emamian
چرا دنیای فانی هرگز ما را راضی نمیکند؟
چرا با وجود اعتقاد به آخرت ابدی، باز هم در دنیای فانی به دنبال رضایت هستیم؟ این سوالی است که ریشه در فطرت انسان دارد. دنیای گذرا با لذتهای زودگذرش نمیتواند ما را کاملاً سیراب کند، در حالی که امید به زندگی جاودان آخرت، ما را به تلاش و صبر در این دنیا وامیدارد. این مقاله به بررسی این تضاد جذاب و دلایل آن میپردازد.
چرا در دنیای فانی رضایت نداریم، با آنکه آخرت ابدی را نیز قبول داریم؟ این سوالی است که ذهن بسیاری از انسانها را به خود مشغول کرده است.
چرا با وجود اعتقاد به زندگی ابدی در آخرت، باز هم در دنیای فانی به دنبال رضایت و خوشبختی هستیم؟
دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
۱. طبیعت انسان: انسان موجودی است که همواره به دنبال کمال و بهترینهاست. این میل به کمال در وجود انسان باعث میشود که هیچگاه به وضع موجود راضی نباشد و همواره به دنبال بهبود شرایط خود باشد.
۲. دنیای فانی: دنیای فانی، دنیایی است که در آن همه چیز گذرا و ناپایدار است. لذتها و خوشیهای این دنیا زودگذر هستند و نمیتوانند رضایت دائمی را برای انسان به ارمغان بیاورند.
۳. آخرت ابدی: آخرت، دنیایی است که در آن همه چیز ثابت و پایدار است. لذتها و خوشیهای آخرت دائمی هستند و میتوانند رضایت واقعی را برای انسان به ارمغان بیاورند.
۴. تفاوت بین دنیا و آخرت: دنیا و آخرت دو دنیای متفاوت هستند. دنیا، دنیای عمل و تلاش است و آخرت، دنیای نتیجه و پاداش. در دنیا انسان باید تلاش کند و زحمت بکشد تا به موفقیت برسد، اما در آخرت، نتیجه اعمال خود را خواهد دید.
۵. امید به آخرت: امید به آخرت، یکی از عواملی است که باعث میشود انسان در دنیا تلاش کند و به سختیها و مشکلات آن صبر کند. انسان امیدوار است که در آخرت، پاداش صبر و تلاش خود را خواهد گرفت.
با توجه به دلایل فوق، میتوان گفت که چرا انسان در دنیای فانی رضایت ندارد، با آنکه آخرت ابدی را نیز قبول دارد. انسان فطرتاً به دنبال کمال و بهترینهاست و دنیای فانی نمیتواند رضایت دائمی را برای او به ارمغان بیاورد. امید به آخرت و پاداشهای آن، باعث میشود که انسان در دنیا تلاش کند و به سختیها و مشکلات آن صبر کند.
البته باید توجه داشت که این بدان معنا نیست که انسان نباید در دنیا به دنبال رضایت و خوشبختی باشد؛ بلکه باید تلاش کند تا در دنیا نیز زندگی خوبی داشته باشد؛ اما نباید تمام امید و آرزوی خود را به این دنیا ببندد و از آخرت غافل شود.
در پایان، میتوان گفت که انسان باید بین دنیا و آخرت تعادل برقرار کند. هم باید برای دنیای خود تلاش کند و هم برای آخرت خود.
چگونه توبه رابطه بنده و معبود را زیباتر میکند؟
یکی از اموری که در نزد خداوند متعال محبوب است، توبه است؛ لذاست که امام سجاد علیه السلام اینگونه از خداوند مسئلت می کند:
«اللَّهُمَّ ... صَیِّرْنَا إِلَی مَحْبُوبِکَ مِنَ التَّوْبَةِ.» ۱
خدایا! راه ما را به سوی توبه که محبوبِ توست تغییر ده.
شرح:
توبه، مظهر لطف و رحمت بی منتهای الهی است.
توبه، یعنی اینکه خداوند هرگز راضی به جدایی از بنده اش نیست؛ لذاست که مسیر بازگشت بنده خدا در هر لحظه و هر مکانی به سوی معبود باز است.
در روایتی بسیار قابل تأمل، امام باقر علیه السلام در باب فضیلت توبه اینگونه می فرمایند:
«خداوند متعال نسبت به توبه بنده اش شادمانتر است از مردی که در شبی تاریک، در یک بیابان، مَرکب و توشه اش را گم کرده و ناگاه پیدایش کند.» ۲
نکته قابل تأمل تر این است که توفیق این توبه و بازگشت به سوی معبود نیز از جانب خود معبود است!
قرآن در این باره می فرماید:
«ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.» ۳
سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفیق داد) تا توبه کنند؛ خداوند بسیار توبهپذیر و مهربان است.
در واقع، توبه انسان در میان دو توبه خداوند قرار گرفته است. در ابتدا، خداوند متعال توفیق عجز، انابه و درخواست بازگشت را به بنده خود عطا می کند، سپس بنده توبه می کند و در نهایت، خداوند متعال توبه او را از سرِ رحمت خویش می پذیرد.
به راستی که این خدا، ستودنی است.
اما آنچه که رابطه بین بنده و معبود را در این «بازگشت»، قابل تأمل تر و شگفت انگیز تر می کند، قدم هایی است که خداوند برای شخص تائب بر می دارد.
