emamian
موفقیت ترکیب "شبه روزه" با ویتامین ث در مبارزه با سرطان
دانشمندان دانشگاه ساوث کالیفرنیا(USC) و موسسه سرطان "IFOM" در میلان دریافتهاند که یک رژیم غذایی شبیه به روزه در هنگام ترکیب با ویتامین ث میتواند در درمان برخی از انواع سرطان مؤثر باشد.
محققان در مطالعات روی موشها دریافتند که این ترکیب، پیشرفت تومور را در چندین مدل موش مبتلا به سرطان روده بزرگ به تأخیر میاندازد و در بعضی از موشها نیز موجب پسرفت بیماری شد.
"والتر لونگو" نویسنده ارشد این مطالعه گفت: ما برای اولین بار نشان دادهایم که چگونه یک مداخله کاملاً غیر سمی میتواند یک سرطان تهاجمی را درمان کند. ما از دو روش درمانی بهره بردهایم که به عنوان مداخلات برای به تأخیر انداختن پیری مورد مطالعه قرار گرفتهاند و شامل یک رژیم غذایی شبیه به روزه داری در ترکیب با ویتامین ث است که آنها را به عنوان یک درمان قدرتمند برای مبارزه با سرطان ترکیب کردهایم.
محققان میگویند اگرچه روزه داری برای بیماران سرطانی گزینهای چالش برانگیز است، اما یک گزینه ایمنتر و عملیتر برای آنان، بهره گیری از یک رژیم غذایی کم کالری و گیاهی است که باعث میشود سلولها مانند حالت روزه داری واکنش نشان دهند.
یافتههای محققان حاکی از آن است که یک درمان دارای مسمومیت کم شامل رژیم غذایی شبیه به روزه به همراه ویتامین ث میتواند جایگزینی برای درمانهای سمی و خطرناک سرطان بیشتر باشد.
نتایج تحقیقات قبلی روی پتانسیل مقابله با سرطان ویتامین ث در این مطالعه نیز در نظر گرفته شده است و مطالعات اخیر حاکی از اثربخشی آن به ویژه در ترکیب با شیمی درمانی بوده است.
در این مطالعه جدید، محققان میخواستند با ایجاد محیطی که برای سلولهای سرطانی ناپایدار باشد، اما هنوز هم برای سلولهای عادی بیخطر باشد، بدانند که آیا رژیم غذایی شبه روزه باعث افزایش فعالیت ویتامین ث با دوز بالا بر ضد سرطان میشود؟
"لونگو" گفت: اولین آزمایش آزمایشگاهی ما اثرات قابل توجهی را نشان داد و دریافتیم هنگامی که هر یک از اینها یعنی رژیم غذایی شبه روزه یا ویتامین ث به تنهایی استفاده شود، رشد سلولهای سرطانی را کاهش میدهد و باعث افزایش جزئی مرگ و میر سلولهای سرطانی میشود.
وی و همکارانش این تأثیر نیرومند را در سلولهای سرطانی که دارای جهش هستند، تشخیص دادند که یکی از مهمترین اهداف در تحقیقات سرطان محسوب میشوند. این جهشها در ژن "KRAS" موجب میشود بدن در مقابل بسیاری از درمانهای مبارزه با سرطان مقاومت کند و میزان بقای یک بیمار را کاهش میدهد. جهشهای "KRAS" تقریباً در یک چهارم کلیه سرطانهای انسانی رخ میدهد و تخمین زده میشود که تقریباً در نیمی از سرطانهای روده بزرگ وجود داشته باشد.
این مطالعه همچنین به سرنخهایی در مورد اینکه چرا مطالعات قبلی روی ویتامین ث به عنوان یک ضد سرطان احتمالی، اثربخشی محدودی را نشان داده است، دست یافتند. به نظر میرسد که یک درمان ویتامین ث به خودی خود سلولهای جهش یافته KRAS را برای محافظت از سلولهای سرطانی با افزایش سطح "فریتین" که یک پروتئین متصل به آهن است، تحریک میکند. اما دانشمندان با کاهش سطح "فریتین" موفق به افزایش سمیت ویتامین ث برای سلولهای سرطانی شدند.
در این میان دانشمندان همچنین دریافتند که بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ که دارای مقادیر زیادی از این پروتئین متصل به آهن هستند، احتمال بقای کمتری دارند.
"مایرا دی تانو" یکی از محققان این پژوهش گفت: در این مطالعه مشاهده کردیم که چگونه چرخههای رژیم غذایی با تقلید روزه داری میتوانند تأثیر دوزهای دارویی ویتامین ث را در برابر سرطانهای جهش یافته افزایش دهند. این امر از طریق تنظیم سطح آهن و مکانیسمهای مولکولی درگیر در استرس اکسیداتیو انجام میشود.
مطالعات قبلی محققان نشان داده بود که روزه داری و رژیم غذایی شبه روزه باعث کاهش پیشرفت سرطان و بهبود اثر شیمی درمانی میشود و در عین حال از سلولهای سالم در برابر عوارض جانبی مرتبط با شیمی درمانی محافظت میکند.
اکنون مشاهده شد که ترکیب رژیم غذایی شبه روزه با ویتامین ث منجر به تقویت واکنش ضد توموری سیستم ایمنی بدن در موشهای مبتلا به سرطان پستان و ملانوما میشود.
دانشمندان بر این باورند که سرانجام سرطان با داروهای با سمیت کم به شیوهای مشابه با استفاده از آنتیبیوتیکها در درمان عفونتهایی که باعث از بین رفتن باکتریهای خاص میشوند، درمان خواهد شد.
آنها میگویند برای پیشبرد این هدف ابتدا باید دو فرضیه را آزمایش کنند. اول اینکه مداخلات ترکیبی غیر سمی آنها در موشها کار کند و دوم اینکه آزمایشات انسانی این درمان امیدوار کننده باشد. آنها میگویند این مطالعه جدید هر دو مورد را نشان داده است.
حداقل پنج آزمایش بالینی از جمله یکی در دانشگاه ساوث کالیفرنیا بر روی بیماران مبتلا به سرطان پستان و سرطان پروستات در حال انجام است که محققان در آن به دنبال اثرات رژیم غذایی شبه روزه در ترکیب با داروهای مختلف ضد سرطان هستند.
نتایج این مطالعه در مجله Nature Communications منتشر شده است.
تلاش رژیم صهیونیستی برای تجزیه خاورمیانه
به نوشته روزنامه رای الیوم، روابط محرمانه یهودیان و کردهای عراق به قبل از ایجاد اسرائیل در خاورمیانه یعنی پیش از سال ۱۹۴۸ باز میگردد و به همین دلیل این که اسرائیل به امکان استقلال دولت اقلیم کردستان از عراق توجه نشان دهد و نیز برای تشکیل یک کشور کرد در شمال عراق تلاش کند که در آینده هسته یک کشور بزرگتر کرد شود، برای کسی عجیب نیست.
چنانکه پیشتر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی درباره اهمیت تشکیل یک "کشور" کرد مستقل در عراق تاکید کرد، "آنها شایسته چنین کشوری هستند." در همین راستا شیرکو عباس، رئیس شورای ملی کردستان در سوریه مستقیما از رژیم اشغالگر خواست از دولت کرد حمایت کند، او گفت: "کردها عامل دموکراسی در خاورمیانه هستند و حمایت اسرائیل از کردها در ایجاد مرزهایی امن برای آنها نقش بسزایی ایفا خواهد کرد."
اما تعمیم این مساله به همه درست نیست زیرا افرادی مثل عبدالله اوجالان، رئیس حزب کارگران کردستان ترکیه هم هستند که رژیم صهیونیستی حزب او را تروریستی قلمداد میکند و طبق گزارشهای خارجی، این موساد بود که اوجالان را بازداشت کرده و به ترکها تحویل داد، اوجالان در سلول انفرادی خود در ترکیه گفته است: آمریکا، انگلیس و اسرائیل سعی دارند از خشم کردها استفاده کرده و از طریق برخی مزدورها، آنها را برای مقابله با کشورهای منطقه آماده کنند.
در این میان "شلومو نکدیمون"، یکی از بزرگترین مورخان اسرائیلی که در پستهای مختلفی فعالیت داشته، از جمله مدیر دفتر مناخیم بگین، نخست وزیر پیشین اسرائیل بوده و از سال ۱۹۶۳ با مصطفی بارزانی (پدر) همکاری کرده، میگوید: تقسیم کشورهای عربی فراتر از تقسیم (توافقنامه) سایکس-پیکو در واقع رویایی بود که سوخت، اما این پروژه هنوز برقرار است و تنها منتظر یافتن فرصتی برای اجرایی شدن است.
