emamian
چرا لیلةالرغائب را «شب آرزوها» مینامند؟
ماه پرفضیلت رجب مناسبتها و روزهایی را در خود جای داده است که بهره مندی بندگان را از این ماه دوچندان میکند. آنچه در ماه رجب و شعبان تدارک دیده شده است، مقدمهای بر خودسازی و ورود به ماه مبارک رمضان است تا انسان آماده دریافت عظمت و درک این ماه بزرگ شود.
نخستین شب جمعه ماه رجب «لیله الرغائب» نام گرفته است. آنچه در این سالها این شب را به نام شب آرزوها میخوانند از ریشه «رَغَب» به معنای رغبت و اشتیاق به چیزی گرفته شده است. شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند در این شب تمایل زیادی به رفتن به در خانه خدا و ارتباط و انس با معبود خویش دارند. برای این شب میتوان معنای دیگری هم فرض کرد و آن بخشش و عفو خداوند است.
روزه
از اعمال مخصوص این شب آن است که در روز ، روزه گرفته شود. روزه یکی از اعمال خاص ماه رجب است که فضائل زیادی برای آن برشمرده شده است. در روایات آمده است که اگر شخصی تنها یک روز از ماه مبارک رجب را، از سرِ ایمان و صرفاً در جهت کسب رضای الهی، روزه بدارد، مستحق بزرگترین مراتب خشنودی پروردگار خواهد شد.
کسی که دو روز از ماه رجب را روزه بگیرد، به مقامی میرسد که هیچ یک از ساکنان آسمانها و زمین قادر به توصیف کرامت و احترامی که او نزد خداوند دارد، نخواهند بود. علاوه بر این، برای او پاداشی نگاشته میشود که معادل پاداش ۱۰ نفر از صادقانی است که در تمام طول عمر خود (هر چقدر هم طولانی باشد) حتی یک بار هم مرتکب دروغ نشدهاند.
روایت شده که اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ.
نماز مخصوص شب لیله الرغائب
در روایتی آمده است که وقتی یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشتهای نیست مگر اینکه در کنار کعبه شریف آید، آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزی، خداوند خداوند متعال فرماید: آمرزیدم.
در خصوص این شب در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده است؛ و کیفیت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه میداری چون شب جمعه داخل شود مابین نماز مغرب و عشاء ۱۲ رکعت نماز میگذاری هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و ۱۲ مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ میخوانی و چون فارغ شدی از نماز ۷۰ مرتبه میگوئی «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَعَلی آلِهِ» پس به سجده میروی و ۷۰ مرتبه میگوئی: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمیداری و ۷۰ مرتبه میگوئی «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده میروی و ۷۰ مرتبه میگوئی: «سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را میطلبی که ان شاءالله برآورده خواهد شد. از جمله اعمال این شب نمازی است که گناهان بسیار به سبب او آمرزیده شود.
رسول خدا (ص) در مورد ثواب این نماز فرمودند: قسم به کسی که جانم در دست اوست، هیچ بنده یا کنیزی از بندگان و کنیزان خدا این نماز را بجا نمیآورد، مگر اینکه خداوند گناهان او را می بخشد گرچه گناهان او مثل کف دریا و به عدد شن و به وزن کوهها و به عدد برگهای درختان باشد و روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگی سزاوار آتش باشند شفاعت میکند. و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترین صورت، با روی گشاده و خندان و زبان فصیح برای او میفرستد که میگوید: ای محبوب من مژده بده، از هر سختی نجات پیدا کردی. می پرسد: تو کیستی؟ رویی بهتر از روی تو ندیده و بویی به خوشبویی تو مشامم نرسیده. جواب میدهد: ای محبوب من، من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب، فلان منطقه، فلان ماه و فلان سال بجا آوردی، امشب آمده ام تا حقت را ادا کرده، مونس تنهایی تو بوده و وحشتت را از بین ببرم، و زمانی که در شیپور دمیده شود، در عرصه قیامت بر سرت سایه افکنم. و تو هرگز هیچ خیری را از جانب مولایت از دست نخواهی داد.
چرا رژیم صهونیستی از آزادی رسانهها هراس دارد؟
کنست رژیم اسرائیل به کابینه این رژیم اجازه داد تا دو سال آینده، حتی در زمان صلح و بدون حکم دادگاه، شبکههای تلویزیونی خارجی را در اراضی اشغالی تعطیل کند.
کنست (پارلمان رژیم اسرائیل) اختیاری را تمدید کرد که به کابینه این رژیم اجازه میدهد شبکههای تلویزیونی خارجی فعال در اراضی اشغالی را تعطیل کند. این قانون که در رایگیری شبانه پارلمان با ۲۲ رای موافق در برابر ۱۰ رای مخالف تصویب شد، اختیار موقت کابینه را تمدید کرد.
این قانون در طول جنگ غزه برای تعطیلی رسانههایی تصویب شد که تهدیدی برای امنیت ملی تلقی بشوند.این قانون به کابینه اجازه میدهد تا دو سال آینده، حتی در زمان صلح و بدون نیاز به حکم دادگاه، فعالیت یک رسانه خارجی را متوقف کند. در این چارچوب، بستن دفاتر رسانهای، توقیف تجهیزات پخش و مسدود کردن دسترسی به وبسایتها نیز امکانپذیر خواهد بود. همچنین این قانون به وزیر دفاع اسرائیل اختیار میدهد در کرانه باختری اشغالی نیز برای جلوگیری از پخشهای ماهوارهای اقداماتی انجام دهد.
این اختیار که در ابتدا «قانون الجزیره» نامیده میشد، برای تعطیلی دفاتر این شبکه قطری و مسدود کردن پخش آن در ماه مه ۲۰۲۴ استفاده شد. الجزیره نهایتاً در سپتامبر ۲۰۲۴ مجبور شد دفتر خود را در رامالله تعطیل کند. اسرائیل شبکه الجزیره را به تبعیض و گرایش ضداسرائیلی و حمایت از حماس در پوشش خبری متهم کرد.در واقع، هدف اصلی این قانون رسانههایی هستند که سیاستهای اسرائیل را نقد میکنند یا جنایات این رژیم علیه فلسطینیها را پوشش میدهند. تصویب قانون جلوگیری از فعالیت رسانههای خارجی در کنست اسرائیل نشاندهندهی ترس رژیم صهیونیستی از رسانههای مستقل و آزاد است.
این اقدام را میتوان بخشی از سیاست کنترل شدید اطلاعات و مهار روایتهای مخالف دانست که مشروعیت این رژیم را در سطح جهانی بیش از پیش زیر سؤال میبرد. هدف اصلی رژیم صهیونیستی این است که با این قانون تنها روایت رسمی خود از تحولات منطقه و جنگها را در رسانهها برجسته کند و مانع از انتشار دیدگاههای مخالف شود.پارلمان رژیم صهیونیستی همسو با کابینه این رژیم، رسانهها را بهعنوان تهدید امنیتی تلقی میکند.
با محدود کردن رسانههای خارجی، رژیم صهیونیستی میکوشد مانع شکلگیری تصویر واقعی از وضعیت فلسطین و همچنین جنایتهای این رژیم در افکار عمومی جهان شود. این قانون نشان میدهد که رژیم صهیونیستی رسانهها را نه بهعنوان ابزار اطلاعرسانی، بلکه بهعنوان تهدیدی علیه موجودیت خود میبیند. در واقع، رسانههای آزاد با افشای واقعیتهای میدانی، بزرگترین چالش برای پروپاگاندا و روایتسازی دروغین و غیرواقعی اسرائیل هستند.
واقعیت امر این است که رژیم صهیونیستی حقیقت را یکی از خطرناکترین دشمنان خود میداند، چرا که ابعاد جنایتهای مرتکب شده آنرا آشکار میکند؛ از همین رو طی سالهای گذشته روشهای متعددی برای مقابله با آن به کار گرفته که در رأس آنها، حمله به رسانههایی است که با روایت رسمی این رژیم همسو نیستند و جلوگیری از فعالیت آنها در مناطق تحت کنترلش قرار دارد. تصمیم به تعطیلی شبکه الجزیره و نیز جلوگیری از ورود خبرنگاران خارجی به باریکه غزه، شواهد روشنی از این سیاست و نقض آشکار اصول حقوق بینالملل و آزادی بیان به شمار است؛ امری که نه تنها «نادرستی ادعای اسرائیل مبنی بر دموکراتیک بودن این رژیم در منطقه» را برملا میکند بلکه آنرا به عنوان دشمن شمار یک رسانههای آزاد در جهان معرفی میکند.
نوشیدن مایعات بسیار داغ را همین امروز متوقف کنید
یک مطالعه انجام شده بر روی بیش از ۳۲۸۰۰۰ شرکتکننده در بیوبانک بریتانیا که ۱۲ سال طول کشیده نشان داد که نوشیدن نوشیدنیهای بسیار داغ، مانند چای و قهوه، خطر ابتلا به سرطان معده را افزایش میدهد.
محققان نه تنها مقدار نوشیدنیهای مصرفی، بلکه دمای ترجیحی شرکتکنندگان را نیز تجزیه و تحلیل کردند. آنها دریافتند افرادی که روزانه بیش از هشت فنجان نوشیدنی بسیار داغ مینوشند، در مقایسه با افرادی که نوشیدنیهای گرمتر را ترجیح میدهند یا به ندرت مینوشند، ۵۴٪ بیشتر در معرض ابتلا به سرطان معده هستند.
محققان دریافتند که این تأثیر در بین کسانی که مرتباً نوشیدنیهای بسیار داغ مینوشند، حتی بیشتر است و خطر ابتلا به سرطان معده در صورت مصرف بیش از هشت فنجان در روز، صرف نظر از سن، سبک زندگی، سیگار کشیدن یا سایر عوامل، بیش از دو برابر میشود.
کارشناسان معتقدند که این امر به دلیل تحریک مزمن دیواره معده یراثر گرما است که باعث التهاب و آسیب بافتی میشود و محیط مناسبی را برای رشد تومورهای بدخیم ایجاد میکند. این مطالعه نشان میدهد که نوشیدن نوشیدنیها با دمای متوسط ممکن است گامی ساده برای کاهش خطر ابتلا به سرطان معده و دستگاه گوارش باشد.
سه دامی که أمیرالمؤمنین (ع) به آن هشدار دادند
یکی از نقاط ضعف انسان ها، مسئله «خودپسندی» است که أمیرالمومنین علی علیه السلام توصیه ای پیرامون این مسئله دارند:
وَ إِیَّاکَ وَالاِْعْجَابَ بِنَفْسِکَ، وَالثِّقَةَ بِمَا یُعْجِبُکَ مِنْهَا، وَحُبَّ الاِْطْرَاءِ - نامه ۵۳
از خودپسندی و تکیه بر نقاط قوت خویش و علاقه به مبالغه در ستایش (ستایش گویان) شدیداً بپرهیز.
امام علیه السلام انگشت روی سه نقطه ضعف از نقاط ضعف آدمی به خصوص زمامداران گذارده است: اوّل خودپسندی، دوم اعتماد بر نقاط قوت خویش و سوم علاقه به مدح و ثنای ثناگویان.
گرفتاری انسان در این گونه موارد از آنجا نشأت می گیرد که حب ذات و علاقه به خویشتن سبب می شود نقاط قوت خود را بزرگ ببیند و بر آنها تکیه کند و دوست دارد او را بستایند، بلکه گاه نقاط ضعف خویش را نقطه قوت می شمرد و ثنای ثناگویان را میطلبد که این خطرناکترین حالات انسان است.
امام باقر (ع)؛ معلم فقها و الهامبخش مبارزان
به مناسبت میلاد امام محمدباقر علیه السلام گزیدهای از بیانات مقام معظم رهبری، پیرامون شخصیت امام پنجم شیعیان تقدیم شما فرهیختگان می شود.
