emamian

emamian

دوشنبه, 24 تیر 1404 00:15

سرنوشت سرهای شهدای کربلا

پس از شهادت امام حسین(ع) به دستور عمرسعد، سر همه ی شهدا را از بدن جدا کردند، به جز دو سر؛ یکی سر حضرت علی اصغر؛ زیرا امام حسین(ع) او را دفن کرد، و دوم سر حرّ بن یزید ریاحی که خویشان او مانع از بریدن سر او شدند.

به گزارش تاریخ، سرهای شهدا را بین طوایف مختلف تقسیم کردند تا به کوفه و شام برده، جایزه بگیرند. پس از ورود به کوفه، ابن زیاد ـ طبق فرمان یزید ـ اسرا را به مخفر بن ثعلبة و شمر بن ذی الجوشن سپرد و با وضعی دلخراش به سوی شام روانه کرد و بر اساس برخی روایات، چهل نفر از مأموران، اسیران را با سرها حرکت دادند و راه طولانی کوفه تا شام را که پانزده منزل بود، پیمودند تا به دارالاماره شام رسیدند.[۱]

و اما این که سرانجام سر امام حسین(ع) و دیگر سرها چه شد و در کجا دفن شدند، اختلاف است، که در ذیل، ابتدا اقوال گوناگون را در مورد محل دفن سر امام حسین(ع) و سپس سایر سرها نقل می‎کنیم.[۲]

 

أقوال در باب سرانجام سر مبارک امام حسین(ع):

۱) برخی از علمای شیعه با استفاده از اخبار و روایاتی که از ائمه معصومین(ع) رسیده،[۳] فرموده اند: سر مقدس سیدالشهدا در نجف اشرف، کنار مرقد مطهّر امیرمؤمنان(ع) دفن شده است؛
۲) یزید ـ لعنة الله علیه ـ سر مبارک امام را برای حاکم مدینه ـ عمرو بن سعید بن ابی العاص ـ فرستاده، و او آن را در بقیع، کنار قبر مادرش زهرا(س)، دفن نمود؛[۴]
۳) در دمشق دفن شده که در مکان آن اختلاف است. به گفته ی ابن ابی الدنیا، در باب الفرادیس و به گفته ی بلاذری و واقدی، در دارالاماره دمشق دفن شده است؛
۴) گفته شده که خلفای فاطمی سر مقدس را از باب الفرادیس به عسقلان که بین شام و مصر است، بردند و از آن‎جا به مصر منتقل کردند و در مشهدی که معروف است، دفن نمودند که زیارتگاه علاقه مندان است؛
۵) سر مطهر را به کربلا آوردنده، به بدن مقدس آن حضرت ملحق کردند.

 

سرانجام سرهای سایر شهدا:

۱) در باب صغیر شام که قبرستان بسیار بزرگی است، مقبره‎ای است معروف به «مشهد رؤوس شهداء کربلا» که نام بسیاری از شهدای مدفون در آن مقبره، ذکر شده است؛[۵]
۲) مؤلف «اعیان الشیعه» می نویسد: بعد از سال ۱۳۲۱ هجری قمری، مقبره‎ای را دیدم که سنگی بالای آن نصب و در آن نوشته شده بود: «هذا مدفن رأس عباس بن علی، رأس علی بن الحسین الاکبر و رأس حبیب بن مظاهر». دو سال بعد، بنا را تخریب و تجدید نمودند و آن سنگ را برداشتند، و در ضریحی که داخل مقبره نصب نموده اند، اسامی بسیاری از شهدای کربلا را بر آن نقش کرده اند و بعید نیست که این رؤوس در آن‎جا دفن شده باشند.[۶]
۳) بر اساس رأی مشهور بین علمای امامیه، بقیه سرهای اهل بیت که به شام فرستاده شده بودند، به همراه امام سجاد (ع) و زینب(س) به کربلا آورده شده، به اجساد مطهرشان ملحق گردیدند.[۷]

اما قول صحیح: مشهور بین علمای امامیه، هم‎چنان که علامه ی مجلسی (ره) بر آن تصریح فرموده، آن است که امام سجاد(ع) رأس مطهّر سیدالشهدا و سایر شهدا را در روز اربعین همان سال، (بیستم ماه صفر سال ۶۱ هـ ق) از شام وارد کربلا کرده، به بدن‎های مطهّر آن‎ها ملحق گردانیده است.[۸]

سید بن طاووس در «لهوف» ‎آورده است: امّا سر مبارک امام حسین(ع)، روایت شده که از شام برگردانده شده و در کربلا در کنار جسد شریف دفن شده است و عمل شیعه بر این اساس قرار گرفته است.[۹]

از کلام سید روشن می شود که شیعه بر این باور است که سر مقدس امام(ع)، به جسد مطهر ملحق شده است.

سید اسرار حسینی تنکابنی نیز در کتاب «مصائب الهداة»، پس از نقل اقوال، درباره‎ی دفن سر مطهر امام(ع) می گوید: «لیکن خبر حمل کردن امام سجاد(ع) سر مبارک را به کربلا و دفن آن با جسد مطهر، اشهر و اظهر و مؤید به عقل و نقل است؛[۱۰]

در کتاب «مقتل ‎الحسین(ع)» آمده است:[۱۱]

«بر این که سرهای مطهر به کربلا آورده شدند، تصریح وجود دارد و این تصریح در کتاب های شیعه و سنی از جمله: حبیب السیر و نفس المهموم، ص ۲۵۳، و در روضة الواعظین فتال نیشابوری، ص ۱۶۵، و در مثیر‎الاحزان ابن نما حلی، ص ۵۸، و در لهوف سید بن طاوس، ص ۱۱۲ و در اعلام الوری طبرسی، ص ۱۵۱ و در مقتل العوالم، ص ۱۵۴ و در مناقب ابن شهرآشوب، ج ۲ ، ص ۲۰۰ و در عجایب المخلوقات قزوینی، ص ۶۷ و در الاتحاف بحب الاشراف شبراوی، ص ۱۲ و ۲۳ و در تذکرة الخواص سبط ابن الجوزی، ص ۱۵۰ و در الکواکب الدریة شیخ مناوی، ج ۱، ص ۵۷ و قرطبی نیز این مطلب را ترجیح داده است،[۱۲] و همچنین در نورالابصار نوشته شبلنجی، ص ۱۱۵ چاپ مصر و نیز اسعاف الراغبین علامه شیخ محمد صبّان ـ از علمای اهل سنت ـ در حاشیه نورالابصار، ص ۱۶۰ وجود دارد.[۱۳]

 

نظریه‎ ی تدفین سر مطهر در عسقلان:

اما درباره‎ی این قول چهارم که سر مطهر را خلفای فاطمی از باب الفرادیس در دمشق که از خزانه ی یزید پیدا کرده و در آن‎جا دفن نمودند و سپس از عسقلان به مصر برده، در قاهره دفن کردند و برای آن نیز بارگاه عظیمی بنا نمودند؛ هم‎چنان‎که سبط بن جوزی گفته است: «علامه امین عاملی (ره) در لواجع الاشجان این قول را پذیرفته است و می‎گوید: بنا به اتفاق مورخان، خلفای فاطمی مصر، سری از عسقلان قاهره انتقال داده ‎اند و به نام رأس مطهر امام حسین(ع) در آن‎جا دفن کرده‎اند و مشهد بزرگی بالای آن ساختمان نموده اند.»[۱۴] اما این که «آیا آن سر مطهر، از آن امام حسین(ع) بوده است؟» هرگز روشن و ثابت نشده است؛ به ویژه که دست سیاست و ریاست خلفای فاطمی با آن بازی کرده است و این که از انتقال سر مقدس از عسقلان به مصر چه هدف سیاسی تأمین می‎شده، خدا می‎داند. آیا از ترس صلیبی‎ها این کار را کرده اند؟ صلیبی‎ها به چه منظوری آن مشهد را خراب می کردند.
(این قول به اهل‎سنت اختصاص دارد و هیچ یک از شیعیان بر آن نیست.)[۱۵]

امام یافعی یمنی مکی (متوفی سال ۷۶۸) در «مرآة الجنان» می‎گوید: «این مطلب که سر امام حسین(ع) به عسقلان یا قاهره منتقل شده صحیح نمی باشد.»[۱۶] بنابر این سخن، آنچه نزد یافعی صحت دارد این است که، سری در عسقلان و یا قاهره می باشد، ولی سر مطهرسیدالشهدا(ع) نیست، او بر این باور است که یزید سر مطهر را به همراه خاندان رسالت و جمعی از بنی هاشم و عد‎ه ای از موالی ابوسفیان به مدینه منوره فرستاد و در مدینه نزد مادرش فاطمه(س)، در قبرستان بقیع دفن شده است و می گوید: «و این صحیح‎ترین قول در این مورد است.»[۱۷] و این قول را از زبیر بن بکار نقل کرده است، و او هم از دشمنان اهل بیت(ع) است و اقوالش ارزشی ندارد.[۱۸] اگر سر مطهر را به مدینه برده باشند، در آن‎جا دفن نکرده اند؛ زیرا در این فرض باید کنار قبر مادرش حضرت فاطمه زهرا(س) در بقیع باشد، در‎حالی که مکان قبر حضرت فاطمه(س) دقیقاً معلوم نیست و به طور معین نمی توان آن را در بقیع دانست، بلکه فاطمه بنت اسد ـ جد‎ه ی امام حسین )ع) ـ در بقیع مدفون است و آن گروه از مورخان که گفته اند سر مطهر را به مدینه برد‎ه اند،بر این باورند که آن را از مدینه به کربلا انتقال داده، به جسد مطهر ملحق کرده اند. سبط ابن الجوزی در «تذکرة الخواص» می گوید: «علما درباره‎ی رأس مطهر، اختلاف کرده اند و مشهورترین این اقوال آن است که یزید سر مطهر را همراه اسرای اهل بیت به مدینه فرستاد و از مدینه به جسد مطهر در کربلا برگردانیده شد و دفن گردید و این رأی هشام و غیر او است.»[۱۹]

بر اساس این قول، اگر اسرای اهل بیت(ع) در اربعین همان سال به کربلا آمده باشند، به یقین سر مطهر را با خود آورده و در کربلا دفن کرده‎اند و دوباره با خودشان به مدینه نبرده اند، این نظریه نیز که از احوال سنی ‎ها مؤید قول مشهور امامیه است که سر مطهر به کربلا بازگردانیده و با جسد مطهر آن حضرت دفن شده است. فرهاد میرزا ـ پسر عباس میرزا ـ در سال ۱۲۹۲ هـ ق، در سفر حج به مصر رفته، و بارگاه «مشهد رأس الحسین )ع)» را در قاهره می بیند و عظمت آن ساختمان در نظر وی جلوه می کند و چون ذهن او را مقام و عظمت امامت گرفته، تصور کرده است که از جهت بودن رأس مطهر در آن مکان است؛ از این رو می‎گوید: قول یافعی را در این باب صحیح نمی دانم.[۲۰]

اما علی جلال در کتاب «الحسین» می گوید: «امامیه و بعضی از اهل سنّت معتقدند که سر مطهر امام حسین(ع) در کربلا در کنار جسد مدفون است.»[۲۱] او پس از نقل اقوال درباره ی سر مطهر در کتاب یاد شده، نتوانسته است به یکی از آن‎ها، به طور قطع، جزم نماید و در آخر کلامش گفته است: دفن کردن سر مطهر در دمشق و انتقال از آن‎جا به عسقلان و از عسقلان به قاهره ثابت نشده است.[۲۲]

 

بررسی روایات منقول در مدفون شدن سر‎مطهر در حرم امیرالمؤمنین(ع):

در خبر مرفوع ابن اسباط از امام صادق(ع) آمده است:

انک اذا اتیت الغری رأیت قبرین؛ قبراً کبیراً و قبراً صغیراً، فاما الکبیر فقبر امیرالمومنین و اما الصغیر فرأس الحسین(ع).[۲۳]

«زمانی که به نجف می‎روی، دو قبر بزرگ و کوچک می‎بینی؛ اما قبر بزرگ از آن امیرالمؤمنین(ع) و قبر کوچک، محل دفن سر مبارک امام حسین(ع) است.»

در خبر است که امام صادق(ع) وقتی که به نجف آمدند، دو رکعت نماز برای زیارت امیرالمؤمنین و دو رکعت برای موضع سر مبارک امام حسین(ع) و دو رکعت برای موضع منبر حضرت قائم حجة ابن الحسن العسکری (عج) نماز خواندند.[۲۴]

در خبر یونس بن ظبیان آمده است: امام صادق(ع) سوار مرکب شد من هم در حضور آن حضرت سوار شدم. حضرت نزد تپه های سرخ تشریف آوردند و پیاده شدند و وضو گرفتند؛ سپس از آن‎جا به جایی که مقداری ریگ جمع شده بود، بازگشت و در آن‎جا نماز خواند و گریه کرد، بعد به جایی که پایین‎تر از اولی بود، رفتند و مانند همان عمل را به جا آورد و فرمود: جایی که اول در آن‎جا نماز خواندم موضع قبر امیرالمؤمنین(ع) بود و دیگری موضع سر مطهر حسین(ع) می باشد و ابن زیاد ـ لعنة الله علیه ـ وقتی سر مقدس حسین(ع) را به شام فرستاد آن را به کوفه برگردانیدند و برای جلوگیری از شورش مردم، دستور داد تا آن را از کوفه خارج کنند و خداوند سر مطهر را نزد امیرالمؤمنین(ع) باز گردانید و در آن‎جا دفن شد.
فَالرأسُ مَعَ الجَسد وَ الجَسدُ مَعَ الرأسَ.
و این جمله آخر روایت، ظاهرش مطابق گفته‎ی بعضی اهل تحقیق است:
فَالرأسُ مَعَ الجَسَدَ أی بَعدَ ما دَفَن هُناک ظاهراً الحَقُّ بِالجَسَد بِکَربلا.[۲۵]
سر مطهر بر حسب ظاهر پس از آن که نزد امیرالمؤمنین (ع) دفن شد، به جسد مطهر در کربلا ملحق گردیده است.