نکدیمون که کتابی درباره روابط اسرائیل با اقلیم کردستان تالیف کرده در خاطرات خود میگوید: اگر موفق به تشکیل یک "کشور" کرد در عراق شویم، در کمتر از ۱۰ سال شاهد تقسیمبندیها و بسیاری اقدامات جداییطلبانه و نیز کشورهای کوچک جدید مبتنی بر اصول نژادی، قومیتی و مذهبی و تشکلهای سیاسی، عقیدتی و مذهبی در سراسر منطقه عربی خواهیم بود اما نقطه آغاز آن باید عراق باشد.
این چهره سیاسی، امنیتی و مطبوعاتی اسرائیلی در جای دیگری از کتاب خود آورده است: در این صورت گروههای جدیدی در خاورمیانه پدیدار خواهند شد و ایجاد کشورهای کوچکی را که ما به آنها فکر نکردهایم، خواستار خواهند شد. و فکر نمیکنم پس از تشکیل "کشور کردستان" دیگر روزی مشابه شرایط فعلی در کشورهای عربی را شاهد باشیم. آنچه بیشترین کمک را میکند این است که حاکمیتهای عربی از تنوع و تعدد مذهبی و سایر جریانهای فکری و فرهنگی استقبال نمیکنند و رهبران کشورهای عربی به جای اینکه در راستای مهار تعددگرایی تلاش کنند، فورا آن را سرکوب میکنند، این یکی از مهمترین نقاط ضعفی است که موساد در تمام کشورهای عربی بر آن تمرکز کرده و توانسته با بهره جویی از آن اقلیتها را توجیه کند که تنها رویایشان جدایی و تقسیم است.
پس از یورش آمریکا، انگلیس و همپیمانان آنها به عراق در سال ۲۰۰۳ و فروپاشی دولت، کردها فرصت دیگری برای تشکیل "کشور" که آرزوی آن را داشتند، یافتند. این فرصت با وجود مخالفت کشورهای همسایه از جمله ترکیه، ایران، سوریه و حتی اروپا و آمریکا، با ایده تشکیل دولت کوچک کردها در عراق ایجاد شد و مخالفت این طرفها نه از سر نفرت از کردها بود چرا که آنها روابط قوی با آنها داشته و از آنها حمایت میکردند بلکه دلیل مخالفت آنها، ایده تقسیم در داخل عراق بود.
نیازی به گفتن نیست که با ظهور قدرت مقاومت و توسعه فعالیتهای آن، بازی دومینو دیگر ایده موفقی در کشورهای عربی نیست زیرا جنگ جهانی علیه سوریه نقش بسزایی در تقویت دشمنان آنها و پدیدار شدن طرفهای مخالف با حضور آمریکا در منطقه داشت و این شرایط سخت و ناراحتکنندهای را برای کردها ایجاد کرد و آنها میبینند که رویاهایشان در حال نابودی است.
هفتادودومین سالروز نکبت صهیونیستی
در حالیکه اسرائیلیها تاریخ ۱۴ مه را به عنوان روز تشکیل این رژیم جشن میگیرند اما فلسطینیها از این روز به عنوان روز نکبت و روزی که با رانده شدن آنها از خانهها و زمینهایشان، اعمال شرایط اقتصادی وخیم، تحقیر و از بین رفتن اموال آنها همراه شد، یاد میکنند؛ رخدادهایی که مجموع خسارتهای آن برای این فلسطینیها به بیش از ۵۰ میلیارد دلار برآورد شده است. جنگی که کمی بعد از اعلام تشکیل اسرائیل به راه افتاد منجر به آواره شدن بسیاری از فلسطینیهایی که جمعیتشان در آن زمان حدود یک و نیم میلیون نفر بود، شد. بسیاری از این فلسطینیها از ترس درگیریها و جنایتهای بالقوه یهودیان فرار کرده و آواره شدند و تعداد زیاد دیگری نیز به این بهانه که تهدیدی برای مالکان یهودی جدید زمینهای خود به حساب میآمدند از این اراضی رانده و اخراج شدند.
هرچند که مناقشه زیادی بر سر تعداد فلسطینیهای آواره شده وجود داشته اما دست کم برآورد میشود که ۶۰۰ هزار فلسطینی به دلیل جنگی که در گرفت از خانههایشان رانده و آواره شدند. بیش از یک پنجم این فلسطینیها به کلی اراضی اشغال شده توسط دولت جدیدالتاسیس را ترک کرده و به کشورهایی نظیر لبنان، سوریه، مصر و عراق مهاجرت کردند.
فرار برای حفظ جان
در داخل اراضی اشغالی نیز بیش از ۲۰۰ هزار فلسطینی از درگیریها فرار کرده و به همراه خانوادههایشان به کرانه باختری رفتند و گروهی دیگر نیز که تعداد آنها ۱۶۰ تا ۱۹۰ هزار نفر برآورد شد، به نوار غزه رفتند. اسرائیل تا سال ۱۹۶۷ در این مناطق حضورش را تحمیل نکرده بود.
سلیمان ابوناموس، مستقر در اردوگاه آوارگان فلسطینی جبالیا که یکی از بزرگترین اردوگاههای این آوارگان در نوار غزه به حساب میآید یکی از این فلسطینیها است. او در سال ۱۹۱۰ در شهر بئر السبع در جنوب فلسطین به دنیا آمد و در آنجا خانوادهاش صاحب یک زمین کشاورزی نسبتاً بزرگ بودند. پس از آنکه نیروهای نظامی اسرائیل حمله به این شهر را با هدف ایجاد یک کوریدور از صحرای نقب به مابقی اسرائیل و همچنین قطع کردن دسترسی ارتش مصر از سمت جناح شرقی شروع کردند، ابو ناموس تصمیم به فرار از این شهر گرفت. او به خاطر میآورد: با بمباران شهر توسط نیروهای اسرائیلی چند تن از اعضای خانواده من کشته شدند، بنابراین خانواده من تصمیم به فرار گرفت. ما حدود چهار روز با الاغ و شتر در حال سفر کردن بودیم تا به بیت حانون واقع در بخش شمالی نوار غزه رسیدیم و در آنجا سه هفته سکونت کردیم تا به اردوگاه جبالیا منتقل شدیم.
او در جبالیا متکی به کمکها و پولهای دریافتی از جانب آژانس کار و امداد آوارگان فلسطینی سازمان ملل موسوم به آنروا بود؛ آژانسی که با آوارگان فلسطینی تعامل داشته و به آنها مکان زندگی و سالی سه بار کمکهای معیشتی میداد.
به خاطر آوردن زمانهای بهتر
ابوناموس که هم اکنون در فقر شدید زندگی میکند، روزهایی را به یاد میآورد که زندگیاش پر نعمت بود و با درد و رنج درباره آن روزها حرف میزند. او میگوید: خانواده من زمینها و مزرعه بزرگی که به هنگام شروع جنگ آماده کشت بود، داشتند. فرار کردن و پشت سر گذاشتن هر آنچه که داشتیم ضررهای مالی بزرگی به بار آورد که ما هرگز نتوانستیم آنها را دوباره رفع کنیم.
این در حالی است که ابوناموس تنها نیست. برآورد شده که ارزش داراییهایی که فلسطینیها در سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸ از دست دادند، معادل ۵۷.۸ میلیارد دلار بر طبق ارزش دلار سال ۱۹۴۸ بوده است. تا به امروز اسرائیل هرگز غرامتی به فلسطینیها به خاطر ضرر و زیانهایی که به آنها وارد کرد، نداده است.
ابوناموس اظهار میدارد: در سال ۱۹۷۵یکبار که به هنگام کار در اسرائیل به بئر السبع سفر کردم، کنجکاو شدم ببینم چه چیزی از اموال من باقی مانده است. هیچ چیز شبیه آنچه که ما پشت سر رها کردیم، نبود. اسرائیلیها یک مزرعه کیبوتص روی زمین من ساخته بودند و جای کشاورزان فلسطینی خانواده من را کشاورزان یهودی گرفته بودند.