اولین قدم الهی برای شخص توبه کننده این است که توبه او را می پذیرد.
«هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ.» ۴
او کسی است که توبه را از بندگانش میپذیرد.
در قدم بعدی، خداوند، گناهان و زشتی های او را می بخشد.
«وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ.» ۵
و بدیها را میبخشد.
در قدم بعدی، همه گناهان و زشتی های بنده اش را تبدیل به زیبایی و حسنه می کند.
«فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ.» ۶
خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل میکند.
و اما آخرین قدم الهی، زیباترین قدم است. خداوند به شخص توبه کننده می فرماید: «دوستَت دارم.»
«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ.» ۷
خداوند، توبهکنندگان را دوست دارد.
به راستی که آیا می توان از چنین معبودی جدا بود؟
مو از قالوا بلی تشویش دیرم
گنه از برگ و باران بیش دیرم
اگر لاتقنطوا دستم نگیره
مو از یاویلنا اندیش دیرم ۸
پی نوشت ها:
۱. صحیفه سجادیه، دعای نهم.
۲. بحارالانوار، ج ۶، ص ۹۰.
۳. سوره توبه، آیه ۱۱۸.
۴. سوره شوری، آیه ۲۵.
۵. همان.
۶. سوره فرقان، آیه ۷۰.
۷. سوره بقره، آیه ۲۲۲.
۸. باباطاهر.
طواف خانه خدا؛ دایرهای از عشق، بندگی و نزدیکی به خداوند
طواف خانه خدا حرکت در دایرهای از عشق و بندگی است که از هر قدم آن، نور ایمان و تواضع در دل انسان میتابد. این تجربهی روحانی و معنوی، بیشتر از یک عبادت ساده است؛ یک فرآیند عمیق از خودشناسی و نزدیکی به خالق است. وقتی که زائر در اطراف کعبه، این بنای مقدس و نمادین، میچرخد، در حقیقت در یک فرآیند معنوی قرار دارد که به او اجازه میدهد تا درک عمیقتری از محدودیتهای انسانی و بیپایانی خداوند داشته باشد.
در میان جمعیتی که هر کدام در جستجوی خود و در مسیری مشابه، به سمت خانه خدا حرکت میکنند، انسان حس میکند که بخشی از یک جریان عظیم است؛ جریانی که نه تنها در زمان و مکان محدود نمیشود، بلکه در ابعاد روحانی بیپایان است. هر قدم در این طواف، به معنای قدم گذاشتن به سوی خداوند و درک معنای واقعی بندگی است. در هر چرخش، زائر با خود و با خداوند روبرو میشود، گویی در هر دوری که میزند، به دایرهی بیپایان عشق الهی نزدیکتر میشود. این فرآیند، نه تنها حرکت جسمانی است، بلکه حرکت روحانی است که انسان را از سطح ظاهری به عمق وجودی خود میبرد.
وقتی که در میان این جمع عظیم طوافکنندگان قرار میگیریم، دل انسان از درک این حقیقت که همه به سوی یک مقصد واحد در حرکتاند، آرامش پیدا میکند. در این لحظات، انسان خود را جزئی از یک جماعت جهانی میبیند که در جستجوی همان هدف است: نزدیکی به خداوند و رسیدن به حقیقت. در این جمع، گویی هیچکدام تنها نیستند؛ هر فرد در کنار دیگری، با قلبی یکسان به سوی نور حرکت میکند. هر حرکت در این طواف، یادآور این است که هیچکدام از ما به تنهایی قادر به درک و فهم عظمت خداوند نیستیم، بلکه در کنار یکدیگر، در این حرکت دایرهای، به حقیقت نزدیک میشویم.
در دل این طواف، دعای "ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الآخرة حسنة" به زبان جاری میشود و در دل هر زائر، نوری از امید و آرامش میافروزد. این دعا، نه تنها آرزوی دنیوی و اخروی است، بلکه تأملی عمیق در مورد روح انسان و نیازهای معنوی اوست. هر کلمه از این دعا، در دل انسان بازتاب مییابد و او را به یاد میآورد که در این جهان، علاوه بر تلاش برای بهبود وضعیت دنیوی، باید به دنبال کمال روحانی و تقوا باشد.
یکی از زائران که کنار من در حال طواف بود، با صدای آرام و پر از ایمان به من گفت: "این حرکت دایرهای نمادی از بیپایانی عشق به خداست." در آن لحظه، اشکهای من جاری شد. این جمله، به عمق قلبم رسید، چرا که احساس کردم در این دایره، تنها انسان نیست که به حرکت در میآید، بلکه عشق به خداوند است که او را در این مسیر هدایت میکند. هر دوری که به دور خانه خدا میزنیم، گویی به سوی بیپایانی حرکت میکنیم که هیچگاه پایان نمییابد. این حرکت نه تنها به سمت خداوند است، بلکه در مسیر درک بیپایانی از محبت و رحمت الهی قرار داریم.
این تجربهای است که نه تنها در آن لحظات خاص، بلکه در طول زندگی انسان تأثیر میگذارد. طواف خانه خدا، فرصتی است برای رهایی از محدودیتهای دنیوی، برای فراموش کردن دنیا و مادیات و بازگشت به حقیقت وجودی خود. در این لحظات، انسان میفهمد که بندگی خداوند نه تنها در عبادات ظاهری است، بلکه در درک این حقیقت که انسان در برابر عظمت خداوند بسیار کوچک است، ولی در عین حال در آغوش رحمت بیپایان خداوند قرار دارد.
