emamian
اهمیت راهپیمایی اربعین در کلام رهبر معظم انقلاب
مجموعهای از مهمترین توصیهها و بیانات رهبر معظم انقلاب درباره راهپیمایی اربعین حسینی در قالب اینفوگرافیک منتشر شد.
اربعینی دیگر در پیش است؛ موسمی الهی که یک سال در انتظارش بودیم تا با وزیدن نسیمش خودمان را به دست نور اربعین بسپاریم. بسیاری از محبان از مدتها قبل از اربعین، وارد فضای نور اربعینی میشوند؛ آنان در شهر و دیار خودشانند اما گویی قلبهایشان را خیلی زودتر از جسمشان روانه کردهاند و چهقدر این حس و حال با آیۀ «یَهْدِی اللَّهُ ِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» سازگار است.
این تعداد از انسانها که هر ساله در کربلا حضور پیدا میکنند، تنها قسمت کوچکی از عاشقان و محبان امامحسین علیهالسلامند که با قلب و جسمشان توفیق حضور در این سرزمین نور را پیدا کردهاند، این در حالی است که صدها برابر این جمعیت که به دلایل مختلف نتوانستند در راهپیمایی اربعین حضور یابند، قلبهایشان را به سوی حریم امام عالم روانه کردند و زیر لب اینگونه ندا میدهند که:
«گرچه دوریم به یاد تو سخن میگوییم/ بُعد منزل نبود در سفر روحانی»
به همین مناسبت مجموعهای از مهمترین توصیهها و بیانات رهبر معظم انقلاب درباره راهپیمایی اربعین حسینی در قالب اینفوگرافیک منتشر می شود.

بسته اصلاحی جدید عبدالمهدی/ تاکید بر بازخواست اغتشاشگران نفوذی در تظاهرات اخیر
یک منبع در دفتر نخست وزیر عراق اعلام کرد که عادل عبدالمهدی بسته اصلاحاتی جدیدی را برای برآورده کردن خواستههای تظاهرکنندگان ارائه خواهد کرد.
شبکه روسیا الیوم به نقل از این منبع که نام و جایگاهش را فاش نکرده، افزود نخست وزیر مجموعهای از طرحها و تصمیمات را برای پاسخگویی به مطالبات تظاهرکنندگان آماده کرده است و تمام این بسته به خواستههای تظاهرکنندگان در ارتباط با فرصتهای شغلی و تامین مالی طرحها مرتبط است.
این منبع افزود نخست وزیر از طریق هستهای که در دفترش تشکیل داده است، همچنان با تظاهرکنندگان در ارتباط است. این منبع همچنین گفت نخست وزیر شاید طی روزهای آینده با گروهی از تظاهرکنندگان دیدار کند.
جزئیات دیدار حکیم و لاوروف
سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در بغداد گفت شرکتهای بزرگ سرمایهگذار روسی در بخشهای نفت و انرژی در هیئت ما حضور دارند. لاوروف ادامه داد سه هزار دانشجوی روسیه در مراکز علمی و دانشگاههای روسیه تحصیل میکنند.
بر اساس گزارش رسانههای عراقی، لاوروف و حکیم موضوع اعطای روادید به بازرگانان، گردشگران و افزایش سفرها میان دو کشور را بررسی کردند.
محمد الحکیم وزیر خارجه عراق و سرگئی لاوروف در دیدار با یکدیگر در بغداد، برخی پروندههای دوجانبه مشترک و اوضاع امنیتی منطقه را بررسی کردند. حکیم در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای روسی خود گفت در این دیدار به راههای حمایت از همکاری مشترک و ارتقای روابط دوجانبه و ادامه رایزنی درباره مسائل دوجانبه و منطقهای و بین المللی که مورد اهتمام دو طرف است، پرداخته شد.
وی افزود راههای توسعه همکاری اقتصادی و تشویق شرکتهای روسی به سرمایهگذاری در طرحهای زیربنایی و زیرساختی و انرژی و برق و نفت و بازسازی و افزایش مبادلات تجاری در این دیدار بررسی شد.وزیر خارجه عراق درباره پرونده سوریه هم اظهار داشت که در دیدار با لاوروف، راههای تقویت امنیت و ثبات در سوریه و مبارزه با تروریسم در شهر ادلب را بررسی کرده است.
از سوی دیگر لاوروف اظهار داشت روسیه برای توسه روابط اقتصادی با عراق به ویژه در زمینه انرژی و تسلیحاتی تلاش میکند. به گفته وی، شماری از نمایندگان بزرگ شرکتهای نفتی و هیئت همکاری نظامی در این سفر حضور دارند.
لاوروف اعلام کرد که در دیدار با حکیم، راههای تقویت همکاری در زمینه مبارزه با تروریسم چه در سطح دوجانبه یا طریق مرکز مبادله اطلاعات چهارجانبه که شامل کشورهای روسیه، ایران، سوریه و عراق میشود، بررسی شده است.
لاوروف در خصوص پرونده سوریه هم گفت که وی و حکیم درباره ضرورت نابودی تروریسم و به راه انداختن روند سیاسی موثر در چارچوب قانون اساسی در سوریه اتفاق نظر دارند.
وزیر خارجه روسیه امروز دوشنبه وارد عراق شد که سفر رسمی وی قرار بود از یک ماه پیش انجام شود.
نشست مقامات قضایی عراق؛ تاکید بر حمایت از تظاهرکنندگان و مقابله با اغتشاشگران
خبر دیگر اینکه رئیس شورای عالی قضایی عراق در نشست مقامات قضایی عراق تاکید کرد باید میان تظاهرکنندگان مسالمتجو و کسانی که اقدام به آشوب و اغتشاش میکنند، تفاوت قائل شد.
فائق زیدان رئیس شورای عالی قضایی عراق در نشست مسئولان قضایی که دادستان کل، رئیس هیئت نظارت قضایی، و روسای دادگاههای استیناف بغداد الرصافه و بغداد الکرخ از جمله این مقامات بودند،شرایط بازداشت شدگان تظاهرات اخیر را بررسی و بر ضرورت تفاوت قائل شدن میان تظاهرکنندگان مسالمت جو و کسانی که به آشوب و اغتشاش و تجاوز به اموال عمومی و خصوصی دست میزنند، تاکید کردند، چرا که آشوب و اغتشاش با حق تظاهرات مسالمت آمیز تضمین شده از سوی قانون اساسی منافات دارد.
رئیس شورای عالی قضایی عراق اظهار داشت شرکت کنندگان در این نشست بر ضرورت به کارگیری اقدامات قانونی علیه کسانی که به تظاهرکنندگان حمله کردند و باعث شهید و زخمی شدن شماری از آنها شدند و اتخاذ اقدامات اقدامی علیه متجاوزان به دفاتر شبکههای ماهوارهای تاکید کردند. شرکت کنندگان در نشست قضایی از برخی سیاستمداران عراقی که مشکلات شخصی به ویژه با موسسه قضایی دارند، خواستند اظهارات نادرستی را که به دستگاه قضایی خدشه وارد میکند، بر زبان جاری نکنند.
از سوی دیگر به گفته برخی منابع عراقی، نخست وزیر عراق گفته است کسانی که به تظاهرکنندگان حمله کردهاند، به دستگاه عدالت سپرده خواهند شد.
تقویت طرح امنیتی ویژه زیارت اربعین
از سوی دیگر شبکه السومریه به نقل از یک منبع امنیتی از ورود تجهیزات نظامی به برخی شهرهای جنوبی عراق خبر داد، این نیروها و تجهیزات در اختیار فرماندهی عملیات فرات مرکزی قرار میگیرد که مسئول امنیت نجف، کربلا و دیگر شهرهای جنوبی عراق است.
این منبع افزود این اقدام در راستای کنترل اوضاع امنیتی و تقویت طرح زیارت اربعین صورت گرفته است. این منبع که نامش فاش نشده، گفته است ارتش ماموریت حمایت از نهادهای دولتی را که برخی از آنها به آتش کشیده شد، به عهده گرفته است.
۷ اندیشمندی که افول آمریکا را پیشبینی میکنند
آمریکا به عنوان کشوری که بعد از جنگ جهانی دوم خودش را قدرت بلامنازع دنیا معرفی میکرد اکنون رو به افول است. دانشمندان زیادی در حال حاضر به این نظریه اعتقاد دارند و البته دلایل زیادی پشت آن وجود دارد.
در سالهای گذشته در مراکز تحلیلی و رسانهها مباحثاتی درباره زوال قدرت آمریکا و تغییر نظم دنیا از نظام تکقطبی به نظام چند قطبی در جریان بوده است؛ اما این بحثها تا چه اندازهای جدی هستند؟ کسانی که از آن سخن میگویند چه نشانهها و شاخصهایی برای اثبات گفتههایشان دارند؟
در این گزارش به معرفی استدلالها و نظرات 7 نفر از اندیشمندانی خواهیم پرداخت که از مدتها پیش، چنین افولی را پیشبینی کردهاند. پیش از آن، برای آشنایی مخاطبان با بحث مقدمهای درباره آغاز دوران تکقطبی به رهبری آمریکا ارائه خواهیم کرد.
افول موریانهای
اتحاد جماهیر شوروی دو سال بعد از به قدرت رسیدن «جورج هربرت واکر بوش» (بوش پدر) به عنوان رئیسجمهور آمریکا، در سال 1991 دچار فروپاشی شد. بوش پدر در آن زمان، تنها کسی نبود که از پایان نظم جهانی دو قطبی به عنوان میراث جنگ جهانی دوم سخن میراند. او به همراه کارشناسان مسائل راهبردی و تحلیلگران سیاسی، آغاز عصر هژمونی آمریکا و آغاز قرن آمریکایی را نوید داده و میگفتند که از این پس، سبک زندگی، ارزشها و فرهنگ آمریکایی بر دنیا حاکم خواهد بود.
جورج دبلیو بوش (بوش پسر) هم سیاق پدرش را به گونهای دیگر پیش گرفت. او برنامههای دولتش را بر نظریههای «پایان تاریخ» از «فرانسیس فوکویاما» و «برخورد تمدنها» از «ساموئل هانتینگتون» استوار کرد. بوش، تروریسم سازمانیافته را دشمن جدید آمریکا بعد از شوروی قرار داد و به عراق و افغانستان حمله کرد.
پس از آن بود که نخستین نشانههای افول هژمونی آمریکا آشکار شدند. «نوام چامسکی»، اندیشمند و نظریهپرداز مشهور آمریکایی در همان زمان گقت که افول آمریکا آغاز شده و تبختر مقامهای آمریکایی درباره اینکه این کشور قدرت بلامنازع دنیا خواهد ماند جز «خیال خوش» نبوده است.
«تد گالن کارپنتر»، استاد دانشگاه و عضو اندیشکده کاتو برای اولین بار از اصطلاحی به نام «افول موریانهای» برای اشاره به زوال تدریجی قدرت آمریکا به دلیل برافروختن جنگهای متعدد و عقب افتادن از رقبایش اشاره کرد. این اصطلاح بعداً در مقالهای توسط «کریستوفر لین» مورد استفاده قرار گرفت.
در سالهای گذشته، روی کار آمدن «دونالد ترامپ» به عنوان رئیسجمهور آمریکا، تحلیلگران بیشتری را به سخن گفتن از نشانههای این زوال واداشته. ترامپ، در سال 2016 به عنوان نخستین سیاستمدار در سطح اول قدرت به از دست رفتن نشانههای قدرت آمریکا اعتراف کرد و با بیان اینکه آمریکا دیگر با عظمت نیست، محور شعار تبلیغاتیاش را «آمریکا را دوباره با عظمت کنیم» قرار داد. دولت ترامپ علاوه بر این در نخستین سند راهبرد امنیت ملی خود (سال 2017) رسماً افول قدرت آمریکا را به رسمیت شناخت و محور برنامههایش را تلاش برای جلوگیری یا موخر کردن آن قرار داد. «هنری کیسینجر»، نظریهپرداز راهبردی و سیاستمدار شناختهشده آمریکایی در همین باره گفته است: «به نظرم، ترامپ شاید یکی از همان چهرههایی در تاریخ باشد که گاه گاه برای اعلام پایان یک عصر سر برمیآورند.»
درباره رابطه ترامپ با افول قدرت آمریکا، البته میان تحلیلگران اختلافاتی وجود دارد. عده زیادی معتقدند که روند زوال از قبل آغاز شده بود و رأی مردم به ترامپ با شعار «دوباره آمریکا را با عظمت کنیم» به نوعی اعتراف دستهجمعی جامعه به از عظمتافتادگی آمریکا بود. از نظر این دسته، ترامپ بیش از آنکه عامل افول قدرت آمریکا باشد، نشانه آن است.
دسته دوم معتقدند که قبل از ترامپ زوالی در کار نبوده و این او بوده که با سیاستهایی مانند خروج از توافقنامههای بینالمللی و دور کردن آمریکا از متحدان دیرینهاش دنیا ضربههای جبرانناپذیری به رهبری و نفوذ آمریکا در دنیا وارد کرده است. از نظر این گروه، ترامپ عامل زوال قدرت آمریکا است.
گروه دیگری از تحلیلگران که نظراتی ما بین گروه اول و دوم دارند هم معتقدند که روندی آهسته و شاید قابل پیشگیری برای زوال آمریکا در سالهای گذشته وجود داشت، اما ترامپ با نشان دادن همان روی آمریکا که چنین روندی را رقم زده بود به عامل کاتالیزور و تسریعکننده آن تبدیل شده است.
علیرغم این، هر سه گروه این تحلیلگران، زوال هژمونی آمریکا را آشکارتر از آن میدانند که بتوان آن را انکار کرد. در گزارش زیر به معرفی نظریه پردازان برجستهای پرداختهایم که بر پایه نشانههای مختلف افول قدرت آمریکا را پیشبینی کردهاند.
1-نوام چامسکی

