emamian
شهادت پاداش مجاهدت است، چه در دفاع ۸ ساله چه در نبرد ۱۲ روزه
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت هفته دفاع مقدس و روز «مهمانی لالهها»، شهادت را پاداش مجاهدت دانستند و تأکید کردند که ملتها با این مجاهدتها رشد میکنند و با این شهادتها جلوه و جلا مییابند.
متن این پیام که همزمان با مراسم غبار روبی، عطرافشانی و گلباران مزار شهیدان در سراسر کشور با عنوان «مهمانی لالهها» از سوی حجتالاسلام موسوی مقدم نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران قرائت شد، به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
امسال هفتهی دفاع مقدس، با شهادت جمعی از برجستگان مسیر مقاومت اسلامی و جوانان شجاع در نقاط گوناگون، جلوه و شکوه دیگری یافته است.
شهادت پاداش مجاهدت است، چه در دفاع ۸ ساله، چه در نبرد قهرمانانهی ۱۲ روزه، و چه در لبنان و غزّه و فلسطین. ملتها با این مجاهدتها رشد میکنند و با این شهادتها جلوه و جلا مییابند.
مهم آن است که به وعدهی الهی دربارهی پیروزی حق و زوال باطل یقین کنیم و به وظیفهی خود در نصرت دین خدا پایبند باشیم.
سیّدعلی خامنهای
۲ مهرماه ۱۴۰۴
پزشکیان در سازمان ملل: اقدام ۳کشور اروپایی بهدستور آمریکا غیرقانونی است
مسعود پزشکیان رئیسجمهور صبح امروز چهارشنبه به وقت محلی، در نخستین برنامه سفر خود به نیویورک، در تشریح مواضع جمهوری اسلامی ایران در هشتادمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با بیان اینکه کشورهای غربی برای نابودی همان برجامی اقدام کردند که خودشان بزرگترین دستاورد دیپلماسی چندجانبهاش میدانستند، گفت: این اقدام غیرقانونی که با مخالفت برخی از اعضای شورای امنیت نیز مواجه گردید، مشروعیت بینالمللی نداشته و با اقبال جامعه بینالمللی نیز روبرو نخواهد شد؛ یکبار دیگر در این مجمع اعلام میکنم که ایران هرگز به دنبال ساخت بمب هستهای نبوده و نخواهد بود.
متن کامل سخنان رئیس جمهور به شرح زیر است؛
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای دبیرکل؛
خانم رئیس؛
نمایندگان محترم؛
خانمها و آقایان؛
شعار امسال، «هشتاد سال، و بیشتر برای صلح، توسعه و حقوق بشر» در حقیقت فراخوانی برای همبستگی و نگاهی مشترک به آینده روشنتر است. اعتقاد و باور دینی ما و دعوت همه پیامبران نیز، بر مبنای برابری حقوق همهی انسانهاست. آنچه انسان را شایستهتر میسازد، تقواست؛ یعنی راستی، خرَد، پاکی و نوعدوستی.
زیربنای همه ادیان الهی و وجدان بشری این قاعده طلایی است که «هر آنچه بر خود نمیپسندی بر دیگران نیز نپسند». حضرت مسیح (ع) فرمود: با دیگران چنان رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود، پیامبر اسلام (ص) فرمود: هیچیک از شما مؤمن واقعی نیست مگر آنکه برای دیگران همان را بخواهد که برای خود میخواهد، حکیم هیلل (Hillel)، عصارهی تورات را چنین بیان کرد: آنچه بر تو ناپسند است، بر دیگران نیز روا مدار، در سنّتهای مشرق زمین نیز آموزهی مرکزی، همین اصل است، و مکاتب اخلاقی سکولار نیز با عقلانیت مبتنی بر وجدان، به همین نتیجه رسیدهاند.
عالیجنابان؛
آیا جهان ما چنین است؟ به دو سال گذشته بنگریم: جهان در دو سال گذشته؛ نظارهگر نسلکشی در غزه بود، نظارهگر ویرانی خانهها و نقض مکرر حاکمیت و تمامیت ارضی در لبنان، نظارهگر تخریب زیرساختهای سوریه، نظارهگر حمله به مردم یمن، نظارهگر گرسنگی اجباری کودکان نحیف در آغوش مادران، نظارهگر شبیخون دزدانه به حق حاکمیت کشورها، تجاوز به تمامیت ارضی دولتها و هدفگیری عریان رهبران ملتها بود، و همهی اینها با پشتیبانی تمامعیار مسلحترین حکومت جهان و به بهانه دفاع از خود! آیا اینها را برای خود میپسندید؟
چه کسی بر هم زننده ثبات منطقه و جهان است؟ چه کسی تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی است؟ حملات هوایی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا به شهرها، خانهها و زیرساختهای ایران –آن هم درست در زمانی که در مسیر مذاکرات دیپلماتیک گام برمیداشتیم– خیانتی بزرگ به دیپلماسی و تضعیفکنندهی تلاش برای استقرار ثبات و صلح بود.
