emamian
"عید فطر" تولّدی دوباره
برای واژۀ رمضان معانی متعدی ذکر شده از جمله: ابر و باران در پایان چلۀ تابستان و آغاز پاییز(لسانالعرب، ج 7، ص 161) بنابراین ماه رمضان از آن جهت رمضان نامیده شد که روح روزهدار را از آلودگی گناه پالایش میکند و میشوید و همانند پاییز که فصل برگریزان است گناه روزهدار ریزش میکند.
وقتی در پاییز برگها میریزد در وجود خودش نوید فصل بهار و رویش دوباره و تولدی دوباره میدهد و وقتی گناه انسان بریزد در وجودش نوید تولدی دوباره در ساحت بندگی خدا میدهد و از اینجا معنای عید و واژه فطر روشن میشود که عبارت است از ابداع و خلق جدید. پس انسان در ماه رمضان با بندگی خدا گناه خود را میریزد و در عید فطر تولدی دوباره در عرصه بندگی مییابد؛ لذا گفتند عید فطر عید بندگی است چنانکه در قنوتش میخوانیم:
«اللّهُمَّ إنی أَسْئَلَکَ خَیرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ»؛ یعنی بهترین چیزی را که بندگان صالح خدا از او طلب میکنند، به ما عطا کن. «وَاَعُوذُ بِکَ مِمّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخْلِصوُنَ»؛ و از آنچه که بندگان مخلص خدا، به خدا پناه میبرند، ما نیز به خدا پناه میبریم.
پس فطر بازگشت به فطرت خداجو و بندگی محور و تولدی دوباره در عرصه عبودیت و بندگی است اما قهراً هر نوع ورود به فضای جدید الزامات و قواعد خود را دارد تا شخص در حرکت به سمت کمال گم نشود، پس برای بندهای که از بند بندگی غیر حق رسته و تولدی دوباره یافته، چه باید بکند تا منحرف نشود و به یمین یسار کشیده نشود؟
خداوند متعال راهکار دقیقی ارائه داد و فرمود: «الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا؛ کسانی که در راه ما جهاد کنند ما راه بندگی و آمدن به سمت مان را نشانش میدهیم.
قطعاً جهاد فقط جهاد نظامی نیست بلکه به تعبیر روایات جهاد اکبر جهاد نفس است، اینکه انسان به جای آنکه اسیر نفس شود, امیر آن شود و نگذارد نفس لوامه او (نفس سرزنشگر) در دامهای نفس امارهاش کشته شود؛ چراکه در آن زمان دستیابی به نفس مطمئنه سخت و ورود به روضه رضوان رضایت حضرت حق سخت خواهد شد. بنابراین اگر این بنده رسته از دام گناه در جهاد اکبر ظفر یابد خداوند راه را نشانش میدهد و او محبوب خدا میشود.
چنانکه در حدیث قدسی منقول از امام صادق علیهالسلام میخوانیم: «فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِی یَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِی یُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِی یَنْطِقُ بِهِ وَ یَدَهُ الَّتِی یَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِی أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَیْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِی عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ یَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَه.» (کافی، ج 2، ص 352)
دیگر گوش او غیر سخن خدا نمیشنود، چشم او غیر خدایی نمیبیند و دهانش به غیر سخن از خدا باز نمیشود، آنگاه است که این بشر تجلّی اسماء، صفات خدا و خلیفةالله فی ارضه میشود.
اما در همه این سلوک معنوی آن قوه محرکه و توشه قابل اعتماد تقواست که فرمود: «فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوى» که اگر چنین باشد در گلستان «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ» سکنی خواهد یافت و از نوش نوش «إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفازاً» سیراب خواهد شد. پس انسانی که آغازش و راهش بندگی است: «أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ» و هدف خلقتش بندگی است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» و رسالت رهبرانش هم دستور به بندگی است «اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوتَ» و سرانجامش هم بندگی است «فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی»
تنها در جهاد اکبر است که میتواند به این فوز عظیم نائل آید و در قافله عباد الرحمن ساربان و بلکه حکمران نفسش باشد و عید فطر این فرصت تولدی دوباره را به او میدهد.
کلام امیر المومنین علیه السلام در مورد کمترین مزد روزهداران در عید فطر
روز اول ماه شوّال منسوب به عید فطر است که در کنار اعیاد غدیر و قربان از مهمترین اعیاد مسلمین شناخته میشود. در این روز است که خداوند پاداش یک ماه روزهداری مؤمنان حقیقی را عطا میکند لذا آن را یومالجوائز نامیدند.
در این باره امام محمد باقر (ع) فرمود:
«چون روز اول شوّال فرا مى رسد منادیى ندا مى کند: اى مۆمنان در این صبحگاه بشتابید براى جوائزتان .[که به پاداش عبادات رمضان میدهند]؛ إِذَا کَانَ أَوَّلُ یوْمٍ مِنْ شَوَّالٍ نَادَى مُنَادٍ: یا أَیهَا الْمُومِنُونَ اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِکُمْ». «الکافی (ط - الإسلامیة)، ج4، ص: 168)
نقل است امیر المؤمنین روز عید فطر براى مردم خطبه خواند و فرمود
«اى مردم در این روزِ شما، روزی است که در آن به محسنان ثواب دهند و بدکاران زیانمندند. این شبیهترین روز به روز قیامت است.با بیرون آمدن شما از منزل به نمازگاه، یاد کنید بیرون آمدن خود را از گورهایتان به محضر پروردگارتان و یاد کنید به وقوف خود در نمازگاه وقوف خود را در برابر پروردگار خود و یاد کنید به برگشت خود به منزلهایتان برگشت خود را بمنزلهاى بهشت یا دوزخ خود.
و بدانید اى بندگان خدا که کمترین مزد مرد و زن روزهدار آنست که جار کشد آنها را فرشتهاى در روز آخر ماه رمضان مژده گیرید بندگان خدا که آمرزیده شد براى شما آنچه گذشته از گناهان شما و بپائید در آینده چطور خواهید بود.
خَطَبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع لِلنَّاسِ یَوْمَ الْفِطْرِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ یَوْمَکُمْ هَذَا یَوْمٌ یُثَابُ فِیهِ الْمُحْسِنُونَ وَ یَخْسَرُ فِیهِ الْمُسِیئُونَ وَ هُوَ أَشْبَهُ یَوْمٍ بِیَوْمِ قِیَامَتِکُمْ فَاذْکُرُوا بِخُرُوجِکُمْ مِنْ مَنَازِلِکُمْ إِلَى مُصَلَّاکُمْ خُرُوجَکُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّکُمْ وَ اذْکُرُوا بِوُقُوفِکُمْ فِی مُصَلَّاکُمْ وُقُوفَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ رَبِّکُمْ وَ اذْکُرُوا بِرُجُوعِکُمْ إِلَى مَنَازِلِکُمْ رُجُوعَکُمْ إِلَى مَنَازِلِکُمْ فِی الْجَنَّةِ أَوِ النَّارِ وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ أَدْنَى مَا لِلصَّائِمِینَ وَ الصَّائِمَاتِ أَنْ یُنَادِیَهُمْ مَلَکٌ فِی آخِرِ یَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَبْشِرُوا عِبَادَ اللَّهِ فَقَدْ غُفِرَ لَکُمْ مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِکُمْ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَکُونُونَ فِیمَا تَسْتَأْنِفُونَ.
رأی الیوم: ورود نفتکش ایرانی به ونزوئلا، بینی ترامپ و دولت آمریکا را به خاک مالید
با توجه به مشکل تامین بنزین در ونزوئلا، ایران پنج نفتکش خود را عازم این کشور کرد که یکی از نفتکشها یکشنبه (روز گذشته) به ونزوئلا رسید. این نفتکش ایرانی که «Fortune» نام دارد، وارد محدوده منطقه ویژه اقتصادی ونزوئلا شد.
پیش از رسیدن این نفتکش، یک مقام ارشد دولت آمریکا در اظهاراتی عنوان کرد که واشنگتن در حال بررسی اقدامات مناسب برای واکنش نشان دادن به انتقال بنزین توسط ایران به ونزوئلا است. پس از آن تحرکاتی از سوی آمریکا در اعزام نیروی دریایی به منطقه کارائیب با هدف ایجاد اختلال و مزاحمت در امر انتقال سوخت ایران به ونزوئلا صورت گرفت که واکنش ایران را در پی داشت.
در همین خصوص ظریف وزیر خارجه ایران به دبیرکل سازمان ملل نامه هشدارآمیز نوشت و سید عباس عراقچی معاون سیاسی وزیر خارجه نیز سفیر سوئیس در تهران به عنوان حافظ منافع آمریکا را احضار کرد. ایران هشدار داد که هرگونه تهدید علیه نفتکشهای ایرانی با واکنش فوری و قاطع تهران مواجه خواهد شد و دولت آمریکا مسئول عواقب آن خواهد بود.
روزنامه الکترونیکی «رأی الیوم»، این اقدام ایران را ستود و گزارش داد: «نمیدانیم احساس دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا که پیگیر رسیدن نخستین نفتکش ایرانی به یکی از بندرگاههای ونزوئلاست، چیست؟ اقدامی که چالش قوی برای تهدیدهای وی و شکست محاصره ظالمانهای است که به ونزوئلا تحمیل کرده، ولی خوب میدانیم که احساس فرد شکست خورده خوار شده را دارد».
رأی الیوم با اشاره به اینکه اقدام تهران، حمایت از ونزوئلا و ملت و رئیس جمهور این کشور و شکست محاصره آمریکاست، تأکید کرد، تفاوت اساسی بین ایران و آمریکا این است که تهران فرآورده نفتی به یک ملت محاصره شده فرستاده که سران آن، «نه» بزرگی به تلاشهای آمریکا برای به زانو درآوردن کشور خود گفتهاند، ولی آمریکا نیروهای مزدور خود را برای سرنگونی «نیکولاس مادورو» رئیس جمهور منتخب ونزوئلا فرستاده تا یکی از مزدوران خود را در رأس هرم قدرت این کشور قرار دهد.
به گزارش این روزنامه، رئیس جمهور متکبر و زورگوی آمریکا به خوبی پی برده است که ایران هر تهدیدی کرده، آن را عملی کرده است و میداند زمانی که حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران، به دولت آمریکا نسبت به هر گونه مزاحمت برای نفتکشهای ایرانی، هشدار داد، پاسخ ویرانگری به هر گونه اقدام آمریکا خواهد داد؛ نه در دریای کارائیب، بلکه در خلیج فارس که صدها کشتی آمریکایی در آن حضور دارند.
بنا بر این گزارش، یک سال پیش، زمانی که نیروی دریایی انگلیس نفتکش ایرانی را که عازم سوریه بود، در تنگه جبل الطارق توقیف کرد، قایقهای ایرانی، یک نفتکش انگلیسی را در خلیج فارس، توقیف و آن را در برابر دیدگان کشتیهای جنگی آمریکایی تفتیش کردند. کشتیهای آمریکایی حتی برای جلوگیری از توقیف نفتکش انگلیسی، جرأت نکردند وارد عمل شوند و ترامپ نیز اعلام کرد که ناوگان آمریکا، فقط از کشتیهای آمریکایی حمایت میکند. این اظهار نظر ترامپ، سیلی محکمی برای همپیمانان انگلیسی وی بود که به دستور دولت آمریکا، نفتکش ایران را ربوده بودند.
رأی الیوم در ادامه مینویسد، سیاست تحریم آمریکا، در ونزوئلا، ایران و سوریه شکست خورده و به زودی این سیاست علیه چین و روسیه هم شکست خواهد خورد؛ زیرا این سیاست، نشانگر قلدری استکبار غرب است، ولی دیگر کارآیی خود را از دست داده و باعث شده که همه جهان علیه این سیاست متحد شوند؛ مسئلهای که ضربات مهلکی بر هژمونی آمریکا وارد کرده و بر تنفر سایر ملتها از آمریکا افزوده است.
به گزارش این روزنامه، این همبستگی «شجاعانه ایران با دوست و همپیمان ونزوئلایی نشان میدهد که کشورهایی وجود دارند که از تهدیدهای آمریکا نمیترسند و برای دفاع از دوستان و همپیمانان خود و کرامت آنان آماده مقابله نظامی هستند».
بنا بر این گزارش، ورود نفتکش ایران به بندرگاههای ونزوئلا، بزرگترین شکست برای استکبار آمریکاست و اگر آمریکا جرأت کند و دست به تحریک ایران بزند، قطعا مقدمهای برای شکستهای مشابه به ویژه در آبهای خلیج فارس و دریای عمان خواهد بود. نباید از یاد برد که چگونه پهپاد غول پیکر آمریکایی به نام «گلوبال هاوک» با یک موشک ایرانی ساقط شد و اگر آمریکا دست به تنش بزند، بار دیگر، شاهد چنین صحنههایی خواهیم بود.
در پایان این گزارش تأکید شد، این یک لحظه تاریخی است که «بینی ترامپ و دولتش را به خاک مالید و به ملتهایی که در محاصره آمریکا قرار دارند، نشان میدهد که کشوری وجود دارد که به تحریمها نه بگوید و با شجاعت و مردانگی در برابر آن ایستادگی کند...ونزوئلا و کشورهای مقاومت با سایر کشورهایی که به دیکتههای تحقیرآمیز ترامپ تن میدهند و صدها میلیارد دلار با خواری به وی میدهند، تفاوت دارد».
اردوغان: قدس خط قرمز تمامی مسلمانان جهان است
«رجب طیب اردوغان» رئیس جمهور ترکیه هشدار داد که قدس خط قرمز تمامی مسلمان جهان بوده و هرگز اشغال اراضی فلسطینیان را قبول نخواهیم کرد.
رئیس جمهور ترکیه اضافه کرد که همهگیری ویروس کرونا مسیر را برای مشخص شدن فایده سازمانهای بینالمللی در مقابله با تهدیدات بینالمللی هموار کرد.
اردوغان گفت همه گیری ویروس کرونا نشان داد که هیچ منطقه یا کشوری در جهان از امتیاز ویژهای برخوردار نیست.
وی افزود باعث تاسف است که در طول ماه رمضان نیز خونریزی در بخشهای گستردهای از جهان اسلام همچنان ادامه داشت.
اردوغان اضافه کرد: «برادرانمان در کشورهای غربی هر روز با اقدامات نژادپرستانه و اسلام هراسانه مواجه میشوند.»
«نیکلاس مادورو» از دولت و ملت ایران قدردانی کرد
نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا تاکید کرد که تهران و کاراکاس حق دارند که آزادانه تجارت کنند.
براساس گزارش پایگاه خبری Globvision وی در دیدار با اعضای کمیته ریاست جمهوری ونزوئلا در مبارزه با ویروس کرونا گفت: ایران و ونزوئلا صلح میخواهند و ما حق داریم که در دریاهای آزاد تجارت آزادانه داشته باشیم.
