emamian

emamian

محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق  در نشست مقدماتی دوحه که امروز (یکشنبه) با حضور وزرای امور خارجه کشورهای عربی و اسلامی برگزار شد، پیشنهاد تشکیل یک ائتلاف سیاسی، امنیتی و اقتصادی میان کشورهای اسلامی با محوریت نیروی مشترک دفاعی را مطرح کرد و تأکید نمود که تجاوزات اسرائیل تنها به قطر محدود نخواهد ماند.

این درخواست هم‌زمان با گمانه‌زنی‌ها درباره اعلام فعال‌سازی «ناتوی عربی» که حدود ۱۰ سال پیش از سوی مصر پیشنهاد شد، مطرح می‌شود و انتظار می‌رود در نشست فوق‌العاده عربی–اسلامی فردا (دوشنبه) در دوحه رسماً اعلام گردد.

السودانی در سخنانی تأکید کرد: «حمله به قطر رویدادی تکان‌دهنده و نقض آشکار همه قوانین و عرف‌های بین‌المللی است».

وی این حمله را تجاوز علیه کشوری برادر و تهدیدی برای امنیت تمامی کشورهای منطقه دانست و گفت که این اقدام، ماهیت تجاوزکارانه رژیم جنایتکار اسرائیل را آشکار می‌کند.

وی خواستار اعلام یک ائتلاف سیاسی، امنیتی و اقتصادی میان کشورهای اسلامی شد و خاطرنشان کرد: «هیچ مانعی وجود ندارد که کشورهای اسلامی نیروی امنیتی مشترکی برای دفاع از خود تشکیل دهند.»

السودانی همچنین تأکید کرد: «کشورهای عربی و اسلامی ابزارها و ظرفیت‌های فراوانی دارند که می‌توان از آنها برای مقابله با تجاوزات اسرائیل استفاده کرد؛ تجاوزاتی که قطعاً تنها به قطر محدود نخواهد ماند».

وی در پایان تصریح کرد که رژیم صهیونیستی به همه چیز بی‌اعتناست و آنچه بیش از دو سال است در غزه جریان دارد چیزی جز یک کشتار سازمان‌یافته نیست.

یکی از پرسش ها پیرامون موضوع توسل، این سؤال است که: «مگر قرآن نمی گوید: «ایاک نستعین»؛ (فقط از خدا یاری می جوییم)، پس چرا شیعیان از امامانشان طلب یاری می کنند و به آنان متوسّل می شوند؟ آیا این شرک نیست؟!» که در این مطلب به انتشار پاسخ آن خواهیم پرداخت:

 

پاسخ اجمالی:

 

وقتی ممکن نیست انسان در زندگی روزمرّه از غیر خدا استعانت نکند، حتما منظور خدا از استعانت نجستن از غیر خدا استعانتی همراه با عقیده به «استقلال در سببیت» است. مجموع آیات قرآن ما را به یک اعتقاد دعوت می‌ کند و آن اینکه طلب استعانت و یاری از اسباب و علل مادی یا انسانی باید به گونه‌ ای باشد که استعانت از خدا و طبق فرمان او به حساب آید؛ نه خارج از آن. به عبارت دیگر معین و ناصر اصیل و مستقل خداست که نصرت و اعانت دیگران از او سرچشمه می‌ گیرد.

توسل به اهل بیت(ع) نیز از جمله همین اسباب و علل می باشد که خداوند اجازه داده است بوسیله آنها به او تقرب بجوییم و طلب شفاعت کنیم و هرگز شرک نمی باشد. توسّل و طلب یاری از اهل بیت(ع) اگر با اعتقاد به عدم استقلال آنها در تاثیر باشد، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه در آیاتی مانند «وَ ابتَغوا إِلَیهِ الوَسیلَة»، به آن توصیه شده است.

بنابراین طبق آیه «ایاک نستعین» یاری خواستن با اعتقاد به «استقلال یاری کننده» شرک است و با توحید افعالی منافات دارد؛ اما یارِی خواستن از وسائلی که خدا به آنها فرمان داده، خصوصا وسیله تقرب قرار دادن مقام انسانهای صالح، همراه با اعتقاد به سببیّت تبعی آنها مورد تاکید قرآن بوده و شرک نیست.

 

پاسخ تفصیلی:

 

در آیه ۴ سوره فاتحه می خوانیم: «إِیَّاکَ نَعبُدُ و إِیَّاکَ نَسْتَعین»؛ (فقط تو را می پرستیم و فقط از تو یاری می جوییم). طبق این آیه یاری خواستن از کسی با اعتقاد به استقلال او، شرک بوده و با توحید افعالی (به معنای مسبب الاسباب بودن باری تعالی) منافات دارد. پس چرا شیعیان از امامانشان طلب یاری می کنند و به آنان متوسّل می شوند؟ آیا این شرک نیست؟

در پاسخ به این سؤال لازم به ذکر است که طلب یاری از اهل بیت(علیهم السلام) مانند استعانت نوع بشر از همدیگر و اسباب مختلف دنیا می باشد که اگر با اعتقاد به عدم استقلال آنها در تاثیر باشد اشکالی ندارد. این مسأله را در ضمن چند نکته روشن می کنیم:

 

استعانت نجستن از غیر خدا ممکن نیست:

یکی از مهمترین مشکلاتی که با تفسیر ظاهر بینانه از «إِیَّاکَ نَسْتَعین» پیش می آید مذموم بودن مطلق استعانت نوع بشر از همدیگر و اسباب مختلف دنیا، حتی از عقل و بدن خویش است! درحالی که انسان به طور طبیعی نیازمند به همه موجودات جهان از انسانها و حیوانات و جمادات و اجرام آسمانی آفریده شده است. انسان اجتماعی و نیازمند ارتباط با نوع بشر آفریده شده است. آیا خدای حکیم می تواند دستوری بدهد که خلاف خصوصیات جبری و طبیعی مخلوقات باشد؟!

اگر قرار باشد طبق این آیه هر گونه بهره جستن از اسباب مادی یا انسانی شرک باشد موجب گوشه گیری و تعطیل نمودن الزامات زندگی اجتماعی از جمله مدد و یاری یکدیگر می شود که قطعا از نظر اسلام ممنوع می باشد و رسول خدا(صلی الله علیه وآله) شدیدا با این روش غلط به مقابله برخاستند و اصحاب را از منزوی شدن به زعم پرهیز از شرک، بر حذر داشتد.(۱) در نتیجه نمی توان گفت که مراد خداوند از منع استعانت از غیر، منع استعانت از اسباب باشد.

خداوند در آیه ۱۵ سوره فاطر تاکید می فرماید: «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمید»؛ (ای انسانها، همه شما به خدا نیازمندید. اوست بی‏ نیاز و ستودنی). البته این تنها نوع انسان نیست که در اصل هستی و انجام کار بی‌ نیاز از خدا نیست، بلکه تمام اسباب و عوامل طبیعی در اصل هستی و انجام هر عملی به خدا نیازمندند. و اگر مدد حق و کمک‌ های او یک لحظه قطع گردد، عوامل طبیعی نیز قادر بر انجام کار خود نخواهند بود، بنابراین در صفحه‌ ی هستی، فقط یک موثر و بی‌ نیاز، حقیقی و مستقل داریم و آن ذات اقدس خداوند است. درست است که طبق این آیه همه موجودات مصداق آیه ۱۵ سوره فاطر: «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ» هستند، امّا خداوند نیاز همه را با مخلوقات دیگرش برطرف می کند. یعنی هر موجودی در جهان خود محل فیض و سبب نیل عنایت الهی به موجودات دیگر است.

 

قرآن استعانت از غیر را جایز می داند:

اگر استعانت از غیر بدون قیود عقیدتی ممنوع بوده باشد، پس چرا خداوند در آیه ۲ سوره مائده از انسانها می خواهد که همدیگر را در راه ایمان و تقوی یاری کنند: «... وَتَعاوَنُوا عَلَی البِرِّ وَ التَّقْوی..»؛ (در کارهای نیک و پرهیزگاری به همدیگر کمک کنید)؟! چرا در آیه ۹۵ سوره کهف، اولیای الهی از مردم در ساختن سد کمک گرفتند: «.. ما مَکَّنّی فِیهِ خَیرٌ فَاَعِینُونی...»؛ (آن چه را پرودگارم به من تمکن داده است بهتر است شما مرا [در ساختن سد] یاری کنید)؟! چرا در آیه ۷۲ سوره انفال مسلمانان ملزم به یاری همدیگر شده اند: «... وَ اِنِ اسْتَنْصَروُکُمْ فِی الدِّین فَعَلْیکُمُ النَّصْرُ..»؛ (اگر مسلمانان غیر مهاجر از شما مسلمانان مهاجر کمک طلبیدند، آنان را یاری کنید)؟!

با توجه به این آیات روشن می شود که استعانت از اسباب مادی یا انسانی اگر با اعتقاد به عدم استقلال آنها در تاثیر باشد اشکالی ندارد.

 

برخی آیات قرآن بر مشروعیت توسل دلالت دارد:

علاوه بر آیاتی که استعانت از اسباب را جایز می دانست؛ برخی آیات نیز بر مشروعیت توسل دلالت دارند. از جمله آیاتی که برای اثبات مشروعیت توسل به آن استناد می شود آیه ۳۵ سوره مائده می باشد. خداوند متعال در این آیه می‏ فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ (ای کسانی که ایمان آورده اید پرهیزگاری پیشه کنید و وسیله ای برای تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید).

مخاطب در این آیه همه افراد با ایمانند. در اینجا سه دستور داده شده است: اوّل دستور به تقوا، دوّم دستور به انتخاب وسیله و سوّم دستور به جهاد در راه خدا. نتیجه مجموع این صفات (تقوا و توسّل و جهاد) همان چیزی است که در آخر آیه آمده است: «لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏»؛ (این باعث فلاح و رستگاری شماست).

طبق قاعده ی مسلّم «هرگاه لام تعریف اشاره به معهود نباشد، عمومیت مراد خواهد بود»(۲)، واژه ی «الْوَسِیلَة» در این آیه هیچگونه اشاره ای به معهود نبوده است؛ لذا عموم وسیله مراد بوده و اختصاص آن به یک مورد خاص، به هیچ وجه صحیح نمی باشد. گذشته از این، در ابتداء آیه، خداوند متعال مؤمنین را به تقوای الهی دعوت می کند. تقوای الهی عبارت است از انجام تکالیف شرعی و اجتناب از منهیات. اکنون اگر از واژه ی «الْوَسِیلَة»، همان اداء تکالیف شرعی همچون نماز و روزه را اراده کنیم، هیچگونه افاده ی معنای جدیدی نکرده، بلکه تاکید بر معنای قبلی خواهد بود، در حالی که طبق آنچه اهل فنّ فصاحت و بلاغت بیان کرده اند «تأسیس بهتر از تأکید است»(۳)؛ لذا به جهت افاده ی معنای تأسیس، لازم است از واژه ی «الْوَسِیلَة» هر گونه وسیله برای تقرب به خداوند از جمله توسل به پیامبران و اولیاء الله و صالحین مراد گردد.

