emamian
مهدی موعود دراعتقادات اهل سنت ثبت و مدون است
شیخ مصطفی نوری امام جمعه گله دار (فارس) در آستانه میلاد منجی عالم بشریت امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف، اظهار داشت: درتاریخ اسلام و دیدگاه اهل سنت مسئله منجی مورد توجه وعنایت خاص بوده است؛ خلفای بنی عباس برای کسب این افتخار فرزندانشان و حاکمان وقت خود را به نام مهدی لقب می گذاردند، در قرن گذشته نیز در سودان که علیه استعمار بریتانیا جنگیدند و درچهل سال پیش در تسخیر مکه قیامشان را با قیام مهدی(ع) مرتبط دانستند.
شیخ نوری افزود: درطول تاریخ بشریت، از مکاتب آسمانی ،غیرآسمانی و دیگر ملل هریک به نوعی معتقد به ظهور نجات دهنده و امام مهدی(عج) بوده اند.
وی ادامه داد: هر چند در کیفیت و چگونگی آن با یکدیگراختلاف دارند؛ اما در حقیقت امام محور خوبی برای وحدت و اتحاد درمیان جامعه می تواند باشد، ایشان به عنوان راهبر ، زمینه ساز و بستر مناسبی برای تقارب ادیان و گفتوگو میان مذاهب و ملت ها است.
امام جمعه گله دار، تصریح کرد: مهدی موعود دراعتقادات اهل سنت ثبت و مدون است و آن را داخل به ایمان به رسالت پیامبر اکرم(ص) می داند؛ از آثار ایمان به پیامبر اسلام ایمان به اموری است که به آن خبر داده وازغیبیات است.
وی اضافه کرد: ایمان به غیب، صفات مؤمنان و پرهیزگاران می باشد؛ ظهور آن حضرت برکسی پوشیده نمانده است، همه علما ، محدثین ، اصحاب سنن و صحاح به وضوح و روشن صحبت کرده اند و روایتهای متعدد و متواتر ، لفظی ومعنوی در این رابطه رسیده است.
وی عنوان کرد: انکار این موضوع جایز نیست زیرا ایمان به آن واجب است؛ "لاتقوم الساعه حتی تملأ الارض ظلما وعدوانا ثم یخرج رجل من عترتی یملأها قسطاوعدلا"، قیامت برپا نمی شود تا اینکه زمین را ظلم وجور فرا گرفته است و درآن هنگام مردی ازاهل بیت پیامبر اسلام(ص) و اولاد فاطمه که اسم او اسم پیامبر و اسم پدرش اسم پدر من است ظهور خواهد کرد.
وی در پایان تأکید کرد: اگر از دنیا دو روز باقیمانده باشد، خداوند متعال آن روز را طولانی کرده تا مردی از پیامبر اسلام(ص) خروج می کند و بر زمین مسلط می گردد؛ همه مسلمانان از او پیروی می کنند و تاریکی ها را از بین می برند و دنیا همچون خورشید درخشانی می درخشد.
ایران و سوریه حامی قدرت بازدارندگی لبنان
مسئولین باید موضوع مسمومیت دانشآموزان را با جدیت دنبال کنند/هر ایرانی سه درخت بکارد کاشت یک میلیارد نهال در چهار سال محقق میشود
حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی همزمان با روز درختکاری صبح امروز سه اصله نهال کاشتند.
رهبر انقلاب پس از کاشت نهالها در سخنانی درباره علت کاشت سه نهال به شعار امسالِ روز درختکاری با عنوان «هر ایرانی سه نهال»، اشاره کردند و گفتند: اگر بر اساس شعار انتخابشده، هر ایرانی سه نهال بکارد، برنامه دولت برای کاشت یک میلیارد نهال، از سال 1402 و در طول چهار سال محقق خواهد شد.
حضرت آیتالله خامنهای به اهمیت موضوع نهالکاری در حفظ محیط زیست اشاره کردند و با تأکید بر اینکه با کمک مردم امکان تحقق کاشت یک میلیارد نهال وجود دارد، افزودند: توصیه متخصصان و کارشناسان این است که علاوه بر کاشت درختهای میوهدار باید درختان جنگلی و درختانی که چوب آنها دارای اهمیت است نیز کاشته شوند زیرا تجارت چوب در اقتصاد کشور تأثیر بسزایی دارد.
ایشان خاطرنشان کردند: نتیجه اقتصاد تکمحصولی، وضعیت کنونی کشور است که در زمینههای ارزش پول ملی و تورم و گرانی دارای مشکلات است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش مسئولان برای حل مشکلات، گفتند: مسئولین باید از همه راههای ممکن اقتصادی استفاده کنند تا بتوانند برای حل مشکلات مردم به راهحل درستی برسند.
حضرت آیتالله خامنهای، تصریح به حفظ محیط زیست را یکی از امتیازات برجسته قانون اساسی کشور برشمردند و تأکید کردند: هیچکس نباید این قانون را نقض کند.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنان خود به موضوع «مسمومیت دانشآموزان» نیز اشاره کردند و با تأکید بر اینکه مسئولان و دستگاههای اطلاعاتی و انتظامی باید با جدیت آن را دنبال کنند گفتند: این موضوع یک جنایت بزرگ و غیرقابل اغماض است و اگر کسانی در این ماجرا دست داشته باشند، باید عوامل و مسببین آن به اشد مجازات برسند.
حضرت آیتالله خامنهای این موضوع را جنایت درحقِ معصومترین عناصر جامعه یعنی کودکان و همچنین موجب ناامنی روانی جامعه و نگرانی خانوادهها دانستند و خاطرنشان کردند: همه بدانند اگر کسانی بهعنوان عوامل این جنایت شناسایی و محکوم شوند، هیچ عفوی درمورد آنها نخواهد بود زیرا باید به اشد مجازات برسند تا مایه عبرت دیگران شود.
۵ ثمره گفتار نیک در کلام امام سجاد علیه السلام
امام سجاد علیه السلام:
اَلْقَوْلُ الْحَسَنُ یُثْرِی الْمالَ وَ یُنْمِی الرِّزْقَ وَ یُنْسِئُ فِی الاَْجَلِ وَ یُحَبِّبُ اِلَی الاَْهْلِ وَ یُدْخِلُ الْجَنَّةَ؛
گفتار نیک، ثروت را زیاد و روزی را فراوان می کند؛ مرگ را به تأخیر می اندازد؛ انسان را در خانواده محبوب می کند و به بهشت وارد می نماید.