چامسکی، نظریهپرداز، اندیشمند و تحلیلگر مسائل سیاسی مقالههای متعددی درباره افول آمریکا به رشته تحریر درآورده. او، همانند برخی از تحلیلگران دیگر مانند «فرید زکریا» معتقد است که افول آمریکا مسئلهای است که به دست خود آمریکا رقم خورده است.
چامسکی معتقد است آمریکا با آنکه یک دموکراسی است، اما به «کشور سرمایهداران» تبدیل شده. او که یکی از محققان و منتقدان پدیده نقش «پولهای کثیف» در سیاست و در جریان سیاسی آمریکا است به تفصیل از نقش لابیهای ثروت در سوق دادن سیاستمداران به نفع شرکتها و موسسات مالی خصوصی نوشته است.
چامسکی به علاوه از منتقدان نظام سرمایهداری است و معتقد است آنچه امروز به عنوان «سرمایهداری» خوانده میشود، اساساً نظام سوداگری شرکتها همراه با خودکامگیهایی فراگیر و بسیار غیرپاسخگو استکه کنترل عظیمی بر اقتصاد، نظامهای سیاسی و حیات فرهنگی و اجتماعی اعمال میکنند و در همکاری نزدیک با حکومتهای قدرتمندی هستند که در اقتصاد داخلی و جامعه بینالمللی وسیعاً دخالت دارند.
چامسکی استدلال میکند «در ایالات متحده بیش از 80 درصد مردم نظام اقتصادی خود را «ذاتاً ناعادلانه» و نظام سیاسی را فریبکار و در خدمت «منافعی خاص» و نه منافع مردم میدانند. اکثریتی چشمگیر معتقدند صدای کارگران در امور جاری جامعه شنیده نمیشود (این درباره انگلستان هم صدق میکند)، اینکه دولت مسئول کمک به مردم نیازمند است، و اینکه صرف هزینه برای بهداشت و آموزش بر حذف مالیات و کاهش بودجه اولویت دارد، و لوایحی که امروز جمهوریخواهان در کنگره به آسانی میگذرانند به سود صاحبان ثروتمند و به ضرر عموم مردم است، و غیره و غیره. روشنفکران ممکن است داستان دیگری بگویند، اما یافتن واقعیت آن چنان هم دشوار نیست.»
نوام چامسکی، صراحتاً نظم نوین جهانی و ساختار معادلات قدرت در دنیای امروز را زیر سؤال میبرد و نتیجه حاصله را صرفاً به نفع بسط تفکر سرمایهداری در جهان به حساب میآورد. او یکی از ویژگیهای نظم نوین جهانی را آکندگی آن از نفاق و نژادپرستی میداند. چامسکی برای این سخن صدام را به عنوان شاهد مثال میآورد. به نظر چامسکی در نظم نوین جهانی، حقایق به نفع صاحبان قدرت جهانی تفسیر میشود، به گونهای که حملههای صدام به کردها به طور گسترده در همه جا گزارش شد که واشنگتن را به مقابله مجبور کرد تا با ادعای دفاع از بیگناهان به سمت منافع خود حرکت کند. در حالی که حملههای شدیدتر و نابودکننده صدام به شیعیان اصلاً نه گزارش شد و نه سبب نگرانی.
2- «جیمز پتراس»

«جیمز پتراس»، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه بیرمنگام، صدها مقاله و دهها عنوان کتاب به رشته تحریر درآورده است. یکی از زمینههای تحقیقات پتراس، نقش لابی صهیونیسم در سیاست خارجی آمریکا است و او سیاستهای تحمیلشده از سوی این لابی را عاملی میداند که موجب زوال قدرت آمریکا میشوند.
پتراس در کتابی به نام «صهیونیسم، نظامیگری و افول قدرت آمریکا» (2008) به تفصیل به روشنگری درباره نقش لابی صهیونیسم در نظامیگریهای آمریکا در منطقه پرداخته و بعد از آن به توضیح درباره عواملی پرداخته که موجب از بین رفتن قدرت آمریکا در دنیا میشود.
به باور او، بعد از پایان جنگ جهانی دوم، اروپای غربی، ژاپن و اخیراً چین و روسیه به سمت شکوفا کردن قابلیتهای اقتصادی خودشان حرکت کردند، در حالی که آمریکا با حرکت به سمت منافع لابی صهیونیسم به نظامیگری روی آورد.
این استاد دانشگاه نوشته آنچه به آمریکا ضربه میزند، دستکم در کوتاهمدت به نفع اسرائیل است.
3- «فرید زکریا»

