emamian
قدرت رسانه در تغییر سبک زندگی
حجت الاسلام و المسلمین سیدعلیرضا تراشیون در یکی از سخنرانی ها به موضوع «راهکارهای مهم برای انگیزه به نوجوانان» پرداخت که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
نظام سلطه برای خارج کردن انسان از مسیر بندگی، برخی از قدرتهای مادی و رسانهای را به کار میگیرند، یعنی بر روی غرایز انسان کار میکنند.
غریزه قدرتمند است و انسان را به سمت خود سوق میدهد.
گاهی اوقات رسانههایشان را به عنوان ابزاری برای تغییر رفتارها و تفکرات انسانها قرار میدهند و دقیقاً نیز عمل میکنند.
چند سال قبل سریالی در تلویزیون پخش میشد به نام «قصههای جزیره».
با این سریال چند ده قسمتی، سبک زندگی انسانها را تغییر میدادند.
یعنی از یک مدل سنتی که در غرب نیز حاکم بوده است، آن را منتقل میکردند به زندگیهای مدرن و بیبند و بار و بدون پایبندی به خانواده.
به عبارت دیگر، از ابزار رسانهها در این مسیر استفاده میکنند و از قدرت رسانهها بهره میبرند.
زیارت قبر عبدالعظیم حسنی در شهر ری، همسنگ زیارت امام حسین علیهالسلام است
در تقویم رسمی کشور امروز سالروز میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام ثبت شده است.
به تحقیق مرحوم آیت الله محمدی ریشهری، در منابع تاریخی، تاریخ دقیق تولد و وفات عبدالعظیم ذکر نشده و گزارشات تولد و وفات ایشان را فاقد اعتبار میداند و با استناد به روایات عبدالعظیم از هشام بن حکم (درگذشت: ۱۹۹ق)، تولد وی را حدود ۱۸۰ق تخمین زده است.
همچنین، با توجه به حدیث حضرت امام هادی علیه السلام درباره فضیلت زیارت قبر عبدالعظیم حسنی که با ۴ واسطه نسبش به امام دوم می رسد، نتیجه گرفته که او پیش از شهادت امام دهم (سال ۲۵۴ق) درگذشته است.
آیت الله رضا استادی، پژوهشگر شیعه نیز قدیمیترین منبع موجود درباره تاریخ تولد و وفات حضرت عبدالعظیم را کتاب «نور الآفاق» نوشته جواد شاهعبدالعظیمی را (درگذشت: ۱۳۵۵ق) جعلی و فاقد اعتبار میداند.
به گفته آقابزرگ تهرانی حضرت عبدالعظیم، حضرات معصومین امام رضا و امام جواد علیهماالسلام را درک کرده و ایمانش را بر امام هادی علیه السلام عرضه داشته و مورد تایید قرار گرفته است. نقل است که عبدالعظیم با ادب و تواضع ویژهای در مجلس امام جواد یا امام هادی علیهماالسلام حاضر میشد و امام نیز او را نزد خود مینشاند و از احوالش جویا میشد.
پیام امام رضا علیه السّلام به شیعیان
ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوست دارانم برسان و به آنان بگو:
در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست.
دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کردهام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سختترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز این گونه افراد از زیانکاران خواهند بود.
به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد. جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم.
ویژگیهای حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
از جمله ویژگیهای حضرت عبدالعظیم حسنی این است که افکار و عقاید خود را به امام هادی علیهالسلام عرضه کرد و مورد تایید امام قرار گرفت؛
دوم اینکه ثواب زیادی برای زیارت قبر ایشان در شهر ری روایت شده است. در روایتی امام هادی علیهالسلام خطاب به یکی از اهالی ری فرمودند: بدان که اگر قبر عبد العظیم در شهر خودتان را زیارت کنی، همچون کسی باشی که حسین بن علی را زیارت کرده باشد. علت این ثواب عظیم برای زیارت ایشان را خدا میداند، اما شاید یک حکمت آن این باشد که متوکل و حاکمان عباسی ۱۸ بار دستور تخریب قبر امام حسین علیهالسلام را دادند و حضرت عبدالعظیم حسنی فردی بود که در هر ۱۸ بار تخریب قبر مطهر حضرت اباعبدالله الحسین در احیای مجدد قبر ایشان نقش داشتند.
سوم اینکه اهل جهاد با طاغوت بود. در موضوع تخریب حرم امام حسین علیه السلام حضرت عبدالعظیم از حرم امام دفاع و با تخریب کنندگان مقابله میکند.
چهارمین ویژگی ایشان این است که اهل علم و تبلیغ بود و نسبت به امام معصوم معرفت و ادب داشت. ایشان نسبت به امامان معصوم معاصر خود از امام موسی بن جعفر تا امام هادی علیهماالسلام شناخت و بصیرت کامل داشته است.
پنجم اینکه راوی حدیث است و در سلسله سند روایات شیعه قرار گرفته است.
ششم: وکیل و مورد اعتماد امام بود. ابو حماد رازی می گوید، خدمت حضرت هادی (علیه السّلام) رسیدم و از آن جناب مسائلی پرسیدم، هنگامی که اراده کردم از محضر مقدّسش بیرون شوم فرمود، هرگاه مشکلاتی برایت پیش آمد کرد، آنها را از عبد العظیم حسنی بپرس، و سلام مرا هم به او برسان.
هفتمین ویژگی ایشان این است که انتساب قطعی به امام معصوم (ع) دارد. نسبت ایشان به اهل بیت علیهم السلام و درک ۴ امام معصوم و همچنین مکان قبر ایشان یقینی است.
هشتم: اطاعت و تبعیت از امامان معصوم (ع) داشت. آنچه که انسان را به سعادت و شهادت می رساند تبعیت محض از امام معصوم هست.
فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
امام هادی علیه السلام:
أمّا إنّک لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِ العَظیمِ عِندَکم لَکنتَ کمَن زارَ الحُسَینَ بنَ عَلِیِّ (ع)
(خطاب به یکی از اهالی ری) بدان که اگر قبر عبد العظیم در شهر خودتان را زیارت کنی، همچون شخصی هستی که حسین بن علی (ع) را زیارت کرده باشد.
میزان الحکمه، ح ۷۹۸۴
اگر خدا مذکر نیست، پس چرا در قرآن «هُوَ» آمده است؟
استفاده از ضمیر «هو» برای خداوند در قرآن، بار دیگر این پرسش قدیمی را در محافل دانشگاهی مطرح کرده است: اگر خداوند نه مذکر است و نه مؤنث، چرا در متن وحی با ضمایر مردانه توصیف میشود؟ این پرسش، ریشه در تفاوتهای زبانی و قواعد ادبی عربی دارد، نه نگاه تبعیضآمیز جنسیتی.
چرا هو نه هی؟
پاسخ به این پرسش نیازمند درک دقیقتری از ساختار زبان عربی و مفهوم خدا در قرآن است. در اینجا بهطور خلاصه به این مسئله پاسخ میدهیم:
نخست باید دانست که در زبان عربی، واژهها و ضمایر، از نظر صرفی به دو دسته مذکر و مؤنث تقسیم میشوند، اما این تقسیمبندی همیشه به معنای داشتن جنسیت واقعی نیست. بلکه در عربی، ما دو نوع جنسیت داریم:
جنسیت حقیقی: مربوط به انسان و حیوان، مثل مرد و زن، یا نر و ماده.
جنسیت مجازی: مربوط به اشیاء، مفاهیم و واژههایی که نه نر هستند و نه ماده، اما از نظر زبانی به یکی از دو جنس نسبت داده شدهاند. مثلاً در عربی، واژهی «شمس» (خورشید) مؤنث است و واژهی «قمر» (ماه) مذکر.
حال، واژههایی مانند الله، ربّ، خالق، رحمن و... در زبان عربی مذکر مجازی محسوب میشوند، نه به این دلیل که جنسیت دارند، بلکه چون در قواعد دستوری، ضمیر و فعل مذکر به آنها برمیگردد.
ضمیر «هو» نیز دقیقاً از همین جنس است. این ضمیر در زبان عربی، دو کاربرد دارد:
۱. برای موجود مذکر (اعم از حقیقی یا مجازی)
۲. برای موجوداتی که هیچ جنسیتی ندارند یا جنس آنها مشخص نیست
در حالیکه ضمیر «هی» فقط برای مؤنث به کار میرود. پس اگر قرار باشد از بین این دو ضمیر یکی انتخاب شود، طبعاً «هو» که اعم و جامعتر است، انتخاب میشود. به همین دلیل، قرآن از ضمیر «هو» برای خداوند استفاده میکند، بدون آنکه این موضوع دلالتی بر مذکر بودن خداوند داشته باشد.
فراموش نکنیم که قرآن، بر اساس فرمودهی قرآن کریم، به «لسان قوم» نازل شده است؛ یعنی باید در قالب زبان مردم و در چهارچوب قواعد آن بیان شود تا برای مخاطب قابل فهم باشد. بنابراین، رعایت قواعد دستوری زبان عربی (که تفکیک ضمایر یکی از آنهاست) در قرآن، به معنای تعیین جنسیت برای خدا نیست.
از سوی دیگر، خداوند در قرآن میفرماید:
«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ»
هیچ چیزی شبیه او نیست. (شوری، ۱۱)
این آیه به روشنی نشان میدهد که خداوند از هرگونه مشابهت با مخلوقات منزّه است، نه جسم دارد، نه جنس، نه نر است و نه ماده. در واقع، خدای قرآن فراتر از مفاهیمی چون مذکر یا مؤنث است.
حتی اگر فرض کنیم که ضمایر مؤنث برای خداوند به کار میرفت، باز هم میتوانست همین سؤال مطرح شود که: چرا مؤنث؟ و اگر ضمیر دیگری انتخاب میشد نیز همینطور. بنابراین، این پرسش از اساس مبتنی بر اشتباه در تحلیل زبان دینی و قواعد زبانی است.
در پایان، نکته مهمی را باید یادآور شد: خداوند در قرآن تنها صفات جلال (قدرت، قهر، سلطه) ندارد، بلکه صفات جمال (رحمت، لطف، مهربانی، غفران) نیز بهوفور در مورد او آمده است. بهعبارتی، اگر کسی بخواهد صرفاً بر اساس نوع صفات یا ضمایر، خدا را مردانه یا زنانه تفسیر کند، از درک توحیدی قرآن دور خواهد شد. خداوند در نگاه اسلامی، کمال مطلق است، و صفات او ترکیبی از قدرت و رحمت، قهر و مهر، عظمت و لطف است.
بنابراین، استفاده از ضمیر «هو» در قرآن، صرفاً یک اقتضای ادبی و دستوری است، نه نشانهی ترجیح جنسیتی یا نادیده گرفتن زنان. خداوند جنسیت ندارد، و در زبان عربی، «هو» تنها راه درست ارجاع به موجودی است که نه مذکر است و نه مؤنث.
چرا امام زمان (عج) را «خلیفهالله» و «ولیّالله اعظم» میخوانند؟
بیاناتی از مرحوم علامه حسن زاده آملی در مورد شخصیت امام زمان ارواحنا فداه تقدیم شما فرهیختگان می شود.
شخصی حی و حاضر، مظهر جمیع اسماءالله، انسان کامل، سرّ قرآن، با بدن عنصری ـ همین بدنی که ما داریم ـ فرزند امام حسن عسگری علیه السلام، حضرت بقیهالله ارواحنا فداه، اکنون با همین بدن عنصری حی و حاضر است.
ایشان با بدن عنصری خود طیالارض دارد، طیالهوا دارد.
اسرار قرآن نزد اوست؛ از «بسمالله» گرفته تا «سینِ منالجنة والناس».
