emamian
فضیلت نماز در «مسجدالحرام» و «مسجدالنبی»
دو مسجد بزرگ اسلامی؛ «مسجد الحرام» و «مسجد النبی» دارای ارزش معنوی بسیار زیادی هستند و به همین جهت فضیلت نماز خواندن در این مساجد بسیار بیشتر از مکانهای دیگر است و روایات بسیاری بر این مطلب تأکید دارند که به ذکر چند نمونه بسنده میشود.
فضیلت نماز در مسجد الحرام
از امام کاظم(ع) در مورد مردی پرسیده شد که در مکه بوده و نماز را در منزل خود و به جماعت میخواند، این بهتر است یا اینکه به مسجد الحرام رفته و فرادا بخواند؟ امام(ع) فرمود: «به مسجد الحرام رفته و فرادا بخواند بهتر است».[1]
امام حسین(ع) فرمود: «در این مسجد (مسجد الحرام) زیاد نماز و دعا بخوانید همانا برای هر بندهای رزقی وجود دارد که به سمت او میرود(یعنی خود را زیاد درگیر امور مادی نکنید)».[2]
امام باقر(ع) فرمود: «هرکس در مسجد الحرام یک نماز واجب بخواند، خداوند متعال به خاطر همان یک نماز کلیّه نمازهایش را از زمانى که نماز بر او واجب شده و بجا آورده، و نیز همه نمازهایى را که تا زمان وفاتش خواهد خواند میپذیرد».[3]
امام صادق(ع) میفرماید: «نماز در مسجدالحرام معادل صد هزار رکعت نماز است».[4]
البته در خود مسجدالحرام نیز برخی مکانهایی وجود دارد که از سایر نقاط ارزشمندتر است و تأکید بیشتری بر آن شده است، از امام رضا(ع) در مورد بهترین مکان برای نماز خواندن در مسجد الحرام پرسیده شد، آنحضرت در پاسخ فرمود: «حطیم ما بین حجر الأسود و درب کعبه». پرسیده شد بعد از این مکان کجا بهتر است؟ امام(ع) فرمود: «در کنار مقام ابراهیم(ع)». ... سپس کجا بهتر است؟ فرمود: «در حجر اسماعیل» و در ادامه فرمود: «هر کجا که به کعبه نزدیکتر است».[5]
فضیلت نماز در مسجد النبی
رسول خدا(ص) در اینباره میفرماید: «یک نماز در مسجد من، نزد خداوند برابر با ده هزار نماز در سایر مساجد است، مگر مسجد الحرام؛ زیرا نماز در آن برابر با صد هزار نماز است».[6]
امام صادق(ع) میفرماید: «مکّه، حرم خداوند و حرم رسول خدا(ص) و حرم علىّ بن أبى طالب(ع) است و ثواب یک نماز که در آن بجا آورده شود برابر است با صد هزار نماز (که در نقاط دیگر خوانده است) و یک درهم در آنجا (که در راه خدا داده شود) ثوابش برابر با صد هزار درهم است که در سایر جاها صدقه دهند، و مدینه، حرم خداوند و حرم رسول خدا(ص) و حرم على(ع) است، یک نماز که در آنجا خوانده شود ثواب ده هزار نماز جاى دیگر را دارد، و یک درهم در راه خدا صرف کردن در آنجا ثوابش برابر با انفاق ده هزار درهم است که در غیر آنجا صرف شود، و کوفه حرم خداوند و حرم رسول خدا(ص) و حرم على(ع) است، و یک نماز که در آنجا بجا آورند با هزار نماز برابر است، و راجع به ثواب انفاق درهم سخنى نفرمود».[7]
شخصی از حضرت امام رضا(ع) از نماز در مسجد الحرام و مسجد الرّسول(ص) پرسید که آیا این دو برابرند در ثواب؟ امام(ع) فرمود: «آرى و نماز بین آن دو مسجد ثواب هزار نماز در مکانهاى دیگر را دارد». [8]
در پایان، ذکر این نکته لازم است که؛ روایاتی اینچنینی که در موضوع مورد بحث و موضوعات دیگر وجود دارد را میتوان هم بر معنای ظاهری آنها حمل کرد؛ برای نمونه، نماز در مسجد الحرام به اندازه صد هزار نماز ثواب دارد و در عین حال میتوان این روایات را در مقام بیان اصل ارزش و اهمیت موضوع دانست؛ به بیان دیگر، تعداد ثوابی که در این روایات ذکر شده تنها برای بیان اهمیت نماز در این مکان است و از باب مثال تعدادی را بیان کرده و شاید اهمیت اینها بسیار بیشتر باشد و این مقدار تنها در مقام بیان اهمیت موضوع است و این احتمال نیز وجود دارد که تفاوت در مقدار پاداشهای اعلام شده از جهت نوع ارتباطی با خداست که در افراد مختلف، متفاوت است.
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 4، ص 527، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق؛ مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق و مصحح: رسولی، سید هاشم، ج 18، ص 224، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1404ق.
