emamian

emamian

شبکه «ان بی سی» به نقل از یک مسئول آمریکایی اعلام کرد که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی خواسته است تا برای کمک به موفقیت مذاکرات آمریکا با ایران، حملات ارتش رژیم صهیونیستی به لبنان را کاهش دهد.

در همین رابطه شبکه ۱۳ تلویزیون رژیم صهیونیستی به نقل از ترامپ اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو سطح حملات به لبنان را کاهش خواهد داد. 

بعد از حملات وحشیانه دیروز رژیم صهیونیستی به لبنان که به شهادت ۲۰۳ نفر و زخمی شدن بیش از ۱۰۰۰ نفر منجر شد، مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند که در صورت ادامه این روند که نقض یکی از بندهای شروط ده گانه جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به توافق است، مذاکرات برای رسیدن به توافق نهایی با آمریکا در قالب آتش بس موقت دو هفته‌ای را کنار خواهند گذاشت.

بنیامین نتانیاهو و در پی او دونالد ترامپ تلاش کردند اینگونه وانمود کنند که شرط توقف حملات به اهرم های محور مقاومت در منطقه از جمله در لبنان جزو شرایط موجود در بندهای ده گانه نبوده است، ولی ایران به همراه بسیاری از کشورهای غربی و اروپایی و بویژه دولت پاکستان به عنوان میانجی این دور از مذاکرات حضور این بند در بین بندهای ۱۰ گانه پیشنهادی از سوی ایران را تایید کردند.

حال به نظر می‌رسد دونالد ترامپ برای حفظ مذاکرات و جلوگیری از مجبور شدن به بازگشت روند تنش و جنگ منطقه‌ای و بروز خسارت های بیشتر به پایگاه‌ها ، تجهیزات و نفرات ارتش خود؛ تلاش دارد بنیامین نتانیاهو را به کاهش سطح حملات خود به لبنان مجبور کند.

ریچارد مارلس معاون نخست وزیر و وزیر دفاع استرالیا با اذعان به اینکه اقدام تجاوزکارانه علیه ایران تاثیرات اقتصادی گسترده‌ای داشته است، گفت که کشورش بخشی از اقدامات تهاجمی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیست

وی تاکید کرد: حمله آمریکا و اسرائیل به ایران از لحاظ اقتصاد و اختلال در تامین سوخت جهانی پس از بسته شدن تنگه هرمز تاثیر زیادی داشته است.

او با بیان اینکه تنگه هرمز باید بازگشایی شود، افزود: ما در منطقه هندوپاسیفیک هستیم یعنی جایی که بخش قابل توجهی از سوخت مصرفی ما از طریق تنگه هرمز می‌آید.

وزیر دفاع استرالیا تصریح کرد: ما بخشی از اقدامات تهاجمی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیستیم. اما بخشی از تامین دفاعی برای کشورهای خلیج فارس هستیم. ما در این زمینه، همواره همسو با بسیاری از کشورهای عضو ناتو و دوستان و شرکای همفکرمان در سراسر دنیا عمل می‌کنیم.

پس از اعلام آتش‌بس میان تهران و واشنگتن و حرکت به سمت مذاکرات در پایتخت پاکستان، به نظر می‌رسید که صحنه به سمت آرامش کامل پیش می‌رود.

اما موضع غافلگیرکننده رژیم صهیونیستی مبنی بر مستثنی کردن جبهه لبنان، و حتی تشدید میدانی آن، سوال عمیق‌تری را مطرح کرد: آیا این مسئله یک تاکتیک مذاکراتی است، یا بیانگر یک بن‌بست استراتژیک عمیق‌تر برای صهیونیست‌ها؟

اصرار رژیم اشغالگر بر مستثنی کردن جبهه لبنان از هرگونه ترتیبات آتش‌بس، بدون در نظر گرفتن تحول عمیق در ساختار تصمیم‌گیری استراتژیک آن پس از جنگ اخیر، قابل درک نیست. این مسئله به یک جزئیات مذاکراتی یا تاکتیک میدانی مربوط نمی‌شود، بلکه منعکس‌کننده یک بن‌بست پیچیده است که در آن سطح نظامی با سیاسی، و منطقه‌ای با داخلی در هم تنیده شده است.

در ظاهر، این تصمیم رژیم صهیونیستی تلاشی برای حفظ آزادی عمل نظامی در یک صحنه حساس به نظر می‌رسد، که اسرائیل فکر می‌کرد از زمان پایان جنگ قبلی در در نوامبر ۲۰۲۴، آن را حل و خنثی کرده است؛ به گونه‌ای که هر زمان می‌خواست در هر شرایطی تجاوزات خود به لبنان را به شکل مستمر تکرار می‌کرد.

اما در عمق، این بیانگر بحران اعتماد، و شوک صهیونیست‌ها از رفتار حزب‌الله و توانایی بالای آن در بازیابی و ترمیم توانایی‌های نظامی‌اش است که به طور قابل توجهی در جنگ اخیر برجسته شد.

حملات وحشیانه اشغالگران به لبنان بعد از اعلام آتش‌بس در منطقه همچنین بیانگر درک فزاینده‌ای از این موضوع است که وارد کردن لبنان در هرگونه آرامش کامل ممکن است معادله بازدارندگی قدیمی را که حزب‌الله از سال ۲۰۰۶ علیه رژیم صهیونیستی تحمیل کرده بود، تثبیت کند. این اعتراف مستقیمی به شکست اسرائیل در تضعیف یا نابودی حزب‌الله است؛ چیزی که رژیم صهیونیستی و سران این رژیم، آن را عنوان جدیدی برای دکترین نظامی اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳می‌دانستند که بر اساس تسلیم کردن دشمن و تحمیل آزادی عمل نظامی اسرائیل بدون هیچگونه قواعد درگیری بازدارنده بنا شده بود.

