emamian

emamian

پایتخت اندونزی روز شنبه، شاهد تظاهرات گسترده‌ای در مقابل سفارت آمریکا بود.


تظاهرات کنندگان حمایت خود را از مردم غزه ابراز داشته و حمایت آمریکا از ارتش رژیم صهیونیستی را محکوم کردند.


شنبه هفته پیش نیز مردم اندونزی در حمایت از مردم غزه به خیابانها آمدند و ضمن محکوم کردن جنایات رژیم صعهیونیستی خواستار پایان جنگ شدند. در تظاهرات هفته پیش مردم شهر «دپوکا» در اندونزی با سر دادن شعارهایی از مردم فلسطین حمایت کردند.


براساس این گزارش، تجمع کنندگان پلاکاردهایی با خود حمل می‌کردند که روی آن نوشته شده بود؛ «به محاصره غزه پایان دهید» و «کشتن فلسطینیها را متوقف کنید».


«اشرف القدره» سخنگوی وزارت بهداشت نوار غزه، بعدازظهر روز شنبه، از افزایش شمار شهدای فلسطینی خبر داد.


اشرف القدره گفت: «دشمن اسرائیلی طی ۲۴ ساعت گذشته ۱۲ کشتار جمعی در نوار غزه انجام داده که در پی آن، ۱۳۵ نفر شهید و ۳۱۲ نفر مجروح شده‌اند».


سخنگوی وزارت بهداشت غزه اعلام کرد که در مجموع، تعداد شهدای فلسطینی از هفتم اکتبر (15 مهر) تاکنون به ۲۳ هزار و ۸۴۳ نفر رسیده و تعداد مجروحان نیز به ۶۰ هزار و ۳۱۷ نفر افزایش یافته است.


ارتش اسرائیل از هفتم ماه اکتبر حملات ویرانگری را علیه نوار غزه آغاز کرده واکثر مردم غزه به دنبال ویرانی خانه‌هایشان در این حملات آواره شده‌اند و در بیمارستان‌ها، مدارس و چادرها سکونت دارند.

 

 

رژیم صهیونیستی در حال عقب‌نشینی از اولین اهداف اعلانی خود در نبرد طوفان الاقصی است. اگر چه این نشانه‌ها به صراحت بیان نمی‌شوند، اما دو نتیجه مهم را آشکار می‌کنند: اول اینکه اکنون و در عرصه میدان اختلاف بین مقامات و فرماندهان رژیم صهیونیستی امری کاملاً آشکار است و دوم آنکه، با فرسایشی شدن جنگ، این مقامات و فرماندهان کم کم از اهداف اولیه عدول کرده، به مرور به سمت اهداف کوتاه‌تر حرکت می‌کنند.

تغییر لحن نتانیاهو

نخستین نشانه‌ای که باید آن را یک تحول در نظر گرفت، تغییر گفتار نتانیاهو در خصوص آتش‌بس است. نتانیاهو طی یک ماه نخست جنگ، همواره ادعای ادامه جنگ تا از بین بردن حماس را بر سر زبان داشت و از عدم قبول هرگونه آتش‌بس سخن می‌گفت؛ اما به یکباره در سی و هفتمین روز جنگ در مصاحبه‌ای که با دو شبکه ام‌بی‌سی و سی‌ان‌ان انجام داد، از مبادله اسرا سخن گفت و اینکه او چیزهای زیادی از اسیران رژیم صهیونیستی می‌داند اما نمی‌خواهد درباره آنها سخن بگوید. این روند در نهایت به موج نخست توافق اسرا از زمان آغاز جنگ منجر شد و در هفته‌های اخیر نیز با تداوم سرنوشت نامعلوم سایر اسرا و ناکامی ارتش اسرائیل در یافتن این افراد، خبرها از ادامه مذاکرات پشت پرده به منظور توقف نبرد در ازای تبادل اسرای صهیونیست و فلسطینی حکایت دارد.

اظهارات جانشین رئیس موساد

«ایهود لاوی» جانشین رئیس موساد ـ که هویتش به تازگی آشکار و رسانه‌ای شده است ـ در مصاحبه‌ای اعلام کرد: ما دو هدف برای جنگ تعیین کردیم: از بین بردن حماس و بازگرداندن اسیران. به نظر من ما باید تمرکز خود را روی گزینه دوم بگذاریم و آنها را به هر قیمتی به خانه باز گردانیم.

این سخنان از زبان کسی است که تاکنون شخصیتی در سایه بوده و تازه در رسانه‌ها به اظهار نظر می‌پردازد، و در نتیجه می‌توان گفت این یک اتفاق ساده نیست؛ چرا که همواره بیان نظراتی که حکایت از چرخش و تغییر رویکرد دارد از زبان مقامات درجه اول، هزینه سنگینی به همراه خواهد داشت اما بیان تغییر رویکرد از زبان مقامی که جایگاه مهمی دارد اما شناخته شده نیست، چندان با حاشیه و با هزینه بالا نخواهد بود.

اظهارات «لاوی» ـ که یکی از جایگاه‌های مهم تصمیم‌سازی در رژیم صهیونیستی را در اختیار داشته ـ دقیقاً نقطه مقابل سخنان نتانیاهو و اعضای کابینه جنگ رژیم صهیونیستی است. او از گزینه‌ای به نام «از بین بردن حماس» سخن نمی‌گوید و تمام تمرکز خود را بر بازگرداندن اسیران رژیم صهیونیستی قرار می‌دهد؛ مسئله‌ای که می‌تواند حکایت از تغییر رویکرد داشته باشد.

نامه رئیس دستگاه اطلاعاتی ارتش رژیم صهیونیستی

«آهارون هلیوا» رئیس دستگاه اطلاعاتی ارتش رژیم صهیونیستی (آمان)، در نامه که در روز سی و هشتم جنگ به کارمندان خود نوشت اظهار داشت: ما در هدف اولیه یعنی پیش‌بینی حمله دچار شکست شدیم اما حالا با تمام قوا در حال پیشرفت هستیم و به این مسیر ادامه می‌دهیم تا روزی که تمام اسیران را به خانه بازگردانیم.

در سخنان هلیوا، دو نکته مهم وجود دارد: نخست اینکه او بازگرداندن اسیران را نقطه عطف سخنان خود قرار می‌دهد و پس از اعتراف به شکست در پیش‌بینی حمله مقاومت، آزادی اسیران را به عنوان نقطه نهایی جنگ تعریف می‌کند. این تقدم و تأخر در عبارات، آن هم در متن نامه‌ای که رئیس یک دستگاه امنیتی عریض و طویل به کارمندانش می‌نویسد، امری اتفاقی یا اشتباه نیست بلکه تعمدی در آن نهفته است که حکایت از اعتراف به یک تغییر رویکرد غیر مستقیم دارد.

در مجموع به نظر می‌رسد به دلیل سنگینی شکستی که صهیونیست‌ها در «طوفان الاقصی» متحمل شده‌اند، تغییر رویکرد برای آنها بدون تحقق هیچ دستاورد ملموسی تا اینجای جنگ امری بسیار ثقیل است که می‌تواند افکار عمومی آنها را علیه‌شان بسیج کند.

بنابراین به نظر می‌رسد این مسئله به صورت تدریجی و از زبان مقامات درجه چندم با سطح پایین‌تر حساسیت بیان می‌شود تا به مرور برای افکار عمومی عادی شود و دیر نخواهد بود زمانی که مقامات درجه اول رژیم صهیونیستی هم از تغییر رویکرد و اهداف سخن خواهند گفت. البته این تغییر با ادبیاتی مطرح خواهد شد که به مذاق افکار عمومی تلخ نیاید.