دیگر به عقب باز نمیگردیم؟
بعد از بروز اولین انتفاضه در سال ۱۹۸۷ اسرائیل کنترلش بر اراضی با جمعیت بزرگ فلسطینی را تشدید کرده و دستورات کلی که به فلسطینیها اجازه جابجایی آزادانه میان نوار غزه، اسرائیل و کرانه باختری میدادند را لغو کرده و به جایش احکامی برای جابجاییهای فردی همراه با اسناد و مدارک اجباری و زمان محدود اعلام کرد. موج دوم خشونتها که در زمان قیام مردمی دهه ۲۰۰۰ رخ دادند، تنشها را حتی بدتر ساختند و منجر به قدرت پیدا کردن جنبش حماس در نوار غزه و محاصره این منطقه توسط اسرائیل شدند؛ تحولاتی که باعث شد ابوناموس به این نتیجه برسد که بازگشت به زمینش تبدیل به خاطرهای دوردست شده است؛ با این حال او آماده تسلیم شدن نیست. او گفت: من به نسل جوانتر یاد میدهم که آنها باید هر آنچه که در توانشان باشد انجام دهند تا آنچه که زمانی به ما متعلق بوده را دوباره به دست بیاورند. این شاید سالهای زیادی به طول بیانجامد اما من امیدوار هستم که آن روز زمانی خواهد آمد.
ترسیم بنیان ویران کاخ بهائیت از زبان بانوی بهائی که مسلمان شد
فرقه بهائیت با قدمت ۲۰۰ ساله در ایران، یکی از تشکیلات سازمان یافته از سوی استعمار است که تبلیغات وسیع بر ضد منافع مذهبی و ملی ایرانیان را در دستور کار خود داده و به واسطه سطح آگاهی پایین جامعه نسبت به این فرقه سعی در رسوخ به اعتقادات مسلمانان دارد.
بانو مهناز رئوفی یکی از بهائیانی است که با روی گردانی از این فرقه، توانست حلاوت دین اسلام را بچشد و قدم به مسیر یکتا پرسی بگذارد. لذا برنامه «مثل ماه» شب گذشته با دعوت از این بانوی مسلمان شده به ناگفتههای بهائیت از زبان رهیافته از این فرقه پرداخت.
به گفته مهناز رئوفی، فرقه بهائیت معتقد است که قیامتی که خداوند در قرآن از آن سخن گفته، اتفاق افتاده است و بهاالله، بنیانگذار این فرقه امام عصر است. این فرقه تعالیمی مغایر با معنویات و دین اسلام را که برخاسته از اهداف آمریکا، انگلیس و اسرائیل میباشد را در بین مروجان خود تبلیغ میکند.
این بانوی رهیافته از بهائیت ادامه داد: فرقه بهائیت معتقد است که بهائیت، دینی است که از سوی خداوند برای اجرای صلح و دوستی آمده است و سایر ادیان دیگر جنگ طلب هستند. این در حالی است که در کتابهای این فرقه از اسلام، مسلمانان به خصوص شیعیان با نفرت سخن گفته شده است و میان گفتمان و تعالیم کتاب آنان تناقضهای بسیاری وجود دارد.
وی با اشاره به اینکه این فرقه برای کودکان از سن سه سالگی خط و مشی تعیین میکند، گفت : فرزندان بهائیان از سن ۳ سالگی با حضور در کلاسهای گلشن توحید با تعالیم بهائیت آشنا میشوند و کودک در سن ۱۰ سالگی به دلیل اجرای فرآیند شستوشوی مغزی به مرحلهای میرسد که دین خود را نسبت به سایر ادیان برتر و برجسته میبیند. در واقع به کودک آموزش داده میشود که بها، بنیانگذار این فرقه با خدا هیچ تفاوتی ندارد و جایگاهی هم تراز با خداوند دارد. لذا بر اساس این آموزشها وقتی کودک به سن ۱۵ سالگی میرسد به یک بهایی تمام و کمال تبدیل شده است. همچنین پس از اتمام آموزش در سن ۱۵ سالگی میزان استعداد افراد در پیروی از اصول بهائیت سنجیده میشود و اسامی افراد برای اعضای ۹ نفره بیتالعدل، مرکز اداره بهائیت در اسرائیل فرستاده میشود.
رئوفی هدف اصلی ایجاد فرقه بهائیت را نابودی و ریشه کنی دین اسلام دانست و افزود: شیوع فرقه بهائیت و اقناع و تبلیغ آن در ایران بیش از نقاط دیگر جهان است و مبلغان بهائیت در ایران کارگرانی هستند که بدون هیچ مزد و اجری برای کارفرمای خود خدمت میکنند.
این بانوی مسلمان با بیان اینکه از کودکی هیچ رغبتی برای شرکت در کلاسهای آموزشی بهائیت نداشته و اکثر اوقات با خانواده بر سر این موضوع جدال داشته است، تصریح کرد: به اعتقاد برادرانم، من در خلاف جهت اعضای خانواده در حال حرکت بودم و علت این امر برای من چیزی جز تناقضها و تضادهای تعلیمات بهائیت نبود و هیچ کدام از اصول این فرقه اقناعی در من ایجاد نمیکرد.
وی با اشاره به اینکه افراد باید پس از پایان سن ۱۵ سالگی و اتمام دوره آموزشی درخواست بهائیت میدادند و سهجلد بهائیت میگرفتند، گفت: من ابتدا در برابر این مسئله مقاومت بسیاری از خود نشان دادم؛ اما سرانجام با اصرارهای خانواده مجبور به انجام این فرآیند شدم.
رئوفی ادامه داد: متأسفانه فرقه بهائیت در تمام اختیارات فردی افراد دخالت دارد و همین امر سبب ازدواج ناموفق برای من شد. پسری بهائی در همدان که دل در گرو دختری مسلمان داشت و به دلیل مخالفت خانواده و جلوگیری از تمایلات اسلامی باید با دختری بهائی ازدواج میکرد و من گزینه معرفی شده برای سرگیری این ازدواج بودم. در حالی که من نیز خواستگار مسلمان داشتم و به دلیل مستعد بودن برای انتخاب دین اسلام باید با پسری بهائی وصلت میکردم. در نتیجه هر دو ما بدون هیچ علاقه و خواستنی تن به این ازدواج تحمیلی دادیم و به واقع وصلتی تشکیلاتی را جشن گرفتیم.
وی با بیان اینکه پس از ازدواج، من و همسرم به دلیل بیزاری از بهائیت و درک تعارضات این فرقه تمایل بسیاری برای گرویدن به دین اسلام داشتیم، گفت: پس از کسب شناخت و مطالعه درباره دین اسلام، من و همسرم هر دو به طور همزمان مسلمان شدیم و زمانی که خانواده همسرم از این موضوع مطلع شدند با رفتاری ناشایست از ما استقبال کردند و موضوع را به خانواده من نیز اطلاع دادند. در نتیجه هر دو ما از تشکیلات و خانوادههای خود طرد شدیم و اجازه دیدار با اعضای خانواده را نداشتیم.
این بانوی راهیافته از بهائیت اظهار کرد: درست در همان سالی که من و همسرم مسلمان شدیم، خداوند فرزند دختری به ما عطا کرد که نام او را شکیبا گذاشتیم. هفت سال از تولد دخترم میگذشت که همسرم پیشنهاد جدایی داد و ما به دلیل نبود هیچ علاقهای به یکدیگر جدا شدیم.
حال خانم رئوفی سالها است که با دختر خود به تنهایی زندگی میکند و تاکنون توانسته است با بهرهگیری از تفکرات و تعمقات خود در دین اسلام کتابها و نوشتههایی را از خود بر جای بگذارد و ناگفتههای بهائیت را به عرصه تحریر درآورد.
او امروز به عنوان یک بانوی مسلمان با وجود طرد از خانواده و مشکلات زندگی، فرزند خود را به نحوی نیکو تربیت کرده است و در کتابهایش به نقد بهائیت پرداخته است تا مسیری روشن در راه شناخت این فرقه را بسازد.
منظور از«احیا» در شب قدر چیست؟/ بهترین عملی که امشب ما را به آرامش میرساند
در مضامین دینی برای شبهای قدر ویژگیهای متعددی مطرح شده که آن را فرصتی برای رسیدن به موفقیتهای بیشتر معرفی کردهاند، به گونهای که در ارتباط با اهمیت میل به پیشرفت در انسانها و شبهای قدر مطرح میشود: دستیابی به راههای پیشرفت و رسیدن به موفقیتهای بیشتر، یقیناً یکی از امور لذتبخش و از دغدغههای اساسی تمامی انسانها در طول زمانها به حساب میآمده و میتوان ادعا کرد که لذتبخش بودن رسیدن به پیشرفت و تهیه مقدمات آن، نزد انسانها از بدیهیات محسوب میشود؛ چنان که هر فردی با مراجعه به وجود خود اقرار میکند که از شنیدن و فهم راهکارهایی که سود زیادی برای او به وجود میآورد خوشحال خواهد شد.