سرّ قرآن نزد اوست، سرّ پیغمبر نزد اوست، اسرار جمیع انبیا در اختیار اوست.
او خلیفهالله است. سرّ «إنا أنزلناه فی لیلة القدر» در نزد اوست، بلکه خود او سرّ و حقیقت «إنا أنزلناه فی لیلة القدر» است.
او انسان کامل و امام است و جهان هرگز خالی از امام نمیشود.
اکنون او حی و حاضر، با بدن عنصری، امام ماست.
وقتی ندا کنیم، میشنود؛ بر دل ما آگاهی دارد؛ روح او با ارواح ما ارتباط دارد.
او همواره همچون نگین انگشتری که در دست انسان است، در پیش ما و نزد ما حاضر است.
ما میخوانیم، میبینیم، میدانیم، و زمینها و مقاصد دیگر، همه در پیشگاه اوست؛ او ولیّالله اعظم و خلیفهالله است.
این امور سرّی و حسابی دارد.
مقایسه کردن انسان کامل با خودمان صحیح نیست؛ ظاهر او بشر است و ما نیز بشر هستیم، اما حقیقت او اینگونه نیست.
جان او مظهر جمیع اسماءالله است.
چگونه این قرآن را مشاهده میفرمایید؟
به ظاهر، او بشری همچون ماست، با گوشت و پوست و استخوان شریک ما در جسمانیت است.
اما قرآن آورده، اسرار الهی را آورده، اولین و آخرین را جان بخشیده و به ظهور رسانده.
عرض کردم: نقطه، اول دایره وجود است و این نقطه است که در دایره میگردد.
۱. در این راه، انبیا چون ساربانند.
۲. دلیل و راهنمای کاروانند.
۳. و از میان ایشان، سید ما سالار گشته است.
۴. هم او اول و هم او آخر در این سیر است.
آن کسی که جانشین اوست، همان بقیهالله است.
همان بزرگواری که اکنون ما رعیت اوییم.
جهان هیچگاه از حجت خالی نمیشود، از انسان کامل و از امام تهی نمیگردد.
همواره جهان دارای امام و خلیفهالله است، و این چراغ همیشه روشن است.
جایگاه و منزلت منتظران راستین حضرت مهدی(عج)
در آموزههای ارزنده معصومان علیهمالسلام آن چنان جایگاه و منزلتی برای منتظران راستین حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف برشمرده شده است که به راستی جای شگفتی و تعجب است و این پرسش را پیش رو قرار میدهد که چگونه ممکن است چنین حالتی، از چنین ارزشی والا برخوردار باشد.
اکنون به برخی فضایل و برتریهای منتظران با استفاده از روایات معصومان علیهمالسلام اشاره میکنیم.
- برترین مردم
به سبب شرایط ویژهای که بر مردمان عصرِ انتظار حاکم است، اگر آنها منتظر راستین باشند، جایگاه بسیار ارزشمندی خواهند داشت.
امام سجاد علیهالسلام در اینباره میفرمایند:
«إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ وَ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ عجل الله تعالی فرجه الشریف أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کُلِّ زَمَان لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی ذِکْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عَنْهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ». (کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۱۹)
مردم زمان غیبت آن امام که به امامت او معتقدند و منتظر ظهور او هستند، از مردم هر زمانی برترند؛ زیرا خداوند، عقل و فهم و معرفتی به آنها داده است که غیبت در نزد آنان به منزله مشاهده است.
- حاضران در خیمه آن حضرت به هنگام ظهور
از مهمترین آرزوهای تمام نیکان عالم، حضور در دورانی است که در آن اثری از فساد، بیداد و تباهی نباشد. این فضیلت، آنگاه به کمال خود میرسد که در زمان ظهور، در نزدیکترین موضع به رهبر قیام، یعنی در جایگاه فرماندهی که همانا خیمه آن حضرت است، حاضر باشد.
امام صادق علیه السلام در وصف منتظران راستینی که زمان ظهور را درک نمیکنند، میفرمایند:
«مَنْ مَاتَ مِنْکُمُ عَلی هَذا الْاَمْرِ مُنتَظِراً کانَ کَمَنْ هُوَ فِی الفُسْطَاطِا الَّذِی لِلْقائم.» (کافی، ج ۵، ص ۲۲)
هر کس از شما از دنیا برود، در حالی که منتظر این امر است، مانند کسی است که در خیمهگاه آن حضرت است.
- ثواب ایشان مانند پاداش نمازگزار و روزهدار است
از برترین عبادتها، نماز و روزه است. از روایات استفاده میشود اگر کسی روزگارش را در انتظار ظهور سپری کند، بسان کسی است که در حال نماز و روزه است.
امام باقر علیهالسلام در این باره میفرمایند:
«وَاعْلَمُوا اَنَّ المُنتَظِرَ لِهذا الاَمْرِ لَهُ مِثْلُ اَجْرِ الصَّائِمِ القائِمِ.» (کافی، ج ۲، ص ۲۲۲)
آگاه باشید، همانا پاداش منتظر این امر، مانند پاداش روزهدار شبزندهدار است.
- گرامیترین امت و رفیقِ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم
در میان انسانها چه کسی شریفتر از رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم که اشرف پیامبران الهی و محبوبترین موجودات نزد خداوند است. حال، کسی که در عصر انتظار، آنگونه که بایسته و شایسته است زندگی کند، گرامیترین فرد از امت پیامبر و در جوار آن بزرگوار خواهد بود، که خود آن حضرت علیهالسلام فرمودند:
«... اُولئِکَ رُفَقائی وَاکْرَمُ اُمَّتی عَلَی.» (کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۸۶)
ایشان رفقای من و گرامیترین امت من هستند.
- مجاهدان در راه خدا و در رکاب حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم
از شریفترین انسانها، مجاهدان در راه خداوند هستند. این فضیلت، زمانی به کمال میرسد که این مجاهدت در جوار انسانِ کامل و رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم باشد.
