emamian
شناخت ابعاد شخصیت امام خمینی (ره)؛ نیاز عصر ما
مولوی "محمد مختار مفلح" رهبر نهضت اسلامی افغانستان و رئیس شورای فرهنگی حامیان قدس شریف، در یادداشتی به مناسبت سی و یکمین سالروز ارتحال امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی نوشت:
جهان اسلام در درازنای زمان، همیشه رادمردانی را در دامان خود پرورش داده است که تا جهان باقیست نام و یاد آنان در تارک تاریخ می درخشد. بلی! این قهرمانان تاریخ ساز همیشه با حوادث هم آواز بوده و طوفان عظیمی را در عرصه های مختلف بر پا داشته اند، بدون اینکه خود در موجی گیر کنند، امواجی آفریده به جهانیان و بشریت راه و رسم زندگی را ترسیم نموده اند چنانكه این امر در انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی اتفاق افتاد.
انقلابی كه زلزله ای در جهان معاصر ایجاد نمود و جهانیان را به حیرت واداشت.
بنابر این باید اعتراف كرد كه در تاریخ معاصر، نقش امام خمینى در آگاهى بخشیدن به مسلمانان و آشکار ساختن چهره دشمنان اسلام و به خصوص در بالا بردن سطح بینش و دانش قشر جوان كه در لجنزار فرهنگ مبتذل غرب و شرق غوطه ور شده بودند منحصر به فرد بود زیرا نه تنها برای استقلال و آزادى مسلمانان از زیر یوغ استعمارگران طرح نظرى ارائه داد، بلكه انقلابی را رهبرى كرد و به پیروزى رساند، که با گذشت هر روز ریشه های آن در عمق جان انسان های هوشمند محکمتر و استوارتر می گردد.
اما صد افسوس که این روحانی وارسته عمر بیشتر نکرد تا آنچه را در دل و دماغ انسان های درمانده و حیران کاشته بود، ثمره اش را به تماشا می نشست، او سی و یک سال پیش در نیمه خرداد 1368هـ.ش، راهی دیار دوست گردید و ملیون ها انسان درمانده را که هنوز به حضورش نیازمند بودند به سوگ نشاند
به حق که تا ایام به کام است این روز فراموش نخواهد شد و نباید هم غبار فراموشی برآن سایه بگسترد، چون در این روز جهان شاهد سفر ملکوتی شخصیتی بود که هرچه زمان می گذرد، نیاز به اندیشه های او بیشتر از پیش محسوس می گردد.
آری! امام خمینی ، مربوط و منوط به کشور و ملیتی خاص نبود، بلکه او مردی وارسته و وابسته به جهان اسلام بود، چنانکه در زمان جهاد مردم افغانستان، او پیوند عمیق با خانواده جهاد ومجاهدان افغانستان داشت، از همین رو نه تنها به حمایت آنان پرداخت و در كنار آوارگان قرار گرفت، بلکه تجاوز و لشكركشی شوروی به افغانستان را به نکوهش گرفت و عاقبت آن را به زمامداران شوروی گوشزد کرد؛ چنانکه پاسخ دندان شكن و صریح امام خمینی به سفیر شوروی که در قم به حضور دیدار امام رفته بود در رابطه به لشكركشی آنان به افغانستان ثبت اوراق زرین تاریخ می باشد.
امام خمینی را به عنوان مرد اندیشمند، سیاست مدار وارسته، اهل تقوا و خداپرست، حامی مستضعفین و دشمن مستكبران می شناسیم از همین رو شیوه رفتار و عملکرد او را برای دعوتگران مسلمان، سیاست مردان و روحانیون کشور به مثابة الگوی زندگی لازم می دانیم كه باییستی از آن استفاده گردد.
شناخت ابعاد شخصیت امام خمینی و آشنایی با افكار، اندیشه ها و آرمانهای او را آن هم با شیوه های علمی، یكی از نیازمندی های عصر حاضر می دانیم و آرزومندیم که مورد توجه و دستور کار همه مبارزان و دعوتگران مسلمان قرار گیرد.
ما پیوند عمیق دینی وفرهنگی با جمهوری اسلامی ایران داریم و این پیوند را هیچ توطئهی غرب وشرق نمیتواند خدشه دار سازد. بنابراین، بر دولتمردان هردو كشور است كه در تحکیم هرچه بیشتر این روابط با حس همگرایی و همیاری اقدامات فوری و جدی انجام دهند.
جهان به خصوص غرب باید بداند كه اگر امروز امام خمینی نیست، اندیشه ها و خط فكری او زنده است از اینرو، به امریكا و كشورهای همپیمانش هشدار می دهیم که دست از كشورگشایی و قتل عام انسان های بی گناه بردارد و بیشتر از این احساسات ملتها را به بازی نگیرد
بدون شک امام راحل در ابعاد مختلف زندگی الگوی بی نظیر كمال و وارستگی بود. چنانکه در اوج ریاست و قدرت، هیچگاه از حالات اجتماعی و سیاسی نه تنها مردم ایران بلکه سایر ملت ها غافل نماند. همچون فقیری تهیدست زندگی میكرد. خوراك، پوشاك و مسكن او مانند سایر مردمش بود و بر ساده زیستی و زهد اصرار میورزید.
همواره در اندیشه مستضعفان و محرومان بود و از مشكلاتی كه برای مظلومین و محرومان، در سراسر جهان توسط مستكبران و ستمكاران تحمیل می شد، احساس همدردی مینمود. طوری که تصمیم گیری های به موقع، سخنرانی های موثر و شورآفرین و اعلامیه های حساب شده وی همگی نشانهای از تشخیص دقیق شرایط سیاسی- اجتماعی و آشنایی با روحیه و نیازمندی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع اسلامی بود
بنابراین بجاست که یاد و خاطره ایشان گرامی داشته شود، اندیشه ها و افكار، رویكردها و راهكارهای انقلابی او به کنکاش گرفته آید، زیرا شناخت ابعاد شخصیت این بزرگ مرد و آشنایی با افكار و اندیشه های او، آن هم با شیوهی علمی، یكی از مهمترین نیازمندی های عصر حاضر است.
همچنان از تمام كشورهای اسلامی می خواهیم كه برای تنیدن رشته وحدت و برگشت به قوت و توانانی گذشته خویش و رهایی از چنگال استعمار غرب، توصیه ها، افكار و اندیشه های والای امام خمینی را سرلوحه کار خویش قرار دهند، تا از این بیشتر در حلقوم استعمار و استکبار جهانی شرق و غرب سر فرود نیاورند تا به سعادت سرافرازی دست پیدا کنند.
اراده پولادین امام خمینی(ره) ایشان را در همه کار استوار ساخته بود
مولوي "سيد احمد عبدالهي اسكندر" خطیب جمعه اهل سنت اسدیه خراسان جنوبی، در گفتوگو با خبرنگار تقریب اظهار داشت: امام (ره) بر این نظر بودند که امت اسلام باید متحد و منسجم بماند و فضای وحدت و تقریب بر مسلمین حاکم باشد که دشمنان نتوانند از مسائل اختلافی سوء استفاده کنند. ملت های مسلمانان از حضرت امام(ره) به نیکی و خوبی یاد می کنند؛ زیرا ایشان الگو و مقتدای آنان در این راه بودند و به دلیل اینکه از سوی حکومت های آنان همراهی صورت نمی گرفت باعث امیدواری برای ملت ها بود که شخصیتی در عالم به پا خاسته است لذا از او پیروی کردند.
مولوی عبدالهی بیان کرد: مقام معظم رهبری در حقیقت شاگرد و تربیت شده مکتب حضرت امام (ره) بودند که با پایه گذاری مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، کار بزرگی در جهان اسلام انجام دادند. این مجمع با تشکیل کنفرانس ها و اجلاسیه ها بزرگان جهان اسلام را گردهم می آورد و با مواضع جدی از مقدسات مذاهب حمایت کرده و احترام به مقدسات را حفظ کرده و مورد استقبال قرارگرفت که باعث دلگرمی مذاهب اسلام شد.
این عالم اهل سنت تاکید کرد: در راس امور حکومت جمهوری اسلامی شخصیتی قرار دارد که خود طلایه دار مسئله وحدت و تقریب در جهان اسلام است و باعث شده است کسانی که دلسوزانه قلبشان برای امت اسلامی می تپد از این مسئله استقبال کرده و از مواضع مقام معظم رهبری امیدوارانه حمایت کنند و نیاز است تلاش های مضاعفی در این امر مهم صورت گیرد.
در نشست مجازی لندن مطرح شد: امام خمینی(ره) بزرگترین و تاثیرگذارترین رهبر قرن بیستم بود
در این نشست که همزمان از شبکههای مجازی مرکز اسلامی انگلیس در یوتیوب، فیس بوک، دو شبکه تلویزیونی اهل بیت تی وی، هدایت تی وی و شبکه های فارسی و عربی یونیوز زنده پخش شد، ۱۱ اندیشمند مسلمان و مسیحی از کشورهای استرالیا، کانادا، ایران و انگلیس به بیان تاثیرات اندیشه های امام خمینی (ره) در جهان پرداختند.
حجت الاسلام و المسلمین «سید هاشم موسوی» رئیس مرکز اسلامی انگلیس در سخنانی با تسلیت به مناسبت سی و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) به تبیین موضوع نشست تحت عنوان «میراث گرانقدر امام راحل (ره)» پرداخت و یادآور شد که این میراث معنوی در حال حاضر بیش از هر زمان در حال شکوفایی در سراسر جهان است و تا اندیشه های حضرت امام در بین ما زنده است، ایشان نیز زنده است.
رئیس مرکز اسلامی انگلیس با بیان اینکه تا پیش از انقلاب اسلامی همیشه عنوان می شد که اسلام توانایی و ظرفیت اداره جامعه را ندارد، تصریح کرد امام خمینی (ره) چگونه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با پایه گذاری نظام جمهوری اسلامی ایران، خلاف این ادعاها را به اثبات رساند و توانایی اسلام برای اداره جامعه و حکومت را آشکار کرد.
