emamian
دلایل نزول بلا و روشهای استقامت در برابر آن از نگاه امام هادی(ع)
ما هر چه رابطهمان را با خداوند محکمتر کنیم و فقط رضایت ایشان برای ما مهم باشد گرفتاریهای دنیا بر ما آسانتر خواهد شد چنانکه امام هادی علیه السلام فرمودند: «مَن کانَ عَلی بَینة مِن رَبِّهِ هانَتْ عَلیهِ مَصائِبُ الدنیا وَ لوْ قرِضَ وَ نشِرَ/ و هر که بر طریق خدا پرستی، محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، اگر چه مقراض (قیچی) شود و ریز ریز گردد.»
همه ما در زندگی خود مشکلات و گرفتاریهایی داریم که گاهی اوقات چنان ما را خسته میکند که نسبت به دنیا و زندگی بدبین میشویم. واقعا دلایل این همه مشکل و گرفتاریها در دنیا چیست؟
دنیا از منظر روایات اهل بیت علیهم السلام
با نگاهی به روایات متوجه خواهیم شد که اهل بیت علیهم السلام دنیا را دار بلا و آزمایش و پلی برای رسیدن به آخرت میدانند. این دنیا مقصد و هدف اصلی نیست بلکه راهی است که در صورت استفاده درست از آن، ما را مقصد اصلی مان خواهد رساند. پیامبر اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در مورد دنیا فرمودند: «الدُّنْیَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة؛ [۱] دنیا کشتزار آخرت است.» در دنیا هرچه بکاریم در آخرت درو خواهیم کرد به این معنا که نتیجه اعمال خوب یا بد ما در سرای آخرت مشخص خواهد شد. چه خوب است که نامه اعمالمان در آخرت پر از کارهای خوب و ثوابی باشد که در دنیا برای خود ذخیره کردهایم.
امام هادی علیه السلام دنیا را به مانند بازاری تشبیه کردند که بعضی در آن سود میکنند و بعضی ضرر میبینند، ایشان فرمودند: «أَلدنیا سُوقٌ رَبحَ فیها قَومٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ؛ [۲] دنیا بازاری است که گروهی در آن سود میبرند و دستهای زیان میبینند.» اختیار با خود ما است که در این بازار دنیا، با برادشتن توشه مناسب برای آخرت سود کنیم یا در صورت خالی بودن نامه اعمالمان از کاراهی نیک، جزء زیانکاران باشیم.
دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم پر از سختی و بلا و ازمایشات الهی است که متوجه همه ما است چنانکه امام علی علیه السلام فرمودند: «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَهٌ؛ [۳] دنیایی که شما در آن زندگی میکنید، خانهای پیچیده به سختیها و رنجها است.» مسأله مهم نحوه برخورد با این مشکلات و گرفتاریهایی است که در دنیا بر ما عارض میشود. در اینجا به دو شیوه برخورد با بلاها و مصیبتهای دنیا از نگاه امام هادی عالیه السلام اشاره خواهیم داشت.
رابطه استوار با خدواند؛ باعث آرامش در زمان بلاها
ما هر چه رابطهمان را با خداوند محکمتر کنیم و فقط رضایت ایشان برای ما مهم باشد گرفتاریهای دنیا بر ما آسانتر خواهد شد چنانکه امام هادی علیه السلام فرمودند: «مَن کانَ عَلی بَینة مِن رَبِّهِ هانَتْ عَلیهِ مَصائِبُ الدنیا وَ لوْ قرِضَ وَ نشِرَ؛ [۴] و هر که بر طریق خدا پرستی، محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، اگر چه مقراض (قیچی) شود و ریز ریز گردد.» اگر رابطه ما با خدای خود قوی و فقط رضایت او مد نظرمان باشد بلاها را نعمتی از جانب خداوند خواهیم دید و دیگر از هیچی ترس نداشتیم و شاید هم به استقبال بلاها میرفتیم زیرا باعث ترفیع درجه ما پیش خداوند متعال خواهد شد چنان که امام صادق علیه السلام فرمودند: «لَوْ یَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ مِنَ الْأَجْرِ فِی الْمَصَائِبِ لَتَمَنَّی أَنَّهُ قُرِّضَ بِالْمَقَارِیضِ؛[۵] اگر مؤمن می دانست که در برابر مصائب چه پاداشی دارد، آرزو می کرد بدنش با قیچی قطعه قطعه شود!»
نیمه پر لیوان را ببینیم
تاثیر مشکلات و گرفتاریها تنها منحصر در جسم آدمی نیست و گاهی بر روح و روان فرد هم اثر خواهد گذاشت و شاید تاثیرات منفی آن بر روان فرد دو چندان باشد. تغییر دید از منفی به مثبت یکی از مهمترین راهکارهای دور کردن افکار منفی است. در مسأله مشکلات و سختی های دنیا هم تغییر نگاه، میتواند خیلی به ما کمک کند تا مصائب و دشواریها، ما را از پای در نیاورد، به این صورت که ما دنیا را هدف ندانیم، و گرفتاریها و بلاهای آن را مایه رسیدنمان به ثواب و اجر اخروی ببینیم، اگر با این نگاه به دنیا بنگریم دیگر هیچ مشکل و بلایی نمیتواند ما را ناامید کند. امام هادی علیه السلام در مورد اجر در برابر بلاها اینگونه فرمودند: «اِنَّ اللّه َ جَعَلَ الدُّنیا دارَ بَلْوی وَالاْخِرَةَ دارَ عُقْبی وَجَـعَلَ بَـلوَی الدُّنیا لِثَـوابِ الاْخِـرَةِ سَبَبَا وَثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلوَی الدُّنیا عِوَضا؛ [۶] خداوند، دنیا را جای گرفتاری قرار داده و آخــرت را سـرای پـاداش، گرفتاری دنیا را سبب ثواب آخرت قرار داده و ثـواب آخـرت را عـوض گرفتـاری دنـیا.» پس در واقع ما با تغییر نگاه نسبت به بلاها، نیمه پر لیوان را دیده ایم که همان اجر و ثواب اخروی است. این روش خیلی میتواند در زمان گرفتاریها و بلاها به ما کمک کند.
پی نوشت:
[۱] عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۲۶۷، ح ۶۶.
[۲] تحف العقول، ص ۷۷۴.
[۳] نهج البلاغه، خ ۲۲۶.
[۴] تحف العقول، ص ۴۸۳.
[۵] اصول کافی، ج ۳، ص ۳۵۴.
[۶] تحف العقول، ص ۴۸۳.
توصیههای خواندنی و شنیدنی خدای متعال به رسول خدا (ص)
یکی از مباحث مطرح شده در کتاب ارشادالقلوب، روایتی است از أمیرالمؤمنین علی (ع) که همانا رسول خدا(ص) در شب معراج از خدای تعالی پرسید پروردگارا کدامیک از اعمال برتر و افضل است؟ که متن زیر، پاسخ خداوند متعال در قالب حدیث قدسی است :
متن فارسی:
روایت شده از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام که همانا رسول خدا شب معراج از خدای تعالی پرسید:
پروردگارا کدامیک از اعمال برتر و افضل است؟
خدای تبارک و تعالی فرمود: در پیش من عملی بهتر از توکل بر من و رضای بقضای من بهتر نیست.
ای محمّد دوستی خودم را بر دوستانم واجب کردم و نیز محبتم را واجب کردم بر آنان که بسوی من توجه میکنند و دوستیم را واجب کردم بر آنان که به من متصل می شوند و بر کسانی که بر من توکل دارند و برای محبت من حدی نیست و دوستی خود را برای دوستانم زیاد کردم و نشانه ای قرار میدهم.
اینان کسانی باشند که با توجه من به آفریدگانم توجه می کنند و حاجتهای خود را بمردم نمی گویند. شکم های آنان خالیست از حرام؛ نعمتشان در دنیا ذکر و محبت من و رضای من از ایشان است.
ای احمد اگر دوست داری که باورعترین مردم باشی، پارسائی کن در دنیا و میل به آخرت داشته باش.
عرض کرد بارالها؛
چگونه در دنیا پارسائی کنم؟
فرمود: از غذا و آشامیدنی لباس دنیا اندکی بگیر و برای فردایت پس انداز مکن و ذکر مرا ادامه بده.
عرض کرد بارالها؛
چطور ذکر ترا ادامه بدهم؟
فرمود: به دوری از مردم و توجه نداشتن به تلخ و شیرین دنیا و خالی کردن خانه دلت را از دنیا.
ای حمد بترس از اینکه مانند کودک باشی که هرگاه نگاه به سبز و زردی کند و هر گاه ترش و شیرینی به او داده شود فریب بدهند او را.
عرض کرد پروردگارا؛ مرا بکاری دلالت کن بوسیله آن به تو نزدیک شوم. فرمود: شبت را روز و روزت را شب کن عرض کرد پروردگارا؛ چطور شب را روز و روز را شب قرار دهم؟ فرمود: خوابت را نماز و غذایت را گرسنگی قرار ده.
ای احمد بعزت و جلال خودم هر بندهای که با چهار خصلت با من پیمان بندد او را وارد بهشت می کنم.
زبانش را باز نکند مگر بچیزی که او را یاری کند و دلش را از وسواس نگهدارد و علم مرا حفظ کند و به گرسنگی بسر برد.
ای احمد اگر شیرینی گرسنگی و سکوت و خاموشی و گوشهنشینی و نتیجهی آنها را بچشی، از اینها دست بر نداری. عرض کردند
پروردگارا بهرهی گرسنگی چیست؟
فرمود حکمت و نگهداری دل، نزدیکی به من، خاطر افسرده، خرج کم و زندگی ساده در میان مردم گفتن سخن حق باک نداشتن از سختی و سستی زندگی.
ای احمد میدانی در چه وقتی بنده مقرب درگاه من میشود؟ عرض کرد نه پروردگارا؛ فرمود هر گاه در حال گرسنگی و حال سجود باشد.
ای احمد من از سه طایفهی از بندگانم در شگفتم؛
بندهای که مشغول نماز میشود و می داند که دستهایش را بسوی کی بلند می کند و در برابر کی ایستاده؟ با این حال چرت و پینکی می زند و در شگفتم از بندهای که روزی امروزش را دارد و همت برای بدست آوردن روزی فردایش گمارده و در شگفتم از بندهای که نمی داند که من از او راضیم یا بر او خشمگین ولی میخندد.
ای احمد در بهشت کاخی است از لؤلؤ بالای لؤلؤ و در بالای دژ در آنجا نابودی نیست و در آن قصرها جای بندگان خاص من باشد که به آنان نظر و توجه میکنم در هر روزی هفتاد مرتبه پس با آنان سخن میگویم هر مرتبهای که به آنان توجه کنم، کاخهای آنان را هفتاد برابر کنم و هر گاه اهل بهشت به غذا و آشامیدنی لذت برند ایشان بذکر من و سخن گفتن با من لذت برند.
پیغمبر عرض کرد پروردگارا نشانه اینان چیست؟
فرمود ایشان همیشه زندانی باشند زبانهایشان حبس باشد از سخن گفتن بیهوده و شکمهایشان خالیست از غذای حرام.
ای احمد دوستی خدا دوستی با فقیرانست و نزدیک شدن به آنان و از فقیران کسانی باشند که به اندک راضی هستند و بر گرسنگی شکیبا و صابرند و سپاسگزارند بر زندگی گوارا و از گرسنگی و تشنگی شکایت نمیکنند با زبانشان دروغ نگویند و بر پروردگارشان خشمناک نباشند و بر آنچه از دست دادهاند افسرده خاطر نمیشوند و به آنچه که بدست آرند شادمان نمیباشند.
ای احمد دوستی من دوستی فقیرانست؛ به فقیران و مجلسشان نزدیک شو که ترا بخودم نزدیک می کنم و از ثروتمندان و مجلسشان دور شو زیرا که فقیران دوستان منند.
یا احمد لباس های نرم مپوش و غذاهای رنگارنگ مخور و بالای فرشهای نرم منشین زیرا که نفس سرچشمه تمام شرور و رفیق تمام بدیهاست؛ تو او را بطرف بندگی خدا می کشانی، او ترا بسوی نافرمانی خدا میبرد و در اطاعت خدا با تو مخالف میکند و پیروی ترا در آنچه که خوش نداری میکند و هر گاه سیر شدی سرکشی میکند و زمانی که گرسنه شدی شکایت مینماید و خشمگین میشود هر گاه که تهی دست شوی گردنکشی میکند هر گاه بینیاز شوی فراموش میکند هر گاه بزرگ شوی غافل میشود و ایمن باشد و این نفس رفیق شیطان است و مثل نفس مانند شتر مرغ است زیاد میخورد و پرواز نمیکند و مانند خرزهره است که رنگ خوب و مزهی تلخ دارد.
یا احمد دنیا و اهلش را دشمن بدار آخرت و اهلش را دوست بدارعرض کرد
اهل دنیا و آخرت کیست؟
فرمود اهل دنیا کسی است که خندهاش زیاد و خواب و خشمش فراوان باشد ولی راضی بقضای الهی نیست بکسی که بدی میکند از او پوزش طلب نمیکند و اگر کسی هم از او پوزش طلبد نمیپذیرد هنگام اطاعت خدا کسل است و هنگام نافرمانی خدا قهرمانست آرزویش دور و دراز، مرگش نزدیک. نفسش را بازجوئی نمی کند، بهرهاش اندک و سخن گفتنش زیاد، ترس و بیمش کم سرورش زیاد است و همانا مردم دنیا سپاسگزار نیستند، بر گرفتاری ها شکیبا نباشند مردم زیاد در پیش آنان ناچیزند.
خودستائی می کنند بکاری که انجام ندادهاند؛ مردم را دعوت میکنند بکرداری که خودشان انجام نمیدهند؛ سخنی را میگویند که خود تمام نمیکنند و ذکر مرا باندازهی سایر مردم می گویند.
یا احمد همانا در میان اهل دنیا نادانی فراوانست برای آموزگاران کوچکی و فروتنی نمیکنند آنان پیش خودشان دانشمندانند و در پیش عارفان احمقانند.
یا احمد همانا اهل خیر و آخرت صورتهایشان لاغر و شرمشان زیاد، حمقشان اندک، نفعشان بسیار، نیرنگشان اندک، مردم از آنان در آسایش و نفسشان در اذیت و زحمت، سخنانشان با ادب و متانت نفسهایشان را بازجوئی کنند نفس خود را بزحمت اندازند چشمشان بخوابد ولی دلهایشان بیدار باشد، چشمشان گریان دلشان بذکر خدا سرگرم باشد هر گاه مردم در شمار بیخبران نوشته شوند آنان در زمرهی ذاکرین نوشته شوند در آغاز هر نعمتی ستایش خدا کنند و در پایان آن سپاسگزاری میکنند دعای آنان مستجاب و به سخنانشان توجه میشود، فرشتگان بوجود آنان شاد میشوند و دعایشان در زیر حجابهاست.
دوست دارد پروردگار که سخنانشان را بشنود آنچنان که مادر سخن گفتن فرزندش را دوست دارد آنی از یاد خدا غافل نیستند، بفکر غذای زیاد یا سخن گفتن بسیار یا لباسهای فراوان نیستند مردم در نظرشان مانند مردگانند و خدا در پیش آنان زنده و کریم است که دور اندیشان او را بکرمش میخوانند و هر کس بآنان رو بیاورد با وی مهربانی میکنند دنیا و آخرت در نظر آنان یکسان است.
یا احمد میدانی پارسایان در پیش من چه مقامی دارند؟
عرض کرد نه پروردگارا؛ فرمود مردم برانگیخته میشوند که بحسابشان رسیدگی شود ولی پارسایان از حساب در امانند همانا کمتر چیزی که به پارسایان داده میشود در آخرت آنست که تمام کلیدهای بهشت بآن داده میشود تا هر دری از درهای بهشت را بخواهند باز کنند و من نظر مرحمت خود را از آنان نمیپوشم که نعمتهای رنگارنگ بهشت را بآنان ارزانی دارم و آنان را در بهترین جاهای بهشت جا دهم و کارهای نیک و پسندیدهی آنان را که در دنیا انجام دادند و رنج کشیدند خاطر نشان آنان کنم. و چهار در از درهای بهشت بروی آنان بگشایم یکدر که از آن ارمغانها و هدایای بهشت صبح و شام بر آنان از طرف من وارد میشود، دری که از آن بسوی من نگاه کنند هر جور که بخواهند بدون زحمت، دری که از آن بآتش جهنم نگاه کنند و تماشا نمایند که چگونه ستمگران عذاب میشوند. دری که از آن خدمتگزاران و حوریان بهشت بر آنان وارد شوند.
پیامبر عرض کرد پروردگارا؛
این پارسایان که تعریف فرمودی کیستند؟
فرمود پارسا آن کسی است که خانهای ندارد که خراب شود تا افسرده خاطر گردد بواسطهی خرابی آن و نه فرزندی دارد که بمیرد و در مرگش غمگین گردد و نه مالی دارد از دست او برود تا برای از دست دادنش غصه بخورد و هیچ انسانی او را نمیشناسد که او را از خدا باز دارد یک چشم بهم زدن، غذای زیادی هم ندارد که روز قیامت از او بازجوئی کنند و نه هم برای او لباس نرمی است که بپوشد. یا احمد صورت پارسایان از شبزندهداری و روزه گرفتن زرد است و از بسیاری ذکر خدا زبانهایشان ناتوان شده دلهایشان در سینه از بسیاری ذکر خدا زبانهایشان ناتوان شده دلهایشان در سینه از بسیاری روزه گرفتن میطپد کوشش زیاد در اطاعت پروردگار کردند ولی نه از ترس آتش دوزخ و نه از اشتیاق بهشت ولی آنان نگاه در آسمانها و زمینها میکنند سپس میدانند که همانا خدای سبحان سزاوار عبادت است.
یا احمد این است درجهی پیامبران و راستگویان از امت تو و امت پیامبران غیر از تو و گروهی از شهیدان. عرض کرد پروردگارا کدام طایفه از پارسایان از همه پارساترند پارسایان امت من یا پارسایان بنی اسرائیل فرمود پارسایان بنی اسرائیل نسبت بامت تو مانند یک موی سیاهست در بدن گاوی سفید.
عرض کرد پروردگارا؛ چگونه چنین می باشد؟ در صورتی که شماره بنی اسرائیل از امت من بیشترند فرمود زیرا که آنان بعد از یقین انکار کردند و بعد از اقرار انکار کردند پیغمبر اکرم فرمود سپس حمد کردم خدای تعالی را و سپاسگزاری کردم و برای امت دعا کردم که خدا آنان را نگهداری کند و مشمول رحمت خدا و سایر خیرات الهی گردد.
