تشکیل بنیاد نخبگان با هدف شناسایی نخبگان و استفاده از آنها برای انجام کارهای مهم بود.
حضرت آیتالله خامنهای، حفظ و تکثیر نخبگان و جلوگیری از فرار و خروج آنها از کشور به امیدهای واهی را در گرو احساس اثرگذاری نخبه برای کشور دانستند و افزودند: نخبهای که با در ِبسته فلان پژوهشگاه یا دستگاه دولتی مواجه شود، احساس بیاثری میکند و برای امرار معاش ناگزیر به کارهایی میشود که دیگر نخبه نخواهد بود.
ایشان با تأکید بر ضرورت وجود سازوکار مشخص برای مراجعه نخبگان و عرضه تواناییهای خود گفتند: معاونت علمی در این زمینه نیز میتواند حلقه وصل باشد. البته همه دستگاههای دولتی و حکومتی باید از نخبگان استفاده و این احساس را در نخبگان ایجاد کنند که وجود آنها مؤثر و مورد استفاده است.

مهمترین وظیفه نخبگان ایجاد یک خیزش و نهضت جدید علمی است
رهبر انقلاب با اشاره به خروج برخی نخبگان از کشور با هدف رشد و استمرار تحقیقات علمی به علت وجود زمینههای آن در بعضی کشورها، فراهم کردن امکانات تحقیق و رشد علمی را ضروری خواندند و تاکید کردند: عرصه دیگر نقشآفرینی نخبگان تشکیل اندیشکدهها به عنوان مجمع نخبگان هر رشته علمی است که در این زمینه نیز معاونت علمی، حلقه وصل آنها با مراکز ذیربط است، ضمن آنکه دیوانسالاریها هم که برای روحیه ظریف نخبگان، واقعاً مهلک است باید حذف شوند.
ایشان در بیان محور سوم از مسائل مربوط به نخبگان، یعنی مسئولیتها و وظایف آنان افزودند: مسئولیت نخبگان بیش از آحاد مردم است چرا که بیش از دیگران از نعمتها و تفضلات الهی مانند علم، آبرو و ثروت برخوردار هستند.
حضرت آیتالله خامنهای مسئولیت نخبگان در قبال خیزش علمی کشور را بسیار مهم دانستند و خاطر نشان کردند: خیزش علمی در دورهای مطرح و با اقبال دستگاهها و دانشگاهها همراه شد که نتیجه آن افزایش سرعت رشد علمی کشور بود که البته همان زمان هم گفته شد اما این سرعت رشد قدری دچار اُفت شده است.
ایشان با اشاره به تحولات سریع علم در دنیا، نخبگان را به جهاد برای خیزش علمی فراخواندند و تاکید کردند: کشور به خیزش و نهضت جدید علمی نیاز دارد که این، وظیفه نخبگان است البته مراکز علمی و پژوهشی هم در این زمینه مسئول هستند اما عامل اصلی فرد نخبه است. رهبر انقلاب اسلامی ایجاد نهضت و خیزش جدید علمی را جهاد نخبگان برشمردند و با تاکید بر اینکه حرکت و خیزش جدید علمی موجب تفوق یافتن بر رقیبان و بدخواهان خواهد شد، گفتند: یک از نتایج برتری علمی و فناوری این خواهد بود که دست دشمن از ضربه زدن به مردم غزه و ضاحیه بیروت کوتاه و مانع آتشافروزیهایی خواهد شد که دل مردم و جوانان را میسوزاند.
ایشان در توصیه بعدی با اشاره به فاصله زیاد تعداد شرکتهای دانشبنیان با میزان پیشبینی شده در برنامه هفتم، ضرورت افزایش شرکتها را مورد تأکید قرار دادند و گفتند: البته این افزایش نباید با پایین آوردن نشان افتخار شرکتهای دانشبنیان و به شکلی انجام شود که شرکتها واقعاً دانشبنیان نباشند بلکه باید سختگیریهای لازم در زمینه ارزیابیها انجام شود.

در ابتدای این دیدار دکتر حسین افشین معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان با بیان اینکه «امروز فناوری به مؤلفه اصلی قدرت در دنیا تبدیل شده است و ایجاد زنجیره تأمین و قرار گرفتن در لبههای فناوری اهمیت راهبردی دارد»، گزارشی از برنامههای آتی این معاونت به منظور حرکت در مسیر افزایش اقتدار فناوری از جمله در زمینه تدوین برنامه جامع هوش مصنوعی بیان کرد.