ولی اشکال این روایات در آن است که هنوز در آن زمان ـ یعنی سال ۶۱ هـ.ق. قبر امیرالمؤمنین(ع) مخفی بود؛ بنابر این، روایت دیگری از امام صادق(ع) که می فرماید: «وقتی که سر مطهر امام را به شام بردند یکی از شیعیان ما آن را دزدید و آورد و در کنار قبر امیرالمؤمنین(ع) دفن کرد.»[۲۶] نمی تواند روایت صحیحی باشد و استبعاد این معنی که یکی از غلامان آن را از شام بدزدد و به نجف آورده، در آن‎جا دفن نماید، بیشتر روشن می شود و علاوه بر آن این روایات خلاف نظر مشهور امامیه نیز می‎باشد.

شیخ حرّ عاملی ـ پس از نقل روایات که به برخی از آن‎ها اشاره شد ـ کلام سید بن طاووس را نقل می کند و می فرماید: «بین عمل اصحاب امامیه و آن روایات، منافاتی وجود ندارد.» شاید عدم منافات بین عمل امامیه و آن روایات، این باشد که ممکن است سر مطهر را یا در موقع بردن به شام نزد قبر امیرالمؤمنین(ع) گذارده باشند و یا در مراجعت از آن‎جا، سپس باز گردانیده، در کربلا با جسد مطهر دفن کرده‎اند.

مرحوم شیخ الفقها ـ صاحب جواهرالکلام ـ پس از نقل روایات مزبور و کلام سیدبن طاووس که عمل امامیه مطابق آن است، می فرماید: «ولعله لامنافاة لامکان دفنه مدة ثم نقل الی کربلا»؛ ممکن است سر مطهر مدتی در نجف، نزد امیرالمؤمنین(ع)، دفن شده باشد و پس از آن به کربلا منتقل، و با بدن مطهر دفن شده باشد.» سپس روایتی را نقل کرده که امام صادق(ع) در نزد قائم مایل در راه غری (نجف) نماز خواند. و از آن حضرت سؤال شد: که آن چه نمازی بود که خواندید؟ فرمود: «این جا موضع سر مطهر جدم حسین(ع) است که آن را در این جا گذاردند.»[۲۷] ممکن است حقیقت امر در روایات مذکور، سرّی از اسرار باشد که واقع آن برای ما روشن نشده باشد و برای مصالحی که در آن زمان وجود داشته، آن احادیث از ائمه(ع) صادر شده است.

افزون بر آن، سندهای این روایات نیز درست تنقیح و تصحیح نشده است و مانند «مبارک خباز» که در کتب رجال از او نامی به میان نیامده و «یونس بن ظبیان» که از وضّاعین حدیث است از راویان آن اخبارند[۲۸] و این روایات حتماّ در دیدرس علمای شیعه و فقها بوده است، ولی با این حال نسبت به آن‎ها بی اعتنایی کرده، روی گردانیده اند.

از کتب معتبر و قدیمی که در دسترس است، کتاب «الآثارالباقیة عن القرون الخالیة»، نوشته ابوریحان بیرونی است و در آن تصریح شده که سر مطهر، در بیستم صفر در کربلا، به جسد اطیب ملحق شده است و عبارت او چنین است: «در بیستم صفر سر امام حسین(ع) به جثه‎اش برگردانده شده و با آن دفن گردیده است و در این روز زیارت اربعین وارد شده. کسانی که سر ایشان را برگرداندند حرم آن حضرت بودند که بعد از انصراف از شام به کربلا وارد شدند.»[۲۹]

 

پی نوشت ها:

[۱]. وقعة الطف، ابو مخنف، تحقیق استاد یوسفی غروی، مترجم جواد سلیمانی، ص ۱۹۲ و ۱۹۹، نشر مؤسسه امام خمینی، قم.
[۲]. این اقوال از کتاب مقتل الحسین بحر العلوم و تذکرة الخواص ابن جوزی و حسین نفس مطمئنه آیة الله عالمی، گرفته شده است.
[۳]ـ وسایل‎الشیعة، شیخ حر عاملی، ج ۱۰، باب ۳۳ المزار و مایناسبه.
[۴]. شذرات الذهب، عماد حنبلی، ج ۱، ص ۶۷ ؛ مرأة الجنان، یافعی، ج ۱ ، ص ،۱۴۴؛ البدایة و النهایة، ابن‎کثیر، ج ۸ ، ص ۲۰۴.
[۵]. حسین نفس مطمئنة، محمد علی عالمی، ص ۳۶۵، انتشارات هاد، چاپ اول، ۱۳۷۲.
[۶]. همان، به نقل از اعیان الشیعة، ج ۱ ، ص ۶۲۷.
[۷]. مقتل الحسین(ع)، سید محمد تقی بحر العلوم، ص ۴۷۱، بیروت، دار الزهراء، چاپ دوم، ۱۴۰۵ هـ ق.
[۸]. تحقیق درباره اولین اربعین حضرت سیدالشهدا، شهید قاضی طباطبایی، ج ۳، ص ۳۰۴، ناشر بنیاد علمی و فرهنگی شهید قاضی.
[۹]. اللهوف، سید بن طاووس، ص ۱۱۲، چاپ دوم، صیدا.
[۱۰]. شهید قاضی، همان، ص ۳۳۷، به نقل از مصائب الهداة، طبع تهران، سال ۱۳۳۲ هـ ق.
[۱۱]. مقتل الحسین(ع)، سید عبد الرزاق مقرم، ص ۴۶۹، انتشارات بصیرتی، قم.
[۱۲]. همان، ص ۴۷۰، قم.
[۱۳]. همان، شهید قاضی طباطبایی، ص ۳۴۲.
[۱۴]. لواجع الاشجان، علامه امین عاملی، ص ۲۴۷، طبع سوم، صیدا، سال ۱۳۵۳ هـ ق.
[۱۵]. رجوع شود به همان، لواجع الاشجان، ص ۲۴۷، طبع سوم.
[۱۶]. مرآة الجنان، یافعی، ج ۱، ص ۱۳۶، طبع حیدر آباد، سال ۱۳۳۷‌هـ ق.
[۱۷]. همان.
[۱۸]. شهید قاضی، ص ۳۱۸.
[۱۹]. همان، ص ۳۱۷ ¬ـ ۳۱۸.
[۲۰]. قمقام زخّار و صمصام بتّار، ص ۵۹۲، طبع تهران، سال ۱۳۷۷ هـ ق.
[۲۱]. الحسین(ع)، علی جلال، طبع مصر، قاهره سال ۱۳۴۹ هـ ق.
[۲۲]. الحسین(ع)، علی جلال، طبع مصر، قاهره، سال ۱۳۴۹ هـ ق.
[۲۳]. جواهر الکلام، شیخ محمّد حسن نجفی، ج ۲۰، ص ۹۳.
[۲۴]. ر.ک: وسایل الشیعه، ج ۱۰، باب ۳۳، از ابواب مزار، چاپ اسلامیه، تهران.
[۲۵]. جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۹۳.
[۲۶]. شهید قاضی، همان، ص ۳۳۶ ، جواهرالکلام، ج ۲۰، ص ۹۳.
[۲۷]. جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۹۳.
[۲۸]. شهید قاضی، همان، ص ۳۴۰.
[۲۹]. آثار الباقیة عن القرون الخالیة، ص ۳۹۲، چاپ تهران، سال ۱۳۲۱هـ ش

ورود اهل بیت به کوفه در دوازدهم محرم ۶۱ هجری قمری، با نمایش سرهای شهدا بر نیزه و عزاداری مردم صورت گرفت و در این میان، خطبه‌های حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) نقش کلیدی در افشای حقایق ایفا کردند. همچنین، دفن اجساد شهدا در روز سوم، یعنی دوازدهم محرم، به دست قبیله بنی اسد انجام شد.