در آیه ۶۴ سوره نساء نیز می‏ خوانیم: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً»؛ (اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند [و مرتکب گناهی شدند] به سراغ تو می آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش می کردند و تو نیز برای آنها طلب عفو می کردی، خدا را توبه پذیر و رحیم می یافتند). در این آیه منافقین بخاطر توسّل نکردن به پیامبر(صلی الله علیه وآله) مورد توبیخ واقع شده اند.

همچنین در آیات ۹۷-۹۸ سوره یوسف می خوانیم که: برادران یوسف به پدرشان متوسّل شده و از پدر تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند برای آنها استغفار کند و یعقوب نیز این تقاضا را پذیرفت و گفت: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی»؛ (به زودی برای شما از درگاه خداوند تقاضای آمرزش می‏ کنم).(۴)

بنابراین، این گونه نیست که طلب استعانت از غیر خدا به طور مطلق شرک و مورد نهی باشد. اگر چنین بود خداوند در قرآن نه به توسّل به اولیای الهی سفارش می نمود، و نه مردم را به استعانت از «نماز» و «صبر» توصیه می کرد؛ و در آیه ۱۵۳ سوره بقره نمی فرمود: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»؛ (ای کسانی که ایمان آورده ‏اید از شکیبایی و نماز یاری جویید زیرا خدا با شکیبایان است). یا در آیه ۴۵ سوره بقره نمی فرمود: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَی الْخَاشِعِینَ»؛ (و از صبر و نماز یاری بگیرید و البتّه آن جز بر خاشعان بسی گران [کاری بس بزرگ و سنگین] است).

 

«إِیَّاکَ نَسْتَعین» یعنی تنها مؤثر حقیقی را در عالم خدا بدانیم، نه اینکه دنبال سبب نرویم:

در آیه «إِیَّاکَ نَعبُدُ و إِیَّاکَ نَسْتَعین»، سخن از توحید عبادت، و توحید افعال است؛ توحید افعال آن است که خدا را تنها مؤثر حقیقی در عالم بدانیم، نه اینکه دنبال سبب نرویم، بلکه معتقد باشیم هر سببی هر تأثیری دارد به فرمان خداست. او است که به آتش سوزندگی، و به خورشید روشنایی و به آب حیات بخشی داده است. این تفکر و اعتقاد انسان را از همه کس و همه موجودات بریده و تنها به خدا پیوند می ‏دهد و حتی اگر به دنبال عالم اسباب می‏ رود نیز به فرمان او است، یعنی در لابلای اسباب، قدرت خدا را که «مسبب الاسباب» است مشاهده می ‏کند.(۵)

توسل به اهل بیت(علیه السلام) نیز یکی از اسباب و عللی است که خداوند اجازه داده است با استفاده از آن به او تقرب جویند و با اعمال صالح یا پیروی از پیامبر و امام، یا شفاعت آنان و یا سوگند دادن خداوند به مقام و مکتب آنها (که خود یک نوع احترام و اهتمام به موقعیت آنها و یک نوع عبادت است) از خداوند چیزی را بخواهند. این معنی که با نگاه غیر استقلالی از اسباب استعانت بجوییم نه بوی شرک می دهد و نه بر خلاف آیات قرآن است.(۶)

نتیجه:

وقتی ممکن نیست انسان در زندگی روز مره از غیر خدا استعانت نکند، حتما منظور خدا از استعانت نجستن از غیر خدا استعانتی همراه با عقیده به استقلال در سببیت است. مجموع آیات قرآن ما را به یک اعتقاد دعوت می‌ کند و آن این که طلب استعانت و یاری از اسباب و علل مادی یا انسانی باید به گونه‌ ای باشد که استعانت از خدا و طبق فرمان او به حساب آید نه خارج از آن؛ به عبارت دیگر معین و ناصر اصیل و مستقل خداست که نصرت و اعانت دیگران از او سرچشمه می‌ گیرد، یعنی در جهان آفرینش علل و اسبابی داریم که به اذن و فرمان خداوند متعال و قدرت خدادادی، افراد بشر را یاری می‌ کنند.

توسل به اهل بیت(علیهم السلام) نیز از جمله همین اسباب و علل می باشد که خداوند اجازه داده است بوسیله آنها به او تقرب بجوییم و طلب شفاعت کنیم و هرگز شرک نمی باشد. تنها یاری خواستن با اعتقاد به استقلال یاری کننده شرک است که با توحید افعالی به معنای مسبب الاسباب بودن خدا منافات دارد.

پس مفهوم توحید در آیه «إِیَّاکَ نَسْتَعین» این می شود که: «تنها یاری خواستن از خدا با مجموعه وسائل و عللی که در طول اراده الهی اند»، لذا یاری خواستن از وسائلی که خدا به آنها فرمان داده، خصوصا وسیله تقرب قرار دادن مقام انسانهای صالح در پیشگاه خداوند که مورد تاکید قرآن بوده، شرک نیست. طبق آیات و روایات، خدا به ائمه(علیه السلام) اذن تاثیر گذاری فوق العاده داده، اما کسی از آنها را در این امور مستقل نمی داند.

 

پی نوشت ها:

(۱). وقتی عثمان بن مظعون با نزول آیات توحید رهبانیت اختیار کرد و حتی جامعه نبوی را نیز ترک نمود تا به زعم خود «فقط از خدا یاری بخواهند و دچار شرک نشوند»، همسر عثمان بن مظعون نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا(ص)، عثمان کارش این شده که روزها را روزه می گیرد و شبها را به عبادت می گذراند، رسول خدا(ص) با شنیدن این خبر پای افزار به دست، خشمناک بیرون شد تا نزد عثمان آمد. او را مشغول نماز خواندن یافت، عثمان با دیدن پیامبر(ص) نمازش را سلام داد. پیامبر(ص) به او فرمود، ای عثمان خداوند متعال مرا به رهبانیت نفرستاده، بلکه با آیین مستقیم و ساده و آسانگیر فرستاده است. من هم نماز می خوانم. هم روزه می گیرم و هم نزد همسرم می روم. پس هر که آیین مرا دوست دارد، باید از سنت من پیروی کند. (اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش، چاپ چهارم، ج ۵، ص ۴۹۴).

(۲). المطول فی شرح تلخیص المفتاح، تفتازانی، مسعود بن عمر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۵ هـ ق، الطبعة الاولی، ص ۲۰۶.

(۳). همان، ص ۲۶۲.

(۴). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران، ۱۳۷۴ هـ ش‏، چاپ سی و دوم، ج‏ ۴، ص ۳۶۶.

(۵). تفسیر نمونه، همان، ج ‏۱، ص ۴۳.

(۶). همان، ج ‏۴، ص ۳۶۴.

اسلام در شرایطی پا به عرصه وجود گذاشت که بردگی و نابرابری نژادی در جوامع ریشه‌دار بود و با تأکید بر عدالت و آزادی، قدم‌های جدی برای پایان دادن به این سنت ناپسند برداشت.

 

اسلام و برده‌داری؛ حقیقتی فراموش‌شده

قضاوت درباره مسائل تاریخی اگر تک‌بعدی باشد، قطعاً ناعادلانه خواهد بود. موضوع برده‌داری در اسلام یکی از همین مسائل است که دشمنان، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، از آن سوءاستفاده می‌کنند.

اسلام هرگز برده‌داری را بنیان‌گذاری نکرد؛ بلکه در جهانی ظهور کرد که برده‌داری بخش جدایی‌ناپذیر زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع بود. بردگان یکی از مهم‌ترین دارایی‌ها و سرمایه‌های تجارت داخلی و خارجی به شمار می‌آمدند. در ایران باستان و امپراتوری‌هایی مانند روم و مصر، برخوردهای بسیار سختی با بردگان می‌شد و آنان به عنوان بخشی از اموال خانواده محسوب می‌شدند و از حقوق انسانی چندانی برخوردار نبودند.

حتی در «متمدن‌ترین کشورها» تا حدود ۱۵۰ سال پیش، برده‌داری به‌صورت رسمی و قانونی ادامه داشت. حال تصور کنید عمق این فرهنگ شوم در ۱۴۰۰ سال پیش چقدر بیشتر بوده است!

 

رویکرد عقلانی اسلام

اسلام نمی‌توانست با یک حکم ضربتی، این ساختار جهانی را برچیند؛ زیرا چنین دستوری عملاً قابل اجرا نبود. همان‌طور که در مسئله شراب، حکم تحریم به صورت مرحله‌ای و تدریجی نازل شد، در موضوع برده‌داری نیز اسلام با برنامه‌ای حساب‌شده عمل کرد:

شکستن مبنای فکری برده‌داری: اسلام معیار برتری را «تقوا» دانست، نه نژاد و طبقه. انتخاب بلال حبشیِ سیاه‌پوست به عنوان نخستین موذن اسلام، بزرگ‌ترین ضربه به اندیشه نژادپرستانه بود.

محدود کردن راه ورود بردگان: اسلام با قوانین ویژه، مسیر گسترش برده‌داری را بست و تنها راه باقی‌مانده را اسارت در جنگ‌های مشروع دانست؛ آن هم در شرایطی که دشمنان مسلمانان همین روش را به کار می‌بردند.

ترغیب به آزادی بردگان: آزاد کردن برده در قرآن یک عمل عبادی و کفاره بسیاری از خطاها معرفی شد.

 

قرآن و آزادی بردگان

سوره مائده، آیه ۸۹ → کفاره برخی گناهان، آزاد کردن برده است.

سوره نساء، آیه ۹۲ → اگر کسی انسانی را غیرعمد بکشد، باید برای بخشش الهی برده‌ای آزاد کند.

سوره توبه، آیه ۶۰ → یکی از مصارف دائمی زکات، خرید و آزادسازی بردگان است.

سوره بلد، آیه ۱۳ → آزادی برده، یکی از بزرگ‌ترین کارهای خیر شمرده می‌شود.