دانشمند سیاسی و یکی از مجریهای شبکه خبری «سیانان» بخش عمدهای از مطالعات و تحقیقات خودش را به مسئله سیاست خارجی آمریکا اختصاص داده است. زکریا معتقد است افول هژمونی آمریکا، نتیجه استفاده نامناسب این کشور از قدرت خود در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم است. به باور او، آمریکا با سوءاستفاده از قدرتش متحدانش را از دست داده و دشمنانش را تقویت کرده است.
زکریا معتقد است حملات 11 سپتامبر 2001 نقش دوگانهای در افول هژمونی آمریکا بازی کرده است. این حملات، ابتدا واشنگتن را به بسیج منابع و نیروهای خود در جهت مقابله با آنچه «تروریسم» مینامید وادار کرد. در سال 2001، ایالات متحده که اقتصادش از مجموع 5 اقتصاد مابعدش بزرگتر بود، تصمیم گرفت هزینههای دفاعی خودش را به طرز قابل توجهی افزایش دهد. عامل دوم، به باور فرید زکریا حمله به عراق بود که به فاجعهای پرهزینه برای این کشور تبدیل شد.
او معتقد است که روی کار آمدن ترامپ آخرین ضربات مهلک را به سیاست خارجی آمریکا وارد کرده و او با خارج کردن آمریکا از پیمانهایی مانند TPP، دوریگزینی از اروپا و برونسپاری سیاست آمریکا به عربستان و اسرائیل هم زوال هژمونی آمریکا را به نمایش گذاشته و هم آن را به پیش برده است.
4- «دیوید رانی»

استاد دانشگاه ایلینوی و نویسنده بیش از 100 مقاله و کتاب است. او در یکی از کتابهایش به نام «بینظمی جدید جهانی: افول قدرت آمریکا» از مفهومی به نام «بحران ارزشها» سخن به میان آورده و نوشته که این معضل بعد از بحران اقتصادی سال 2008 جامعه آمریکا را در بر گرفته است. رانی معتقد است که بحران ارزشها در سراسر تاریخ سرمایهداری وجود داشته و پدیدهای ذاتی برای سرمایهداری است.
رانی نظریاتش در این کتاب را در وبسایت خود اینطور توضیح داده است: «از جمله نتیجهگیریهای من این بود که آنچه ما در دهههای 1970 و 1980 تجربه کردیم، پدیدهای بود که نام آن را "بحران ارزشها" میگذارم. در واکنش به آن، کل نظام سرمایهداری با تغییرات عمده ساختاری مواجه شد که موجب شد کارگران از مشاغل و خانههایشان آواره شوند. با وجود این نظام بازطراحیشده که جورج بوش پدر آن را "نظم نوین جهانی" نامگذاری کرد، قابل ادامه نبود. این نظام، روی یک خاله پوشالی بند شده بود. امروز آن خاله پوشالی رو به فروپاشی است. ما یک بار دیگر با بحران ارزشها مواجه هستیم. در این کتاب استدلال کردهایم که بحران فعلی ارزشها یا به جایزگینی کامل نظام سرمایهداری جهان منجر خواهد شد یا تغییر ساختار کلی این نظام.»
وی در ادامه گفته است: «نقش مسلط آمریکا در دنیا از اواسط دهه 1940 پابرجا بوده است و سرمایهداری در شکل کنونی آن از بسیاری جهات تحت فشار قرار گرفته است. این فشارها احتمالاً موفق خواهند شد، هر چند که مشخص نیست که چه چیزی جایگزین آن خواهد شد. پیشنهاداتی ماندن افزایش هزینههای دولت هم در جلوگیری از این روند کارساز نخواهد شد.
رانی همچنین نوشته است: «همانطور که گفتم سالهای 2008 و 2009 نقطه آغاز بحران ارزشها هستند. منظور من این است که آنچه ما در سال 2008 تجربه کردیم فقط بزرگترین رکود اقتصادی از زمان بحران اقتصادی دهه 30 نبود؛ آنچه امروز در حال تجربه آن هستیم هم بهبودی آهسته از آن بحران نیست. ما در آغاز یک بحران جدیتر قرار گرفتیم. بحران ارزشها در سراسر تاریخ سرمایهداری وجود داشتهاند و پدیدهای ذاتی خود سرمایهداری هستند.
5- «آلفرد مککوی»

مککوی استاد تاریخ دانشگاه «ویسکانسین-مدیسون» نویسنده کتاب مشهوری به نام «همدستی سیا در تجارت جهانی مواد مخدر» است. مککوی مقالههای متعددی درباره افول قدرت آمریکا نوشته و البته یکی از کسانی است که از نظم جهانی بدون سلطه آمریکا استقبال میکند.
مککوی در کنار عواملی مانند کودتاهای سیا در کشورهای مختلف، جنگ ویتنام، شکنجهگاههای آمریکا پس از جنگ عراق و افغانستان و حملات پهپادی این کشور نقش چین را در افول هژمونی آمریکا پررنگ میداند. او معتقد است چین با ساختن نظم جهانی موازی با نظم آمریکایی، سازمانهای تحت سلطه غرب در دنیا را به چالش کشیده است. از نظر او سازمان همکاری شانگهای (به جای ناتو)، «بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیا» (به جای صندوق جهانی پول) و «پیمان شراکت اقتصادی جامع در منطقه» (به جای TPP) نهادهای متناظری هستند که چین به جای سازمانهای غربی ایجاد کرده است.
6- «رابات پاتنیک»

اقتصاددادن و تحلیلگر سیاسی هند است که نزدیک به 10 جلد کتاب، عموماً درباره مسائل سیاسی دنیا از دریچه اقتصاد بینالملل نوشته است. او از منتقدان نظام سرمایهداری است و پیشبینیاش درباره افول هژمونی آمریکا را هم بر اساس نقائص ذاتی این نظام استوار ساخته است.
به باور پاتنیک، بحران اقتصادی دنیا در سال 2008 بحرانی در همبافته در ذات سرمایهداری جهانی است و گذر از این بحران در آمریکا و سایر نقاط دنیا، نه با راهحلهای ریشهای بلکه با راهحلهای گذرا و مسکنوار صورت گرفته است.
وی اخیراً در یادداشتی نوشت: «بعد از بحران سال 2008، در آمریکا و سایر نقاط دنیا "سیاست پولی انبساطی" به کار گرفته شد و نرخ بهره را تا نزدیک صفر پایین بردند. این کار، فقط یک فضای تنفس موقتی برای سرمایهداری دنیا ایجاد کرد، اما الان مجدداً نشانههای رکود ظاهر شده است.»
پانتیک درباره این نشانهها میگوید: «در آمریکا، سرمایهگذاری تجاری رو به کاهش گذارده و شاخص تولید صنعتی در ماه جولای 0.2% پایینتر از ماه قبل بود. اقتصاد انگلیس در سهماهه دوم سال جاری با رشد منفی مواجه شد و اقتصاد آلمان هم شرایط مشابهی داشت. این تصویر تقریباً در همه جای دیگر دنیا از جمله ایتالیا، برزیل، مکزیک، آرژانتین و هند یکسان است. حتی چین هم شاهد کاهش نرخ رشد در نتیجه رکود جهانی است.»
راه حل سیاستگذاران در کشورهای غربی برای حل چنین بحرانهایی معمولاً کاهش مجدد نرخ بهره است. به باور پانتیک، آنها بیش از آنکه با چنین راهکاری به دنبال افزایش سرمایهگذاری باشند، در پی ایجاد «حباب در قیمت داراییها» هستند که به افزایش تقاضای کل منجر میشود. این افزایش تقاضای کل در واقع از جانب کسانی خواهد بود که به دلیل افزایش حبابی قیمت داراییهایشان احساس میکنند که ثروتمندتر شدهاند و به همین دلیل مخارج خود را نیز افزایش میدهند.
این اقتصاددان همچنین معتقد است در دوران بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم، یعنی قبل از آغاز جهانیسازی نئولیبرال، دولتها در صورت وجود خطر رکود، هزینههای دولت را افزایش میدادند تا تقاضای کل را بالا ببرند. دولتها میتوانستند در مواقع لزوم بدهیهای مالی را بالا ببرند، چون مکانیسمهای کنترل سرمایه وجود داشتند و خطری برای فرار سرمایه، در صورت افزایش بدهی مالی وجود نداشت.»
«جان مینارد کینز»، اقتصاددان برجستهای که از او به عنوان یکی از معماران نظم اقتصادی سرمایهداری یاد میشود، خود یکی از مخالفان «بینالمللیسازی مسائل مالی» بود. (او میگفت حدود و ثغور امور مالی باید حداکثر در سطح ملی باقی بمانند.). کینز معتقد بود که بینالمللی کردن مالیه، توان دولت-ملتها برای افزایش اشتغال را محدود میکند و آن را اسیر مسائل مالی میکند که همواره با افزایش مخارج دولت برای ایجاد اشتغال در تضاد است. او به عنوان یکی از مدافعان نظم سرمایهداری از این بیمناک بود که چنانچه دولت-ملتها نتوانند اشتغال را به اندازه کافی بالا ببرند، سرمایهداری نمیتواند به دوام خود ادامه دهد.
اما اقتصاد سرمایهداری سرانجام به همان سمتی متمایل شد که کینز از آن هراس داشت. با انباشت سرمایه نزد بانکهای چندملیتی، به دلیل کسری مستمر و بزرگ تراز حساب جاری آمریکا در این دوره و همچنین انباشت درآمدهای نفتی کشورهای عضو اوپک به دلیل جهش قیمت نفت در دهه 1970 فشار عظیمی که برای کنترل سرمایه وجود داشت از بین رفت. این رویه برای این بود که نظام مالی کل دنیا باز شود و کشورها بتوانند به دلخواه به بازار مالی یکدیگر دسترسی داشته باشند. چنین بود که هژمونی «مالیه بینالملل» در جهان آغاز شد. این رویه به معنی عقبنشینی دولت-ملتها از وظیفه خود برای حفظ سطح اشتغال از طریق سیاستهای مالی بود. بنابراین، در سرمایهداری نئولیبرال، تنها روش افزایش تقاضای کل، از طریق تحریک قیمتها و ایجاد حباب قیمتی بود و برای این منظور از سیاست کاهش نرخ بهره استفاده میشود.
به باور پانتیک بر خلاف مخارج دولت که میتوان آن را به دلخواه تنظیم کرد، کنترل و تنظیم «حباب» به راحتی امکانپذیر نیست. در دهه 1990، در یک برهه کوتاه، افزایش حبابگونه قیمت سهام شرکتهای فناوری (موسوم به حباب داتکام) و در دهه اول قرن حاضر حباب قیمت مسکن سیاستی بود که اگرچه ظاهراً در ابتدا کارگر افتاد اما پس از مدتی، به بحران منجر شد و اکنون دیگر تمایلی برای ایجاد جباب جدیدی در آن مقیاس وجود ندارد؛ حتی در شرایطی که نرخ بهره به نزدیک صفر رسیده است.
او معتقد است از آنجا که سیاست کاهش نرخ بهره در چنین شرایطی جواب نمیدهد و امکان افزایش مخارج دولتها به منظور جبران کمبود تقاضای کل هم وجود ندارد، آمریکا در دوران ریاستجمهوری ترامپ تلاش میکند تا از طریق صادر کردن بحران خود به سایر کشورها به ویژه چین بر آن فائق شود.
پاتنیک میگوید جنگ تجاری آمریکا و چین که با هدف خارج کردن اقتصاد آمریکا از بحران آغاز شده اکنون در حال تسری دادن بحران داخلی آمریکا به اقتصاد جهانی است و اندک انگیزههای موجود برای سرمایهگذاری در جهان را کاهش داده است.
به نظر او، با آنکه ممکن است اینطور تصور شود که این سیاستهای «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا است که دنیا را در آستانه یک رکود اقتصادی دیگر در دنیا قرار داده، تحلیلگران، انتخاب او در سال 2016 را «نشانه» (و نه «عامل») حرکت رو به سقوط نئولیبرالیسم اقتصادی میدانند که از زمان ریاستجمهوری رونالد ریگان، مبنای سیاستگذاری اقتصادی در آمریکا بوده است.
7- کریستوفر لین

