emamian

emamian

بعد از اینکه دیوان بین المللی دادگستری با صدور حکم خود در پاسخ به شکایت آفریقای جنوبی از رژیم صهیونیستی به دلیل جنگ نسل کشی این رژیم علیه نوار غزه خواستار توقف فوری حمله ارتش اشغالگر به رفح در جنوب نوار غزه شد، سخنگوی تیم حقوقی آفریقای جنوبی در سخنانی اعلام کرد: از پاسخ دیوان بین المللی دادگستری به درخواست‌های خود خوشحالیم.

سخنگوی تیم حقوقی آفریقای جنوبی در گفتگو با الجزیره اظهار داشت که ما از دادگاه لاهه خواستیم تا این تصمیم خود را درباره کل نوار غزه اتخاذ کند و تجاوزات به سراسر غزه متوقف شود.

وی افزود: ما معتقدیم هر آنچه که دیوان بین المللی دادگستری تاکنون انجام داده می‌تواند دلگرم کننده باشد. ما همچنین برای اعلام درخواست خود مبنی بر تشکیل کمیته‌ای از کارشناسان متخصص و انجام تحقیقات فوری (درباره جنایت‌های انجام شده در غزه) با شورای امنیت تماس خواهیم گرفت.

این مسئول آفریقای جنوبی تاکید کرد: حکمی که دادگاه لاهه صادر کرده به جلوگیری از فرار اسرائیل از مجازات کمک می‌کند.

وی درباره حمایت غرب و آمریکا از رژیم صهیونیستی در دادگاه لاهه اظهار داشت: ما پیام‌هایی از جانب غربی‌ها دریافت کردیم که درباره مقابله با اسرائیل در برابر دادگاه‌های بین‌المللی هشدار داده بودند.

درحالی که بعد از شکایت آفریقای جنوبی علیه رژیم صهیونیستی در دادگاه لاهه به خاطر جنگ نسل‌کشی این رژیم علیه مردم غزه، کشورهای مختلفی به این شکایت ملحق شده و فشارها را بر دادگاه لاهه بیشتر کردند، دیوان بین‌المللی دادگستری دیروز جمعه درباره درخواست آفریقای جنوبی برای توقف تجاوز به غزه رای صادر و تاکید کرد: اسرائیل باید فورا حمله نظامی خود به رفح را متوقف کند. این دادگاه با موافقت 13 نفر از اعضای خود در برابر 2 رای مخالف، دستور داد رژیم صهیونیستی حمله نظامی به رفح را متوقف کند.

رئیس دیوان بین‌المللی دادگستری گفت: آفریقای جنوبی از دیوان خواسته تا اقدامات بیشتری را مطابق با تحولات عملیات نظامی در رفح اتخاذ کند. دادگاه خاطرنشان می‌کند که وضعیت انسانی در رفح پس از هفته‌ها بمباران فاجعه بار است. حمله زمینی اسرائیل به رفح هنوز ادامه دارد و به موج دیگری از آوارگی منجر شده است.

وی تاکید کرد: اقدامات موقتی که دیوان در ماه مارس تصویب کرد به طور کامل به تحولات اخیر پاسخ نمی‌دهد و این شرایط نیاز به تغییر تصمیم صادر شده ما در 28 مارس دارد.

طبق رای دادگاه لاهه، اسرائیل به اندازه کافی برای تضمین امنیت و حفظ جان آوارگان و انتقال‌شان از رفح به المواصی شرایط لازم را فراهم نکرد. دادگاه دریافته است که وضعیت ناشی از حمله اسرائیل به رفح، خطری فزاینده برای غیرنظامیان است.

اهمیت و جایگاه نمایندگان سیاسی و اقتصادی که از ایران به چین در سالیان پس از تفاهمنامه ۲۵ ساله اعزام شده اند حاوی پیام های نگران کننده ای است که ممکن است عزم طرف چینی را برای همکاری های آینده متزلزل کند.

با توجه به جایگاه چین در روابط با ایران در سال­های اخیر، نیاز است بیش از هر چیز به محذورات این روابط پرداخته شده و چرایی عدم گسترش روابط با این شریک خارجی تبیین گردد.

همانطور که مشخص است در حدود یک سوم از تجارت خارجی ایران با چین صورت می­‌گیرد، با این اوصاف روابط ایران با چین در تجارت خارجی متوقف مانده است و وارد همکاری­ های انرژی محور و سرمایه­ گذاری در سایر حوزه­ ها نشده است.

بررسی همکاری­ های اقتصادی و مالی چین با کشورهای جهان و در حوزه­ های مختلف عدم تمایل چین به گسترش همکاری­ ها با ایران را تداعی می­‌کند. یکی از موانع گسترش همکاری­ ها با چین عدم وجود راهبردی کلان در قبال این کشور است.

امروزه کشورهای جهان در برابر مناطق و قدرت­‌های بزرگ دارای white paper (سند­های چشم ­انداز) هستند که مواضع­شان را در قبال یک کشور یا منطقه خاص مشخص کرده و اهداف این کشورها را نیز از روابط با آن قدرت­‌ها تبیین می­‌کند. عدم حضور و یا حتی عدم انتشار اینگونه اسناد موجب شده است تا قدرت­‌هایی نظیر چین به نظر چشم­ اندازی از روابط با تهران نداشته باشند.

مدل مسئول-محور در رابطه دوجانبه

چرخش­‌های ناگهانی در سیاست خارجی نیز در سال­‌های اخیر به نظر این احتمال را برای چینی‌ها به امری قطعی تبدیل کرده است. ارائه مدل مسئول-محور برای همکاری­‌ها با چین نیز در همین راستا صورت پذیرفت که تلاشی نادرست و البته نافرجام در توسعه روابط­ با چین در سایه تحریم ­ها بود.