سوره نور، آیه ۳۳ → طرح «مکاتبه» را معرفی می‌کند؛ برده می‌تواند با صاحبش قرارداد ببندد و هزینه آزادی‌اش را پرداخت کرده و آزاد شود.

 

سیره پیامبر و اهل‌بیت (ع)

پیامبر اکرم (ص) و اهل‌بیت گرامی ایشان (ع) با رفتار و عمل خود نشان دادند که آزادی بردگان یک اصل مهم اخلاقی و دینی است. در زمانی که برده‌داری به‌طور گسترده در جامعه وجود داشت، ایشان با تأکید بر کرامت انسانی، تلاش کردند این وضعیت را تغییر دهند.

امام علی (ع) می‌فرمایند: «هزار برده را از دسترنج خود خریدم و آزاد کردم.» (الکافی، ج۵، ص۷۴) این جمله نشان‌دهنده تلاش اهل‌بیت برای آزادسازی بردگان است؛ کاری که نیازمند هزینه و شجاعت بود اما نشان‌دهنده پایبندی آن‌ها به عدالت و انسانیت است.

این رفتارها همسو با تعالیم پیامبر (ص) است که در احادیث، آزادی بردگان را عملی نیکو و پسندیده می‌دانستند. اسلام برده‌داری را به عنوان یک واقعیت تاریخی پذیرفت اما همواره بر آزادی و کرامت انسان‌ها تأکید داشت و در طول زمان سعی کرد برده‌داری را محدود و اصلاح کند.

 

پایان تجارت انسان

اسلام شکنجه و آزار بردگان را ممنوع کرد؛ حتی بریدن گوش یا بینی برده توسط صاحبش، باعث آزادی او می‌شد. (شرح اللمعة الدمشقیة، ج۶، ص۲۸۰)

و پیامبر (ص) به صراحت فرمود: «بدترین مردم کسی است که انسان‌ها را بفروشد.» (الکافی، ج۵، ص۱۱۴)

 

جمع‌بندی

اسلام نه تنها برده‌داری را تأسیس نکرد، بلکه با واقع‌بینی و تدبیر، این پدیده ریشه‌دار را به سمت نابودی برد.

مبنای فکری آن (نژادپرستی و طبقه‌گرایی) را در هم شکست.

ورود بردگان جدید را به حداقل رساند.

آزادی بردگان را به عنوان عبادت، کفاره گناهان و مصرف زکات معرفی کرد.

و در سیره عملی پیامبر و اهل‌بیت، آزادی انسان‌ها به یک ارزش محوری تبدیل شد.

اسلام راه را برای جامعه‌ای بدون برده باز کرد، آن هم در زمانی که جهان، قرن‌ها بعد تازه به فکر لغو برده‌داری افتاد.

 

امام باقر علیه‌السلام:

مَن سَرَّهُ أن یَقیَهُ اللهُ مِن نَفَحاتِ جَهنَّمَ فَلیُنظِر مُعسِراً أَو لِیَدَعْ لَهُ مِن حَقِّه.

هر کس دوست دارد که خدا او را از عذاب جهنم ایمن بدارد، بدهکار تنگدست خود را مهلت دهد یا بخشی از طلب خود را به او ببخشد.

 

وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۱۱۴

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

« من قرا القرآن فهو غنی و لا فقر بعده و الا ما به غنی »هر که قرآن بخواند بی نیاز شود و نیازی پس از آن نیست( و اگر به قرآن بی نیاز نشود) هیچ چیز او را بی نیاز نکند.

 

« من قرا قرآن فی المصحف متع ببصره و خفف عن والدیه و ان کانا کافرین» هرکه قرآن را از روی آن بخواند از دیدگان خود بهره مند شود و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد، اگرچه آن دو کافر باشند.

 

« ثلاثه یشکون الی الله عز و جل: مسجد خراب لا یصلی فیه اهله و عالم بین جهال و مصحف معلق قد وقع علیه الغبار لا یقرا فیه.» سه چیز است که بدرگاه خدای عزوجل شکایت کند:مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نخوانند و دانشمند و عالمی که میان نادان ها و جهال باشد و قرآنی که گرد بر آن نشسته و کسی ان را نخواند.

 

اسحاق بن عمار گوید: بحضرت صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم من قرآن را حفظ دارم. آن را از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی قرآن؟ فرمود: « ل اقراه و انظر فی المصحف فهو افضل اما علمت ان النظر فی المصحف عباده؟» بلکه آن را بخوان و نگاه به قرآن کن که بهتر است. آیا ندانسته ای که نگاه کردن در قرآن عبادت است؟

 

«من قراء القرآن من هذه الامه ثم دخل النار فهو ممن کان یتخذ بآیات الله هزوا».کسی که قرآن رابخواند ولی به آن عمل نکند به آتش دوزخ دچار خواهد شد چرا که گوئی در دنیا به تمسخر قرآن مشغول بوده است.

 

«قاری قرآن به سه چیز نیاز دارد: دلی خاشع، بدنی فارغ، جایی خالی، و چون دل او برای خدا خاشع گردید شیطان رجیم از او گریزان خواهد شد.»

 

امام صادق علیه السلام درباره حق تلاوت آیات می فرماید: آیات آن را با دقت بخوانند، حقایق آن را درک کنند و به احکام آن عمل نمایند، به وعده های آن امیدوار، و از وعیدهای آن ترسان باشند، از داستان های آن عبرت گیرند، به اوامرش گردن نهند و نواهی آن را بپذیرند، به خدا قسم منظور حفظ کردن آیات و خواندن حروف و تلاوت سوره ها، یادگرفتن اعشار و اخماس* آن نیست.»

 

قرآن عهدنامه خدا برای مردم است. شایسته است که انسان مسلمان به آن عهدنامه نگاه کند و در هر روز پنجاه آیه بخواند.

 

امام صادق علیه‏السلام به جمیل‏بن ‏درّاج فرمودند:“بَادِرُوا اَحدَاثَکُم بِالحَدِیثِ قَبلَ اَن تَسبِقَکُم اِلَیهِم المُرجِئَهُ”فرزندانتان را با کلام [ما] آشنا کنید پیش از آن که مرجئه (و دیگر فرقه‏ های منحرف عقیدتی) بر شما سبقت بگیرند [ و آنان را منحرف سازند]

 

هنگامی که کودک به سه سالگی رسید لا اله الا اللّه را به او بیاموزید و او را رها کنید (همین مقدار کافی است).

 

وقتی هفت ماه دیگر گذشت محمد رسول اللّه (صلی ‏الله ‏علیه ‏و آله) را به او آموزش دهید و سپس او را رها کنید تا چهار ساله شود. آن‏گاه صلوات فرستادن را به او بیاموزید.در پنج سالگی به او سمت راست و چپ را آموزش دهید و قبله را نشان او داده و بگویید سجده کند.آن‏گاه او را تا شش سالگی واگذارید. فقط پیش روی او نماز بخوانید و رکوع و سجود را یادش دهید تا هفت سالش هم تمام شود.وقتی هفت سالگی را پشت سر گذاشت، وضو ساختن را به او تعلیم دهید و به او بگویید نماز بخواند، تا هنگامی که نه ساله شد وضو و نماز را به نیکی آموخته باشد.و هنگامی که آن‏ دو را به خوبی یاد گرفت خدا پدر و مادر او را به خاطر این آموزش‏شان خواهد آمرزید.

 

مِیرَاثُ اللّهِ مِن عَبدِهِ المُومِنِ الوَلَدُ الصَّالِحِ…؛میراث خداوند به بنده مومنش فرزند صالح است

 

« یجب الوالدین علی الولد ثلاثه اشیاء : شکرهما علی کل حال، و طاعتهما فیما یامرانه و ینهیانه عنه فی غیر معصیه الله و نصیحتهما فی السر و العلانیه و تجب للولد علی والده ثلاث خصال: اختیاره لوالدته و تحسین اسمه و المبالغه فی تادیبه »پدر و مادر را بر فرزند سه حق است: شکر آنان در هر حال، اطاعتشان در هر امر و نهی که معصیت خدا نباشد و خیرخواهی برای آنها در نهان و عیانو فرزند را بر پدر سه حق است: مادر خوب انتخاب کردن، نام نیکو نهادن و پرورش خوب دادن

 

« بر الوالدین من حسن معرفه العبد بالله تعالی اذ لا عباده اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله تعالی من بر الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی»حسن سلوک نیکی به والدین از حسن شناخت و معرفت عبد به خداوند تعالی است، چرا که هیچ عبادتی انسان را به سرعت نیکی به پدر و مادر به خشنودی خداوند تعالی نمی رساند آن هم احسانی که محض تحصیل رضای پروردگار باشد.

 

« ملعون قاطح رحم، ملعون من ضرب والده و والدته »آن کس که قطع رحم کند ملعون است و آن کس که پدر و مادر خود را بزند ملعون و از رحمت الهی بی بهره است.

 

« افضل الاعمال : الصلوه لوقتها و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله» بهترین اعمال به جا آوردن نماز است در وقت آن و نیکی کردن به والدین و جهاد در راه خداست.

تحف العقول، ص ۲۳۸ به نقل از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام شرح نراقی

 

امام صادق علیه السلام درمورد حقی که زن بر شوهرش دارد فرمود: حق زن بر شوهر، غذا دادن، لباس پوشاندن، با او خوشرفتاری کردن و رو ترش نکردن است اگر مردی چنین رفتاری نماید، وظیفه شرعی خود را در ازای حقوق همسرش به انجام رسانیده است.«در دنیا چیزی بهتر از همسرشایسته وجود ندارد. زنیکه شوهرش از دیدار او مسرور و شاد گردد هر کس از دوستان ما باشد به‏همسرش بیشتر اظهار محبت می کند.

 

کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلوه و الخیر فان ذلک داعیه دعوت کننده ی مردم باشید با غیر زبانهایتان ( با اعمالتان) تا ببینند از شما ورع و اجتهاد و نماز و خیر را، پس آن ( انجام دادن اعمال خود بهترین) دعوت کننده ی اوست.

 

امام صادق علیه السلام به یکی از یارانشان فرمودند: اگر شما دور بنی عباس را نمی گرفتید آنها ما را خانه نشین نمی کردند سکوت شما ما را خانه نشین کرد.

کسی که بتواند جلوی مفاسد را بگیرد، ولی نگیرد، دوست دارد بخدا معصیت شود. چنین کسی اعلام دشمنی با خدا کرده است.

 

اَقرَبُ ما یَکُونُ العَبدُ إلَی اللهِ وَ هُوَ ساجِدٌ نزدیکترین حالات بنده به پروردگار، حالت سجده است.