کریستوفر لین از تحلیلگران برجسته سیاسی و عضو هیئت علمی دانشکده خدمات دولتی در دانشگاه تگزاس است. او تا کنون نزدیک به یکصد مقاله در رسانههای آمریکایی به رشته تحریر درآورده و مولف سه عنوان کتاب در حیطه سیاست خارجی آمریکا و مسائل مربوط به آن است. لین علاوه بر این دهها عنوان مقاله پژوهشی در مجلات معتبر علمی و پژوهشی درباره موضوعاتی مانند هژمونی امریکا، ائتلاف ناتو، سیاست آمریکا بعد از جنگهای جهانی، سیاست آمریکا در عراق و ... به چاپ رسانده است.
کریستوفر لین در مقالهای که در اندیشکده چتمهاوس منتشر شده توضیحات مفصلی درباره عوامل و ریشههای افول هژمونی آمریکا ارائه کرده است. وی ظهور چین را نخستین و مهمترین عامل در این افول میداند. لین نوشته است: «امروزه ستونهای نظامی، اقتصادی و سازمانی که نگهدارنده پکس آمریکانا (سلطه آمریکا) بودهاند توسط چین به چالش کشیده شدهاند.»
او درباره افول قدرت نظامی آمریکا نوشته چین در این حوزه فاصلهاش با آمریکا را کمتر کرده. لین به نقل از اندیشکده رند نوشته بین سالهای 2020 تا 2030 ساختار نظامی چین در زمینههای مانند دکترین، تجهیزات، پرسنل و آموزش تقریباً با آمریکا برابری خواهد کرد. در تحلیل این اندیشکده همچنین پیشبینی شده سلطه نظامی آمریکا بین همین سالها در آسیای شرقی به شدت کاهش خواهد یافت.
لین معتقد است در طول دهه گذشته نشانههای کاهش قدرت اقتصادی آمریکا و از سوی دیگر افزایش قدرت اقتصادی چین بیشتر از آن بودهاند که بتوان آنها را نادیده گرفت. از زمان شروع دوران رکود بزرگ، چین به طور مستمر در زمینه صادرات، تجارت و تولید جزو کشورهای رده بالا بوده است. سال 2014 بانک جهانی با اعلام اینکه چین به بزرگترین اقتصاد دنیا تبدیل شده، جهان را شگفتزده کرد.
لین علاوه بر این معتقد است حوادثی که در صحنه دنیا اتفاق افتادهاند قدرت نرم آمریکا را هم به شدت کاهش دادهاند. او معتقد است یکی از بزرگترین تأثیرات دوران رکود اقتصادی بزرگ، اثراتی بود که روی ادراکهای عمومی در جهان از قدرت نرم آمریکا ایجاد کرد.
این واقعیت که نظام مالی تحت سلطه آمریکا به دلیل بحرانی که در خود آمریکا ایجاد شده بود دچار تشویش شد حیثیت و قدرت این کشور را لکهدار کرد و این ادعاهای جهان غرب مبنی بر اینکه اقتصاد بازار آزاد، دموکراسی و جهانی شدن تنها مسیرهای تحقق توسعه سیاسی و اقتصادی هستند را به شدت بیاعتبار کرد. لین همچنین به نقل از تحلیلگران دیگر نوشته است این واقعیت که نظام مالی تحت سلطه آمریکا به دلیل بحرانی که در خود آمریکا ایجاد شده بود دچار تشویش شد حیثیت و قدرت این کشور را لکهدار کرد و این ادعاهای جهان غرب مبنی بر اینکه اقتصاد بازار آزاد، دموکراسی و جهانی شدن تنها مسیرهای تحقق توسعه سیاسی و اقتصادی هستند را به شدت بیاعتبار کرد.
آیا سپاه «تور ام-۲» ایرانی را میسازد؟
فرمانده نیروی هوافضای سپاه از دردست ساخت بودن یک سامانه جدید پدافند هوایی خبر داده که طبق بررسیها میتواند نمونه ایرانی مشابه سامانه تور ام-۲ باشد.
سردار امیرعلی حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران اخیرا در یک گفتگوی تلویزیونی، از اقدام برای ساخت یک سامانه پدافندی جدید خبر داده و گفته است: «در حال ساخت سامانه ای پدافندی با قابلیت شلیک به هدف در حین حرکت هستیم».
از این سامانه جدید در دست ساخت تاکنون اطلاعات زیادی منتشر نشده اما نگاهی به سامانه های مطرح پدافند هوایی دنیا نشان میدهد که سامانه روسی بردکوتاه تور-ام-1 و تور ام-2 احتمالاً مشابه خارجی همان سامانه مد نظر سردار حاجیزاده است.
در این گزارش با بررسی این نمونه خارجی، به برخی گمانهزنیها درباره سامانه جدید ایرانی در حوزه پدافند هوایی خواهیم پرداخت.
در گذشته متخصصان صنعت دفاعی کشور در وزارت دفاع، سپاه و ارتش نیازمند در اختیار داشتن نمونه تجهیزات برای ساخت آن در داخل بودند اما به واسطه پیشرفت در دانش و فناوری های مرتبط با تجهیزات نظامی، این نیازمندی امروز کمتر شده است.
تلاشگران این عرصه چند باری موفق شدند بدون در اختیار داشتن نمونه و با کسب اطلاعات از ظواهر تجهیزات و نیز گردآوری اطلاعات آن، محصولی با عملکرد مشابه ولی با لحاظ کردن مفاهیم عملیاتی مد نظر فرماندهان بسازند. از جمله برخی رادارها که تنها شباهتی ظاهری یا در مفاهیم عملکردی به نمونه خارجی دارند.
مصاحبه اخیر فرمانده نیروی هوافضای سپاه در برنامه ای با حضور مستقیم جوانان، نشان داد که ظاهراً یکبار دیگر چنین اتفاقی در حال رقم خوردن است.
پدافند هوایی موشکی کوتاه برد یکی از مهمترین حلقههای دفاعی هر هدف مهم و حیاتی است. در واقع این لایه را میتوان آخرین حلقه دفاعی با ضریب اطمینان بالا در نظر گرفت.
قابلیت واکنش سریع، امکان تحرک، برد موشکی مناسب و امکان درگیری همزمان با چند هدف، مفاهیمی است که در سامانه های مدرن پدافند موشکی برد کوتاه ساخته شده در دنیا به چشم می خورد. در برخی از گونههای این سامانه های پدافندی، استفاده ترکیبی از توپخانه و موشک مشاهده میشود.
پس از افشای ماجرای نحوه شروع مهندسی معکوس موشک های اسکاد در سال 1363 در ایران در حدود 27 سال بعد و پس از شهادت سردار شهید حسن تهرانی مقدم، برخی تحلیلگران دفاعی گمانه زنی کردند که احتمالاً ایرانیان با هر سامانه و سلاح خریداری شده دیگر نیز همین کار را می کنند. سامانه موشکی برد کوتاه تور-ام-1 که در طول نیمه دوم سال 1385 به کشور وارد شد، یکی از پیشرفته ترین خریدهای نظامی ایران در دهه 1380 به شمار می رفت. این سامانه تقریباً تمامی مشخصات مطلوب سامانههای برد کوتاه مدرن را تا حدود زیادی داشت. از این رو یکی از گزینه های مستعد برای ساخت نمونه داخلی آن در ایران به حساب میآمد.