در این اثنا دیده میشود جلسات، کنفرانسها و سمینارهای متعددی تشکیل میشود تا در قالب آن، راههای رسیدن به موفقیت و پیشرفت تعلیم داده شود و افراد زیادی با جان و دل و حتی صرف هزینه در آن کلاسها شرکت میکنند، همگی نشاندهنده همین حس پیشرفتخواهی و میل به کمال است که در نهاد انسانها وجود دارد که تمامی انسانها با تنوع دیدگاههایی که دارند در این امر مشترکند و دوست دارند ببینند اگر سرمایه خود را در چه راهی به کار بگیرند، به سود بیشتری خواهند رسید و بر اساس میزان سودی که قرار است به دستشان برسد. طبیعتاً میزان سعی و تلاش افراد متفاوت خواهد شد.
حال در مبانی دینی، شبهایی اختصاص داده شده که خداوند متعال با عنایتی بیشتر از سایر ایام سال به درخواستهای بندگان توجه میفرماید و زمینهای را در آن زمانهای خاص فراهم فرموده تا انسان با انجام اعمالی موانع استجابت دعا و در نتیجه دستیابی به موفقیتها و آرزوها را در طول سال برای خود فراهم آورد و سختیهای بسیاری را از پیشروی خود بردارد چنانکه رسول خدا (ص) میفرمایند: «مَن أحیی لَیلَةَ القَدرِ حُوِّلَ عَنهُ العَذابُ إلَی السَّنَةِ القابِلَةِ»؛ هر کس شب قدر را احیا بدارد تا سال آینده عذاب از او بر داشته میشود.
منظور از احیا و عذاب در شب قدر
«احیاء» همانطور که شهید مطهری میفرمایند از «زنده کردن» میآید که این معنا نقطه مقابل «اماته» به معنی میراندن است. استاد مطهری بیان میکنند: «این کلمه (احیاء) چنین میرساند که شب ۲ حالت دارد: ممکن است شب کسی زنده باشد و ممکن است شب او مرده باشد. شب زنده، آن شبی است که انسان تمام یا لااقل پاسی از آن شب را با یاد خدا و با مناجات و راز و نیاز با ذات پروردگار به سر ببرد و شب مرده آن شبی است که انسان تمام آن شب را با غفلت و فراموشی ذات مقدس پروردگار به سر ببرد».

پس اگر فردی در شبهای قدر تمام یا قسمتی از شب را بتواند خود را به خداوند نزدیک کند و در یاد خدا باشد اصطلاحاً میتوان به او گفت شب قدر را احیاء گرفته است و روح و روان خود را زنده نگاه داشته، که یقیناً درجات افراد و کیفیت بیداری آنها در این مورد، متفاوت است لذا طبیعی میباشد که درجات و ثمرات به دست آمده برای انسانها نیز با هم متفاوت باشد که یکی از آن ثمرات، رها شدن از عذابی است که در روایت مورد نظر رسول خدا به آن وعده فرموده است.
اما در مورد این که منظور از «عذاب» و نجات پیدا کردن از آن چیست باید گفت معنای عذاب بر اساس آنچه در کتب لغت آمده هر آن چیزی میتواند باشد که آرامش را از بین ببرد و این عبارت عذاب در روایت به صورت کلی آمده پس هم میتواند امور مادی و هم امور روحی و هم امور معنوی را شامل شود.
از باب نمونه چه بسا انسان به هر دلیل اسیر استرسها و ناآرامیها باشد؛ استرسی که خودش میتواند نتیجه عدم باور قوی و یا احساس ضعف و تنهایی باشد، حالا تصور کنید فردی در شب قدر و به برکت احیاء و مناجاتی که با خالق هستی خواهد داشت و برکات خاصی که در این شبها در نظر گرفته شده، به یک طمأنینه قلبی برسد، طمأنینهای که اثرش چه بسا بر یک عمر زندگی او تغییرات اساسی ایجاد کند!
کما اینکه برخی افراد را خود ما میشناسیم و در اطرافمان دیدیم که اقرار داشتند به برکت برخی از اعمال عبادی و به برکت برخی از زمانهای خاص منجمله همین شبهای قدر، تحول اساسی در زندگیشان ایجاد شده و تغییراتی در فکر و اعمالشان ایجاد شده، سبب شد مقدماتی فراهم شود تا تمامی ناآرامیهای روحیای که داشتند از آنها دور شود.

نتیجهای که در آیات قرآن نیز به ما یادآوری شده است: «الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ آنها کسانی هستند که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد!
بهترین اعمال شب قدر برای رسیدن به آرامش
یکسری از اعمال و دعاها هست که در کتابهای ادعیه و بزرگان بر اساس آنچه در روایات آمده، پیشنهاد داده شده که یقیناً آثار خودشان را خواهند داشت و خیلی هم خوب هستند و نباید به راحتی از کنار آنها گذشت؛ منتها برای تشخیص اینکه بهترین عمل چیست باید به فرمایشات معصومین (ع) مراجعه کنیم؛ مشابه همین سؤال را امام علی (ع) از رسول خدا (ص) پرسیدند با این مضمون که ای رسول خدا برترین اعمال در ماه مبارک چیست؟ حضرت پاسخ فرمودند: «یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ»؛ ای ابا الحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است»؛ فراموش نکنیم این پاسخ «پرهیز از محرمات» پاسخ یک معصوم به معصوم دیگر است، پس به طریق اولی برای ما انسانهای معمولی این نکته حیاتی بخش است که بدانیم در تمامی اوقات خصوصا ماه مبارک رمضان به تمامه که شبهای قدر را نیز شامل میشود، بهترین اعمال این است که از محرمات الهی بتوانیم دوری کنیم.
البته شاید فرصت خیلی از گناهان خود به خود برای اکثر افراد در این شبها اصلاً فراهم نباشد. زیرا گناهان دایره عظیمی دارد و خیلی از مصادیق پرهیز از محرمات، در همین شبها هم میتواند بروز و ظهور پیدا کند. نباید فراموش کرد که اجتناب از محارم الهی یک بار با عدم انجام گناهی خاص تحقق پیدا میکند و یک بار هم با قطع کردن مسیر یک گناه قدیمی تحقق پیدا خواهد کرد! که هر دوی این موارد میتواند نمونههای متعددی حتی در شبهای قدر داشته باشد.

مثلاً یک بار میگوییم در خود شب قدر مراقب باشیم تا غیبت نکنیم، ریا نکنیم، ظلم نکنیم و... که این یک امر مشخص و مسلم است. این موارد از پرتگاههایی هستند که زمان و مکان نمیشناسند و در هر زمانی میتوانند تحقق پیدا کنند و لزوم اجتناب از آنها که افضل اعمال ماه مبارک هست و توصیه روایت مورد نظر هم میتواند باشد محسوب میشود.
اما یک بار هست که دایره را وسیعتر کرده و میگوییم اگر حقالناسی به گردنمان از گذشته مستقر بوده و هر روز و هر ساعت بابت عدم جبران و عدم برگرداندن حق به صاحب اصلیاش، این حرمت تداوم پیدا میکند را بیاییم قطع کنیم و حق فرد را برگردانیم! و چه کاری بهتر از این کار! که حتی ممکن است با این اصلاح اسبابی فراهم شود تا موانع استجابت دعاهایی هم که در این شبها داریم برطرف شود.
چیزی که امام علی (ع) در دعای کمیل از خداوند تقاضا میکنند که «اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لی الذُّنُوبَ الَّتی تَحْبِسُ الدُّعاءَ» که البته این جبران خطاهای گذشته فقط امور مادی را شامل نمیشود بلکه حقوق اخلاقی را هم میتواند شامل شود. از باب نمونه اگر فرد دل والدینش، دل همسر، فرزند و... را شکسته و حقی از آنان را ضایع کرده در همین شبها بهترین زمان برای قطع این مسیر باطل و عذرخواهی و دلجویی از آنها میتواند به حساب آید.
انتهای پیام/
چرا دین کامل در زمان پیامبرهای قبلی نیامد و اسلام کامل ترین دین شد؟
چرا دین اسلام کاملترین دین است؟
دینهای الهی مانند پایه های تحصیلی و دوره های درسی است که با توجه به سطح بینش و توان مردم در یادگیری و عمل کردن، خدا آنها را بر پیامبران نازل فرموده است.