یا احمد بر تو باد باجتناب و دوری از محرمات زیرا اول و وسط و آخر دین است همانا دوری از محرمات وسیلهی قرب و نزدیکی بخدای تعالی است ای احمد ورع زینت مؤمن و ستون دین است مثل ورع مانند کشتی است همان طور که از دریا کسی نجات پیدا نمیکند مگر بوسیلهی کشتیهمچنین پارسایان نجات پیدا نمیکنند مگر بوسیلۀ ورع یا احمد هر کس مرا شناخت و در برابر من فروتنی و کوچکی کرد تمام موجودات برای او کوچکی کنند.
یا احمد ورع درهای عبادت را بروی بنده باز کند پس بنده بواسطهی ورع در پیش خلق گرامی باشد و بواسطه ورع بخدا برسد یا احمد بر تو باد بر سکوت که همانا آبادترین مکانها دلهای مردان شایستهی ساکت باشد و خرابترین مکانها دلهای آنانست که سخنهای بیفایده گویند.
یا احمد عبادت ده جزء است نه جزء آن در طلب حلال است
اگر خوردنی و آشامیدنی تو حلال بود پس تو در نگهداری و پناه منی. عرض کرد پروردگارا اول عبادت چیست؟ فرمود اول عبادت سکوت است و روزه گرفتن؛ پرسید بهرهی روزه چیست؟ فرمود: حکمت است و بهرهی حکمت معرفت است و نتیجه معرفت یقین است پس هر گاه بنده یقین پیدا کرد باکش نیست که خوب زندگانی کند یا بد و هر گاه بنده در حالت مرگ و مردن باشد بر فراز سرش فرشتگانی میایستند بدست هر فرشتهای جامی از آب کوثر است و جامی از شراب طهور و بروح او میچشانند تا تلخی جان کندن از او برود و او را مژدهی بزرگی دهند و بگویند خوشا بحالت که جایت خوب است همانا تو بر پروردگار عزیز کریم وارد میشوی. پس روح از دست فرشتگان پرواز میکند بسوی خدای تعالی به فاصله یک چشم بهم زدن بالا رود و پرده و مانعی بین او و خدای تعالی باقی نماند و خدای عز و جل هم مشتاق اوست و در عرش کنار چشمهای بنشیند بعد باو گویند چطور دنیا را واگذاشتی سپس بگوید خدایا بعزت و جلالت سوگند من از دنیا خبری ندارم از آن روزی که مرا آفریدی از تو بیمناک و ترسان بودم. خدا میفرماید راست میگوئی بندهی من بدن تو در دنیا بود و روح تو با من، تو پیش نظر من در نهان و آشکارا بودی بخواه هر چه میخواهی از من تا بتو عنایت کنم این بهشت من است که برای تو مباح است و در جوار رحمت من قرار گیر. پس روح عرض کند که خدایا خودت را بمن شناساندی بشناسائی تو از آفریدگانت بینیاز شدم بعزت و جلالت سوگند اگر خوشنودی تو درین باشد که پاره پاره شوم و هفتاد مرتبه کشته شوم سخت ترین کشتنی که مردم کشته می شوند بآن حالت، رضا و خوشنودی تو برای من دوستتر است. بار الها چگونه من خودپسندی کنم و حال اینکه اگر تو مرا اکرام نکنی ذلیل و پست باشم و شکست خوردهام اگر مرا یاری نکنی ناتوانم اگر توانائی بمن ندهی، مردهام اگر تو مرا زنده نکنی بیاد خودت و اگر پرده پوشی تو نبود مسلم رسوا میشدم همان مرتبهی اول که نافرمانی و معصیت ترا کردم بارالها چطور من رضای ترا نجویم و حال اینکه تو مرا خردمند کردی تا اینکه ترا شناختم و حق را از باطل و امر را از نهی و علم را از جهل و نور را از ظلمت شناختم سپس خدای عز و جل فرماید بعزت و جلالم سوگند هیچ گاه بین خودم با تو حجاب و مانع قرار نمی دهم.
یا احمد میدانی چه زندگی گواراتر و چه زنده بودنی بادوامتر است؟
عرض کرد بار الها نه. فرمود اما زندگی گوارا آنست که صاحبش در ذکر من سستی نکند و نعمت مرا از خاطر نبرد و جاهل بحق من نباشد؛ رضا و خوشنودی مرا شب و روز بجوید و اما زنده بودن همیشگی آنست آنچنان نفسش را تربیت کند که دنیا در نظرش پست و در چشمش کوچک و آخرت در نظرش بزرگ گردد و خواسته مرا بر خواستهی خودش مقدم دارد و رضا و خوشنودی مرا اختیار کند و حق مرا بزرگ شمرد و دانش مرا نسبت بخودش بخاطر سپارد و مرا در شب و روز هنگام انجام دادن هر گناه و نافرمانی فراموش نکند و دلش را از آنچه که من خوش ندارم دور کند و شیطان و وسوسه او را دشمن دارد و برای شیطان بر دلش راهی قرار ندهد. اگر چنین کرد دوستی خود را در دلش جایگزین کنم تا اینکه دلش را در اختیار خود قرار دهم و از دنیا باز دارم و سرگرم آخرتش کنم و از نعمتهای تازهای که دوستانم را برخوردار کردهام او را برخوردار کنم و چشم و گوش دلش را باز کنم تا اینکه بوسیله دلش بشنود و نگاه کند بجلال و بزرگی من و دنیا بر او تنگ و لذتهای دنیا را دشمن دارد و او را از دنیا و هر چه که در اوست بترسانم همان طور که چوپان را از چراگاه های خطرناک و نابودکننده میترسانم هر گاه چنین شد از مردم فرار میکند و از سرای فانی بسرای جاویدان منتقل میشود از خانهی شیطان قدم بخانهی رحمان میگذارد ای احمد او را به هیبت خودم زینت بدهم پس این است زندگانی گوارا و حیاة جاویدان و این است مقام آنان که از خدا راضی باشند. هر کس رضای مرا بدست آورد او را ملازم سه خصلت گردانم معرفتی که با آن نادانی آمیخته نباشد، ذکری که با آن فراموشی آمیخته نباشد، دوستی که با آن دوستی محبت آفریدگانم را اختیار نکند، پس هر گاه مرا دوستی که با آن دوستی محبت آفریدگانم را اختیار نکند، پس هر گاه مرا دوست دارد منهم او را دوست دارم و چشم دلش را بجلال و بزرگیم باز کنم آفریدگان خاصّم را از او پوشیده ندارم. و در تاریکی شب و روشنائی روز با او سخن گویم بطوری که سخن گفتن او با آفریدگانم قطع شود و با آنان همنشینی نکند و سخنان خود و فرشتگانم را بشنود و او را برازهائی که از مردم پنهان داشتم آگاه کنم و لباس شرم بر اندامش بپوشانم تا اینکه تمام مردم از او شرم کنند و بر زمین راه رود و آمرزیده باشد و دل او را شنوا و بینا قرار دهم و چیزی بر او پوشیده نماند از بهشت و دوزخ. و او را از آنچه که بر مردم میگذرد روز قیامت از هول و شدت عذاب آگاه کنم و او را بر حساب بینوایان و ثروتمندان و دانایان و نادانان با خبر کنم و گور او را روشن کنم تا اینکه نکیر و منکر بروی فرود آیند و از او پرسش کنند او غصهی مرگ و تاریکی قبر و لحد و بیم روز قیامت را نه بیند تا اینکه برایش میزان را نصب کنم و نامۀ عملش را بگشایم نامهی او را بدست راستش بگذارم نوشتهاش را بخواند بعد بین خود و او ترجمهکنندهای قرار ندهم بیواسطه با او سخن گویم. پس اینها که گفته شد نشانههای دوستان است.
یا احمد همت خود را یکی قرار ده و یک زبان داشته باش بدن خود را زنده قرار ده که هیچ گاه غافل و بیخبر نباشی هر کس از من غافل شد باکی ندارد بهر کجا که بخواهم او را نابود میکنم یا احمد عقلت را بکار انداز از پیش از آنکه از دست تو برود پس هر کس که خرد و عقلش را بکار انداخت نه خطا میکند و نه سرکشی.
یا احمد آیا میدانی چرا ترا بر سایر پیامبران برتری دادم؟
عرض کرد نه بار الها؛ فرمود به صفت یقین و خوی نیک و سخاوت و مهربانی بخلق و هم چنین پارسایان و مردمان شایسته پارسا نمی شوند مگر با پیدایش این صفات در آنها. یا احمد هر گاه بنده شکمش را گرسنه نگهداشت و زبانش را حفظ کرد او را حکمت بیاموزم اگر چه او کافر باشد تا حکمت او بر او حجتی باشد ولی اگر مؤمن بود حکمتش برایش نور و برهان و شفا و رحمت است پس میداند چیزی را که نمیدانسته و میبیند چیزی را که نمیدیده پس اول چیزی که او میبیند عیبهای خودش میباشد تا اینکه از عیب های مردم سرگرم عیب های خودش گردد و او را بر ریزهکاریهای علم بینا گردانم تا اینکه شیطان بر او وارد نشود.
یا احمد عبادتی پیش من دوستتر از سکوت و روزه گرفتن نیست پس هر کس روزه بگیرد و زبانش را حفظ نکند مانند کسی باشد بنماز ایستاده و حمد و سوره را نخوانده پاداش ایستادن باو میدهم ولی پاداش عبادتکنندگان باو نمیدهم.
یا احمد آیا میدانی چه وقت بنده عابد می باشد
عرض کرد نه پروردگارا؛ فرمود هر گاه هفت خصلت در او جمع شود پرهیزکاری که او را از کارهای حرام مانع شود، سکوتی که او را از حرفهای بیهوده نگهدارد، بیمی که هر روز گریه او را زیاد کند. شرمی که هر روز در خلوت از من شرم دارد، خوردن غذائی که از خوردنش ناچار است، دشمن دارد دنیا را بواسطه اینکه من آن را دشمن دارم، خوبان را دوست دارد بجهت اینکه من آنان را دوست دارم. یا احمد هر که ادعا کند و بگوید خدا را دوست دارم درست نیست مگر اینکه اکتفا بقوت روزانهاش کند، لباس ساده بپوشد، در حال سجود بخوابد، قیامش را طول بدهد، ساکت و خاموش باشد بر من توکل کند، زیاد گریه کند کم خنده نماید، مخالفت هوای نفسش را کند، مسجد را خانه خویش قرار دهد، پارسائی را همنشین خود کند، دانشمندان را دوستان خود قرار دهد، فقیران و تهیدستان را رفیقان خود بداند، رضا و خوشنودی مرا بخواهد، از گناهکاران فرار کند، بذکر من سرگرم و مشغول باشد، همیشه تسبیح مرا بگوید سست پیمان نباشد، بوعدهاش وفا کند، دلش پاک باشد در نماز پاکیزه باشد، در واجبات سعی و کوشش داشته باشد، در آنچه که پیش من است از پاداش مایل باشد، از عذاب من ترسان باشد، نزدیک و همنشین دوستان من باشد.
یا احمد اگر بنده به اندازهی اهل آسمان و زمین نماز بخواند و روزه بگیرد و مانند فرشتگان غذا نخورد و مانند برهنهگان بیلباس باشد بعد در دل او ذرهای دوستی دنیا را یا شهرت بین مردم یا حب ریاست یا زینت دنیا را بینم او را وارد بهشت نخواهم کرد و دوستی خود را از دل او بر کنم و بر تو ای محمّد سلام و رحمت من باد.
متن عربی:
رُوِیَ عَنْ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّ اَلنَّبِیَّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ سَأَلَ رَبَّهُ سُبْحَانَهُ لَیْلَةَ اَلْمِعْرَاجِ فَقَالَ یَا رَبِّ أَیُّ اَلْأَعْمَالِ أَفْضَلُ فَقَالَ اَللَّهُ تَعَالَی لَیْسَ شَیْءٌ أَفْضَلَ عِنْدِی مِنَ اَلتَّوَکُّلِ عَلَیَّ وَ اَلرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ یَا مُحَمَّدُ وَجَبَتْ مَحَبَّتِی لِلْمُتَحَابِّینَ فِیَّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتِی لِلْمُتَعَاطِفِینَ فِیَّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتِی لِلْمُتَوَاصِلِینَ فِیَّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتِی لِلْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیَّ وَ لَیْسَ لِمَحَبَّتِی عِلْمٌ وَ لاَ غَایَةٌ وَ لاَ نِهَایَةٌ وَ کُلَّمَا رَفَعْتُ لَهُمْ عِلْماً وَضَعْتُ لَهُمْ عِلْماً أُولَئِکَ اَلَّذِینَ نَظَرُوا إِلَی اَلْمَخْلُوقِینَ بِنَظَرِی إِلَیْهِمْ وَ لَمْ یَرْفَعُوا اَلْحَوَائِجَ إِلَی اَلْخَلْقِ بُطُونُهُمْ خَفِیفَةٌ مِنْ أَکْلِ اَلْحَرَامِ نَعِیمُهُمْ فِی اَلدُّنْیَا ذِکْرِی وَ مَحَبَّتِی وَ رِضَائِی عَنْهُمْ یَا أَحْمَدُ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تَکُونَ أَوْرَعَ اَلنَّاسِ فَازْهَدْ فِی اَلدُّنْیَا وَ اِرْغَبْ فِی اَلْآخِرَةِ فَقَالَ إِلَهِی کَیْفَ أَزْهَدُ فِی اَلدُّنْیَا فَقَالَ خُذْ مِنَ اَلدُّنْیَا حَفْناً مِنَ اَلطَّعَامِ وَ اَلشَّرَابِ وَ اَللِّبَاسِ وَ لاَ تَدَّخِرْ لِغَدٍ وَ دُمْ عَلَی ذِکْرِی فَقَالَ یَا رَبِّ کَیْفَ أَدُومُ عَلَی ذِکْرِکَ فَقَالَ بِالْخَلْوَةِ عَنِ اَلنَّاسِ وَ بُغْضِکَ اَلْحُلْوَ وَ اَلْحَامِضَ وَ فَرَاغِ بَطْنِکَ وَ بَیْتِکَ مِنَ اَلدُّنْیَا یَا أَحْمَدُ اِحْذَرْ أَنْ تَکُونَ مِثْلَ اَلصَّبِیِّ إِذَا نَظَرَ إِلَی اَلْأَخْضَرِ وَ اَلْأَصْفَرِ وَ إِذَا أُعْطِیَ شَیْئاً مِنَ اَلْحُلْوِ وَ اَلْحَامِضِ اِغْتَرَّ بِهِ فَقَالَ یَا رَبِّ دُلَّنِی عَلَی عَمَلٍ أَتَقَرَّبُ بِهِ إِلَیْکَ قَالَ اِجْعَلْ لَیْلَکَ نَهَاراً وَ نَهَارَکَ لَیْلاً قَالَ یَا رَبِّ کَیْفَ ذَلِکَ قَالَ اِجْعَلْ نَوْمَکَ صَلاَةً وَ طَعَامَکَ اَلْجُوعَ - یَا أَحْمَدُ وَ عِزَّتِی وَ جَلاَلِی مَا مِنْ عَبْدٍ ضَمِنَ لِی بِأَرْبَعِ خِصَالٍ إِلاَّ أَدْخَلْتُهُ اَلْجَنَّةَ یَطْوِی