emamian
ماه مبارک رمضان ارزشمندترین مقطع زمانی
ماه مبارک رمضان سایه خیر و برکت. ماه نزول قرآن، ماه مغفرت و آمرزش، ماه جود و کرم، ماه بخشش و نیکوکاری، ماه ایثار و از خود گذشتگی، ماه جهاد و کوشش، ماه سعی و تلاش، ماه رحمت و سازندگی و ماه ضیافت الله است. رمضان ماه تهذیب نفس، کسر شهوت، غلبه و چیره شدن بر نفس، ماه صبر و استقامت و بالاخره ماه خودسازی و اصلاح جامعه است. این ماه دانشگاه انسانسازی است؛ بله رمضان دانشگاه علمی و عملی، آموزشی و پرورشی و تربیتی و اصلاحی است.
تلاوت قرآن، حضور به موقع در نمازهای پرفیض جماعت، شرکت در کلاسهای آموزشی ویژه رمضان، حضور در مجالس معنوی روحافزای مولودخوانی، تشکیل جلسات قرآنخوانی دورهای در مساجد و مراکز دینی و منازل، از مهمترین برنامههای رمضان است که شخص مسلمان خود را به درگاه احدیت مقرّب میسازد.
«مَن أدرَکَ رَمَضَانَ فَلَم یُغفَرلَهُ وَ مَاتَ أبعَدَهُ اللهُ فَقُل آمِین فَقُلتُ آمِین»
کسی که رمضان را درک نماید و سبب آمرزش گناهانش نگردد، و از دنیا بدون استفاده از ماه مبارک رمضان برود، خداوند او را از رحمتش دور گرداند؛ جبریل گفت: بگو آمین، گفتم آمین.
بشارت به قدوم رمضان
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، اصحاب و یاران گرامی خود را به قدوم رمضان و آمدن آن بشارت میدادند و میفرمودند: رمضان ماه پر خیر و برکت در راه است، خداوند متعال روزهداری این ماه را بر شما ای امت اسلام، فرض و واجب نموده، شبی در رمضان وجود دارد که ثواب و پاداش عبادت یک شب آن بهتر از ثواب و پاداش هزار ماه است، کسی که از ماه رمضان محروم گشت بیگمان از همه خوبیها محروم گشته است. و نیز فرمودند: چون رمضان آید، دروازههای بهشت گشوده و دروازههای دوزخ بسته گردد و شیاطین به زنجیر کشیده میشوند.
پیامبر عظیمالشأن اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بهترین اسوه و الگو برای امت اسلامی است. آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشندهترین انسانها بود. راوی میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در ماه مبارک رمضان بر جود، کرم، احسان، نیکوکاری، بخشش و صلهرحم خود میافزودند و جود و کرمش فراگیرتر از باد وزنده بود؛ و نیز در ماه مبارک رمضان قرآن را با جبرئیل (علیه السلام) مرور میکردند و در آخرین رمضان عمر شریفش دو بار قرآن کریم را با جبرئیل (علیه السلام) مرور کردند(1)
مرور قرآن یعنی قرآنخوانی دورهای که چند نفر با هم به ترتیب، قرآن میخوانند و دیگران استماع میکنند. خوشبختانه این شیوه قرآنخوانی هنوز در بسیاری از مساجد بلاد اسلامی پررنگ و به قوت خود باقی است هر چند در بعضی از مساجد کم رنگ و یا متأسفانه متروک شده است.
روزه چهار گروه مقبول نیست
حضرت صادق ( علیه السلام) فرمود:
لا صیام لمن عصی الامام، و لا صیام لعبد آبق حتی یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب، و لا صیام لولد عاق حتی یبر،(2)
روزه نیست برای کسی که امام و پیشوای خود را نافرمانی کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فراری، تا مراجعت کند و به خدمت باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمیباشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمیگیرد، و روزه به حساب نمیآید، بلی یکی از ابعاد سیاسی این حدیث شریف، اطاعت و فرمانبری پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشوای مذهبی است. که امروز این واقعیت در حق رهبر کبیر انقلاب که این کشتی عظیم انقلاب را ناخدا است، و با امواج خروشان و سهمگین دریای پهناور گیتی در نبرد است. تحقق پیدا کرده است. که بر ما تمامی اقشار ملت از روحانی و کارمند و کشاورز و کارگر و دیگر طبقات مردم واجب و فرض است که گوش به فرمان این رهبر بزرگ که خداوند بر ما منت نهاده باشیم، و از رهنمودهای پیامبر گونه اش اطاعت نمائیم و از هر گونه انتقاد غیر صحیح و اعتراضات نابجا که باعث تضعیف انقلاب و مقام رهبری است. بپرهیزیم، و پر واضح است، که مخالفت با مقام رهبری و ولایت فقیه، مخالفت صریح با مقام والای امام زمان (ارواحنا له الفداء) میباشد، و مخالفت با حضرت امام زمان ( علیه السلام) ، روزه و سایر عبادات مقبول حضرت حق تعالی نبوده و صحیح نمی باشد.
حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزه دار میفرماید:
عن جعفر بن محمد عن آبائه عن حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام) : انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه .(3)
جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرامی رسول الله (صلی الله علیهم اجمعین) روایت مینماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کاری نکرده (یعنی حق روزه را ادا نکرده) هر گاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.
یعنی روزه یک مسمای واقعی از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصه ای از اجتناب از گناهان و معصیت خداوند میباشد، زیرا روزه دار بدون پرهیز از تمامی محرمات روزه واقعی را در خویش تحقق نبخشیده است.
پنج خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء اگر چه امروز فقهای عالی مقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمیدانند زیرا کمتر کسی است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج گانه از بیان پیامبر گرامی اسلام چنین است:
«خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الکذب، و الغیبة و النمیمة، و النظر بشهوة، و الیمین الکاذبة »(4)
پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را میشکند، دروغ و غیبت و سخن چینی و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ. این اوصاف ذمیمه براستی اثر معنوی و روحانی روزه و وضوء که یک عبادت است در اسلام خنثی میکند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مینماید.
روزه اعضا و جوارح بیرونی و درونی
در بین آداب روزه، مهم ترین آن روزه اعضا و جوارح بیرونی و درونی است. در تفسیر جامع به نقل از کافى، فقیه و تهذیب، از محمد بن مسلم روایت شده است که حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) به من فرمود: زمانى که روزه هستى، پس باید گوش، چشم، زبان، دست و پا و پوست بدن تو روزه دار باشد(5)
در کتاب کشف الاسرار آمده است: مصطفى (صلی الله علیه واله) گفت: «من صام رمضان و قامه ایمانا و احتسابا غفر له ما تقدّم من ذنبه» گفت: هر که ماه رمضان روزه دارد و اندر شب وى قیام آرد، چنان که روزه فریضه داند و قیام سنّت، خداى عز و جل گناه گذشته وى بیامرزد. امام صادق(علیه السلام) فرمود: روزه گرفتن، تنها به خویشتن دارى از نوشیدن و خوردن نیست. مریم مادر عیسى گفت: «من نذر کردهام که براى خداى رحمان روزه باشم» یعنى، جز به ستایش خداى رحمان، دهان خود را باز نکنم.