امام حسین علیهالسلام میفرمایند:
«إِنَّ الصَّابِرَ فِی غَیْبَتِهِ عَلَی الْأَذَی وَ التَّکْذِیبِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص.» (عیون اخبار الرضا علیهالسلام، ج ۱، ص ۶۸)
کسی که در زمان غیبت در مقابل اذیّت، آزار و تکذیب، صبور باشد، مجاهدی است که با شمشیر در کنار رسول خدا صلیاللهعلیهوآله جهاد کرده است.
- دارای پاداش هزار شهید از شهیدان صدر اسلام
در برتریِ منتظران راستین و ثابتقدمان بر ولایت اهلبیت علیهمالسلام، سخن از پاداشی افزون بر هزار شهید از شهیدان صدر اسلام به میان آمده است.
امام سجاد علیهالسلام در اینباره میفرمایند:
«مَن ثَبَتَ عَلی مُوالاتِنا فِی غَیْبَةِ قائِمِنا اَعْطاهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ اَجْرَ اَلْفَ شَهیدٍ مِنْ شُهَداءِ بَدْرٍ وَاُحُدٍ.» (کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۲۳)
هر کس بر دوستی ما در دوران غیبتِ قائم ما ثابت و استوار بماند، خداوند پاداش هزار شهید از شهیدان بدر و اُحد به او ارزانی میدارد.
وظایف و مسئولیتهای عامّ منتظران
درباره وظایف و مسئولیتهای منتظران، سخنهای بسیاری گفته شده است؛ امّا در حدّ اختصار میتوان گفت که وظایف انسانها در این دوران به دو دسته تقسیم میشود:
وظایف عام
این وظایف، در سخنان معصومان علیهمالسلام در شمار تکالیف عصر غیبت یاد شده است؛ امّا ویژه این دوران نیست و لازم است در همه زمانها انجام شود. شاید ذکر آنها در شمار وظایف دوران غیبت برای تأکید بوده است.
برخی از این وظایف، بدین قرار است:
۱. شناخت امامِ هر زمان
از وظایفی که در هر زمان _ به ویژه در عصر غیبت _ برای پیروان آموزههای اسلامی مورد تأکید و سفارش واقع شده، تحصیلِ شناخت و معرفت امام آن زمان است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«إِعْرِفْ إِمَامَکَ فَإِنَّکَ إِذَا عَرَفْتَ لَمْ یَضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ.» (کافی، ج ۱، ص ۳۷۱)
امام خود را بشناس که اگر امام خود را شناختی، دیر و زودشدن این امر، آسیبی به تو نخواهد رساند.
بیگمان، شناختِ امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست؛ بلکه یکی از ابعاد آن است؛ چنان که در دعای شریف معرفت، به خداوند متعال عرض میکنیم:
«اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حجّتکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حجّتکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حجّتکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی.» (کافی، ج ۱، ص۳۴۲)
خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی پیامبرت را نمیشناسم. خدایا! رسول خود را به من بشناسان که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجّت تو را نمیشناسم. خدایا! حجّتت را به من بشناسان که اگر حجّت خود را به من نشناسانی، از دین خود، گمراه میشوم.
از روایات معصومان علیهمالسلام به روشنی استفاده میشود که همه فضیلتها و ارزشها در بندگی خدای متعال، به داشتن معرفت امام علیهالسلام و ملتزمشدن به آن برمیگردد.
۲. پایداری در محبتِ اهلبیت علیهمالسلام
یکی از وظایف مهم ما در هر عصر و زمان، محبت و دوستی با اهل بیت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در جایگاهِ دوستان خداوند است. در دوران غیبتِ واپسین پیشوای معصوم، به سبب پنهانزیستی امام، ممکن است عواملی انسان را از این وظیفه مهم دور سازند؛ از این رو در روایات، سفارش شده است که بر محبت به آن انوار مقدس پایدار باشیم.
فراموش نکنیم این محبت، دستور پروردگار متعال است. سالها پیش از آن که آن حضرت، زندگی دنیایی خود را آغاز کند، انسانهای پاک به او ابراز محبت کردهاند. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم، اشرف انبیا و واپسین فرستاده الهی، آنگاه که سخن از واپسین وصی خود به میان میآورد، در نهایت احترام، از بزرگترین واژگان محبت، یعنی «بِأَبِی وَ أُمِّی؛ پدر و مادرم فدای او» بهره برده است؛ آنجا که میفرمایند:
«بِأَبِی وَ أُمِّی سَمِیی وَ شَبِیهِی وَ شَبِیهُ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ عَلَیهِ جُیوبُ النُّور... .» (کفایةالاثر، ص ۱۵۶)
پدر و مادرم فدایش باد! که او هم نام من و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است که بر او نورهایی احاطه دارد.
نیز آنگاه که علی بن ابیطالب علیهالسلام، زمانِ آخرین امام را نظاره میکنند و چنین میفرمایند:
«فَانْظُرُوا أَهْلَ بَیتِ نَبِیکُمْ فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا، وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فَانْصُرُوهُمْ، فَلَیفَرِّجَنَّ اللَّهُ [الْفِتْنَةَ] بِرَجُلٍ مِنَّا أَهْلَ الْبَیتِ. بِأَبِی ابْنُ خِیرَةِ الْإِمَاءِ.» (بحارالانوار، ج ۳۴، ص ۱۱۸)
به اهل بیت پیامبرتان بنگرید؛ اگر آنها ساکت شدند و در خانه نشستند، شما نیز سکوت کرده به زمین بچسبید و اگر از شما یاری طلبیدند، به یاری آنها بشتابید که البته خدای متعال، به دست مردی از ما اهل بیت، گشایش میبخشد. پدرم فدای او باد! که فرزند بهترین کنیزان است.