یکشنبه, 24 دی 1402 07:26

فضیلت ماه رجب

همه ماه ها و روزهای سال فرصت مناسبی برای ارتباط با خدا و بازگشت به مسیر هدایت است اما برخی از ایام امکان و قابلیت ویژه ای برای این ارتباط و انجام اعمال عبادی و معنوی دارد که مومن با توجه به آن و استفاده مناسب از مواهب آن بهره مند می گردد، چنانکه رسول گرامی اسلام فرمودند:

إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلاَ فَتَعَرَّضُوا لَهَا[۱]

همانا از سوی پروردگار شما در طول عمرتان نسیم هایی می وزد ، پس خود را در معرض آنها قرار دهید.

 

یکی از این ایام ماه رجب است که جزء چهار ماه برگزیده و منتخب خداوند است چنانکه رسول خدا فرمودند: «خدای به جهان نگریست و از هر چیز چهار شماره از آن برگزید، از فرشتگان: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و ملک الموت را برگزید و از پیامبران مرسل خداوند شمشیر: ابراهیم و داود و موسی و من را برگزید. و از زنان چهار تن را برگزید:مریم، آسیه، خدیجه، فاطمه، ، و از ماهها چهار برگزید که شهرهای حرام‏اند: رجب‏، شوال، ذی قعده، ذیحجه، و از روزها چهار برگزید: آدینه، روز ترویه (روز هشتم ذیحجه) و روز عرفه و عید قربان».[۲]

همچنین ماه رجب یکی از ماه های حرام است که در آن آغاز و ادامه جنگ به جز جنگ دفاعی ممنوع اعلام شده است و جنایات نیز در این ماه ها دیه سنگین تری دارد.

شاید وجه تسمیه و نامگذاری ماه رجب به ماه «أصب» به معنای ماهی که رحمت الهی در آن فرو می ریزد اهمیت این ماه را بیش از پیش روشن کند که رسول خدا فرمودند:

یُسَمَّی شَهرُ الرَّجبِ الاَصَبَّ ِلاَنَّ الرّحمةَ تُصَبُّ عَلَی اُمَّتی فیهِ صَبّاً وَ یُقالُ الاصَمُّ لِاَنَّهُ نُهِیَ فیهِ عَن قِتالِ المُشرکینَ وَ هُوَ مِنَ الشُّهورِ الحُرُم».[۳]

«ماه رجب را اصبّ نامیده‌اند چون در این ماه رحمت الهی بر امت من فرو می‌ریزد و ماه اصم می‌گویند چون در این ماه از جنگ با مشرکان نهی شده است»

توجه به خدای متعال و توبه و انابه و عبادت در این ماه بسیار سفارش شده است و روایات فراوانی دارد.

مرحوم شیخ صدوق اعلی الله مقامه الشریف از امام صادق علیه السلام نقل می کند که یکی از یاران آن حضرت در اواخر ماه رجب خدمتش رسید، چون نظر حضرت به او افتاد، فرمود: آیا در این ماه روزه گرفته ای؟ عرض کرد: نه، فرمود: آن قدر ثواب از تو فوت شده که اندازه آن را کسی جز خدا نمی داند، این ماهی است که خداوند آن را بر سایر ماهها برتری بخشیده و احترام آن را عظیم شمرده و برای روزه داشتن آن، پاداش های مهمّی قرار داده است. آن مرد عرض می کند: آیا اگر در بقیّه این ماه روزه بدارم، به بخشی از ثواب می رسم؟ امام علیه السلام فرمود:آری، سپس ثواب های مهمّی برای کسی که فقط روز آخر ماه، یا دو روز آخر ماه، یا سه روز آخر ماه را روزه بدارد، بیان فرمودند، مانند نجات از سکرات مرگ، عذاب قبر و لغزش بر صراط و شداید قیامت و نایل شدن به برائت و رهایی از آتش دوزخ.[۴]

همچنین در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد، خشنودی عظیم خدا را به دست آورده، خشم الهی از او دور می شود، و درهای جهنّم به روی او بسته خواهد شد![۵]

 

در حدیث دیگری آمده است: «رجب» نام نهری است در بهشت، از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر; هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد، از آن می نوشد![۶]

در روایتی از رسول خداصلی الله علیه وآله آمده است: هر گاه کسی نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد:

سُبْحانَ الاِلهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَعَزِّ الاَکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ.[۷]

منزه است خدای بزرگ منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز برای او شایسته نیست منزه است خدای برتر و کریمتر منزه است آن که لباس عزت در بردارد و شایسته آن است.

بنابر این رجب فرصتی است برای بازگشت به سوی خدای متعال و توبه در پیشگاه الهی با اعمال معنوی ویژه و خاص که امام کاظم علیه السلام پاداش نیکی ها در آن را دو برابر دانستند و فرمودند: رَجَبٌ شَهرٌ عَظیمٌ یُضاعِفُ اللّه ُ فیهِ الحَسَناتَ و یَمحُو فیهِ السَّیِّئاتَ.[۸] رجب ماه بزرگی است که خداوند [پاداش] نیکی ها را در آن دو چندان و گناهان را پاک می کند .

 

این ماه آن قدر با اهمیت و ارزش است که چون ماه رجب فرا می رسید، رسول خدا صلی الله علیه و آله مسلمانان را دور خود جمع می کرد و برای ایشان خطبه می خواند . . . و می فرمود : ای مسلمانان! ماه بزرگ و مبارکی بر شما سایه افکنده است ، این ماه ، ماه فرو ریزنده است . خداوند در این ماه رحمت خود را بر بندگانش فرو می ریزد ، مگر آن که بنده ای مشرک باشد یا پدید آورنده بدعتی در اسلام .[۹]

علاوه بر روضه و تضرع و دعا به صورت عام اعمال فراوان دیگری نیز ماه رجب دارد که در دو بخش اعمال مشترک ماه رجب و اعمال خاص روزها و شبهای مختلف در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی و دیگر کتب ادعیه آمده است که در ذیل به برخی اشاره می کنیم:

 

اعمال مشترک این ماه

این اعمال که مخصوص روز معینی نیست بلکه در تمام ماه انجام می‌شود، بسیار فراوان است که برخی از آنها را ذکر می کنیم:

 

۱. در تمام ماه رجب، این دعا را بخواند:

یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ. اللّـهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ واَیادیکَ الفاضِلَةُ؛ وَ رَحْمَتُکَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَآلِ محمد؛ واَنْ تَقْضِیَ حَوائِجی لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ؛ ای که مالک حاجات خواستارانی و ای‌ که نهاد خاموشان دانی برای هر خواسته‌ای، از جانب تو گوشی شنوا و پاسخی آماده است خدایا به حق وعده‌های راستت و نعمت‌های بسیار، و رحمت وسیعت از تو خواهم که درود فرستی بر محمّد و آل محمد، و حوایج دنیا و آخرتم را برآوری که به راستی تو بر هر چیز توانایی.

 

۲. رسول خدا (ص) فرموده‌اند: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و در پایان صدقه‌ای بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس ۴۰۰ مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد.

همچنین ایشان فرمودند: کسی که در ماه رجب هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگوید، خداوند برای او حسنات فراوانی می‌نویسد.

 

۳. در روایتی آمده است: «هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، ۷۰ مرتبه و همچنین شب ۷۰ مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ و پس از آن، دستها را بلند کند و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَیَّ، اگر در همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضی خواهد بود.

 

۴. در طول این ماه هزار مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَ الاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان وی را بیامرزد.

 

۵. سیّد بن طاووس در «اقبال» فضیلت فراوانی برای خواندن سوره «قل هو الله احد» در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از رسول خدا (ص) روایت کرده است که هر کس با نیت پاک در ماه رجب، ۱۰ هزار مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالی که از گناه پاک باشد مانند روزی که از مادر متولد شده است و ۷۰ فرشته به استقبال او می‌آیند و به وی بشارت بهشت را می‌دهند.