[2]. الکافی، ج 4، ص 526؛ فیض کاشانی، محمد محسن، الوافی، محقق و مصحح: حسینی اصفهانی، ضیاء الدین، ج 12، ص 47، کتابخانه امام امیر المؤمنین علی(ع)، اصفهان، چاپ اول، 1406ق.
[3]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 228، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.
[4]. الکافی، ج 4، ص 526.
[5]. الکافی، ج 4، ص 525؛ شیخ حر عاملی، هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة(ع)، ج 2، ص 200، آستانة الرضویة المقدسة، مجمع البحوث الإسلامیة، مشهد، چاپ اول، 1414ق.
[6]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 30، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، 1406ق؛ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج 5، ص 271، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1409ق.
[7]. اصفهانی (مجلسی اول)، محمد تقی، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: موسوی کرمانی، سید حسین، اشتهاردی، علیپناه، طباطبائی، سید فضل الله، ج 2، ص 88، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، قم، چاپ دوم، 1406ق؛ فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج 2، ص 410، انتشارات رضی، قم، چاپ اول، 1375ش.
[8]. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، محقق و مصحح: موسوی خرسان، حسن، ج 3، ص 250، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق؛ مجلسی، محمد باقر، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، محقق و مصحح: رجائی، سید مهدی، ج 5، ص 471، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، چاپ اول، 1406ق.
امام خمینی(ره):اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود، بدانید که جاهل است
انسجام صفوف مسلمانان در مقابل دشمنان اسلام، و وحدت مذاهب اسلامی آرزوی دیرینه شخصیت های دلسوز جهان اسلام و یکی از بزرگترین هدف های نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است.
البته عده ای نابخردانه گمان کرده اند که هدف از وحدت مذاهب اسلامی، ترویج اباحه گری اعتقادی ، علمی و چشم پوشی از حقایق تاریخی است در حالی که هدف اصلی دعوت تقریب، ایجاد اتحاد بین جوامع و فرق اسلامی است.
این هدف مقدس، متکی به ریشه های استوار در کتاب و سنت است و با ممانعت از ایجاد تفرقه در صفوف مسلمانان، مانع کنار رفتن عنایت الهی وسست شدن ایمان ها و ذلت و شکست مسلمانان و تسلط اجانب بر کشورهای اسلامی می شود.
حضرت امام در پیام خود در تاریخ 23 بهمن 57 یعنی یک روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در اوج مسایل متعدد و پیچیده آن روزها به این امر اساسی چنین اشاره دارند:
«ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم؛ واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم. اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که میخواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنی اصلًا در کار نیست، ما همه با هم برادریم »
(صحیفه امام، ج6، ص133)
دو نکتهای که امام علی(ع) درباره خوشبینی و بدبینی در جامعه بیان فرمود
امیرالمومنین امام علی علیه السلام در سخنی حکیمانه و گران بها دو نکته را درباره خوشبینی و بدبینی در جامعه بیان فرمودهاند.
قَالَ ( علیه السلام ) :
إِذَا اسْتَوْلَی الصَّلَاحُ عَلَی الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ وَ إِذَا اسْتَوْلَی الْفَسَادُ عَلَی الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّرَ .
امام علی علیه السلام:
هر گاه نیکوکاری بر روزگار و مردم آن غالب آید، اگر کسی به دیگری گمان بد برد، در حالی که از او عمل زشتی آشکار نشده، ستمکار است.
و اگر بدی بر زمانه و مردم آن غالب شود، و کسی به دیگری خوش گمان باشد، خود را فریب داده است.
"نهج البلاغه، حکمت 114"
احرام، عهد و پیمان با خداوند است
براساس آیه نخست سوره مائده، مسلمانان باید به همه قراردادهاى لفظى، کتبى، پیمانهاى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى خود با خدا یا مردم پایبند باشند که از جمله آن موارد، عمل به محرّمات احرام است.
آیه
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا یُتْلَىٰ عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ».
ترجمه
ای اهل ایمان، (هر عهد که با خدا و خلق بستید) به عهد و پیمان خود وفا کنید (و بدانید) بهائم بسته زبان برای شما حلال گردید جز آنچه (بعداً) برایتان تلاوت خواهد شد و جز آن صیدی که بر شما در حال احرام حلال نیست. همانا خدا به هر چه خواهد حکم کند.
معانی کلمات
عقود: عقد در اصل به معنى بستن و گره زدن است. جمع آن عقود است. مراد از آن در اینجا همه پیمانهاست.
بهیمه: زبان بسته. یعنى در صوتش ابهام هست. آن به چهارپایان غیر درنده اطلاق مى شود. اعم از آنچه در خشکى باشد یا در دریا.
انعام: نعم: چهارپا. انعام: چهارپایان. مراد از آن در آیه ظاهرا چهارپایان حلال گوشت است. اعم از اهلى و وحشى.