خلاّد بن صفّار میگوید: از امام صادق علیهالسلام سؤال شد: «آیا قائم به دنیا آمده است؟» حضرت فرمود:
«لَا وَ لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی.» (بحار الانوار، ج 51، ص 148)
نه؛ اگر او را درک کنم، روزهای زندگانیم را خدمتگذار او خواهم بود.
در روایتی دیگر نیز امام باقر علیهالسلام فرمودهاند:
«أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَأَبْقَیتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْر.» (بحارالانوار، ج 52، ص 243)
به درستی که اگر من آن روز را درک میکردم، جانم را برای صاحب این امر نگه میداشتم.
با توجه به روایتهای یاد شده، جای تردیدی نیست که محبّت اهل بیت علیهمالسلام - به ویژه آخرین حجت الهی- در دوران غیبت، کاری بس مهم و ارزشمند است.
۳. پرهیزگاری و رعایت تقوای الهی
تقوای الهی در همه زمانها لازم و واجب است؛ اما در دوران غیبت به دلیل شرایط خاص، اهمیّت بیشتری دارد؛ چرا که در این دوران، عوامل فراوانی دست به دست هم داده تا انسانها را به بیراهه کشانده و گمراه سازند.
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ غَیْبَةً فَلْیَتَّقِ اَللَّهَ عَبْدٌ وَ لْیَتَمَسَّکْ بِدِینِهِ.» (کمالالدین، ج ۲، ص ۳۴۳)
همانا برای صاحب این امر غیبتی هست؛ پس بنده، تقوای الهی پیشه کند و به دین او چنگ زند.
۴. پیروی از دستورهای امامان علیهمالسلام
از آنجا که تمام امامان علیهمالسلام نور واحدی هستند، دستورها و فرمودههای ایشان نیز یک هدف را دنبال میکند؛ بنابراین، پیروی از هر کدام، پیروی از همه آنها است. در زمانی که یکی از آنها در دسترس نیست، دستورهای دیگران چراغ راه هدایت است.
یونس بن عبدالرحمان میگوید بر موسی بن جعفر علیهماالسلام وارد شدم و گفتم:
«یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ؟»
«ای فرزند رسول خدا! آیا شما قائم هستید؟» ایشان فرمودند:
«أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ لَکِنَّ الْقَائِمَ الَّذِی یُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَمْلَؤُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِی لَهُ غَیْبَةٌ یَطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَی نَفْسِهِ یَرْتَدُّ فِیهَا أَقْوَامٌ وَ یَثْبُتُ فِیهَا آخَرُونَ ثُمَّ قَالَ ع طُوبَی لِشِیعَتِنَا الْمُتَمَسِّکِینَ بِحَبْلِنَا فِی غَیْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِینَ عَلَی مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِکَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ قَدْ رَضُوا بِنَا أَئِمَّةً وَ رَضِینَا بِهِمْ شِیعَةً فَطُوبَی لَهُمْ ثُمَّ طُوبَی لَهُمْ وَ هُمْ وَ اللَّهِ مَعَنَا فِی دَرَجَاتِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ.» (کمالالدین و تمامالنعمة، ج ۲، ص۳۶۱)
من قائم به حق هستم؛ ولی قائمی که زمین را از دشمنان خدا پاک سازد و آن را از عدل و داد سرشار سازد، همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد، او پنجمین از فرزندان من است. او را غیبتی طولانی است، زیرا بر نفس خود میهراسد و گروههایی در آن غیبت، مرتد شده و گروههایی دیگر در آن ثابت قدم خواهند بود.
خوشا بر احوال شیعیان ما، که در غیبت قائم ما به رشته ما چنگ زنند و بر دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت قدم هستند؛ آنها از ما و ما از آنهاییم. آنها ما را به امامت و ما نیز آنان را به شیعهبودن پذیرفتهایم، پس خوشا بر احوال آنها، به خدا سوگند، آنان در روز رستاخیز همدرجه ما هستند.
چگونگی غیبت حضرت مهدی علیهالسلام
باید دانست که غیبتِ جسم شخص یا اشیای دیگر و مخفیماندن فعل و عمل انسان از انظار حاضرین، در تاریخ معجزات و کرامات انبیاء و اولیاء و خواصّ مؤمنین، بیسابقه نیست و مکرّر اتّفاق افتاده است.
از جمله، در تفسیر آیه کریمه:
«وَ إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاْلآخِرَهِ حِجَاباً مَسْتُوراً.» (اسراء/ ۴۵)
و هنگامی که قرآن را قرائت مینمایی ما در میان تو و کسانی که ایمان به آخرت نمیآورند، پردهی پوشیده و پنهانی قرار میدهیم.
علاوه بر آنکه ظاهر آیه دلالت دارد بر اینکه خدای متعال، رسول اعظم صلیاللهعلیهوآله را در زمانی که قرائت قرآن مینمود از کفّاری که قصد آزار آن حضرت را داشتند پنهان و مستور میداشت، در برخی از تفاسیر آمده است که خداوند متعال، پیغمبر صلیاللهعلیهوآله را در هنگام قرائت قرآن از ابوسفیان، نضر بن حارث، ابوجهل، و حمّالة الحطب پنهان میداشت. آنان میآمدند و از نزد آن حضرت میگذشتند و ایشان را نمیدیدند. (طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۶۴۵؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج۴، ص۱۸۶)
ابن هشام در سیره، حکایتی از مستورماندن وجود مقدّس پیغمبر صلیاللهعلیهوآله از نظر امّ جمیلِ حمّالةالحطب روایت کرده که در پایان آن، این جمله را از پیغمبر صلیاللهعلیهوآله نقل نموده است:
«لَقَدْ أَخَذَ اللهُ بِبَصَرِهَا عَنِّی.» (ابن هشام، ج۱، ص۲۳۸؛ و روایاتی دیگر)
خداوند دید او را از من گرفت و مرا از او پنهان نمود.