این تجاوز گستاخانه، علاوه بر به شهادت رساندن تعدادی از فرماندهان، شهروندان، کودکان، زنان، دانشمندان و نخبگان علمی کشور، ضربهای سنگین به اعتماد بینالمللی و چشمانداز صلح به منطقه وارد کرد. آنچه که از این قتل و جنایت شما میتوانید ببینید کشتار بچهها، کودکان، زنان و در حقیقت یک کتابی است از کشتاری که اسرائیل در کشور ما از همه انسانهای زن و مرد و کودک و جوان در کشور ما ایجاد کرد.
یعنی اینها به اسم آرامش و صلح در کشور و در منطقه ایجاد شده، ناآرامی را در کشور آنها ایجاد کردند و با همین روند 35 هزار انسانهای بیگناه را در غزه به خاک و خون کشیدند، خانههای آنها را ویران کردند، بیمارستانها، درمانگاهها و مدارس را، و راه آب و غذا و نان و دارو را بر مردم بستند.
اگر در برابر این هنجارشکنیهای خطرناک نایستیم، این بدعتها، دامن جهان را خواهد گرفت؛ حمله به تأسیسات هستهای تحت پادمان و نظارت بینالمللی، تلاش علنی برای کشتن رهبران و مقامات رسمی دولتهای عضو سازمان ملل، هدف گرفتن سیستماتیک خبرنگاران و اهالی رسانه، و کشتن انسانهایی که صرفاً به علّت دانش و تخصّصشان به «اهداف نظامی» تبدیل میشوند. آیا اینها را بر خود میپسندید؟
کسانی که مرتکب این جنایات شدهاند، باید بدانند که ایران، این کهنترین تمدّن پیوستهی جهان، همواره در برابر تندبادهای تاریخ، استوار ایستاده است. این ملّت با روحی سترگ و ارادهای جاودان بارها ثابت کرده است که در برابر مهاجمان سر فرود نمیآورد و امروز نیز در برابر متجاوزان، با اتّکا به قدرت ایمان و انسجام ملی، سربلند ایستادهایم.
در دفاع 12 روزه، مردم میهندوست و دلاور ایران، محاسبه وهمآلود خودستایان متجاوز را به رخ آنان کشیدند. دشمنان ایران، ناخواسته اتّحاد مقدس ملّی را قوام بخشیدند. مردم ایران با وجود شدیدترین، طولانیترین و سنگینترین تحریمهای اقتصادی، جنگ روانی و رسانهای و تلاشهای مستمر برای ایجاد تفرقه، به مجرّد شلیک نخستین گلوله به خاکشان، یکپارچه حامی نیروهای مسلح دلیر خود شدند و امروز نیز خون شهدایشان را پاس میدارند.
من در اینجا به نام مردم ایران، از تمام شخصیتها، ملتها، دولتها و سازمانهای بینالمللی و منطقهای که در این جنگ، با ایران همدل بودند، صمیمانه تشکر میکنم.
خانمها و آقایان؛
امروز پس از نزدیک به 2 سال نسلکشی، گرسنگی دادن جمعی و تداوم آپارتاید در داخل سرزمینهای اشغالی و تجاوز به همسایگان، طرح مضحک و متوّهمانهی «اسرائیل بزرگ» با وقاحت از سوی بالاترین سطوح این رژیم عنوان میشود.
این طرح، بسیاری از سرزمینهای منطقه را دربرمیگیرد. این نقشه، نشانگر اهداف و مقاصد واقعی رژیم صهیونیستی است که اخیراً مورد تأیید نخستوزیر آن نیز قرار گرفته است. هیچکس در جهان، از نیات متجاوزانهی این رژیم در امان نیست.
مسلّم است که رژیم صهیونیستی و حامیان آن دیگر حتی به عادیسازی از راه سیاسی رضایت ندارند؛ حضور خود را با زور عریان تحمیل میکنند و آن را «صلح از طریق قدرت» نامگذاری کردهاند، اما این نه صلح است و نه قدرت؛ بلکه تجاوزگری مبتنی بر زورگویی و قلدری است.
اما ما، ایران قدرتمندمان را در کنار همسایگان قدرتمند و در منطقهای قوی، با آیندهای روشن میخواهیم. ما در برابر کلانپروژهای که نسلکشی، تخریب و بیثباتی را به منطقه تحمیل میکند، از چشمانداز مشترک و امیدبخش دفاع میکنیم؛ چشماندازی که امنیت جمعی را با سازوکارهای واقعی همکاری دفاعی و واکنش مشترک به تهدیدات، تضمین میکند، چشماندازی که کرامت انسانی و تنوع فرهنگی را بهعنوان ارزش بنیادین، پاس میدارد، چشماندازی که توسعهی جمعی را با سرمایهگذاری مشترک در زیرساختها و دانشهای نوین به واقعیت بدل میسازد، چشماندازی که امنیت انرژی و بهرهبرداری عادلانه از منابع حیاتی را ستون ثبات اقتصادی میبیند، چشماندازی که از محیط زیست برای آیندگان محافظت میکند، چشماندازی که حاکمیت ملی و تمامیّت ارضی کشورها را اصول غیرقابل مذاکره قرار میدهد، چشماندازی که نه به دنبال صلح متکی بر زور، بلکه بر پایهی «قدرت از طریق صلح» است.