سامانه های تور-ام-1 در یکی از رزمایش های دهه 80
تور-ام-1 سامانه دفاع هوایی کوتاه برد، ارتفاع پایین و تمام متحرک است. این سامانه برای درگیری مؤثر با انواع اهداف هوایی از جمله هواپیماهای بال ثابت و بالگردهای سرنشین دار و بی سرنشین، موشک های کروز و حتی بمب ها و موشک های رها شده از هواپیماها در تمام شرایط آب و هوایی ساخته شده و بهره گیری از رایانه کنترل آتش و سامانه های دیجیتال و استقرار موشک ها به صورت عمودی باعث کاهش زمان واکنش سامانه شده است.
در تور-ام-1 برای خروج موشکها از پرتابگر، از روش پرتاب سرد بهره گیری شده و این سامانه ظرف چند ثانیه پس از اولین شلیک آماده شلیک به هدف بعدی میشود. موشک ها به صورت عمودی در داخل پرتابگر جای گرفتهاند که سبب کاهش حجم مورد نیاز برای استقرار 8 موشک میشود.
پس از پرتاب عمودی موشک و با ارتفاع گرفتن موشک از پرتابگر، موتورهای راکتی کوچک (تراستر) در نزدیکی دماغه موشک فعال شده و موشک را در جهت هدف قرار می دهد و در همین لحظه موتور اصلی سوخت جامد روشن می شود.

مراحل شلیک موشک از سامانه تور-ام-2 (این فرایند مشابه تور-ام-1 است)
وجود هر دو رادار کشف و ردگیری روی خودروی پرتابگر، 8 موشک آماده شلیک، پرتاب به صورت عمودی، چابکی و مانورپذیری بالای موشک، برد کشف و ردگیری راداری به ترتیب 27 و 20 کیلومتر، شناسایی و تفکیک همزمان 48 هدف، ردگیری مسیر 10 هدف و شلیک همزمان به 2 هدف از قابلیت های سامانه موشکی تور-ام-1 است.
کل مجموعه روی یک خودروی زره پوش و شنی دار مستقر شده و قابلیت آماده به کار شدن از لحظه توقف در کمتر از 5 دقیقه را دارد. این خودرو خصوصیات حرکتی بسیار خوبی در زمین های دارای عارضه و ناهموار دشتها و بیابان را دارد.
رادار کشف در سامانه تور-ام-1 از نوع پالس داپلر با آنتن سهموی و رادار ردگیری از نوع آرایه فازی است که مقاومت بالایی نیز در شرایط جنگ الکترونیک دشمن دارد. یک سامانه جانبی الکترواپتیک نیز در تور-ام-1 تعبیه شده که امکان درگیری با یک هدف را در صورتی که سامانه های راداری دچار مشکل شوند فراهم میکند.

ردیاب اپتیکی روی سامانه موشکی تور-ام-1
وجود سامانههای راداری برای هر پرتابگر باعث کاهش احتمال اشباع توسط جنگ الکترونیک دشمن و نیز عدم از کار افتادن کل آتشبار (متشکل از چند سامانه تور-ام-1) درصورت هدف قرار گرفتن یکی از رادارها در قیاس با سامانه هایی که یک رادار به چند پرتابگر اختصاص دارد میشود.
ویژگیهای راداری سامانه و نیز استفاده از سامانههای غیرفعال اپتیکی نیز باعث پدید آمدن توانایی فوق العادهای در تحمل شرایط جنگ الکترونیک و پایداری بسیار بالای سامانه در محیط نبرد شده است. این سامانه در زمان کمتر از دو دقیقه به آمادگی عملیاتی کامل رسیده و در کمتر از 6 ثانیه موشک خود را شلیک میکند.
موشک 3.5 متری این سامانه 167 کیلوگرم جرم دارد که 14.8 کیلوگرم آن را سرجنگی تشکیل میدهد. بیشینه سرعت موشک 850 متر بر ثانیه (حدود 2.8 برابر سرعت صوت یا 2.8 ماخ) بوده و توانایی درگیری با اهدافی با سرعت700 متر بر ثانیه (بیش از 2 ماخ در ارتفاع پائین) را دارد. موشک توانمند این سامانه توانایی مانور تا 30 برابر شتاب گرانش(g) را داشته اما اگر این مانورپذیری سنگین موشک نیز کافی نبود، فیوز مجاورتی عمل کرده و با انفجار سرجنگی هدف را نابود خواهد کرد.
احتمال اصابت موشک به هدف برای این سامانه، 92 تا 95 درصد در مقابل هواپیماها، 80 تا 96 درصد در برابر بالگردها، 60 تا 90 درصد برای موشک های کروز، 70 تا 90 درصد در رویارویی با بمب ها و موشک های هدایت شونده و 90 درصد در مقابله با هواگردهای بدون سرنشین است. به طور معمول حد پائین این احتمال ها با شلیک یک موشک و حد بالای آنها با شلیک دو موشک به یک هدف حاصل می شود. کمینه برد موشک حدود 100 متر و کمینه ارتفاع درگیری نیز 10 متر است که باید گفت عملاً هر هدفی که در حال پرواز پایدار باشد از تیررس تور-ام-1 در امان نخواهد بود. بیشترین ارتفاع هدف قابل درگیری برای این سامانه 6000 متر در نمونه روسی است.

لحظه اولیه خروج موشک از سامانه به روش پرتاب سرد
خودروی پرتابگر موشک در سامانه تور، حدود 37 تن وزن، 500 کیلومتر برد و 65 کیلومتر بر ساعت سرعت داشته و حفاظت کامل NBC(هستهای، میکروبی و شیمیایی) برای سه خدمه آن فراهم است.
مجموع این ویژگیها و سایر نکات فنی سامانه باعث شده بود که تور-ام-1 گزینه مطمئنی برای دفاع لایه آخر از تأسیسات و اماکن مهم باشد. آزمایش عملی درگیری با مهمات رها شده از هواپیما با این سامانه در رزمایشهای داخلی نیز گواه دیگری بر امکان استفاده از حداکثر قابلیتهای تور-ام-1 در ایران بود.
انهدام یک پهپاد کوچک هرمس اسرائیلی که از خاک جمهوری آذربایجان بلند شده و در حال نزدیک شدن به مناطق حساس نطنز و تأسیسات هستهای بود در یکم شهریور ماه سال 1393 توسط همین این سامانه صورت گرفت.

رادار چرخان کشف هدف و متعلقات آن روی سامانه تور-ام-1
اولین نشانهها از تمایل سپاه به تسلط بر فناوریهای تور-ام-1 با خبر افزایش سقف ارتفاع قابل درگیری با این سامانه مشاهده شد. متخصصان سپاه به کمک همرزمان خود در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح موفق به برداشتن محدودیت ارتفاع قابل درگیری توسط موشک سامانه تور-ام-1 شدند که خبر آن در سال 1388 اعلام شد.
به این ترتیب این سامانه قابلیت درگیری با اهدافی با ارتفاع پروازی 35000 پا معادل حدود 10.5 کیلومتر را به جای 6 کیلومتر اولیه (در بردهای متناسب با انرژی موشک) پیدا کرد.
دومین تغییر در سامانه تور-ام-1 در اختیار ایران، اضافه شدن یک آنتن مربعی شکل به این سامانه بود که در رژه های نیروهای مسلح و نمایشگاههای دفاعی داخلی چندین بار مشاهده شد. از ماهیت کارکرد این آنتن خبری منتشر نشده اما هر چه بود نشان از یک حرکت رو به جلوی دیگر توسط متخصصان ایرانی برای افزایش قابلیت های این سامانه داشت.

سامانه تورا-ام-1 بهسازی شده در ایران؛ آنتن مربعی کوچک در کنار آنتن ردگیری اصلی و بالای سامانه های اپتیکی قابل مشاهده است
کمی بعد از خرید تور-ام-1 توسط ایران برای اولین بار سامانه تور-ام-2 توسط روسها در نمایشگاههای دفاعی این کشور رونمایی شد. از جمله تغییرات این سامانه نسبت به نسل قبلی، افزایش قابلیت درگیری با 4 هدف به جای 2 هدف، بهبودهای مختلف در سامانههای راداری از جمله استفاده از آنتنهای پیشرفته تر با برد بیشتر و همچنین قابلیت شلیک در حال حرکت توسط گونههایی از این سامانه بود.