اگر روزه گرفتید، زبان خود را حفظ کنید. چشم خود را فرو بخوابانید. نزاع مکنید. حسد مورزید. رسول خدا شنید که یکى از بانوانش با دهان روزه خادم خود را دشنام مىدهد. فرمود تا برایش خوراکى حاضر کنند و بعد به آن خانم گفت: میل کنید. خانم گفت: من روزه دارم. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او گفت: «چه گونه روزهاى که خادم خود را دشنام مىدهى؟ روزه گرفتن فقط با دهان بستن از خوراک و آب نیست». امام فرمود: هر گاه روزه گرفتى و دهان خود را از نوشیدنى و خوردنى بستى، باید گوش و چشم تو نیز از حرام و ناشایسته بسته شود: بحث و جدل مکن. خادمت را با نیش زبان آزار مده. آرامش و وقارى که ویژه روزهدارى است، از دست مده. مبادا روز روزهات مانند روزهاى دیگر باشد(6)
پینوشتها :
1. بخاری و مسلم از عبداللهبنعباس (رضی الله عنه) روایت کردهاند.
2. وقایع الایام خیابانی، ص 432.
3. بحار الانوار، ج 96، ص 295.
4. نهج الفصاحه، حدیث 1459.
5. بروجردی، سید محمد ابراهیم، تفسیر جامع، ج 1، ص 300، انتشارات صدر، تهران، چاپ ششم، 1366ش.
6. بهبودی، محمد باقر، گزیده کافى، ج 3، ص 134و 136، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ اول، 1363ش.
آثار مثبت روزه
فایده روزه تقوا است و تقوا خود، سودی است که عاید خود انسان میشود. هر کس بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود و به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقاء یابد، اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند و سرگرم لذتهای جسمی و شهوات بدنی نباشد. چنین شخصی باید خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد. باید از هر چیزی که او را از خداوند مشغول میدارد بپرهیزد. این تقوایی که قرآن به آن اشاره میکند تنها از راه روزه و خودداری از شهوات به دست میآید. خودداری از شهوات عبارت است از: خودداری از شهوت شکم در خوردن و آشامیدن و شهوت جنسی. اگر انسان مدتی از این سه چیز پرهیز کند، به تدریج نیروی خویشتن داری از گناهان در او قوت می یابد و به تدریج بر اراده خود مسلط میشود. آن وقت در برابر هر گناهی عنان اختیار از کف نمیدهد و در تقرب به خداوند متعال دچار سستی نمیگردد.
«روزه» در شرع مقدس اسلام آن است که انسان در تمام روز (از طلوع فجر تا غروب آفتاب) با قصد اطاعت از فرمان خداوند از خوردن و آشامیدن و چیزهای دیگری که به تفصیل گفته خواهد شد خودداری کند.معیار شرعی در مورد وقت روزه، فجر صادق است نه کاذب، و احراز آن موکول به تشخیص مکلف است.
در حدیث قدسی آمده است: تمام کردار بنیآدم چند برابر میگردد؛ هر حسنهای بین ده تا هفتصد برابر پاداش داده میشود به جز روزه که بینهایت مضاعف میگردد؛ چون روزه عبادت ویژهای است که به خدا وابسته و تنها خداوند متعال از حالت روزهدار مطلع و آگاه است. از این رو خداوند متعال فرموده است: روزهدار به خاطر رضایت من، آب و غذا را ترک کرده است، پس پاداش روزهاش به خود من بر میگردد، و بر حسب نیت پاک و اخلاص او، ثواب روزهاش بینهایت مضاعف میگردد.در حدیث دیگری آمده: کسی که با انگیزه ایمانی و اخلاص عمل، رمضان را روزه بگیرد، گناهان گذشته او بخشوده میشود».
روزه تنها ترک خوراک و آب نیست، بلکه روزه شرعی و حقیقی و قانونمند اسلامی همان روزهای است که به اضافه ترک آب و غذا، یک انقلاب درونی که سازندگی دارد در شخص روزهدار ایجاد گردد و خود را از هر نوع آلودگی و گناه دور سازد و به عبارت دیگر روزهای همراه با ترک غذا و آب از تمام گناهان، نافرمانیها، آزارها و... دست بشوید و تمام اعضای او روزهدار باشد، چنین روزهای مقبول درگاه حقتعالی قرار میگیرد، و ثواب بینهایت برای روزهدار محقق میگردد.
در حدیث صحیح آمده است: آن کس که در هنگام روزهداری گفتار حق را رها کند و گواهی ظالمانه بدهد، روزه او مورد قبول درگاه حقتعالی قرار نگیرد و خداوند متعال هرجی برای او نمیبیند که خوراک و آب را رها کند، چرا که حقیقت روزه مقصود است نه نخوردن و نیاشامیدن. بنابراین روزه حقیقی روزهای است که بازدارنده و سازندگی داشته باشد و چنین روزهای که سازندگی دارد، ثواب و پاداش بسیاری دارد.
قداست رمضان
رمضان بهار عمر و بهترین فرصت مناسب برای اصلاح خود و جامعه اسلامی است که کلیه مکلفان به طور مشترک به عبادت روزه مشغول و برای کسب معنویات و جبران گذشته بسیج و هماهنگ میشوند، مسلمانی که نسبت به رمضان دید منفی داشته باشد و از برنامههای ویژه این ماه پر خیر و برکت فاصله بگیرد و حتی با کمال جرأت در انظار عمومی تظاهر به روزهخواری کند، مثل اینکه به زبان حال خود میگوید: ای ملت مسلمان من از شما جدا و بیزار گشتهام و با این شعار ننگین علیه خود اعلام جنایت و جرم میکند. این امر مستوجب تعزیر و عقوبت است. بر مسئولان لازم است که به طور جدی با چنین منکراتی مبارزه کنند و بر فردفرد مسلمان واجب شرعی است که در ریشهکن کردن منکرات، حکومت اسلامی را یاری کنند.
روزه و سلامت
پزشکانی که بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع می کنند گفته ایشان در صورتی معتبر است که اطمینان آور باشد یا باعث خوف ضرر شود و در غیر این صورت اعتباری ندارد.(1)
ملاک تاثیر روزه در ایجاد بیماری یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن، تشخیص خود روزه دار نسبت به خودش است، بنابراین اگر پزشک بگوید روزه ضرر دارد، اما او با تجربه دریافته است که ضرر ندارد باید روزه بگیرد، همچنین اگر پزشک بگوید روزه ضرر ندارد ولی او بداند روزه برایش ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد.(2)
شخصی که روزه گرفتن برای سلامت او ضرر دارد یا ترس از ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد و در صورت گرفتن روزه ، روزه او صحیح نبوده و حرام است . خواه این یقین و خوف از تجربه شخصی حاصل شده باشد یا از گفته پزشک امین یا از منشأ عقلایی دیگر.(3)
هر گاه عقیده اش این بود که روزه برای او ضرر ندارد و روزه گرفت و بعد فهمید روزه برای او ضرر داشته باید قضای آن را به جا آورد. (4)
اگر زنان باردار یا شیرده بترسند که روزه برای خودشان یا کودک ضرر داشته باشد، شکستن روزه بر آنها واجب است؛ گرچه قضای روزه نیز بر گردن آنهاست. پزشکانی که بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع میکنند گفته ایشان در صورتی معتبر است که اطمینان آور باشد یا باعث خوف ضرر شود و در غیر این صورت اعتباری ندارد.(5)
ملاک تاثیر روزه در ایجاد بیماری یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن، تشخیص خود روزه دار نسبت به خودش است، بنابراین اگر پزشک بگوید روزه ضرر دارد، اما او با تجربه دریافته است که ضرر ندارد باید روزه بگیرد، همچنین اگر پزشک بگوید روزه ضرر ندارد ولی او بداند روزه برایش ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد.(6)
شخصی که روزه گرفتن برای سلامت او ضرر دارد یا ترس از ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد و در صورت گرفتن روزه ، روزه او صحیح نبوده و حرام است . خواه این یقین و خوف از تجربه شخصی حاصل شده باشد یا از گفته پزشک امین یا از منشأ عقلایی دیگر.(7)
پینوشتها:
1. اجوبه الاستفتاءات (مقام معظم رهبری)، س 748، 754، 755 و 823
2. اجوبه الاستفتاءات، س 753
3. اجوبه الاستفتاءات، س 751، 753 و 755
4. اجوبه الاستفتاءات، س 751
5. اجوبه الاستفتاءات، س 748، 754، 755 و 823
6. اجوبه الاستفتاءات، س 753
7. اجوبه الاستفتاءات، س 751، 753 و 755
چهل حدیث درباره ماه مبارک رمضان و روزه
1-پايه هاى اسلام
قال الباقر عليه السلام:
بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.