در این منطقهی قوی، کشتار و خونریزی جایی ندارد. به همین خاطر سالهاست کشور من از سرسختترین حامیان ایجاد منطقهی عاری از سلاحهای کشتار جمعی بوده است، اما آنها که خود دارای بزرگترین زرادخانههای هستهای هستند و در نقض فاحش معاهدهNPT ، سلاحهایشان را روز به روز، کشندهتر و ویرانگرتر میکنند، سالهاست با اتّهامهای واهی مردم ما را در معرض فشار قرار دادهاند.
هفته گذشته، سه کشور اروپایی، پس از آنکه نتوانستند با بدعهدی 10 ساله و به دنبال آن با حمایت از تجاوز نظامی مردم سربلند ایران را به زانو دربیاورند، به دستور ایالات متحده، با فشار، قلدری، تحمیل و سوءاستفاده آشکار کوشیدند قطعنامههای لغو شده شورای امنیت، علیه ایران را بازگردانند.
در این مسیر؛ حسننیت را کنار گذاشتند، الزامات قانونی را دور زدند، اقدامات جبرانی قانونمند ایران در برابر خروج آمریکا از برجام و بدعهدی و ناتوانی مطلق اروپا را «نقض فاحش» جلوه دادند، خود را به دروغ «طرفهای خوشسابقه» توافق معرفی کردند و تلاشهای صادقانه ایران را «ناکافی» خواندند. و این همه، برای نابودی همان برجامی بود که خودشان بزرگترین دستاورد دیپلماسی چندجانبهاش میدانستند. این اقدام غیرقانونی که با مخالفت برخی از اعضای شورای امنیت نیز مواجه گردید، مشروعیت بینالمللی نداشته و با اقبال جامعه بینالمللی نیز روبهرو نخواهد شد.
یکبار دیگر در این مجمع اعلام میکنم که ایران هرگز به دنبال ساخت سلاح هستهای نبوده و نخواهد بود. ما به دنبال سلاح هستهای نیستیم و این یک باور اعتقادی و فتوای رهبری است در نتیجه به هیچوجه به دنبال آن سلاحهای کشتار جمعی نبودیم و نخواهیم بود. در جایی که برهم زننده آرامش در منطقه، اسرائیل هست ایران باید تحریم شود ما یک شعری داریم میگوید «گنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری». یکی جای دیگری دارد منطقه را به هم میزند و کسان دیگری را دارند تحریم میکنند.
خانمها، آقایان؛
جمهوری اسلامی ایران از صلح و ثبات استقبال میکند. ما باور داریم که آینده منطقه و جهان باید بر پایه همکاری، اعتماد و توسعه مشترک شکل بگیرد و در این چارچوب؛ ایران از روند صلح میان جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان حمایت میکند، ایران امیدوار است تلاشها برای پایان دادن به جنگ در اوکراین، به توافقی عادلانه و پایدار بین روسیه و اوکراین بینجامد، ایران از پیمان دفاعی میان دو کشور برادر مسلمان، عربستان سعودی و پاکستان، به عنوان آغازی برای نظام امنیت فراگیرمنطقهای با همکاری کشورهای مسلمان غرب آسیا در حوزههای سیاسی، امنیتی و دفاعی، استقبال میکند و بالاخره تجاوز جنایتکارانه رژیم اسرائیل به قطر که منجر به شهادت تعدادی از اتباع فلسطینی و قطری شد را محکوم میکنیم و حمایت و همبستگی خود با دولت و ملت قطر را اعلام میکنیم.
خانمها، آقایان؛
امنیت واقعی نه از راه زور، بلکه از طریق اعتمادسازی، احترام متقابل و همگرایی منطقهای و چندجانبهگرایی مبتنی بر حقوق بینالملل بهدست میآید. بر این مبنا، من همگان را دعوت میکنم؛ «شنیدن» یکدیگر به جای بلند کردن صداها ، تمرین کنیم، در مبانی فکری دوقطبیسازی و خشونت سیاسی که امروز نه تنها گریبانگیر جامعه بینالمللی است، که درون جوامع را نیز به تنش و آشوب کشانده است را بازنگری کنیم، به عنوان فصل مشترک همه باورها و فرهنگها، و به جای تفسیر مغرضانه مفاهیم و روایتها هر چه را برای خود نمیپسندیم، برای دیگران نیز روا نداریم، اعتبار نهادها و ساز و کارهای حقوق بینالملل را ترمیم و بازسازی کنیم و برای ایجاد یک نظام امنیت و همکاری منطقهای در غرب آسیا متعهد شویم.
خانمها، آقایان؛
ما ایرانیان قدرت خود را در جهان گستردهایم؛ نه با تولید و استفاده از سلاح هستهای و کشتار صدها هزار انسان در قرن بیستم و نسلکشی و تحمیل گرسنگی به کودکان غزه در قرن بیست و یکم، و حتی نه در امپراطوریهای تاریخی ایران، بلکه با فرهنگ همنوع دوستی و پیام همدلی جهانگشایانی همچون مولوی و حافظ و اشعاری که سعدی در 800 سال پیش فرمود:
بنیآدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی/ نشاید که نامت نهند آدمی
جنایتکارانی که با کشتن کودکان، قلدری میکنند، شایسته نام انسان نیستند و بیگمان شرکای مطمئنی نیز نخواهند بود.