این طواف، در واقع یک سفر روحانی است که انسان را از هر گونه گناه و اشتباهی پاک میکند. این حرکت دایرهای، نمادی از حرکت روح انسان به سمت پاکی، کمال و نور است. در این لحظات، انسان به حقیقت پی میبرد که خداوند نه تنها بزرگ است بلکه در تمام جزئیات زندگی انسان حضور دارد. طواف خانه خدا به نوعی راهی است برای رهایی از گرفتاریها، برای به دست آوردن آرامش و برای نزدیک شدن به خداوند در عمیقترین لایههای وجود انسان.
این لحظات در طواف خانه خدا، لحظاتی هستند که هیچگاه فراموش نمیشوند. در این لحظات، انسان درک میکند که عشق به خداوند یک فرآیند بیپایان است، که در آن انسان در هر حرکت خود به سوی کمال نزدیکتر میشود. این طواف، نه تنها یک حرکت جسمانی، بلکه یک سفر روحانی است که انسان را به عمق وجود خود و به حقیقت نزدیک میکند.
هجرت به سوی خدا؛ سفری از تاریکی به نور با حج
در دنیای پر از تکاپو و دگرگونی، هیچ شکی در نزدیکی بیکران خداوند به بندگانش وجود ندارد. او همیشه در کنار ماست، در هر لحظه و در هر پنهانی از دلها و ذهنها. اما گناهان و تعلقات دنیوی، همچون پردههای ضخیم و تاریک، این حقیقت ناب و لایتناهی را از چشم دل ما میپوشانند. در حقیقت، خودخواهیها و خطاهای انسانی هستند که این نزدیکی را مخفی میسازند و در اعماق دل، آگاهی از این حقیقت را به چالش میکشند.
برای رهیدن از این حصار، باید همچون گفته حافظ، «تو خود حجب خویش حافظ از میان برخیز»، از خویشتن فاصله گرفت. این دعوتی عمیق است که به انسان هشدار میدهد تنها در صورتی میتواند به حقیقت برسد که از هر آنچه که خود را از آن میداند عبور کند. هجرت، نه فقط به معنای ترک مکان، بلکه به معنای ترک افکار، تعلقات، و حتی هویتهای دروغین است. در این سفر روحانی، انسان باید از خواستههای مادی و دنیوی عبور کند، باید از خودخواهیها و توهماتش رها شود و خود را در نور بیپایان خداوند غرق کند.
هجرت به سوی خداوند؛ درک حقیقت در خانه کعبه
اسلام، با به تصویر کشیدن هجرت به سوی خدا در قالب سفر به خانه خدا، این معنا را به شکلی بسیار روشن در مقابل چشمان ما قرار میدهد. کعبه، تنها یک بنای سنگی نیست، بلکه نمادی است از سفر جمعی انسانها به سوی حقیقتی که در تمام وجودشان نهفته است. در موسم حج، انسان نه فقط به مکانی خاص میرود، بلکه به سفری درونی گام مینهد که در آن میتواند به آرامش، حقیقت و رهایی دست یابد.
در این مسیر، حج همچون دریچهای است که به انسان امکان میدهد «پلهپله تا ملاقات خدا» نزدیک شود. سفر به سوی خدا، همانطور که در قرآن آمده، فرار از غیر خدا به سوی اوست. فرار به سوی خدا یعنی رها شدن از تمام چیزهایی که ما را از حقیقت جدا میسازد. خدا در هر جا و در هر لحظه حاضر است، و این سفر، انسان را از بندهای درونی خود و از دنیاهای مادی رها میکند و به سوی نور جاویدان سوق میدهد.
ایام حج، همچون دورهای از تطهیر است که در آن انسان از تمامی زنگارهای گناه و پلیدیهای درونی پاک میشود. حج، تولدی دوباره است، تولدی که انسان را از عالم ماده به عالم معنا انتقال میدهد. در این سفر، هر گامی که برداشته میشود، انسان را از خودبینی و تعلقات دنیوی دور میکند و به نزدیکترین حالت به حقیقت میرساند.
گویی انسان در این مسیر به سوی نور الهی حرکت میکند، نوری که از دل کعبه و از هر گوشهای از عالم وجود میتابد. این نور، تمام زشتیها و پلیدیهای درونی انسان را پاک میکند و او را به جایی میبرد که گویی تازه از مادر متولد شده است.
حج، فرصتی برای رهایی از گناهان: نور الهی و بازگشت به اصل وجود
به همین دلیل است که گفته شده است: «مردم موظفند به زیارت خانه خدا بروند، پیش از آنکه با آلوده شدن به گناه، آن نور الهی حج از ایشان رخت بربندد.» حج، فرصتی است که نباید از دست برود. در این زمان خاص، انسان میتواند از تمام پلیدیها و گناهان رها شود و به نورانیترین حالت خود برسد. اما اگر این فرصت گرانبها نادیده گرفته شود، نور الهی که از این سفر بر دل انسان میتابد، ممکن است خاموش شود و انسان مجدداً در لایههای تاریک نفس گرفتار بماند.