چرا صهیونیست‌ها می‌خواهند لبنان را از آتش‌بس منطقه تفکیک کنند؟

بنابراین، اصرار رژیم صهیونیستی بر عدم شمول لبنان در آتش‌بس، از طریق چندین سطح مرتبط قابل تفسیر است:

-اولاً، این رفتار با تلاش غیرمستقیم رژیم صهیونیستی برای محدود کردن روند آرامش، اگر نگوییم ناکام گذاشتن کامل آن، مرتبط است. پذیرش آتش‌بس جامع که شامل لبنان باشد، عملاً به معنای انتقال ابتکار عمل به مسیر سیاسی است که ایالات متحده آن را پیش می‌برد، در لحظه‌ای که تل‌آویو احساس می‌کند به اندازه کافی به اهداف جنگ علیه ایران دست نیافته است.

در اینجا، مستثنی کردن لبنان به ابزاری برای حفظ تنش، و استفاده از آن به عنوان اهرم فشار برای بازسازی شرایط مذاکره بین آمریکا و ایران متناسب با دیدگاه اسرائیل و در رأس آن پرونده هسته‌ای تبدیل می‌شود.

-ثانیاً، این تصمیم منعکس‌کننده بن‌بست سران رژیم صهیونیستی در داخل است. تحولات میدانی، به ویژه عملکرد حزب‌الله در جبهه شمالی، نهاد سیاسی و نظامی را در برابر شکافی آشکار بین وعده‌ها و واقعیت قرار داد.

از سوی دیگر، گفتمان غالب سران صهیونیست در مورد بازگرداندن امنیت به شهرک‌های شمالی فلسطین اشغالی و حذف کامل تهدید حزب‌الله، ترجمه عملی خود را نیافت، که منجر به فرسایش اعتماد و افزایش فشار عمومی شد. در این زمینه، توقف جنگ در جبهه لبنان بدون دستیابی به یک دستاورد ملموس، نه به عنوان آرامش، بلکه به عنوان یک شکست مرکب خوانده می‌شود: شکست استراتژیک در میدان، و سیاسی در داخل، به ویژه با نزدیک شدن به موعدهای انتخاباتی و افزایش چالش‌ها در برابر کابینه.

-ثالثاً، رژیم صهیونیستی از جبهه لبنان به عنوان ابزار مذاکره غیرمستقیم با واشنگتن استفاده می‌کند و باز نگه داشتن این صحنه به آن حاشیه مانور می‌دهد؛ به ویژه از طریق مرتبط کردن هرگونه تعهد به توقف تشدید تنش در لبنان، با کسب امتیازات در مسیرهای مذاکراتی دیگر.

به عبارت دیگر، رژیم صهیونیستی احساس می‌کند که در این شرایط، جبهه لبنان به یک اهرم فشار تبدیل می‌شود که می‌تواند برای بازگرداندن شروط اسرائیلی در هرگونه توافقی که ایالات متحده با ایران رهبری می‌کند،استفاده شود.

-رابعاً، این گزینه با یک ارزیابی سیاسی مرکزی اسرائیلی مرتبط است؛ با این مضمون که اسرائیل نمی‌تواند اجازه دهد مفهوم "وحدت میادین" برای محور مقاومت تثبیت شود. بنابراین استراتژی رژیم صهیونیستی پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ بر شکستن وحدت میادین، و حذف آن از ذهنیت عمومی، سیاسی و نظامی متمرکز شد. بنابراین تحمیل آتش‌بس توسط ایران برای شامل شدن جبهه لبنان، تثبیت ضمنی وحدت میادین است، به ویژه با ورود حزب‌الله به جنگ در کنار ایران علیه تجاوز اسرائیل و آمریکا.

دست و پا زدن نتانیاهو برای تعویق زمان اذعان به شکست

در مجموع، مستثنی کردن لبنان از آتش‌بس به یک تصمیم تاکتیکی محدود مربوط نمی‌شود، بلکه به نبردی بر سر تعریف نتایج خود جنگ مربوط است . وارد کردن لبنان در توافق نه تنها به معنای توقف جنگ است، بلکه به معنای تثبیت یک موازنه قدرت جدید است که با روایت اسرائیلی که در سال‌های اخیر ترویج شده بود، در تضاد است، و شتاب اسرائیل را پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ متوقف می‌کند.

این چیزی است که نگرانی صهیونیست‌ها را از پیامدهای گسترده‌تر آتش‌بس برای این رژیم بیشتر می‌کند، به ویژه بعد از افشای محدودیت‌های دکترین "پیروزی قاطع"، شکست پروژه خاورمیانه جدید، و افزایش تردید بازیگران منطقه‌ای—به ویژه عربستان سعودی—در درگیر شدن در مسیرهای عادی‌سازی با نتایج نامشخص.

با این تفاسیر، جبهه لبنان جوهر بن‌بست رژیم صهیونیستی را آشکار می‌کند: به طوری که این رژیم نه می‌تواند پرونده لبنان را حل کند، و نه می‌تواند نتایج عدم حل آن را بپذیرد. بنابراین، مدیریت تنش را انتخاب می‌کند، با این اصل که آنچه با زور حل نشد، با زور بیشتر حل می‌شود. این امر به نتانیاهو کمک می‌کند تا لحظه اعتراف به شکست خود در تحمیل موازنه قدرت جدید با حزب‌الله را به پس از انتخابات رژیم صهیونیستی به تعویق اندازد.