لِسَانَهُ فَلاَ یَفْتَحُهُ إِلاَّ بِمَا یَعْنِیهِ وَ یَحْفَظُ قَلْبَهُ مِنَ اَلْوَسْوَاسِ وَ یَحْفَظُ عِلْمِی وَ نَظَرِی إِلَیْهِ وَ یَکُونُ قُرَّةُ عَیْنَیْهِ اَلْجُوعَ یَا أَحْمَدُ لَوْ ذُقْتَ حَلاَوَةَ اَلْجُوعِ وَ اَلصَّمْتِ وَ اَلْخَلْوَةِ وَ مَا وَرِثُوا مِنْهَا قَالَ یَا رَبِّ مَا مِیرَاثُ اَلْجُوعِ قَالَ اَلحِکْمَةُ وَ حِفْظُ اَلْقَلْبِ وَ اَلتَّقَرُّبُ إِلَیَّ وَ اَلْحُزْنُ اَلدَّائِمُ وَ خِفَّةُ اَلْمَئُونَةِ بَیْنَ اَلنَّاسِ وَ قَوْلُ اَلْحَقِّ وَ لاَ یُبَالِی عَاشَ بِیُسْرٍ أَمْ بِعُسْرٍ یَا أَحْمَدُ هَلْ تَدْرِی بِأَیِّ وَقْتٍ یَتَقَرَّبُ اَلْعَبْدُ إِلَیَّ قَالَ [لاَ یَا رَبِّ قَالَ] إِذَا کَانَ جَائِعاً أَوْ سَاجِداً یَا أَحْمَدُ عَجِبْتُ مِنْ ثَلاَثَةِ عَبِیدٍ عَبْدٍ دَخَلَ فِی اَلصَّلاَةِ وَ هُوَ یَعْلَمُ إِلَی مَنْ یَرْفَعُ یَدَیْهِ وَ قُدَّامَ مَنْ هُوَ وَ هُوَ یَنْعُسُ وَ عَجِبْتُ مِنْ عَبْدٍ لَهُ قُوتُ یَوْمٍ مِنَ اَلْحَشِیشِ أَوْ غَیْرِهِ وَ هُوَ یَهْتَمُّ لِغَدٍ وَ عَجِبْتُ مِنْ عَبْدٍ لاَ یَدْرِی أَنِّی رَاضٍ عَنْهُ أَوْ سَاخِطٌ عَلَیْهِ وَ هُوَ یَضْحَکُ یَا أَحْمَدُ إِنَّ فِی اَلْجَنَّةِ قَصْراً مِنْ لُؤْلُؤٍ فَوْقَ لُؤْلُؤٍ وَ دُرَّةٍ فَوْقَ دُرَّةٍ لَیْسَ فِیهَا قَصْمٌ وَ لاَ وَصْلٌ فِیهَا اَلْخَوَاصُّ أَنْظُرُ إِلَیْهِمْ کُلَّ یَوْمٍ سَبْعِینَ مَرَّةً فَأُکَلِّمُهُمْ کُلَّمَا نَظَرْتُ إِلَیْهِمْ وَ أَزِیدُ فِی مِلْکِهِمْ سَبْعِینَ ضِعْفاً وَ إِذَا تَلَذَّذَ أَهْلُ اَلْجَنَّةِ بِالطَّعَامِ وَ اَلشَّرَابِ تَلَذَّذُوا أُولَئِکَ بِذِکْرِی وَ کَلاَمِی وَ حَدِیثِی قَالَ یَا رَبِّ مَا عَلاَمَةُ أُولَئِکَ قَالَ مَسْجُونُونَ قَدْ سَجَنُوا أَلْسِنَتَهُمْ مِنْ فُضُولِ اَلْکَلاَمِ وَ بُطُونَهُمْ مِنْ فُضُولِ اَلطَّعَامِ یَا أَحْمَدُ إِنَّ اَلْمَحَبَّةَ لِلَّهِ هِیَ اَلْمَحَبَّةُ لِلْفُقَرَاءِ وَ اَلتَّقَرُّبُ إِلَیْهِمْ قَالَ وَ مَنِ اَلْفُقَرَاءُ قَالَ اَلَّذِینَ رَضُوا بِالْقَلِیلِ وَ صَبَرُوا عَلَی اَلْجُوعِ وَ شَکَرُوا عَلَی اَلرَّخَاءِ وَ لَمْ یَشْکُوا جُوعَهُمْ وَ لاَ ظَمَأَهُمْ وَ لَمْ یَکْذِبُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ لَمْ یَغْضَبُوا عَلَی رَبِّهِمْ وَ لَمْ یَغْتَمُّوا عَلَی مَا فَاتَهُمْ وَ لَمْ یَفْرَحُوا بِمَا آتَاهُمْ یَا أَحْمَدُ مَحَبَّتِی مَحَبَّةُ اَلْفُقَرَاءِ فَأَدْنِ اَلْفُقَرَاءَ وَ قَرِّبْ مَجْلِسَهُمْ مِنْکَ وَ أَبْعِدِ اَلْأَغْنِیَاءَ وَ أَبْعِدْ مَجْلِسَهُمْ عَنْکَ فَإِنَّ اَلْفُقَرَاءَ أَحِبَّائِی یَا أَحْمَدُ لاَ تَزَیَّنْ بِلَیِّنِ اَللِّبَاسِ وَ طَیِّبِ اَلطَّعَامِ وَ لَیِّنِ اَلْوِطَاءِ فَإِنَّ اَلنَّفْسَ مَأْوَی کُلِّ شَرٍّ وَ رَفِیقُ کُلِّ سُوءٍ تَجُرُّهَا إِلَی طَاعَةِ اَللَّهِ وَ تَجُرُّکَ إِلَی مَعْصِیَتِهِ وَ تُخَالِفُکَ فِی طَاعَتِهِ وَ تُطِیعُکَ فِیمَا تکره [یَکْرَهُ] وَ تَطْغَی إِذَا شَبِعَتْ وَ تَشْکُو إِذَا جَاعَتْ وَ تَغْضَبُ إِذَا اِفْتَقَرَتْ وَ تَتَکَبَّرُ إِذَا اِسْتَغْنَتْ وَ تَنْسَی إِذَا کَبِرَتْ وَ تَغْفُلُ إِذَا آمَنَتْ وَ هِیَ قَرِینَةُ اَلشَّیْطَانِ وَ مَثَلُ اَلنَّفْسِ کَمَثَلِ اَلنَّعَامَةِ تَأْکُلُ اَلْکَثِیرَ وَ إِذَا حُمِلَ عَلَیْهَا لاَ تَطِیرُ وَ کَمَثَلِ اَلدِّفْلَی لَوْنُهُ حَسَنٌ وَ طَعْمُهُ مُرٌّ یَا أَحْمَدُ أَبْغِضِ اَلدُّنْیَا وَ أَهْلَهَا وَ أَحِبَّ اَلْآخِرَةَ وَ أَهْلَهَا قَالَ یَا رَبِّ وَ مَنْ أَهْلُ اَلدُّنْیَا وَ مَنْ أَهْلُ اَلْآخِرَةِ قَالَ أَهْلُ اَلدُّنْیَا مَنْ کَثُرَ أَکْلُهُ وَ ضَحِکُهُ وَ نَوْمُهُ وَ غَضَبُهُ قَلِیلُ اَلرِّضَا لاَ یَعْتَذِرُ إِلَی مَنْ أَسَاءَ إِلَیْهِ وَ لاَ یَقْبَلُ عُذْرَ مَنِ اِعْتَذَرَ إِلَیْهِ کَسْلاَنُ عِنْدَ اَلطَّاعَةِ شُجَاعٌ عِنْدَ اَلْمَعْصِیَةِ أَمَلُهُ بَعِیدٌ وَ أَجَلُهُ قَرِیبٌ لاَ یُحَاسِبُ نَفْسَهُ قَلِیلُ اَلْمَنْفَعَةِ کَثِیرُ اَلْکَلاَمِ قَلِیلُ اَلْخَوْفِ کَثِیرُ اَلْفَرَحِ عِنْدَ اَلطَّعَامِ وَ إِنَّ أَهْلَ اَلدُّنْیَا لاَ یَشْکُرُونَ عِنْدَ اَلرَّخَاءِ وَ لاَ یَصْبِرُونَ عِنْدَ اَلْبَلاَءِ کَثِیرُ اَلنَّاسِ عِنْدَهُمْ قَلِیلٌ یَحْمَدُونَ أَنْفُسَهُمْ بِمَا لاَ یَفْعَلُونَ وَ یَدَّعُونَ بِمَا لَیْسَ لَهُمْ وَ یَتَکَلَّمُونَ بِمَا یَتَمَنَّوْنَ وَ یَذْکُرُونَ مَسَاوِئَ اَلنَّاسِ وَ یُخْفُونَ حَسَنَاتِهِمْ فَقَالَ یَا رَبِّ کُلُّ هَذَا اَلْعَیْبِ فِی أَهْلِ اَلدُّنْیَا قَالَ یَا أَحْمَدُ إِنَّ عَیْبَ أَهْلِ اَلدُّنْیَا کَثِیرٌ فِیهِمُ اَلْجَهْلُ وَ اَلْحُمْقُ لاَ یَتَوَاضَعُونَ لِمَنْ یَتَعَلَّمُونَ مِنْهُ وَ هُمْ عِنْدَ أَنْفُسِهِمْ عُقَلاَءُ وَ عِنْدَ اَلْعَارِفِینَ حُمَقَاءُ یَا أَحْمَدُ إِنَّ أَهْلَ اَلْخَیْرِ وَ أَهْلَ اَلْآخِرَةِ رَقِیقَةٌ وُجُوهُهُمْ کَثِیرٌ حَیَاؤُهُمْ قَلِیلٌ حُمْقُهُمْ کَثِیرٌ نَفْعُهُمْ قَلِیلٌ مَکْرُهُمْ اَلنَّاسُ مِنْهُمْ فِی رَاحَةٍ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی تَعَبٍ کَلاَمُهُمْ مَوْزُونٌ مُحَاسِبِینَ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَعَیِّبِینَ لَهَا تَنَامُ أَعْیُنُهُمْ وَ لاَ تَنَامُ قُلُوبُهُمْ أَعْیُنُهُمْ بَاکِیَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ ذَاکِرَةٌ إِذَا کُتِبَ اَلنَّاسُ مِنَ اَلْغَافِلِینَ کُتِبُوا مِنَ اَلذَّاکِرِینَ فِی أَوَّلِ اَلنِّعْمَةِ یَحْمَدُونَ وَ فِی آخِرِهَا یَشْکُرُونَ دُعَاؤُهُمْ عِنْدَ اَللَّهِ مَرْفُوعٌ وَ کَلاَمُهُمْ مَسْمُوعٌ تَفْرَحُ بِهِمُ اَلْمَلاَئِکَةُ وَ یَدُورُ دُعَاؤُهُمْ تَحْتَ اَلْحُجُبِ یُحِبُّ اَلرَّبُّ أَنْ یَسْمَعَ کَلاَمَهُمْ کَمَا تُحِبُّ اَلْوَالِدَةُ اَلْوَلَدَ وَ لاَ یُشْغَلُونَ عَنْهُ طَرْفَةَ عَیْنٍ وَ لاَ یُرِیدُونَ کَثْرَةَ اَلطَّعَامِ وَ لاَ کَثْرَةَ اَلْکَلاَمِ وَ لاَ کَثْرَةَ اَللِّبَاسِ اَلنَّاسُ عِنْدَهُمْ مَوْتَی وَ اَللَّهُ عِنْدَهُمْ حَیٌّ کَرِیمٌ یَدَعُونَ اَلْمُدْبِرِینَ کَرَماً وَ یَزِیدُونَ اَلْمُقْبِلِینَ تَلَطُّفاً قَدْ صَارَتِ اَلدُّنْیَا وَ اَلْآخِرَةُ عِنْدَهُمْ وَاحِدَةً یَا أَحْمَدُ هَلْ تَعْرِفُ مَا لِلزَّاهِدِینَ عِنْدِی قَالَ لاَ یَا رَبِّ قَالَ یُبْعَثُ اَلْخَلْقُ وَ یُنَاقَشُونَ اَلْحِسَابَ وَ هُمْ مِنْ ذَلِکَ آمِنُونَ إِنَّ أَدْنَی مَا أُعْطِی اَلزَّاهِدِینَ فِی اَلْآخِرَةِ أَنْ أُعْطِیَهُمْ مَفَاتِیحَ اَلْجِنَانِ کُلِّهَا حَتَّی یَفْتَحُوا أَیَّ بَابٍ شَاءُوا وَ لاَ أَحْجُبَ عَنْهُمْ وَجْهِی وَ لَأُنْعِمَنَّهُمْ بِأَلْوَانِ اَلتَّلَذُّذِ مِنْ کَلاَمِی وَ لَأُجْلِسَنَّهُمْ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ وَ أُذَکِّرُهُمْ مَا صَنَعُوا وَ تَعِبُوا فِی دَارِ اَلدُّنْیَا وَ أَفْتَحُ لَهُمْ أَرْبَعَةَ أَبْوَابٍ بَابٍ یَدْخُلُ عَلَیْهِمُ اَلْهَدَایَا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا مِنْ عِنْدِی وَ بَابٍ یَنْظُرُونَ مِنْهُ إِلَیَّ کَیْفَ شَاءُوا بِلاَ صُعُوبَةٍ وَ بَابٍ یَطَّلِعُونَ مِنْهُ إِلَی اَلنَّارِ فَیَنْظُرُونَ إِلَی اَلظَّالِمِینَ کَیْفَ یُعَذَّبُونَ وَ بَابٍ یَدْخُلُ عَلَیْهِمْ مِنْهُ اَلْوَصَائِفُ وَ اَلْحُورُ اَلْعِینُ قَالَ یَا رَبِّ مَنْ هَؤُلاَءِ اَلزَّاهِدُونَ اَلَّذِینَ وَصَفْتَهُمْ قَالَ اَلزَّاهِدُ هُوَ اَلَّذِی لَیْسَ لَهُ بَیْتٌ یَخْرَبُ فَیَغْتَمَّ لِخَرَابِهِ وَ لاَ لَهُ وَلَدٌ یَمُوتُ فَیَحْزَنَ لِمَوْتِهِ وَ لاَ لَهُ شَیْءٌ یَذْهَبُ فَیَحْزَنَ لِذَهَابِهِ وَ لاَ یَعْرِفُهُ إِنْسَانٌ لِیَشْغَلَهُ عَنِ اَللَّهِ طَرْفَةَ عَیْنٍ وَ لاَ لَهُ فَضْلُ طَعَامٍ یُسْأَلُ عَنْهُ وَ لاَ لَهُ ثَوْبٌ لَیِّنٌ یَا أَحْمَدُ وُجُوهُ اَلزَّاهِدِینَ مُصْفَرَّةٌ مِنْ تَعَبِ اَللَّیْلِ وَ صَوْمِ اَلنَّهَارِ وَ أَلْسِنَتُهُمْ کِلاَلٌ إِلاَّ مِنْ ذِکْرِ اَللَّهِ تَعَالَی قُلُوبُهُمْ فِی صُدُورِهِمْ مَطْعُونَةٌ مِنْ کَثْرَةِ صَمْتِهِمْ قَدْ أَعْطَوُا اَلْمَجْهُودَ فِی أَنْفُسِهِمْ لاَ مِنْ خَوْفِ نَارٍ وَ لاَ مِنْ شَوْقِ جَنَّةٍ وَ لَکِنْ یَنْظُرُونَ فِی مَلَکُوتِ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ فَیَعْلَمُونَ أَنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ أَهْلٌ لِلْعِبَادَةِ یَا أَحْمَدُ هَذِهِ دَرَجَةُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ اَلصِّدِّیقِینَ مِنْ أُمَّتِکَ وَ أُمَّةِ غَیْرِکَ وَ أَقْوَامٍ مِنَ اَلشُّهَدَاءِ قَالَ یَا رَبِّ أَیُّ اَلزُّهَّادِ أَکْثَرُ زُهَّادُ أُمَّتِی أَمْ زُهَّادُ بَنِی إِسْرَائِیلَ قَالَ إِنَّ زُهَّادَ بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی زُهَّادِ أُمَّتِکَ کَشَعْرَةٍ سَوْدَاءَ فِی بَقَرَةٍ بَیْضَاءَ فَقَالَ یَا رَبِّ وَ کَیْفَ ذَلِکَ وَ عَدَدُ بَنِی إِسْرَائِیلَ أَکْثَرُ قَالَ لِأَنَّهُمْ شَکُّوا بَعْدَ اَلْیَقِینِ وَ جَحَدُوا بَعْدَ اَلْإِقْرَارِ قَالَ اَلنَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَحَمِدْتُ اَللَّهَ تَعَالَی وَ شَکَرْتُهُ وَ دَعَوْتُ لَهُمْ بِالْحِفْظِ وَ اَلرَّحْمَةِ وَ سَائِرِ اَلْخَیْرَاتِ - یَا أَحْمَدُ عَلَیْکَ بِالْوَرَعِ فَإِنَّ اَلْوَرَعَ رَأْسُ اَلدِّینِ وَ وَسَطُ اَلدِّینِ وَ آخِرُ اَلدِّینِ إِنَّ اَلْوَرَعَ بِهِ یُتَقَرَّبُ إِلَی اَللَّهِ تَعَالَی یَا أَحْمَدُ إِنَّ اَلْوَرَعَ زَیْنُ اَلْمُؤْمِنِ وَ عِمَادُ اَلدِّینِ إِنَّ اَلْوَرَعَ مَثَلُهُ کَمَثَلِ اَلسَّفِینَةِ کَمَا أَنَّ اَلْبَحْرَ لاَ یَنْجُو إِلاَّ مَنْ کَانَ فِیهَا کَذَلِکَ لاَ یَنْجُو اَلزَّاهِدُونَ إِلاَّ بِالْوَرَعِ یَا أَحْمَدُ مَا عَرَفَنِی عَبْدٌ وَ خَشَعَ لِی إِلاَّ خَشَعَ لَهُ کُلُّ شَیْءٍ یَا أَحْمَدُ اَلْوَرَعُ یَفْتَحُ عَلَی اَلْعَبْدِ أَبْوَابَ اَلْعِبَادَةِ فَیُکْرَمُ بِهِ اَلْعَبْدُ عِنْدَ اَلْخَلْقِ وَ یَصِلُ بِهِ إِلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَا أَحْمَدُ عَلَیْکَ بِالصَّمْتِ فَإِنَّ أَعْمَرَ مَجْلِسٍ قُلُوبُ اَلصَّالِحِینَ وَ الصَّامِتِینَ وَ إِنَّ أَخْرَبَ مَجْلِسٍ قُلُوبُ اَلْمُتَکَلِّمِینَ بِمَا لاَ یَعْنِیهِمْ یَا أَحْمَدُ إِنَّ اَلْعِبَادَةَ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةٌ مِنْهَا طَلَبُ اَلْحَلاَلِ فَإِنْ أُطِیبَ مَطْعَمُکَ وَ مَشْرَبُکَ فَأَنْتَ فِی حِفْظِی وَ کَنَفِی قَالَ یَا رَبِّ مَا أَوَّلُ اَلْعِبَادَةِ قَالَ أَوَّلُ اَلْعِبَادَةِ اَلصَّمْتُ وَ اَلصَّوْمُ قَالَ یَا رَبِّ وَ مَا مِیرَاثُ اَلصَّوْمِ قَالَ اَلصَّوْمُ یُورِثُ اَلحِکْمَةَ وَ اَلحِکْمَةُ تُورِثُ اَلْمَعْرِفَةَ وَ اَلْمَعْرِفَةُ تُورِثُ اَلْیَقِینَ فَإِذَا اِسْتَیْقَنَ اَلْعَبْدُ لاَ یُبَالِی کَیْفَ أَصْبَحَ بِعُسْرٍ أَمْ بِیُسْرٍ وَ إِذَا کَانَ اَلْعَبْدُ فِی حَالَةِ اَلْمَوْتِ یَقُومُ عَلَی رَأْسِهِ مَلاَئِکَةٌ بِیَدِ کُلِّ مَلَکٍ کَأْسٌ مِنْ مَاءِ اَلْکَوْثَرِ وَ کَأْسٌ مِنَ اَلْخَمْرِ یَسْقُونَ رُوحَهُ حَتَّی تَذْهَبَ سَکْرَتُهُ وَ مَرَارَتُهُ وَ یُبَشِّرُونَهُ بِالْبِشَارَةِ اَلْعُظْمَی وَ یَقُولُونَ لَهُ طِبْتَ وَ طَابَ مَثْوَاکَ إِنَّکَ تَقْدَمُ عَلَی اَلْعَزِیزِ اَلْکَرِیمِ اَلْحَبِیبِ اَلْقَرِیبِ فَتَطِیرُ اَلرُّوحُ مِنْ أَیْدِی اَلْمَلاَئِکَةِ فَتَصْعَدُ إِلَی اَللَّهِ تَعَالَی فِی أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ وَ لاَ یَبْقَی حِجَابٌ وَ لاَ سِتْرٌ بَیْنَهَا وَ بَیْنَ اَللَّهِ تَعَالَی وَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا مُشْتَاقٌ وَ یَجْلِسُ عَلَی عَیْنٍ عِنْدَ اَلْعَرْشِ ثُمَّ یُقَالُ لَهَا کَیْفَ تَرَکْتِ اَلدُّنْیَا فَیَقُولُ إِلَهِی وَ عِزَّتِکَ وَ جَلاَلِکَ لاَ عِلْمَ لِی بِالدُّنْیَا أَنَا مُنْذُ خَلَقْتَنِی خَائِفٌ مِنْکَ فَیَقُولُ اَللَّهُ صَدَقْتَ عَبْدِی کُنْتَ بِجَسَدِکَ فِی اَلدُّنْیَا وَ رُوحُکَ مَعِی فَأَنْتَ بِعَیْنِی سِرُّکَ وَ عَلاَنِیَتُکَ سَلْ أُعْطِکَ وَ تَمَنَّ عَلَیَّ فَأُکْرِمَکَ هَذِهِ جَنَّتِی مُبَاحٌ فَتَبَحْبَحْ فِیهَا وَ هَذَا جِوَارِی فَاسْکُنْهُ فَیَقُولُ اَلرُّوحُ إِلَهِی عَرَّفْتَنِی نَفْسَکَ فَاسْتَغْنَیْتُ بِهَا عَنْ جَمِیعِ خَلْقِکَ وَ عِزَّتِکَ وَ جَلاَلِکَ لَوْ کَانَ رِضَاکَ فِی أَنْ أُقَطَّعَ إِرْباً إِرْباً وَ أُقْتَلَ سَبْعِینَ قَتْلَةً بِأَشَدِّ مَا یُقْتَلُ بِهِ اَلنَّاسُ لَکَانَ رِضَاکَ أَحَبَّ إِلَهِی کَیْفَ أُعْجَبُ بِنَفْسِی وَ أَنَا ذَلِیلٌ إِنْ لَمْ تُکْرِمْنِی وَ أَنَا مَغْلُوبٌ إِنْ لَمْ تَنْصُرْنِی وَ أَنَا ضَعِیفٌ إِنْ لَمْ تُقَوِّنِی وَ أَنَا مَیِّتٌ إِنْ لَمْ تُحْیِنِی بِذِکْرِکَ وَ لَوْ لاَ سَتْرُکَ لاَفْتَضَحْتُ أَوَّلَ مَرَّةٍ عَصَیْتُکَ إِلَهِی کَیْفَ لاَ أَطْلُبُ رِضَاکَ وَ قَدْ أَکْمَلْتَ عَقْلِی حَتَّی عَرَفْتُکَ وَ عَرَفْتُ اَلْحَقَّ مِنَ اَلْبَاطِلِ وَ اَلْأَمْرَ مِنَ اَلنَّهْیِ وَ اَلْعِلْمَ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ اَلنُّورَ مِنَ اَلظُّلْمَةِ فَقَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِزَّتِی وَ جَلاَلِی لاَ أَحْجُبُ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ فِی وَقْتٍ مِنَ اَلْأَوْقَاتِ کَذَلِکَ أَفْعَلُ بِأَحِبَّائِی یَا أَحْمَدُ هَلْ تَدْرِی أَیُّ عَیْشٍ أَهْنَی وَ أَیُّ حَیَاةٍ أَبْقَی قَالَ اَللَّهُمَّ لاَ قَالَ أَمَّا اَلْعَیْشُ اَلْهَنِیءُ فَهُوَ اَلَّذِی لاَ یَفْتُرُ صَاحِبُهُ عَنْ ذِکْرِی وَ لاَ یَنْسَی نِعْمَتِی وَ لاَ یَجْهَلُ حَقِّی یَطْلُبُ رِضَایَ لَیْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ أَمَّا اَلْحَیَاةُ اَلْبَاقِیَةُ فَهِیَ اَلَّتِی یَعْمَلُ لِنَفْسِهِ حَتَّی تَهُونَ عَلَیْهِ اَلدُّنْیَا وَ تَصْغُرَ فِی عَیْنَیْهِ وَ تَعْظُمَ اَلْآخِرَةُ عِنْدَهُ وَ یُؤْثِرَ هَوَایَ عَلَی هَوَاهُ وَ یَبْتَغِیَ مَرْضَاتِی وَ یُعَظِّمَ حَقَّ عَظَمَتِی وَ یَذْکُرَ عِلْمِی بِهِ وَ یُرَاقِبَنِی بِاللَّیْلِ وَ اَلنَّهَارِ عِنْدَ کُلِّ سَیِّئَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ وَ یَنْفِیَ قَلْبَهُ عَنْ کُلِّ مَا أَکْرَهُ وَ یُبْغِضَ اَلشَّیْطَانَ وَ وَسَاوِسَهُ لاَ یَجْعَلُ لِإِبْلِیسَ عَلَی قَلْبِهِ سُلْطَاناً وَ سَبِیلاً فَإِذَا فَعَلَ ذَلِکَ أَسْکَنْتُ فِی قَلْبِهِ حُبّاً حَتَّی أَجْعَلَ قَلْبَهُ لِی وَ فَرَاغَهُ وَ اِشْتِغَالَهُ وَ هَمَّهُ وَ حَدِیثَهُ مِنَ اَلنِّعْمَةِ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ بِهَا عَلَی أَهْلِ مَحَبَّتِی مِنْ خَلْقِی وَ أَفْتَحَ عَیْنَ قَلْبِهِ وَ سَمْعَهُ حَتَّی یَسْمَعَ بِقَلْبِهِ وَ یَنْظُرَ بِقَلْبِهِ إِلَی جَلاَلِی وَ عَظَمَتِی وَ أُضَیِّقَ عَلَیْهِ اَلدُّنْیَا وَ أُبَغِّضَ إِلَیْهِ مَا فِیهَا مِنَ اَللَّذَّاتِ وَ أُحَذِّرَهُ مِنَ اَلدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا کَمَا یُحَذِّرُ اَلرَّاعِی غَنَمَهُ مِنْ مَرَاتِعِ اَلْهَلْکَةِ فَإِذَا کَانَ هَکَذَا یَفِرُّ مِنَ اَلنَّاسِ فِرَاراً وَ یُنْقَلُ مِنْ دَارِ اَلْفَنَاءِ إِلَی دَارِ اَلْبَقَاءِ وَ مِنْ دَارِ اَلشَّیْطَانِ إِلَی دَارِ اَلرَّحْمَنِ یَا أَحْمَدُ لَأُزَیِّنَنَّهُ بِالْهَیْبَةِ وَ اَلْعَظَمَةِ فَهَذَا هُوَ اَلْعَیْشُ اَلْهَنِیءُ وَ اَلْحَیَاةُ اَلْبَاقِیَةُ وَ هَذَا مَقَامُ اَلرَّاضِینَ فَمَنْ عَمِلَ بِرِضَائِی أُلْزِمُهُ ثَلاَثَ خِصَالٍ أُعَرِّفُهُ شُکْراً لاَ یُخَالِطُهُ اَلْجَهْلُ وَ ذِکْراً لاَ یُخَالِطُهُ اَلنِّسْیَانُ وَ مَحَبَّةً لاَ یُؤْثِرُ عَلَی مَحَبَّتِی مَحَبَّةَ اَلْمَخْلُوقِینَ فَإِذَا أَحَبَّنِی أَحْبَبْتُهُ وَ أَفْتَحُ عَیْنَ قَلْبِهِ إِلَی جَلاَلِی فَلاَ أُخْفِی عَلَیْهِ خَاصَّةَ خَلْقِی فَأُنَاجِیهِ فِی ظُلَمِ اَللَّیْلِ وَ نُورِ اَلنَّهَارِ حَتَّی یَنْقَطِعَ حَدِیثُهُ مِنَ اَلْمَخْلُوقِینَ وَ مُجَالَسَتُهُ مَعَهُمْ وَ أُسْمِعُهُ کَلاَمِی وَ کَلاَمَ مَلاَئِکَتِی وَ أُعَرِّفُهُ اَلسِّرَّ اَلَّذِی سَتَرْتُهُ عَنْ خَلْقِی وَ أُلْبِسُهُ اَلْحَیَاءَ حَتَّی یَسْتَحِیَ مِنْهُ اَلْخَلْقُ کُلُّهُمْ وَ یَمْشِیَ عَلَی اَلْأَرْضِ مَغْفُوراً لَهُ وَ أَجْعَلَ قَلْبَهُ وَاعِیاً وَ بَصِیراً وَ لاَ أُخْفِی عَلَیْهِ شیء [شَیْئَاً] مِنْ جَنَّةٍ وَ لاَ نَارٍ وَ أُعَرِّفَهُ بِمَا یَمُرُّ عَلَی اَلنَّاسِ فِی یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ مِنَ اَلْهَوْلِ وَ اَلشِدَّةِ وَ مَا أُحَاسِبُ بِهِ اَلْأَغْنِیَاءَ وَ اَلْفُقَرَاءَ وَ اَلْجُهَّالَ وَ اَلْعُلَمَاءَ وَ أُنَوِّرُ لَهُ فِی قَبْرِهِ وَ أُنْزِلُ عَلَیْهِ مُنْکَراً یَسْأَلُهُ وَ لاَ یَرَی غَمَّ اَلْمَوْتِ وَ ظُلْمَةَ اَلْقَبْرِ وَ اَللَّحْدِ وَ هَوْلَ اَلْمُطَّلَعِ حَتَّی أَنْصِبَ لَهُ مِیزَانَهُ وَ أَنْشُرَ لَهُ دِیوَانَهُ ثُمَّ أَضَعُ کِتَابَهُ فِی یَمِینِهِ فَیَقْرَأُ مَنْشُوراً ثُمَّ لاَ أَجْعَلُ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ تَرْجُمَاناً فَهَذِهِ صِفَاتُ اَلْمُحِبِّینَ یَا أَحْمَدُ اِجْعَلْ هَمَّکَ هَمّاً وَاحِداً فَاجْعَلْ لِسَانَکَ وَاحِداً وَ اِجْعَلْ بَدَنَکَ حَیّاً لاَ تَغْفُلْ أَبَداً مَنْ غَفَلَ عَنِّی لاَ أُبَالِی بِأَیِّ وَادٍ هَلَکَ یَا أَحْمَدُ اِسْتَعْمِلْ عَقْلَکَ قَبْلَ أَنْ یَذْهَبَ فَمَنِ اِسْتَعْمَلَ عَقْلَهُ لاَ یُخْطِئُ وَ لاَ یَطْغَی یَا أَحْمَدُ أَنْتَ لاَ تَغْفُلُ أَبَداً مَنْ غَفَلَ عَنِّی لاَ أُبَالِی بِأَیِّ وَادٍ هَلَکَ یَا أَحْمَدُ هَلْ تَدْرِی لِأَیِّ شَیْءٍ فَضَّلْتُکَ عَلَی سَائِرِ اَلْأَنْبِیَاءِ قَالَ اَللَّهُمَّ لاَ قَالَ بِالْیَقِینِ وَ حُسْنِ اَلْخُلُقِ وَ سَخَاوَةِ اَلنَّفْسِ وَ رَحْمَةٍ بِالْخَلْقِ وَ کَذَلِکَ أَوْتَادُ اَلْأَرْضِ لَمْ یَکُونُوا أَوْتَاداً إِلاَّ بِهَذَا یَا أَحْمَدُ إِنَّ اَلْعَبْدَ إِذَا جَاعَ بَطْنُهُ وَ حَفِظَ لِسَانَهُ عَلَّمْتُهُ اَلحِکْمَةَ وَ إِنْ کَانَ کَافِراً تَکُونُ حِکْمَتُهُ حُجَّةً عَلَیْهِ وَ وَبَالاً وَ إِنْ کَانَ مُؤْمِناً تَکُونُ حِکْمَتُهُ لَهُ نُوراً وَ بُرْهَاناً وَ شِفَاءً وَ رَحْمَةً فَیَعْلَمُ مَا لَمْ یَکُنْ یَعْلَمُ وَ یُبْصِرُ مَا لَمْ یَکُنْ یُبْصِرُ فَأَوَّلُ مَا أُبَصِّرُهُ عُیُوبُ نَفْسِهِ حَتَّی یُشْغَلَ بِهَا عَنْ عُیُوبِ غَیْرِهِ وَ أُبَصِّرُهُ دَقَائِقَ اَلْعِلْمِ حَتَّی لاَ یَدْخُلَ عَلَیْهِ اَلشَّیْطَانُ یَا أَحْمَدُ لَیْسَ شَیْءٌ مِنَ اَلْعِبَادَةِ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنَ اَلصَّمْتِ وَ اَلصَّوْمِ فَمَنْ صَامَ وَ لَمْ یَحْفَظْ لِسَانَهُ کَانَ کَمَنْ قَامَ وَ لَمْ یَقْرَأْ فِی صَلاَتِهِ فَأُعْطِیهِ أَجْرَ اَلْقِیَامِ وَ لَمْ أُعْطِهِ أَجْرَ اَلْعَابِدِینَ یَا أَحْمَدُ هَلْ تَدْرِی مَتَی یَکُونُ لِیَ اَلْعَبْدُ عَابِداً قَالَ لاَ یَا رَبِّ قَالَ إِذَا اِجْتَمَعَ فِیهِ سَبْعُ خِصَالٍ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنِ اَلْمَحَارِمِ وَ صَمْتٌ یَکُفُّهُ عَمَّا لاَ یَعْنِیهِ وَ خَوْفٌ یَزْدَادُ کُلَّ یَوْمٍ مِنْ بُکَائِهِ وَ حَیَاءٌ یَسْتَحِی مِنِّی فِی اَلْخَلاَءِ وَ أَکْلُ مَا لاَ بُدَّ مِنْهُ وَ یُبْغِضُ اَلدُّنْیَا لِبُغْضِی لَهَا وَ یُحِبُّ اَلْأَخْیَارَ لِحُبِّی إِیَّاهُمْ یَا أَحْمَدُ لَیْسَ کُلُّ مَنْ قَالَ أُحِبُّ اَللَّهَ أَحَبَّنِی حَتَّی یَأْخُذَ قُوتاً وَ یَلْبَسَ دُوناً وَ یَنَامَ سُجُوداً وَ یُطِیلَ قِیَاماً وَ یَلْزَمَ صَمْتاً وَ یَتَوَکَّلَ عَلَیَّ وَ یَبْکِیَ کَثِیراً وَ یُقِلَّ ضَحِکاً وَ یُخَالِفَ هَوَاهُ وَ یَتَّخِذَ اَلْمَسْجِدَ بَیْتاً وَ اَلْعِلْمَ صَاحِباً وَ اَلزُّهْدَ جَلِیساً وَ اَلْعُلَمَاءَ أَحِبَّاءَ وَ اَلْفُقَرَاءَ رُفَقَاءَ وَ یَطْلُبَ رِضَایَ وَ یَفِرَّ مِنَ اَلْعَاصِینَ فِرَاراً وَ یَشْغَلَ بِذِکْرِی اِشْتِغَالاً وَ یُکْثِرَ اَلتَّسْبِیحَ دَائِماً وَ یَکُونَ بِالْعَهْدِ صَادِقاً وَ بِالْوَعْدِ وَافِیاً وَ یَکُونَ قَلْبُهُ طَاهِراً وَ فِی اَلصَّلاَةِ ذَاکِیاً وَ فِی اَلْفَرَائِضِ مُجْتَهِداً وَ قَیِّماً عِنْدِی مِنَ اَلثَّوَابِ رَاغِباً وَ مِنْ عَذَابِی رَاهِباً وَ لِأَحِبَّائِی قَرِیباً وَ جَلِیساً یَا أَحْمَدُ لَوْ صَلَّی اَلْعَبْدُ صَلاَةَ أَهْلِ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ وَ صَامَ صِیَامَ أَهْلِ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ وَ طَوَی مِنَ اَلطَّعَامِ مِثْلَ اَلْمَلاَئِکَةِ وَ لَبِسَ لِبَاسَ اَلْعَارِی ثُمَّ أَرَی فِی قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ اَلدُّنْیَا ذَرَّةً أَوْ سُمْعَتِهَا أَوْ رِئَاسَتِهَا أَوْ حُلْیَتِهَا أَوْ زِینَتِهَا لاَ یُجَاوِرُنِی فِی دَارِی وَ لَأَنْزِعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتِی وَ عَلَیْکَ سَلاَمِی وَ مَحَبَّتِی.
بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید؛ خرسندم و خدا را شاکرم که یک بار دیگر توفیق پیدا شد که در یک چنین روز مهمّی که تحقیقاً از ایّامالله است، شما برادران عزیز و زحمتکش و پیشرو را در اینجا زیارت کنم.
حادثهی نوزدهم بهمن؛ یکی از شگفتیسازیهای انقلاب اسلامی
حادثهی نوزدهم بهمن ۵۷، یکی از شگفتیسازیهای انقلاب اسلامی است که این شگفتیسازیها، یکی دو مورد و صد مورد نیست؛ هزاران شگفتیسازی در طول این سالها دیده شده؛ [لکن] جزو اوّلین و مهمترینهایش، یکی روز نوزدهم بهمن است. اینکه یک بخش مهمّی از ارتش طاغوت، خودش را از بدنهی ارتش جدا کند و بیاید اظهار تبعیّت از امام و پیوستن به مردم بکند، حادثهی خیلی مهمّی بود؛ این [حادثه] موجب شد که کلّ بدنهی ارتش به پیوستن به جمهوری اسلامی تشویق بشوند. و سرانِ آن روزِ ارتش هم، وقتی واقعیّت را مشاهده کردند، ناچار در قبال انقلاب اظهار بیطرفی کردند؛ در حالی که بیطرفی آنها معنی نداشت؛ ارتشِ نظام طاغوت چطور میتواند در دفاع از نظام طاغوت بیطرف باشد؟ امّا اظهار بیطرفی کردند؛ چارهای نداشتند [چون] دیدند بدنهی ارتش تقریباً به طور مجموع به مردم پیوسته است؛ این شبیه معجزه بود، واقعاً یک کار معجزهآسا بود. تکیهی اصلی رژیم طاغوت به ارتش و ساواک بود؛ آنها با مردم که ارتباطی نداشتند، به مردم که متکّی نبودند؛ تکیهی اصلی [آنها] در خارج به آمریکا و در داخل به ارتش و ساواک [بود]؛ و همین تکیهگاه و همین نقطهی امیدِ شیاطین به یک عامل مهمّی در زمین زدن شیاطین تبدیل شد؛ این معجزه است دیگر. واقعاً یکی از عوامل قدرتمند پیروزی انقلاب، همین پیوستن ارتش به مردم بود؛ اگر این [طور] نمیشد و میان مردم و ارتش درگیری به وجود میآمد، فجایعی رخ میداد. خود این پیوستن ارتش که با پیشقراولی نیروی هوایی اتّفاق افتاد، موجب این شد که انقلاب بدون آن مشکلات عجیب و سنگین و غیر قابل محاسبه، بتواند پیروز بشود.