حج، بیشتر از یک سفر ظاهری، یک سفر درونی است. این سفر، مسیر تحول و تکامل روحانی است، جایی که انسان باید از هر آنچه که او را از خداوند دور میکند، جدا شود و تنها در جستجوی او باشد. در این سفر، هر گام به سوی خداوند، انسان را از تمامی زوایای تاریک نفس آزاد میکند و به حقیقتی متعالی میرساند. این سفر، نه تنها رهایی از گناهان است، بلکه رسیدن به حقیقتی است که در وجود هر انسان نهفته است: نزدیکی به خداوند، یگانه حقیقت که هر جستجویی به سوی او باز میگردد
رزمندهای که سید حسن نصرالله مسئول گزینش او بود
محمد قطرانی فعال فرهنگی در یادداشتی به مناسبت تشییع سید حسن نصرالله نوشت:
کنار آتش روشن در شومینه، در خانهی سرد سید نشسته بودیم. خانهشان در روستایی زیبا، نزدیکی نبطیه، قرار داشت. مانند بسیاری از جنوبیها، آنها هم خانه و کاشانه را ترک کرده بودند و بهتازگی بازگشته بودند.
سید مرا به سهرهای دعوت کرده بود، همراه با برخی رزمندگان حزب، تا دربارهی حال و آیندهی مقاومت صحبت کنیم. سهره کاملاً عربی بود! سید، آن سید دیگر، و برادر دیگر، سیگار را با سیگار روشن میکردند و من آخرش حساب تعدادشان را از دست دادم!
پدرخانم سید، که از دههی ۸۰ میلادی عضو حزبالله بود و از قضا سید حسن نصرالله مسئول گزینش او بود، حرفهای شنیدنی بسیاری از گذشته و حال حزب داشت. در میان صحبتهایش، خاطرهای تعریف کرد که پیشتر بخشی از آن را از زبان یکی از برادران سپاه که مدتی در لبنان فرماندهی کرده بود، شنیده بودم.
میگفت وقتی قرار بود در همان دههی ۸۰ عملیاتی بزرگ تحت عنوان عملیة البدر الکبری انجام شود، سید عباس موسوی به برادران ایرانی گفته بود: «شما انگار حواستان نیست که ما کلاً چند نفر هستیم؟ کل موجودیت حزب چیزی در حدود ۳۰۰ نفر است و این عملیات یعنی از بین رفتن همهی ما!» در نهایت، نقشهی عملیات کمی تغییر کرد، اما در عین پیروزیهای بزرگ، شهدای فراوان، مجروحان بسیار، و اسیران متعددی نیز حاصل این عملیات شد.
حزب ۳۰۰ نفرهی آن روز، امروز، پس از حدود ۴۰ سال، به کجا رسیده است؟ بهجرئت میتوان گفت که امروز دیگر تفاوتی میان هویت شیعی و هویت حزبالله وجود ندارد؛ امروز همهی شیعیان، در تفکر و در ساختار، حزباللهاند. حزب، سازمانی دارد که حتی شهادت ابرمردی همچون سید حسن نصرالله نیز آن را از پا نمیاندازد.
امروز مقاومت، هویت جدانشدنی شیعیان لبنان شده است، حتی افرادی مانند نبیه بری و حزب امل، که روزگاری در حرب الإخوة سلاح بر روی حزب کشیده بودند، نیز اکنون در پروژه و برنامهی آن جای گرفتهاند. اینها نتیجهی چیست؟ صبر، برنامهریزی بلندمدت، و استقامت انسانهای بزرگی چون شهید امت، شهید سید حسن نصرالله.
اگرچه حزبالله روزهای سختی را میگذراند، اما پیشتر روزهای بسیار سختتری را، با توانی بهمراتب کمتر، پشت سر گذاشته است. این عوعوی سگهای آمریکایی نیز در لبنان خواهد گذشت، و آنچه باقی خواهد ماند، مقاومت است و مقاومت است و مقاومت!
رهبر انقلاب: گسترش روابط با همسایگان، سیاست قطعی ایران است
حضرت آیتالله خامنهای در دیدار امیر قطر و هیئت همراه با تاکید بر اینکه گسترش روابط با همسایگان، سیاست قطعی جمهوری اسلامی است، گفتند: یکی از سیاستهای اعلامی دولت آقای پزشکیان نیز گسترش روابط با همسایگان است و به لطف خداوند در این زمینه کارهای خوبی انجام گرفته است.
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار شیخ تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی امیر قطر و هیئت همراه، با تاکید بر اینکه گسترش روابط با همسایگان، سیاست قطعی جمهوری اسلامی است، گفتند: یکی از سیاستهای اعلامی دولت آقای پزشکیان نیز گسترش روابط با همسایگان است و به لطف خداوند در این زمینه کارهای خوبی انجام گرفته و پیشرفتهایی نیز حاصل شده است و آقای عراقچی وزیر محترم امورخارجه در این عرصه فعال و پرتحرک است.
رهبر انقلاب اسلامی اظهار امیدواری کردند: توافق های انجام شده در تهران به سود هر دو کشور باشد و دو طرف بتوانند بیش از پیش به وظایف همسایگی خود عمل کنند.
حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار همچنین با اشاره اظهارات امیر قطر درباره مسایل منطقه، افزودند: ما کشور قطر را یک کشور دوست و برادر میدانیم اگرچه همچنان مسائل مبهم و حل نشدهای همچون بازگرداندن مطالبات ایران که از کره جنوبی به قطر منتقل شد، باقی است و میدانیم هم اینکه مانع اصلی عملی شدن توافقی که در این زمینه انجام شده بود، آمریکا است.