امام صادق(ع) فرمودند: مَن ماتَ و لَم یعرف امام زمانِهِ ماتَ میتهً جاهِلیهً هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسدبه مرگ جاهلیت مرده است....

 

منابع:

منتخب احادیث بحارالأنوار، وسائل الشیعه و اصول کافی ...

در حالی که تحلیل‌ها و انتشار اطلاعات مربوط به تجاوز روز گذشته رژیم صهیونیستی به خاک قطر همچنان ادامه دارد، شبکه 14 تلویزیون این رژیم گزارش داد که نیروی هوایی اسرائیل برای انجام عملیات ترور سران حماس در دوحه از حریم هوایی کشورهای عربی یعنی اردن، سوریه، عراق و عربستان استفاده کرده بود.

حمله به قطر از قبل برنامه ریزی شده بود

این رسانه صهیونیستی تاکید کرد که 10 جنگنده ارتش اسرائیل در حمله به قطر شرکت داشتند و 10 موشک به محل برگزاری جلسه هیئت حماس در دوحه شلیک شد. جنگنده‌های اسرائیلی مسافت 1800 کیلومتری را برای رسیدن به این هدف طی کرده بودند.

از طرف دیگر، برخلاف ادعاهای بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر و اسرائیل کاتس، وزیر جنگ این رژیم، رادیو ارتش رژیم صهیونیستی به نقل از سه منبع در نهاد امنیتی تل آویو اعلام کرد که این ترور به دلیل وقایع اخیر در قدس و غزه و عملیات‌های ضد اسرائیلی که در این مناطق انجام شده بود، صورت نگرفت؛ بلکه عملیات مذکور به این دلیل انجام شد که در هفته‌های اخیر به ویژه طی چند روز گذشته روند جنگ به طور قابل توجهی تسریع شده است.

رادیو ارتش رژیم اشغالگر در مورد زمانبندی این حمله گزارش داد که این ترور به دلیل فرصت اطلاعاتی به دست آمده در مورد جلسه رهبران حماس بود و این حمله از قبل برنامه‌ریزی شده بود و زمانی که حماس مسئولیت عملیات قدس را بر عهده گرفت، جنگنده‌های نیروی هوایی اسرائیل چند دقیقه قبل از حمله در آسمان بودند.

اسرائیل به دنبال فرصت طلبی از تجمع رهبران ارشد حماس بود

منابع امنیتی رژیم صهیونیستی گفتند: چنین جلسه‌ای که شامل حضور همه رهبران تیم مذاکره کننده حماس باشد، به ویژه در این سطح بالا، اتفاقی است که کمتر می‌افتد و دلیل این جلسه پیشنهادی بود که آمریکا اخیراً برای آتش بس ارائه داد.

سایپر لیپکین، خبرنگار شبکه 12 تلویزیون رژیم صهیونیستی گفت که حمله اسرائیل به مقامات حماس در دوحه، عمدتاً متمرکز بر محل اقامت خلیل الحیه بود و جلسه رهبران این جنبش هم در خانه‌ای در همان نزدیکی برگزار شد که قبلاً توسط (شهید) اسماعیل هنیه، مورد استفاده قرار می‌گرفت.

یک منبع همچنین به این شبکه صهیونیستی گفت که محل اقامت مقامات حماس گاهی اوقات برای برگزاری جلسات خصوصی استفاده می‌شد، اما اغلب اعضای این هیئت به ویژه رهبران ارشد توانستند جان سالم به در ببرند و دو مقام حماس زخمی شدند.

از طرف دیگر، آنا براسکی، تحلیلگر روزنامه عبری معاریو گفت که تصمیم نهایی برای ترور رهبران ارشد حماس در قطر تنها نیم ساعت قبل از شروع عملیات گرفته شد و عامل تعیین کننده در این تصمیم، پذیرش مسئولیت حمله ضد اسرائیلی در تقاطع راموت در قدس توسط حماس بود.

شبکه 12 تلویزیون رژیم اشغالگر گزارش داد که 10 جنگنده در این حمله شرکت داشتند که در آن بیش از 10 بمب طی چند ثانیه پرتاب شدند و جنگنده‌ها در مسیر حمله در هوا سوخت‌گیری کردند.

حمله با هماهنگی دقیق با آمریکا انجام شد

در شرایطی که آمریکایی‌ها مدعی بی‌خبری از این حمله تروریستی رژیم صهیونیستی علیه قطر هستند، شبکه 13 تلویزیون این رژیم اعلام کرد که ارتش اسرائیل قبل از حمله با آمریکا هماهنگ بوده است. این عملیات توسط اتاق عملیات شاباک و با راهنمایی اطلاعاتی آن هدایت شده و اجرای آن هم توسط نیروی هوایی صورت گرفت.

این شبکه توضیح داد که در طول حمله، نخست وزیر، وزیر جنگ، مدیر موقت شاباک، معاون موقت مدیر شاباک و رئیس اداره اطلاعات نظامی در اتاق فرماندهی حضور داشتند.

پیش از این، وزارت امور خارجه قطر طی بیانیه‌ای حمله رژیم صهیونیستی به محل اقامت سران حماس در دوحه را محکوم کرد.

وزارت خارجه قطر در بیانیه‌ خود اعلام کرد: "این تجاوز جنایتکارانه، نقض تمامی قوانین بین‌المللی و تهدیدی خطرناک برای امنیت و سلامت قطری‌ها و ساکنان این کشور به شمار می‌رود.

در ادامه این بیانیه آمده است: "دولت قطر این تجاوز را به شدت محکوم می‌کند و تأکید می‌نماید که با این رفتار بی‌پروا و خصمانه اسرائیل مماشات نخواهد کرد."

جنبش حماس نیز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: تلاش مذبوحانه رژیم صهیونیستی برای ترور هیأت مذاکره‌کننده حماس در پایتخت قطر، یک جنایت فجیع، تجاوز آشکار و نقض صریح همه قوانین بین‌المللی است.

در ادامه این بیانیه آمده است: این جنایت، تعرضی به حاکمیت کشور قطر به شمار می‌آید؛ کشوری که به همراه مصر، نقش مهم و مسئولانه‌ای در پیشبرد میانجی‌گری و تلاش‌ها برای توقف تجاوز و دستیابی به توافق آتش‌بس و تبادل اسرا بر عهده دارد. این اقدام بار دیگر ماهیت جنایتکارانه اشغالگران و تمایل آن برای نابود کردن هر فرصتی جهت رسیدن به توافق را آشکار می‌کند.

حماس همچنین تاکید کرد که که دشمن در ترور هیأت مذاکره‌کننده ناکام ماند؛ در حالی که شماری از برادران شهید به شرح زیر به لقاءالله پیوستند:

شهید جهاد لبد (ابو بلال) – مدیر دفتر دکتر خلیل الحیه

شهید همام الحیه (ابو یحیی) – فرزند دکتر خلیل الحیه

شهید عبدالله عبدالواحد (ابو خلیل) – همراه

شهید مؤمن حسونه (ابو عمر) – همراه

شهید احمد المملوک (ابو مالک) – همراه

حماس افزود: همچنین شهادت وکیل بدر سعد محمد الحمیدی، از اعضای امنیت داخلی قطر «لخویا» را تسلیت می‌گوییم و از خداوند می‌خواهیم ایشان را مشمول رحمت گسترده خود گرداند و در بهشت وسیع خویش جای دهد.

شب گذشته آقایان سید عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان و رافائل گروسی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کردند که به توافقی برای همکاری‌ها دست یافته‌اند. درباره این توافق چند نکته را می‌توان مطرح کرد:

1-  ایران بر اساس قانون مصوب مجلس، بعد از تجاوز نظامی 12 روزه در خرداد و تیرماه 1404 به تاسیسات هسته‌ای خود، همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را به حالت تعلیق درآورده بود؛ موضعی که با توجه به بی‌عملی و حتی بدعملی آژانس درباره این حمله، کاملاً منطقی بوده و هست. توافق شب گذشته، چارچوبی را برای همکاری آتی با آژانس فراهم می‌کند.

2-  آقای گروسی در بخشی از بیانیه‌ای که امروز درباره این توافق منتشر کرده، نوشته است: «Being a safeguards implementing document, it is not a public one» بدین معنی که محتوای کامل توافق‌، منتشر نمی‌شود.چرا که این یک توافق «تکنیکی و عملیاتی» است.

3-  توافق صورت گرفته، ذیل NPT است و فراتر از آن نیست.

4-  گروسی می‌گوید توافق شامل همه تأسیسات و تاسیسات ایران است و گزارش‌دهی لازم درباره تأسیسات مورد حمله و مواد هسته‌ای موجود در آنها پیش‌بینی شده است امّا آقای عراقچی می‌گوید که در حال حاضر هیچ دسترسی جدیدی به بازرسان داده نمی‌شود، مگر در مورد نیروگاه بوشهر به دلیل تعویض سوخت.

بنابراین، طبق اظهارات آقای عراقچی، توافق فعلاً حقوق ایران در کنترل دسترسی‌ها و حفظ امنیت تأسیسات را تضمین می‌کند و صرفاً چارچوب فنی برای گزارش‌دهی آتی و مذاکرات آینده فراهم کرده است.

5-  ظاهراً از اظهارات اینطور برمی‌آید که توافق فنی و مرحله‌ای است، نه دسترسی کامل فوری. ایران چارچوب را می‌پذیرد اما کنترل امنیت تأسیسات را حفظ می‌کند.

حملات گذشته و حساسیت امنیتی ایران، سبب شده که توافق با شرط‌های امنیتی و سیاسی خاص همراه باشد. توافق به نحوی طراحی شده که راه حل دیپلماتیک و تعامل عملیاتی ایجاد شود، بدون اینکه ایران احساس کند امنیت داخلی یا حق حاکمیتش به خطر افتاده است.

6-  از اظهارات آقای عراقچی و همچنین تاحدودی از اظهارات آقای گروسی اینطور برمی‌آید که توافق اخیر یک چارچوب عملیاتی فنی برای بازگشت همکاری‌هاست، اما اجرای آن به تدریج و تحت شرایط امنیتی و سیاسی صورت می‌گیرد.

ایران تلاش می‌کند که هم تعهدات بین‌المللی را طبق NPT «فعلاً» حفظ کند و هم امنیت تأسیسات هسته‌ای‌اش تضمین شود.

7-  ایران از طریق آقای عراقچی رسماً اعلام کرده است که اگر مکانیسم ماشه تا انتها اجرایی شود و تحریم‌ها برگردد، این گام‌های عملی ایران منتفی خواهد بود. بنابراین، از شروط اصلی اجرای کامل این توافق، عدم اجرای مکانیسم ماشه است.