ناکامی کودتای آمریکاییها در ابتدای انقلاب
البتّه آمریکاییها تا لحظهی آخر به ارتش امیدوار بودند؛ تصوّر آنها این بود که ارتش میتواند بِایستد و یک کودتایی را طرّاحی کرده بودند -که شاید اینها را در بعضی از منابع دیده باشید، ولی این حرف، حرف قطعی و دقیقی است- که در ماه بهمن باید اتّفاق میافتاد؛ این کودتا بایستی سران و پیشروان انقلاب را دستگیر میکرد و با مردم با خشونتی دهها برابرِ [کودتای] بیستوهشتم مرداد برخورد میکرد و همهی موانع انسانیای را که در مقابلش بود از سر راه برمیداشت؛ این طرح آمریکا بود. ژنرال هایزر معروف که آن روز جزو برجستگان آمریکاییِ مأمور در ناتو بود و مکرّر به ایران میآمد و میرفت، در خاطراتش این جور میگوید که ژنرال بِراون که وزیر دفاع آمریکا در دولت دموکراتِ آن روز بود -آن روز هم اتّفاقاً دولت حاکم بر آمریکا مال حزب دموکرات بود- به این آقای هایزر مجوّز داده بود که حتّی به قیمت کشتار دهها هزار نفر از مردم، مانع سقوط رژیم شاه بشود؛ یک چنین کودتایی بنا بود آنجا انجام بگیرد. خب یکی از چیزهایی که این نقشهی شیطانی را باطل کرد، همین حرکت نیروی هوایی بود؛ یعنی این آمدن. شاید خود آن جوانهایی که آمدند و با امام بیعت کردند -که بنده آنجا شاهد بودم و از نزدیک آنها را دیدم- هیچ تصوّر هم نمیکردند که کار اینها این قدر حائز اهمّیّت است.
خطای محاسباتی آمریکا در ارزیابی وضع کشور، مردم، و ارتش
خب یک نکتهی قابل توجّهی در این قضیّه وجود دارد که برای امروز ما و برای فردای ما درسآموز است؛ و آن این است که آمریکاییها در قضیّهی ارزیابی وضع کشور ما و مسئلهی ارتش و مسئلهی مردم، دچار خطای محاسباتی بزرگی شدند؛ این نکتهی مهمّی است؛ خطای محاسباتی داشتند. امیدی که آنها به ارتش بسته بودند، ناشی از همین خطای محاسباتی بود که غافلگیر شدند؛ به خاطر همین اشتباهِ محاسبات، غافلگیر شدند. در همین اسنادی که بعد از سالها منتشر شده، اعتراف کردند که تا اندکی قبل از ماه بهمن ۵۷ هیچ برآوردی از سقوط شاه و سلسلهی پهلوی نداشتند؛ هیچ! بالاتر از این، پنتاگون تا چند روز قبل از بیستودوّم بهمن اعلام میکرد که امکان ندارد رژیم پهلوی سقوط کند؛ یعنی اینها این قدر در اشتباه بودند، در خطای عجیب محاسباتی بودند؛ میگفتند ارتش تسلّط کامل دارد و امکان ندارد. البتّه ارتش ایران، برای آمریکاییها از شخص شاه هم مهمتر بود؛ میگفتند شاه یک نفر است، حالا بمیرد، برود، بیاید، یک نفر دیگر را جایش میگذاریم لکن سازمان ارتش برایشان خیلی مهم بود و روی آن خیلی حساب کرده بودند؛ و همین ارتشی که برای آمریکاییها این قدر مهم بود و روی آن کار کرده بودند و چهل هزار مستشار آمریکایی در همان روزها در ایران، در ارتش حضور داشتند، شد عامل شکست رژیم طاغوت و موجب نابودی امیدهای آمریکا در ایران که خدا در قرآن میفرماید: فَاَتیٰهُمُ اللهُ مِن حَیثُ لَم یَحتَسِبوا؛(۲) از آنجایی که خیال نمیکردند ضربه خوردند و سیلی خوردند.
ادامهی خطای محاسباتی آمریکا در فتنهی سال ۸۸ و قضیّهی تحریم
البتّه این خطای محاسباتی هنوز ادامه دارد، یعنی تا امروز هم آمریکاییها در زمینهی مسائل ایران دچار خطای محاسباتیاند و واقعاً دستگاه محاسباتیِ سیاسیشان کار نمیکند؛ نمیفهمند، مسائل ما را درک نمیکنند و ملّت ما را نمیشناسند؛ ملّت ایران را هنوز نمیشناسند و لذا پیدرپی خطا میکنند. آمریکاییها در قضیّهی فتنهی ۸۸ خطا کردند، رئیسجمهور دموکراتِ آن روز آمریکا(۳) رسماً پشت سر فتنهی ۸۸ ایستاد و از آن دفاع کرد، به خیال اینکه همه چیز را تمام خواهد کرد که خب خطای محاسباتی بود.
در قضیّهی تحریم هم همین جور است؛ با این تحریمهای شدید و به اصطلاح بیسابقه و همهجانبه که خودشان میگفتند در تاریخ چنین تحریمی وجود ندارد و راست هم میگفتند، خیال میکردند ایران را از پا درمیآورند؛ خب محاسبات غلط بود دیگر؛ خطای محاسباتی بود و امید بیهودهای داشتند. یکی از همان احمقهای درجهی اوّلی که یک وقتی در اینجا به آنها اشاره کردم،(۴) دو سه سال پیش گفته بود(۵) که «ما عید ژانویهی ۲۰۱۹ را در تهران جشن خواهیم گرفت»؛ امیدشان این بود که در عید ژانویهی ۲۰۱۹ بساط [جمهوری اسلامی] جمع شده و آنها میآیند اینجا جشن میگیرند. حالا خود آن شخص که به زبالهدان تاریخ رفت، رئیسش(۶) هم با لگد و با افتضاح از کاخ سفید اخراج شد و هر دو به زبالهدان تاریخ رفتند [امّا] جمهوری اسلامی بحمدالله سربلند ایستاده است.
عوامل موفّقیّت ما در مواجهه با دشمنان: حضور مردم در صحنه، اعتماد به وعدهی الهی، افزایش مؤلّفههای قدرت ملّی
خب، سادهانگاری نباید کرد. بله، دشمن در محاسبات خودش خطا میکند لکن ما باید مراقب باشیم که صرفاً معیوب بودن دستگاه محاسباتی دشمن نیست که ما را موفّق میکند؛ باید کار کرد، باید تلاش کرد. حضور مردم در صحنه، ایمان مردم به لزوم حضورشان در صحنه، اعتماد به وعدهی الهی از سوی مردم و مسئولین، طرّاحیهای متقابل، همه مؤثّر است و مؤثّر بوده. اگر امام بزرگوار هم در همان روزهای بیستویکم بهمن و بیستودوّم بهمن، فرمان شکستن حکومت نظامی را نمیدادند، وضع جور دیگری میشد. با نشستن و تماشا کردن و به امید خطای دشمن ماندن کار پیش نمیرود؛ بایستی تلاش کرد، باید در میدان عمل حضور داشت، باید کار کرد، باید به خدا اعتماد کرد، باید مجاهدت کرد، باید به طور دائم طرّاحیِ متقابل کرد؛ این وظیفهی مسئولین است. مؤلّفههای قدرت ملّی را باید افزایش داد که یکی از آنها همین نیروهای مسلّح است و باید تولید قدرت کرد و این قدرت را در عمل هم بایستی نشان داد. لذاست بنده همواره تأکید کردهام که باید نیروهای مسلّح مؤمن و مردمیمان را -که بحمدالله نیروهای مسلّح ما، [اعمّ از] ارتش، سپاه، بسیج، نیروی انتظامی، هم مؤمنند، هم مردمیاند- تقویت کرد؛ این یکی از وظایف مسئولین کشور است که البتّه این تقویت بایستی با نگاه به اقتضائات منطقه و بینالملل و پیدا کردن اولویّتها و تمرکز بر روی اولویّتها باشد که این حرفِ همیشهی من با مسئولین نیروهای نظامی و مسئولین کشور بوده و هست.
لزوم تقویت نیروهای مسلّح به عنوان حافظان امنیّت ملّی کشور در همه ی ابعاد مادّی و معنوی
خب خوشبختانه در این یکی دو ماه اخیر، هم ارتش، هم سپاه، هم وزارت دفاع تواناییهای برجستهای را در برابر چشم همه قرار دادند: هم مردم خودمان این رزمایشهایی را که انجام گرفت دیدند -شاید حدود ده رزمایش انجام گرفت- هم دنیا دید؛ چشمهای نگران ماهوارهها دیدند و تحسین کردند و بعضیها اظهار تعجّب کردند که واقعاً تحسینبرانگیز هم بود؛ بخصوص در شرایط تحریم. دسترسی ما به اطّلاعات، دسترسی ما به مواد، دسترسی ما به امکانات و تجهیزات خارج از کشور، کاملاً محدود است دیگر؛ در یک چنین محدودیّتی نیروهای مسلّح ما -چه وزارت دفاعمان، چه ارتشمان، چه سپاهمان- توانستند یک چنین کارهای بزرگی را انجام بدهند و به ظهور برسانند. و این در واقع، عمل به دستور امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است که ایشان در فرمان معروف به مالک اشتر فرمود: فَالجُنودُ بِاِذنِ اللهِ حُصونُ الرَّعِیَّة؛ بعد، در چند جملهی دیگر: وَ سُبُل الاَمن؛(۷) نیروهای مسلّح مایهی امنیّت ملّی کشور هستند و چقدر افتخارآمیز است که یک کشوری بتواند امنیّت ملّی خودش را به وسیلهی عناصر خودش، فرزندان خودش، نیروهای مسلّح خودش تأمین کند و منتظر دیگران نباشد. البتّه توجّه داشته باشید که تقویت نیروهای مسلّح صرفاً با تجهیزات هم نیست؛ تجهیزات بخشی از کار است، سازماندهی بخشی از کار است؛ بخش مهمّی از کار، روحیه و ایمان و قدرت معنوی در دلها است؛ تقویت نیروهای مسلّح یعنی همهی اینها؛ [حتّی] جنبههای معنوی.
خطای بزرگ برخی از کشورها؛ درخواست کمک از آمریکا برای تأمین امنیّت ملّی
مرعوبِ دشمن شدن یا امید به بیگانه؛ جزو خطاهای بزرگ
این خطای محاسباتی در زمینهی مسائل اقتصادی و در زمینهی سایر امور هم وجود دارد؛ به این باید توجّه داشته باشیم و از آن استفاده کنیم. ما باید مراقب خطای خودمان هم باشیم، خودمان هم بایستی مواظب اشتباهاتمان باشیم. من به یکی از اشتباهاتی که ممکن است کسانی در بین ماها بکنند، اشاره میکنم و آن، این است که ما مرعوب قدرت دشمن بشویم؛ این خطای بزرگی است، این جزو خطاهای ما است؛ یا امید به او ببندیم؛ با همین وضعی که داریم، در یک بخشی از کارهایمان -چه مسائل اقتصادی، چه مسائل سیاسی و بینالمللی- چشم امید به بیگانه داشته باشیم؛ آن بیگانهای که بنایش بر تجاوز است، بنایش بر غارتگری است، بنایش بر دخالت کردن است؛ این خطای بزرگی خواهد بود. البتّه من به هیچ وجه نمیخواهم توصیه کنم که به نیروی درونی خودمان با چشم مبالغه نگاه کنیم؛ نه، واقعیّت را ببینیم، سعی کنیم آن را ارتقاء بدهیم؛ امّا بشدّت توصیه میکنم که با هر توانی که داریم، نباید مرعوب دشمن بشویم. اگر مرعوب شدیم، از کار میافتیم.
افول آمریکا از لحاظ آبرو، قدرت و انتظام اجتماعی
و این کسانی که تصوّر غیر واقعی از تواناییهای آمریکا و بعضی از قدرتهای دیگر دارند، بایستی به واقعیّات درست توجّه کنند. هیاهوی قدرتهای جهانی زیاد است و با همین هیاهو بزرگنمایی میکنند [امّا] واقع قضیّه این نیست. حالا در همین قضایای اخیری که در آمریکا اتّفاق افتاد، [یعنی] این مسئلهی سقوط ترامپ با این وضع مفتضح و حوادثی که حول و حوش این قضیّه اتّفاق افتاد(۸) -که چیزهای کوچکی نیست- این افول یک رئیسجمهور ناباب نبود؛ افول آبروی آمریکا بود، افول قدرت آمریکا بود، افول انتظام اجتماعی آمریکا بود؛ این را من نمیگویم، این را خودهایشان گفتند؛ صاحبنظران برجستهی سیاسیشان اعلام کردند که نظام آمریکا از درون پوسیده است؛ این را خود آمریکاییها در این قضایای اخیر گفتند؛ گفتند نظام اجتماعی آمریکا از درون پوسیده است؛ خیلی حرف بزرگی است؛ بعضیهای دیگر گفتند که دوران پساآمریکا آغاز شده است؛ اینها حرفهای آنها است. خب، واقعیّت قضیّه این است. البتّه از لحاظ اقتصادی هم مشکل دارند امّا مشکل عمدهی آنها از لحاظ انتظام نظام اجتماعی و نظام سیاسی آنها است که نشاندهندهی این است که بکلّی متزلزلند.
مستور نگه داشتن افول آمریکا، به کمک امپراتوری خبری
اگر این حادثهای که در آمریکا اتّفاق افتاد، در هر نقطهی دیگر دنیا، بخصوص در کشورهایی که با آمریکا خیلی میانهای ندارند اتّفاق میافتاد، مگر به این زودی رها میکردند؟ لکن حالا امپراتوری خبری دنیا بیشتر در اختیار خود آنها است، سعی میکنند قضیّه را مستور نگه دارند و تمام کنند و سر و تهش را به هم بیاورند؛ امّا قضیّه تمامشده نیست؛ قضیّه، خیلی قضیّهی مهم و دنبالهداری است. آمریکا واقعاً افول کرد و برای همین است که دولتهای وابستهی به آمریکا در منطقه دستپاچهاند، سراسیمهاند؛ بخصوص رژیم صهیونیستی. این یاوهگوییهایی که اخیراً میشنوید سران رژیم صهیونیستی میگویند، بیشتر ناشی از ترسشان است، ناشی از سراسیمگی و اضطرابشان است به خاطر آنچه در آمریکا اتّفاق افتاده. البتّه آنها درست هم فهمیدند؛ دنیا در این زمینه شاهد و ناظر است که آمریکا، هم در محیط داخلی خود و هم در محیط بینالمللی افول کرده.
اجازه نداشتن آمریکا و سه کشور اروپایی برای شرط گذاشتن برای ادامهی برجام
و امّا در قضیّهِی تحریمها؛ خب، امروز در دنیا حرف و حدیثهایی هست؛ هم اروپاییها یک چیزهایی میگویند، [هم] آمریکاییها یک چیزی میگویند. اوّلاً در جمهوری اسلامی هیچ کس گوشش بدهکار مُهملگوییهای مدّعیان بدون استحقاق -حالا چه در اروپا، چه در آمریکا- نیست؛ حرفهای مُهملی میزنند؛ کسی گوشش بدهکار حرفهای آنها نیست. ثانیاً اگر بخواهیم منطقی و مستدل صحبت بکنیم، آمریکا و سه کشور اروپایی که همهی تعهّدات برجامی را زیر پا گذاشتند، دیگر حق ندارند برای برجام شرط و شروط تعیین کنند. آنها به تعهّدات برجامیشان هیچ عمل نکردند؛ یک برههی بسیار کوتاهی در اوّل کار بعضی از تحریمها را -نه همهی تحریمها را- موقّتاً تعطیل کردند، دوباره برگشتند و بعد تحریمها را افزایش هم دادند؛ شاید دو برابر، سه برابر تحریمها را زیاد هم کردند. بنابراین آنها حق ندارند در این زمینه شرط و شروط معیّن کنند.
سیاست قطعی جمهوری اسلامی در مورد برجام: لغو همهی تحریمها توسّط آمریکا و راستیآزمایی آن توسّط ایران؛ و آنگاه برگشت ایران به تعهّدات برجامی
آن طرفی که حق دارد برای ادامهی کار برجام شرط معیّن کند ایران است. علّت هم این است که ایران از اوّل به تمام تعهّدات برجامی خودش عمل کرد، جمهوری اسلامی به تمامی تعهّدات برجامی عمل کرد؛ آنها نقض کردند. ما حق داریم برای ادامهی برجام شرط بگذاریم و این شرط را هم گذاشتیم و گفتیم و هیچ کس هم از آن عدول نخواهد کرد؛ و آن این است که اگر میخواهند ایران به تعهّدات برجامی -که چند تعهّد آن را لغو کرده- برگردد، باید آمریکا تحریمها را کلّاً لغو بکند؛ آن هم نه به زبان و روی کاغذ که بگوید لغو کردیم؛ نه، بایستی در عمل تحریمها را لغو کنند و ما راستیآزمایی کنیم و احساس کنیم که درست تحریمها لغو شده، آن وقت ما هم به این تعهّدات برجامی برمیگردیم؛ این سیاست قطعی جمهوری اسلامی است و مورد اتّفاق مسئولان کشور هم هست و از این سیاست بر نخواهیم گشت.
اتّحاد کلمهی مسئولین و ملّت؛ عامل از بین رفتن بسیاری از مشکلات
توصیهی مؤکّد اینجانب اتّحاد کلمه است؛ مسئولین کشور و دستاندرکاران مسائل عمدهی کشور اتّحاد کلمه داشته باشند؛ ملّت عزیزمان، اتحاد کلمهشان را حفظ کنند. بحمدالله همین اتّحاد کلمهی ملّت ایران توانسته است بسیاری از مشکلات را از پیش پا بردارد؛ بعد از این هم بایستی این اتّحاد کلمه وجود داشته باشد، مسئولین هم هماهنگ و همصدا با هم حرکت بکنند، نیروهای مسلّح هم به وظایف مهمّی که دارند و میدانند [عمل کنند] و به معنای واقعی کلمه انشاءالله به تولید قدرت ادامه بدهند. مطمئنّاً به لطف پروردگار و به دعای ولیّ عصر (ارواحنا فداه)، فردای ملّت ایران و کشور ایران از امروز بمراتب بهتر و بالاتر است. امیدواریم خداوند برکات خون شهدا را همواره شامل حال این ملّت بدارد و روح مطهّر امام بزرگوار را از ما راضی و خشنود کند.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
شهادت امام هادی علیه السلام
سوم رجب مصادف است با سالروز شهادت امام هادی (ع)، پیشوای دهم شیعیان در ماه ذی الحجه سال 212 ه.ق در شهر صریا (نزدیک مدینه) دیده به جهان گشود. پدر ایشان حضرت امام محمدتقی جوادالائمه علیه السلام و مادرشان بانویی فاضله و عفیفه به نام سمانه است.