خصال: ص ۳۱۷، ح ۱۰۰
شش خصوصیت حضرت ولی عصر (عج) از زبان سیدالشهدا (ع)
پانزدهم ماه شعبان سالروز ولادت با سعادت دوازدهمین شمس ولایت و امامت حضرت بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء است. مرحوم شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ قمری) در کتاب الارشاد (ج ۲، ص ۳۳۹) مطالب مهم و دقیقی درباره امام زمان علیه السلام می نویسد که میتوان آنها را در ده بند ذیل خلاصه نمود:
اول: زمان ولادت آن حضرت، شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ قمری بوده و مادر ایشان نرجس خاتون است.
دوم: حضرت هنگام شهادت پدر بزرگوارش، پنج ساله بود.
سوم: خداوند حکمت را به او عنایت فرمود.
چهارم: خداوند او را آیه و نشانه ای از نشانه های الهی قرار داد.
پنجم: خداوند حکمت را در کودکی به او عنایت فرمود همانطوری که به حضرت یحیی در کودکی حکمت عطا شد.
ششم: خداوند به او امامت عطا کرد همان طور که به حضرت عیسی بن مریم نیز امامت اعطا شده بود.
هفتم: پیامبر و ائمه(علیهمالسلام)، پیش از تولد ایشان، خبر و بشارتِ ولادت او را داده بودند.
هشتم: پیامبر و ائمه(علیهمالسلام)، پیش از تولد ایشان، خبر غیبت ایشان و انتظار مردم برای ظهورش و قیام به حق او برای تشکیل حکومت را بیان کرده بودند.
نهم: پیشاپیش قدرت و سیطره او بر کره زمین و عالم بیان شده بود.
دهم: بشارت قیام به حق آن حضرت و تشکیل دولت ایمان به مردم داده شده بود.
در این نوشتار در صدد هستیم تا به طور اجمال و در قالب شش بند به توصیف برخی خصوصیات حضرت ولی عصر از زبان سید الشهدا علیه السلام بپردازیم:
۱. امام زمان(ع) از نسل امام حسین(ع)
مرحوم شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ قمری) در کتاب کمال الدین و تمام النعمة (ج ۱، ص ۳۱۷) در حدیثی از امام حسین علیه السلام نقل می کند که قائم این امت نهمین فرزند از نسل من است و او دارای غیبت است.
۲. امام زمان(ع) و همراه داشتن سنت های پیامبران(ع) گذشته
یکی از خصوصیات امام زمان علیه السلام این است که سنت های پیامبران گذشته را دارا است. مرحوم شیخ صدوق با سندی از امام صادق علیه السلام از پدرش امام باقر علیه السلام از پدرش امام سجاد علیه السلام نقل میکند که امام حسین علیه السلام فرمود: در نهمین فرزندم سنتی از یوسف و سنتی از موسی بن عمران است و او قیام کننده ما اهل بیت است؛ خداوند مقدمات ظهورش را یک شبه فراهم میکند. (کمال الدین، ج ۱، ص ۴۵۹)
۳. گسترش عدالت در سراسر جهان
یکی از خصوصیات منحصر به فرد حضرت آن است که قیامش مساوی با ایجاد عدالت در تمام جهان است و این چیزی است که برای احدی از انبیا و ائمه فراهم نشده است و خداوند عزوجل آن را فقط برای آن حضرت فراهم کرده است.
مرحوم برقی (متوفای ۲۸۰ قمری) در کتاب سنن (ص ۶۱، باب ۸۰، حدیث ۱۰۴) با سندی از بشر بن غالب اسدی نقل کرده که امام حسین علیه السلام فرمود: هر که ما را دوست بدارد و این محبّت او فقط به خاطر خدا باشد در روز قیامت ما و او مانند این دو ـ حضرت دو انگشت اشارهاش را به موازات هم قرار داد ـ وارد می شویم و هر که ما را دوست بدارد و این محبّت او فقط برای دنیا باشد باید بداند که هرگاه برپا کننده عدالت قیام کند، عدالت و دادگری او شامل نیکوکار و بدکار خواهد شد.
۴. طولانی بودن غیبت امام زمان(ع)
اسرار طولانی شدن غیبت بر ما پوشیده است و این غیبت طولانی نباید سبب سستی و لغزش در عقیده به وجود و ظهور ایشان بشود.
مرحوم شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ قمری) در مقدمه کتاب کمال الدین و در بیان سبب تألیف کتاب خود می نویسد: چیزی که من را وا داشت این کتاب را به رشته تحریر درآورم این بود که وقتی از زیارت حضرت علی بن موسی علیه السلام فارغ شدم به نیشابور برگشتم و در آنجا توقف کردم؛ دیدم اکثر افرادی که به دیدنم آمدند امر غیبت آنها را متحیر کرده است (قد حیرتهم الغیبة) و از راه مستقیم انحراف پیدا کرده اند و سعی کردم که آنها را راهنمایی کنم. این گفته شیخ صدوق پس از ۱۲۴سال از ولادت آن حضرت بود زیرا ولادت آن حضرت در سال ۲۵۵ بوده است.
در آن برهه زمانی، این انحراف در میان آنها پدید آمده بود؛ حال که یک هزار و اندی سال از ولادت آن حضرت می گذرد، لزوم مستحکم سازی پایههای اعتقادی نسبت به آمدن ایشان خیلی بیشتر است تا طول غیبت، سستی در اعتقاد به آمدن و ظهور آن حضرت به وجود نیاورد. (کمال الدین، ص ۳۲)
مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب اثبات الهداة فی النصوص و المعجزات (ج ۳، ص ۵۶۹) با سندی از امام محمد باقر علیه السلام روایت نقل کرده که امام حسین علیه السلام فرمود: خداوند قائم ما را ظاهر خواهد کرد و او از ظالمان انتقام خواهد گرفت. گفته شد: ای فرزند رسولالله(ص)! قائم شما چه کسی است؟ فرمود: هفتمین فرزند از فرزندان من و او حجة بن حسن بن علی بن محمد بن علی است. اوست که مدتی طولانی در غیبت به سر می برد، سپس ظاهر می شود و زمین را پر از عدل و داد می کند همان طوری که پر از ظلم و جور شده است.
۵. قیام امام زمان تسکین دهنده قلب امام حسین علیه السلام
ابن شهرآشوب در کتاب مناقب (ج ۴، ص ۸۵) از امام حسین علیه السلام نقل می کند که به فرزندش امام زین العابدین علیه السلام فرمود: ای فرزندم ای علی! به خدا سوگند خون من ساکن نمی شود تا اینکه خداوند مهدی(ع) را مبعوث می کند پس او برای انتقام خون من با هفتاد هزار نفر از منافقان کافر و فاسق مبارزه می کند.