همچنین ۷ نفر از اعضای بنیاد ملی نخبگان، آقایان:
- میلاد لطفی؛ دانشجوی دکترای روابط بینالملل
- حجت میانآبادی؛ دکترای مدیریت آب
- سید علی مدنیزاده؛ دکترای اقتصاد و دارنده نشان برنز المپیاد جهانی ریاضی سال ۲۰۰۰
- رسول لوایی؛ دکترای توسعه کشاورزی و دارنده جایزه تحصیلی بنیاد ملی نخبگان
- سجاد انتشاری؛ دکترای مدیریت منابع آب و دارنده جایزه تحصیلی بنیاد ملی نخبگان
و خانمها:
- مریم رضاپور؛ دکترای مهندسی صنایع و رتبه اول دوره دکتری
و حنانه خرمدشتی؛ دانش آموز پایه دوازدهم دبیرستان فرزانگان ۲ و دارنده نشان طلای المپیاد جهانی نجوم و اختر فیزیک سال ۲۰۲۴
به بیان نظرات و پیشنهادهایی در خصوص مسائل مختلف کشور پرداختند.
اسرائیل موشکباران شد/ اصابت موشکها به هدف
تصاویر زنده آسمان تلآویو و برخی دیگر از شهرهای اسرائیل اشغالگر نشان دهنده آن است که حجم گستردهای از موشکها برای تنبیه قاتلهای صهیونیست روانه این سرزمینهای اشغالی شده است.
این تصاویر زنده موارد بسیاری را ضبط کرد که موشکها به اهدافی اصابت میکنند و سیستم پدافند هوایی رژیم صهیونیستی از هدف قرار دادن آنها عاجز است.
تاکنون دهها اصابت در همین تصاویر زنده دیده شده است.
سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرد؛ چنانچه رژیم صهیونیستی به عملیات ایران واکنش نشان دهد با حملات کوبنده مواجه خواهد شد.
متن کامل بیانیه سپاه پاسداران به این شرح است؛
«امت بزرگ اسلامی ملت شریف و شهید پرور ایران لحظاتی قبل و پس از یک دوره خویشتن داری در برابر نقض حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در ترور مجاهد شهید دکتر اسماعیل هنیه توسط رژیم صهیونیستی و برابر حق کشور در دفاع مشروع از خود برابر منشور ملل متحد و تشدید شرارتهای رژیم با حمایت آمریکا در قتل عام مردم لبنان و غزه و به شهادت رساندن مجاهد کبیر رهبر محور مقاومت و دبیرکل سرافراز حزب الله سید حسن نصرالله و شهادت فرمانده رشید و مستشار عالی سپاه پاسداران در لبنان سرلشکر پاسدار سید عباس نیل فروشان نیروی هوافضای سپاه با پرتاب دهها موشک بالستیک اهداف مهم نظامی امنیتی را در قلب سرزمینهای اشغالی مورد هدف قرار داد که جزئیات آن متعاقباً به استحضار خواهد رسید.
خاطرنشان میسازد این عملیات با تصویب شورای عالی امنیت ملی و ابلاغ ستاد کل نیروهای مسلح و حمایت و پشتیبانی ارتش جمهوری اسلامی ایران و وزارت دفاع صورت گرفته است اخطار داده میشود چنانچه رژیم صهیونیستی به این عملیات که منطبق بر حقوق قانونی کشور و قوانین بین المللی است واکنش نظامی نشان دهند با حملات کوبنده و ویرانگر بعدی مواجه خواهد شد
و من نصرا الا من عند الله العزیز الحکیم
روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
منابع رسانه ای در رژیم صهیونیستی می گویند بیش از 200 موشک طی نیم ساعت از سوی ایران به اسراییل شلیک شده است.
تکبیر مردم در پشت بامهای برخی مناطق تهران در پی موشکباران قاتلهای صهیونیست
در پی موشکباران گسترده و بیسابقه اسرائیل توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مردم مناطق مختلف تهران با حضور در بالای پشتبامها فریاد تکبیر سر میدهند.
آنچه تاکنون صورت گرفته موشکباران بیسابقه صهیونیستهاست. موشکهای بسیاری به تلآویو رسیدهاند. به نظر میرسد اکثریت قریب به اتفاق موشکها از نوع بالستیک باشند.
تصاویری که از آسمان تلآویو مخابره شده نشان میدهد که بسیاری از موشکها را صهیونیستها نتوانستهاند رهگیری کنند و دسته دسته به اهداف اصابت میکنند.