امام باقر عليه السلام فرمود:
اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت.
فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1
2-فلسفه روزه
قال الصادق عليه السلام:
انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.
امام صادق عليه السلام فرمود:
خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.
من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1
3-روزه آزمون اخلاص
قال اميرالمومنين عليه السلام:
فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق.
امام على عليه السلام فرمود:
خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.
نهج البلاغه، حكمت 252
4-روزه ياد آور قيامت
قال الرضا عليه السلام:
انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.
امام رضا عليه السلام فرمود:
مردم به انجام روزه امر شده اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.
وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10
5-روزه زكات بدن
قال رسول الله صلى الله عليه و آله :
لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.
الكافى، ج 4، ص 62، ح 3
6-روزه سپر آتش
قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
الصوم جنة من النار.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»
الكافى، ج 4 ص 162
7-اهميت روزه
قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
الصوم فى الحر جهاد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
روزه گرفتن در گرما، جهاد است.
بحار الانوار، ج 96، ص 257
8-روزه نفس
قال اميرالمومنين عليه السلام
صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.
اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:
روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه هاست.
غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64
9-روزه واقعى
قال اميرالمومنين عليه السلام
الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.
امام على عليه السلام فرمود:
روزه پرهيز از حرام ها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى كند.
بحار ج 93 ص 249
10-برترين روزه
قال اميرالمومنين عليه السلام
صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.
امام على عليه السلام فرمود:
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.
غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80
11-روزه چشم و گوش
قال الصادق عليه السلام
اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.
امام صادق عليه السلام فرمود:
آنگاه كه روزه می گيريد بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»
الكافى ج 4 ص 87، ح 1
12-روزه اعضا و جوارح
عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها
ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.
حضرت زهرا عليها السلام فرمود:
روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه اش به چه كارش خواهد آمد.
بحار، ج 93 ص 295
13-روزه ناقص
قال الباقر عليه السلام
لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.
امام باقر عليه السلام فرمود:
روزه اين افراد كامل نيست:
1 - كسى كه امام را نافرمانى كند.
2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.
3 - زنى كه اطاعت شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.
4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.
بحار الانوار ج 93، ص 295.
14-روزه بى ارزش
قال اميرالمومنين عليه السلام
كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.
امام على عليه السلام فرمود:
چه بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى بهره اى ندارد و چه بسا شب زنده دارى كه از نمازش جز بي خوابى و سختى سودى نمی برد.
نهج البلاغه، حكمت 145
15-روزه و صبر
عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل
«واستعينوا بالصبر و الصلوة» قال: الصبر الصوم.
امام صادق عليه السلام فرمود:
خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3
16-روزه و صدقه
قال الصادق عليه السلام
صدقه درهم افضل من صيام يوم.
امام صادق عليه السلام فرمود
يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6
17-پاداش روزه
قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى
الصوم لى و انا اجزى به
رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:
روزه براى من است و من پاداش آن را می دهم.
وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30
18-جرعه نوشان بهشت
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخوراند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.
بحار الانوار ج 93 ص 331
19-خوشا بحال روزه داران
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده اند اينان در روز قيامت سير می شوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح2.
20-مژده به روزه داران
قال الصادق عليه السلام
من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را می گمارد تا دست به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.
الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247
21-شادى روزه دار
قال الصادق عليه السلام
للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه.
امام صادق عليه السلام فرمود:
براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:
1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)
وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح6 و 26.
22-بهشت و باب روزه دارن
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
براى بهشت درى است به نام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى شوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح31.
معانى الاخبار ص 116
23-دعاى روزه داران
قال الكاظم (عليه السلام)
دعوة الصائم تستجاب عند افطاره
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
دعاى شخص روزه دار هنگام افطار مستجاب می شود.
بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.
24-بهار مومنان
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
زمستان بهار مومن است از شب هاى طولانی اش براى شب زنده دارى و از روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى گيرد.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.
25-روزه مستحبى
قال الصادق (عليه السلام)
من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.
وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33
26-روزه ماه رجب
قال الكاظم (عليه السلام)
رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او می نوشاند.
من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2
وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3
27-روزه ماه شعبان
قال الصادق (عليه السلام)
من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى كند.
وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22
28-افطارى دادن(1)
قال الصادق (عليه السلام)
من فطر صائما فله مثل اجره
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.
الكافى، ج 4 ص 68، ح 1
29-افطارى دادن (2)
قال الكاظم (عليه السلام)
فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.
الكافى، ج 4 ص 68، ح 2
30-روزه خوارى
قال الصادق (عليه السلام)
من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه.
امام صادق (عليه السلام)فرمود:
هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا می شود.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5
من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9
31-رمضان ماه خدا
قال اميرالمومنين
شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى.
امام على (عليه السلام) فرمود:
رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.
32-رمضان ماه رحمت
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميان اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.
بحار الانوار، ج 93، ص 342
33-فضيلت ماه رمضان
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.
بحار الانوار، ج 93، ص 344
34-اهميت ماه رمضان
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
اگر بنده «خدا» می دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست میداشت كه تمام سال، رمضان باشد.
بحار الانوار، ج 93، ص 346
35-قرآن و ماه رمضان
قال الرضا (عليه السلام)
من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.
امام رضا (عليه السلام) فرمود:
هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماه هاى ديگر تمام قرآن را بخواند.
بحار الانوار ج 93، ص 346
36-شب سرنوشت ساز
قال الصادق (عليه السلام)
راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته می شود.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8
37-برترى شب قدر
قيل لابى عبد الله (عليه السلام)
كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.
از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:
چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟
حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2
38-تقدير اعمال
قال الصادق (عليه السلام)
التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام میگيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست و سوم.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 259
39-احياء شب قدر
عن فضيل بن يسار قال:
كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.
فضيل بن يسار گويد:
امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان مشغول دعا می شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان می رسيد نماز صبح را می خواند.
وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4
40-زكات فطره
قال الصادق (عليه السلام)
ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.
وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5
هنگام حلول هلال ماه مبارک رمضان چه اتفاقاتی میافتد؟
هنگامی که هلال ماه رمضان ظاهر شد، شیطانهای رانده شده زنجیر میشوند، درهای آسمان، درهای بهشتها و درهای رحمت گشوده میشوند، درهای جهنم بسته شده، دعا مستجاب میشود.