۶. احیا کننده دین خدا
مرحوم صدوق در کتاب کمال الدین (ج ۱، ص ۳۱۷، حدیث ۳) با سندی از عبدالرحمان بن سلیط نقل میکند که امام حسین علیه السلام فرمود: از ما اهل بیت دوازده مهدی است که اول آنها امیرالمومنین علی بن ابیطالب است و آخرین آنها نهمین فرزند از فرزندان من است و او به حق قیام می کند و خداوند زمین مرده را با او زنده می کند و با او دین حق را بر سایر آیینها مسلط میسازد هر چند که برای مشرکان ناخوشایند باشد. او غیبتی میکند که برخی گروه ها در اعتقاد به ایشان تردید می کنند اما برخی در اعتقادشان ثابت قدم می مانند. پس به ثابت قدمها گفته می شود: آن وعده در چه زمانی به وقوع می پیوندد اگر راستگو هستید؟ اما به درستی که صبر کنندگان بر اذیتها و تکذیبها در زمان غیبت او، به منزله مجاهدان با شمشیر در رکاب رسول الله صلی الله علیه و آله هستند.
تجدید پیمان با مهدی موعود(عج)
همه انسانها بهطور طبیعی به رویدادها و وقایع گذشته و آینده فکر میکنند و معمولاً از فرصتهایی که در گذشته از دست دادهاند یا از اتفاقاتی که برای آنها احساس و هیجانی منفی در برداشته ناراحت میشوند. در مقابل از اتفاقاتی که در آینده رخ میدهد و ممکن است نتوانند آنها را مدیریت و کنترل کنند، نگران و مضطرب میشوند.
از راهکارهایی که امروزه میان روانشناسان گسترش پیدا کرده و آنها به مراجعین خود توصیه میکنند، زندگی در زمان حال است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در کلامی نورانی این راهکار را چنین بیان میفرماید: «ما فاتَ مَضی وَما سَیأْتیک فَاینَ قُمْ فَاغْتَنِمِ الْفُرْصَةَ بَینَ الْعَدَمَینِ»؛[1] «آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه میآید، كجاست؟ برخیز و فرصت میانِ دو نیستی را دریاب».
راهکار افسرده نشدن از وقایع گذشته و مضطرب نبودن از آینده، در زندگی منتظران واقعی ساری و جاری است. آنها اگرچه ممکن است برخی از فرصتهای گذشته را از دست داده باشند، اما ازآنجاکه به درگاه خداوند غفار توبه و انابه کردهاند، دیگر حسرت گذشته را نمیخورند و تلاش خود را به زمان حال معطوف میکنند. همچنین از رویدادهای آینده نیز نهتنها مضطرب نمیشوند، بلکه چون به دیدار و وصال معشوق و محبوب خود اطمینان دارند، امیدوار و فرخنده میشوند.
منتظران واقعی و امیدوار، هر روز را فرصت جدید برای تجدید بیعت با امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف میدانند و هر صبح، قبل از شروع کارهای روزمره، عهد و پیمان خودشان با حضرت را تجدید کرده، میگویند: «اللّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هذَا وَمَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْداً وَعَقْداً وَبَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي لَا أَحُولُ عَنْها وَلَا أَزُولُ أَبَداً»؛[2] «خدایا در صبح این روز و تا زندگی کنم از روزهایم، برای آن حضرت بر عهدهام، عهد و پیمان و بیعت تجدید میکنم که از آن، رو نگردانم و هیچگاه دست برندارم».
پینوشت:
[1]. ابن بابويه، محمدبن علی، من لا يحضره الفقيه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1390، ج3، ص556.
[2]. فرازی از دعای عهد.
عوامل ایجاد امید از منظر قرآن کریم
امید در منابع اسلامی بسیار مورد تأکید است و در لسان روایات، رحمت برای امت شمرده شده است؛ چنانکه پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «الأملُ رَحمةٌ لاِمّتي، و لَوْ لا الأملُ ما أرْضَعَتْ والِدَةٌ وَلَدَها، و لا غَرَسَ غارِسٌ شَجَرا»؛[1] «آرزو، براى امت من رحمت است و اگر آرزو نبود، هيچ مادرى فرزند خود را شير نمیداد و هيچ باغبانى درختى برنمینشاند».
همچنین در این منابع، راهکارهای بسیاری برای ایجاد امید اشاره شده است که به برخی از آنها میپردازیم:
1. اعتقاد به توحید و نبوت و معاد، و انجام عمل صالح:
قرآن کریم دراینباره میفرماید: «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكمُ يُوحَى إِلىَ َّ أَنَّمَا إِلهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كاَنَ يَرْجُواْ لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَ لَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَا»؛[2] «بگو: من فقط بشرى هستم مثل شما [که] به من وحى میشود تنها معبودتان معبود يگانه است. پس هركه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد و هیچکس را در عبادت پروردگارش شريك نكند».
در این آیه شریفه، درواقع به سه موضوع اعتقادی يعنی توحيد، نبوت و معاد، همراه با عمل صالح اشاره، و عبادت خالص بهعنوان مصداق روشن عمل صالح، با اعتقادات سهگانه پيوند زده شده است؛ جمله «أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ» مسئله توحيد را، جمله «إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ» مسئله نبوت را، و جمله «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه» مسئله معاد را متعرض است.[3]
همچنین بر اساس این آیه شریفه، در رأس همه اميدها، اميد داشتن به لقای پروردگار بالاترين درجه امیدآفرینی را دارد.
2. ایجاد رابطه عاطفی با خدا و معنویات:
از مؤلفههای اصلی امیدآفرینی، مسائل عاطفی به معنای ایجاد هیجانهای مثبت (مانند دوست داشتن و احساس خوشایندی و اعتماد) است. قرآن كريم به گناهکارانی که در معرض ناامیدی هستند توصیه میکند از رحمت خدا ناامید نباشند؛ زیرا خدا همه گناهان را میبخشد: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»؛[4] «بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن زیادهروی روا داشتهاید! از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همه گناهان را مىآمرزد؛ چراكه او خود آمرزنده مهربان است».
بر اساس این آیه شریفه میتوان گفت اساسیترین، مهمترین و بزرگترین امیدآفرینی، چشمداشت به رحمت خدای مهربان است و هسته اصلی امیدآفرینی، امید به رحمت پروردگار و امید به دیدار اوست. درواقع اگر افراد جامعه به رحمت الهی امیدوار باشند، در شئون مختلف زندگی (مانند انتخاب همسر، انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، انجام دادن نقشهای متعدد فردی و اجتماعی و...) مسئولیتهایشان را بهتر و درستتر انجام میدهند و به هریک از مسئولیتهای اجتماعی، فردی و خانوادگی خود ارزش دینی میدهند و خود را در قبال چگونه انجام دادن آن مسئول میدانند.