حریم هوایی اردن و عراق هم بسته شد
منابع رسانه ای از بسته شدن حریم هوایی آسمان اردن و عراق در پی عملیات موشکی ایران به سرزمین های اشغالی خبر می دهند.
منابع صهیونیستی از بصدا درآمدن آژیرهای خطر در سرزمین های اشغلای برای 1800 مرتبه در طول یک ساعت اخیر خبر می دهند.
سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد تا دقایقی دیگر برای پنجمین بار در روز جاری نشست رسانه ای برگزار خواهد کرد.
رادیو رژیم صهیونیستی اعلام کرد که پروازهای ورودی و خروجی فرودگاه بن گوریون لغو گردید.
تحلیلگر تلویزیون الجزیره با اشاره به حمله گسترده موشکی به رژیم صهیونیستی تاکید کرد که حمله کنونی متفاوت از حمله وعده صادق است.
کارشناس الجزیره: ارزیابی های اولیه حاکی از عبور موفق 90 درصد موشک های ایرانی از دفاع موشکی صهیونیستها عبور کرده اند.
اطلاعیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درخصوص عملیات موشکی علیه اسرائیل
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای اعلام کرد: در پاسخ به شهادت اسماعیل هنیه، سید حسن نصرالله و شهید نیلفروشان قلب اراضی اشغالی را هدف گرفتیم.
متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است:
امت بزرگ اسلامی ملت شریف و شهید پرور ایران لحظاتی قبل و پس از یک دوره خویشتن داری در برابر نقض حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در ترور مجاهد شهید، دکتر اسماعیل هنیه توسط رژیم صهیونیستی و برابر حق کشور در دفاع مشروع از خود برابر منشور ملل متحد و تشدید شرارت های رژیم با حمایت آمریکا در قتل عام لبنان و غزه و به شهادت رساندن مجاهد کبیر، رهبر محور مقاومت و دبیر کل سرافراز حزب الله، سید حسن نصرالله و شهادت فرمانده رشید و مستشار عالی سپاه پاسداران در لبنان، سرلشکر پاسدار سید عباس نیلفروشان، نیروی هوا فضای سپاه با پرتاب دهها موشک بالستیک اهداف مهم نظامی امنیتی را در قلب سرزمین های اشغالی مورد هدف قرارداد که جزئیات آن متعاقبا به استحضار خواهد رسید.
خاطر نشان می سازد این عملیات با تصویب شورای عالی امنیت ملی و ابلاغ ستاد کل نیروهای مسلح و حمایت و پشتیبانی ارتش جمهوری اسلامی ایران و وزارت دفاع صورت گرفته است.
اخطار داده می شود چناچه رژیم صهیونیستی به این عملیات که منطبق بر حقوق قانونی کشور و قوانین بین المللی است واکنش نظامی نشان دهد با حملات کوبنده و ویرانگر بعدی مواجه خواهد شد.
وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ
روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
پیام رهبر انقلاب در پی شهادت سردار رشید و اندیشمند سرلشکر پاسدار عباس نیلفروشان
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی، شهادت سردار رشید و اندیشمند، سردار سرلشکر عباس نیلفروشان رحمةاللهعلیه در حملات رژیم خبیث صهیونی به ضاحیهی بیروت را تبریک و تسلیت گفتند.
متن کامل پیام به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سردار رشید و اندیشمند، سردار سرلشکر عباس نیلفروشان رحمةاللهعلیه در حملات رژیم خبیث صهیونی به ضاحیهی بیروت، به لقاءالله پیوست.
سلام و رحمت الهی و اولیائش بر این مجاهد فی سبیلالله باد.
شهادت در راه خدا برای او که عمری را در جهاد برای برافراشتن پرچم اسلام گذرانده است فیض بزرگی است.
اینجانب به خاندان گرامی و همکاران مکرّم این شهید عزیز تبریک و تسلیت میگویم و تفضل الهی را برای همهی آنان مسألت میکنم.
سیّدعلی خامنهای
۱۰/مهر/۱۴۰۳
جنایات جنگی اسرائیل در غزه و لبنان و بحران هژمونی آمریکا
رسانههای اسرائیل در عملیات تروریستی برای حمله به مقر اصلی حزبالله از بمبهای 2000 پوندی که ایالات متحده آمریکا در اختیار این رژیم قرار داده بود استفاده کردهاند.