رئیس جمهور ونزوئلا همچنن در حساب توئیتری خود با تشکر از ایران برای ارسال بنزین به این کشور با انتشار تصاویری از کشتی ایرانی حامل بنزین برای این کشور نوشت: «پایان ماه رمضان برای ما ورود کشتی Fortune را به ارمغان آورد؛ نشانه ای از همبتسگی میان مردم جمهوری اسلامی ایران و ونزوئلا. در جایی که کشورهای امپریالیستی میخواهند با زور احکام خود را تحمیل کنند، فقط برادری میتواند مردمان آزاد را نجات دهد. متشکرم ایران.»
وی همچنین از ملت ایران به خاطر همبستگی با مردم ونزوئلا، پشتیبانی از کاراکاس و شجاعت در تصمیم گیری قدردانی کرد.
مادورو با اشاره به ورود اولین کشتی حامل سوخت گفت: ورود اولین کشتی حامل سوخت و مشتقات نفتی برای تولید بنزین در داخل، ارمغان توافق جامع همکاری است که میان تهران و کاراکاس امضا شده است.
تصمیم ایران برای ارسال بنزین به ونزوئلا که به خاطر تحریمهای آمریکا با کمبود سوخت مواجه است با عصبانیت مقامات واشنگتن همراه شده است.
یک مقام ارشد دولت آمریکا در اظهاراتی عنوان کرده که واشنگتن در حال بررسی اقدامات مناسب برای واکنش نشان دادن به انتقال بنزین توسط ایران به ونزوئلا است.
به گزارش فارس، ایران در روزهای گذشته با توجه به مشکل تامین بنزین در ونزوئلا پنج نفتکش خود را عازم این کشور کرد که یکی از نفتکشها امروز به ونزوئلا رسید. رسانههای محلی به نقل از منابع رسمی گزارش دادند نفتکش ایرانی «Fortune» امروز وارد محدوده «منطقه ویژه اقتصادی» ونزوئلا شده است.
«حجت الله سلطانی» سفیر جمهوری اسلامی ایران در کاراکاس امروز (یکشنبه) در پی ورود اولین نفتکش حامل بنزین ایران به ونزوئلا در صفحه توئیترش با انتشار کاریکاتوری از ترامپ نوشت: «خدا را شکر که ترامپ و مشاورانش بالاخره متوجه شدند اگر به قواعد و مقررات بینالمللی احترام گذاشته و تصمیمات منطقی و عاقلانه بگیرند، نه خودشان و نه سربازانشان دچار ضربه ملایم مغزی نخواهند شد.»
وی افزود: «امیدوارم اینگونه تصمیمات منطقی و احترام به حقوق ملتها از جمله ایران و ونزوئلا ادامه یابد.»
نخستین نفتکش حامل بنزین ایران به مقصد نهایی در ونزوئلا رسید
شبکه روسی «راشا تودی» از رسیدن نفتکش «فورچون» به مقصد نهایی آن در بندر «ال پالیتو» در شمال ونزوئلا خبر داد. این نفتکش حامل نخستین محموله بنزین از ۵ محمولهای است که قرار است از ایران به دست ونزوئلا برسد.

بنابر این گزارش، تصاویر ماهوارهای عملیات پهلو گرفتن این کشتی با همراهی دو قایق یدککش ونزوئلایی دقایقی بعد از نیمه شب به وقت محلی در این بندر را نشان میدهد. به منظور اطمینان یافتن از رسیدن ایمن این نفتکش به منطقه انحصاری اقتصادی ونزوئلا، نیروی دریایی این کشور نفتکش فورچون را همراهی کرد.
قرار است این نفتکش و ۴ نفتکش دیگر، در مجموع بیش از یک و نیم میلیون بشکه بنزین را از ایران به این کشور که علیرغم داشتن ذخایر نفتی، به دلیل تحریمهای آمریکا با بحران انرژی روبروست، حمل کنند.
براساس گزارش پایگاه خبری Globvision، «نیکلاس مادورو»، رئیس جمهور ونزوئلا پیش از این در حساب توئیتری خود با تشکر از ایران برای ارسال بنزین به این کشور با انتشار تصاویری از کشتی ایرانی حامل بنزین، نوشت: «پایان ماه رمضان برای ما ورود کشتی Fortune را به ارمغان آورد؛ نشانهای از همبستگی میان مردم جمهوری اسلامی ایران و ونزوئلا. در جایی که کشورهای امپریالیستی میخواهند با زور احکام خود را تحمیل کنند، فقط برادری میتواند مردمان آزاد را نجات دهد. متشکرم ایران.»
وی همچنین از ملت ایران به خاطر همبستگی با مردم ونزوئلا، پشتیبانی از کاراکاس و شجاعت در تصمیم گیری قدردانی کرد.
تصمیم ایران برای ارسال بنزین به ونزوئلا که به خاطر تحریمهای آمریکا با کمبود سوخت مواجه است با عصبانیت مقامات واشنگتن همراه شده است. یک مقام ارشد دولت آمریکا در اظهاراتی عنوان کرده که واشنگتن در حال بررسی اقدامات مناسب برای واکنش نشان دادن به انتقال بنزین توسط ایران به ونزوئلاست.
شرط حماس برای انجام تبادل اسرا با رژیم صهیونیستی
«اسماعیل هنیه» رئیس دفتر سیاسی حماس فرا رسیدن عید سعید فطر را به اسرای در بند رژیم صهیونیستی تبریک گفت و به آنها پیام مهمی داد.
طبق گزارش وبگاه «فلسطینالیوم»، هنیه در پیام خود تأکید کرد که تا زمانیکه از بهایی که رژیم اشغالگر برای تبادل اسرا میپردازد، اطمینان حاصل نکنند هیچ معاملهای با آن انجام نخواهند داد.
وی خطاب به اسرا گفت: «مطمئن باشید که هرگز هیچ معامله تبادل اسرا (با اسرائیل) انجام نخواهیم داد مگر اینکه از بهای آن اطمینان حاصل کرده و به این بها قانع شویم ان شاء الله».
هنیه همچنین عید سعید فطر را به همه خانوادههای شهدا، اسرا، اهالی قدس، نمازگزاران در مسجدالاقصی، اهالی کرانه باختری و غزه و امت عربی و اسلامی تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد که عید آینده فلسطین آزاد شده باشد.
سخنرانی تلویزیونی به مناسبت روز جهانی قدس
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
به همهی برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان درود میفرستم و قبولی طاعات آنان در ماه مبارک رمضان را از خداوند مسئلت میکنم و پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را به آنان تبریک میگویم و پروردگار کریم را بر نعمت حضور در این ماه ضیافت الهی، سپاس میگویم.
امروز روز قدس است؛ روزی که با ابتکار هوشمندانهی امام خمینی (رضوان الله علیه) همچون حلقهی وصلی برای همصداییِ مسلمانان دربارهی قدس شریف و فلسطین مظلوم تعیین شد؛ و در این چند دهه، در این باره نقشآفرینی کرد و از این پس نیز خواهد کرد؛ انشاءالله. ملّتها از روز قدس استقبال کردند و آن را همچون نخستین کار واجب، یعنی برافراشته نگهداشتن پرچم آزادی فلسطین گرامی داشتند. سیاست عمدهی استکبار و صهیونیسم، کمرنگ کردن مسئلهی فلسطین در ذهنیّت جوامع مسلمان و به سَمت فراموشی راندن آن است. و فوریترین وظیفه، مبارزه با این خیانتی است که به دست مزدوران سیاسی و فرهنگی دشمن در خودِ کشورهای اسلامی صورت میگیرد. و حقیقت آن است که مسئلهای به عظمت مسئلهی فلسطین چیزی نیست که غیرت و اعتماد به نفْس و هوشمندی روزافزون ملّتهای مسلمان، اجازهی فراموش شدن آن را بدهد؛ هر چند آمریکا و دیگر سلطهگران و پادوهای منطقهای آنان همهی پول و توان خود را برای آن به کار گیرند.
اوّلین سخن، یادآوری بزرگیِ فاجعهی غصب کشور فلسطین و تشکیل غدّهی سرطانی صهیونیستی در آن است. در میان جنایات بشری دورانهای نزدیک به زمان حاضر، هیچ جنایتی در این حجم و با این شدّت وجود ندارد. غصب یک کشور و بیرون کردن مردم برای همیشه از خانه و کاشانه و سرزمین اجدادی خود، آن هم با فجیعترین انواع قتل و جنایت و هلاکِ حَرث و نسل و دهها سال تداوم این ستم تاریخی، حقیقتاً یک رکورد جدید از سَبُعیّت و شیطانصفتی بشر است.
عامل و مجرم اصلی این فاجعه، دولتهای غربی و سیاستهای شیطانی آنها بود. آن روزی که دولتهای فاتح جنگ اوّل جهانی، منطقهی غرب آسیا، یعنی قلمرو آسیایی حکومت عثمانی را به عنوان مهمترین غنیمت جنگی، میان خود در کنفرانس پاریس تقسیم میکردند، نیاز به یک پایگاه امن در قلب این منطقه را برای تضمین سلطهی دائمی خود بیش از پیش احساس کردند. انگلیس از سالها پیش از آن، با طرح بالفور زمینه را آماده کرده و با همفکری زرسالاران یهودی بدعتی به نام صهیونیسم را مهیّای نقشآفرینی کرده بود؛ و اکنون زمینههای عملی آن فراهم میشد. از همان سالها مقدّمات را بتدریج در کنار هم چیدند و سرانجام پس از دوّمین جنگ جهانی با استفاده از غفلت و گرفتاری دولتهای منطقه، ضربهی خود را وارد آوردند و رژیم جعلی و دولتِ بدون ملّتِ صهیونیست را اعلام کردند. آماج این ضربه در درجهی اوّل ملّت فلسطین و در درجهی بعد همهی ملّتهای این منطقه بودند.
نگاه به حوادث بعدی منطقه نشان میدهد که هدف اصلی و نزدیک غربیها و کمپانیداران یهودی از ایجاد دولت صهیونیست، بنای یک پایگاه حضور و نفوذ دائمی برای خود در غرب آسیا و امکان دسترسی نزدیک برای دخالت و تحمیل و تسلّط بر کشورها و دولتهای این منطقه بود. از این رو رژیم جعلی و غاصب را به انواع امکانات قدرتآفرین -چه نظامی و چه غیر نظامی- حتّی تسلیحات اتمی مجهّز کردند و رشد این غدّهی سرطانی را در پهنهی نیل تا فرات در برنامههای خود گنجاندند.
متأسّفانه اغلب دولتهای عرب پس از مقاومتهای نخستین که برخی از آنها تحسینبرانگیز بود، بتدریج تسلیم شدند و بخصوص پس از ورود ایالات متحدّهی آمریکا به عنوان متولّی مسئله، هم وظیفهی انسانی و اسلامی و سیاسی، و هم غیرت و نخوت عربی خود را به فراموشی سپرده و با امیدهای واهی به هدفهای دشمن کمک کردند. «کمپ دیوید» مثال روشنی از این حقیقت تلخ است.
گروههای مبارز نیز پس از برخی مجاهدتهای فداکارانه در سالهای نخست، بتدریج به راه بیفرجام مذاکره با اشغالگر و حامیانش کشانده شدند و خطّ سیری را که میتوانست به تحقّق آرمان فلسطین منتهی شود، رها کردند. مذاکره با آمریکا و دیگر دولتهای غربی و نیز با مجامع بیخاصیّت بینالمللی، تجربهی تلخ و ناموفّق فلسطین است. نشان دادن شاخهی زیتون در مجمع عمومی سازمان ملل، نتیجهای جز قرارداد خسارتبار «اُسلو» نداشت و سرانجام هم به سرنوشت عبرتانگیز یاسر عرفات منتهی شد.
طلوع انقلاب اسلامی در ایران، فصل جدیدی در مبارزهی برای فلسطین گشود. از اوّلین قدمها یعنی بیرون راندن عناصر صهیونیست که ایرانِ دورانِ طاغوت را یکی از پایگاههای امن خود میشمردند و سپردن محلّ سفارت غیر رسمی رژیم صهیونیست به نمایندگی فلسطین و قطع جریان نفت، تا کارهای بزرگ و فعّالیّتهای گستردهی سیاسی، همه موجب پدید آمدن «جبههی مقاومت» در کلّ منطقه شد و امید به حلّ مسئله در دلها شکفت. با ظهور جبههی مقاومت، کار بر رژیم صهیونیستی سخت و سختتر شد -و البتّه در آینده بسی سختتر هم خواهد شد انشاءالله- ولی تلاش حامیان آن رژیم و در رأس آنان آمریکا در دفاع از آن هم بشدّت افزایش یافت. پیدایش نیروی مؤمن و جوان و فداکار حزبالله در لبنان و تشکیل گروههای پُرانگیزهی حماس و جهاد اسلامی در درون مرزهای فلسطین نه تنها سردمداران صهیونیست بلکه آمریکا و دیگر ستیزهگران غربی را هم مضطرب و سراسیمه کرد و یارگیری از درون منطقه و از درون جامعهی عربی را در صدر برنامههای آنان پس از پشتیبانیهای سختافزاری و نرمافزاری از رژیم غاصب قرار داد. نتیجهی کار پُرحجم آنان، امروز در رفتار و گفتار بعضی سردمداران دولتهای عربی و برخی فعّالان خائن سیاسی و فرهنگی عرب، آشکار و جلویِ چشم همه است.
امروز از هر دو سو، فعّالیّتهای متنوّعی در صحنهی مبارزه ظهور میکند، با این تفاوت که جبههی مقاومت رو به اقتدار و امیدِ فزاینده و جذب روزافزون عناصر قدرت پیش میرود و بعکس، جبههی ظلم و کفر و استکبار روز به روز تهیتر و مأیوستر و کمتوانتر میشود. نشانهی روشن این مدّعا آن است که ارتش صهیونیست که یک روز ارتشی شکستناپذیر و برقآسا شمرده میشد و ارتشهای بزرگ دو کشور مهاجم را در ظرف چند روز متوقّف میکرد، امروز در برابر نیروهای مبارز مردمی در لبنان و غزّه مجبور به عقبنشینی و اعتراف به شکست میشود. با این حال عرصهی مبارزه بشدّت خطیر و تغییرپذیر و نیازمند مراقبت دائمی است و موضوع این مبارزه، بسی مهم و سرنوشتساز و حیاتی است. هر گونه غفلت و سهلاندیشی و خطا در محاسبات اساسی، زیانهایی سنگین وارد خواهد کرد.