3. تلاوت قرآن، اقامه نماز و انفاق:
قرآن کریم در سوره مبارکه فاطر میفرماید: «إِنَّ الَّذينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ»؛[5] «كسانى كه كتاب الهى را تلاوت میکنند و نماز را برپا میدارند و ازآنچه به آنان روزى دادهایم، پنهان و آشكار انفاق میکنند، تجارتى [پرسود و] بیزیان و خالى از كساد را اميد دارند».
در این آیه شریفه، تلاوت کتاب خدا و برپا داشتن نماز و انفاق، موجب امید به تجارتی بیزیان برشمرده شده است .
4. دوری از تکبر و خودمحوری:
در برخی از آیات قرآن کریم، تکبر و خودبزرگبینی عامل ناامیدی برشمرده است که نتیجه آن، انکار و کفر میشود؛ برای مثال در سوره مبارکه فرقان میفرماید: «وَ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا في أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبيراً»؛[6] «و كسانى كه اميدى به ديدار ما ندارند [و رستاخيز را انكار میکنند]، گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و يا پروردگارمان را با چشم خود نمیبینیم؟! آنها درباره خود تكبّر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند».
پینوشت:
[1]. مجلسی، بحارالأنوار، ج8، ص173.
[2]. كهف: 110.
[3]. طباطبایی، تفسير الميزان، تحقیق محمدباقر موسوی همدانی، ج13، ص557.
[4]. زمر: 53.
[5]. فاطر: 29.
[6]. فرقان: 21.
بیانیه مشترک سازمان انرژی اتمی ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی
در پایان سفر 2روزه «رافائل گروسی» به تهران و دیدار و مذاکره با مقامات عالیرتبه کشور، سازمان انرژی اتمی ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بیانیه مشترکی صادر کردند.
? مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی آقای رافائل گروسی در تاریخ 3 و 4 مارس 2023 (12 و 13 اسفند 1401) از جمهوری اسلامی ایران بازدید کرد.
? وی در این سفر با جناب آقای دکتر ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری اسلامی ایران و جناب آقای دکتر حسین امیرعبداللهیان وزیر محترم امور خارجه و جناب آقای مهندس محمد اسلامی معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران دیدار و گفتوگو کرد.
? این نشستهای سطح بالا به اهمیت برداشتن گامهایی بهمنظور تسهیل همکاریهای گستردهتر جهت تسریع در حل مسائل پادمانی باقیمانده بهنحو مقتضی، پرداخت.
? دو طرف اعتقاد دارند که چنین تعاملات مثبتی میتواند راه را برای توافقهای گستردهتر میان دولتهای عضو هموار نماید.
? 1. تعاملات بین آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ایران با روحیه همکاری و با رعایت کامل صلاحیتهای آژانس و حقوق و تعهدات جمهوری اسلامی ایران بر اساس موافقتنامههای جامع پادمانی صورت خواهد پذیرفت.
? 2. در خصوص مسائل پادمانی باقیمانده مربوط به سه مکان، ایران آمادگی خود را برای ادامه همکاری و ارائه اطلاعات و دسترسی بیشتر بهمنظور رسیدگی به مسائل پادمانی باقیمانده اعلام کرد.
? 3. ایران بهصورت داوطلبانه به آژانس اجازه میدهد تا چنانچه مقتضی باشد فعالیتهای راستیآزمایی و نظارت بیشتر را اجرا کند. روش اجرای آن طی یک نشست فنی که بهزودی در تهران برگزار میشود، میان دو طرف مورد توافق قرار خواهد گرفت.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی که بهتازگی از تهران به وین بازگشته در کنفرانس خبری درباره توافقات بهدستآمده در سفر اخیرش به ایران ابراز خرسندی کرد.
وی همچنین گفت دیدارهای فنی با ایران خیلی خیلی زود برگزار خواهد شد و برخی تجهیزات رصد دوباره عملیاتی خواهند شد.
گروسی درباره ادعای غنیسازی 84درصدی در ایران نیز گفت؛ "مهم است اشاره کنیم هیچگونه انباشت و تولید اورانیوم غنیسازیشده در آن سطح وجود نداشته است، این بسیار مهم است تا باعث گمراهی نشود.
مقام ارشد آژانس درباره تأسیسات فردو گفت؛ "این تاسیسات بهطور خاص به بازرسی بیشتر نیاز دارد، ما حجم بازرسیها در آنجا را 50 درصد افزایش میدهیم".
وی در خصوص توافقاتی که در تهران حاصل شده است، افزود؛ "این یک روند خواهد بود و [اجرای آن] زمانبر است".
گروسی در پاسخ به سؤالی درباره جزییات گفتگوهای سطح بالا در ایران گفت؛ "زمانی که با رئیسجمهوری ایران گفتوگو دارم، درباره جزئیات فنی سایتهای اعلامنشده گفتوگو نمیکنیم بلکه درباره همکاریهایمان و اینکه زمان آن رسیده است که نتیجهای حاصل شود به صحبت میپردازیم".
وی افزود؛ "گفتوگویم با رئیسجمهوری ایران در «جوی کاری و صادقانه» انجام شد".
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأکید کرد؛ "چیزی که مهم بوده این است که ما بر روی بازرسیها، دسترسی به افراد و دسترسی به مواد بهخصوص توافق کردیم که این یک تغییر است".
آرزوهاي دراز (طول امل) در قرآن
«طول امل» و به تعبير ديگر «آرزوهاي دور و دراز» از مهمترين رذايل اخلاقي است كه انسان را به انواع گناهان آلوده ميكند، از خدا دور ميسازد، به شيطان نزديك ميكند و گرفتار عواقب خطرناكي ميسازد.
البته اصل «آرزو» و «اميد» نه تنها مذموم و نكوهيده نيست، بلكه نقش بسيار مهمي در حركت چرخ هاي زندگي و پيشرفت در جنبههاي مادي و معنوي بشر دارد.
اگر اميد و آرزو در دل «مادر» نباشد هرگز فرزندش را شير نميدهد و انواع زحمتها و ناراحتيها را براي پرورش او تحمل نمينمايد، همان گونه كه در حديث معروف نبوي(ص) آمده است: «الامل رحمة لامتي و لولا الامل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرها!; اميد و آرزو، رحمتبراي امت من است و اگر اميد و آرزو نبود هيچ مادري فرزندش را شير نميداد و هيچ باغباني نهالي نميكاشت».[1]
كسي كه يقين كند مثلا امروز روز آخر زندگي اوست يا در آينده بسيار نزديكي از دنيا ميرود، دست از همه كار ميشويد و در واقع موتور زندگي او خاموش ميشود و چرخ هاي آن از كار ميافتد و شايد يكي از دلايل مخفي بودن پايان عمر هر كس همين باشد كه چراغ پر فروغ اميد و آرزو در دلش خاموش نشود و به تلاش هاي زندگي ادامه دهد.