محلى: محل: حلال کننده، حلال دان. محلى در اصل محلین به معنى حلال دانها است.
صید: شکار کردن و شکار. مصدر و اسم هر دو آمده. مراد از آن معناى دوم است.
حرم: (بر وزن شتر) محرمها. کسى را که در حال احرام حج و عمره است محرم گویند.
سیمای سوره مائده
این سوره یکصد و بیست آیه دارد و چند ماه پیش از رحلت پیامبراکرم صلى الله علیه و آله نازل شده و هیچ یک از آیات آن نسخ نگشته است.
این سوره به خاطر دعاى حضرت عیسى علیه السلام براى نزول مائده آسمانى که در آیه 114 آمده، «مائده» نامیده شده است؛ البتّه به «عهد» و «عقود» نیز نام گذارى شده، در مجموع آیاتِ این سوره نسبت به یک پیمان شکنى مهم هشدار مى دهد.
بیشترین خطاب «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» در این سوره است. مثلًا در سوره بقره یازده مرتبه؛ ولى در این سوره، شانزده مرتبه آمده است.
این سوره شامل مسائلى از قبیل: ولایت و رهبرى، ردّ عقیده تثلیث، وفاى به عهد و پیمان ها، گواهى دادن به عدل، تحریم قتل، احکام خوردنى ها، احکام وضو، غسل و تیمّم، سفارش به عدالت اجتماعى و احکام وصیّت، قصاص، سرقت، زنا و ... است.
چون از آخرین سوره هایى است که نازل شده، با جمله «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» در آغاز سوره، سفارش به انجام همه تعهّدات و پیمان ها دارد.
نکته ها
کلمهى «بَهِیمَةُ» در اینجا به معناى چهارپا و اعم از «انعام» است، «انعام» به گاو و شتر و گوسفند مىگویند و «بَهِیمَةُ الْأَنْعامِ» که سه بار در قرآن آمده به معناى حلال بودن گوشت این چهارپایان است.«1» امام صادق علیه السلام فرمودند: مراد از «بَهِیمَةُ الْأَنْعامِ»، جنین حیوان ذبح شده است که تزکیه مادرش، تزکیه او نیز به شمار مىرود.«2» مرحوم فیض در تفسیر صافى مىفرماید: «ممکن است این روایت بیان مصداق پنهان آن باشد و یا اینکه از شکم مادر به آنها «بهیمة» گفته مىشود، بنابراین منافاتى با تعمیم ندارد».«3»
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «لا دین لمن لا عهد له»«4»، کسى که وفا ندارد، دین ندارد. آرى، اگر به پیمانها عمل نشود، اساس جامعه واعتماد عمومى بهم مىریزد وهرج ومرج پیش مىآید.
قرآن، وفاى به پیمان حتّى با مشرکان را لازم مىداند، «فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ»«5» و طبق حدیثى از امام صادق علیه السلام وفاى به پیمان فاجران هم لازم است.«6»
بر اساس روایتى دیگر، اگر یک مسلمان حتّى با اشاره، به دشمن کافر امان داد، بر دیگر مسلمانان رعایت این پیمان اشارهاى، الزامى است.
کتب آسمانى، عهد خداوند هستند و باید به آنها وفادار بود، عهد قدیم (تورات)، عهد جدید (انجیل) و عهد اخیر (قرآن). در حدیث مىخوانیم: «القرآن عهد اللّه».«7»
پیام ها
1- مسلمانان باید به همه پیمانها، (با هر کس و هر گروه،) پایبند باشند، چه قراردادهاى لفظى، کتبى؛ پیمانهاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و یا خانوادگى؛ با قوى یا ضعیف، با دوست یا دشمن، با خدا (مثل نذر و عهد) یا مردم، با فرد یا جامعه، با کوچک یا بزرگ، با کشورهاى منطقه یا قراردادهاى بین المللى. کلمه «بِالْعُقُودِ» داراى «الف و لام» است که شامل همه قراردادها مىشود. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»
2- اشعار دارد که ایمان، ضامن وفاى به عهد و پیمانهاست. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»
3- حال که خداوند انواع نعمتها را در اختیار ما گذاشته است، پس به پیمانهاى او وفادار باشیم. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ»
4- یکى از پیمانهاى الهى، توجّه به احکام حلال وحرام در خوردنىهاست. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ»
5- اسلام، هم به مسائل اجتماعى و هم به مسائل اقتصادى توجّه دارد. (وفاى به عهد، مسئله اجتماعى و اقتصادى و بهرهگیرى از حیوانات، از مسائل اقتصادى است.) «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَةُ الْأَنْعامِ»
6- مصرف گوشت گاو، شتر و گوسفندى که مرده یا خفّه و ... شده باشند، حرام است. «إِلَّا ما یُتْلى عَلَیْکُمْ»
7- همه چهارپایان حلال نیستند. «إِلَّا ما یُتْلى عَلَیْکُمْ» (بنابر اینکه جمله، مربوط به انواع چهارپایان باشد.)