بر این اساس به همهی کسانی که دل در گرو مسئلهی فلسطین دارند چند توصیه میکنم:
۱) مبارزه برای آزادی فلسطین، جهاد فی سبیل الله و فریضه و مطلوب اسلامی است. پیروزی در چنین مبارزهای تضمین شده است، زیرا فرد مبارز حتّی در صورت کشته شدن هم به اِحدی الحُسنیین دست یافته است. بجز این، مسئلهی فلسطین یک مسئلهی انسانی است، بیرون کردن میلیونها انسان از خانه و مزرعه و محلّ زندگی و کسب خود، آن هم با قتل و جنایت، هر وجدان انسانی را آزرده و متأثّر میکند و در صورت داشتن همّت و شجاعت به مقابله وادار میسازد. پس محدود کردن آن به یک مسئلهی صرفاً فلسطینی و حدّاکثر عربی، خطایی فاحش است. آنها که سازش چند عنصر فلسطینی یا حکّام چند کشور عربی را مجوّز عبور از این مسئلهی اسلامی و انسانی میشمرند، بشدّت دچار خطا در فهم مسئله و احیاناً دچار خیانت در تحریف آنند.
۲) هدف این مبارزه، آزادی همهی سرزمین فلسطین -از بحر تا نهر- و بازگشت همهی فلسطینیان به کشور خویش است. فروکاستن آن به تشکیل دولتی در گوشهای از این سرزمین، آن هم به شیوهی تحقیرآمیزی که در ادبیّات صهیونیستهای بیادب از آن یاد میشود، نه نشانهی حقجویی است و نه نشانهِی واقعبینی است. واقع آن است که امروز میلیونها فلسطینی به مرتبهای از اندیشه و تجربه و اعتماد به نفْس رسیدهاند که بتوانند این جهاد بزرگ را وجههی همّت سازند و البتّه به نصرت الهی و پیروزی نهایی مطمئن باشند، که فرمود: وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه، اِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ؛(۱) بیشک بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان آنها را یاری و با آنان همدردی خواهند کرد انشاءالله.
۳) هر چند بهره گرفتن از هر امکان حلال و مشروع در این مبارزه مُجاز است و از جمله حمایتهای جهانی، ولی مؤکّداً باید از اعتماد به دولتهای غربی و نیز مجامع جهانیِ ظاهراً یا باطناً وابستهی به آنها پرهیز کرد. آنها با هر موجودیّت اثرگذار اسلامی دشمنند؛ آنها به حقوق انسانها و ملّتها بیاعتنایند؛ آنها خود عاملِ بیشترین خسارتها و جنایتها به امّت اسلامیاند؛ هم اکنون کدام نهاد جهانی یا کدام قدرت جنایتکار پاسخگوی ترورها، قتلعامها، جنگافروزیها، بمبارانها، و قحطیهای مصنوعی در چندین کشور اسلامی و عربی است؟
امروز دنیا یک به یک تعداد قربانیان کرونا را در سراسر جهان میشمارد، امّا هیچ کس نپرسیده و نمیپرسد قاتل و مسئول صدها هزار شهید و اسیر و مفقود در کشورهایی که آمریکا و اروپا در آن آتش جنگ را روشن کردهاند کیست؟ مسئول این همه خون بناحق ریخته در افغانستان، یمن، لیبی، عراق، سوریه و دیگر کشورها کیست؟ مسئول این همه جنایت و غصب و تخریب و ظلم در فلسطین کیست؟ چرا هیچ کس این میلیونها کودک و زن و مردِ مظلوم در جهان اسلام را شمارش نکرد؟ چرا کسی قتلعام شدن مسلمانان را تسلیت نمیگوید؟ چرا میلیونها فلسطینی باید هفتاد سال از خانه و کاشانهِی خود دور بوده و در تبعید به سر برند؟ و چرا قدس شریف -قبلهی اوّل مسلمانان- باید مورد اهانت قرار گیرد؟ سازمان به اصطلاح ملل به وظیفهی خود عمل نمیکند و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری مُردهاند. شعار «دفاع از حقوق کودک و زن» شامل کودکان و زنان مظلوم یمن و فلسطین نمیشود. این چنین است وضع قدرتهای ظالم غربی و مجامع وابستهی جهانی؛ وضع برخی دولتهای دنبالهرو آنان در منطقه هم در بیآبرویی و رسوایی بدتر از آن است که به بیان آید. پس جامعهی مُسلمِ غیور و دیندار باید به خود و نیروی درونیاش تکیه کند؛ دست قدرتمند خود را از آستین بیرون آوَرَد و با توکّل و اعتماد به خداوند از موانع عبور کند.
۴) نکتهی مهمّی که نباید از نظر نخبگان سیاسی و نظامی جهان اسلام دور بماند، سیاست آمریکا و صهیونیستها در انتقال درگیریها به پشت جبههی مقاومت است. راهاندازی جنگهای داخلی در سوریه، و محاصرهی نظامی و کشتار شبانهروزی در یمن، و ترور و تخریب، و تولید داعش در عراق، و قضایای مشابه در برخی دیگر از کشورهای منطقه، همگی ترفندهایی برای سرگرم کردن جبههی مقاومت و فرصت دادن به رژیم صهیونیست است. برخی سیاستمداران کشورهای مسلمان نادانسته و برخی دانسته در خدمت این ترفندهای دشمن قرار گرفتهاند. راه جلوگیری از اجرای این سیاست خباثتآمیز، عمدتاً خواست و مطالبهِی جدّی جوانان غیرتمند در سراسر جهان اسلام است. جوانان در همهی کشورهای اسلامی بویژه کشورهای عربی، نباید توصیهی امام خمینی عظیم را از نظر دور بدارند که فرمود: هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا -و نیز البتّه دشمنِ صهیونیست- بکشید.
۵) سیاست عادّیسازی حضور رژیم صهیونیستی در منطقه یکی از عمدهترین سیاستهای ایالات متّحدهی آمریکا است. برخی دولتهای عربی منطقه که نقش پادوی آمریکا را ایفا میکنند، در این باره به تهیّهی مقدّمات لازم آن، از قبیل ارتباطات اقتصادی و امثال آن پرداختهاند؛ این تلاشها یکسره عقیم و بینتیجه است. رژیم صهیونیستی زائدهای مهلک و زیانبخش برای این منطقه است و بیقین ریشهکن و ازاله خواهد شد، و بیآبرویی و سیهرویی برای کسانی خواهد ماند که امکانات خود را در خدمت این سیاست استکباری نهادهاند. برخی برای توجیه این رفتار زشت، استدلال میکنند که رژیم صهیونیستی واقعیّتی در منطقه است، بیآنکه به یاد آورند که با واقعیّتهای مهلک و زیانبخش باید مبارزه کرد و آن را ازاله کرد. امروز کرونا یک واقعیّت است و همهی انسانهای باشعور، مبارزه با آن را واجب میدانند. ویروس دیرپای صهیونیسم، بیگمان از این پس دیری نمیپاید و به همّت و ایمان و غیرت جوانان از این منطقه ریشهکن خواهد شد.
۶) اصلیترین توصیهی اینجانب، توصیه به تداوم مبارزه و سامان بخشیدن به سازمانهای جهادی و همکاری آنان با یکدیگر و گسترش عرصهی جهاد در همهی سرزمینهای فلسطینی است. همه باید ملّت فلسطین را در این جهاد مقدّس یاری کنند. همه باید دست مبارز فلسطینی را پُر، و پشت او را محکم کنند. ما با افتخار، هر چه در توان داشته باشیم در این راه انجام خواهیم داد. یک روز تشخیص ما این شد که مبارز فلسطینی، دین و غیرت و شجاعت دارد و تنها مشکل او دستِ تهی از سلاح او است. به هدایت و مدد الهی برنامهریزی کردیم و نتیجه این است که موازنهی قدرت در فلسطین دگرگون شد و امروز غزّه میتواند در برابر تهاجم نظامی دشمن صهیونیست بایستد و بر آن پیروز شود. این تغییر معادله در بخش موسوم به سرزمینهای اشغالی خواهد توانست قضیّهی فلسطین را به گامهای نهایی نزدیک کند. تشکیلات خودگردان در این امر، تکلیفی بزرگ برعهده دارد. با دشمن وحشی جز با اقتدار و از موضع قدرت نمیتوان سخن گفت، و زمینهی این اقتدار بحمدالله در ملّت شجاع و مقاوم فلسطین آماده است. جوانان فلسطینی امروز تشنهِی دفاع از کرامت خویشند. حماس و جهاد اسلامی در فلسطین و حزبالله در لبنان، حجّت را بر همه تمام کردهاند. دنیا فراموش نکرده و نخواهد کرد آن روزی را که ارتش صهیونیست، مرزهای لبنان را شکست و تا بیروت پیش آمد و آن روزی را که قاتل جنایتکاری به نام آریل شارون در صبرا و شتیلا حمّام خون به راه انداخت، و نیز فراموش نکرده و نخواهد کرد آن روزی را که همین ارتش در زیر ضربات کوبندهی حزبالله چارهای جز این نیافت که با دادن تلفات فراوان و با اعتراف به شکست، از مرزهای لبنان عقبنشینی کند و برای آتشبس به التماس بیفتد؛ دست پُر و موضع قدرت یعنی این. حال بگذار فلان دولت اروپایی که باید به خاطر فروش موادّ شیمیایی به رژیم صدّام تا ابد شرمسار باشد، حزباللهِ مجاهدِ سرافراز را غیر قانونی بداند. غیر قانونی، رژیمی مثل آمریکا است که داعش را تولید میکند و رژیمی مثل آن دولتِ اروپایی است که هزاران نفر در بانهی ایران و حلبچهی عراق بر اثر موادّ شیمیاییاش به کام مرگ میروند.
۷) سخن آخر آن است که فلسطین متعلّق به فلسطینیان است، و باید با ارادهی آنان اداره شود. طرح همهپرسی از همهی ادیان و اقوام فلسطینی -که از نزدیک به دو دههی پیش از این ارائه کردهایم- تنها نتیجهای است که باید بر چالشهای امروز و فردای فلسطین مترتّب شود. این طرح نشان میدهد که ادّعای یهودی ستیزی که غربیان با بوقهای خود آن را تکرار میکنند، بکلّی بیاساس است. در این طرح، فلسطینیانِ یهودی و مسیحی و مسلمان، در کنار هم در یک همهپرسی شرکت و نظام سیاسی کشور فلسطین را تعیین میکنند؛ آنچه قطعاً باید برود نظام صهیونیستی است و صهیونیسم، خود بدعتی در آئین یهود و کاملاً بیگانه از آن است.
در پایان، یاد شهیدان قدس، از شیخ احمد یاسین و فتحی شقاقی و سیّد عبّاس موسوی، تا سردار بزرگ اسلام و چهرهی فراموش نشدنی مقاومت، شهید قاسم سلیمانی و مجاهد بزرگ عراقی، شهید ابومهدی المهندس و دیگر شهدای قدس را گرامی میدارم و به روح امام خمینی عظیمالشّأن که راه عزّت و جهاد را به روی ما گشود، درود میفرستم، و نیز برای برادر مجاهد، مرحوم حسین شیخالاسلام که سالیانی در این راه تلاش کرد، رحمت الهی را مسئلت میکنم. در پایان به همهی بینندگان عزیز و شنوندگان عزیز عرض میکنم، روز قدس امسال اوّلین [روز] قدسی است که در آن قاسم سلیمانی عزیز ما حضور ندارد؛ برای شادی روح او، همه یک حمد و یک قلهوالله بخوانید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمانِ الرَّحِیمِ ﴿۱﴾ اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العَالَمِینَ ﴿۲﴾ الرَّحمانِ الرَّحِیمِ ﴿۳﴾ مَالِکِ یَومِ الدِّینِ ﴿۴﴾ إِیَّاکَ نَعبُدُ وَ إِیَّاکَ نَستَعِینُ ﴿۵﴾ اِهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ الْمَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ ﴿۷﴾ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمانِ الرَّحِیمِ قُل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ ﴿۳﴾ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) سورهی حج، بخشی از آیهی ۴۰
بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکلهای دانشجویی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
خدا را شکر میکنم و خرسندم از اینکه در شرایط کنونی هم که شرایط نامساعدی است، این جلسه بحمدالله تشکیل شد، ولو به این نحو. البتّه دیدار حضوری شما جوانها برای بنده شوقآفرینتر بود، لکن این شکل هم یک شکلی است و امیدواریم که این جلسه هم جلسهِی مفیدی باشد برای جامعهی جوان، برای کشور، و برای خود این حقیر.
طرح بحثهای سنجیده و فکرشده از سوی دانشجویان در این جلسه
بحثهایی که دوستان انجام دادند، چند خصوصیّت داشت که من فیالجمله اشاره کنم: اوّلاً بحثها پخته و سنجیده و خوب بود. انصافاً سطح بحثهای امسال از آنچه قبلاً در این جلسات مطرح میشد، به نظر من بالاتر بود؛ فکر شده بود، کار شده بود و این خیلی باارزش است؛ از این جهت من متشکّرم. سؤالهایی که شد، خب سؤالهای فراوانی است؛ اگر بخواهیم حتّی بعضی از این سؤالها را جواب بدهیم، وقت زیادی را از ما خواهد گرفت. شاید این توقّع من بهجا باشد که دوستان ما -نمایندگی در دانشگاهها و بعضی از بخشهای مرتبط با دانشجویان و دانشگاهها در دفتر- متعهّد بشوند این سؤالها را پاسخ بدهند. این سؤالها جوابهای روشنی دارد، کما اینکه بعضی از ابهامها و شبهههایی که مطرح میشود، توضیحهای قابل قبولی دارد و میتوان اینها را مطرح کرد و میتوان [دربارهی آنها] گفتگو کرد. دربارهی پیشنهادهایی که شد، این پیشنهادها، خب پیشنهاد است؛ این جور نیست که هر پیشنهادی حتماً بتواند عملیّاتی بشود. بعضی از این پیشنهادها ناشی از عدم احاطهی به شرایط موضوع بحث است؛ این را من دارم مشاهده میکنم و میبینم و اگر بخواهیم دربارهی این پیشنهادها تصمیمگیری بکنیم -یا بنده تصمیمگیری کنم، یا دستگاهها تصمیمگیری کنند- احتیاج به کار بیشتری دارد و امیدواریم که این توفیق را خدای متعال به ما بدهد.
البتّه الان سفارش من به دفتر این است که این پیشنهادها را بگیرند، بررسی کنند، روی جزء جزء این پیشنهادها کار کنند. و این را هم عرض بکنم که برخی از اشکالاتی که به دستگاهها در بیانات شما عزیزان وجود داشت، اشکالات واردی نیست؛ بعضی وارد است لکن بعضی هم وارد نیست. وارد نبودن اشکال هم به خاطر این است که از شرایط موجود آن موضوع اطّلاع زیادی ندارید؛ از این جهت است که این اشکال طبعاً به ذهن میآید؛ و هر کسی در این وضع باشد، این اشکال را دارد. به هر حال میتواند این سؤالها، این ابهامها، این اشکالها در گفتگوهای رو در رو برطرف بشود. در عین حال خیلی از مطالبی که گفته شد مطالب درستی بود و گفتن اینها در این عرصه و در این برنامه طبعاً به ایجاد یک گفتمان در این زمینهها کمک خواهد کرد و من استقبال میکنم از اینکه در برخی از این زمینهها گفتارهای عمومی به وجود بیاید و ذهنهای عامّهی مردم در جامعه و در کشورمان به این سَمت شکل بگیرد.