سامانه تور-ام-2 در نمایشگاه امسال ماکس روسیه
در سامانه تور-ام-1 رادار قابلیت اکتساب هدف در حال حرکت خودرو را داشته اما برای شلیک موشک نیازمند توقف حرکت داشت. اما بر اساس مشخصات اعلام شده از تور-ام-2 این محدودیت در این نمونه برطرف شده و موشک بدون نیاز به توقف حرکت پرتابگر قابل شلیک است.
به واسطه همین قابلیت، نیاز به استقرار کامل سامانه و سپس شروع به فرایند کشف و ردیابی و ردگیری اهداف از بین رفته و در واقع سامانههای تور-ام-1 و خصوصاً نمونه تور-ام-2 به طور کامل یک پدافند متحرک و هشیار در لحظه را در واقعیت به نمایش گذاشتند.

مراحل شلیک موشک از سامانه تور-ام-2 (فرایند مشابه تور-ام-1 است)
جنگ تحمیلی تروریستها علیه سوریه نشان داد که سامانههای پدافند هوایی برد کوتاه به همان اندازه که در دفاع از اهداف حیاتی و متمرکز حائز اهمیت هستند، خود نیز در معرض تهاجم دشمن قرار دارند. کاری که موشکها و پهپادهای مهاجم رژیم صهیونیستی در چند نوبت انجام دادند. یعنی مستقیماً به سامانههای پدافند هوایی خصوصاً سامانه پنتسر-اس-1 روسی که در مقاطعی از جنگ تحمیلی سوریه درخششهای خیره کنندهای داشت حمله کردند.
یک راه برای کاهش آسیب پذیری سامانههای پدافندی، جابجا کردن آنها در اطراف هدف به صورت مستمر است تا در صورت شناسایی شدن محل استقرار فعلی سامانه، با تغییر موضع، مجدداً مکان دقیق سامانه برای مهاجمین ناشناخته شود.
اما هر بار جابجا کردن سامانه باعث خارج شدن آن از چرخه دفاعی و افزایش آسیب پذیری منطقه تحت پوشش تا زمان استقرار در مکان جدید میشود. راهکار اولیه برای رفع این مشکل، افزایش تعداد سامانههای پدافندی است که خود مشکلاتی خصوصاً با بودجههای محدود به همراه دارد. وجود قابلیت درگیری با اهداف در حین حرکت در یک سامانه پدافند هوایی، همین پنجره زمانی نقل و انتقال سامانه را برای تهاجم مؤثر دشمن از وی گرفته و باعث حفظ پوشش پدافندی در اطراف محوطه مد نظر میشود و راهکار مؤثرتری به جای افزایش تعداد سامانه های پدافندی در یک منطقه است.