حرکت سیاسی امام باقر علیه السلام
بزرگان علمای زمان، پیش امام باقر درس میخوانند و استفاده میکنند. شخصیّت معروفی مثل عکرمه شاگرد ابنعبّاس وقتی میآید خدمت امام باقر، برای اینکه از آن حضرت حدیث بشنود -شاید هم برای اینکه امتحانش بکند- دست و بالش میلرزد و در آغوش امام میافتد؛ بعد خودش تعجّب میکند، میگوید یا ابن رسولالله! من بزرگانی مثل ابنعبّاس را دیدم و از آنها حدیث شنیدم [امّا] هرگز این حالتی که در مقابل تو به من دست داد، برای من دست نداده بود؛ و ببینید امام باقر در جوابش چقدر صریح میگویند «وَیلَکَ یا عُبَیدَ اَهلِ الشّامِ! اِنَّکَ بَینَ یَدَیِ بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَ یُذکَرَ فِیها اسمُه»؛(۱) ای بندهی کوچک شامیان! تو در مقابل عظمت معنویّت است که مجبوری اینجور به خودت بلرزی. کسی مثل ابوحنیفه که از فقها و بزرگان زمان است، میآید خدمت امام باقر و از آن حضرت معارف و احکام دین را فرا میگیرد، و بسیاری از علمای دیگر جزو شاگردان امام باقر هستند وصیت علمی امام باقر در اکناف عالم میپیچید که به «باقرالعلوم» معروف میشود.
پس ببینید؛ وضع اجتماعی و وضع عاطفی مردم و احترامات آنها نسبت به ائمّه، زمان امام باقر فرق کرده، تفاوت کرده. به همین نسبت ما میبینیم که حرکت سیاسی امام باقر هم تندتر است؛ یعنی امام سجّاد در مقابلهی با عبدالملک، [بهصورت] روبهرو، تندی و سخن درشت و سخنی که بتوانند آن را بهعنوان یک قرینهای بر مخالفت بگیرند، ندارد. عبدالملک به امام سجّاد نامه مینوشت دربارهی فلان موضوع، حضرت هم جواب او را میدادند؛ البتّه جواب پسر پیغمبر همیشه یک جواب محکم و متین و دندانشکن است، امّا در آن، بهآنصورت تعرّض نیست؛ امّا در مورد امام باقر (علیه الصّلاة و السّلام) اینجوری نیست؛ حرکت امام باقر آنچنان است که هشامبنعبدالملک احساس وحشت میکند و میبیند که باید آن حضرت را زیر نظر قرار بدهد و به شام میخواهد آن حضرت را ؛ البتّه امام سجّاد را هم در دوران امامتشان -بعد از آن دفعهی اوّل- با غل و زنجیر و مانند اینها به شام بردهاند، لکن وضع آنجا جور دیگری است و امام سجّاد با ملاحظهی بیشتری همیشه برخورد میکردند، امّا در مورد امام باقر، ما لحن کلام را تندتر میبینیم. بنده چند روایت در [زمینهی] مذاکرات حضرت باقر (علیه الصّلاة و السّلام) با اصحابشان دیدم که نشانهی دعوت به حکومت و خلافت و امامت و حتّی نوید آینده در آنها مشاهده میشودکه انشاءالله چند نمونهاش را عرض میکنم.
بعد از آن هم که دوران زندگی این بزرگوار به پایان میرسد، ما میبینیم که آن حضرت، حرکت مبارزی خودشان را با آن ماجرای منا [ادامه میدهند]؛ «تَندُبُنی عَن نَوادِبَ عَشرَ سِنِینَ بِمِنًی،(۱) ده سال بایستی در منا بر امام باقر گریه بکنند؛ این ادامهی همان مبارزه است.
گریه بر امام باقر آنهم در منا، به چه منظوری است؟ در زندگی ائمّه (علیهم السّلام)، آنجایی که گریه تحریض شده، بر امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) است که روایات متقنِ مسلّمِ قطعی دارد؛ چرا، حضرت رضا در هنگام حرکتشان [عدّهای را] جمع کردند که بر ایشان گریه کنند که یک حرکت کاملاً سیاسی و جهتدار و معنیداری بود [امّا] در مورد [گریه بر] شهادتشان جای دیگری بنده یادم نمیآید جز در مورد امام باقر (علیه السّلام) که حضرت وصیّت میکنند و هشتصد درهم از مال خودشان را میگذارند که این کار را در منا بکنند.
منا با عرفات فرق دارد، با مشعر فرق دارد، با خود مکّه فرق دارد؛ مکّه شهر است و مردم متفرّقند و مشغول کارشانند؛ در عرفات یک صبح تا عصر بیشتر نیستند، صبح که میآیند خستهاند و عصر هم با عجله دارند میروند که به جاهای دیگر برسند؛ و در مشعر [فقط] چند ساعتی در شب هستند و یک گذرگاهی است در راه منا؛ امّا منا سه شبِ متوالی است؛ کسانی که در این سه شبانهروز ــ در آن زمان و با وسایل آن روز ــ بخواهند روزها خودشان را به مکّه برسانند و شب برگردند، کمند و آنجا میمانند؛ درحقیقت سه شبانهروز هزارها انسان آنجا هستند که از اکناف عالم اسلام آمدهاند و انسان میبیند که جای مناسبی است برای اینکه آنجا تبلیغات کند؛ هر حرفی که بخواهیم به دنیای اسلام برسد، جایش آنجا است؛ با وضع آن روز که رادیو و تلویزیون و روزنامه و وسایل ارتباطجمعی نبوده.
آنجا وقتی یک عدّهای بر محمّدبنعلی از اولاد پیغمبر گریه میکنند، همه قاعدتاً سؤال خواهند کرد که چرا گریه میکنید؟ انسان که برای هر مردهای گریه نمیکند، مگر به او ظلم شده بود؟ مگر کشته شده؟ چه کسی به او ظلم کرده؟ چرا به او ظلم کردند؟ و سؤالهای فراوانی از این قبیل دنبالش میآید؛ این همان حرکت سیاسی مبارزی بسیار دقیق و حسابشده است.۱۳۶۵/۰۴/۲۸
* امید حکومت اهل بیت در زمان امام باقر علیه السلام
روایتی است که در بحار هست که نقل میکند منزل حضرت ابیجعفر، پُر از جمعیّت بود؛ پیرمردی آمد و تکیه داده بود به یک عصایی یا مانند آن؛ آمد و سلام کرد خدمت حضرت و اظهار علاقه کرد و اظهار محبّت کرد و بعد نشست پهلوی حضرت و گفت «فَوَ اللهِ اِنّی لَأُحِبُّکُم وَ اُحِبُّ مَن یُحِبُّکُم وَ وَ اللهِ مَا اُحِبُّکُم وَ اُحِبُّ مَن یُحِبُّکُم لِطَمَعٍ فی دُنیا وَ اِنّی لَاُبغِضُ عَدُوَّکُم وَ اَبرَأُ مِنهُ وَ وَ اللهِ ما اُبغِضُهُ وَ اَبرَأُ مِنهُ لِوَترٍ کانَ بَینی وَ بَینَهُ وَ اللهِ اِنّی لَاُحِلُّ حَلالَکُم وَ اُحَرِّمُ حَرامَکُم وَ اَنتَظِرُ اَمرَکُم فَهَل تَرجُو لی جَعَلَنِیَ اللهُ فِداک»؛ یعنی آیا امید داری که من ببینم آن روزگار شما را؟ چون منتظر امر شما هستم یعنی منتظر فرارسیدن دوران حکومت شما. امر -هذا الامر، امرکم- یعنی حکومت؛ در تعبیرات آن دوره، چه تعبیرات بین ائمّه و اصحاب ائمّه، چه مخالفینشان و دشمنانشان -مثلاً هارون اشاره میکند «و الله لو تنازعت معی فی هذا الامر...»- یعنی خلافت، یعنی امامت؛ «اَمرَکُم» یعنی خلافتتان؛ بلاشک این تعبیر به این معنا است. میآید سؤال میکند که آیا امید دارید که من به آن روز برسم و آن روز را ببینم؛ فَقالَ اَبُو جَعفَرٍ علیه السّلام اِلَیَّ اِلَیَّ حَتّیٰ اَقعَدَهُ اِلیٰ جَنبِه»؛ او را نزدیک آوردند و نشاندند پهلوی خودشان؛ ثُمَّ قَالَ اَیُّهَا الشَّیخُ اِنَّ اَبی عَلیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السّلام اَتاه رَجُلٌ فَسَاَلَهُ عَن مِثلِ الَّذی سَاَلتَنی عَنه؛ حضرت از قول امام سجّاد نقل میکنند و خب این را ما در روایات امام سجّاد پیدا نمیکنیم؛ یقیناً میشود فهمید که اگر امام سجّاد در یک جمع بزرگی این قضیّه را فرموده بودند، به گوش دیگران و ماها هم میرسید، امّا آن چیزی را که امام سجّاد به گمان زیاد سِرّاً فرمودند، اینجا امام باقر علناً میگویند. بعد، از قول پدرشان نقل میکنند که فرمود «اِن تَمُت تَرِد عَلیٰ رَسُولِ اللهِ وَ عَلیٰ عَلیٍّ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ وَ عَلیٰ عَلیِّ بنِ الحُسَینِ وَ یَثلَجُ قَلبُکَ وَ یَبرُدُ فُؤادُکَ وَ تَقَرُّ عَینُکَ وَ تُستَقبَلُ بِالرَّوحِ وَ الرَّیحانِ مَعَ الکِرامِ الکاتِبین ... وَ اِن تَعِش تَریٰ ما یُقِرُّ اللهُ بِهِ عَینَکَ وَ تَکونُ مَعَنا فِی السَّنامِ الاَعلیٰ»؛(۱) یعنی مأیوسش نمیکنند؛ میگویند اگر بمیری -چون پیر بوده- که خب با پیغمبر هستی و مانند اینها، اگر هم بمانی، با خود ما خواهی بود؛ یعنی یک چنین تعبیراتی در کلام امام باقر [هست].۱۳۶۵/۰۴/۲۸
۱۵ مصیبتی که فردِ سبکشمارنده نماز را فرا میگیرد
سبک شمردن نماز 15 مصیبت برای فردِ سبکشمارنده در بردارد که در این مطلب به این مصیبت ها اشاره خواهیم کرد.
به گزارش خبرگزاری حوزه، نماز، ستون دین است؛ ستونی که تمام معارف دین و شعائر اسلام، بر روی آن بنا شده است.
چنانچه ستون دینِ کسی از استحکام و قدرت کافی برخوردار نباشد، سایر جلوه های دینش هم، متزلزل و سست بنیان خواهد بود؛ از این رو، جایگاه ویژه نماز در دین اسلام و نیز، در برنامه عبادی مؤمنان بر هیچ کس پوشیده نیست.
اشخاص با ایمانی که اسلام را نشان افتخار خود می دانند، پنج بار در شبانهروز برای ارتباط با معبود و خالق هستی به نماز می ایستند و با او سخن می گویند تا آیینه باطن خود را صیقل دهند و به سوی کمال و نیل به سعادت گام بردارند. اما اینچنین جایگاهی، مسلماً در معرض آسیب ها و آفات عدیده ای قرار خواهد گرفت زیرا دشمنی و عداوت با دین اسلام و مسلمین و جلوه های عبادی و بندگی آنها، کمترین توطئه شیطان و ایادی اوست.
سبک شمردن و سهل انگاری در رابطه با نماز، یکی از همین آسیب ها و آفت هاست که در این نوشتار به «عواقب سبک شمردن نماز + ۱۵ مصیبتی که فرد سبک شمارنده نماز فرا میگیرد» می پردازیم.
اهمیت نماز در آیات قرآن
اهمیت نماز و اهتمام به برپاداشتن آن در طول شبانه روز، بارها در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته است و این امر، نشان از اهمیت بالای نماز دارد. در قرآن حدود هشتاد آیه در مورد نماز است که با تعبیرهای مختلف به اقامه نماز و رعایت حدود و احکام آن پرداخته و یا به مدح و تمجید نمازگزاران و ضم و توبیخِ تارکینِ نماز و سهل انگارانِ آن پرداخته است.