8- براى حفظ حرمت احرام باید کمى هم محرومیّت چشید و از شکار، چشم پوشید. «غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»
9- عمل به محرّمات احرام، از جمله موارد وفاى به عهد و پیمان با خداست. أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ... غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
10- احرام، عهد و پیمان با خداوند است. أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ... وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
11- احرام، حالتى خاص و ویژه و داراى احترام است. «وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»
پانویس
«1». تفسیر مجمعالبیان.
«2». کافى، ج 6، ص 234.
«3». قاموس القرآن.
«4». بحار، ج 16، ص 144.
«5». توبه، 4.
«6». کافى، ج 2، ص 162.
«7». کافى، ج 6، ص 198.
همایش گام دوم انقلاب و ظرفیتهای حج برگزار شد
همایش «گام دوم انقلاب و ظرفیتهای فردی اجتماعی و بینالمللی حج» از سوی معاونت فرهنگی بعثه مقام معظم رهبری و با همکاری انجمن دانشآموختگان رشتههای تبلیغ و ارتباطات گرایش حج و زیارت در قم برگزار شد.
سید محمدرضا خوشرو، دبیر علمی همایش «گام دوم انقلاب و ظرفیتهای فردی اجتماعی و بینالمللی حج» گفت: انقلاب اسلامی چهل سال را با فراز و نشیب های متعددی به سرانجام رساند و گام اساسی را برداشت، این چهل سال برای برداشتن گام دوم بسیار ارزشمند است.
وی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب در آغاز چهل سال دوم انقلاب اسلامی بیانیه ای را صادر فرمودند که در آن خط مشی و نقشه نظام جمهوری اسلامی ترسیم شده است، تصریح کرد: این بیانیه حرکت رو به جلو نظام را نشان می دهد و ضرورت دارد که این نقشه را در حوزه های مختلف به خوبی تبیین و تفسیر شود؛ از این رو نخبگان، کارشناسان و پژوهشگران در حوزه های مختلف حج و زیارت این موضوع را مورد تحلیل و تبیین قرار دادند.
خوشرو خاطرنشان کرد: آنچه مسلم است مناسک حج، فارغ از برکات فردی که برای رشد و تعالی معنوی افراد جامعه دارد، دارای غنیترین ظرفیت مشترک برای همگرایی در جهان اسلام است که طبق فرمایشات مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب، بایستی برای بهرهمندی از آن، تدابیر و راهکارهایی مناسبی اتخاذ شود.
وی به موضوعات این همایش اشاره کرد و یادآور شد:«حج بستری برای حل چالشهای جهان اسلام»، «حج تجلی معرفت، عبودیت و زمینهساز تعالی فردی و اجتماعی»، «حج، حیات طیبه و سبک زندگی»، «حج، مقاومت استقلال و آزادی امت واحده اسلامی»، «حج، جلوهگاه نشاط، شادابی و امید جامعه اسلامی»، «حج، زمینهساز شکلگیری تمدن نوین اسلامی» و «حج و گفتمان انقلاب اسلامی و حج ارتباط و تعامل میان فرهنگها و مذاهب اسلامی» از محورهای این همایش بود.
حجتالاسلام والمسلمین سید عبدالفتاح نواب در این همایش گفت: بیانیه گام دوم انقلاب از جمله طرحها و برنامههای بسیار موفق رهبر عظیمالشان انقلاب اسلامی است که این بیانیه تحرک بسیار زیادی را در جامعه ایجاد کرد.
نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت یادآور شد: بیانیه گام دوم انقلاب ظرفیتهای فراوانی در حوزه حج و زیارت بهخصوص در مباحث معنوی دارد که مباحث اخلاق برخی از سرفصلهای این بیانیه به شمار میآید و در قرآن کریم نیز در این رابطه موضوعاتی مطرحشده است.
حجت الاسلام سید جواد مظلومی معاون فرهنگی بعثه مقام معظم رهبری در این همایش گفت: بیانیه گام دوم انقلاب بسیار جامع و فراگیر و در برگیرنده همه ابعاد است، مبانی و دستورالعمل دارد، بیانیه ای است که حداقل می تواند چهل سال مسیر یک مملکت را تبیین کند، بنابراین ذوالابعاد است، نقاط فراوان و مشترک را می توان در حوزه حج در این بیانیه پیدا کرد.
وی افزود: آنچه به عنوان اهداف کشور ایران در بیانیه گام دوم مطرح شده، اگر این قوانین را توسعه دهیم برای همه کشورهای اسلامی ارزش دارد و قابل پیگیری است.
همچنین در این همایش حجج الاسلام موسوی نسب، خان محمدی و چند تن از کارشناسان و متخصصان حوزه حج و زیارت در موضوعات ارائه شده همایش مقالات خود را ارائه کردند.