نام مبارک ایشان علی از القابشان نقی، هادی و نجیب؛ و کنیهشان ابوالحسن است.
امام علیالنقی الهادی علیه السلام در سال 220 ه.ق به امامت رسیدند. در این زمان ایشان در مدینه بودند و در آنجا به مدت 13 سال وظایف امامت خود را انجام میدادند؛ مردم از این سرچشمه حیات معنوی و علمی و فکری سیراب میشدند و ایشان نیز به همه امور شیعیان رسیدگی میکردند تا این که متوکل (خلیفه وقت) که در دشمنی با ائمه اطهار(ع) مشهور بود؛ به خاطر هراسی که از نفوذ و محبوبیت امام علیه السلام در جامعه داشت ایشان را از مدینه به سامرا فراخواند زیرا احساس میکرد که باید امام را از نزدیک تحت نظر بگیرد. پس از آمدن امام به سامرا، اگرچه ایشان ظاهرا آزاد بود اما «متوکل» منزلشان را طوری انتخاب کرده بود که همواره تحت نظر باشند. او به طور مرتب دستور تفتیش منزل ایشان را صادر میکرد و تمام دیدارها و رفت و آمدها توسط نیروهای حکومتی کنترل میشد.
او جو بسیار خفقان آمیزی را بر جامعه حکمفرما کرده بود و سختگیری و فشار زیادی را بر شیعیان اعمال میکرد: علویان را در محاصره اقتصادی قرار داده بود. به شاعران درباری مال فراوانی میداد تا در اشعار خود به ائمه علیه السلام بی احترامی کنند. او اکثر سادات جلیل القدر آن زمان را دستگیر و زندانی کرده بود. از هولناکترین اقدامات او در دوره حکومتش، انهدام و تخریب مرقد امام حسین علیه السلام بود. اوضاع معیشتی مردم و خصوصا علویان در زمان خلفای عباسی مخصوصا متوکل و بقیه خلفای هم عصر امام هادی علیه السلام، بسیار دشوار بود زیرا آنان بیت المال مسلمین را صرف خوشگذرانیهایی میکردند که به گواهی تاریخ، هزینههای مربوط به آنها بیسابقه بوده است.

برخی از اقدامات امام هادی علیه السلام در زمان امامت
امام هادی علیه السلام با این که شدیدا تحت نظر بود، اما از پای ننشست و فعالیتهای خود را به شیوهای مطابق اوضاع زمان خویش به پیش برد. از مهمترین فعالیتهای ایشان این بود که به مردم از راههای گوناگون آگاهی داده و منصب امامت و مقام علمی خود را در طی سخنان خویش و در مناظرات و پرسش و پاسخهای علمی، آشکار کرده و تثبیت کنند. همچنین عدم مشروعیت حکومت بنی عباس را تبیین میکردند. یکی دیگر از محورهای فعالیت امام، آماده کردن مردم و شیعیان نسبت به غیبت حضرت مهدی علیه السلام بود. البته ایشان با نهایت احتیاط و جلوگیری از حساس شدن حکومت، این موضوع را به طور سربسته در ضمن سخنان خویش ذکر میفرمودند.
از دیگر اقدامات این امام بزرگوار؛ مبارزه با انحرافات، تربیت نیرو و افراد شایسته، تقویت سازمان وکالت، تبیین مقام شامخ امامت از طریق زیارت غدیریه و زیارت جامعه است.
اهمیت شناخت امام معصوم (ع)
یکی از مهمترین و اساسی ترین مبانی فکری و اعتقادی جامعه اسلامی بحث امام شناسی است؛ موضوع بسیار مهم و استراتژی که بنیادی ترین مباحث فکری، اخلاقی، اعتقادی، فقهی و اجتماعی در گرو شناخت و آشنایی آن است. در اهمیت و جایگاه ممتاز امام شناسی در فرهنگ اسلامی همین بس که در منابع روایی شیعه و سنی نقل شده است هر گونه سهل انگاری و بی توجهی به این موضوع راهبردی موجب می شود مرگ انسان مصادف با مرگ جاهلیت قلمداد شود. «حارث بن مغیره گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: پیغمبر فرموده است: هر که بمیرد و پیشوایش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟ فرمود: آرى. عرض کردم: جاهلیت کامل یا جاهلیتى که امامش را نشناسد فرمود: جاهلیت کفر و نفاق و گمراهى».[1] از این رو بسیار لازم و ضروری است که انسان به این اصل مهم اعتقادی اهتمام جدی داشته باشد و برای تحصیل معارف مرتبط با امام شناسی وقت بیشتری را صرف نماید. به همین منظور در این نوشتار تلاش داریم به مناسبت شهادت امام هادی(علیه السلام) که از مهمترین اسناد امام شناسی یعنی زیارت جامعه کبیره را در اختیار جامعه بشری قرار دادند، خوشه ای از خرمن پر بار مباحث امام شناسی در اندیشه امام هادی(علیه السلام) برچینیم .

جامع ترین دانشگاه امام شناسی به روایت امام هادی(ع)
در متون و منابع روایی و دینی هیچ آیه و روایتی در شأن و منزلت امام هادی (علیه السلام) و شناخت زوایای وجودی حضرت بالاتر از زیارت جامعه کبیره برای درک و فهم این مقام قدسی نمی توان یافت. برای درک بهتر و اهمیت معارفی که در زیارت جامعه کبیره بدان اشاره شده باید این چنین یادآور شویم که اگر کسی بخواهد تحقیق جامع ای در خصوص امام شناسی داشته باشد باید کتاب ها و روایات فراوانی را مورد بررسی و واکاوی قرار دهد تا اینکه خوشه ای از دریای معارف اهل بیت(علیهم السلام) را کسب نماید، ولی به اذعان منابع روایی امام هادی(علیه السلام) در عباراتی رسا و ارزشمند کار محبان و شیعیان خاندان عمصت و طهار(علیهم السلام)، بلکه تمام اسلام شناسان را راحت نموده اند و در مجموعه ای به یاد ماندنی و ارزشمند گوهر های نابی از معارف امام شناسی را در اختیار همه قرار داده است.
جرعه ای از دریای بیکران امام شناسی در اندیشه امام هادی(ع)
1-تلنگری بر جایگاه فراموش شده اهل بیت (ع)
در فرازهای ابتدایی زیارت ارزشمند جامعه کبیره بعد از اقرار و شهادت به وحدانیت خدای متعال و حقانیت رسالت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) با عبارتی دقیق و معنا دار زیارت آغاز می شود. عبارت بسیار زیبا و ارزشمندی که تداعی گر جایگاه فراموش شده اهل بیت(علیهم السلام) در جامعه اسلامی است.«السَّلامُ عَلَیکمْ یا أَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ؛[2]سلام بر شما ای اهل بیت نبوّت، و جایگاه رسالت» هر چند آیات روشنی از قرآن کریم به خوبی دلالت بر جایگاه اهل بیت پیامبر(صلی اله علیه و اله) در فرهنگ اسلامی دارد، ولی گویی مردم بسیاری از آیات وحیانی را به فراموشی سپرده و نسبت و قرابت و نزدیکی خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) را با پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) به فراموشی سپرده بودند. جایگاه ممتازی که دوستی و ارتباط و عشق به آنها اجر و مزد رسالت به شمار آمده بود. «قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی؛[3] بگو: «من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى کنم جز دوستداشتن نزدیکانم [اهل بیتم]؛» در واقع اگر جامعه اسلامی جایگاه اهل بیت(علیهم السلام) را به فراموشی نمی سپرد، واقعه تلخ سقیفه، واقعه دردناک حمله به خانه دختر پیامبر، واقع وحشتناک سال 61 هجری، به وقوع نمی پیوست و عصر حضور اهل بیت(علیهم السلام) مصادف با عصر خفقان و تحت فشار قرار گرفتن پیروان ایشان نمی شد.
هیچ انسانی تحمل کمترین مصیبت هایی که به خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) وارد شد، را ندارد و عنان صبر خود را از دست خواهد داد. جلوه ای از مصیبت هایی که به این خاندان کرامت وارد شده را می توان در سال 61 هجری در صحرای سوزان کربلا مشاهده کرد که در یک نیم روز چه بلاها و مصیبت هایی بر اهل بیت(علیهم السلام) وارد شد.
2-امام معدن رحمت الهی
در یکی از فرازهای زیارت جامعه کبیره، امامان به عنوان معدن رحمت الهی معرفی می شوند.«وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ؛و معدن رحمت» اگر بخواهیم برای معنای رحمت نمونه عینی و مصداق دنیایی ذکر کنیم، امامان معصوم(علیهم السلام) نمونه عینی و بارز آن به شمار می روند؛ چرا که ایشان در تمام ابعاد مادی و معنوی تلاش داشته اند جلوه های ناب رحمانی را در ارتباط با مردم به منصه ظهور برسانند. چه در مباحث دنیوی و خلق حماسه های انسان دوستی و مهرورزی و چه در مباحث معنوی و اخروی و هدایت جامعه انسانی به سوی قله های سعادت و شادکامی اهل بیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) مصداق بارز رحمت الهی به شمار می آیند. در منابع روایی امام علی(علیه السلام) در جلوه ای از عبارات رحمانی خطاب به کارگزاران و آحاد مردم این چنین بیان می فرماید: «أشعِر قَلبَکَ الرَّحمَةَ لِجَمیعِ النّاسِ وَ الإحسانِ إلَیهِم وَ لا تُنِلهُم حَیفا وَ لا تَکُن عَلَیهِم سَیفا؛[4]مهربانى با همه مردم و نیکى به ایشان را شعار دل خویش ساز و به آنها ستمى مرسان و شمشیرى بر آنان مباش».
3-امام گنجینه ای از علم و معرفت الهی
امام در فرازهایی از زیارت جامعه کبیره اشاره ای معنا دار به کنه و اقیانوس علوم و معارف اهل بیت(علیهم السلام) می نمایند: «وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ؛خزانهداران دانش.» علما و دانشمندان کلام اسلامی کتب و مقالات فراوانی در خصوص عظمت و دریای وجودی علم امام به رشته تحریر در آورده اند که پرداختن به آن خود حوصله و زمان مجزایی را می طلبد، ولی در این مقاله تلاش می کنیم به طور تیتر وار به برخی از ابعاد وجودی علم امام اشاره نماییم.
جلوه هایی ناب از اقیانوس بی کران علم اهل بیت(ع)
آشنایی کامل به معارف وحیانی و قرآنی
اگر از جامعه بشری، قرآن کریم و وجود بابرکت اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و اله) را بگیریم در واقع آنها را از منبع اصلی شناخت و معرفت جدا کرده ایم و بشریت راهی به سوی عالم قدس پیدا نخواهد کرد و دستان او از دریای علوم و معارف وحیانی و آسمانی کوتاه خواهد شد. از این رو باید به این مطلب توجه داشت که یکی از جلوه های ناب علو معارف اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و اله) اشراف کامل و دقیق ایشان به معارف وحیانی است. در واقع ایشان واسطه عالم غیب و حیات خاکی و مادی به شمار می آیند که پرده های غیب و معارف آسمانی را بر روی مردم می گشایند. اشراف کامل و دقیق ایشان به آموزه های قرآنی مصداق روشن این توانایی و قدرت علمی است که در منابع روایی اشارات فراوانی به آن شده است: «عَنْ جَابِرٍعَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنّهُ قَالَ مَا یسْتَطِیعُ أَحَدٌ أَنْ یدّعِی أَنّ عِنْدَهُ جَمِیعَ الْقُرْآنِ کُلّهِ ظَاهِرِهِ وَ بَاطِنِهِ غَیرُ الْأَوْصِیاءِ؛[5]و فرمود: جز او صیاء پیغمبر کسی را نرسد که ادعا کند ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست.»
آشنایی کامل به کتب انبیاء
جلوه ای دیگر از دریای علوم و معارف اهل بیت(علیه السلام) بر اساس شواهد و قرائن روایی و اجتماعی تسلط و اشراف ایشان به آموزه های وحیانی سایر ادیان و انبیاء گذشته است. بر اساس این تسلط علمی است که بسیاری از اربابان و رهبران سایر ادیان در مقابله و مناظره با اهل بیت(علیهم السلام) یارای ایستادگی و مقاومت نداشته اند و همواره در برابر ایشان شکست را قبول کرده اند. اگر این چنین توانایی علمی و معرفتی وجود نداشت به طور قطع و یقین پیروان ادیانی همچون مسیحیت و یهودیت تلاش می کردند که از نقطه ضعف موجود به نفع خود استفاده نمایند. در خصوص این تسلط و اشراف علمی اهل بیت(علیهم السلام) در منابع روایی نقل شده است: عَبدُ اللّه ِ بنُ سِنانٍ عَن أبی عَبدِاللّه ِ علیه السلام أنَّهُ سَأَلَهُ عَن قَولِ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ: «ولَقَد کَتَبنا فِی الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ حدیث » مَا الزَّبورُ ومَا الذِّکرُ؟ قال: الذِّکرُ عِندَ اللّه ِ حدیث ، والزَّبورُ الَّذی اُنزِلَ عَلى داودَ ، وکُلُّ کِتابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِندَ أهلِ العِلمِ ، ونَحنُ هُم؛[6]عبداللّه بن سنان به نقل از امام صادق (علیه السلام) مى آورد که از حضرت (علیه السلام)درباره آیه شریفه «و پس از ذکر در زبور نوشتیم» و این که «زبور» و «ذکر» چیست پرسش کرد. حضرت (علیه السلام) فرمود: ذکر، نزد خداست و زبور، همان کتابى است که بر داود نازل شد و هر کتابى که نازل شود نزد اهل علم است که ماییم.»
4-امام آخرین درجه حلم و بردباری
یکی دیگر از ابعاد وجودی و خصوصیاتی که در زیارت جامعه کبیره در خصوص امام بیان شده موضوع بردباری و صبر ایشان است. در عبارت کلیدی و پر مغز در این خصوص این چنین بیان شده است: «وَ مُنْتَهَی الْحِلْمِ؛ و نهایت بردباری،» هیچ انسان عادی نه تنها توانایی و استقامت آن را ندارد سختی های گوناگون و مختلفی که از سوی مردم به اهل بیت(علیهم السلام) وارد شد، تحمل نماید، بلکه یارای تجسم جایگاه کمترین مصیبت هایی که به خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) وارد شد، را ندارد و عنان صبر خود را از دست خواهد داد. جلوه ای از مصیبت هایی که به این خاندان کرامت وارد شد را می توان در سال 61 هجری در صحرای سوزان کربلا مشاهده کرد که در یک نیم روز چه بلاها و مصیبت هایی بر اهل بیت(علیهم السلام) وارد شد. در واقع اهل بیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) نمونه عینی حلم و صبر قرآنی به شمار می آیند که خدای متعال در برابر جامعه بشری قرار داده است: «وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ؛[7] و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمىدارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است.»
5-امام اسوه و الگوی تمام نمای بخشش و سخاوتمندی
یکی دیگر از ویژگی های ممتاز امام شناسی در زیارت جامعه کبیره ،شاخص و عنصر سخاوت و گشاده دستی است که مورد توجه و بیان قرار گرفته است.«وَ أُصُولَ الْکرَمِ؛ و ریشههای کرم،» جلوه های ناب گشاده دستی و سخاوتمندی را به خوبی می توان در صفحات زندگی اهل بیت(علیهم السلام) مشاهده کرد. موضوع بسیار مهمی که خدای متعال نیز به مدح و ستایش آن پرداخته و این چنین از آن یادکرده است: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً؛[8] و غذاى (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» مىدهند!(و مىگویند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام مى کنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم.» آیه ای که بنابر نظر بسیاری از مفسران شیعه[9]و همچنین برخی از مفسرین اهل سنت[10]در شأن و منزلت اهل بیت(علیهم السلام) نازل شده است.
پی نوشت ها:
[1]. الکافی، ج1، ص377، ح3. ر.ک: ینابیع الموده، ج3، ص 372.
[2]. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص610، ح3213.
[3]. سوره مبارکه شوری، آیه 23.
[4]. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص67، ح896.
[5].کلینی، الکافی، ج1، ص 228، ح2.
[6]. کلینی، الکافی، ج1، ص226، ح6.
[7]. سوره مبارکه نور، آیه 22.
[8]. سوره مبارکه انسان، آیات8و9.
[9]. به عنوان نمونه نگاه کنید به: طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، داراحیاءالتراث العربی، ج۱۰، ص۲۱۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۶۱۱و۶۱۲.
[10]. به عنوان نمونه نگاه کنید به: حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۰۳-۴۰۸؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳۰، ص۷۴۶.
زندگی علمی و سیاسی امام محمد باقر(ع)
زندگي امام باقر (علیه السلام) را ميتوان در بخش بيان كرد: 1 – عصر پدر بزرگوارش. 2 – دوران امامت.
نام مباركش محمد ـ لقبش باقر، شاكر، امين ـ كنيهاش ابوجعفر ـ نام پدر علي بن الحسين (علیه السلام) نام مادر فاطمه دختر امام حسن مجتبي (علیه السلام) در اوّل رجب سال 57 هـ . ق در شهر مدينه متولد و در ذيحجّه سال 114 هـ . ق در سن 58 سالگي در آن شهر به شهادت و قبر شريفش در قبرستان بقيع ميباشد. مدّت امامت آن بزرگوار 20 سال بود.
حضرت امام محمد الباقر (علیه السلام) امامي است كه همة لحظات عمر با بركتش، در راه ارشاد و هدايت انسانها به پايان رسيد. امامي كه از زمينهسازيهاي پدرش امام سجاد (علیه السلام) در راستاي معرفي مكتب تشيع و مبارزه با طاغوت زمان بهرهبرداري بسيار كرد، و با تربيت شاگردان برجسته، و تبيين فقه ناب اسلام و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بزرگترين قدم را براي شناسايي تشيع و مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ برداشت. او در سن چهار سالگي در كربلا و ماجراي عاشوراي حسيني حضور داشت، و در سفر كوفه و شام همراه پدر، همة سختي اين سفر را تحمل كرد، و بر اساس فرهنگ عاشورا تربيت شد. او تجسمي از ارزشهاي والاي انساني و كمالات اخلاقي بود، پيامبر اكرم r از او ياد و تجليل فراواني نموده است؛ جابر بن عبدالله انصاري ميگويد: از رسول خدا r شنيدم فرمود: اي جابر! تو به مردي از خاندان من ميرسي كه همنام و همشكل من است، علم را ميشكافد و تفسير و توضيح ميدهد.[1]
زندگي امام باقر (علیه السلام) را ميتوان در دو بخش بيان نمود: 1 – امام باقر (علیه السلام) در عصر پدر (38 سال). 2 – دوران امامت (20 سال).