همان گونه كه در حديثي از حضرت مسيح- عليه السلام - ميخوانيم: «در جايي نشسته بود و پيرمردي را مشاهده كرد كه با كمك بيل به شكافتن زمين مشغول است(و تلاش گرم و مستمري براي كار كشاوزي دارد) حضرت مسيح- عليه السلام - به پيشگاه خدا عرضه داشت: «خداوندا اميد و آرزو را از او برگير!» ناگهان پيرمرد بيل را به كناري انداخت و روي زمين دراز كشيد و خوابيد، كمي بعد حضرت مسيح- عليه السلام - عرضه داشت: «بارالها! اميد و آرزو را به او بازگردان!» ناگهان مشاهده كرد كه پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعاليت و كار شد! حضرت مسيح- عليه السلام - از او سؤال كرد كه من دو حال مختلف از تو ديدم، يك بار بيل را به كنار افكندي و روي زمين خوابيدي، اما در مرحله دوم ناگهان برخاستي و مشغول كار شدي؟!
پيرمرد در جواب گفت: «در مرتبه اول فكر كردم من پير و ناتوانم و آفتاب لب بامم، امروز بميرم يا فردا خدا ميداند، چرا اين همه به خود زحمت دهم و اين همه تلاش كنم؟ بيل را به كنار انداختم و بر زمين خوابيدم!
ولي چيزي نگذشت كه اين فكر به خاطرم خطور كرد از كجا معلوم كه من سال هاي زيادي زنده نمانم؟ افرادي مثل من بودند و سال ها عمر كردند، انسان تا زنده است زندگي آبرومند ميخواهد و بايد براي خود و خانوادهاش تلاش كند، برخاستم و بيل را گرفتم و مشغول كار شدم». [2]
به همين دليل براي ايجاد تحرك بيشتر در گروههاي مختلف اجتماعي بايد اميد به آينده را در دل آنها زنده نگه داشت.
ولي همين اميد و آرزو كه رمز حركت و تلاش انسانهاست و مانند قطرات حياتبخش باران، سرزمين دل انسان را زنده نگه ميدارد، اگر از حد بگذرد به صورت سيلابي ويران گر در ميآيد و همه چيز را با خود ميبرد و سرانجام انسان را غرق دنياپرستي و ظلم و جنايت و گناه ميكند.
به همين دليل پيامبر اكرم- صلي الله عليه و آله - «طول امل» را يكي از دو دشمن بسيار خطرناك براي انسان ها شمرده و فرموده است:
«خصلتان اتباع الهوي و طول الامل، فاما اتباع الهوي فانه يعدل عن الحق، اما طول الامل فانه يحبب الدنيا; شديدترين چيزي كه از آن بر شما ميترسم دو خصلت است: پيروي از هوا و آرزوي طول و دراز; زيرا هواپرستي شما را از حق بازميدارد و اما آرزوي دور و دراز شما را حريص بر دنيا ميكند».[3]
شبيه همين معني با كمي تفاوت در نهج البلاغه از اميرمؤمنان علي- عليه السلام - آمده است. [4]
با اين اشاره به آيات قرآن بازميگرديم و نتيجه طول امل را در سرنوشت اقوام پيشين و انسان ها به طور كلي مورد بررسي قرار ميدهيم:
1- وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الأرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِي الأرْضِ مُفْسِدِينَ (سورهاعراف،آيه74)
2- أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ (سورهشعراء، آيات129و128)
3- يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الأمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ (سورهحديد،آيه14)
4- أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الأمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ (سورهحديد،آيه16)
5- ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (سورهحجر،آيه3)
6- أَمْ لِلإنْسَانِ مَا تَمَنَّى فَلِلَّهِ الآخِرَةُ وَالأولَى (سورهنجم،آيات24و25)
7- وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ الَّذِي جَمَعَ مَالا وَعَدَّدَهُ يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ (سورههمزه، آيات1تا3)
8- إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ (سورهمحمد،آيه25)
ترجمه
1- و به خاطر بياوريد كه خداوند شما را جانشينان قوم «عاد» قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشت هايش، قصرها براي خود بنا ميكنيد و در كوه ها براي خود خانهها ميتراشيد! بنابراين نعمتهاي خدا را متذكر شويد و در زمين به فساد نكوشيد.
2- آيا شما بر هر مكان مرتفعي نشانهاي از روي هوا و هوس ميسازيد؟! - و قصرها و قلعههاي زيبا و محكم بنا ميكنيد، شايد در دنيا جاودانه بمانيد؟!
3- (منافقان) آنها را صدا ميزنند «مگر ما با شما نبوديم؟! ميگويند «آري ولي شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار(مرگ پيامبر را) كشيديد و(در همه چيز) شك و ترديد داشتيد و آرزوهاي دور و دراز شما را فريب داد تا فرمان خدا فرارسيد و شيطان فريب كار(نيز) شما را در برابر (فرمان) خداوند فريب داد!
4- آيا وقت آن نرسيده است كه دل هاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده استخاشع گردد؟! و مانند كساني نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسماني داده شد، سپس زماني طولاني بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسياري از آنها گنهكارند!
5- بگذار آنها بخورند و بهره گيرند و آرزوها آنان را غافل سازد ولي به زودي خواهند فهميد!
6- آيا آنچه انسان تمنا دارد به آن ميرسد؟! - در حالي كه آخرت و دنيا از آن خداست!
7- واي بر هر عيبجوي مسخره كنندهاي! - همان كس كه مال فراواني جمع آوري و شماره كرده(بي آنكه مشروع و نامشروع آن را حساب كند)! - او گمان ميكند كه اموالش او را جاودانه ميسازد!
8- كساني كه بعد از روشن شدن هدايتبراي آنها، پشتبه حق كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاي طولاني فريفته است!
تفسير و جمعبندي
سرچشمه غفلت
آيات اول و دوم ناظر به قوم «عاد» و «ثمود» است كه پيامبراني به نام «هود» و «صالح» داشتند اين جمعيتبا پيشرفتي كه در كشاورزي و صنعت پيدا كرده بودند سختسرگرم به دنيا شده و به آن دل بسته بودند و آرزوهاي دور و دراز آنها را در خود غرق ساخته بود و چنان گرفتار غرور و كبر و نخوت شده بودند كه نه تنها كمترين اعتنايي به دعوت خيرخواهانه پيامبرشان هود و صالح(ع) نكردند، بلكه به مبارزه با آنها برخاستند.