امام خمینی(ره):بین شیعه و سنى نباید تفرقه باشد/وحدت کلمه را حفظ کنید
در اسلام بین شیعه و سنى ابداً تفرقه نیست؛ بین شیعه و سنى نباید تفرقه باشد. باید وحدت کلمه را حفظ کنید. ما با آنها برادر هستیم، آنها با ما برادر هستند.
تقریب مذاهب اسلامی و یگانه شدن صفوف مسلمانان در برابر دشمنان اسلام، آرزوی دیرینه شخصیت های دلسوز جهان اسلام و یکی از بزرگترین هدف های نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است.
البته عده ای نابخردانه گمان کرده اند که هدف از وحدت مذاهب اسلامی، ترویج اباحه گری اعتقادی ، علمی و چشم پوشی از حقایق تاریخی است در حالی که هدف اصلی دعوت تقریب، ایجاد اتحاد بین جوامع و فرق اسلامی است.
این هدف مقدس، متکی به ریشه های استوار در کتاب و سنت است و با ممانعت از ایجاد تفرقه در صفوف مسلمانان، مانع کنار رفتن عنایت الهی وسست شدن ایمان ها و ذلت و شکست مسلمانان و تسلط اجانب بر کشورهای اسلامی می شود. بر این اساس در اینجا در نظر داریم هر بار گوشه ای از فرمایشات و توصیه های یکی از بزرگان در این حوزه برای بالابردن بیشتر شناخت افکار عمومی در حوزه تقریب منتشر کنم. زیرا با بسط عقلانیت دینی است که میتوان به رفع شبهات و غنابخشی پایه های نظری رفتار فردی و اجتماعی رسید.
و نتیجه این رفع شبهات ، پیدایش زبان مشترک که سبب ایجاد ارتباطات درونی امت اسلامی گسترش می یابد و فرهنگ گفت وگو جایگزین سوءتفاهم و عواقب آن می شود.
در این خصوص امام خمینی(ره) فرمودند:
در اسلام بین شیعه و سنى ابداً تفرقه نیست؛ بین شیعه و سنى نباید تفرقه باشد. باید وحدت کلمه را حفظ کنید. ما با آنها برادر هستیم، آنها با ما برادر هستند.
یاداوری گفتار شخصیت های مهم علمی جهان تشیع و تسنن بعنوان رهبران معنوی این گروه عظیم درباره اهمیت مساله وحدت اسلامی برای تنویر ضرورت انسجام و اتحاد برای مسلمین موضوعی حیاتی است.
امید است با معرفی و سرمشق قرار دادن این گفتارها بتوانیم گامی مهم و موثر در ایجاد وحدت اسلامی برداشته باشیم.
سخن امام رضا(ع) در توصیف ویژگیهای ظاهری و جسمی امام مهدی(عج)
امام رضا علیه السلام: به درستی که از نشانههای او این است که گذر شب و روز او را پیر و سالخورده نمیسازد تا زمانی که اجل او فرا رسد.
«ریان بن صلت»:
أنت صاحب هذا الأمر؟
أنا صاحب هذا الأمر ولکنّی لست بالذی أملؤها عدلاً کما ملئت جورا، و کیف أکون ذلک علی ماتری من ضعف بدنی و إنّ القائم هوالذی إذا خرج کان من سنّ الشیوخ و منظر الشبّان، قویّا فی بدنه حتّی لومدّ یده إلی أعظم شجرة علی وجه الأرض لقلعها ولو صاح بین الجبال لتدکدکت صخورها یکون معه عصا موسی و خاتم سلیمان علیهماالسلام، ذاک الرابع من ولدی یغیّبه اللّه فی ستره ما شاء، ثم یظهره فیملوء [به] الأرض قسطا و عدلاً. کما ملئت جورا و ظلما.
«ابی صلت هروی»:
ما علامات القائم منکم إذا خرج؟
علامته أن یکون شیخ السنّ، شاب المنظر، حتّی أنّ الناظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنة أو دونها و إنّ من علاماته أن لایهرم بمرور الأیّام واللیالی، حتّی یأیته أجله.
بأبی و أمّی سمیّ جدّی، صلیاللّه علیه و آله، و شبیهی و شبیه موسی بن عمران، علیهالسلام، علیه جیوب النور یتوقّد من شعاع ضیاء القدس.
حضرت امام رضا علیه السلام در پاسخ «ریان بن صلت» که میپرسد:
آیا صاحب این امر (حکومت اهل بیت(ع) ) شمایید؟
میفرمایند:
من صاحب این امر هستم، اما آنکه زمین را پر از عدل میکند همچنانکه پر از جور شده بود، من نیستم. و چگونه من با این ناتوانی جسمی که میبینی میتوانم او باشم. به درستی که قائم کسی است که به هنگام قیامش در سن پیرمردان و با چهره جوانان ظاهر میشود. او از چنان قوت بدنی برخوردار است که اگر دستش را به سمت بزرگترین درختی که بر روی وجود دارد دراز کند آن را از ریشه برمیکند و اگر در بین کوهها فریاد کشد، صخرهها متلاشی میشوند. عصای موسی و خاتم سلیمان، که بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمین فرزند من است. خداوند او را تا زمانی که بخواهد در پوشش خود غایب میسازد،
سپس او را آشکار میسازد تا زمین را به وسیله او از قسط و عدل آکنده سازد آنچنانکه (پیش از آن ) از جور و ستم پر شده بود.