مطابق این مدل قرار شد تا پرونده همکاری­ ها با چین ذیل نظر یک شخص مشخص قرار گیرد که نماینده حاکمیت بوده و از چرخش ­های احتمالی سیاسیون ناشی از تغییر دولت­ ها به دور باشد. این مورد نیز با سیگنال­‌های اشتباه داخلی ناکارآمد شد و دیده شد که تفاهم­نامه همکاری ­های 25 سال ایران و چین که نیازمند تدقیق در راستای عملیاتی شدن هریک از پروژه­ های مذکور در آن بود، نیمه­ کاره رها گردد.

در واقع باید گفت که تهران این سیگنال­‌های اشتباه را چندین بار ارسال کرد. به عنوان نمونه دهمین اجلاس «کمربند و جاده چین» که در پکن برگزار شد میزبان نمایندگانی از کشورهایی بود که ذیل خواهان گسترش روابط با چین ذیل ابتکار کمربند و راه هستند. حضور نمایندگان سیاسی کشورها اهمیت این پروژه را نزد آنها نشان ­می ­دهد. در حالی که اجلاس شاهد حضور رئیس جمهور، نخست­ وزیران و وزیران کشورهای عضو ابتکار کمربند راه بود، از ایران نیز شهردار تهران در جلسه حاضر بود. این امر تنها این سیگنال را مخابره می­‌کند که ابتکار کمربند و جاده برای ما اولویت چندانی ندارد در حالی واقعا اینطور نیست.

روابط ما با چین نیازمند بازنگری­ های قابل توجهی است؛ به طوری که عکس ­العمل­‌های مقطعی نظیر پرونده محوری در روابط با چین را ناکافی و حتی ناکارآمد ارزیابی می شود.

با این حال لازم است در پایان الزامات روابط با چین را چنین اولویت بندی کرد. اولاً لازم است این کشور را به خوبی شناخته شود و روابط بین­ الملل از منظر مکاتب چینی نگریسته شود، ثانیاً مدل­ های همکاری آنها با سایر کشورها در حوزه ­های مختلف احصا شود، ثالثاً نیازمندی­ های آنها برآورد شود و استراتژی کلان آنها در روابط با سایر ملل جهان تبیین گردد. رابعاً همکاری‌ها از جانب تهران با آنها تنها ذیل استراتژی آنها تعریف شود تا مورد تایید آنها واقع شده و قابلیت اجرایی شدن داشته باشد و در نهایت پروژه­ ها به صورتی باشد که ریسک تحریم ­ها نگریسته شده و به منظور پوشش ریسک آنها کمترین هزینه را برای آنها ایجاد نماید نهایی گردد.

نویسنده:‌ نعمت الله پهلوان، کارشناس مسائل چین و آسیای شرقی

مرحوم آیت الله محمدعلی ناصری از اساتید اخلاق حوزه در یکی از دروس اخلاق خود به موضوع «حسن و خلق و آثار و برکات آن در زندگی شخصی و اجتماعی انسان ها» پرداختند که متن آن بدین شرح است:

 

دعاهایی که از اهل بیت علیهم السلام رسیده است، برای تعلیم ما است و در واقع، نحوه دعا کردن را به ما یاد داده‌اند که در این سبک دعا بخوانیم و حوائجمان را از خداوند متعال طلب کنیم.

یکی از فرمایشات امام سجاد علیه‌السلام در دعای مکارم‌الاخلاق این است: «وَ مَا أَجْرَی عَلَی لِسَانِی مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ أَوْ هُجْرٍ أَوْ شَتْمِ عِرْضٍ» ؛ پروردگارا! شیطان شش مطلب به قلب من القا می‌کند، یکی از آن‌ها، این است که بر زبانم فحش را جاری می‌کند که در این سبک سخن بگویم و یا آبروی کسی را ببرم. خداوندا! این مطالبی را که شیطان بر ذهن من القا می‌کند، آن‌ها را زائل کن و بجای این صفات رذیله و کلمات ممنوعه، عظمت و رحمانیت و غفرانیت خودت را بر قلب من القا بفرما.

در جمله‏ی: «وَ مَا أَجْرَی عَلَی لِسَانِی مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ»؛ فحش و فحشا در قرآن آمده است و نیز در جملات ائمه اطهار علیهم‏ السلام مکرر ذکر شده است که چند روایات را خدمت شما عرض خواهم کرد.

معنای فحش که واضح هست و همه می‌دانیم، ممکن است فحش راجع‌ به عِرض انسان و یا به ناموس انسان باشد و یا در رابطه با شخصیت انسان باشد.

بعضی فحش بلد هستند اما نمی‌گویند، این مهم است و حضرت همین مطلب را می‌فرمایند که هر چند فحش بلد هستی ولی بر زبان نیاور.

در روایتی از حضرت رسول (ص) آمده است: «مومن کسی است که زیادی مالش را انفاق کند و زیادی کلامش را زندان کند».

مرحوم فیض کاشانی می‌فرماید: «بسیارند کسانی که زیادی مال را جمع می‌کنند و پنهان می‌دارند و زیادی کلامش را فاش می‌کنند و مرتب می‌گویند». منظور این است که بایستی انسان متوجه کلامی که نقل می‌کند، باشد.

امام سجاد (ع) می‌فرماید: «خدایا کلمات ممنوعه‏ای را که شیطان به قلب انسان القا می‌کند،زائل کن و به جایِ آن توجه به حق، قدرت، رحمانیت و غفرانیت حق را جایگزین بفرما».

پیامبر اکرم (ص) فرموند: «إنَّ مَنْ شَرِّ عِبادِ اللهِ مَنْ تُکْرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحشِهِ!»؛ بدترین مردم کسانی هستند که به خاطر بدزبانی و گفتار زشتشان، انسان از هم‌نشینی با آنها دوری می‌کند.

به ‏بیان ‏دیگر، بدترین مردم کسانی هستند که زبانشان کنترل نمی‌شود و در فحشا، بی‌بندوبار هستند.

