emamian

emamian

امام سجاد علیه السلام در بیان فضیلت و عظمت حضرت قمر منیر بنی هاشم(علیه السلام) فرمودند:
رَحِمَ‏ اللَّهُ‏ الْعَبَّاسَ‏ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَی وَ فَدَی أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّی قُطِعَتْ یَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ بِهِمَا جَنَاحَیْنِ یَطِیرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِکَةِ فِی الْجَنَّةِ کَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَنْزِلَةً یَغْبِطُهُ بِهَا جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.

خدا حضرت عباس را رحمت کند! حقاً که امام حسین را بر خویشتن مقدم داشت و جان خود را فدای آن حضرت نمود تا اینکه دست‌های مبارکش قطع شد. خدای مهربان در عوض دست‌های عباس‏ علیه السّلام دو بال‏ به وی عطا کرد تا بوسیله آن‌ها در بهشت با ملائکه پرواز نماید. کما اینکه این نعمت را نیز به جعفر بن ابی طالب عطا کرد. عبّاس را نزد خداوند منزلتی‏ است ‏که در روز قیامت همه‏ شهیدان بر آن رشک‏ می‌برند.

بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۲۷۴

چهارم شعبان مصادف با سالروز ولادت حضرت أباالفضل عباس (ع) است که به این مناسبت، مطلبی را تقدیم نگاه شما خواهیم کرد.
 
عباس بن علی(ع) دارای ویژگی های معنوی خاصی مانند مقام تسلیم، تصدیق، وفا و نُصح در حد اعلی بود که در زیارت نامه آن حضرت ذکر شده و وجود چنین خصایصی باعث ممتاز گشتن وی از سایر شهداء شده است.

 

یکی از راه های پی بردن به مقام و عظمت قمر منیر بنی هاشم (ع) مراجعه به زیارت نامه آن حضرت است که از امام صادق (ع) نقل شده: «أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ وَ التَّصْدِیقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ الْمُرْسَل؛ شهادت می دهم برای حضرتت به تسلیم و تصدیق و وفا، و خیرخواهی، برای یادگار پیامبر مرسل»، در این بیان شریف به چهار مقام ویژه عباس بن علی (ع) اشاره می شود:

 

الف: مقام تسلیم

«در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی»

 

با توجه به فرمایش امیرالمومنین(ع): «الدُّنیَا دارٌ بالبلاءِ مَحفوفَةٌ؛ دنیا سرایی است که به بلا پیچیده شده است»، در مواجه با مشکلات، بلاها و مصیبت ها چندین عکس العمل معنوی مانند توکل، صبر، رضا و تسلیم قابل تصور است و در این میان، مقام تسلیم برترین آن هاست.

 

زیرا توکل عبارت است از آن که قدرت انسان مستغرق و فانی در قدرت حق تعالی شود، همان طوری که مقام رضا یعنی اراده انسان مستغرق و فانی در اراده خدا شود، و مراد از مقام تسلیم نیز آن است که علم انسان مستغرق و فانی در علم حضرت حق شود.

 

به عبارتی دیگر: در مقام توکل شخص برای خود اراده و قدرتی می بیند، لکن اراده و قدرتش را تفویض به وکیل می کند.

 

اما در مقام رضا، شخص راضی، برای خود اراده و قدرتی نمی بیند، آن چه از حق تعالی صادر می شود موجب خشنودی اوست، در مقابل تلخی ها و سختی ها که لازمه زندگی دنیاست هرگز احساس نارضایتی ندارد، بلکه با خشنودی و رضایت کامل تحمل می کند، و زبان حال و قالش این است:

 

«عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد ای عجب من عاشق این هر دو ضد».

تفاوت مقام صبر با مقام رضا این است که انسان در مقام صبر تلخی می بیند ولی برای رسیدن به ثواب تحمل می کند از باب «إنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِساب [زمر/۱۰] البته صابران به حد کامل و بدون حساب پاداش داده خواهند شد».

 

اما انسان در مقام رضا اصلا تلخی نمی بیند، بلکه بلا و مصیبت را لطف الهی تلقی می کند و آن را نشانه اعتنا و توجه محبوب به خود می داند.

 

مقام تسلیم از مقام رضا هم بالاتر است، چون در مقام رضا هر چه حق تعالی مقرر فرموده موافق طبع شخص است. اما در مقام تسلیم انسان برای خود طبعی نمی بیند تا موافق یا مخالف باشد، در مقام تسلیم خودی نمی بیند تا بگوید من پسندم آنچه را جانان پسندد، بلکه خود و هرچه دارد را تسلیم حق تعالی می کند، و حضرت ابالفضل (ع) دارای مقام تسلیم بود.

 

ب: مقام تصدیق

قدم بعد از تسلیم تصدیق است. انسانی که تسلیم محض شد مَحرم می شود و به مرحله ای می رسد که به صدق و حقانیت صاحب ولایت پی می برد. در جریان عاشورا، برخی از افراد در رابطه با قیام سید الشهداء (ع) اظهار نظر می کردند و ایراداتی داشتند، ولی در هیچ منبعی ذکر نشده که قمر بنی هاشم (ع) در مقابل امام، اظهار نظری کرده باشد. این همان مقام تصدیق است که هر چه امام بفرماید را صدق بداند.

 

ج: مقام وفا

عباس بن علی (ع) مصداق أتم و أکمل وفای به عهد و باقی ماندن بر بیعت بود که خداوند مومنان را این چنین توصیف می کند: «الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاق [رعد/۲۰] آن ها که به عهد الهی وفا می کنند، و پیمان را نمی شکنند».

 

وفاداری حضرت ابالفضل (ع) نسبت به صاحب ولایت جلوه های گوناگونی دارد، مثلا: زمانی که دو مرتبه برای او امان نامه می آوردند، هر دو را با قاطعیت رد می کند و یا در شب عاشورا زمانی که امام بیعتش را از اصحاب بر می دارد، نخستین کسی است که اظهار وفاداری می کند و عرضه می دارد: «لِمَ نَفْعَلُ ذَلِکَ لِنَبْقَی بَعْدَکَ لَا أَرَانَا اللَّهُ ذَلِکَ أَبَدا؛ دست از یاری تو برداریم که بعد از تو زنده باشیم؟ خدا هرگز نخواهد که بعد از تو زنده باشیم»؛ یا زمانی که به شریعه فرات می رسد در حالی که در اوج تشنگی است، اما به احترام لبان خشکیده امام زمانش، قطره ای آب نمی نوشد و مشک را پر از آب می کند و به سمت خیمه حرکت می کند.

 

د: مقام نُصح

نُصح به معنای خلوص است. قمر بنی هاشم (ع) نهایت خلوص را در انجام فرمان امامش به کار گرفت و در همه مراحل به عنوان یک سرباز ولایت انجام وظیفه کرد. حتی در آخرین لحظات، وقتی برای تهیه آب می رود در مسیری گام بر دارد که هزاران تیر انداز و مبارز در کمین نشسته اند و با آن که صدها توجیه برای نرفتن و آب نیاوردن می توانست بیاورد، ولی تمام همتش انجام وظیفه و بر آورده کردن خواسته امامش بود.

 

بنابراین مقام تسلیم، تصدیق، وفا و نُصح در وجود حضرت عباس بن علی (ع) بود که وی را از سایر شهداء ممتاز می کند و به مقامی می رساند که به فرموده امام سجاد (ع): «اِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَنْزِلَةً یَغْبِطُهُ بِهَا جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ برای عبّاس (ع)، نزد خداوند ـ تبارک و تعالی ـ، منزلتی است که همه شهدا در روز قیامت، به آن مقام غبطه می خورند».

یکی از شایع ترین پیامدهای اضطراب و افسردگی بی خوابی است به ویژه در این ایام کرونایی و قرنطینه خانگی بسیار ممکن  است که به دلیل اخبار منفی یا ضد و نقیض رسانه های زرد و مجازی دچار این حالات شویم. 

مسئله ای که ابتدا باید مورد بررسی قرار دهیم، مصرف داروهای خواب آور است ممکن است برخی از ما برای رفع مشکلات خواب به این داروها پناه ببریم درحالیکه این داروها ریتم شبانه روزی خواب ما را باز نمی گردانند و موقت عمل می کنند. داروهای خواب آور تنها به طور مصنوعی بر ریتم شبانه روزی خواب تأثیر می گذارند.

ممکن است در این ایام الگوهای خواب ما به دلیل ماندن در منزل ، دورکاری ، اضطراب زیاد یا هر دلیل دیگری دچار مشکل شده و تا زمانی که الگوی جایگزین ایجاد نکنیم به حالت اول بازنگردد.

 

در اینجا چند راهکار برای غلبه بر بی خوابی پیشنهاد می کنیم:

۱-زمان خوابیدن خود را مشخص و منظم کنید: سعی کنید طوری زندگی خود را مدیریت کنید که همیشه در یک زمان معین بخوابید و بیدار شوید. حتی زمانی که خسته هستید یا زمانی که احساس خستگی نمی کنید هم این کار را انجام دهید.

۲-از چرت زدن در طول روز خودداری کنید: ممکن است با چرت زدن در طول روز احساس خوبی پیدا کنید و شما را سرحال کند اما این کار ریتم شبانه روزی شما را تغییر می دهد. شما باید زمان مشخصی را برای خوابیدن و بیدار شدن در نظر بگیرید. پس چرت زدن را کنار بگذارید.

۳-فقط زمانی به بستر بروید که قصد خوابیدن دارید: گاهی اوقات بی خوابی ناشی از بیش برانگیختگی قبل از خواب است. بیشتر افراد وقتی که می خواهند مطالعه کنند ، تلویزیون تماشا کنند ، مکالمه تلفنی داشته باشند و حتی زمانی که غمگین هستند به بستر می روند که قصد خوابیدن دارند. در اتاق دیگری مطالعه کنید یا با تلفن صحبت کنید. به دوستانتان بگویید از یک زمان مشخص به بعد با شما تماس نگیرند.

۴-اضطراب را با خود به بستر نبرید: از بحث کردن و انجام تکالیف چالش زا قبل از خواب اجتناب کنید. شما که قصد ندارید خود را از لحاظ فیزیولوژیکی برانگیخته کنید. قبل از خواب، خود را کاملا آرام کنید. فعالیت های آرامش بخش یا غیر چالش زا انجام دهید. قبل از خوابیدن ورزش نکنید.

۵-«نگرانی ها» و «فکر کردن درباره فعالیت های فردا» را به قبل یا بعد از زمان خوابیدن موکول کنید: بیشتر بی خوابی ها به خاطر فعالیت های ذهنی زیاد است . شما قبل از خوابیدن بسیار فکر می کنید و خیلی چیزها ذهن شما را درگیر می کند. نباید تا این حد ذهن خود را درگیر کنید. حداقل سه ساعت قبل از خواب، درگیر افکار نگران کننده نشوید. شما باید سه ساعت قبل از خواب، نگرانی های خود را یادداشت کنید: فعالیت های مفیدی که می توانید انجام دهید ثبت کنید، فهرستی از کارهایی که فردا یا هفته آینده دارید و برای آنها برنامه ریزی کرده اید، برخی محدودیت ها و برخی از بلاتکلیفی ها را بپذیرید اگر در بستر دراز کشیده اید و نگران چیزی هستید آنجا را ترک کنید و این نگرانی ها را یادداشت کنید و فردا صبح به آن بپردازید. نیازی نیست که هم اکنون به آنها پاسخ دهید.

۶-احساسات خود را تخلیه کنید: گاهی اوقات بی خوابی نتیجه درگیر شدن در هیجانات و احساسات آزادهنده است. در نظرگرفتن زمانی برای پرداختن به هیجان ها با عنوان «اوقاتی برای هیجان ها» چندین ساعت قبل از خواب، بسیار مفید خواهد بود. برای مثال «زمانی که محمود آن حرف را زد، بسیار مضطرب و عصبانی شدم» یا «بعد از آنکه با علی نهار خوردم، بسیارغمگین شدم». سعی کنید تا جایی که می توانید احساسات خود را یادداشت کنید ، آنها را درک کنید و با آنها مهربان باشید.

 

۷-مصرف برخی نوشیدنی ها و غذاها در شب را کاهش دهید یا حذف کنید: گاهی دستشویی رفتن مکرر برای اجابت مزاج موجب اخلال در خواب می شود. به طور کلی از مصرف مایعات، محصولات کافئین دار، غذاهای سنگین، چرب و شیرین در وعده شام بپرهیزید. در صورت لزوم با یک متخصص تغذیه مشورت کنید تا رژیم غذایی مناسبی به شما بدهد.