حدثنا محمد بن الحسن رضی الله عنه قال حدثنا الحسین بن الحسن بن ابان عن الحسین بن سعید عن الحسین بن علوآن عن عمروبن شمر عن جابر عن ابی جعفر ع لیه السلام قال:
کان رسول الله صلی الله علیه و آله اذا نظر الی هلال شهر رمضان استقبل القبله یوجهه ثم قال اللهم اهله علینا بالامن و الایمان و السلامه و الاسلام و العافیه الجملله و الرزق الواسع و دفع الاسقام و تلاوه القرآن و العون علی الصلاه و الصیام اللهم سلمنا لشهر رمضان و سلمه لنا و تسلمه منا حتی ینقضی شهر رمضان و قد غفرت لنا قم یقبل بوجهه علی الناس فیقول یا معاشر المسلمین اذا طلع هلال شهر رمضان غلت مرده الشیاطین و فتحت ابواب السماء و ابواب الجنان و ابواب الحرمه و غلقت ابواب النار و استجیبت الدعا و کان لله عند کل فطر عتقاء یعتقهم من النار و نادی مناد کل لیلاه هل من سائدل هل من سمتغفر اللهم اعط کل منفق خلفا و کل ممسک تلفا حتی اذا طلع هلال شوال نودی الومنون آن اغدوا الی جوائزکم فهو یوم الجائزه ثم قال ابوجعفر اما و الذی نفسی بیده ما هی بجائز الدنانیر و الدراهم .
"ثوابالاعمال، صفحه 138-139"
امام محمد باقر علیهالسلام:
رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که به هلال ماه رمضان مینگریستند، رو به قبله نموده و دعا می کردند: اللهم اهله علینا بالامن و الایمان و السلامه و الاسلام و العافیه المجلله و الرزق الواسع و دفع الاسقام و تلاوه القرآن و العون علی الصلاه و القیام . اللهم سلمنا لشهر رمضان و سلمه لنا و تسلمه منا حتی ینقضی شهر رمضان و قد غفرت لنا.
آنگاه رو به مردم نموده و میفرمودند: ای مسلمانان! هنگامی که هلال ماه رمضان ظاهر شد، شیطانهای رانده شده زنجیر میشوند، درهای آسمان، درهای بهشتها و درهای رحمت گشوده میشوند، درهای جهنم بسته شده، دعا مستجاب شده و به هنگام هر افطار خداوند آزاد شدگانی دارد که آنها را از آتش جهنم آزاد میکند و هر شب منادی ندا میدهد: آیا سائلی هست ؟ آیا استغفار کنندهای هست؟ خدایا به هر خرج کننده ای عوض و به هر بخیلی تلف عنایت فرما.
و هنگامی که هلال شوال حلول کند، به مؤ منین ندا میکنند، بامدادان برای گرفتن جایزه بروید که آن روز، روز جایزه است. آنگاه امام باقر علیه السلام فرمودند: هان سوگند به کسی که جانم به دست اوست، این جایزه درهم و دینار نیست.
تشکر فرمانده معظم کل قوا از عملکرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سردار سرتیپ بسیجی محمد شیرازی رئیس دفتر نظامی فرمانده معظم کل قوا در تماس تلفنی با سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرماندهکل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پیام رهبر عظیم الشأن انقلاب و فرماندهیکل قوا حضرت امام خامنهای (مد ظله العالی) بهمناسبت روز تأسیس سپاه را به وی ابلاغ کرد.
متن پیام فرمانده معظم کل قوا (مد ظله العالی) به این شرح است:
"سلام من را بهمناسبت روز تأسیس سپاه به آحاد کارکنان سپاه و خانوادههای محترمشان برسانید.
از عملکرد خوب و تلاشهای سپاه تشکر میکنم و دعاگویشان هستم".
بازتاب پرتاب موفق نخستین ماهواره نظامی ایران توسط سپاه در رسانههای خارجی
پردهبرداری نیروی هوافضای سپاه از «فرماندهی فضایی»
صبح امروز ماهواره نور بعنوان اولین ماهواره نظامی جمهوری اسلامی ایران با ماهوارهبر سه مرحلهای قاصد توسط نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پرتاب و با موفقیت در مدار ۴۲۵ کیلومتری زمین قرار گرفت.
این نخستین بار است که جمهوری اسلامی ایران یک ماهواره را با کاربردهای دفاعی به فضا پرتاب میکند. همچنین در سابقه برنامه فضایی ایران، پیش از این ماهوارهبرهای سفیر برای مدار ۲۵۰ کیلومتری زمین و سیمرغ برای مدار ۵۰۰ کیلومتری مورد استفاده قرار گرفت که در پرتابهای ماهوارهبر سیمرغ با وجود آنکه در آخرین تلاش این ماهوارهبر، ماهواره ظفر را تا ارتفاع ۵۴۰ کیلومتری سطح زمین رساند، اما موفق به تزریق این ماهواره در مدار نشد.

بدین ترتیب، تثبیت مدار به معنای تزریق ماهواره به مدار تا پیش از این فقط در مدار ۲۵۰ کیلومتری زمین و توسط ماهوارهبر سفیر صورت گرفته است و امروز نیروی هوافضای سپاه با پرتاب ماهواره نور و تزریق آن به مدار توسط ماهوارهبر قاصد برای نخستین بار توانست مداری بالاتر از ۲۵۰ کیلومتر یعنی مدار ۴۲۵ کیلومتری را برای کشورمان تثبیت کند.
سپاه چگونه وارد عرصه فضایی شد؟
با پرتاب ماهواره نور توسط ماهوارهبر قاصد شاید این سوال به وجود آمده باشد که سپاه چگونه به یکباره موفق به پرتاب ماهواره و تزریق آن به مدار میشود؟ پاسخ این است که سپاه طی دهسال گذشته به دور از نمایشهای رسانهای به قدرت مشغول به تحقیق، توسعه و ایجاد ظرفیتهای گسترده فضایی به عنوان یک ضرورت بوده است.
فضایی شدن سپاه به سال ۱۳۸۸ و انتصاب سردار امیرعلی حاجی زاده به فرماندهی نیروی هوافضای سپاه باز میگردد؛ آنجا که فرمانده معظم کل قوا، در حکم انتصاب فرمانده جدید «نیروی هوایی سپاه»، از عنوان «نیروی هوافضای سپاه» استفاده کردند و بدین ترتیب اولین جرقه ورود سپاه پاسداران به فعالیت های حوزه فضایی به شکل ساختار یافته ایجاد شد.
به دنبال این تغییر عنوان، در آذر ماه ۱۳۹۱ فرماندهی فضایی نیروی هوافضای سپاه در یک ساختار موقت شروع به کار کرد و اقدامات متعدد خود را در حوزه پژوهش، تحقیقات، احصاء دانش و تولید ماهواره و ماهوارهبر ادامه داد.
** روایتی از چگونگی تشکیل فرماندهی فضایی نیروی هوافضای سپاه
به دنبال فعالیتهای موثر این فرماندهی، در سال ۱۳۹۶ از طرف فرمانده معظم کل قوا تشکیل فرماندهی فضایی با رویکردی متمرکز در نیروی هوافضای سپاه و با هدف دستیابی به اهداف دفاعی در فضا رسماً ابلاغ شد.