 

۶. در روایتی از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: «هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد و چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در رکعت اول صد مرتبه «آیة‌الکرسی» بخواند و در رکعت دوم دویست مرتبه «قل هو الله احد»، پیش از مردن جای خود را در بهشت می‌بیند و یا دیگری جای او را ببیند (و برای او توصیف کند).

 

عمره رجبیه

انجام «عمره»، در ماه رجب فضیلت فراوان دارد. طبق روایات اهل بیت (ع) «عمره» در ماه رجب فضیلتی هم‌ردیف حج (تمتع) دارد.

در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضیلت‌ترین عمره، عمره در ماه رجب است.

برخی از اعمال هم به صورت ویژه برای شب یا روز خاصی در ماه مبارک رجب وارد شده است که در ذیل به آن اشاره می کنیم:

 

۱. شب اوّل ماه:

انجام اعمالی در این شب با ارزش، مورد سفارش است

اول: از رسول خدا (ص) نقل شده است که به هنگام رویت هلال ماه رجب، این دعا را می‌خواند: اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاَمْنِ وَ الاْیمانِ، وَ السَّلامَةِ وَ الاِسْلامِ، رَبّی وَرَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام پروردگار من و پروردگار تو (ای ماه) خدای عزوجل است.

دوم: غسل کردن

سوم: زیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.

چهارم: بعد از نماز مغرب، بیست رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار سوره «حمد» و یک بار سوره «توحید» بخواند. رسول خدا (ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش، خانواده‌اش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود... و در قیامت به سرعت از صراط بگذرد.

پنجم: بعد از نماز عشا، دو رکعت نماز به‌جا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «قل هو الله احد» را سه مرتبه بخواند و در رکعت دوم، سوره های «حمد»، «اَلَم نشرح»، «قل هو الله احد» و «معوّذتین» (سوره های ناس و فلق) را یک‌بار بخواند و پس از سلام سی مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و سی مرتبه «صلوات» بفرستد.

ششم: سی رکعت نماز بخواند، (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و یک مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» و سه مرتبه «قل هو الله احد» را بخواند.

هفتم: احیای شب اول ماه

 

۲. شب سیزدهم

امام صادق (ع) فرمود: «خداوند به این امت سه ماه ارزشمند عطا کرد که به امت های قبل نداده بود و آن ماهها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امت های پیشین نداده بود و آن شب های سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امّت های سابق نداده بود و آن سوره های «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهای این امّت جمع کرده است.

از امام (ع) سوال شد: «چگونه می توان میان آنها جمع کرد؟

فرمود: «در لیالی بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این نحو که «در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگزارد و در هر رکعتی پس از سوره «حمد» این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند، و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سوره ها را در هر رکعت بخواند.

امام (ع) در فضیلت این نمازها فرمود: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را ـ جز شرک ـ می آمرزد.

 

۳. روز سیزدهم ماه

روز سیزدهم ماه رجب مصادف با ولادت امیرالمؤمنین علی (ع) است و اولین روز از ایام البیض است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانی دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را بجا آورد باید این روز را روزه بگیرد.

 

۴. روز چهاردهم ماه

روزه گرفتن در این روز پاداش فراوانی دارد. در روایتی از رسول خدا(ص) می خوانیم: «هرکس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشی به وی عنایت کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلبی خطور کرده باشد.

 

۵. شب نیمه ماه

این شب، شب ارزشمندی است که چند عمل در آن وارد شده است.

اوّل: غسل.

دوم: احیای آن شب به عبادت که فضیلت بسیار دارد.

سوم: زیارت امام حسین (ع) که زیارت آن حضرت در شب و روز نیمه رجب مورد تأکید قرار گرفته است.

چهارم: شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند .

پنجم: بجا آوردن سی رکعت نماز، که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و ده مرتبه سوره «توحید» را بخواند، در روایتی از رسول خدا (ص) پاداش فراوانی برای این نماز ذکر شده است.

 

۶. روز نیمه رجب

روز مبارکی که در آن چند عمل وارد شده است:

۱ـ غسل کردن.

۲ـ زیارت امام حسین (ع)؛ در روایتی از محمد بن ابی نصر نقل شده است که از امام رضا (ع) سوال کردم: در چه ماهی زیارت امام حسین (ع) بهتر است؟» فرمود: «در نیمه رجب و نیمه شعبان.

۳ـ بجا آوردن نماز جناب سلمان (همان گونه که در اعمال روز اوّل ماه رجب گذشت).

اعمال امّ داوود

از مهم‌ترین اعمال روز نیمه رجب، عمل «امّ داود» است که به گفته علاّمه مجلسی: «شیخ صدوق»، «شیخ طوسی» و «سیّد بن طاووس» (ره) به سندهای معتبر آن را نقل کرده اند. این عمل برای برآمدن حاجات و رفع اندوه و غم، حلّ مشکلات و دفع ظلم ستمگران بسیار مؤثر است. (و به گفته «علامه مجلسی»، در کتاب «زاد المعاد»، بارها تجربه شده است.

 

۷. شب بیست و هفتم ماه رجب (شب مبعث)

شب مبعث از شب های مهمّ سال و بسیار ارزشمند است و اعمالی برای این شب نقل شده است:

اوّل: غسل کردن در این شب مستحب است.

دوم: دوازده رکعت نماز است که نحوه آن در اعمال شب نیمه رجب، بیان شد.

سوم: زیارت حضرت امیر مؤمنان علی (ع) در این شب، از افضل اعمال است. برای آن حضرت، در این شب سه زیارت نقل شده است.

 

۸. روز بیست و هفتم ماه

بیست و هفتم رجب، روز مبعث است که روز بسیار شریف و با ارزشی است.

در روایتی از امام صادق (ع) روز مبعث به عنوان شریفترین اعیاد یاد شده است. در هر حال بزرگان برای این روز، اعمالی ذکر کرده‌اند:

اوّل: غسل کردن در این روز مستحب است.

دوم: روزه. این روز در میان روزهای سال یکی از چهار روزی است که روزه گرفتن آن فضیلت بسیار دارد و پاداش فراوانی برای آن نقل شده است.

سوم: زیاد صلوات فرستادن.

چهارم: زیارت رسول خدا و امیر مؤمنان (علیهما السلام) است.

پنجم: دوازده رکعت نماز است.

از «ریّان بن صلت» نقل شده است که هنگامی که امام محمّد تقی (ع) در بغداد بود، روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم رجب را روزه می گرفت و همه ملازمان و یاران آن حضرت نیز روزه گرفتند. آنگاه به ما فرمودند، دوازده رکعت نماز بجا آوریم (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، «حمد» و «سوره ای» بخوانیم و هنگامی که نمازها به پایان رسید، هر یک از سوره های حمد، توحید و معوّذتین (فلق و ناس) را چهار مرتبه بخوانیم، آنگاه چهار مرتبه گفته شود: لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ; و چهار مرتبه: اَللهُ اَللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً و چهـار مرتبـه: لا اُشْرِکُ بِرَبّی اَحَـداً.

 

۹. روزه آخر ماه

در این روز، نماز جناب سلمان را بجا می آوری. همچنین روزه نیز در این روز پاداش فراوان دارد، امام رضا (ع) فرمود: «هر کس روز آخر ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند گناهانش را می آمرزد.[۱۰]

 

پی نوشت ها:

[۱] . بحارالانوار، علامه مجلسی، جلد۶۸، صفحه۲۲۱ .

[۲]. خصال، شیخ صدوق، جلد۱، صفحه۱۷۸.

[۳] . بحارالانوار، علامه مجلسی، جلد۲۴، صفحه۳۹.

[۴] . امالی، شیخ صدوق، صفحه۱۵.

[۵] . اقبال، سید بن طاووس، صفحه۶۳۴.