۸-اگر خوابتان نمی برد از بستر خارج شوید: اگر بیش از ۱۵ دقیقه در بستر هستید و خوابتان نمی برد، برخیزید و به اتاق دیگری بروید. افکار منفی خود را بنویسید و آنها را به چالش بکشید. برخی افکار خودآیند منفی رایج عبارتند از : اصلا خوابم نمی برد. اگر به اندازه کافی نخوابم، نمی توانم عملکرد خوبی داشته باشم. من باید سریعا بخوابم. اگر نخوابم ، بیمار می شوم. به احتمال زیاد پیامد به اندازه کافی نخوابیدن، احساس خستگی و تحریک پذیری نیست. اگرچه اینها دردسرساز هستند، اما فاجعه بار نیستند.

۹-سعی نکنید به زور بخوابید: این کار فقط ناکامی شما را بیشتر می کند و در نتیجه بیشتر احساس اضطراب و افسردگی می کنید. بهتر است هر وقت خواب به سراغتان آمد به بستر بروید. شاید متناقض به نظر برسد، ولی اگر می خواهید به خواب بروید، تلاش نکنید، می توانید به خود بگویید: «به جای تلاش برای خوابیدن، بر آرامسازی بدن خود متمرکز می شوم».

۱۰-افکار اضطراب زا و افسرده ساز خود را تکرار کنید: در ذهن خود کمی عقب بایستید و شبیه یک تماشاگر، شاهد این افکار باشید و آنها را صدها بار در ذهن تان به آرامی تکرار کنید. تصور کنید یک دیوانه هستید و این افکار را مدام تکرار می کنید. سعی کنید به خودتان اطمینان خاطر بدهید، فقط نظاره گر افکارتان باشید و با آرامش با آنها قدم بزنید.

۱۱-رفتارهای ایمنی بخش خود را حذف کنید: برای مقابله با اضطراب ناشی از بی خوابی، باید رفتارهای خرافی خود نظیر وارسی کردن مکرر ساعت، شمردن، بی حرکت ماندن در بستر و تکرار جملاتی مثل «نگران نباش» را مجددا ارزیابی کنید این افکار را شناسایی کنید و از انجام آنها خودداری کنید. مثلا ساعت را از تخت خود دور کنید یا افکار وارد شده به ذهن تان را کنترل نکنید و فقط مشاهده گر باشید.

۱۲-افکار منفی خود را به چالش بکشید: کل فرایند خواب با گستره وسیع از افکار منفی مرتبط با بی خوابی تحت تاثیر قرار می گیرد. این افکار باعث بی خوابی شما می شوند. اگر صحت و سقم آنها را زیر سوال ببرید، اضطراب کمتری در شما ایجاد می کنند. 

در زیر برخی از افکار خودآیند رایج افرادی که مشکل بی خوابی دارند به همراه پاسخ منطقی به هر کدام از آنها ارائه شده است:

فکر منفی: اگر الان خوابم نبرد، به هیچ کاری فردا نمی رسم.

پاسخ منطقی: در واقع هیچ اجباری نیست قبلا هم بدون خواب کافی از پس کارهای روزانه تان برآمده اید. کمی احساس خستگی خواهید کرد که باعث ناراحتی و آزار شما می شود اما دنیا که به آخر نمی رسد.

فکر منفی: این نوع بی خوابی طبیعی نیست، معنایش این است که من مشکلی دارم.

پاسخ منطقی: متـاسفانه بی خوابی یک مشکل خیلی شایع است، تقریبا همه انسان ها گاهی ان را تجربه می کنند و همه مانند شما این اتفاق را فاجعه بار نمی پندارند.

یک راهبرد جایگزین محدودیت خواب

علاوه بر توصیه های مطرح شده در بالا، نوعی درمان برای بی خوابی وجود دارد که گاهی اوقات موثر است. روان شناسان به آن درمان محدودیت خواب می گویند. این درمان بر این اصل استوار است که برای غلبه بر مشکلات خواب باید مغز شما دوباره خود را با ریتم شبانه روزی انطباق دهد. اگرچه این درمان نسبت به توصیه های مطرح شده بالا، چالش برانگیز تر است اما گاهی اوقات اثربخشی خوبی دارد. برای این کار ممکن است از یک روشنایی درخشان برای تنظیم الگوی منظم روشنایی و تاریکی استفاده شود. این روشنایی را می توان از طریق نور آفتاب یا لامپ های مخصوصی که برای این کار طراحی شده،  تأمین کرد.

مراحل درمان محدودیت خواب به شرح زیر است:

۱- به مدت ۲۴ ساعت نخوابید: این مرحله اولین گام درمان محدودیت خواب بوده که طاقت فرسا و برای برخی عذاب آور است ولی ممکن است برای تنظیم ریتم شبانه روزی شما مفید واقع شود اگر شما نتوانید این مرحله را انجام دهید، پس با گام دوم آغاز کنید.

۲-با خواب اندک شروع کنید: با توجه به اطلاعات اولیه خودتان درباره خواب، فکر میکنید حداقل خوابی که در طول هفته گذشته داشتید چقدر بود؟ اگر ۴ ساعت بود طوری برنامه ریزی کنید که فقط ۴ ساعت بخوابید. برای مثال اگر قصد دارید ساعت ۷ صبح از خواب بیدار شوید، طوری برنامه ریزی کنید که ساعت ۳ شب بخوابید.

۳-به تدریج مدت زمان خواب خود را افزایش دهید: هر شب مدت ۱۵ دیقه به مدت زمان خواب خود اضافه کنید.

۴-بیشتر از ۸ ساعت نیاز به خواب ندارید: اکثر افراد واقعا به هشت ساعت خوابیدن نیاز ندارند. اگر میخواهید در طول روز احساس خستگی کمتری کنید و از سطح هوشیاری خوبی برخوردار باشید، طوری برنامه ریزی کنید که کمتر از هشت ساعت بخوابید.

اگرچه درمان محدودیت خواب برای اکثر افراد رنجآور و طاقت فرسا است، ولی برای برخی افراد از اثربخشی خوبی برخوردار است. بعد از اینکه شما موفق به اجرای این درمان شدید، می توانید با به کارگیری توصیه های دوازده گانه بالا ، ارامش را دوباره به خواب شما برمی گردانند. به خاطر داشته باشید که بهبود مشکلات خواب، تاثیر چشمگیری بر کاهش اضطراب و افسردگی شما دارد.

سیستم ایمنی در برابر دفاع از بدن از عوامل بیماری‌زا که سلامت بدن را به خطر می‌اندازند نقش به سزایی دارد، اما گاهی این سیستم ضعیف می‌شود و زمینه بروز بیماری‌ها را فراهم می‌کند. برای مثال محیط زندگی ما هیچ زمانی به‌طور کامل عاری از عوامل بیماری‌زا نیست و هر چه قدر هم که سعی کنیم نمی‌توان خودمان را ایزوله کنیم. پس راهی جز تقویت سیستم ایمنی نخواهیم داشت.

پس چگونه می‌توان سیستم ایمنی بدن را تقویت کرد؟

سیستم ایمنی از ارگان‌های متفاوت بدن  حمایت می‌کند و به این ترتیب مواد مضر از طریق سیستم‌های تنفس، گردش خون، کلیه‌ها و پوست از بدن خارج می‌شود. یکی از بهترین راه‌های تقویت سیستم ایمنی، یک رژیم غذایی سالم است. برای مثال خوراکی‌هایی مثل تخم‌مرغ، سویا، خشکبار، میوه و سبزی، غذاهای دریایی، اسفناج و فلفل قرمز سیستم ایمنی را تقویت می‌کند.

ارزش لبنیات را جدی بگیرید!

لبنیات یکی از بهترین گزینه‌ها برای تقویت سیستم ایمنی بدن است؛ مصرف فیبر سیستم ایمنی را تقویت می‌کند و میوه‌ها و سبزی‌ها نیز حاوی فیبر هستند.

دو خوراکی بد بو اما نجات دهنده!

بوی سیر و پیاز برای بیشتر آدم‌ها شدیدا بد و غیرقابل تحمل است، اما این خوراکی‌ها میکروب‌ها را فراری می‌دهند، با عوامل عفونی و باکتریایی در بدن مبارزه می‌کنند و در نهایت، به بالا بردن قدرت سیستم دفاعی بدن کمک می‌کنند. بر اساس گزارش ها، افرادی که بیش از شش حبه سیر خام در طول هفته مصرف می‌کنند ۳۰ درصد کمتر به سرطان کولورکتال (سرطانی که روده بزرگ یا رکتوم را درگیر می‌کند) و ۵۰ درصد هم کمتر به سرطان معده مبتلا می‌شوند.

به همین خاطر گفته می‌شود روزی یک حبه سیر خام بخورید تا سیستم ایمنی بدنتان مقاوم شود. از غذاهای دریایی استفاده کنید. سلنیوم و اسیدهای چرب امگا ۳ که به وفور در ماهی و به طور کلی در غذاهای دریایی وجود دارند از مهم‌ترین ترکیب‌های بسیار مفید و موثر برای بالا بردن قدرت سیستم ایمنی بدن به حساب می‌اید. پس هفته‌ای سه مرتبه ماهی استفاده کنید.

دنبال آنتی‌اکسیدان‌ها بروید

احتمالا می‌دانید که آنتی‌اکسیدان‌ها با رادیکال‌های آزاد مقابله می‌کنند و با مقاوم شدن سیستم ایمنی بدن مانع از تخریب سلولی و احتمال ابتلا به انواع بیماری‌ها به ویژه سرطان می‌شوند همچنین با مصرف خوراکی‌های حاوی آنتی‌اکسیدان می‌توانیم سیستم ایمنی بدن را مقاوم کنیم.

ویتامین های رنگی را فراموش نکنید

میوه‌ها و سبزی‌های زرد، نارنجی و قرمز و مواد غذایی حاوی ویتامین‌های C و E شامل مرکبات، فلفل دلمه‌ای، میوه‌ها و سبزی‌های رنگی خام، گوجه‌فرنگی، مرکبات، چغندر، توت‌فرنگی، کیوی، نخود، هویج، تخمه آفتابگردان، سیب، بادمجان، پیاز قرمز، غذاهای دریایی و جگر و منابع روی شامل گوشت قرمز، مرغ و ماهی، مغزها، حبوبات، غلات سبوس‌دار و... آنتی‌اکسیدان دارند و با مصرف آنها در برنامه غذایی روزانه سیستم ایمنی بدن تقویت می‌شود.

آب و چای سبز و تقویت سیستم ایمنی

نوشیدن مایعات یکی از روش‌های تقویت سیستم ایمنی بدن است به این دلیل که می‌تواند مواد سمی را از بدن دفع و خارج کند؛ بنابراین حداقل روزی هفت تا هشت لیوان آب بنوشید. همچنین مصرف روزانه دو تا سه فنجان چای سبز را در اولویت‌های برنامه غذایی روزانه‌تان قرار دهید، چون هم مایعات مورد نیاز بدنتان را تامین می‌کند و هم به لحاظ داشتن ترکیبات آنتی‌اکسیدانی باعث مقاوم شدن سیستم ایمنی بدن می‌شود و این یعنی یک تیر و دو نشان!

ورزش کنید

ورزش نیز درست مثل یک‌رژیم‌غذایی سالم می‌تواند روی سیستم ایمنی اثر گذار باشد و باعث تقویت آن شود. از طرفی داشتن تحرک و فعالیت بدنی منظم روزانه با پیشگیری از بروز اضافه وزن و چاقی، احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی، دیابت و... را نیز پایین می‌آورد.

شکست غول استرس

استرس یکی از عوامل تهدیدکننده سلامت است و سیستم ایمنی بدن را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد؛ بنابراین تا حد امکان از استرس‌های روزمره بپرهیزید و با تمرین‌های ذهنی و ورزش‌هایی مثل یوگا، خشم و عصبانیت‌های بی‌موردتان را کم و کنترل کنید. همیشه یادتان باشد استرس انرژی‌های مثبت اطرافتان را خنثی می‌کند.

شنبه, 09 فروردين 1399 15:23

آشنائی با کشور جیبوتی

دین رسمی:               اسلام

جمعیت کل:              ۸۶۴.۰۰۰ نفر

مساحت:                  ۲۳.۲۰۰ کیلومتر مربع

پایتخت:                   جیبوتی

ادیان(درصد):           اسلام (۹۶ درصد)، مسیحیت (۴ درصد)

زبان رسمی:              عربی

 

موقعیت جغرافیایی

 

کشور جیبوتی در شمال شرق آفریقا، در کنار خلیج عدن و دریای سرخ قرار گرفته و از شرق با اریتره، از جنوب و غرب با اتیوپی و از جنوب شرقی با سومالی همسایه است.

 

تاریخ

این کشور از مستعمرات فرانسه بوده‌است که در اصل سومالی‌لند فرانسه نامیده می‌شده‌است. جیبوتی در روز ۲۷ ژوئن ۱۹۷۷ از فرانسه اعلام استقلال کرد و به جمهوری جیبوتی تغییر نام داد. جنگ‌های قومی بین عفار و ایساس (سومالیایی‌نژادها) بعد از استقلال نیز در جیبوتی ادامه داشت، تا اینکه بالاخره در سال ۱۹۹۴ موافقتنامه صلح میان اقوام درگیر جیبوتی به امضا رسید.