این فرماندهی که از زمان تشکیل آن تاکنون فعالیت آن ابعادی رسانهای پیدا نکرده است؛ در طی ده سال گذشته اقدامات موثر و تاثیرگذاری را برای دستیابی به فناوریهای نوین دفاعی طی کرده است و امروز پس از پرتاب ماهواره نور توسط ماهوارهبر قاصد، این اولین بار است که از آن سخن به میان آورده میشود. فرماندهی فضایی با وجود سابقه کوتاه شکلگیری، اقدامات گوناگونی را برای ایفای نقش خود انجام داده است.
از جمله اقدامات موثر این فرماندهی با همکاری سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نیروی هوافضای سپاه را میتوان تولید موتور فضایی و تمام کامپوزیتی سلمان برشمرد که به دلیل برخورداری از نازل متحرک قابلیت اصلاح مسیر در خارج از جو را دارد و از این پیشران هم در ماهوارهبر قاصد استفاده شده است.

موتور فضایی سلمان
طراحی و ساخت سامانههای دریافت دادههای فضایی، احداث پایگاههای رصد و جمع آوری سیگنالهای فضاپایه، ایجاد بانک اطلاعاتی و فراهمسازی قابلیت تحلیل و بهرهبرداری از این منابع و مشارکت در طراحی ماهوارههای چند منظوره با ماموریتهای دفاعی و امنیتی نمونههایی از فعالیتهای این مجموعه است.
نامه سرگشاده «عبدالمهدی» به رؤسای جمهور و پارلمان عراق
«عادل عبدالمهدی» که در پی تشدید اعتراضهای مردمی عراق پس از 14 ماه خدمت از پست نخستوزیری در تاریخ 2019.11.29 استعفا کرد، در نامهای سرگشاده به «برهم صالح» رئیس جمهور و «محمد الحلبوسی» رئیس پارلمان عراق و نمایندگان کشور درباره تبعات تأخیر و مانعتراشی در تشکیل کابینه جدید بهریاست «مصطفی الکاظمی» هشدار داد.
نخست وزیر مستعفی عراق در نامه سرگشاده خود نوشت: درخواست برخی جریانهای سیاسی برای در اختیار گرفتن یک وزارتخانه مشخص، معنایی ندارد.
عبدالمهدی خطاب به رؤسای جمهور و پارلمان و اعضای آن گفت: در شرایط پیچیده کنونی، ابقای نخست وزیر مستعفی با اختیارات محدود، بدترین انتخاب است.
وی ضمن هشدار درباره تبعات تأخیر در تشکیل دولت جدید تأکید کرد که باید به نخستوزیر مکلف (مصطفی الکاظمی) اجازه داد تا خودش اعضای کابینه را انتخاب کند.
عبدالمهدی در ادامه نامه سرگشاده خود تصریح کرد: دیدگاههای اشتباهی وجود دارد که اگر بر مبنای یک سری اصول مشترک تصحیح نشود، برای همیشه در گرداب باقی خواهیم ماند.
نخستوزیر مستعفی عراق اعلام کرد: اگر در تلاش سوم خود برای تشکیل کابینه (تلاش برای تشکیل کابینه بهریاست الکاظمی پس از توفیق علاوی و الزرفی) ناکام شویم، آیا میتوان انتظار داشت که تلاش چهارم یا پنجم موفقیتآمیز باشد؟
عادل عبدالمهدی از همه احزاب سیاسی خواست برای تشکیل کابینه جدید انعطاف داشته باشند و یک راهحل میانه را در پیش بگیرند.
آمادگی برای ورود به رمضان و جلوه ای از جامعه مهدوی
ماههای رجب، شعبان و رمضان از جمله ماههای پرفضیلت و از نعمتهای الهی و فرصت مناسبی برای تقرب به خداوند، خودسازی، تقویت معنویت و کسب نیروی لازم برای فعالیت در طول سال است.
در روایات متعدد نیز بر اهمیت این سه ماه و لزوم بهرهگیری از آنها تأکید شده است[1]. ماه رجب و شعبان مقدمه ورود به تالار ضیافت ماه رمضان است و برای متنعم شدن از سفره پر برکت ماه رمضان لازم است انسان در ماه رجب و شعبان رابطه خود را با خداوند تقویت کند و قلبش را از آلودگی ها بزداید. [2]
از جمله راههای تقویت معنویت و پیوند با خدا و کسب معرفت در ماه شعبان انس با ادعیه مخصوص این ماه است. یکی از ادعیه ماه شعبان صلوات شعبانیه است که از امام سجاد (ع) صادر شده است. این دعا شامل شش فقره است که با صلوات از هم جدا میشوند و از این رو به صلوات شعبانیه نیز معروف است. استفاده مکرر از صلوات بر محمد و آل محمد در این دعا نشاندهندۀ اهمیت صلوات در هنگام راز و نیاز با خداوند و برکات و آثار آن است. در آیهی 56 سوره احزاب خبر از صلوات خدا و ملائکه بر پیامبر، مقدمهای برای امری به مؤمنان است: صلوات بر پیامبر (ص) و تسلیم محض پیامبر شدن: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيما». البته در روایات متعدد شیعی و سنی آمده است که به هنگام صلوات بر پیامبر باید آل پیامبر را نیز افزود.[3]بر اهمیت و تأثیر صلوات در استجابت دعا نیز در روایات فراوانی تأکید شده است.[4]
پس از صلوات اول، پیامبر و اهلبیت ایشان با چند تعبیر بسیار عمیق و ژرف که محور اصلی همۀ آنها پیوند با وحی است معرفی میشوند.
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ ، وَمَوضِعِ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِكَةِ، وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ ، وَأَهْلِبَيْتِ الْوَحْىِ».
پس از صلوات دوم، پیامبر و آل ایشان به کشتی روان در اقیانوسهای عمیق تشبیه میشوند که هر کس بدان درآید ایمنی مییابد و هر که آن را رها کند غرق خواهد شد. «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجارِيَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَها، وَيَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا»؛ سپس به سه نوع موضعگیری نسبت به مسیر و خط پیامبر و خاندانش اشاره شده است: «الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ، وَالْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ، وَاللَّازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ». هر کس از آنها پیشی گیرد از دین خارج میشود و کسی که در طی مسیر از آنها عقب بماند نابود میشود و تنها راه رسیدن به مقصود، همراهی آنان است.
در صلوات سوم پیامبر و خاندانش به حصاری استوار و فرازمند تشبیه شده است که به هنگام گرفتاری میتوان بدان پناه برد و آن را ملجأ و مأوایی برای آرامش و سکونت قرار داد: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصِينِ، وَغِياثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ، وَمَلْجَاَ الْهارِبِينَ، وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِين»
در صلوات چهارم از خداوند درخواست میشود که این صلوات سه ویژگی داشته باشد: صلواتی کثیر که هم مایۀ رضایت پیامبر و خاندانش باشد و هم وسیلهای برای ادای حق ایشان«اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلاةً كَثِيرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاً، وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ أَداءً وَقَضاءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَقُوَّةٍ يَا رَبَّ الْعالَمِينَ».
در فقرۀ پنجم بعد از ذکر سه توصیف «پاکی، نیکی و خوبی» برای پیامبر و اهلبیت (ع)؛ به حقوق ایشان و وجوب اطاعت و ولایت آنها اشاره شده است.«اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبِينَ الْأَبْرارِ الْأَخْيارِ، الَّذِينَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ، وَفَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَوِلايَتَهُمْ».
فقره ششم مفصلترین فقره دعاست و در آن علاوه بر صلوات، درخواستهای دیگری از خداوند بیان میشود: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبِى بِطاعَتِكَ، وَلَا تُخْزِنِى بِمَعْصِيَتِكَ، وَارْزُقْنِى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ؛ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ، وَنَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ، وَأَحْيَيْتَنِى تَحْتَ ظِلِّكَ»
در این بخش سه درخواست اصلی وجود دارد: «وَاعْمُرْ قَلْبِى بِطاعَتِكَ، قلب مرا با اطاعت خودت زنده کن»؛ «وَلَا تُخْزِنِى بِمَعْصِيَتِكَ، با معصیت خودت مرا خوار مکن»، سومین درخواست داعی با مسأله مهم «رزق» پیوند دارد: «وَارْزُقْنِى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ، بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ، وَنَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ، وَأَحْيَيْتَنِى تَحْتَ ظِلِّكَ؛ داعی از خداوند یاری میخواهد تا با کسانی که دچار تنگی روزی هستند مواسات نماید.
در این درخواست بر چند نکته مهم تأکید شده است: نخست این که برخی از بندگان خداوند دچار «تنگی رزق» هستند و دیگر این که انسان باید گشایش رزق خود را از فضل الهی بداند «وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَنَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ، وَأَحْيَيْتَنِى تَحْتَ ظِلِّكَ»،اما رزق چیست و مواسات در رزق چه معنایی دارد ؟
رزق در لغت به معنى بخشش مستمر و متداوم است، اعم از مادّى یا معنوى؛ بنابراین، هر گونه بهرهاى را که خداوند نصیب بندگان مىکند، از مواد غذائى، مسکن، پوشاک، علم، عقل، فهم، ایمان و اخلاص، به همه اینها «رزق» گفته مىشود.[5]
وقتی که معنای رزق در این حد گسترده باشد پس مواسات به معنی همراهی کردن و کمک کردن به برادر مؤمن در همة امور است از کمک فکری تا کمک مالی و یاری جسمانی و آبروئی.[6] اگر هر مؤمنی مواسات را وظیفه خود بداند هیچ خانوادهای از خانوادههای مسلمان و هممیهن و محروم را با دردها و محرومیتها و مشکلات خود تنها نمیگذارد و دست یاری خود را از آنها دریغ نمیکند[7].
اگرچه رزق معنای عامی دارد اما جنبۀ مادی آن بسیار اهمیت دارد و در آموزههای دینی وظایف مالی نقش برجستهای در طی مراتب معنوی دارد. در آیات قرآن کریم به طور مکرر امر به اقامه نماز به همراه پرداخت زکات آمده است[8] و در احکام برخی از اعمال شرعی مانند روزه و حج کفاره مالی مطرح شده است.[9]
در این ایام که به دلیل شیوع کرونا بسیاری از اقشار جامعه دچار گرفتاریهای مالی شدهاند و در تأمین معاش با سختی دست و پنجه نرم میکنند مقام معظم رهبری در بیانات نیمه شعبان با استناد به این بخش از صلوات شعبانیه توصیه کردند که رزمایش گستردهای در کشور برای مواسات و همدلی و کمک مؤمنانه به نیازمندان و فقرا آغاز شود. ایشان با اشاره به اینکه ماه شعبان مقدمه ورود به ماه رمضان به عنوان ماه انفاق است، این مواسات را از جلوههای جامعه مهدوی و وسیلهای برای ابراز ارادت به امام زمان نامیدند[10]. مواسات برای همه انسانهایی که دارای وجدان و اخلاق و عاطفه انسانی هستند وظیفهای همگانی و جهانی، اما برای مسلمانان، غیر از وظیفهای اخلاقی و عاطفی یک وظیفه دینی است.[11]در روایات متعدد نیز به مواسات سفارش و مواسات نشانۀ مومن حقیقی و افضل اعمال شمرده شده است[12].
در ادامة این فقرة دعا ماه شعبان ماه رسول خدا و آکنده از رحمت و رضوان الهی نامیده و به سیرۀ پیامبر در آن، یعنی تهجد شبانه و روزه اشاره شده است: «وَهذا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ شَعْبانُ الَّذِى حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذِى كانَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَدْأَبُ فِى صِيامِهِ وَقِيامِهِ فِى لَيالِيهِ وَأَيَّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فِى إِكْرامِهِ وَ إِعْظامِهِ إِلى مَحَلِّ حِمامِهِ». دعا با درخواست یاری الهی برای پیروی از سنت پیامبر و نائل شدن به شفاعت آن حضرت و توفیق تبعیت از ایشان پایان مییابد. اما اینها همه مقدمهای برای فرجامی خوش است یعنی ملاقات داعی با خداوند در روز قیامت در حالی که خداوند خشنود، گناهان بخشوده، رحمت و رضوان الهی حاصل و در جایگاه نیکان آرامش یافته است: «اللّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى الاسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فِيهِ، وَنَيْلِ الشَّفاعَةِ لَدَيْهِ، اللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لِى شَفِيعاً مُشَفَّعاً، وَطَرِيقاً إِلَيْكَ مَهْيَعاً، وَاجْعَلْنِى لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى أَلْقاكَ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَنِّى راضِياً، وَعَنْ ذُنُوبِى غاضِياً، قَدْ أَوْجَبْتَ لِى مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ، وَأَنْزَلْتَنِى دارَ الْقَرارِ وَمَحَلَّ الْأَخْيار».
نکتۀ شایان توجه در این فقره آن است که درخواست شفاعت پیامبر در میان دو دعا قرار گرفته است: یاری خواستن برای استنان به سنت پیامبر «اللّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى الاسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فِيه»ِ و تبعیت از آن حضرت «وَاجْعَلْنِى لَهُ مُتَّبِعاً» که نشان میدهد شایستگیِ نیل به شفاعت منوط به عمل به سیرۀ پیامبر است.
وظیفه انسان در برابر شرور و بلایا
شرور و بلایا در بیان آیت الله مصباح (۲)؛
وظیفه انسان در برابر شرور و بلایا
آیت الله محمدتقی مصباح یزدی پس از شیوع ویروس کرونا در کشور طی سه جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ به موضوع «شرور و بلایا» پرداخت که فیلم سخنان این استاد برجسته حوزه در ۱۵ قسمت در حوزه نیوز منتشر شده و در حال حاضر متن سخنان ایشان را در شماره های گوناگون تقدیم نگاه شما خواهیم کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، وصلی الله علی سیّدنا ونبیّنا محمد وآله الطاهرین
وجود شرور خاص در کنار شرور عام، به اقتضای حکمت الهی
در این مسیر، یک مسئله فرعی مطرح میشود، و آن این است که انسانها مراتب مختلفی از تکامل برایشان میسّر است، ظرفیتهای آنها متفاوت است، عرصههای تکاملی آنها هم مختلف است، از این رو، حکمت اقتضا میکند که به دنبال فعل و انفعالات و تأثیر و تأثرات متقابل، عرصههای مختلفی از خیر و شرّ پدید بیاید تا شرایط مختلفی برای تکامل طولی و عرضی فراهم شود. و با توجه به ظرفیتهای مختلفی که در وجود انسان است و حتی میتواند مدتی راه خیر را انتخاب کند و بعد تغییر مسیر بدهد چنانکه عکس این هم ممکن است؛ باید شرایط انتخاب همواره قابل تغییر باشد، بهگونهای که اگر کسی دهها سال هم عبادت خدا کرده، امکان این را داشته باشد که آخرالامر مبتلا به معصیت و شرّ شود. عکس این هم صادق است، پس باید انواع و اقسام عواملی که زمینههای خیرات و شرور را جابهجا کنند، وجود داشته باشد. پس غیر از آن شرور ابتدایی و اولیه که برای کل عالم به طور عام در نظر گرفته شده برای اشخاص هم شرور خاصی در نظر گرفته میشود تا زمینه امتحانهای جدیدی فراهم بشود.
