emamian

emamian

شنبه, 16 فروردين 1399 19:22

ضعف چشم و درمان آن

ضعف چشم

ضعف چشم-چه اتفاقي مي‌افتد كه يك‌مرتبه احساس مي‌كنيد چشم‌هايتان ضعيف شده‌اند؟ افرادي كه عينكي هستند، مي‌دانند كه تاري ‌ديد يكي از دلايل مهم ضعف چشم به شمار مي‌رود، البته اين حرف وقتي براي شما بيشتر محسوس خواهد بود كه شماره چشم‌هايتان ده‌دهم يا صفر نباشد.

ولي چرا عده‌اي در سنين پايين و عده‌اي در ميانسالي دچار ضعف چشم مي‌شوند و برخي ديگر تا ساليان سال حتي روي عينك را هم نمي‌بينند.

دكتر افسر فراهاني دستجاني،جراح و چشم‌پزشك دراين‌باره میگوید،مطالعات زيادي در خصوص عوامل موثر در ايجاد عيوب انكساري انجام شده است كه البته در برخي از موارد آن اختلافاتي وجود دارد، به‌عنوان مثال در مورد اثر مطالعه در فاصله نزديك (خواندن و نوشتن)‌ مطالعاتي صورت گرفته است، ولي به طور يقين ارتباطي بين آن و نزديك‌بيني ثابت نشده است ولي اين گونه استنباط مي‌شود كه مطالعه تاثير قابل توجهي در ايجاد نزديك‌بيني ندارد، اما اصولا افراد اجتماعي و آنهايي كه بيشتر مطالعه مي‌كنند، بيشتر دچار عيوب انكساري و ضعف چشم میشوند.

وي اظهار مي‌كند: كار با كامپيوتر يا تلويزيون نتوانسته است ارتباط قطعي به ايجاد نزديك‌بيني را اثبات كند به همين جهت استنباط بسياري از متخصصان اين است كه استفاده از اين وسايل نمي‌تواند عامل عينكي شدن باشد.

 

 

 

 ضعف چشم,درمان ضعف چشم,بیماری ضعف چشم

درمان ضعف چشم

 

طبق تحقيقات به عمل آمده رژيم‌هاي غذايي مختلف نتوانسته‌اند ارتباط مستقيم و ثابت‌شده‌اي را بين رژيم غذايي و ايجاد عيب انكساري و ضعف چشم پيدا كنند و استنباط بر اين است كه هيچ رژيم غذايي براي جلوگيري از عينكي شدن يا كم كردن نمره عينك وجود ندارد. چاقي ممكن است در ايجاد دوربيني نقش داشته باشد. با اين حال نقش ثابت شده‌اي را از آن نمي‌توان پيدا كرد.

به گفته دكتر فراهاني دستجاتي، ضربه‌ها از طريق تغيير در ساختمان چشم مي‌توانند ضعف چشم و عيوب انكساري ايجاد كنند، همانند تغييرات بعد از پارگي قرنيه و ترميم آن كه ممكن است به صورت آستيگماتيسم خود را نشان دهد.

وي خاطرنشان مي‌كند:در مسموميت ناشي از بيماري‌هاي تيروئيدي كه چشم‌ها درگير مي‌شوند، ممكن است آستيگماتيسم ايجاد شود و افرادي كه مبتلا به آب مرواريد و آب سياه مي‌شوند يا نوزادان نارسي كه دچار اختلالات چشمي مي‌شوند و خوب درمان نمي‌شوند، بيشتر از ديگران مستعد ايجاد نزديك‌بيني هستند.

دكتر فراهاني دستجاني با بيان اين كه تاكنون آب و هواي گرم،داروهاي ضدافسردگي و ضدحساسيت دليلي بر ارتباط ضعف چشم را اثبات نكرده است، عنوان مي‌كند: ارث نيز رابطه اثبات شده دقيقي با اين مساله ندارد، يعني ممكن است پدر و مادر كاملا سالم داراي فرزنداني عينكي باشند يا بالعكس، حتي در مورد سن نيز ديده شده است كه در برخي موارد نزديك‌بيني تا 30 سالگي افزايش مي‌يابد و مجددا ممكن است بعد از 70 سالگي افزايش پيدا كند.

 

غذاهای تقویت کننده چشم!!
همه ی ما می دانیم که چه ویتامین هایی برای چشم لازم است اما ممکن است ندانیم که این ویتامین ها در چه غذاهایی وجود دارند؟

 

Eویتامین
شاید باور نداشته باشید یا این طور القا شده باشد كه مواد غذایی در تقویت چشم تاثیر چندانی ندارند،در حالی كه مطالعات نشان داده است،به عنوان مثال ویتامین E یكی از آنتی‌اكسیدان‌های قوی است كه در تقویت چشم و جلوگیری از ضعف چشم موثر است.مقدار توصیه شده ویتامین E در مردان 10 میلی‌گرم و در زنان 8 میلی‌گرم در روز است.بهترین منبع ویتامین E نیز آجیل و روغن‌های گیاهی است.از سوی دیگر سلنیوم به جذب ویتامین ای و ساخته شدن آنتی اکسیدان در بدن كمك می‌كند. غذاهای دریایی حاوی مقادیر زیاد سلنیوم هستند.

 

 

 ضعف چشم,درمان ضعف چشم,بیماری ضعف چشم

درمان ضعف چشم

 

ویتامین A

از آنجایی كه ویتامین Aدر تقویت چشم و جلوگیری از ضعف چشم از اهمیت بسزایی برخوردار است،آن را در هویج بیشتر از دیگر مواد غذایی می‌توان یافت.بررسی‌ها نشان داده است كه میزان ویتامین Aموجود در یك هویج متوسط،دو برابر مقدار توصیه شده در روز است.پس مصرف این سبزی برای تقویت چشم بسیار موثر است.البته مواد غذایی دیگری نیز وجود دارند كه حاوی مقدار زیاد ویتامینA  و دیگر مواد لازم برای سلامت چشم و جلوگیری از ضعف چشم هستند.

روی

مطالعات دیگری نیز حاكی از آن است كه روی چشم را در برابر شب کوری محافظت می‌كند،زیرا روی بخشی از یك آنزیم است كه تعداد رادیكال‌های آزاد را كم می‌كند،لذا در جذب ویتامینA  موثر است.روی را می‌توان در غذاهای دریایی، جوانه گندم و آجیل یافت.

چربی امگا 3

چربی‌ها نیز برای جلوگیری از ضعف چشم و سلامتی چشم لازم هستند.اسیدهای چرب واحدهای سازنده ی چربی‌ها هستند و بعضی از آنها به این دلیل ضروری خوانده می‌شوند كه بدن نمی‌تواند‌ آنها را بسازد و باید حتما از طریق مواد غذایی تامین شوند.از این رو گفته شده است اسیدهای چرب ضروری در تكامل بینایی نوزادان نقش بسزایی دارند.كمبود این مواد به ویژه چربی امگا 3 در بزرگسالان ممكن است سبب ضعف چشم و كاهش دید شود،حتی مطالعات نشان داده است كه كمبود طولانی مدت آن ممكن است سبب تخریب شبكیه شود،زیرا بدن هر دو نوع اسیدهای چرب ضروری را به پروستاگلاندین ها تبدیل می‌كند كه یكی از اثرات آنها كمك به خروج مایع چشم و تنظیم فشار داخل چشم است.بهترین منبع تامین امگا 3 ماهی است و مقدار توصیه شده دو بار در هفته می‌باشد.به طور كلی مواد غذایی كه برای داشتن چشمی سالم توصیه می‌شوند شامل:روغن کبد ماهی،جگر و که هویج دارای ویتامینA هستند،اسفناج و کلم که لوتئین و گزانتین دارند، فلفل دلمه ای ،كلم،توت فرنگی و پرتقال به دلیل داشتن ویتامین C؛تخمه آفتاب گردان،بادام،فندق كه دارای ویتامینE هستند، همچنین آجیل و غذاهای دریایی نیز از سلنیوم برخوردارند،جوانه گندم و آجیل به دلیل دارا بودن روی،و ماهی كه دارای اسیدهای چرب ضروری است، از مواد غذایی مهم به شمار می‌روند.

شنبه, 16 فروردين 1399 19:12

 10 فایده خردل زرد

 خردل زرد، چاشنی معروفی است که معمولا در هات داگ و همبرگر به کار می‌رود. به غیر از سس خردل، دانه‌های خردل زرد و سبز در آشپزخانه کاربردهای زیادی دارند. خردل زرد ذاتا همه فن حریف است که به صورت سس یا روغن، دانه و یا به شکل پودری در دسترس است و فواید شگفت انگیزی برای سلامتی دارد.
 
خردل، منبع خوبی از پروتئین، فیبر، ویتامین C و بسیاری از ویتامین‌های B کمپلکس است. خردل، غنی از مواد معدنی چون پتاسیم، فسفر، کلسیم و منیزیم است که برای سلامتی اهمیت زیادی دارند. اگر تصادفا سموم مضری را ببلعید می‌توانید از آن برای تحریک به تهوع استفاده کنید. اگر از خواص خردل زرد آگاه نیستید وقت آن است که با آن اشنا شوید. شما خردل را چه بصورت دانه‌های آن مصرف کنید و چه به صورت کامل یا آسیاب شده و یا سس، قطعا می‌توانید از فواید آن بهره مند شوید.
 
1. تسکین گرفتگی‌های عضلانی
شما می‌توانید از خردل زرد برای برطرف کردن فوری هر گونه اسپاسم عضلانی استفاده کنید، چه این اسپاسم در کمرتان باشد و چه شانه‌های‌تان. خردل زرد می‌توانید عصب‌های دهان‌تان را تحریک کند که در نتیجه، عصب‌هایی را که موجب گرفتگی شده‌اند تحت تاثیر قرار می‌دهد.

خردل منبع خوبی از پتاسیم و کلسیم نیز هست که دو ماده‌ی مغذی مهم و لازم برای حفظ استخوان‌ها و مفاصل و عضلات هستند. یک قاشق چایخوری خمیر خردل زرد بخورید و بعد یک لیوان آب بنوشید. این کار را هر روز انجام دهید تا اسپاسم‌تان برطرف شود.

2. درمان دردهای بدنی
می‌توانید از روغن خردل که از دانه‌های خردل زرد تهیه شده برای تسکین هر گونه دردی استفاده کنید، مثلا درد آرتروز.

روغن خردل در بدن بر خلاف گیرنده‌های درد عمل می‌کند، یعنی می‌تواند سیگنال‌های درد را به خوبی مهار کند. مقداری روغن خردل را گرم کرده و با آن قسمت دردناک بدن‌ را به مدت 10 تا 15 دقیقه ماساژ بدهید. این کار را روزی 2 تا 3 بار انجام دهید. همچنین می توانید با دانه‌های خردل، ضماد درست کنید و آن را روی قسمت دردناک بگذارید. همیشه جهت جلوگیری از سوختگی، از یک حوله‌ی نازک بین پوست‌تان و ضماد استفاده کنید.

3. کاهش حملات آسم
برای تسکین فوری حمله‌ی آسم، روغن خردل یکی از بهترین راه حل‌هایی است که می‌توانید در خانه از آن کمک بگیرید. روغن خردل حاوی ترکیبات متعددی است که می‌توانند التهاب و عفونت را در بدن مهار کنند.

روغن دانه‌های خردل زرد می‌توانند به باز کردن راههای هوایی کمک کرده و عملکرد ریه‌ها را بهبود بدهند و در نتیجه تنفس را آسان‌تر کنند. یک قاشق چایخوری روغن خردل را با کمی کافور گرم کنید و اجازه دهید خنک شود، سپس به آرامی آن را روی قفسه سینه و بالای کمر ماساژ بدهید. این کار را روزی دو تا سه بار انجام دهید تا علائم آسم تسکین پیدا کند. همچنین می‌توانید از دانه‌های خردل یا  روغن ارگانیک آن تا جایی که ممکن است در پخت و پزتان استفاده کنید. 

خردل زرد،پودر  خردل زرد

خردل زرد، درمانی ساده اما موثر برای برطرف کردن بوی بد دهان

 
4. برطرف کردن بوی بد دهان
خردل زرد، درمانی ساده اما موثر برای برطرف کردن بوی بد دهان. بوی تند سس خردل می‌تواند بوی بد دهان را پوشش بدهد.

یک قاشق چایخوری سس خردل زرد را در دهان بگذارید و یک دقیقه آن را در دهان بچرخانید و سپس تف کنید. بعد یک قاشق چایخوری سس خردل بخورید و در نهایت دهان‌تان را کاملا با آب بشویید. هر وقت لازم بود از این راهکار استفاده کنید.

5. تقویت سلامت قلب
خردل زرد برای سلامت قلب مفید است. روغن خردل سرشار از چربی‌های تک غیر اشباع و چند غیر اشباع بوده و می‌تواند کلسترول خون را تعدیل کند. روغن خردل، LDL را پایین آورده و HDL را بالا می‌برد، بنابراین می‌تواند ریسک بیماری‌های قلبی و عروقی را کاهش بدهد. ضمنا برگ‌های گیاه خردل، قدرت فوق‌العاده‌ای در کاهش کلسترول دارند، چون می‌توانند با بایل اسید در سیستم گوارش ترکیب شده و دفع اسیدها از بدن را ساده‌تر کنند. شما می‌توانید تنها با استفاده از رون خردل خالص برای پخت و پز و افزودن گیاه آن به سالادها و سوپ‌ها از فوایدش بهره مند شوید.

6. تسکین سرفه و سرما خوردگی
روغن خردل به دلیل ذات تند و تیزش درمان خوبی برای سرما خوردگی و سرفه است. روغن خردل طبیعت گرم دارد و به رفع گرفتگی بینی و سینه کمک می‌کند.

گیاه و سس خردل به خاطر منیزیم و آهنی که دارد می‌تواند سیستم ایمنی را تقویت کرده و شما را برای فصل سرما خوردگی و آنفلوآنزا آماده کند. چند حبه سیر را داخل روغن خردل بجوشانید و بگذارید خنک شود. آن را صاف کنید و از روغنی که به دست آمده برای ماساژ سینه، کمر و کف پاها و کف دست‌های‌تان استفاده کنید. این کار را روزی 2 تا 3 بار انجام دهید. همچنین برای پاکسازی خلط در سیستم تنفسی، یک قاشق چایخوری دانه‌های زیره را با 2 تا 3 قاشق چایخوری روغن خردل را در یک کاسه آب جوش ترکیب کرده و بخار آن را تنفس کنید.
 
 7. درمان ریفلاکس
سس خردل زرد برای درمان برگشت اسید معده بسیار موثر است چون می‌تواند اسید معده را خنثی کند. همچنین محتوای سرکه‌ی موجود در این سس به کاهش pH اسید معده کمک می‌کند و از این رو ناراحتی معده را فورا تسکین می‌دهد.

یک قاشق چایخوری سس خردل بخورید و سپس یک لیوان آب بنوشید. این کار را هر چقدر که لازم بود تکرار کنید تا ریفلاکس‌تان برطرف شود.

هشدار: اگر سس خردل باعث تشدید سوزش معده‌تان شد، این راهکار را متوقف کنید.

8. تقویت استخوان‌ها و دندان‌ها
چه باور بکنید و چه نه، حتی مقدار کمی خردل زرد هم می‌تواند کمک بزرگی به حفظ سلامت دندان‌ها و استخوان‌های‌تان بکند.

مواد مغذی گوناگون موجود در خردل زرد مانند فسفر، منگنز و منیزیم برای سلامت استخوان‌ها و دندان‌ها بسیار مفید هستند. مثلا کلسیم برای ساختن استخوان‌ها و حفظ قدرت آنها و همچنین برای حفظ دندان‌ها ضروری است. پایین بودن سطح کلسیم بدن می‌تواند تاثیر منفی بر سلامت دندان‌ها و استخوان‌ها بگذارد.

کافیست هر روز یک قاشق غذا خوری پودر خردل زرد بخورید و سپس یک لیوان آب بنوشید.

9. تقویت رشد موها
خردل ویتامین‌های زیادی دارد که رشد موهای سالم را تقویت می‌کنند. وجود بتا کاروتن، پروتئین، آهن و کلسیم، کمک زیادی به حفظ سلامت موهای‌تان می‌کند.

روغن خردل می‌تواند با افزایش گردش خون در پوست سر، رشد موها را افزایش بدهد. مقداری روغن خردل را گرم کنید و آن را از ریشه به سمت ساقه به مدت 15 دقیقه ماساژ بدهید. کلاه دوش بگذارید و اجازه دهید چند ساعت بماند. سپس با شامپو شستشو بدهید. این کار را دو بار در هفته انجام دهید.

10. درمان شب ادراری
شب ادراری مشکلی بسیار ناراحت کننده است که می‌توانید با خردل زرد آن را برطرف کنید. همچنین اگر دچار عفونت مجاری ادراری هستید، خردل زرد کمک زیادی به شما می‌کند.