به عنوان مثال، در سوره اعلی نماز به عنوان عامل رستگاری ذکر شده است:«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی … »: حقا که رستگار شد کسی که خود را (از عقاید فاسد و رذایل اخلاقی و عملهای زشت) پاک کرد و رشد بخشید و زکات داد و نام پروردگار خود را یاد کرد و خضوع نمود و نماز خواند.[۱]
در این آیه اشاره به پاکی از عقاید فاسد و رذایل اخلاقی و اعمال زشت اشاره شده و به دنبال آن، واژه ی نماز آمده است. دلیل این امر، به خاصیت پاک کنندگی و تعالی بخش نماز برمی گردد زیرا خداوند می فرماید:« اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاهَ ۖ إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَیٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ ۗ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ»: (ای رسول ما) آنچه را که از کتاب (آسمانی قرآن) بر تو وحی شد (بر خلق) تلاوت کن و نماز را (که بزرگ عبادت خداست) به جای آر، که همانا نماز است که (اهل نماز را) از هر کار زشت و منکر باز میدارد و همانا ذکر خدا بزرگتر (و برتر از حدّ اندیشه خلق) است، و خدا به هر چه (برای خشنودی او و به یاد او) کنید آگاه است.[۲]
هنگامی که حضرت عیسی علیه السلام به فرمان خداوند، در گهواره لب به سخن گشود، اینگونه فرمود که خداوند، مرا تا زمانی که زنده هستم؛ به برپا داشتنِ نماز و پرداختِ زکات سفارش کرده است: «…وَ أَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیًّا»: … و مرا تا زمانی که زندهام به عبادت نماز و زکات سفارش کرد.[۳]
اهمیت نماز در احادیث
جایگاه و اهمیت نماز، در احادیث و روایات نیز مشهود است؛ چنانکه رسول خدا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله در این زمینه فرموده است: ««إِنَّ عَمُودَ الدِّینِ الصَّلاَهُ وَ هِیَ أَوَّلُ مَا یُنْظَرُ فِیهِ مِنْ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ فَإِنْ صَحَّتْ نُظِرَ فِی عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَصِحَّ لَمْ یُنْظَرْ فِی بَقِیَّهِ عَمَلِهِ»[۴]؛ نماز ستون دین است و آن، نخستین چیزی از اعمال انسان است که در قیامت به آن نظر می شود. اگر نماز صحیح بود به سایر اعمالِ خوب او رسیدگی می شود و اگر صحیح نبود به سایر اعمال او توجّه نخواهد شد.
امام علی علیه السلام در بخشی از نامه ۴۷ نهج البلاغه در وصیت نامه خود، درباره ی اهمّیّت نماز، چنین توصیه می فرماید: «اللهَ اللهَ فِی الصَّلاَهِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ»: خدا را خدا را، که نماز را برپا دارید؛ چرا که ستون دین شماست.[۵]
امام باقرعلیه السلام نیز در همین راستا، به ذکر اهمیت نماز پرداخته و اینگونه فرموده اند که: «الصَّلاَهُ عَمُودُ الدِّینِ مَثَلُهَا کَمَثَلِ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ إِذَا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَتِ الاَْوْتَادُ وَ الاَْطْنَابُ وَ إِذَا مَالَ الْعَمُودُ وَ انْکَسَرَ لَمْ یَثْبُتْ وَتِدٌ وَ لا طُنُبٌ»: نماز ستون دین است مانند ستون خیمه؛ هنگامی که ستون خیمه ثابت و برقرار باشد طناب ها و میخ ها کارآیی دارند و اگر ستون خیمه کج شود یا بشکند از میخ ها و طناب ها کاری ساخته نیست. و علت آن است که نماز، انسان را همواره به یاد خدا می اندازد و روح ایمان و تقوا را در انسان زنده می کند، به همین دلیل است که نماز را بازدارنده از فحشاء و منکر معرفی کرده اند که انسان را از ترک طاعات منع می کند و به این ترتیب، باعث می شود که پایگاه دین استوار و پابرجا بماند و در جبهه ی مقابل، ترک نماز، انسان را به قهقرای نسیان و خدافراموشی می برد و هر کس که در این نسیان، گرفتار شود، آلوده به هر کارِ ناشایست و گناهی خواهد شد.[۶]
وای بر سبک شمارندگان نماز!
خداوند در قرآن کریم، به محافظت از نماز تأکید فرموده و سهل انگاران و سبک شمارانِ نماز را انذار داده است: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ …»؛ وای بر نمازگزاران! آنان که از نمازشان در سهو باشند».[۷]
روایات در تفسیر این آیات، اینچنین بیان کرده اند که مقصود از سهو، غفلت از وقتِ نماز است. سهلانگاری و سبک شماریِ نماز، راه را برایِ نفوذ و سلطه ی شیطان باز میکند؛ چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: « لا یزال الشیطان هابیا لابن آدم ذعرا منه ما صلی الصلوات الخمس لوقتهن فاذا ضیعهن اجترا علیهه فادخله فی العظائم.»: تا هنگامی که فرزند آدم نمازهای پنجگانه را در وقت خود انجام دهد، شیطان از او ترس و وحشت دارد؛ ولی آنگاه که نمازها را تباه ساخت، بر او جرأت پیدا میکند و او را در گناهان بزرگ وارد میسازد.[۸]
محافظت از وقت نماز در سخن و سیره معصومین علیهم السلام
امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که انسان نمازش را در اول وقتِ خود، خواند، نوری سفید و پاکیزه به آسمان میرود و میگوید: خدا تو را حقظ کند که مرا حفظ کردی و برعکس اگر کسی نسبت به وقت نماز مراقبت نکند سیاهیِ تاریک بالا رفته و میگوید: مرا ضایع ساختی خدا تو را ضایع کند.
اهمیت و جایگاه نماز اوّل وقت به حدی است که حتی بزرگترین و مهمترین کارها همچون جهاد و جنگ در راه خدا نیز، نباید باعث شود که انسان نماز را از اول وقت خودش به تأخیر بیندازد. همین امر هم سبب شد تا هنگامی که امام علی علیه السلام در جنگ صفّین مشغول نبرد بودند، در گرماگرمِ پیکار، پیوسته مراقبِ وضع آفتاب بودند تا ببینند کی موقع ظهر میشود تا نماز را به جای آورند. ابن عباس عرض کرد یا امیرالمؤمنین! این چه کاری است؟ فرمود: منتظر زوال هستم تا ظهر شود و نماز بخوانم. ابن عباس گفت: آیا اکنون وقتِ ادای نماز است در این بحبوحه ی جنگ؟ حضرت فرمودند: دلیل جنگ ما با آنها چیست؟ آیا جز برای نماز است که رو در روی آنان ایستاده ایم؟
در تأیید این مطلب، امام حسین علیه السلام به خاطر حب نماز جنگ را از روز تاسوعا به عاشورا موکول کردند و نیز در ظهر عاشورا و در میانه ی جنگ، وقتی که وقت نماز فرا رسید، به همراه یارانِ خود، نماز را در اول وقت اقامه کردند. این میزان از اهمیت دادن به نماز و محافظت از وقت آن، به اصحاب و یارانِ باوفایِ ایشان نیز سرایت کرده بود به حدی که سعید بن عبدالله حنفی به هنگام نماز امام در ظهر عاشورا، در مقابل ایشان ایستاد و تمام تیرهای دشمن را که ناجوانمردانه به سوی امام و یارانِ نمازگزارشان پرتاب می شد را به جان خرید تا بدانجا که نمازِ امام به پایان رسید و سعید بن عبدالله، غرق در خون، اولین شهید نماز در صحرای کربلا شد.
عواقب سبک شماردن نماز در کلام رسول الله
عَنْ الفاطمه سلام الله علیها قالَتْ: «سَأَلْتُ أَبی رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه وآله وسلم لِمَنْ تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ.قال صلی الله علیه وآله وسلم: مَنْ تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ إِبْتَلاهُ اللّهُ بِخَمْسَ عَشَرَهَ خَصْلَهً: یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَهَ مِنْ عُمْرِهِ،وَ یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَهَ مِنْ رِزْقِهِ،وَ یَمْحُوا اللّهُ عَزَّوَجَلَّ سیماءَ الصّالِحینَ مِنْ وَجْهِهِ،وَکُلُّ عَمَل یَعْمَلُهُ لا یُوجَرُ عَلَیْهِ،وَ لا یَرْتَفِعُ دُعاؤُهُ إِلی السَّماءِ،وَ لَیْسَ لَهُ حَظٌّ فی دُعاءِ الصّالِحینَ،وَ أَنّهُ یَمُوتُ ذَلیلاً،وَ یَمُوتُ جائِعًا،وَ یَمُوتُ عَطْشانًا، فَلَوْ سُقِی مِنْ أَنْهارِ الدُّنْیا لَمْ یُرْوَ عَطَشُهُ،وَ یُوَکِّلُ اللّهُ مَلَکًا یَزْعَجُهُ فی قَبْرِهِ،وَ یَضیقُ عَلَیْهِ قَبْرُهُ، وَ تَکُونُ الظُّلْمَهُ فی قَبْرِهِ،وَ یُوَکِّلُ اللّهُ بِهِ مَلَکًا یَسْحَبُهُ عَلی وَجْهِهِ، وَ الْخَلائِقُ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ،وَ یُحاسَبُ حِسابًا شَدیدًا، وَ لا یَنْظُرُ اللّهُ إِلَیْهِ وَ لا یُزَکّیهِ وَ لَهُ عَذابٌ أَلیمٌ.»[۹]
از حضرت فاطمه سلام الله علیها نقل شده که از پدرش رسول خدا صلی الله پرسید: مردان و زنانی که نماز را سبک میشمرند چه سزایی دارند؟ آن حضرت فرمودند: هر مرد و زنی که نمازش را سبک شمارد، خداوند او را به پانزده مصیبت گرفتار مینماید: شش چیز در سرای دنیا، سه چیز هنگام مرگ، سه چیز در قبر، و سه چیز در قیامت هنگام بیرون آمدن از قبر.
مصیبتهای دنیا:
- خداوند، برکت را از عمر او برمیدارد.
- خداوند، برکت را از روزیاش برمیدارد
- خداوند- عزّ و جلّ- نشانه پرهیزکاری را از چهرهاش محو میکند.
- در برابر اعمالی که انجام داده پاداش داده نمیشود.
- دعایش به سوی آسمان بالا نمیرود.
- مشمول دعای بندگان شایسته خدا نخواهد شد.
مصیبتهای هنگام مرگ:
- با حالت خواری و زبونی جان میدهد.
- گرسنه میمیرد.
- تشنه جان میسپارد، به گونهای که اگر آب تمام رودخانههای دنیا را به او بدهند، سیراب نخواهد شد.
مصیبتهایی که در قبر گرفتارشان میشود:
- خداوند فرشتهای را بر او میگمارد تا او را در قبرش همواره پریشان نگهدارد.
- گورش را بر او تنگ میگرداند.
- قبرش تاریک میشود.
مصیبتهای روز قیامت به هنگام بیرون آمدن از قبر:
- خداوند فرشتهای بر او میگمارد تا در جلوی چشم مردم، او را به رو بر زمین بکشد.
- حسابرسی او بسیار شدید و با دقت خواهد بود.
- خداوند نظر رحمت به او ننموده و از بدیها پاکیزهاش نمیگرداند، و برای او عذاب دردناکی خواهد بود.
منظور از سبک شماری و سهل انگاری در نماز چیست؟
منظور از سبک شماری نماز، ترجمه «ساهون» و مفهوم آن، اهمیت ندادن به وقتِ نماز و بیتوجهی به قضا شدنِ آن است. سبک شمردنِ نماز، با ترکِ آن، متفاوت است؛ کسی که نسبت به نماز سهل انگار است با واژه ی «ساهون» معرفی شده ولی کسی که نماز را به طور کلی ترک می کند، با عنوانِ «تارک الصلاه» شناخته می شود.