در نهایت، این مسئله آتش‌بس شامل لبنان یا مستثنی کردن آن نیست، بلکه نبردی بر سر تعریف پس از جنگ است: آیا معادلات بازدارندگی قبلی تثبیت می‌شوند، یا توهم رژیم صهیونیستی برای تغییر چهره خاورمیانه با زور بیشتر بازتولید می‌شود.

دومین واردکننده گاز مایع (ال‌پی‌جی) در جهان، با بدترین بحران گاز خود در دهه‌های اخیر روبرو شده و دولت این کشور برای اطمینان از تامین گاز پخت و پز برای خانوارها، عرضه گاز به صنایع را سهمیه‌بندی کرده است.

 

یکی از این منابع آگاه گفت که هند اخیرا به کشتی حمل ال‌پی‌جی آرورا با وجود حدود ۳۰ سال قدمت، اجازه پهلوگیری در بندر جنوبی مانگالور را داده است.

منبع دیگر گفت که یک نفتکش به نام جایا، با وجود اینکه تحت تحریم‌های آمریکا قرار دارد، نیز اجازه تخلیه بار را دریافت کرده است.

بر اساس گزارش رویترز، مقامات هندی گفتند که این مصوبات به صورت موردی انجام می‌شود و فقط کشتی‌هایی که پارامترهای ایمنی را رعایت می‌کنند، برای معافیت در نظر گرفته می‌شوند. هند معمولا از نفتکش‌هایی که بیش از ۲۰ سال قدمت دارند، می‌خواهد که گواهینامه دریانوردی از یکی از اعضای انجمن بین‌المللی موسسات طبقه‌بندی یا نهادی که توسط اداره دریانوردی هند مجاز است، داشته باشند. همچنین معمولا به کشتی‌هایی که تحت تحریم‌های آمریکا هستند، اجازه ورود به بنادرش را نمی‌دهد.

منابع خبری از تداوم حملات سنگین مقاومت اسلامی لبنان به اشغالگران خبر دادند. مقاومت اسلامی تجمع نیروهای ارتش اسرائیل در شرق بازداشتگاه خیام را با یک موشک هدف قرار داد

انهدام تانک مرکاوا با پهپاد انتحاری

مقاومت اسلامی اعلام کرد یک تانک مرکاوا را در جنوب شرق بازداشتگاه خیام با پهپاد انتحاری هدف قرار داده و به‌طور مستقیم منهدم کرده است.

رونمایی مقاومت از موشک های دقیق

همچنین مقاومت از موشک‌های جدید با دقت بالای اصابت به هدف رونمایی کرد.

ناکامی پیشروی نظامیان اسرائیلی در بنت جبیل

مقاومت طرح اشغالگران برای تسلط بر شهر بنت جبیل را ناکام گذاشت.

اقدامات ددمنشانه اشغالگران در روستاهای جنوب لبنان

خبرنگار المیادین در جنوب گزارش داد: ارتش اسرائیل در چند روستای جنوبی که در آن‌ها حضور دارد، عملیات انفجاری انجام می‌دهد.

آژیرهای حمله هوایی در شمال اسرائیل قطع نمی‌شود

خبرنگار المیادین در جنوب از شلیک چند موشک به سوی سرزمین‌های اشغالی خبر داد.

کانال ۱۲ رژیم اسرائیل گزارش داد: آژیرهای خطر در شهرک‌های شمال اسرائیل از صبح امروز قطع نشده است.

برق شهرک المطله قطع شد

روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونت اعلام کرد که در نتیجه اصابت به یک خط برق اصلی طی حملاتی از لبنان، برق شهرک المطله در شمال اسرائیل قطع شده است.تداوم حملات به لبنان

خبرنگار المیادین در جنوب از حمله پهپادی رژیم صهیونیستی به النبطیه الفوقا و حمله این رژیم به یک مرکز تازه‌تأسیس دفاع مدنی در شهرک صدیقین خبر داد.

رژیم صهیونیستی در ادامه نقض آتش بس لبنان، شهرک المجادل در جنوب این کشور را هدف قرار داد.

از سوی دیگر خبرگزاری لبنان اعلام کرد: ارتش دشمن اسرائیلی محله های مسکونی شهر عیتا الشعب در جنوب این کشور را بمباران کرد.

خبرگزاری لبنان از یورش رژیم صهیونیستی به شهر دیر عطار در منطقه بنت جبیل در جنوب این کشور خبر داد.

شبکه الجزیره نیز به حملات توپخانه ای رژیم صهیونیستی به دو شهر یحمر الشقیف و ارنون در جنوب لبنان اشاره کرد.

خبرنگار المیادین در جنوب از حمله هوایی رژیم صهیونیستی به اطراف شهرک البابلیة در شهرستان صیدا خبر داد. همچنین خبرنگار المیادین از حمله هوایی رژیم صهیونیستی در اطراف بصلیا در منطقه اقلیم‌التفاح در جنوب لبنان خبر داد.

خبرنگار المیادین همچنین از حملات هوایی رژیم صهیونیستی به دو شهرک قانا و حناویه در شهرستان صور در جنوب کشور خبر داد. همچنین خبرنگار المیادین در جنوب از حمله هوایی رژیم صهیونیستی به شهرک قعقعیه الصنوبر در شهرستان صیدا و شهرک حبوش در شهرستان نبطیه خبر داد.

شبکه الجزیره گزارش داد که ارتش رژیم صهیونیستی محله های مسکونی شهر عیتا الشعب در جنوب لبنان را بمباران کرد.

کریات شمونه بار دیگر هدف قرار گرفت

 شهرک کریات شمونه هدف حمله موشکی جدید قرار گرفت.

رسانه‌های اسرائیلی گزارش دادند: آژیر خطر در دویو و برعام در الجلیل غربی به صدا درآمد.

شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی از شلیک حدود ۱۰ موشک از لبنان در آخرین حمله خبر داد.

این درحالی است که منابع صهیونیستی اعلام کردند: شمار موج‌های حملات حزب‌الله به اسرائیل تا ۸ آوریل به ۱۱۷۸ عملیات رسید.

مقاومت اسلامی برای چهارمین بار تجمع نیروهای ارتش اشغالگر را در شهرک طیبه هدف قرار داد. حزب‌الله از هدف‌قرار دادن تجمعی از نظامیان صهیونیست را در شهرک میس الجبل با شلیک موشکی خبر داد. مقاومت اسلامی اعلام کرد برای سومین بار شهرک «آویویم» را با شلیک موشکی هدف قرار داد.

مقاومت اسلامی تجمعی از نظامیان اسرائیلی را در شهرک مارون‌الراس با شلیک چند موشک هدف قرار داد. همچنین مقاومت اسلامی اعلام کرد تجمع نظامیان صهیونیست در اطراف مجتمع موسی عباس و تپه شمران در حاشیه بنت جبیل، پنج بار با شلیک موشک هدف قرار گرفت

مقاومت اسلامی از هدف قرار دادن تجمع ارتش رژیم صهیونیستی در شهرک عیناتا در چهار نوبت با شلیک موشکی خبر داد. مقاومت اسلامی از هدف قرار دادن تجمع ارتش رژیم صهیونیستی در اطراف مثلث التحریر در حاشیه شهر بنت جبیل، در چهار نوبت با شلیک موشک خبر داد.

مقاومت اسلامی تجمعی از نظامیان اسرائیلی را در اطراف موقعیت ۱۷ در حاشیه شهر بنت جبیل، پنج بار با شلیک راکتی هدف قرار داد. مقاومت اسلامی اعلام کرد زیرساخت‌های ارتش رژیم صهیونیستی در شهر حیفا را با شلیک چند موشک هدف قرار داده است.

مقاومت اسلامی از هدف قرار دادن تجمع نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی در جاده رشاف صربین با گلوله‌های توپخانه خبر داد. مقاومت اسلامی اعلام کرد تجمعی از نظامیان اسرائیلی را در شهرک رشاف با حمله موشکی هدف قرار داده است.

الجزیره با اشاره شنیده شدن صدای آژیر خطر در مسکاف عام از شلیک ۶ موشک از لبنان به الجلیل خبر داد.

مقاومت اسلامی تجمع نظامیان رژیم صهیونیستی را در منطقه وطی الخیام با شلیک چند موشک هدف قرار داد.

همچنین مقاومت اسلامی پادگان «یعرا» را با دسته‌ای از پهپادهای انتحاری هدف قرار داد. مقاومت اسلامی مواضع توپخانه ارتش رژیم صهیونیستی را در شمال شهرک «گورن» را با حمله موشکی و گروهی از پهپادهای انتحاری هدف قرار داد.

مقاومت اسلامی تجمع نیروهای ارتش اسرائیل در شهرک شلومی را با شلیک موشک و گروهی از پهپادهای انتحاری هدف قرار داد.

همچنی مقاومت اسلامی شهرک المطله را با حمله موشکی هدف قرار داد. مقاومت اسلامی همچنین از هدف قرار دادن تجمع ارتش رژیم صهیونیستی در محوطه پادگان «برانیت» با پهپاد انتحاری خبر داد.

مقاومت اسلامی از هدف قرار دادن تجمع نیروهای ارتش اشغالگر در محوطه پایگاه المرج با پهپاد انتحاری خبر داد. مقاومت اسلامی تجمعی از نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی را در بازداشتگاه خیام با شلیک موشکی هدف قرار داد.

یاوه گویی جدید رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی علیه حزب الله و ایران

از سوی رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی ادعا کرد: به نبرد در لبنان و رفع تهدید مستقیم شهرهای شمال ادامه خواهیم داد. حزب الله در لبنان و از تامین کنندگان مالی و تامین کنندگان تسلیحات آن منزوی شده است. هر لحظه می‌توانیم با قدرت بیشتری به جنگ علیه ایران بازگردیم و ایران امروز ضعیف‌تر از گذشته است.

این درحالی است که معاریو گزارش داد: اسرائیل در تلاش است تا قبل از پاسخ به فشار آمریکا، جنگ علیه لبنان را برای دو تا پنج روز دیگر ادامه دهد. اسرائیل بر آمریکا فشار می آورد تا ضرب الاجل محدودی برای حملات گسترده به حزب الله بگیرد.

روزنامه فرامنطقه‌ای القدس العربی در یادداشتی نوشت: «طبق آتش‌بس توافق شده سه‌شنبه شب، عملیات نظامی بین ایران و ایالات متحده، حداقل برای امکان مذاکرات دیپلماتیک، متوقف شد. جنبه نظامی این آتش‌بس همچنان مورد توجه است. این موضوع را می‌توان در دو نکته خلاصه کرد: آینده برنامه موشکی ایران از نظر برد، به ویژه محدود کردن برد موشک‌ها به ۱۰۰۰ کیلومتر برای جلوگیری از رسیدن آنها به اسرائیل و نکته دوم آینده پایگاه ناوگان پنجم ایالات متحده در بحرین است. نکته دوم همچنان جذاب‌ترین نکته است: ناوگان پنجم، که در حال حاضر دومین ناوگان مهم از ۶ ناوگان ایالات متحده پس از ناوگان هفتم در چین است، که در انجام مأموریت‌های محوله خود برای محافظت از محموله‌های نفتی از طریق تنگه هرمز و حفاظت از کشورهای خلیج فارس شکست خورد. 