این البته بخشی بسیار جزئی و کوچک از نقشی است که ایالات متحده از زمان آغاز جنگ غزه در تجاوزگریهای رژیم صهیونیستی بازی کرده است. حمایتهای سیاسی و بینالمللی، نظامی، اقتصادی، رسانهای و فرصتسازی در مذاکرات برای صهیونیستها پنج ستون حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی بعد از عملیات طوفانالاقصی در 7 اکتبر 2023 تشکیل دادهاند.
قربانی کردن قوانین آمریکا
از روز 7 اکتبر، ایالات متحده آمریکا به طرز قابل توجهی حمایت نظامی از اسرائیل را افزایش داده است. ایالات متحده از زمان آغاز جنگ، حتی قوانین داخلی خودش را برای افزایش بیوقفه سلاح و تجهیزات نظامی به رژیم دور زده است.
روزنامه تایمز اسرائیل حدود یک ماه پیش گزارش داده بود محمولههای سلاح و تجهیزات که آمریکا از زمان آغاز جنگ برای اسرائیل ارسال کرده بالغ بر 50 هزار تن بوده است. این تجهیزات از طریق 107 کشتی و 500 هواپیما تحویل رژیم صهیونیستی شدهاند.
ارسال این حجم از سلاح و مهمات از این جهت نقض قوانین آمریکا به شمار میرود که بسیاری از آنها برای تخریب منازل مسکونی، بیمارستانها، اهداف غیرنظامی، خودروهای شهروندان و حتی چادرهای آوارگان در غزه و لبنان استفاده شده است. حال آن که قانوناً واشنگتن نباید تسلیحات خود را به رژیمی بدهد که از آنها بر خلاف ادعای مقامات آمریکایی علیه غیرنظامیان استفاده میکند. مستندات این امر بارها توسط نهادهای بینالمللی ارایه شده است.
گذشته از این، جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا در ماه آوریل طرحی را امضا و به قانون تبدیل کرد که خواستار ارسال کمکهای نظامی و مالی به رژیم صهیونیستی به ارزش 17 میلیارد دلار است. او علاوه بر این، در زمانهای مختلف برای حمایت از تجاوزات رژیم صهیونیستی اقدام به ارسال تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه کرده است.
لفاظی حقوقبشری در خدمت جنایتکاران
ایالات متحده آمریکا در شرایطی این حمایتهای نظامی را از رژیم صهیونیستی به عمل میآورد که بعد از اتمام دوران جنگ سرد خودش را نماینده «ارزشهای لیبرال» معرفی کرده و مدعی شده بود به دنبال پیشبرد «حقوق بشر» و دموکراسی در جهان است.
ایالات متحده در سالهای پس از جنگ سرد با صرف میلیاردها دلار هزینه در زمینه دیپلماسی عمومی تلاش کرده بود واقعیتهای اقدامات ضدحقوق بشری و نظامیگریهایش را در ابری از جنگ رسانهای-تبلیغاتی پنهان کند.
اما جنگ غزه اکنون پردهها را بیش از هر زمان دیگر کنار رانده است. حمایتهای سنگین آمریکا از رژیم صهیونیستی امروز نشان میدهد که سیاست خارجی این کشور بر چیزی غیر از زور نظامی، سلطهگری و ستمگری استوار نیست.
تنها ارزش ایدئولوژیکی که ایالات متحده در فراسوی لفاظیهایی مانند «حقوق بشر»، «رفاه برای همه»، «مردمسالاری» و غیره امروز پایبند به حمایت از آن است اوانجلیسم و منافع سرمایهداران و «مجتمع نظامی-صنعتی» است.
«مایکل هارت» و «آنتونیو نگری»، دو فیلسوف سیاسی در اثر مشهورشان به نام «امپراطوری» نوشتهاند: «امپراطوری بر پایه زور ایجاد نمیشود بلکه باید بتوان نشان داد که زور را میتوان به عنوان نیرویی در خدمت خیر و صلح به کار گرفت». بر همین اساس، مداخلههای یک امپراطوری زمانی مشروعیت قانونی خواهند یافت که بر بستری از اجماع بینالمللی برای حل و فصل درگیریها و تنشها واقع شده باشند.
چنانکه حوادث نزدیک به یک ساله جنگ غزه نشان میدهند ایالات متحده از زور نظامی خود نه به گونهای که مشروع باشد بلکه به گونهای استفاده کرده که باعث تشدید درگیریها شدهاند و تضعیف هر گونه ارزشهای همنوعدوستانه را به همراه داشته است.