بخش اول: اسم مبارك آن حضرت محمد ـ لقبش باقر، شاكر و امين. كنيهاش ابوجعفر، نام پدر گراميش علي بن الحسين (علیه السلام) و نام مادر بزرگوارش فاطمه دختر امام حسن مجتبي (علیه السلام) (در اول رجب سال 57 هـ . ق در مدينه النبي متولد و در سال 114 هـ . ق در همان شهر شهيد و از دنيا رفت. او از دو طرف نَسَبش به هاشم ميرسيد و هم از دو طرف نسبش به امام علي (علیه السلام) ميرسيد، و قبر شريفش مدينه، در قبرستان[2] بقيع كنار قبر پدر بزرگوارش امام سجاد (علیه السلام) ميباشد.
دوران عمر شريفش: (1 – سه سال و شش ماه و ده روز با جدّ بزرگوارش امام حسين (علیه السلام) . 2 – سي و چهار سال و پانزده روز با پدرش امام سجاد (علیه السلام) . 3 – نوزده سال و ده ماه و 12 روز مدت امامت).
امام صادق (علیه السلام) در بارة مقام مادر امام باقر (علیه السلام) فرموده است: «كانت صديقه لم تدرك في آل الحسن امرأهٌ مثلها»[3] او يك صديقة راستگو و راستكردار بود و در خاندان امام حسن (علیه السلام) بانويي مانند او يافت نميشود.
بخش دوم: دوران امامت امام باقر (علیه السلام) : در محرم سال 95 هـ . ق پس از شهادت پدر بزرگوارش امام سجاد (علیه السلام) دوران امامت امام باقر (علیه السلام) هنگامي كه 38 سال از عمر شريفش ميگذشت، آغاز گرديد و تا ذيحجه 114 هـ . ق حدود 20 سال طول كشيد و امام باقر (علیه السلام) در اين مدت در مدينه زندگي ميكرد و خلفاي عصرش به ترتيب چنين بودند: 1 – وليد بن عبدالملك، كه حدود پنج ماه از امامت امام باقر (علیه السلام) در عصر خلافت او واقع شد.
2 – سليمان بن عبدالملك، از سال 96 تا 99 هـ . ق كه چهار سال و دو ماه از امامت امام باقر (علیه السلام) در اين عصر بود.
3 – عمر بن عبدالعزيز، از سال 99 تا 101 كه دو سال و پنج ماه از امامت امام باقر (علیه السلام) با اين عصر مصادف شد.
4 – يزيد بن عبدالملك، از سال 101 تا 105 هـ . ق كه چهار سال و دو ماه از امامت امام باقر (علیه السلام) در اين عصر بود.
5 – هشام بن عبدالملك از سال 105 تا 114 هـ .ق كه حدود 9 سال بخش آخر امامت امام باقر (علیه السلام) در اين عصر پر آشوب واقع شد، و سرانجام به دستور او توسط والي مدينه مسموم شد و به شهادت رسيد.[4]
تأسيس حوزة علميه و نهضت فرهنگي تشيّع:
امام باقر (علیه السلام) دريافته بود كه فرهنگ تشيع در انزوا قرار گرفته و زير چكمة جلادان اموي، بيرمق مانده است، از اين رو لازم بود به يك انقلاب وسيع فرهنگي دست بزند و با تشكيل حوزة علميه و تربيت شاگردان برجسته، فقه آل محمد r و خط فكري تشيع را آشكار سازد و آن حضرت به خوبي ميدانست كه همين موضوع زمينة عميق و بنيان كن براي مبارزه با طاغوتيان خواهد شد، و در دراز مدت، شيعيان را به صحنه ميآورد، و مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را زنده خواهد كرد. لذا امام باقر (علیه السلام) زمينهسازي بسيار عميق و خوبي را در اين راستا نمود و پس از او فرزند برومندش امام صادق (علیه السلام) با تشكيل حوزة علمية چهار هزار شاگردي آن را به ثمر رسانيد و به عنوان يك دانشگاه عظيم اسلامي، در تاريخ اسلام آشكار و ماندگار ساخت. بنابراين ميتوان گفت: امام باقر (علیه السلام) مؤسس و بنيانگذار حوزة علمية شيعه و نهضت فكري و انقلاب فرهنگي تشيع بود.[5]
امام باقر (علیه السلام) شاگرداني مانند: محمد بن مسلم، زراره بن اعين، ابوبصير، بريد بن معاويه را تربيت كرد كه امام صادق (علیه السلام) فرمود: اين چهار نفر مكتب و احاديث پدرم را زنده كردند. و فرمود: صلوات خدا بر آنها در حال زندگي وپس از مرگ[6].
امام باقر(ع)-به یکی از شاگردانش- ميفرمايد:
سلام مرا به شيعيانم برسان و به آنها اعلام كن بين ما و خداوند هيچ خويشاوندي نيست، و به پيشگاه خداوند كسي نزديك نگردد مگر در پرتو اطاعت و پيروي، اي جابر كسي كه خدا را اطاعت كند و ما را دوست بدارد، او دوست ما خواهد بود، و كسي كه نافرماني خدا كند دوستي ما به حال او سودي نخواهد بخشيد.[7]
[1] - اصول كافي، ج 1، ص 469.
[2] - الارشاد شيخ مفيد، ترجمة حاج سيدهاشم رسولي محلاتي، انتشارات علميه الاسلاميه، چاپ دوم، قطع وزيري، ص 156.
[3] - اصول كافي، ج 1، ص 496.
[4] - اقتباس از تتمه المنتهي، ص 73 تا 90 از تاريخ يعقوبي آدرس داده شده.
[5] - گرچه اساس تشيع در عصر رسول خدا r پيريزي شد ولي حكومت ننگين بنياميه اين اساس را درهم ريخت، امام باقر u آن را نوسازي كرد.
[6] - بهجه الآمال، ج 4، ص 69 (به نقل از سيرة چهارده معصوم، محمد محمدي اشتهاردي، ص 463، نشر مطهر، 1378، قطع وزيري).
[7] - سفينه البحار، ج 2، ص 142، بحار، ج 78، ص 183.
توصیههای رهبر انقلاب درمورد فضیلت های ماه رجب
ولین چیزى که در ماه رجب و بعد در ایام ماه مبارک شعبان، بالاخره در پلهى سوم و بالاتر در ماه مبارک رمضان باید مورد توجه یکایک ما قرار بگیرد هر جا هستیم اصلاح خود و زدودن غفلتها و ظلمتها از دل خود باید باشد؛ اصل این است. همهى این ماجراها و کشمکشهایى که در زندگى بشر، در بعثت انبیاء، در مبارزات اجتماعى و سیاسى و نظامىاى که پیغمبران الهى با دشمنان خدا داشتند رنجها، محنتها، شادىها، پیروزىها، شکستها، همه و همه مقدمهى این است که انسان بتواند در هنگام عبور از این مرزى که ناگزیر باید از آن عبور کرد، یعنى مرز زندگى مادى و حیات اخروى و دائمى شادمان باشد، خرسند باشد، حسرتزده نباشد؛ همهى حرفها براى این است.
اگر گفتهاند اخلاق خوب داشته باشید، اگر گفتهاند عمل به این مقررات داشته باشید، اگر گفتهاند مبارزه کنید، اگر گفتهاند عبادت کنید، همه براى این است که این مادهى خامى را که به ما سپرده شده است، به کیفیت مطلوب و محصول بهینه برسانیم و از این دروازه خارج کنیم؛ براى این است که این صفحهى سفیدى که به ما سپردند تا آن را با اعمال خود منقش کنیم، با نقش زیبائى، با نقش مطلوبى از آب در بیاوریم و روى دست بگیریم و برویم. همه چیز آنجاست، سرنوشت آنجاست؛ اینها مقدمه است. در این اردوگاهى که ما امروز در آن مشغول تمرین هستیم، براى اینکه تا یک جائى این تمرین به کار ما بیاید، باید سعیمان بر این باشد که در این اردوگاه از حداکثر فرصتها استفاده کنیم؛ نگذاریم غنیمتى از دست برود، سرمایهاى سوخت و سوز بشود و چیزى در مقابل آن عائد نشود.
اینى که فرمودند: «انّ الانسان لفى خسر»، خسر یعنى همین؛ یعنى سرمایهسوز شدن، از دست رفتن سرمایه. همهى ما هر لحظه در حال از دست دادن سرمایه هستیم. سرمایه چیست؟ عمر ماست. لحظه به لحظه من و شما داریم این سرمایه را از دست میدهیم. امروز ما نسبت به دیروز بخش دیگرى از سرمایه را باز از دست دادهایم. در این عمر چند ده ساله مثلاً، لحظه به لحظه در حال سوختنِ این شمع است؛ در حال نابود شدنِ این سرمایه است. خوب، در مقابل او چه به دست مىآوریم؟ این مهم است. «الّا الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر». اگر ایمان بود، عمل صالح بود که بخشى از عمل صالح هم که مهمتر است، این است که تواصى به حق بود، تواصى به صبر بود آن وقت این سرمایه رفته است، اما چیز بهترى جاى آن را خواهد گرفت. مثل اینکه شما پولتان را برمیدارید، میروید بازار؛ از بازار که مىآیید بیرون، این پول از دست رفته است و دیگر توى جیب شما نیست؛ مهم این است که در مقابلش چه با خودتان آوردید؛ از این بازار دست خالى برنگشته باشید.
بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى۱۳۸۸/۰۴/۰۳
ماه رجب، ماه استغفار است؛ این فرصت را مغتنم بشماریم
ماه رجب فرصت خوبى است؛ ماه دعاست، ماه توسل است، ماه توجه است، ماه استغفار است. دائم هم باید استغفار کنیم. هیچ کس هم خیال نکند که من از استغفار مستغنىام. پیغمبر خدا میفرماید که: «انّه لیغان على قلبى و انّى لأستغفر اللَّه فى کلّ یوم سبعین مرّة». بلاشک پیغمبر هم حداقل روزى هفتاد مرتبه استغفار میکرد. استغفار براى همه است؛ بخصوص ماها که در این تحرکات مادى، در این دنیاى مادى غرقیم و آلودهایم. استغفار بخشى از این آلودگى را پاکیزه میکند و از بین میبرد. ماه استغفار است؛ انشاءاللَّه فرصت را مغتنم بشماریم. حلول این ماه را به شما تبریک عرض میکنیم. انشاءاللَّه که بر ما و شما این ماه مبارک باشد و از این ماه وقتى وارد ماه شعبان میشویم، بخشى از کار را به توفیق الهى انجام داده باشیم.
بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى۱۳۸۸/۰۴/۰۳
شستشوئى کن و آنگه به خرابات خرام
لازم میدانم برادران و خواهران عزیز را، مخصوصاً جوانها را توجه بدهم به اهمیت ماه رجب . از این مناسبتها و از این خصوصیاتِ مربوط به ایام و شهور نمیشود بهآسانى صرف نظر کرد. بزرگان و اهل معنا و اهل سلوک، ماه رجب را مقدمهى ماه رمضان دانستهاند. ماه رجب، ماه شعبان، یک آمادگاهى است براى اینکه انسان در ماه مبارک رمضان که ماه ضیافت الهى است بتواند با آمادگى وارد شود. آمادگى به چیست؟ در درجهى اول، آمادگى به توجه و حضور قلب است؛ خود را در محضر علم الهى دانستن، در محضر خدا دانستن «سبحان من احصى کلّ شىء علمه» همهى حالات خود را، حرکات خود را، نیّات خود را، خطورات قلبى خود را در معرض و محضر علم الهى دانستن؛ در درجهى اول، این مهم است؛ و اگر این حاصل شد، آن وقت توجه ما به کارهایمان، به حرفهایمان، به رفتوآمدهایمان، به سکوتمان، به گفتنمان، بیشتر خواهد شد؛ توجه میکنیم که چه میگوییم، کجا میرویم، چه اقدامى میکنیم، علیه چهکسى حرف میزنیم، به نفع چهکسى حرف میزنیم. وقتى انسان خود را در محضر الهى دانست، بیشتر متوجه کارها و حرکات و رفتار خود میشود. عمدهى اشکالات ما به خاطر غفلتى است که از رفتار و اعمالِ خودمان میکنیم. وقتى انسان از حال غفلت خارج شود، توجه کند که دارد دیده میشود، محاسبه میشود «انّا کنّا نستنسخ ما کنتم تعملون» همهى حرکات او، کارهاى او در محضر پروردگار است، طبعاً مراعات میکند.
با این حالت، با یک طهارتى، با یک نزاهت و پاکیزگىاى، انسان وارد ماه رمضان شود «شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام»؛ شستشوکرده وارد ماه رمضان شود آن وقت در محضر ضیافت الهى حداکثر بهره را خواهد برد. ماه رجب را با این چشم نگاه کنید.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۹۲/۰۲/۲۵
توجه به توحید و عظمت الهی
در دعاهاى ماه رجب که از ائمه (علیهمالسّلام) مأثور است، انسان وقتى نگاه میکند، مىبیند بیشتر این دعاها ناظر به جهات توحیدى است؛ پرداختن به عظمت الهى، به صفات الهى، خود را در مقابل این عظمت مشاهده کردن، راه روشن را به سوى پروردگار شناختن، دانستن و به آن میل و رغبت پیدا کردن. یکى از خصوصیات دعاهاى ماه رجب این است: توجه دادن به توحید، توجه دادن به خدا، به اسماء و صفات الهى. این ماه را باید قدر دانست. اول این ماه، متبرک است به ولادت امام باقر (علیهالسّلام)؛ آخر این ماه، متبرک است به بزرگترین حادثهى تاریخ؛ یعنى بعثت پیغمبر.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۹۲/۰۲/۲۵
از فرصت اعتکاف استفاده کنید
در نیمهى این ماه(ماه رجب) جوانان ما سالهائى است که این سنت حسنه را در کشور رائج کردهاند؛ سنت اعتکاف را، رفتن در مساجد را، روزه گرفتن را. واقعاً چقدر منظرهى زیبا و معطّرى است که جمع کثیرى از جوانهاى ما برخلاف سیرهى متعارف جوانهاى دنیا که غرق در شهوات و تمایلات نفسانى هستند، روزها و شبهائى را روزه بگیرند؛ بروند در یک مسجدى بنشینند، اعتکاف کنند؛ شب و روزشان را ذکر و فکر و شنیدن معارف الهى و شنیدن احکام و مذاکرهى علم حقیقى که علم توحید است قرار دهند؛ این خیلى چیز مهمى است. اینها از برکت انقلاب است. قبل از انقلاب، ما در این ایام نیمهى ماه رجب ندیده بودیم یا خیلى بندرت میدیدیم که کسانى بروند اعتکاف کنند. غالباً همهى ماها، همهى مردم غافل بودیم از این روزنهى رحمت الهى. بنده در مشهد که اصلاً ندیده بودم؛ در قم هم یک تعداد معدودى، یک چند نفر طلبه در مسجد امام میرفتند و ایام نیمهى ماه رجب اعتکاف میکردند.
امروز شما نگاه کنید؛ نه فقط مساجد جامع، نه فقط مساجد بزرگ، نه فقط در یک شهر و دو شهر، بلکه در همهى کشور، در همهى شهرها، در همهى مساجد، جوانهاى ما، مردان ما، زنان ما، دختران ما، پسران ما میروند صف میکشند، اسم مینویسند، براى اینکه به آنها فرصت داده شود که در این مسجد، در آن مسجد، سه روز روزه بگیرند و اعتکاف کنند؛ این خیلى براى یک ملت حائز ارزش است، این خیلى مهم است. اینها هست. این ماه رجب است؛ از این فرصتها استفاده کنید. جوانها! شما بیشتر استفاده کنید. دلهاى پاک شما، جانهاى باصفا و نورانى شما آمادهى تلألؤات و تشعشعات رحمت الهى و توجهات الهى است؛ این را قدر بدانید.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۹۲/۰۲/۲۵
دعاهای ماه رجب را با آگاهی از معنا بر دل و زبان جاری کنید
دل غافل در معرض هجوم شیطان قرار مىگیرد و وقتى شیطان بر دل و جان آدمى تسلّط پیدا کرد، شرّ و فساد در دنیا بهوجود مىآید. راه علاج عمیق و حقیقى در برخورد با هرگونه شرّ و فسادى در عالم، ارتباط با خدا و مصونیت بخشیدن به دل و جان خود از نفوذ و چیرگى شیطان است. اگر شیطان بر دلهاى انسانهایى که منشأ آثار بزرگى در جوامع جهانى هستند، مسلّط نمىشد، دنیا روى آرامش به خود مىدید و انسانها از امنیت و سلامت برخوردار بودند. همهى بدبختیهاى بشر ناشى از دورى از خداست؛ لذا در اسلام فرصتهایى براى ارتباط ویژه با خداوند متعال معین شده است. یکى از این فرصتها ماه رجب است. ماه رجب را قدر بدانید. همهى دعاهایى که در این ماه وارد شده، درس است؛ صِرف لقلقهى زبان نیست. این دعاها را با حضور قلب و با آگاهى از عمق معناى آنها، بر دل و زبانتان جارى کنید. اگر انسان مسلمان جوان و پیر، زن و مرد در ماه رجب و سپس ماه شعبان، رابطهى خود را با خداى متعال روان و نزدیکتر کند، با آمادگى به ماه رمضان مىرسد. آنگاه ماه رمضان ضیافت الهى مىشود. انسان باید آماده شود و سپس وارد ضیافت گردد.
«شستوشویى کن و آنگه به خرابات خرام»
انسان باید این شستوشو را در ماه رجب و شعبان بکند تا بتواند در ماه رمضان بر سرِ سفرهى الهى وارد شود و از آن سفره متنعّم گردد و فیض ببرد.
دیدار با خانوادههاى شهداى نیروهاى مسلح ۱۳۸۰/۰۷/۰۴
ماه رجب، ماه نماز
رجب، بیشتر ماه نماز است. شعبان، بیشتر ماه دعا و روزه است... در این سه ماه، آنچه مىتوانید، براى ذخیرهگیرى معنوى استفاده کنید؛ چون این متکى به روح جوانى است و براى شما ماندگار خواهد شد. همهى چیزهاى جامعه اینگونه است. هر چیزى که به جوانان متکى باشد، این در جامعه اولاً ماندگار است، ثانیاً همیشه باطراوت وتر و تازه است.