در زمان حضرت نوح مردم آگاهی بسیار کمی داشتند و نمیتوانستند دین اسلام را دریافت کنند بفهمند و عمل کنند.
آنان مانند دانش آموزان کلاس اول ابتدایی بودند؛ به این خاطر خداوند دین ساده و ابتدایی برای آنها انتخاب کرد، پس دین آنها کامل نبود.
در دوره حضرت ابراهیم (علیه السلام) سطح آگاهیهای مردم بیشتر شد و میتوانستند دین کاملتری داشته باشند. پس دین حضرت ابراهیم از دین حضرت نوح کاملتر بود. این روند تا دینهای حضرت موسی (علیه السلام) و عیسی (علیه السلام) ادامه پیداکرد، تا در زمان حضرت محمد (صلیالله علیه وآله) مردم جهان به حدی رسیدند که میتوانستند کاملترین دین را دریافت کنند؛ بدین خاطر خداوند مهربان دین اسلام را که کاملترین دین بود برای مردم فرستاد.
پس همان گونه که دانشآموزان، سال به سال و دوره به دوره معلومات بیشتری میآموزند و کاملتر میشوند، دینهای الهی نیز دوره به دوره کاملتر شدند، تا به دوره اسلام رسید و مسلمانان - این دانش آموختهگان دانشگاه اسلام - به حدی رسید که توانستند نقشه کامل و جامع مسیر خداشناسی یعنی قرآن را به دست بگیرند و با راهنمایی اهل بیت مسیر سعادت را طی کنند.
به دلیل اینکه دین اسلام کاملترین دین بود پیامبران پیشین به مردم خودشان بشارت میدانند، که پس از ما پیامبر دیگری خواهد، ولی حضرت محمد (صلیالله علیه وآله) آخرین پیامبر است و پس از او پیامبری نخواهد آمد. یکی از پیامبرانی که بشارت آمدن حضرت محمد (صلیالله علیه وآله) را به پیروانش داد حضرت عیسی (علیه السلام) بود؛ چنانچه خداوند به نقل از حضرت عیسی (علیه السلام) میفرماید: و مبشرابرسول یاتی من بعدی اسمه احمد؛ و [شما را] بشارت میدهم به پیامبری که پس از من خواهد آمد که نام او احمد است. (صف، آیه ۶) و شما میدانید نام حضرت محمد (صلیالله علیه وآله)، احمد هم هست.
در این باره میتوانید کتاب پیرامون قرآن و عهدین، نوشته مرتضی باقریان را بخوانید.
اما برخی از دلیلهای کمال دین اسلام به شرح زیر است:
۱. دین اسلام از هرگونه تحریفی محفوظ است و تحریف نمیشود، ولی دین و کتابهای آسمانی سایر دینها تحریف شده است؛ خداوند میفرماید: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون/ ما خود این کتاب را فرو فرستادیم و خودمان از آن نگهبانی (و نگهداری) میکنیم. (حجر، آیه ۹)
در حالی که کتابهای آسمانی دیگر مانند تورات و انجیل تغییرهای فراوانی کرده و مطالب غیر معقول و خنده داری در آنها دیده میشود، که کشتی گرفتن یکی از پیامبران، یکی از نمونههای آن است.
۲. احکام دین اسلام منطبق بر فطرت و عقل است، در حالی که در دیگر شریعتها، گاهی احکامی وجود دارد که معقول نیست؛ مثلا دین اسلام به ما اجازه میدهد در برابر زورگویان بایستیم و اگر به ما ستم کردند (مثلا ما را زدند) ما هم مقابله به مثل میکنیم (بقره، آیه ۱۹۴). در حالی که انجیل میگوید: اگر کسی به سمت راست صورت شما سیلی زد، سمت چپ صورتتان را هم جلو بگیرید تا بزند.
حالا خودتان مقایسه کنید و ببینید زورگویان و ستمکاران کدام یک را بیشتر دوست دارند و با کدام روش میتوان زور و ستم را ریشه کن کرد؟
۳. دین اسلام جامع است؛ یعنی برای تمام امور ما انسانها برنامهریزی کرده است؛ از روابط شخصی ما با خدا گرفته تا روابط اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و...، در حالی که دینهای دیگر این جامعیت را ندارد. برای آگاهی بیشتر به تفسیر نمونه، ج ۵، ص ۳۳۵ مراجعه کنید.
* چرا خداوند بین این همه دین، اسلام را برای ما پذیرفت؟
آفرین بر تو و پرسش خوبت.
اینکه نوشتهاید خداوند دین اسلام را برای ما پذیرفت، مطلب جالب توجه و درستی است که در قرآن هم آمده است. آیهای که این مطلب در آن آمده آیه اکمال نام دارد حالا اول آیه را با هم میخوانیم آن گاه به سؤال شما پاسخ میدهم:
الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا...؛ امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین [جاودان]شما پذیرفتم ...(مائده، آیه ۳)
اما پاسخ: در جواب قبلی نوشتم که دین اسلام کاملترین دین است.
به نظر شما خدای مهربان بهتر بود دین کامل را برای ما برگزیند یا دین ناقص را!؟ اگر از شما بپرسند دوست داری به باغی بروی که درختان سرسبز میوه دارد که میوههای آبدار و فراوان دارد یا باغی که چند درخت نیمه خشکیده و کمبار دارد کدام یک را انتخاب میکنید؟ آیین اسلام مانند همان باغ پر میوه است، با درختان سرسبز؛ درختانی که ریشه در زمین دارد و شاخه هایشان سر به فلک کشیده و تا آسمان رفته و بااذن واجازه خداوند، همیشه میوه میدهد. (ابراهیم، آیه ۲۵)
راستی آیا میدانید دین اسلام با چه چیز کامل میشود؟ آری با ولایت و امامت. پس اگر کسی ولایت امامان را نپذیرد، اسلام او نیز کامل نخواهد بود؛ چنان که چنین کسی قرآن را نیز به درستی نشناخته است.
با نور عترت بایدت قرآنشناسی این راه حق باشد سوی دنیای قرآن
بی نوراهل البیت اگر قرآن بخوانی سرگشته میمانی تو، در صحرای قرآن
قرآن و عترت گر جدا گردند از هم ای وای من ای وای تو ای وای قرآن
باشد امید هرمسلمان آنکه بیند در نامه اعمال خود امضای قرآن
برای آگاهی بیشتر میتوانید کتاب درسهایی از قرآن؛ توحید، عدل، نبوت و امامت، نوشته حجت الاسلام والمسلمین قرائتی را مطالعه کنید.
اطلاعاتی پیرامون ماهیت بهشت و جهنّم
- سؤال
بهشت و جهنم هر کدام چه جنبه هایی دارند؟ آیا جنبه مادی دارند یا اینکه ملکوتی هستند یا چیز دیگری است؟
- پاسخ
پاسخ در چند محور ارائه می شود:
۱. درباره ماهیت بهشت باید گفت: بهشت کانون انواع مواهب و نعمت های الهی اعم از معنوی و مادی است و جای تردید نیست که ما هر تصور و ترسیمی از بهشت در ذهن خود داشته باشیم و هر فکری در سر بپرورانیم با معیارها و مفاهیمی است که از مواهب این جهان داریم و قطعاً ترسیم کامل بهشت نخواهد بود و آن چیزی است برتر و بالاتر و فراتر و عمیق تر ازآنچه دیده ایم و نوشته ایم و خوانده ایم و فراتر از جهان ماست، ولی با مطالعه آیات و روایات می توان یک ترسیم اجمالی از آن بدست آورد؛ ترسیمی که دارای بُعد تربیتی فوق العاده ای است و در واقع هر انسانی را که دارای هرگونه انگیزه معنوی و مادی باشد به سوی خود فرا می خواند و جلب و جذب می کند و او را برای نیل به آن به تهذیب نفوس و پاکسازی عقیده و پاکی اعمال و درستی گفتار و رفتار دعوت می نماید، با این اشاره درباره چیستی بهشت باید به سراغ آیاتی رفت که در آنها از بهشت و نعمت های آن سخن گفته شده است [۱].
۲. در بحث معاد جسمانی این حقیقت به خوبی روشن است که از نظر قرآن مجید، معاد هم جنبه جسمانی دارد و هم جنبه روحانی؛ چراکه انسان در آن صحنه با جسم و روح حاضر می شود و طبعاً باید هر دو جنبه غرق در مواهب و برکات الهی گردد.