 

سیاست

 

حزب (RPP) تنها حزب سیاسی جیبوتی بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۳ بود، در سال ۱۹۹۳ انتخابات به صورت چندحزبی در جیبوتی برگزار شد که حسن گولد آپتیدون که از ایساس بود به رئیس‌جمهوری انتخاب شد، بارکاد گوراد هامودو که از عفار بود در همین سال نخست‌وزیر جیبوتی شد. از سال ۱۹۹۹ اسماعیل عمر حیله به عنوان رئیس‌جمهور و در سال ۲۰۰۱ نیز دلیطه محمد دلیطه به سمت نخست‌وزیر منصوب شدند.

 

تعداد زیادی از آوارگان اتیوپی و سومالی در این کشور زندگی می‌کنند. تا سال ۱۹۹۱ شورش ارتشیان بر قسمت‌هایی از جیبوتی حکمفرما بود.

 

جیبوتی علاوه بر سازمان ملل، در بانک توسعه آفریقا، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، گروه ۷۷، بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه، سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری، جامعه بین‌المللی توسعه، بنگاه مالی بین‌المللی، سازمان بین‌المللی کار، صندوق بین‌المللی پول، سازمان بین‌المللی ارتباطات دور ماهواره‌ای، سازمان بین‌المللی پلیس جنایی، اتحادیه بین‌المللی ارتباطات دور، جنبش عدم تعهد، سازمان جهانی بهداشت، سازمان جهانی مالکیت معنوی و سازمان جهانی تجارت عضویت دارد.

 

 

جغرافیا

 

جمهوری جیبوتی کشوری است واقع در شمال شرق آفریقا، در کنار خلیج عدن و دریای سرخ، بین اریتره و سومالی.

 

جیبوتی از شرق با اریتره، از جنوب و غرب با اتیوپی و از جنوب شرقی با سومالی همسایه است و بقیه مرزهای آن‌ها در کنار خلیج عدن و دریای سرخ قرار گرفته‌است.

 

مساحت جیبوتی ۲۳٬۲۰۰ کیلومتر مربع و جمیعت آن حدود ۸۸۴٬۰۰۰ نفر است. از شهرهای مهم جیبوتی می‌توان، علی سبیح ۸۰۰۰ نفر، تاجوارا ۲۵۰۰۰ نفر و دخیل با جمعیت ۳۰۰۰۰ نفر را نام برد. حدود ۲۲ هزار و ۹۸۰ کیلومتر مربع از خاک این سرزمین در مناطق خشکی و بقیه در زیر آب قرار دارد. جیبوتی از سمت جنوب به طول ۵۸ کیلومتر با سومالی، از سمت غرب به طول ۳۴۹ کیلومتر با اتیوپی و از سمت شمال به طول ۱۰۹ کیلومتر با اریتره مرز مشترک دارد. بخش شرقی جیبوتی ۳۱۴ کیلومتر از ساحل خلیج عدن را تشکیل می‌دهد.

 

جیبوتی از دو بخش کوهستانی و فلاتی تشکیل شده و ارتفاعات شمالی آن تا حدودی پرباران است، ولی در نقاط دیگر آن فقط هنگام وزش بادهای موسمی، بارندگی صورت می‌گیرد. این سرزمین در سایر مناطق آب و هوای گرم و سوزان دارد. پستترین نقطه جیبوتی در منطقه «عسل» حد اقل ۱۵۵ متر پایین‌تر از سطح آب‌های بین‌المللی است و ارتفاع بلندترین نقطه این کشور در تپه‌های «موسی علی» به ۲ هزار و ۲۸ متر می‌رسد.

 

جیبوتی به لحاظ فرورفتگی آب خلیج عدن در خاک خود، حایز اهمیت ویژه‌ای است و در دادوستدهای سیاسی و اقتصادی منطقه شرق آفریقا، جزو کشورهای راهبردی به‌شمار می‌آید.

 

نیروی نظامی

 

ارتش جیبوتی، الجیش الجیبوتی یا Ciidanka Jabuuti متشکل از ۱۶ هزار نفر نیروی بومی و ۹۵۰۰ نفر ذخیره است که در شاخه‌های دریای، هوایی و زمینی به دفاع از این کشور مشغول هستند. فرمانده ارشد آن پرزیدنت اسماعیل عمر گوتله رئیس‌جمهور وقت جیبوتی می‌باشد. از جمله بزرگترین حامیان ارتش جیبوتی کشورهایی همچون ایالت متحده، فرانسه، ایتالیا، ژاپن و چین هستند. به گفته کارشناسان ارتش جیبوتی که تمرکز ویژه ای روی نیروی دریای خود دارد یکی از بازیگران مهم تنگه باب المندب است. نیروی دریایی آن از سال ۲۰۱۶ به دلیل انجام ماموریت‌های کنترلی وارد این تنگه و دریای سرخ شده‌اند و با حمایت مستقیم مالی و اطلاعاتی عربستان سعودی مشغول مقابله دریایی با قایق‌های جنگی شبه نظامیان حوثی تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران است. از ماموریت‌های برون مرزی ارتش جیبوتی می‌توان به برقراری نظم در کشور سومالی و سودان اشاره کرد که طبق بیانیه سازمان ملل جیبوتی به همراه سه کشور دیگر وظیفه برقراری امنیت بخش‌هایی از کشورهای نامبرده را دارند. اولین کمک نظامی جیبوتی به حفظ صلح سازمان ملل در سال ۲۰۱۰ در دارفور، سودان بود. در حال حاضر این کشور روابط گسترده نظامی خود را با ارتش چین برقرار کرده و سربازانش در پایگاه بزرگ این کشور تحت آموزش مستشاران چینی قرار دارند.

 

Djibouti-regions.png
 

تقسیمات کشوری

 

منطقه‌های جیبوتی منطقه         مساحت (km2)         جمعیت (۲۰۱۰)         مرکز

منطقه علی صبیح                  ۲٬۲۰۰                     ۷۱٬۶۴۰                   علی صبیح

منطقه عرتا                          ۱٬۸۰۰                     ۴۰٬۱۶۳                   ارتا، جیبوتی

منطقه دخیل                        ۷٬۲۰۰                     ۸۳٬۴۰۹                   دخیل

جیبوتی                              ۲۰۰                        ۵۲۹٬۹۰۰ (۲۰۱۵)      جیبوتی

منطقه اوبوک                       ۴٬۷۰۰                     ۳۶٬۰۸۳                   اوبوک

منطقه تاجوره                      ۷٬۱۰۰                    ۸۴٬۰۴۱                  تاجوره

 

اقتصاد

 

یکای پول جیبوتی فرانک جیبوتی با یکای جزء سانتیم است.

 

از نظر صادراتی، صادرات جیبوتی را فراورده‌های کشاورزی تشکیل می‌دهد، گوشت شتر و گوسفند و میوه و سبزیجات در رده مهمترین تولیدات بخش کشاورزی و دامپروری جیبوتی قرار دارند.

 

این کشور از لحاظ ذخایر معدنی در فقر شدید به سر می‌برد و کانی باارزشی ندارد.

 

این کشور به عنوان یک منطقه آزاد تجاری-صنعتی در شمال شرقی قاره آفریقا، اساس اقتصاد خود را بر مبنای ارائه خدمات بازرگانی به سایر کشورها بنا نهاده‌است.

 

ترانزیت کالا و خدمات ترابری محموله‌های عبوری از خلیج عدن، منبع درآمد اصلی مردم جیبوتی را تشکیل می‌دهد و بخش صنعت و کشاورزی این کشور چندان رونقی ندارد.

 

نرخ تولید ناخالص داخلی جیبوتی در پایان سال ۲۰۰۲ به حدود ۵۸۶ میلیون دلار رسید. نرخ رشد تولید ناخالص داخلی این کشور یک دهم درصد است، درحالی‌که میانگین نرخ یادشده در فاصله سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸ حدود ۱٫۳ درصد بود.

 

جیبوتی کشور تقریباً فقیری است و درآمد سرانه ملی آن به ۱۴۰۰ دلار در سال می‌رسد. از سوی دیگر، حدود ۵۰ درصد از جمعیت این سرزمین، زیر خط فقر زندگی می‌کنند و نرخ بالای بیکاری (۴۰ تا ۵۰ درصد) بزرگترین مشکل اقتصادی جیبوتی به‌شمار می‌رود.

 

فراورده‌های کشاورزی حدود ۳ درصد، صنعتی ۱۰ درصد و فعالیت‌های خدماتی بیشتر از ۸۷ درصد تولید ناخالص جیبوتی را تشکیل می‌دهند. جیبوتی حدود ۲ درصد نرخ تورم و بالغ بر ۲۸۲ هزار نفر نیروی کار دارد. همچنین، ظرفیت تولید انرژی الکتریکی جیبوتی به ۱۸۰ میلیون کیلووات ساعت می‌رسد.

 

کشور جیبوتی با دریافت حق تردد از کشتی‌ها و نفتکش‌هایی که از تنگه باب‌المندب گذر می‌کنند بخشی از بودجه خود را تأمین می‌کند.

 

مردم

 

حدود ۹۴٪ مردم این کشور مسلمان و ۶٪ مسیحی می‌باشند. ۴۶ ٪ نژاد مردم جیبوتی را ایساس یا سومالیایی تبارها، ۳۵ ٪ را عفار و ۱۱ ٪ را نیز عرب تشکیل می‌دهند، غالب مسلمانان این کشور مسلمان سنی (شافعی) و درصدی هم اهل فرقه صوفیه هستند. عربی و فرانسوی دو زبان رسمی مردم جیبوتی هستند.

 

زبان‌های رسمی آن عربی و فرانسوی است اما بیشتر مردم به دو زبان عفاری و سومالی صحبت می‌کنند. دو قوم اصلی ساکن این کشور عفارها و سومالی‌ها هستند بقیهٔ جمعیت هم اروپایی (عمدتاً فرانسوی و ایتالیایی، عرب و اتیوپیایی می‌باشند.

 

هم‌اینک نزدیک به ۸۳٫۱ درصد از جمعیت جیبوتی در مناطق شهری ساکن هستند.

 

کمبود امکانات بهداشتی و دارویی از یک طرف، و شیوع گسترده بیماری‌های مرگبار مانند هپاتیت، ایدز، حصبه و وبا از سوی دیگر، رشد مرگ‌ومیر نوزادان جیبوتی را به همراه داشته‌است.

 

ادیان در جیبوتی

 

۹۹٪ ساکنان این کشور مسلمان هستند. مسلمانان سنی مذهب این کشور از مذهب شافعی پیروی می‌کنند. بهاییان، مسیحیان کاتولیک و پروتستان و ارتودکس دیگر ساکنان این کشور هستند.

 

تشیع

 

تعدادی از بومیان این کشور به تشیع گرویده‌‌اند و چندین مرکز و موسسه دارند. برخی از این مراکز عبارتند از:

 

    مرکز ام البنین

    مرکز فرهنگی اهل البیت

    کتابخانه حضرت زینب

 

جمعیت

 

مؤسسه pew شمار مسلمانان جیبوتی را در سال ۲۰۱۰ م ۸۵۳،۰۰۰ تن تخمین زده است.[۲] به گزارش پرتال اهل بیت وابسته به مجمع جهانی اهل بیت موسسه pew در سال ۲۰۰۹م جمعیت مسلمانان این کشور را ۸۳۸،۰۰۰ تن و شمار شیعیان آن را کمتر از ۸،۴۰۰ تن تخمین زده است. مجمع جهانی اهل بیت نیز در سال ۲۰۰۸م شمار شیعیان جیبوتی را ۷،۵۲۰ نفر اعلام کرده است. بر اساس این آمارها کمتر از ۱٪ از جمعیت مسلمانان این کشور شیعه هستند.

 

شخصیت‌های شیعی

 

    عبدالرحیم آدن ورسمه مدیر مرکز مستبصرون

شنبه, 09 فروردين 1399 14:52

آشنائی با کشور ساحل عاج

اطلاعات عمومی

جمعیت کل:              ۲۰.۶۱۷.۰۰۰ نفر

مساحت:                   ۳۲۲.۴۶۰ کیلومتر

حکومت:                  جمهوری

پایتخت:                    یاموسوکرو

شهرهای مهم:             آبیجان

ادیان(درصد):             اسلام (۴۲.۹ درصد)، مسیحیت (۳۳.۹ درصد)

زبان رسمی:               فرانسوی

 

اسلام

پیشینه اسلام:              قرن ۱۸ میلادی

جمعیت مسلمانان:        حدود ۹ میلیون نفر

 

آمار شیعیان:

جمعیت ۴۴۰ هزار نفر

درصد به جمعیت کشور ۲ درصد

درصد به جمعیت مسلمانان       ۵ درصد

 

مراکز شیعی

مراکز علمی: مرکز اسلامی شیعی جعفری، مرکز رابطه مبلغی نور

مساجد: مسجد اثنی عشریه، مسجد امام علی

مؤسسات فرهنگی: مرکز اسلامی رسول اکرم، مؤسسه فرهنگی لبنانی‌ها

 

 

اطلاعات عمومی

 

کشور ساحل عاج با وسعت ۳۲۲٬۴۶۰ کیلومتر مربع در ساحل شمالی خلیج گینه و اقیانوس اطلس واقع شده‌است. این کشور از غرب به کشورهای لیبریا و گینه، از شمال به کشورهای مالی و بورکینافاسو، از شرق به کشور غنا و از جنوب به اقیانوس اطلس محدود می‌شود. بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۹ میلادی جمیعت ساحل عاج برابر با ۲۰.۶۱۷.۰۰۰ نفر بوده است.