دانه‌های خردل زرد برشته شده را آسیاب کنید تا پودری شکل شوند. یک دوم قاشق چایخوری از این پودر را با یک فنجان شیر گرم ترکیب کرده و این نوشیدنی را هر شب، یک ساعت قبل از رفتن به رختخواب به کودک‌تان بدهید. این کار را هر شب انجام دهید تا مشکل شب ادراری برطرف شود. 

خردل زرد،پودر  خردل زرد

از دچار هر نوع بیماری قلبی هستید، از مصرف سس خردل اجتناب کنید


چند نکته
. سس خردل زرد، سدیم زیادی دارد بنابراین در مصرف آن اعتدال را رعایت کنید.

. از دچار هر نوع بیماری قلبی هستید، از مصرف سس خردل اجتناب کنید.

. در مصرف این چاشنی تند زیاده روی نکنید چون ممکن است مشکلات گوارشی ایجاد کند.

. خردل، طبیعتی گرم دارد و می‌تواند دمای بدن را بالا ببرد، پس این هم دلیلی دیگر برای حفظ اعتدال در مصرف خردل.

. خودتان در خانه هم می‌توانید سس خردل درست کنید و با ادویه‌هایی چون فلفل، سیر و یا پاپریکا و کمی نمک طعم‌دارش کنید.

. روغن خردل را با عصاره‌ی خردل اشتباه نگیرید.

. روغن خردلی که آلوده به روغن خشخاش است مصرف مکنید چون برای سلامتی‌تان خطرناک است.

هشت گروه وابسته به سازمان الحشد الشعبی (بسیج مردمی) عراق پیام‌هایی به نظامیان تروریست آمریکایی و طیف‌های سیاسی عراق دادند.

شبکه خبری السومریه ضمن نقل این بیانیه، گزارش داد، پس از مصوبه پارلمان عراق برای خروج فوری نیروهای خارجی و پس از آن پذیرش این مصوبه توسط دولت عراق و تظاهرات میلیونی مردم این کشور، نشان داده شد که این مصوبه مورد تأیید ملت عراق است.

در این بیانیه آمده است، ملت عراق، نشان داد که قاطعانه مخالف حضور نیروهای اشغالگر آمریکایی، نقض حاکمیت عراق، کشتار ملت و ترور فرماندهان این کشور و بمباران اردوگاههای نیروهای امنیتی است.

این گروهها تأکید کردند، پس از اینکه «گروهی از برادران، خواستند تا به راهکارهای سیاسی زمان داده شود و به این نیروها برای خروج از خاک پاک عراق، فشار آورند، مشاهده کردیم که سرکشی دولت آمریکا بیشتر شد و تجاوزات بیشتری انجام داد که به نیروهای ارتش، پلیس و فرودگاههای غیر نظامی رسید».

بر اساس این بیانیه، در پی همین تجاوزات بود که گروههای مقاومت عراق نشستی برگزار کردند تا موضع تاریخی خود را در این زمان مهم، با ابلاغ پیامهای زیر اعلام کند:

پیام نخست؛ خطاب به نیروهای اشغالگر آمریکا؛ پس از عدم پذیرش تصمیم ملت، دولت و مجلس عراق، و عدم خروج نیروهای آمریکایی و تداوم تجاوز به حاکمیت عراق، نیروهای آمریکا نشان دادند که اشغالگر هستند و جز زبان زور، هیچ چیزی نمی‌فهمند.

این گروهها ادامه دادند: «بر همین اساس، با شما رفتار خواهد شد. باید بدانید که تمامی عملیاتهایی که علیه شما صورت گرفت، فقط پاسخ کوچکی به تجاوزات شما بود؛ زیرا تصمیم عملیات، در آن زمان گرفته نشده بود. با وجود این، شما نتوانستید این پاسخ ساده را تاب بیاورید... و در بیشتر پایگاه‌های خود بمانید... و مجبور شدید که نیروهای خود را خارج و آن را در پایگاههای مشخصی متمرکز کنید و سامانه پدافند هوایی برای حمایت از آن بیاورید. لذا اگر همه گروههای مقاومت تصمیم بگیرند که در آن واحد، با شما مقابله کنید، چه واکنشی خواهد داشت؟».

گروههای مقاومت تصریح کردند: «ما می‌دانیم که همه تهدیدهای اخیر شما درباره حمله به گروهها و فرماندهان مقاومت، صرفا تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر شکستتان است و اینکه شما ضعیفتر از آن هستنید که با گروههای مقاومت عراق وارد جنگ شوید؛ گروههایی که فرماندهان نظامی شما از قدرت آنان اطلاع دارند. زیرا در زمان اشغالگری پیشین شما، آنان را آزموده بودیم».

پیام دوم گروههای مقاومت خطاب به فراکسیونهای سیاسی است که در آن، تأکید کردند: «موضع ثابت و اصولی خود را در رد عدنان الزرفی نامزد سرویس جاسوسی آمریکا اعلام و به رئیس جمهور هشدار می‌دهیم که با نامزد کردن این فرد، با اراده تظاهرات کنندگان و رهنمودهای مرجعیت مخالفت کرد».

این گروهها، الزرفی را نامزد جنجالی متهم به فساد عنوان و تأکید کردند: «وی از این طریق، عمدا، صلح داخلی [عراق] را تهدید می‌کند، ولی ما اجازه چنین کاری را نخواهیم داد و تمام تلاش خود را به کار خواهیم بست تا ثبات و امنیت در کشور، برقرار شود».

در این بیانیه ضمن محکومیت حمایت برخی از نمایندگان پارلمان عراق از نامزدی الزرفی، وی «مزدوری» نامیده شد که حمایت این نمایندگان «لکه ننگی بر پیشانی آنان است. به همین دلیل از آنها می‌خواهیم عذرخواهی کنند و از اشتباه خود بازگردند. امید ما به سایر اعضای پارلمان است که بیشترین تعداد را دارند تا این توطئه را خنثی کنند».

این گروهها هدف از این توطئه را چپاول منابع عراق توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا عنوان کردند؛ شخصی که قصد دارد نفت و منابع عراق را سرقت کند.

پیام سوم؛ خطاب به ملت عراق است که در آن تأکید شد: «با شما عهد می‌بندیم که برای دفاع از شما، سربازان وفاداری باشیم... ما اجازه نخواهیم داد آمریکا به اشغال خاک پاک ما ادامه دهد، منابع ما را سرقت کند. کشور ما را به خاطر رژیم صهیونیستی تجزیه کند... شما ما را در تمامی بحرانها حاضر خواهید دید... این مسئله شامل دشمن جدید جان ملت عراق یعنی ویروس کرونا نیز می‌شود».

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در مناسبت های مختلف به تبیین اهمیت و جایگاه  بهداشت و سلامت در اسلام پرداخته اند که مجموع آن به این شرح است:

درست است که وظیفه دین و آیین، هدایت مردم به راه‏ های راست و اعتقاد ها و برنامه ‏های اخلاقی است و رسالت انبیا به عنوان طبیبان روحانی درمان انواع بیماری‏ های فکری و اخلاقی است؛ ولی از آنجا که طب جسمانی نیز رابطه نزدیکی با طب روحانی دارد گاه به سراغ این امور نیز می‏ رفتند. به بیان دیگر مسائل مربوط به بهداشت و سلامت جسم رابطه نزدیکی با سلامت روح دارد ازاین ‏رو سلامت جسم نیز مورد توجه اسلام بوده است.[۱]

اسلام برای نظافت و بهداشت اهمیّت فراوانی قائل شده است تا آنجا که در حدیث مشهور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‏ خوانیم: «فَاِنَّ اللهَ تَعالی بَنَی الاِسلامَ عَلَی النِّظافَةِ؛ خداوند (پایه ‏های) اسلام را بر نظافت بنا نهاده است»[۲] و تا آنجا اهمیت دارد که از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: «الإسلامُ نظیفٌ فتَنَظَّفُوا، فإنه لا یَدْخُلُ الجنةَ إلا نظیفٌ؛[۳] جز افراد با نظافت و تمیز وارد بهشت نمی‏ شوند».[۴]

از این رهگذر، در روایات اسلامی و گفتار امامان معصوم علیهم السلام از هر عاملی که موجب ناپاکی و کثیفی می‏ شود نهی شده، و به هر امری که باعث پاکیزگی‏ و بهداشت می‏ گردد تأکید شده است.[۵]

در این میان یک رشته دستورات طبی و بهداشتی از معصومین علیهم السلام نقل شده است، همچنین آیاتی از قرآن کریم، پرده از روی مسائل بهداشتی و درمانی بر می‏ دارد.[۶] که در ادامه مورد اشاره قرار می گیرد.

پاکیزگی، به مثابۀ یک ارزش

 در قرآن کریم می‏ خوانیم: «قُلْ لایَسْتَوِی الْخَبیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ اعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبیْثِ؛ بگو (هیچ گاه) ناپاک و پاک مساوی نیستند هر چند فزونی ناپاک ها تو را به شگفتی اندازد!».[۷]

به هر چیز پاکیزه «طیّب» می‏ گویند؛[۸] که پاکیزگی‏ ظاهری را نیز شامل می‏ شود؛[۹] زیرا طبع آدمی ذاتاً از اشیاء ناپاک متنفر است.[۱۰] ممکن است، انسان بر اثر نادانی، این مواهب پاک را بیالاید، ولی خداوند، در عالم آفرینش آنها را پاک آفریده است.[۱۱]

لذا در قرآن کریم در توصیفی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می‏ خوانیم: «وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ؛ پیامبر، طیّبات را برای آنها حلال و خبائث را حرام می‏ کند».[۱۲]

در این آیات پاکیزگی‏ به عنوان یک ارزش محسوب شده و ناپاکی، یک ضدّ ارزش به حساب آمده است.[۱۳]

بهداشت لباس

خداوند در قرآن کریم به دنبال مساله توحید، دومین دستور را درباره پاکیزگی از آلودگی ها قرار داده و می افزاید: «وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ؛[۱۴] و لباست را پاک کن».[۱۵]

بعضی واژۀ «ثِیاب» را به لباس ظاهر تفسیر کرده ‏اند؛ چرا که پاکیزگی‏ لباس ظاهر از مهم ترین نشانه ‏های شخصیت، و تربیت و فرهنگ انسان است، مخصوصاً در عصر جاهلیت کمتر از آلودگی ها اجتناب می‏ نمودند و لباس هایی بسیار آلوده داشتند، مخصوصاً معمول بود (همانگونه که در میان گرفتاران جاهلیت عصر اخیر نیز معمول است) دامان لباس را بسیار بلند می‏ کردند، به گونه ‏ای که روی زمین می‏ کشید، و آلوده می شد، و اینکه در بعضی از روایات از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: معنی آیه این است: «ثیابک فقصر؛ لباست را کوتاه کن»[۱۶] نیز ناظر به همین معنی است.[۱۷]

پیوند بهداشت و عبادات

در قرآن کریم آنچه باعث پاکیزگی‏ جان انسان می‏ گردد در قالب احکام وضو و غسل و تیمم که موجب صفای روح است، تشریح شده است.[۱۸]

از جمله در آیۀ شریفۀ قرآن می خوانیم: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ‏ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی‏ أَوْ عَلی‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده ‏اید هنگامی که برای نماز بپاخاستید صورت و دست ها را تا آرنج بشوئید و سر و پاها را تا مفصل (یا برآمدگی پشت پا) مسح کنید و اگر جنب باشید خود را بشوئید (غسل کنید) و اگر بیمار یا مسافر باشید یا یکی از شما از محل پستی آمده (قضای حاجت کرده) یا با زنان تماس گرفته باشید (آمیزش جنسی کرده ‏اید) و آب (برای غسل یا وضو) نیابید با خاک پاکی تیمم کنید و از آن بر صورت (پیشانی) و دست ها بکشید، خداوند نمی‏ خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند بلکه می‏ خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید شاید شکر او را بجا آورید».[۱۹]

از آن‏جا که نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان «غسل» بشوید و معمولًا در شبانه روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل و وضو تمام بدن را از هر نوع کثافت و آلودگی پاک سازد؛ ناچار یک فرد تمیز و نظیف خواهد بود. از این نظر نماز به بهداشت‏ و موضوع نظافت که یک امر حیاتی است کمک می‏ کند.[۲۰]

در روایتی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می خوانیم: «إِنّما اُمِرَ بِالْوَضُوء وَبُدِأ بهِ لِأَن یَکُون الْعَبدُ طاهِراً إَذا قامَ بَیْنَ یَدَیِ الْجَبّار عِنْدَ مُناجاتِهِ إِیّاه مُطیعاً لَهُ فیما أَمَرَه نَقِیّاً من الأَدْناس والنّجاسَة مَعَ ما فیهِ مِن ذَهابِ الکَسل وَ طَردِ النُّعاسِ وَ تَزْکِیةِ الْفُؤادِ لِلْقِیام بَینَ یَدَیِ الجَبّار؛ برای این دستور وضو داده شده و آغاز عبادت با آن است که بندگان هنگامی که در پیشگاه خدا می‏ ایستند و با او مناجات می‏ کنند پاک باشند، و دستورات او را بکار بندند، از آلودگی ها و نجاست ها بر کنار شوند، علاوه بر این وضو سبب می‏ شود که آثار خواب و کسالت از انسان برچیده شود و قلب برای قیام در پیشگاه خدا نور و صفا یابد».[۲۱]

«روزه» یکی دیگر از عبادت های اسلامی است که «اثرات بهداشتی‏ و درمانی» آن از نظر شستشو و خانه تکانی بدن از موادّ زاید مصرف نشده غذایی که به طور معمول به صورت چربی‏ های مزاحم و اضافه وزن در می‏آید و عامل بسیاری از ناراحتی‏ های جسمی می‏ گردد، قابل انکار نیست، و به همین دلیل روزه یکی از عوامل مهم پیشگیری یا درمانی در برابر بسیاری از بیماری ‏ها محسوب می ‏گردد.[۲۲]

لذا درباره اثر بهداشتی‏ روزه و تأمین سلامت جسم انسان ‏ها و مصون و محفوظ ماندن از بیماری ‏های گوناگون در حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می‏خوانیم:«صُومُوا تَصِحُّوا؛ روزه بگیرید تا سالم باشید».[۲۳]

هم چنین قرآن مجید می ‏فرماید: «یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ؛ ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید».[۲۴]

خداوند در این آیه دستور می‏ دهد هنگام شرکت در مساجد بهترین لباس ‏ها را پوشیده و با مرتب کردن و تمیز نمودن خود و رعایت بهداشت و نظافت و آرایش (درونی و بیرونی) گام به مسجد بنهیم.[۲۵]

لذا دربارۀ مسجد قبا در قرآن کریم می خوانیم: «فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ‏؛ گروهی از مردان در آن به عبادت مشغولند که دوست می‏ دارند خود را پاکیزه نگه دارند، و خدا پاکیزگان را دوست دارد».[۲۶]

در روایتی که در تفسیر«تبیان» و«مجمع البیان» در ذیل این آیه از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده چنین می‏ خوانیم که به اهل مسجد قبا فرمود: «ماذا تَفْعَلُونَ فِی طُهْرِکُمْ فَإِنَّ اللّهَ تَعالی قَدْ أَحْسَنَ عَلَیْکُمُ الثَّناءَ، قالُوا نَغْسِلُ أَثَرَ الْغائِطِ؛ شما به هنگام پاک ساختن خود چه کاری انجام می‏ دهید که خداوند این چنین شما را مدح کرده است؟ گفتند ما اثر مدفوع را با آب می‏ شوئیم»، روایاتی به همین مضمون از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل شده است.[۲۷]

ظاهر اطلاق آیه گواهی می‏ دهد طهارت در اینجا معنی وسیعی دارد که هر گونه پاکسازی روحانی از آثار شرک و گناه، و جسمانی از آثار آلودگی به کثافات را شامل می‏ شود.[۲۸]

در مجموع برای اینکه روشن شود هیچگونه سختگیری در دستورات گذشته در کار نبوده بلکه همه آنها بخاطر مصالح قابل توجهی تشریع شده است، در پایان آیه وضوء و تیمم، آمده است: «ما یُریدُ اللهُ لِیَجعَلَ عَلَیکُم مِن حَرَج وَلَکِن یُریدُ لِیُطَهِّرَکُم‏؛ خداوند اراده نکرده که بر شما حرج قرار دهد، بلکه اراده کرده تا تطهیر کند شما را».[۲۹]

در حقیقت جمله ‏های فوق بار دیگر این واقعیت را تاکید می‏ کند که تمام‏ دستور های الهی و برنامه‏ های اسلامی بخاطر مردم و برای حفظ منافع آنها قرار داده شده و به هیچ وجه هدف دیگری در کار نبوده است، خداوند می‏ خواهد با این دستورها هم طهارت معنوی و هم بهداشت و سلامت جسمانی برای مردم فراهم شود.[۳۰]

نقش آب در بهداشت و پاکیزگی

در قرآن کریم، چنین آمده است که: «وَ أنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءاً طَهُوْراً؛ ما از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم»[۳۱]