مثلاً در آیات متعدد قرآن و نیز روایات اسلامی از نعمت های گوناگون مادی و جسمانی سخن گفته شده مثلاً درباره باغ های بهشتی آمده است: « جنّات تجری من تحتها الانهار [۲] » یعنی باغ های بهشت به گونه ای است که نهرها از زیر درختان جاری است.
از این آیه به دست می آید که باغ های بهشت دائماً آب از زیر و کنارشان جاری است و در برخی آیات آمده که نه تنها درختان بهشتی؛ نهرهایی از زیر آنها عبور می کند، بلکه غرفه های بهشتی نیز روی نهرها بنا شده است و نهرها از زیر آنها جاری است چنان فرمود: «افراد با ایمان را در غرفه هایی از بهشت جای می دهیم که نهرها در زیر آن جاری است. »[۳] و در بعضی آیات سخن از سایه های بهشتی مطرح است مثلاً فرمود: «اصحاب یمینی در سایه درخت سدر بی خار قرار دارند و در سایه درختان پر برگ و سایه کشیده و گسترده در کنار آبشارها»[۴] و در بعضی آیات سخن از قصرهای بهشتی مطرح شده است. مثلاً فرمود: «و مساکن طیبه فی جنّات عدن»[۵] یعنی مسکن های پاکیزه ای در باغ های جاویدان بهشت و هم چنین فرش های گوناگون بهشتی در قرآن آمده، مثلاً فرمود: «آنها به فرش هایی تکیه کرده اند و نشسته اند که آستر آنها از پارچه ابریشمی ضخیم است. »[۶]
در مورد غذاها و میوه ها آمده: «و امددناهم بفاکهة و لحمٍ مما یشتهون»[۷] یعنی همواره از انواع میوه ها و گوشت ها از هر نوع که تمایل داشته باشند در اختیارشان می گذاریم.
درباره لباس های بهشتی آمده: «بر اندام آنها لباس هایی است از حریر نازک سبز رنگ و دیبای ضخیم. »[۸] از این گونه آیات به خوبی بدست می آید که بهشت جنبه جسمانی نیز دارد و آن نعمت برای آسایش جسم بندگان صالح در بهشت وجود دارد؛ اما باید توجه داشت که بهشت محدود به جنبه جسمانی نیست بلکه جنبه روحانی و به تعبیر دیگر جنبه ملکوتی نیز دارد که در این باره نیز آیات فراوان وجود دارد از جمله می گوید: «کسانی که تقوای الهی را پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت سوق داده می شوند تا موقعی که به آن می رسند در حالی که درهای آن گشوده شده و خادمان بهشت به آنها می گویند سلام بر شما باد. »[۹]
این احترام ویژه برای بهشتیان نشانه لذت و جنبه روحانی و ملکوتی بهشت است و در برخی آیات سخن از محبت های بهشتی آمده مثلاً فرمود: «لا یسمعون فیها لغواً و لا تأثیما إلّا قیلاً سلاماً سلاماً»[۱۰] یعنی آنها در بهشت نه سخن لغو و بیهوده می شنوند و نه گفتار گناه آلود، تنها چیزی که می شنوند سلام است و سلام.
از این گونه آیات به خوبی به دست می آید که بهشت، گذشته از جنبه جسمانی، جنبه روحانی نیز دارد و انسان ها در آن جا از جنبه های روحانی آن نیز بهره مند می شوند. (تفصیل استفاده از این آیات را در منابع ذیل جویا شوید [۱۱].)
یکی از آیاتی که به طور روشن هر دو جنبه مادی و ملکوتی و معنوی بهشت را به زیبایی مطرح کرده این آیه است: «للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و ازواج مطهره و رضوان من الله [۱۲]» در این آیه علاوه بر بهشت جسمانی که نهرها از زیر درختانش می گذرد و همسران پاک در آن هستند از بهشت معنوی که خوشنودی و رضوان خداست سخن گفته شده است.
۳. درباره ماهیت جهنم بایدگفت: جهنم کانون قهر و غضب الهی است و مطابق ظاهر و صریح آیات قرآن مشتمل بر عذاب های جسمانی و روحانی می باشد و آنها که اصرار دارند آن را تنها به مجازات روحی و معنوی تفسیر کنند، حرفشان با آموزه های قرآن ناهماهنگ است، بهترین راه آن است که از نام ها و اوصافی که در آیات قرآن برای جهنم ذکر شده کمک بگیریم، مثلاً در آیه آمده: «فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجارة [۱۳] » یعنی از آتشی بترسید که هیزم آن بدن های مردم گناهکار و سنگ ها است.
در آیة دیگر آمده: «چنین نیست که او می پندارد، به زودی در حطمه پرتاب می شود و تو چه می دانی حطمه چیست؟ آتش برافروخته الهی است. آتشی که از دل ها سر بر می زند.»[۱۴]
از این گونه آیات استفاده می شود که دوزخ کانون هولناک مجازات است، آتشی سوزان آن را پر کرده و دارای درها و طبقات گوناگون است، ولی نه آتشی همچون آتش دنیا، بلکه آتشی با مشخصات خاصی است. مثلاً هیزم و آتشگیره آن سنگ ها و انسان ها است. و از آن جا که اهل جهنم گذشته از عذاب های جسمانی از فشارهای روحی نیز رنج می برند، پس معلوم می شود که در مجموع جهنم نیز همانند بهشت دارای دو جنبه جسمانی و روحانی است و تنها در یک جنبه محدود نیست. (تفصیل این مباحث را در منابع زیر جویا شوید [۱۵].)
و همچنین در وصف عذاب های گوناگون جهنم آمده: «درخت نفرت انگیز زقوم را مایه درد و رنج ظالمان قرار دادیم، درختی است که از قعر جهنم می روید، شکوفه آن مانند کله های شیاطین است، مجرمان از آن می خورند و شکم خود را از آن پر می کنند، سپس روی آن آب داغ متعفنی می نوشند. »[۱۶]
در تفسیر این آیات که عذاب های مادی جهنم را وصف کرده آمده است: زقوم به گفته اهل لغت اسم گیاهی است تلخ و بدبو و بد طعم و خاصیت آن این است که وقتی به بدن انسان می رسد بدن متورم می شود و برخی گفته اند که شکوفه آن درخت مثل یک ماری بسیار بد منظر است، و به هر حال تشبیه درخت زقوم به شیاطین برای آن است که نهایت زشتی و چهره تنفرآمیز آن را برساند، زیرا انسان از چیزی که متنفر باشد در ذهن خود برای آن قیافه ای زشت و وحشتناک ترسیم می کند. چون آن میوه زقوم و غذای ناگوار تلخ و تشنگی آور است، دوزخیان بعد از خوردن آن آب داغ و کثیفی را می خورند [۱۷].
و نیز در آیه دیگر می گوید: «در آن هنگام که غل ها و زنجیرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را می کشد و در آب جوشان وارد می کنند، سپس در آتش دوزخ افروخته می شوند.»[۱۸] و در آیه دیگر سخن از چاهی است که در جهنم قرار دارد به نام «ویل» در قرآن فرمود: «فویلٌ للذین کفروا [۱۹] » یعنی ویل برای کسانی است که کافر شدند. گفته شده که ویل چاه یا دره ای است در دوزخ و برای کسانی است که نسبت به خداوند کفر می ورزند. [۲۰] آنچه آورده شد تنها بخشی اندکی از عذاب های جهنم است.
------------------------------
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. علامه طباطبایی، المیزان، ج ۱۴ ص ۳۵۸، ج ۱۵ ص۲۰۴، ج ۱۷ ص ۲۳۲، ج ۱۸ ص۱۳۰، ج ۸ ص ۱۱۳، ج ۳ ص۱۱۳، ج۱۰ ص۱۳، ج ۹ ص۳۵۴، ج۱۸ ص ۳۸۵، ج ۲۰ ص ۲۱۸، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۷۹ ش.
۲. امام خمینی، معاد از دیدگاه امام خمینی، نشر مؤسسه آثار امام، ۱۳۷۹ ش.
-----------------------
پی نوشت ها:
[۱] . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، نشر دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۷ ش، ج ۶، ص ۱۹۵.
[۲] . نساء/ ۱۳.
[۳] . عنکبوت/ ۵۸.
[۴] . واقعه/ ۳۷-۳۱.
[۵] . توبه/ ۷۲.
[۶] . الرحمن/ ۵۴.
[۷] . طور/ ۲۲.
[۸] . دخان/ ۲۱.
[۹] . زمر/ ۷۳.
[۱۰] . واقعه/ ۲۵.