سؤال شد که نظر این بندهِی حقیر دربارهی جزء جزء حرفهایی که زده میشود یا پیشنهادهایی که داده میشود چیست. خب، برخی از اینها البتّه در اظهارات عمومی بنده قابل فهمیدن است؛ فرض بفرمایید که حالا در زمینهی مسائل عدالتخواهی گله میکنید که چرا یک گروهی به تندرویهای برخی از کسانی که در زمینهی عدالتخواهی بحث میکنند، اعتراض دارند؛ خب خود شما هم اعتراض داشتید به بعضی از تندرویهایی که در این زمینه انجام میگیرد. نظر من در مورد مسائل مربوط به عدالتخواهی نظر روشنی است و مفصّل در این زمینهها صحبت کردهام، بحث کردهام. در برخی از مسائل دیگر هم میتوان اظهار نظرهایی را کرد که باز آن هم به نظر من به عهدهی همین دوستانی است که در دفتر ما یا در نمایندگی دانشگاهها مرتبط با بخشهای دانشگاهی و دانشجویی هستند. من البتّه دیگر وارد بحث نمیشوم؛ چون اگر بخواهیم در زمینهی این مسائلی که گفته شد صحبت کنیم، بحثهای طولانیای را در پیش خواهیم داشت.
علّت اصرار بر مخاطب قرار دادن جوانان: ۱) آینده متعلق به جوانان
یک مسائلی را من یادداشت کردهام که آنها را عرض میکنم که به نظرم قابل توجّه است. جلسه البتّه دانشجویی است لکن مخاطب این جلسه صرفاً دانشجویان نیستند؛ ما البتّه چهار میلیون دانشجو داریم که عدد بالایی است لکن تعداد کسانی که مخاطب این موضوعاتی که عرض میکنیم خواهند بود، بیشترِ جوانان هستند؛ جوان دانشجو، جوان طلبه، جوان فارغالتّحصیل، جوان شاغل؛ مجموعهی جوانان مخاطب این بحثها هستند. اینکه ما اصرار داریم که با جوانها حرف بزنیم و بحث کنیم و از آنها بشنویم و چیزی به آنها عرض بکنیم، متأثّر از یک پیشفرض قطعی است و آن پیشفرض این است که آینده در اختیار جوانها و متعلّق به این جوانها است. شکّی نیست که در آیندهی میانمدّت، بعضاً در آیندهی کوتاهمدّت، مسئولیّت بسیاری از همین موضوعاتی را که امروز شما دارید مطرح میکنید، متوجّه به شما جوانها و مجموعهی جوانهایی که امروز مخاطب این حرفها هستند خواهد شد و مدیریّتها در اختیار آنها قرار خواهد گرفت و ادارهی کشور به دست آنها خواهد افتاد؛ در این تردیدی نیست. لذاست که بحث با جوانها و صحبت با جوانها و شنیدن از آنها و گفتن با آنها برای ما مهم است. هر کسی به آیندهِی کشور علاقهمند است، ناگزیر بایستی به جوانها کمک کند برای اینکه بتوانند این آینده را به بهترین وجهی انشاءالله بسازند.
۲) وجود عناصر ذیقیمت در طبیعت جوانی
بخش دیگر از منطق گفتگو با جوانها هم عبارت است از نگاه به طبیعت جوانی. خب همان طور که امروز هم در بیانات شما عزیزان مشاهده شد و همیشه در مورد جوانها این قضاوت را بنده دارم طبیعت جوان، با امید، با ابتکار، با صراحت، با خطرپذیری، با خستگیناپذیری همراه است و اینها برای ادارهی جامعه عناصر ذیقیمتی هستند؛ بخشی از مشکلات ما ناشی از خطرپذیر نبودن یا خسته شدن، یا عدم وجود ابتکار، یا عدم صراحت، یا ناامید بودن است؛ اینها در جوانها نیست، لذاست که ما مایلیم با این مجموعهی جوان که طبعاً دارای این طبیعت هستند، بیشتر گفتگو بشود و بحث بشود.
توجّه به موقعیّت حسّاس کنونی کشور از سه زاویه:
البتّه مسئله در شرایط کنونی کشور ما اهمّیّت بیشتری دارد و این ناشی است از موقعیّت کنونی کشور که به نظر من برای هر گونه تصمیمگیری و هر گونه اقدام بایستی به موقعیّت کنونی کشور توجّه کرد که موقعیّت بسیار مهم و حسّاسی است. من حالا یک مختصری در زمینهی این موضوع، یعنی مسئلهی موقعیّت کنونی کشور عرض میکنم. از سه زاویه و نگاه کلّی به موقعیّت کشور میشود نگاه کرد:
۱) جمهوری اسلامی، یک طرفِ مبارزهی وسیع و عظیم در سطح جهانی
یک زاویه عبارت است از اینکه یک حقیقت روشنی وجود دارد و آن اینکه جمهوری اسلامی امروز طرف یک مبارزهی وسیع و عظیمی در سطح جهانی است؛ یک مبارزهی جدّی که یک طرف آن، نظام جمهوری اسلامی است، یک طرف جبههی کفر و ظلم و استکبار است؛ جمهوری اسلامی امروز درگیر یک چنین مبارزهی عظیم و وسیعی است؛ در این هیچ تردیدی نباید داشت. جبههی مقابل سعی دارد که جمهوری اسلامی را از میدان خارج کند با انواع شیوهها و ترفندهایی که در اختیار دارد و امکاناتی که در اختیار دارد؛ که اگر چنانچه موفّق بشود ــ که قطعاً هم انشاءالله موفّق نخواهد شد ــ برای آیندهی کشور بسیار گران تمام خواهد شد که جمهوری اسلامی در مواجههی با این جبههی ظلم و کفر و استکبار عقبنشینی کند و تسلیم بشود و از میدان خارج بشود.
از طرف دیگر، مبارزهی جبههی کفر و استکبار با جمهوری اسلامی برای این است که یک الگو به وجود نیاید. ما بسیاری از مشکلاتی هم که تا امروز داریم، به خاطر همین است؛ [یعنی] کارشکنیهایی شده برای اینکه آن الگوی جذّاب برای ملّتها به وجود نیاید. ما از این کارشکنیها نمیتوانیم صرف نظر کنیم، یا اینها را ندیده بگیریم؛ اینها وجود داشته، الان هم وجود دارد. بنابراین یکی از زاویههای دید ما نسبت به موقعیّت کشور، به این قضیّه بر میگردد که بدانیم جمهوری اسلامی درگیر یک چنین نبرد سیاسی، نبرد فکری، نبرد نرم و جنگ نرم و احیاناً برخوردهای سخت با جبههی وسیع ظلم و کفر و استکبار است.
۲) ظرفیّت بالای کشور برای مقابله
زاویهی دید دیگر به موقعیّت کشور این است که ما توجّه کنیم، ظرفیّت کشور برای مقابله بالا است؛ ما برای مقابلهی با همین جبههی وسیعی که قدرتمند هم هست، و از قدرتهای ظاهری برخوردار است، از ظرفیّتهای بسیار بالایی برخورداریم؛ این را تجربهها به ما نشان میدهد؛ ما تجربهی زیادی در این زمینه، در این سالها داریم که این تجربهها به ما ثابت میکند که ما ظرفیّت برخورد و مواجهه و مقابلهی با این جبههی عظیم را داریم؛ هم تجربهی مجاهدت نظامی داریم، سالهای دفاع مقدّس و قضایای گوناگونی که بعد از آن وجود داشته است و مسائل منطقهای که بعضی از شماها در قالب اظهار ارادت به شهید عزیزمان، شهید سلیمانی به آنها اشاره کردید؛ هم جهاد علمی که در دنیا اعتراف شد که سرعت حرکت جمهوری اسلامی در زمینهی پیشرفت مسائل علمی چندین برابر سرعت متوسّط دنیا است که این خیلی موضوع مهمّی بود و خوشبختانه هنوز هم ادامه دارد؛ و هم جهاد فرهنگی.
مجموعهی عظیم جوانِ پایبند به مبانی دینی، در مقابل هجوم فرهنگی دشمن
ببینید، علیرغم همهی این ظواهری که [شما] دوستان اشاره کردید، بنده هم به آنها توجّه دارم و اذعان دارم، یک واقعیّتی وجود دارد؛ علیه کشور ما در زمینهی هجوم فرهنگی خیلی کار دارد میشود؛ مال امروز هم نیست، حالا امروز هم که فضای مجازی آمده است و حجمْ چند برابر شده، لکن از سابق هم به وسیلهی رادیوها، به وسیلهی تلویزیونها، با وسایل گوناگون علیه مسائل فرهنگی در جمهوری اسلامی تلاش میشده و کار میشده. علیرغم همهی اینها یک مجموعهی عظیم جوان -نه یک مجموعهی کوچک، نه یک اقلّیّت- پایبند به مبانی دینی، به مبانی اعتقادی و مبانی فرهنگی جمهوری اسلامیاند؛ این نشاندهندهی آن است که ما در جهاد فرهنگی هم از دشمن قویتر هستیم. مسائل گوناگونی [هست] که بعضی از آنها را شماها اشاره کردید، بعضی را هم اشاره نکردید. تظاهرات دینیای که این سالها دارد انجام میگیرد -مسئلهی راهپیمایی اربعین، مسئلهی اعتکاف، مسئلهی عزاداریهای حسینی، بعد در این اواخر مسئلهی تشییع عظیمِ بینظیر شهید عزیزمان، شهید سلیمانی، و از این قبیل چیزها- همه نشاندهندهی این است که جمهوری اسلامی در نبرد و مبارزهی فرهنگی هم با جبههی استکبار با همهی تلاشی که او دارد میکند، عقبمانده نیست و کارهای بزرگی انجام شده و پیشرفتهای بزرگی صورت گرفته؛ بنابراین در مجاهدت فرهنگی هم همین جور است. در جهاد اجتماعی هم همینجور است؛ [مثل] همین حجم خدماتی که در این قضایای اخیر یا در سیل سال گذشته، یا در زلزلهها یا در حضور همین گروههای جهادی در روستاها مشاهده شد و حرکت عظیمی که در این زمینه به راه افتاد؛ که اینها همه نشاندهندهی این است که در جهاد اجتماعی هم کارکرد ما، کارکرد کشور و ظرفیّت کشور بسیار بالا بوده و حتماً از این بیشتر هم هست در مناطق محروم و مانند اینها.
خب حالا همین جا [به یک مطلب] اشاره کنم؛ اشاره کردند به فعّالیّتهایی که دستگاههای خدماتی مرتبط با رهبری دارند کار میکنند؛ من به شما عرض بکنم: اعتقاد دارم که از اکثر این فعّالیّتها شما خبر ندارید؛ یعنی این هم یک مقداری به همین شفاف نبودن که جزو اعتراضهای شما است، برمیگردد؛ یعنی از خیلی از کارهای عظیمی که اینها دارند انجام میدهند، اغلب خبر ندارند. کارهای خوبی در زمینهی خدمات اجتماعی دارد انجام میگیرد، در زمینهی جهاد فکری هم همین جور؛ در باب جهاد فکری هم کارهای فکری، زیاد شده؛ پایبندی به شعارهای انقلاب، خوب شده؛ همین بحثهایی که شما میکنید نشاندهندهی عمق و پیشرفت کار فکری است.
البتّه ممکن است کسانی بگویند «آقا ۴۰ سال یا به قول یکی از آقایان ۴۲ سال از پیروزی انقلاب گذشته»؛ بله ۴۲ سال برای این گونه مسائل عمومی و کلان، زمان زیادی نیست، زمان کوتاهی است. خیلی از این کارها در طول زمان بتدریج انجام میگیرد، بخصوص با مشکلاتی که در کشور ما وجود داشته. بنابراین ما به موقعیّت کشور اگر بخواهیم از این زاویهی دید نگاه کنیم، باید اعتراف کنیم و قبول بکنیم که ظرفیّت کشور برای مواجههی با دشمن -چه در زمینهی مسائل نظامی، چه در زمینهِی مسائل علمی، چه در زمینهی مسائل اجتماعی، چه در زمینهی مسائل فرهنگی و غیره- ظرفیّت بسیار بالایی است و ما راحت میتوانیم با این جبهه مواجهه و مقابله کنیم و بر او پیروز بشویم؛ یعنی این امید به پیروزی یک امید موهومی نیست، یک امید متّکی به این واقعیّت روشن است.
۳) نهادینه شدنِ احساس قدرت و عزّت در کشور
یک زاویهی دید دیگر هم وجود دارد و آن احساس قدرت و عزّتی است که در کشور نهادینه شده، که این خیلی چیز مهمّی است؛ یعنی در کشور یک احساس نهادینهشدهای در عموم تقریباً وجود دارد. حالا بعضیها منفیبافی میکنند و ضعفهایی را که در وجود خودشان هست، به کشور، به جامعه، به نظام جمهوری اسلامی نسبت میدهند لکن واقعیّت قضیّه این است که خوشبختانه در کشور یک احساس عمومی عمیقی وجود دارد و آن، احساس عزّت و قدرت است.
ایجاد احساس حقارت در ملّتها، زمینهای برای تسلّط استبداد و استعمار
ببینید، من یک توضیحی اینجا عرض بکنم: یکی از چیزهایی که در برخورد استبدادی و استعماری با ملّتها خیلی اهمّیّت دارد این است که قدرتهای استعمارگر و سلطهگر سعیشان در ایجاد حسّ حقارت در آن ملّتهایی است که میخواهند بر آنها تسلّط پیدا کنند؛ یعنی یک مقدّمهی لازم برای آنها این است که آن ملّت را تحقیر کنند، در او احساس حقارت به وجود بیاورند، احساس ناتوانی را به او تزریق کنند، به او تفهیم کنند که او چیزی نیست، هویّتی ندارد، کسی نیست و اهمّیّتی ندارد؛ این یکی از کارهای اساسی است. و این کار متأسّفانه در ایران انجام گرفت؛ یعنی از اواخر دورهی قاجار شروع شد؛ هم استبداد داخلی سلاطین آخری قاجار، هم سیاستهای مداخلهگر بسیار خطرناک و متنفّذی که در کشور بودند -عمدتاً سیاست انگلیس- به این معنا دامن زدند. البتّه آن وقت روس و انگلیس هر دو تسلّط داشتند، منتها روسها به دلایل گوناگونی که حالا جای بحثش نیست، یک مقداری عقب نشستند؛ عمده انگلیسها مسلّط بر مسائل کشور بودند که یک نمونهاش آن قرارداد ۱۹۱۹ وثوقالدّولهی معروف است(۱) -قرارداد استعماری معروف- یعنی این حالت تحقیر را و حقارت عمومی را و بیکاره بودن و هیچکاره بودن ملّت را تحقّق بخشیدند در کشور، و همین زمینه شد برای روی کار آمدن کسی مثل رضای پهلوی و ادامهی حکومت او و بعد روی کار آمدن محمّدرضا پسر او، که این یک حادثهی فاجعهباری در کشور ما بود که دشمنان انجام دادند و ملّت تماشاچی بود؛ در زمینهی روی کار آمدن رضاخان پهلوی ملّت یک تماشاچیای بود و اصلاً تأثیری نداشت، حضوری نداشت، «لا» و «نَعم»ی نداشت؛ [همین جور] نگاه کردند، یک اتّفاقی افتاد، یک کودتایی شد؛ نه دنبالش گشتند که ببینند که بود، چه بود، نه اظهار نظری کردند، نه ایستادگی کردند، و دچار عواقب سختش هم شدند؛ یعنی آن بهاصطلاح استبداد و دیکتاتوری پنجاهساله را ملّت ایران تحمّل کردند به خاطر همان احساس حقارت و تحقیری که اوّل شده بودند.