در این جنگ، ناوگان پنجم در این مأموریت‌ها به طرز فجیعی شکست خورد، از جمله حقایق جالب این است که پنتاگون قبل از اعلام جنگ با ایران، تمام کشتی‌های جنگی اصلی خود را از خلیج فارس، عمدتاً از پایگاه خود در بحرین خارج کرد. همزمان، ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن و گروه ضربت ناوشکن‌ها و سایر کشتی‌های جنگی همراه آن، برای جلوگیری از موشک‌های ایران، در فاصله ۱۵۰۰ کیلومتری از تنگه هرمز مستقر شدند. در همان زمان، ناو یو اس اس تریپولی که از دریای ژاپن با تفنگداران دریایی رسیده بود، در کنار ناو آبراهام لینکلن باقی ماند، با اینکه تریپولی به عنوان پیش درآمدی برای حمله زمینی برای باز کردن تنگه معرفی شده بود. در واقع، نقش ناو هواپیمابر به یک عملکرد متعارف و محدود به عنوان سکوی پرتاب جت‌های جنگنده برای انجام حملات علیه ایران خلاصه شد.

پس از شکست در بازگشایی تنگه هرمز، آیا ناوگان پنجم آمریکا در بحرین می‌ماند؟
ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن

با این حال، این نقش همچنان محدود باقی ماند، زیرا ناوهای هواپیمابر به دلیل فاصله‌شان از صحنه عملیات، نیاز به سوخت‌گیری در هوا داشتند. در طول جنگ، هیچ کشتی جنگی آمریکایی نتوانست از تنگه هرمز عبور کند. ایران با پرتاب متناوب موشک، ناوهای هواپیمابر را مانند سایر کشتی‌های جنگی تحت فشار قرار داد تا از آن دور بمانند. آخرین حمله موشکی به این کشتی‌ها روز سه‌شنبه این هفته رخ داد.

قبل از جنگ و در طول جنگ، از جمله این هفته، تمام نقشه‌های منتشر شده توسط موسسه نیروی دریایی ایالات متحده در مورد استقرار جهانی کشتی‌های جنگی آمریکایی نشان می‌دهد که ستاد ناوگان پنجم همچنان خالی از کشتی‌های جنگی است و ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در جنوبی‌ترین نقطه دریای عرب مستقر است. پس از آنکه پنتاگون در بازگشایی تنگه هرمز شکست خورد، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، این را اینگونه تفسیر کرد که ایالات متحده به نفت خلیج فارس وابسته نیست و کشورهایی که از خلیج فارس نفت می‌خرند باید این تنگه را بازگشایی کنند. باید توجه داشت که به دلیل ماهیت تسلیحات ایران که به پهپادها، موشک‌ها و زمین جغرافیایی مساعد متکی است، هیچ کشوری قادر به بازگشایی نظامی این تنگه نیست.

با توجه به شکست ناوگان پنجم، آیا این ناوگان در بحرین باقی خواهد ماند، زیرا بعید است که ایران اجازه عبور کشتی‌های جنگی از تنگه هرمز را بدهد؟ علاوه بر این، موضوع شکست این ناوگان در درجه اول کشورهای خلیج فارس را بر آن خواهد داشت تا در مورد امکان حفظ پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در منطقه تجدید نظر کنند که طبق گزارش دو هفته پیش نیویورک تایمز، از زمان شروع جنگ تقریباً خالی شده‌اند.»

میدل ایست آی در گزارشی می‌نویسد: ترامپ این توهم را داشت که جنگ علیه ایران طبق سناریو او پیش برود و تهران ظرف نهایت یک هفته پس از آغاز حملات و شهادت رهبر و جمع زیادی از فرماندهان نظامی‌اش فرو بپاشد همانند حزب‌های بعث در عراق و سوریه و جماهیریه در لیبی که ظرف چند ساعت پس از دستگیری، کشته شدن یا فرار رهبرانشان یعنی صدام، بشار اسد و معمر قذافی فروپاشیدند.

اما در مورد ایران چنین نبود. حتی با نفوذ موساد و سیا و کارزار ترور مقامات، ساختار فرماندهی و کنترل حکومت ایران همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. هیچ گروه سیاسی یا قومی در هیچ نقطه‌ای از ایران حاضر به هیچگونه همکاری نشد و حتی به گفته و اعتراف خود ترامپ حاضر به پذیرش و استفاده از سلاح علیه مردم خود نشدند و چه بسا این جنگ اتحاد و یکدلی بیشتری برای کل کشور برای حفاظت از سرزمین را رقم زد.
ساختار نهادینه جمهوری اسلامی ایران، مقاوم‌تر از هر مدل سیاسی دیگری در خاورمیانه در برابر بمباران و ترور ظاهر شد. برخلاف تصور رئیس موساد دیوید بارنیا، که ایران را هدفی آسان می‌دانست، این کشور شگفت‌آورانه مقاوم نشان داده است.
خشم مردمی از تلاش های ترامپ برای درهم کوبیدن ایران، قوی‌تر بود و می‌توان گفت که در داخل ایران، حمایت از انقلاب با قهرمانی‌های نسل جدیدی از مبارزان ایرانی دوباره زنده شد. پایداری ایران حتی الهام‌بخش کشورهای عربی شد که پیش‌تر نسبت به جمهوری اسلامی مثبت یا بی‌طرف بودند. تصادفی نیست که سوریه شاهد اعتراضات سراسری علیه قانون اعدام تصویب‌شده در کنست(پارلمان) صهیونیستی علیه زندانیان فلسطینی‌ بود.
اعتراضات از جمعه گذشته در دمشق آغاز شد و به درعا، قنیطره، حلب، لاذقیه، حمص و ادلب گسترش یافت. محوطه دانشگاه حلب پر از هزاران دانشجویی بود که پرچم‌های سوریه و فلسطین را بالا برده و شعار می‌دادند:«با جان و خون خود، تو را رها نمی‌کنیم، ای فلسطین.»