[۱۱] . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، نشر دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۷ ش، ج ۶، صص ۳۰۴ – ۲۲۸؛ و تفسیر نمونه، تهران، نشر دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۲ ش، ج ۱، ص۱۴۳، ج ۱۱، ص ۹۰، ج۲۱، ص ۲۱۱، ج۱۰، ص۲۳۰، ج ۲۳ ص ۲۹.
[۱۲] . آل عمران/ ۱۵.
[۱۳] . بقره/ ۲۴.
[۱۴] . همزه/ ۷-۴.
[۱۵] . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، نشر دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۷ ش، ج ۶، صص ۴۱۸-۳۹۷؛ و تفسیر نمونه، تهران، نشر دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۲ ش، ج ۲۶، ص۴۷۱ و ج ۲۷، ص۸۰ و ج۱۹، ص ۵۲۰ و ج ۱۷، ص۱۶۰ و ج ۱۳، ص ۲۱۴.
[۱۶] . صافات/ ۶۷-۶۳.
[۱۷] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، نشر دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۹ ش، ج ۱۹، صص ۷۴-۷۰.
[۱۸] . مؤمن/ ۷۱ و ۷۲.
[۱۹] . ذاریات/ ۶۰.
[۲۰] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، نشر دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۹ ش، ج ۲۲ ص۴۰۲.
روحانی در تماس تلفنی با الکاظمی: ایران همچون همیشه در کنار مردم و دولت عراق خواهد بود
حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز دوشنبه در این تماس تلفنی با تبریک به «مصطفی الکاظمی» به خاطر انتخاب به عنوان نخست وزیر جدید عراق، تاکید کرد: از اینکه فردی مسلط به تحولات سال های اخیر این کشور، امروز مسئولیت امور را برعهده گرفته، بسیار خوشحالیم.
روحانی با بیان اینکه استقلال عراق، ثبات سیاسی، حاکمیت ملی و یکپارچگی این کشور برای ما بسیار حائز اهمیت است، ابراز امیدواری کرد که روابط دوستانه و مناسبات تهران – بغداد بیش از پیش توسعه و گسترش یابد .
رئیس جمهور با تاکید بر اینکه ما همواره در راستای منافع دو ملت در کنار عراق بوده و هستیم، اظهار داشت: همچنان باید مراقب توطئه گرانی باشیم که منافع عراق و ملت های منطقه را هدف قرار داده اند.
روحانی در ادامه با اشاره به ضرورت تامین و برقراری صلح و ثبات در منطقه، تاکید کرد: همانطور که در مبارزه با داعش ثابت کردیم که در کنار ملت عراق هستیم، اکنون نیز برای تامین ثبات و پیشرفت عراق با همه توان در کنار دولت این کشور خواهیم بود.
رئیس جمهور همچنین با تاکید بر توسعه همکاری های تجاری و اقتصادی دوکشور، ضرورت تبادلات تجاری از طریق مرزهای زمینی دوکشور و همچنین فعال شدن بازارچه های مرزی را مورد اشاره قرار داد و بر اجرایی و عملیاتی شدن توافقات قبلی دوکشور از جمله خط لوله نفت، اتصال راه آهن در شلمچه و لایروبی اروند رود تاکید کرد.
روحانی همچنین با اشاره به شیوع ویروس کرونا در میان کشورهای جهان، همکاری، تبادل اطلاعات و دانش دو کشور در این زمینه را ضروری خواند و بر ارائه هرگونه کمک به عراق در راه مبارزه با ویروس کرونا اعلام آمادگی کرد.
نخست وزیر عراق نیز در این تماس تلفنی، جمهوری اسلامی ایران را کشور دوست و برادر عراق نام برد و گفت: کمک های ایران به عنوان یک کشور کلیدی منطقه در برقراری امنیت و ثبات در عراق بویژه در مبارزه با داعش را هرگز فراموش نمی کنیم و خواستار توسعه و تعمیق روابط با ایران در همه زمینه ها هستیم.
مصطفی الکاظمی با بیان اینکه جهان و منطقه در شرایط حساسی به سر می برد، گفت: با خردمندی و منطق و عقلانیت هر مشکلی حل خواهد شد و امیدوارم با همکاری تنگاتنگ و نزدیک دو کشور بتوانیم بر مشکلات فائق آییم.
نخست وزیر عراق نیز با تاکید بر ضرورت توسعه روابط تجاری و اقتصادی دو کشور، بازگشایی مرزهای زمینی و از سرگیری تبادلات کالایی را موجب رونق روابط اقتصادی دو کشور دانست .
دو شرط امام حسن (ع) برای دوستی
در حدیثی از امام حسن علیه السلام در خصوص دو شرط امام حسن (ع) برای دوست گرفتن آمده است:
قَالَ (ع) لِبَعْضِ وُلْدِهِ یَا بُنَیَّ لَا تُؤَاخِ أَحَداً حَتَّى تَعْرِفَ مَوَارِدَهُ وَ مَصَادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَةَ وَ رَضِیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلَى إِقَالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُوَاسَاةِ فِی الْعُسْرَةِ.
امام حسن علیه السلام به یکى از فرزندانش فرمود: فرزندم! با هیچ کس دوستى و برادرى مکن؛ تا این که از چگونگى ورود و خروج او در کارها آگاه شوى؛ پس هر گاه کسى را آزمودى و معاشرت با او را پسندیدی با او بر اساس گذشت از لغزش و برادرى در مشکلات، دوستى و رفاقت کن.
تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ص: ۲۳۳
نمونههای نابی از برخورد امام مجتبی(ع) با مردم
آنچه امروز در رویارویی با زندگی اهل بیت بیش از هر چیزی به آن نیازمندیم، اخلاق زندگی و زیست عاقلانه، حکیمانه و انسانی است. سبک اخلاقی امام مجتبی (ع) در زمینه برخورد با کودکان، زنان، مخالفان و نیازمندان با نمونههای بسیاری که در تاریخ نقل شده بسیار درسآموز و عملگرایانه و اخلاقمدارانه است. خبرآنلاین به مناسبت سالروز شهادت امام دوم شیعیان به چند نمونه از این رفتارها و سبک زندگی انسانی پرداخته است.
پرونده گذشته خبرآنلاین را در این موضوع اینجا بخوانید.
۱- رفتار با کودکان
روزی امام حسن مجتبی (ع) از کوچهای عبور میکرد. به کودکانی که مشغول بازی بودند برخورد، بچهها ضمن بازی از تکههای نانی که در مقابلشان بود میخوردند. چشمشان که به حضرت افتاد از وی خواستند پیاده شود و با آنان غذا بخورد. آن بزرگوار بدون درنگ فرود آمد و همراه آنان مشغول خوردن شد.
پس از اندکی حضرت نیز آن کودکان را به خانه خود برد و با دادن غذا و لباس و ... از آنان پذیرایی کرد و فرمود: در این بذل و بخشش دو طرفه باز هم برتری با این کودکان است زیرا آنها هر چه داشتند بذل کردند، اما ما غیر از آنچه به آنان دادیم باز در خانه اموال زیادی داریم. (1)
۲- برخورد با مردی که دشنام داد
روزى حضرت امام حسن مجتبى(ع) سوار بر اسب از جایى مى گذشتند. مردى از شام ایشان را دید و شروع به بدگویى و دشنام به آن حضرت کرد.
حضرت امام حسن(ع) بدون آن که جواب بدگویى هاى او را بدهند رو به او کرده سلام نمودند و با چهره اى خندان فرمودند: اى مرد! فکر مى کنم غریب باشى، و شاید مرا اشتباه گرفته اى. اگر مى خواهى که ما از تو راضى باشیم رضایت خواهیم داد، اگر از ما چیزى بخواهى بتو خواهیم بخشید، اگر از ما راهنمایى بخواهى تو را راهنمایى خواهیم کرد، اگر گرسنه باشى سیرت خواهیم نمود، اگر لباس نداشته باشى لباست خواهیم داد، چنانچه محتاج باشى بى نیازت خواهیم کرد و اگر بار و اثاث خود را بردارى و به منزل ما بیایى و تا زمان برگشت به وطنت میهمان ما باشى برایت بسیار خوب است.