همچنین آن حضرت در پاسخ «ابا صلت هروی» که میپرسد:
نشانه های قائم شما به هنگام ظهور چیست؟
میفرماید:
نشانه او این است که سن پیران و چهره جوانان دارد، تا آنجا که وقتی کسی او را مشاهده میکند گمان میبرد که چهل سال یا کمتر سن دارد. به درستی که از نشانههای او این است که گذر شب و روز او را پیر و سالخورده نمیسازد تا زمانی که اجل او فرا رسد.
پدر و مادرم به فدای او که همنام جدّم، شبیه من و شبیه موسی بن عمران است. بر او نوارهای نورانی است که از پرتو نور قدس روشنایی میگیرند.
"کمال الدین و تمام النعمه، جلد ۲، ص ۳۷۶، ص ۶۵۲ و ص۳۷۰"
ارائه نامه آیتالله سبحانی به مفتی اعظم عمان
حجتالاسلام محمدرضا نوری شاهرودی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در عمان به همراه سیدعلی موسویزاده، رایزن فرهنگی کشورمان با احمد بن حمد الخلیلی، مفتی اعظم عمان دیدار و گفتوگو کرد.
در این دیدار که در محل دفتر مفتی انجام شد، دو طرف درباره روابط دوجانبه و آخرین تحولات جهان اسلام بحث و تبادلنظر کردند. سفیر کشورمان همچنین نامه آیتالله العظمی سبحانی از مراجع عظام تقلید به مفتی اعظم عمان را به وی تحویل داد. در این نامه به موضوع وحدت جهان اسلام و حمایت از ملت مظلوم فلسطین پرداخته شده بود.
سفیر ایران با تشریح آخرین مواضع کشورمان درباره مسائل منطقهای و بینالمللی به پایداری و مقاومت ملت ایران در برابر منطق زور استکبار پرداخت و تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران طرفدار صلح و ثبات در جهان است.
وی با اشاره به برگزاری کنفرانس وحدت در تهران در آینده نزدیک، از مفتی اعظم عمان و اندیشمندان مطرح این کشور برای حضور در این نشست دعوت کرد.
احمد الخلیلی، مفتی اعظم عمان نیز در این دیدار به نقش مهم تقریب میان مذاهب اسلامی اشاره کرد و گفت: این موضوع برای ما حائز اهمیت است، اما وضعیت جسمیام توان تحرک را از من گرفته، ولی اشتیاق داریم که در این نشستها حضور داشته باشیم که به هر حال یا خود حضور پیدا میکنم و یا نمایندگانی را برای حضور در این کنفرانس تعیین خواهم کرد.
شان نزول آیه شریفه " و ان یكاد"
بسیاری از مردم معتقدند در بعضی چشمها اثر مخصوصی است كه وقتی با اعجاب به چیزی بنگرند، ممكن است در آن تحولاتی منفی و مخرّب ایجاد كند. گر چه این مسئله از نظر عقلی امر محالی نیست، ولی توجیه علمی معتبری تا كنون برای آن ذكر نشده . البته روایت " العین حق" گر چه در كتب درجه یك حدیثی نیامده ولی در كلمات قصار امیر مؤمنان در نهج البلاغه و در بعض كتب روایی دیگر هم آمده (1) و روایات دیگری به این مضمون كه همه می تواند به این معنا حمل شود كه چشم زخم زدن افراد حسود حق است زیرا وقتی زیبایی و نعمت و خوبی دیگری را ببینند ، نمی توانند تحمل كنند و حسد و كینه و عداوتشان آنان را به توطئه چینی وامی دارد كه چه بسا تا ریشه كنی فرد پیش می روند و این حقیقتی است انكار ناپذیر و به همین جهت هم دعا و تعویذ و استعاذه برای این موارد به وفور وارد شده است اما این روایات دلالت صریح و قطعی بر تاثیر خود چشم و نیروی فوق العاده و ضربه زننده در بعض چشم ها ندارند.
در روایتی آمده: جبرئیل "رقیه" و تعویذی برای رسول خدا آورد كه این جمله بود: "بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ مِنْ كُلِّ عَيْنِ حَاسِدٍ اللَّهُ يَشْفِيك"؛ به نام خدا تو را در پناه خدا قرار می دهم از شر هر چشم حسود تا خدا از آن شفا و امنت بدهد. (2)
رسول خدا فرمود : استعینوا علی اموركم بالكتمان فان كل ذی نعمه محسود (3)با كتمان و پوشاندن نعمت هایتان (از آدم های بی ظرفیت و كم ظرفیت) كارتان را پیش برید زیرا هر نعمت داری مورد حسادت است.