در روایت دیگری حضرت رسول (ص) فرمودند: «إِیَّاکُمْ وَ اَلْفُحْشَ فَإِنَّ اَللَّهَ لاَ یُحِبُّ اَلْفُحْشَ وَ اَلتَّفَحُّشَ»؛

مبادا فحاشی بکنید و به دیگران ناسزا بگویید و عِرض، ناموس، آبرو و شخصیت کسی را از بین ببرید؛ چراکه خداوند ناسزاگویان و فحش‏گویان را دوست ندارد.

شاید کسی بگوید من به فرزند خودم و یا خانواده و خویش و قوم خودم فحش می‏گویم، آیا اختیار آن را هم ندارم؟!

البته که خیر! تو حتی اختیار خودت را هم نداری چه رسد به اختیار آنها. تو بنده خدا هستی و از مال خودش به تو نعمت داده است، آنچه را که خدا فرموده باید اطاعت کنی، این جملات فحاشی، از کلمات ممنوعه الهی هستند و خداوند منع کرده که‌ این‌ کلمات از زبان کسی جاری شود.

آنچه که از زبان انسان جاری شود، فرشتگان کاتب می‌نویسند، چه ذکر بگوید چه فحاشی بکند و چه حرف یاوه بگوید، آن‌ها وظیفه دارند همه را ثبت کنند، حتی حرکات و نگاه‌ها را نیز می‌نویسند و این موضوع در قرآن نیز آمده است.

امام موسی‌بن جعفر علیه‌السلام می‏فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَی کُلِّ فَاحِشٍ بَذِیءٍ قَلِیلِ الْحَیَاء»؛ بهشت بر هر کسی که زبانش لق است و کنترل ندارد، حرام است.

زمانیکه انسان به مؤمنین ناسزا بگوید، بعداً پا فراتر می‌گذارد و جری می‌شود و به خدا اشکال وارد می‌کند و در نتیجه عقائدش از بین می‌رود.

در جلد دوم کتاب کافی، صفحه ۲۲۶ آمده است: سُماعه شتردار بود و یک غلامی داشت که مراقب شترهایش بود، او می‏گوید: زمانی که بر امام صادق (ع) وارد شدم، حضرت فرموند: «یَا سَمَاعَةُ، مَا هذَا الَّذِی کَانَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ جَمَّالِکَ»‌؟ ای سماعه این چه دعوایی بود که میان تو و شتردارت به وجود آمد؟

عرض کردم: یا بن رسول الله مگر چه کردم؟

فرمود: چرا بر سرش فریاد کشیدی، فحش گفتی و فحاشی کردی؟ مومن نباید فحش بگوید و حرف لغو از دهنش خارج شود.

عرض کردم: یا بن رسول الله او به من ظلم کرده بود.

حضرت فرمود: حال که به تو ظلم کرده، تو مظلوم واقع شدی و خداوند ناصر و یاور مظلوم است و با فحش دادن و ناسزا گفتن که ضرر جبران نمی‌شود، پس نباید چنین کنی و فحش بگویی، چراکه برایت ثبت و ضبط می‌شود و از طرفی از مقام بندگی و عبودیت تنزل می‌کنی. شیطان در این امر سرمایه‏‌گذاری کرده و با چنین گفتاری مرید شیطان می‌شوی.

شنبه, 05 خرداد 1403 20:38

ثمره معاشرت با علما

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام:

جالِسِ الْعُلَماءَ یَزْدَدْ عِلْمُکَ وَ یَحْسُنْ اَدَبُکَ وتَزکُ نَفسُکَ

با علما معاشرت کن تا علمت زیاد، ادبت نیکو و جانت پاک شود.

 

غررالحکم، ح ۴۷۸۶

در اینجا شما را با اشتباهاتی که باعث ایجاد شوره مو می‌شوند آشنا می کنیم.

 

نشستن مو به اندازه کافی

پوست خشکِ سر باعث می‌شود که چربی روی آن تجمع پیدا کرده و شوره افزایش یابد، زیرا سر علاوه بر از دست دادن روغن طبیعی در معرض محصولات شیمیایی هم قرار می‌گیرد که ممکن است این محصولات؛ به خوبی از روی پوست سر شسته نشوند و شوره افزایش پیدا کند.

راهکار این است که به طور منظم موهای خود را بشویید و زیاده روی یا کم و کاستی نداشته باشید.

شستن مو با آب داغ

آب داغ باعث می‌شود که موهای تان آسیب ببیند و چربی آن از بین برود و در نتیجه پوست سر تلاش می‌کند که این چربیِ از دست رفته را جبران کند و همین باعث ضعف ریشه‌ها شده و یک پوست خشک و ملتهب با شوره را تجربه خواهید کرد؛ پس بهتر است از آب ولرم استفاده کنید.

اسکراب کردن خشن پوست سر

بعضی از افراد می‌خواهند که به زور شوره‌ها را از بین ببرند و در نتیجه پوست سر را خیلی خشن تمیز می‌کنند که انجام این کار باعث تحریک بیشتر و شوره در پوست سر خواهد شد؛ پس از خارش یا اسکراب خشن دست بردارید.

استفاده از حرارت و داغی زیاد

زمانی که پوست سر خیس است و عجله دارید، شاید مجبور شوید که یک سشوار سریع بکشید و از دمای بالا استفاده کنید که انجام این کار رطوبت طبیعی پوست سر را از بین می‌برد و شوره را بیشتر خواهد کرد. بهتر است هنگام سشوار کشیدن، درجه حرارت را روی کم‌ترین حالت قرار دهید.

استفاده از محصولاتِ بهداشتی سنگین

بعضی از شامپو و نرم کننده‌ها حاوی سولفات، رایحه‌های صنعتی، پارابن و مواد ضد شوره هستند و خود؛ عاملی برای افزایش شوره روی سر خواهند بود. راه حل این است که از این مواد شیمیایی آسیب زننده استفاده نکنید و محصولی را به کار ببرید که حاوی مواد طبیعی باشد.