[۶] . اقبال، سید بن طاووس، صفحه۶۳۵.

[۷] . اقبال، سید بن طاووس، صفحه۶۳۵.

[۸] . من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، جلد۲، صفحه۹۲.

[۹] . بحارالانوار، علامه مجلسی، جلد۳۳، صفحه۴۷.

[۱۰] . مفایتح الجنان، شیخ عباس قمی، اعمال ماه رجب

یکم رجب المرجب مصادف است با ولادت امام باقر علیه السلام، ولادت این امام پیام رسان کربلا را محضر مبارک امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و رهبر معظم انقلاب اسلامی امام خامنه‌ای عزیز دام ظله العالی علی روءس المسلمین و همه پویندگان راه ولایت و رهبری تبریک و تهنیت عرض می کنیم

امام باقر علیه السلام در مدت امامت ۱۹ساله خودش و در خفقان حکومت فاسدان بنی امیه خدمات بزرگ رابه جهان اسلام و بشریت انجام داد و میراث فرهنگی را به ارمغان گذاشت و به طور فهرست نمونه های از آن را اشاره می شود: ۱-امام باقر علیه السلام اختلافات فقهی فرق اسلامی را باتوجه به اینکه برخی از علمای اهل سنت در زمان امام وابسته به حکومت بودند، امام باقر علیه السلام احساس وظیفه سنگین نمودند تا سنتهاواحادیث پیامبر اسلام ص را به دور از شائبه های تحریف عمدی خلفا و علمای وابسته به آنان مطرح کنند، و احکام فقهی را در مسیر سنت پیامبر اسلام ص قراردهد، و اعلام فرمود:هرحکمی صادر می شود باید مطابق با قرآن و سنت و تقریر و قول و فعل پیامبر اسلام ص باشد.

دومین کار ارزشمندی امام باقر علیه السلام تدوین احادیث پیامبر اسلام ص بود، چنانچه همه اهل تحقیق می‌دانند، حکومت های بعداز رسول خدا ص کار بسیار نابخردانه ای که انجام دادند منع تدوین احادیث نبوی بود، امام باقر علیه السلام با تشکیل دانشگاه با قریه و تربیت شاگردان فراوان تمام احادیث نبوی را احیا نمود، و هر مقدار احادیثی که از زبان مبارک پیامبر اسلام ص از بطن قرآن بیان شده بود، نوشت که طبق نقل ها بیش از ۲۰۳جلد کتاب حدیث را با شاگردانش نوشت به جهان اسلام و بشریت تحویل داد، که امام صادق علیه السلام این حرکت عظیم با تشکیل دانشگاه صادقیه و تربیت ۴۰۰۰نفر شاگرد، در تمام شئونات زندگی بشر آن میراث فرهنگی عظیم را تکمیل کرد، و خیلی از بزرگان اهل سنت این حرکت عظیم صادقیین را قبول دارند و در کتابها شان نوشتند، که مجال بیان آنها نیست.

سومین برنامه خجسته و عظیم امام باقر علیه السلام نجات شیعه بود، امام علاوه معرفی شیعه، یعنی این که شیعیان ما کسانی اند که ازما و آثار ما و اعمال ما پیروی می کنند، و شیعه واقعی را از غلات، وگروه های منحرف دیگر مثل خوارج، زنادقه، و مرجئه، و دهریون، که خیلی از آنها توسط حاکمان فاسد بنی امیه و بنی عباس برای ضربه زدند به اهلبیت علیهم السلام و شیعه ناب محمدی وعلی ع به وجود آورده بودند، ولذا امام باقر علیه السلام با همه فشارهای که از ناحیه حکام ظالم بود شیعه را هم معرفی کرد وهم نجات داد.

چهارم -آن چه که از امام باقر علیه السلام با قی مانده است بخش عمده ای از در روایات شیعه که در کتب اربعه(کافی، من لا یحضره الفقیه، اسبتصار، و تهذیب احکام) ویا مجموعه آنها(وسائل الشیعه) چه در موضوع فقه و تفسیر و چه اخلاقیات آمده است، از امام باقر علیه السلام نقل شده است، و علاوه بر کتب که ذکر شد، اگردرکتب تفسیری، مثل، البرهان بحرانی ۲نورالثقلین، و صافی، و کتب تفسیری، فیض کاشانی، مراجعه شود، روایات فراوانی در زمینه مسائل فقه، توضیح آیات قرآن، از امام باقر علیه السلام نقل شده است، و بسیاری از اخبار و وقایع تاریخ درباره امیر المومنین ع و جریان جنگ صفین از امام باقر علیه السلام نقل شده است خلاصه شیعه ناب به خود افتخار می کند که این میراث فرهنگی، علمی، و فقهی و حقوقی و هرآنچه از علم و دانش بشری در تمام ابعاد مختلف علوم از زمین تا آسمان از خاندان عصمت و طهارت و بزرگان شیعه و تربیت شدگان این خاندان بوده است، و مخصوصا بشر هرچه افتخارات علمی دارد از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام بوده واین حقیقت است هیچ کسی نمی تواند انکار کند، و حق انکار راهم ندارد، وقتی سیستم حکومتی کشور ژاپن از عهد نامه مالک اشتر تربیت علی علیه السلام است دیگر جای انکار نیست.

یکشنبه, 24 دی 1402 07:21

ماه رجب و نزول رحمت الهی

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:

رَجَبٌ شَهرُ اللّه ِ الأصَبُّ یَصُبُّ اللّه ُ فِیهِ الرَّحمَةَ عَلی عِبادِهِ

رجب ماه بارش رحمت الهی است. خداوند در این ماه رحمت خود را بر بندگانش فرو می ریزد.

 

عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج ۲، ص ۷۱

یکشنبه, 24 دی 1402 07:21

منزلت ماه رجب

از حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده که فرمودند: إِنَّ اللهَ تَعَالَی نَصَبَ فِی السَّمَاءِ السَّابِعَهِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ الدَّاعِی فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ یُنَادِی [نادی] ذَلِکَ الْمَلَکُ کُلَّ لَیْلَهٍ مِنْهُ إِلَی الصَّبَاحِ: طُوبَی لِلذَّاکِرِینَ طُوبَی لِلطَّائِعِینَ وَ یَقُولُ اللهُ تَعَالَی: «أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی وَ مُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِی الشَّهْرُ شَهْرِی وَ الْعَبْدُ عَبْدِی وَ الرَّحْمَهُ رَحْمَتِی فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَیَّ» کتاب إقبال الأعمال، جلد ۲ صفحه ۶۲۸

خداوند در آسمان هفتم، ملکی را منصوب کرده که به او «داعی» می گویند. هرگاه ماه رجب فرا می رسد، آن ملک هر شب تا صبح چنین ندا می‌دهد: خوشا به حال ذاکران. خوشا به حال اهل طاعت.

همانا خداوند متعال می‌فرماید: من همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند، و مطیع کسی هستم که از من اطاعت نماید، و آمرزنده کسی هستم که از من آمرزش بطلبد. این ماه، ماه من است و بنده، بنده من و رحمت، رحمت من است؛ پس هر کس در این ماه، من را بخواند، او را اجابت می‌کنم و هر کس از من درخواستی داشته باشد، به او عطا می‌کنم و هر کس از من هدایت بخواهد، او را هدایت می‌نمایم. من این ماه را ریسمانی میان خود و بندگانم قرار دادم که هر کس به این ریسمان چنگ بزند، به من وصل شده است.