وجود برخی از بلاها و شرور، برای قطع علقه و دلبستگی مؤمنان به دنیا و لذت های آن
از مسائل فرعی دیگر این است که کسانی در اثر فریفتگی در برابر لذتهای دنیا و سپس دلبستگی به آنها انتخاب غلطی میکنند، ولی اصل ایمان و معرفت آنان هر چند خیلی کمرنگ در عمق دلشان باقی میماند، لطف الهی اقتضا میکند که حتی برای آنها هم زمینهای برای بروز و ظهور و رشد فراهم شود. یکی از راهها این است که مبتلا به بلا و یا شرور شوند تا بفهمند لازمه زندگی این دنیا چه شروری است و بدین وسیله تعلقشان به دنیا کم شود، و چه بسا باعث این شود که از گناهان گذشته هم توبه کنند؛ «وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَی دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ».
امکان زمینه سازی افراد برای ابتلای دیگران به خیر یا شرّ
و مسئله فرعی دیگر هم این است که گاهی خود شخص، مرتکب کاری که موجب شرّ باشد نشده، اما از شرّ دیگری به او سرایت میکند، مثل شرهای اجتماعی؛ عکس آن در خیرات هم وجود دارد؛ یعنی خود شخص، مرتکب چیزی که موجب استفاده از نعمتها بشود نشده، بلکه دیگری کاری را انجام داده که زمینه انتخاب مطلوب را برای این شخص فراهم میکند، و در واقع این هم نوعی امتحان است: «وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّیِّئَاتِ».
حسنات هم میتوانند عامل آزمایش شوند: «وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً»، پس رفتار کسی ممکن است زمینه انتخاب و امتحان را برای دیگران فراهم کند، چنانکه رفتار خوب گذشتگانی ممکن است زمینههایی برای اعمال خیر نسل بعدی فراهم کند؛ «وَکانَ أبُوهُما صالِحاً».
پاسخ اجمالی به پرسش و اشکال مزبور
حاصل جواب کلی این است که شرور این عالم (به آن معنایی از شرّ که بر امور وجودی اطلاق میشود) مقصود بالتبع هستند؛ یعنی ارادة حکیمانه الهی اولا و بالذات به آن تعلق گرفته است که موجودی همچون انسان پدید آید که بتواند در سایة انتخاب و اختیار خویش، به بالاترین کمالات امکانی برسد و انتخاب انسان، مقتضی وجود نظامی است که خوب و بد و خیر و شرّ، هر دو در آن موجود باشند و در نتیجه، این عالَم به همراه شرور آن نیز متعلق ارادة الهی قرار می گیرد. به تعبیر دیگر، اراده حق تعالی، مستقلاً و اصالتاً به این شرور از آن جهت که شرّ است تعلق نمیگیرد، بلکه وجود این شرور، از آن جهت که از لوازم تکامل اختیاری انسان هستند، بالتبع مورد اراده حق تعالی قرار می گیرد.
وظیفه انسان در برابر شرور
در اینجا نوبت می رسد به بخش دوم و بخش عملی بحث، یعنی پاسخ به این پرسش که «در مقابل این شرور، چه موضعی باید اتخاذ کرد و چه رفتار اختیاری باید انجام داد؟ ».
این بخش هم گاهی به صورت بحث فلسفی و عقلی خالص مطرح میشود و به وسیله ادله عقلی و باتوجه به مصالح و مفاسدی که قابل درک عقل است جواب داده میشود. اما با توجه به معارف دینی خیلی فراتر میرود. اکنون گریزی از مسئله نظری به مسئله عملی میزنیم و نظر به اینکه این شبهات بیشتر برای دینداران یا در مقابل دینداران مطرح میشود، ارتباط آن را با مسائل دینی و اراده تشریعی الهی -تا حدی که برای ما میسّر است و توفیق پیدا میکنیم- توضیح میدهیم.
تأثیر عمل در تکامل انسان
گفتیم که کامل بودن نظام عالم - یعنی نظامی که شامل همه مخلوقات میشود- به این است که مخلوقی وجود داشته باشد که با اراده و انتخاب خودش مسیر خود را انتخاب کند و در اثر حسن اختیار به عالیترین مقامی برسد که مخلوقی میتواند به آن مقام برسد. وقتی میگوییم «با اختیار خودش انتخاب کند» پای عمل در میان میآید. باید خیر و شرّی باشد تا یکی را با اختیار خود انتخاب کند– خواه انتخاب درونی و در حوزه روح و نفس خودش، یا حوزه بیرونی که مربوط به عملهای جوارحی میشود-. بالاخره وقتی پای اختیار و انتخاب در کار آمد، مسئله «فعل» به معنای عامش مطرح میشود. بر این اساس، هر آنچه موجب محرومیت انسان از اصل چنین کمالی و یا درجاتی از آن باشد متصف به «شرّیت» میشود، و برعکس، آنچه موجب نیل به اصل این کمال یا به درجات عالیتر آن باشد متصف به «خیریت» میشود و هر دو قسم، «عمل اختیاری» به معنای عامش نامیده میشود و به دو قسم جوانحی و جوارحی منقسم میگردد.
تدریجی بودن وجود انسان، برای فراهم آمدن زمینه های گسترده تر برای انتخاب
موجود انتخابگر برای اینکه زمینه گستردهای برای انتخاب و تغییر مسیر داشته باشد، باید وجودش تدریجی باشد و همواره شرایط جدیدی برای انتخاب در عرصههای مختلف و ترقی و تنزل برایش فراهم شود؛ چیزهایی که فقط در این عالم طبیعت میسّر میگردد.
لزوم شناخت و معرفت، برای انتخاب آگاهانه
از سوی دیگر، انتخاب آگاهانه نیاز به شناخت کمال و نقص و خوب و بد دارد، چیزی که در مراحل اول زندگی (مثل دوران شیرخوارگی) برایش حاصل نمیشود. باید تدریجاً رشد کند تا به مرحله عقل برسد که خود آن هم مراتبی دارد و تدریجاً از قوه به فعل میرسد. و روشن است که تکامل عقل برای همه انسانها یکسان نیست. نگاهی به جامعه و تاریخ کافی است دریابیم که انسانها بسیار متفاوت هستند، هم از لحاظ استعدادهای ذاتی برای تعقل، و هم از لحاظ شتاب تکامل. آنقدر این مراتب زیاد است که قابل احصا نیست و تنها به وسیله مفاهیم کلی و مبهمی میتوان آنها را دستهبندی کرد.
نزول وحی برای کمک به عقل در تشخیص «خوب و بد» و «خیر و شرّ»
اگر برای انسانها راه دیگری غیر از عقل ممکن باشد که بتوانند به کمک آن هرچه بیشتر و هر چه بهتر راه خیر و شرّ را بشناسند، حکمت الهی اقتضا میکند که آن راه هم در اختیار بشر قرار بگیرد. اینجاست که نقش دین در تکامل انسان، روشن میشود؛ یعنی خدای متعال غیر از شناختهایی که از راه عقل به انسانها میدهد، خودش عهدهدار بیان حقایق و معارفی فراتر از شناختهای عادی و عقلانی میگردد و از راه وحی روشن میکند که چه کارهایی موجب کمال و سعادت میشود یا موجب عذاب و شقاوت میگردد و اینجاست که شریعت و احکام شرع و اراده تشریعی الهی مطرح میشود.