قرآن مجيد در نخستين آيه از آيات بالا، از زبان حضرت صالح(ع) خطاب به آن قوم سركش چنين نقل ميكند: «به خاطر بياوريد كه قوم عاد به خاطر طغيان از ميان رفتند و خداوند شما را جانشينان آنان قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشت هايش قصرها براي خود بنا ميكنيد و در كوه ها(در دل سنگ ها) براي خود خانههايي ميتراشيد، به ياد نعمتهاي خدا باشيد و در زمين فساد نكنيد»! (وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الأرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِي الأرْضِ مُفْسِدِينَ) [5]
در دومين آيه وضع قوم «عاد» را شرح ميدهد كه توضيحي استبراي آيه قبل كه در باره قوم «ثمود» بود.
از زبان پيامبرشان(حضرت هود- عليه السلام -) چنين نقل ميكند: «آيا شما بر هر مكان مرتفعي نشانهاي از سر هوا و هوس ميسازيد؟ - و قصرها و قلعههاي زيبا و محكم بنا ميكنيد كه گويي در دنيا جاودانه خواهيد ماند»! (أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ) [6]
هود- عليه السلام - با اين سخن به آنها ميفهماند كه يكي از علل مهم انحراف شما هوسراني و تكيه بر آرزوهاي دراز است كه شما را از خدا غافل كرده و در زرق و برق دنيا غرق ساخته است.
«مصانع» جمع «مصنع» به معني ساختمان و قصر مجلل و محكم است، اين واژه از ماده «صنع» گرفته شده كه به معني كار نيكو انجام دادن است، بنابراين صنع به هر كاري گفته نميشود، بلكه به كارهايي اطلاق ميگردد كه داراي امتياز خاصي است.
قوم عاد و ثمود تصور ميكردند كه با اين بناهاي محكم و زيبا و خانههاي مجللي كه در درون دل كوهها ايجاد كرده بودند، ميتوانند خود را از آفات و گزند حوادث مصون دارند و ساليان دراز زنده بمانند و به عيش و نوش بپردازند.
همين معني در باره قوم ثمود در آيات ديگري مطرح شده است و باز از زبان صالح(ع) اين چنين ميخوانيم: « أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَا هُنَا آمِنِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ ; آيا چنين ميپنداريد كه هميشه در نهايت امنيت در نعمتهايي كه اينجاست، ميمانيد - در اين باغ ها و چشمهها - در اين زراعتها و نخل هايي كه ميوههايش شيرين و رسيده است و شما از كوه ها خانههايي(بسيار محكم) ميتراشيد و در آن به عيش و نوش ميپردازيد(و همه چيز را به دست فراموشي ميسپاريد؟!)». [7]
بي شك غرور و غفلتحاصل از طول امل منحصر به قوم عاد و ثمود نبود، ولي در قرآن مجيد در مورد اين دو گروه سركش، اين رذيله اخلاقي برجستگي خاصي دارد.
در سومين آيه سخن از گفتگوي مؤمنان و منافقان در روز قيامت است كه منافقان خود را در ظلمت و تاريكي در صحنه محشر ميبينند، در حالي كه مؤمنان در پرتو نور و ايمان به سوي بهشت در حركتند، منافقان از مؤمنان تقاضا ميكنند اجازه بدهيد ما هم از نور شما بهرهاي بگيريم، ولي ديوار بلندي در ميان اين دو فاصله ميشود.
در اينجا منافقان فرياد ميزنند «... أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ...; آيا ما در دنيا با شما نبوديم(پس چرا از ما جدا شديد؟)» [8] مؤمنان در پاسخ ميگويند: «آري ما با هم بوديم، ولي شما خود را فريب داديد و در انتظار حوادث ناگوار براي مسلمانان بوديد و پيوسته در امر معاد و دعوت پيامبر اسلام- صلي الله عليه و آله - ابراز ترديد ميكرديد و آرزوهاي دراز، پيوسته شما را مغرور ساخت تا فرمان مرگ شما از سوي خدا فرارسيد»،(...قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الأمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ...) [9]
به اين ترتيب آيه فوق عامل بدبختي منافقان را در چهار چيز خلاصه ميكند كه چهارمين آنها آرزوهاي طول و دراز است.
«اماني» جمع «امنيه» از ماده «مني»(بر وزن مغز) در اصل به معني اندازهگيري كردن است، و «تمني» به معني آرزوست، چرا كه انسان در درون دل در عالم خيال اموري را براي خود اندازهگيري ميكند و به همين جهتبه خيالات باطل و سخنان دروغ و آرزوهاي دور و دراز «امنيه» و جمع آن «اماني» اطلاق شده است.
در تفسير منهج الصادقين و تفسير قرطبي در ذيل اين آيه حديثي از پيامبر اكرم- صلي الله عليه و آله - نقل شده كه مضمونش اين است: «آن حضرت در حالي كه يارانش را موعظه ميفرمود خط هايي(موازي هم) بر زمين كشيد، بعد يك خط عمودي بر همه آنان رسم فرمود، سپس گفت: ميدانيد اين خطوط چه معني دارد؟ عرض كردند: نه يا رسول الله! فرمود: اين خطوط مانند آرزوهاي دور و دراز انسان هاست (كه حد و مرزي ندارند) و آن يك خط(عمودي) همان مرگ و پايان زندگي است كه بر همه آنها كشيده ميشود و همه آمال و آرزوها را باطل ميكند».
همين معني با تفاوت مختصري از «ابن مسعود» نقل شده است و پيامبر اكرم- صلي الله عليه و آله - خطي به شكل مربع كشيد و خطي در وسط آن رسم فرمود و آن را به خارج مربع ادامه داد و خطوط كوچكي از طرف راست و چپ آن كشيد، سپس فرمود: اين(خطي كه در وسط مربع است) انسان است و اين(مربع) اجل اوست كه به او احاطه كرده و اين(ادامه خطي كه به خارج از مربع پيش رفته) آرزوهاي دراز اوست كه از اجل و مرگ او هم فراتر ميرود و اين خطوط كوچك عوارض و حوادثي است كه او را احاطه كرده، اگر(فرضا) اجل خطا كند، اين حوادث و عوارض او را از بين ميبرند و اگر اين حوادث و عوارض خطا كنند اجل او را از ميان برميدارد».[10]
در چهارمين آيه مؤمنان را به طور غير مستقيم مخاطب قرار داده و هشدار ميدهد كه مراقب وضع خويش باشند، مبادا بر اثر آرزوهاي دور و دراز به سرنوشت مرگبار و اسفناك اقوام پيشين گرفتار شوند، ميفرمايد: «آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده استخاشع گردد، و مانند كساني نباشند كه پيش از اين كتاب آسماني به آنها داده شد، سپس زمان طولاني به آنها گذشت (و بر اثر غفلت و آرزوهاي دراز) قلبهاي آنها قساوت پيدا كرد. و بسياري از آنان گناهكارند. (أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الأمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ) (حديد،16).