انقلاب اسلامی و ریشهکنی حکومت پهلوی، یک زلزله در دنیا
درست نقطهی مقابل این در انقلاب اسلامی اتّفاق افتاد. در انقلاب اسلامی جوانهای کشور احساس کردند که قادرند یک کار نشدنی را که همه در قضاوتهایشان میگفتند این کار نشدنی است -و آن، تکان دادن حکومت پهلوی بود- به بهترین وجهی انجام بدهند؛ و نه اینکه حکومت را تکان بدهند بلکه ریشهکن کنند. حکومتی که خارجیها بجدّ در پشتیبانی او تلاش میکردند و کار میکردند. آمریکاییها همان طور که امروز میبینید از بعضی از دولتها دفاع میکنند، به طور قاطع از حکومت پهلوی دفاع میکردند، سینه سپر میکردند، ایستاده بودند، منتها دفاع آنها از حکومت پهلوی بیشتر بود از آنچه امروز از بعضی از حکومتهای وابستهی به خودشان حمایت میکنند و دفاع میکنند.
و سختگیریهای داخلی هم که خب فوقالعاده بود؛ یعنی آن کاری که در آن زمان با مردم، با مبارزین، با مخالفین، با معترضین صورت میگرفت، برای جوان امروز قابل حدس نیست؛ یعنی آن کاری که آن روز انجام میگرفت، اصلاً از ذهن شما بسیار دور است؛ فرض بفرمایید که داشتن یک کتاب، یا یک نیمسطر نوشته در یک دفتر، موجب میشد که طرف، مدّتها متحمّل زندان بشود، علاوه بر شکنجههایی که قبل از محکومیّت متحمّل میشد؛ یعنی چیز فوقالعادهای است دیگر و اصلاً حالا قابل بحث نیست در این زمینه. جوان ایرانی و ملّت ایران مجموعاً توانستند با ارادهی خود، با قدرت خود، این حکومتِ این چنین را ریشهکن کنند، یک کار نشدنی را انجام بدهند و دنیا را متحیّر کنند؛ یعنی وقتی که نظام جمهوری اسلامی بر روی کار آمد و حکومت وابستهی پادشاهی در کشور از بین رفت، دنیا متحیّر شد؛ یعنی مدّتی در بهت فرو رفتند که این چه اتّفاقی است که دارد میافتد؛ به معنای واقعی کلمه یک زلزله در دنیا به وجود آمد. بعد از آن هم تا امروز عوامل احساس عزّت و احساس قدرت پیدرپی در کشور به وجود آمده و سطح اقتدار ملّی را خوشبختانه به اینجا رسانده؛ یعنی کشوری هستیم که در مقابل زورگویی، با قدرت با صراحت میایستیم، نه اینکه فقط یک نفر یا دو نفر در دستگاه حکومت چنین حالتی را داشته باشند؛ نه، ملّت به طور عموم این احساس را دارند، این احساس قدرت را دارند، این احساس عزّت را دارند. حالا البتّه کسانی هم هستند که منفیبافی میکنند و بسیار اندک و در اقلّیّت و منزوی هستند، [امّا] عموم ملّت این احساس قدرت و عزّت را دارند.
تلاش دشمن برای مخدوش کردن این احساس عزّت و قدرت
البتّه دشمن سیاست تلاش برای تحقیر ملّت را ادامه میدهد؛ یعنی امروز هم همان سیاستها را دارند [ادامه میدهند؛] یعنی دشمن مأیوس نشده است از اینکه بتواند در روحیات مردم تأثیر بگذارد. این نکته را بایستی همهی ما در تحلیلهایمان، در اظهارنظرهایمان، در اعتراضهایمان در نظر بگیریم که دشمن امروز در صدد این است که این احساس عزّت را، احساس قدرت را، اطمینان به نفسْ ملّی را مخدوش کند و از بین ببرد. البتّه دشمن تلاش میکند، خدای متعال هم عکس این را تقدیر کرده. همین حادثهی کرونا موجب شد که مردم احساس عزّت بیشتری پیدا کنند؛ خب شما ملاحظه کنید، در غرب، در کشورهای غربی، در آمریکا چه خبر است. همین حادثه که اینجا هم آمد، آنجا هم رفت؛ آنجا ببینید وضع چه جوری است، اینجا وضع چه جوری بود: مدیریّتی که شد، حضوری که مردم پیدا کردند، کارهای بزرگی که در این زمینه انجام گرفت. یا [مثلاً] پرتاب ماهواره، یا کارهای علمیای که الان دارد انجام میگیرد برای شناخت همین ویروس. اینها همه حوادثی است که خدای متعال [مقدّر کرده]؛ یا این نهضت عظیم کمک مؤمنانه و خدمتی که انجام گرفت. پس شرایط کشور، اینها است. آن جبههبندی هست، آن دشمنی هست، آن ظرفیّتها هست و این احساس عزّت و قدرت هم در کشور وجود دارد.
لزوم توجّه به حضور جوانان در بخشهای مختلف و مدیریّتهای میانی
خب حالا با توجّه به این، [در مورد] مسائل مربوط به جوانها و آنچه من به نظرم میرسد که به جوانها عرض بکنم، چیزهایی یادداشت کردهام که عرض میکنم. البتّه خوشبختانه بر اثر تأکیدهایی که شده و تکراری که شده است، توجّه به مسئلهی جوان پیدا شده؛ حالا در بیانات دوستان، شاید اظهارات مأیوسانه وجود داشت لکن به نظر من این جور نیست، توجّه به حضور جوانها در بخشهای مختلف پیدا شده و در این زمینه دارد کار میشود. حالا این هم که مقصود ما از «جوانگرایی» چیست، از همان جملهی سؤالهایی است که پاسخ آن را بایستی دوستان در بخشهای دانشگاهی و مانند اینها بدهند. توجّه پیدا شده است به حضور جوانها و اهمّیّت داده میشود به حضور جوانها، به ورود آنها در مدیریّتهای میانی، به اظهار نظرهای آنها و مانند اینها.
کارهای خوب انجام شده در یک سال گذشته در محیطهای دانشجویی و حوزوی
بیشتر و عمدتاً خود محیطهای دانشجویی هم خوشبختانه کارهای خوبی را انجام دادهاند. در همین یک سال گذشته، یعنی از سال گذشته [هنگام] تشکیل این جلسه تا امروز کارهای خوبی انجام گرفته. یکی از این کارهای بسیار خوبی که در محیط دانشجویی و همچنین در حوزهی علمیّه صورت گرفته، موضوع «مسئلهمحوری» در بحثها و در کارها است که این جزو توصیههای ما بود، خوشبختانه دنبال شده و مسائل خاصّی، مسائل مهمّی به طور مسئلهمحور مطرح شده و روی آن کار شده، به نظرات خوبی رسیدهاند. یا پرداختن به مسائل بینالمللی که این هم جزو توصیههای ما بود. خوشبختانه من در طول این یک سال مشاهده میکنم که به مسائل متعدّدی در زمینهی موضوعات بینالمللی توجّه شده، که من البتّه نمیخواهم اسم بیاورم. حالا اعتراض شد به اینکه «چرا فلان موضوع را دنبال نکردند»؛ خب اطّلاع ندارید، دنبال کردند. یک موضوع بخصوصی را یکی از برادرها اسم آوردند که چرا این قضیّه دنبال نشد؛ دنبال شد، جدّی هم دنبال شد؛ منتها خب آن نتایج مطلوب به دست نیامد، ولیکن کار بجدّ دنبال شد؛ یک سرِ کار دست ما بود، یک سرِ کار دست دیگران بود و طبعاً نمیتوانست به نتیجه برسد. به هر حال در مسائل بینالملل جوانها کار کردند، یعنی فکر کردند؛ بحث فعّالیّتهای جهادیِ واقعاً شگفتانگیز که حقیقتاً بنده با اینکه بارها تشکّر عرض کردهام، باز هم لازم میدانم تشکّر کنم و خدا را شکر کنم که الحمدلله جوانهای ما را این جور آماده کرد. این گلهای هم که دوستان جهادی دارند، گلهی بهجایی است که چرا در مجامع تصمیمگیری برای مسائل، از اینها دعوت نمیشود یا چرا برای تدوین خدماتی که صورت میگیرد از اینها نظرخواهی نمیشود و صرفاً به عنوان نیروی کار و بهاصطلاح خدمتگر از اینها استفاده میشود؛ اینها خب اشکالات واردی است که درست است.
پرداختن مسائل مربوط به واگذاریها که یکی از کارهایی بود که امسال در مجموعهی جوانی انجام گرفت؛ البتّه در این زمینهها ممکن است بعضی از تندرویها بوده، لکن نفْس دنبال کردن این موضوعات به نظر ما خوب بود، مسئولین را متوجّه مسئولیّتهایشان کرد. حالا آن اشکالی که یکی از دوستان کردند که دانشجوها کار میدانی در این زمینه انجام دادند و موافق نیستند، آن قابل بحث است لکن به هر حال نفْس دنبال کردن این موضوعات به نظر ما خوب بود؛ که یک تشکّلهای خودجوشی هم به وجود آمد. پیگیری مسائل خانواده و مسائل زن که خوشبختانه اینجا هم حالا اشاره شد که به نظر این حقیر جزو مسائل مهم است و باید دنبال بشود و یقیناً در این زمینه کمکاری صورت گرفته؛ و هر چه در این زمینه گفته بشود و اعتراض بشود، من قبول دارم و معتقدم کمکاری جدّیای در این زمینه انجام گرفته. [این] خوشبختانه یکی از مباحثی بود که دیدم در بحثهای دانشجویی وجود دارد.
چند توصیه به جوانان: ۱) خودسازی فردی و اجتماعی
خب حالا توصیههایی که بنده عرض میکنم با توجّه به همهی آنچه گفته شد؛ چند مطلب را من یادداشت کردهام. توصیهی اوّل من به شما جوانهای عزیز، چه دانشجو و چه بقیّهی جوانهایی که از آنها اسم آوردم، مسئلهی خودسازی است؛ خودسازی خیلی مهم است؛ هم در ابعاد فردی، هم در ابعاد جمعی. هم شخص خود شما باید خودسازی کنید، هم جمعتان باید به عنوان یک جمع خودسازی کند؛ خودسازی خیلی مهم است. فرصت ماه رمضان فرصت خوبی است؛ اگرچه به اواخر ماه رسیدیم لکن همین چند روزی که باقی مانده، فرصت خوبی است [برای] دعا، مناجات، اُنس با قرآن؛ و رها نکردن کار ارتباط معنوی با تمام شدن ماه رمضان؛ یعنی این جور نباشد که ماه رمضان حالا چون روزه هستید و مثلاً شرایط دعا و مناجات و حال و حضور آماده است، کارهایی انجام بگیرد، ماه رمضان که تمام شد بکلّی رها بشود؛ نه، اُنس با قرآن، ارتباط با قرآن، نماز با حضور، نماز در اوّل وقت، توجّه به ادعیه- که حالا من به بعضی از ادعیه هم اشاره کردم، به بعضی هم اشاره میکنم -مواردی است که به نظر من برای خودسازی لازم است. این کمک میکند به شما که از لغزشگاهها راحت عبور کنید، بسلامت عبور کنید. لغزشگاههایی وجود دارد؛ ترس، یک لغزشگاه است، تردید، یک لغزشگاه است، احساس ضعف، یک لغزشگاه است، انگیزههای ناسالم، یک لغزشگاه است؛ لغزشگاههای زیادی سر راه ما وجود دارد، بخصوص برای فعّالان مسائل اجتماعی؛ لذا اینها بیشتر به خودسازی احتیاج دارند و نیاز دارند که بُنیهی روحی و معنوی خودشان را قوی کنند. به نظر من وقتی بُنیهی روحی و معنوی شما قوی شد، هم در زمینهی فکر، هم در زمینهی تصمیمگیری، هم در زمینهی عمل، تواناییهای بیشتری پیدا خواهید کرد و ما در نسل جوان به اینها نیاز داریم؛ این توصیهی اوّل ما و عرض اوّل ما به شما جوانان عزیز است؛ و شما به معنای واقعی کلمه مثل فرزندان من هستید و همان چیزی را برای شماها دوست دارم که برای فرزندان نسلی خودم دوست دارم و آنچه را عرض میکنم، به معنای واقعی کلمه برای شما مفید میدانم که عرض میکنم؛ این توصیهی اوّل.