 

سیاست

 

ساحل عاج در سال ۱۸۹۳م به صورت مستعمرهٔ فرانسه درآمد. پس از جنگ جهانی دوم دارای خودگردانی داخلی شد و سرانجام در ۷ آگوست ۱۹۶۰ از فرانسه اعلام استقلال کرد.

 

در حال حاضر این کشور دارای نظام ریاست جمهوری است و بر اساس قانون اساسی، رئیس جمهور با رای مستقیم مردم برای دوره‌ای پنج ساله انتخاب می‌شود.

 

جغرافیا

Côte d'Ivoire Map.jpg
 

کشور ساحل عاج با وسعت ۳۲۲٬۴۶۰ کیلومتر مربع در ساحل شمالی خلیج گینه و اقیانوس اطلس واقع شده‌است. این کشور از غرب به کشورهای لیبریا و گینه، از شمال به کشورهای مالی و بورکینافاسو، از شرق به کشور غنا و از جنوب به اقیانوس اطلس محدود می‌شود.

ساحل عاج با کشور لیبریا ۱۶۱۷ کیلومتر، غنا ۶۶۸ کیلومتر، گینه ۶۱۰ کیلومتر، بورکینافاسو ۵۸۴ کیلومتر اقیانوس اطلس ۵۱۵ کیلومتر و با کشور مالی ۵۳۲ کیلومتر مرز مشترک دارد.

مرزهای این کشور با لیبریا از نوع طبیعی می‌باشد و رودخانه کارالی که به خلیج گینه واقع در اقیانوس اطلس می‌ریزد، مشخص‌کننده آنست.

ساحل عاج دارای آب و هوایی گرمسیری و مرطوب در امتداد ساحل (در جنوب) و آب و هوایی نسبتاً خشک و اقلیمی ساوان و نیمه بیابانی در شمال است. از نظر اقلیمی ساحل عاج دارای اقلیمی صاف با دشت‌ها موجدار می‌باشد، غرب و شمال غرب ساحل عاج را نیز نواحی کوهستانی فرا گرفته‌است. بلندترین نقطهٔ ساحل عاج، قلهٔ کوه نیمبا نام دارد که با ۱۷۵۲ متر ارتفاع در غرب ساحل عاج واقع شده‌است.

بزرگترین دریاچهٔ ساحل عاج، دریاچهٔ سالاموسو، نام دارد، همچنین سه رود مهم، ساساندرا بانداما و کوموئه در ساحل عاج جریان دارند.

در آغاز منطقهٔ ساحل عاج زیستگاه بیش از شصت قوم و قبیلهٔ آفریقایی بوده‌است که مهم‌ترین آنها، بائوله، بته، سنوفو، آگنی، مالینکه، دان و لوبی بودند.

وضعیت آب و هوا

Ivory Coast Topography.png
 

ساحل عاج در مدار ۵ الی ۱۰ درجه عرض جغرافیایی قراردارد. این کشور از لحاظ آب و هوایی در مناطق شمالی و جنوبی متفاوت می‌باشد. به طوری که منطقه جنوب دارای آب و هوایی استوایی و در شمال یعنی بعد از مدار ۸ درجه جغرافیایی آب و هوا نیمه استوایی می‌باشد. رطوبت این کشور به‌طور متوسط ۷۰ درصد و میزان بارندگی در آن بین ۱۰۰۰ تا ۲۵۰۰ میلی‌متر می‌باشد.

درجه حرارت در این منطقه به‌طور متوسط بین ۲۹ الی ۲۸ درجه سانتیگراد است که با رطوبت بسیار زیاد (شرجی) نسبتاً زیاد می‌باشد.

به طو کلی آب و هوای این کشور را می‌توان به ۴ بخش تقسیم کرد: الف – فصل بزرگ بارندگی از آوریل تا اوت به همراه باد و طوفان شدید (فروردین تا مرداد) ب – فصل بارندگی از سپتامبر تا نوامبر (شهریور تا آبان) ج – فصل خشک از پایان نوامبر تا آوریل (ابتدای آذر تا اول فروردین) د – فصل کوتاه مدت خشک در ماه اوت (حدود نیمه دوم مرداد ماه)

تقسیمات کشوری

کشور ساحل عاج دارای ۱۹ استان می‌باشد:

Cote d'Ivoire.png
 
  • ۱ – آگنبی (Agneby)
  • ۲ – بافینگ (Bafing)
  • ۳ –ساساندرای سفلی (Bas-Sassandra)
  • ۴ – دنگوئله (Denguele)
  • ۵ – دیکس هویت مونتانس (Dix-Huit Montagnes)
  • ۶ – فروماگر (Fromager)
  • ۷ – ساساندرای علیا (Haut-Sassandra)
  • ۸ – لاکز (Lacs)
  • ۹ – لاگونز (Lagunes)
  • ۱۰ – ماراهوئه (Marahoue)
  • ۱۱ –کاوالی شمالی (Moyen-Cavally)
  • ۱۲ – کوموئهٔ شمالی (Moyen-Comoe)
  • ۱۳ – کوموئه انزی (N'zi-Comoe)
  • ۱۴ – ساوانز (Savanes)
  • ۱۵ – باندامای جنوبی (Sud-Bandama)
  • ۱۶ – کوموئهٔ جنوبی (Sud-Comoe)
  • ۱۷ – واله دو بانداما (Vallee du Bandama)
  • ۱۸ – وورودوگو (Worodougou)
  • ۱۹ – زانزان (Zanzan)

اقتصاد

Adjamemarche1.jpg
 

تولید ناخالص داخلی این کشور ۳۲٫۸۶ میلیارد دلار است. ۶٬۹۰۷٬۰۰۰ نفر است که ۶۸ درصد آن‌ها در بخش کشاورزی مشغول به کارند.

آمار دقیقی از تعداد بیکاران در این کشور در دست نیست اما تخمین زده می‌شود نرخ بیکاری در این کشور ۴۰ تا ۵۰ درصد باشد. ۴۲ درصد مردم زیر خط فقر زندگی می‌کنند و نرخ تورم در سال ۲۰۰۷ میلادی ۱٫۸ درصد بود.

محصولات صادراتی این کشور شامل کاکائو، قهوه، الوار، نفت، پنبه، موز، آناناس، روغن خرما و ماهی است که به کشورهای فرانسه (۱۸٫۳ درصد)، هلند (۹٫۷ درصد)، آمریکا (۹٫۱ درصد)، نیجریه (۷٫۲ درصد) و آلمان (۴٫۲ درصد) صادر می‌شود.

محصولات وارداتی این کشور شامل سوخت، کالاهای اساسی و مواد غذایی است که از کشورهای نیجریه (۲۷٫۶ درصد)، فرانسه (۲۵٫۴ درصد) و چین (۴٫۳ درصد) وارد می‌شود.

 

مردم

Ivorian woman.jpg
 

جمعیت این کشور در سال ۲۰۱۷ حدود ۲۴٬۲۹۰٬۰۰۰ نفر بوده، با میانگین سنی ۱۹٫۴ سال. امید به زندگی در این کشور برای زنان ۵۱٫۸۲ سال و برای مردان ۴۶٫۶۲ سال است.

۷ درصد از مردم این کشور به بیماری ایدز مبتلا هستند. زبان رسمی این کشور فرانسوی است.

شهرهای بزرگ این کشور عبارتند از: آبیجان ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر، بواکه ۶۵۰٬۰۰۰ نفر، دالوآ ۲۵۰٬۰۰۰ نفر، سن‌پدرو ۲۰۰٬۰۰۰ نفر، یاموسوکورو ۲۰۰٬۰۰۰ و بقیه مردم هم در سایر شهرها و روستاها زندگی می‌کنند.

نرخ رشد جمعیت در این کشور حدود ۴٫۷ درصد در سال می‌باشد.

 

ادیان و نژادها

 

در ساحل عاج آزادی مذهبی وجود دارد. بر اساس آمار رسمی ۴۲.۹ درصد از مردم این کشور مسلمان، ۳۴ درصد مسیحی و ۲۳ درصد آنیمیست (آیین‌های بومی) هستند.

 

در ساحل عاج بیش از ۶۰ گروه نژادی زندگی می‌کنند ولی مهاجران عمدتا آفریقایی، فرانسوی و لبنانی هستند.

 

ادیان در ساحل عاج

دین                        نسبت  

اسلام                       ۴۳٪

مسیحیت                   ۳۴٪

سایر                        ۲۳٪

 

اسلام

 

پیشینه حضور اسلام در این کشور به قرن هیجدهم میلادی بازمی‌گردد. گرچه مسلمانان در میان اغلب اقوام دیده می‌شوند اما قوم «دیولا» تماماً مسلمانند. بازرگانان مسلمان از قوم دیولا از قرن هیجدهم جوامع اسلامی را در شمال ساحل عاج به وجود آوردند و از این رو این مناطق، مرکز رشد و گسترش اسلام به شمار می‌آید.

 

امروزه مسلمانان سنی این کشور غالبا مذهب مالکی دارند ولی فرقه‌های صوفیه نیز طرفدارانی دارند. بخشی از جمعیت مسلمان در ساحل عاج را نیز شیعیان تشکیل می‌دهند.

 

تشیع

 

نخستین حضور تشیع در ساحل عاج مربوط به سال ۱۹۰۸م است که گروهی از لبنانیان به این کشور مهاجرت کردند و در آنجا به فعالیت‌های اقتصادی پرداختند. ولی ظهور تشیع به عنوان یک جریان مذهبی به سال ۱۹۷۷ برمی‌گردد که مجموعه‌ای از شیعیان با تاسیس «جمعیت اسلامی فرهنگی» در منطقه ساحلی به فعالیت پرداختند. طی پانزده سال اخیر ترویج تشیع در ساحل عاج به صورت علنی انجام می‌شود که در این میان شیعیان لبنانی نقش پررنگی دارند و مجلس اعلای شیعیان لبنان بر امور آموزشی شیعیان نظارت دارد.

 

امروزه شیعیان در بیشتر مناطق ساحل عاج و به‌ویژه در شهرهای ابیجان، بندوکو، بواکی، امباتو، آنیاما، گران باسام، اودینه و کوروچو حضور دارند.[۱۰]

جمعیت شیعیان

جمعیت کل                جمعیت شیعیان           درصد             تاریخ             منبع

۱۶،۱۹۰،۱۰۵               ۸۰۰،۰۰۰                   ۵                  ۲۰۰۰   دائرة المعارف امام حسین(ع)

۱۸،۲۰۰،۰۰۰               ۴۳۶،۸۰۰                   ۲/۵               ۲۰۰۸   مجمع جهانی اهل بیت

-                           ۱۳۰،۰۰۰                   -                  -        اطلس شیعه

مراکز شیعی

مرکز اسلامی شیعی جعفری: در منطقه باسام در نزدیکی شهر ابیجان، دارای کتابخانه و مدرسه و مسجد

مرکز رابطه مبلغی نور الزهراء: در منطقه آبوبو

مرکز اسلامی رسول اکرم (ص): توسط شیعیان لبنانی ساخته شد و جوانان حزب الله در مراسم این مرکز شرکت می‌کنند.

حوزه علمیه: با حمایت معنوی جمهوری اسلامی ایران در ابیجان تاسیس شده و دارای ۱۲۰ طلبه است.

موسسه فرهنگی لبنانی‌ها: در ابیجان

مجمع فرهنگی الزهراء در آبیجان که دارای مسجد، کتابخانه و درمانگاه است.

مرکز اسلامی عربی-آفریقایی که در زمینه آموزش قرآن و احکام اسلامی بر اساس مذهب اهل بیت فعالیت می‌کند.

مرکز اسلامی لبنانی به ریاست شیخ عدنان زلغوط نماینده آیت الله سید علی سیستانی

مجتمع الغدیر وابسته به حزب الله لبنان به ریاست شیخ انیس حجازی که مشتمل بر مسجد المهدی(عج) می باشد.

جمعیت "البر و التعاون" وابسته به جنبش امل لبنان به ریاست شیخ غسان درویش.

جمعیت الهدی وابسته به مرحوم سید محمد حسین فضل الله به ریاست شیخ وهیب مغنیة.