مطابق اين آيه آنچه باعث نرمش قلب آدمي و انعطاف آن به سوي حق و خشوع و خضوع در پيشگاه خدا ميشود، همان ذكرلله و ياد خدا و توجه به حق است، آري ياد خدا است كه آرزوهاي دور و دراز را بر ميچيند، و انسان را متوجه مسؤوليتهايش ميكند، و دل را نوراني، و فكر انسان را واقع بين و ماهيت زندگي ناپايدار دنيا را در برابر او مشخص ميسازد.
دلي كز نور معني نيست روشن مخوانش دل كه آن سنگ است و آهن دلي كز گرد غفلت زنگ دارد از آن دل سنگ و آهن ننگ دارد.
در پنجمين آيه خطاب به پيامبر اسلام- صلي الله عليه و آله -، اشاره به كفار و مشركان كرده، ميفرمايد: «بگذار آنها بخورند و از دنياي مادي بهره گيرند و آرزوها(ي دراز) آنان را غافل سازد ولي به زودي خواهند فهميد(كه چه اشتباه بزرگي مرتكب شدهاند)»، (ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ)
آري آنان همچون چهارپايانند كه جز آب و علف چيزي نميفهمند، تنها تفاوتي كه با چهارپايان دارند و آنها را از چهارپايان پستتر كرده اين است كه يك مشت آرزوي طول و دراز اطراف فكرشان را احاطه كرده و به آنها اجازه نميدهد كه در سرنوشتخود بينديشند و پيش از آنكه دست اجل گريبان آنها را بگيرد بيدار شوند و از بيراهه بازگردند.
در اينجا تاثير منفي آرزوهاي دراز در وجود انسان به خوبي تبيين شده و نشان ميدهد كه تا چه حد آرزوها انسان را به خود مشغول ميسازد و از خدا غافل ميكند.
تعبير به «ذرهم» (آنها را رها كن) به وضوح نشان ميدهد كه اميدي به هدايت اين گروه نيست وگرنه پيامبر اكرم- صلي الله عليه و آله - هرگز مامور نميشد آنها را رها سازد.
چگونه ميتوان اميد به هدايت گروهي داشت كه هدف نهايي آنها خور و خواب همچون حيوانات است و آرزوهاي دراز به آنها اجازه نميدهد كه لحظهاي به پايان زندگي و به آفريدگاري كه اين مواهب حيات را به آنها بخشيده بينديشند و در باره هدفي كه براي آن آفريده شدهاند لحظهاي فكر كنند.
در ششمين آيه مورد بحث، اشاره به اين حقيقت ميكند كه غالبا آرزوهاي دراز كه هرگز انسان به آنها نميرسد، او را احاطه ميكنند و امكانات او را كه بايد در مسير سعادت به كار گرفته شود به خود جذب ميكند و او را از راه بازميدارد، ميفرمايد: «آيا انسان به آنچه آرزو ميكند ميرسد؟!(نه هرگز نخواهد رسيد)» (أَمْ لِلإنْسَانِ مَا تَمَنَّى) [11]
اين استفهام در واقع يك نوع استفهام انكاري است، چگونه ممكن است انسان به همه آرزوهايش برسد در حالي كه طول آرزوها گاه دهها يا صدها برابر عمر اوست! و گاه اصلا نقطه پاياني ندارد! و هر جا برسد آرزوهاي ديگري در برابر او خودنمايي كرده و وي را به سوي خود جلب مينمايد.
بايد توجه داشت كه اين آيه به دنبال آياتي است كه اشاره به بت هاي مشركان ميكند كه آرزو داشتند شفيع آنها در درگاه خداوند شوند و قرآن ميگويد اين آرزو هرگز برآورده نخواهد شد، ولي با اين حال مفهوم آيه عام است و به اصطلاح مورد، مخصص نيست.
در هفتمين آيه سخن از دنياپرستان خودخواه با آرزوهاي دور و دراز است، ميفرمايد: «واي بر هر عيبجوي مسخره كنندهاي - همان كس كه مال و ثروت(عظيمي) را جمعآوري و شماره كرده است(بي آنكه حساب مشروع و نامشروع را بكند) و گمان ميكند اموالش سبب جاودانگي اوست!»، (وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ الَّذِي جَمَعَ مَالا وَعَدَّدَهُ [12] يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ) [13]
در واقع اين سه آيه علت و معلول يكديگرند، چرا كه اين انسان بيخبر و خودبين و خودپسند ديگران را استهزاء ميكند، به خاطر آنكه ثروت عظيمي براي خود از طرق نامشروع فراهم ساخته، چرا دستبه جمع چنين ثروتي زده؟ به خاطر اينكه ميپندارند داشتن چنين ثروتي به او جاودانگي ميدهد، اين پندار كه با«طول امل» و آرزوهاي دراز همراه استسبب غرور و خودبرتربيني ميشود و آن هم به نوبه خود سبب استهزاء و عيب جويي نسبتبه ديگران است. [14]
از اين آيه به خوبي ميتوان استفاده كرد كه آرزوهاي دراز گاهي به حدي ميرسد كه انسان مرگ را به كلي فراموش كرده، خود را جاودانه ميپندارد و همين امر سبب طغيان و سركشي او ميشود و آن طغيان سرچشمه گناهان ديگري ميگردد.
در هشتمين و آخرين آيه مورد بحث، سخن از گروهي است كه حق را شناختند و سپس به آن پشت كردند و از آن اعراض نمودند، ميفرمايد: «كساني كه بعد از روشن شدن حق به آن پشت كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاي طولاني فريفته است!»، (إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ ) [15]
«املي لهم» از ماده «املاء» به معني پديد آوردن آرزوهاي دور و دراز است كه انسان را به خود مشغول ميدارد.
در واقع آيه ناظر به اين حقيقت است كه چگونه ممكن استيك انسان حق را بشناسد و باور كند سپس آن را ناديده بگيرد و به آن پشت كند و راه نجات خود را ببيند با اين حال از بي راهه برود!
آيا ميتوان باور كرد انسان عاقلي چنين كند؟! آري! هنگامي كه تسويلات شيطان انسان را احاطه كند و زشتيها را در نظرش به صورت زيباييها نشان دهد و او را گرفتار آرزوهاي دور و دراز سازد، بعيد نيستحق را به دست فراموشي بسپارد و به آن پشت كند.
از اينجا ميتوان دريافت كه آرزوهاي طولاني چه بلايي بر سر انسان ميآورد و چگونه انسان عاقل را به كلي از عقل و خرد بيگانه ميكند؟!