۲) تقویت مبانی معرفتی و پرهیز از انفعال و انحراف
توصیهی دوّم تقویت مبانی معرفتی است؛ این خیلی مهم است. الحمدلله در شماها خوشفکر خیلی زیاد است و در زمینههای مختلف فکر میکنید، کار میکنید، منتها محیطهای جوان از جمله دانشگاه از قدیم آماج آسیبهایی بوده، از جمله دو آسیب بزرگ متوجّه محیطهای جوان بوده که این دو آسیب یکی انفعال است، یکی انحراف است. انفعال یعنی احساس دستبسته بودن، بیفایده بودن، ناامیدی در مقابل حوادث سخت، که این با آن توصیهی قبلی برطرف میشود؛ یعنی معنویّت که تقویت شد، انفعال مطلقاً به وجود نخواهد آمد. انحراف ــ انحراف فکری، انحراف در مبانی معرفتی ــ با این توصیه برطرف میشود. ببینید ما در اوایل انقلاب جوانهایی را داشتیم که اینها مردمان مسلمانی بودند و برای اسلام وارد میدان شده بودند امّا چون مبانی معرفتیشان ضعیف بود، پایههای معرفتیشان محکم نبود ــ حالا به هر دلیلی محکم نبود ــ اینها جذب گروههای التقاطی شدند و از یک جوان مؤمن سالمِ اسلامطلب و مؤمن تبدیل شدند به کسانی که بر روی هممیهن خودشان اسلحه کشیدند، جوان را، پیر را، کاسب بازاری را هدف قرار دادند و آماج حملهی خودشان قرار دادند و آن فجایع را، آن جنایات را به وجود آوردند؛ به خاطر ضعف مبانی معرفتی جذب آن گروههای ناسالم شدند و به این راهها کشانده شدند؛ آخر هم سر از زیر پرچم صدّام درآوردند؛ یعنی آخرش هم کارشان به اینجا رسید؛ منشأ همهی اینها همان عدم استقرار فکری بود. کسان دیگری در همان زمان بودند ــ ما میشناختیم افراد را، بنده قبل از انقلاب با خیلی از این افراد آشنا بودم در همین مجموعههای گروهی و مانند اینها ــ که قرص و محکم ایستادند؛ چون مبانی فکریشان درست بود، با کتابهای شهید مطهّری مرتبط بودند، با تفکّرات علّامه طباطبائی آشنا بودند، با حرفهای مرحوم شهید صدر آشنا بودند، مبانی فکری و معرفتیشان محکم بود، [لذا] قرص و محکم ایستادند؛ بعضی هم مبانی معرفتیشان ضعیف بود و متأسّفانه رفتند. یا بعدها در اوایل انقلاب کسانی کارهای انقلابی کردند و بعد از مدّتها جزو پشیمانها شدند -جمع پشیمانها- که یکی از مسائل انقلاب ما عبارت از همین مسائل حضرات پشیمان است که یک روز انقلابی بودند و بعد، از انقلابی بودن پشیمان شدند.
دعاهای فوقالعادهی صحیفهی سجّادیّه
این به خاطر این است که مبانیِ معرفتی ضعیف است دیگر؛ یعنی وقتی مبانیِ معرفتی ضعیف بود، طبعاً نمیتواند آنها را در مقابل حوادث، در مقابل سؤالها، در مقابل ابهامها حفظ کند و در صراط مستقیم نگه دارد. لذاست که به نظر من به مسائل ایمانی و مسائل اعتقادی و معرفتی بپردازید. ببینید، این دعا که عرض کردم -دعای بیستم صحیفهی سجّادیّه، دعای معروف مکارمالاخلاق- این جوری است: اَللَهُمَّ بَلِّغ بِایمانی اَکمَلَ الایمانِ وَ اجعَل یَقینی اَفضَلَ الیَقین؛ میگوید یقین را دارم امّا بهترین یقین قرار بده یقین من را. وَ انتَهِ بِنیَّتی اِلى اَحسَنِ النِّیّات وَ بِعَمَلی اِلى اَحسَنِ الاَعمال، تا آخر این دعا. دعا البتّه دعای عجیبی است. من توصیه میکنم که عزیزان، جوانها با این دعای بیستم صحیفهی سجّادیّه آشنا بشوند. البتّه دعاهای صحیفه فوقالعاده است؛ یعنی صحیفهی سجّادیّه بحث یک دعا و دو دعا نیست. حالا دعای بیستم را من عرض کردم، دعای بیستویکم هم به یک نحو دیگر دعای عجیبی است و دعاهای گوناگون دیگری که در این کتاب فوقالعاده باارزش وجود دارد. حالا این دعای بیستم را که دعای مکارمالاخلاق است بخوانید، به آن توجّه کنید. خوشبختانه ترجمههای خوبی از صحیفهی سجّادیّه انجام گرفته که من سه چهار مورد از این ترجمهها را دیدهام، انصافاً ترجمههای بسیار خوبی است و مورد اعتماد است؛ به اینها مراجعه کنید، از آنها استفاده کنید. این هم توصیهی دوّم ما است به شما عزیزان.
۳) اهمّیّت ادامهی آرمانخواهی و مطالبهگری
توصیهی سوّم این است که این پرچم آرمانخواهی و مطالبهگری را زمین نگذارید؛ همهی این بحثها و صحبتی که در این مدّت یک ساعت و نیم شما دوستان در اینجا [بیان] کردید، مطالبهگری بود دیگر؛ مخاطب مطالبهگری هم گاهی خود این حقیر بودم، گاهی دستگاه دفتر ما بود، گاهی مجموعههای دیگر بودند؛ این بسیار چیز باارزشی است؛ این مطالبهگری را از دست ندهید، این آرمانخواهی را از دست [ندهید]. اینها آرمانخواهی است؛ ممکن است بعضی از این چیزهایی که شما مطالبه میکنید عملی نباشد که واقع قضیّه هم همین است؛ یعنی وقتی انسان وارد عمل شد مشکلات کار میدانی برای او بیشتر آشکار میشود، معلوم میشود که همهی آن چیزهایی که میخواستیم، یا نمیتوانسته عملی بشود یا نمیتوانسته به این زودی عملی بشود؛ لکن خودِ این آرمانخواهی باارزش است؛ برای اینکه اگر آرمانخواهی وجود نداشته باشد راه را گم میکنیم؛ این آرمانخواهی موجب میشود که ما راه را گم نکنیم و وسط راه، کج و راست و به چپ و راست حرکت نکنیم. این آرمانخواهی را داشته باشید؛ این آرمانهای مهم را: عدالت، استقلال، رفع فساد، در نهایت تمدّن اسلامی. آرمان اصلی و واقعی و نهایی، ایجاد تمدّن اسلامی است؛ اینها را از دست ندهید و اینها را مطالبه کنید و بخواهید روی آن فکر کنید؛البتّه مطالبهگری بایستی با شکلهای منطقی باشد که حالا در این زمینه هم ممکن است مطالبی عرض کنم.
ضرورت مراقبت در عدم سوء استفادهی دشمن از مطالبهگری شما
دو نکته را در زمینهی مطالبهگری من یادداشت کرده بودم که بگویم که به نظرم خوب است که توجّه بشود. نکتهی اوّل این است که مطالبه طبعاً با نوعی اعتراض همراه است. خب، بله مطالبه به معنای این است که یک نقصی وجود دارد و ما میخواهیم رفع آن نقص را مطالبه کنیم -طبعاً مطالبه این است- بنابراین با اعتراض همراه است؛ نگذارید این مطالبهی شما و اعتراض شما اعتراض به نظام اسلامی تلقّی بشود؛ این مهم است؛ دشمن منتظر این است. گاهی اوقات ممکن است شما فرض کنید به مسئلهی بورس -مِن باب مثال- اعتراض دارید یا مثلاً به مسئلهی پراید اعتراض دارید، اعتراض را ذکر میکنید؛ [امّا] دشمن از نحوهی اعتراض شما اعتراض به نظام را تلقّی میکند یا القا میکند که این اعتراض به نظام بود؛ این را نگذارید؛ این را جدّاً مانع بشوید و نگذارید که دشمن چنین فرصتی پیدا کند که از مطالبهی شما، از اعتراض شما یک چنین تلقّیای به دست بیاورد یا چنین تلقّیای را بتواند به مخاطب القا کند.
نکتهی دوّم اینکه پرچم مطالبهگری را اگر شما در دست داشته باشید، خوب است؛ [امّا] اگر شما این پرچم را زمین گذاشتید، کسانی ممکن است این پرچم را بردارند که هدفشان رفع مشکلات مردم نیست؛ [بلکه] هدفشان معارضه و مبارزهی با اسلام و با جمهوری اسلامی و با نظام اسلامی است؛ این را نگذارید؛ یعنی این باید اتّفاق نیفتد. البتّه جریان چپ مارکسیستی که همیشه دنبال این مسائل بوده امروز در دنیا آبرویی ندارد؛ این جریان چپ مارکسیستی دچار فقر شدیدند؛ هم از لحاظ اندیشهورزی ــ به قول خودشان، از لحاظ تئوری ــ واقعاً ضعیفند و حرف گفتنیای ندارند، هم از لحاظ سیاسی؛ تمامیِ رؤسا و بزرگانشان رفتند تسلیم آمریکا شدند، تسلیم رژیم صهیونیستی شدند، تسلیم گروههای سلطنتطلب شدند؛ بنابراین، هم فقر معرفتی دارند، هم فقر سیاسی دارند، هم فقر میدانی دارند؛ یعنی آدم فعّالِ کارآمدِ ازخودگذشتهای که در این زمینهها وارد میدان بشود، ندارند؛ بنابراین اینها کارهای نیستند، لکن به هر حال همیشه کسانی هستند که از شعارهای خوب و شعارهای درست بخواهند سوء استفاده کنند؛ شما اگر چنانچه این شعارها را رها کنید ممکن است آنها بگیرند؛ این هم یک نکته.
۴) انتقاد در کنار پیشنهاد و پرهیز از پرخاشگری
نکتهی چهارم، [اینکه] مطالبهگری فقط انتقاد نیست، مطالبهگری فقط اعتراض نیست، اگر چه در آن، اعتراض هم وجود دارد. انتقاد در کنار پیشنهاد؛ امروز البتّه پیشنهادهایی شد، خوب هم هست، بعضی از این پیشنهادها، پیشنهادهای قابل قبولی است، بعضی هم قابل بررسی است، لکن مجموعهی جوانی که این سخن را میشنوند و در این عرصهها فعّال هستند توجّه کنند اینکه ما صرفاً انتقاد کنیم، صرفاً اعتراض کنیم، این کار را پیش نمیبرد، این مطلقاً فایدهی جدّی و ماندگاری ندارد؛ حالا ممکن است یک فواید کوچکی اوّل کار داشته باشد؛ آنچه فایده دارد عبارت است از پیشنهاد. ببینید در اسلام هم نهی از منکر با امر به معروف همراه است، نهی از منکر همان اعتراض است، امر به معروف یعنی پیشنهاد، ارائهی راه حل، ارائهی کاری که باید انجام بگیرد و میتواند انجام بگیرد؛ اینها با هم هستند؛ بنابراین مطالبهگری را حتماً با ارائهی راه حل و دادن راه حلهای خوب و قابل قبول همراه کنید. و ضمناً مطالبهگری را با پرخاش و بدگویی هم همراه نکنید؛ خواهش من این است. البتّه شما امروز خیلی خوب، محترمانه با بنده صحبت کردید، خیلی متشکّرم. من البتّه سابقها، چه در دوران ریاست جمهوری چه حتّی قبل از ریاست جمهوری که دانشگاه میرفتم، گاهی اوقات با برخوردهای پرخاشگر هم مواجه میشدم و اهمّیّتی برایم نداشت، یعنی من با آن برخوردها هم میتوانستم کنار بیایم و بالاخره در مصاف بین این حقیر که آنجا روی سکو نشسته بودم و آن جمعی که انتقاد میکردند، آن که مغلوب میشد بنده نبودم.
امروز هم که خب الحمدلله همهی شما خیلی خوب صحبت کردید؛ لکن گاهی اوقات مسئولین میآیند در دانشگاهها یا در مجامع دانشجویی و مجامع جوانی شرکت میکنند برای گفت و شنود لکن تخریب میشوند. اینکه شما حالا اعتراض کردید که فلانی و فلانی و فلانی نیامدند در محیط دانشگاهی با اینکه دعوت شدند، بله، بنده هم مکرّر به مسئولین توصیه کردهام که بروند با [دانشجویان در] دانشگاهها صحبت کنند، توجیه کنند، حرف بزنند؛ عقیدهی من هم همین است منتها آنها در جواب میگویند که وقتی ما میرویم، هدف این جوانهایی که آنجا جمع میشوند، فهمیدن مسائل و روشن شدن مسائل نیست، هدفشان تخریب کردن است؛ به خاطر همین نمیآیند. من خواهش میکنم که فضای گفتگو را مسدود نکنید؛ یعنی وقتی که بحث تخریب و اهانت و بدگویی و مانند اینها پیش آمد، طبعاً فضای گفتگو مسدود میشود؛ نگذارید که این جوری بشود. مستدل و با منطق صحبت بکنید. البتّه ممکن است بعضی از حرفها تند باشد؛ اشکالی هم ندارد؛ حرف تند زدن منافات ندارد با اینکه در آن، پرخاش و اهانت و مانند این چیزها وجود نداشته باشد.
۵) اهمّیّت گفتمانسازی
نکتهی پنجم گفتمانسازی است که من در اوّل صحبت اشاره کردم؛ یکی از برکات این جلسهای که امروز ما با شما داریم و جلساتی که با جوانها داریم و داشتیم ــ لااقل سالی یک بار در این اواخر و قبلها بیشتر -گفتمانسازی بود؛ یعنی همین که شما یک مطلبی را میگویید، پخش میشود، مجموعهی جوانی و غیر جوانی آن را میشنوند، بتدریج ذهنیّت درست میکند. این ذهنیّتها همان گفتمان است؛ یعنی یک به اصطلاح جهتگیریِ فکری مشخّصی در جامعه به وجود میآورد که این چیز باارزشی است. خواهش من این است که جریانهای دانشجویی به گفتمانسازی اهمّیّت بدهند. مسائل نظام را استخراج کنید، فکر کنید، راهحلهای سنجیده و قوی پیشبینی کنید، اینها را مطرح کنید.
البتّه رسانهی ملّی باید کمک کند، بدون تردید رسانهی ملّی باید کمک کند. حالا امروز یعنی در این دورهی اخیر، رسانهی ملّی بخشهای جوان و شاداب و انقلابی هم دارد که خب دوستان آنها را مورد توجّه قرار ندادند. بالاخره بایستی به این نظرات جوانها و مطالبی که جوانها فراهم میکنند، توجّه بشود و گفتمانسازی بشود در جامعه. وقتی گفتمانسازی شد، جلب اقبال عمومی به مجموعههای جوان و پیشرو حاصل خواهد شد؛ یعنی اقبال عمومی به وجود میآید، آن وقت اثر خودش را در انتخاب مدیریّتها و امثال اینها به جا میگذارد.
علاج مشکلات کشور، دولت جوان و حزباللهی
من البتّه -همچنان که قبلاً هم در سال گذشته تأکید کردم و مکرّر هم گفتهام- به دولت جوان و حزباللهی معتقدم و به آن امیدوارم و البتّه دولت جوان صرفاً به معنای این نیست که باید یک رئیس دولت جوان، آن هم مثلاً جوان به معنای ۳۲ ساله داشته باشد؛ نه، دولت جوان، [یعنی] یک دولت سرِ پا و بانشاط و آمادهای که در سنینی باشد که بتواند تلاش کند و کار بکند و خسته و از کارافتاده نباشد؛ منظور این است. بعضیها تا سنین بالا هم به یک معنا جوانند؛ حالا همین شهید عزیزی که شما از او اسم بردید -شهید سلیمانی، و بنده شب و روز به یاد او هستم- شصت و چند سال سنّش بود، ایشان که خیلی جوان نبود؛ اگر دَه سال دیگر هم زنده میماند و بنده زنده میماندم و بنا بود که من مشخّص بکنم، او را در همین جا نگه میداشتم، یعنی کنار نمیگذاشتم او را که جوان هم نبود. بنابراین بعضی اوقات افرادی که در سنین جوانی هم نیستند، کارهای جوانانهی خوبی را میتوانند انجام بدهند. به هر حال به نظر من علاج مشکلات کشور، دولت جوان حزباللهی و جوان مؤمن است که میتواند کشور را از راههای دشوار عبور بدهد.