جمعیت اسلامی و فرانسوی زبان امام صادق(ع) که مسئؤل آن اکنون شیخ مرتضی خلیق است.

 

مساجد و حسینیه‌های شیعیان

    مسجد اثنی عشریه در آبیجان

    مسجد کانکاکورا در آبیجان

    مسجد امام علی (ع) در گران باسام

    مسجد شیعه جعفری در گران باسام

    سه حسینیه در آبیجان

 

شخصیت‌های شیعی

 

    ابراهیم کولیایی: از رهبران شیعیان ساحل عاج که در سال ۱۳۸۶ش. درگذشت.

۱. شناخت خداوند و عبادت او

«اَیّهَا النّاسُ! إِنّ اللّهَ جَلّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلاّ لِیَعْرِفُوهُ، فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ».

امام حسین (ع) فرمود: «ای مردم! خداوند بندگان را آفرید تا او را بشناسند، آن‏گاه که او را شناختند، پرستش کنند و آن‏گاه که او را پرستیدند، از پرستش غیر او بی‏ نیاز شوند».

(بحار الانوار، ج ۵ ص ۳۱۲ ح۱ )

 

۲. یافتن خداوند

«مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ وَ مَا الّذِی فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ؟».

امام حسین (ع) فرمود: «پروردگارا! آن که تو را نیافت، چه یافت و آن که تو را یافت، چه از دست داد؟».

(بحار الانوار، ج ۹۵ ص ۲۲۶ ح۳ )

 

۳. خداوند، مراقب انسان‏

 

«عَمِیَتْ عَیْنٌ لاَ تَرَاکَ عَلَیْهَا رَقِیباً».

امام حسین (ع) فرمود: «چشمی که تو را مراقب خویش نبیند، کور است».

 

(بحار الانوار، ج ۹۵ ص ۲۲۶ ح۳ )

 

۴. عبادت تجار، بندگان و آزادگان‏

«إِنّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ التّجّارِ وَ إِنّ قَوْمَاً عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ إِنّ قَوْمَاً عَبَدُوا اللّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الاَحْرَارِ وَ هِیَ اَفْضَلُ الْعِبَادَةِ».

امام حسین (ع) فرمود: «گروهی خدا را از روی میل به بهشت عبادت می‏کنند، که این عبادت تجارت‏کنندگان است و گروهی خدا را از ترس دوزخ می‏پرستند و این عبادت بردگان است، و گروهی خدا را به سبب شایستگی می‏پرستند، و این عبادت آزادگان است که برترین عبادت است».

(تحف العقول، ص ۲۷۹ ح۴ )

 

۵. پاداش عبادت حقیقی خداوند

«مَنْ عَبَدَ اللّهَ حَقّ عِبَادَتِهِ آتاهُ اللّهُ فَوْقَ اَمَانِیهِ وَ کِفَایَتِهِ».

امام حسین (ع) فرمود: «هرکس حق معبودیت خدا را به‏جا آورد، خداوند بیش از حدّ انتظار و کفایتش به او عطا می‏ کند».

(بحار الانوار، ج ۶۸ ص ۱۸۴ ح۴۴ )

 

۶. زیان‏کار

«لَقَدْ خَابَ مَنْ رَضِیَ دُونَکَ بَدَلاً».

امام حسین (ع) فرمود: «هرکس به غیر تو دل ببندد، زیان کرده است».

(بحار الانوار، ج ۹۵ ص ۲۱۶ ح۳ )

 

۷. ستایشگران خداوند

 

«مَا خَلَقَ اللّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلا وَ لَهُ تَسْبِیحٌ یَحْمَدُ بِهِ رَبّهُ».

امام حسین (ع) فرمود: «خداوند هیچ موجودی را نیافرید، جز آن‏که برای او تسبیحی قرارداد تا با آن خدا را ستایش کند».

(بحار الانوار، ج ۶۱ ص ۲۹ ح۸ )

 

۸. دوستی خداوند، سرمایه انسان‏

«خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبّکَ نَصِیباً».

امام حسین (ع) فرمود: «پروردگارا! کسی که از محبّت خود بهره‏مندش نکردی، زیان کرده است».

(بحار الانوار، ج ۹۵ ص ۲۲۶ ح۳ )

 

۹. اشک چشم و ترس دل، رحمت خداوند

«بُکَاءُ الْعُیُونِ وَ خَشْیَةُ الْقُلُوبِ رَحْمَةٌ مِنَ اللّهِ».

امام حسین (ع) فرمود: «گریستن چشم‏ها و ترسیدن قلب‏ها، رحمتی از جانب خداست».

(مستدرک الوسائل، ج ۱۱ ص ۲۴۵ ح۳۵ )

 

۱۰. دوستی اهل بیت سبب ریزش گناهان‏

«إِنّ حُبّنَا لَتُسَاقِطُ الذّنُوبَ کَمَا تُسَاقِطُ الرّیحُ الْوَرَقَ».

امام حسین (ع) فرمود: «محبّت ما اهل بیت سبب ریزش گناهان است، چنان‏که باد، برگ درختان را می‏ریزد».

(حیاة الامام الحسین، ج ۱ ص۱۵۶ )

 

۱۱. اهل بیت(ع)، معلمان ملائکه‏

«اَیّ شَیْ‏ءٍ کُنْتُمْ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللّهُ عَزّوَجَلّ آدَمَ (ع)؟ قَالَ کُنّا اَشْبَاحَ نُورٍ نَدُورُ حَوْلَ عَرْشِ الرّحْمنِ فَنُعَلّمُ لِلْمَلاَئِکَةِ التّسْبِیحَ وَ التّهْلِیلَ وَ التّحْمِیدَ».

از امام حسین (ع) پرسیده شد: «قبل از این‏که خداوند عزّوجل آدم (ع) را خلق کند، شما چه چیزی بودید؟ فرمود: ما شبح‏هایی از نور بودیم که بر گرد عرش خدا می‏چرخیدیم و به ملائکه درس تسبیح و توحید و ستایش خدا را می‏آموختیم».

(بحار الانوار، ج ۵۷ ص ۳۱۱ ح۱ )

 

۱۲. اهل‏بیت(ع)، اهل سرّ خدا

«نَحْنُ الّذِینَ عِنْدَنَا عِلْمُ الْکِتَابِ وَ بَیَانُ مَا فِیهِ وَ لَیْسَ عِنْدَ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ مَا عِنْدَنَا لاَِنّا اَهْلُ سِرّ اللّهِ».

امام حسین (ع) فرمود: «ما کسانی هستیم که علم قرآن، و بیان آنچه در آن است، نزد ماست، و آنچه در نزد ماست نزد هیچ‏یک از آفریدگان خدا نیست، زیرا ما محرم راز خداییم».

(بحار الانوار، ج ۴۴ ص ۱۸۴ ح۱۱ )

 

۱۳. مخلوقات، مأمور به اطاعت از اهل بیت(ع)

 

«وَ اللّهِ مَا خَلَقَ اللّهُ شَیْئاً إِلا وَ قَدْ اَمَرَهُ بِالطّاعَةِ لَنَا».

امام حسین (ع) فرمود: «سوگند به خدا که خداوند هیچ موجودی را نیافرید، مگر آن‏که او را به اطاعت از ما، امر کرد».

(بحار الانوار، ج ۴۴ ص ۱۸۱ ح۱ )

 

۱۴. دوستی اهل بیت(علیهم السلام)

«مَنْ اَحَبّنَا کَانَ مِنّا اَهْلَ الْبَیتِ».

امام حسین (ع) فرمود: «کسی که ما را دوست بدارد، از ما اهل بیت است».

(نزهة النّاظر و تنبیه الخاطر، ص ۸۵ ح۱۹ )

 

۱۵. تهیدستی و کشته شدن شیعیان‏

«وَ اللّهِ الْبَلاَءُ وَ الْفَقْرُ وَ الْقَتْلُ اَسْرَعُ إِلَی مَنْ اَحَبّنَا مِنْ رَکْضِ الْبَرَاذِینِ، وَ مِنَ السّیْلِ إِلیَ صِمْرِهِ».

امام حسین (ع) فرمود: «به خدا سوگند، فقر و قتل به سوی دوستان ما، از حرکت اسبان تیزپا و جریان سیل در مسیرش، سریعتر است».

(بحار الانوار، ج ۶۴ ص ۲۴۹ ح۸۵ )

 

۱۶. پرهیز از خیانت و مکر و نیرنگ‏

«إِنّ شِیعَتَنَا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهمْ مِنْ کُلّ غِشّ وَغَلّ وَدَغَلٍ».

امام حسین (ع) فرمود: «شیعه ما کسی است که دلش از هرگونه خیانت و نیرنگ و مکری پاک است».

(بحار الانوار، ج ۶۵ ص ۱۵۶ ح۱۰ )

 

۱۷. امام حسین(ع) و امام زمان(عج)

«لَوْ اَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَیّامَ حَیَاتِی».

امام حسین (ع) فرمود: «اگر زمان حضرت مهدی را درک می‏کردم، تمام عمر خدمتگزارش بودم».

(عقد الدّرر، ص‏۱۶۰)

 

۱۸. حسین(ع)، کشته اشک‏ها

«اَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ، لا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلا بَکَی».

امام حسین (ع) فرمود: «من کشته اشکهایم، مؤمنی مرا یاد نکند، مگر آن‏که به گریه می‏افتد».

(کامل الزیارات، ص ۱۱۷ ح۶ )

 

۱۹. پاداش زائر امام حسین(ع)

«مَنْ زَارَنِی بَعْدَ مَوْتِی زُرْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ إِلا فِی النّارِ لاَخْرَجْتُهُ».

امام حسین (ع) فرمود: «هرکه مرا پس از مرگم، زیارت کند، روز قیامت زیارتش می‏ کنم و اگر در آتش هم باشد، او را بیرون می‏ آورم».

(المنتخب للطریحی، ص۶۹ )

 

۲۰. خوش‏خلقی و سکوت‏

«اَلْخُلْقُ الْحَسَنُ عِبَادَةٌ وَ الصّمْتُ زَیْنٌ».

امام حسین (ع) فرمود: «خوش‏خویی، عبادت است و سکوت، زینت».

(تاریخ الیعقوبی، ج ۲ ص۲۶۴ )

 

۲۱. تأخیر در مرگ و افزایش روزی با صله رحم‏

«مَنْ سَرّهُ اَنْ یُنْسَاَ فِی اَجَلِهِ وَ یُزَادَ فِی رِزْقِهِ فَلْیَصِلْ رَحِمَهُ».

امام حسین (ع) فرمود: «کسی که دوست دارد اجلش به تأخیر افتد و روزی ‏اش افزایش یابد، صله رحم به‏ جا آورد».

(بحار الانوار، ج ۷۱ ص ۹۱ ح۵ )

 

۲۲. عرضه اعمال به خداوند

«إِنّ اَعْمَالَ هَذِهِ الاُمّةِ مَا مِنْ صَبَاحٍ إِلا وَ تُعْرَضُ عَلَی اللّهِ عَزّوَجَلّ».

امام حسین (ع) فرمود: «همانا اعمال امّت، هر بامدادان بر خداوند عرضه می ‏شود».

(بحار الانوار، ج ۷۰ ص ۳۵۳ ح۵۴ )

 

۲۳. جلب رضایت مردم با نارضایتی خداوند

«مَنْ طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَکَلَهُ اللّهُ إِلیَ النّاسِ».

امام حسین (ع) فرمود: «کسی که برای جلب رضایت مردم، موجب غضب خدا شود، خداوند او را به مردم وا می‏ گذارد».

(بحار الانوار، ج ۷۵ ص ۱۲۶ ح۸ )

 

۲۴. گذشت در حال قدرت‏

«إِنّ اَعْفَی النّاسِ مَنْ عَفَا عَنْ قُدْرَةٍ».

امام حسین (ع) فرمود: «باگذشت‏ ترین مردم کسی است که با وجود قدرت، گذشت کند».

(بحار الانوار، ج ۷۵ ص ۱۲۱ ح۴ )

 

۲۵. سخن کاهنده ارزش‏

«لاَ تَقُولُوا بِاَلْسِنَتِکُمْ مَا یَنْقُصُ عَنْ قَدْرِکُمْ».

امام حسین (ع) فرمود: «چیزی که از ارزشتان بکاهد، بر زبان جاری نکنید».

(جلاء العیون، ج ۲ ص۲۰۵ )

 

۲۶. اثر تنگ‏دستی، بیماری و مرگ‏

«لَوْلاَ ثَلاَثَةٌ مَا وَضَعَ ابْنُ آدَمَ رَأسَهُ لِشَیْ‏ءٍ اَلْفَقْرُ وَ الْمَرَضُ وَ الْمَوتُ».

امام حسین (ع) فرمود: «اگر سه چیز نبود، آدمی سرش را در برابر هیچ چیز فرود نمی‏ آورد؛ تنگ‏دستی، بیماری و مرگ».

(نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص ۸۵ ح۴ )

 

۲۷. غفلت از گناه خویشتن‏

«إِیّاک اَنْ تَکُونَ مِمّنْ یَخَافُ عَلَی الْعِبَادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَیَاْمَنُ الْعُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ».

امام حسین (ع) فرمود: «مبادا از کسانی باشی که از گناه دیگران بیمناکند، و از کیفر گناه خود آسوده خاطرند».

(تحف العقول، ص۲۷۳ )

 

۲۸. برطرف‏کردن گرفتاری مؤمن‏

«مَنْ نَفّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرّجَ اللّهُ عَنْهُ کُرَبَ الدّنیَا وَ الاخِرَةِ».

امام حسین (ع) فرمود: «هرکه گرفتاری مؤمنی را برطرف کند، خداوند گرفتاریهای دنیا و آخرتش را برطرف می‏کند».

(بحار الانوار، ج ۷۵ ص ۱۲۲ ح۵ )

 

۲۹. مرگ با عزّت و زندگی با ذلّت‏

«مَوْتٌ فِی عِزّ خَیْرٌ مِنْ حَیَاةٍ فِی ذُلّ».

امام حسین (ع) فرمود: «مرگ با عزت برتر از زندگی با ذلّت است».

(بحار الانوار، ج ۴۴ ص ۱۹۲ ح۴ )

 

۳۰. همسانی گفتار و عمل‏

«إِنّ الْکَریِمَ إِذَا تَکَلّمَ بِکَلاَمٍ، یَنْبَغِی اَنْ یُصَدّقَهُ بِالْفِعْلِ».

امام حسین (ع) فرمود: «بزرگوار کسی است، که گفتارش با عملش یکی باشد».

(مستدرک الوسائل، ج ۷ ص ۱۹۳ ح۶ )

 

۳۱. دشمنی با علی(ع) نشانه نفاق‏

«مَا کُنّا نَعْرِفُ الْمُنَافِقِینَ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللّهِ (ص) إِلا بِبُغْضِهِمْ عَلِیّاً وَ وُلْدَهُ».

امام حسین (ع) فرمود: «ما در عهد رسول خدا (ص) منافقان را نمی‏شناختیم، جز در دشمنی آنها با علی و اولادش».

(عیون أخبار الرّضا، ج ۲ ص ۷۲ ص۳۰۵ )

 

۳۲. اثر پذیرش هدیه‏

«مَنْ قَبِلَ عَطَاءَکَ، فَقَدْ اَعَانَکَ عَلَی الْکَرَمِ».

امام حسین (ع) فرمود: «آن‏کس که هدیه تو را بپذیرد، تو را در بزرگواری کمک کرده است».

(بحار الانوار، ج ۶۸ ص ۳۵۷ ح۲۱ )

 

۳۳. نجات از آتش با گریه از ترس خدا

«اَلْبُکَاءُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ نَجَاةٌ مِنَ النّارِ».

امام حسین (ع) فرمود: «گریه از ترس خدا، باعث نجات از آتش جهنّم است».

(مستدرک الوسائل، ج ۱۱ ص ۲۴۵ ح۳۵ )

 

۳۴. اثر خردمندی و یقین به مرگ‏

«لَوْ عَقَلَ النّاسُ وَ تَصَوّرُوا الْمَوْتَ لَخَرِبَتِ الدّنیَا».

امام حسین (ع) فرمود: «اگر مردم خردمند می‏شدند و مرگ را باور می‏داشتند، دنیا ویران می‏گشت».

(إحقاق الحق، ج ۱۱ ص۵۹۲ )

 

۳۵. گناهی آسانتر از پوزش‏

«رُبّ ذَنْبٍ اَحْسَنُ مِنَ الاِعْتِذَارِ مِنْهُ».

امام حسین (ع) فرمود: «چه بسا گناهی که نیکوتر از پوزش است».

(بحار الانوار، ج ۵۷ ص ۱۲۸ ح۱۱ )

 

۳۶. غیبت، خورش سگ‏های دوزخ‏

«کُفّ عَنِ الْغَیْبَةِ فَإِنّهَا إِدَامُ کِلابِ النّارِ».

امام حسین (ع) فرمود: «از غیبت بپرهیز، که خورش سگهای دوزخ است».

(بحار الانوار، ج ۷۵ ص ۱۱۷ ح۲ )

 

۳۷. نهی از منکر

«لا یَنْبَغِی لِنَفْسٍ مُؤْمِنَةٍ تَرَی مَنْ یَعْصِی اللّهَ فَلا تُنْکِرُ عَلَیْهِ».

امام حسین (ع) فرمود: «سزاوار نیست که مؤمن، گناهکاری را ببیند و او را از گناه باز ندارد».

 

(کنز العمّال، ج ۳ ص ۸۵ ح۵۶۱۴ )

۳۸. اثر نافرمانی خداوند

«مَنْ حَاوَلَ اَمْراً بِمَعْصِیَةِ اللّهِ کَانَ اَفْوَتَ لِمَا یَرْجُوا وَ اَسْرَعَ لِمَا یَحْذَرُ».

امام حسین (ع) فرمود: «کسی که با نیرنگ و معصیت خدا، در پی به‏دست آوردن چیزی رود، کمتر به آنچه امید دارد می‏رسد، و زودتر به آنچه می‏ترسد، دچار می‏شود».

(بحار الانوار، ج ۷۵ ص ۱۲ ح۱۹ )

 

۳۹. خیر فراوان در پنج چیز

«خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فِیهِ لَمْ یَکُنْ فِیهِ کَثِیرُ مُسْتَمْتِعٍ: اَلْعَقْلُ، وَ الدّینُ وَ الاَدَبُ، وَ الْحَیَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ».

امام حسین (ع) فرمود: «پنج چیز است که در هرکسی نباشد، خیر زیادی در او نیست: عقل، دین، ادب، حیا و خوش‏خویی».

(حیاة الامام الحسین(ع)، ج ۱ ص۱۸۱ )

 

۴۰. پیروی از حق و کمال عقل‏

«لا یَکْمُلُ الْعَقْلُ إِلا بِاتّبَاعِ الْحَقّ».

امام حسین (ع) فرمود: «عقل جز با پیروی از حق، کامل نمی‏شود».

(أعلام الدین، ص۲۹۸ )

شنبه, 09 فروردين 1399 11:03

توحید و بندگی در امام حسین (ع)

هنگامی که امام حسین (ع) چشم به جهان گشودند، جبرئیل به همراه هزار فرشته بسوی پیامبر فرود آمد تا از سوی خداوند، تولد این نوزاد مبارک را تبریک و تهنیت گوید.

نوزادی که در این روز با تولدش چشم و دل پیامبر (ص) را روشنی بخشید و خانه فاطمه (س) و علی (ع) را رونقی بیشتر داد.

اینک او محبوب دل میلیوها انسانی است که شجاعت، ایثار و آزادگیش را ارج می نهند. امروزهزاران انسان در جهان با نام حسین (ع) شناخته می شوند و منش او را زنده می نمایند.

نام امام حسین (ع ) با عاشورا و نفی ذلت و تسلیم گره خورده است.

همه ما امام حسین (ع ) را شخصیتی مبارز و قیام کنده در برابر ستم و باطل می شناسیم.

واقعه جانسوز کربلا و فداکاری بی‌مانند حسین‌ (ع ) به‌قدری پایه و منزلت او را بالا برده که به عظمت‎های دیگر آن حضرت کمتر توجّه می‎شود. اما سالار شهیدان دارای همه صفات زیبای انسانی است و معنویت وعرفان بیش از هر چیز در وجود ایشان متجلی است.

اصولاً امام (ع) از آن جهت که برخوردار از موهبت والای زندگی وحیانی است، ضمن آن که عارف و حکیم، بخشنده و کریم، شجاع و رادمردى نستوه است، از منبع لایزال علم و معرفت خداوند بهره مى برد و با موقعیت ویژه ای که دارد، مجال آن می یابد تا بر همه انسانها و تمامى کمالات آنان اِشراف یابد و همه جهات وجود را زیر پر خویش بگیرد.

"آنتوان بارا"، اندیشمند مسیحی می گوید: «حسین (ع ) راه رهایی را برای میلیون‌ها مسلمان روشن کرد، مسیر حرکت و گام برداشتن را به آنان شناساند و آنان را از افتادن در گودال ضلالت و سقوط در دام گناه و خفت برحذر داشت. با پرتو نور همیشه درخشان خود، راه حق را پیش چشم آنان آشکار کرد و نشانه‌های ترس و تنهایی را از این راه زدود.از آن پس انسان‌های مومن، با بهره‌گیری از نور شمعی که او با سوختن خود در کربلا برافروخت و با اراده خداوند پرفروغ خواهد ماند، از این راه عبور خواهند کرد.»

نگاه به زندگی امام حسین علیه السلام، خطبه ها و دعاهای ایشان بیانگر آن است که مسئله شناخت خدا و خدا باوری و توحید در زندگی آن حضرت بیش از هر چیز تبلور داشته است.

شناخت درست از خداوند موجب می‌شود که رفتار فردی و اجتماعی انسان تحت تأثیر آن قرار گیرد از همین رو امام حسین (ع) می فرمود: «اى مردم! خداوند بندگان را آفرید تا او را بشناسند، آن‏گاه که او را شناختند، پرستش کنند و آن‏گاه که او را پرستیدند، از پرستش غیر او بى‏ نیاز شوند».

از نگاه امام حسین وقتی همه هستی خواسته و ناخواسته ستایشگران خداوند هستند، عقل حکم می کند که ما نیز محور اصلی در این تسبیحات باشیم  چرا که :«عقل جز با پیروى از حق، کامل نمی‏شود».

و او، خود بنده ای بود که با زیباترین واژه ها خدا را عبادت می کرد. "دعای عرفه "صحیفه‌ای است که امام حسین (ع) بانگاهی عرفانی خداشناسی، انسان‌شناسی و رابطه انسان و خدا را در آن جای داده است. در بخش هایی از این مناجات از زبان حضرت می خوانیم:

" ای خدا، ای آغازگر، ای پدیدآور، برای تو همتایی نیست، ای جاودانگی که پایانی برایت نمی باشد، ای زنده وقتی که زنده ایی نبود، ای زنده کننده مردگان، ای مراقب بر هرکس به آنچه که انجام داده‌ای که شکرم برای او اندک است ولی محرومم نساخت، خطایم بزرگ شد، پس رسوایم نکرد، و مرا بر نافرمانی‌ها دید، ولی در بین مردم رسوایم ننمود...»

عارفان بزرگی چون مولوی، امام حسین(ع) را عاشق وارسته‌ای می خوانند که جان خود را بر طبق اخلاص نهاد و پیروز میدان مبارزه با نفس شد.

بی شک، پیروزی در این میدان، مهم‌تر از پیروزی در سایر میادین است و چنین فردی شایستگی آن را دارد که پیش معشوق رود و با او یکی شود. امام حسین (ع) در اثر مجاهدت با نفس و مهربانی بر خلق توانست وارد میدان بندگی شود و عشق الهی را در وجود شعله‌ور سازد:

«خدایا قرار ده، بی نیازی را در ذاتم، و یقین را در دلم، و اخلاص را در عملم، و نور را در دیده ام، و بصیرت را در دینم و مرا به اعضایم بهره مند کن، و گوش و چشمم را دو وارث من گردان، و مرا بر آن که به من ستم روا داشته پیروز فرما...»

تعالیم‌ اخلاقی‌ آن‌ امام‌ شهید ویژگی‌های‌برجسته‌ای‌ دارد. ریشه‌های‌ این‌ رفتارها و منش‌های‌ اخلاقی‌، عقاید ژرف‌ و عمیقی‌ است که‌ به‌ خدا و قیامت‌ دارد. او با شناختی‌ عمیق‌ از خویش‌ و نقش‌ِ انسان‌ درهستی‌، به‌ تربیتی‌ شگرف‌ آراسته‌ شد.

محیط‌ تربیتی‌ آن‌ امام‌ بزرگ‌ نیز به‌ گونه‌ای‌ بود که‌خمیر مایه‌ ذاتی‌ او را، که‌ آمیخته‌ با نور و پاکی‌ بود، به‌ سوی‌ بی‌ نهایت‌ پرواز می‌داد.

امام حسین در مکتب رسول خدا (ص ) و در کنار فاطمه و علی پرورش یافت و چون آنان به همه فضایل آراسته شد.

یکی از ویژگی‌های اخلاقی که امام‌حسین (ع) بر آن تاکید دارد؛ خوش‌خلقی و سکوت متفکرانه است.

ایشان می‌فرماید:‌«خوش‌خویی، عبادت است و سکوت، زینت».

آن حضرت  نسبت به سکوت متفکرانه تاکید دارد و از هرگونه سخن کاهنده ارزش و اعتبار پرهیز می‌دهد و می‌فرماید: « چیزی که از ارزشتان بکاهد، بر زبان جاری نکنید».