در نام‌گذاری این ماه به «رجب الاصَبّ» و «رجب الاصَمّ» از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل است که فرمود: یُسَمَّی شَهرُ الرَّجبِ الاَصَبَّ ِلاَنَّ الرّحمةَ تُصَبُّ عَلَی اُمَّتی فیهِ صَبّاً وَ یُقالُ الاصَمُّ لِاَنَّهُ نُهِیَ فیهِ عَن قِتالِ المُشرکینَ وَ هُوَ مِنَ الشُّهورِ الحُرُم. ماه رجب را اصبّ نامیده‌اند چون در این ماه رحمت الهی بر امت من فرو می‌ریزد و ماه اصم می‌گویند چون در این ماه از جنگ با مشرکان نهی شده است و چون صدایی برای فرا خواندن به جنگ (نه فراخوانی برای جنگ و نه شیهه اسب و نه صدای کشیده شدن شمشیر از نیام) در این ماه شنیده نمی‌شود گویا این ماه از این نظر ناشنواست. کتاب وسائل الشیعه، جلد۱۰ صفحه ۵۱۱

از مجموع احادیث بالا و دیگر احادیث به خوبی روشن می‌شود که این ماه، ماه تهذیب نفوس و خودسازی و آغاز یک دوره جدید سیر و سلوک الی الله است، که از ماه رجب آغاز و به ماه مبارک رمضان منتهی می‌شود. خوشا به حال آنان که قدر و منزلت این سه ماه را بدانند و از آن بهره کافی ببرند.

«معاد» و مسایل مربوط به آن، یکی از اصول مبنایی و دینی اسلام است که همه مکاتب الهی، فرق اسلامی و مسلمانان مذاهب گوناگون، طبق آیات قرآن، آن را پذیرفته اند و به آن اعتقاد راسخ دارند، اما فروعات و بحث هایی در چگونگی معاد، حشر، شفاعت، تجسم اعمال، موقف های چندگانه، نداها و... در مطالعات کلامی این اتفاق بزرگ، طبق اسناد روایی مدقق بررسی قرار گرفته که عقلاً و نقلاً قابل ابراز و پذیرش می باشد که به اجمال و از باب: «مایُدرک کلّه لایُترک کلّه» فرادیدتان می نهیم.

 

خداوند در قرآن مجید می فرماید: «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَی الظّالِمینَ»؛۱ در این هنگام، ندا دهنده ای در میان آن ها ندا می دهد که لعنت خدا بر ستمگران باد. همه اهل محشر این ندا را می شنوند و در حقیقت، سیطره تفوقی بر همه آنان دارد که سر برافراشته تا بدانند این ندا از کیست؟!

حاکم حسکانی از اهل سنت، از محمد حنفیه از امیرمؤمنان علی(ع) نقل می کند که فرمود: « أنا ذلِک المُؤذَّنُ؛۲ آن که این ندا را سر می دهد، منم.» و هم چنین ابن عباس می گوید که امام علی(ع) در قرآن نام هایی دارد که مردم آن ها را نمی دانند، از جمله: «مُؤذَّن» آیه یاد شده است که این ندا را در می دهد و می گوید: «أَلا لَعْنَةُ اللّهَ عَلَی الَّذِیْنَ کَذَّبُوا بِوِلایَتِی وَ اسْتَخَفُّوا بِحَقِّی؛۳ لعنت خدا بر آن ها باد که ولایت مرا تکذیب کردند و حق مرا کوچک شمردند.»

در کتاب های شیعه نیز روایات متعددی در این زمینه وارد شده است، از جمله این که: مرحوم «صدوق» با سند خود از امام باقر(ع) نقل می کند: امیرمؤمنان علی(ع) به هنگام بازگشت از میدان جنگ نهروان، مطلع شد که «معاویه» آشکارا او را دشنام می دهد و یارانش را به قتل می رساند، حضرت برخاست و خطابه ای ایراد کرد و در ضمن آن فرمود:

«ندا دهنده در دنیا و آخرت منم همان گونه که خداوند می فرماید: «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَی الظّالِمینَ»؛ من آن مؤذن رستاخیزم، و نیز می فرماید: «وَأَذانٌ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ» که به هنگام حج می بایست از طرف خدا و پیامبر این صدا به گوش همه مردم می رسید... آن مؤذن نیز من بودم.»۴

 

علت این که امیرمؤمنان علی(ع) به عنوان مؤذن و ندا دهنده در آن روز انتخاب می شود، دو مورد در این باره تأکید دارد:

أ) از سوی رسول مهربانی(ص) پس از فتح مکه مأموریت یافت، تا سوره برائت(توبه) را در موسم حج با صدای رسا اعلام دارد: «وَ أَذانٌ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی النّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأَکْبَرِ...»؛۵ و این، اعلامی است از سوی خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر (روز عید قربان) که... .

ب) امام علی(ع) در تمام زندگانی اش، توفیق مبارزه با ظلم، ستم، درگیری مدام با ظالمان، ستمگران و یاغیان را داشت، آن چنان که حمایت از مظلومان و دشمنی با ظالمان در همه فرازهای دوران زندگانی اش ـ با توجه به شرایط خاص زمانه اش ـ می درخشد.

با توجه به این دو مورد و اعتقاد به تجسم اعمال، بایستی اقرار کرد که زندگانی در جهان دیگر(معاد)، یک نوع تجسم بزرگ و تکامل یافته از زندگانی انسان ها در این جهان(دنیا) می باشد، نتیجه این که این دو مورد از فضیلت های ناشناخته و مغفول قرار گرفته امیرمؤمنان علی(ع) می باشد که در آن روز از لفافه ها برکنار و آشکار می گردد... .

 

از بعضی روایات نیز فهمیده می شود که در روز قیامت افراد و گروهایی نام برده شده اند که آن روز ندا می شوند که این افراد و گروه ها کجا هستند؟ و این پرسش هم درباره نیکوکاران و اهل بهشت است که پرسیده می شوند و هم کسانی که زشت کردار و اهل جهنم می باشند که به بعضی از آنان اشاره می شود:

الف) جابر از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که در روز محشر ندا دهنده ای صدا می زند: «أین سیّد الأنبیاء؟۶ سرور پیامبران کجاست؟» که با جلوه های خاصی مرا حاضر می کنند و هم چنین می فرماید بعد از آن، ندا داده می شود: «أین‏ سیّد الوصیّین علیّ أمیر المؤمنین؟۷ سرور اوصیا و امیر مؤمنان کجاست؟» و در نقل دیگری صدا زده می شود: «أَیْنَ‏ خَلِیفَةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ؛۸ خلیفه خدا بر روی زمین کجاست؟»

در ادامه روایت می فرماید: «...أین‏ سیّدی شباب أهل الجنّة؟... أین‏ سیّدة النساء؟... أین سیّدۀ النساءِ المُؤمِنین...؟ ابتدا سرور جوانان بهشت؛ امام حسن(ع) و امام حسین(ع) فرا خوانده می‌شوند. بعد از آن، حضرت فاطمه(س) به عنوان سرور زنان، مورد خطاب قرار می‌گیرد. در آخر از حضرت خدیجه(س) به عنوان سرور زنان مؤمن درخواست می‌شود که حضور پیدا کند.۹

ب) زُهری از اهل سنت، از این عباس و او از پیامبر(ص) نقل می کند که روز قیامت صدا زده می شود: «أَیْنَ‏ زَیْنُ الْعَابِدِینَ؟۱۰ گویا می‌بینم که آن‌گاه فرزندم، علی بن الحسین، در بین صفوف راه می‌رود.»

ج) درباره جایگاه و منزلت زوار امام حسین(ع) نیز آمده که در روز قیامت ندا داده می شود: «أَیْنَ‏ زُوَّارُ قَبْرِالْحُسَیْنِ؟۱۱ زایران قبر حسین کجا هستند؟ گروه زیادی از مردم بلند می‌شوند. به آنان گفته می شود: دست هر کس را که می‌خواهید بگیرید و با خود به بهشت ببرید.»