مجموعه‌ای از فیلسوفان، مورخان و نویسندگان برجسته غربی همچون تولستوی، کارلایل، لامارتین، مایکل هارت و برنارد شاو در آثار خود به عظمت شخصیت پیامبر اسلام (ص) اذعان کرده‌اند؛ دیدگاه‌هایی که بر صداقت، اخلاق والا، شجاعت و نقش بی‌بدیل آن حضرت در هدایت بشریت و بنیان‌گذاری تمدنی مبتنی بر عدالت و معنویت تأکید دارد.

مجموعه‌ای از فیلسوفان، مورخان و نویسندگان برجسته غربی همچون تولستوی، کارلایل، لامارتین، مایکل هارت و برنارد شاو در آثار خود به عظمت شخصیت پیامبر اسلام (ص) اذعان کرده‌اند؛ دیدگاه‌هایی که بر صداقت، اخلاق والا، شجاعت و نقش بی‌بدیل آن حضرت در هدایت بشریت و بنیان‌گذاری تمدنی مبتنی بر عدالت و معنویت تأکید دارد.

به گزارش ایسنا، به بهانه ۱۷ ربیع‌الاول و ولادت حضرت رسول‌اکرم (ص)، بخشی از دیدگاه‌های فیلسوفان و اندیشمندان غربی غیرمسلمان درباره پیامبر اسلام (ص) منتشر می‌شود که گواهی روشن بر حقانیت نبوت و رسالت پیامبری است که خداوند متعال او را پاس داشت و یادش را در جهان جاودانه ساخت تا پیام‌آور همه زمان‌ها و مکان‌ها باشد

در زیر بخشی از اظهارنظرهای چهره‌های مختلف جهان را که در کتاب‌ها درج شده است برگزیده‌ایم تا به بیان شخصیت پیامبر خاتم از نگاه دیگران بپردازیم:

پروفسور ویل دورانت مورخ مشهور آمریکایی می‌نویسد: «اگر میزان تأثیر این مرد بزرگ را در مردم بسنجیم، باید بگوییم که حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) از بزرگ‌ترین بزرگان تاریخ انسانی است. وی در صدد بود سطح معلومات و اخلاق قومی را که از فرط گرمای هوا و خشکی صحرا به تاریکی توحش افتاده بودند اوج دهد. در این زمینه توفیقی یافت که از توفیقات تمام مصلحان جهان بیش‌تر بود. کمتر کسی را جز او می‌توان یافت که همه آرزوهای خود را در راه دین انجام داده باشد؛ زیرا به دین اعتقاد داشت.
از قبایل بت‌پرست و پراکنده در صحرا، امتی واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دین یهود و دین مسیح و دین قدیم عربستان، آیینی ساده و دینی روشن و نیرومند با معنویاتی که اساس آن شجاعت و مناعت قومی بود پدید آورد که در طی یک نسل در یکصد معرکه نظامی پیروز شد و در مدت یک قرن امپراطوری عظیم و پهناوری به وجود آورد و در روزگار ما نیروی مهمی است که بر یک نیمه جهان نفوذ دارد.

تولستوی نویسنده و فیلسوف بزرگ روسی، تحت تأثیر اسلام و تعالیم آن در زهد، اخلاق و عرفان قرار گرفت. او مجذوب ویژگی‌های پیامبر شد و در مقاله محمد کیست؟ نوشت:
«محمد هم بنیان‌گذار و هم پیامبر است. او در زمره مردان بزرگی است که عمیقاً در ساختار اجتماعی خدمت کردند. همین بس که او امتی کامل را به سوی نور حقیقت هدایت کرد، آنان را به سوی صلح و آرامش کشاند، به زهد و پارسایی فراخواند و از خونریزی و قربانی انسان بازداشت و راه را برای توسعه و تمدن هموار ساخت. این کاری سترگ است که تنها مردی نیرومند می‌تواند انجام دهد و مردی چون او شایسته احترام و ستایش است.»

جورج برنارد شاو، نویسنده و نمایشنامه نویس ایرلندی می‌گوید: به نظر من اسلام تنها مذهبی است که استعداد آنرا دارد که بتواند با تحولات اعصار مختلف زندگی بشر همگام گردد. من راجع به مذهب محمّد پیشگویی می‌کنم که این مذهب را اروپای فردا خواهد پذیرفت، همانطوری که این مذهب به نظر اروپایی‌های امروز قابل قبول گردیده است .
کلیسای قرون وسطی یا از روی جهل و یا از روی تعصب، اسلام را به وضع تاریک و مبهمی رنگ آمیزی کرده است. آنها این طور وانمود کرده‌اند که به نظر مردم، محمّد ضد مسپح آمده و اینچنین مسیحیان را از مذهب اسلام متنفر ساخته‌اند.
من زندگی و کار محمد را مطالعه کرده‌ام، به عقیده من نه تنها او ضد مسیح نیست، بلکه او را باید نجات دهنده عالم بشریت دانست. من اعتقاد دارم اگر مردی مانند محمّد، دیکتاتوری دنیای جدید را به دست بگیرد، می‌تواند مسایل این جهان را چنان حل کند که آن صلح و سلمی که دنیا به آن نیازمند است تامین شود...

ادوارد گیبون، نویسنده و مورخ انگلیسی معتقد است:عقاید محمد، عاری از تردید و ابهام است و قرآن یک شاهد باشکوه از وحدانیت خداوند است. پیامبر مکه، پرستش بت‌ها و انسان‌ها و ستارگان را رد کرد؛ با این اصل عقلانی که هرچیزی که ظهور و بعد افول و مرگ دارد، شایسته پرستش نیست...
پیامبر مکه، پرستش بت‌ها و انسان‌ها و ستارگان را رد کرد؛ با این اصل عقلانی که هرچیزی که ظهور و بعد افول و مرگ دارد، شایسته پرستش نیست.

آلفونس دو لامارتین نویسنده، شاعر و سیاستمدار مشهور فرانسوی قرن نوزدهم می‌گوید: اگر بزرگی هدف، ناچیزی وسایل و نتایج حیرت‌انگیز، سه معیار برای نبوغ بشر باشد، چه کسی جرأت دارد در تاریخ مدرن، مرد بزرگی را با محمد-صلّی الله علیه وسلّم- مقایسه کند؟ معروف‌ترین مردان، تنها سلاح، قوانین و امپراتوری را تأسیس کردند. آنها چیزی بیش از قدرت مادی تأسیس نکردند که در هر صورت، اغلب در جلو چشم آنها از هم پاشیده شد. این مرد نه تنها ارتش، قانون، امپراتوری، امت و حکومت را به حرکت درآورد، بلکه میلیون‌ها نفر از مردان در یک سوم از جهان مسکونی آن روز و نیز بیشتر از آن، عبادت‌گاه‌ها، خدایان، ادیان‌، عقاید، باورها و روحها را متحول ساخت.


توماس کارلایل فیلسوف، نویسنده‌ی طنزپرداز، مقاله‌نویس و مورخ اسکاتلندی در کتاب خود تحت عنوان «قهرمانان و قهرمان‌پرستی» درباره‌ی محمد-صلّی الله علیه وسلّم- نوشته است:
بسیار شرم‌آور است که کسی به این اتهام گوش کند، که اسلام یک دروغ و محمد-صلّی الله علیه وسلّم- یک کلاهبردار و فریبکار بوده است. ما دیدیم که او با عزم و اراده‌ی راسخ و مهربان و بخشنده، دلسوز، وارسته، پرهیزکار، با مردانگی واقعی، سخت‌کوشی و اخلاص، بر اصول خود ثابت‌قدم باقی ماند. علاوه بر تمام این ویژگی‌ها، او در برخورد با دیگران اهل مدارا، بردباری، مهربانی و خوشرویی بود و حتی گاهی با یاران خود مطایبه و مزاح می‌کرد. او عادل، راستگو، باهوش، خالص، بزرگوار و حاضرذهن بود. چهره‌ی او چنان درخشان بود که گویا چراغی در درون خود داشت تا تاریک‌ترین شبها را روشن کند، او یک مرد بزرگ بود، با این خصوصیت که در یک مدرسه درس نخوانده بود و توسط یک معلم پرورش نیافته بود، چرا که او به هیچکدام از اینها نیازی نداشت.

یوهان ولفگانگ می‌گوید: ما اروپایی‌ها، با تمام مفاهیم‌مان نمی‌توانیم به آنچه محمد-صلّی الله علیه وسلّم- رسیده است برسیم و هیچ کس قادر نخواهد بود تا از او پیشی بگیرد. من تاریخ بشریت را برای پیدا کردن یک الگو، بررسی کرده‌ام و متوجه شدم که تنها محمد-صلّی الله علیه وسلّم- است که باید به عنوان یک حقیقت آشکار شود. در واقع، محمد-صلّی الله علیه وسلّم- موفق شد کل جهان را برای عقیده‌ی توحید تحت کنترل در آورد.

مهاتما گاندی رهبر هند در مورد شخصیت محمد-صلّی الله علیه وسلّم- در مجله‌ی «هند جوان» می‌گوید: من می‌خواستم بهترین کسی را که امروزه بصورت بی‌چون و چرا بر قلب میلیون‌ها نفر از مردم حکومت می‌کند، بشناسم. من بیشتر به این قناعت رسیده‌ام که این شمشیر نبود که در برنامه‌ی زندگی آن روزها، جایی را برای اسلام بدست آورد. این ساده‌زیستی پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم-، توجه وسواس‌گون به وعده‌هایش، اخلاص و ایثار شدید نسبت به دوستان و پیروانش، شجاعتش، بی باکی‌اش، اعتماد مطلق او به خداوند در مأموریتش؛ اینها و نه شمشیر، همه چیز را برای آنها بدست آورد و بر هر مانعی غلبه کرد. وقتی که من جلد دوم کتاب (زندگینامه پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم-) را بستم، متأسف شدم که چیز دیگری برای خواندن من درباره‌ی زندگی این مرد بزرگ وجود ندارد.

دکتر گوستاو ویل خاورشناس آلمانی در کتاب «تاریخ ملل اسلامی» می‌نویسد: محمد-صلّی الله علیه وسلّم- یک الگوی درخشان برای قوم خود بود. شخصیت او خالص و بی‌شائبه بود. خانه‌اش، لباسش، خوراکش متمایز با یک سادگی نادر بود. تا آنجا بی‌تکلف بود که از اصحاب خود هیچ علامت خاصی از احترام دریافت نکرد و هر خدمتی که می‌توانست برای خود انجام دهد از غلامش قبول نمی‌کرد. او برای همه و در هر زمانی قابل دسترسی بود. از بیمار عیادت می‌کرد و سرشار از همدردی برای همه بود. خیرخواهی و سخاوت او نامحدود بود. همچنین دلواپسی و نیک‌خواهی او برای رفاه جامعه بود.