ایشان خاطرنشان کردند: ما اگر جای قطر بودیم، به فشارهای آمریکا اعتنا نمیکردیم و مطالبات طرف مقابل را باز میگرداندیم و همچنان انتظار چنین اقدامی را از جانب قطر داریم.
رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: تفاوتی میان روسای جمهور آمریکا نیست.
در این دیدار که مسعود پزشکیان رئیس جمهور نیز حضور داشت، شیخ تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی امیر قطر ضمن اظهار خرسندی از دیدار با رهبر انقلاب اسلامی از مواضع جمهوری اسلامی در حمایت از مستضعفان جهان و مردم فلسطین قدردانی کرد و خطاب به رهبر انقلاب گفت: هیچگاه ایستادگی جنابعالی در کنار مردم فلسطین فراموش نخواهد شد.
امیر قطر با اشاره به شرایط خاص و سخت منطقه، این شرایط را نیازمند همکاری بیشتر کشورهای منطقه دانست.
شیخ تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی همچنین با اشاره به توافقهای انجام شده میان ایران و قطر از جمله احداث تونلی در زیر آب، میان دو کشور، خاطرنشان کرد: بر اساس توافق انجام شده، کمیسیون مشترک دو کشور بزودی فعال خواهد شد و در آینده نزدیک حجم مبادلات اقتصادی افزایش خواهد یافت.
امیر قطر: نیازمند مشورت در خصوص تحولات و چالشهای منطقه هستیم
«تمیم بن حمد آل ثانی»، امیر قطر در نشست خبری با مسعود پزشکیان رئیس جمهور کشورمان در مجموعه تاریخ فرهنگی سعدآباد تهران، ضمن تشکر از رئیس جمهور کشورمان به خاطر میزبانی و پذیرایی از هیئت قطری گفت: خیلی خوشحال هستم که امروز به تهران آمدم، در زمانی که ما شاهد هستیم منطقه ما با تحولات و چالشهایی روبرو است که نیازمند هماهنگی و مشورت در خصوص آن است.
وی افزود: سفر اخیر رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران به قطر فرصت خیلی مهم برای این بود تا بتوانیم روابط برادرانه و تاریخی خود را گسترش دهیم. روابطی که بر پایه حسن همجواری میان دو کشور است و ما اطمینان داریم ادامه ظهور سفرها میتواند به گسترش هرچه بیشتر این روابط کمک کند.
امیر قطر تصریح کرد: امروز گفتگوهایی را با رئیس جمهور محترم اسلامی ایران در خصوص زمینهای مختلف همکاری بین دو کشور داشتم و تاکید کردیم که باید فرصتهای همکاری بیشتری را میان خود ایجاد کنیم، به خصوص در زمینههای اقتصادی و تجاری. همچنین ما بر اهمیت پیگیری نتایج نشستهای کمیسیون اقتصادی میان دو کشور که اخیراً منعقد شده است، تاکید کردیم؛ مهمترین این تصمیمات و نتایج افزایش حجم تجارت میان دو کشور بود به گونهای که بتواند اهداف ما را محقق کند. علاوه بر آن تلاش میکنیم روابط خود را در همه زمینهها گسترش دهیم.
بن حمد آل ثانی خاطرنشان کرد: ما همچنین در خصوص شرایط سختی که منطقهمان با آن دست و پنجه نرم میکند صحبت کردیم و همچنین در خصوص مسائل منطقهای و بینالمللی که مورد اهتمام مشترکمان است صحبت کردیم.
وی ادامه داد: ما توافق کردیم که بهترین راه برای حل نزاعهایی که در حال حاضر وجود دارد، گفتگوهای سازنده است و در این راستا ما استقبال میکنیم. از آنچه که آقای رئیس جمهور فرمودند در خصوص اینکه ما به دنبال روابط سازنده با کشورهای شورای همکاری [خلیج فارس] هستیم؛ روابطی که مبتنی بر روابط مشترک منافع مشترک و حسن همجواری باشد. همچنین تاکید و پشتیبانی میکنیم از این رویکردی که جمهوری اسلامی ایران دارد و پشتیبانی میکنیم از روابط همسایگی که بر اساس احترام متقابل باشد.
امیر قطر گفت: همچنین ما حمایت میکنیم از تفاهمهایی که منجر به حمایت استقرار ثبات و شکوفایی در منطقه شود.
تمیم بن احمد آل ثانی در خصوص قضیه فلسطین اظهار داشت: مسئله فلسطین در صدر صحبتها و پروندههایی بود که ما در خصوص آن گفتگو کردیم و بر لزوم پایبندی توافق آتش بس در غزه و اینکه طرفها باید بر اجرای مراحل این توافق متعهد باشند، تاکید کردیم.
وی ادامه داد: همچنین [در گفتگوهایمان با رئیس جمهور ایران] بر اهمیت اینکه کمکهای انسان دوستانه به برادران ما در غزه برسد، تاکید کردیم.
امیر قطر گفت: من خدمت رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران تاکید کردم که کشور قطر و شرکای آن، در خصوص میانجیگری برای موفقیتآمیز بودن این توافق متعهد هستند، تا این توافق گامی اساسی برای اینکه آتش بس همیشگی و پایدار در غزه باشد [و نیز] بتوانیم شاهد ورود و تضمین کمکهای انسان دوستانه به غزه، باشیم.