سامانه تور ام-1 در اختیار نیروی هوافضای سپاه
نکته مهم این است که سطح توانمندی سامانه پدافندی در حال سکون و حرکت نباید تفاوت خاصی داشته باشد زیرا در این صورت باز هم احتمال موفقیت دشمن در زمان جابجایی سامانهها افزایش می یابد. علاوه بر لحاظ کردن نکات فنی متعدد در طراحی بخش های مختلف سامانه خصوصاً آنتن رادار و متعلقات مربوط به چرخش آن، در نرم افزارهای محاسباتی نیز باید پارامترهای مربوط به حرکت خودرو و در واقع حرکت آنتن رادار دیده شود که پیچیدگی های خاص خود را دارد.
به علاوه موشک سامانه نیز باید امکان شلیک در حال حرکت را داشته باشد که بیشتر نیازمند اصلاحاتی در نرم افزارها و برخی حسگرهای داخلی آن است. می توان گفت سامانه پدافند هوایی با قابلیت شلیک در حال حرکت، عملاً از نظر سطح فناوری مشابه یک سامانه دریاپایه است که در حین حرکت شناور توان شلیک دارد.
به مدد این قابلیت، سامانه پدافند هوایی برد کوتاه جدید نیروی هوافضای سپاه، میتواند بدون نیاز به خاموش کردن رادار و سامانه های مربوطه، جمع کردن آنتنهای رادار برای ایجاد امکان حرکت دادن سامانه و سپس اجرای معکوس همین فرایند در نقطه استقرار جدید، اقدام به حرکتهای مستمر در اطراف نقطه تحت پوشش کرده و گام مؤثری در اجرای صحیح پدافند غیرعامل برای دفاع از خود سامانه پدافندی در برابر هجوم دشمن بردارد.
به علاوه دستیابی به این فناوری به معنی امکان استقرار چنین سامانهای روی شناورهای رزمی نیروهای مسلح کشور است که با وجود روحیه تعاون و همکاری بین نیروها به سرعت در شناورهای رزمی نیروی دریایی راهبردی ارتش نیز با توجه به میزان فضای در دسترس شناورهای فعلی و لحاظ کردن در طراحی شناورهای جدید قابل گسترش است.
ظریف: آمریکا یک اشغالگر بیربط در سوریه است
«محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران روز دوشنبه در پیامی در توئیتر به بیهوده بودن تکیه به آمریکا برای تامین امنیت اشاره کرد.
وی در این پیام توئیتری نوشت:« آمریکا یک اشغالگر بیربط در سوریه است- اجازه گرفتن از آن یا تکیه به این کشور برای امنیت بیهوده است.»
ظریف اضافه کرد:«دستیابی به صلح و مبارزه با تروریسم در سوریه تنها از طریق احترام به تمامیت ارضی و مردم آن موفقیت آمیز خواهد بود. (توافق) آدنا چارچوبی را برای ترکیه و سوریه فراهم کرده است- ایران آماده کمک کردن است.»
پیشینه توافق آدنا به اواخر قرن بیستم باز میگردد. طبق این توافق که در ۲۰ اکتبر ۱۹۹۸ و با نظارت ایران و مصر میان ترکیه و سوریه امضاء شد، دو کشور متعهد شدند که از ورود گروههای تروریستی به خاک یکدیگر جلوگیری کنند و ارتش ترکیه نیز اجازه یافت تا برای سرکوب گروههای تروریستی فقط تا عمق پنج کیلومتری وارد خاک سوریه شود و همزمان بتواند تدابیر امنیتی لازم را در صورت تهدید امنیت ملی خود را اتخاذ کند.
درباره استان هاتای (اسکندرون) نیز این استان در سال ۱۹۳۹ مقارن با آغاز جنگ جهانی دوم، توسط استعمار فرانسه به ترکیه واگذار شد، اما سوریه همچنان اسکندرون را بخش جدایناپذیر خاک خود میداند.
ورود یگانهای زرهی ارتش ترکیه به خاک سوریه از گذرگاه مرزی کیلیس
منابع محلی از ورود تانکها و خودروهای زرهی ترکیه به خاک سوریه از گذرگاه مرزی کیلیس خبر میدهند.
به نوشته خبرگزاری «اسپوتنیک» یگانهای زرهی ارتش ترکیه با عبور از گذرگاه مرزی کیلیس، به منطقه جرابلس وارد شده و در حال حرکت به سمت ریف شمالی منبج هستند.
شبکه «الحدث» نیز با اشاره به این تحولات گزارش داد که علیرغم اعلام رسمی، عملیات زمینی ارتش ترکیه در سوریه آغاز شده است.
منابع مختلفی از جمله روزنامه «ینیشفق» نیز با انتشار کلیپهای ویدئویی از ورود خودروهای ارتش ترکیه به خاک سوریه، این اخبار را تایید کردند.
این در حالی است که ساعتهای پایانی شامگاه دوشنبه گزارشهای تایید نشدهای از حمله جنگندههای ترکیه به منطقهای در مرز عراق و سوریه خبر دادند.
به نوشته خبرگزاری «آناتولی» وزارت دفاع ترکیه نیز با صدور بیانیهای از اتمام تدارکات و آمادهسازیها برای عملیات در سوریه خبر داده و گفت به نیروهای مسلح این کشور اجازه تشکیل گذرگاه تروریستی در مرزهای جنوبی ترکیه را نمیدهند.
این در حالی است که «رجب طیب اردوغان» رئیسجمهور ترکیه روز شنبه با هشدار به آمریکا مبنی بر اینکه زمان حرف زدن گذشته، تهدید کرده بود ارتش ترکیه به زودی در شرق فرات عملیات چند جانبهای را آغاز میکند.
کاخ سفید بعد از گفتوگوی تلفنی یکشنبه شب رؤسای جمهور ترکیه و آمریکا بیانیهای صادر کرد که تحلیلگران از آن به عنوان «چراغ سبز آمریکا به ترکیه» برای انجام عملیات نظامی علیه عناصر کُرد در شمال سوریه تعبیر کردند.
در این بیانیه آمده است: «ترکیه بزودی عملیات خود را که مدتها است برای آن برنامهریزی کرده است، در شمال سوریه پیش میبرد. نیروهای مسلح آمریکا نه از این عملیات حمایت میکنند و نه در آن مشارکت میکنند. نیروهای آمریکایی "خلافت" داعش را شکست دادهاند و دیگر در این منطقه نخواهند بود». مقصود این بیانیه دفتر رئیسجمهور آمریکا از «این منطقه»، نوار شمالی سوریه است که ترکیه قصد دارد علیه عناصر کُرد عملیات نظامی انجام دهد.
ساعاتی بعد از صدور این بیانیه کاخ سفید، نیروهای کُرد دموکراتیک سوریه (SDF) ضمن اذعان به آغاز روند خروج ارتش آمریکا از بخشهایی از سوریه، از خلف وعده واشنگتن گله کردند. نیروهای کُرد دموکراتیک سوریه اعلام کردند: «نیروهای آمریکایی به تعهدات خود عمل نکردند و نیروهای خود را از مناطق مرزی با ترکیه خارج کردند و ترکیه هم اکنون برای عملیات حمله به شمال و شرق سوریه آماده میشود».
هشدار مجمع جهانی اهلبیت به رئیس جمهور کومور
حکومت کومور به ریاست عثمان غزالی، اقدام به بازداشت احمد عبدالله سامبی، رئیس جمهور سابق این کشور کرد. این اقدام خصمانه پس از بازگشت سامبی به مورونی پایتخت کومور از پاریس صورت گرفت؛ این در حالی است که مخالفان و شخصیتهای ملی این کشور نسبت به وضعیت حیاتی و سلامتی رئیس جمهور پیشین خود در زندان ابراز نگرانی جدی دارند.
بر پایه این گزارش به نقل از ابنا، سیداحمد عبدالله سامبی، حامی وپشتیبان محور مقاومت و آرمانهای فلسطین در تاریخ 12 می 2018م پس از ماهها دوری، در حالی به کشورش بازگشت که هنگام ورود با استقبال بینظیری از سوی دوستداران وهوادارانش روبرو شد. هدف او از بازگشت، ممانعت از «طرح همهپرسی اصلاح قانون اساسی جهت استمرار دوره ریاست جمهوری به صورت دائمی» که از سوی عثمان غزالی رئیس جمهور وقت این کشور مطرح شده تا فعالیت دادگاه قانون اساسی را متوقف کند و اداره آن را به دیوان عالی کشور که خود رئیس جمهور غزالی آن را اداره میکند، واگذار کند.
بازگشت «احمد عبدالله سامبی» به کومور یکی از دلایل اصلی است که غزالی را برای ادامه به دست گرفتن حکومت ناامید کرد و باعث شد تا پس از یک هفته از ورود رئیس جمهور سابق به کشور، دستور حصر خانگی وی را صادر کرده و عملاً او را از ارتباط با جهان خارج ممنوع کند تا جایی که سامبی به مدت یک سالِ تمام، از معالجه و درمان نیز محروم شده است و در نهایت وضعیت جسمانی و سلامتی او رو به وخامت گذاشت.
مجمع جهانی اهل بیت علیهمالسلام این اقدام ناشایست حکومت کومور و استمرار حصر خانگی آقای «احمد عبدالله سامبی» این شخصیت ملی و شریف را که عمر و زندگی خود را در راه خدمت به کشور و ملت خود و امت اسلامی و نیز آرمانهای فلسطین و جبهه مقاومت گذراند، به شدت محکوم میکند و اقدامات نابخردانه، غیرانسانی و غیرقانونی دولت کومور در مقابل سکوت کشورهای غربی و مدعیان حقوق بشر را نقض آشکار حقوق بشر میداند و از علمای اَعلام ومؤسسههای دینی و سازمانهای حقوق بشر و همه آزادیخواهان جهان میخواهد به منظور تجدید همبستگی با جناب «سیداحمد سامبی» و نجات و آزادی هرچه سریعتر او، فریاد بلند سر دهند و حمایت خود را از دموکراسی و حقوق بشر و ترویج آزادیهای عمومی در این کشور اعلام کنند.
مجمع جهانی اهل بیت(ع) همچنین از دولت کومور و رئیس جمهوری آن «عثمان غزالی» انتظار دارد به منظور نجات دموکراسی و آزادی بیان و عقیده، نسبت به آزادی «احمد عبدالله سامبی» اقدام کند و اختلافات موجود را از طریق گفتوگوهای دو جانبه تحت نظر، و با میانجیگری سازمان ملل متحد هموار کرده و نسبت به بحران داخلی کشور و پیامدهای آن، از جمله وخامت وضعیت جسمانی جناب سامبی در زندان هشدار میدهد.
و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی باز میگردند. سوره شعراء آیه 227
مجمع جهانی اهلبیت علیهمالسلام
مهر 1398
قرآن کریم تفرقه را پرتگاه و گودال آتش بیان می کند
وحدت موضوعی است که در قرآن کریم بارها به آن اشاره شده و خداوند در آیات مختلفی مسلمانان را به وحدت و همبستگی برای رسیدن به پیروزی و عزت امر کرده است.
آیه ۱۰۳ سوره مبارکه آلعمران یکی از آیات مهم درباره وحدت است که خداوند در این آیات بیان میکند که چگونه بوسیله وحدت انسان را از آتش رهانید و میان دلهای بندگان را با هم برادر ساخت.
به این آیه توجه کنید؛
«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَلَا تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَآءًفَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَناً وَکُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ الْنَّارِ فَأَنْقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ» (آلعمران ۱۰۳)
ترجمه
و همگی به ریسمان خدا (به دین و کتاب و آورندگان وحی) چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را درباره خود به یاد آرید آنگاه که با هم دشمن بودید پس میان دلهای شما الفت افکند، پس به نعمت او برادر یکدیگر شدید. و شما بر لب گودالی از آتش بودید پس شما را از آن برهانید. خداوند این چنین نشانههای (توحید و قدرت و حکمت) خود را برای شما روشن میکند شاید هدایت یابید. (آلعمران ۱۰۳)
قرآن، رسول الله(ص) و ائمه (ع) حبلالله مطلق
در این آیه خداوند انسان را به جمع شدن حول محور حبلالله دعوت میکند که اعتصام به خدا و رسول خدا است. در واقع حبل الله واسط و رابط بین خدا و بنده است که همان قرآن، رسول الله (ص) و ائمه اطهار (ع) هستند.
حال خداوند به وسیله آنها همه امت اسلام را به وحدت فرا میخواند و در واقع جمع شدن حول محور قرآن، پیامبر و اهل بیت (ع) را سبب برادری امت میداند. در واقع قوام اسلام بر یگانگی جامعه و روابط برادری ایمانی در بین آنان است.