در وقت هجرت از مکّه به مدینه نیز بر حسب تواریخ معتبر، مشرکین که بر در خانه پیغمبر صلیاللهعلیهوآله برای کشتن او اجتماع کرده بودند، آن حضرت را ندیدند. بدین ترتیب که پیغمبر صلیاللهعلیهوآله بعد از آنکه حضرت علی علیهالسلام را مأمور فرمود تا در بستر او بخوابد، بیرون آمد و مشتی خاک برداشت و بر سر آنها پاشید و «یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکیِمِ» را تا «فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ» قرائت کرد و از آنها گذشت و کسی آن حضرت را ندید. (ابن هشام، ج۲، ص۳۳۳؛ ابن سعد، الطبقاتالکبری، ج۱، ص۲۲۷ - ۲۲۸؛ ابن اثیرجزری، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۰۳)
و در تفسیر الدرالمنثور، حکایتی است طولانی راجع به خبری که حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام آن را از پدر بزرگوارش و آن حضرت از امام زینالعابدین و او از امیرالمؤمنین علیهمالسلام روایت کرده است که از شواهد این موضوع است.
و نیز در تفسیر آیه کریمه «وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَاَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَایُبْصِرُونَ؛ و در مقابل و پشت سر آنها مانعی قرار دادیم و آنها را به وسیله آن مانع، پوشاندیم، پس آنها نمیبینند؛ (یس/ ۹)» در کتب تفاسیر، روایاتی است که دلالت بر این موضوع دارند. (طوسی، التبیان، ج۸، ص۴۴۶؛ طبرسی، مجمعالبیان، ج۸، ص۶۴۹ – ۶۵۰؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج۵، ص۲۵۸ – ۲۵۹؛ و تفاسیر دیگر)
در تاریخ زندگی ائمّه علیهمالسلام نیز بر این موضوع شواهد متعدّدی وجود دارد؛ مانند غایبشدن حضرت امام زینالعابدین علیهالسلام از نظر مأموران عبدالملک مروان که علاوه بر علمای شیعه، علمای اهلسنّت مثل ابنحجر نیز آن را روایت کردهاند. (ابنحجر هیتمی، الصواعقالمحرقه، ص۲۰۰)
بنابراین مسئله غایبشدن شخص، مسئلهای واقعشده و سابقهدار است.
و امّا خفای عنوان و ناشناختهماندن انسان، بدون غایبشدن بدن، بسیار بسیط و ساده است و در بسیاری از موارد محتاج به اعجاز و خرق عادات نمیباشد و همواره اشخاصی را میبینیم که کاملاً در نظرها آشکارند، ولی آنها را نمیشناسیم.
پس از این مقدّمه، در جواب سؤال گفته میشود:
اگرچه فلسفه و صحّت و فایده غیبت، به هریک از دو نحو (غایبشدن جسم و ناشناسبودن) حاصل میشود و این جهات که امر امام علیهالسلام مخفی باشد و کسی او را نشناسد، یا نتواند متعرّض ایشان گردد و سایر هدفها و مقاصدی که در غیبت آن حضرت است، در هر دو حال، حاصل است؛ امّا از جمع بین روایات و حکایاتِ تشرّف افراد به خدمت آن حضرت و استفاده تفسیر بعضی از آنها از برخی دیگر، دانسته میشود که غیبت آن حضرت به هر دو شکل (ناپیداشدن و ناشناسبودن) واقع گردیده و بلکه گاهی در زمانی واحد، هر دو شکل غیبت واقع شده است؛ به این معنا که یک نفر ایشان را دیده و نشناخته است و دیگری در همان حال، اصلاً آن حضرت را ندیده است. چنان که پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را در بعضی از وقایعی که به آن اشاره شد، بعضی میدیدند و بعضی نمیدیدند.
مطلبی که توجّه به آن لازم است این است که غیبتِ جسم، بدون اعجاز و خرق عادت واقع نمیشود، امّا پنهانشدن نام و عنوان و ناشناختهبودن، به طور عادّی نیز واقع میشود، هرچند در بعضی مواقع، استمرار آن یا جلوگیری از التفات اشخاص به استعلام و طلب معرفت، محتاج به خرق عادّت و تصرّف در نفوس است که خداوندِ قادرِ متعال برای تحقق اراده خود و حفظ ولیّ امر علیهالسلام تمام اسباب عادّی و غیرعادّی آن را توسط خود آن حضرت و یا مستقیماً - هر طور که مصلحت باشد - فراهم میسازد.
جنگ هشتساله؛ مکتب قرآنی ایستادگی در برابر ظلم و باطل
طیبه محسنی، استاد دانشگاه و کارشناس دینی، با اشاره به اینکه دفاع در منطق قرآن صرفاً یک واکنش در برابر تهدید نیست، بلکه راهی برای ساخت جامعهای عادلانه، مستقل و الهی است، تصریح کرد: اگر نیروی دفاع در جامعه نباشد، نه آزادی معنایی خواهد داشت، نه استقلال پایدار میماند و نه پیشرفت ممکن میشود.
او خاطرنشان کرد: قرآن کریم مؤمنان را فرامیخواند که در برابر تجاوزها و تهدیدها ساکت ننشینند و با ارادهای الهی و آگاهانه به مقابله برخیزند، آنجا که میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ» ای کسانی که ایمان آوردهاید، با کسانی از کافران که به شما نزدیکترند بجنگید و بدانید که خدا با پرهیزکاران است.
محسنی با بیان اینکه دفاع مقدس ایران مصداق روشن و تاریخی این آیه شریفه است، گفت: در جنگ تحمیلی، ملت ایران از مرزهای هویتی، فرهنگی و ایمانی خود پاسداری کرد. این دفاع موجب شد انقلاب اسلامی تثبیت شود، اقتدار ملی ارتقا یابد و فرهنگ ایثار و شهادت بهعنوان یک سرمایه تمدنی در تار و پود جامعه نهادینه شود.