سهلانگار، گاهی نماز می خواند و گاهی آن را ترک میکند، گاهی مرتب به جای می آورد و گاهی حتی تا چند روز هم، نماز نمی خواند. از این رو، در بعضی نقاط و به هنگامِ ترکِ نماز، با تارک الصلاه مشترک است و ممکن است مشمول عواقب تارک الصلاه شود. در ضمن، اگر این سهلانگاری و ترک های گاه و بیگاهِ نماز، درمان نشود، ممکن است به ترک کلیِ نماز نیز بیانجامد؛ بنابراین باید در مقامِ امر به معروف و نهی از منکر، آثار مترتب بر سهل انگاری و نیز، ترکِ نماز برای او بیان شود. بر اساسِ این توصیفات، به کسی که امرِ نماز را آسان شمرد و به آن بیاعتنایی کند، سهلانگار میگویند و به عمل چنین کسی، سبک شماری و سهلانگاری اطلاق میشود.
سهل انگار کیست؟
در زبانِ عرف به آن دسته از انسان ها، که اهمیت موضوعی را درک نمیکنند و وقت شناسی و تعهد برای آنها، مفهومی بیگانه است و نسبت به انجام دادن کاری در وقتِ معین، حساسیت ندارند و احساس مسئولیت نمی کنند، سهل انگار، بیمبالات، بی مسئولیت، لاابالی و سهلانگار میگویند؛ به این معنا که نسبت به امور جدی و مهم بی خیال است، در انجام تعهدات خود، جدیت ندارد، بیخودی وقت تلف میکند و خود را با کارهای کم ارزش و بیاهمیت مشغول میکند تا آن تعهد و کار مهم را انجام ندهد. بعضی ها با اینکه از ارزش و اهمیت نماز آگاه هستند و میدانند نماز از ارکان مهم دین است، با این حال، به بهانههای واهی و علت تراشی های بیخودی، در ادای آن کوتاهی و سهلانگاری میکنند. البته چنین افرادِ اهمال کاری، در میان گذشتگان و امت های پیشین نیز بودهاند، چنانچه خداوند در قرآن کریم از عده ای از مردم، به عنوان جانشینانِ نالایق و ناشایستِ انبیا یاد کرده است که علی رغم اهتمام و دعوت انبیا به برپایی نماز و در اولویت قرار دادنِ آن، نماز را ضایع کردند و به جای اعتلای فرهنگ نماز، در پیِ هواهای نفسانی و امیال و شهوات خود رفتند: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا»؛ اما پس از آنان، فرزندان ناشایستهای روی کار آمدند که نماز را تباه کردند و از شهوات پیروی نمودند و به زودی (مجازات) گمراهی خود را خواهند دید.[۱۰]
مصادیق سهل انگاری و سبک شماری نماز
کسی که به نمازِ اول وقت وقعی نمی نهد و آن را بدون عذر و دلیل موجه، به تأخیر میاندازد، کسی که هنگام نماز، چشمش به تلویزیون و گوشش به اخبار است، کسی که کلمات و اذکار نماز را صحیح ادا نمیکند و برای یادگیری آن هم، هیچ تلاشی نمی کند، و یا افعال و ارکان نماز را درست و صحیح به جای نمیآورد، یا اینکه هنگام خواندن نماز، فکر و ذهن او در جای دیگری مشغول است و هر آنچه که گم کرده، موقع خواندن نماز پیدا می کند، در نماز خود سهلانگاری کرده است و آن را سبک شمرده است.
رسول گرامی اسلام، حضرت محمد صلوات الله، در این باره می فرماید: «کسی که رکوع و سجدهاش را کامل به جا نیاورد، نماز نخوانده است» و نیز فرموده اند: «پلیدترین و دزدترین افراد کسی است که از نمازش بدزدد».
روایت شده است که شخصی در مسجد نماز می گزارد و رکوع و سجود نمازش را با سرعت و ناکامل ادا می کرد. پیامبر خدا صلوات الله علیه، آن مرد را دید و فرمود: «نَقَرَ کَنَقْرِ الْغُرَابِ لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَکَذَا صَلَاتُهُ- لَیَمُوتَنَّ عَلَی غَیْرِ دِینِی»؛ مانند نوک زدن کلاغ به زمین نوک می زند. اگر با این حالت بمیرد، به دین محمد از دنیا نرفته است». [۱۱]
استاد مرتضی مطهری در این باره مینویسد:
«یکی از گناهان کبیره، استخفاف نماز یعنی سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن، یک گناه بزرگ است و نماز خواندن و نماز را خفیف شمردن و استخفاف کردن و بیاهمیت تلقی کردنِ نماز، گناه دیگری است».[۱۲]
سهل انگاری در نماز از نظر معصومین علیهم السلام
در روایت آمده است که: « پس از وفات امام صادق علیه السلام ابوبصیر آمد تا به امّ حمیده تسلیتی عرض کند. امّ حمیده گریست. ابوبصیر هم که کور بود گریست. سپس امّ حمیده به ابوبصیر گفت: ابوبصیر! نبودی و لحظه ی آخر امام را ندیدی؛ جریان عجیبی رخ داد. امام در یک حالی فرو رفت که تقریباً حال غشوه ای بود. بعد چشمهایش را باز کرد و فرمود: تمام خویشان نزدیک مرا بگویید بیایند بالای سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کردیم. وقتی همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طی می کرد یکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعیت و همین یک جمله را گفت: « اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلوهِ»: هرگز شفاعت ما به مردمی که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسید. این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.[۱۳]
اهمیت ارج نهادن به نماز از همین وصیت امام صادق علیه السلام، مشخص می شود. آنجا که امام در واپسین لحظه ی عمر مبارکش، نفرمود که شفاعت ما به مردمی که تارک الصلاه هستند، نمی رسد زیرا تارک الصلاه تکلیفش روشن و مشخص است، بلکه فرمود شفاعت ما به کسانی که نماز را خفیف می شمارند، نمی رسد. اما این خفیف شمردن و سبک شمردن یعنی چه؟
استاد مطهری در پاسخ این سؤال اینگونه می نویسد: «یعنی وقت و فرصت دارد، می تواند نماز خوبی با آرامش بخواند ولی نمی خواند. نماز ظهر و عصر را تا نزدیک غروب نمی خواند، نزدیک غروب که شد یک وضوی سریعی می گیرد و بعد با عجله یک نمازی می خواند و فوراً مهرش را می گذارد آن طرف؛ نمازی که نه مقدمه دارد نه مؤخره، نه آرامش دارد و نه حضور قلب. طوری عمل می کند که خوب دیگر، این هم یک کاری است و باید نمازمان را هم بخوانیم. این، خفیف شمردن نماز است. این جور نماز خواندن خیلی فرق دارد با آن نمازی که انسان به استقبالش می رود؛ اول ظهر که می شود با آرامش کامل می رود وضو می گیرد، وضوی با آدابی، بعد می آید در مصلاّی خود اذان و اقامه می گوید و با خیال راحت و فراغ خاطر نماز می خواند. «السّلام علیکم» را که گفت فوراً در نمی رود، مدتی بعد از نمازْ با آرامش قلب تعقیب می خواند و ذکر خدا می گوید. این علامت این است که نماز در این خانه احترام دارد.»[۱۴]
مذمت استخفاف نماز و درمان آن در کلام استاد مطهری
استاد مطهری، ضمن تبیین کوچک و سبک شمردن نماز، عواقب آن را نیز گوشزد کرده و می نویسد:«نمازخوان هایی که خودشان نماز را استخفاف می کنند، یعنی کوچک می شمارند (نماز صبحشان آن دم آفتاب است، نماز ظهر و عصرشان آن دم غروب است، نماز مغرب و عشائشان چهار ساعت از شب گذشته است و نماز را با عجله و شتاب می خوانند)، تجربه نشان داده که بچه های اینها اصلاً نماز نمی خوانند. شما اگر بخواهید واقعاً نمازخوان باشید و بچه هایتان نمازخوان باشند، نماز را محترم بشمارید. نمی گویم نماز بخوانید؛ بالاتر از نماز خواندن، محترم بشمارید. اولاً برای خودتان در خانه یک مصلاّیی انتخاب کنید (مستحب هم هست) یعنی در خانه نقطه ای را انتخاب کنید که جای نمازتان باشد، مثل یک محراب برای خودتان درست کنید. اگر می توانید (همان طوری که پیغمبر اکرم یک مصلّی و جای نماز داشت) یک اتاق را به عنوان مصلّی انتخاب کنید. اگر اتاق زیادی ندارید، در اتاق خودتان یک نقطه را برای نماز خواندن مشخص کنید. یک جانماز پاک هم داشته باشید. در محل نماز که می ایستید، جانماز پاکیزه ای بگذارید، مسواک داشته باشید، تسبیحی برای ذکر گفتن داشته باشید. وقتی که وضو می گیرید، اینقدر با عجله و شتاب نباشد… »[۱۵]
تأکید قرآن بر محافظت از نماز
قرآن کریم در بیان اهمیت نماز و جایگاه آن در نزد خداوند، به مدح کسانی که از نماز خود محافظت میکنند می پردازد و از کسانی که در خواندن نماز خود اهمال کاری و سهلانگاری مینمایند، بیزاری می جوید. از این رو در میان عبادات فقط نماز است که به محافظت از آن تا این اندازه تأکید شده است: «حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وَ الصَّلاهِ الْوُسْطی وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتین»: بر نمازها و نمازِ میانی (نماز ظهر و عصر) محافظت نمایید و برای خدا و از روی خضوع و اطاعت، برای خدا بپاخیزید.[۱۶]
عمل به این توصیه و سفارش مهم، که قرآن به آن پرداخته است، امری است که فقط مؤمنان راستین و بااخلاص، از عهده آن بر می آیند. چنانچه خداوند در سه آیه از قرآن کریم، محافظت از نماز و پایداری در آن را یکی از صفات خاص مؤمنان بیان کرده و نمازگزاران راستین را کسانی معرفی کرده است که بر نمازشان استوار و پابرجا هستند: «الَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ دائِمُونَ»[۱۷] و هم بر کیفیت نمازشان (از نظر واجبات و مستحبّات و تعقیبات و …) مواظبت میکنند: «وَ الَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ».[۱۸] همانطور که ذکر شد، مراد از محافظت بر نماز، حب نماز و اهتمام نسبت به ادای اول وقت آن و به تأخیر نینداختنِ وقت آن است.
پیامدهای استخفاف نماز
همانطور که ذکرشد، ائمه اطهار علیهم السلام، نسبت به محافظت از نماز، بسیار تأکید داشته اند و سبک شمارندگان نماز را از شفاعت و ولایت خود طرد کرده اند، چنانچه امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام در روایتی برائت جویانه و با صراحت نسبت به این افراد چنین خطاب فرمودند: «لیس مِنّی مَن ضَیَّعَ الصّلاه»: آن کس که نماز را تضییع نماید از من نیست.[۱۹]
امام صادق علیهالسّلام نیز در بیان شاخصه های شناخت شیعیان، چنین میفرمایند: «اِمتَحِنُوا شِیعَتَنا عِندَ مواقیت الصلوه کیف محافظتهم علیها»: شیعیان ما را از دقت آنان در انجام به موقع نمازها شناسایی کنید.[۲۰]
ایشان در حدیث دیگری مسئله ی سهل انگاری در امر نماز و سبک شمردن و استخفاف آن را باعث محرومیت از شفاعت تمام امامان و خاندان عترت و طهارت در روز قیامت عنوان کرده اند.[۲۱]
حضرت محمد صلیالله نیز در روایتی دیگر در برائت از سهل انگاران امر نماز، اینگونه میفرمایند: «مَن استَخَفَّ بالصّلاه لا یَرِدُ عَلیَّ الحوضَ لا و اللّه»: آن کس که نماز را سبک شمارد (به خدا قسم) روز قیامت در کنار حوض کوثر، با من ملاقات نخواهد کرد. [۲۲]
همه ی این تأکیدات و توصیه ها و قهرها و عتاب ها و سوگندها، حکایت از اهمیت بیش از اندازه نماز، در نظر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و امامان معصوم علیهم السلام دارد و قهرو خشم ایشان را نسبت به نماز گزارانی که نماز را از روی عادت و با اکراه و بی میلی می خوانند و آن را سبک می شمارند، نشان میدهد.