ایران با تکیه بر سنت دیرین نوعدوستی، شریکی پایدار و همراهی مطمئن برای همه کشورهای صلحطلب است؛ دوستی و شراکتی که نه بر مصلحتجویی گذرا، بلکه بر پایه عزّت، اعتماد و آیندهای مشترک استوار است. ما راستقامتان ایران زمین، با ایستادگی در برابر یاغیان بیقانون، بیعدالتیها، تبعیضها و استانداردهای دوگانه را با سربلندی پشتسر گذاشتهایم و خواهیم گذاشت و امروز با نگاهی فرصتمحور، این دستاورد تاریخی مردم ایران را به سکویی برای جهش به آیندهای پر امید تبدیل کردهایم.
بیایید با ما از تهدید، فرصت بسازیم.
متشکرم.
محبوبترین مردم نزد خدا
امام صادق علیهالسلام:
سُئِلَ رَسُولُ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله عَنْ اَحَبِ النّاسِ اِلَی اللّهِ؟ قالَ: اَنْفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ.
از رسول خدا سؤال شد: محبوبترین مردم نزد خدا کیست؟ فرمودند: کسی که بیشترین سود و خدمت را به مردم برساند.
بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۳۳۹
آیا جن نیز مانند انسان به بهشت یا جهنم میرود؟
آیات و روایات متعددی نشان میدهند که جنها نیز مانند انسانها دارای اختیار و مسئولیت هستند و در برابر تکالیف الهی پاسخگو خواهند بود.
در قرآن کریم به صراحت آمده است که پیامبران برای هدایت جنها نیز مبعوث شدهاند (سوره انعام، آیه ۱۳۰) و این موضوع نشاندهنده وجود مسئولیت و انتخاب در میان آنان است. همچنین در سوره ذاریات (آیه ۵۶) اشاره شده که جنها نیز مکلف هستند.
در سوره جن (آیات ۱۴ و ۱۵) خود جنها میگویند: «و از میان ما گروهی فرمانبردار و گروهی منحرفاند. پس کسانی که فرمانبردارند، در جستجوی راه درستند، ولی منحرفان هیزم جهنم خواهند بود.» این آیات بهوضوح بیانگر این است که جنها مانند انسانها به دو گروه مؤمن و کافر تقسیم میشوند.
یکی از داستانهای جالب قرآن در این زمینه، اشاره به ایمان آوردن گروهی از جنها به پیامبر اسلام است. وقتی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) پس از مأیوس شدن از دعوت مردم طائف، به وادی جن رسید و شب را در آنجا گذراند، جنها صدای تلاوت قرآن او را شنیدند و نور ایمان در دلشان تابید. پس از پایان تلاوت، به سوی قوم خود بازگشتند و آنان را به ایمان به پیامبر و قرآن دعوت کردند.
در سوره احقاف (آیات ۳۰ و ۳۱) آمده است: «ای قوم ما! ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده است... ای قوم ما! دعوتکننده الهی را اجابت کنید و به او ایمان بیاورید تا گناهانتان بخشیده شود و از عذابی دردناک در امان باشید.»
بنابراین، همانطور که انسانها در برابر ایمان یا کفر خود به پاداش یا کیفر میرسند، جنها نیز بر اساس انتخاب و عمل خود در آخرت به بهشت یا جهنم خواهند رفت.
وقتی مرگ قطعی است، پس نقش دعا و عمل انسان چیست؟
قرآن مرگ انسان را به دو نوع اجل مسمّی و اجل معلّق تقسیم کرده که هر کدام حکمت و معنای خاصی دارد.
فلسفه و حکمت تقسیم اجل به «اجل مسمّی» و «اجل معلّق» در قرآن و روایات
در آموزههای قرآن و روایات، اجل یا زمان مرگ انسان به دو نوع اصلی تقسیم شده است: اجل مسمّی و اجل معلّق. این تقسیمبندی تنها یک تمایز لفظی یا علمی نیست، بلکه حامل حکمتهای عمیقی درباره رابطه خدا و انسان، اختیار، عدالت و تربیت است.
اجل مسمّی؛ مرگ قطعی و غیرقابل تغییر
اجل مسمّی، همان مرگ قطعی است که در «لوح محفوظ» ثبت شده و قابل تغییر یا تأخیر نیست. این نوع اجل به پایان طبیعی عمر هر فرد اشاره دارد و در آیات متعددی به آن تصریح شده است
«فَإِذا جاءَ أَجَلُهُم لا یَستَأخِرونَ ساعةً وَ لا یَستَقدِمونَ»
«چون اجلشان فرا رسد، نه ساعتی عقب میافتند و نه پیش میافتند» (یونس: ۴۹)
این اجل نشاندهنده علم مطلق و حاکمیت بیچون و چرای خداوند بر سرنوشت انسان است. هیچ قدرتی در عالم نمیتواند زمان اجل مسمّی را تغییر دهد؛ چراکه این اجل در نزد خدا محفوظ است و همان «قضای حتمی» الهی به شمار میآید.
اجل معلّق؛ مرگ مشروط و تغییرپذیر
در مقابل، اجل معلّق مرگی است که بسته به شرایط، رفتار و اعمال انسان قابل تغییر است. این اجل به «لوح محو و اثبات» تعلق دارد و بر اساس اراده و عملکرد آدمی میتواند جلو بیفتد یا عقب بیفتد. اعمال نیک مانند دعا، توبه، صله رحم و تقوا میتوانند اجل معلّق را به تأخیر اندازند، و اعمال نادرست و گناه میتوانند آن را جلو بیندازند.