فلسفه احکام شرعی، از جمله واجبات و محرّمات
در شریعت، علاوه بر تقسیم کارها به مطلوب و نامطلوب، برای مطلوبیت و نامطلوبیت مراتبی قائل شده و توجه خاصی به مرزها و ضرورتها و تزاحمها و شرایط متغیر انجام گرفته است. خدای متعال یک مرتبه از مراتب مطلوبیت را در نظر گرفته که بدون آن حرکت تکاملی انسانها میسور نیست و ترک آن موجب محرومیت اساسی میشود. اسم اینها در لسان شرع «واجبات» است که خود آنها هم مراتبی دارد و عند التزاحم باید اهم آنها را مقدم داشت. در مقابل آنها «محرمات» و مراتب آنها قرار دارد، یعنی کسی که بخواهد مسیر تکامل را بپیماید، باید حداقل واجبات و حداقل محرمات را رعایت کند. البته این مراتب درباره عقلیات هم مطرح است ولی در شرع کاملاً تفکیک شده و در اختیار عموم مردم قرار گرفته است.
انذار و تبشیر پیامبران، در کنار هدایت تشریعی
هدایت تشریعی الهی که به وسیله ارسال رسل و انزال کتب انجام میگیرد، در اصل، جنبه تعلیم دارد؛ یعنی همانطور که عقل، خیر و شرّ را درک میکند، وحی از عقل نیابت میکند و خیر و شرّ را معرفی مینماید. ولی حتی این شناخت خیر و شرّ هم باعث این نمیشود که انسانها از نعمتهای معنوی و سعادت الهی هرچه بیشتر بهرهمند شوند. از اینرو تدبیر حکیمانه الهی اقتضا دارد که در این عالمی که پر از تحولات و تأثیر و تأثرات متقابل و تزاحمات است زمینههایی فراهم شود که اولاً آنچه را انسان با عقل یا وحی فهمیده فراموش نکند، و ثانیاً انگیزه او برای انجام کارهای خیر، و نیز پرهیز از عوامل شرّ بیشتر شود. به همین جهت دعوت انبیا علیهم السلام توأم با انذار و تبشیر شده است: «رُسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»؛ یعنی پیامبران الهی علاوه بر اصل هدایت و نشان دادن راه خیر و شرّ و حق و باطل، با یادآوری آثار مطلوبی که در دنیا و آخرت بر انتخابهای خداپسندانه مترتب میشود، مردم را تشویق به کارهای خوب می کردند، و از سوی دیگر، با یادآوری آثار نامطلوب کفر و عصیان و عذابهای دنیوی و اخروی مترتب بر آنها، مردم را از آلوده شدن به گناه و موجبات شقاوت دنیا و آخرت، بازمی داشتند.
بعد از فراغت از بحث نظری و توجه به حلقه واسطه بین مباحث نظری و مباحث عملی، نوبت میرسد به پاسخ دادن به سؤالات مربوط به وظیفه ما در برابر پدیدههای خیر و مطلوب و پدیدههای شرّ و نامطلوب؛ چه آنهایی که ابتدایی است و چه آنهایی که نتیجه اعمال خود شخص است، و چه آنهایی که به دست اشخاص دیگری حتی گذشتگان به وجود میآید، و چنانکه دانستیم همه آنها در نظام احسن بهصورت بالعرض یا بالتبع منظور است، و با تکامل اختیاری انسان ارتباط پیدا میکند.
عبادت و بندگی، عامل اصلی تکامل انسان
خوب است در اینجا اشاره بکنیم که عامل اصلی تکامل که موجب لیاقت انسان برای دریافت عالیترین رحمتها و فیوضات الهی میشود، همان است که در لسان شرع، «عبادت» نامیده شده است. یعنی انسان بیابد که از خود چیزی ندارد و از خود چیزی نمیتواند داشته باشد و هر خیری به او برسد، از خدای متعال است؛ حقیقتی که طی یک مسیر بسیار طولانی، امکان تحقق دارد و طیف گستردهای از مراحل را هم از لحاظ عرضی و هم از لحاظ طولی، در برمیگیرد.
لوازم بندگی: حفظ نعمتها، شکر آنها و تلاش برای رشد آنها
و از جمله لوازم این بندگی آن است که آنچه را عقل موجب تنزل و سقوط انسان میداند ترک کنیم و آنچه را موجب صعود و ترقی ما میداند انجام دهیم. البته وقتی با وحی هم فهمیدیم که چیزی موجب ترقی و تکامل ما میشود باید آن را دوست داشته باشیم و آن را حفظ و نگهداری کنیم و بالعکس، کاری را که موجب از دست رفتن نعمت و زمینه تکامل میشود ترک کنیم. در مورد نعمتهایی که خدا در جسم و روح ما قرار داده، مانند چشم و گوش و دست و پا و عقل و شعور و امیال فطری، و نیز چیزهایی که با کسب و تلاش خودمان پیدا کردهایم، مثل علم و ایمان، باید سعی کنیم اولاً شکر آنها را بهجا بیاوریم؛ ثانیاً این درک و شناخت را حفظ کنیم که از بین نرود؛ ثالثاً سعی کنیم به لوازم عملی آن ملتزم شویم. اگر در هر مرحلهای کوتاهی بکنیم در واقع قدمی در راه تنزل برداشتهایم.
وظیفه ما در برابر نعمت دیگران
از سوی دیگر، وقتی توجه کردیم به اینکه اراده الهی فقط برای شخص من نیست و همه کسانی که بتوانند با اراده خودشان تکامل پیدا کنند، خدای متعال میخواهد که آنها را به کمال برساند، پس هر نعمتی به هرکس دیگری هم داده باشد، ما حق نداریم آن نعمت را تضییع کنیم. چه رسد به اینکه آنرا از بین ببریم. و وقتی توجه پیدا کنیم که نعمتهای دیگران میتواند در آینده برای ما هم منشأ کمالی شود و ما مثلا از مال یا علم ایشان بهرهمند شویم، نعمتی روی نعمت برای من تحقق پیدا میکند.
پس هم حفظ اصل نعمت، هم شکر نعمت، هم استفاده از نعمت، هم تلاش برای رشد نعمت، همه اینها خیر اند و وظیفه عملی ما محسوب می شوند و هرچه در جهت ضدّ اینها باشد متصف به شرور میشود. همانطور که شرور غیراختیاری ابتدایی، زمینه را برای اختیار خوب یا بد انسان فراهم میکند، شرور اختیاری هم می توانند زمینه را برای انتخابهای مطلوب یا نامطلوب ما فراهم کنند. درباره این موضوع، مسائل زیادی هست که من یک مجموعه کامل و منظمی از آن را در جایی سراغ ندارم و حتماً از ضعف و کمبود مطالعات بنده است، ولی به هرحال در آیات قرآنی، مباحث زیادی در این زمینهها مطرح شده که بسیار قابل توجه و آموزنده است و متأسفانه ما از این نعمتهای قرآنی درست استفاده نمیکنیم و زمینه محرومیت را برای خودمان و برای دیگران فراهم میکنیم.