حضرت یعقوب به تعلیم خدایی می دانست وقتی افراد بخصوص آدمیان كم ظرفیت 11 برادر قوی هیكل و خوش فرم و...را با هم ببینند ، حسادتشان گل می كند و آنها را چشم زخم می زنند و برای از بین بردن وحدت و اجتماع آنها توطئه می نمایند و... از این رو فرزندان را سفارش كرد كه به گونه ای عمل كنند كه از این مهلكه در امان باشند.
محسود بودن فرد نعمت دار و مورد توطئه و حقد قرار گرفتن او ، در روایات تصریح شده و به پناه بردن به خدا و تلاوت سوره های "معوذتین"(قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس) و ذكر های "لا حول و لا قوه الا بالله" و دعاهایی دیگر توصیه شده است(4).
نوشتن این اذكار و سوره ها و همراه داشتن آنها نیز مؤثر است (5)
در بعض روایات اهل سنت آمده كه افرادی می خواستند پیامبر را چشم كنند و از كسانی كه به چشم كردن معروف بودند برای این مقصود كمك بگیرند كه آیه " و ان یكاد ..." نازل شد و پیامبر را امان داد (6).
با توجه به این روایات و روایات گذشته ، چه چشم زخم به معنای مشهور (تأثیر مرموز چشم ها)وجود داشته باشد و چشم هایی بتوانند چنین ضررهایی بزنند یا نه ، معنایش چشم های حسود باشد كه به توطئه چینی می پردازند ، در هر دو حال نوشتن این آیه و همراه داشتن آن برای در امان ماندن از چشم زخم معمول شده است و اگر با اعتقاد به قرآن و توسل به آن باشد ، خوب می باشد .
پی نوشت ها:
1.سید رضی ، نهج البلاغه ، اول ، قم ، هجرت ، 1414 ق ، ص 546 ؛ طبرسی ، مكارم الأخلاق ، چهارم ، شریف رضی ، 1370 ش ، ص 386 ؛ ابن سابور زیّات ، طب الأئمة ، دوم ، قم ، امیر ، 1411 ق ، ص 121.
- علامه مجلسی ، بحار الانوار ، هشتم ، بیروت ، الوفا ، 1403 ق ، ج60، ص: 7
- ابن شعبه حرانی ، تحف العقول ، دوم ، قم ، انتشارات اسلامی ، 1404 ق ، ص 48.
- علامه مجلسی، همان ، ج6 ، ص 18 - 26.
- همان ، ج 60 ، ص 26.
6.بیضاوی ، أنوار التنزيل و أسرار التأويل ، اول ، بیروت ف دار احیاء التراث ، 1418 ق ، ج 5 ، ص 238.
غیبت حق الناس یا حق الله؟
مطابق آنچه در تعریف غیبت گفته شده است (صحبت کردن درباره برادر مؤمن بگونه ای که اگر بشنود ناراحت شود) کاملا روشن است که غیبت جنبه حق الناس دارد زیرا باعث هتک حیثیت و تضییع آبروى مسلمانى مى شود و مى دانیم آبروى مسلمان همچون جان و مال او است. از تشبیهى که در آیه سوره حجرات درباره غیبت آمده و به خوردن گوشت برادر مؤمن بعد ار مرگ او تشبیه شده جنبه حق الناس بودن آن روشن تر مى گردد.
از احادیث فراوانى نیز این حقیقت استفاده مى شود که غیبت نوعى ظلم و ستم است که باید جبران گردد از جمله:
1- در خطبه حجة الوداع آمده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «ایها الناس ان دمائکم و اموالکم و اعراضکم علیکم حرام کحرمة یومکم هذا فى شهرکم هذا فى بلدکم هذا ان الله حرم الغیبة کما حرم المال و الدم؛ اى مردم! خون ها و اموال و آبروى شما بر یکدیگر محترم است مانند احترام امروز و این ماه (ذى الحجه) و این شهر (مکه) خداوند حرام کرده است غیبت را همان گونه که حرام کرده است (تعرض به) مال و خون را». بى شک هر خون بى گناهى ریخته شود باید جبران گردد و هر مال مشروعى از هر کس تضییع شود، باید عوض آن را پرداخت، غیبت نیز باید به هر نحوى که ممکن است جبران شود. اصولا قرار گرفتن آبروى مؤمن در کنار مال و خون او دلیل روشنى است بر این که تضییع آبرو جنبه حق الناس دارد.
2- در حدیث دیگرى از پیامبر اکرم (ص) بعد از آن که غیبت در مقایسه با زنا، شدیدتر از آن شمرده شده مى فرماید: «زانى بعد از توبه (خالصانه) مشمول عفو الهى مى شود، ان صاحب الغیبة لا یغفر له حتى یغفر له صاحبه؛ اما غیبت کننده بخشوده نخواهد شد تا غیبت شونده او را عفو کند».