«طهور» صیغه مبالغه از «طهارت» و پاکی است که هم پاک بودن آب را می‏ رساند و هم پاک کننده بودن آن را؛[۳۲] یعنی آب هم ذاتاً پاک است و هم اشیاء آلوده را پاک می ‏کند اما غیر از آب، بسیاری از اشیاء پاکند، ولی هرگز نمی‏ توانند آلوده ‏ای را پاک کنند.[۳۳]

و به راستی اگر آب خاصّیت پاک کننده نداشت در یک روز تمام زندگی ما و جسم و جان ما آلوده می‏ شد. حقیقت این سخن را وقتی درک می‏ کنیم که در نقطه ‏ای گرفتار شویم که آب برای شستشو نباشد، نه تهیه غذا ممکن است، نه پاکیزگی‏ بدن، نه نشاط و طراوتی خواهیم داشت، و نه صحّت و سلامت. درست است که آب میکروب ‏ها را نمی‏ کشد؛ ولی چون حلّال بسیار خوبی است؛ انواع میکروب ‏ها را در خود حل کرده و می ‏برد، و به همین جهت عامل مؤثّری برای سلامت و تندرستی است، و از این گذشته روح انسان را هم از آلودگی‏ ها به وسیله وضو و غسل پاک می‏ کند.[۳۴]

بی جهت نیست که در آیه بعد از آن آمده است: «لِنُحِیْیَ بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً؛[۳۵] هدف آن است که به وسیله آن سرزمین مرده را زنده کنیم».[۳۶]

طهارت و پاکیزگی، کلید شناخت و درک حقایق قرآن

قرآن پاک ‏ترین کتاب از مبدأ پاکی و طهارت، بر پاک ‏ترین قلب عالم هستی و از لبان پاک ‏ترین مخلوق الهی، بر عالم وجود عرضه گردید؛ به همین دلیل کسانی می‏ توانند به این کتاب نزدیک شوند و از آن بهره گیرند که ظاهر و باطنی پاک و طاهر داشته باشند.[۳۷]

لذا در آیات قرآن کریم می خوانیم که قرآن را جز پاکان مس نمی ‏کنند، «لا یَمَسُّهُ‏ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ».[۳۸]

این تعبیر هم اشاره به پاکیزگی ظاهری دارد که برای تماس با قرآن باید با طهارت و وضو باشیم، و هم اشاره به اینکه درک مفاهیم و محتوای این آیات تنها زمانی میسّر است که از رذایل اخلاقی پاک باشیم.[۳۹]

بسیاری از مفسران به پیروی از روایاتی که از امامان معصوم علیهم السّلام وارد شده این آیه را به عدم جواز مس کتابت قرآن بدون غسل و وضو تفسیر کرده ‏اند.[۴۰]

در روایات اهل بیت علیهم السّلام از ابو الحسن امام علی بن موسی الرضا علیه السلام نقل شده: «اَلْمُصْحَفُ لاَ تَمَسَّهُ عَلَی غَیْرِ طُهْرٍ وَ لاَ جُنُباً وَ لاَ تَمَسَّ خَیْطَهُ وَ لاَ تُعَلِّقْهُ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ اَلْمُطَهَّرُونَ»؛ قرآن را بدون وضو مس نکن، و نه در حال جنابت، و دست بر خط آن در این حال مگذار، و آن را حمایل نکن، چرا که خداوند متعال فرموده: «جز پاکان آن را مس نمی ‏کنند»».[۴۱]

طهارت دهان در تلاوت قرآن

احادیثی از ائمّه علیهم السلام وجود دارد که از دهان به عنوان «راه قرآن» و «یکی از راه های پروردگار» یاد شده است، لذا به لزوم رعایت بهداشت و طهارت دهان‏ توصیه شده است.

امام صادق علیه السلام می ‏فرماید: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «نَظِّفُوا طریق القرآنِ. قیل: یا رسولَ اللَّهِ وما طَرِیقُ القرآنِ؟ قال: أفواهَکُم. قیل: بِماذا؟ قال: بالسّواکِ‏؛ راه قرآن را پاکیزه سازید. پرسیدند: ای رسول خدا راه قرآن چیست؟ فرمود: دهان های شما. پرسیدند: چگونه پاکیزه کنیم؟ فرمود: با مسواک زدن».[۴۲]

در حدیث دیگری امام رضا علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می‏ کند که فرمود: «أفواهُکُمْ طَریقٌ مِنْ طُرُقِ رَبِّکُمْ، فَأَحَبُّها إلَی اللَّهِ أطْیَبُها ریحاً، فَطَیِّبُوها بِما قَدَرْتُم عَلَیهِ‏؛ دهان های شما راه های پروردگارتان است، آن را پاکیزه سازید».[۴۳]

بهداشت تغذیه

بسیاری از امراض را پزشکان از پرخوری می‏ دانند، خصوصاً در عصر ما که تلاش های جسمی کم شده و ماشین جایگزین نیروی انسانی شده است، و این عدم تحرک موجب جمع شدن چربی ها در بدن گردیده و کانونی از عفونت را به همراه می‏ آورد، بار قلب را این زوائد سنگین و کار کلیه را مشکل و به طور کلی سنگینی و ناتوانی بدن را به همراه دارد.[۴۴]

لذا آیۀ «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا ؛[۴۵]بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید» گرچه بسیار ساده به نظر می‏ رسد، اما امروز ثابت شده است که یکی از مهم ترین دستورات بهداشتی همین است.[۴۶]

با توجه به اینکه «لا تُسْرِفُوا» بلافاصله پس از امر به اکل و شرب، آمده است می تواند ناظر به این نکته باشد که پرخوری از مصادیق اسرافی است که از آن نهی شده است.[۴۷]

در این زمینه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمودند: «المِعْدَةُ رأس کلِّ داء و الحِمیَةُ رَأسُ کُلُّ دَواء؛ معده اساس هر بیماری و پرهیز ریشه و سرآمد همه دواها است».[۴۸]

هم چنین در روایت دیگر از آن حضرت می‏ خوانیم: «إِیَّاکُمْ وَ اَلْبِطْنَةَ فَإِنَّهَا مُفْسِدَةٌ لِلْبَدَنِ وَ مُورِثَةٌ لِلسَّقَم؛ از پرخوری بپرهیزید که بدن را فاسد می‏کند و بیماری به بار می‏ آورد».[۴۹]

امیرمؤمنان علی علیه السلام می‏ فرماید: «إِیَّاکَ وَ الْبِطْنَةَ فَمَنْ لَزِمَهَا کَثُرَتْ أَسْقَامُهُ‏؛ از پرخوری بپرهیزید، زیرا هر کس بر آن مداومت نماید به انواع بیماری ‏ها دچار شود».[۵۰]

چنان‏که بر کسی پوشیده نیست که اعتدال و میانه‏ روی در خوردن، صحت و سلامتی‏ را به ارمغان می‏ آورد، لذا در روایت دیگری از امیرمؤمنان آمده است: «مَنِ اقْتَصَرَ فی أکْلِهِ کَثُرَتْ صِحَّتُهُ‏؛ هر کس که در خوردن میانه روی کند، تندرستی او دوام می یابد».[۵۱]

رعایت بهداشت فردی، عامل نشاط و شادابی

در حدیثی از امام صادق علیه السلام مسواک زدن به عنوان یکی از اسباب نشاط معرفی شده است.[۵۲]

هم چنین در حدیث دیگری شستن سر با خطمی (گیاهی است که معمولًا از گل آن برای شست‏ و شو استفاده می‏ کنند)[۵۳] و در احادیث دیگری، استفاده از داروی حمام‏ و کوتاه کردن موی شارب (اصلاح کردن سر و صورت) از اسباب نشاط شمرده شده است.[۵۴]

نظافت و آراستگی

علی بن جعفر علیه السلام می‏گوید: «عن أخیهِ أبی الحسن علیه السلام: سألتُه عن قصّ الشاربِ، أمِنَ السُّنَّةِ؟ قال: نعم.وقال أمیرالمؤمنین علیه السلام: أخْذُ الشاربِ مِن النظافَةِ، وهو مِن السَنَّة؛ از برادرم امام کاظم علیه السلام در مورد کوتاه نمودن شارب پرسیدم که آیا از سنّت است؟ فرمود: آری.[۵۵] امیرمؤمنان علیه السلام هم فرمود: کوتاه کردن شارب از نظافت واز سنّت پاک اسلام ‏است».[۵۶]

سخن آخر: (پاکیزه بودن از اخلاق انبیاست)

از جمله شرایطی که برای انبیا ذکر می‏ کنند این است که صفاتی که باعث تنفّر است در آنها نباشد. ممکن است در میان آنها فردی نابینا باشد، مثل یعقوب علیه السلام که نابینا شد، امّا به بیماری تنفّرآمیز مبتلا نمی ‏شوند، و این افسانه ‏ای که درباره حضرت ایّوب علیه السلام نقل شده که بدنش کرم زد، دروغ است و ساخته افراد خرافی است. بلکه امام رضا علیه السلام می‏فرماید: «مِنْ أَخْلاقِ الأنْبیاءِ التَّنَظُّف؛[۵۷]پاکیزه بودن از اخلاق انبیاست».[۵۸]

مطابق این حدیث، امام علیه السلام یکی از اخلاق انبیا را نظافت معرّفی کرده که شامل نظافت ظاهری و باطنی می‏شود، یعنی آنها هم نظافت اخلاقی و هم نظافت ظاهری داشتند.[۵۹]

از اینجا می‏ فهمیم که چرا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به عطریّات و وسایل خوش بو اهمّیت می‏ داد، و مقیّد به نظافت و پاکیزگی بود، مسواک می‏ زد، و زمانی که می‏ خواست از خانه خارج شود، خود را در ظرف آب نگاه می‏ کرد.[۶۰]

در حقیقت این یکی از اصول مشترک در زندگی همه امامان معصوم علیهم السلام بوده که علاوه بر آراستگی باطن و روح و روان، ظاهری زیبا، پاکیزه و آراسته داشته ‏اند.[۶۱]

بعضی خیال می‏ کنند همین مقدار که انسان ایمان محکم، و باطنی پاک داشته باشد کافی است، و ظاهر و شکل و قیافه، هرگونه باشد عیبی ندارد، چنین خیالی از نظر اسلام خیال باطل می‏ باشد، بلکه به عکس بخشی از برنامه ‏ها و دستورهای اسلام مربوط به نظافت، زیبایی و آراستگی ظاهر، مثل قیافه و لباس و رنگ و بو است.[۶۲]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منابع:

۱. تفسیر نمونه

۲. گفتار معصومین (علیهم السلام)


[۱] برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: دائرة المعارف فقه مقارن، ج ۱، ص ۶۵- ۷۲ ؛ پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏۱۳، ص۶۹.

[۲] کنز العمال، ج ۹، ص ۲۷۷، ح ۲۶۰۰۲.

[۳] مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۳۲.

[۴] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۶.

[۵] گفتار معصومین(ع)، ج‏۱، ص۸۷.

[۶] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏۱۳، ص۶۹.

[۷] سورۀ مائده، آیۀ۱۰۰.

[۸] لغات در تفسیر نمونه، ص۳۵۸.

[۹] تفسیر نمونه، ج‏۲، ص۳۳۴.

[۱۰] لغات در تفسیر نمونه، ص۳۵۸.

[۱۱] سورۀ نحل، آیه ۷۲(تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۳۴۶)؛ سورۀ مؤمن، آیه ۶۴(تفسیر نمونه،ج ۲۰، ص ۱۷۷)؛ لغات در تفسیر نمونه، ص ۳۵۹.

[۱۲] سورۀ اعراف، آیۀ ۱۵۷؛ (اخلاق در قرآن، ج‏۱، ص۶۸).

[۱۳] اخلاق در قرآن، ج‏۱، ص۶۸.

[۱۴] سورۀ مدثر، آیۀ۴.

[۱۵] تفسیر نمونه، ج‏۲۵، ص۲۱۲.

[۱۶] مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۳۸۵.

[۱۷] تفسیر نمونه، ج‏۲۵، ص۲۱۲.

[۱۸] تفسیر نمونه، ج‏۴، ص۲۸۵.

[۱۹] سورۀ مائده، آیۀ۶.

[۲۰] پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۸۶.

[۲۱] وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۲۵۷؛ (یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص۳۹۷).

[۲۲] اسلام در یک نگاه، ص۷۶.

[۲۳] سیری در فلسفه احکام، ص ۱۲۲؛ دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۱، ص۴۱۳.

[۲۴] سورۀ اعراف، آیه ۳۱.

[۲۵] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۳۹۷.

[۲۶] سورۀ توبه، آیۀ۱۰۸.

[۲۷] چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسیر پر ارزش نمونه، ص۱۳۴.

[۲۸] تفسیر نمونه، ج‏۸ ، ص۱۴۰.

[۲۹] سورۀ مائده، آیۀ۶؛ (تفسیر نمونه، ج‏۴، ص۲۹۴).

[۳۰] تفسیر نمونه، ج‏۴، ص.۲۹۵

[۳۱] سورۀ فرقان، آیۀ۴۸.

[۳۲] پیام قرآن، ج‏۲، ص۲۴۸.

[۳۳] تفسیر نمونه، ج‏۱۵، ص۱۱۶.

[۳۴] پیام قرآن، ج‏۲، ص۲۴۸.

[۳۵] سورۀ فرقان، آیۀ۴۹.

[۳۶] پیام قرآن، ج‏۲، ص۲۴۸.

[۳۷] گفتار معصومین(ع)، ج‏۱، ص۱۱۴.

[۳۸] سورۀ واقعه، آیۀ۷۹؛ (تفسیر نمونه، ج‏۲۳، ص۲۷۱).

[۳۹] گفتار معصومین(ع)، ج‏۱، ص۱۱۵.

[۴۰] برگزیده تفسیر نمونه، ج‏۵، ص۸۷.

[۴۱] وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۲۶۹، ح ۳. (طبق این حدیث نفی در آیه فوق کنایه از نهی است)؛ (تفسیر نمونه، ج‏۲۳، ص۲۷۱).

[۴۲] المحاسن، ج ۲، ص ۵۵۸، ح ۹۲۸؛ گفتار معصومین(ع)، ج‏۱، ص۱۱۵.

[۴۳] المحاسن، ج ۲، ص ۵۵۹، ح ۹۲۹؛ گفتار معصومین(ع)، ج‏۱، ص۱۱۵.

[۴۴] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)، ج‏۲، ص۳۶۷.

[۴۵] سورۀ اعراف، آیۀ۳۱.

[۴۶] تفسیر نمونه، ج‏۶، ص۱۵۳.

[۴۷] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۴۰۷.

[۴۸] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)، ج‏۲، ص۳۶۸.

[۴۹] میزان الحکمه، ج ۱، ص ۸۸؛ دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۴۰۸.

[۵۰] میزان الحکمه، ج ۱، ص ۸۹؛ دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۴۰۸.

[۵۱] غررالحکم، ح ۷۴۰۴؛ دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۴۰۸.

[۵۲] ر.ک: محاسن برقی، ج ۱، ص ۱۴؛ پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏۱۵، ص۲۷۳.

[۵۳] بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۲۲، ح ۳.

[۵۴] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏۱۵، ص۲۷۳.

[۵۵] فروع کافی، ج ۶، ص ۴۷۸.

[۵۶] تحف العقول، ص ۱۰۲؛ گفتار معصومین(ع)، ج‏۱، ص۸۷.

[۵۷] بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۳۵؛ تحف العقول، حکمت ۴.

[۵۸] گفتار معصومین(ع)، ج‏۱، ص۸۳.

[۵۹] همان، ص۸۴.

[۶۰] همان.

[۶۱] همان.

[۶۲] همان.

(الْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا، وَنَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَالْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا)[1]


حق با ما اهل بيت است و كناره گيرى عده اى از ما هرگز سبب وحشتمان نمى شود; چرا كه ما دست پرورده هاى پروردگاريم، و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما هستند.
شرح
اين حديث شريف را شيخ طوسى(رحمه الله)، با سند معتبر، از ابوعمرو عمرى، از امام زمان(عليه السلام) نقل كرده است.حضرت(عليه السلام) در اين فقره از حديث، به سه نكته اشاره مى فرمايد:

1. تمام حقّ و حقيقت، با اهل بيت(عليهم السلام) و همراه با آنان است. بايد توجه داشت كه جمله ى «الحقّ معنا» با جمله ى «اهل البيت مع الحق» فرق مى كند; زيرا مفهوم جمله ى نخست آن است كه اهل بيت(عليهم السلام) محور اساسى براى تشخيص حقّ از باطل اند و براى شناخت اين دو از هم ديگر بايد به سنّت و رفتار و كردار آنان رجوع كرد; بر خلاف مفهوم جمله ى دوم. همين معنا، از حديث «عليّ مع الحقّ والحقّ مع عليّ»[2] نيز استفاده مى شود.