استفاده کردن و درگیر کردن خود با تمرینات مغز، مانند تکمیل یک جدول سودوکو، توانایی‌های شناختی که شامل تصمیم‌ گیری، قضاوت و حل مسئله می‌شوند را افزایش می‌دهد، حافظه را تقویت می‌کند و به طور کلی سلامت ذهن را ارتقا می‌دهد.

عواملی مانند استرس، افزایش سن، خواب ناکافی یا سبک زندگی ناسالم می‌توانند عملکرد مغز را تضعیف کنند و تاثیر قابل توجهی بر عملکرد شناختی ما داشته باشند. در اینجا به چهار تمرین که پژوهش‌ها نشان داده‌اند باعث افزایش توانایی مغز می‌شوند اشاره شده است.

1-مطالعه فعال و یادداشت برداری

هنگام مطالعه، با یادداشت برداری یا خط کشیدن نکات کلیدی، فعالانه با مطالب درگیر شوید. این روش می‌تواند منجر به افزایش تمرکز، درک و بهبود حافظه شود.

2- یادگیری یک زبان جدید

یادگیری یک زبان جدید برای بهبود کارکردهای مغز بسیار مفید است و باعث بهبود عملکردهای شناختی، تقویت حافظه و تقویت مهارت حل مسئله می‌شود. به خاطر داشته باشید هدف این نیست که بر یک زبان کاملا مسلط و متخصص شوید. یک راه آسان استفاده از برنامه‌های یادگیری زبان آنلاین بر روی تلفن همراه است که با رویکرد ساختاریافته و فعالیت کم روزانه می‌توانید با یک زبان جدید آشنا شوید.

3- مراقبه ( مدیتیشن)

از آنجایی که بسیاری از بدکارکردی‌هایی که برای مغز به وجود می‌آید ناشی از استرس است، تمرین‌های مراقبه می‌توانند به بهبود عملکرد مغز بسیار کمک کنند. یک مطالعه در سال 2018 نشان داد که تمرین‌های مراقبه و ذهن‌آگاهی می‌توانند باعث بهبود فرآیندهای شناختی مثل توجه، حافظه کاری و عملکردهای اجرایی و فرآیندهای فراشناختی مانند سازماندهی، برنامه‌ریزی و مهارت‌های حل مسئله شوند.

4 تمرین برای تقویت حافظه و تمرکز

در مجموع تمرینات مختلف مغز به عنوان ابزاری پویا برای انعطاف‌پذیر نگه داشتن ذهن ما عمل می‌کند. آنها همچنین ممکن است به تغییرات ساختاری در مغز کمک کنند و باعث بهبود عملکرد آن حتی در بزرگسالی شوند. سعی کنید تقویت توانایی‌های شناختی مغز را به بخش منظمی از روزمره خود تبدیل کنید.

تحقیقات نشان می‌دهد که خوردن دو عدد سیب کامل در روز به دلیل داشتن فیبر محلول و پلی‌فنول، خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و همچنین فشار خون بالا را کاهش می‌دهد.

سیب همچنین حاوی ویتامین‌های ث (C)، کا (K)، ئی (E)، ب۱ (B ۱)، ب۶ (B ۶)، مس و پتاسیم است. یک سیب متوسط ۱۰۴ کالری و پنج گرم فیبر دارد. خوردن سیب با کره بادام زمینی یا در اسموتی (Smoothie)، میان‌وعده‌ای سالم و پر فیبر برای قلب محسوب می‌شود.

به مناسبت سیزدهمین قهرمانی تیم ملی فوتسال ایران در جام ملت‌های آسیا

آقای کیومرث هاشمی (وزیر ورزش و جوانان): ... آقای شمسایی سرمربّی تیم ملّی فوتسالمان هستند که در یک حرکت فرهنگی بسیار خوب، بچّه‌ها کاپشان را به شهید الداغی،(۱) شهید غیرت، اهدا کردند.

رهبر انقلاب: بله، اطّلاع پیدا کردم، کارشان حقّاً جالب بود؛ آن حرکت زیبایشان در فرودگاه را هم خودم از تلویزیون دیدم. ان‌شاءالله موفّق باشید.

آقای کیومرث هاشمی (وزیر ورزش و جوانان): اینها در راستای همان مسئولیّتهای اجتماعی است که بچّه‌ها خودجوش دارند کار فرهنگی میکنند.

آقای وحید شمسایی (سرمربّی تیم ملّی فوتسال): ما هر کاری میکنیم، هدف این است که دل شما و دل مردم را شاد کنیم؛ وظیفه‌مان هم هست، اداء دِین داریم میکنیم. ما عاشق کشورمان هستیم؛ هرچه این پرچم بالاتر برود، لذّتش برای ما بیشتر است. و اینکه شما به عنوان رهبر و ولیّ‌امر، ما را نگاه میکنید، همین که الان میگویید ما را در فرودگاه دیدید، اصلاً انگیزه‌ی مجموعه‌ی ما برای کشور هزار برابر بالا میرود؛ خیلی ممنون.

رهبر انقلاب: من جدّاً کار ورزشی شما را تحسین میکنم. این پیروزی‌های پی‌درپی که مجموعه‌ی فوتسال ما الحمدلله به دست آورده، خیلی باارزش است. این پرچمی که شما گفتید برافراشته بشود، بلند بشود جلوی چشم دنیا قرار بگیرد، بخش مهمّی از آن دست شما است، شما دارید این کار را میکنید. از جنبه‌ی اخلاق و فرهنگ هم همین مسئله‌ی اهدای جام به شهید و به خانواده‌ی شهید، حضور شما در فرودگاه، خانواده‌ی محجّبه‌ی خوبتان و بقیّه‌ی مسائلی که وجود دارد، همه‌ی اینها به معنای واقعی کلمه، کلمهکلمه‌اش تأثیرگذار است در پیشرفت این ملّت. هر نوع قهرمانی در دنیا یک کمکی میکند به افتخار و سرافرازی ملّت ایران.
 