اعتراضات نشان‌دهنده خشم فزاینده نسبت به اشغال جنوب سوریه توسط اسرائیل بود، اما زمان‌بندی آن تحت تاثیر ایستادگی ایران در برابر جنگنده‌های اسرائیلی بود.
در قنیطره، مقاومت علیه اشغال اسرائیل در حال افزایش است. برخی از معترضان به سمت خطوط مقدم حرکت کردند و رودر روی نظامیان اشغالگر صهیونیست ایستادند. شورش علیه رژیم صهیونیستی در اردن نیز در حال شکل‌گیری است. تصمیم صهیونیست‌ها برای بستن مسجد الاقصی که اردن نقش سرپرستی بین‌المللی آن را دارد، خشم گسترده‌ای در این کشور برانگیخته است. 
هواداران یک تیم بسکتبال اردنی شعار دادند:«الاقصی در قلب ماست، به سوی آن خواهیم رفت، در میدان‌هایش نماز خواهیم خواند و از آب‌هایش خواهیم نوشید.» این فقط یک شعار نیست. علی یونس، روزنامه‌نگار اردنی در شبکه‌های اجتماعی نوشت:«در اردن، اکثریت مردم از ایران در برابر اسرائیل و آمریکا در این جنگ حمایت می‌کنند.»
فراموش نکنید، پس از مصر، اردن دومین کشور عربی بود که در سال ۱۹۹۴ رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت.
تحلیلگر مصری، مامون فندی با مقایسه لفاظی‌های ترامپ و اسرائیل درباره توافق‌های ابراهیم و صلح منطقه‌ای با واقعیت نفرت فزاینده، نکته مهمی را مطرح می‌کند: «اسرائیل دوباره به نقطه اول بازگشته و به دشمن اعراب تبدیل شده است حتی در کشورهایی که با آن پیمان صلح امضا کرده‌اند، مانند مصر، اردن و حتی در امارات (چه بحرین و چه امارات متحده عربی). ایده صلح، توهمی بیش نیست. اگر در شبکه‌های اجتماعی یا تلویزیون از اسرائیل یا حتی توافق‌های ابراهیم حمایت کنید، به‌طور علنی مورد حمله قرار خواهید گرفت.»

استراتژی موفق ایران

این نفرت فقط نتیجه دو سال حملات بی‌وقفه به غزه و لبنان، خشم در خیابان‌های عربی و خشم عمومی از ادامه تامین قطعات هواپیما، نفت و مصونیت اسرائیل از قانون بین‌المللی توسط انگلیس و اروپا نیست بلکه واکنشی است به تهدیدی که اکنون اسرائیل برای هر کسی که در نزدیکی آن زندگی می‌کند ایجاد کرده است: سوری‌ها، لبنانی‌ها، اردنی‌ها و مصری‌ها.
این وضعیت، پیامد ناخواسته تصمیم دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای حمله به ایران نیست؛ بلکه نتیجه استراتژی ایران است؛ استراتژی‌ای که پس از حمله سال گذشته، بارها و با صدای بلند اعلام شده بود.
دیپلمات‌های ایرانی با صدای بلند گفته بودند که اگر بار دیگر مورد حمله قرار گیرند، کاری خواهند کرد که کل جهان پیامدهای آن را احساس کند. و در این زمینه، آنها به وعده خود عمل کرده‌اند. بستن تنگه هرمز برای مدتی کوتاه و وادار کردن کشورهای خلیج فارس به توقف تولید نفت و گاز، بر زندگی همه مصرف‌کنندگان انرژی در جهان تاثیر گذاشت و البته که پیامدهای آن ماه‌ها بازارهای جهانی را دچار تلاطم خواهد کرد. قیمت گازوئیل در اروپا از زمان حمله به ایران ۳۰ درصد افزایش یافته است.
حمله ترامپ در واقع رونمایی از سلاح ایران بود که شاید بسیار موثرتر و فوری‌تر از غنی‌سازی اورانیوم یا موشک‌های بالستیک است.
پیش از جنگ، باور رایج این بود که ایران به همان اندازه که عربستان سعودی، امارات، کویت و قطر به تنگه هرمز نیاز دارند، خود نیز به آن برای صادرات نفت وابسته است. اما این تصور اشتباه بزرگی از آب درآمد.

براساس طرح پاکستان آتش‌بس فوری در ازای بازگشایی تنگه هرمز  اجرایی می‌شود، با این شرط که توافقی گسترده‌تر طی ۱۵ تا ۲۰ روز نهایی شود.
یعنی تنگه هرمز فقط با رضایت ایران می‌تواند باز شود. در این صورت، جامعه جهانی دو انتخاب دارد: یا به‌صورت جمعی با ایران مذاکره کند، یا به‌صورت جداگانه با آن مواجه شود.

زیان‌های عظیم کشورهای خلیج فارس

کشورهای خلیج فارس در پایان این بحران تنها می‌توانند به یک نتیجه برسند؛ آنها بدترین بازده ممکن را از سرمایه‌گذاری هزار میلیارد دلاری خود روی ترامپ و خانواده‌اش دریافت کرده‌اند.