در قرآن میخوانیم:
«وَیَمْحُوا اللَّهُ مَا یَشَاء وَیُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْکِتَابِ»
«خدا هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات میکند» (رعد: ۳۹)
از نظر روایی، امام صادق(ع) درباره این دو اجل فرمودند:
«آنها دو اجلاند؛ اجل مشروط که خدا در آن هرچه بخواهد میکند و اجل محتوم».۱
به عبارت دیگر، اجل معلّق ابزار خداوند برای تربیت و آزمون انسان است که به وی فرصت میدهد با اعمالش در زندگی، سرنوشت خود را رقم بزند.
حکمت تقسیم اجل؛ عدالت و اختیار در کنار علم الهی
یکی از مهمترین حکمتهای تقسیم اجل، حفظ همزمان عدالت الهی و آزادی اختیار انسان است. اگر تمام مرگها قطعی و غیرقابل تغییر بودند، نقش تلاش، دعا و اصلاح انسان چه میشد؟ و اگر همه اجلها مشروط بودند، چگونه میتوان از علم قطعی خداوند سخن گفت؟
با تفکیک اجل به مسمّی و معلّق، خداوند به انسان فرصت انتخاب داده و مسئولیت اعمالش را به عهده خود او گذاشته است؛ در عین حال، از قضاوت نهایی و سرنوشت قطعی هر فرد هم خبر دارد.
تاثیر دعا و عمل صالح بر اجل معلّق
در روایات متعدد آمده است که دعا و اعمال صالح میتواند اجل معلّق را به تأخیر اندازد یا از وقوع زودرس آن جلوگیری کند:
امام صادق(ع): «دعا، قضای حتمی را هم برمیگرداند».[۲]
این بدان معناست که حتی برخی موارد اجل مسمّی (که بسیار نادر است) نیز میتواند با اذن خدا تغییر کند، ولی این تغییر عمدتاً درباره اجل معلّق است که محل تعامل بین اراده الهی و تلاش انسانی است.
پنهان بودن زمان اجل مسمّی؛ امتحان و تواضع
قرآن و روایات بیان میکنند که زمان اجل مسمّی به انسان اعلام نمیشود تا همیشه آماده و مراقب باشد و دچار غرور و سستی نشود. این رازآمیزی زمان مرگ خود نوعی امتحان الهی است:
«انسان را جز به تلاشش چیزی نمیدهند» (نجم: ۳۹)
اجل فقط برای فرد نیست؛ سرنوشت امتها و تمدنها
در قرآن تاکید شده که اجل مربوط به همه امتها و ملتها هم هست، نه فقط فرد:
«وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ...» (اعراف: ۳۴)
این مفهوم باعث شده بسیاری از فقها و مفسران، تحلیلهای سیاسی، اجتماعی و تاریخی را در چارچوب اجل بررسی کنند؛ یعنی هر زمانی که جامعهای به فساد و انحراف برسد، عمرش به پایان میرسد و به جای آن نظام جدیدی ظهور میکند.
نتیجه:
خداوند اجل را به دو بخش تقسیم کرده تا نشان دهد برخی مرگها قطعی و غیرقابل تغییرند (اجل مسمّی)، اما برخی دیگر بسته به رفتار و انتخاب انسان قابل تغییرند (اجل معلّق). این تقسیمبندی، نقش اختیار انسان را در سرنوشتش روشن میکند.
پینوشت:
۱. بحارالانوار، ج ۷، ص ۳۷۶
۲.کافی، ج ۲، ص ۵۳۷
سناریوی مشترک دیپلماتهای آمریکایی و اروپایی برای اعمال فشار بر ایران
در ادامه تنشهای هستهای میان ایران و غرب، مایک والتس، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل متحد، پس از دیدار با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، خواستار اعمال فشار بیشتر بر تهران شد. او تأکید کرد که آژانس باید ایران را وادار به پایبندی به تعهداتش در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای کند و تضمین دهد که این کشور هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.
در همین حال، دیپلماتهای اروپایی نیز با ابراز نگرانی از وضعیت کنونی، هشدار دادند که زمان برای ایران محدود است. یکی از آنها در گفتوگو با رادیو بینالمللی فرانسه گفت: «توپ در زمین ایران است. اگر در روزهای آینده اقدامات ملموسی انجام ندهد، تحریمها دوباره اعمال خواهند شد.» دیپلمات دیگری نیز با صراحت اعلام کرد: «احتمال موفقیت بسیار کم است.»
این گزارش حاکیست، نشست مشترک ایران، آلمان، فرانسه، انگلیس و همچنین مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در حاشیه هشتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک آغاز شد. ریاست هیئت ایرانی را سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان بر عهده دارد. همچنین مجید تخت روانچی، کاظم غریب آبادی و اسماعیل بقائی، معاونان وزیر امور خارجه ایران نیز در این نشست حضور دارند.
قرار است در این دیدار در خصوص آخرین تحولات مربوط به موضوع هستهای ایران و همچنین مکانیسم ماشه رایزنی شود.