 
شهید حمیدرضا الداغی جوان غیرتمند سبزواری بود که در هشتم اردیبهشت‌ماه سال ۱۴۰۲ برای دفاع از نوامیس در مقابل مزاحمان وارد عمل شد و با ضربات چاقوی آنها به شهادت رسید.
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

اوّلاً تشکیل این کنگره و این گردهمایی کار بسیار خوبی است؛‌ چون ماها ــ داخل جامعه‌ی شیعه؛ حالا قبل از اینکه به دیگران برسیم ــ در زمینه‌ی معرفت ائمّه نقایص زیادی داریم؛ گاهی به یک جنبه توجّه شده با افراط و بدون اتقان، از جنبه‌های دیگر غفلت شده؛ و گاهی حتّی به همان هم توجّه نشده، و به همین مسائل ظاهری و توجّهات ظاهری و [مانند] اینها بسنده شده.

به نظر من ما به عنوان شیعه، به عنوان مجموعه‌ی اهل تشیّع، یکی از وظایف بزرگمان این است که ائمّه‌ی خودمان را به دنیا معرفی کنیم. حالا بعضی از ائمّه (علیهم السّلام) مثل امام حسین (علیه السّلام) و امیرالمؤمنین (علیه السّلام)، به دلایلی معرفی‌شده هستند؛ دیگران درباره‌شان نوشته‌اند، گفته‌اند و نوعی شناخت از آنها در دنیای غیر شیعه و حتّی دنیای غیر اسلام وجود دارد؛ لکن اکثر ائمّه (علیهم السّلام) ناشناخته‌اند. امام حسن مجتبیٰ با آن عظمت ناشناخته است، حضرت موسی‌بن‌جعفر، حضرت هادی، امام جعفر صادق، با آن دستگاه عظیم و فعّالیّت فوق‌العاده، اینها در دنیا ناشناخته‌اند. اگر چنانچه درباره‌ی اینها حرفی هم گفته شده از غیر شیعه ــ قهراً از غیر شیعه که باشد، جنبه‌ی غیر فرقه‌ای پیدا میکند ــ خیلی قلیل و محدود است. حالا مثلاً فلان نویسنده‌ی عارف، در خلال عرفا اسم امام جعفر صادق را می‌آورد، مثلاً نیم صفحه یا کمتر درباره‌ی ایشان به عنوان یک فرد عارف و [مانند] اینها صحبت میکند؛ این [معرّفی] در این حد است، بیشتر نیست.

من به نظرم میرسد راجع به زندگی ائمّه (علیهم السّلام) از سه بُعد ‌باید کار بشود: یکی از آن بُعد معنوی و الهی، یعنی آن قداست؛ جنبه‌ی قداست ائمّه (علیهم السّلام)؛ از این نمیشود صرف‌نظر کرد؛ درباره‌ی این باید صحبت بشود، منتها متقن صحبت بشود. گاهی حرفهایی زده میشود، روایاتی به عنوان پشتیبان آن حرفها آورده میشود، [امّا] حرفها ضعیف است. ما باید جنبه‌ی ملکوتی ائمّه (علیهم السّلام)، جنبه‌ی معنوی و عرشی ائمّه را بیان کنیم؛ این جزو چیزهایی نیست که ما درباره‌اش بخواهیم تقیّه کنیم یا مثلاً مخفی کنیم؛ نه، باید این جنبه‌ی معنوی و عرشی ائمّه را بگوییم؛ کمااینکه در مورد خود پیغمبر [گفته‌ایم]. مسئله‌ی معصومیّتشان، مسئله‌ی ارتباطات آنها با خدای متعال، ارتباطات آنها با فرشته‌ها ــ اینهایی که هست ــ  ولایت آنها به آن معنای معنوی‌اش، اینها را باید بگوییم؛ از این جنبه باید یک کار عالمانه‌ی قوی خوبی انجام بگیرد.

جنبه‌ی دوّم، جنبه‌ی کلمات و درسهای اینها است ــ همین که آقایان هم به آن اشاره کردید ــ در زمینه‌های مختلف؛ در زمینه‌ی مسائل زندگی، مسائل گوناگونِ مورد نیاز انسان: اخلاقیّات،‌ معاشرت، دین، احکام؛ ائمّه‌ی ما حرف دارند، مکتب دارند [که باید] بیان بشود.

بعضی از این جنبه‌ها که ما خیلی هم به آن توجّه نمیکنیم، در دنیا موضوعیّت دارد؛ حالا مثلاً فرض کنید مسئله‌ی حمایت از حیوانات؛ شما نگاه کنید در روایات ما از ائمّه، نسبت به مسئله‌ی رعایت حیوانات و حمایت از حیوانات چقدر بحث شده؛ این اگر چنانچه در دنیا مطرح بشود، گفته بشود، شناخته بشود، خب یک چیز مهمّی است. ببینید حالا چه کسی از ماها درباره‌ی این فکر میکند؟ کداممان دنبال این قضیّه هستیم؟ [یا موضوع] معاشرتها،‌ مضامینی که درباره‌ی ارتباط با غیر شیعه و غیر مسلمان هست؛ این‌همه در روایات ما در این زمینه به تَبَع قرآن کریم حرف هست؛ [مثل] «لایَنهاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّین‌»؛(۲) اینها حرفهایی است که تکرار کرده‌ایم و مکرّر اینها را گفته‌ایم. اینها از میان کلمات ائمّه باید بیان بشود و منتقل بشود.
خب، این‌همه ما کتاب داریم؛ یعنی مثلاً بحارالانوار [بیشتر از] صد جلد کتاب است؛ و از این قبیل کتب فراوان است، امّا اینها در یک محدوده‌ی خاصی هستند دیگر. یک شعری آن روز بنده خواندم:(۳)
مِی نابی ولی از خلوت خُم
چو در ساغر نمی‌آیی چه حاصل؟(۴)
مِی ناب را باید آورد در ساغر تا قابل استفاده باشد؛ ولی در خُم مانده. این مِی نابِ معارف زندگی ‌ما که از ائمّه آمده، همین‌طور در خُم  مانده، سرش را هم خشت گذاشتیم ــ قدیمها خشت میگذاشتند سرِ خم و می‌بستند ــ ما این‌جوری [عمل] کرده‌ایم. این[جوری] نمیشود؛ این باید به زبان روز، به زبان فنّی، با شیوه‌های درست به دنیا منعکس بشود. امروز دیگر ارتباط با دنیا کار آسانی شده؛ یعنی شما اینجا می‌نشینید و یک دکمه‌ای را فشار میدهید و ده دقیقه وقت صرف میکنید، در دورترین نقطه‌ی عالم ــ در استرالیا، در کانادا، در آمریکا، در فلان ‌جا ــ هر کس که شما بخواهید، حرف شما را می‌شنود. این خیلی چیز مهمّی است. در این کار، از این شیوه باید استفاده بشود؛ منتها زبان مهم است؛ [اینکه] با چه زبانی میخواهید بیان کنید. این هم بخش دوّم آن چیزی است که برای معرّفی ائمّه باید دنبال بشود.