دو روز بعد از واقعه عاشورا، روز دوازدهم محرم، کاروان اسرا وارد شهر کوفه شد. وقایع روز دوازدهم محرم سال ۶۱ هجری و فضای شهر کوفه هنگام ورود اهل بیت به این شهر را بخوانید.

معروف است که اجساد شهدای کربلا، سه روز غیر مدفون روی زمین باقی ماند. مرحوم سپهر می نویسد: بالجمله شهدا را بیشتر در روز دوازدهم که روز سوم شهادت ایشان بود به خاک سپردند[۱]

مرحوم آیت الله بیرجندی می گوید: اکثرا دفن شهدا را در روز دوازدهم محرم نوشته اند.

روز دوازدهم محرم، اهل بیت رسالت(علیهم السلام) به شهر کوفه وارد شدند. هنگامی که خبر به ابن زیاد رسید که اهل بیت به کوفه نزدیک شده اند، دستور داد که سرهای شهدا را که قبلا ابن سعد فرستاده بود، برگردانند، و بر سر نیزه ها نصب کنند و پیش روی اهل بیت حرکت داده، همراه اسراء وارد شهر کنند و در کوچه و بازار برگردانند تا قهر و غلبه سلطنت یزید بر مردم معلوم گردد، و بر ترس مردم افزوده شود.

مردم کوفه چون از ورود اهل بیت آگاه شدند از شهر بیرون رفتند.

ابن سعد به همراه اسیران راه پیمود، چون به نزدیکی کوفه رسید مردم کوفه برای تماشای اسیران گرد آمدند.
گویند زنی از زنان کوفه(ام حبیبه) سربرآورد و گفت: «شما اسیران از کدام قبیله اید؟ گفتند: ما اسیران آل محمدیم.»

مردانی که در کاروان اسرا همراه زنان بودند. همراه زنان، علی بن الحسین(ع)، حسن بن حسن مثنی -برادرزاده امام حسین که با کشتن ۱۷ نفر به دلیل زخمی شدن از کارزار او را بیرون آوردند- زید و عمر و دو فرزند امام حسن(ع) همراه کاروان اسیران بودند.

اهل کوفه چون نگاهشان بر آنان افتاد، گریستند و نوحه سرایی نمودند. امام سجاد(ع) فرمود: شما بر حال ما نوحه و گریه می کنید، پس آن کس که ما را کشت که بود؟! [۲]

علامه مجلسی از بعضی کتب معتبره از مسلم گچکار روایت کرده است که گفت: ابن زیاد مرا به تعمیر فرمانداری گماشته بود، در این بین که مشغول کار بودم سرو صدا و هیاهو از اطراف کوفه شنیدم. از آن خادمی که با من بود پرسیدم: این ضجه و ناله در کوفه چیست؟ گفت: همین ساعت سر مرد خارجی که بر یزید خروج کرده آورده اند. گفتم: این خارجی کیست؟ گفت: حسین بن علی.چون این شنیدم صبر کردم تا آن خادم بیرون رفت، آن گاه سیلی محکمی بر صورت خود زدم که بر چشمم ترسیدم. دست و صورتم که گچی بود شستم و از پشت فرمانداری بیرون آمدم تا به کناسه رسیدم.

مردم منتظر آمدن اسیرها و سرها بودند، من ایستادم. ناگاه نزدیک به چهل محمل و هودج پیدا شد که بر چهل شتر حمل می کردند، و در میان آن ها، زنان و حرم حضرت سید الشهدا(ع) و اولاد فاطمه(س) بودند و علی بن الحسین(ع) بر شتر برهنه سوار بود، و از سختی زنجیر، خون از رگ های گردنش جاری بود، گریه می کرد...
مسلم گفت: مردم کوفه را دیدم که به اطفال خرما و نان و گردو می دادند، ام کلثوم بر اهل کوفه بانگ زد و فرمود: «ان الصدقه علینا حرام» «صدقه بر ما اهل بیت حرام است» و آن ها را از دست کودکان می گرفت و دور می افکند، و مردم بر مصائب آن ها گریه می کردند. سپس ام کلثوم سر از محمل بیرون آورد و فرمود: ای اهل کوفه، ساکت باشید مردان شما ما را می کشند و زنان شما بر ما می گریند! خداوند در روز قیامت بین ما و شما حکم فرماید. آن بانو در حال سخن بود که ضجه و غوغا برخواست و سرهای شهدا را بر نیزه کرده آوردند. جلوی آن سرها، سر نورانی حسین(ع) بود که تابنده و درخشنده و شبیه ترین مردم به رسول خدا(ص) بود، محاسن شریفش به سیاهی شبه (که سنگ بسیار سیا براقی است)، خضاب شده که سفیدی بٌن موها ظاهر شده بود، و چهره اش چون ماه می درخشید و باد محاسن شریفش را به راست و چپ حرکت می داد.

حضرت زینب چون نگاهش به سر مبارک افتاد، پیشانی خود را بر چوب جلو محمل زد که خون از زیر مقنعه اش فرو ریخت و با سوز دل به آن سر اشاره کرد و فرمود:
ای ماه نو که چون به کمال رسیدی خسوف ترا فرو گرفت و پنهان گشتی. ای پاره دلم، گمان نمی کردم چنین روزی مقدر و نوشته شده باشد. ای برادر، با این فاطمه خردسال سخن گوی که نزدیک است دلش آب شود.[۳]

ابن زیاد سر امام حسین(ع) را فرستاد در کوچه های کوفه و در میان قبایل بگردانند.

آیه ای از قرآن که سر امام حسین(ع) بر روز نیزه قرائت کرد. ابی مخنف حکایت آمدن سهل شهرزوری از حج به کوفه را نقل کرده است که شهر کوفه را دگرگون دید. بازارها و دکان ها بسته و جمعیت ازدحام کرده، بعضی خندان، بعضی گریان، او از مردی سوال می کند؛ چه خبر است، خبر شهادت حسین(ع) را به او می دهد. در همین حال اسرا و سرهای شهدا وارد می شوند. او در پایان می نویسد:
سرهای منور و عیال آن جناب را آوردند تا به باب بنی خزیمه رسیدند، در آن جا مدتی اسرا را نگاه داشتند، سر پرخون سید مظلومان بر نیزه بلندی بود، دیدم لب های مبارکش حرکت می کرد، چون گوش دادم، سوره کهف را می خواند، به این آیه رسید: «ام حسبت انّ اصحاب الکهف و الرّقیم کانوا من آیاتنا عجبا» «آیا گمان کرده ای اصحاب کهف و رقیم از آیات شگفت ما بودند؟»[۴]سهل گوید: گریستم و عرض کردم: ای مولا، امر تو عجیب تر و عظیم تر است.[۵]