حجت الاسلام والمسلمین موسوی با بیان اینکه این نظریه از قبل به صورت نظری در میان علمای شیعه وجود داشت، اظهار داشت که امام خمینی (ره) توانست به این دیدگاه نظری جامه عمل بپوشاند.
نماینده ولی فقیه در انگلیس همچنین با اشاره به بیانات رهبر انقلاب عنوان کرد: آنچه امام خمینی (ره) انجام داد مانند ایجاد موجهای بزرگی در یک اقیانوس بود.
رئیس مرکز اسلامی انگلیس در پایان سخنان خود با یادآوری مسئولیت حفظ و نگهداری از میراث امام خمینی (ره)، بر مطالعه، حفظ و نشر آثار ایشان تاکید کرد و گفت: امروزه اندیشههای امام بیش از هر زمان دیگری در جهان در حال گسترش و شکوفایی است.
«رادنی شکسپیر» تحلیلگر مسائل سیاسی و از دیگر سخنرانان که بهصورت مجازی در این نشست شرکت کرده بود، امام خمینی (ره) را رهبری بزرگتر از مهاتما گاندی، نلسون ماندلا و مارین لوتر کینگ معرفی کرد.
.jpg)
وی گفت: امام خمینی (ره) مرد بزرگی بود، هست و خواهد بود. وی که بیشتر از زاویه اقتصاد به میراث امام خمینی توجه داشت از نظریات ایشان برای جایگزین کردن نظام اقتصادی فعلی با نظامی که اسلام و مسلمانان را از فقر رها کند، استقبال کرد.
همچنین شیخ «نورالاقطاب صدیقی» از علمای اهل تسنن و قائم مقام رئیس کالج اسلامی حجاز در سخنانی اظهار داشت که فایده نظرات و آرمانهای امام خمینی (ره) نه فقط به شیعیان بلکه به مسلمانان اهل سنت از جمله خود من هم رسیده است.
وی افزود: امام خمینی (ره) با صدای بلند، برتری اسلام را به گوش همه رساند و نشان داد که پیام اسلام در تمام جهان با جدیّت شنیده میشود.
عضو ارشد کالج اسلامی حجاز بزرگترین میراث امام خمینی (ره) را حکومتی دانست که امروز در نهایت استقلال در برابر زورگویی و در دفاع از ضعفا صدای خود را با اعتماد به نفس بلند می کند.
وی خاطرنشان کرد امام خمینی (ره) بدون داشتن تعهد و اشتیاق نمی توانست موفق شود. هرکس در راه خدا قدم بردارد خداوند محبت او را در قلوب انسانها قرار می دهد.
این عالم سنی در این باره از عشق مردم ایران به امام خمینی (ره) و حضور میلیونی در تشییع جنازه ایشان یاد کرد.
وی همچنین سادگی زندگی بنیانگذار انقلاب اسلامی و سادگی محل سکونت ایشان در جماران را یکی از شگفتی های این شخصیت بزرگ برشمرد.
.jpg)
«سیده ام فروه» پژوهشگر و فعال مدنی نیز در سخنان خود امام خمینی را بزرگترین و تاثیرگذارترین رهبر قرن بیستم برشمرد و ایشان را دارای ویژگی های اخلاقی و معنوی ای دانست که از سایر رهبران جهان متمایز می کند.
وی حضرت امام را بهترین نمونه از یک رهبر استثنایی معرفی و ایشان را به اقیانوسی از علم تشبیه و تصریح کرد؛ امام خمینی (ره) تنها کسی بود که راه رسیدن به وحدت امت اسلامی را در عمل نشان داد.
«سعید شهابی» از فعالان بحرینی به عنوان سخنران دیگر این نشست هم گفت؛ نمی توان این واقعیت را کتمان کرد که دنیا پس از امام خمینی (ره) به طور کلی دگرگون شد. به گفته وی امام خمینی واقعاً مسیر تاریخ را عوض کرد.
شهابی از امام به عنوان فردی ممتاز و دارای ویژگی های منحصر به فرد یاد کرد و افزود امام خمینی (ره) به غیب و قدرت نامتناهی خدا ایمان راسخ داشت.
وی حضور ایشان را بسیار قوی و نگاه او را فوق العاده نافذ توصیف کرد و گفت هنگامی که برای نخستین مرتبه امام (ره) را در پاریس ملاقات کرده توقع دیدن چنین انسانی را نداشته است. وی اظهار داشت امام شبیه هیچ کسی که ما تا آن زمان دیده بودیم نبود.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید سعید رضا عاملی، استاد ارتباطات دانشگاه تهران و دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی هم در سخنانی، امام خمینی (ره) را مرد قرن نامید و گفت: ایشان در حالی که تمام جهان تحت سیطره نظام های سکولار بود ظهور کرد.
.jpg)
وی رمز موفقیت امام را شخصیت جامع او معرفی کرده و آن را جامعیتی دانست که به منبع اصلی جامعیت و کمال یعنی خدا و به مفاهیم اسلامی متصل بود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی امام خمینی (ره) را همزمان فیلسوف، مرجع، فقیه، رهبر سیاسی و عارف توصیف کرد که شخصیت عرفانی ایشان بیش از هر جنبه دیگری جامعه را تحت تاثیر قرار داده است. به گفته وی امام خمینی (ره) نه تنها ایران بلکه تمام جهان را تحت تاثیر قرار داد.
حجتالإسلام و المسلمین عاملی جدایی دین از همه عرصه های زندگی در آن دوره را یک وضعیت عادی توصیف کرد و افزود؛ امام خمینی (ره) با برهم زدن این وضعیت، افتخار و اعتماد به نفس را به همه مسلمانان بازگرداند.
وی گفت: جامعه فلسطین که در آن زمان تنها بود به برکت امام خمینی (ره) نیروی تازه ای یافت و میزان حمایت جهانی از آن افزایش پیدا کرد.
وی در ادامه به نا آرامیهای چند روز گذشته در آمریکا در پی کشته شدن شهروند ساهپوست به دست پلیس سفید پوست این کشور اشاره کرد و اظهار داشت که جنبش سیاهان در آمریکا دیگر فقط جنبش سیاهان نبوده و بلکه جنبشی علیه بی عدالتی و سلطه یک درصدی ها بر ۹۹ درصد انسانها است.
وی در پایان خاطرنشان کرد که در آینده خواهیم دید که فرهنگ مقاومت تمام جهان را در خواهد نوردید.
کار پلیس آمریکا تنها اعمال "برتری سفیدپوستان" است
پل باتلر، استاد حقوق در دانشگاه جورج تاون و از دادستانهای فدرال سابق آمریکا که خودش سیاهپوست است، در مطلبی برای گاردین مینویسد:
«برای افسران پلیس این حرفها مهم نبود. آنها به دستان او دستبند زده و او را با خود برده و بعد برای دستگیر کردن تیم همراهش برگشتند. خیمنز در حالی که با آنها میرفت ماجرای بازداشتش را شرح میداد. صدا و چشمانش ثابت بودند. خیمنز ماسک به صورت داشت بنابراین چشمهای او تنها سرنخ را از آنچه که او احساس میکرد به دست میدادند. چشمهایش مبهوت و وحشت زده بودند. من این احساس را دریافت کردم. وقتی شخصی سیاهپوست یا با پوست قهوهای به بازداشتگاه پلیس منتقل میشود هرگز نمیداند چه اتفاقی قرار است برایش بیفتد. شما فقط میدانید وقتی که از بازداشتگاه پلیس بیرون بیایید که تازه برای آن هم باید خوش شانس باشید، شخصیت شما قطعا له خواهد شد. نکته اصلی این است.
مساله جالب این نبود که خیمنز و همکارانش کمی بعد از آن بدون آنکه اتهامی دریافت کنند از بازداشت آزاد شدند (یا حتی به آنها گفته شد که چرا به بازداشتگاه منتقل شدهاند)، جف زاکر، رئیس سی ان ان با تیم والتز، فرماندار مینهسوتا صحبت کرد و در ادامه این تیم خبری سریعا آزاد شدند. فرماندار عذرخواهی کرد اما نیروهای پلیس عذرخواهی نکردند. پلیسها به ندرت عذرخواهی میکنند به ویژه از بابت مردان سیاهپوست.
جالب این بود که جاش کمپبل، یک خبرنگار سفیدپوست سی ان ان که در همان منطقه محل حضور خیمنز بود اصلا دستگیر نشد! کمپبل گفت، تجربه او بر خلاف تجربه خیمنز بوده است. پلیسها از او مودبانه صرفا خواستند جابجا شود. او گفت: چند باری من فاصلهام را کمتر از چیزی که آنها میخواستند کردم و آنها مودبانه خواستند که سر جای قبلم برگردم. آنها برای دستگیر کردن من دستبندهایشان را بیرون نیاوردند.
این دیگر یک کلیشه است که در آمریکا دو نظام عدالت کاملا مجزا و نابرابر وجود دارد. ترجیح میدهم از لفظی که کمپبل مطرح کرد استفاده کنم. آمریکا دو نظام عدالت "متضاد" دارد-یکی برای سفیدپوستها و دیگری برای اقلیتهای نژادی به ویژه سیاهپوستان، لاتینتبارها و بومیان قاره آمریکا.
مردم سوال میکنند که چرا پلیس با این انسان دیگر به این شکل رفتار میکند و پاسخ آنها این است که چون میتوانند! برای آنها به ندرت تبعاتی وجود دارد. افسران پلیس آمریکا هر ساله حدود 1000 نفر را میکشند (در مقام مقایسه در انگلیس این افسران در طی 10 سال مجموعا جان 23 نفر را گرفتهاند) و به ندرت هم تبعاتی متوجه آنها میشود. از سال 2005 تاکنون که طی آن بالغ بر 15000 تن به دست افسران پلیس آمریکا کشته شدهاند، کمتر از 150 نفر از این نیروها متهم به قتل شدهاند.