وی خاطر نشان کرد: به عبارتی دیگر [این توافق] به درد و رنج مردم غزه پایان دهد و آن را آماده بازسازی و همچنین کمک کند و به اینکه به راهحلی عادلانه و پایدار و جامع در خصوص فلسطین برسیم، چون ملت بزرگ فلسطین ملتی است که جانفشانیها و فداکاریهای بسیاری را در دهههای گذشته انجام داده است و بدون شک به کمتر از این مسئله راضی نیست.
امیر قطر در خصوص سوریه اظهار کرد: همچنین ما در خصوص اهمیت موفق بودن روند سیاسی جامع در سوریه صحبت کردیم. دولت و کشور قطر بر پشتیبانی خود بر هرگونه تلاشی که منجر به نزدیکتر کردن دیدگاهها که منجر به راهحلهای عادلانه و متوازن شود که حقوق کشورها را تضمین کند و توسعه و شکوفایی را در منطقه گسترش دهد، تاکید میکند.
تمیم بن حمد آل ثانی در پایان سخنان خود گفت: بار دیگر به خاطر حسن استقبالی که آقای رئیس از ما به عمل آوردند تشکر میکنم و همینطور برای ملت برادر ایران آرزوی پیشرفت و رفاه را دارم.
شایان ذکر است امیر قطر به دعوت همتای ایرانی خود برای دیدار با مقامات عالی رتبه کشورمان در رأس هیئتی بلندپایه امروز به تهران آمد.
پزشکیان: ثمره ۱۵ ماه مقاومت ملت فلسطین، شکستن ابهت قدرتها در مقابل خون بیگناهان بود
رئیس جمهوری شکستن ابهت قدرتهای بزرگ در مقابل خون انسانهای بیگناه را ثمره ۱۵ ماه مقاومت ملت فلسطین عنوان کرد و گفت: هر چه تلاش و هر قدر هزینه میشد، باز هم به این شکل عیان و موثر ذات و چهره جنایتکار و نسلکش رژیم صهیونیستی و حامیانش برای جهانیان آشکار نمیشد.
مسعود پزشکیان رئیس جمهوری شامگاه چهارشنبه در دیدار «زیاد نخاله» دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین، با تبریک پیروزی مقاومت و ملت فلسطین بر دشمن صهیونیستی و نیز تسلیت به مناسبت شهادت جمع زیادی از مردم و فرماندهان و رزمندگان مقاومت فلسطینی اظهار داشت: شکستن ابهت قدرتهای بزرگ در مقابل خون انسانهای بیگناه، ثمره ۱۵ ماه مقاومت ملت فلسطین بود.
رئیس جمهوری با بیان اینکه هر چه تلاش و هر قدر هزینه میشد، باز هم به این شکل عیان و موثر ذات و چهره جنایتکار و نسلکش رژیم صهیونیستی و حامیانش برای جهانیان آشکار نمیشد، افزود: ننگ این جنایات به هیچ وجه از چهره رژیم صهیونیستی و حامیانش پاک نخواهد شد.
پزشکیان با اشاره به تلاشهای دشمنان برای ایجاد و تقویت اختلاف میان امت اسلامی و در میان مردم کشورهای اسلامی تصریح کرد: عمیقا باور دارم که باید دست به دست هم دهیم و اختلاف و تفرقه را کنار بگذاریم، چرا که رژیم صهیونیستی و حامیانش دقیقا روی اختلافات ما انگشت گذاشته و از اختلافات بین ما علیه خودمان سواستفاده میکنند.
رئیس جمهوری با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران همواره در کنار مردم فلسطین و مقاومت اسلامی خواهد ایستاد، گفت: کشورهای اسلامی باید در کنار یکدیگر، ملت فلسطین و مردم غزه را یاری کنند تا این منطقه را به شایستگی بازسازی کنند؛ اطمینان دارم که اگر با یکدیگر متحد و منسجم باشیم، به حول و قوه الهی میتوانیم همه مشکلات را پشت سر بگذاریم.
دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز در این دیدار با بیان اینکه ملت قهرمان فلسطین با مقاومت خود افتخاری آفرید که تا ابد بر سینه امت اسلامی میدرخشد، خاطرنشان کرد: جنبش جهاد اسلامی از ابتدای عملیات طوفانالاقصی دوشادوش برادران خود در جنبش حماس و دیگر گروههای مقاومت ایستاد. همچنین قدردان حمایتهای بیبدیل جمهوری اسلامی ایران هستیم و از رشادتهای برادران خود در حزبالله لبنان نیز قدردانی میکنیم.
زیاد نخاله اظهار کرد: امروز دشمن صهیونیستی به دنبال این است که آنچه را نتوانست در میدان نظامی به دست بیاورد، در میدان سیاسی کسب کند و حامیان این رژیم، در این عرصه نیز در حال بسترسازی برای موفقیت او هستند و این هوشیاری بیشتر ما را طلب میکند.
طرح احمقانه آمریکا برای غزه به هیچجا نخواهد رسید
حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار با تبریک پیروزی مقاومت در غزه، تاکید کردند: کار بزرگ رهبران و رزمندگان مقاومت فلسطین در «اتحاد و انسجام» و «ایستادگی» در مقابل دشمن و به پیش بردن روند پیچیده مذاکرات و همچنین صبر و استقامت مردم، مقاومت را در منطقه سربلند کرد.