از مجموع آيات فوق كه قسمتي در باره اقوام پيشين بود و بخشي درباره معاصران پيامبر- صلي الله عليه و آله - و قسمتي نيز به صورت يك قانون كلي مطرح شده بود ميتوان چنين نتيجه گرفت كه طول امل و آرزوهاي دراز از خطرناكترين دشمنان سعادت بشر است كه نه تنها افراد، بلكه اقوام و ملتها را در كام مرگ و بدبختي فروميبرد.
پي نوشت ها:
[1] . بحارالانوار، جلد 74، صفحه173.
[2] . بحارالانوار، جلد 14، صفحه329 (با كمي توضيح).
[3] . المحجة البيضاء، جلد 8، صفحه 245.
[4] . نهج البلاغه، خطبه 42.
[5] . اعراف، 74
[6] . شعرا،129 - 128
[7] . شعرا،149 تا146
[8] . حديد، 14.
[9] . همان، 14.
[10] . تفسير قرطبي، جلد9، صفحه6417.
[11] . نجم، 24.
[12] . اين احتمال نيز در تفسير «عدده» داده شده است كه منظور شمارش كردن نيست، بلكه مال وا وسيله و «عده» خود قرار دهد و در همه حال بر آن تكيه نمايد.
[13] . همزه، 1 تا3.
[14] . «همزة» و «لمزة» هر دو صيغه مبالغه است، اولي از ماده «همز» به معني شكستن گرفته شده و دومي از ماده «لمز» به معني غيبت و عيب جويي كردن است، بعضي معتقدند «همزة» به كسي ميگويند كه با اشارات عيبجويي ميكند و «لمزة» به كسي كه با زبان اين كار را انجام ميدهد.
[15] . محمد، 25.
امام زمان و حق پدری بر مردم
امام زمان عجلاللهتعالیفرجه به عنوان آخرین فرستاده پروردگار در جهت نجات مردم از گمراهی و هدایت ایشان به مسیر حق و حقیقت است. مهدی موعود عجلاللهتعالیفرجه از جهات مختلفی بر انسان حق دارد که یکی از این حقوق، حق پدر بر فرزند است .
امام زمان پدری مهربان
با توجه به روایت زیبای رضوی علیهالسلام که فرمود: «الْإِمَامُ؛ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ، وَالْوَالِدُ الشَّفِيقُ»؛[1] «امام، همدم و رفيق است و پدری مهربان»، امام زمان عجلاللهتعالیفرجه در واقع پدر مهربان امت است. پدری که تمام وظایف پدرانه خود را در بالاترین سطح ممکن به منصه ظهور رسانده است.
پدری آگاه به احوال فرزندان
یکی از وظایف مهم پدر، آگاه بودن به اوضاع و احوال فرزندان است. پدر نمونه هرگز از فرزندان خود غافل نمیباشد. بیشترین انحرافات فرزندان از زمانی آغاز میشود که پدران، از آنها غافل شده و زمینه انحراف توسط بدخواهان فراهم شود. مهدی موعود عجلاللهتعالیفرجه در این مهم فرمودند: «فَاِنّا یُحیطُ عِلمُنا بِأَنبائِكُم و لایَعزُبُ عَنّا شَیءٌ مِن اَخباركُم»؛[2] «ما از اوضاع شما کاملاً باخبریم و هیچ چیز از احوال شما بر ما پوشیده نیست».
این اشراف کامل پدرانه به احوالات فرزند، بیبدیل است. کدام پدر را سراغ دارید که چنین احاطه کاملی به فرزندانش داشته باشد. وجود چنین پدری، ثمرات بسیاری دارد که مجال بیان همه آنها نیست و در این مقال به بیان کلام خود امام بسنده میکنیم.
حمایت پدرانه
پدر مهربانی که به تمام اوضاع فرزندانش اشراف کامل دارد، کاستیهای فرزند را شناخته و در صدد رفع آنها برمیآید. پدر آگاه به شرایط، راههای نفوذ شیاطین و دشمنان را شناخته، و اقدامات لازم در جهت حفظ فرزندانش را بکار میبندد. امام زمان عجلاللهتعالیفرجه در این زمینه نیز الگوی یک پدر حمایتکننده است؛ چراکه خود فرمود: «إنّا غَیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِكُم ولا ناسین لِذِكرِكُم و لَولا ذلِكَ لَنَزلَ بِكُم اللّأْواءُ وَاصطَلَكُمُ الأَعداءُ»؛[3] «ما در رعایت حال شما هیچ کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نمیبریم وگرنه محنت و دشواریها شما را فرا میگرفت و دشمنان شما را از بُن و ریشه قلع و قمع میساختند».
عدم معرفت فرزندان به پدر و کملطفیها نسبت به الطاف وی، باعث نمیشود که او دست از محبت و حمایت فرزندانش بکشد. فرزندی که بداند هرگز پدر از او غافل نبوده و در مقابل خطرات از وی حمایت میکند، جوشش امید و حرکت رو به کمال را در وجود خود احساس میکند. فرزند امیدوار، هرگز در مقابل فراز و نشیبهای دنیا کمر خم نکرده و ناامید نمیشود. حال سوال اینجاست که فرزندان چگونه میتوانند حق چنین پدری را ادا کنند؟
نیکی به پدر
پدر و مادر در اسلام از حق بسیار والایی برخوردار هستند و نیکی به آنها بسیار سفارش شده است، تا جایی که پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «سِرْ سَنتَينِ بِرَّ والِدَيكَ»؛[4] «دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن». حقوق پدری امام زمان بر ما به مراتب بالاتر از حق یک پدر معمولی است. پیامبر اسلام برای نیکی کردن به یک پدر معمولی میفرماید که دو سال فاصله را حرکت کن تا به مقصود برسی و به پدرت نیکی کنی. حال باید از خود بپرسیم چند سال برای نیکی کردن به پدر امت، که بیش از هزار سال است که از نظرها غائب شده، قدم برداشتهایم؟
اگر فرزندان جایگاه والای پدر راشناخته، احاطه و محبت او را درک کرده و به حمایتها و الطاف او آگاهی پیدا کنند، تمام همت خود را بکار بسته و امیدوارانه برای نیکی کردن به پدر طی طریق میکنند؛ اگرچه سالیان دراز به طول انجامد.
پینوشت:
[1]. الکافی، کلینی، ج1، ص494، دارالحدیث.
[2]. بحارالانوار، مجلسی، ج٥٣، ص١٧٥، دار احیاء التراث.
[3]. بحارالانوار، مجلسی، ج٥٣، ص٧٢، دار احیاء التراث.
[4]. بحارالانوار، مجلسی، ج74، ص52، دار احیاء التراث.
