رهبر انقلاب: مذاکره با دولت آمریکا هیچ کمکی به منافع ملی ما نمیکند
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی امشب در سخنانی تلویزیونی خطاب به مردم، اتحاد و یکپارچگی مستمر ملت ایران را، مشتی پولادین بر فرق دشمن خواندند و با تشریح علتِ تسلیم نشدنِ ملت غیرتمند ایران در مقابل فشار و تهدید دشمن برای صرف نظر کردن از فناوری پرفایده غنیسازی اورانیوم، تاکید کردند: مذاکرهای که آمریکا از اول نتیجه آن را مشخص و دیکته کند، بیفایده و پرضرر است، چرا که دشمن زورگو را برای تحمیل هدفهای بعدی به طمع میاندازد و هیچ ضرری را هم از ما دفع نمیکند و اینگونه مذاکرات را هیچ ملت باشرف و سیاستمدار خردمندی نمیپذیرد.
پرهیز از گناه، عید واقعی مومنان
أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام):
کُلَّ یَومٍ لَا یُعصَیَ اللهُ تَعالَی فِیهِ فَهُوَ یَومُ عِیدٍ
هر روزی که در آن معصیت خدا نشود و گناهی انجام نگیرد، آن روز عید است.
نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۲۸
گامی «ناچیز و دیرهنگام»؛ بهرسمیتشناختن کشور فلسطین چه معنایی دارد؟
در آستانه برگزاری هشتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، و در سایه استمرار جنایات و نسل کشی رژیم صهیونیستی در غزه برخی از کشورها از جمله انگلیس، استرالیا، کانادا، و پرتغال رسماً اعلام کردند که کشور فلسطین را به رسمیت میشناسند. امروز نیز قرار است تعداد دیگری از کشورها از جمله فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ و مالت نیز به این روند ملحق شده و دولت فلسطین را به رسمیت بشناسند.
شبکه خبری الجزیره در گزارشی به پیامدهای سیاسی و حقوقی این اقدام پرداخته و پیش بینی میکند که در نتیجه این روند، تعداد کشورهایی که فلسطین را به رسمیت میشناسند، به ۱۵۹ کشور از ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل برسد.
کدام کشورها هنوز فلسطین را به رسمیت نشناختهاند
در حال حاضر نزدیک به ۷۵ درصد ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل کشور فلسطین را به رسمیت شناختهاند؛ اما تاکنون دست کم ۴۵ کشور از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدان آن، دولت فلسطین را به رسمیت نشناختهاند. در آسیا، ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور، فلسطین را به رسمیت نمیشناسند. کامرون در آفریقا و پاناما در آمریکای لاتین و بیشتر کشورهای کوچک اقیانوسیه که صهیونیستها معمولاً برای تصویب قطعنامههای مد نظر خود از آنها سوءاستفاده میکنند، هنوز فلسطین را به رسمیت نشناختهاند.
در اروپا بیشترین اختلاف نظر در این مورد وجود دارد و تقریباً نیمی از کشورها، تشکیل کشور فلسطین را به رسمیت نمیشناسند.
به رسمیت شناختن کشور فلسطین به چه معناست؟
به نوشته وبسایت بیبیسیجهانی، فلسطین کشوری است که هم وجود دارد و هم وجود ندارد. این کشور (تشکیلات خودگردان فلسطین) از میزان قابلتوجهی شناسایی بینالمللی، نمایندگیهای دیپلماتیک در خارج و تیمهایی که در رقابتهای ورزشی از جمله المپیک شرکت میکنند، برخوردار است. اما به دلیل اختلاف طولانیمدت با اسرائیل، مرزهای بینالمللی مشخص، پایتختی تعریفشده یا ارتش ندارد. به دلیل اشغال نظامی کرانه باختری توسط اسرائیل، تشکیلات خودگردان فلسطین که در پی توافقات صلح دهه ۱۹۹۰ ایجاد شد، کنترل کامل بر سرزمین و مردم خود را ندارد. غزه، که اسرائیل در آنجا نیز قدرت اشغالگر است، در حال حاضر درگیر جنگ ویرانگری است.
با توجه به وضعیت نیمهوابسته آن بهعنوان یک دولت شبهمستقل، بهرسمیتشناختن آن تا حدی نمادین است. این اقدام بیانگر بیانیهای قوی از نظر اخلاقی و سیاسی خواهد بود، اما تغییر ملموسی در زمین ایجاد نمیکند.
اما این نمادین بودن تأثیرگذار است. دیوید لامی، وزیر امور خارجه پیشین انگلیس، در سخنرانیاش در سازمان ملل در ژوئیه گفت: «انگلیس مسئولیت ویژهای برای حمایت از راهحل دو کشوری دارد.»
او به اعلامیه بالفور ۱۹۱۷ اشاره کرد – سندی که توسط آرتور بالفور، همتای پیشین او بهعنوان وزیر امور خارجه امضا شد و برای اولین بار حمایت بریتانیا از «ایجاد یک وطن ملی برای مردم یهود در فلسطین» را بیان کرد.