رهبر انقلاب، پیروزی مقاومت اسلامی و مردم غزه در برابر دشمن صهیونیستی و آمریکایی را بسیار با عظمت توصیف و خاطرنشان کردند: این پیروزی یک نصاب جدیدی را در مبارزات مقاومتی بهوجود آورد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به برخی طرحهای احمقانه آمریکایی و یا برخی طرحهای دیگر در مورد غزه و فلسطین،گفتند: این طرحها به هیچ جایی نخواهند رسید و همانهایی که یکسال و نیم پیش مدعی نابود کردن مقاومت در مدت زمان کوتاه بودند، اکنون اسرای خود را در گروههای کوچک از رزمندگان مقاومت تحویل میگیرند و در مقابل تعداد زیادی از اسرای فلسطینی را آزاد میکنند.
ایشان، شیوه مقاومت برای تحویل دادن اسرای صهیونیست را مجسّم کننده عظمت مقاومت در مقابل چشم جهانیان خواندند و افزودند: اکنون افکار عمومی جهانی به نفع فلسطین است و در این شرایط هیچ طرحی بدون رضایت مقاومت و مردم غزه، به سرانجام نخواهد رسید.
در این دیدار «زیاد النَّخالة» دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین ضمن تبریک پیروزی بزرگ مقاومت در غزه به رهبر انقلاب، این پیروزی را مرهون حمایتهای همیشگی جمهوری اسلامی و همچنین هدایتهای شهید سید حسن نصرالله دانست و گفت: مقاومت فلسطین در یکسال و نیم گذشته درواقع درحال جنگ با آمریکا و غرب بود و بهرغم نابرابر بودن توازن قوا، مقاومت فلسطین توانست به پیروزیهای بزرگی دست یابد.
دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، «وحدت و انسجامِ» میدانی و سیاسی گروههای مقاومت فلسطینی و لبنانی را یکی از عوامل تاثیرگذار در پیروزی غزه برشمرد و ضمن ارائه گزارش از آخرین تحولات غزه و کرانه باختری و روند مذاکرات و توافق بدست آمده، تاکید کرد: ما هیچگاه مسیر مقاومت را فراموش نخواهیم کرد و بهعنوان سربازان مقاومت، این مسیر را ادامه خواهیم داد.
جرقه قیام ماندگار مردم تبریز در ۲۹ بهمن از کجا زده شد؟
۲۹ بهمن مردم انقلابی تبریز به مناسبت بزرگداشت چهلمین روز شهدای قیام ۱۹ دی قم دست به تظاهرات زده و مدتی کنترل شهر را از دست ماموران رژیم خارج کردند، اما به دستور استاندار، ارتش وارد عمل شده و دهها نفر را به شهادت و صدها نفر را زخمی نمودند و در نهایت کنترل شهر را به دست گرفتند.
جرقه قیام تبریز از کجا زده شد؟
پس از چاپ مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات در ۱۷ دی ماه سال ۱۳۵۶ که حاوی مطالبی جسارتآمیز نسبت به امام خمینی بود، جمعی از روحانیون و مردم شهر قم نسبت به آن واکنش نشان داده در ۱۹ دی با هدایت آیت الله نوری همدانی دست به تظاهرات زدند و به خیابان آمدند، البته این قیام توسط رژیم، به خون کشیده شد و کشتاری بیرحمانه در خیابان صفائیه قم بهراه افتاد؛ با اعلام اعزام عمومی توسط مراجع معظم تقلید بهمناسبت اربعین شهدای قم، بازار تبریز هم تعطیل و یک قیام بزرگ بهپا شد.
ساعت ۹ صبح بود که جمعیت زیاد شد. جلو مسجد پر شد. چند نفر مأمور مسلح که از پاسگاه آمده بودند و خود (سرگرد) حق شناس هم بود، سعی می کردند مردم را پراکنده کنند. حق شناس می گفت چرا اینجا جمع شده اید و مردم جواب می دادند که امروز در این مسجد مراسم است. او هم می گفت امروز در این مسجد هیچ خبری نیست. » مشهدی محمد عرفان خادم مسجد قزلّی دستور داشت که به موقع در مسجد را باز کند. آیت الله قاضی طباطبایی او را در جریان این مراسم گذاشته بود، اما او نیز که حوالی ساعت ۹ به مقابل مسجد رسید با اجتماع مردم و ممانعت نیروهای کلانتری بازار برای باز کردن مسجد مواجه شد. تأکید روی این موضوع از آن روست که علت آغاز درگیری و حرکت مردم تبریز همانا بسته بودن در مسجد و توهین رئیس کلانتری بازار به ساحت خانه خدا بود. پیش از این لازم است از موقعیت دانشگاه تبریز در صبح روز بیست و نهم آگاه شویم، چرا که نقش دانشجویان در اعتراض عمومی مردم به نظام شاهنشاهی در این روز همچنان پر رنگ بود.