گوته، شاعر پرآوازه آلمانی پس از آشنایی با دین اسلام و پیام آور این ایین یگانه، قطعه شعری با عنوان «نغمه محمد» درباره پیامبر اعظم (ص) سرود. این قطعه شعر از زبان نزدیک ترین خویشان پیامبر؛ یعنی حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام گفته می‌شود. گوته در شعرش همه مراحل و مقاطع دعوت رسول اکرم(ص) و راهنمایی‌اش در میان مردم را به زبان توصیف و تشبیه و نماد می‌آورد.

جان اسپیزیتو استاد دانشگاه جورج تاون آمریکا می‌گوید: « او را باید منجی بشریت خواند. من اعتقاد دارم که اگر مردی مثل او حاکمی در عصر جدید می شد، برای حل مشکلاتش از صلح و دوستی استفاده می کرد. او عالی ترین مردی بود که روی زمین پا گذاشته است. او به دین دعوت کرد. یک تمدن را پایه گذاری کرد. ملتی را بنا نهاد. اخلاق را نهادینه کرد. اجتماعی زنده و قدرتمند ایجاد کرد تا آموزش های او را به صحنة عمل آورند و دنیای تفکر و رفتار انسانی را برای همیشه و به طور کامل منقلب کرد. نام او «محمد» است. در سال ۵۷۰ بعد از میلاد، در عربستان چشم به جهان گشود. رسالت خود برای دعوت به دین راستین (اسلام) را در سال چهلم عمر خود آغاز کرد و در شصت و سومین سال عمرش با جهان وداع گفت. در مدت کوتاه ۲۳ سال از پیامبری‌اش به پرستش خدای یگانه رهنمون شد. وی مردم را از جنگ و نزاع های قبیله‌ای رهانید و به اتحاد و همبستگی ملی رسانید. او در این مدت، مردم را از هرزگی و مستی به اعتدال و پرهیزکاری، از بی قانونی به زندگی نظام مند، و از تباهی به بالاترین معیارهای تعالی اخلاقی هدایت کرد. تاریخ بشری چنین دگرگونی کامل را از جانب یک شخص یا در مکان دیگر قبل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یا پس از او نشناخته است. تصور همه این عجایب باور نکردنی در طی این دو دهه نخست است».

خانم کارن آرمسترانگ، از صاحب نظران غیر مسلمان وین است. پس از یازده سپتامبر ۲۰۰۲ م. در مورد زندگی پیامبر اسلام، کتابی نوشت که در ردیف پرفروش ترین کتاب های سال آمریکا و اروپا قرار گرفت. انگیزه اصلی او در نوشتن کتاب مذکور، دفاع از اسلام و روشن کردن ذهن مسیحیان غربی به پیامبر اسلام بود. او در مقدمه کتابش چنین نوشته است: «بیشتر همّ پیامبر صرف جلوگیری از برخوردهای وحشیانه گردید؛ زیرا لغت اسلام که به معنای تسلیم بودن در برابر خداوند است، از ریشه «سلام» به معنای «صلح» گرفته شده است. محمد(ص) مرد جهاد بود، ولی یک صلح طلب واقعی هم بود؛ زیرا جان و اعتقاد نزدیک ترین یاران خود را در جریان صلح با مکه به گرو گذاشت تا این اتحاد بدون خونریزی به انجام رسد. او به جای خونریزی و قتل عام، در فکر مذاکره و صلح بود. آگاهی از داستان واقعی زندگی حضرت محمد(ص) در این مقطع خطرناک تاریخ بشری، لازم است و نباید اجازه داد که متعصبین خیره سر با تحریف زندگی پیامبر به نفع خود از آن استفاده کنند. انسان غربی معاصر از داستان زندگی آن حضرت، مسائل بسیار مهم تری را برای هدایت خود در این دنیای متغیر باید بیاموزد»

کارل ماکس می‌نویسد: حقیقت انکار ناپذیر این است که محمد مبعوث شد تا رسالتی را که خلاصه رسالات سابق و مافوق آنها بود، برای عالم بیاورد.


الکساندر دوما می‌نویسد: محمد، معجزه شرق بود؛ زیرا دینش دارای آموزه های بزرگی بود. اخلاقش برجسته بود و رفتاری پسندیده داشت.
این پیامبر که با رسالتش آغازگر عصر دانش و نور و معرفت بود، سزاوار است که تمام سخنان و رفتارش به شیوه علمی تدوین گردد. او با تعالیم آسمانی اش وظیفه داشت که تمام مطالب نابخردانه و اوهام و خرافاتی که نادانان و دانشمندان آگاه، بر ادیان گذشته افزوده بودند بزداید.
محمد(ص) مردی بود که از میان مردمی بت پرست با اراده آهنین برخواست و آنان را به یگانه پرستی دعوت کرد و در دل های ایشان روح و روان جاودانی کاشت. بنابراین او را نه تنها باید در ردیف مردان بزرگ و برجسته تاریخ شمرد، بلکه سزاوار است که به پیامبری او اعتراف کنیم و از دل و جان بگوییم که او پیامبر خداست.

جان پورت، اسلام شناس معروف انگلیسی در کتاب «عذر تقصیر به پیش‌گاه محمد و قرآن» چاپ لندن، سال ۱۸۶۹ چنین نگاشته است:
نویسندگانی که کورکورانه تحت تأثیر تعصب قرار گرفته و گمراه شده‌اند و در نتیجه به حسن شهرت زنده کننده آیین یکتا پرستی اهانت روا داشته‌اند؛ نه فقط ثابت کرده‌اند که روح خیرخواهی نجات دهنده (مسیح) که با آن همه استقامت و قدرت در انجام آن پایداری نشان داده، در آن‌ها تأثیر ننموده است؛ بلکه در قضاوت نیز راه خطا پیموده‌اند؛ زیرا با مختصر تأمل و تفکری می‌توانستند این نکته را درک کنند و دریابند که پیغمبر و تعلیمات او را نباید از نظر یک نفر مسیحی یا از لحاظ فکر اروپایی انتقاد کنند؛ بلکه این بحث باید از نظر شرقی مورد قضاوت قرار گیرد و به عبارت دیگر شخصیت محمد را به عنوان یک نفر مصلح دینی و قانون‌گذاری که در قرن هفتم مسیحی در آسیا قیام کرده است، باید مورد مطالعه و تحقیق قرار داد. در این صورت بدون شک اگر او را یکی از نوادر جهان و منزه‌ترین نوابغی که گیتی تاکنون توانسته است پرورش دهد به شمار نیاوریم ستم بزرگی را مرتکب شده‌ایم. همانا باید او را بزرگ‌ترین و یگانه شخصیتی بدانیم که قاره آسیا می‌تواند به وجود چنان فرزندی برخود ببالد.
هرگاه وضع اعراب را قبل از ظهور محمد در نظر بگیریم و با اوضاع بعد از قیام او مقایسه کنیم، و هرگاه اندک تفکری در شعله عشق و علاقه‌ای که در قلوب پیروان او برافروخته شده و تا به امروز به همان حال باقی است توجه کنیم، به خوبی احساس می‌کنیم که اگر از تمجید و تکریم چنان مرد بزرگ و فوق‌العاده‌ای خودداری کنیم بی‌انصافی است.

رپرسی سایکس نویسنده مشهور انگلیسی در کتاب «تاریخ ایران» می‌نویسد: «به عقیده شخصی من حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) در میان عالم بشریت بزرگ‌ترین انسانی است که با یک مرام عالی، تمام هم خود را مصروف این داشت که شرک و بت‌پرستی را از اندیشه‌ها منهدم ساخته و به جای آن افکار بلند اسلام را برقرار سازد. خدمت وافر و نمایانی که از این راه به نوع بشر نموده، خدمتی است که آن را ستایش نموده و سر تعظیم فرود می‌آورم.


جواهر لعل نهرو نخست ‌وزیر پیشین هند در کتاب خود «نگرشی بر تاریخ جهان» چنین می‌گوید: محمد (صلی الله علیه و سلم) برای نشر رسالت خود شتاب نداشت؛ بلکه مدتی در سکوت زندگی کرد. مایه شگفتی و اعتماد هموطنان خود واقع شد تا آن‌جا که او را «امین» لقب دادند. او به خود و پیامبری خود باور داشت و با این اعتماد و ایمان، وسایل اقتدار، عزت و مناعت را برای امت خویش مهیا ساخت و آن‌ها را از مردمانی ساکن صحرا به سرورانی مبدل کرد که نصف جهان شناخته‌شده زمان خود را فتح کردند.

همیلتن گیب استاد دانشگاه لندن و اکسفورد (Oxford) می‌نویسد: اما شگفت انگیزتر از سرعت کشورگشایی‌ها، خاصیت نظم و ترتیب آن‌ها بود، در طی سال‌ها جنگ می‌بایست خرابی‌هایی به بار آمده باشد؛ اما بر روی هم تازیان [مسلمانان] که آثاری از ویرانی برجای نگذاشته بودند، راه را برای یک‌پارچه شدن اقوام و فرهنگ‌ها هموار می‌کردند.
ساخت قانون و حکومتی که محمد (صلی الله علیه وسلم) برای اخلاف خود یعنی خلفا به میراث نهاده بود، ارزش خود را در ضبط و نظارت بر کارهای این سپاه بدوی به اثبات رسانده بود.
اسلام در درون دنیای متمدن خارجی به عنوان خرافات خام طایفه‌های غارت‌گر راه نیافت؛ بلکه به عنوان نیرویی اخلاقی معرفی شد که احترام همگان را برمی‌انگیخت و به منزله آیینی منطقی که مسیحیت روم شرقی و دین زرتشت را در ایران، یعنی هر یک از این دو کیش را در سرزمین و خاستگاه خویش می‌توانست به مبارزه بطلبد.

پروفسور آنه‌ماری شیمل، اسلام‌شناس معاصر آلمانی نوشته است: همین آرمان تقلید از محمد است که مسلمانان را از مراکش گرفته تا اندونزی به این اندازه یکسانی کردار بخشیده است، هر کس به هر جایی که باشد می‌داند که هنگام در آمدن به منزلی چگونه رفتار کند، کدام عبارت تعارف‌آمیز را کار برد، در همنشینی از چه بپرهیزد، چگونه غذا بخورد، چگونه سفر کند…
کودکان مسلمان قرن‌هاست که به این شیوه‌ها پرورش یافته‌اند و تنها در این اواخر بود که این دنیای سنتی بر اثر هجوم فرهنگ تکنولوژیکی امروز از هم فروپاشید.