کلام آخر
برای رهایی از همه ی این بلایا و مصائب دنیوی و اخروی، و از همه مهمتر، برای رسیدن به قرب الهی و تقرب به بارگاه معصومین علیهم السلام، باید حب نماز را در دل هایمان پرورش دهیم. باید به این نتیجه برسیم که نماز نه یک تکلیف واجب، بلکه صحنه ی دلدادگی بنده نسبت به خالق و عرصه ی تجلی عشق معبود نسبت به عبد است. برای گریز از فقر مادی و معنوی، به توصیه های مشفقانه ی بزرگان و اولیای دین عمل کنیم و بر نماز و اوقات آن، محافظت نماییم تا مورد قهر خاندان عترت علیهم السلام قرار نگیریم، چراکه طبق فرمایش پیامبر گرامی اسلام«صعشرون خصله تورث الفقر…و الاستخفاف بالصلاه»: استخفاف و سبک شمردن نماز موجب فقر و تهیدستی میشود.[۲۳] بنابراین تنها راه رهایی از فقر و فلاکت مادی و روحی و رسیدن به غنای دنیا و عقبی، محافظت و مداومت بر امر نماز است.
حِصن رحمان و عمود دین و شیرین چون عسل
چون نماز از عشق باشد، اِنَّها خَیْرُالْعَمَلِ
نهی از فحشا و منکر می کند “إِنَّ الصَّلَاه..”
یادی از الله اکبر می کند “إِنَّ الصَّلَاه..”
خط پیوند رگ ایمان و نور باطن است
سر به سجده بهترین حال نماز مؤمن است
برتری دارد جهان آخرت بر این جهان
” إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ..” در نمازت قدر دان
همچو نهر آب جاری پاک گرداند خطا
گر بدانی” لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی “
در قیامت اولین پرسش نماز است ای بشر
گر قبول افتد، شود مقبول اعمال دگر
از خدا خواهید توفیق عمل بر طاعتش
بر نماز اول وقت و کتاب حکمتش
عاقبت خیری بود در طاعت پروردگار
این ره روشن نماید بندگان را رستگار[۲۴]
منبع: ستاد اقامه نماز
پی نوشت ها:
- سوره اعلی، آیات ۱۴ و ۱۵
- سوره عنکبوت، آیه ۴۵
- سوره مریم، آیه ۳۱
- تهذیب الأحکام، طوسی، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: خرسان، حسن، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ق، چاپ چهارم، ج ۲، ص ۲۳۷، باب (فضل الصلاه و المفروض منها و المسنون).
- همان، ص ۲۳۸
- پیام امیرالمومنین علی علیه السلام، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ ش، چاپ اول، ج ۱۰، ص ۲۷۷
- سوره ماعون، آیات ۴ و ۵
- حدثنی محمد بن علی ماجیلویه رضی الله عنه عن عمه عن محمد بن علی الکوفی عن ابن فضال عن سعید بن غزوان عن اسماعیل بن ابی زیاد عن ابی عبدالله عن ابیه عنه آبائه عن امیر المومنین علیه السلام قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله، ثواب الاعمال، صفحه ۴۹۴
- «قَالَ یَا فَاطِمَهُ مَنْ تَهَاوَنَ بِصَلَاتِهِ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِخَمْسَ عَشْرَهَ خَصْلَه..»؛ ابن طاووس، علی بن موسی، فلاح السائل و نجاح المسائل، ص ۲۲، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، ۱۴۰۶ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج۸۰، ص۲۱، ح ۳۹، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق
- سوره مریم، آیه ۵۹
- محجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۴۰
- مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۲۳، ص ۵۱۰
- وسائل ، ج /۳ص ۱۷، ح ۱۱.
- مجموعه آثار شهید مطهری ، ج۲۳، ص ۵۱۱
- همان، ص ۵۱۲
- سوره بقره، آیه ۲۳۸
- سوره معارج، آیه ۲۳
- سوره معارج، آیه ۳۴
- نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۹۸
- حرعاملی، محمدحسن، وسائل الشیعه، ج۴، ص۱۱۴
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۹، ص۲۳۶
- همان، ج۸۰، ص۹
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۳، ص۳۱۵
- شاعر امین
طاووسیه و ناموسیه چه فرقهای از تشیع است؟
تاریخ تشیع شاهد پیدایش فرقههایی بوده که بسیاری از آنها امروز دیگر وجود ندارند.
پرسش:
سلام؛ طاووسیه و ناموسیه چه فرقهای از تشیع است؟
پاسخ:
تعداد بسیاری از آنچه به عنوان فرقه دینی در کتب ملل و نحل از آن یاد شده، نه تنها امروز خبری از آنها نیست؛ بلکه حتی در زمان خود نیز پیروان چندانی نداشتند، و فرقههای نوظهور نیز اندک هوادارانی دارند.
با این مقدمه، به پرسش برمیگردیم.
نخست باید گفت که فرقههای «ناووسیه» و «طاوسیه» ارتباطی با هم ندارند و تأسیس فرقه دوم بیش از هزار سال بعد از تأسیس فرقه اول بود.
فرقه ناووسیه
بر اساس گزارش نوبختی، شیعیان پس از شهادت امام صادق(ع) به شش فرقه تقسیم شدند.[۱]
یکی از این فرقهها، ناوسیه(ناووسیه) نام داشت. آنها معتقد بودند که امام صادق(ع) همچنان زنده است تا اینکه قیام کند. در واقع آنها امام ششم(ع) را همان مهدی موعود(ع) میدانستند.[۲]
آنها همچنین معتقد بودند که حضرت علی(ع) زنده است، و روز قیامت و بعد از شکافته شدن زمین، بر دنیا حکومت میکند و زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود.[۳]
گفته میشود آنها بر این باور بودند که حضرت علی(ع) برترین فرد امت اسلامی بود و هرکس این اعتقاد را نداشته باشد کافر است.[۴]
علت نامگذاری این فرقه به نام ناووسیه آن است که رئیس این فرقه،[۵] یا پدربزرگ او ناووس نام داشت،[۶] و یا آنکه او اهل منطقهای به نام ناووس بود.[۷] این گروه در کتاب اعتقادات فخر رازی به اشتباه، «ناموسیه» اعلام شده است.[۸]
فرقه طاووسیه
طاووسیه اما فرقهای به نسبت جدید در میان صوفیهایی با گرایش شیعی است که از طریقهی نعمت اللهی منشعب شدهاند. بر اساس برخی گزارشها، آنها پیرو آقا محمد کاظم تنباکو فروش اصفهانی هستند که خود دست ارادت به حاج زین العابدین شیروانی داده بود.
پس از آنکه شیروانی در سال ۱۲۵۳ درگذشت، محمد کاظم از طرف محمد شاه قاجار لقب طاووس العرفاء گرفت.
وی بعد از رحمت علی شاه شیرازی جانشین مستعلی شاه(مؤلف کتاب بستان السیاحة) از پیروی جانشین او خودداری کرد و با انشعاب از آن طریقه، به تهران رفت و ادعای قطبیت کرد!
او سپس ادعا نمود که ۱۲۴۰۰۰ پیامبر و ۱۲ امام در وی حلول کرده و او خلیفه و تجلی همۀ آنها است و اگر تمامشان به این جهان بازگردند از او اطاعت خواهند کرد!
وی میگفت: من باطن قرآن، نماز، روزه و حج هستم، و بر انجام هرکاری قدرت دارم، و رسیدگی به امور زندگان و مردگان با من است، و هرکس ۱۲ سال تمام از من اطاعت کند و از من فرمان برد انسان کامل خواهد شد و صاحب نفس و روح جدیدی میگردد. او خود را شمس الشموس میدانست که باید او را به چشم ملکوتی ببینند نه به چشم ظاهر!
مریدان او بایستی گوشتی فراهم آورند و دیگ جوشی برای وی بسازند و دیگ را مرید بر سر نهد و به پیش پای قطب گذارد و او بر مهمانان خود تقسیم کند، این رسم را «نیاز» گویند.
اگر یکی از مریدانش برای او هدایایی میآورد میگفت: دیگر نمازخواندن بر تو واجب نیست؛ زیرا من این نیازت را پذیرفتم.
به عبارتی ادعاهایی که از او نقل میشود، چیزی مشابه ادعای الوهیت بود!
به هر حال، او در سال ۱۲۹۳ هجری در تهران درگذشت و در مقبره سراج الملک در حضرت عبد العظیم، شهر ری به خاک سپرده شد.[۹]
پی نوشت ها:
[۱]. نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة، ج ۱، ص ۶۶، بیروت، دار الاضواء، چاپ دوم، بیتا.
[۲]. همان، ص ۶۷.
[۳]. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۶۷، موسسة الحلبی.
[۴]. مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۴۳۶، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، ۱۳۷۵ش.
[۵]. الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۶۶.
[۶]. فرق الشیعة، ج ۱، ص ۶۷.
[۷]. الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۶۶.
[۸]. فرهنگ فرق اسلامی، ص ۴۳۶.
[۹]. همان، ص ۳۲۶.
اعمال و فضائل ماه رجب از دریچه روایات
ماه رجب از ماههای پرفضیلت و ارزشمند در تقویم اسلامی است که در روایات بر توجه به اعمال آن تأکید فراوان شده است. به طوری که در حدیث قدسی آمده است «ماه رجب را ریسمانی بین خودم و بندگان مقرر کردم و هرکسی چنگی به آن بزند به وصال من میرسد».
برای این ماه عزیز، اعمال مستحب بسیاری همچون نمازهای ویژه، دعاهای مأثور و روزه توصیه شده و فرصتی ناب برای بندگی و تقرب به خداوند فراهم گردیده است.
فضیلت و برتری ماه رجب
ماه رجب از ماههای حرام و پرفضیلت است که در آن آغاز یا ادامه جنگ با دشمنان اسلام ممنوع بوده و ارتکاب جنایت و قتل نیز با دیهای سنگین همراه میشود. پیامبر اکرم(ص) این ماه را «أصبّ» نامیدهاند؛ چرا که درهای رحمت الهی در این ایام بر بندگان شایسته گشوده میشود.
ماه رجب فرصتی ناب برای بندگی، عبادت و خودسازی است؛ ماهی که فضیلت روزهایش بیپایان است و هرچه درباره ارزش آن گفته شود، باز هم اندک خواهد بود. در روایات، اعمال مستحب فراوانی همچون نمازهای ویژه، دعاهای مأثور و روزه برای این ماه توصیه شده و هر یک دریچهای به سوی قرب الهی میگشاید که در ادامه به برخی از انها می پردازیم.
۱ ـ مرحوم «شیخ صدوق» به استناد از روایات معتبر از امام صادق علیه السلام نقل میکند که در آخرین روزهای ماه رجب بود که یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام نزد ایشان آمد امام از آن مرد سوال کرد که آیا در این ماه روزه گرفته ای؟ آن مرد گفت:نه امام فرمود: این ماه، ماه بسیار عزیزی است آنقدر در این ماه ثواب از دست دادهای که حد و اندازه ندارد خداوند ماه رجب را نسبت به سایر ماهها برتری خاصی بخشیده است هر کس در این ماه روزه بگیرد از اجر و ثواب ویژهای برخوردار خواهد شد. آن مرد گفت: اگر در روزهای باقیمانده روزه بگیرم به ثواب میرسم؟ امام فرمودند: بله سپس فرمودند که هر کس سه روز آخر ماه رجب را روزه بگیرد خداوند او را از سکرات مرگ رهایی میبخشد عذاب و فشار قبر را بر او کم میکند و از صراط مستقیم به سلامت عبورش میدهد و از آتش دوزخ دورش میکند.
۲ ـ در احادیث آمده است که نهری در بهشت برین جاری است که آبش از شیر سفیدتر و مزه اش از عسل شیرینتر است هر کس فقط یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد از آن خواهد نوشید اسم این نهر «رجب» میباشد.
۳ ـ حدیث دیگر از رسول خدا(ص) نقل شده است که ایشان فرموده اند: اگر کسی میخواهد که خداوند مهربان از او خشنود و راضی باشد و از خشم و غضب الهی دور باشد و درهای جهنم به روی او بسته شود یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد.