دیدار با وزیر، مدیران و کارکنان وزارت اطلاعات ۱۳۸۳/۰۷/۱۳
بهار عبادت و تضرع و توسل الی الله
ماه رجب، بهار عبادت و تضرّع و توسل الى اللَّه است. این ایام عبادت را - این ماه رجب را، ماه شعبان را و بالاتر، ماه رمضان را - دست کم نباید گرفت.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد حضرت على (ع) ۱۳۸۷/۰۴/۲۶
فرصتی برای خودسازی در طول سال
خوب است از فرصت این ایام متبرک ماه رجب براى توجه به لزوم تلاش در هر مرحلهاى که هستیم و به هر کارى که مشغولیم، استفاده کنیم. بهطورى که از ادعیهى ماه رجب به دست مىآید، بنده گمانم این است که این ماه، مقدمهاى براى ماه شعبان و بعد ماه رمضان است، اینکه این سه ماه، فرصتى براى خودسازى در طول سال و تأمین ذخیره و نیروى لازم براى حرکت عظیم زندگى و سرنوشت است. «اللهم اهدنى هدى المهتدین، و ارزقنى اجتهاد المجتهدین.» چنان که در این ماه مىخوانیم، دعا کننده از خداى متعال به وسیلهى این دعاها درخواست مىکند که به او نور هدایت بتاباند؛ او را تلاش و اجتهاد و کوشش بیاموزد و توفیق آن را به او بدهد «و لا تجعل لى من الغافلین المبعدین» و او را از غفلت برحذر دارد. یا در دعاى دیگر این ماه مىخوانیم: «اللهم انى اسئلک صبر الشاکرین لک و عمل الخائفین منک و یقین العابدین لک» اینها بالهایى است که یک انسان با آنها مىتواند پرواز کند. صبر شکرگزاران، تلاش و عمل خائفان و یقین عبادتگران، ویژگیهایى است که هم در این ماه از خدا آنها را مىطلبیم و درخواست مىکنیم و هم از این ادعیه درس مىگیریم که در این ماه باید اینها را در خودمان فراهم کنیم.
بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایى۱۳۷۱/۱۰/۲۳
محکم کردن دلهای محتاج به لطف و فضل الهی
دههى سوم ماه رجب را پشت سر مىگذاریم و این روزها، روزهاى پایانى ماه رجب است. ماه رجب، ماه مبارکى است؛ ماه توسل و تذکر و توجه و تضرع و استغاثه و محکم کردن پیوند دلهاى محتاج و نیازمند ما به ذیل لطف و فضل الهى است. این روزها را قدر بدانید. هر یک روز ماه رجب، یک نعمت خداست. در هر ساعتى از این ساعات، یک انسان اگر هوشمند و زرنگ و آگاه باشد، مىتواند چیزى را به دست بیاورد که در مقابل آن، همهى نعمتهاى دنیا پوچ است؛ یعنى مىتواند رضا و لطف و عنایت و توجه الهى را به دست آورد. بعد از ماه رجب، ماه شعبان و بعد ماه رمضان است. برادران و خواهران مسلمان! اى صاحبان دلهاى بیدار و مخصوصاً اى جوانان! این سه ماه را قدر بدانید. در این سه ماه، فرصت براى وصل کردن و منور نمودن دلها به لطف و نور پروردگار، بیش از همیشه است.
خطبههاى نماز جمعهى تهران ۱۳۶۹/۱۱/۱۹
استفاده از خصوصیات ماه رجب
ایام، مصادف است با ماه مبارک رجب؛ ماه دعا، ماه توسل، ماه تضرع، ماه آماده شدن دلها انشاءاللَّه براى ورود به ساحت رمضان. اینکه در این ماه این دعاها توصیه شده است، این اعمال توصیه شده است، این استغفار توصیه شده است، بىجهت نیست. دعا همیشه خوب است، هر دعائى را همیشه میشود خواند؛ اما این دعا را براى روزهاى ماه رجب، یا براى ایام خاصى از ماه رجب به ما توصیه کردهاند؛ پیداست خصوصیتى در این ماه هست، خصوصیتى در این ایام هست؛ از این خصوصیات باید استفاده کرد. انشاءاللَّه به خداى متعال متوسل بود، متضرع بود، کمک خواست، تکیه کرد، اعتماد کرد؛ خداوند متعال هم انشاءاللَّه کمک خواهد کرد.
بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهى قضائیه۱۳۸۹/۰۴/۰۷
آمادگی برای ورود بر سفره ضیافت الهی
عزیزان من! رابطه خودتان را با خدا، هرچه مىتوانید مستحکمتر کنید؛ بخصوص در این ماههاى مبارک - ماه رجب و ماه شعبان - که ماههاى دعا، استغاثه، رابطه گرفتن با خدا، و راز و نیاز کردن با معشوق حقیقى هر انسان است. در این ماهها، خود را براى ورود بر سرِ سفره ضیافت الهى - در ماه رمضان آماده کنید.
بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان ۱۳۷۶/۰۹/۰۵
روایت جذاب امام صادق (ع) از فضیلت ماه رجب
امام جعفر صادق (علیه السلام) در روایتی به فضیلت ماه مبارک رجب اشاره کرده اند.
امام جعفر صادق (علیه السلام) در روایتی به فضیلت ماه مبارک رجب اشاره کرده اند که به مناسبت فرارسیدن این ماه پربرکت این روایت را بخوانیم :
إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ نَادَی مُنَادٍ فِی بُطْنَانِ الْعَرْشِ أَیْنَ الرَّجَبِیُّونَ فَیَقُومُ أُنَاسٌ یُضِیءُ وُجُوهُهُمْ لِأَهْلِ الْجَمْعِ عَلَی رُءُوسِهِمْ تِیجَانُ الْمَلِکِ مُکَلَّلَةً بِالدُّرِّ وَ الْیَاقُوتِ مَعَ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ أَلْفُ مَلَکٍ عَنْ یَمِینِهِ وَ أَلْفُ مَلَکٍ عَنْ یَسَارِهِ یَقُولُونَ لَهُ هَنِیئاً لَکَ کَرَامَةُ اللَّهِ یَا عَبْدَ اللَّهِ فَیَأْتِی النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ عِبَادِی وَ إِمَائِی وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأُکْرِمَنَّ مَثْوَاکُمْ وَ لَأُجْزِلَنَّ عَطَایَاکُمْ وَ لَأُبَوِّئَنَّکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ إِنَّکُمْ تَطَوَّعْتُمْ بِالصَّوْمِ لِی شَهْراً عَظَّمْتُ حُرْمَتَهُ وَ أَوْجَبْتُ حَقَّهُ مَلَائِکَتِی أَدْخِلُوا عِبَادِی وَ إِمَائِی الْجَنَّةَ ثُمَّ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع هَذَا لِمَنْ صَامَ شَیْئاً مِنْ رَجَبٍ وَ لَوْ یَوْماً وَاحِداً فِی أَوَّلِهِ أَوْ فِی وَسَطِهِ أَوْ فِی آخِرِه.
«روز قیامت منادی از درون عرش ندا میدهد اهل ماه رجب کجایند؟ گروهی برمیخیزند که چهرهشان برای مردم محشر میدرخشد، بر سرشان تاج پادشاهی آکنده از مروارید و یاقوت است. همراه هر یک از ایشان هزار فرشته از سوی راست و هزار فرشته از سوی چپ ایستادهاند و به او میگویند ای بنده خدا! کرامت خدای بر تو گوارا باد!
از عرش هم ندا میآید که ای بندگان من! سوگند به عزت و جلال خودم جایگاه شما را گرامی و عطای شما را جزیل قرار میدهم و غرفههایی از بهشت به شما ارزانی میدارم که از زیر آن جویها جاری است و جاودانه در آن خواهید بود و پاداش عملکنندگان چه نیکوست، شما برای من در ماهی، روزه مستحبی گرفتید که حرمت آن ماه را بزرگ و حق آن را واجب کردهام.
ای فرشتگان من! ای بندگان و کنیزکان مرا به بهشت درآورید. امام صادق(ع) اضافه فرموده است که این پاداش کسی است که چیزی از ماه رجب را روزه بگیرد، هر چند یک روز از دهه اول یا دوم یا آخر آن باشد.»
منبع: روضه الواعظین، ج 2، ص
رئیس قوه قضائیه: همکاری ایران و عراق توطئههای دشمنان را خنثی کرده است
حجتالاسلام والمسلمین سید ابراهیم رئیسی در ادامه برنامههای سفر به عراق بعد از ظهر امروز چهارشنبه ۲۲ بهمن با «برهم صالح» رئیس جمهور این کشور دیدار کرد.
رئیسی گفت: پیوند دو ملت ایران و عراق ریشه در باورها، اعتقادات و تمدن دو کشور دارد و علی رغم خواست دشمنان، مناسبات ملت و دولت ایران و عراق در حال افزایش است.
تشکیل دادگاههای تجاری بین دستگاههای قضایی ایران و عراق برای رسیدگی ویژه به دعاوی تجاری و تسهیل سرمایه گذاری و استرداد مجرمین از دیگر موضوعاتی بود که حجتالاسلام والمسلمین رئیسی در سخنانش به آنها پرداخت.
پیام «اسماعیل هنیه» به رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران
«اسماعیل هنیه» رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، شامگاه روز چهارشنبه در پیامی به مناسبت چهل و دومین سالروز پیروزی انقلاب از حضرت آیتالله سید علی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران تشکر کرد.
به گزارش پایگاه خبری شبکه «المیادین»، اسماعیل هنیه در این خصوص گفت: «ما در جنبش حماس و در کنار ما ملت فلسطین بدین وسیله با شما در شادی این مناسبت فرخنده شریک میشویم تا اینگونه سپاس و قدرانی عمیق خود را به خاطر مواضع شرافتمندانه و مستمر [شما] در ایستادگی در کنار فلسطین، آرمان عادلانه آنها، حمایت از مردم این کشور و مقاومت شجاعانه آنها در دفاع از حقوق مشروعشان ابراز کنیم».
رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین در ادامه گفت که این جنبش به «توسعه این مواضع، ادامه این نقشها در پیروزی فلسطین و حمایت از مردم این کشور و طرح مقاومت آنها در بحبوحه خطرات و چالشهایی که آرمان فلسطین با آن مواجه است»، چشم دوخته است.
اهداف و دستاوردهای سفر ایتالله رئیسی به عراق
آیتالله سید ابراهیم رئیس رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، با دعوت رسمی «فائق زیدان» رییس شورای عالی قضایی عراق از 8 فوریه 2021 (20 بهمن 1399) به کشور عراق سفر کرده است. آیت الله رئیسی، در بدو ورود به بغداد در محل شهادت فرماندهان شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس و شهید حاج ابومهدی المهندس معاون سازمان الحشد الشعبی عراق در نزدیک فرودگاه بین المللی بغداد حضور یافت و یاد و خاطره این شهیدان و همرزمانشان را گرامی داشتند.
همچنین، در جریان این سفر آیتالله رئیسی از نمایشگاه دستاوردهای دستگاه قضایی عراق که در برگیرنده تاریخچه تاسیس دستگاه قضایی عراق در سده های گذشته از جمله مجموعه ای از احکام قضایی تاریخی است، دیدار کرد. در ادامه این سفر مقرر شده آیتالله رئیسی با «مصطفی الکاظمی» نخست وزیر، «برهم صالح» رییس جمهوری و «محمد الحلبوسی» رییس پارلمان عراق نیز دیدار و گفتگو کند. همچنین، آیتالله رئیسی در برنامهریزی سفر خود، زیارت حرم امامین کاظمین (علیهماالسلام) را در دستور کار قرار داده است. علاوه براین، دو هیات عالی رتبه قضایی ایران و عراق دیروز سه شنبه بعد از انجام رایزنی ها، سه یادداشت تفاهم همکاری در حوزه های همکاری قضایی، بازرسی و زندان ها امضا کردند.
اهداف سفر آیتالله رئیسی
سفر آیتالله رئیسی به کشور عراق در مقطع کنونی از اهمیتی قابل توجه برخوردار بوده و میتوان مکملی برای کنشهای سیاسی و دیپلماتیک میان تهران و بغداد باشد. در ارتباط با این سفر مقمامات قوه قضائیه اهداف مشخص و صریحی را اعلام کردهاند که به طور خلاصه از تلاش برای امضای تفاهمنامه در حوزه نظام قضایی و افزایش همکاریهای قضایی در زمینههای مختلف همچون استرداد مجرمین، مبارزه با قاچاق، تسهیل قوانین مبادلات اقتصادی، مبارزه با تروریسم به عنوان اهداف اصلی این سفر یاد کرد.
در همین زمینه، علی باقری کنی که همراه رئیس قوه قضاییه به عراق رفته، در صفحه رسمی خود در توییتر درباره اهداف این سفر نوشت: «به دعوت رسمی فائق زیدان، رئیس شورای عالی قضایی عراق جهت ارتقای همکاری قضایی و حقوق بشری عازم بغداد هستیم. هدف استفاده از ظرفیت قضایی در افزایش امنیت دو کشور، پیگیری پرونده ترور فرماندهان مبارزه با تروریسم، تسهیل تعاملات اقتصادی و پیگیری پرونده زندانیان است.» همچنین، معاون بینالمللی آیتالله رئیسی در یک توییت دیگر از عراق چنین نوشت: «خبرهای خوشی در راه است؛ به ویژه برای تجار، بازرگانان ایرانی و عراقی و خانواده زندانیان.»
محورهای پنجگانه توافق قضایی تهران و بغداد
به طور مشخص طی دیدار دو جانه آیتالله سید ابراهیم رئیس و فائق زیدان، در پنج محور میان دو طرف توافق قضایی حاصل شده که عبارتند از:
۱- پیگیری مجدانه پرونده شهید حاج قاسم سلیمانی در خصوص این پرونده و طی این مذاکرات، طرف عراقی ضمن تاکید بر پیگیری کامل این جنایت و برخورد با تمام عوامل دخیل در آن، جزئیاتی را از روند تحقیقات تا صدور حکم جلب رئیس جمهور سابق آمریکا را بازگو کرد.
۲- تاکید بیش از پیش بر مبارزه همه جانبه با فساد آیت الله رئیسی: مبارزه با فساد در حکومتها باید جدی گرفته شود. توسعه اقتصادی مانند یک پنجرهای است که گشوده میشود و نظارتها و بازرسیها مانند توری هستند که مانع گذر حشرات موذی که در واقع همان مفسدان اند میشود. شفافیت اموال و داراییهای مسئولین میتواند بازدارندگی از فساد را در پی داشته باشد. انتقال تجربه کشورمان در زمینه راه اندازی سامانه ثبت اموال و داراییهای مسئولان در این نشست طرف عراقی برای برخورد با مفسدین متواری و استرداد آنها به ایران اعلام آمادگی کرد.
۳- توافق مهم برای ایجاد محاکم تخصصی برای تسریع در رسیدگیها و تسهیل روابط تجاری بین دو کشور در این دیدار آیت الله رئیسی پیشنهاد تأسیس محاکم تخصصی برای رسیدگی آسان و سریع در خصوص اختلافات احتمالی در روابط تجاری بین تجار ایران و عراقی را مطرح کرد که مورد توافق واقع شد با این توافق به اذعان تجار و اتاقهای بازرگانی ایران و عراق روند سرمایه گذاری در دو کشور با به وجود امدن شرایط امنیت سرمایه گذاری به یکباره چندین پله صعود خواهد داشت.
۴ _وضعیت تابعیت بانوان ایرانی که همسر عراقی دارند بیش از ۳۵ هزار زن ایرانی همسر عراقی دارند اما وضعیت تابعیت آنان مشخص نیست. طرف ایرانی در این دیدار به صورت جدی حقوق این بانوان را پیگیری کرد و در نهایت با توافق حاصل شده بین دو طرف، یک کمیته مشترک از قوه قضائیه و وزارت خارجه ایران و همچنین نماینده ویژه فائق زیدان تشکیل شد تا این مساله به سرعت مرتفع شود.
۵- رایزنی و توافق بر سر عفو و بخش تعداد قابل توجهی از زندانیان ایرانی و عراقی در زندانهای دو کشور با رایزنیهای آیت الله رئیسی و فائق زیدان، دو طرف به این توافق رسیدند که بخش قابل توجهی از زندانیان ایرانی شامل عفو ریاست جمهوری عراق گیرند و سایر زندانیان نیز برای گذراندن ادامه محکومیت به ایران عودت داده شوند. ایت الله رئیسی نیز از پیشنهاد عفو تعدادی از زندانیان عراقی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و موافقت رهبر معظم انقلاب با این پیشنهاد خبر داد. مقرر شد تعدادی از زندانیان ایرانی که در عراق تحمل حبس میکنند برای سپری کردن ادامه محکومیت به ایران عودت داده شوند.
تاثیرات این سفر بر تحکیم مناسبات میان تهران و بغداد
طی سالهای بعد از 2003 کشور عراق در مقام یک کشور دوست، همسایه و حتی متحد در مبارزه با تروریسم ایفای نقش کرده است. در واقع، ایران طی سالیان اخیر در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مناسباتی ویژه را با مسئولین و شهروندان عراقی داشته است. در این میان مناسبات فرهنگی میان ایران و عراق در سطحی گسترده و ویژه قرار دارد که شاید میان هیچ کشور دیگری چنین سطحی از همکاری و هماهنگی در حوزه فرهنگی وجود نداشته باشد.
مناسبات عمیق فرهنگی میان ایران و عراق، موضوعی نیست که تنها با کنشهای سیاسی، دیپلماتیک یا اقتصادی حاصل شده باشد. بدون تردید، در وضعیت جدید افزایش سطح همکاریها و هماهنگیهای قضایی در قالب همیاری تهران با بغداد در توسعه و تقویت نظام قضایی در این کشور میتواند موجب تحکیم مناسبات دو کشور باشد. حجم گسترده مبادلات فرهنگی و رفتوآمدها میان شهروندان ایرانی و عراقی به طور حتم نیازمند ایجاد سازوکارهای حقوقی و الزامات قضایی ویژه است. حتی در سطح تبادلات مرزی در زمینه بازرگانی و تجارت نیز دو طرف نیازمند برداشتن گامهایی جدید برای بهتر شدن و شفافیت مناسبات حقوقی و قضایی هستند. لذا میتوان سفر آیتالله رئیس را کنشی مهم جهت تحکیم و تثبت مناسبات حسنه میان ایران و عراق مورد ارزیابی قرار داد.

