امام حسین (ع) کانون عطوفت و مهر بود و معتقد بود اخلاق اجتماعی مانند صله رحم همان‌طور که آثاری در حیات انسان به جا می‌گذارد و موجب افزایش عواطف و احساسات و برکت در زندگی و مال می‌شود، تاخیر در مرگ و افزایش روزی را نیز موجب می‌گردد.

امام حسین(ع) در این باره فرموده است: « کسی که دوست دارد اجلش به تاخیر افتد و روزی‌اش افزایش یابد، صله رحم به جا آورد».

از دیگر اخلاق مهم انسان در مقام احسان و اکرام، گذشت در حال قدرت است که امام حسین (ع) به آن توجه می‌دهد و می‌فرماید: « باگذشت‌ترین مردم کسی است که با وجود قدرت، گذشت کند.»

در واقع ، امام حسین (ع) با منش زیبای انسانی خود نشان می دهد که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییرناپذیرند و هم چنین می‌رساند که هرگاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند.

انسان‌ها همیشه جرأت و پردلی، عظمت روح و شهامت روانی را دوست داشته ‏اند و در همین هاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی‌شود.

از جنبه های صفات امام حسین (ع ) آزاد مردى اوست. آزادگی دارای  مراتب و درجاتى والاست و برترین نوع آزادگى که در عرفان  اوج کمال عارف بشمار می آید، عدم تعلق و وارستگی آنهاست.

زمانی که عارف از هر نوع تعلّقى رسته و رنگ هیچ تعینى را به خود نگرفت، او را آزاده مى شناسند.

امام حسین (ع) در این زمینه در نقطه اوج قرار داشت و لذا در بین مردم از محبوبیتی خاص برخوردار بود.

پیامبر خدا (ص) فرمودند: برای‌ حسین‌ (ع) در دل‌های‌مؤمنین‌، دوستی‌ ای نهفته‌ است‌.

امروز شخصیتی بزرگ متولد شد تا چراغ راه انسانها باشد و اهل زمین را روشنایی بخشد.

این نور درخشان، از تبار پاک ابراهیم (ع) و وارث موسی (ع ) عیسی (ع ) و محمد (ص ) بود.

چو جمال او بتابد

چه بود جمال خوبان

که رخ چو آفتابش 

بکشد چراغها را

میلاد فرخنده حسین بن علی (ع) بر همه آزادگان جهان مبارک.

«مولوی نذیر احمد سلامی» نماینده مردم سیستان و بلوچستان در مجلس خبرگان رهبری  پیرامون ضرورت تقریب و  وحدت مسلمانان اظهار داشت: وحدت امت اسلامی و نزدیک شدن مذاهب به هم که ما از آن با عنوان تقریب مذاهب یاد می‌کنیم، یکی از اصول اجتماعی ‌دین مبین اسلام است؛ به این معنا که مسلمانان برای مبارزه با هر چالشی می‌توانند از طریق وحدت امت اسلامی و با نزدیک شدن به همدیگر، دست به دست هم داده و در برابر دشمنان مشترک تمام چالش ها را به فرصت ها تبدیل کنند.

 وی ادامه داد: باتوجه به شرایط امروزی جهان اسلام که تمام قدرت های استکباری برای از بین بردن مسلمانان دست به یکی شده اند، اصل اجتماعی دین مبین اسلام یعنی تقریب، بیش از بیش ضرورت پیدا می‌کند که باید بیشتر مورد عنایت و توجه تمام رهبران مذاهب اسلامی و فرهیختگان جهان اسلام قرار بگیرد. 

مولوی سلامی در بخشی از این گفتگو تأکید کرد:تنها راه رسیدن به قله های علمی وحدت این است که ما درک صحیحی از قرآن و سنت نبوی داشته باشیم؛ اگر این درک به طور صحیح محقق شود و علما مفاهیم قرآنی و سیرت نبوی را به درستی بفهمند،  با استفاده از همین روش میتوانیم بسیاری از قله های علوم اسلامی و وحدت را فتح کنیم.

نماینده مردم سیستان و بلوچستان در مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب بنا به دستور حضرت امام خمینی  (ره) و علما در این جهت گام هایی را برداشته است، اما باید بدانیم که هنوز به مقصد نهایی نرسیده ایم؛ لازمه رسیدن به این مقصد تلاش بیشتر است؛ البته  باتوجه به راهی که تا کنون پیموده‌ایم، میتوانیم برای جهان اسلام الگو باشیم تا مسلمانان در این زمینه از ما تبعیت کنند.

مولوی سلامی در پایان با بیان اینکه امید است، مسلمانان در سرتاسر جهان از اوضاع بهتری بهره مند شوند، خاطر نشان کرد:  نوسازی تقریب که مقام معظم رهبری در بیانات خود به آن اشاره کرده اند به این معنی است که ایشان بر استفاده از نیروهای جوان تأکید فراوان دارند، ما باید نیروهای جوان را  که آگاهی به علوم اسلامی دارند و قدرت کارشان قوی تر است، با تقریب آشنا کنیم؛ مسلمانان باید نیاز های امروز وحدت را بسنجند و باتوجه به اقتضا و  ملزومات زمانه و با بهره‌گیری از آیات و روایت و مستندات گذشته در این راه گام بردارند.

کلمۀ شعبان که از سه حرف اصلی «ش ع ب» گرفته شده است، معانی متعددی دارد و اسم برای مکان و زمان و بمعانی شعبه شعبه شدن، طریق، متفرع شدن، تقسیم و ... آمده است.

 

- وجه تسمیه ماه شعبان

در لغت به یک نحوه و در روایات به نحوة دیگری ذکر شده است، مثلاً در لسان العرب گفته شده است و شعبان اسم للشهر، سمی بذلک تشعبهم فیه ای تفرقهم فی طلب المیاه و قیل فی الغارات و قال ثعلب: قال بعضهم انما سمی شعبان شعبان لانه شعب ای ظهر بین شهری رمضان و رجب [۱].

شعبان یکی از ماه های قمری است و آن را شعبان نامیده‎اند چون مردم در این ماه برای طلب آب متفرق و پراکنده می‎شدند و در کتاب الغارات هم گفته شده همچنین ثعلب هم گفته است که: برخی می‎گویند شعبان را شعبان نامیده‎اند چون بین دو ماه رجب و رمضان واقع شده است] در کتاب تاج العروس هم قریب به همین الفاظ و همین معانی را برای ماه شعبان و وجه تسمیه اش ذکر کرده است [۲].

 

- اما وجه تسمیه شعبان در روایات شریفه:

۱. شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان در ابتدای اعمال شعبان المعظم روایتی را از امیرالمؤمنین ذکر فرموده است که در آن هست: [تازه کارها امروز غره شعبان کریم است، نامیده است او را پروردگار ما شعبان به جهت پراکنده شدن خیرات [در آن]... و جلوه داده ابلیس شعبه‎های شرور خود را... ا.][۳].

۲. قال رسول الله(ص) وقد تذاکر اصحابه عند فضائل شعبان، فقال صلی الله علیه وآله وسلم انما سمی شعبان لانه یتشعب فیه ارزاق المؤمنین [۴] [رسول خدا(ص) در حالی که اصحابشان دربارة فضائل ماه شعبان گفتگو می‎کردند فرمودند. [ماه شعبان، شعبان نامیده شده است زیرا در آن روزیهای مؤمنین تقسیم می‎شود].

۳. ... روی زیاد بن میمون ان النبی صلی الله علیه وآله قال انما سمی شعبان لانه یشعب فیه خیر کثیر لرمضان و شهر رمضان سمی بذلک لانه یرمض الذنوب [۵] [زیاد بن میمون می‎گوید پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: ماه شعبان را به این نام نامیده‎اند زیرا از این ماه خیر زیادی به رمضان سرازیر می‎شود و ماه رمضان هم رمضان نامیده شده است زیرا گناهان را می‎ریزد].

 

- فضیلت ماه شعبان از نگاه احادیث و روایات

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: ان رجب شهر الله، و شعبان شهری و شهر رمضان شهر امتی [۶] رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است. همچنین فرمودند: شعبان شهری رحم اللّه من أعاننی علی شهری [۷] شعبان ماه من است خدا بیامرزد کسی که مرا به ماه من اعانت کند. و نیز در حدیثی دیگر پیامبر می فرماید: ماه شعبان ماهی است که اعمال انسانها بالا می رود در حالیکه مردم از آن غفلت می کنند. [۸] همینطور از امام علی (ع) گزارش شده که فرمودند: ماه شعبان ماه رسول خدا(ص) است.

 

- روزه داری در ماه شعبان

پیامبر می فرمایند: شعبان ماه من است هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد بهشت بر او واجب می شود، و در برخی احادیث از شعبان به سید و سرور ماه ها تعبیر شده است. [۹]

در روایتی از حضرت صادق(ع) گزارش شده که هنگامی ماه شعبان فرا می رسید، پدرم امام سجاد (ع) اصحاب و یاران خود را جمع می کرد و چنین می فرمود: ای اصحاب من، می دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول ص می فرمود:

شعبان ماه من است پس روزه بدارید برای دوستی و محبت پیامبر خود و برای تقرّب و نزدیک شدن به پروردگار، به حق آن خدایی که جان علی بن الحسین به دست قدرت اوست، سوگند یاد می کنم که از پدرم حسین بن علیع شنیدم که او نیز از پدرش امیرالمؤمنینع شنیده است که می فرماید: هر کس روزه بدارد ماه شعبان را برای محبّت پیامبرص و تقرّب به سوی خدا، خدا او را دوست دارد و او را به کرامت و بزرگواری خود در قیامت نزدیک گرداند و بهشت را بر او واجب نماید.

از صفوان جمال روایت شده که می گفت امام صادق (ع) به من فرمود وادار کن کسانی را که در اطراف تو هستند به روزه ماه شعبان. گفتم فدایتان شوم. مگر در فضیلت آن چیزی می بینید فرمودند: بلی به درستی که رسول خدا (ص) هرگاه می دید هلال ماه شعبان را، امر می فرمود به منادی که در مدینه ندا می کرد: ای اهل مدینه من از جانب خداوند به سوی شما مبعوث شدم آگه باشید که شعبان ماه من است. پس خدا رحمت کند کسی را که مرا بر ماه من یاری کند یعنی روزه بدارد. [۱۰]

از امام صادق روایت است که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: ما فاتنی صوم شعبان مذ سمعت منادی رسول اللّه ص ینادی تلی شعبان فلن یفوتنی ایّام حیاتی صوم شعبان ان شاء اللّه [۱۱] روزه ماه شعبان از من فوت نشد از زمانی که شنیدم منادی رسول خدا ص فریاد می کرد. بنابراین هرگز روزه ماه شعبان از من در ایام زندگانی ام فوت نخواهد شد. اگر خدا بخواهد.

روایت شده که روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خداست. [۱۲]

روزی در نزد امام صادق (ع)، ذکر روزه ماه شعبان به میان آمد. حضرت فرمود که در فضیلت روزه شعبان چنین و چنان است. حتّی آنکه مردی مرتکب خون حرام می شود پس در ماه شعبان روزه می گیرد. به او نفع بخشیده و او آمرزیده می شود. [۱۳]

اعمال زیادی در ماه شعبان وارد شده ولی آنچه از روایات استفاده می شود این است که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است. هر که در هر روز این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار مرتبه در ماههای دیگر استغفار کرده است. عمل دیگری که در این ماه سفارش شده صدقه دادن است اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایی باشد. تا خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام گرداند. [۱۴]

عمل دیگر روزه ماه شعبان آنچه در قبل گذشت، از امام صادق(ع) درباره فضیلت روزه ماه رجب سؤال کردند حضرت فرمود: چرا از روزه ماه شعبان غافلید؟ پرسیدند کسی که یکروز از شعبان را روزه بدارد چه قدر ثواب دارد؟ فرمود: به خدا قسم بهشت ثواب اوست. [۱۵]

دوباره پرسیدند بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود تصدّق و استغفار. هر که در این ماه صدقه دهد خداوند او را تربیت کند. همچنان که یکی از شما بچه شترش را تربیت می کند تا آنکه در روز قیامت به صاحبش برسد. [۱۶]

روزه ماه شعبان به خصوص در پنجشنبه ماه ثوابی بسیار دارد، روایت شده که در هر پنجشنبه ماه شعبان آسمانها را زینت می کنند، پس ملائکه عرض می کنند: خداوندا روزه داران این روز را بیامرز و دعای آنها مستجاب می شود. [۱۷]

همچنین پیامبر ص فرموده: هر که روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حق تعالی ۲۰ حاجت دنیوی و ۲۰ حاجت اخروی او را برآورده می سازد. [۱۸]

در این ماه صلوات بر محمّد و آل محمد ص بسیار سفارش شده. همچنین نمازهای بسیار سفارش شده که برای طریقه انجام آن به مفاتیح الجنان مراجعه فرمائید.