د) یاران مخلص معصومان و دیگر شیعیان هر کدام از چهارده معصوم(ع) که این افراد نیز به طور جداگانه فراخوانده می‌شوند، امام کاظم(ع) فرمود: «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ نَادَی مُنَادٍ أَیْنَ حَوَارِیُّ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ... ثُمَّ یُنَادِی‏ أَیْنَ‏ حَوَارِیُّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ... ثُمَّ یُنَادِی الْمُنَادِی أَیْنَ حَوَارِیُّ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ... ثُمَّ یُنَادِی‏ أَیْنَ‏ حَوَارِیُّ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ فَیَقُومُ کُلُّ مَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَهُ... ثُمَّ یُنَادِی‏ أَیْنَ‏ حَوَارِیُّ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ... ثُمَّ یُنَادِی‏ أَیْنَ‏ حَوَارِیُّ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ حَوَارِیُّ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ...؛۱۲ روز قیامت می‌پرسند: حواری محمد(ص) کجا هستند؟ بعد از آن به ترتیب حواری علی بن ابی طالب و امام حسن و دیگر امامان فراخوانی می‌شوند. برای هر معصوم تعداد کمی از اصحابش به عنوان حواری حاضر می‌شوند به جز امام حسین(ع) که همه همراهانش که در کربلا به شهادت رسیده‌اند، حاضر می‌شوند... .»۱۳

هـ) دوستداران و علاقه مندان امیرمؤمنان علی(ع): ابن عباس از پیامبر(ص) نقل کرده: «...أین محبُّ عَلیّ...؟ ثم ینادی المنادی أین البقیة من محبُّ علی...؟ ثم ینادی أین‏ البقیة من محبّی عَلیّ...؟؛۱۴ روز قیامت ندا داده می‌شود: محبان علی(ع) کجا هستند؟ آن‌گاه عده‌ای از انسان‌های صالح و با تقوا بلند شده و هم خود به بهشت می‌روند و هم کثیری را از آتش نجات داده و با خود به بهشت می‌برند. سپس ندا داده می‌شود: مابقی دوستداران علی(ع) کجا هستند؟ گروهی از افراد متوسط از دوستداران او بلند می‌شوند و خواسته آنان اجابت می‌شود. برای مرتبه دوم این سؤال تکرار می‌شود و گروهی گناه‌کار بلند می‌شوند... .»

و) منسوبان به حضرت فاطمه(س): در روایتی طولانی به نقل از پیامبرگرامی اسلام(ص) آمده، پس از این‌که حضرت فاطمه وارد محشر می‌شود، به او اجازه شفاعت داده می‌شود و او از فرزندان، شیعیان و دوستدارانش شفاعت می‌کند، آن‌گاه خدا می‌فرماید: «أَیْنَ ذُرِّیَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِیعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّیَّتِهَا؛۱۵ فرزندان و شیعیان فاطمه و دوستداران او و دوستداران فرزندانش کجا هستند؟ پس از این‌که این افراد حاضر شدند، حضرت فاطمه(س) آنان را وارد بهشت می‌کند.»

ز) رجبیون: کسانی که در ماه رجب روزه گرفته و مورد قبول خدا واقع شدند، با ندای «أَیْنَ‏ الرَّجَبِیُّونَ»۱۶ دعوت شده و مورد تکریم ویژه قرار می‌گیرند.

ح) صابرون: کسانی که در مقابل مشکلات، بلاها و سختی‌ها صبر پیشه کرده‌اند، با عبارت: «أین‏ المتصبرون؟»۱۷ و یا: «أَیْنَ‏ الصَّابِرُون‏؛۱۸ صبر کنندگان کجا هستند؟» مورد خطاب قرار می‌گیرند.

ط) اهل فضل: کسانی که اهل بخشش و صله رحم بوده‌اند، ندا داده می شود: «أَیْنَ‏ أَهْلُ الْفَضْلِ؟۱۹ اهل فضل کجایند؟»

ی) همسایگان خدا: که با عبارت: «أَیْنَ‏ جِیرَانُ اللَّهِ؟۲۰ همسایگان خدا کجایند؟» فرا خوانده می‌شوند.کسانی که حُب و بغض شان برای خدا بوده و همه کارهای ‌خود را برای خشنودی خدا انجام می‌دادند.

ک) فقرا: که با ندای: «أَیْنَ‏ فُقَرَاءُ الْمُؤْمِنِینَ؛۲۱ فقرای مؤمن کجایند؟»کسانی که در دنیا فقیر بوده‌اند، دعوت می‌شوند.

گروه‌های اشاره شده، اهل بهشت بودند و برای فرستادن آنان به بهشت، احضار و ندا داده می‌شوند.

 

از سوی دیگر؛ گروه‌هایی هستند که برای این‌که به جهنم فرستاده شوند، ندا و فراخوانده می‌شوند. این گونه افراد، با عبارت‌هایی نظیر: «أَیْنَ‏ الصُّدُودُ لِأَوْلِیَائِی‏؛۲۲ روگردانان از دوستان من کجا هستند؟» و یا: ندا داده می شوند: «أَیْنَ‏ الظَّلَمَةُ وَ أَعْوَانُهُم‏؛۲۳ ظالمان و همکاران آنان کجا هستند؟» و هم چنین فراخوانده می شوند: «أَیْنَ‏ أَعْدَائِی‏؛۲۴ دشمنان من کجایند؟» و نیز ندا داده می شود: «أَیْنَ‏ الْمُؤْذُونَ لِأَوْلِیَائِی‏؛۲۵ کجا هستند کسانی که دوستداران مرا اذیت کرده‌اند »؛ احضار می‌شوند.

همان گونه که مطالب را مرور کردید، عبارت: «أینَ الفَاطمیُّون» در روایات یافت نشده. اما با این وجود نمی‌توان آن‌ را بدعت دانست؛ زیرا روایتی که در بخش (و) آمده، به همین مضمون ارجاع داد و می‌توان گفت که این عبارت الهام گرفته از همین روایت می باشد، والله العالم.

 

پی نوشت:

۱. اعراف، آیه۴۴.

۲. بحار الانوار»، ج ۲۴، ص ۲۵۴ و ج ۳۹، ص ۲۲۷.

۳. حسن بن محمد دیلمی، غررالأخبار، محقق و مصحح: ضیغم، اسماعیل، ص ۲۰۱.

۴. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم‏، ج۱، ص ۱۴۱.

۵. توبه، آیه۳.

۶. حسن بن محمد دیلمی، همان.

۷. همان.

۸. علی بن عیسی اربلی، همان.

۹. غرر الاخبار، ص۲۰۱.

۱۰.محمدبن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی(شیخ صدوق)، علل الشرایع، تحقیق و تصحیح محمدجواد مصطفوی، ج۱، ص ۲۳۰.

۱۱. جعفربن محمد ابن قولویه، کامل الزیارات‏، محقق و مصحح: عبد الحسین امینی‏، ص۱۶۷.

۱۲. محمدبن محمد شیخ مفید، الإختصاص‏، محقق و مصحح: علی اکبر غفاری، محمود محرمی زرندی، ص ۶۱ -۶۲.

۱۳. همان.

۱۴. رجب بن محمد حافظ برسی، مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین، محقق و مصحح: علی‏ عاشور، ص ۲۴۵-۲۴۶.

۱۵. فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیر فرات الکوفی‏، محقق و مصحح: کاظم، محمد، ص۴۰۸.

۱۶. محمدبن علی شیخ صدوق‏، الأمالی، ص ۱۸.

۱۷. محمدبن علی شیخ صدوق، فضائل الأشهر الثلاثة، محقق و مصحح: غلامرضا عرفانیان یزدی، ص۳۱.

۱۸. سیدهاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص ۷۳۱.

۱۹. الفقه المنسوب للإمام الرضا(ع)، ص ۳۶۵.