2. كسى كه حقّ با اوست نبايد از اِعراض ديگران از او و تنها ماندنش، به وحشت بيفتد و به كمى يا زيادى طرف داران خود نگاه كند.
حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) به هشام مى فرمايد:
اى هشام! اگر در دست تو گردويى است و همه ى مردم مى گويند كه آن دُرّ است، براى تو نفعى ندارد; زيرا تو مى دانى كه در دستت گردو است; و نيز اگر در دست تو دُرّ است، و مردم مى گويند گردو است، به تو ضررى نمى رسد; زيرا تو مى دانى كه آن چه در دست توست دُرّ است[3].
هم چنين امام على(عليه السلام) مى فرمايد:
در راه هدايت، از كمى اهل آن وحشت نكنيد[4].

3. درباره ى جمله ى سومى كه در اين حديث آمده است، دو تفسير متفاوت وجود دارد كه مانعى در جمع اين دو نيست. در ذيل به آن ها اشاره مى كنيم:
الف) همانا اهل بيت(عليهم السلام)، در عقايد و اعمال دينى، محتاج به مردم نيستند، و آن چه از جانب خداوند به واسطه ى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به آنان رسيده است، آنها را كفايت مى كند; در حالى كه امّت، در اين امور، محتاج به اهل بيت اند، و تنها رجوع به كتاب و سنّت، آنان را كفايت نمى كند، و بدون مراجعه به اهل بيت(عليهم السلام) قطعاً گمراه و هلاك مى شوند.
ب) نعمت هاى خداوند بر اهل بيت(عليهم السلام)، مباشرتاً و بدون واسطه ى كسى نازل مى گردد، در صورتى كه نعمت هايى كه خداوند بر مردم نازل مى كند، بدون واسطه ى اهل بيت(عليهم السلام)نخواهد بود.

[1]. الغيبة، شيخ طوسى، ص285، ح245 ; احتجاج، ج2، ص278 ; بحارالأنوار، ج53، ص178، ح9
[2]. احتجاج، ج1، ص97 ; بحارالأنوار، ج29، ص243، ح11 .
[3]. تحف العقول، ص386 ; بحارالأنوار، ج75، ص300، ح1 .
[4]. نهج البلاغه، حكمت201 ; بحارالأنوار، ج64، ص158، ح1 .

منبع : شرح چهل حديث از حضرت مهدى(عج)

از حضرت مهدی (عج) نقل شده که فرمود: ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و شما را فراموش نمی‌کنیم، اگر جز این بود گرفتاریها بر شما فرود می‌آمد.

 

قال المهدی (عج):

«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا. »:

"بحار، ج ٥٣، ص 175"

 

حضرت مهدی (عج) فرمودند:

ما در رعایت حال شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، که اگر جز این بود گرفتاری ها به شما روی میآورد و دشمنان، شما را ریشه کن میکردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانی کنید.

شنبه, 16 فروردين 1399 14:51

چهل حدیث درباره امام زمان(عج)

١ـ «پیامبرگرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:
المَهدِی طاووسُ أَهلِ الجَنَّةِ.
مهدی(ع) طاووس اهل بهشت است. (الشِّهاب‌ فی‌الحِکَمِ و الآداب، ص ١٦)

٢ـ «پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم)»:
افضلُ اَعمالٍ اُمّتی اِنتظارُ الفَرَج.
افضل اعمال امت من انتظار فَرَج و ظهور امام زمان علیه‌السلام است. (الشِّهاب فی‌الحِکَم و الآداب، ص ١٦)

٣ـ «حضرت مهدی(عج)»:
اَكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجِیل الفَرَجِ فَاِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم.
برای تعجیل در ظهور من زیاد دعا کنید که خود فَرَج و نجات شما است. (کمال‌الدین، ج ٢، ص ٤٨٥)

٤ـ «مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)»:
اِنتَظِروا الفَرَجَ وَلا تَیأسُوا مِن رَوحِ الله.
همواره در انتظار (فرج و ظهور صاحب‌الزمان علیه‌السلام) باشید و یأس و ناامیدی از رحمت خدا به خود راه مدهید. (بحار، ج ١٥، ص ١٢٣)

٥ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
مَن ماتَ مِنكُم وَ هُوَ مُنتظِرٌ لِهذا الأََمرِ كان كَمَن هوُ مَعَ القائِمِ فی فُسطاطِه.
هر کس از شما که در حال انتظار ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام) از دنیا برود همچون کسی است که در خیمه و معیت آن حضرت در حال جهاد به سر می‌برد. (بحار، ج ٥٢، ص ١٢٦)

٦ـ «پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم)»:
مَن اَنكَرَ القائِمَ مِن وُلدی أَثناءَ غَیبَتِهِ ماتَ میتَةً جاهِلیةً.
کسی که قائم(مهدی) را که از فرزندان من است در دوران غیبتش مُنکِر شود، بر حالت جاهلیت قبل از اسلام از دنیا خواهد رفت. (منتخب‌الاثر، ص ٢٢٩)

٧ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
لَو لَمْ یبْقَ منَ الدُّنیا اِلاَّ یومٌ واحِدٌ لَطَوّلَ اللهُ ذلِكَ الیومَ حَتّی یخرُجَ قائمُنا أَهْلَ البَیت.
اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی می‌کند تا قائم ما اهل بیت(علیه‌السلام) ظهور یابد. (منتخب‌الاثر، ص ٢٥٤)

٨ـ «حضرت مهدی(عج)»:
فَاِنّا یحیطُ عِلمُنا بِأَنبائِكُم و لایعزُبُ عَنّا شَیءٌ مِن اَخباركُم.
ما از اوضاع شما کاملاً باخبریم و هیچ چیز از احوال شما بر ما پوشیده نیست. (بحار، ج ٥٣، ص ١٧٥)
٩ـ «حضرت مهدی(ع)»:
اِنّی اَمانٌ لِأَهلِ اِلأرضِ كما أَنَّ النُّجومَ اَمانٌ لِأَهلِ السّماء.
من برای اهل زمین أمن و أمانم همان گونه که ستارگان آسمان أمن و أمان اهل آسمانند. (بحار، ج ٧٨، ص ٣٨)

١٠ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
المُنتَظِرُ لِلثّانی عَشَر كَالشّاهِرِ سَیفَهُ بَینَ یدَی رُسولِ الله صلی‌الله علیه و آله یذُبُّ عَنهُ.
کسی که در انتظار امام دوازدهمین خود به سر می‌برد همانند کسی است که در رکاب رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله و سلم) شمشیر کشیده و از آن حضرت دفاع می‌نماید. (کمال‌الدین، ص ٦٤٧)

١١ـ حضرت مهدی(ع):
إنّا غَیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِكُم ولا ناسین لِذِكرِكُم و لَولا ذلِكَ لَنَزلَ بِكُم اللّأْواءُ وَاصطَلَكُمُ الأَعداءُ.
ما در رعایت حال شما هیچ کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نمی‌بریم وگرنه محنت و دشواریها شما را فرا می‌گرفت و دشمنان شما را از بُن و ریشه قلع و قمع می‌ساختند. (بحار، ج ٥٣، ص ٧٢)

١٢ـ حضرت مهدی(ع):
اَنَا خاتِمُ الأوصیاءِ وَ بی ‌یدفَعُ اللهُ البَلاءَ عَن اَهلی و شیعَتی.
من ختم‌کنندة راه اوصیا هستم و به وسیلة من خدا بلاها را از اهل بیت من و شیعیانم دفع می‌نماید. (غیبت شیخ طوسی، ص ٢٤٦)

١٣ـ «پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم)»:
یخرُجُ المَهدی و علی رَأسِه غَمامَةٌ فیها مُنادٍ ینادی «هذا المَهدی خَلیفةُ اللهِ فَاتَّبِعوهُ»
زمانی که حضرت مهدی(ع) ظهور می‌کند ابری بالای سر دارد که در آن منادی ندا می‌کند «این مهدی خلیفة‌الله است، از او متابعت و پیروی کنید.» (بحار، ج ٥١، ص ٨١)

١٤ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:
قَبْلَ قیامِ القائمِ(علیه‌السلام) خَمسُ علاماتٍ مَحْتُوماتٍ. اَلیمانی وَ السُّفیانی و الصَّیحَةُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّكِیةِ وَ الخَسفُ بِالبَیداء.
پیش از ظهور حضرت قائم(علیه‌السلام) وقوع این پنج علامت حتمی است: ظهور یمانی (از یمن)، سفیانی (از شام)، صیحه و فریاد آسمانی، کشته شدن نفس زکیه (سیدی بزرگوار در مسجدالحرام) و فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین بیداء (بیابان میان مکه و مدینه). (الزام‌الناصب، ج٢، ص ١٣٦ ـ بحار، ج ٥٢، ص ٢٠٤)

١٥ـ «امام محمدباقر (علیه‌السلام)»:
وَ قَتلُ غلامٍ مِن آلِ مُحمّدٍ عَلیهِمُ السلامُ بَینَ الرُّكنِ و المَقامِ اِسمُهُ محمدُبنُ الحَسَنِ «اَلنَّفسُ الزّكیةِ».
(از علائم نزدیک ظهور حضرت) جوانی از آل محمد(علیه‌السلام) به نام محمد بن الحسن «نفس زکیه» میان رکن حجر‌الاسود و مقام ابراهیم به شهادت می‌رسد. (بحار، ج ٥٢، ص ١٩٢)

١٦ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
لَیسَ بَینَ قِیامِ قائِمِ آلِ مُحمدٍ علیهم السلام وَ بینَ قَتلِ النّفسِ الزّكِیةِ الاّ خَمسَ عَشَرَةَ لیلةً.
فاصله میان قیام قائم آل محمد(علیه‌السلام) و شهادت «نفس زکیه» تنها پانزده روز خواهد بود. (بحار، ج ٥٢، ص ٢٠٣)

١٧ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
قُداّمُ القائِمِ مَوتَتان: مَوتٌ احمرُ وَ موتٌ اَبیضُ حتّی یذَهَبَ مِن كُلِّ سبعةٍ خمسةٌ! اَلموتُ الأحَمرُ السَیفُ و المَوتُ اَلأَبْیضُ الطَاّعونُ.
پیش از قیام حضرت، دو نوع مرگ و میر خواهد بود: یکی مرگ سرخ و دیگر مرگ سفید آنچنان (سهمگین و هولناک) كه از هر هفت نفر پنج نفر از بین خواهند رفت! مرگ سرخ با شمشیر(اسلحه) و مرگ سفید بیماری(همه‌گیر) طاعون است. (كمال‌الدین، ص ٦٥٥)

١٨ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
لایقومُ حتّی یقتَلَ الثُّلثُ و یموتُ الثُّلثُ و یبقَی الثُّلث!
قیام حضرت نخواهد بود تا زمانی که یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم دیگر می‌میرند و تنها یک سوم باقی خواهند ماند! (بشارت‌الاسلام، ص ١٧٥)

١٩ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
كَذَبً الوَقّاتون، إنّا اَهلُ بَیتٍ لانُوَقِّتُ.
دروغ می‌گویند کسانی که زمان ظهور حضرت را پیشگوئی می‌کنند. ما خاندان اهل بیت برای فَرَج حضرتش زمان معین نمی‌کنیم. (بحار، ج ٥٢، ص ١١٨)

٢٠ـ «امام محمدباقر (علیه‌السلام)»:
اذا خَرَجَ أَسنَدَ ظَهْرهُ اِلَی الكَعبةِ وَ اجتَمع له ثلاثُمِأَةٍ وَ ثَلاثَةَ عَشَرَ رجَلاً. فَأَوَّلُ ما ینطِقُ بِهِ هذِهِ الإیة «بَقِیةُ‌الله خیرٌلكُم اِنْ كُنتُم مؤمنین.»
زمانی که حضرت ظهور می‌کند به خانة کعبه تکیه می‌دهد و در خدمتش سیصد و سیزده نفر (یاران به تعداد لشکریان بدر) حضور پیدا می‌کنند. اول سخن حضرت آیه شریفه است: «بَقِیةُ‌اللهِ خیرٌلکُم اِنْ کُنتُم مُؤمنین». (اِعلام الوری، ص ٤٣٣)

٢١ـ «امام علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام)»:
علامَتُهُ أَن یكوُنَ شَیخَ السِّنِّ شَابَّ المَنظَرِ حتّی أَنَّ النّاظِرَ اِلَیهِ یحسَبُهُ اِبنَ اَربعینَ سنةً.
نشانة مخصوص حضرت چهرة جوان بودن او در سن کهولت است به گونه‌ای است که هر کس حضرت را می‌بیند او را چهل ساله می‌پندارد. (اِعلامُ الوَری، ص ٤٣٥)

٢٢ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
لایبقی مُؤمنٌ مَیتٌ اِلاّ دَخَلتْ عَلیهِ الفَرحةُ فی ‌قَبرِه.
در وقت ظهور حضرتش، هیچ مؤمن از دنیا رفته باقی نمی‌ماند مگر آن که سرور و شادمانی قبر او را فرا می‌گیرد. (بحار، ج ٥٢، ص ٣٢٨)

٢٣ـ «پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم)»:
مِن ذُُرَّیتی اَلمهدی اِذا خَرجَ نَزَل عیسَی بنُ مریمَ(علیه‌السلام) لِنُصرتِهِ فَقَدَّمَهُ وَ صلّی خَلفَهُ.
مهدی(ع) از فرزندان من است، زمانی که قیام می‌کند عیسی بن مریم(علیه‌السلام) جهت نصرت و یاری او (از آسمان) فرود می‌آید و حضرتش را برای نماز مقدّم می‌دارد و به او اقتدا می‌نماید. (امالی صدوق، ص ١٨١)

٢٤ـ «پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم)»:
اَلمهدی(ع) یكسِرُ الصلیبَ وَ عِندَهُ عیسی(علیه‌السلام).
حضرت مهدی(ع) پس از ظهور، در حالی که حضرت عیسی(ع) در محضر اوست صلیب (مسیحیان) را درهم می‌شکند. (اثباة‌الهداة، ج ٣، ص ٦٥٠)

٢٥ـ «امام محمدباقر (علیه‌السلام)»:
(فی روایةٍ) اَوّلُ مایبدأُ القائمُ علیه السلام بِأنطاكِیةَ فَیستَخرِجُ مِنَها التَّوریةَ مِن غارٍ فیه عصا موسی و خاتَم سلیمان(ع).
نخستین کاری که امام زمان(علیه‌السلام) انجام می‌دهد (در یک روایتی) تورات (حقیقی) را از غاری در شهر «انطاکیه» که عصای موسی و انگشتر سلیمان(علیه‌السلام) نیز در آن است بیرون می‌آورد. (بحار، ج ٥٢، ص ٣٩٠).

٢٦ـ «پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم)»:
یظْهَرُ علی یدَیهِ «تابوتُ السَّكینَةٍ » مِن بُحَیرَةِ طَبَرَیة، یحمَلُ فَیوضَعُ بَینَ یدَیهِ ببَیتِ المَقدِسِ فاذا نَظَرَتْ اِلَیه الیهودُ اَسلَمَت اِلاّ قلیلاً مِنهم.
«تابوت سکینه» به دست حضرتش از دریاچة طبرّیه (در فلسطین) بیرون آورده می‌شود و همراه آن حضرت حمل شده و در بیت‌المقدس در برابرش گذاشته می‌شود. یهودیان وقتی آن را می‌بینند، به جز تعدادی اندک، همه مسلمان می‌شوند. (الملاحم و الفتن، ص ٥٧)

٢٧ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
یقومُ بأمرٍ جَدیدٍ و سُنَّةٍ جَدیدةٍ و قَضاءٍ جَدید عَلَی العَرَبِ شَدید.
حضرت که ظهور می‌کند، اموری نوین، و سنتّی نوین، و قضاوت‌های نوینی به همراه خواهد داشت و بر قوم عرب سخت گران خواهد بود. (غیبت نعمانی، ص ١٢٢)

٢٨ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
اذا قامَ القائمُ لایبقی اَرضٌ اِلاّ نُودِی فیها شَهادَةُ «اَن لااله اِلاّ اللهُ و أَنّ مُحمداً رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم.».
زمانی که حضرت قیام می‌کند سرزمینی باقی نمی‌ماند جز اینکه ندای (رسای) شهادتین «لا اله الاالله محمد رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله)» از آن برخواهد خواست. (بحار،‌ ج ٥٢، ص ٣٤٠)

٢٩ـ «امام محمدباقر (علیه‌السلام)»:
كَأنّی بِأَصحابِ القائمِ(علیه‌السلام) وَ قَد اَحاطوا بِما بَینَ الخافِقینَ فَلَیس مِن شَیءٍ اِلاّ وَ هُوَ مُطیعٌ لَهمُ.
گویا یاران حضرت قائم(ع) را می‌بینم که بر شرق و غرب عالم سُلطه یافته‌اند و دیگر چیزی وجود ندارد که مطیع و تحت فرمان آنان نباشد. (کمال‌الدین، ج ٢، ص ٦٧٣)

٣٠ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
هُوَ المُفرِّجُ الكُرَبِ عَن شیعَتِه بَعد ضَنكٍ شَدیدٍ وَ بَلاءٍ طَویل.
تنها او (مهدی(علیه‌السلام)) است که پس از دوران‌های طولانی بلاخیز و تنگناهای طاقت‌فرسا، غم‌ها و گرفتاری‌ها را از دل شیعیانش برطرف می‌نماید. (الزام‌الناصب، ص ١٣٨)