۴ ـ ماه رجب ماه پر خیر و برکتی است ماهی است که با انجام چند عمل مجوز ورود به بهشت برای هر کسی صادر میشود و درهای رحمت و بخشش الهی به روی هر کسی باز میشود هر کس سه روز از این ماه عزیز (روزهای پنج شنبه، جمعه، و شنبه) را روزه بگیرد ثواب بیشتری برایش دارد البته ماههای حرام جزو ماهای ارزشمند هستند.
رسول خدا (ص) میفرمایند: اگر کسی به هر علتی نتوانست در این ماه روزه بگیرد با خواندن روزانهی این تسبیحات میتواند ثواب روزه گرفتن را کسب کند هر روز صد مرتبه خوانده شود: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاْعَزِّ الاْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ» پاک و منزه است خدای بزرگ، پاک و منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز برای او شایسته نیست، پاک و منزه است خدای برتر و کریمتر، پاک و منزه است آنکه لباس عزت در بر دارد و شایسته آن است.
معرفی مناسبتهای خاص در تقویم ماه رجب:
روز اول: طبق برخی از روایات، روز ولادت امام محمد باقر (ع) در سال ۵۷ هجری.
روز سوم: روز شهادت امام علی النقی (ع) در سال ۲۵۴ هجری.
روز دهم: روز ولادت امام محمد تقی (ع) طبق بعضی از روایات.
روز سیزدهم: روز ولادت امیرمومنان علی بن ابی طالب (ع) در داخل کعبه؛ ۱۲ سال پیش از بعثت رسول خدا (ص).
روز پانزدهم: مطابق بعضی از روایات، روز وفات حضرت زینب کبری (س) در سال ۶۳ هجری.
روز هجدهم: روز وفات جناب ابراهیم، فرزند رسول خدا (ص).
روز بیست و پنجم: روز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) در سال ۱۸۳ هجری.
روز بیست و ششم: مطابق روایتی، روز وفات حضرت ابوطالب (ع).
روز بیست و هفتم: بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص).
اعمال ماه رجب
اعمال ماه رجب به دو صورت است که یک بخش از اعمال مشترک بین همه روزها است و می توان در طول ماه رجب آن را انجام داد و از ثواب آن بهره مند شد ولی برخی از اعمال مخصوص شب های خاصی از این ماه شریف است که باید در همان موقع انجام شود که در ادامه به تفصیل ابتدا اعمال مشترک و سپس اعماص خاص را بیان می کنیم.
اعمال مشترک ماه رجب
اعمالی که در اینجا نوشته شده مختص روز خاصی نیست بلکه در تمامی روزهای ماه رجب از اهمیت بالایی برخوردار است از جمله:
در تمام ماه رجب، این دعا را بخوانید: یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة؛ای که مالک حاجات خواستارانی و ای که نهاد خاموشان دانی برای هر خواسته ای، مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ. اللّهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ واَیادیکَ الفاضِلَةُ؛ از جانب تو گوشی شنوا و پاسخی آماده است خدایا به حق وعدههای راستت و نعمتهای بسیار، وَ رَحْمَتُکَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَآلِ محمد؛ و رحمت وسیعت از تو خواهم که درود فرستی بر محمّد و آل محمد، واَنْ تَقْضِیَ حَوائِجی لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ؛ و حوایج دنیا و آخرتم را برآوری که به راستی تو بر هر چیز توانایی؛
همچنین پیامبر(ص) فرمودند: هر شخصی در ماه رجب ۱۰۰ مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و در آخر صدقهای کنار بگذارد، خداوند مغفرت و رحمت و مغفرت در کارش نصیب میکند و هر کس ۴۰۰ مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد؛ و نیز فرموده اند:هر شخصی هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» در ماه رجب بگوید، حسنات و ثواب فراوانی از سوی خداوند بر او نوشته میشود.
در یکی از روایات نقل شده است: «هر کس در ماه رجب، در زمان صبح، ۷۰ مرتبه و شب ۷۰ مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ و بعد از آن دستان خود را بلند کرده و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَیَّ چنانچه در همان ماه رجب بمیرد، رضایت و خشنودی خداوند از آن او خواهد بود…».
در روایت دیگر نقل شده است که در طول این ماه هزار مرتبه بگویید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَ الاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان و رحیم آمرزشش را برایتان نشان دهد.
«سیّد بن طاووس» در «اقبال» فضیلت زیادی برای خواندن سوره «قل هو الله احد» در ماه رجب نقل کرده است و از رسول خدا (ص) روایت کرده که هر کس در ماه رجب با نیتی خالص، ۱۰ هزار بار سوره «قل هو الله احد» را بخواند، در حالی که مثل روزی که از مادر متولد شده و از گناه مبرا شده است وارد عرصه قیامت میشود و ۷۰ فرشته از او استقبال کرده و به او وعده بهشت را میدهند.
همچنین از آن حضرت ذکر شده است که پاداش قابل توجهی برای هزار و یا صد بار خواندن سوره «قل هو الله احد» در این ماه در نظر گرفته شده است.
از رسول خدا (ص) در روایتی آمده است که آن حضرت فرمود: «هر که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد و چهار رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت با یک سلام) و در رکعت اول ۱۰۰ مرتبه «آیة الکرسی» بخواند و در رکعت دوم ۲۰۰ مرتبه «قل هو الله احد»، قبل از اینکه بمیرد خود را در بهشت نظاره میکند و یا حتی کسی دیگر جای او را در بهشت میبیند (و برای او تعریف میکند)».
اعمال مخصوص لیلة الرّغائب (شب آرزوها)
اولین شب جمعه ماه رجب را شب آرزوها یا لیلة الرغائب نامیده اند که فضیلتهای زیادی برای آن در روایات آمده است. آن چنان که روایت داریم در این شب درهای رحمت الهی به روی زمینیان باز شده است و در بزم دعا و نیایش زمینیان عرشیان هم خود را رسانده و حضور پیدا کردند تا سهمی از این برکت ببرند. در روایتی که از رسول خدا درباره فضیلت ماه رجب بیان شده آمده است که حضرت فرمودند: «از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» نامیدند.»
از سوی رسول خدا (ص) اعمالی برای آن شب به این کیفیت بیان شد: «که روز پنج شنبه اول ماه را روزه بگیرید؛ و به محض رسیدن شب جمعه، میان نماز مغرب و عشا ۱۲ رکعت نماز بگذارید (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت از آن، یک مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «إنا انزلناه» و ۱۲ مرتبه «قل هو الله احد» را بخوانید. پس از اتمام نماز ۷۰ مرتبه بگویید:أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد النَّبِیِّ الاْمِّیِّ وَ عَلی آلِهِ آنگاه به سجده میروید و ۷۰ بار بگویید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» و بعد سر از سجده برمی دارید و ۷۰ بار میگویید: «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، إِنَّکَ أنْتَ العَلِیُّ الاْعْظَمُ» بار دیگر نیز به سجده بروید و ۷۰ مرتبه بگویید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» آنگاه حاجتتان راکنید که ان شاءالله برآورده خواهد شد.
در فضیلت این اعمال رسول خدا (ص) فرمود: «کسی که چنین نمازی را بخواند، خداوند همه گناهانش را بیامرزد…»
تاکید بسیاری در انجام «عمره»، در ماه رجب شده است چرا که فضیلت بسیاری دارد. بر اساس روایات اهل بیت (ع) فضیلت «عمره» در ماه رجب هم ردیف حج (تمتع) میباشد.
از امام صادق (ع) روایت آمده است: «اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضیلتترین عمره، عمره در ماه رجب است».
اعمال خاص شب اول ماه رجب
انجام دادن اعمالی در این شب بسیار با ارزش میباشد، و در روایات بسیاری انجام آنها تاکید شده است.
اول: از رسول خدا (ص) نقل شده است که هنگامی که هلال ماه رجب را رویت میکرد، این دعا را میخواند: اَللّهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاْمْنِ وَ الاْیمانِ، وَ السَّلامَةِ وَ الاْسْلامِ، رَبّی وَ رَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام پروردگار من و پروردگار تو (ای ماه) خدای عزوجل است؛
همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتی هلال ماه رجب را میدید، میفرمودند: اَللّهُمَّ بارِکْ لَنا فی رَجَب وَ شَعْبانَ، وَ بَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَ اَعِنّا عَلَی الصِّیامِ وَ الْقِیامِ، وَ حِفْظِ اللِّسانِ، وَ غَضِّ الْبَصَرِ، وَ لا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان و کمکمان ده برای گرفتن روزه و شب زنده داری و نگهداری زبان و پوشیدن چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگی و تشنگی قرار مده.
دوم: غسل کردن روایتی از رسول خدا (ص) توسط مرحوم «سیّد بن طاووس» در کتب «عبادات» یافت شده بود که آن حضرت فرمود: «هر کس درک کند ماه رجب را و در اول، وسط و آخر آن، غسل کند همانند روزی که از مادر متولد شده، از گناهان خارج گردد (و پاک شود).»
سوم: در این شب عزیز تاکید بسیاری بر خواندن زیارت امام حسین (ع) شده است.
چهارم: پس از نماز مغرب، ۲۰ رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار سوره «حمد» و یک بار سوره «توحید» بخواند. رسول خدا (ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش، خانواده اش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود… و در قیامت به سرعت از صراط عبور خواهد کرد.
پنجم: پس از نماز عشا، دو رکعت نماز به جا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «قل هو الله احد» را سه مرتبه خوانده و در رکعت دوم، سورههای «حمد»، «اَلَم نشرح»، «قل هو الله احد» و «معوّذتین» (سورههای ناس و فلق) را یک بار بخواند و پس از سلام ۳۰ مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و ۳۰ مرتبه «صلوات» بفرستد.
رسول خدا (ص) فرمود: هر کسی که این عمل را بجا بیاورد، خداوند گناهانش را ببخشد و از گناه پاک و مبرا میشود.
ششم: ۳۰ رکعت نماز خوانده، (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و یک مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» و سه مرتبه «قل هو الله احد» را بخواند. در روایتی رسول خدا (ص) فرمود: هر مرد و زن مومنی چنین کند، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ وی را میآمرزد و تا سال بعد، خداوند نامش را در فهرست «نمازگزاران» مینویسد و از نفاق پاک میشود.
هفتم؛ احیای شب اول ماه: «شیخ طوسی» در «مصباح المتهجّد» از امام صادق (ع) از جدش از امیر مؤمنان علی (ع) نقل کرده است که آن حضرت علاقه داشت که در چهار شب از شبهای سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد شب اوّل ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان.
از امام صادق (ع) در یک حدیث دیگر نقل شده است که: «تا میتوانی بر احیای شبهای عید فطر، عید قربان و… شب اول رجب مراقبت کن».
هشتم: خواندن دعایی که از امام جواد (ع) نقل شده است که فرمود: مستحب میباشد در اولین شب رجب، انسان با این کلمات، دعا کند: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ، خدایا از تو خواهم بواسطه آن که تو فرمانروایی و تو بر هر چیز توانایی و تو هر کاری را بخواهی میشود.
اَللّهُمَّ اِنّی اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِیِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، خدایا من بسویت رو کنم بوسیله پیامبرت محمّد پیامبر رحمت درود تو بر او و آلش
یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّی اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَی اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّی لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتی، ای محمّدای رسول خدا براستی من به تو رو آورده ام برای رفتن به درگاه خدا پروردگار من و تو تا بلکه بوسیله تو حاجت روا گردم…
اعمال مخصوص برای شب سیزده رجب
به فرموده امام صادق (ع): «خداوند به این امت سه ماه ارزشمند بخشیده است که به امتهای پیشین عطا نکرده بود و آن ماه ها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امتهای قبل نبخشیده بود و آن شبهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امّتهای سابق نداده بود و آن سورههای «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهای این امّت جمع کرده است».
پرسشی از امام (ع) شد که: «چگونه میتوان میان آنها جمع کرد؟»
ایشان فرمود: «در لیالی بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این صورت که «در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگزارد و در هر رکعتی پس از سوره «حمد» این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند، و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سورهها را در هر رکعت بخواند».