۲۰. حسین بن سعیدکوفی اهوازی، الزهد، محقق و مصحح: غلامرضا عرفانیان یزدی، ص۹۳.

۲۱. همان.

۲۲. محمدبن همام بن سهیل ابن همام اسکافی‏، التمحیص‏، محقق و مصحح: مدرسه امام مهدی، ص۴۶.

۲۳. محمدبن یعقوب، کلینی، الکافی، محقق و مصحح:‌ علی اکبر غفاری، محمد آخوندی، ج ‏۲، ص۳۵۱.

۲۴. شیخ صدوق، محمدبن علی، ‏ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏، ص۲۰۶.

۲۵. حسن بن محمد دیلمی، إرشاد القلوب إلی الصواب، ج ۱، ص۱۷۴.

در روايات، براى انتظار فرج، ثوابهاى زيادى، بيان شده است.
«المنتظر لامرنا كالمتشحّط بدمه فى سبيل اللّه»(1) و «افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج»(2) به گونه‏اى از اين فضيلت‏ها اشاره دارد.
با دقت در اين روايت و روايات مشابه روشن مى‏شود كه در فرهنگ اهل بيت‏عليه السلام، انتظار نه صرفاً يك حالت روانى، بلكه از مقوله عمل شمرده شده است، پس اگر انتظار، يك عمل است، منتظر هم بايد عامل باشد.
اگر منتظران، با وظايف خود آشنا نباشند و به آن عمل نكنند، تاريخ تكرار خواهد شد و همان گونه كه در زمان امام حسين‏عليه السلام، شيعيان فراوانى وجود داشتند، ليكن از ميان آنها، تنها 72 نفر به وظيفه خود عمل كردند و لذا امام حسين‏عليه السلام تنها ماند و آن چه نمى‏بايست اتفاق بيفتد، اتفاق افتاد، در زمان غيبت هم، چنانچه شيعيان به وظايف خود عمل نكنند، امام زمانشان تنها خواهد ماند و ظهورش به تأخير خواهد افتاد.
در اينجا پاره‏اى از وظايف شيعه در دوران غيبت را بر شمرده و به توضيح برخى از آنها مى‏پردازيم:

وظايف منتظران در دو مقوله فردى و اجتماعى قابل بررسى است:

وظايف فردى:

1- معرفتِ امام:
امام كاظم‏عليه السلام: افضل العبادة بعد المعرفة انتظارالفرج.
امام هشتم در معرفى امام مهدى‏عليه السلام مى‏فرمايد: يكون اولى الناس بالناس من أنفسهم و أشفق عليهم من آبائهم و امّهاتهم.
تذكر:مشكل عمده جامعه ما، بسط سطحى مهدويت گرايى است.
بايد اذعان داشت كه مهدويت و انتظار، نه از حيث عقيدتى، نه از حيث انديشه و تفكّر، و نه از حيث سلوك و رفتار، عمق چندانى در بين مردم و خصوصاً جوانان ما ندارد و در همين راستا، ضررهاى فراوانى متوجه نظام ما شده است.
مهم‏ترين ريشه اين مشكل، برخورد سنتى مردم با مهدويت و انتظار است، متأسفانه مردم ما عادت كرده‏اند، آنچه را كه آسان‏تر است و براى تأمين زندگى مادى و عادى آنان، سودمندتر به نظر مى‏رسد، برگزينند و گرايش كمترى به مقوله‏هاى معرفتى و تعهد آور داشته باشند. مثلاً نيمه شعبان را بهانه‏اى براى طاق نصرت بستن و تزيين معابر و برگزارى جشن‏ها قرار مى‏دهند و مداحى‏ها را بر سخنرانى‏ها و دريافت پيام‏هاى مهدويت و انتظار ترجيح مى‏دهند.
(البته بايد توجه داشت كه بستن طاق نصرت و چراغانى‏ها هر چه بيشتر و بهتر بايد انجام شود، اما بايد رفتار ما به گونه‏اى باشد كه علاوه بر استفاده از نور ظاهرى آنها، از نور معرفت صاحب آنها بهره‏مند گرديم).
اكثر مردم، زيارت جمكران و نماز صاحب الزمان(عج) را تنها ابزارى براى درخواست حوائج از آن بزرگوار مى‏شمارند.
و به جاى آنكه امام را براى امام بخواهند، امام را براى خود مى‏خواهند، و از اين كه شناختى نسبت به مقام و مرام آن عزيز سفر كرده ندارند، كمبودى حس نمى‏كنند، گويا هيچ وظيفه‏اى در ايام غيبت امام زمان‏عليه السلام بر عهده افراد گذاشته نشده است.
گر معرفت دهندت بفروش كيميا را
گر كيميا دهندت، بى معرفت گدايى‏

2- محبّت به امام:
قل لا أسألكم عليه أجراً الاّ المودّة فى القربى‏.(3)
امام زمان‏عليه السلام: فليعمل كلّ امرء منكم بما يقرب به من محبّتنا.(4)

برخى از جلوه‏هاى محبت از اين قرارند:
- ياد حضرت‏
- دعا براى سلامتى و ظهور حضرت‏
اكثروا الدّعاء بتعجيل الفرج(5) / إنّ الرّضاعليه السلام كان يأمر بالدعاء لصاحب الامر(6)
- صدقه دادن براى سلامتى حضرت‏
- تقديم خواست او بر خواست خود
منصور بزرج مى‏گويد: به امام صادق‏عليه السلام عرض كردم: اى آقاى من، چه بسيار از شما ياد سلمان فارسى را مى‏شنوم؟ فرمود: نگو سلمان فارسى، بگو سلمان محمدى‏صلى الله عليه وآله آيا مى‏دانى چرا بسيار از او ياد مى‏كنم؟ عرض كردم نه.
فرمود: براى سه صفت:
1- مقدم داشتن خواسته اميرمؤمنان‏عليه السلام بر خواسته خودش
2- دوست داشتن فقرا
3- دوست داشتن علم و علماء.(7)
- تلاش در كسب رضايت او:
اعمال و رفتار و گفتار منتظر بايستى بر وفق رضاى محبوب باشد. منتظر بايد ببيند، امام چه مى‏پسندد. آيا از كار او راضى است يا نه؟
به قول امام راحل(ره): توجه داشته باشيد كه در كارهايتان جورى نباشد كه وقتى بر امام زمان‏عليه السلام عرضه شد، خداى نخواسته، آزرده بشوند و پيش ملايكةاللّه يك قدرى سرافكنده بشوند كه، اين‏ها شيعه‏هاى من هستند. اين‏ها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل كردند... بايد ماها و شماها طورى رفتار كنيم كه رضايت آن بزرگوار را كه رضايت خداست، به دست بياوريم.
- تجديد بيعت (اللّهم اِنى... عهداً و عقداً و بيعة له فى عنقى)(8)
- اشتياق عزيز علىّ أن ارى الخلق ولاتُرى‏(9)
- اظهار ناراحتى از فراق‏
اللّهم إنا نشكوا اليك فقد نبيّنا و غيبة وليّنا(10)

3- اطاعت‏
ولو أنّ اشياعنا و فقّهم اللّه لطاعته، على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تأخّر عنهم اليمن بلقائنا.(11)
امام صادق‏عليه السلام: هُم اطوع له من الأَمة لسيّدها.(12)

پى‏نوشت‏ها:

1. كمال الدين، ص 645.
2) بحار، 51/156.
3) شورى، 23.
4) احتجاج، ج 2، ص 599.
5) كمال الدين، ج 2، ص 485.
6) بحار، ج 92، ص 330.
7) مكيال، ج 2، ص 450.
8) دعاى عهد.
9) دعاى ندبه.
10) دعاى افتتاح.
11) احتجاج، ج 2، ص 602.
12) بحار، ج 52، ص 308.
13) بحار، 51، 72.