کارشناس دینی دفاع مقدس را مدرسهای بزرگ برای تربیت انسانهای مسئول و خودآگاه دانست و اظهار داشت: از دل این حماسه تاریخی، نسلی برخاست که معنای حقیقی مسئولیت اجتماعی را درک کرده بود که مفهوم دفاع را محدود به میدان جنگ نمیدانست و آن را در عرصههای علم، فرهنگ، اقتصاد و سیاست نیز ادامه داد و زمینهساز پیشرفتهای بعدی کشور شد.
این کارشناس قرآنی با تأکید بر اینکه دفاع از منظر قرآن ابزاری برای تعالی انسان و جامعه است نه صرفاً برای حفظ وضع موجود، تصریح کرد: دفاع از ارزشها و حقوق الهی زمینهساز رشد معنوی انسان و جامعه است و در مسیر دفاع، انسان با مفاهیمی چون صبر، استقامت، ایثار و توکل پیوند میخورد. این فضیلتها نهتنها قدرت مقابله با دشمن را افزایش میدهند، بلکه انسان را به خداوند نزدیکتر میکند و مسیر رشد و کمال او را هموار میکنند.
محسنی با اشاره به آیه 59 سوره نساء که میفرماید «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ» تأکید کرد: مشروعیت و قداست دفاع زمانی معنا دارد که در چارچوب فرمان الهی و تحت رهبری الهی صورت گیرد. رزمندگان دفاع مقدس با همین باور قدم به میدان نبرد گذاشتند؛ آنان خدا را سرپرست حقیقی خود میدانستند و شهادت را نه پایان زندگی، بلکه آغاز پروازی ابدی میدیدند.
او ادامه داد: دفاع مقدس درس بزرگ دیگری نیز برای جامعه ما داشت. این تجربه تاریخی نشان داد که راه رسیدن به تعالی از دل سختیها، رنجها و مقاومتها میگذرد. ملت ایران در آن سالها هم از خاک خود دفاع کرد و هم به قلههای خودباوری، استقلال، عزت و اقتدار رسید. این راه بدون ایستادگی در برابر تجاوز و بدون ایمان به وعدههای الهی هرگز دستیافتنی نبودند.
این پژوهشگر قرآنی در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: بررسی مبانی نظری دفاع در قرآن نشان میدهد که دفاع یک وظیفه است که در همه عرصههای زندگی جاری است. دفاع از حق، دفع باطل، ایستادگی در برابر ظلم و تلاش برای حفظ ارزشهای الهی همه تجلی اراده خداوند در تاریخ هستند و دفاع مقدس ایران یکی از روشنترین مصادیق این سنت الهی بود.
محسنی با تأکید بر اینکه مفهوم دفاع در قرآن محدود به میدان جنگ نیست، خاطرنشان کرد: امروز نیز دفاع ادامه دارد اما میدانهای آن تغییر کرده است. دفاع از حقیقت، عدالت، آزادی و کرامت انسانی در برابر هجمههای فرهنگی، اقتصادی و رسانهای ادامه همان سنت الهی است که قرآن بر آن تأکید میکند. ملت ایران با تکیه بر تجربه دفاع مقدس و با الهام از آموزههای قرآنی میتواند در این میدانهای نوین نیز سربلند و پیروز باشد.
علائم و نشانههای کمخونی را بدانید/ گروههای در معرض خطر
کمخونی میتواند شدتهای مختلفی داشته باشد، به طوری که موارد شدید آن نیاز به بستری شدن در بیمارستان یا حتی منجر به مرگ میشود. افراد در دوران قاعدگی و بارداری از جمله آسیبپذیرترین افراد در برابر کمخونی هستند، اما هر کسی میتواند در معرض خطر باشد. نکته نگرانکننده این است که موارد کمخونی در سالهای اخیر افزایش یافته است. در سال ۲۰۲۱، محققان ۴۲۰ میلیون مورد کمخونی بیشتر از موارد گزارششده در سال ۱۹۹۰ گزارش کردند.
اگرچه برخی معتقدند که این افزایش ممکن است به دلیل رشد جمعیت باشد، اما واضح است که کمخونی از بین نرفته و بسیاری از آنها نیاز به درمان دارند.
کمخونی چیست؟
کمخونی یک اختلال خونی شایع اما جدی است که میتواند زمانی رخ دهد که سطح هموگلوبین فرد برای تأمین نیازهای بدنش بسیار پایین باشد. هموگلوبین پروتئینی در خون است که در گلبولهای قرمز یافت میشود و به حمل اکسیژن در سراسر بدن کمک میکند.
داشتن سطح کافی هموگلوبین برای عملکردهای خاصی مانند حفظ انرژی در طول روز، تفکر و توان انجام ورزش مهم است. وقتی افراد کم خون هستند، ممکن است علائمی مانند سرگیجه یا غش کردن را تجربه کنند که میتواند به دلیل کمبود اکسیژن در بدن باشد.
علائم و نشانههای کمخونی
بهطورکلی، کمخونی با رنگپریدگی و احساس سرما همراه است اما تمام کسانی که کمخونی را تجربه میکنند، این علائم را نشان نمیدهند. همچنین کسانی که این علائم را نشان میدهند، این علائم فقط بخش کوچکی از علائم برای تشخیص هستند.
خستگی، سبکی سر، تپش قلب در قفسه سینه، تنگی نفس، عدم تحمل سرما، هوس خوردن یا جویدن مواد فاقد ارزش غذایی مانند یخ از دیگر علائم کمخونی است.
افراد مبتلا به کمخونی نه تنها طیف وسیعی از علائم، بلکه درجات مختلفی از شدت علائم را نیز تجربه میکنند. به طور مثال، برخی از افراد مبتلا به کمخونی ممکن است مستعد سرگیجه و غش باشند و این در حالی است که برخی دیگر شاید اصلاً احساس سرگیجه نکنند و ممکن است ماهها تا سالها علائم کمی یا بدون علائم باشند.