٣١ـ «امام زین‌العابدین (علیه‌السلام)»:
اِذا قامَ قائمُنا أَذهَبَ اللهُ عَزَّوجلّ عَن شیعَتِناَ العاهَةَ وَ جَعَلَ قُلوبَهُم كَزُبَرِ الحَدیدِ وَ جَعلَ قُوّةَ الرَّجلِ مِنُهم قُوَّةَ اَربعینَ رَجُلاً.
زمانی که قائم ما قیام می‌کند خدای متعال آفت‌ها را از میان شیعیان برطرف می‌کند و دلهایشان (در استقامت) همانند الوار آهنین قرار می‌دهد که قوّت یك مرد آنان برابر قوّت چهل مرد خواهد بود. (بحار، ج ٥٢، ص ٣١٧)

٣٢ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
فلا یبقی فی الأَرضِ خَرابٌ اِلاّ و عُمِّرَ.
در حکومت حضرتش جای مخروبه‌ای در زمین باقی نمی‌ماند الّا آنکه آباد می‌گردد. (بشارة‌الاسلام، ص ٩٩)

٣٣ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
لایدَعُ بِدعةً اِلاّ اَزالَها وَ لاسُنَّةً اِلاّ اَقامها.
حضرت، هیچ بدعت و ضلالتی باقی نمی‌گذارد مگر اینكه از بین می‌برد و هر سُنّت (و احکام از دست رفته) را از نو برپا خواهد داشت. (بشارة‌الاسلام، ص ٢٣٥)

٣٤ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
المَهدی سَمِحٌ بِالمالِ شدیدٌ عَلی العُمّالِ رحیمٌ بِالمَساكینِ.
حضرت مهدی(علیه‌السلام) بخشنده است و مال را به وفور می بخشد، بر مسئولان و کارگزاران بسیار سخت‌گیر و بر فقرا و ضُعفا رئوف و مهربان است. (الملاحم و الفتن، ص ١٣٧)

٣٥ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
دارُمُلكِهِ الكوفةُ و مَجلِسُ حُكمِهِ جامِعُها وَ بیتُ سَكَنِهِ و بَیتُ مالِهِ مسجدُ السَّهلةِ.
مقرّ خلافت و حکومت حضرت شهر کوفه است و مجلس حُکم و قضاوتش مسجد اعظم آن، و بَیت‌ُالمال و مَحّل سکوُنت ایشان مسجد سهله خواهد بود. (بحار، ج ٥٣، ص ١١)

٣٦ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:
اذا قامَ قائمُ آلِ محمدٍ (علیهم‌السلام) بَنی فی‌ظَهرِ الكوفَةِ مَسجداً لَهُ اَلفُ بابٍ وَ اتَّصلَت بیوتُ الكوفَةِ بِنهرِ كَربلاء.
زمانی که قائم آل محمد(علیه‌السلام) ظهور می‌کند در نجف اشرف مسجدی بنا می‌کند که هزار باب دارد و در آن زمان خانه‌های شهر کوفه به شریعة فرات کربلا متصل می‌گردد. (بحار، ج ٥٢، ص ٣٣٧)

٣٧ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:
اذا فَتَحَ جَیشُهُ بلادَ الرّوم یسلِمُ الرومُ علی یدِه فَیبنی لَهُم مَسجداً.
زمانی که قوای حضرت، مغرب‌زمین را فتح می‌کند آنان به دست حضرتش به دین اسلام می‌گروند و امام(علیه‌السلام) برای ایشان مساجد بنا می‌کند. (بشارة‌الاسلام، ص ٢٥١)

٣٨ـ «امام محمدباقر (علیه‌السلام)»:
هوَ وَ اللهِ المُضطَرُّ فی‌كتابِ اللهِ وَ هُوَ قَولُ اللهِ «أَمَّن یجیبُ المُضطَرَّ اذا دعاهُ وَ یكَشِفُ السُّوءَ وَ یحعَلُكُمْ خُلفاءَ الأَرض».
به خدا سوگند که او (مهدی (علیه‌السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می‌فرماید: «اَمَّن یجیب‌المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» (بحار، ج ٥٢، ص ٣٤١)

٣٩ـ «امام محمدباقر (علیه‌السلام)»:
مَن قَرأَ المُسبِّحاتِ كلَّها قَبلَ أن ینامَ لَمْ یمُتْ حَتّی یدرِكَ القائمَ صَلواتُ الله علَیه و إنْ ماتَ كانَ فی ‌جِوار رسولِ الله صلی‌الله علیه و آله و سلم.
کسی که هر شب مُسَبِّحبات را قبل از خواب بخواند (سوره‌های پنجگانة حدید و حشر و صف، و جمعه و تغابن) نمی‌میرد تا حضرت قائم(علیه‌السلام) را دریابد و اگر پیش از آن از دنیا برود در جوار رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله و سلم) خواهد بود. (تفسیر صافی، ج ٥، ص ١٤١)

٤٠ـ «امام محمدباقر (علیه‌السلام)»:
فَیاطوبی لِمَن أَدْرَكَهُ وَ كانَ مِن أنصارِهِ، وَ الوَیلُ كُلُّ الوَیلُ لِمَن خالَفَهُ وَ خالَفَ أَمرَهُ وَ كانَ مِن اعدائِه.
خوشا به حال آن کس که زمان حضرتش را دریابد و در جمع یاوران او باشد، و بدا و بسیار بدا به حال کسی که با او مخالفت و ستیزه کند و از حضرتش فرمان نبرد و در زمرة دشمنانش درآید. (بحار، ج ٥٢، ص ٣٤٨)

شنبه, 16 فروردين 1399 12:27

فلسفه غیبت امام زمان (عج)

فلسفه غیبت امام زمان (عج)

1. حفظ دین خدا

با گذشت زمان و آمیختن سلیقه‌ها و افکار شخصی به مسائل مذهبی و گرایش‌های مختلف به مکتب‌های انحرافی و دراز شدن دست مفسده‌جویان به سوی مفاهیم آسمانی، اصالت پاره‌ای از قوانین الهی و آموزه‌های دینی از دست می‌رود و دست‌خوش تغییرات زیان‌بخشی می‌گردد.

این آب زلال که از آسمان وحی نازل شده، با عبور از مغزهای این و آن، تدریجاً تیره و تار گشته، صفای نخستین خود را از دست می‌دهد. این نور پرفروغ، با عبور از شیشه‌های ظلمانی افکار تاریک، کم‌رنگ‌تر می‌گردد. خلاصه با آرایش‌ها و پیرایش‌های کوته‌بینانه افراد و افزودن شاخ و برگ‌های تازه به آن، چنان می‌شود که گاهی انسان در بازشناسی مسائل اصلی، دچار اشکال می‌گردد. آن شاعر، خطاب به پیامبر (ص) می‌گوید:

شرع تو را در پی آرایشند                        دین تو را از پی پیرایشند        

بس که فزودند بر آن برگ و بر               گر تو بینی نشانسی دگر

با این حال، آیا ضروری نیست که در میان جمع مسلمانان کسی باشد که مفاهیم فناناپذیر تعالیم اسلامی را به شکل اصلی‌اش حفظ و برای آیندگان نگهداری کند؟

می‌دانیم در هر مؤسسه مهمی، صندوق نسوزی وجود دارد که اسناد مهم را در آن نگهداری می‌کنند تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند و در صورت آتش‌سوزی، از خطر حریق مصون باشد، چرا که اعتبار و حیثیت آن مؤسسه در گرو حفظ آن اسناد و مدارک است.

سینه امام زمان (عج) و روح بلند او، صندوقچه حفظ اسناد آئین الهی است که همه اصالت‌های نخستین و ویژگی‌های آسمانی این تعلیمات را در خود نگاه‌داری می‌کند.

امیرالمؤمنین علی (ع) درباره فلسفه غیبت می‌فرمایند:

«لَا یَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً أَوْ خَائِفاً مَغْمُورا لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ وَ رُوَاةُ کِتَابِه[4]‏؛ زمین هیچ گاه از حجت الهی خالی نیست، خواه آشکار و مشهور باشد یا ترسان و پنهان تا دلایل الهی و نشانه‌های روشن پروردگار و راویان کتابش باطل نگردد و به خاموشی نگراید.»

 2.حفظ جان

یکی از دلایل غیبت امام زمان (عج) حفظ جان ایشان است. خداوند حکیم با پنهان ساختن آن امام، ایشان را از شر دشمنان حفظ کرده است. امام صادق (ع) در این‌باره می‌فرمایند:‏ «إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ إِنَّهُ یَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ یَعْنِی الْقَتْل‏[5]؛ همانا برای قائم قبل از آنکه قیام فرماید غیبتی است؛ چرا که در هراس است.»

برای روشن شدن موضوع، بهتر است نگاهی کوتاه به زندگانی و حیات پدران آن بزرگوار داشته باشیم و گوشه‌ای از تاریخ آن‌ها را مرور کنیم که چگونه دشمنان ائمه (علیهم السلام)، تک‌تک آنان را به شهادت رساندند.

حتی عباسیان پس از آنکه پدر بزرگوار امام مهدی (ع) را زهر دادند و کشتند، بی‌درنگ برای کشتن خود امام زمان (عج) شبانه به درون خانه ریختند با آنکه پسر داشتن امام عسکری (ع) برای آن‌ها قطعی نبود؛ اما به لطف الهی از شهادت حتمی نجات یافت.

پس بهترین محافظ طبیعی و پاسبان عادی حیات امام مهدی (عج)، ناشناخته بودن ایشان است و غیبت امام، بزرگ‌ترین رحمت الهی برای ما است و اگر این غیبت، تبدیل به حضور گردد، زندگانی آن امام به شهادت تبدیل می‌گردد.

البته خداوند متعال می‌تواند به هر شکلی امام زمان (عج) را حفظ کنید؛ زیرا قدرت خداوند محدود نیست؛ اما از آنجا که خالق هستی کارها را بر طبق اسباب و از مجرای عادی انجام می‌دهد، بنا نیست برای حفظ وجود انبیاء و ائمه و ترویج دین از روش عمومی اسباب و علل دست بردارد و برخلاف جریان عادی عمل کند و گرنه دنیا دار تکلیف و اختیار و امتحان نخواهد بود.

سؤال که پیش می‌آید این است که مگر امام زمان (عج) از مرگ می‌ترسند؟

امام زمان (عج) مانند پدران پاکش از مرگ هراسی ندارد و لکن کشته شدنش به صلاح دین و جامعه نیست، زیرا هریک از پدرانش که از دنیا رحلت می‌نمودند، امام دیگری جانشین می‌شد؛ ولی اگر امام زمان (ع) کشته شود جانشینی ندارد و زمین خالی از حجت خواهد ماند و وعده الهی برای تحقق اهداف انبیاء توسط ولی عصر (ع) محقق نخواهد شد.[6]

3. آزادگی از بیعت دیگران

یکی دیگر از فلسفه‌های غیبت، آزادگی از بیعت دیگران است.

آن هنگام که امام حسن (ع) به خاطر مصالح اسلام و مسلمین تن به مصالحه با معاویه داد، برخی از مردم زبان به ملامت گشودند، آن حضرت در پاسخ فرمودند: «أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ یَقَعُ فِی‏ عُنُقِهِ‏ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِی یُصَلِّی رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُخْفِی وِلَادَتَهُ وَ یُغَیِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا یَکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذَا خَرَج[7]‏؛ آیا ندانستید که هیچ یک از ما ائمه نیست، مگر اینکه بیعت با ستمگری بر گردن او قرار می‌گیرد؛ مگر قائم که عیسی بن مریم پشت سرش نماز می‌گذارد. پس به درستی که خداوند تبارک و تعالی ولادتش را مخفی و شخصش را پنهان می‌سازد تا هنگامی که قیام می‌کند، بیعت هیچ کس بر گردنش نباشد.»

این مفهوم در کلامی نورانی از خود امام زمان (ع) نیز آمده است: «وَ أَمَّا عِلَّةُ مَا وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ‏ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ‏[8] إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ لِأَحَدٍ مِنْ آبَائِی (ع) إِلَّا وَ قَدْ وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَ لَا بَیْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ‏ الطَّوَاغِیتِ‏ فِی‏ عُنُقِی[9]‏؛ در خصوص علت غیبت [سؤال کرده بودید]، خداوند [در قرآن کریم] می‌فرماید: ای اهل ایمان از چیزهایی سؤال نکنید که اگر برای شما روشن شود، ناراحت می‌شوید. بدانید که هر کدام از پدران من بیعت یکی از طاغوت‌های زمان خویش را بر گردن داشتند، ولی من وقتی قیام می‌کنم، بیعت هیچ یک از [گردنکشان و] طاغوت‌های زمان را بر گردن ندارم.»

می‌توان گفت: استشهاد امام به آیه شریفه به این معنا است که شما خودتان علت غیبت بوده‌اید و بدانید شما با تنها گذاشتن ائمه آن‌ها را به بیعت با گردنکشان ناگزیر ساخته‌اید!

 4.غیبت سری الهی

یکی از بهترین پاسخ‌ها جهت فلسفه غیبت این است که غیبت سری الهی است. امام صادق (ع) می‌فرماید: «حکمت غیبت او همان حکمتى است که در غیبت حجّت‌های الهى پیش از او بوده است و وجه حکمت غیبت او پس از ظهورش آشکار می‌گردد، همچنان که علت کارهاى حضرت خضر (ع) از شکستن کشتى و کشتن پسر و بر پا داشتن دیوار بر موسى (ع) روشن نبود تا آنکه وقت جدایى آن‌ها فرا رسید.[10] ... غیبت، امرى از امور الهى و سر‌ی از اسرار خدا و غیبى از غیوب پروردگار است و چون می‌دانیم که خداى تعالى حکیم است، قبول مى‏کنیم که همه افعال او حکیمانه است، اگر چه دلیل آن روشن نباشد.»[11]

 

اما چرا غیبت ادامه پیدا کرد؟

 

1. امتحان و آزمایش انسان‌ها

از آنجایی که این نوع آزمایش به خاطر عدم حضور ظاهری امام، بسیار مشکل و طاقت فرساست، در تکامل انسان‌ها نقش بسیار مهمی دارد و با این آزمایش، سره از ناسره جدا شده، یاران راستین حق مشخص می‌شوند. اگرچه عده فراوانی از این امتحان بزرگ سرافکنده بیرون خواهند رفت.

امام کاظم (ع) در این باره می‌فرمایند: «إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ‏ مِنْ‏ وُلْدِ السَّابِعِ فَاللَّهَ اللَّهَ فِی أَدْیَانِکُمْ‏ - لَا یُزِیلُکُمْ عَنْهَا أَحَدٌ یَا بُنَیَّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ کَانَ یَقُولُ بِهِ إِنَّمَا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَه[12]‏؛  هنگامی که پنجمین فرزند از امام هفتم ناپدید شود، پس خدا را خدا را (مواظب باشید) در دینتان. شما را احدی از آن دور نسازد. فرزندم! صاحب این امر ناگزیر از غیبتی خواهد بود تا کسی که به این امر قائل است از آن بازگردد. همانا آن آزمایشی از جانب خدا است که خداوند خلق خود را به آن وسیله می‌آزماید.»

همچنین امام صادق (ع) می‌فرمایند: «کَذَلِکَ الْقَائِمُ ع فَإِنَّهُ تَمْتَدُّ غَیْبَتُهُ لِیَصْرَحَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ وَ یَصْفُوَ الْإِیمَانُ مِنَ الْکَدَرِ بِارْتِدَادِ کُلِّ مَنْ کَانَتْ طِینَتُهُ خَبِیثَةً مِنَ الشِّیعَةِ الَّذِینَ یُخْشَى عَلَیْهِمُ النِّفَاق[13]؛ و اینگونه است که غیبت قائم طولانی خواهد بود تا اینکه حق محض آشکار گردد و ایمان از کدورت‌ها [و پیرایه‌های آن] صاف و زلال گردد و این با بازگشت افرادی است که دارای طینت ناپاکی هستند - از پیروان اهل‌بیت (علیهم السلام)- یعنی همان‌ها که ترس نفاق بر آن‌ها می‌رود.»

در این روایت، به روشنی مشخص شده که آزمایش شیعیان در عصر غیبت حتمی خواهد بود.

2. گناه مردم

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «بدانید که زمین از حجّت خدا خالى نمى‏ماند، ولى خداوند به زودی مردم را به خاطر ستم و تعدّى و اسراف بر خودشان از دیدار او نابینا خواهد کرد[14]

آیت‌الله العظمی بهجت (ره)، اصلی‌ترین مسبّب غیبت را خود مردم دانسته و می‌فرماید: «گذشتگان به نوعی و موجودین به نوعی دیگر؛ سبب غیبت امام زمان (ع) خود ما هستیم؛ زیرا دستمان به او نمی‌رسد وگرنه در میان ما بیاید و حاضر شود چه کسی او را می‌کشد؟ آیا جنیان آن امام را می‌کشند یا قاتل او انسان است؟ ما از پیش در طول تاریخ ائمه (علیهم السلام)، امتحان خود را پس داده‌ایم که آیا از امام اطاعت می‌کنیم و یا اینکه او را به قتل می‌رسانیم؟!