اما دیوید لامی افزود که این اعلامیه با قولی جدی همراه بود: «که هیچ اقدامی انجام نشود که حقوق مدنی و دینی جوامع غیر یهودی موجود در فلسطین را به خطر بیندازد.» حامیان اسرائیل اغلب اشاره کردهاند که لرد بالفور بهطور صریح به فلسطینیها یا حقوق ملی آنها اشارهای نکرده است. اما سرزمینی که پیشتر فلسطین نامیده میشد و انگلیس از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۸ از طریق جامعه ملل بر آن حکومت کرد، مدتهاست بهعنوان یک موضوع ناتمام بینالمللی تلقی میشود.
اسرائیل در سال ۱۹۴۸ تأسیس شد، اما تلاشها برای ایجاد یک دولت موازی فلسطین به دلایل متعددی به بنبست رسیده است. همانطور که لامی گفت، سیاستمداران عادت کردهاند که عبارت «راهحل دو کشوری» را تکرار کنند. راهکار دو-دولتی به ایجاد دولت فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه اشاره دارد. اما تلاشهای بینالمللی برای تحقق راهحل دو کشوری به نتیجه نرسیده و استعمار اسرائیل در بخشهای بزرگی از کرانه باختری، که طبق قوانین بینالمللی غیرقانونی است، این مفهوم را به شعاری تقریباً بیمحتوا تبدیل کرده است.»
«رومن لوبوف» استاد حقوق بینالملل در دانشگاه اکس-مارسی در جنوب فرانسه، به رسمیت شناختن کشور فلسطین را یکی از پیچیدهترین مسائل در حقوق بینالملل توصیف کرد. وی به خبرگزاری فرانسه گفت که کشورها در انتخاب زمان و شکل به رسمیت شناختن آزاد هستند و تفاوتهای آشکار یا ضمنی زیادی در تعامل کشورهای با این پدیده وجود دارد.
به گفته لوبوف، هیچ مرکزی برای ثبت به رسمیت شناختن کشورها وجود ندارد. وی افزود: تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری اسامی کشورهایی که فلسطین را به رسمیت شناختهاند را ثبت میکند، اما این اقدام از یک دیدگاه کاملاً ذهنی است.
نکته دیگری که در حقوق بینالملل مطرح است، اینکه «به رسمیت شناختن به معنای ایجاد یک کشور نیست، همانطور که عدم به رسمیت شناختن مانع از وجود یک کشور نمیشود.» البته به رسمیت شناختن تا حد زیادی دارای وزن نمادین و سیاسی است. لذا در حال حاضر سه چهارم کشورهای جهان معتقدند که فلسطین تمام الزامات لازم برای یک کشور بودن را دارد.
«فیلیپ سندز» وکیل و استاد حقوق فرانسوی-بریتانیایی، در اواسط آگوست ۲۰۲۵ در روزنامه نیویورک تایمز نوشت: «میدانم که این اتفاق برای بسیاری نمادین به نظر میرسد، اما در واقع، از نظر نمادین، میتواند تغییر دهنده روند بازی باشد. زیرا به محض اینکه کشور فلسطین را به رسمیت میشناسید… فلسطین و اسرائیل را از نظر رفتار با آنها تحت قوانین بینالمللی در یک سطح قرار میدهید.»
تبعات سیاسی و حقوقی رسمیت فلسطین در مجامع بین المللی
الجزیره میافزاید که این به رسمیت شناختنها گامی مهم برای فلسطین است، زیرا دارای تبعات سیاسی و حقوقی است. این اتفاق افراطگرایان کابینه رژیم صهیونیستی را تحریم میکند.
تشکیلات خودگردان فلسطین، به رسمیت شناختن این کشور را دارای اهمیت سیاسی و حقوقی میداند و آن را همسو با تلاشهای انجام شده برای پایان دادن به اشغال و تأسیس کشور فلسطین بر میشمارد.
«احمد الدیک» مشاور سیاسی وزیر امور خارجه و مهاجران تشکیلات خودگردان در گفتگو با الجزیره تصریح کرد که فلسطین این اقدام را «شجاعتی همسو با قوانین بینالمللی و قطعنامههای مشروعیت بینالمللی و حمایتی از تلاشهای انجام شده برای پایان دادن به اشغالگری و دستیابی به صلح و همچنین تأییدی بر حقوق فلسطینیان به ویژه حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین» میداند.
وی افزود که فلسطین بر اساس این به رسمیت شناختنها عمل خواهد کرد تا به عضویت کامل سازمان ملل متحد به جای عضو ناظر دست یابد و برای به حداکثر رساندن تلاشهای سیاسی، دیپلماتیک، حقوقی و بینالمللی برای دستیابی به چندین هدف تلاش کند که این اهداف عبارتند از:
- پاسخگویی و محاکمه اشغالگران به خاطر جنایاتشان.
- پایان دادن به اقدامات یک جانبه اشغالگران تا اجرای قطعنامههای مشروعیت بینالمللی و طرح صلح عربی.
- تقویت شخصیت حقوقی و صلاحیت به رسمیت شناخته شده کشور فلسطین.
- تقویت و توسعه روابط کشور فلسطین با کشورهای مختلف در زمینههای متعدد.
این مقام فلسطینی، منافع سیاسی و پروتکلی پس از به رسمیت شناختن در مجامع بینالمللی را شامل موارد زیر برشمرده است:
- ارتقا سطح نمایندگی سفارتخانههای کشور فلسطین از هیئتها به سفارتخانهها، و برافراشتن پرچم فلسطین.