این درست است که افسران دخیل در پرونده جورج فلوید از کارشان اخراج شده و حالا و یا بعدا با پیگرد قضایی مواجه میشوند اما علت این امر تنها انتشار مدرک ویدیویی حادثه و اعتراضات سطح بالای رخ داده است. واقعیت مطابق آمار این است که حتی به احتمال زیاد این افسران مذکور هم از هر گونه محکومیت فرار خواهند کرد. از مجموع 150 افسری که به قتل متهم شدند اکثرشان بیگناه شناخته شده و یا اتهامات مطرح شده علیه آنها کنار گذاشته شد.
در حال حاضر ما که به عدالت معتقد هستیم قرار است خودمان را با بازداشت یک پلیس آن هم چهار روز بعد از مشخص شدن حقیقت و در ضمن وجود چندین ویدیو از قرار گرفتن زانوی این افسر به روی گردن قربانی در حین التماس او برای نفس کشیدن، راضی کنیم.
من به عنوان یک سیاهپوست و یک دادستان سابق نمیدانم که چرا این دستگیری با انقدر دشواری انجام شد. ماموران پلیس آمریکا هر سال حدود 12 میلیون نفر را بازداشت میکنند اما معمولا خودشان را بازداشت نمیکنند. بقیه جامعه ما به عنوان کسانی که رنگ پوستمان سیاه و قهوهای است، معمولا درست در همان روزی که پلیسها فکر کنند ما گناهکاریم، دستگیر شده و اتهام دریافت میکنیم. توصیه والدین ما در مورد چگونگی برخورد با ماموران مسلح دولت هدفش پیشگیری از بازداشت ما نیست، بلکه هدفش حفظ جان ما است. این توصیه برای عمر خیمنز موثر واقع شد.
با این حال این توصیه برای جورج فلوید موثر نبود. جورج فلوید زمانی که روی زمین افتاده و دارد جان میدهد برای حفظ جانش التماس میکند. او خیلی محترمانه دارد از کسانی که دارند جانش را میگیرند تقاضای رحم و بخشش دارد. او از الفاظ "خواهش میکنم"، "آقای افسر" استفاده کرده و با مادر از دنیا رفتهاش حرف میزند.
اما پلیس باز هم زانو، پا و دستش را از روی بدن جورج فلوید بر نمیدارد. آنها حتی وقتی جسدی بی جان و ساکت از او به جای مانده هم او را ول نمیکنند.
در نهایت مشکل مربوط به پلیس نیست، بلکه مشکل مربوط به برتری قائل شدن برای نژاد سفیدپوست است. نمیتوان انکار کرد که این کشور بر مبنای برتری طلبی سفیدپوستان ساخته شده است. سوال بزرگ پابرجا در جستجو برای عدالت نژادی این بوده که برتری قایل بودن برای سفیدپوستان چقدر در هویت کشور آمریکا محوریت داشته است. این چیزی است که باراک اوباما و "تا نهیسی کواتس"، نویسنده آمریکایی درباره اش بحث کردهاند. آیا اگر که ما به عدالت برابر نزدیک شویم همچنان ایالات متحده آمریکا هستیم؟ ما برای رقم زدن این امر باید قانون اساسی آمریکا را که اجازه به وقوع بخش زیادی از خشونتهای پلیس علیه جامعه رنگین پوستان میدهد و سیاستی که از نگرانی سفیدپوستان از مردان سیاهپوست و با پوست قهوهای بهره برداری میکند، تغییر دهیم.
زندگی برای رنگین پوستان در کشوری که عدالت برای آنها در گروی تغییر شکل دولت و قانون است چه معنی دارد؟ معنای آن این است که ما باید منتظر بروز مواردی همچون عمر خیمنز و جورج فلوید صرف نظر از اینکه ترامپ یا بایدن در انتخابات نوامبر پیروز شوند، باشیم.
نهایتا مشکل واقعی این پلیسهایی که سیب کرم خورده هستند، نیست (هر چند که این چهار نفر تا هسته پوسیدهاند). بلکه مشکل واقعی در حرفی است که یک عابر خطاب به این افسران حین فشارهای آنها و رقم زدن مرگ فلوید گفت. او گفت: "او هم آدم است برادر!"اما از نظر این افسران فلوید آدم نبود! اعمال انسانیتزدایی از رنگین پوستان به جای اعمال قانون در آمریکا همان چیزی است که شما به آن کار پلیس میگویید.»
اعتراضات ضدنژادپرستی، آمریکا را به میدان جنگ تبدیل کرده است
در پی مرگ فجیع یک سیاهپوست آمریکایی بر اثر خشونت افسر سفیدپوست در شهر «مینیاپولیس» ایالت مینهسوتا، شهرهای مختلف آمریکا به صحنه اعتراضات سراسری به این عادت رفتاری پلیس آمریکا علیه اقلیت رنگینپوست این کشور تبدیل شده است.



دوشنبه گذشته بود که یک این افسر پلیس سعی کرد با رفتاری خشن، «جورج فلوید» را که غیرمسلح بود، بازداشت کند. تصاویر منتشر شده از این حادثه نشان میداد که افسر پلیس آمریکایی، زانوی خود را روی گردن فلوید قرار داده و مانع نفس کشیدن او شده بود. این رفتار خشونتآمیز در نهایت به مرگ این سیاهپوست منجر شد.

پس از آن، مردم مینیاپولیس در اعتراض به خشونت پلیس علیه رنگینپوستان به تظاهرات و اعتراضات پرداختند و ناآرامیها همچنان ادامه دارد و به ایالتهای دیگر گسترش یافته است.

مینیاپولیس شب گذشته چهارمین شب متوالی اعتراضات به اقدام خشن پلیس را پشت سر گذاشت. به دنبال به خشونت کشیده شدن اعتراضات این شهر، «تیم والز»، فرماندار مینهسوتا روز پنجشنبه گارد ملی این ایالت را فعال و همچنین منع رفتوآمد برقرار کرد. تاکنون یک نفر نیز در اعتراضات این شهر به ضرب گلوله کشته شده است.



«دونالد ترامپ» روز جمعه تهدید کرده بود چنانچه تظاهرات معترضان به خشونت پلیس آمریکا علیه رنگینپوستان ادامه یابد، نیروهای امنیتی به سمت آنها شلیک خواهند کرد.

رئیسجمهور آمریکا در توئیت دیگری ضمن توهین کردن به معترضان آمریکایی و نمکپاشیدن به روی زخم کسانی که علیه خشونت پلیس با رنگینپوستان این کشور تظاهرات کردند، نوشت: «این اراذل و اوباش، به یاد و خاطره جورج فلوید بیاحترامی میکنند و من اجازه نمیدهم این اتفاق رخ دهد».
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش کرد به موازات گسترش اعتراضات علیه قتل نژادپرستانه شهروند سیاه پوست ۴۶ ساله آمریکایی به دهها شهر در مناطق مختلف آمریکا، پنتاگون در تدارک برای اعزام نیروهای «پلیس نظامی» به شهر مینیاپولیس در ایالت مینهسوتا، کانون اصلی اعتراضات است.
بنابر این گزارش، وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) در اقدامی نادر به ارتش دستور داده که چندین واحد از نیروهای پلیس نظامی خود را به منظور استقرار در شهر مینیاپولیس در وضعیت آماده باش قرار دهد.
آسوشیتدپرس به نقل از سه منبع مطلع که نخواستند نامشان فاش شود، این خبر را منتشر کرده است. طبق این گزارش، به نظامیان پایگاههای «فورت کارسون» در ایالت کلرادو و «فورت رایلی» در ایالت کانزاس برای استقرار در مینیاپولیس، آماده باش ۲۴ ساعته داده شده است.
مردم معترض به قتل نژادپرستانه جورج فلوید، کاخ سفید، محل استقرار رئیسجمهور آمریکا در واشنگتن، پایتخت این کشور را هم به حالت تعطیل موقت درآوردند. خبرنگارانی که در داخل ساختمان کاخ سفید حضور داشتند گفتند به دلیل حضور معترضان در محوطه اطراف کاخ سفید به آنها دستور داده شده در داخل ساختمان باقی بمانند. «پیتر الکساندر»، خبرنگار انبیسینیوز در کاخ سفید یکی از خبرنگارانی بود که در پیامی در توئیتر این موضوع را گزارش داد. او مدتی بعد مجدداً نوشت که کاخ سفید از تعطیلی درآمده است.

روز پنجشنبه معترضان در شهر سینت پال، مرکز ایالت مینهسوتا نیز با پرتاب سنگ، بطری آب و نوشیدنی و آجر به سمت پلیس که تلاش میکرد معترضان را متفرق کند، خشم خود را نسبت به قتل فجیع فلوید ابراز کردند.
شهر آتلانتا در ایالت جورجیا هم شب ناآرامی را پشت سر گذاشت و فرماندار این ایالت مبجور شد در شهرستان «فولتن» وضعیت اضطراری اعلام کند و از فعال کردن گارد ملی خبر دهد. «برایان کمپ» در بیانیهای که صبح امروز در توییتر منتشر کرد، نوشت: به درخواست شهردار «کیشا باتمز» و بعد از مشورت با مقامات ایمنی عمومی و آمادگی اضطراری، وضعیت اضطراری را برای شهرستان فولتن اعلام کردم تا ۵۰۰ نیروی گارد جورجیا از مردم و اموالشان در آتلانتا محافظت کنند.


همچنین در ساعات آغازین روز جمعه معترضان به نزدیک مقر شبکه سیانان در آتلانتا حرکت کردند و در مقابل ساختمان این شبکه با پلیس درگیر شدند. معترضان شیشههای ورودی ساختمان شبکه سیانان را خرد کردند و چند خودرو را به آتش کشیدند.

در نیویورک هم صدها معترض بیرون «مرکز بارکلیز» در منطقه بروکلین تجمع کردند که در پی به خشونت کشیده شدن اعتراضات آنها به دلیل دخالت پلیس، تعدادی از معترضان بازداشت شدند و زدوخورد میان دو طرف پیش آمد. در بخشهای دیگر شهر نیویورک هم به دنبال پرتاب بطریهای آب و یخ به سمت نیروهای پلیس، تعدادی از معترضان بازداشت شدند.