ایشان از عدم قدردانی و شکرگزاری مردم نسبت به غم‌خوار، هادی، حامی و ناصر خویش و حتی بدتر از آن اینکه برخی آلت دست دشمنان امام هم می‌شوند، گله می‌کنند:  با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عین الله الناظره است آیا می‌توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؟ و هر کاری را که خواستیم انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟! همه ادوات و ابزار را از خود او می‌گیریم و به نفع دشمنان به کار می‌گیریم و آلت دست کفار و اجانب می‌شویم و به آنان کمک می‌کنیم!»[15]

امام زمان (عج) در نامه‌ای خطاب به شیخ مفید (ره) می‌نویسد: «وَ لَوْ أَنَ‏ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ‏ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ وَ صَلَاتُهُ عَلَى سَیِّدِنَا الْبَشِیرِ النَّذِیرِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّم[16]؛ چنانچه شیعیان ما- خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى‏شدند، نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى‏افتاد، که سعادت مشاهده ما با شتاب بدیشان مى‏رسید و این‌ها همه در پرتو شناخت کامل ما و صداقت محض نسبت به ما مى‏باشد، بنابراین هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمى‏دارد جز اخبارى که از ایشان به ما مى‏رسد و ما را مکروه و ناراحت مى‏سازد و از ایشان انتظار نداریم و تنها از خدا باید یارى خواست و او براى ما کافى و نیکو کارگزار و پشتیبانى است و صلوات و سلام خداوند بر آقا و سرورمان؛ بشیر و نذیر؛ محمد و آل پاکش باد!»

مرحوم خواجه نصیر الدّین طوسی در تجرید الاعتقاد می‌نویسد: «وُجُودُهُ لطفٌ وَ تَصَرُّفُـهُ لُطفٌ آخَر وَ عَدَمُهُ مِنّا[17]؛ وجود امام لطفی است برای مردم از ناحیه خداوند متعال و ظاهر بودن او لطف دیگری است و عدم امام یعنی غیبت او از ناحیه خود ما است و سبب آن خود ما هستیم و الّا هرگز غیبت صورت نمی‌گرفت.»

جریان تاخیر دیدار علی بن مهزیار نیز از همین سنخ است.

ابوالحسن علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی می‌گوید: «در یکی از سال‌ها به قصد سفر حج حرکت کردم و در مدینه چند روزی ماندم، شاید امام زمان (عج) را ببینم؛ اما ملاقات ایشان روزی ما نشد و با ناراحتی شدید وارد مکه شدم؛ انجام مناسک حج را شروع کردم، ولی همچنان در فکر بودم. تا این که در مقابل کعبه ایستاده بودم، احساس کردم درب خانه باز شد؛ شخصی را دیدم که به سویم می‌آید، ‌من هم به طرفش رفتم، پس از سخنانی از من پرسید: ابن مهزیار را می‌شناسی؟ گفتم: خودم هستم.

بعد از آن پرسید: چه کار داشتی؟ گفتم به دنبال آن امامی هستم که از ما پنهان است.

فرمود: امام خود را پنهان نکرده است، این اعمال شماست که باعث غیبت امام زمان شده است؛ حال برو و دفعه دیگر بین رکن و صفا هم دیگر را می‌بینیم.

سر وعده حاضر شدم و او نیز آمد، با هم پس از کمی راه رفتن به منطقه‌ای در طائف رسیدیم، آن شخص پیش از من وارد خیمه‌ای شد و به سرعت برگشت و بشارت داد که امام اجازه شرفیابی دادن؛ وارد شدم و خیمه‌ای دیدم که از گوشه آن نور می‌درخشید؛ به عنوان امام، او را مخاطب ساخته و سلام کردم.

آن حضرت خطاب به من فرمودند: «یَا ابَاالحسن! قَد کُنَا نَتَوَقِعُکَ لَیلاً وَ نَهَارَاً، فَمَا الذّی ابطَا بِکَ عَلَینَا؟

ای ابوالحسن علی بن مهزیار! شب و روز در انتظار دیدار تو لحظه شماری می‌کردم، چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟ ابن مهزیار می‌گوید، عرض کردم: ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند.

آن حضرت با تعجبی، همراه با پرسش فرمود: کسی را نیافتی که راهنمایی‌ات کند!؟

سپس با انگشت مبارک روی زمین کشید و بعد فرمود: نه! – راهنما نداشتن دلیل تاخیرت نیست – بلکه شما:

1. به مال اندوزی روی آورده‌اید.

2. در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی‌اعتنایی رفتار کرده‌اید.

3. صله رحم را ترک کرده‌اید.

پس دیگر چه عذری دارید؟ علی ابن مهزیار می‌گوید: عرض کردم: توبه کردم، توبه؛ بازگشتم، بازگشتم.[18]

بنابراین میان شایستگی‌های ذاتی مردم برای پذیرش امام معصوم (ع) و میزان حضور امام در جامعه، ارتباطی متقابل وجود دارد. به هر اندازه که مردم لیاقت خود را از دست داده و از ارزش‌های الهی فاصله بگیرند، امام نیز که یکی از تجلیات رحمت الهی به شمار می‌آید، از جامعه فاصله گرفته و از حضور خود در جامعه می‌کاهد؛ چراکه رحمت الهی در جایی فرود می‌آید که سزاوار رحمت باشد.

اما چه زیباست با وجود همه‌ بی‌توجهی مردم به امام زمان (عج) ایشان می‌فرماید: «إِنَّا غَیْرُ مُهْمَلِینَ‏ لِمُرَاعَاتِکُمْ‏ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ؛[19] ما در کار شما اهمال کاری نمی‌کنیم و یادتان را از خاطر نبرده‌ایم و گرنه دشواری‌ها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را لگدمال می‌کردند»

کاش از دلبر نشانی داشتی                  بر سر کویش مکانی داشتیم

از برای مهدی صاحب زمان                     در دل خود جمکرانی داشتیم



[1]. روش ابهام در موضوع.

[2] . خصال صدوق، روایت شماره 64.

[3]. کهف/ 65 و 66.

[4]. تحف العقول، ص 170.

[5]. کافی، ج‏1، ص 335.

[6]. همان.

[7]. کمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص 316.

[8]. مائدة/ 102.

[9]. کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص 485.

[10]. سخنران می‌تواند در ذیل این بحث، اشاره‌ای به داستان حضرت موسی و خضر (علیهما السلام) داشته باشد.

[11]. کمال الدین-ترجمه پهلوان، ج‏2، ص 235.

[12]. کافی، ج‏1، ص 336.

[13]. الغیبة (للطوسی)، ص 172.

[14]. الغیبة للنعمانی، ص 141، باب 10.

[15]. امام زمان (ع) در کلام آیت‌الله العظمی بهجت (ره)، ص 37.

[16]. احتجاج. طبرسی-ترجمه جعفرى، ج‏،2 655.

[17]. تجرید الاعقاید، ص 362.

[18]. بحارالانوار، ج53، ص104.

[19]. بحار الأنوار، ج 53، ص 175.

 

شنبه, 16 فروردين 1399 12:15

آثار ترک حج در دنیا و آخرت

آثار دنیوی ترک حج

1. محروم شدن از خیر

بنابر روایات، حج‌گزاری فقر را می‌زداید و نیازهای دنیوی را برآورده می‌سازد؛ «إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى الله سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِیمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِه... وَ حَجُّ الْبَیْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ» (سید رضی، 1414ق، ص163، خطبه110). اما ترک عمدی حج، باعث می‌شود که خیری در امور دنیوی نباشد. در روایتی از امام صادق7 آمده است ترک کردن بی‌دلیل فریضة حج، موجب می‌شود کارهای دنیوی و مادی که برای آنها حج ترک شده است، خیر و برکتی نداشته باشند.

«عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ7 قَالَ: قَالَ لِی مَا لَکَ لَا تَحُجُّ فِی الْعَامِ، فَقُلْتُ: مُعَامَلَةٌ کَانَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ قَوْمٍ وَ أَشْغَالٌ وَ عَسَى أَنْ یَکُونَ ذَلِکَ خِیَرَةٌ فَقَالَ لَا وَالله مَا فَعَلَ الله لَکَ فِی ذَلِکَ مِنْ خِیَرَةٍ ثُمَّ قَالَ مَا حُبِسَ عَبْدٌ عَنْ هَذَا الْبَیْتِ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ مَا یَعْفُو أَکْثَرُ» (کلینی،‌ ۱۴۰۷ق، ج۴، ص270).

«سماعه نقل می‌کند: امام صادق7 به من فرمود: چرا امسال به حج نمى‌روى؟ گفتم: میان من و قومى، داد وستد و کارهایى بوده و امیدوارم که در آن خیرى باشد. حضرت فرمود: نه به خدا سوگند! خداوند در آن براى تو خیرى قرار نمى‌دهد. سپس فرمود: «هیچ بنده‌اى از زیارت این خانه محروم نمى‌شود؛ مگر به خاطر گناهى و آنچه خداوند مى‌بخشاید، بیشتر است.»

در این روایت، سخن از این نیست که راوی بی‌اعتنا به حج بوده و نگاه منفی
به آن داشته؛ بلکه سخن در این است که حتی اگر شخصی، در عین اعتقاد و توجه به حج، آن را برای کار مادیِ دیگری ترک کند و آن را به‌موقع انجام ندهد، خداوند در آن کار مادی، خیری برای او قرار نخواهد داد.

2. بی‌نتیجه بودن کارهای دنیوی

هرکس به‌گمان رسیدن به دنیا و رفع مشکل دنیوى به مکه نرود، خداوند چنان او را در کارش ناموفق مى‌کند که حاجیان، مناسک خود را انجام داده و به مرز تمام کردن حج رسیده‌اند؛ ولى او هنوز مشکلش را برطرف نکرده است. در برخی روایات، نقل شده است کسی­که برای کار دنیا حج را ترک کند، تا زمانی که حجاج بر می‌گردند، کار او به نتیجه نخواهد رسید و او به مطلوبش دست نخواهد یافت.

امام صادق7 در‌این‌باره می‌فرمایند:

«کَانَ فِی وَصِیَّةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ7 ... مَنْ تَرَکَ الْحَجَّ لِحَاجَةٍ مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا لَمْ تُقْضَ حَتَّى یَنْظُرَ إِلَى الْمُحَلِّقِین» (برقی، 1371ق، ج1، ص88).

«در وصیت امیر مؤمنان7 چنین بود: هرکس حج را به سبب حاجتی دنیوی ترک کند تا زمانی­که حاجیان را می‌بیند (که از حج بازگشته‌اند)، حاجت او برطرف نشده و به مقصود خود نرسیده است.»

همچنین از پنجمین امام شیعیان، حضرت امام باقر7 ، روایت شده است که فرمودند:

«مَا مِنْ عَبْدٍ یُؤْثِرُ عَلَى الْحَجِّ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا إِلَّا نَظَرَ إِلَى الْمُحَلِّقِینَ قَدِ انْصَـرَفُوا قَبْلَ أَنْ تُقْضَى لَهُ تِلْکَ الْحَاجَة» ( شیخ صدوق، 1413ق، ج2، ص420).

«هیچ بنده‌اى نیست که کارى از کارهاى دنیا را بر حج مقدم بدارد، مگر آنکه حاجیانِ سرتراشیده را خواهد دید (که از حج برگشته‌اند) پیش از آنکه نیاز دنیایی او برطرف شده باشد.»

مرحوم شیخ‌ حرّ عاملی، این روایت را در باب کراهت تأخیر در حج مستحب ذکر کرده است ( حرّ عاملی، 1409ق، ج11، ص136)؛ یعنی حتی اگر کسی حج استحبابی را برای امر دنیوی ترک کند، به مقصودش نمی‌رسد چه رسد به ترکِ حج واجب که به طریق اولی نیاز و حاجت مادی شخص برطرف نخواهد شد.

3. گرفتار شدن به عذاب و هلاکت

در برخی روایات، متروک ماندن کعبه و ترک حج، موجب هلاکت جامعة اسلامی
و نزول عذاب خدا است که مهلتی برای رهایی از آن نیست. به مردم هشدار داده شده که حج خانة خدا را ترک نکنید؛ زیرا عاقبت چنین کاری گرفتارشدن به عذاب و هلاکت است.

ابوبصیر از امام صادق7 نقل می‌کند که فرمودند:

«أَمَا إِنَّ النَّاسَ لَوْ تَرَکُوا حَجَّ هَذَا الْبَیْتِ لَنَزَلَ بِهِمُ الْعَذَابُ وَ مَا نُوظِرُوا».

«بدان که اگر مردم حج این خانه (بیت‌الله الحرام) را ترک کنند، عذاب بر آنان نازل خواهد شد و به آنها مهلت داده نمی­شود.» (حرعاملى، 1409ق، ج11، ص22).

 همچنین از امام صادق7 نقل شده است که فرمودند:

«کَانَ فِی وَصِیَّةِ عَلِیٍّ7 لَا تَدَعُوا حَجَّ بَیْتِ رَبِّکُمْ فَتَهْلِکُوا».

«در وصیت امیر مؤمنان7 چنین بود: حجِ خانة پروردگارتان را ترک نکنید، که هلاک خواهید شد.» (برقی، 1371ق، ج1، ص88).

در این روایت، اثر سوء ترک حج، هلاکت معرفی شده که به معنای ضایع شدن
و تباه‌گشتن و فنا و نیستی فرد است؛ طوری‌که اثری از نسل او باقی نماند. (راغب اصفهانی، 1412ق، صص844 ـ843).

در روایاتی دیگر آمده است: اگر همة مردم با هم حج را ترک کنند، هلاک خواهند شد و اگر برخی این واجب الهی را به جای آورند، خداوند به خاطر آنها عذاب و هلاکت را از دیگران دفع می‌کند. امام صادق7 دراین‌باره می‌فرمایند:

«وَ إِنَّ اللهَ لَیَدْفَعُ بِمَنْ یَحُجُّ مِنْ شِیعَتِنَا عَمَّنْ لَا یَحُجُّ، وَ لَوِ اجْتَمَعُوا عَلَى تَرْکِ الْحَجِّ لَهَلَکُـوا؛ وَ هُـوَ قَوْلُ اللهَ  ـ  عَزَّ وَ جَلَّ ـ : (وَ لَوْ لا دَفْعُ اللهَ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لکِنَّ اللهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمِینَ)، فَوَ اللهَ مَا نَزَلَتْ إِلَّا فِیکُمْ، وَ لَا عَنَى بِهَا غَیْرَکُمْ» (کلینی،‌ ۱۴۰۷ق، ج2، ص451).

«همانا خداوند به خاطر کسی از شیعیان ما که حج می­گزارد، بلا را از آن که حج انجام نمی‌دهد، دفع می‌کند و اگر همگان حج را ترک کنند، هلاک می‌شوند و این است گفتار خداى ـ عزّوجلّ ـ که: اگر خداوند، بعضی از مردم را به وسیلة بعضی دیگر دفع نمی‌کرد، زمین را فساد فرا می‌گرفت؛ ولی خداوند نسبت به جهانیان، لطف و احسان دارد. (بقره : 251). به خدا سوگند این آیه، جز درباره شما نازل نگشته است، و دیگرى جز شما از آن مقصود نیست!»

4. ترک حج، گناهی بزرگ و موجب فسق است

از دیدگاه روایات، حج از جنبة فردی، مایة پاک‌سازی گناهان حج‌گزار است:

«إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى الله سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِیمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِه...
وَ حَجُّ الْبَیْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ وَ یَرْحَضَانِ الذَّنْب» (سید رضی، 1414ق، خطبه 110، ص163).

اما ترک حج، از گناهان بزرگی است که وعدة عذاب برای آن داده شده و مطابق فتوای علما و بزرگان شیعه، چنین کسی خارج از عدالت و از زمرة فاسقان شمرده شده است (نجفی، 1404ق، ج13، ص315 ؛ عاملی، 1419ق، ج۸ ، صص۲۹8ـ ۲۹7).

آثار اخروی ترک حج

در آیات و روایات، برای ترک عمدی حج، علاوه بر آثار و پیامد‌های دنیوی، وعدة عقوبت و پیامدهای سخت اخروی نیز داده شده است؛ طوری‌که شخص معتقد
و باورمند به قیامت، این واجب را به دلیل امور مادی یا شبهات بی‌پایه و اساسی که از ناحیة خناثان، دشمنان یا افراد جاهل مطرح می‌شود، ترک نخواهد کرد و توجه و اهتمام ویژه‌ای برای انجام آن خواهد داشت و خواهد کوشید از عقوبت‌هایی که برای انسان مؤمن قابل تصور نیست، در امان بماند. برخی از پیامدهای اخروی ترک حج، عبارت است از:

1. قرار گرفتن در صف کفار

در روایتی از پیامبر خدا9 نقل شده که فرمودند:

«یَا عَلِیُّ کَفَرَ بِاللهِ الْعَظِیمِ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَشَرَةٌ ... وَ مَنْ وَجَدَ سَعَةً فَمَاتَ وَ لَمْ یَحُجَّ یَا عَلِیُّ تَارِکُ الْحَجِّ وَ هُوَ مُسْتَطِیعٌ کَافِرٌ یَقُولُ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى (وَ لِلهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ  مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِین) » (آل عمران: 97)؛ (حرّ عاملی، 1409ق، ج11، ص31).