اگرچه این ممکن است یک مزیت به نظر برسد، اما علائم خفیف کمخونی میتواند به خودی خود خطرناک باشد. نکته نگرانکننده این است که این علائم ممکن است باعث شوند که این بیماری در سکوت و به درستی توسط یک متخصص پزشکی تشخیص داده نشود. کمخونی تشخیص داده نشده ممکن است به درستی یا به طور مؤثر درمان نشود و مدت طولانی فرد دچار بیماری شود. در برخی موارد، علائم فقط زمانی شروع میشوند که تعداد گلبولهای خون فرد آنقدر پایین باشد که منجر به بستری شدن فرد در اورژانس شود، بدون اینکه فرد علائم (بدون هشدار) داشته باشد. وقتی کمخونی خفیف است، افراد میتوانند در حال راه رفتن باشند و حتی متوجه کمخونی خود نشوند؛ اگر کمخونی شدید باشد، ممکن است خسته، ضعیف یا غش کنید و همچنین تا زمانی که کمخونی شدید نشود، نمیتواند زندگی فرد را تهدید کند.
عوامل خطر کمخونی
هر کسی میتواند در معرض خطر کمخونی باشد اما برخی افراد میتوانند نسبت به دیگران آسیبپذیرتر باشند. در ایالات متحده، به ویژه زنان در سن قاعدگی به دلیل از دست دادن خون در دورههای قاعدگی سنگین، میتوانند در معرض خطر بیشتری برای کمخونی فقر آهن باشند.
زنانی که باردار هستند، در صورت ابتلا به کمخونی، چه برای خودشان و چه برای نوزاد در حال رشدشان میتوانند در معرض خطر بیشتری برای عوارض شدید کم خونی قرار گیرند. کمخونی همچنین خطر مرگومیر و عوارض مادران را افزایش میدهد. تقریباً از هر دو زن باردار در جهان، یک نفر دچار کمخونی است و این موضوع نسل به نسل بر جمعیت تأثیر میگذارد.
گروههای در معرض خطر کمخونی را میتوان به افرادی که در معرض خطر ابتلا به کمخونی هستند و افرادی که در معرض عواقب شدید کمخونی هستند، تقسیم کرد.
گروههای در معرض خطر ابتلا به کمخونی
افرادی که رژیم غذایی مناسبی ندارند در معرض خطر ابتلا به کمخونی قرار دارند. این افراد میتوانند شامل افراد گیاهخواری باشند که مواد مغذی از دست رفته را از مکمل دریافت نمیکنند، یا افرادی که به اندازه کافی آهن، ویتامین B۱۲ و فولات مصرف نمیکنند.
افرادی که سابقه اختلالات رودهای دارند نیز در معرض ابتلا به کمخونی قرار دارند. برخی از اختلالات رودهای، مانند بیماری کرون و بیماری سلیاک، بر جذب مواد مغذی تأثیر میگذارند.
افرادی که قاعدگی دارند و دورههای قاعدگی سنگینی را تجربه میکنند. این میتواند به افزایش از دست دادن خون و درنتیجه کم خونی منجر شود.
بارداری میتواند خطر ابتلا به کمخونی را افزایش دهد، زیرا هم فرد باردار و هم جنین در حال رشد از خون استفاده میکنند.
افراد مبتلا به بیماریهای مزمن مانند سرطان، نارسایی کلیه یا کبد. این بیماریها ممکن است باعث کاهش گلبولهای قرمز خون شوند.
افرادی که سابقه خانوادگی کمخونی ارثی مانند تالاسمی و کمخونی داسی شکل دارند. سابقه خانوادگی کمخونی ارثی ممکن است خطر ابتلا به کمخونی را افزایش دهد.
افرادی که سابقه عفونتهای خاص، بیماریهای خونی و اختلالات خودایمنی دارند. برخی از بیماریها و عفونتهای خونی میتوانند بر خونرسانی یا تولید گلبولهای قرمز تأثیر بگذارند و خطر کمخونی را افزایش دهند.
افراد مبتلا به نارسایی کلیه. این افراد نیز میتوانند دچار کمخونی شوند زیرا کلیهها نقش مهمی در کمک به مغز استخوان برای ساخت سلولهای خونی دارند.
علاوه بر این، افرادی که در معرض مواد شیمیایی سمی قرار دارند یا داروهای خاصی مصرف میکنند که بر تولید گلبولهای قرمز تأثیر میگذارند، میتوانند در معرض خطر بیشتری برای کمخونی باشند.
گروههای در معرض خطر عواقب شدید کمخونی
کمخونی یکی از علل مرگ و میر و عوارض مادران باردار است. از آنجایی که افراد باردار ابتدا از بدن خود برای حمایت از یک نوزاد در حال رشد استفاده میکنند، کمخونی میتواند مادر و نوزاد را از مواد مغذی، انرژی و خون بیشتری محروم کند.
هنگامی که یک زن باردار کمخونی دارد، این ممکن است بر رشد نوزادش تأثیر بگذارد. همچنین کمخونی میتواند بر رشد عصبی در کودکان خردسال تأثیر بگذارد.
حتی در یک بارداری طبیعی، بدن طوری تنظیم شده است که نوزاد خون مورد نیاز برای حفظ خود را دریافت کند. هنگامی که کمخونی وجود داشته باشد، سطح هموگلوبین میتواند به شدت کاهش یابد. زنانی که در ابتدا کمخون هستند، میتوانند کمخونتر شوند و این خود خطر مستقلی برای مرگ و میر مادران است.
حتی قبل از تولد، کمخونی میتواند عواقبی برای نوزاد نیز داشته باشد.
داشتن کمخونی در رحم میتواند احتمال تولد زودرس یا وزن کم هنگام تولد را افزایش دهد. همچنین، کمخونی میتواند بر رشد عصبی تأثیر بگذارد.