از اثار و برکت این نمازها امام (ع) فرمودند: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را جز شرک میآمرزد».
اعمال روز سیزدهم ماه رجب
ولادت امیرالمؤمنین علی (ع) مصادف سیزدهمین روز ماه رجب میباشد و اولین روز از ایام البیض است. در این روز، و دو روز بعد، روز گرفتن توصیه شده است چرا که ثواب بسیاری دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را انجام دهد بایستی این روز را روزه بدارد.
اعمال روز چهاردهم ماه رجب
پاداش فراوانی برای روزه گرفتن در این روز مقرر شده است در روایتی از رسول خدا (ص) میخوانیم: «هرکس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشی به وی عنایت کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلبی خطور کرده باشد…»
اعمال پانزدهمین شب و روز ماه رجب
از این شب به بزرگی یاد شده است و انجام اعمالی در این شب ارزش بسیار بالایی دارد که به شرح زیر است:
اوّل: غسل.
دوم: شب زنده داری و احیا یکی از ارزشمندترین اعمال این شب است.
سوم: خواندن زیارت امام حسین (ع) چراکه در بسیاری از روایات در شب و روز نیمه رجب مورد سفارش زیادی قرار گرفته است.
چهارم: خواندن ۶ رکعت نماز (هر دو رکعت با یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند.
پنجم: بجا آوردن ۳۰ رکعت نماز، که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و ۱۰ مرتبه سوره «توحید» را بخواند، در روایتی از رسول خدا (ص) اجر و ثواب زیادی برای این نماز عنوان شده است.
ششم: خواندن۱۲ رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار «حمد» و یک بار «سوره» را میخوانی و پس از پایان نمازها هر یک از سورههای «حمد»، «فلق»، «ناس»، «توحید» و «آیة الکرسی» و همچنین سوره «قدر» را چهار مرتبه میخوانی و پس از آن، چهار مرتبه میگویی:سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لاَ اِلهَ إِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَکْبَر، سپس میگویی:أللّهُ أللّهُ رَبِّی، لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً، ما شاءَ اللهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.
اعمال نیمه رجب
در این روز مبارک چند عمل آمده است که انجام انها بسیار تاکید شده و فضیلت بالایی دارد:
۱- غسل کردن.
۲- خواندن زیارت امام حسین (ع)؛ در روایتی از محمد بن ابی نصر آمده است که از امام رضا (ع) سوال کردم: «در چه ماهی زیارت امام حسین (ع) بهتر است؟» فرمود: «در نیمه رجب و نیمه شعبان».
۳- خواندن نماز جناب سلمان (همان گونه که در اعمال روز اوّل ماه رجب گذشت).
۴-اعمال امّ داوود
از با اهمیتترین اعمالی که در روز نیمه رجب یعنی پانزدهم رجب، اجر و پاداش زیادی دارد عمل و دعای “ام داوود ” میباشد که بنابر روایت از علامه مجلسی: «شیخ صدوق، سیدبن طاووس شیخ طوسی» با استناد به روایات معتبر به نقل آن پرداخته اند.
اگر کسی حاجت یا نیازی داشته باشد یا بخواهد از شر دشمنانش خلاص شود یا برای برطرف کردن غم و اندوهش میتواند یه دعای ام داوود متوسل گردد. (به گفتهی «علامه مجلسی» در کتاب «زاد المعارف» بارها این عمل به اثبات رسیده است)
اعمال شب بیست و هفتم ماه رجب مصادف با (شب بعثت)
همهی روزهای ماه رجب بسیار ارزشمند هستند از جمله شب مبعث پیامبر اکرم که شب بسیار پر خیر و برکت و مهمی است.
این شب نیز دارای اعمالی است که انجام آنها با ثواب و پاداش زیادی همراه است و همچنین بجا آوردنشان مستحب میباشد.
اول: از اعمال مستحبی که در این شب انجام میشود میتوان به غسل کردن اشاره کرد.
دوم: در کتاب «مصباح المتهجد» شیخ طوسی سخنی از امام جواد را روایت میکند:که آن حضرت فرمود: در ماه رجب شبی وجود دارد که از تمام آنچه که خورشید بر آن میتابد بهتر و نیکوتر است و آن شب بیست و هفتم ماه رجب است که در بامداد این شب رسول اکرم به پیامبری برگزیده شدند و از ما مسلمانان هر کس در این شب عملی انجام دهد به اندازهی ۶۰ سال اجر و پاداش دریافت خواهد کرد.
از امام جواد سوال کردند:کدام عمل در شب بعث از ثواب بیشتری بر خوردار است؟
فرمودند: بعد از اینکه نماز عشا را به جا آوردی و در وقت خواب، خوابیدی قبل از نیمه شب، یا بعد از نیمهی شب، از خواب بلند شو و ۱۲ رکعت نماز بخوان. در هر رکعت، ابتدا سورهی «حمد» و یک سوره از سورههای کوچک مفصل را بخوان؛ و بعد در هر دو رکعتی که سلام را دادی بنشین و هفت مرتبه سورهی «حمد» و هفت مرتبه «معوذتین» یعنی سورههای «ناس و فلق» و سورههای «توحید» و «کافرون» و سوره «قدر» و «آیت الکرسی» را هر کدام هفت بار بخوان و بعد هر خواستهای از خداوند مهربان داشتی طلب کن. تا خداوند مهربان نیز خواسته ات را اجابت نماید.
سوم: دوازده رکعت نماز که چگونگی ادای آن در اعمال شب نیمه رجب ذکر شده است.
چهارم: از برترین اعمال دیگر این شب گرانقدر زیارت حضرت علی (ع) میباشد که برای آن حضرت سه زیارت ذکر شده است.
اعمال روز بیست و هفتم ماه رجب
بیست هفتم ماه رجب همان روز بعث پیامبر گرامی ما مسلمانان میباشد که روز بسیار گرانقدر و با ارزشی برای ما مسلمانان و شیعیان میباشد.
امام صادق در روایتی روز مبعث را از بزرگترین و پاکترین عیدها معرفی کرده است حکمای دینی ما برای این روز اعمال خاصی نقل کرده اند از جمله:
اول: غسل کردن که در این روز مستحب و اجر زیادی دارد.
دوم: روزه گرفتن روز بیست و هفتم رجب، یکی از چهار روزی است که روزه گرفتن در آن روز بسیار پر فضیلت بوده و اجر و ثواب زیادی نیز به همراه دارد.
در روایتی از امام صادق نقل شده است که اگر شخصی در روز بیست و هفت رجب روزه بگیرد خداوند برای او اجر و پاداش ۷۰ سال را در نظر میگیرد.
سوم: صلوات فرستادن
امام صادق میفرمایند: در این روز مبارک روزه بگیرید و به پیامبر و اهل بیتش صلوات بی شمار بفرستید.
چهارم: زیارت امام علی و پیامبر اکرم (ص) میباشد.
پنجم: به جا آوردن ۱۲ رکعت نماز است.
«ریّان بن صلت» روایت میکند: امام محمد تقی وقتی که در بغداد سکونت داشتند روز پانزدهم رجب را همراه با اصحابشان روزه میگرفتند و بعد میفرمودند ۱۲ رکعت هم نماز به جا بیاورید و سورههای «حمد و سوره» را بخوانید و وقتی که نمازتان تمام شد سورههای حمد و توحید و معوذتین «فلق و ناس» را چهار بار بخوانید و بعد چهار بار بگویید: لا اِلهَ اِلاَّالله و اللهُ اَکبَرُ، وَسُبحانَ اللهِ وَالحَمدُلِلّه، وَلا حَولَ و لاقُوهِ اِلابالله العَلی العَظیم و چهار دفعه: اللهُ اللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْا و چهار بار: لا اُشْرِکُ ِبربی اَحداً.
ششم: ۱۲ رکعت نماز دیگر: «شیخ طوسی» از حسین بن روح این چنین نقل میکند: که در روز بیست و هفتم رجب خواندن ۱۲ رکعت نماز مستحب است و طریقهی خواندنش به این گونه است که در هر رکعت حمد و هر سورهای که خواستید بخوانید و بعد از هر دو رکعت سلام نماز را میخوانید:اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، یا عُدَّتی فی مُدَّتی یا وَلیّی فی نِعْمَتی، یا غِیاثی فی رَغْبَتی، یا نَجاحی فی حاجَتی یاحافِظی فی غَیْبَتی، یاکافِیَّ (کافِیَ) فی وَحْدَتی، یااُنْسی فی وَحْشَتی اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتی فَلَکَ الْحَمْدُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْتُرْ عَوْرَتی، وَ آمِنْ رَوْعَتی، وَ اَقِلْنی عَثْرَتی، وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمی، وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتی فی اَصْحابِ الْجَنَّةِ، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذی کانُوا یُوعَدُونَ.
وقتی که نماز و دعا تمام شد هر کدام از سورههای حمد، کافرون، آیت الکرسی، اخلاص، معوذتین، و انا انزلنا را هفت بار میخوانید. بعد هفت دفعه هم می گویید:”لا اِلهَ اِلا الله و الله اکبر، و سبحان الله و لا حَْولِ و لا ُُقوه الا بالله “؛ و بعد هفت مرتبه هم میگویید:”اللهُ اللهُ رَبی لا اُشْرِک بِهِ شَیْا ” و بعد از تمام شدن آن از خداوند هر خواستهای داشتید بخواهید تا خداوند نیز خواسته تان را اجابت نماید.
هفتم: وقتی که امام هفتم شیعیان موسی بن جعفر در روز ۲۷ رجب سنهی ۱۷۹ هجری از مدینه به طرف بغداد در حرکت بودند این دعا را تلاوت کردند: یا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ، یا مَنْ عَفی وَتَجاوَزَ، اُعْفُ عَنّی وَتَجاوَزْ یا کَریمُ، اَللّهُمَّ وَقَدْ اَکْدَی الطَّلَبُ، وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ الاْمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ اِلاَّ مِنْکَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ …
اعمال آخرین روز ماه رجب
در روز آخر ماه رجب نیز بهتر است که نماز جناب سلمان ادا شود. البته روزه گرفتن نیز در این روز از اجر بسیاری برخوردار است. امام رضا در این مورد فرموده اند: “خداوند گناهان بندهای را که در روز آخر ماه رجب روزه بگیرد را مورد آمرزش و بخشش قرار میدهد”.
چرا انسانها با فطرت توحیدی باز هم به شرک گرایش پیدا میکنند؟
فطرت،گرچه الهی و درونی است اما همچون دیگر ظرفیتهای انسانی نیازمند هدایت ومراقبت است و اگر در معرض تربیت نادرست یا غفلت قرار گیرد تضعیف و یا درخود انکار می شود.
پرسش:
اگر همه انسانها فطرت توحیدی دارند و پیامبران همواره مردم را به یکتاپرستی دعوت کردهاند، پس چرا در تاریخ اقوام زیادی مثل ایرانیان باستان یا هندوها دچار شرک و چندخدایی شدهاند؟ آیا این اتفاق با آن ادعای دینی در تناقض نیست؟
پاسخ:
در قرآن کریم آمده است که همه انسانها دارای فطرت توحیدی هستند(۱) و در طول تاریخ، پیامبران الهی برای هدایت مردم بهسوی توحید و پرستش خدای یگانه مبعوث شدهاند.(۲) بااینحال، واقعیتهای تاریخی گویای این است که در بسیاری از تمدنهای قدیمی، شرک و پرستش خدایان متعدد رواج داشته است. ایران باستان پیش از ظهور زرتشت و آئین او در دوران ساسانی و چندخدایی در هند، نمونهای از جوامع مشرک هستند.
ازاینرو این سؤال طرح میشود که آیا شیوع تاریخی شرک، ایدة قرآنیِ «فطرت توحیدی انسانها» یا «برخورداری همه اقوام از پیامبران الهی» را زیر سؤال نمیبرد؟
در ادامه در قالب نکاتی به این مبحث میپردازیم.