۶) گسترش جبههی انقلاب و پرهیز از طرد افراد معتقد
نکتهی بعدی، توصیهی بعدی که اینجا یادداشت کردهام و به نظرم [توصیهی] ششم میشود، [اینکه] جبههی انقلاب را گسترش بدهید، یارگیری کنید؛ حذف نکنید؛ صِرف اختلاف سلیقه و اختلاف نظر دربارهی فلان مسئله موجب طرد نشود. بعضی هستند که به اسلام و انقلاب و نظام اسلامی و به خیلی از خصوصیّاتی که شما به آن اهمّیّت میدهید معتقدند، در فلان مسئلهی خاص با شما موافق نیستند؛ این نباید موجب بشود که شما او را طرد کنید، از دایرهی انقلابیگری خارج بدانید. هر چه میتوانید جبههی انقلاب را گسترش بدهید، جذب کنید؛ البتّه منظورم جذب منافق نیست، جذب آدم بیاعتقاد نیست؛ جذب آدم معتقدی است که با شما اختلاف سلیقه دارد.
۷) صراحت و قوّت در مقابل ایجاد کنندگان تردید در مبانی و تزئین کنندگان دشمن
نکتهی بعدی -که نکتهی هفتم است- این است که در نقطهی مقابل این حالت طرد و رد، یک حالت دیگری هست که آن هم غلط است: بعضیها هستند همهی سعیشان این است که در مبانی انقلاب ایجاد تردید کنند و نشانههای پیشرفت کشور را انکار کنند؛ با اینها با قوّت و با صراحت حرف بزنید، یعنی مرزتان را با اینها مشخّص کنید. من هیچ توصیه نمیکنم با کسی که مبانی انقلاب را قبول ندارد و ایجاد تردید در این مبانی میکند و دشمن را تزئین میکند و راه غلط را در مقابل پای ما میگذارد، با مماشات رفتار کنیم؛ نخیر، آنجا با صراحت رفتار کنید، با قوّت رفتار کنید. و این [هم] که تردید ایجاد کنند، این ستون فقرات کار فرهنگی دشمن است؛ این، آن لُبّ جنگ نرم دشمن است که ایجاد تردید کنند. اگر کسی هم در مجموعهی کشور، داخل کشور همین کار دشمن را انجام میدهد، طبعاً باید در مقابل او ایستاد. بالاخره کسانی به دشمن کمک میکنند؛ یعنی تزئین میکنند دشمن را.
نفرت ملّتها و حتّی دولتها از آمریکا
من میخواهم این را عرض بکنم که آمریکا علیرغم هزینهی سنگینی که در طول سالهای متمادی انجام داده برای اینکه از کشور آمریکا یک موجود جذّاب برای همهِی دنیا به وجود بیاورد، امروز جامعهی آمریکایی نه فقط جذّابیّت ندارد، بلکه کشور آمریکا، جامعهِی آمریکایی و نظام آمریکایی به یک معنا یک موجود منفور در بخش مهمّی از دنیا شده؛ این واقعیّتی است. اینکه پرچم آمریکا را در خیلی از کشورها آتش میزنند حتّی در خود آمریکا -چندی پیش گزارش روشنی وجود داشت که پرچم آمریکا را یک عدّهای در خود آمریکا آتش زدند- [نشان میدهد که] ملّتها متنفّرند؛ حتّی رؤسای همین دولتهایی که با آمریکا همراهی میکنند در بسیاری از مسائل، آن وقتی که به حرف میآیند و حرف دل خودشان را بیان میکنند، آدم میبیند که نسبت به مجموعهی دولتمردان آمریکا و حکومت آمریکا حالت نفرت و حالت بیاعتمادی و بیاعتنائی دارند. البتّه این منفور بودن و مطرود بودن در این سالهای اخیر، یک مقدارش به برکت وجود این آقایانی است که آنجا سرِ کار هستند، یک مقدار مربوط به اینها است، [یعنی] این آقایان محترمی که در رأس کشورند؛ آن از رئیس جمهورشان که [دربارهاش] گفتند: «دکتر ترامپ»! یک برنامهای جوانهای طنّاز ما اجرا میکردند [به نام] «دکتر سلام»؛ آدم به یاد آن میافتد. آن از وزیر خارجهی بسیار کممایه و مهملگو و پُر حرف که دائماً همین طور اینجا و آنجا حرفهای بیحساب و بیکتاب و بیربط و و حرفهای بیمنطق و مهمل [میزند]؛ اینها البتّه تأثیر دارد؛ وجود این حضرات در نفرت ملّتها و حتّی مسئولان کشورها از آمریکا تأثیر دارد، لکن فقط این نیست؛ عملکرد بلندمدّت آمریکا، جنگافروزی آمریکا، عملکرد آمریکا در بسیاری از کشورها، در افغانستان، در عراق، در سوریه، [هم تأثیر دارد.] صریحاً اعلام میکنند که ما در سوریه در فلان جا نیرو پیاده میکنیم برای اینکه نفت در آنجا وجود دارد؛ یعنی با صراحت این را اعلام میکنند؛ وقاحت تا این حد. البتّه آمریکاییها نه در سوریه و نه در عراق ماندنی نیستند و باید خارج بشوند و قطعاً خارج خواهند شد، در این تردیدی نیست، یعنی اخراج خواهند شد لکن خب رفتارشان این [طور] است؛ برادرکشی، جنگافروزی، کمک به دولتهای مستبد و بدنام، دولتهایی که به معنای واقعی کلمه در دنیا بدنامند، جنایتهایی که کردند، جنگافروزیهایی که کردند، تروریسمپروریهایی که کردند، حمایت بیدریغی که از ظلم روزافزون رژیم صهیونیستی انجام دادند و بیعدالتیها و اخیراً هم مدیریّت افتضاحشان در قضیّهی کرونا، چیزهایی است که موجب نفرت از آمریکا است؛ حالا همین آمریکا را بعضیها سعی میکنند که در نظرها جلوه بدهند.
۸) توجّه به پیشرفت علمی
نکتهی بعدی که نکتهی هشتم است، مسئلهی پیشرفت علمی است. مسئلهی پیشرفت علمی را که بنده سالها است روی آن تکیه میکنم، همچنان مورد تکیه است. باز هم عرض میکنم: العِلمُ سُلطان،(۲) علم اقتدار است، علم قدرت است و باید دنبال علم بود. محیطهای دانشگاهی، محیطهای تحقیقاتی و پژوهشی حتماً بایستی به مسئلهی علم توجّه کنند. ضمناً توجّه بکنید، اینکه من تأکید میکنم روی مسئلهِی علم، [برای این است که] علم برای پیشرفت کشور است، علم برای گشایش افق آینده است، علم برای همان چیزی است که من سالها پیش گفتم که پنجاه سال بعد باید ما به جایی برسیم که هر کسی خواست از تازههای علمی دنیا بهره ببرد، مجبور باشد زبان فارسی یاد بگیرد؛ علم با این نیّت، با این هدف. آن کسانی هم که در دنیا علم را پیش بردند، کسانی هستند که با این جور هدفها وارد شدند، وَالّا [اینکه] دنبال کار علمی باشیم برای سود شخصیِ نقد کوتاهمدّت خودمان، نه، این ارزش زیادی ندارد؛ عمده نگاه کردن به علم با آن نگاه افقگشای این جوری است.
۹) اهمّیّت به مسئلهی حجاب و حیای اسلامی در محیط دانشگاه
توصیهی نهم، مسئلهی حجاب و حیای اسلامی است در دانشگاهها که من نسبت به این مسئله دغدغه دارم و من خواهش میکنم که هم مسئولان دانشگاهها و رؤسای دانشگاهها، هم مدیران وزارتهای مربوط به دانشگاهها، هم خود دانشجوها ــ بخصوص دخترخانمها ــ به مسئلهی حجاب، به مسئلهی فاصلهگذاری بین زن و مرد که در اسلام وجود دارد توجّه کنند، به آن اهمّیّت بدهند، موازین شرعی را در دانشگاه رعایت کنند.
۱۰) توجّه و مراقبت به سربازگیری دشمن از جامعهی جوان کشور
آخرین نکته این است که هم خود جوانان و هم کسانی که با مسائل جوانان و سازمانهای مرتبط با آنها سر و کار دارند باید بدانند همچنان که ما به مسئلهی جوان اهمّیّت میدهیم برای آیندهی کشور و پیشرفت کشور، دشمن ما هم برای تخریب کشور و برای به زانو در آوردن انقلاب، به مسئلهی جوان اهمّیّت میدهد، او هم نقش جوان را میداند. همه به این توجّه داشته باشند که آنها هم روی جوان ما کار میکنند، آنها هم سعی میکنند که از جوان ما سوء استفاده کنند، آنها هم همه این را دنبال میکنند و برای این برنامهریزی میکنند؛ یک جاهایی به عواملی در داخل کشور احتیاج دارند، روی جوان داخل کشور کار میکنند؛ یک جاهایی به عنصر تبلیغاتی و تحلیلگر و عنصر سیاسی و مانند اینها احتیاج دارند، روی او کار میکنند؛ یک جاهایی هم به این احتیاج دارند که یک جوانی را وادار کنند که مثلاً پشت به کشور بکند و برود که دیدهایم اتّفاق میافتد؛ هنرپیشه، ورزشکار، طلبهی نیمهسواد، دانشجو را به یک نحوی با سر و صدا وادار میکنند که از کشور خارج بشوند؛ از این قبیل کارها از طرف دشمن روی جوانها دارد انجام میگیرد. همه به این توجّه داشته باشند و مراقب باشند که به سربازگیری دشمن از جامعهی جوان کشور کمک نشود.
امیدوارم که خدای متعال به همهی شماها لطف و تفضّل کند. بنده برای جوانها به طور مرتّب، بدون تعطیل، یعنی هر شبانهروزی لااقل، یک مرتبه دعا میکنم؛ برای شما جوانها و برای همهی جوانهای کشور دعا میکنم که خداوند کمکشان کند، خدا هدایتشان کند، خدا سعادتمندشان کند، خدا مشکلاتشان را برطرف کند؛ مشکلات شغل، مشکلات ازدواج، مشکلات گوناگونی که دارند برطرف کند. باز هم دعا خواهم کرد انشاءالله؛ و امیدواریم که انشاءالله خداوند این دعاها را مستجاب کند و مستجاب هم میکند. مطمئنّاً وضع جامعهی جوان ما فردا از امروز بهتر خواهد بود به توفیق الهی و به برکت تفضّلات حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه). توسّل به این بزرگوار را هم همیشه در یاد داشته باشید و از این بزرگوار هم کمک و شفاعت و دعا بخواهید، و انشاءالله خدای متعال دل آن بزرگوار را به شما، به ما، به همهی ملّتهای مسلمان و ملّت عزیز ما مهربان کند و مهربان نگاه بدارد و ما را لایق این مهربانی قرار بدهد و به روح مطهّر امام بزرگوارمان و به روح شهدای عزیزمان درود میفرستیم و رحمت و مغفرت الهی را برای آنها مسئلت میکنیم. (انگشترهایی هم که آقایان فرمودند و آن خانم اشاره کردند، همچنین چفیه و قرآن و مانند اینها را که گفتند، انشاءالله همه را تقدیم خواهم کرد.)
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۲) شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید، ج۲۰، ص ۳۱۹
بیانات در ارتباط تصویری با ستاد ملی مبارزه با کرونا
بسم الله الرّحمن الرّحیم (۱)
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
سلام عرض میکنم به همهی حضّار محترم، آقای رئیسجمهور محترم و آقایانی که در این جلسه حضور دارند و کسانی که میشنوند این صحبت را. گزارشهایی که داده شد، بخصوص گزارش جامع جناب آقای رئیسجمهور لازم بود، خوب بود، روشنگر بود و ما همه احتیاج داریم به دانستن و شنیدن این گزارشها و این خصوصیّات. غرض بنده از این جلسه و تشکیل این برنامه در درجهی اوّل عبارت بود از خداقوّتی به دستاندرکاران محترم، به شما برادران عزیز و همین طور که اشاره کردید، مدّتها است تقریباً شبانهروزی برادران مشغول زحمت و کار هستند، و هم ابراز شکرگزاری نزد خداوند متعال به خاطر توفیق بزرگی که به ملّت ایران و مسئولین کشور عنایت کرد.
قبل از اینکه عرایضم را عرض بکنم، لازم میدانم تسلیت عرض بکنم به همهی مصیبتدیدگان در این حادثه، کسانی که عزیزانشان را از دست دادند، و برای مبتلایان به این بیماری و بیماریهای دیگر دعا کنیم و از خدای متعال شفای آنها را مطالبه کنیم، و برای درگذشتگان، رحمت الهی را و بخصوص برای کسانی که در حرکت جهادی در این راه به شهادت رسیدهاند، درجات عالی را از خداوند متعال مسئلت کنیم.
جهاد و تلاشی عظیم، در عرصهای متنوّع و وسیع
چیزی که حقیقتاً باید برای آن شکرگزاری کنیم، توفیقی است که خدای متعال به ملّت ایران و به مسئولین در این حادثه داد؛ کار بزرگی انجام گرفت، جهاد عظیمی در کشور به وجود آمد و به معنای واقعی کلمه یک تلاش جهادی بود، یک حرکت جهادی بود. و این باید در تاریخ ثبت بشود؛ بایستی بازخوانی بشود که حالا من بعداً اشارهای هم به این خواهم کرد. این جهاد عظیم در یک عرصهی متنوّع و وسیعی اتّفاق افتاد؛ هم در زمینهی درمان و انواع خدمات پزشکی و پرستاری و سایر خدمات درمانی که واقعاً کار خیلی بزرگی در این زمینه انجام گرفت و مجاهدتهایی اتّفاق افتاد، هم در زمینهی مسئلهی پیشگیری و غربالگری و بهداشت محیط و بهداشت عمومی و ضدّعفونی کردن مسیرها و خیابانها و مراکز اجتماع مردم و مانند اینها که من در این مورد، یک جملهای را در آخر عرایضم عرض خواهم کرد.