ریورینت باسوارت سمیت، استاد دانشگاه اکسفورد می گوید: محمد(ص) هم حاکم بود هم رهبر دینی، حاکم بدون گارد و تشریفات، بدون بادی گارد، بدون کاخ و قصر و بدون مصارف و هزینه مقرره. اگر کسی در تاریخ به طور صحیح و عادلانه حکومت کرده باشد، محمد(ص) است. او بدون آلات و ابزار قدرت و بدون کدام پشتیبانی تمام قدرت را بدست آورد.

کی اس راما کریشنا راو، پروفیسور فلسفه هندی می گوید: این خیلی مشکل است که ما کاملا به شخصیت محمد(ص) پی ببریم. من اجمالا به آن نظر می اندازم، محمد پیامبر است، محمد تاجر است، محمد حاکم است، محمد سخن ور است، محمد مصلح است، محمد پناهگاه یتیمان است محمد حامی و نجات دهنده غلامان و زنان است، او داور و دادگستر است، او نجیب و شریف است، خلاصه کلام اینکه تمام این کارکردها در بخش‌های فعالیت‌های بشری بیان گر این است که او مثل یک قهرمان است.

دیوان چندشرما دانشمند هندی در کتابش پیامبر مشرق، ص ۱۲ می گوید: محمد روح مهربانی و عطوفت بود، او بیشتر و یا کمتر از یک انسان نبود؛ اما شخصیتی بود که هدف مقدس داشت، هدفش متحد نمودن بشر بر یکتاپرستی بود، پرستش نمودن خدای یک و یگانه، تعلیم نمودن راه انسانیت و ایمان داری در سطح بالای از زندگی، استوار و مبتنی بر دستورات خداوند بود، او همیشه خود را بنده و پیامبر خدا می دانست و همه فعالیت هایش برای خدا بود.

جان برناس دین شناس مشهور می‌گوید: سراسر عالم اسلام، اصول اساسی و قوانین اخلاقیی خودرا از سر چشمه قرآن اخذ میکنند. محمد(ص) در کردار و رفتار تابعین خود اندیشه بسیار فرموده و باید گفت که برای آنها یک روش قانونی برقرار نموده که بسیار واضح و صریح به سوی هدف و مقصودی واحدی سیر می کند و آن همان بالا بردن سطح اخلاق آنهاست. به گونه‌ای که مقام اعراب را از عالم جدال وشقاق عشایری قدیم ترفیع داده دریک سطح اخوت و برادری عام قرار داد. بنابراین، عمل هر مسلمان از زن ومرد، از هنگام تولد تا زمان موت متوجه آن هدف می باشد. احکام که پیامبر در حرمت شراب و قمار آورده، همچنان قوانینی در باب روابط جنسی وضع کرده، دستور زندگی اجتماعی افراد است ومقام زن را به رتبه اعلی می برد و از همان زمان تشریع، این شارع بزرگ در زندگانی پیروان خود تغییری فراوان ایجاد نموده است.

ویلیام سویر، ادیب و دانشمند انگلیسی، در کتابش «سیره محمد» می‌گوید: محمد(ص) با روشنی کلامش و آسانی شریعتش، سرآمد همه بزرگان جهان است، او با کارهای برجسته‌اش عقل ها را به تحیر واداشت و تاریخ، مصلحی همانند وی که در زمان کوتاه، بشریت خفته را بیدار کرد و خوی های نیکو را رایج و دانش و فضیلت را ارزش بخشیده باشد، سراغ ندارد.

جیمز میشنر تاریخ‌نگار اروپایی در مقاله خود با عنوان شخصیت خارق‌العاده نوشت: «با شخصیت خارق‌العاده‌اش، محمد (صلوات و درود خدا بر او) در شبه‌جزیره عربستان و در سراسر شرق انقلابی پدید آورد. او با دستان خالی بت‌ها را در هم شکست و دینی جاودانه بنیان نهاد که مردم را به ایمان به خدای یکتای قادر متعال فرا می‌خواند.»

ادوارد رمزی شرق‌شناس آمریکایی گفت: «محمد با پیام خدای یکتای قادر متعال به جهان آمد تا مردم را از تاریکی به سوی نور رهنمون شود. سپیده‌دمی تازه در افق پدیدار شد. روزی که او وحی را دریافت کرد، این مصلح بزرگ، عدالت و آزادیِ از دست‌رفته جهان را بازگرداند. خردِ استوار او نادانان را روشن کرد و عرب‌ها سرانجام از خواب سنگین بندگی بیدار شدند.»

لامارتین شاعر و فیلسوف فرانسوی می‌گوید: «پایداری محمد به مدت ۱۳ سال پیاپی، در حالی که پیام خود را در میان دشمنانش در قلب مکه و اطراف آن تبلیغ می‌کرد، شجاعت و صبر او در برابر خشم مشرکان بت‌پرست، شور او در گسترش پیامش، جنگ‌هایی که با نیروهای نامساوی جنگید، و بلندپروازی او که به‌طور کامل وقف ترویج کلام حقیقت و تثبیت عقیده درست شده بود ـ نه در پی پادشاهی ـ همگی نشان می‌دهند که محمد به ایمانی استوار و عقیده‌ای راستین تکیه داشت تا بشریت را از ستم و خواری رها سازد. این باور که روح او را فراگرفته بود، سرچشمه نیروی او در زنده کردن اندیشه‌ای بزرگ بود؛ اندیشه‌ای که خدایان دروغین را نابود ساخت و شیوه‌ای تازه از تفکر درباره زندگی و امور مردم بنیان گذاشت. او فاتح اندیشه‌ها، پیشگام عقل، ترویج‌دهنده عقاید آزادکننده و بنیان‌گذار دینی بی‌تصویر بود.»

فرانسوا ولتر فیلسوف فرانسوی نوشت: «تمام آیین‌هایی که محمد بنیان نهاد، روح را تسخیر و پالایش کردند؛ زیبایی آنها تحسین و احترام عمیقی برای دین محمدی به همراه آورد. به همین دلیل، بسیاری از ملت‌های جهان اسلام را پذیرفتند، حتی مردم آفریقای مرکزی و ساکنان جزایر اقیانوس هند و آرام.»

مایکل هارت، دانشمند آمریکایی، موفقیت پیامبر در گسترش اسلام را به بردباری این دین و عظمت اخلاق پیامبر (ص) نسبت داد. او ایشان را در صدر فهرست صد شخصیت تأثیرگذار تاریخ قرار داد و نوشت: «محمد تنها فردی در تاریخ بود که هم در عرصه دینی و هم در عرصه دنیوی به عالی‌ترین موفقیت رسید و به رهبری سیاسی و نظامی نیز دست یافت.»

ویلیام مویر تاریخ‌نگار انگلیسی در کتاب زندگی محمد نوشته است: «محمد (ص) با شفافیت سخنانش و سادگی دینش شناخته می‌شود. او کارهایی شگفت‌انگیز انجام داد. تاریخ هرگز اصلاح‌گری را نشناخته که در زمانی چنین کوتاه، روح‌ها را بیدار کرده، اخلاق نیکو را زنده ساخته و فضیلت را ارتقا داده باشد، همان‌گونه که محمد، پیامبر اسلام، انجام داد.»

در این مراسم که جمعی از خانواده‌های شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه از نقاط مختلف کشور، قشرهای مختلف مردم و همچنین میهمانان کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی حضور داشتند، حجت‌الاسلام والمسلمین اختری رئیس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) در سخنانی با اشاره مناسبت‌های ماه ربیع‌الاول به‌ویژه هزار و پانصدمین سالروز میلاد پیامبر اکرم(ص)، مهمترین مشکل دنیای اسلام در شرایط کنونی را عدم شناخت کامل از شخصیت رحمه للعالمین حضرت محمد مصطفی(ص) دانست و گفت: تبیین ابعاد فردی و اجتماعی دین اسلام از مهمترین وظایف جامعه اسلامی است.

 رئیس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) با تأکید بر این‌که موضوع فلسطین و جنایات رژیم صهیونیستی در غزه مهمترین مسئله دنیای اسلام است، افزود: در چنین شرایطی، وظیفه مسلمانان ایستادگی در برابر ظالمان و ستمگران و وظیفه دولت‌های اسلامی، قطع هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی است.

در این مراسم ضمن همخوانی در ثنای پیامبر مکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع)، حمید رمضان‌پور به مولودی‌خوانی پرداخت.

امروز هفدهم ربیع الاول، سالروز میلاد با سعادت پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم است. سیره پیامبر اکرم (ص) نشان می‌دهد که ایشان شخصیتی است که جامع جمیع صفات برجسته انسانی و الگویی بی‌بدیل برای بشریت در طول تاریخ محسوب می‌شوند. بر همین اساس در این گفتگو که با حجت الاسلام والمسلمین سید محمد باقر علم الهدی استاد حوزه علمیه صورت گرفته تلاش شده تا با استناد به آیات نورانی قرآن کریم و روایات متقن، جنبه‌های کلیدی اخلاق، رفتار و منش آن حضرت به تصویر کشیده شود که حاصل آن در ادامه تقدیم مخاطبان می‌شود:

حجت الاسلام والمسلمین سید محمدباقر علم الهدی در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص اصول حاکم بر روابط اجتماعی حاکم بر روابط اجتماعی پیامبر (ص) بعد از هجرت گفت: یکی از برجسته‌ترین رویکردهای اصول روابط اجتماعی پیامبر اسلام (ص) پس از هجرت، به طراحی بنیان‌های حکومت اسلامی و ایجاد نظامی قانونمند جهت تأمین آسایش و نظم برای جامعه انسانی بازمی‌گردد. بی‌شک، استقرار نظم و انضباط در شئون زندگی فردی و جمعی، گامی اساسی در جهت رسانیدن انسان‌ها به سرمنزل مقصود و سعادت مورد انتظار است.