«یا علی، از این امت، ده طایفه به خداى عظیم کافر شده‌اند؛ ... و کسی که با داشتن ثروت، حج انجام ندهد و بمیرد. ‌ای علی، کسی که مستطیع است و حج را ترک کند کافر است. خداوند می‌فرماید: و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند؛ آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بی‌نیاز است.»

آیة شریفة {وَ لِلهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِیٌّ
عَنِ الْعالَمِینَ) (آل عمران: 97)، که در روایت بالا نیز به آن استناد شده است، حج را
بر کسانی که توانایی انجام دادن آن را داشته باشند، واجب دانسته و آن را از حقوق الهی بر مردم شمرده است. ازهمین‌رو، هر شخص مستطیع که حج را ترک کند، دستور واجبی از احکام شریعت را وانهاده است (شیخ صدوق، 1413ق، ج2، ص448؛ طوسی، 1407ق، ج5، ص18).

این آیة شریفه، از ترک حج، به «کفر» تعبیر کرده و با لحن (وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ) ، غضب و خشم خود را از تارکان حج بیان فرموده است. تعبیر «مَن کَفَرَ» در این آیه، نشان‌دهندة اهمیت و جایگاه ویژة حج و بزرگ بودن گناه ترک حج نزد خداوند است (مجلسى، 1404ق، ج7، ص103) چنین کسی فاسقى است که به یکى از واجبات خدا کفر ورزیده (طباطبایی،1390ق، ج2، ص202) و مراد از کفر در این آیه، کفر ترک اوامر الهی و کفر عملی به فروع دین است که برای تأکید مذموم بودن ترک، از آن به کفر تعبیر شده (همان، ج3، ص355)؛ البته نه کفر اعتقادی که موجب خروج از دین باشد.

پس معنای آیه این می‌شود که تارک حج، عملاً در صف کفار قرار می‌گیرد، نه اینکه واقعاً از کفار شمرده شود؛ ولی اگر کسی اصل ضرورت حج را انکار کند و آن را به عنوان یکی از احکام ضروری دین قبول نداشته باشد یا بی‌مبالاتی او در انجام حج، به انکار ضروری دین بیانجامد، چنین کسی حقیقتاً کافر خواهد بود (طباطبایی یزدی،1422ق، ص699).

امام کاظم7 ، دربارة کسی‌که منکر اصل حج شود، فرموده است:

«إِنَّ اللهَ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ فَرَضَ الْحَجَّ عَلَى أَهْلِ الْجِدَةِ ...قَالَ قُلْتُ: فَمَنْ لَمْ یَحُجَّ
مِنَّا فَقَدْ کَفَرَ قَالَ لَا وَ لَکِنْ مَنْ قَالَ لَیْسَ هَذَا هَکَذَا فَقَدْ کَفَر» (کلینی، 1407ق، ج4، ص265).

«خداوند حج را بر ثروتمند (کسی که مستطیع است)، واجب کرد... راوی ‌گوید: از آن حضرت پرسیدم: اگر کسى از ما مسلمانان حج نگزارد، کافر است؟ فرمود: «نه، اما اگر کسى بگوید مراسم حج این‌طور نیست، کافر می­شود.»

2. یهودی یا مسیحی محشور شدن

از عواقب سوء ترک حج، این است که: اگر حج بر کسی واجب باشد و مانع
و عذری هم برای انجام دادن آن وجود نداشته باشد و در عین حال، از انجام دادن این واجب الهی سر باز زند، چنین شخصی مسلمان از دنیا نخواهد رفت و در قیامت، یهودی یا نصرانی محشور خواهد شد. پیامبر گرامی9 در وصیتی طولانی به امیر مؤمنان علی7 می‌فرمایند:

«یَا عَلِیُّ أُوصِیکَ بِوَصِیَّةٍ فَاحْفَظْهَا فَلَا تَزَالُ بِخَیْرٍ مَا حَفِظْتَ وَصِیَّتِی... یَا عَلِیُّ مَنْ سَوَّفَ الْحَجَّ حَتَّى یَمُوتَ بَعَثَهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْـرَانِیّاً» (شیخ صدوق، 1413ق، ج4، ص368).

«ای علی، تو را به وصیتى توصیه می‌کنم. پس آن را محفوظ همى دار؛ زیرا تا هر زمان که وصیت مرا محفوظ بدارى، از خیر برخوردارى... ای على، هرکس حج را آن‌قدر تأخیر بیندازد تا مرگش فرا رسد، خداوند در روز قیامت او را یهودى یا نصرانى محشور گرداند.»

در روایت دیگری از امام صادق7 نیز نقل شده است:

«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَحُجَ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ لَمْ تَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِکَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ
لَا یُطِیقُ فِیهِ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ یَمْنَعُهُ فَلْیَمُتْ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْـرَانِیّاً» (کلینی، 1407ق،
ج4، ص268).

«هرآنکس که بمیرد و استطاعت یافته باشد و حَجةالاسلام (حج واجب) را به جا نیاورده باشد و این ممانعت از ناحیة تنگناهای سنگین و سختی‌های فوق‌العاده یا بیماری‌های صعب‌العلاج و تحمل‌ناپذیر یا ممانعت حکومت نباشد، این فرد به آیین یهود یا مسیحیت از دنیا رفته است.»

اینکه فرموده‌اند: چنین کسی یهودی یا مسیحی از دنیا می‌رود، شاید به این دلیل باشد که عباداتی مانند نماز، روزه، اعتکاف، قربانی و نذر در ادیان دیگر وجود داشته و اکنون نیز وجود دارد؛ اما حج گرچه پیش­تر در آیین یهود بوده و حضرت موسی نیز حج انجام داده (حر عاملی، 1409ق، ج12، ص385؛ همان، ج9، ص54)، لیکن یهودیان
و پیروان موسی7 از سنت پیامبرشان پیروی نکردند و حج را تحریف نمودند؛ ازاین‌رو است که در حال حاضر، حج از دیدگاه یهودیان واجب نیست و از ارکان عبادات آنها شمرده نمی‌شود و اعمالی که هر یک از فرقه‌های آنان به اسم حج انجام می‌دهند، بیشتر به عمره مسلمانان شباهت دارد (آل‌مرتضی مؤمن، 1422ق، ص93).

مسیحیان نیز مانند یهود، از سنت‌های الهی و راه انبیا منحرف شدند و تعالیم پیامبر خود را نادیده گرفتند و آموزه‌های شریعت را در حجاب‌های تحریف و کتمان پنهان ساختند و از آن میان، حج را نیز به­گونه‌ای تعریف کردند (همان، ص119).

بنابراین، مسلمانی‌که به بهانه‌های واهی حج را ترک گوید یا برای انجام آن،
بر اساس خواسته‌های نفسانی عمل کند، همانند یهود و نصارا عمل کرده است و در زمرة آنان قرار خواهد گرفت.

3.  محروم شدن از شفاعت پیامبرص

امام علی7 از پیامبر خدا9 نقل می‌کنند که آن حضرت فرمودند:

«أَیُّها النَّاسُ إنَّ الله تَعَالَى فَرَضَ الحَجَّ عَلَى مَنِ اسْتَطَاعَ إلیهِ سَبِیلاً، وَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ، فَلْیَمُتْ عَلَى أَیِّ حَالِ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّاً أوْ مَجُوسِیّاً، إلاَّ أنْ یَکُونَ بهِ مَرَضٌ أوْ مَنْعٌ مِنْ سُلْطَانٍ جَائِرٍ، ألا لا نَصِیبَ لَهُ مِنْ شَفَاعَتِی، وَلا یَرِدُ حَوْضِی، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ» (سمرقندی، 1421ق، ص554)

«اى مردم، خداوند حج را بر کسى که قدرت و راهى بر آن داشته باشد، واجب ساخت و هرکس [حجّ واجبش را] انجام ندهد، به هر حالى که مى­خواهد، بمیرد؛ یهودى، مسیحى یا مجوس؛ مگر آنکه بیمارى‌اى داشته باشد که نگذارد یا حاکم ستمگرى مانع شود. آگاه باشد که او از شفاعت من، بهره­اى ندارد و بر حوض من وارد نمى­شود. هشدار! آیا رساندم؟»

بر اساس این روایت، از دیگر تبعات ترک عمدی و بدون عذر حج، این است که شخص از شفاعت پیامبر9 محروم خواهد بود و بر حوض کوثر راه نمی‌یابد.

4. کور محشور شدن در قیامت

از دیگر عواقب ترک حج، این است که شخص در قیامت کور محشور می‌شود. از معاویة بن عمّار روایت شده که گفت:

«سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ7 عَنْ رَجُلٍ لَمْ یَحُجَّ قَطُّ وَ لَهُ مَالٌ، فَقَالَ: هُوَ مِمَّنْ قَالَ الله  ـ عَزَّ وَ جَلَ ـ وَ {نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى) فَقُلْتُ سُبْحَانَ الله أَعْمى، فَقَالَ: أَعْمَاهُ الله ـ عَزَّوَجَلَّ ـ عَنْ طَرِیقِ الْخَیْرِ» (شیخ صدوق، 1413ق، ج2، ص447؛ حر عاملی، 1409ق، ج11، ص27).

«از امام صادق7 در بارة مردى پرسیدم که هرگز حج به‌جا نیاورده بود؛ در حالی‌که ثروتمند بود. پس امام7 فرمود: او از کسانی است که خداى ـ عزّوجلّ ـ دربارة ایشان گفته است: و ما روز قیامت او را کور محشور می‌کنیم. پس گفتم: سبحان اللَّه، کور؟! امام فرمود: «خداى ـ عزّوجلّ ـ او را از پوییدن راه خیر، کور کرده است.»

محمد بن فضیل می‌گوید: از امام کاظم7 دربارة مقصود از این آیه سؤال کردم و حضرت فرمودند:

«فَقَالَ نَزَلَتْ فِیمَنْ سَوَّفَ الْحَجَ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ وَ عِنْدَهُ مَا یَحُجُّ بِهِ فَقَالَ الْعَامَ أَحُجُّ الْعَامَ أَحُجُّ حَتَّى یَمُوتَ قَبْلَ أَنْ یَحُجَّ» (شیخ صدوق، 1413ق، ج2، ص447).

مقصود، کسى است که حج واجب خود را با امروز و فردا کردن، به تأخیر مى‌اندازد، تا اینکه مرگش فرا مى‌رسد.

مراد از کورى در آخرت، کورى چشم نیست؛ بلکه نداشتن بصیرت و دیده باطنى است؛ چنان‌که مقصود از کورى در دنیا هم همین است؛ یعنی گمراهى و بى‌‏بصیرتى و در روایتی از امام صادق7 مقصود از کورى در دنیا، کوری و بی‌معرفتی به واجبى از واجبات خدا بیان شده است (طباطبایی، 1390ق، ج13، ص169). به تعبیر دیگر، افرادی که حج را ترک می‌کنند، نه در این دنیا راه هدایت را پیدا مى‌کنند و نه در آخرت راه بهشت و سعادت را؛ زیرا چشمشان را به روى همة واقعیات بستند و خود را از دیدن چهرة حق و آیات خداوند و آنچه مایة هدایت و عبرت است و آن همه مواهبى که خدا به آنها بخشیده بود، محروم ساختند و از آنجاکه سراى آخرت، بازتاب و انعکاس عظیمى از این جهان است، چه جاى تعجب که این کوردلان، به صورت نابینایان وارد عرصة محشر شوند!

5. زیان‌کاری

آیة شریفة {هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا) (کهف: 103)، به معرفى زیان‌کارترین انسان‌ها و بدبخت­ترین افراد بشر مى­پردازد و می‌فرماید: زیان‌کارترین مردم کسانى هستند که کوشش‌هایشان در زندگى دنیا گم و نابود شده؛ با این حال گمان مى­کنند کار نیک انجام مى­دهند! {الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً).

دربارة مصداق زیان‌کارترین افراد در این آیه، چند احتمال مطرح شده است؛ مانند: کافران اهل کتاب یعنى یهود و نصارا (طبرسی، 1372ش، ج6، ص767)، اهل شبهات و پیروی از خواهش‌ها و امیال نفسانی از مسلمانان، خوارج و اهل بدعت (قمی، 1404ق، ج2، ص46).

امام کاظم7 کسی را که انجام حج واجب را به تأخیر ‌اندازد و آن را به آینده وا‌گذارد؛ از مصداق‌های این آیة شریفه و زیان‌کارترین انسان‌ها معرفی می‌کند:

«عَنِ الْکَاظِمِ7 فِی قَوْلِهِ تَعَالَى {هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَـرِینَ أَعْمالًا) إِنَّهُمُ الَّذِینَ یَتَمَادَوْنَ بِحَجِ الْإِسْلَامِ وَ یُسَوِّفُونَهُ» (ابن ابی‌جمهور، ج2، ص86).

حج از مهمترین مناسک دینی در آیین مقدس اسلام است که سالانه میلیون ها نفر از مسلمانان سراسر جهان را در اجتماعی بزرگ گرد هم می آورد. آموزه های انسان ساز اسلام که در جهت تعالی و پیشرفت مادی و معنوی انسانها گام برمی دارد، در صدد است انسانها را مفید و سازنده، صالح و شایسته تربیت کند. حج، یکی از مهمترین مناسک دینی است که جنبه فراملیتی دارد؛ تمامی تکالیف اسلام یا به صورت فردی است مانند نماز و روزه، و یا به صورت منطقه ای و در گردهمایی های کوچک، مانند نماز جماعت و نماز جمعه. همچنین در بسیاری از احکام دینی میان مذاهب اختلاف وجود دارد، اما در حج میان فرقه های اسلامی، اجماع مشاهده می شود، مسایلی چون احرام، طواف، وقوف عرفات و… مورد قبول جهان اسلام است و از ۵۷ کشور، هر سال نمایندگانی در این مراسم بزرگ حضور می یابند. از آنجا که حج، خانه توحید است مسلمانانی که از سراسر عالم در این مکان جمع می شوند می توانند با ایجاد و تقویت روحیه توحیدی و گسترش روابط و تعاملات، مانع از انزوای اسلام و مسلمانان شوند و باعث اقتدار و امنیت و تقویت هویت فرهنگی اسلامی شوند و در سایه نظام توحیدی حج، به صلح و امنیت دسترسی پیدا کنند. برا ی درک درست آموزه های اسلام، مطلع ساختن، مشارکت دادن و تاثیر گذاری بر مردم دیگر کشورها و تبادل ایده ها و اطلاعات، هنر و دیگر جنبه های فرهنگ میان ملت ها به منظور تقویت تفاهم وارتباطات علمی و انتقال دانش و تجارب افراد، تلاش کنند. در حقیقت، حج یک دانشگاه عالی فرهنگی است که فرهنگ خودسازی، امنیت، عدالت اجتماعی، ایثار، نظم و انضباط و… به شخص تعلیم داده می شود تا او نیز این آموزه ها را به سراسر جهان نشر دهد. در این مقاله برخی از  جنبه های فرهنگی حج، با توجه به سیره عملی، روایات و سخنان پیامبر و امامان معصوم (ع) مورد بررسی قرار گرفته است.