ارتداد به معنای آن است که یک مسلمان، کافر شده و از دین اسلام خارج گردد.[1] آیات قرآن کریم بر حرام بودن این رفتار صراحت دارد.[2] همچنین منابع حدیثی شیعه[3] و اهل‌تسنن[4] نیز آن را یکی از گناهان کبیره برشمرده‌اند. فقهای مسلمان اعلام داشته‌اند که ارتداد با انکار خداوند یا شریک قرار دادن برای او یا انکار نبوت خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله یا انکار یکی از تعالیم شریعت نبوی که در میان امت اسلام ضروری است، حاصل می‌شود.[5]

نکته قابل توجه آن است که ارتداد و خروج از اسلام فقط با انکار ضروری دین ایجاد می‌شود، خواه چیزی که انکار می‌شود از اصول دین باشد مثل انکار توحید، خواه از فروع دین مثل وجوب نماز یا حرمت نوشیدن مایع‌ مست کننده.

یکی از اختلاف‌های اساسی در امت اسلامی، بحث پیرامون امامت و رهبری پس از خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌باشد، به‌طوری که در هیچ مسئله‌ای به اندازه این موضوع، در امت اسلامی جنگ و خون‌ریزی انجام نشده است.[6]

شیعیان با توجه به استدلال‌های استوار عقلی و نقلی بر این باورند که مذهب شیعه همان اسلام واقعی است که پیامبر معظم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله آن را ترویج و تبلیغ کردند و پس از ایشان، امیرالمؤمنین علیه‌السلام مامور گسترش و پاسداری از آن بودند تا اینکه این وظیفه به امام زمان علیه‌السلام منتهی شد. بنابراین امامت و رهبری یکی از اصول مسلم و بی‌تردید اسلام خواهد بود.

با این حال، برخی روایات و گزارش‌ها از سیره معصومان علیهم‌السلام گواه بر آن است که امامت با تمام اهمیت آن، از ضروریات مذهب شیعه است و انکار آن توسط دیگر مسلمانان، دلیل بر ارتداد و خروج از اسلام نیست.[7] برای نمونه، هیچ گزارشی از سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل نشده که ایشان با طرفداران سقیفه و مسلمانان منحرف، همانند کفار و مشرکان رفتار کنند.

پی‌نوشت:
[1]. خوئی، ابوالقاسم، فقه الشيعة - كتاب الطهارة، ج‌6، ص18‌، مؤسسة آفاق.
[2]. بقره، 217 ؛ مائده، 54.
[3]. حر عاملی، حسن، وسائل الشيعة، ج٢٨، ص٣٢٣-٣٢٤، مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام.
[4]. نسائی، احمد، سنن النسائی، ج2، ص301، دار الکتب العلمیة.
[5]. کاشف الغطا، جعفر، کشف الغطاء، ج٤، ص٤١٨، جامعه مدرسین.
[6]. شهرستانی،‌محمد، الملل و النحل، ج‏1، ص31، الشریف الرضی.
[7]. گروه نویسندگان، امامت پژوهى (بررسى ديدگاه‌هاى اماميه، معتزله واشاعره)، ص120، دانشگاه علوم اسلامی رضوی.

امام محمدباقر فرزند امام سجاد علیهماالسلام، پنجمین امام شیعیان است. مادر او فاطمه، دختر امام مجتبی علیه‌السلام می‌باشد. مشهورترین لقب ایشان «باقر» به معنای شکافنده علم است. ایشان در روز اول ماه رجب سال57 هجری قمری دیده به جهان گشود.[1]

داستانی پرمغز و آموزنده
ابوبصير مى‏‌گويد: «همراه با امام محمدباقر عليه‌السلام وارد مسجد شدم، در حالی‌ که مردم نيز به مسجد وارد و خارج مى‌‏شدند. حضرت به من فرمود: از مردم بپرس آيا مرا مى‌‏بينند؟

هر كس را ديدم از او پرسيدم: آيا امام محمدباقر عليه‌السلام را ديدى؟

مى‏‌گفت: نه! در حالى‌ كه او [در کنار من] ايستاده بود، تا اينكه هارون مكفوف[نابینا] وارد مسجد شد.

حضرت فرمود: از اين هم[که نابیناست] بپرس.

پرسيدم: آيا امام محمدباقر علیه‌السلام را ديدى؟

گفت: مگر همین شخص ايستاده نیست!

گفتم: [تو که چشم نداشتی] از كجا فهميدى!؟

گفت: چگونه نفهمم، در حالى‌ كه او نور درخشنده است.

سپس امام محمدباقر علیه‌السلام از مردى که از آفريقا آمده بود، حال «راشد» را پرسید؟

آن مرد گفت: او را زنده و سالم ترک نمودم و به شما سلام مى‏‌رساند.

حضرت فرمود: خدا او را رحمت كند.

آن مرد پرسيد: مگر او از دنیا رفته است؟

حضرت فرمود: آرى! دو روز بعد از آمدن تو از دنیا رفت... مردى از دوستان و محبان ما بود.

سپس فرمود: آيا گمان مى‏‌كنيد براى ما در ميان شما، چشمان بينا و گوش‌هاى شنوا نيست؟ چه گمان بدى! «وَ اللَّهِ لَا يَخْفَى عَلَيْنَا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَعْمَالِكُمْ، فَاحْضُرُونَا جَمِيعاً وَ عَوِّدُوا أَنْفُسَكُمُ‏ الْخَيْرَ وَ كُونُوا مِنْ أَهْلِهِ تُعْرَفُونَ بِهِ... ‏»؛ به خدا سوگند! هيچ يک از اعمال شما بر ما پوشيده نيست. پس اعمال خوب را به حضور ما بياوريد و خودتان را به نيكى عادت دهيد و از اهل نيكى باشيد و با آن شناخته شويد. به فرزندان و شيعيانم اين گونه وصيت مى‏‌كنم‏».[2]

پیام‌هایی از این روایت 
این روایت دارای پیام‌هایی است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

یک. از این روایت استفاده می‌شود که ممکن است در حالی‌ که امام در بین مردم حضور دارد، از چشم آنان غایب باشد. همین امر دلیلی بر امکان حضور امام زمان علیه‌السلام در بین مردم است؛ زیرا اگرچه مردم جسم امام را نمی‌بینند؛[3] ولی حضرت در میان مردم حضور دارد.

دو. همیشه چشم ظاهر، قابلیت دیدار حقیقت امام معصوم را ندارد؛ زیرا چه بسیار افرادی بودند که چشم ظاهر داشتند؛ ولی از وجود امام بهره‌ای نبردند.  

سه. امام از احوال دوستان و شیعیانش کاملا آگاهی داشته و خبر دارد؛ بلکه از تمام اعمال انسان‌ها باخبر است.[4]

چهار. انسان مؤمن باید همواره امامان علیهم‌السلام را حاضر بداند.

پنج. عادت دادن خویشتن به اعمال خیر برای انسان مؤمن ضروری است.

امام محمدباقر علیه‌السلام در پایان روایت می‌فرماید: «فَإِنِّي بِهَذَا آمُرُ وُلْدِي وَ شِيعَتِي»؛ «پس به راستی من فرزندان و شیعیانم را به این موارد، امر[سفارش] می‌کنم».

پی‌نوشت:
[1]. طوسی، محمدبن حسن، مصباح‌المتهجد، مؤسسة الفقه‌الشیعه، ج1، ص801.
[2]. راوندی، قطب‌الدین، الخرائج و الجرائح، مؤسسةالامام‌المهدی، ج2، ص595.
[3]. ابن بابویه، محمدبن علی، کمال‌الدین، اسلامیه، ج2، ص370.
[4]. طبرسی، احمدبن علی، الاحتجاج، نشر مرتضی، ج2، ص497.

احادیث