صنایع نفت و گاز این کشورها در اثر جنگ نابود شده است. پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاکشان هیچ حفاظتی برایشان فراهم نکردند. میلیاردها دلار از تجارت و گردشگری خود را از دست دادند و اکنون، ترامپ در آستانه ترک صحنه است.
در دوره پسا جنگ، تمایل به چرخش به‌سوی شرق و چین به‌عنوان شریکی متفاوت و قابل پیش‌بینی‌تر، بسیار وسوسه‌انگیز خواهد بود و ایران در موقعیتی قدرتمندتر قرار دارد.
ترامپ برای نتانیاهو یک رویای به حقیقت پیوسته بود. نتانیاهو تمام دوران سیاسی خود را صرف تلاش برای حمله به ایران کرده بود اما تحقق این آرزوی دیرینه، عرب‌ها و ایرانی‌ها را، فقیر و غنی، سنی و شیعه، بیش از هر زمان دیگری متحد کرده است.
ویرانی کشورهای خلیج فارس شاید تنها رضایت موقتی برای عطش جنگ‌طلبانه نتانیاهو فراهم کند.

فرمولی که شکست خورد

رویای «اسرائیل بزرگ» نتانیاهو که جنوب لبنان و جنوب سوریه را در کنترل داشته باشد، با جنگ ایران فروپاشید. چنین پروژه‌ای واقعیتی نیست که هیچ عربی بتواند با آن زندگی کند و اسرائیلی که بسیار تضعیف شده، دیگر منابع لازم برای «کنترل دائمی» همه مناطق اشغالی را نخواهد داشت.
 تنها سقوط یک دیکتاتوری دیگر در جهان عرب کافیست تا کل معادلات سیاسی منطقه تغییر کند. همان‌طور که محمد البرادعی، یکی از چهره‌های کلیدی انقلاب مصر در سال ۲۰۱۱، گفته است: بهار عربی نمرده فقط در حالت نهفته است. فقر، بی‌کفایتی، بی‌عدالتی و فساد امروز حتی آشکارتر از زمانی است که حسنی مبارک در مصر سقوط کرد.اگر بهار عربی دوباره شعله‌ور شود، دیگر عربستان سعودی یا امارات آن قدرت را نخواهند داشت که مانند سال ۲۰۱۳ آن را سرکوب و سازمان‌دهی کنند. مرزهای شمالی و شرقی اسرائیل به روی نیروهای اسلام‌گرا از سراسر جهان اسلام از سوریه تا یمن و سودان باز  خواهد شد.»
اگر قرار باشد پیش‌بینی سیاسی کسی برای این منطقه اجرایی شود همان پیش بینی یحیی سنوار، رهبر شهید حماس است که گفته بود این جنگ  ۱۰۰ ساله دیگر هرگز مانند گذشته نخواهد بود.»

یکی از تحولات شاخص در این مقطع، ورود یمن به میدان است. یمن در همان روزهای نخست، دو عملیات انجام داد که فعلاً در سطح حملات موشکی به سرزمین‌های اشغالی باقی مانده، اما ظرفیت‌های آن فراتر از این سطح است و می‌تواند معادله را به‌طور جدی تغییر دهد.

نکته کلیدی، جغرافیای راهبردی یمن است. تنگه باب‌المندب و مسیر حیاتی کانال سوئز در برد آتش نیروهای یمنی قرار دارند. اگر این محور به‌صورت فعال وارد معادله شود، فشار بر آمریکا و متحدانش به‌مراتب افزایش خواهد یافت؛ چرا که این مسیرها از مهم‌ترین شریان‌های تجارت و انرژی جهان محسوب می‌شوند.

در کنار این موضوع، باید به زیرساخت‌های انرژی عربستان نیز توجه کرد. عربستان برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، خط لوله‌ای از شرق به سواحل دریای سرخ ایجاد کرده و بخشی از صادرات خود را از این مسیر انجام می‌دهد. اما این خط لوله نیز در دسترس جغرافیایی یمن قرار دارد.

در چنین شرایطی، اگر این مسیر هدف قرار گیرد و از مدار خارج شود، عملاً توان صادرات نفت عربستان به‌شدت محدود—و حتی نزدیک به صفر—خواهد شد. بنابراین، ورود یمن صرفاً یک عامل تاکتیکی نیست، بلکه می‌تواند به یک اهرم راهبردی تعیین‌کننده در معادله انرژی و جنگ تبدیل شود.

این گزاره مهمی است که در حال حاضر غیر از مقامات در کاخ سفید و اعضای کابینه نتانیاهو، هیچ کارشناس و رسانه‌ای در دنیا از پیروزی آمریکا و اسرائیل در جنگ کنونی علیه ایران سخن  نمی‌گوید.

 آمریکا و اسرائیل در تحقق همه اهدافشان در جنگ شکست خورده‌اند، نظام جمهوری اسلامی پرقدرت‌تر از قبل پا برجاست، توان موشکی ایران پابرجاست و شگفتی ساز شده، انسجام سیاسی و اجتماعی کم‌سابقه‌ای در ایران رقم خورده، علیرغم خسارت ترور امام شهید، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر انقلابی و محبوب دیگری به نام آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای با رای مجلس خبرگان،‌ جایگزین ایشان شده، و در مقابل: آمریکا حیثیت تکنولوژیکی و راهبردی خود را از دست داده، اسرائیل ضربات بسیار سنگینی خورده و تنگه هرمز به عنوان یک معادله جدید در دنیا ثبت شده است و بزرگترین ارتش دنیا بیش از یک ماه است که در بازگشایی آن ناتوان مانده است.