به گزارش «انبیسی نیوز»، معترضان در شهر سن خوزه در ایالت کالیفرنیا به سمت مرکز شهر راهپیمایی کردند و بزرگراه ۱۰۱ را مسدود کردند.
در دنور، مرکز و پرجمعیتترین شهر ایالت کلرادو هم تنشهایی در پی تجمع اعتراضی صدها نفر ایجاد شد. با راهپیمایی معترضان به سمت مرکز شهر، پلیس برای متفرق کردن کسانی که یکی از مسیرهای بین ایالتی را مسدود کرده بودند، از گاز اشکآور استفاده کرد.
پلیس دنور تیراندازی نزدیک ساختمان کنگره ایالتی را تایید کرد اما اعلام کرد کسی بر اثر آن زخمی نشده است. در حالی که گفته میشود یک نفر در پی اعتراضات، به بیمارستان منتقل شده است.
در شهر کلمبوس، مرکز ایالت اوهایو و بزرگترین شهر آن هم ابتدا اعتراضات مسالمتآمیز بود، اما با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد. جمعیتی چند صد نفری ساعتها تقاطع خیابانهای مهم این شهر را مسدود کردند.
شهر فینیکس در مرکز ایالت آریزونا هم صحنه اعتراضات به نژادپرستی پلیس آمریکا بود، معترضان از پنجشنبه شب تا جمعه صبح به اعتراض پرداختند و پلاکاردهایی را که روی آنها نوشته شده بود «سکوت، خشونت است» و «سیاه بودن نباید برابر با مجازات اعدام باشد» را حمل کردند.
دیترویت، بزرگترین شهر ایالت میشیگان، دالاس و هیوستون در ایالت تگزاس، پورتلند، بزرگترین شهر ایالت اورگان، اوکلند در ایالت کالیفرنیا هم شهرهای دیگری بودند که ساعات ناآرامی را پشت سر گذاشتهاند.
پلیس دیترویت اعلام کرد در پی تیراندازی «یک مظنون ناشناس از خودرو»، یک نفر از معترضان در این شهر جان باخت.
رسانههای آمریکایی گزارش میدهند علیرغم اینکه بطن اصلی اعتراضات اخیر علیه خشونتهای پلیس آمریکا علیه رنگینپوستان است اما نیروهای امنیتی و پلیس این کشور در مواجه با این تظاهراتها، باز هم به تدابیر و اقدامات خشن متوسل شدهاند.
به گزارش روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست»، نتایج تحقیق مؤسسه «نقشه خشونتهای پلیس» نشان میدهد سال گذشته پلیس آمریکا هزار و ۹۹ نفر را در این کشور به قتل رساند. سیاهپوستان آمریکا ۲۴ درصد افراد کشته شده را تشکیل میدهند که تقریباً دو برابر نسبت تعداد آنها به جمعیت آمریکاست.
«جیکب فری» شهردار مینیاپولیس بیپرده گفت «سیاه پوست بودن در آمریکا نباید دلیل صدور حکم اعدام باشد. به مدت پنج دقیقه دیدیم که افسر سفیدپوست زانوی خود را به گردن یک سیاهپوست فشار میداد.» وی افزود این افسر پایهایترین اصول انسانی را زیر پا گذاشت و این مرد نباید کشته میشد. در بیانیه پلیس اشاره شده که این مرد پریشانحال بوده اما گفته نشده که این حالت وقتی بر او غلبه کرد که وزن افسر پلیس روی گردنش سنگینی میکرد.
واشنگتن پست بیانیه پلیس این شهر با عنوان «مرگ یک مرد بر اثر حادثه پزشکی حین تعامل با پلیس» را خندهدار توصیف کرده است.
به نوشته این روزنامه، شش سال پیش «اریک گارنر»، جوان سیاهپوست آمریکایی بر اثر فشردگی گردن و قفسه سینه در حالی که میگفت «نمیتوانم نفس بکشم» در «استَتِن آیلند» به دست پلیس آمریکا به قتل رسید. در سالهای گذشته، «مایکل براون»، «والتر اسکات»، «تامیر رایس» و چندین سیاهپوست دیگر بر اثر خشونت پلیس آمریکا جان باختهاند.
به نوشته این روزنامه، حتی اگر این مرد به ادعای پلیس آمریکا در حالت طبیعی نبوده و در مقابل بازداشت مقاومت میکرده که به زودی مشخص خواهد شد زیرا افسران در محل حادثه دوربینهایی که به آنها وصل است را روشن کرده بودند، هیچ یک از این ادعاها اتفاقی که بعداً رخ داده را توجیه نمیکند. هیچ نوع پروتکل پلیسی توصیه نمیکند که روی گردن یک فرد آنقدر زانو بزنید تا جان بدهد. این پروتکل قتل است و نه اجرای قانون.
عفو بینالملل: رفتارهای خشن پلیس آمریکا تهدیدی برای جان شهروندان هستند
«ریچل وارد» مدیر تحقیقات بخش آمریکای سازمان عفو بینالملل روز یکشنبه در بیانیهای، رفتارهای خشونتبار پلیس آمریکا را محکوم کرد.
ریچل وارد در پایگاه اینترنتی این سازمان نوشت: «پلیس آمریکا در سرتاسر این کشور در اجرای تعهدات خود تحت قوانین بینالملل درخصوص تسهیل و احترام به حق برگزاری تظاهرات مسالمتآمیز کوتاهی کرده، موجب ایجاد تنش در اوضاع شده و جان معترضان را به خطر انداخته است. در شهری پس از شهر دیگر، شاهد اقداماتی هستیم که غیرضروری و شدید هستند. ما خواستار خاتمه یافتن فوری این شکل از اعمال زور و اعمال قانون هستیم تا از حراست از حق قانونی اعتراض اطمینان حاصل شود».
این بیانیه میافزاید: «استفاده از تجهیزات سنگین ضد شورش و سلاحهای نظامی از سوی پلیس میتواند موجب ارعاب در اعتراضات مسالمتآمیز گردد. این تاکتیکها میتوانند به تشدید خشونت منجر شوند. تجهیز کردن مأموران بهصورتی که مناسب میدان جنگ است میتواند این امر را در میان معترضان متبادر کند که وقوع درگیری اجتناب ناپذیر است. پلیس باید پیش از بدتر شدن اوضاع، دست به تنشزدایی بزند».
وارد مینویسد: «هرگونه اعمال زور خشن و غیرضروری علیه معترضان باید مورد تحقیق قرار گرفته و باید با مأمورانی که دست به قانونشکنی زدهاند برخورد شود. همچنین از دولت فدرال و شهرها و ایالتهای آمریکا میخواهیم به دلایل ریشهای این اعتراضات بپردازند و اقداماتی فوری جهت توقف قتل غیرقانونی شهروندان سیاه پوست و دیگر مردم این کشور توسط نیروهای پلیس را انجام دهند».
وی میافزاید، چنین مأمورانی باید محاکمه شده و در تمام ایالتها باید قوانینی در این خصوص تصویب کنند. چنین قتلهایی ناشی از نژادپرستی و سفید برتر انگاری هستند. دولت فدرال باید کمیسیونی ملی برای رسیدگی به ابعاد مختلف این بحران تشکیل دهد. «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا باید از سیاستها و لفاظیهای خشن و تبعیضآمیز خود دست بکشد. دولت آمریکا در تمامی سطوح خود باید اطمینان یابد مردم از حق اعتراض که در قوانین بینالملل قید شده است برخوردار خواهند بود.
«جو بایدن» نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ آمریکا نیز روز یکشنبه در واکنش به رفتارهای خشونتآمیز پلیس این کشور گفت: «این چند روز گذشته نشان داد ما ملتی هستیم که از بیعدالتی خشمگین هستیم. هر انسان با وجدانی میتواند صدمات آشکاری که علیه مردم رنگینپوست اعمال میشوند، از توهینهای روزمره تا خشونتهای شدید، را درک کند».
روز دوشنبه هفته گذشته یک افسر پلیس «جورج فلوید» شهروند سیاهپوست ۴۶ ساله را که غیرمسلح بود با رفتاری خشن روی زمین خواباند. شاهدان عینی گفتهاند این افسر زانویش را روی گردن فلوید قرار داده و مانع نفس کشیدن او شده بود. این رفتار خشونتآمیز در نهایت به مرگ فلوید منجر شد.
شنبه شب آمریکا پنجمین شب متوالی اعتراضات به اقدام خشن پلیس را پشت سر گذاشت. به دنبال به خشونت کشیده شدن اعتراضات، در شهرهای مختلف، گارد ملی برخی ایالتها فعال و همچنین قوانین منع رفتوآمد برقرار شده است. تاکنون سه نفر نیز در این اعتراضات به ضرب گلوله کشته شدهاند.
حتی خبرنگاران نیز از رفتار خشونتبار پلیس آمریکا در امان نمانده و شماری هدف گلولههای پلاستیکی قرار گرفته یا دستگیر شدهاند. طبق گزارش نیویورک تایمز، کمیته گزارشگران آزادی مطبوعات تاکنون ۱۰ گزارش حمله و تهدید علیه خبرنگاران را در اعترضات روزهای اخیر آمریکا دریافت کرده است.
علل و چگونگی تخریب بارگاه ائمه بقیع(ع)
مقدمه
وهابیت که با کنار گذاشتن تمام مذاهب و کشیدن شمشیر تکفیر به روی مسلمانان و ملحق کردن جامعه اسلامی به جمع کفار، تمام تلاش دینی خود را در مبارزه با موضوعاتی مانند زیارت، توسل و شفاعت خلاصه کرد و با پیوند اخوت و دوستی با آل سعود که خود را صاحبان قدرت و ثروت در تمامی ممالک اسلامی می دانند، به مسلمانان نسبت شرک و کفر داد.