خداوند بندگانش را که دشمن هم بودند و با ستیز به کشتار یکدیگر میپرداختند را به واسطه حبلالله با هم برادر کرد و این را یکی از نعمتهای خود ذکر میکند که بوسیله آن بندگان از پرتگاهی از آتش نجات پیدا کردند.
خدا با وحدت و الفت بین امت آنها را از هواهای نفسانی و خودپرستی و مذلت که انسان را به فناء و زوال و جنگ و سقوط میکشاند، رهاند
خدا بین شما الفت برقرار کرد و شما را از آتش اختلاف و دشمنی رهانید، چون اساس آنها بر هواهای نفسانی و خودپرستی و مذلت بود و اینها انسان را به فناء و زوال و جنگ و سقوط میکشاند، اما خدا شما را به حقیقت امنیت رسانید که مال، جاه، ناموس و جان مردم را در برگرفت و آنگاه شیرینی نعمت و لذت سعادت را چشیدید.
«کذلک یبینالله لکم آیاته لعلکم تهتدون» اینچنین خدا نشانههای خود را به شما مینمایاند تا شاید هدایت شوید) این آیات نوری هستند که قلبها را نورانی میکنند تا در مسیر هدایت سریعتر گام بردارند.
حضرت علىّ علیهالسلام مىفرماید: قرآن، حبل اللّه است. (نهجالبلاغه، خطبه۱۷۶) و از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمود: «نحن حبل اللّه» ما اهلبیت، حبل اللّه هستیم. (تفسیر مجمع البیان) و در روایت دیگرى آمده است: علىّبن ابىطالب علیهماالسلام حبل اللّه است. (تفسیر نورالثقلین)
تألیف دلها تنها به دست خداست. «فالّفَ بینَ قلوبکم» قرآن خطاب به پیامبر مىفرماید: «لو اَنفقتَ ما فِى الارضِ جَمیعاً ما اَلّفتَ بینَ قلوبِهم» اگر همه سرمایههاى زمین را خرج کنى نمىتوانى بدون خواست او بین دلها ایجاد الفت کنى. (انفال، ۶۳)
پیامهایی از آیه ۱۰۳ سوره مبارکه آلعمران
محور وحدت دین خدا است نه نژاد، زبان، ملّیت، و... . «بحبل اللّه»
وحدت، عامل اخوّت است. «فأصبحتم بنعمته اخواناً» اتّحاد، نعمت بزرگ الهى است. «فاصبحتم بنعمته»
تفرقه و عدوات، پرتگاه و گودال آتش است. «شفا حفرة من النار»
نعمتهاى خداوند آیات او هستند. «واذکروا نعمت اللّه...یبین اللّه لکم آیاته»
یادآورى نعمتهاى الهى عامل عشق و زمینهساز هدایت است. «واذکروا نعمت اللّه... لعلکم تهتدون»
رهبر انقلاب: ایران و عراق با ایمان به الله و محبت امام حسین(ع) متصل به یکدیگرند
رهبر معظم انقلاب، اتحاد ناگسستنی دو ملت ایران و عراق را مورد تاکید قرار دادند و خاطرنشان کردند: ایران و عراق دو ملتی هستند که تنها و دلها و جانهایشان به وسیله ایمان بِالله و محبّت به اهلبیت و حسینبنعلی متصل به یکدیگرند.
به نقل از حساب کاربری توئیتر دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی تاکید کردند: ایران و عراق دو ملتی هستند که تنها و دلها و جانهایشان به وسیله ایمان بِه الله و محبّت به اهلبیت و حسینبنعلی متصل به یکدیگرند؛ روزبهروز هم این اتصال زیاد خواهد شد. دشمنان سعی بر تفرقه دارند امّا نتوانسته اند و توطئه آنان اثری نخواهد کرد.
تفاوت نبى، رسول و امام چیست؟
اطاعت رسول، در نبوت و رسالت مجرد از امامت، عین اطاعت خدا بوده و دو نوع اطاعت وجود ندارد، اماآنگاه که به مقام امامت مفتخرشود، داراى امر و نهى شده و حق اطاعت مستقل پیدا مىکند.
حضرت آيت الله جعفر سبحاني از مراجع عظام تقليد در پاسخ به سوالي، تعريف سه واژه نبى، رسول و امام را تشريح و تفاوتهاي آن را بيان كردهاند. اين مرجع تقليد در پاسخ به اين سوال، كه فرق بين نبي، رسول و امام چيست، اين سه مفهوم را تعريف و تبين كردند.
«نبى» مخبر از جانب خدا و «رسول»رسالتش از جانب خداست! «نبى» از لفظ «نبأ» به معنى خبر خطير و بزرگ گرفته شده و مفاد لغوى آن حامل خبر بزرگ و يا مخبر از آن، مىباشد.([1])
لفظ «نبى» در قرآن مجيد درباره انسانى به كار مىرود كه وحى الهى را از خدا، به طريق مختلف مىگيرد و حقيقت «نبى» كه معادل آن در فارسى «پيامبر» است جز اين، چيز ديگرى نيست و هر نوع خصوصيتى كه براى «نبى» در كتابهاى لغوى و يا تفسيرى و حديثى گفته شده است همگى خارج از مفهوم آن بوده و هرگز اين لفظ بر آنها دلالتى ندارد و بايد آنها را از قراين خارجى استفاده كرد.
شيخ طوسى مىفرمايد: «انّه مؤد من اللّه بلا واسطة من البشر»[2] نبى آن گزارشگرى است كه بدون وساطت بشرى، از خدا خبر مىدهد.
«نبى» به معناى گيرنده «نبأ» يا مخبر از جانب خدا است، ولى لفظ «رسول» آن است كه رسالت او از جانب خدا باشد نه از جانب بشر،[3] يعنى رسالت او در حوزه مفهوم «نبوّت» قرار گيرد، به معناى حامل پيامى است كه ابلاغ سخن و يا انجام عملى را از جانب خدا بر عهده داشته باشد.
و به ديگر سخن هر يك از اين دو مفهوم (نبوّت رسالت) به خصوصيتى از خصوصيات پيامبرانى كه از جانب خدا وحى دريافت كرده اند، اشاره مىكند. اين افراد از اين نظر كه حاملان نبأ و گيرندگان وحى الهى هستند «نبى» مىباشند و از آن نظر كه وظيفهاى را به نام ابلاغ وحى بر عهده مىگيرند، «رسول»ناميده مىشوند.
اين مفهوم واقعى اين دو لفظ است و كليه ويژگىهايى كه در كتابهاى لغت و تفسير و كلام براى اين دو لفظ گفته اند، ارتباطى با معناى واقعى اين دو لفظ ندارند. «نبى» و «رسـول» در اين چشم انـداز وظيفـهاى جـز انذار و بيم دهـى، تبليـغ و راهنمايى ندارند، نه امرى دارند و نه نهيى، نه دستورى مىدهند و نـه فرمانى، و در اين مورد، جز بازگو كنندگان وحى و اعلام كنندگان امـر و نهى الهى، شخصيّت ديگرى ندارند و قرآن به صورت كلى درباره پيامبران مرسل چنين مىفرمايد:
(...فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَمُنْذِرِينَ...).[4]
«پيامبران را برانگيخت در حالى كه نويد و بيم مىدهند».
و در باره شخص پيامبر مىفرمايد:
(فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ* لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِر).[5]
«يادآورى كن، و بر آنها تسلطى ندارى».
اين دو آيه و نيز آيه: (...فَإِنْ تَوَلَيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ) [6]
«اگر روى برتافتيد بدانيد بر پيامبر ما وظيفهاى جز ابلاغ روشن نيست».
علاوه بر مطلب ياد شده كه پيامبر از خود، امر و نهى ندارد، بيانگر مطلب دومى نيز هستند و آن اين كه حقيقت مكتب پيامبران همان ارشاد و هدايت است. براى پيامبر، نه اطاعتى است و نه عصيانى پيامبران الهى تا لحظهاى كه در محدوده نبوّت و رسالت، در حركت و تلاشند هدايت گرانى هستند كه خطوط مخطور و ممنوع و مشروع و مجاز را اعلام مىدارند و راههاى سعادت و خوشبختى را مىنمايانند، و از خود سخنى، رأى و نظرى ندارند. آنچه مىگويند و يا انجام مىدهند همگى گويندگان متن كلام الهى و يا برگردانندگان وحى الهى (احاديث) و مترجمان سخن خدا مىباشند. در اين حلقه از هدايت آمر و فرمانده يك نفر است آن هم خدا و سلسله پيامبران مأموران او، و امتها مطيعان و فرمانبران و يا عاصيان و نافرمانبران خدا هستند و بس، و براى پيامبر، نه اطاعتى است و نه عصيانى و لذا در قرآن مىفرمايد:
(مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ...)[7]
«هركس پيامبر را اطاعت كند، خدا را اطاعت نموده است».
زيرا فرمانده خدا است و او گيرنده سخن خدا و يا مترجم كلام اوست.و اگر آيه ديگرى مىفرمايد:
(وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول إِلاّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ...)[8]
«هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به اذن خدا از او اطاعت شود»
نه به اين معناست كه خود پيامبر، اطاعت و عصيانى مستقل و جدا از اطاعت و عصيان الهى دارد، بلكه جمله (بِإِذْنِ اللّهِ) حاكى است كه رسول «مُطاع واقعى» نيست، مطاع واقعى خداست و اطاعت او، به فرمان اوست. اگر بخواهيم اين حقيقت را به اصطلاح علمى بگوييم، بايد بگوييم: اطاعت خدا، موضوعيت و اطاعت پيامبر طريقيت دارد، وما از آن نظر رسول را اطاعت مىكنيم كه اطاعت او عين اطاعت خدا است نه چيزى غير از آن و جدا از آن. تا اين جا با مفاد واقعى هر دو لفظ آشنا شديم، اكنون وقت آن رسيده است كه روشن سازيم چه مقام معنوى ديگرى در انتظار اين گروه مىباشد.
هرگاه چنين نبى و رسولى در طول زندگى در بوته يك سلسله امتحانات وآزمايشهايى قرار گرفت كه توانست كمالات درونى خود را به مرحله فعليت برساند و از نظر عشق به خدا، عاشق سوته دل، وسوته دلى عاشق گرديد، در خانه قلب او جز خدا، كسى حكومت نكرد، خدا او را به مقام سرپرستى جامعه نصب مىكند كه علاوه بر وظيفه ابلاغ رسالت و دادن نويد و بيم، پيشوايى باشد كه شخصاً داراى امر و نهى و تكليف و دستور باشد و جامعه بشرى را با مديريت صحيح به حدّ كمال برساند.
هيچ انسانى (هر چه هم در نهايت كمال باشد)، ولايتى بر هيچ انسانى ندارد، بلكه ولايت از آن خدايى است كه به او خلقت و آفرينش داده است وبس. ولى در عين حال، خدا روى مصالحى با اعتماد بر ولايت مطلقه خود، به انسان كاملى كه در نشيب و فراز زندگى آزمون خوبى داده است، ولايتى مىبخشد، و او را امام و پيشوا، ولىّ و سرپرست، مطاع و فرمانده جامعه قرار مىدهد و به مقتضاى كار خود، داراى امر و نهى، تكليف ودستور و به صورت مستقل «واجب الاطاعه» مىشود. شكى نيست كه چنين مقامى، غير ازمقام نبوّت و رسالت است كه در اخذ وحى و ابلاغ دستورهاى خدا خلاصه مىگردند، در حالى كه اگر به مقام امامت رسيد به مقام ديگرى ارتقا يافته و عهده دار اداره جامعه و تنظيم امور امت خود مىگردد. در نبوت و رسالت مجرد از امامت، اطاعت رسول، عين اطاعت خدا بوده و هرگز دو نوع اطاعت وجود ندارد، ولى آنگاه كه به مقام امامت مفتخر گرديد، با جعل و نصب الهى، داراى امر و نهى مىگردد و حق اطاعت مستقل پيدا مىكند.[9]
پينوشتها:
[1] . اگر صيغه «نبى» صيغه لازم باشد به معنى نخست و اگر متعدى باشد به معنى دوم خواهد بود هر چند ظاهر همان معنى دوم است و به گونهاى با معنى «رسول» تناسب دارد.
[2] . الرسائل العشر، ص 111. عبارت شيخ حاكى است كه او لفظ «نبى» را متعدى گرفته است و نيز درمفهوم «نبى» وساطت بشر نفى شده است نه وساطت ملك و فرشته.
[3] . مانند:(...فَلَمّا جائَهُ الرَّسُولُ...) (يوسف/50) و مقصود كسى است كه از جانب عزيز مصر به سوى يوسف آمد و قرآن در اين مورد لفظ « رسول» به كار مىبرد.
[4] . بقره/213.
[5] . غاشيه/21 ـ 22.
[6] . مائده/92.
[7] . نساء/80.
[8] . نساء/64.
[9] . منشور جاويد، ج5، ص 250 ـ 253.