بهگفته شاهدان عینی، توهین سرگرد مقصود حقشناس، رئیس کلانتری منطقه بازار که همراه با فحاشی به مردم و مسجد بود، خشم مردم را شعلهورتر کرد؛ در این بین، جوانی بهنام "محمد تجلا" برای اعتراض وارد صحنه شد، پلیس با شلیک گلوله، این جوان دانشجو را به شهادت رساند تا او بهعنوان اولین شهید این روز نام بگیرد. شهید تجلا متولد سال ۱۳۳۵ در اردبیل بود و هنگام شهادت ۲۲ سال داشت و در رشته مهندسی تحصیل میکرد. پیکر شهید محمد تجلا بهصورت ناشناخته در قبرستان امامیه تبریز به خاک سپرده شد، اما پس از گذشت یک ماه با اذن آیتالله قاضی طباطبایی(ره) نبش قبر صورت گرفت و پیکر او شناسایی شد.
باید گفت قیام ۲۹ بهمن مردم تبریز، منشأ قیامهای دیگری در شهرهای دیگر ایران شد و نقش مهمی در سرنگونی رژیم پهلوی داشت. ۴۰ روز پس از این رویداد در ۱۰ فروردین ۱۳۵۷، انقلابیون شهرهای اصفهان، جهرم، یزد، شیراز و اهواز نیز بهمناسبت چهلمین روز کشتهشدگان تبریز، دست به تجمع و اعتراض زدند که باعث کشته شدن عدهای دیگر در آن شهرها شد. این اعتراضات سراسری در نهایت منجر به توجه رسانههای خارجی به اعتراضات ایران شد.
تعطیلی حوزه علمیه قم
حوزه علمیه قم در ۳/۱۲/۱۳۵۶، به احترام شهدای تبریز تعطیل شد و به همین مناسبت، مراجع تقلید قم در مسجد اعظم مجلس ترحیمی برگزار کردند. در پایان این مراسم که با سخنرانی غلامرضا گلسرخی کاشانی و حضور حدود پانزده هزار نفر برگزار شد، جمعیتی حدود پنج هزار تن با شعارهای «درود بر خمینی»، «زنده و جاوید باد خون شهیدان قم»، «مرگ بر این حکومت یزیدی»، در صحن مسجد تظاهرات کردند و هنگام ظهر، با آرامش پراکنده شدند. در این تظاهرات سیصد طلبه زن (از مدرسه دارالزهرا (س)، مکتب توحید، مدرسه آیتالله گلپایگانی و مدرسه دخترانه کرمانیها) با پوشیه شرکت کردند و برخی به ضبط شعارها میپرداختند.
پس از نماز مغرب و عشا نیز حدود دو هزار طلبه همراه با دویست نوجوان، تظاهرات را از صحن مسجد اعظم آغاز کردند که تا چند ساعت بعد، با پلیس درگیر بودند. همچنین حوزه علمیه قم، روحانیان تهران (در نامه به مراجع تقلید)، علما و واعظان تهران و سیدمحمدرضا گلپایگانی و سیدشهابالدین مرعشی نجفی، این جنایات را محکوم کردند و به علما و «مردم غیور» آذربایجان تسلیت گفتند.
شاید یکی از زیباترین پیامهای امام (رحمةاللهعلیه) نسبت به ملت، پیامی بود که به مناسبت قیام ۲۹ بهمن سال ۵۶ تبریز صادر کردند، پیامی که آکنده از مهر و لطف ایشان به مردم غیور تبریز بود:
«سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز! درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر جزافه گوییهای او کشیدند! زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز، که با نهضت عظیم خود مشت محکم بر دهان یاوهگویانی زدند که با بوقهای تبلیغاتی، "انقلاب خونین استعمار" را که ملت شریف ایران با آن صددرصد مخالف است "انقلاب سفید شاه و ملت" مینامند و این نوکر اجانب و خود باختۀ مستعمرین را نج دهنده کشور میشمارند... من نمیدانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده، تسلیت بگویم. با چه بیانی این قتل عامهای پیدرپی را محکوم کنم....»
دیدار هرساله رهبر انقلاب و سخنان قابل تأمل ایشان
رهبر معظم انقلاب بهدلیل نقش تأثیرگذار این قیام در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، هر سال در روز ۲۹ بهمن با مردم آذربایجان دیدار میکنند. مروری بر بخشی از بیانات ایشان در این دیدارها اهمیت قیام ۲۹ بهمن را فاش میکند و نقش مهم آن را عیان میکند.
رهبر انقلاب در بیاناتی در جمع مردم تبریز در ۲۹ بهمن ماه سال ۱۳۹۳ میفرمایند:
"حضور مردم در بیستونهم بهمن سال ۵۶، شبیه کار امام سجّاد (علیهالسّلام) و جناب زینب کبری بود که نگذاشتند حادثهی عاشورا فراموش بشود. تبریزیها در بیستونهم بهمن نگذاشتند این بار زمین بماند وَالّا بنا بر این بود که کشتار قم و حضور مردم و همهچیز فراموش بشود امّا تبریزیها نگذاشتند. من فراموش نمیکنم آن روزها خبرهایی میآمد که دستگاه جبّار و طاغوت شخصیّتهای برجستهی نظامی خودش را فرستاد تبریز برای اینکه جلوی حضور مردم را بگیرند امّا مردم بیستونهم بهمن را بهوجود آوردند؛ و تا امروز این روز زنده است. اینکه بنده هم اصرار دارم که در این روز با شما ملاقات بکنم بهخاطر اهمّیّت این روز است."
منابع:
پرتال امام خمینی