 حالا در چنین شرایطی به نظر می‌رسد که ترامپ 3 گزینه بیشتر در مقابل ندارد:

1⃣«توقف جنگ» و پذیرش شکست: گزینه نخست، توقف فوری جنگ توسط آمریکا و اسرائیل و پذیرش معادلات جدید در تنگه هرمز است. آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها در حال حاضر این گزینه را بدترین می‌دانند، چرا که از پیامدهای راهبردی پساجنگ برای خود آگاهند. لذا تلاش می‌کنند که فعلاْ از این گزینه به صورت جدی صحبت نکنند و به فکر امکان‌های دیگر خود باشند. با این حال کارشناسان متعددی هستند که تاکید می‌کنند همین گزینه نخست، بهترین گزینه و کم‌هزینه‌ترین شکست سنگین برای آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌هاست. به عبارت دیگر، این گزینه «از بدتر، بهتر است».

2⃣ «تمدید جنگ» و تعلیق شکست: گزینه دیگر آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها «تمدید مدت جنگ» است؛ به این امید که گذر زمان، فرجی برای آنها حاصل کند. آمریکا و اسرائیل در ابتدا تصور می‌کرد با یک جنگ 4 روزه کار ایران را تمام خواهد کرد؛ شکست در تحقق اهداف، آنها را به تمدید دو هفته‌ای جنگ کشاند. پس از آن نیز گفتند که طی 4 هفته دیگر قطعا کار تمام خواهد شد. جنگ از یک ماه گذشت و هیچ افق روشنی هم در مقابل آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها قرار ندارد. 

 حالا ترامپ و نتانیاهو تصور می‌کنند با گذر زمان، از این ستون به آن ستون فرج است! با این حال اطلاعاتی که خود اندیشکده‌های بزرگ غربی درباره انبار مهمات پدافندی و آفندی آمریکاییها و اسرائیلی‌ها منتشر می‌کنند خبر بسیار بدی برای گزینه تمدید است. این اندیشکده‌ها و رسانه‌های بزرگ می‌گویند که خشاب پدافندی آمریکا و اسرائیل در وضعیت «کاهش بحرانی» است و زمان به سود ایران است. 

3⃣ «تصعید جنگ» و تشدید شکست: امکان دیگری که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها برای خود تصور می‌کنند، «تصعید جنگ» است. بدین معنا که آنها تصور می‌کنند اگر تشدید و جهشی در مناسبات جنگ انجام دهند و فشار را از نظر اقتصادی یا نظامی بر ایران افزایش دهند، معادله جنگ تغییر می‌کند و ایران از جایگاه دست برتر به جایگاه دست پایین در جنگ نزول می‌کند.

این نیز یکی از ایده‌های کلاسیک در جنگ‌هاست و اساسا مباحثی که درباره احتمال ورود زمینی آمریکایی‌ها به خارک و ... مطرح می‌شود در همین راستاست اما آمریکایی‌ها  و اسرائیلی‌ها برای پیگیری این ایده 2 مشکل اساسی دارند: اول اینکه به لحاظ نظامی یعنی پیگیری همین مسیر فعلی با شدت بیشتر، مشکلات مهماتی و اهداف دارند. و دوم اینکه می‌دانند ایران به ازای هر مرحله‌ای در تشدید تنش،‌امکان‌های بیشتری دارد و ایران نیز رسما اعلام کرده است که معادله را از «چشم در برابر چشم» به «چند چشم در برابر یک چشم» تغییر داده است. تجربه‌ی اقدام ایران علیه تاسیسات نفتی و گازی در منطقه پس از حمله اسرائیل و آمریکا به عسلویه و پس از آن حمله ایران به تاسیسات صنعتی منطقه بعد از حمله اسرائیل و آمریکا به مجتمع‌های فولاد نشان می‌دهد که ایران استعداد و امکان بالایی در شرایط تصعید جنگ دارد. 

آمریکایی‌ها می‌دانند که حتی اگر برای زمان کوتاهی وارد جزایر ایرانی شوند افزایش شدید تلفات انسانی، بی‌امان ماندن نیروهای آنان در اماکن اشغال شده و افزایش شدید فشار افکارعمومی داخل آمریکا راهی برای باقی ماندن پیش روی آنها نخواهد گذاشت.

بنابراین گزینه تصعید نیز به جای آنکه معادله را تغییر دهد به احتمال فراوان فقط می‌تواند به «تشدید شکست» و کورتر شدن گره جنگ برای آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها تبدیل شود.

 آمریکایی‌ها اگر امروز شکست را بپذیرند و با شروط ایران برای پایان جنگ کنار بیایند، قاعدتاْ هزینه کمتری پرداخت می‌کنند.

حضرت آیت‌الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا در پی شهادت دریابان علیرضا تنگسیری پیام تسلیت صادر فرمودند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ولاتَحسبَنَّ الّذینَ قُتِلوا فی سبیلِ‌اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون

 فرمانده غیور و شجاع نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دریابان علیرضا تنگسیری پس از سالها مجاهدت به مقام شهادت مزیّن شد. شهادت آن فرزند دلیر تنگستان، سرباز ایران و پاسدار اسلام در حماسه‌ جنگ تحمیلی سوم، برای مردم دلاورخیز بوشهر، جوانان منطقه‌ جنوب، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و ملت ایران که همواره حافظ استقلال و مرزهای آبی ایران خصوصاً خلیج فارس می‌باشند، سند افتخاری عظیم محسوب می‌شود تا مسیر اقتدار و مقاومت دریایی ایران را قوی‌تر و مستحکم‌تر از گذشته طی نمایند، ان‌شاءالله.

 این‌جانب شهادت آن فرمانده سلحشور را به خانواده‌ ارجمند، همرزمان و فرماندهان نیروی دریایی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تبریک و تسلیت عرض می‌نمایم، و از درگاه خداوند متعال برای آن شهید، علوّ درجات را مسئلت می‌کنم.

سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای

10 / فروردین / 1405

احادیث