هم در زمینهی تولید لوازم و تجهیزات به وسیلهی شرکتهای مختلف، که هم به وسیلهی شرکتهای بخصوص دانشبنیان، هم دستگاههای گوناگون و مختلف، هم به وسیلهی آحاد مردم، در سطح کشور کاری که انجام گرفت -با این سرعت، تجهیزات مورد نیاز، لوازم مورد نیاز مردم تهیّه شد، در اختیار گذاشته شد که در موارد بسیاری به صورت مجّانی این کار انجام گرفت- این هم یک عرصهی دیگر است که حقیقتاً افتخارآمیز است. و هم در زمینهی خدمات رفاهی و نیکوکاری، که از لحاظ گستردگی و تنوّع این حرکتِ مؤمنانه، این کاری که در کشور شروع شد، به معنای واقعی کلمه حیرتانگیز است. از شرق تا غرب کشور، از شمال تا جنوب، در اغلب شهرها، شاید در همهی استانها، آحاد مردم، این حرکت عظیم کمک را شروع کردند؛ [همچنین] مسئولین، نیروهای مسلّح، بسیج، همهی دستگاههای گوناگون ذیربط. و [در مورد] آحاد مردم، ملاحظه میکنید و نشان میدهند این خدمت عظیمی را که مردم در این مساجد دارند میکنند؛ این هم واقعاً یک کار بزرگی بود که جز به ارادهی الهی، جز به دست قدرت الهی این کار امکان نداشت و نمیشد این جور مردم را وارد صحنه کرد.
هم در زمینهی حضور نیروهای داوطلب در کارهای سخت و همراه با خطر؛ خب ما از پرستارها و پزشکان عزیزمان مکرّر تشکّر کردیم، جای تشکّر هم دارد لکن در کنار اینها نیروهای داوطلبی وارد شدند؛ فلان جوان، فلان بسیجی، فلان طلبه وارد بیمارستان بشود و همکاری داوطلبانه در این کار سخت و خطرناک را به عهده بگیرد؛ یا همین طور که بعضی از دوستان در گزارششان گفتند، در زمینهی کفن و دفن که کار بسیار سختی بود؛ آن وقتی که حالا بعضیها پیشنهاد میکردند که اموات و جانباختگان این حادثه را بدون کفن و غسل دفن بکنیم، کسانی وارد شدند و این کار بزرگ را و کار سخت را و خطرناک را به عهده گرفتند. هم در زمینهی علمی و تحقیقاتی در مراکز دانشگاهی و در برخی از شرکتهای دانشبنیان برای اینکه ویروس را بشناسند، این ویروس متقلّب را که آن طور که متخصّصین میگویند شناختش خیلی دشوار است، راههای مبارزهی با آن را پیدا کنند؛ و من امیدوارم انشاءالله در این زمینه ما مثل بسیاری از زمینههای دیگر بتوانیم هنر استعداد ایرانی را به دنیا نشان بدهیم و جوانهای ما بتوانند واقعاً این ویروس را هر چه زودتر بشناسند و واکسن مقابلهی با آن را فراهم کنند، داروی درمانکنندهی بیماری را به دست بیاورند.
ثبت این افتخارات، به عنوان جلوههایی از فرهنگ اسلامی و انقلابی
خب، این کارها در زمینههای متعدّدی بود امّا در زمینهی برنامهریزی و مدیریّت هم حقیقتاً خیلی خوب عمل شد، یعنی همین ستاد شما، وزارت بهداشت و درمان، حقیقتاً در مورد برنامهریزی و ادارهی امور بسیار خوب عمل کردند. اینها افتخارات ملّی است، به معنای واقعی کلمه اینها افتخارات است، و جلوههایی از فرهنگ اسلامی و انقلابی را هم نشان داد؛ این رزمایش عمومیای که در بخشهای مختلف انجام گرفت، [این کارها] در بسیاری از موارد به معنای واقعی کلمه یک کار اسلامی و خدایی بود، این افتخارات باید ثبت بشود، باید بماند. حسّ بسیاری از فعّالان این جبههی وسیع، همان حسّ دوران دفاع مقدّس بود؛ یعنی کسانی که اینها را از نزدیک دیدهاند، میگویند که رایحهی خوش خدمات و پشتیبانیها در دوران دفاع مقدّس را در اینجا هم حس کردند.
من حالا این را میخواهم عرض بکنم -که این هم یک مطالبهی جدّی و یک آرزو است، انشاءالله این آرزو برآورده بشود- کاش کسانی بتوانند مثل شهید آوینی این جهاد عظیم و عمومی را روایت کنند ؛ همچنان که شهید آوینی با آن بیان شیرین و زیبا و اثرگذارِ خودش توانست جزئیّات جبهه را برای ما روایت بکند و آن را ماندگار بکند. کاش کسانی بتوانند این کار را بکنند؛ هم در گفتار و هم در نوشتار و هم در کارهای هنری و نمایشها و پدیدههای هنری.
صبر، حوصله، متانت و درخشش ملّت ایران
خب، ملّت ایران البتّه در یک بخش دیگری هم درخشید. یعنی اینها که عرض کردیم، میدانهای حضور ملّت ایران و مسئولین بود لکن در یک جنبهی دیگری هم ملّت ایران انصافاً خودش را بخوبی نشان داد و آن متانت و سراسیمه نشدن بود. وقتی که یک چنین حادثهای پیش میآید، طبیعی است که نگرانیهایی برای مصارف زندگی و مسائل عمومی پیش میآید که نمونههایش را شما در تلویزیون مشاهده کردید و در کشورهای دیگر حملهی به فروشگاهها و خالی کردن فروشگاهها و پُر کردن انبار منازل دیده شد [امّا] در کشور ما مطلقاً این معنا دیده نشد و مردم متانت به خرج دادند و صبر و حوصله به خرج دادند، سراسیمه نشدند؛ این خیلی با ارزش است.
ضمناً نقش خانواده هم مشخّص شد در این دوران خانهنشینی -تقریباً میشود گفت خانهنشینی عمومی- اینجا نقش خانواده و حضور خانواده اثر خودش را نشان داد. در آن کشورهایی که خانواده پایهی درستی ندارد، معنای درستی ندارد، این خانهنشینیها به این شکل اتّفاق نمیافتد یا لااقل به این شکلِ قابل تحمّل و قابل فهم و قابل قبول نیست. اینجا خانواده دُور هم جمع شدند؛ بخصوص باید به نقش زن خانواده تکیه کرد و تأثیر بسیار زیادی را که صبر و حوصله و زحمتکشی و حلم زنِ خانواده ایفا میکند در ادارهی خوب خانواده، حتماً بایستی از نظر دور نداشت.
شکست غربیها در این امتحان بزرگ در چند عرصه: ۱) در توانایی مدیریّتی
غربیها در این آزمون بینالمللی انصافاً شکست خوردند! این هم یک نکتهی مهمّی است که بنده اصرار دارم این نکته مورد غفلت قرار نگیرد و ناگفته نماند. غربیها در این امتحان بزرگی که در همهی دنیا -از شرق و غرب دنیا- پیش آمد، در چند عرصه شکست خوردند: اوّلاً در تواناییهای مدیریّتیشان شکست خوردند. با اینکه کشورهای غربی یعنی کشورهای اروپا و آمریکا دیرتر -بعضی از کشورها یک ماه یا مثلاً بیش از یک ماه دیرتر- از کشور ما و بعضی از کشورهای دیگر ابتلا پیدا کردند و فرصت داشتند برای اینکه آمادهسازی کنند و خودشان را مهیّا کنند برای مواجهه، در عین حال نتوانستند مواجهه را آنچنانی که باید و شاید ترتیب بدهند.
میبینید آمار جانباختگان در آمریکا چقدر بالا است، در بعضی از کشورهای اروپایی چقدر بالا است؛ آمار مبتلایان چقدر بالا است؛ مشکلات گوناگون زندگی در این کشورهایی که از لحاظ ثروت و تواناییهای گوناگون خیلی در سطح بالایی هم هستند امّا اینها در زمینهی گرفتاریهای زندگی برای مردم -چه بیکاریها، چه ابتلای به بیماری، چه جا پیدا نکردن در بیمارستانها و پشت در بیمارستان خوابیدن- مشکلات فراوانی پیدا کردند؛ یعنی بنابراین دولتهای غربی در تواناییهای مدیریّتی شکست خوردند.
۲) در فلسفهی اجتماعی
در فلسفهی اجتماعی هم شکست خوردند؛ فلسفهی اجتماعی غرب -یعنی در واقع و در روح و محتوا، فلسفهی مادّی که همه چیز را با پول محاسبه میکند- با نوع نگاهشان به سالمندان، به پیران، با نوع نگاهشان به کسانی که فایدهی مالیای برای کشورشان و برای جامعه ندارند، افراد مریض، افراد معلول، افراد عقبمانده، اینها را در دنیا انگشتنما کرد. در بعضی از کشورها خانههای سالمندان مغفولٌعنه ماندند که عدّهای از آنها به خاطر بیاعتنائی جان باختند یا افرادی از پیرمردها و سالمندان و عقبماندهی جسمیِ اجتماعی را راه ندادند؛این نشاندهندهی شکست آن فلسفهی اجتماعی حاکم بر این کشورهای غربی است که ادّعایشان هم خیلی زیاد است. در این کشورها پول معیار است ، همه چیز با پول محاسبه میشود؛ خب وقتی این جور شد، طبعاً به پیرمردی که برای جامعه پول تولید نمیکند نباید اعتنا کرد، به آن پیرزن فرسودهی کهنسال نباید اعتنا کرد، و اعتنا نمیکنند؛ این شکست آن فلسفهی اجتماعی است.
۳) در نمایش اخلاق عمومی
در نمایش اخلاق عمومی هم شکست خوردند؛ یعنی با همهی ادّعاهایی که میشود و بعضی از غربزدگان در غیر کشورهای غربی -از جمله متأسّفانه در کشورِ خودمان- نسبت به مسائل اخلاقی غربی، مبالغات و مانند اینها میکنند، در این هم اینها شکست خوردند؛ که خب ملاحظه کردید نمونهاش همین خالی کردنِ فروشگاهها است. آقای رئیسجمهور برای من نقل کردند که در یکی از کشورهای اروپایی -که ایشان اسم بردند؛ من حالا اسم نمیآورم- ساعت اوّل صبح کامیون میآید دم فروشگاه جنس را آنجا خالی میکند، یک ساعت بعد فروشگاه خالی است. مردم میریزند جنس را میبرند، کجا میبرند؟ داخل انبارهای خانه؛ از دسترس عموم در واقع دور میکنند؛ این یک شکست اخلاقی است، این یک نمایش منفی اخلاق عمومی است در این کشورها. البتّه عرض کردیم خود غربیها و جریانهای غربزده نمیخواهند اینها دیده بشود، ولی لازم است که دیده بشود، لازم است که ببینیم، بدانیم؛ برای ملّتها انتخاب سرنوشتهای مهمّشان به این دانستنها بستگی دارد.
اهمّیّت به شبکهی بهداشتی ـ درمانی
خب من عرایضم را تمام میکنم. فقط دو نکته را میخواهم در پایان عرایضم عرض بکنم: یک نکته این است که میخواهم بگویم به شبکهی بهداشتی ـ درمانی اهمّیّت بدهید؛ این نکتهای است که آقای وزیر محترم -آقای دکتر نمکی- به این مقوله خوب آشنا هستند، چون خود ایشان سالهایی مسئول این شبکهی بهداشتی ـ درمانی وزارت بهداشت و درمان بودند. این شبکه خیلی مهم است. اگر چنانچه آن طوری که حدس زده میشود و مکرّر گفته شده، یک بازتولید این ویروس را در یک برههی دیگری از زمان داشته باشیم، حتماً این شبکهی بهداشتی ـ درمانی خواهد توانست بار کشور را سبک کند و در همین قضیّه هم خیلی کمک کردند، البتّه از اواسط وارد شدند، بسیج هم کمک کرد، دستگاههای مختلف هم کمک کردند؛ این شبکه شبکهی مهمی است، به آن اهمّیّت داده بشود؛ این یک نکته است.
بررسی بازگشایی مساجد و مراکز دعا با توجّه به نیاز مردم
نکتهی دوّم هم یک سؤال بیپاسخی وجود دارد در مورد مراسم دعا و نماز و عبادت؛ من البتّه هیچ پیشنهادی را در مورد مساجد و مراکز دعا و مانند اینها به ستاد ملّی ارائه نمیکنم؛ یعنی من تابع نظر کارشناسی و تشخیص کارشناسی ستاد ملّی هستم لکن میخواهم این را بگوییم که مسئلهی دعا و عبادت بخصوص در ماه رمضان، بخصوص در شبهای قدر که در پیش است، یکی از نیازهای حتمی و اساسی مردم است؛ این با نیازهای مادّی از یک نظر تفاوتی ندارد، از یک نظر بالاتر از نیازهای مادّی مردم است. مردم احتیاج دارند به اینکه بخصوص در مسائل مهم، در قضایا یا حوادث مهم بتوانند این توسّل و این توجّه و این ارتباط با خدا و خواستن از خدا را داشته باشند؛ یک فکری برای این بشود. من حتّی معتقدم که اگر قواعد سختگیرانهای هم در این زمینه گذاشته بشود، وضع بشود، مردم مؤمن و مسجدی ما بیشتر از دیگران به قواعد عمل میکنند؛ یعنی به مردم مؤمن واقعاً اگر گفته بشود مثلاً فرض کنید که در صحنها یا در مراکز یا در مساجد یا در حسینیّهها به این شکل میتوانند حضور پیدا کنند، عقیدهی من این است که اینهایی که اهل مسجدند، بدقّت مراقبت میکنند. من همان طور که گفتم، پیشنهادی ندارم، نظر کارشناسی و بررسیشدهی ستاد را معتبر میدانم منتها توصیهام این است که بررسی این مورد را به کسانی بدهید که اهمّیّت حضور دعا و توسّل و مسائل معنوی را به معنای واقعی کلمه درک کرده باشند، اینها بررسی کنند مسئله را و تصمیمگیری کنند؛ هر چه تصمیمگیری کردند، بر عهدهی من و همهی مردم است که بر طبق آن تصمیمگیریها انشاءالله عمل بشود.
امیدواریم انشاءالله خداوند به شما کمک کند. من به آقای رئیسجمهور محترم خسته نباشید میگویم، به همهی شما دوستان خداقوّتی عرض میکنم، انشاءالله که خداوند به شما کمک کند بتوانید این کاری را که شروع کردهاید، به بهترین وجهی به پایان برسانید و همین طور که عرض کردیم، یک نقطهی ماندگار تاریخی در افتخارات ملّت ایران انشاءالله ثبت کنید و مشکلات گوناگونی را هم که در حواشی این قضیّه پیش میآید -مثل مشکلات مالی و امثال اینها- با تدبیر لازم انشاءالله برطرف کنید. از همهی شما متشکّرم، از حضور در این جلسه هم متشکّرم، از گزارشهایی هم که دوستان دادید متشکّرم و استفاده کردیم.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) در ابتدای این ارتباط تصویری، حجّتالاسلام والمسلمین حسن روحانی (رئیس جمهور)، سرلشکر محمّد باقری (رئیس ستاد کلّ نیروهای مسلّح)، دکتر سعید نمکی (وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) و آقای عبدالرّضا رحمانیفضلی (وزیر کشور) گزارشهایی ارائه کردند.