وی افزود: دین مبین اسلام، با نداهای عدالت پرورانه، تضمین حقوق، برپایی واجبات و حدود الهی و احیای ارزش‌های والای انسانی، راهنمای بشر در گذر از تاریکی به سوی نور گشته است. پیامبر رحمت (ص) به عنوان پرچمدار این مسیر متعالی، نقشی بی‌بدیل در هدایت جامعه بشری ایفا کرده‌اند. بدین ترتیب، تنظیم رفتارها و روابط انسانی، در چارچوب مدیریت الهی پیامبر (ص)، همواره در اولویت برنامه‌های حکومتی ایشان قرار داشته است. از آنجا که اسلام به عنوان آخرین دین الهی و پیامبر اکرم (ص) به عنوان خاتم رسولان معرفی می‌شوند، ایشان در ساماندهی روابط اجتماعی، نقشی محوری و تعیین‌کننده ایفا می‌کردند.

این استاد حوزه علمیه ادامه داد: افزودن اخلاق به روابط اجتماعی، به معنای تنظیم این روابط بر پایه اخلاق دینی است. در این چارچوب، مفاهیمی چون ایثار، عفو و گذشت از حقوق مسلم انسانی برجسته می‌شوند. پیامبر اکرم (ص) در این راستا، مسئولیت طراحی و ارائه الگویی از زندگی ارزشمند، سرشار از کرامت و عزت انسانی را بر عهده داشتند و مدلی صحیح از زیست اجتماعی را برای بشریت به ارمغان آوردند؛ رسالتی که با لطف الهی به شایستگی آن را به انجام رساندند.

علم الهدی اضافه کرد: قرآن کریم در وصف پیامبر مهربانی‌ها می‌فرماید: اگر تندخو و سخت‌دل بودی، قطعاً مردم از پیرامون تو پراکنده می‌شدند؛ این آیه گهربار نشان می‌دهد که اگر پیامبر اکرم (ص) رفتاری سخت‌گیرانه، درشت‌خو و بی‌گذشت داشتند، مردم از گرد ایشان پراکنده می‌شدند. لذا، پیامبر اکرم (ص) با اقتدا به این رحمت الهی و با به نمایش گذاشتن عفو و گذشت، بسیاری از مسائل کلیدی اجتماعی و اصول ارتباطی میان جامعه بشری را سامان بخشیدند. به طور مثال، آن‌طور که در تاریخ نقل شده است نمونه‌های بسیار زیادی داریم که پیغمبر اکرم از حق مسلم خودشان می‌گذشتند و برای انسان‌های جاهل که از روی جهالت و از روی نادانی، پیغمبر اکرم را آماج رفتارهای زشت خودشان قرار می‌دادند، از این‌ها می‌گذشتند و همین عفو و گذشت پیغمبر اکرم باعث می‌شد که مردم نسبت به دین و نسبت به شریعت، دل‌هایشان نرم شود و نسبت به ارزش‌های دینی متواضع شوند.

وی ادامه داد: یا به طور مثال، راه‌اندازی کارهای مردم، دستگیری از مستمندان، همه این موارد از اصول ارزشی است که بر زندگانی پیامبر اکرم سایه افکنده بود و مردم به خاطر همین اخلاق ارزشمند پیغمبر اکرم به پیغمبر اکرم روی آوردند و با پیغمبر اکرم نشست و برخاست می‌کردند.

علم الهدی با استناد به روایات تاریخی، به بیان ماجرای عدی بن حاتم و درس‌های اخلاقی آن پرداخت و گفت: این واقعه تاریخی در سال نهم هجری رخ داد. نقل شده که عدی بن حاتم، پس از شکست از سپاه اسلام، به شام گریخت، اما پس از مدتی به همراه خواهرش به مدینه بازگشت و در مسجد پیامبر (ص) شرفیاب حضور ایشان شد. پیامبر اکرم (ص) نیز وی را به منزل خود دعوت فرمودند.

این استاد حوزه علمیه افزود: در مسیر همراهی با عدی بن حاتم، پیامبر (ص) با پیرزنی برخوردند که وی نزد حضرت آمده و به بیان نیازمندی‌های خود پرداخت. رسول خدا (ص) با صبوری و گشاده‌رویی، مدت زمان قابل توجهی به سخنان و درد دل آن بانوی سالمند گوش فرا دادند. عدی بن حاتم در این هنگام با خود اندیشید که این شیوه رفتار، شایسته یک حاکم و پادشاه نیست؛ چرا که سلاطین معمولاً چنین وقت و حوصله‌ای برای رسیدگی به امور جزئی مردم صرف نمی‌کنند و امر رسیدگی را به دیگران واگذار می‌کنند. اما مشاهده این حجم از تواضع و اهتمام پیامبر (ص) برای حل گرفتاری آن پیرزن، روزنه‌ای از امید در دل عدی گشود.

وی اضافه کرد: پس از اتمام گفتگو با آن بانوی سالخورده و تنظیم امور وی، پیامبر (ص) به همراه عدی بن حاتم به منزل خود رهسپار شدند. عدی بن حاتم که انتظار دیدن خانه‌ای مجلل و سلطنتی را داشت، با ورود به منزل پیامبر (ص) با فضایی بسیار ساده و بی‌پیرایه روبرو شد. اتاقی که فرش نداشت و تنها یک حصیر ساده از لیف خرما در گوشه‌ای آن قرار داشت. پیامبر (ص) با تواضعی مثال‌زدنی، عدی بن حاتم را بر روی همان حصیر ساده نشانده و خود بر زمین جلوس فرمودند و با نهایت احترام از ایشان پذیرایی کردند. این رفتار متواضعانه و سادگی بی‌مانند پیامبر اعظم (ص) تأثیر عمیقی بر دل عدی بن حاتم گذاشت، تا جایی که بدون نیاز به هیچ استدلال و برهان دیگری، به پیامبری ایشان ایمان آورد. این روایت تاریخی، اوج سادگی، تواضع و کرامت انسانی در سیره نبوی را به تصویر می‌کشد و درسی ماندگار برای حاکمان و رهبران جامعه در برخورد با مردم، به‌ویژه اقشار مستضعف، ارائه می‌دهد.

وی بیان کرد: در سیره پیامبر اعظم (ص)، ابعاد ارزشمندی از فضائل اخلاقی قابل مشاهده است که در ماجرای عدی بن حاتم نیز به وضوح نمایان شد. ایشان در این واقعه، با احیای کرامت انسانی یک فرد مستضعف و سالخورده، به او ارزش و جایگاهی دوباره بخشیدند. این اقدام، نشان‌دهنده اهمیت فراوان رسول خدا (ص) به جایگاه انسان‌ها، حتی در اوج دشمنی یا فقر است؛ تا جایی که با وجود جایگاه رفیع رسالت، در برابر یک پیرزن فقیر، فروتنی کرده و کرامت او را پاس داشتند. این سیره پسندیده، در مهمان‌نوازی ایشان از عدی بن حاتم نیز متجلی شد. پیامبر (ص) با وجود آنکه عدی از دشمنان ایشان بود، او را به منزل خویش دعوت کردند، مورد پذیرایی قرار دادند، او را در جایگاهی ویژه نشانده و خود بر زمین نشستند تا بدین سان، کرامت انسانی او را به نمایش گذارند.

علم الهدی با بیان اینکه در کنار این فضائل، عدالت‌محوری یکی دیگر از اصول بنیادین رفتار پیامبر اکرم (ص) بود ابراز کرد: همانگونه که قرآن کریم می‌فرماید: قل امر ربی بالقسط (بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است)، ایشان همواره به عدالت رفتار می‌کردند. این مهم، در جامعه‌ای که رهبری آن عدالت را سرلوحه امور قرار می‌دهد، طبیعتاً موجب گرایش و همراهی بیشتر مردم با دین و گزاره‌های آن می‌شود. امام صادق (ع) نقل کرده‌اند که پیامبر اکرم (ص) در هنگام سخنرانی نیز عدالت را در نگاه خود رعایت می‌کردند و به تمامی مخاطبان به یکسان می‌نگریستند. این دقت در نگاه و رفتار، نمونه‌ای برجسته از پایبندی ایشان به اصل عدالت بود که اصلی بسیار مهم در تعاملات اجتماعی محسوب می‌شود.

این استاد حوزه علمیه بیان کرد: یکی از ارکان اصلی سیره پیامبر اکرم (ص)، بنا نهادن زندگی بر پایه محبت و رأفت اسلامی بود. قرآن کریم در سوره آل عمران می‌فرماید: پس به رحمت خدا بود که با آنان نرم و مهربان شدی؛ این رویکرد رحمانی، در سیره عملی ایشان به وضوح قابل مشاهده است؛ چنانکه قرآن کریم هشدار می‌دهد: و اگر تندخو و سخت‌دل بودی، قطعاً از پیرامون تو پراکنده می‌شدند. در همین راستا، در تاریخ نقل شده است که مردی عرب، با رفتاری خشن و کلامی سخیف، از پیامبر (ص) درخواست مال کرد. ایشان با وجود دارایی اندکی که همراه داشتند، آن را به وی بخشیدند. اما آن مرد قانع نشد و با جسارت بیشتری، مجدداً تقاضای خود را مطرح ساخت. این رفتار ناشایست، اصحاب را برآشفت و قصد تنبیه وی را داشتند که پیامبر (ص) مانع شدند.

وی افزود: رسول خدا (ص) سپس به آن مرد فرمودند که اگر نیاز بیشتری دارد، او را به منزل راهنمایی خواهند کرد تا از آنجا نیز وی را یاری دهند. در مسیر حرکت به منزل، آن مرد عرب با سادگی و صفای بی‌نظیری که در خانه پیامبر (ص) حاکم بود، مواجه شد. پس از آنکه هدایای پیامبر (ص) افزایش یافت، مرد عرب بسیار خرسند گشت، از ایشان تشکر و قدردانی کرد و حتی نزد اصحاب پیامبر (ص) بازگشت و ضمن عذرخواهی از رفتار ناشایست خود، مراتب سپاسگزاری‌اش را ابراز کرد.

علم الهدی ادامه داد: پیامبر اکرم (ص) در این باره به اصحاب خود فرمودند: اگر شما با او برخورد تندی می‌کردید، چه بسا به قتل او منجر می‌شد و او در حالی که مشرک بود، از دنیا می‌رفت. اما من با اکرام و پذیرایی از او، سبب هدایت و مسلمان شدنش شدم و بدین ترتیب، یک نفر به امت من افزوده شد. افزون بر این، دست شما نیز به خون وی آلوده نشد و او از دین نیاکان خود دست کشید و مسلمان شد. این شیوه برخورد پیامبر (ص) در جذب مشرکان و افراد با روحیات متفاوت، تأثیر شگرفی بر استحکام باورهای دینی و تعاملات اجتماعی جامعه آن روز داشت و الگویی ماندگار از رحمت و حکمت را به بشریت ارائه کرد.

احادیث