بخش سوّم، مسئله‌ی سیاست است؛‌ این همان چیزی است که بنده در آن [بررسی] سالهای زندگی ائمّه، عمدتاً این را دنبال میکردم که ائمّه چه کار میکردند و چه کار میخواستند بکنند. بخش سیاست، بخش خیلی مهمّی است. سیاست ائمّه چه بود؟ اینکه امام با همه‌ی آن مقامات، با همه‌ی آن مرتبتِ الهی که دارد و امانت الهی که دستش هست، اکتفا کند به اینکه مثلاً یک مقدار احکام بگوید و یک مقدار اخلاق بگوید و مانند اینها، این به نظر اصلاً برای انسان وقتی که درست توجّه کند قابل فهم نیست؛ آنها هدفهای بزرگی داشتند. هدف عمده‌ی آنها هم ایجاد جامعه‌ی اسلامی [بوده]؛ که ایجاد جامعه‌ی اسلامی بدون ایجاد حاکمیّت اسلامی امکان‌پذیر نیست؛ پس دنبال حاکمیّت اسلامی بودند. یک بُعد مهمّ امامت این است؛ امامت یعنی ریاست دین و دنیا، ریاست مادّه و معنا. خب مادّه‌اش عبارت است از همین سیاست و اداره‌ی کشور و اداره‌ی حکومت. و همه‌ی ائمّه دنبال این بوده‌اند؛ یعنی بدون استثنا همه‌ی ائمّه دنبال این بوده‌اند؛ منتها با شیوه‌های مختلف، در فصول مختلف، با روشها و اهداف کوتاه‌مدّت مختلف؛ [امّا] هدف بلندمدّت یکی بود.

من حالا راجع به حضرت رضا (سلام‌ الله ‌علیه)، بعد یک جمله‌ای عرض خواهم کرد. حالا مثلاً فرض کنید در زمان امام صادق (علیه‌ السّلام)؛ به حضرت مراجعه میشده که چرا قیام نمیکنید؛ مکرّر در روایت داریم و دیده‌اید دیگر که [میپرسیدند] چرا قیام نمیکنید. حضرت هم به هر کسی یک استدلال یا یک جور جوابی میدهند. خب، چرا از حضرت این‌قدر سؤال میکنند که چرا قیام نمیکنید؟ علّتش این است که بنا بوده حضرت قیام کند؛ این را شیعه میدانسته، این بین شیعه مسلّم بوده.

وقتی که به امام حسن مجتبیٰ (سلام الله علیه) اعتراض کردند که چرا شما صلح کردید، از جمله‌ی حرفهایی که مکرّراً از حضرت مجتبیٰ نقل شده این است که میفرماید: «ما تَدری لَعَلَّهُ فِتنَةٌ لَکُم‌ وَ مَتاعٌ‌ اِلیٰ‌ حین‌»؛(۵) این [کار] یک زمان دارد، یک اَمَد دارد، یک سرآمد دارد. شما چه میدانید؟ یعنی این وعده است. آن وقت در روایت امام این وعده مشخّص شده؛ در روایت است: اِنَّ اللهَ جَعَلَ هذَا الاَمر فی سَنَةِ سَبعین. امام مجتبیٰ سال ۴۰، ۴۱ این حرف را زدند، بنا بوده سال ۷۰ قیام انجام بگیرد و حکومت اسلامی تشکیل بشود؛ در تقدیر الهی این بوده که این کار انجام بگیرد. بعد میفرماید: «فَلَمّا قُتِلَ‌ الحُسَینُ‌ عَلَیهِ السَّلَامُ اِشتَدَّ غَضَبُ اللَهِ عَلَی اَهلِ الاَرضِ فَاَخَّرَه‌»؛(۶) وقتی در سال ۶۱ ــ محرّم ۶۱ ــ حضرت به شهادت رسیدند، این کار عقب افتاد؛ این [کار] بنا بود سال ۷۰ انجام بگیرد، [امّا] به خاطر شهادت سیّدالشّهدا و عوامل بیرونی‌ای که طبعاً مترتّب بر این معنا میشد، این کار عقب افتاد. حالا در تعبیر روایت، «اِشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلَی اَهلِ الاَرض» است، امّا میدانیم که این «اشتداد غضب» و آنچه بر آن مترتّب میشود، با همین عوامل ظاهری و علل و عوامل معمولی تطبیق میکند؛ عوامل معمولی‌اش این است، که باز در یک روایت دیگر هست که: اِرتَدَّ النّاسُ‌ بَعدَ الحُسَینِ‌ اِلّا ثَلاثَة؛ «اِرتَدَّ» نه به معنایی که از دین برگشتند، یعنی بعد از امام حسین، شیعه از این راهی که داشت میرفت مردّد شد؛ یعنی با این وضع چه جوری میشود رفت؛ مگر سه نفر: یحیی‌بن‌امّ‌طویل [و دو نفر دیگر]؛ سه نفر بیشتر نماندند. حضرت صادق میفرماید: «ثُمَّ‌ اِنَّ‌ النّاسَ‌ لَحِقوا وَ کَثُروا»،(۷) سی سال زحمت امام سجّاد و بعد حضرت باقر، نتیجه‌اش این شده که این [تعداد بیشتر شد].