تبادل فرهنگی، گفتگو و انتقال فکرها

فرایند مبادله فرهنگی به اندازه خود فرهنگ قدرت دارد هر فرهنگی در جهان خود را از طریق فرایند بی پایان داد و ستد شکل داده است چرا که فرهنگ، هویت زنده و پایداری است که دایما در حال بسط و گسترش می باشد. (راهبردهای عملی توسعه فرهنگی ، ترجمه فاضلی، محمد، ص ۲۴۹) حج یک گردهمایی جهانی اسلام است که برای شرکت کنندگان در آن، دو فایده بزرگ است؛ یکی گداخته شدن با کمال مطلوبها و آرمانهای عالی و دیگری گداخته شدن با ارزشهای بشری حاصل از برخوردهای برادرانه با دیگر مردمان و ملتهای کره زمین. و این از جمله منافع حج است که خدای متعال به آن اشاره کرده است «ولیشهدوا منافع لهم.» (الحیات، ج ۱، ص ۴۵۷)

با توجه به این نکته که اجتماع شکوهمند حج، نماینده طبیعی و واقعی همه اقشار مسلمان جهان است وزوار کعبه از میان تمام گروهها و نژادها در آن جا حضور می یابند، ارتباط قشرهای مسلمان در ایام حج می تواند به عنوان مؤثرترین عامل مبادله فرهنگی و انتقال فکرها درآید. در روایات اسلامی یکی از فواید حج، ارتباط انسانها، تبادل فرهنگ ها و گفتگو و شناخت یکدیگر ذکر شده است؛ هشام بن حکم که از دوستان دانشمند امام صادق (ع) است می گوید از ایشان درباره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال کردم و اینکه به چه سبب خدا بندگان را به حج مکلف ساخت؟ گفت خداوند آفریدگان را آفرید… و حج را وسیله ای قرار داد تا مردم شرق و غرب جهان گرد هم آیند و با یکدیگر آشنا گردند. ( همان، ص ۴۴۳) در اسلام تحمیل عقیده وجود ندارد بلکه تبلیغ عقیده است، بنا به نص قرآن در آیه ۲۵۶ سوره بقره “لا اکراه فی الدین» و مخاطب اصلی اسلام، همه انسانها هستند .پس اگر پرسیده شود که چرا باید باب گفتگو با دیگران را باز نمود و از مجرای حکمت و جدال احسن با دیگران تعامل داشت برای آن است  که عقیده اسلامی را باید با فرهنگ سازی و اقناع به دیگران منتقل نمود. (قرآن و توسعه فرهنگی، جمعی از اندیشمندان، ص ۳۲۱) از مشکلات  جامعه واحد اسلامی این است که مرزهای جغرافیایی می تواند سبب جدایی فرهنگی آنها شود و هر کشور تنها به خود بیندیشد، امام صادق (ع) در ادامه روایت هشام بن حکم می فرماید اگر چنان بود که هر ملتی تنها درباره سرزمین خود و آنچه بدان مربوط است سخن می گفتند ( و اخبار آن را در حج، مطرح نمی کردند و به گوش مسلمانان دیگر نمی رساندند) نابود می گشتند و خبرها ناگفته می ماند، این است علت حج. ( الحیات، ج ۱، ص ۴۴۳) در این حدیث و احادیث همانند آن، این موضوع بسیار مهم یادآوری شده است که اگر مسلمانان در اجتماع جهانی حج شرکت نکنند، یا در صورت شرکت کردن مشکلات و مسائل خویش را در آن اجتماعات مطرح نسازند، قدرت و موجودیت خود را از دست می دهند و ارزش های معنوی و فرهنگی آنان در معرض نابودی قرار می گیرد. قوام وحیات جامعه بشری در گرو تحقق این مراسم باشکوه است «جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاما للناس». سیره عملی پیامبر (ص) و ائمه (ع) تلاش در جهت نشر و گسترش آموزه های اسلام و آگاهی بخشی به افراد، در این گردهمایی بزرگ بود، پیامبر (ص) در مدت سیزده سال اقامت در مکه با نمایندگان و سران قبایلی که از کشورهای مختلف، برای حج به مکه می آمدند تماس برقرار می نمودند که نمونه های بسیاری از آن را مورخین ذکر کرده اند. (سیره ابن هشام، ج۱،  ص ۴۲۲) امامان معصوم (ع) نیز از این فرصتِ مهم استفاده می نمودند؛ به عنوان نمونه امام صادق (ع) در موسم حج، خیمه ای برافراشته می کرد و دانشمندان به حضورش شرفیاب می شدند. امامان (ع) نه تنها خود به این اقدام مهم توجه داشتند همچنین علما و دانشمندان را به این امر، سفارش می نمودند «امام علی (ع) به قتم بن عباس که کارگزار حضرت در شهر مکه بود می نویسد: اعمال حج را برای مردم برپا دار. در هنگام بامداد و عصر برای رسیدگی به امور مردم آماده باش و مجلس ساز. آن را که فتوا پرسد پاسخش را بده و نادان را تعلیم و با دانا به گفتگو بپرداز.» (نهج البلاغه، ترجمه علامه جعفری،  نامه ۶۷، ص ۱۰۰۹)

ایام حج بهترین زمان تعامل افکار، مبادله فرهنگی و گفتگوهای صمیمانه میان مسلمانان است برای دستیابی به ارزش های والای دینی و رسیدن به فرهنگ پویای اسلامی. حج می تواند به یک کنگره عظیم فرهنگی تبدیل شود و اندیشمندان جهان اسلام، در ایامی که در مکه هستند گرد هم آیند و افکار و ابتکارات خویش را به یکدیگر عرضه کنند. دکتر شریعتی این مطلب را این گونه بیان می نماید «روز دهم ذیحجه، عید قربان، حج پایان پذیرفت اما فردا و پس فردا نیز ناچاری در منی بمانی. بیش از یک میلیون انسان، سه روز باید در این دره خشک، پشت دروازه شهر بمانند. باید بنشینیم و به حج بیندیشیم؟ بنشینیم و با همفکران و همدردان خویش که از سراسر دنیا در اینجا جمع اند، از دردها و نیازها و آرمانهای خویش بگوییم، دانشمندان کشورهای مسلمان و روشنفکران مسئول، آمده اند از همه قاره های جهان با هم به گفتگو بنشینند و از هم یاری بخواهند. در راه تحقق اهداف اسلامی و آزادی ملتها و… از طریق بحث و گفتگو و بررسی نظریات مختلف تا راه یافتن به سرچشمه نخستین اسلام!» ( شریعتی، علی، تحلیلی از مناسک حج، صص ۱۸۴ ۱۸۷) امروزه در بسیاری از سفرهای حج، حاجیان با گروه های علمی و مذهبی سایر کشورهای جهان آشنا می گردند و این آشنایی در برخی موارد پس از اتمام سفر حج نیز ادامه می یابد. ( سید رضا صالحی، مقاله مروری بر کارکردهای گوناگون مناسک حج، ۱۳۸۹)  این آشنایی و ارتباط، می تواند زمینه ساز مبادلات فرهنگی و گسترش علوم و اندیشه های اسلامی گردد.

زنده نگه داشتن آثار و ارزش ها

حج مروری بر توحید و تاریخ حامیان آن از آدم تا ابراهیم و خاتم پیامبران است، هر کدام از اعمال حج و اماکن مقدسه از حرم و میقات  و سعی و عرفات با انسان سخن می گویند وحاجی را به اندیشه وا می دارند. به جا آوردن مناسک حج در سرزمین وحی زمینه آشنایی با ریشه های فرهنگی و اسلامی را فراهم می کند، شخص حج گزار می تواند ریشه های تاریخی پیدایش دین خود را بشناسد، از میان آثار محسوس و مجسم، که هم خدا را به یاد بیاورد و هم خاطره پیامبر مشترک و پایه گذار ادیان توحیدی را همیشه زنده و تازه نگه دارد، همانند ابراهیم، باستانی ترین آغاز کننده فرهنگ و بنیانگذار توحید و پدر انبیاء، حج به جای آورد. خانه ای را که ابراهیم برای عموم مردم و در کمال سادگی به پا کرده است را حفظ، و مراسم و مناسکی را که ابراهیم انجام داد، تکرار نماید. اعمال حج و مناسکی که مقرر شده است هر کدام معرف و مظهر بعضی از مراحل و صحنه هایی است که ابراهیم خلیل، به آن دچار شده و پله پله از عهده آن برآمده است. (بازرگان، مهدی، خانه مردم، ص ۴۴) شبلی از افرادی است که در زمان امام سجاد (ع) به حج رفته بود و پس از انجام اعمال حج، به حضور امام (ع) رسید، امام از وی پرسید «آیا وقتی که پشت مقام ابراهیم، دو رکعت نماز خواندی قصد کردی ابراهیم گونه نماز بخوانی!» در قرآن کریم از مقام ابراهیم به عنوان یکی از نشانه های بارز یاد شده است؛ فیه آیات بینات. (مشایخی، محسن، حج ، ص ۸۰)   به تعبیر دکتر شریعتی «مقام ابراهیم، قطعه سنگی است با دو رد پا، رد پای ابراهیم. ابراهیم بر روی این سنگ ایستاده و حجر الاسود سنگ بنای کعبه- را نهاده است. و هر انسانی که به حج می رود، در مقام ابراهیم می ایستد و پا جای پای ابراهیم می گذارد، ابراهیمی که بنیانگذار توحید در جهان است و رسالت هدایت قوم را بر دوش دارد. و انسانی که در حج در مقام ابراهیم ایستاده است و به دست خدای ابراهیم دست بیعت داده است باید ابراهیم وار زندگی کند و در عصر خویش، معمار کعبه ایمان باشد، قوم خویش را از مرداب زندگی راکد و حیات مرده و ظلمت جهل، بیرون آورد. سرزمین خویش را منطقه حرم کند! و زمین را مسجدالحرام.» (برگرفته از شریعتی، تحلیلی از مناسک حج،  صص. ۷۵- ۷۶)

 امام علی (ع) ضمن بیان فلسفه حج به این نکته اشاره دارد که حاجیان در موقف های پیامبران می ایستند و گام جای گامهای انبیائ الهی می گذارند «و وقفوا مواقف انبیائه».  حج و سرزمین مکه برای هر مسلمان کاوشگر یادآور درخشان ترین و ماندگارترین خاطرات صدر اسلام است؛ مناسک حج پیشینه و میراث عظیم مشترک فرهنگی مسلمانان را حکایت می کند سنگ و چوب و در و دیوارها کوه ها و دره ها و آثار تاریخی به جای مانده از آن دوره از حضور لحظه به لحظه رسول گرامی اسلام و صدیق ترین یاران او حکایت دارد. کعبه، یادآور دو بت شکن بزرگ تاریخ است؛ ابراهیم (ع) قهرمان توحید و دیگری علی (ع) که در فتح مکه پای بر دوش پیامبر نهاد و کعبه را از لوث بتها تطهیر نمود. یادآور حج امام حسین (ع) و دعای پر محتوای عرفه ایشان است و عرفات، عشق وعرفان حسین (ع) در دامنه جبل الرحمه را تداعی می کند و… «امام صادق ع  در این زمینه می فرماید:  آیین حج، مقرر شده است تا آثار پیامبر (ص) و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آورند و فراموش نگردد.» (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ص ۷۹)

نشر و گسترش آموزه های دینی  

جنبه فرهنگی حج، مقدمه ای برای گسترش فرهنگ اصیل و پویای اسلام است؛ حج آموزشی چند روزه است در مدت زمانی کوتاه، برای آماده ساز ی فرد در پهنه زندگی. تابلویی از تمام فداکاریهای قهرمانان توحید است. یک دانشگاه عالی فرهنگی است که فرهنگ خود سازی، امنیت، عدالت اجتماعی، ایثار، مقاومت، نظم و انضباط و اتحاد و مساوات و… به حاجی تعلیم داده می شود تا او نیز این تعالیم را به سراسر جهان نشر دهد «ولتعرف آثار رسول الله و تعرف اخباره و یذکر و لا ینسی.» نمونه های بسیاری از آگاهی بخشی های پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) در ایام حج، در راستای گسترش و تبلیغ حقیقت دین اسلام ، در تاریخ ذکر شده است؛  پیامبر  (ص) در آغاز رسالتش برای تبلیغ دین از مراسم حج استفاده کرد، و در دوران محاصره اقتصادی به مدت سه سال در شعب ابی طالب تنها راه گسترش اسلام، ایام حج بود. امام حسین (ع) در ایام حج، هفتصد نفر از صحابه پیامبر (ص) را در «منا& گرد هم آورد و از شهادت حجربن عدی و ولیعهدی یزید و آثار زیانبار آن برای جامعه اسلامی سخن گفت و یاران نبوی را تحت تاثیر قرار داد. (بابا زاده، علی اکبر، با هم به حج و عمره، ص ۱۹۶)  همچنین در دوران های خفقان که خلفا و سلاطین جور اجازه نشر آموزه ها و احکام دین را به مسلمانان نمی دادند، افراد با استفاده از فرصت حج، مشکلات خود را حل می کردند و با تماس گرفتن با ائمه معصوم (ع) و علمای بزرگ دین، قوانین اسلام و سنت یامبر(ص) را  زنده نگه می داشتند. ( مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ص ۸۰)

مسئله پیام رسانی و انتقال فرهنگ، نکته مهمی است که در بعد فرهنگی حج نمایان است، حج گزاران باید این پیام را به عنوان ره توشه حج با خود به همراه ببرند و در شهر و آبادی خود نشر دهند، پیامبر (ص) در حجه الوداع خطاب به مردم فرمود باید این مطالب و معارف را حاضر و شاهد شما به غایب انتقال دهد. امام رضا (ع) نیز در ضمن بیان علل و فلسفه حج به این نکته اشاره دارند؛ «در سفر حج مردم آموزش های دینی می بینند و حاجیان (شیعه) اخبار و تعالیم ائمه را به مردمان نقاط مختلف جهان می رسانند.&( الحیات، ج ۱۱، ص ۶۲)  در حج، تفقه و آشنایی با دین و گسترش فرهنگ اهل بیت (ع) به تمام نقاط جهان نهفته است، تفقه به این معنا که انسان به دنبال شناخت عمیق واصیل علم دین باشد واطلاعات و معلومات سطحی را به علوم ژرف و بارور تبدیل کند. امام رضا (ع) در ادامه حدیث و در بیان این مطلب به آیه ای از قرآن تمسک نمودند “این همان است که خداوند گفته است باید تنی چند از هر گروه کوچ کنند تا دانش دین بیاموزند و هنگامی که نزد مردم باز گشتند آنان را آگاه سازند. »( الحیات، ج ۱، ص ۴۴۵)

بنابراین نعمت بهره برداری از معارف و فرهنگ اصیل اسلامی اختصاص به مسلمانانی که توفیق حضور در حج را داشته اند، ندارد بلکه آنها موظفند این فرهنگ را در شهر و دیار خود نشر دهند و با توجه به تکرار حج در هر سال، این انتقال فرهنگ، عاملی مؤثر برای تقویت و گسترش دین خواهد بود، به فرموده امام صادق (ع) تا کعبه برپاست دین هم استوار است. ثمره حج واقعی، عاید تمام مردم خواهد شد یعنی حج تحولی بنیادین در جامعه و زندگی مردم ایجاد خواهد کرد. (جمعی از صاحب نظران، کتاب حج (مجموعه مقالات)، ص۸۲-۸۳) جامعه ای که افراد آن، بر محور توحید، اخلاق و آموزه های انسان ساز اسلام، حرکت کند در مسیر تکامل خواهد بود؛ حج گذار پس از ساخته شدن در حریم خالق، به سوی خلق باز می گردد و با تعهدی که دارد برای ترقی و تکامل خلق تلاش می کند و نتیجه این سیر و سلوک، تنها عاید شخص نمی شود بلکه او ساخته می شود تا در پرتو تربیت الهی، فردی فرهیخته، سازنده و مفید به حال جامعه باشد.

منابع

۱٫ نهج البلاغه امیرالمومنین علیه السلام، ترجمه علامه جعفری، آستان قدس رضوی، چاپ پنجم، ۱۳۸۳

۲٫ ابن هشام، ابومحمد عبدالملک، شرح زندگانی پیامبر (ص)، ج ۱، دارالفرقان، بیروت، ۱۳۵۷ قمری

۳٫ بازرگان، مهدی، خانه مردم، با یادداشتی از سفر حج، سهامی انتشار، تهران ۱۳۴۰

۴٫ بابا زاده، علی اکبر، با هم به حج و عمره، دانش و ادب، چاپ دوم، قم ۱۳۸۷

۵٫ سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو)، راهبردهای عملی توسعه فرهنگی، ترجمه محمد فاضلی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، تهران ۱۳۷۹

۶٫ جمعی از اندیشمندان، قرآن و توسعه فرهنگی (۲)، همراه با مقالات همایش قرآن و روابط بین الملل، فرهنگ مشرق زمین، تهران ۱۳۸۴

۷٫ جمعی از صاحب نظران، کتاب حج (مجموعه مقالات)، وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول ۱۳۶۱

۸٫ حکیمی، محمدرضا، حکیمی، محمد، حکیمی، علی، الحیات، دایره المعارف اسلامی، علمی، دلیل ما، چاپ اول ۱۳۹۳

۹٫ فصلنامه فرهنگی اجتماعی میقات حج، صالحی، سید رضا، مقاله مروری بر کارکردهای گوناگون مناسک حج، شماره ۷۴، زمستان ۱۳۸۹

۱۰٫ فصلنامه علمی، ترویجی، صادق زاده، هادی، مقاله کارکردهای دیپلماسی فرهنگی حج در تقویت هویت فرهنگی مسلمانان، شماره ۹۸، زمستان

۱۱٫ شریعتی، علی، تحلیلی از مناسک حج، مجموعه آثار شماره ۶، انتشارات الهام، چاپ نهم، ۱۳۷۶

۱۲٫ سامانه نشریات، ابعاد حج در قرآن، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، خانه معرفت، شماره ۱۲، بهار ۱۳۷۴

۱۳٫ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، با همکاری جمعی ازنویسندگان، دارالکتب اسلامیه، چاپ شانزدهم، تهران ۱۳۷۶

۱۴٫ مشایخی، محسن، حج آنچه باید بدانیم، آوای نور، چاپ اول، تهران ۱۳۷۵

۱۵٫ میقات حج، نجفی، حافظ، مقاله حج عامل شکوفایی فرهنگی، آگاهی سیاسی و رشد اقتصادی، شماره ۸۹، پاییز ۱۳۹۳

احادیث