نکته اول: فطرت به معنای گرایش درونی، نه تحقق بیرونی
در نگاه قرآنی، فطرت به معنای سرشت و ساختار درونی انسان است؛(۳) تمایلی درونی به شناخت و پرستش کاملترین موجود، یعنی خداوند متعال.(۴) بنابراین، گرایش توحیدی در انسانها نهاده شده، اما این به معنای تحقق عملی آن در همه انسانها و جوامع نیست؛ چنانکه:
• خیرخواهی در فطرت همه هست، اما تاریخ پر است از انسانهای بدخواه؛
• حقیقتطلبی در فطرت انسان است، ولی تاریخ پر است از خرافات و جهل؛
• عدالت خواسته جهانی و فراگیر است، اما همیشه ظلم نیز رواج داشته؛
بنابراین، فطرت، همچون سایر استعدادهای انسانی، نیاز به هدایت، رشد و مراقبت دارد. اگر کسی خودش نخواهد یا بهخوبی رشد نیابد و در محیط آلوده به شرک و خرافه پرورش یابد، نور فطرتش ضعیف میشود تا جایی که درون خودش آن را نمییابد و حتی انکارش میکند.
نکته دوم: تعلیم و تربیت انبیاء و خواست مردم
درست است که پیامبران، مربیان و معلمان تعلیم و تربیت فطرت هستند، اما تا زمانی که فرد و جامعه، پذیرای این تعلیم و تربیت نباشد، این بذر درونی شکوفا نمیشود: «خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.»(۵)
به بیانی، انسان، گیاه نیست که اگر آب، نور و هوا به آن برسد، قهراً شکوفا شود، بلکه در مورد انسان، افزون بر عوامل بیرونی و درونی، خود او نیز باید بخواهد تا شکوفا شود و رشد کند. اختیار و خواست او در پرورندان بذر فطرت، بسیار مؤثر و تعیینکننده است.
برای نمونه، حضرت موسی منادی ندای توحید بود و بنیاسرائیل نیز معجزاتش را دیده و با او همراه شدند، اما پس از تأخیر کوتاه در بازگشت حضرت موسی از طور سینا (کوه یا مجموعهای از کوهها در صحرای سینا مصر) بهسوی قومش، آنها تحت تأثیر گوساله سامری قرار گرفته و مشرک شدند و بعد از بازگشت موسی بهسوی آنها مجدداً توبه کرده و از شرک دست برداشتند.(۶) به همین شکل در ادیان ایرانی و هندی نیز میتوان همین رفتوبرگشت توحید و شرک را ملاحظه نمود که مثلاً چطور زرتشت همه را موحد کرد، اما پس از مدتی دوباره در دوران ساسانیها، شرک عبادی و ساخت معبد برای خدایان دیگر مثل آناهیتا (مثلاً معبد آناهیتا در کنگاور کرمانشاه) رواج یافت؟! یا چطور ادیان هندی که با محوریت برهمن بود و رویکرد توحیدی به هستی داشت، با پرستش خدایانی مثل ویشنو و شیوا درآمیخت و رگههای شرکآمیز در آن راه یافت.(۷)
نکته سوم: شرک و درونمایه توحیدی آن
شرک، نوعی تحریف و انحراف از فطرت و تعالیم انبیا است؛ نه انکار آنها از اساس. مشرکان هم معتقد به خدا و پرستش او بودند، اما بهمرورزمان در کنار خدا، بیدلیل موجودات دیگری را شریک میگرفتند و آنها را صدا میزدند و از آنها کمک میخواستند و آنها را در تدبیر جهان مؤثر میدانستند. در آیاتی از سوره زمر به این حقیقت اشاره شده است: «آگاه باشید که دین خالص از آن خداست و آنها که غیر خدا را اولیای خود قرار دادند و دلیلشان این بود که اینها را نمیپرستیم مگر به خاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند»(۸) و «و اگر از آنها بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده؟ حتماً میگویند: خدا. بگو: آیا هیچ درباره معبودانی که غیر از خدا میخوانید اندیشه میکنید که اگر خدا زیانی برای من بخواهد، آیا آنها میتوانند گزند او را برطرف سازند؟! و یا اگر رحمتی برای من بخواهد، آیا آنها میتوانند جلو رحمت او را بگیرند؟!»(۹)
این نشان میدهد که در جوامع شرکآمیز نیز فطرت الهی بهطور کامل خاموش نشد و تلاشهای انبیای الهی بیفایده نبود و بسیاری از تعالیم آنها باقی ماند؛ اما با گذشت زمان به علل مختلف، کموزیاد شد و چون به عادت تبدیل گشت، تغییرش سخت و دشوار شد.
نکته چهارم: مهمترین عوامل مؤثر در پیدایش شرک
قرآن بهصراحت علل متعددی را برای گرایش انسانها به شرک بیان میکند. توجه به این علل نشان میدهد که واقعیت انسان و جوامع انسانی، پیچیدهتر از آن چیزی است که در پرسش منعکس شده است.
انسان دارای فطرت است و جوامع انسانی نیز پیامبرانی داشتهاند، اما علل و عوامل دیگری نیز وجود دارند که سبب انحراف جامعه بهسوی شرک میشوند:
۱. تقلید از نیاکان:
یکی از مهمترین عوامل، پیروی کورکورانه از نسلهای گذشته است. در آیاتی از قرآن آمده که: «و هنگامیکه به آنها گفته شود: ازآنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید؛ میگویند: نه ما ازآنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی مینماییم.»(۱۰)
۲. پیروی از حدس و گمان:
در سوره انعام آمده است که خیلی اوقات مردم از حدس و گمان پیروی میکنند: «اگر از بیشتر کسانی که درروی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه میکنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی مینمایند و تخمین و حدس (واهی) میزنند.»(۱۱) اکثریتگرایی و هراس از طرد اجتماعی، باعث میشود انسانها باورهای غلط رایج را بپذیرند.
۳. توجیهات جبرگرایانه:
مشرکان، انحراف خود را به خدا نسبت میدهند و توجهی به اختیار و مسئولیت آدمی در پیدایش انحرافات یا مقابله با آنها ندارند: «بهزودی مشرکان (برای تبرئه خویش) میگویند: اگر خدا میخواست، نه ما مشرک میشدیم و نه پدران ما؛ و نه چیزی را تحریم میکردیم ... بگو: آیا دلیل روشنی (بر این موضوع) دارید؟ پس آن را به ما نشان دهید؟ شما فقط از پندارهای بیاساس پیروی میکنید و تخمینهای نابجا میزنید.»(۱۲) خداوند در نقد این رویکرد مدام به این مطلب تأکید دارد که چرا سخن بیدلیل میگویید و اشتباهات و انحرافات خودتان را بیجهت به خدا نسبت میدهید و خداوند ازآنچه شما انجام میدهید، بیزار است: «و هنگامیکه کار زشتی انجام میدهند میگویند: پدران خود را بر این عمل یافتیم؛ و خداوند ما را به آن دستور داده است. بگو: خداوند (هرگز) به کار زشت فرمان نمیدهد. آیا چیزی به خدا نسبت میدهید که نمیدانید؟!»(۱۳)
۴. تعطیل کردن عقل و دل:
در آیات قرآن به این حقیقت نیز اشاره شده که تعطیل کردن عقل و خاموش کردن نور دل، ازجمله علل مؤثر در پیدایش انحرافاتی مثل شرک است. برای نمونه در سوره اعراف آمده است: «بهیقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمیکنند و) نمیفهمند؛ و چشمانی که با آن نمیبینند؛ و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنها همچون چهارپایاناند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلاناند (چراکه با داشتن همهگونه امکانات هدایت، بازهم گمراهند).»(۱۴)
۵. دنیازدگی و استکبار:
گروهی از ثروتمندان به سبب برخورداری از ثروت و نعمتهای مادی، با انبیای الهی مخالفت کرده و خود را بینیاز از دین دانسته و معتقد بودند که همان سبک زندگی موروثی که آنها را به این نعمتها و مال و ثروت رسانیده، برایشان کافی است و نیازی به پیروی از انبیای الهی نیست: «و [ما] در هیچ شهری هشداردهندهای نفرستادیم، جز آنکه خوشگذرانانِ آنها گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهاید، کافریم؛ و گفتند: ما دارایی و فرزندانمان از همه بیشتر است و ما عذاب نخواهیم شد.»(۱۵) همچنین: «خوشگذرانان آن گفتند: ما پدران خود را بر آیینی [و راهی] یافتهایم و ما از پی ایشان راه سپریم».(۱۶) این ثروتمندان دنیازده که غرق در نعمات مادی هستند، از أشراف و خواص جامعه بهحساب آمده و نهفقط خودشان با انبیای الهی مخالفت میکردند؛ بلکه مردم را نیز به مخالفت فرامیخواندند: «مهتران قومش که کافر بودند، گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید، در این صورت قطعاً زیانکارید.»(۱۷)
نتیجهگیری:
پس از بررسی مفاهیم قرآنی و شواهد تاریخی، روشن میشود که گرایش به شرک در تاریخ بشر، نهتنها ناسازگار با فطرت توحیدی نیست، بلکه نشانه آن است که انسان، در نبود هدایت و با تأثیر عوامل بیرونی، ممکن است از فطرت خود منحرف شود. فطرت بهمثابه نوری در درون انسان است، اما این نور نیاز به روشن نگاهداشتن دارد. پیامبران الهی، برای زنده کردن و احیای این نور آمدهاند. هرگاه جامعهای پیامبران را انکار کرده یا دعوت آنان را تحریف کرده، زمینه برای ظهور شرک فراهم شده است؛ بنابراین، باور به فطرت توحیدی و بعثت پیامبران، نهتنها با واقعیات تاریخی در تعارض نیست، بلکه این واقعیات را بهتر تبیین میکند و نشان میدهد که چرا در بسیاری از موارد، مردم از مسیر اصلی توحید فاصله گرفتهاند و نیاز به هدایت الهی داشتهاند.
پینوشتها:
۱. سوره روم، آیه ۳۰: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُون».
۲. سوره فاطر، آیه ۲۴: «إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا ۚ وَإِنْ مِنْ أُمَّهٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ».
۳. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار: فطرت، تهران، انتشارات صدرا، بیتا ج ۳، ص ۴۶۴-۴۶۶.
۴. مطهری، مجموعه آثار: فطرت، ص ۴۹۲-۵۰۲.
۵. سوره رعد، آیه ۱۱: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّیٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ».
۶. سوره بقره، آیات ۵۱-۵۴.
۷. برای مطالعه بیشتر، به کتابهای مرتبط با تاریخ ادیان مراجعه شود.
۸. سوره زمر، آیه ۳: «أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ ۚ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَیٰ».
۹. سوره زمر، آیه ۳۸: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ ۚ قُلْ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِیَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِی بِرَحْمَهٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ».
۱۰. سوره بقره، آیه ۱۷۰: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ».
۱۱. سوره انعام، آیه ۱۱۶۱۶۰: «وَإِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ۚ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ».
۱۲. سوره انعام، آیه ۱۴۸: «سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَیْءٍ ۚ کَذَٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّیٰ ذَاقُوا بَأْسَنَا ۗ قُلْ هَلْ عِنْدَکُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُون».
۱۳. سوره اعراف، آیه ۲۸: «وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَیْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ».
۱۴. سوره اعراف، آیه ۱۷۹: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ».
۱۵. سوره سبا، آیات ۳۴-۳۵: «وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ وَقَالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ».
۱۶. سوره زخرف، آیه ۲۳: «وَکَذَٰلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَیٰ أُمَّهٍ وَإِنَّا عَلَیٰ آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ».
۱۷. سوره اعراف، آیه ۹۰: «وَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَیْبًا إِنَّکُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ».
منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
راه نزدیکشدن به محبت اهلبیت
امام مهدی علیهالسلام:
لِیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ عَلَی ما یُقَرِّبُهُ مِنْ مَحَبَّتِنا.
هر یک از شما باید کاری انجام دهد که او را به محبت ما نزدیک کند.
بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۶
