بدین طریق این گروه خشن، متعصب و بی منطق، خون پیروان اهل بیت(ع) را مباح دانستند و تخریب قبور مطهر پیشوایان آنان را بر خود واجب کردند و موج غربت و ظلمت را در بقیع به وجود آوردند. امروز در اثر جهل و نادانی این قوم، از آن حرمی که روزی با گنبد و بارگاه کهن و سر به فلک کشیده اش و با ضریح زیبا و ظریفش در میان سایر بقاع مانند ماه شب چهارده در میان ستارگان می درخشید و بر همه مقابر موجود در مدینه نور و روشنایی می بخشید و از آن گنبد و بارگاه که محل نزول رحمت الهی و برکات آسمانی و محل دعا و نیایش پیامبر(ص) بود اثری باقی نمانده است.
آری سنگ و قبر این مزار گویای مظلومیت اهل بیت(ع) و شیعه و یاد آور غم و اندوه بی پایان عاشقان خاندان عصمت و طهارت است. بقیع محل نزول وحی الهی بود که به بیابانی خشک مبدل شد و خانه ها و بناهایی که پی ریزی آنها برای نماز و تقوا بود و اساس آنها برای نیل به حسنات ایجاد شده بود به دست وهابیت ویران گردید.
آنها کسانی هستند که بدعت گزاری در دین را از بنیانگزار بدعت در دین یعنی معاویه به ارث برده اند. همان کسی که پیامبراعظم(ص) در باره او فرمودند: «لتَتَخِذَنَّ یا مُعاوِیه اَلبِدعَهُ سُنَّهً وَالقُبحُ حَسناً أکلُکَ کثیرٌ و ظُلمُکَ عَظِیمٌ» تو بدعت را به جای سنّت و زشت را به جای زیبا خواهی گرفت. خوردنت زیاد و ظلم تو بزرگ خواهد بود.[1] اینک این فرمایش پیامبر درباره وهابیت و آل سعود مصداق پیدا کرده است. از ویژگی آنان این است که: «الَّذینَ یَصُدُّونَ عَن سَبیلِ اللَّهِ وَ یَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ کافِرُون»[2] هستند.
اینک این پرسش در اذهان تداعی می شود که علت انحراف این فرقۀ فاسد از بدو پیدایش تا کنون چیست؟ بی تردید می توان علت آن را در کلام نورانی حضرت علی(ع) جست و جو کرد که فرمودند: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ - یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ - وَ یَتَوَلَّی عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَی غَیْرِ دِینِ اللَّه»: همانا آغاز پدید آمدن فتنه ها، هوا پرستی و بدعت گذاری در احکام آسمانی است، نوآوری هایی که قرآن با آن مخالف است و گروهی «با دو انحراف یاد شده» بر گروه دیگر سلطه و ولایت یابند که بر خلاف دین خداست.»[3]
هدف مقاله حاضر شناخت اجمالی فرقه گمراه وهابیت و عوامل و انگیزه های تخریب قبور مطهر بقیع توسط وهابیت و حاکمان آل سعود است. گرچه امکان نقد افکار و عقاید آنان در این نوشتار مختصر وجود ندارد و مناسب است به آثار مفصلی که در این باره به نگارش درآمده اند مراجعه شود،[4] لکن تلاش شده اقشار گوناگون جامعه، به ویژه قشر جوان با سرچشمه های اعتقادی و افکار پلید وهابیت آشنا شوند.
ریشه های اعتقادی تخریب بقیع
اعتقادات وهابیت نشأت گرفته از افکار و عقاید خوارج، مذهب حنبلی، کلام اشعری و دیدگاه های ابن تیمیه است و بدین وسیله از تلفیق همه آنها مذهب خود ساخته و پوشالی وهابیت را به وجود آورده اند.
یکی از مهم ترین دیدگاه های وهابیان که همواره مورد مخالفت شیعه بوده، این است که طلب شفاعت از انبیا و اولیای الهی شرک است. آنان معتقدند که طلب شفاعت از پیامبر(ص) عبادت غیرخدا محسوب می شود و مصداق شرک است. همچنین موضوع توسل را در ذیل مبحث شفاعت مطرح و عمل شیعیان را بدعت و شرک تلقی کرده اند. آنان زیارت قبور و ایجاد بنا بر مراقد را مظهر شرک و بت پرستی می دانند و به شدت با آن مبارزه می کنند. تمام اندیشه های وهابیت حول محور توحید و شرک است، لذا استغاثه به غیر خدا و طلب شفاعت از پیامبران و اولیا و توسل به آنان و زیارت قبور را منافی با توحید و هر یک را از مصادیق شرک می دانند.
از جمله عوامل مهم تخریب قبور مطهر، استناد وهابیت به ظواهر آیات و به خصوص روایات است. آنان که زیارت قبور و ایجاد بنا بر مراقد را مظهر شرک و بت پرستی دانسته اند، در راه مبارزه با آن از هیچ کوششی دریغ نکرده اند. به تصور آنان اگر گنبدها تخریب و دیوارهای حرم اهل بیت(ع) برداشته شوند، مردم، به خصوص اهالی حرمین از دایره شرک و کفر بیرون می آیند و در مسیر پرستش خداوند یکتا قرار می گیرند. آنها که به بهانه عمل به دستورات سلف صالح به قدرت رسیده اند، با صراحت برخلاف دستورات آنها عمل کرده و در نهایت فتوا به تخریب اماکن مقدس داده اند. جریان فتوا به تخریب به این صورت بود:
«پس از تسلّط وهابیان بر مدینه منوره در ماه رمضان ۱۳۴۴ ق. شیخ عبداللَّه بُلَیهد، قاضی القضاتشان را از مکه به مدینه اعزام داشتند تا موضوع تخریب مزارات و مقابر موجود در مدینه را با علما و سران این شهر مطرح و موافقت آنها را ولو به ظاهر جلب کند. پس از موفقیت او در این مأموریت در هشتم شوال ۱۳۴۴ق، دستور دادند همه گنبدها و زیارتگاه ها را در مدینه و اطراف آن ویران کنند. از دستورات اکید وهابیت این بود که باید هر گنبدی به دست خادمین آن مرقد مطهر تخریب شود. آنها برای تبلیغ و تشویق هتک حرمت به ائمه مظلوم(ع) بقیع مبلغ هزار ریال مجیدی دستمزد پرداخت می کردند. با عمل آنها، در زیارتگاه ها چیزی جز خاک و سنگ باقی نماند. کار دشمنان اهل بیت(ع) به جایی رسید که از ترس عاقبت اعمال خود ناچار شدند از خراب کردن گنبد و بارگاه حضرت محمد(ص) و کندن ضریح آن بزرگوار خودداری کنند».[5] بی تردید این عملکرد وهابیت ناشی از دشمنی با اهل بیت رسول الله(ص) و دوستی با دشمنان آنان، به خصوص معاویه و خاندان او سرچشمه می گیرد.
پیشینه تاریخی وهابی گری
منشأ ظهور و بروز این جریان انحرافی به زمان احمد بن حنبل رئیس مذهب حنابله در قرن هشتم هجری بر می گردد. احمد بن تیمیه (۶۶۱-۷۲۸ق) این جریان را به طور گسترده تری مطرح کرد و بر اساس عمل به ظواهر قرآن و حدیث زیارت قبور را ممنوع اعلام و بوسیدن و مسح مزارات را حرام و مایه شرک تلقی کرد. عقاید او شبیه و منطبق با افکار خوارج و مخالف با دستورات قرآن بود. ابن تیمیه پس از چند بار زندانی شدن در مصر و شام، سرانجام در سال ۷۲۸ ه. ق. در زندان دمشق از دنیا رفت.[6]
پس از ابن تیمیه شاگرد مشهور و صمیمی او «ابن قیّم جوزی (متوفای ۷۵۱ ق. )» نقش او را به عهده گرفت. کوشش او نیز بی نتیجه ماند تا اینکه بعد از چهار قرن افکار ابن تیمیه و ابن قیم توسط محمد بن عبدالوهاب نجدی (۱۱۱۵-۱۲۰۶) بر سر زبان ها افتاد. او در راه دعوت مردم به وهابیّت با محمد بن سعود پیمان بست که رشته دعوت و امر دینی از آنِ محمد بن عبدالوهاب و زمام حکومت در دست محمد بن سعود باشد. بدین وسیله آنان با تحریف حقایق دست به کتمان واقعیت ها زدند و از اینجا بود که به بهانه حرام بودن توسل، شفاعت خواهی و ایجاد بنا بر روی قبور، جنایات خود را آغاز کردند.[7]
حکومت آل سعود
حکومت وهابیون را می توان به سه دوره تقسیم کرد. در این سه دوره فقط به جنایاتی که منجر به هتک حرمت و تخریب قبور مطهر اهل بیت(ع) شده است، اشاره می شود.
الف. تأسیس دولت آل سعود در درعیه
در این دوره وهابیان از سال ۱۱۶۰ تا سال ۱۲۳۵، به مدت هفتاد و پنج سال حکومت کردند و پنج پادشاه در این دوره به قدرت رسیدند.[8]
عبدالعزیز بن محمد بن سعود و یارانش در سال ۱۲۱۶ به کربلا یورش بردند و بعد از قتل عام مردم، ضریح مطهر امام حسین(ع) را شکستند، به قبر آن حضرت جسارت و بقعه را تخریب کردند.[9] آنها در سال ۱۲۱۷ ق. بعد از تصرف مکه، بسیاری از ضریح ها و قبوری که گنبد و بارگاه داشتند، تخریب کردند و همین عمل را با قبور مدینه به ویژه بقیع انجام دادند و در مدت سه روز تمام آثار اسلامی را از بین بردند.[10] همچنین عبداللَّه بن سعود دیگر پادشاه این دوره در سال ۱۲۱۷ ق. با لشکری به کربلا هجوم برد و هزاران نفر را سر برید. سپس اشیای حرم مطهر را غارت و ضریح امام حسین(ع) را ویران کرد.[11]
ب. دوره عزلت وهابیان
در دوران حکوت عبداله بن سعود بود که امیر مصر، محمدعلی پاشا، فرزندش ابراهیم پاشا را با لشکری به حجاز فرستاد تا لانه فساد وهابیون را درهم شکند. ابراهیم پاشا در سال ۱۲۳۱ق، تهاجم خود را آغاز کرد و بسیاری از سران آل سعود را کشت؛ سپس عبداله بن سعود و خانواده اش را به قاهره تبعید کرد و او را دار زد و بدین وسیله بساط اولین دولت وهابی برچیده شد[12] و تا هشتاد سال نتوانستند همانند گذشته قدرت نمایی کنند.