مرد شامى با دقت سخنان امام را گوش داد. برخورد بسیار خوب امام حسن(ع) او را شرمنده کرد. خجالت کشید و سرش را پایین انداخت. لحن صحبت خود را عوض کرد و مؤدّبانه گفت: شهادت مى دهم که تو خلیفه خدا در روى زمین هستى. از میان تمام خلق خدا، تا به حال تو و پدرت را بیش از همه کس دشمن داشتم، ولى اکنون تو را از همه مردم بیشتر دوست دارم. سپس اثاث خود را به منزل امام حسن(ع) برد و میهمان آن حضرت بود تا هنگامى که به وطنش برگشت. (۲)
۳- قطع کردن طواف برای برآوردن حاجت گرفتار
يکي از ياران و شيعيان امام حسن مجتبي نقل کرده که: روزي امام حسن عليه السلام به مسجد رفته و مشغول عبادت بود. من نيز در حضور او بودم. در اين هنگام مردي نزد حضرت آمد و عرض کرد: «اي فرزند رسول خدا! شخصي از من مقداري پول طلب دارد و چون نميتوانم در حال حاضر پولش را بپردازم، تصميم گرفته است مرا به زندان بيندازد.» حضرت فرمود: «متأسفانه اکنون پولي ندارم که به تو بدهم، اگرچه دوست دارم که کاري انجام دهم.» مرد عرض کرد: «شما به او سخني بفرماييد، شايد به مدتي مهلت دهد و مرا زنداني نکند.» امام تقاضاي مرد را پذيرفت. کفشهايش را پوشيد تا به همراه مرد برود. من گفتم: «اي پسر پيغمبر خدا! مگر فراموش کردي که در حال اعتکاف هستي و نبايد از مسجد بيرون بروي؟» امام فرمود: «فراموش نکردهام. ولي از پدرم اميرمؤمنان شنيدم که جدم رسول اکرم ميفرمود: «کسي که براي برآوردن حاجت برادر مسلمان خود بکوشد، چنان است که خداوند را نه هزار سال عبادت (مستحبي) کرده باشد. عبادتي که در آن، روز را به روزه و شب را به شب زندهداري و نماز بسر برده باشد.» (۳)
۴ - برخورد با کنیزی که به امام گل هدیه داد
روزي، يکي از کنيزان امام مجتبي، دسته گل خوشبويي را به عنوان هديه به ايشان پيشکش کرد. امام در مقابل، او را آزاد فرمود و چون پرسيدند: «چرا چنين کردي؟» فرمود: «خداوند ما را چنين تربيت کرده و فرموده است که: «چون به شما هديهاي دادند، به صورتي نيکوتر، آن را پاسخ دهيد. (۴)
۵ - بخشش دو برابر به محتاج
مردي نزد امام حسن رفت و از گرفتاري و احتياج خود سخن گفت. حضرت فرمود: «حاجت خود را بنويس و به من بده.» مرد نامهاي نوشت و به امام داد. امام نامهاش را خواند و دو برابر خواستهاش به او بخشيد. يکي از حاضران گفت: «اي پسر رسول خدا، اين نامه براي او بسيار پربرکت بود.» حضرت در پاسخ فرمود: «برکت آن براي من بيشتر بود، زيرا مرا جزو نيکان قرار داد. مگر نميداني که نيکي آن است که بدون درخواست به کسي چيزي ببخشند. زيرا آنچه پس از درخواست داده ميشود، بهاي ناچيزي در برابر آبروي اوست. شايد آن شخص نيازمند، شبي را در ناراحتي و اضطراب بسر برده و نميدانسته که در برابر خواهشش چيزي به وي داده ميشود يا خير؟ اکنون که با تن لرزان و دل نگران نزد تو آمده، اگر فقط به اندازه احتياجش به او ببخشي، در برابر آبرويي که نزد تو ريخته، بهاي اندکي به او دادهاي.»
۶- رفتار متفاوت دو برادر در روزه داری روز عرفه
يکي از ياران اميرمؤمنان تعريف کرد: در يک روز «عرفه» به خانه امام حسين رفتم. حضرت با يارانش مشغول درس و بحث علمي بود و قرآني جلوي آنها باز بود. مقداري غذا در اتاق قرار داشت و معلوم بود که آنها روزه بودند و اذان مغرب را انتظار ميکشيدند تا افطار کنند. من سؤالي داشتم. جلو رفتم و سؤال خود را پرسيدم و جواب مناسب گرفتم. از آنجا خارج شدم و به خانه امام حسن رفتم. ديدم سفره بزرگي گستردهاند و مقدار زيادي ميوه و غذا در آن چيدهاند. مردم وارد ميشدند، تبريک ميگفتند، ميوه و غذايي ميخوردند و از خانه خارج ميشدند. اين تفاوت براي من عجيب بود. منتظر شدم تا امام وارد اتاق شد. نزد او رفتم و عرض ادب کردم. امام مرا دعوت به خوردن کرد. عرض کردم: «مولاي من! امروز روزه هستم و نميتوانم چيزي بخورم. اما ميخواستم چيزي بپرسم.» فرمود: «بگو» عرض کردم: «از اين افکار به خدا پناه ميبرم؛ ولي در خانه امام حسين ديدم که آن حضرت و يارانش روزه داشتند و منتظر وقت افطار بودند، اما در اينجا سفره پهن است و مردم ميآيند و ميخورند.» در اين هنگام امام مرا به سينهاش چسباند و فرمود: «مگر نميداني که مقصد و مقصود ما يکي است؟ ما همه مردم را مينگريم، نه عدهاي از آنها را. اگر ما هر دو از يک راه باريک برويم، همه نميتوانند از آن بگذرند. من امروز روزه نيستم تا کساني که نميتوانند روزه بگيرند، بيقرار و پراکنده نباشند و برادرم روزدار است تا روزهداران بيقرار، ناراحت و پراکنده نباشند.»
۷- غلامی که برای اطعام کردن سگ آزاد شد
يک روز امام حسن مجتبي در اطراف مدينه از سايه ديوار باغي ميگذشت. از دور غلام سياهي را ديد. غلام کنار ديوار نشست و سفره خود را باز کرد. او يک عدد نان در سفره داشت. سگي هم جلوي او ايستاده بود. غلام يک لقمه ميخورد و يک لقمه جلوي سگ ميانداخت. امام به او نزديک شد و با لبي خندان پرسيد: «خودت گرسنه ميماني و غذايت را به سگ ميدهي؟» غلام جواب داد: «چه کنم؟ خجالت ميکشم که من بخورم و او گرسنه باشد و به من نگاه کند. در ضمن من ميتوانم گرسنه بمانم و صبر کنم. ولي اگر او گرسنه بماند بچهها را اذيت ميکند.» امام او را تحسين کرد و پرسيد: «اينجا چه کار ميکني؟» عرض کرد: «من برده صاحب اين باغ هستم و براي او کار ميکنم.» حضرت فرمود: «از جايت حرکت نکن تا من برگردم.» امام نزد صاحب باغ رفت و غلام را از او خريد و در راه خدا آزاد کرد، و نيز تصميم گرفت سرمايهاي به او بدهد تا با آن کار کند. صاحب باغ وقتي اين بزرگواري را از امام ديد، از آن حضرت پيروي کرد و باغ را به غلام بخشيد و گفت: «نيکي از نيکي ميزايد.» (۷)
۸ - گریه دشمن برای بردباری امام
«مروان حکم» يکي از سران بني اميه و يکي از سرسخت ترين دشمنان رسول اکرم و اميرمؤمنان بود. پيامبر او را از مدينه تبعيد کرد، اما عثمان او را به مدينه بازگرداند و معاويه او را فرماندار مدينه کرد. مروان از هيچ ستم و جنايتي در حق امام حسن مجتبي کوتاهي نکرد و تا آن حضرت زنده بود در آزار وي و شيعيان و يارانش دريغ نکرد. هنگامي که امام به شهادت رسيد، مروان در تشييع جنازه حضرت شرکت کرد. امام حسين عليهالسلام به او فرمود: «تو به هنگام حيات و زنده بودن برادرم، هرچه از دستت برميآمد کردي، اما اينک در تشييع او حاضر شدهاي و گريه ميکني؟» مروان به يکي از کوههاي اطراف اشاره کرد و پاسخ داد: «هر چه کردم، با کسي کردم که بردبارياش از اين کوه بيشتر بود.(۸)
پینوشتها:
۱. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید
۲. داستان خوبان، سید جواد نورموسوی
۳. شهيد دستغيب، گناهان کبيره
۴. بحارالانوار، علامه مجلسی
۵. آل ياسين، صلح امام حسن
۶. شيخ عباس قمی، سفينة البحار
۷. قصههای خوب براي بچههای خوب ج 8 به نقل از قصص و روايات
۸. سيوطی، تاريخ الخلفا