در «روضه الاحباب» می نویسد: چون ابن زیاد از نزدیک شدن اهل بیت به کوفه باخبر شد، پاسبانان و دیده بانان شهر را امر کرد که مردم کوفه را خبر کنند، که در روز ورود اهل بیت هیچ کس اسلحه را با خود حمل نکند، و با سلاح از خانه بیرون نیاید و ده هزار تن سواره و پیاده از دلاوران لشکر بر خیابان ها و راه ها و محله ها و بازار شهر کوفه گماشت، تا مبادا در وقت عبور آن ها شیعیان امیرالمومنین (ع) قیام کنند.[۶]

 

پی نوشت ها:
[۱] ناسخ التواریخ، جلد۳، صفحه ۳۴
[۲] لهوف، صفحه ۱۴۴
[۳] بحار الانوار، جلد ۴۵، صفحه ۱۱۴
[۴] سوره کهف، آیه ۹
[۵] مقتل ابی مخنف، صفحه ۱۶۲
[۶] ناسخ التواریخ، جلد ۳، صفحه ۳۵

کربلا، درس گاھی است که برای بشریت درس انسانیت داد و ھر صاحب فکر را جلوی عظمت خودش به سجده نشاند.

تعلیمات عاشورا برای ھر انسان سرمایه ای جاودانه است، به ھمین سبب باید ما آن تعلیمات را یاد بگیریم تا نام ما از محبان حقیقی امام حسین(علیه السلام) ثبت بشود۔ با ھمین غرض در این نوشتار بعضی از تعلیمات امام حسین(علیه السلام) ذکر می شود:

 

۱۔ حریت و آزادی

 

یکی از درسهای مهم نهضت کربلا برای همه انسان ها این بود که تن به هیچ گونه خواری ندهند و تسلیم ستم هیچ ستمگری نشوند.

در این باره امام حسین فرمود: «مَوتٌ فی عزٍّ خیرٌ مِن حیاةٍ فی ذُلٍّ؛[۱] مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلیلانه است»، و بیعت با ظالم و ستمگر را قبول نکرد و فرمود « لا و اللّه لا اعطیهم بیدی اعطاء الذلیل‏، و لا اقرّ اقرار العبید[۲]؛ هرگز دست ذلّت به شما نمی دهم و هم چون برده ها تسلیم شما نمی شوم»

در کربلا وقتی آن حضرت را بین مرگ و بیعت با ستمگری چون یزید مخیّر ساختند، فرمود: «ألا و إنّ‏ الدّعیّ‏ بن‏ الدّعیّ‏ قد رکز بین اثنتین بین الذلة و السلة، هیهات منّا الذلة[۳]؛ این گروه ستم پیشه مرا به انتخاب یکی از دو چیز یعنی جنگ و پذیرش ذلت مجبور کردند. امّا محال است که من به ذلّت تن دهم»

 

۲۔ امر بالمعروف و نھی عن المنکر

 

امام حسین(علیه السلام) ضمن تبیین این حقیقت که حاکمیّت یزید بزرگترین منکر اجتماعی است و در چنین اوضاعی وظیفه انسان آزاده و با تقوا امر به معروف و نهی از منکر است، لذا امر بالمعروف و نھی عن المنکر پیام مھم نھضت عاشورا است۔ در این باره با برادر خود ابو حنیفه این چنین فرمود: «أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی(ص) أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی وَ أَبِی‏عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِب‏؛[۴] [بدانید] من برای سرکشی و خوشگذرانی و فساد و ستم [از مدینه به سوی کربلا[ خارج نشدم؛ بلکه فقط برای دنبال کردن اصلاح امّت جدّم [قیام کردم و[ خارج شدم و تصمیم گرفته ام که امر به معروف و نهی از منکر نمایم و سیره جدّم و پدرم علی بن ابی طالب علیه السلام را دنبال نمایم»

بر این اساس یکی از درسهای مهمّ عاشورا ضرورت احیای دو تکلیف بزرگ الهی، یعنی امر به معروف و نهی از منکر، است. امام حسین(علیه السلام)، در عصر عاشورا این فریضه الهی عمل کرد و به ما پیام داد که برای استقامت جامعه انسانی باید امر بالمعروف و نهی عن المنکر کردن، تلقین به واجبات، نھی از محرمات، قیام برای عدل و انصاف، سرنگون کردن ظلم و استبداد برای ھر انسانی که روی زمین ھر جایی که باشد لازم و ضروری است.

 

۳۔ تسلیم و رضا

 

یکی مراتب عالی ایمان، راضی بودن بر قضا و قدر الهی است۔ راضی بودن، از نشانه های عشق و علاقه به خداوند متعال است۔

کربلا، نمونه کامل از تسلیم و رضا است، امام حسین(علیه السلام) در راه کوفه وقتی با فرزدق ملاقات کرد فرمود: «ان نزل القضاء بما نحب فنحمد الله علی نعمائه و هو المستعان علی اداء الشکر و ان حال القضاء دون الرجاء فلم یتعد ( فلم یبعد ) من کان الحق نیته و التقوی سریرته؛[۵] اگر جریان قضا و قدر موافق آرزوی ما در آمد خدا را سپاس می گوئیم و از او برای ادای شکر کمک میخواهیم و اگر بر عکس، بر خلاف آنچه ما آرزو می کنیم جریان یافت، باز هم آنکه قصد و هدفی جز حق و حقیقت ندارد و سرشتش سرشت تقوا است، از هر غرض و مرضی پاک است. زیان نکرده ( و یا دور نشده ) است (پس به هرحال هر چه پیش آید خیر است و شر نیست)

او قبل از شھادتش با گذاشتن پیشانی خود روی خاک، رضا و تسلیم خود را دربرابر قضا و قدر الهی با این کلمات اثبات کرد۔ فرمود: «إلهی رضاً بِقضائکَ تَسلیماً لِأمرِکَ لا معبودَ سِواک یا غیاثَ المُستغیثینَ خشنود به قضای تو و تسلیم امر و فرمانت هستم و معبودی غیر تو نیست، ای فریاد رس فریاد جویان!»

البته به یاد سپرد که مدعی شدن بر صبر و رضا خیلی آسان است، و خود را صابر و تسلیم به حق جلوه دادن خیلی آسان است اما در حین عمل استقامت داشتن فقط برای امام حسین(علیه السلام) و محبان حقیقی او ممکن است۔

 

۴۔ اخلاص

 

گوهر کمیاب و گرانبهای اخلاص، پیام دیگری از عاشورا است. اخلاص مهمترین عامل ماندگاری نهضت عاشورا در طول قرون و عصرها است. خداوند، وعده فرموده که عمل مخلصان و تلاش مخلصانه را تباه نکند و اجر دنیوی و اخروی آنان را کامل عطا کند.