ج. آغاز دور جدید فرمانروایی آل سعود
این دوره با فعالیت عبدالعزیز بن عبدالرحمان بن فیصل معروف به ابن سعود (پایه گذار کشور عربستان سعودی) و نخستین پادشاه این کشور آغاز شد.[13] او در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ ق. بر اساس فتوای عبدالله بن بُلیهد، بزرگِ علمای نجد دستور تخریب تمام قبور مکه و مدینه، به ویژه بقیع را صادر کرد و بدین وسیله همه قبور مطهر با خاک یکسان شدند.[14] او در جمادی الاولی ۱۳۵۲ق، سرزمین حجاز را به نام کشور پادشاهی عربستان سعودی (المملکه العربیه السعودیه) معرفی کرد.
تاریخچه بقیع
بقیع به معنای زمین وسیعی است که دارای انواع درختان باشد؛ لذا آن را جنه البقیع [باغستان بقیع] نیز گویند.[15] برخی بقیع را از بقعه گرفته اند؛[16] زیرا قبور آن بقعه دارند. بقیع را از آن رو «بقیع الغرقد» نامیده اند که نوعی درخت خاردار در آنجا می روییده و نامش «غرقد» بوده است.[17]
در ابتدا این مکان قبرستان مردم یثرب بود و قبل از اسلام اموات خود را در آن به خاک می سپردند. پس از اسلام، تنها به دفن اموات مسلمانان اختصاص یافت.[18]
مردم مدینه که از قبل اجساد درگذشتگان خود را در نقاط مختلف و در دو گورستان عمومی به نام گورستان «بنی حرام» و «بنی سالم» و گاهی در داخل منازل خود دفن می کردند، با رسمیت یافتن بقیع به مناسبت دفن جسد عثمان بن مظعون و ابراهیم فرزند رسول خدا(ص)، مردم به ویژه صحابه به آنجا توجه کردند.
بدین وسیله صحابه و یاران رسول خدا(ص) به تدریج خارها و ریشه درخت های موجود در بقیع را قطع و اموات خود را آنجا دفن کردند. در آن زمان مردم مدینه اموات خود را داخل خانه دفن می کردند و در میان این خانه ها تنها خانه عقیل بن ابی طالب بود که مورد توجه پیامبر(ص) و افراد سرشناس قرارگرفت. این خانه گرچه از نظر ساختمانی یک خانه مسکونی و منتسب به عقیل بن ابی طالب بود، اما در عین حال به آرامگاه خصوصی و خانوادگی اقوام و فرزندان رسول خدا تبدیل شد.
اولین کسی که در داخل آن دفن شد، فاطمه بنت اسد و پس از آن عباس عموی پیامبر بود. پس از آنها پیکر پاک و مطهر چهارتن از ائمه هدی(ع) در این بیت به خاک سپرده شدند. این خانه در زمان پیامبر(ص) و شاید مدتی بعد از آن در ابتدای بقیع بوده است. پیامبر(ص) در جایی نزدیک به آن می ایستاد و به اهل قبور سلام می داد و دیگران نیز به پیروی از آن حضرت، همان جا می ایستادند و به دفن شدگان بقیع احترام می کردند.
البته هاشمیان به تناسب ارتباطشان با همدیگر و انتسابشان به رسول خدا«ص» در یک نقطه معین و جایگاه مخصوص و در کنار هم دفن شده اند. به طور مثال قبور ائمه چهارگانه با قبر عباس و فاطمه بنت اسد در یک نقطه و در کنار هم و همسران پیامبر(ص) در یک نقطه معین و رقیه و ام کلثوم دختران پیامبر در کنار هم دفن شده اند. در مجموع این بخش به نام «مقابر بنی هاشم» معروف شده است.[19]
ساخت بنا بر قبور
از عصر رسول خدا(ص) هر قبیله ای تلاش می کرد برای حفظ قبور علما و صحابه خود بنا و بقعه ای هر چند کوچک بسازند. این روند ادامه داشت تا اینکه برای حفظ قبر عباس بن عبدالمطلب بنایی روی آن ساختند. از آنجا که قبر عباس در کنار قبر چهار امام و فاطمه بنت اسد بود، بقعه یاد شده یکجا بر روی همه آنها بنا شد.[20]
حرم، گنبد و ضریح های بقیع
گنبد و بارگاه حرم ائمه بقیع که از استحکام بسیار بالایی برخوردار بود و به مدت هشتصد سال آسمان مدینه به نور آن منور بود به دستور مجدالملک ابوالفضل اسعد بن محمد ابن موسی البراوستانی القمی وزیر برکیارق از سلاطین سلجوقی ساخته شده است. تاریخ نگاران زمان اتمام ساختمان و بنای گنبد را در اواخر قرن پنجم به ثبت رسانده اند.[21]
اولین ضریح
تاریخ تقریبی ساخت اولین ضریح همزمان با ایجاد بقعه ائمه بقیع، در نیمه دوّم قرن پنجم هجری بود و به دستور مجدالملک ساخته شد.[22]
ضریح دوم
این ضریح مسلماً پس از قرن دهم ساخته شده، ولی متأسفانه از تاریخ و همچنین از مشخصات سازنده آن هیچ اثری به دست نیامده است.[23]
ضریح سوم
در اصفهان ضریح دیگری از فولاد برای قبور ائمه بقیع به صورتی ظریف و زیبا ساخته شد که در قسمت های بالای آن اسمای حسنا با آب طلا و خط زیبا ترسیم شده بودند. این ضریح پس از جلب موافقت دولت عثمانی به وسیله دولت ایران و انتقال آن به جدّه، روی ضریح قبلی نصب شد.[24]
ویژگی های حرم ائمه بقیع قبل از تخریب
قبر نورانی این چهار امام، در بقعه بزرگی قرار داشت که به طور هشت ضلعی ساخته و داخل گنبد آن سفیدکاری شده بود.[25] این قبّه دو در داشت که یکی از آنها هر روز برای زیارت باز می شد. دور بقیع نیز حصاری بود که دو در داشت. یکی از این دو روبروی بقعه ائمه(ع) و دیگری روبروی در ورودی شهر مدینه[26] قرار داشت.
حرم شریف بقیع مانند سایر حرم ها دارای خادم، کفش دار و زیارتنامه خوان های متعدد و همچنین دارای ضریح، روپوش، چلچراغ، شمعدان و فرش بود؛ اما بر خلاف حرم سایر ائمه، بقیع صحن و سرا نداشت.[27] برای حفظ حرم بقیع با این خصوصیات در طول اعصار مختلف بارها تعمیر صورت گرفت تا اینکه در سال های ۱۲۲۱ و ۱۳۴۴ق، توسط وهابی ها تخریب شد که شرح آن خواهد آمد.
تخریب بقیع در ادوار تاریخ
مروان بن حکم نخستین کسی بود که به برداشتن سنگ قبر اولین مدفون بقیع یعنی «عثمان بن مظعون» اقدام کرد. این سنگ قبر با دست مبارک پیامبر«ص نهاده شده بود.[28] براین اساس می توان او را جزو اولین کسانی به حساب آورد که قصد تخریب بقیع قبر ائمه(ع) را داشته اند.
وهابیان، بار نخست در سال ۱۲۲۱ ه. ق. بخشی از بناهای قبرستان بقیع را ویران کردند، آنان پس از طرد شدن از سرزمین حجاز به وسیله نیروهای عثمانی، تجدید قوا کردند و با تکمیل سلطه خود بر حجاز، در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ ه. ق. تمام این بناها و گنبدها و آثار را ویران کردند و اموال و اشیاء گران قیمت موجود در این اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدینه، بلکه در هر جا گنبد و بارگاه و زیارتگاهی بود، ویران کردند.[29]
چهره بقیع پس از تخریب
علامه محسن امین در مقدمه خود در کشف الارتیاب در این باره می نویسد: «آنها پس از تخریب قبور ائمه و بزرگان مسلمین و هم سطح کردن قبور آنان با زمین، این مکان ها را محل رفت و آمد، ریختن کثافات و سرگین چهار پایان و سگ ها و محل استراحت آنها و انواع اهانت های دیگر قرار دادند.»[30]
همچنین یکی از جهانگردان غربی به نام مستر ریتر[31] که به فاصله کوتاهی از ویرانی این حرم و سایر مقابر و حرم ها، بقیع را دیده، ویرانی آنجا را چنین ترسیم کرده است:
«چون وارد بقیع شدم، آنجا را همانند شهری دیدم که زلزله شدیدی در آن به وقوع پیوسته و آن را به ویرانه ای مبدّل ساخته است؛ زیرا در جای جای بقیع به جز قطعات سنگ و کلوخ به هم ریخته و خاک ها و زباله های روی هم انباشته و تیرهای چوب کهنه و شیشه های درهم شکسته و آجرها و سیمان های تکه تکه شده، چیز دیگری نمی توان دید. فقط در بعضی از رهگذرهای تنگ این قبرستان از میان این زباله ها راه باریکی برای عابرین باز کرده اند.