خب بعد در [ادامه‌ی] همان روایتی که داشتم میخواندم، خدای متعال آن امر حکومت را که سال ۷۰ قرار بود اتّفاق بیفتد، به تأخیر انداخت به سال ۱۴۰؛ «فَاَخَّرَهُ اِلی اَربَعینَ وَ مِائَة».(۸) سال ۱۴۰، سال زندگی امام صادق است دیگر؛ حضرت [سال] ۱۴۸ از دنیا رفتند. این [مطلب] بینِ شیعه، بین خواصّ شیعه گفته میشده، تکرار میشده. بعد البتّه حضرت علّت اینکه تأخیر افتاد را بعداً در همین روایت ذکر میکنند که این‌جوری شد که تأخیر افتاد. لذا شما می‌بینید ــ این در روایت هست ــ که زُراره ــ که خب دیگر جزو نزدیک‌ترین‌ها است؛ زراره در کوفه است؛ میدانید اهل کوفه است؛ ساکن کوفه بود ــ یک پیغام میدهد به حضرت، یک نامه‌ای مینویسد به حضرت صادق (علیه السّلام) و میگوید که یک نفر از دوستان ما از مردم، یعنی از شیعه، اینجا دچار گرفتاریِ قرض شده و حکومت میخواهد این را دستگیر کند به خاطر مدیون شدنش، به خاطر قرض سنگینی که دارد. این [فرد] الان مدّتی است فرار کرده؛ از زن و بچّه‌اش دور شده و فرار کرده و آواره است برای اینکه نتوانند دستگیرش کنند. [زراره مینویسد:] حالا من از شما سؤال میکنم اگر «هذا الأمر» ــ این «هذا الأمر» در روایات زیاد تکرار میشود؛ یعنی همین مسئله‌ی حکومت ــ اگر «هذا الامر» در همین یکی دو سال بنا است اتّفاق بیفتد، بگوییم این [فرد] باشد تا وقتی که این اتّفاق بیفتد و شماها بیایید سر کار و قضیّه خلاص بشود؛ امّا اگر قرار نیست، بنا نیست این [امر] یکی دو ساله انجام بگیرد، رفقا جمع شوند، پول جمع کنیم و قرض این بیچاره را بدهیم که بیاید سر خانه و زندگی.(۹) این را زراره سؤال میکند؛ این شوخی نیست. زراره چرا احتمال میدهد که ظرف یکی دو سال بشود این کار اتّفاق بیفتد؟

باز یک روایت دیگر از زراره دارد، میگوید: «و الله لا اری علی هذه الاعواد الّا جعفراً»؛(۱۰) «اعواد» یعنی منبر، یعنی ستونهای منبر؛ میگوید روی این ستونهای منبر، من غیر از جعفر را نمیبینم. یعنی یقین داشته که حضرت می‌آیند روی منبر خلافت می‌نشینند؛ یعنی این [انتظار] وجود داشته. بعد خب «یَمحُوا اللَهُ ما یَشاءُ وَ یُثبِتُ‌ وَ عِندَهُ اُمُّ الکِتاب‌»؛(۱۱) قدر الهی این است، قضای الهی این نیست. قضای الهی، آن که قَدَرِ تثبیت‌شده است، آن به‌اصطلاح قرار قطعی‌شده، آن [امر] نبوده؛ به خاطر عوامل خاص و علل و عوامل این‌جوری. پس ائمّه دنبال این قضیّه بودند؛ این خیلی قضیّه‌ی مهمی است.

حالا شما در این باب ببینید نقش امام رضا (علیه ‌السّلام) چیست. حالا البتّه من الان یادم نیست مطالب آن سخنرانی که جنابعالی(۱۲) میفرمایید؛ قبل از آن هم من سال اوّل یک پیامی(۱۳) فرستادم مشهد و در آن پیام، مسئله‌ی قبول ولایتعهدی امام رضا را تحلیل کردم. یعنی گفتم این در واقع یک مبارزه‌ای بود بین مأمون عاقل و زیرک و بسیار باهوش، و امام رضا. مأمون اوّل گفت خلافت را میدهم؛ اوّل ولایتعهدی نبود؛ گفت من خلافت را به شما میدهم. حضرت قبول نکردند؛ اصرار کرد؛ بعد گفت حالا که قبول نمیکنید، پس ولایتعهدی [را قبول کنید]. علّت اینکه مأمون این کار را کرد چه بود؟ من [در آن پیام]، چهار پنج علّت و دلیل برای مأمون ذکر کردم که او به این اهداف فکر میکرد و دنبال این چیزها بود. امام (علیه ‌السّلام) قبول کردند؛ من پنج شش علّت هم ذکر کردم برای اینکه حضرت چطور قبول کردند و چرا این کار را کردند و فواید این کار چه بود. یک حرکت عظیم، یک جنگ فوق‌العاده‌ی غیر نظامی، یعنی جنگ سیاسی در واقع، بین حضرت و مأمون راه افتاده و حضرت در این جنگ مأمون را خُرد و خمیر کرده؛ یعنی با این کاری که کرده، منکوب کرده مأمون را؛ طوری که مأمون مجبور شده حضرت را به قتل برساند. وَالّا اوّل که این‌جور نبود؛ [حضرت را] احترام میکردند، نماز میفرستادند؛ از این کارها بود دیگر. حالا آنجا من شرح دادم که مأمون چرا این کارها را میکرد و چرا کرد و چه اهداف و چه فوایدی در ذهنش بود؛ آن وقت‌ها ما هم مثل شماها که الحمدلله جوانید و حوصله دارید، حوصله داشتیم و از این کارها میکردیم؛ حالا که دیگر بکلّی از این معانی دور هستیم.