انگیزه اخلاص، حرکت آفرین عاشورا بود هیچ عاملی نتوانست امام حسین (علیه السلام) و یارانش را از ادامه راه تا رسیدن به شهادت باز دارد. در این حرکت خالصانه، ناخالصان تصفیه شدند تا حاضران در عاشورا، همه یکدست و خالص باشند۔ خلوص را فقط خدا می تواند تشخیص بدھد و بنده مخلص خداوند به فکر خدا ھست و قربان کردن جان خود را در راه او خیلی آسان و کار ساده می داند۔

درس عاشورا این است که هدف و انگیزه را در عملی خالص سازیم و بدانیم که از دیدگاه خدا، عمل خالص محو و نابود نمیشود.

همچنان که نهضت عاشورا با گذشت زمان نه تنها کهنه فراموش نشد، که روز به روز بر جلوه و جاذبه آن افزوده گشت و این به برکت عنصر خلوص بود.

 

۵۔ حجاب و عفت

 

کرامت و بزرگی یک زن در عفت و پاکی او نھفته است و حجات، بھترین شئ است برای محفوظ کردن عفت و پاکدامنی یک زن و مانع شدن جامعه از گرفتاری رذائل اخلاقی۔ امام حسین(علیه السلام)، حضرت زینب(سلام الله علیھا) و خانواده پاکش در نھضت کربلا با عمل و زبان خودشان بر حجاب تاکید زیادی کردند۔

در تاریخ عاشورا، نمونه ھای زیادی از عفت و پاکدامنی میتوان دید اما افسوس! وقتی ما به جامعه ما نگاه می کنیم، می بینیم که حجاب خواتین و زنان ما از حجاب خواتین کربلا خیلی تفاوت دارد، یعنی درسی که باید از تاریخ کربلا بگیریم و زندگیمان را به سعادت برسانیم، نگرفتیم۔

 

نتیجه:
مقصد قیام امام حسین(علیه السلام)، اختیار کردن راه و روش صحیح زندگی است و اگر این راه و روش در عمل نباشد فردای قیامت به امام حسین(علیه السلام) چه باید جواب داد۔

 

منابع:
[۱] محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، دار إحیاء التراث العربی، ج۴۴،ص۱۹۲، ۱۴۰۳ق.
[۲] ابو مخنف کوفی، وقعة الطفّ، جامعه مدرسین؛ قم،ص۲۰۹، ۱۴۱۷ق.
[۳] حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، جامعه مدرسین، ص۵۸، ۱۴۰۴ق.
[۴] بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۲۹۔
[۵] ابن طاؤس ، علی ابن موسی،اللھوف علی قتل الطفوف،(ترجمه فھری)، جھان، النص ، ص۷۴ ۱۳۴۸ش۔

بی دقتی در شستن دست‌ها به جای آنکه دست شما را تمیز کند بیشتر باعث پخش میکروب‌ها و ویروس‌ها می‌شود و اکثر مردم به دلیل باور‌های غلط، آن را به درستی انجام نمی‌دهند.

اشتباهات رایج در شستن دست‌ها:

۱. استفاده صرف از ضدعفونی‌کننده دست:

مشکل اصلی در این باور گسترده نهفته است که ضدعفونی‌کننده‌های دست مبتنی بر الکل می‌توانند جایگزین شستشوی سنتی با آب و صابون شوند.

در واقع، اگرچه ضدعفونی‌کننده‌های دست در برابر برخی از انواع میکروب‌ها مؤثر هستند، اما در از بین بردن ویروس‌های خطرناکی مانند نوروویروس که باعث گاستروانتریت شدید می‌شود، موفق نیستند. این ویروس خاص که در کشتی‌های کروز و در میان جمعیت‌های شلوغ شیوع پیدا می‌کند، تحت تأثیر الکل قرار نمی‌گیرد، اما به راحتی توسط آب و صابون ساده از بین می‌رود.

۲. عطسه یا سرفه در گودی آرنج بدون شستن دست‌ها:

بسیاری از مردم بر این باورند که فرو بردن عطسه در گودی آرنج، نیاز به شستن دست‌ها را از بین می‌برد. با این حال، حقیقت این است که میکروب‌ها هنوز هم می‌توانند به سطوح و افراد منتقل شوند، زمانی که بعداً صورت یا عینک خود را لمس می‌کنند. این نکته به ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بدانید یک فرد معمولی روزانه ده‌ها بار صورت خود را لمس می‌کند، بدون اینکه متوجه شود.

۳. توجه به شستن دست‌ها فقط در فصول خاص:

یک عادت رایج و نادرست که توسط مطالعات متعدد نشان داده شده است، این است که بسیاری از افراد در ماه‌های پاییز و زمستان، زمانی که آنفولانزا شایع است، دست‌های خود را بیشتر می‌شویند، در حالی که این عمل در مواقع دیگر کاهش می‌یابد.

این رفتار این واقعیت را نادیده می‌گیرد که بسیاری از بیماری‌های عفونی، از جمله عفونت‌های روده، از الگوی فصلی خاصی پیروی نمی‌کنند و از هر فرصتی برای شیوع استفاده می‌کنند، که این امر مستلزم بهداشت مداوم دست‌ها است.

۴. غفلت از شستن دست‌ها در مواقع بحرانی:

بسیاری از افراد پس از انجام فعالیت‌های به ظاهر بی‌ضرر، مانند خرید، غذا خوردن در رستوران یا مراجعه به پزشک، تمایل به غفلت از شستن دست‌ها دارند. این مکان‌ها که ما نسبتاً "تمیز" می‌دانیم، ممکن است در واقع کانون عفونت باشند، به خصوص با توجه به اینکه تنها ۳۰٪ از مردم پس از عطسه یا سرفه دست‌های خود را می‌شویند.

برای کاهش قرار گرفتن در معرض بسیاری از بیماری‌ها، متخصصان توصیه می‌کنند که دست‌ها را حداقل به مدت ۲۰ ثانیه با آب و صابون بشویید و تمام نواحی دست، از جمله بین انگشتان و زیر ناخن‌ها را کاملاً بشویید. این چند ثانیه می‌تواند به معنای تفاوت بین مرگ و زندگی برای کسی یا بین شیوع یک بیماری همه‌گیر و مهار آن باشد.

کارشناسان همچنین بر اهمیت عدم اتکای صرف به ضدعفونی‌کننده‌های مبتنی بر الکل و حفظ عادت شستشوی دست‌ها در طول سال تأکید می‌کنند.

مطالعه‌ای تازه از محققان دانشگاه آوکلند نیوزیلند نشان می‌دهد که نور روز نقش مهمی در افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن در مقابله با عفونت‌ها دارد. این تحقیق که در مجله معتبر Science Immunology منتشر شده، روی سلول‌های نوتروفیل، پرشمارترین نوع سلول‌های ایمنی، تمرکز کرده است. این سلول‌ها اولین مدافعان بدن در برابر التهاب و عوامل بیماری‌زا مانند باکتری‌ها به شمار می‌روند.

کریستوفر هال، دانشیار دانشگاه و نویسنده اصلی این مطالعه، توضیح می‌دهد که سیستم ایمنی بدن انسان به شکل طبیعی پاسخ‌های قوی‌تری را در ساعات صبح نشان می‌دهد؛ زمانی که فرد تازه وارد دوره فعال روزانه خود شده است. وی معتقد است این موضوع ناشی از سازگاری تکاملی است؛ چرا که در طول روز احتمال برخورد با عوامل بیماری‌زا و تهدیدات محیطی بیشتر است و بدن باید آمادگی بیشتری داشته باشد.