- در برخی کشورها، اعتبارنامههای سفرای کشور فلسطین به بالاترین سطح حاکم در آن کشورها به عنوان سفرای کشور فلسطین ارائه خواهد شد.
چرا این حرکت نمادین اهمیت دارد؟
«بلال الشوبکی» استاد علوم سیاسی در دانشگاه الخلیل، در گفتگو با الجزیره به تشریح اهمیت افزایش کشورهایی که فلسطین را به رسمیت میشناسند، در برابر تلاشهای رژیم صهیونیستی جهت محو مسئله فلسطین و امکان تأسیس کشور فلسطین پرداخته و میگوید که این به رسمیت شناختنها از نظر زمانبندی در سایه سیاستهای رژیم صهیونیستی برای ناکام گذاشتن راه حل تشکیل «دو دولت» انجام شده است.
صهیونیستها سرکوبگری در فلسطین را تشدید خواهند کرد
این تحلیلگر سیاسی میگوید که این گام - با وجود اهمیتش - بسیار ناچیز و محدود به نظر میرسد، زیرا اولویت فعلی برای هر شهروند فلسطینی توقف نسلکشی در نوار غزه است.
وی میافزاید که برخی کشورها موضوع به رسمیت شناختن را به عنوان ابزاری برای مجازات رژیم صهیونیستی یا وادار کردن آن به توقف نسلکشی در غزه به کار بردهاند، این در حالی است که آنها راهکارهای بسیار بیشتری برای مجازات رژیم صهیونیستی دارند که میتواند شامل اعمال تحریمها و قطع روابط دیپلماتیک باشد.
الشوبکی در واکنش به رسمیت شناختن فلسطین، گسترش سرکوبگری های رژیم صهیونیستی در کرانه باختری را پیشبینی کرد و افزود: آنچه اسرائیل در واقعیت انجام میدهد این است که به رسمیت شناختن بینالمللی را از یک اقدام با تأثیر عملی به یک اتفاق صرفاً روانی تبدیل کند.
به رسمیت شناختن فلسطین ابعادی صرفاً نمادین دارد
از سوی دیگر «عدنان حمیدان» کارشناس مسائل انگلیس تاکید کرد به رسمیت شناخته شدن کشور فلسطین از سوی انگلیس پیامهای مهمی داشته و فراتر از یک اعلامیه سیاسی به شمار میرود، چرا که این کشور با صدور معاهده بالفور نقش مهمی در رنجها و مشکلات فلسطینیان داشته و هم اکنون خود را ناچار به شناسایی کشور فلسطین میبیند.
این کارشناس فلسطینی افزود که این اقدام جبران کننده جنایت اشغالگران در تثبیت سرزمین فلسطین به نفع صهیونیستها نیست، اما یک تحول اساسی در گفتمان سیاسی انگلیس به شمار میرود و برای فلسطینیان غزه حامل این پیام به جهانیان است که روایت آنان واقعی بوده و حق آنها در سرزمینشان و برخورداری از آزادی در طول زمان نابود شدنی نیست.
حمیدان ادامه داد که این تصمیم توازن قدرت میدانی را تغییر نمیدهد، اما بر موضعگیریهای نمادین تأثیر گذاشته و به ابزاری سیاسی تبدیل میشود که فلسطینیان میتوانند علیه صهیونیستها در عرصههای دیپلماتیک از آن استفاده کنند.
وی به صورت خاص به اقدام انگلیس در این رابطه اشاره و تاکید کرد که این اقدام دولت انگلیس بی ارتباط با فضای کلی در اروپا و عرصه بینالملل نبوده و حامل این پیام است که سکوت دیگر گزینه مناسبی نیست، علاوه بر آنکه میتواند بر دولتهای دیگر برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین فشار وارد کرده و مسئله فلسطین را به عنوان یک مسئله اصلی در روابط بینالملل مطرح کند.
گامی دیرهنگام و بی معنا
از سوی دیگر «سهیل خلیلیه» کارشناس شهرکسازی، در مورد اقدامات احتمالی رژیم صهیونیستی در واکنش به موج ایجاد شده در به رسمیت شناخته شدن فلسطین گفت که تسریع شهرکسازی در پروژه E۱ واقع در شرق قدس اشغالی و بلعیدن چندین روستای فلسطینی دیگر در قدس و الحاق آن به اراضی اشغالی میتواند از جمله این اقدامات باشد.
وی در عین حال این اقدام را دیرهنگام توصیف و تاکید کرد: به رسمیت شناختنها شاید اگر مثلاً ۲۰ سال پیش بود، محتوا یا معنایی داشت، اما آنها دیر آمدند و تل آویو از آنها برای تحقق اهداف خود سوءاستفاده خواهد کرد.
دیدار رئیسجمهور با رهبر انقلاب پیش از سفر به نیویورک
مسعود پزشکیان رئیسجمهور در آستانه حضور در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، عصر امروز با حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی، دیدار و گزارشی از برنامهریزیهای انجامشده برای این سفر ارائه کرد.
رهبر انقلاب نیز ضمن دعای خیر و آرزوی موفقیت برای رئیسجمهور، نکات و توصیههایی را بیان کردند.