3- در کتاب مجموعه ورام از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: «کل المسلم على المسلم حرام دمه و ماله و عرضه، والغیبة تناول العرض؛ تعرض به همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است، خون او و مال او، آبروى او، و غیبت تعرض نسبت به آبرو است».
جمله اخیر که غیبت را مصداق تعرض به آبرو ذکر مى کند خواه از کلام پیامبر (ص) باشد خواه از کلمات راویان حدیث، در هر حال مى تواند شاهد و گواهى براى مقصود ما باشد.
روایاتى که مى گوید غیبت سبب نقل حسنات از نامه اعمال غیبت کننده به غیبت شونده و نقل سیئات از نامه اعمال غیبت شونده به غیبت کننده مى شود، دلیل روشن دیگرى بر حق الناس بودن غیبت است، چرا که نقل حسنات و سیئات براى جبران آبروى ضایع شده غیبت شونده است.
حال که روشن شد غیبت حق الناس است و حق الناس باید جبران گردد، این سؤال پیش مى آید که غیبت کننده چگونه مى تواند خطاى خود را جبران کند.
از بعضى از روایات استفاده مى شود که اگر غیبت به گوش غیبت شونده رسیده است باید برود و از او حلیت بطلبد و اگر نرسیده باید براى او در پیشگاه خدا طلب آمرزش کرد (تا حق او جبران شود) این مضمون در حدیثى از امام صادق (ع) چنین نقل شده است: «فان اغتیب فبلغ المغتاب فلم یبق الا ان تستحل منه و ان لم یبلغه و لم یلحقه علم ذلک فاستغفر الله له».
این تفسیر و توضیح شاید به خاطر این است که اگر غیبت به شخص غیبت شونده نرسیده است نقل آن براى او اى بسا سبب اذیت و آزار بیشترى مى شود، و مسئولیت سنگین ترى به بار مى آورد، به همین دلیل تنها دستور استغفار براى او داده شده است. بنابراین اگر موردى باشد که غیبت شونده ناراحت نمى شود، وجوب حلیت طلبیدن بعید نیست.
و از اینجا تفسیر روایات متعددى که مى گوید: «کفارة الاغتیاب ان تستغفر لمن اغتبته؛ کفاره غیبت آن است که براى کسى که غیبتش را کرده اى استغفار کنى». روشن مى شود، به این معنا که کلیه این دسته از روایات شامل موردی می شود که غیبت به گوش شخص غیبت شونده نرسیده باشد.
شاهد گویاى دیگرى بر تحلیل فوق حدیثى است که از پیامبر (ص) نقل شده است: «من کانت لاخیه عنده مظلمة فى عرض او مال فلیتحللها منه من قبل ان یأتى یوم لیس هناک دینار و لادرهم انما یؤخذ من حسناته فان لم تکن له حسنات اخذ من سیئات صاحبه فزیدت على سیئاته؛ هر کس نسبت به برادر مسلمان خود ستمى در مورد آبرو یا مال او کرده باشد باید از او حلیت بطلبد پیش از آن که فرا رسد روزى که در آن روز درهم و دینارى نیست بلکه از حسنات او بر مى دارند (بر حسنات برادرى که مال یا آبروى او تضییع شده است مى نهند) و اگر حسناتى نداشته باشد از گناهان رفیقش بر مى دارند و بر گناهان او مى گذارند».
در دعاهاى معروف ایام هفته که از امام زین العابدین على بن الحسین (ع) در ملحقات صحیفه سجادیه نقل شده در دعاى روز دوشنبه نیز تعبیرات روشنى در این باره دیده مى شود که امام از خداوند (به عنوان سرمشق براى دیگران) چنین مى خواهد: اگر مظالمى از عباد نزد من است و من بر کسى از بندگان تو ظلم و ستمى کرده ام در عرض و آبروى، یا در مورد اموال و خانواده و فرزندانش، یا غیبتى از او کرده ام و یا تحمیلى بر او روا داشته ام، یا تکبر و تعصب یا ریاکارى و خودنمایى در برابر او داشته ام و اکنون دستم نمى رسد که حق او را به او باز گردانم یا حلیت بطلبم از درگاه تو مى طلبم که او را به هر گونه مصلحت مى دانى از من راضى فرمایى». به هر حال احتمال حق الناس بودن غیبت بسیار قوى است لذا اگر جبران کردن یا حلیت طلبیدن مشکلى نداشته باشد، باید اقدام کرد. این نکته نیز حائز اهمیت است که یکى از طرق جبران غیبت آن است که انسان نزد کسانى که غیبت در حضور آنها انجام گرفته برود و عمل برادر مؤمن خود را به گونه اى توجیه و حمل بر صحت کند، که آثار غیبت از اذهان آنها به کلى برچیده شود و به اصطلاح آب بسته به جوى خود باز گردد.