یافته‌های جدید این مطالعه نشان داد که نوتروفیل‌ها دارای ساعت‌های شبانه‌روزی یا همان ریتم‌های زیستی مخصوص به خود هستند که به تغییرات نور محیط واکنش نشان می‌دهند. نور روز به عنوان محرک اصلی این ساعت‌ها، باعث افزایش فعالیت و توانایی این سلول‌ها در شناسایی و نابودی باکتری‌ها و سایر پاتوژن‌ها می‌شود.

هال می‌گوید: «از آنجا که نوتروفیل‌ها نخستین سلول‌هایی هستند که به محل التهاب یا عفونت می‌رسند، این کشف می‌تواند تاثیر قابل توجهی در راهکار‌های درمانی بیماری‌های التهابی داشته باشد.» به گفته او، در آینده ممکن است با استفاده از تنظیم ریتم‌های شبانه‌روزی سلول‌های ایمنی، بتوان روش‌های نوینی برای تقویت سیستم دفاعی بدن ابداع کرد.

این پژوهش علاوه بر ارائه درکی بهتر از نحوه عملکرد سیستم ایمنی، اهمیت نور طبیعی و چرخه روز و شب را در سلامت بدن بار دیگر به اثبات رساند و می‌تواند مسیر جدیدی برای درمان‌های پیشرفته‌تر و موثرتر بیماری‌های عفونی و التهابی باز کند.

 کارشناسان معتقدند که کلسترول بالای LDL می‌تواند ژنتیکی باشد، اما سبک زندگی و عادات غذایی در آن نقش دارند.

آنها همچنین توضیح می‌دهند که غذا‌های گیاهی، به ویژه غذا‌های غنی از فیبر محلول، چربی‌های سالم و آنتی‌اکسیدان‌ها، می‌توانند به طور طبیعی به کاهش سطح کلسترول LDL کمک کنند.

۱. بادام

بادام حاوی چربی‌های سالم، فیبر، انواع ویتامین و مواد معدنی است و گفته می‌شود که کلسترول بد و به طور کلی کلسترول را کاهش می‌دهد، زیرا سرشار از آنتی‌اکسیدان است.

بادام همچنین به مبارزه با التهاب در بدن کمک می‌کنند، زیرا فیبر آن در دستگاه گوارش به کلسترول متصل می‌شود و به حذف آن از بدن کمک می‌کند و مستقیماً جذب کلسترول را در جریان خون کاهش می‌دهد.

همچنین سرشار از ویتامین E بوده که از اکسیداسیون کلسترول لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) که یک گام کلیدی در تشکیل پلاک در شریان‌ها است، جلوگیری می‌کند.

۲. جو دوسر

جو دوسر یکی از بهترین غذا‌های طبیعی برای کاهش کلسترول بد است. این ماده غذایی حاوی یک فیبر محلول منحصر‌به‌فرد به نام بتا گلوکان است که ماده‌ای ژل مانند در روده تشکیل می‌دهد که به کلسترول و اسید‌های صفراوی متصل می‌شود و به حذف آنها از بدن کمک می‌کند.

این فرآیند سطح کلسترول LDL مضر را بدون کاهش سطح کلسترول HDL خوب کاهش می‌دهد.

جو دوسر همچنین التهاب و استرس اکسیداتیو را کاهش می‌دهد، عملکرد رگ‌های خونی را بهبود می‌بخشد و در صورت ترکیب با یک رژیم غذایی سالم، فشار خون را کاهش می‌دهد.

۳. حبوبات

حبوباتی مانند عدس، لوبیا، نخود و نخود فرنگی گزینه‌های بسیار خوبی برای کاهش طبیعی کلسترول بد هستند. آنها سرشار از فیبر محلول، پروتئین گیاهی و مواد مغذی مفید برای قلب بوده و گزینه‌ای ایده‌آل برای رژیم‌های غذایی کنترل‌کننده کلسترول به شمار می‌روند.

یک متاآنالیز منتشر شده در مجله انجمن پزشکی کانادا نشان داد که خوردن یک فنجان حبوبات روزانه سطح کلسترول بد را در عرض چند هفته حدود ۵٪ کاهش می‌دهد.

انجمن قلب آمریکا تأکید می‌کند که گنجاندن لوبیا در یک رژیم غذایی سالم برای قلب به کاهش سطح کلسترول خون، که یکی از علل اصلی بیماری قلبی است، کمک می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که خوردن حدود ۴۰۰ گرم حبوبات در هفته (حدود یک و نیم فنجان) فواید قلبی عروقی بهینه‌ای را فراهم می‌کند.

۴. آووکادو

آووکادو به کاهش کلسترول بد کمک می‌کند و در عین حال سلامت کلی قلب را بهبود می‌بخشد. آووکادو یکی از معدود میوه‌هایی است که سرشار از چربی‌های تک غیراشباع سالم برای قلب، فیبر و آنتی‌اکسیدان‌ها است که همه آنها با هم برای پشتیبانی از سطح کلسترول بهینه کار می‌کنند.

یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ که در مجله انجمن قلب آمریکا منتشر شد نیز نشان داد که مصرف یک آووکادو در روز به طور قابل توجهی سطح کلسترول بد را در افراد دارای اضافه وزن کاهش می‌دهد.

۵. انواع توت

شکی نیست که انواع توت برای کاهش طبیعی کلسترول بد عالی هستند. آنها سرشار از فیبر محلول، آنتی‌اکسیدان‌ها و پلی‌فنول‌ها هستند که همگی از سلامت قلب و کاهش سطح کلسترول بد پشتیبانی می‌کنند.

بلوبری، انواع توت قرمز و توت فرنگی حاوی آنتوسیانین هستند که از اکسیداسیون کلسترول LDL جلوگیری کرده و التهاب در رگ‌های خونی را کاهش می‌دهند.

مطالعه‌ای که در مجله آمریکایی تغذیه بالینی منتشر شد، نشان داد که خوردن روزانه انواع توت‌ها به طور قابل توجهی سطح کلسترول LDL را کاهش داده و سطح کلسترول HDL را بهبود می‌بخشد.

شایان ذکر است که سطح بالای کلسترول LDL در شریان‌ها خطر ابتلا به بیماری قلبی و سکته مغزی را افزایش می‌دهد و به طور قابل توجهی بر سلامت انسان تأثیر می‌گذارد و تهدیدی برای زندگی محسوب می‌شود.

دکتر صالح الدین بویا، فوق‌تخصص بیماری‌های کلیوی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، نسبت به بی‌توجهی برخی بیماران کلیوی در فصل گرما هشدار داد و گفت: افزایش دما و تعریق زیاد در این فصل، منجر به از دست رفتن آب و الکترولیت‌های بدن شده و این مساله می‌تواند عملکرد کلیه‌ها را مختل کند.

وی با اشاره به اهمیت مصرف مایعات در بیماران دارای سنگ کلیه افزود: این بیماران باید روزانه دست‌کم دو لیتر مایعات مصرف کنند تا از بروز مشکلات جدی‌تر جلوگیری شود. مصرف نمک را به حداکثر ۵ گرم در روز محدود کرده و در برنامه غذایی خود از مصرف بی رویه پروتئین نیز خودداری کنند.