و اما آنچه در کنار دیوار غربی بقیع دیدم، تلّی بود از تیرهای قدیمی و تخته های کهنه و سنگ ها و قطعات آهن روی هم انباشته که اینها بخشی از زباله ها و بقایای مصالح ساختمان های ویران شده بودند. این ویرانی ها و خرابی ها نه در اثر وقوع زلزله و یا حادثه طبیعی، بلکه با عزم و اراده انسان ها به وجود آمده و همه آن گنبد و بارگاه های زیبا و سفید رنگ که نشانه قبور فرزندان و یاران پیامبر اسلام بود، با خاک یکسان گردیده اند».[32]
واکنش مسلمانان پس از تخریب
خبر هتک حرمت مقابر ائمه و نام آوران تاریخ صدر اسلام موجی از نگرانی و نفرت را در بین مسلمانان جهان به وجود آورد. هنگامی که این خبر در ایران انعکاس یافت، علما دست به تشکیل مجالس مشورتی زدند و در مجلس شورای مّی نیز مذاکراتی صورت گرفت.[33] در روز هشتم شهریور، مطابق با دهم صفرالمظفّر همان سال مدرس در مجلس شورای ملی سخنرانی و دولت نیز روز شانزدهم صفر را تعطیل کرد. مراجع، علما و حوزه های علمیه نیز با ارسال نامه و مخابره تلگراف، خواستار برخورد قاطع با عوامل تخریب قبور اماکن متبرکه شدند.
مسلمانان مناطق دیگر نیز با ارسال تلگراف انزجار خود را از این عمل ننگین اعلام کردند و بر حفظ و حراست این اماکن مقدس تأکید ورزیدند. در ایران کمیسیونی با عنوان «کمیسیون دفاع از حرمین شریفین»، تشکیل شد؛ ولی ترور نا فرجام مدرس در تاریخ ۷/ ۸/ ۱۳۰۵ش، باعث شد که از فعالیت های کمیسیون کاسته شود.
در فروردین سال ۱۳۰۹ ه. ش. حبیب اللَّه هویدا که از بهائیان شناخته شده بود با سمت کاردار و به عنوان یکی از دو نماینده ایران برای بررسی وضعیت بقیع و دیگر اماکن تخریب شده در رأس هیئتی عازم جده شد؛ اما او این حادثه مهم را بسیار کمرنگ تلقی و عملکرد مفسدین را به نوعی تبرئه کرد. همه این عوامل دست به دست هم دادند تا هویدا گزارشات ضد و نقیضی را برای دولت ایران ارسال کند. خیانت هویدا باعث شد تلاش های ایران بی نتیجه بماند.
سفرا و وزرای خارجه بعد از آن نیز با قوّت و ضعف تلاش های گذشتگان را دنبال کردند.[34] تا آنکه بالاخره در سال ۱۳۳۳ ه. ش، بر اثر فشار مراجع دینی و اقدامات سیاسی، به دستور سعود بن عبد العزیز گذرگاه هایی از سیمان ساختند تا آمد و شد زائران را آسان کند. همچنین در زمان فیصل بن عبدالعزیز در بزرگی برای بقیع تهیه و نصب[35] و با تلاش شهردار مدینه، دیواری نیز در اطراف مقبره حمزه ساخته و پنجره های مشبکی در دیوارهای جنوبی آن نصب شد.[36]
وهابیت در عصر حاضر
با رصد اعمال وهابیان در می یابیم که یکی از اهداف اصلی وهابیت اجرای سیاست های صهیونیسم است. دکتر عصام العماد از علمای وهابی پس از شیعه شدن در این مورد می گوید: «در میان کتاب های وهابیان کتابی پیرامون مارکسیسم، بهائیت، بودیسم و تفکرات اسرائیلی و آمریکایی به چشم نمی خورد. تمام نوشته های آنان علیه مسلمانان و فتاوای آنان ناشی از تأثیر عناصر اسرائیلی و در جهت تأمین منافع آنهاست.»[37]
وهابی ها که شاهد پیشرفت روز به روز شیعه و گرویدن مذاهب و ادیان مختلف به تشیع هستند، موجودیت خود را در خطر دیده و با آشفتگی تمام مخالفت خود را با سایر مذاهب کاهش داده اند و با نادیده گرفتن اختلافاتشان با اهل سنت سعی می کنند با آنها همراه شوند و به گمان خود بعد از نابودی تشیع به سراغ اهل تسنن بروند؛ لذا نوک حمله خود را در درجه نخست متوجه شیعیان جهان به ویژه ایران اسلامی و در تحولات اخیر، به خاورمیانه قرار کرده اند.
اینک وهابیت با همکاری آمریکا و صهیونیسم با طرح نو و البته بسیار سست و به دلیل اسلام هراسی و حس حقارت و حسادت نسبت به پیشرفت شیعیان و منابع غنی زیرزمینی و آثار باستانی ارزشمند و تمدنی کهن، نوچه های خود را به نام القاعده و طالبان روانه مبارزه با مسلمانان، به خصوص شیعه کرده است، تا از این طریق به چپاول ثروت بسیار غنی و آثار تاریخی آنها بپردازند.
آنان با تخریب اماکن مقدس و ترور مسلمانان، به ویژه شیعیان، همدستی خود با استکبار را به اثبات رسانده و سعی در ایجاد اختلاف در صفوف مستحکم مسلمانان در برابر کفار دارند.
لازم به ذکر است که برادران اهل سنت که مبانی و دیدگاه های آنان همانند شیعه تفاوت های جدی و غیر قابل اغماضی با مبانی و دیدگاه های وهابیت دارد و بسیاری از مخالفان سرسخت این جریان از عالمان برجسته اهل سنّت و فقیهان حنبلی بوده اند، باید هوشیار و بصیر در کنار شیعیان همانند ادوار گذشته به مخالفت با طیف انحرافی وهابیت بپردازند و از هیچ کوششی در این زمینه دریغ نورزند تا کمک شایانی به تقریب مذاهب شود.
پی نوشت ها
[1] مجلسی، محمد باقر؛ بحارالأنوار (ط - بیروت)، ج ۳۳، ص ۲۱۷؛ ابن أبی الحدید؛ شرح نهج البلاغه، ج ۴، ص ۷۹٫
[2] آنان که مردم را از راه خدا باز می دارند و راه حق را کج و معوج نشان می دهند و به سرای آخرت کافرند. (هود، ١٩)
[3] نهج البلاغه؛ ترجمه: محمد دشتی، قم: نشر مشرقین، چاپ اول، تابستان ۱۳۷۹، خطبه ۵۰، ص۱۰۲
[4] جهت نقد و بررسی عقاید وهابیت به کتب آیین وهابیت (جعفر سبحانی)، کشف الارتیاب فی اتباع محمدبن عبدالوهاب (سید محسن امین)، وهابیت و بازنگری از درون (سیدمحمد بن علوی المالکی- ترجمه: انیسه خزعلی ) مراجعه شود.
[5] قاضی عسکر، سید علی، تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد، تهران: نشر مشعر، ص ۴۲- ۴۸
[6] تاریخ حرم ائمه بقیع علیهم السلام و آثار دیگر در مدینه منوره، ص ۳۱.
[7] طبسی، نجم الدین؛ فرقه ای برای تفرقه، تهران: نشر مشعر، ص ۳۹
[8] دانشنامه جهان اسلام، تهران: بنیاد دایره المعارف اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۸، ، ج۲، ص۲۵-۲۸.
[9] طبسی، نجم الدین؛ همان، ص ۷۱
[10] همان، ص ۷۶.
[11] همان، ص ۸۷.
[12] همان، ص ۹۰.
[13] دانشنامه جهان اسلام، ج۲، ص۳۰-۳۸
[14] فرقه ای برای تفرقه، ص ۱۱۰.
[15] حاج سید جوادی، احمد صدرو دیگران؛ دایره المعارف تشیع؛ تهران: نشر شهید سعید محبی، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ج ۳، ص۳۸۳
[16] ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۰۸ق، ج ۱، ص ۴۶۲
[17] همان.
[18] قائدان، اصغر؛ تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، تهران: نشر مشعر ص ۲۷۹
[19] نجمی، محمد صادق؛ تاریخ حرم ائمه بقیع علیهم السلام و آثار دیگر در مدینه منوره؛ تهران: نشر مشعر، ص ۶۲-۶۶
[20] همان.
[21] همان، ص ۹۰
[22] همان، ص۱۰۳
[23] همان، ص ۱۰۵
[24] همان، ص ۱۰۶
[25] قائدان، اصغر؛ درسنامه آشنایی با تاریخ مکه مکرمه و مدینه منوره، تهران: نشر مشعر ص: ۱۲۷
[26] جعفریان، رسول؛ آثار اسلامی مکه و مدینه، تهران: نشر مشعر، چاپ یازدهم، بهار ۱۳۸۹، ص۳۸۳
[27] تاریخ حرم ائمه بقیع علیهم السلام و آثار دیگر در مدینه منوره، ص۹۸- ۱۰۲
[28] تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، ص: ۲۸۲
[29] قاضی عسکر، سید علی؛ تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد، ص ۴۲
[30] امین حسینی عاملی، سید محسن؛ کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبد الوهاب، قم: موسسه انصاریان، ص ۶
[31] RITER
[32] تاریخ حرم ائمه بقیع علیهم السلام و آثار دیگر در مدینه منوره، ص ۱۱۰
[33] آثار اسلامی مکه و مدینه، ص ۷۲
[34] تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد، ص۵۰-۱۴۶
[35] دانشنامه جهان اسلام، تهران: بنیاد دایره المعارف اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۸، ج۳، ص ۶۴۱
[36] آثار اسلامی مکه و مدینه، ص ۴۴۲
[37] مجله نامه جامعه «وهابیت مشکل اتحاد و انسجام: افشای ماهیت وهابیت در گفت وگو با دکتر عصام العماد»، ش ۲۳، ص۱۲، خرداد ۱۳۸۶
قبور ائمه بقیع چگونه تخریب شد؟
در کمتر کشوری به اندازه سرزمین حجاز، آثار مربوط به قرون نخستین اسلام وجود داشته است؛ چرا که زادگاه اصلی اسلام آنجاست و آثار گرانبهایی از پیشوایان اسلام در جای جای این سرزمین دیده میشود.