بنابراین این سه بخش در زندگی حضرت امام رضا (علیه ‌الصّلاة و السّلام) و بقیّه‌ی ائمّه باید تبیین بشود. هنر شما این است که این سه بخش را اوّلاً استخراج کنید؛ ثانیاً اینها را از زیاده‌گویی‌ها و حرفهای غیر متقن تخلیص کنید؛ ثالثاً که این سوّمی‌ مهم‌تر از همه است، با زبان مناسب، با زبان روز، با زبان قابل فهم برای مخاطب غیر شیعه و حتّی شیعه ــ چون دوری بعضی از جوانهای خودمان هم از این معارف، کمتر از دوری غیر شیعه و غیر مسلمان نیست و اطّلاعی ندارند ــ بیان کنید اینها را. به نظر من اگر این کار انجام بگیرد، فقط صِرف یک گردهمایی و سخنرانی و مانند اینها دیگر نخواهد بود؛ یعنی یک فایده‌ی محسوسی بر آن اتّفاق می‌افتد.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

 
در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام‌والمسلمین احمد مروی (تولیت آستان قدس رضوی و رئیس کنگره) و حجّت‌الاسلام سیّدسعیدرضا عاملی (دبیر کنگره) مطالبی بیان کردند.
سوره‌ی ممتحنه، بخشی از آیهی ۸؛ « [امّا] خدا شما را از کسانی که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌‌اند، باز نمیدارد ...»
بیانات در جمعی از شاعران و اساتید ادبیّات فارسی، به مناسبت میلاد حضرت امام حسن مجتبیٰ (علیه السّلام) (۱۴۰۳/۱/۶)
صائب تبریزی. دیوان اشعار، از غزلی با مطلع «ز خلوت برنمی‌آیی چه حاصل / به چشمِ تر نمی‌آیی چه حاصل»
مناقب آل ابی‌طالب، ج ۴، ص ۳۴ (با اندکی تفاوت)
نعمانی. کتاب الغیبة، ص ۲۹۳
بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۴۴
نعمانی. کتاب الغیبة، ص ۲۹۳
رجال کشّی، ص ۱۵۷
(۱۰ رجال کشّی، ص ۱۵۶ (با اندکی تفاوت)
(۱۱ سوره‌ی رعد، آیه‌ی ۳۹؛ «خدا آنچه را بخواهد محو یا اثبات میکند و اصل کتاب نزد او است.»
(۱۲ حجّت‌الاسلام‌والمسلمین احمد مروی (تولیت آستان قدس رضوی و رئیس کنگره)
(۱۳ پیام به اوّلین کنگره‌ی جهانی امام رضا (علیه السّلام) (۱۳۶۳/۵/۱۸)

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی شهادت حجت‌الاسلام والمسلمین سیّدابراهیم رئیسی رئیس‌جمهور اسلامی ایران، دکتر امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه، حجت‌الاسلام‌والمسلمین آل‌هاشم نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی، دکتر رحمتی استاندار آذربایجان شرقی و دیگر همراهان گرامی ایشان را در سانحه هوایی تسلیت گفتند.

متن این پیام به‌شرح زیر است:

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

انّا للّه و انّا الیه راجعون

با اندوه و تأسف فراوان خبر تلخ درگذشت شهادت‌گونه‌ی عالم مجاهد، رئیس جمهور مردمی و باکفایت و پرتلاش، خادم‌الرضا علیه السلام جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج سید ابراهیم رئیسی و همراهان گرامی ایشان رضوان الله علیهم را دریافت کردم.

این حادثه‌ی ناگوار در اثنای یک تلاش خدمت‌رسانی اتفاق افتاد؛ همه‌ی مدت مسئولیت این انسان بزرگوار و فداکار چه در دوران کوتاه ریاست‌جمهوری و چه پیش از آن، یک‌سره به تلاش بی‌وقفه در خدمت به مردم و به کشور و به اسلام سپری شد.

رئیسی عزیز خستگی نمیشناخت. در این حادثه‌ی تلخ، ملت ایران، خدمتگزار صمیمی و مخلص و باارزشی را از دست داد، برای او صلاح و رضایت مردم که حاکی از رضایت الهی است بر همه چیز ترجیح داشت، ازاین‌رو آزردگی‌هایش از ناسپاسی و طعن برخی بدخواهان، مانع تلاش شبانه‌روزی‌اش برای پیشرفت و اصلاح امور نمی‌شد.

در این حادثه‌ی سنگین شخصیتهای برجسته‌ای مانند حجةالاسلام آل‌هاشم امام جمعه‌ی محبوب و معتبر تبریز، جناب آقای امیرعبداللهیان وزیر خارجه‌ی مجاهد و فعال، جناب آقای مالک رحمتی استاندار انقلابی و متدین آذربایجان شرقی و گروه پروازی و دیگر همراهان نیز به رحمت الهی پیوستند.

اینجانب پنج روز عزای عمومی اعلام می‌کنم و به ملت عزیز ایران تسلیت میگویم. جناب آقای مخبر طبق اصل 131 قانون اساسی در مقام مدیریت قوه‌ی مجریه قرار میگیرد و موظف است به‌همراهی رؤسای قوای مقنّنه و قضائیه ترتیبی دهند که ظرف حداکثر پنجاه روز رئیس جمهور جدید انتخاب شود.

در پایان تسلیت صمیمی خود را به مادر گرامی جناب آقای رئیسی و همسر فاضل و بزرگوار ایشان و دیگر بازماندگان رئیس جمهور و خانواده‌های محترم همراهان به‌ویژه والد ماجد جناب آقای آل‌هاشم معروض میدارم و صبر و تسلای آنان و رحمت الهی برای درگذشتگان را مسألت میکنم.

سیّدعلی خامنه‌ای
403/2/31

احادیث