وی گفت: بیماران باید به اندازه‌ای مایعات بنوشند که حداقل یک تا دو لیتر ادرار در روز داشته باشند، همچنین نوشیدنی‌های کافئین‌دار مانند چای و قهوه بهتر است در این افراد به صورت محدود مصرف شود.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان یادآور شد: در شرایط خاص مانند بیماران دارای نارسایی کلیه، میزان مصرف مایعات و نوع رژیم غذایی باید با نظر پزشک معالج تنظیم شود.

بنابر اعلام وزارت بهداشت، وی در پایان گفت: بیماران کلیوی بهتر است در ساعاتی از روز که هوا خنک‌تر است فعالیت‌های خود را انجام دهند و در معرض گرمای شدید که باعث تعریق و از دست دادن آب بدن می‌شود، جلوگیری کنند.

اگر والدین خودشان دچار اضطراب هستند، بهتر است روی واکنش‌های غیرمنطقی و افراطی خود کار کنند، تا کودک بتواند رفتارهای سالم‌تری را الگو بگیرد.

اگر پدر یا مادر هستید باید بیاموزید که چگونه تعادل برقرار کنید، یعنی ترس کودک را تأیید کنید، اما در عین‌ حال، احتیاط‌های لازم را توضیح دهید و درباره احتمال وقوع آن در شرایط خطر صحبت کنید.

برای ترس‌های مربوط به تهدیدهای واقعی، گفت‌وگوی باز و صادقانه‌ای با کودک داشته باشید تا احساس نگرانی و انزوا را کاهش دهید.

همچنین والدین می‌توانند احساسات خود را به شیوه‌ای متناسب با سن کودک به اشتراک بگذارند تا نشان دهند که صحبت کردن درباره موضوعات دشوار و آسیب‌پذیر، طبیعی است.

در برخی موارد، توضیح این موضوع که برخی ترس‌ها مربوط به رویدادهایی با احتمال وقوع بسیار کم هستند، یا حتی ارائه یک برنامه عملی، می‌تواند به کودک اطمینان خاطر بدهد.

برای کودکانی که در مناطق مستعد خطر زندگی می‌کنند، صحبت درباره اقداماتی که اعضای خانواده باید در شرایط خطر انجام دهند، می‌تواند موجب آرامش بیشتر آن‌ها شود.

به گزارش یورونیوز، والدین باید کودکان را تشویق کنند تا با ترس‌های خود روبه‌رو شوند، نه اینکه به رفتارهای اجتنابی پناه ببرند. به‌ویژه برای کودکان خردسال، تقویت مثبت می‌تواند به آن‌ها انگیزه دهد تا با ترس‌هایشان مقابله کنند.

پاداش‌های کوچک یا امتیازاتی مانند انجام یک بازی یا رفتن ناگهانی برای خرید بستنی، باید بلافاصله پس از مواجهه کودک با ترسش ارائه شود تا اعتمادبه‌نفس او تقویت گردد.

دکتر الکساندر میاسنیکوف تأکید می‌کند که خواب‌آلودگی مداوم ممکن است به دلیل کمبود خواب نباشد، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از بیماری‌های جدی مختلف باشد.

میاسنیکوف توضیح می‌دهد که چه زمانی خواب‌آلودگی در طول روز نگران‌کننده است و چه زمانی یک نیاز طبیعی برای بدن است.

این پزشک خاطرنشان می‌کند که خواب‌آلودگی در طول روز برای بسیاری از افراد یک اتفاق رایج است. با این حال، این خواب‌آلودگی نه تنها ممکن است با استرس و کمبود خواب مرتبط باشد؛ بلکه می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات جدی سلامتی مانند کمبود ویتامین، اختلال عملکرد تیروئید یا نارسایی قلبی نیز باشد.

به گفته وی، تمایز بین نیاز طبیعی بدن به استراحت در طول روز و خواب‌آلودگی پاتولوژیک مهم است.

او می‌گوید: بسیاری از افراد به سادگی انرژی کافی برای عملکرد به مدت ۱۲ تا ۱۶ ساعت ندارند. در چنین مواردی، یک چرت کوتاه در طول روز به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه توصیه می‌شود که به بازیابی انرژی کمک می‌کند.

میاسنیکوف توجه ویژه‌ای به مشکل خواب‌آلودگی هنگام رانندگی دارد و تأکید می‌کند که مبارزه با این وضعیت با نوشیدنی‌های انرژی‌زا می‌تواند برای سلامتی مضر باشد.

این پزشک خاطرنشان می‌کند که از جمله دلایل افزایش خواب‌آلودگی در طول روز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- مصرف برخی داروها، به ویژه بتا بلاکرها؛ پرخوری؛ فعالیت‌های روتین و یکنواخت؛ افسردگی.

او می‌گوید: «نیازی به مبارزه با نیاز طبیعی به خواب نیست. در عوض، بهتر است به بدن خود گوش دهید و در صورت لزوم، روز را به دو بخش تقسیم کنید که با زمان استراحت کوتاه از هم جدا شده‌اند.»

سردار غلامرضا جلالی رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور در دیدار امیر سرلشکر عبدالرحیم موسوی  رئیس ستادکل نیروهای مسلح، گزارشی از عملکرد دستگاه‌های اجرایی در حوزه پدافند غیرعامل به‌ویژه حفظ و پایداری خدمات‌رسانی به مردم در شرایط بحران در جنگ تحمیلی 12روزه ارائه کرد.

در این نشست تأکید شد: مجاهدت کارکنان و مسئولان دستگاه‌های اجرایی برای حفظ پایداری خدمات به مردم چیزی کم از مجاهدت نیرو‌های مسلح در جنگ اخیر ندارد.

همچنین در این نشست، رئیس ستادکل نیرو‌های مسلح بر ضرورت پایبندی جدی دستگاه‌های اجرایی به الزامات و ضوابط پدافند غیرعامل تأکید کرد که می‌تواند پایداری خدمات به مردم را تقویت کند.

گفتنی است کارگروه (کمیته) دائمی پدافند غیرعامل کشور به‌ریاست رئیس ستادکل نیرو‌های مسلح، بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در حوزه پدافند غیرعامل کشور است که تصمیمات آن با ابلاغ رئیس کارگروه مزبور برای همه دستگاه‌های لشکری، کشوری، بخش دولتی و عمومی غیردولتی لازم الاجراست.

بر اساس قانون، مسئولیت اجرای پدافند غیرعامل در سطح ملی با رؤسای دستگاه‌های ذی‌ربط و در سطح استان‌ها با استانداران است و سازمان پدافند غیرعامل کشور «نظارت عالی، هدایت و راهبری سیاست‌ها، برنامه‌ها و مصوبات کارگروه دائمی پدافند غیرعامل» را در دستگاه‌های موضوع این قانون به‌عهده دارد.

لازم به ذکر است پیش از این سپهبد شهید محمد باقری رئیس پیشین ستادکل نیرو‌های مسلح ریاست کمیته دائمی پدافند غیرعامل کشور را بة‌عهده داشت که پس از شهادت ایشان امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی ریاست این کمیته را عهده‌دار هستند.

احادیث