تحولات داخلی در داخل آمریکا تصویر روشنتری از نقش ضدانسانی ایالات متحده در جنگ غزه ارائه میدهند. حتی در کوران مبارزات انتخاباتی رقابت میان دو نامزد رقیب بر سر این است که تا چه اندازه میتوان نظامیگری رژیم صهیونیستی را تقویت کرد و گویی دیگر صحبت از مفاهیمی مانند حقوق بشر و ارزش جان انسانها حتی برای بزک کردن تصویر جهانی ایالات متحده هم لازم نیست.
بحران هژمونی
ایالات متحده به ویژه در سالهای اخیر تحولات جهانی را تنها از دریچه نظامی نگریسته است. راهبرد کلان ایالات متحده به ویژه در سالهای گذشته روی اهداف جنگمحور استوار بوده و واشنگتن در مصاف با رقابت اقتصادی چین به نظامیگری برای حفظ سلطه دلار روی بیاورد.
«سلجوق آیدین»، تحلیلگر ترکیهای در وبگاه الجزیره مینویسد راهبرد کلان آمریکا به دلیل تأکیدی که بر زور نظامی داشته دیگر فاقد جامعیت و برخی جنبههای «شیرین» گذشته است بلکه باعث ایجاد «تلخی» در دنیا شده است.
او در توضیح درباره مفاهیم استعاری «شیرینی» و «تلخی» مینویسد که در سیاست خارجی آمریکا دیگر اکنون خبری از تأکید «جوزف نای» بر «قدرت نرم» یا تأکید «چارلز هیل» دیپلمات آمریکایی روی تاریخ و دیپلماسی نیست بلکه هر آنچه مانده حفظ هژمونی علیه قدرتهای غیرغربی و دیکته کردن سیاستهای خود و متحدانش است. به عبارت دیگر، ایالات متحده راهبرد کلان خود را از ساخت یک نظم جهانی به سمت تنها مقابله با دشمنان و رقبا تغییر داده است.
در همین راستا، هزینههای نظامی آمریکا که همین الان هم جزو بالاترین هزینههای نظامی در دنیا است از 633 میلیارد دلار در سال 2015 به 876 میلیارد دلار در سال 2021 رسیده است که این تأکید فزاینده واشنگتن بر سلطه نظامی را نشان میدهد. به عبارت دیگر، هژمونی آمریکا دچار بحران شده و واشنگتن به دنبال حفظ آن از طریق سلطه نظامی است.
نظم جدید جهانی
نقل است روزی حضرت سلیمان (ع) در کنار ندیمی نشسته بود که ملکالموت (عزرائیل ) درآمد و سخت به او مینگریست، وقتی عزرائیل بیرون رفت ندیم از سلیمان پرسید این چه کسی بود که چنین به من نگاه میکرد؟ حضرت سلیمان (ع) گفت: ملکالموت بود، ندیم بسیار هراسان شد و از سلیمان خواست به باد فرمان دهد تا وی را به سرزمین هندوستان ببرد شاید از اجل گریخته باشد و اجلش به تأخیر افتد.
سلیمان (ع) به باد فرمان داد تا ندیم را به هندوستان ببرد، ندیم به هندوستان برده شد، سپس در همان ساعت ملکالموت برگشت. سلیمان از وی پرسید که آن نگاه تیز تو به ندیم ما، برای چه بود؟ عزرائیل گفت: بسیار متعجب بودم زیرا فرموده بودند تا جان ندیم را همین ساعت، قبض کنم، اما در سرزمین هندوستان! ولی متعجب بودم زیرا میان این مرد و هندوستان مسافت بسیار زیادی بود، به همین سبب تعجب کردم تا آنکه خودش خواست به آنجا رود.
این حکایت میتواند نمونهای باشد از سرنوشتگرایی و اینکه علم خداوندی گاه چطور خود را از طریق مداخله سوژه محقق میکند. یعنی این سوژه است که معنایی را که پیش فرض میکرده وجود دارد را محقق میکند. سوژه با علامتی روبرو میشود و سعی میکند تا از آن فرار کند و دقیقا همین فرار یا گریز اوست که باعث میگردد تقدیر محقق شود.
تلاش آمریکا برای فرار از نظم جدید جهانی هم حکایت مشابهی دارد. در سالهای گذشته هر چه آمریکا تلاش کرده با اقدامات تهاجمیتر از بروز نظم جدید جهانی شکلگیری کند بیشتر در دام افتاده و احساس عبور از ایالات متحده در نظمی نوین را تقویت کرده است.