اما متأسفانه، متعصّبان خشک مغز وهّابی، بیشتر این آثار ارزشمند را به بهانه واهی آثار شرک، از میان بردهاند و کمتر چیزی از این آثار پرارزش باقی مانده است. نمونه بارز آن، قبرستان بقیع است. این قبرستان، مهمترین قبرستان در اسلام است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ و گویایی از تاریخ مسلمانان به شمار میآید.
وضعیت بقیع قبل از تخریب
تا پیش از تخریب و ویرانی قبور مطهر بقیع توسط وهابیت متعصب که بر اساس معتقدات خود، به تخریب بسیاری از آثار تاریخی پرداختند، بر روی قبور پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینه مدفون بودند گنبدها و بناهایی قرار داشت.
ائمه بقیع در بقعه بزرگی که به طور هشت ضلعی ساخته شده و اندرون و گنبد آن سفیدکاری شده بود، مدفون بودند. پس از تسلط وهابیون بر مدینه آنها ضمن تخریب قبور، آثاری که بر روی قبور قرار داشت را نیز از بین بردند. در جریان این واقعه بارگاه امام حسن مجتبی (ع)، امام سجاد (ع)، امام محمدباقر (ع) و امام جعفر صادق(ع) ویران شد. آنان اضافه بر قبور مطهر ائمه معصومین (ع)، دیگر قبور را هم تخریب کردند که عبارتند از: قبر منسوب به فاطمه زهرا (س)، عبدالله بن عبدالمطلب و آمنه پدر و مادر پیامبر اسلام، قبر مطهر فاطمه بنتاسد (ع) مادر امیرالمومنین (ع)، قبر مطهر حضرت امالبنین (ع)، قبرعباس عموی پیامبر، ابراهیم پسر پیامبر (ع)، قبر اسماعیل فرزند حضرت صادق (ع)، قبر دختر خواندگان پیامبر (ع)، قبر حلیمه سعدیه مرضعه پیامبر (ع) و قبور شهدای زمان پیامبر (ع).
نخستین تخریب قبور ائمه بقیع
نخستین تخریب قبور مطهر ائمه بقیع به دست وهابیون سعودی در سال 1220 هجری یعنی زمان سقوط دولت اول سعودیها توسط حکومت عثمانی روی داد، پس از این واقعه تاریخی - اسلامی با سرمایهگذاری مسلمانان شیعه و به کار بردن امکانات ویژهای، مراقد تخریب شده به زیباترین شکل بازسازی شد و با ساخت گنبد و مسجد، بقیع به یکی از زیباترین مراقد زیارتی و در واقع مکان زیارتی - سیاحتی مسلمانان تبدیل شد.
دومین تخریب بقیع
دومین و در واقع دردناکترین حادثه تاریخی- اسلامی معاصر به هشتم شوال سال 1344 و پس از روی کار آمدن سومین حکومت وهابی عربستان مربوط میشود؛ سالی که وهابیون به فتوای سران خود مبنی بر اهانت و تحقیر مقدسات شیعه، مراقد مطهر ائمه و اهلبیت پیامبر(ص) را مورد دومین هجوم وحشیانه خود قرار دادند و بقیع را به مقبرهای ویران شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبدیل کردند.
تخریب قبور در مکه، مدینه، جده و کربلا
وهابیون در سال 1343 هجری قمری در مکه گنبدهای قبر حضرت عبدالمطلب (ع)، ابیطالب (ع)، خدیجه (ع) و زادگاه پیامبر (ع) و فاطمه زهرا (ع) و "خیزران" عبادتگاه سری پیامبر (ع) را با خاک، یکسان و در جده نیز قبر حضرت "حوا" و دیگر قبور را تخریب کردند. در مدینه نیز گنبد منور نبوی را به توپ بستند اما از ترس مسلمانان، قبر شریف نبوی را تخریب نکردند. آنها همچنین در شوال 1343 با تخریب قبور مطهر ائمه بقیع (ع) اشیاء نفیس و با ارزش آن قبور مطهر را به یغما بردند و قبر حضرت حمزه (ع) و شهدای احد را با خاک یکسان و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پیامبر (ع) و دیگر قبور را هم خراب کردند.
وهابیون متعصب در همان سال به کربلای معلی حمله کردند و ضریح مطهرحضرت امام حسین(ع) را کندند و جواهرات و اشیاء نفیس حرم مطهر را که اکثرا از هدایای سلاطین و بسیار ارزشمند و گرانبها بود، غارت کردند و قریب به 7000 نفر از علما، فضلا و سادات و مردم را کشتند. سپس به سمت نجف رفتند که موفق به غارت نشدند و شکست خورده برگشتند.
منابع:
ناصر مکارم شیرازی، وهابیت بر سر دوراهی
جعفر سبحانی، آیین وهابیت
اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره
علی اصغر رضوانی، شیعه شناسی و پاسخ به شبهات
آثار باورنکردنی خواندن سوره قدر در کار و زندگی
سوره قدر یکی از سوره های مکی در قرآن کریم است که نود و هفتمین سوره با 5 آیه در جز سی ام می باشد. این سوره عظیم الشان در شب قدر بر قلب مبارک پیامبر اکرم (ص) نازل شده است که به عظمت این شب اشاره می کند زیرا شب قدر دارای ارزشی بهتر و برتر از هزار ماه در سال است. در این سوره با فضیلت، از شب ارزش آفرینی و اندازه گیری و مقدّرات آن در ماه رمضان و نیز به زمین آمدن فرشتگان آسمانی و نزول قرآن در شب قدر بر قلب رسول خدا (ص) سخن گفته شده است، به همین دلیل سوره قدر نام دارد. خواندن سوره قدر در ماه مبارک رمضان بسیار توصیه شده است زیرا دارای فضیلت های بی شماری است. اهمیت و تشویق به قرائت این سوره نشان می دهد که فضایل بی شمار سوره قدر برای کسی است که آن را بخواند و پی به حقیقت آن ببرد و همچنین به آن عمل کند.
سوره مبارکه قدر :
فضیلت خواندن سوره قدر در ماه رمضان
از امام باقر (ع) روایتی است که می فرمایند:
امام صادق (ع) می فرمایند:
برکات و آثار خواندن سوره قدر در ماه رمضان
آمرزش گناهان
اجابت دعا
رفع غم و اندوه
حفاظت از انسان از شر شیطان
درمان بیماری های مختلف
درمان دردهای بی درمان
صاحب فرزند شدن
ادای دین و قرض
طلب آمرزش برای اموات
خواب آرام و امنیت هنگام خواب
از امام صادق (ع) نقل شده است:
ختم های مجرب سوره قدر
وسعت رزق و روزی
- به نیت برآورده شدن حاجات 360 بار این سوره مبارکه را قرائت نماید.
- هر روز 10 مرتبه بعد از نماز صبح بخواند و قدرت خدا را مشاهده نماید.
( 1 )الکافی، ج2، ص454
(2) سوره قدر جلوه گاه ولایت،صص 25-17
براي بيماري وسواس زياد بايد چه کار کرد؟
وسواس يك بيمارى عصبى و روانى است و روانشناسان و روانپزشكان امروزى آن را فكر و انديشه مداوم و مكررى مىدانند كه فرد مبتلا به آن علىرغم كوشش فراوان خود قادر نيست آن را از ذهن خويش خارج سازد اين افكار مزاحم كه بدون اختيار فرد به سراغ وى مىروند گاهى او را به تكرار برخى كارها و اعمال بىفائده وا مىدارد. يکي از الگوهاي مهم وسواس عملي وسواس آلودگى و متعاقب آن اقدام به شست و شوى مكرر براى رفع آلودگى و يا كسب طهارت است که به نظر می رسد شما نیز با آن روبرو هستید. بنابراين عمل وسواس به شكل شستن يا تميز كردن نمايان مي شود.
در ادامه به روش هاي درماني وسواس اشاره مي کنيم:
۱- عدم پاسخ دهي (بي اعتنايي):
مهمترين و كلي ترين راه درمان وسواس، بي توجهي به پيام هاي آن و عدم پاسخ دهي عملي به آن است . اين بيماري در صورتي ادامه مي يابد و تشديد مي شود كه به نداهاي دروني آن كه مبتني بر تكرار عمل ، يا دقت بي مورد و يا قضاوت غير منطقي و افراطي نسبت به امور است، پاسخ دهي عملي شود. براي مقابله با اين حالت بهترين راه بي اعتنايي به اين پيامها و ترتيب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتي اين روش عملي شود، به طور قطع از شدت ابتلا به آن كاسته خواهد شد.
۲- تقابل به ضد:
براي كساني كه از آلودگي و نجاست هراس دارند و اين هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است، آلوده سازي عمدي شخص توسط خود او يا ديگران ، از راههاي درمان و رفع حساسيت به اين امر است . اگر اين روش با تكرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.
۳- فرمان ايست:
در منابع علمي جديد، براي متوقف كردن افكار وسواسي، علاوه بر درمان هاي دارويي و قبل از آن درمان ها ، از روش هاي خاصي استفاده مي شود كه مهمترين آنها روش توقف فكر نام دارد، بدين ترتيب است كه از بيمار خواسته مي شود كه به طور عمد افكار وسواسي خود را آزاد بگذارد و در اين بين ناگهان درمانگر با صداي بلند و بيزار كننده ، فرياد مي زند : ايست !؟! به نظر مي رسد اين عمل جريان فكر وسواسي را متوقف مي كند .
۴. درمان دارويي:
بيماري وسواس چون داراي ريشه هاي هورموني است و با فعاليت هاي هورموني بدن نيز در ارتباط است ، روان پزشكان با تجويز داروهايي سعي مي نمايند فعاليت هاي هورموني بدن را متعادل سازند و از اين طريق كمك مي كنند تا فرد بتواند راحت تر با اين مشكل طرف شود و آن را از خويش براند.



