از زمان آغاز جنگ غزه با آنکه دیوان بینالمللی دادگستری بارها حکم داده که اشغالگری رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی نقض قوانینی در جهان است که ایالات متحده خود را پایهگذار آنها میداند هیئت حاکمه آمریکا اقدامات تجاوزکارانه بنیامین نتانیاهو را ستودهاند.
این که امروز در سراسر جهان و حتی در پایتخت کشورهای غربی شاهد تظاهراتهای گسترده علیه جنایتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی هستیم در واقع خود نشانهای جدید است از این که نیاز به تغییر نظم قدیمی نه فقط در سطح دولتها بلکه در سطح مردمان جهان نیز دیده میشود.
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مناسبت شهادت سیدحسن نصرالله
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت شهادت مجاهد کبیر و پرچمدار مقاومت، حجتالاسلام سیدحسن نصرالله ضمن تبریک و تسلیت شهادت رهبر کم نظیر حزب الله به سراسر جبهه مقاومت و امت اسلامی و اعلام پنج روز عزای عمومی در کشور، تأکید کردند: اساسی که او در لبنان پایه گذاری کرد و به دیگر مراکز قدرت،جهت بخشید،با فقدان سید عزیز مقاومت نه تنها از میان نخواهد رفت،که به برکت خون او و دیگر شهیدان این حادثه، استحکام بیشتر خواهد یافت و ضربات جبهه مقاومت بر پیکر فرسوده و روبه زوال رژیم صهیونی کوبنده تر خواهد شد.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
انا لله و انا الیه راجعون
ملت عزیز ایران
امت بزرگ اسلامی
مجاهد کبیر، پرچمدار مقاومت در منطقه، عالم بافضیلت دینی، و رهبر مدبر سیاسی، جناب سید حسن نصرالله رضواناللهعلیه، در حوادث دیشب لبنان به فیض شهادت نائل آمد و به ملکوت پرواز کرد. سید عزیز مقاومت پاداش دهها سال جهاد فی سبیل الله و دشواریهای آن را در خلال یک پیکار مقدس دریافت کرد. در حالی شهید شد که سرگرم طرّاحی برای دفاع از مردم بیپناه ضاحیهی بیروت و خانههای ویرانشده و عزیزان پرپرشدهی آنان بود، همچنانکه دهها سال برای دفاع از مردم ستمدیدهِی فلسطین و شهر و روستای غصبشده و خانههای تخریبشده و عزیزان قتلعامشدهِی آنان طرّاحی و تدبیر و جهاد کرده بود. فیض شهادت پس از اینهمه مجاهدت حق مسلّم او بود.
دنیای اسلام، شخصیتی باعظمت را؛ و جبههی مقاومت پرچمداری برجسته را، و حزب الله لبنان رهبری کمنظیر را از دست داد، ولی برکات تدبیر و جهاد چند ده سالهی او هرگز از دست نخواهد رفت. اساسی که او در لبنان پایهگذاری کرد و به دیگر مراکز مقاومت، جهت بخشید، با فقدان او نه تنها از میان نخواهد رفت، که به برکت خون او و دیگر شهیدان این حادثه استحکام بیشتر خواهد یافت. ضربات جبههی مقاومت بر پیکر فرسوده و رو به زوال رژیم صهیونی، بحول و قوهی الهی کوبندهتر خواهد شد. ذات پلید رژیم صهیونی در این حادثه، به پیروزی دست نیافته است.
سیّد مقاومت، یک شخص نبود، یک راه و یک مکتب بود، و این راه همچنان ادامه خواهد یافت. خون شهید سید عباس موسوی بر زمین نماند، خون شهید سید حسن هم بر زمین نخواهد ماند.
اینجانب به همسر گرامیِ سید عزیز که پیش از او فرزندش سید هادی را نیز در راه خدا داده، و به فرزندان گرامیش و به خانوادههای شهیدان این حادثه و به یکایک افراد حزب الله و به مردم عزیز و مقامات عالیهی لبنان، و به سراسر جبههی مقاومت، و به مجموع امت اسلامی، شهادت نصرالله بزرگ و یاران شهیدش را تبریک و تسلیت عرض میکنم و در ایران اسلامی پنج روز عزای عمومی اعلام مینمایم. خداوند آنان را با اولیائش محشور فرماید.
والسلام علی عبادالله الصالحین
سیّدعلی خامنهای
۱۴۰۳/۷/۷