در مجموع این ماه انجام نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهی از منکر، صدقه بر فقرا و مساکین، نیکی به پدر و مادر و همسایگان و اصلاح بین بستگان سفارش بسیار شده است.

 

- مناجات در ماه مبارک شعبان

یکی از کارهایی که بزرگان و پیشوایان دین در این ماه انجام می دادند، مناجات با رب الارباب است از جمله مناجات ها مناجات معروف شعبانیه است که از امیرالمؤمنین و فرزندان او است که در ماه شعبان می خواندند و آن مناجاتی است که برای اهلش عزیز و گرامی است و برای خاطر آن به ماه شعبان مأنوس می شوند بلکه انتظار آن را می کشند و مشتاق آمدن ماه شعبان می شوند و در آن مناجات علوم سرشاری در کیفیّت معامله بنده با خدای متعال است که در آن اظهار ادب در طریق معرفت حق و سؤال و دعا و استغفار نسبت به خدای خود بیان شده و استدلالات ظریف و لطیفی که سزاوار مقام عبودیّت برای استحکام مقام امیدواری مناسب حال مناجات است، ذکر کرده و دلالت صریح و روشن در معنای قرب و لقای خداوند و دیدار او تنظیم شده است که به آن وسیله شبهات انسانها و شکیّات منکران و وحشت اهل شک و شبهه را برطرف کرده است.

 

- دعا در ماه شعبان

دعا غیر از قرائت و خواندن کلمات و حروف است، تا اینکه بداند چه می گوید؟ و از پروردگار خود چه درخواست می کند؟ در این صورت بر دعا کننده صدق نمی کند که از پروردگار خود فلان چیز را خواسته است بلکه صدق می کند که الفاظی را قرائت کرده و خواننده الفاظ، غیر دعا کننده و خواهنده است.

خدای متعال می فرماید: امّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السّوء [۱۹] و نیز در جای دیگر می فرماید: ادعونی استجب لکم [۲۰] و همچنین می فرماید: اسألوا اللّه من فضله [۲۱] انّ اللّه کان بکم رحیم [۲۲] گفتنی است این مناجات تکان دهنده با این مفاهیم عظیم از برکات محمّد و خاندان اوست که قدر و عظمت آن را کسی نمی داند که صاحب دل آگاه و قلبی آکنده از محبت کوی دوست باشد چون در قرآن به صراحت بیان شده است برای کسی که قلبی آگاه و گوشی شنوای از حقیقت دارد شهادت و گواهی را به همراه می آورد انّ فی ذالک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید. [۲۳]

و غافلان، از معرفت آن دور و از فوائد بزرگ و انوار درخشان آن مهجوراند و به جانم سوگند که بیشتر از مردم قدر نعمت مناجات را نمی دانند و همانا منشأ این مناجات علوم و معارف ارجمندی است که جز کسانی که پا در این راه گذاشته اند، کس دیگری بر مقام و حدود آن آگهی نخواهد یافت و آنان اولیاء خدا یعنی آنچنان کسانی هستند که از راه کشف و مشاهده به آن دسترسی یافته اند و رسیدن به حقایق این مکاشفات همانا بزرگترین نعمات آخرت است که هیچ یک از نعمات دنیوی را به آن مقایسه و سنجش نتوان نمود و اشاره صادق آل محمّد ع به این موضوع است، آنجا که می فرماید: اگر مردم آنچه را که در فضیلت معرفت خداست می دانستند چشمان خود را به آنچه دشمنان از زرق و برق حیات دنیوی بهره ورند نمی گشودند و دنیای آنها در نزد آنان از آنچه در زیر پاهای خود لگد می کنند پست تر می نمود و به معرفت خداوند مانند آن کسی که همواره در باغهای بهشت با اولیاء خدا مصاحب باشد متنعم می شدند و لذّت می بردند.

مرحوم صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه روایت کرده که: شنیدم از اباعبداللّه ع که می فرمود: کسی که روز اول ماه شعبان روزه بگیرد بهشت بر او واجب می شود و هر کس دو روز روزه بگیرد، خداوند در هر روز و شبی در دنیا به او نظر می افکند و نظر خود را به او در بهشت ادامه می دهد و هر کس سه روز روزه بدارد، خدا را در عرش او و بهشت خود زیارت می نماید. یعنی زائر خدا می شود همانطور که اگر کسی قصد خانه خدا کند، قصد خدا را نموده است. [۲۴]

البته همه اعمال را بهتر است به آنچه سبک و آسانتر است عمل نماید تا آنکه آن عمل را از روی نشاط به جای آورد و بین آن و بین ذکر خود از سایر اعمال و فکر خویش را بر حسب حال خود جمع نماید. [۲۵]

 

- اول شعبان

خداوند در روز اول شعبان به درهای بهشت امر می کند که باز شوید و به شاخه های درخت طوبی امر می کند که شاخه هایش را نزدیک این دنیا بیاورد، هر کس دری از خیر و نیکی را در این روز فرا گیرد، هر که نماز مستحبی در این روز ادا کند، هرکه در این روز، روزه بگیرد، هر که میان زن و شوهرش یا پدر و فرزندش یا خویشاوندانش یا مرد و زن همسایه اش یا مرد و زن بیگانه صلح برقرار کند، کسی که طلبی از کسی دارد از او کم کند، کسی که قرضی را که صاحبش از بازگشت آن مأیوس شده به یادآورد و آنرا ادا کند، کسیکه کفالت یتیمی را بر عهده بگیرد، کسیکه قرآن یا چیزی از آنرا بخواند، کسیکه خدا را به یاد آورد و نعمتهای او را بشمارد و او را شکر کند، کسیکه مریضی را عیادت کند، کسی که به پدر و مادر یا یکی از آنها نیکی کند، کسی که جنازه ای تشییع کند، کسی که مصیبت زده را تسلیت گوید، کسی که کار خیر انجام دهد. حتماً به شاخه ای از درخت طوبی آویخته می شود.

همچنین اگر دری از شرّ و گناه را در این روز فرا گیرد، کسی که در ادای نمازش کوتاهی کند و آنرا ضایع کند، کسی که فقیری در نزد او بیاید و او قادر بر تغییر حالش باشد و به وی نرسد ولی او را کمک نکند، کسی که بدکاری از او عذرخواهی نماید امّا او عذر او را نپذیرد بلکه او را بیشتر از بدی او عقوبت کند، کسی که میان زن و شوهرش، پدر با فرزندش یا میان دو همسایه جدایی اندازد، کسی که بر تنگدستی سختگیری بگیرد، کسی که بر یتیمی جفا کند و به او آزار رساند و همچنین مال او را تباه نماید، کسی که خوانندگی کند و در آن خواندن بر معاصی و گناهان برانگیزند، کسی که کارهای قبیح خود را در جنگها و انواع ستم های خود را بر بندگان بشمارد و بر آنها افتخار کند، کسی که به عیادت مریض خود نرود، کسی که جنازه ای را تشییع نکند به دلیل خوار و پست بودن آن فرد در نظرش، کسی که از مصیبت زده دوری نماید و به او به خاطر حقارت و کوچکی جفا کند، کسیکه پدر و مادر خود یا یکی از این دو را عاق کند، حتماً به شاخ های درخت زقّوم آویخته می شود البته منافقین، بیشتر به شاخه های او آویخته می شوند. [۲۶]

 

- مهمترین رویداهای این ماه عبارتند از:

- دوم شعبان؛ آمدن حکم وجوب روزه ماه رمضان درسال دوم هجری

- سوم شعبان؛ ولادت امام حسین(ع)

- چهارم شعبان؛ ولادت حضرت عباس(ع)

- پنجم شعبان؛ ولادت امام سجاد(ع)

- یازده شعبان؛ ولادت حضرت علی اکبر(ع)

- پانزده شعبان؛ ولادت امام زمان(عج)

 

- اعمال مشترکه ماه شعبان

اوّل: هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ

دوّم: هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذی لا اِلهَ اِلاّ هُوَالرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَیُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ و در بعضی روایات الْحَیُّ الْقَیُّومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و ازروایات مستفاد می شود که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است و هرکه هرروز از این ماه استغفار کند هفتاد مرتبه مثل آنست که هفتاد هزار در ماههای دیگراستغفار کند.

سوّم : تصدّق کند در این ماه اگرچه به نصف دانه خرمایی باشد تا حق تعالی بدن اورا برآتش جهنّم حرام گرداند از حضرت صادق علیه السلام منقول است که از آن جناب سؤال کردند از فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان راوی عرض کرد یابن رَسول الله چه ثواب دارد کسی که یک روز از شعبان را روزه بدارد فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست عرض کرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست فرمود تصدّق واستغفار هر که تصدّق کند در ماه شعبان حق تعالی آن را تربیت کند همچنانکه یکی ازشما شتر بچّه اش را تربیت می کند تا آنکه در روز قیامت برسد به صاحبش در حالتی که بقدر کوه اُحُد شده باشد

چهارم: در تمام این ماه هزار بار بگوید لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُاِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ که ثواب بسیار دارد از جمله آنکه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند.

پنجم: در هر پنجشنبه این ماه دو رکعت نماز کند در هر رکعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالی برآورد هر حاجتی که دارد ازامر دین و دنیای خود و روزه اش نیزفضیلت دارد و روایت شده که در هر روز پنجشنبه ماهشعبان زینت می کنند آسمانها را پس ملائکه عرض می کنند خداوندا بیامرز روزه داراناین روز را و دعای ایشان را مستجاب گردان و در خبر نبوی است که هر که روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالی بیست حاجت ازحوائج دنیا وبیست حاجت ازحاجتهای آخرت او را برآورد.

ششم: در این ماه صلوات بسیار فرستد

 

- صلوات هر روز شعبان

هفتم: در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب نیمه آن بخوانداین صلوات مَرْویّه ازحضرت امام زین العابدین علیه السلام را:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِکَةِ، وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْکِ الْجارِیَةِ فِی اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَاءْمَنُ مَنْ رَکِبَها وَیَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الْکَهْفِ الْحَصینِ وَغِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ وَمَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَعِصْمَةِالْمُعْتَصِمینَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاًوَلِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَقَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْکَ وَقُوَّةٍ یارَبَّ الْعالَمینَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِالاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَفَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَوِلایَتَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبی بِطاعَتِکَ وَلا تُخْزِنی بِمَعْصِیَتِکَ وَارْزُقْنی مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَنَشَرْتَ عَلَیَّ مِنْ عَدْلِکَ وَاَحْیَیْتَنی تَحْتَ ظِلِّکَ وَهذا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ شَعْبانُ الَّذی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذی کانَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَالِه وَسَلَّمَ یَدْاَبُ فی صِیامِهِ وَقِیامِهِ فی لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَکَ فی اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلی مَحَلِّ حِمامِهِ اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَی الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَنَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لی شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاًوَاجْعَلْنی لَهُ مُتَّبِعاً حَتّی اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّی راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبی غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لی مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَاَنْزَلْتَنی دارَ الْقَرارِوَمَحَلَّ الاْخْیارِ.

هشتم: این مناجات را که از ابن خالویه روایت شده بخواند به گفته او این مناجات حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام و امامان پس از اوست، که در ماه شعبان می خواندند:

 

- مناجات شعبانیه

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِیناً لَکَ مُتَضَرِّعاً إِلَیْکَ رَاجِیاً لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لا یَخْفَی عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُکَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَکُونُ مِنِّی إِلَی آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلانِیَتِی وَ بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی.

خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و شنوای دعایم باش آنگاه که می خوانمت، و صدایم را بشنو گاهی که صدایت می کنم، و به من توجّه کن هنگامی که با تو مناجات می نمایم، همانا به سوی تو گریختم، و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم، پاداشی را که نزد توست امیدوارم، آنچه را که در درون دارم می دانی، بر حاجتم خبر داری، نهانم را می شناسی، کار بازگشت به آخرت و خانه ابدی ام بر تو پوشیده نیست، و آنچه که می خواهم به زبان آرم، و خواهش خویش را بازگو کنم و هم آنچه را که برای عاقبتم امید دارم، بر تو پنهان نیست، همانا آنچه تقدیر نموده ای بر من ای آقای من در آنچه که تا پایان عمر بر من فرود می آید از نهان و آشکارم جاری شده است، و تنها به دست توست نه به دست غیر تو فزونی و کاستی ام و سود و زیانم، خدایا! اگر محرومم کنی پس کیست آن که به من روزی دهد؟ و اگر خوارم سازی پس کیست آن که به من یاری رساند،

إِلَهِی أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَ حُلُولِ سَخَطِکَ إِلَهِی إِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِکَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِکَ إِلَهِی کَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِکَ إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَی مِنْکَ بِذَلِکَ وَ إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی [یَدْنُ] مِنْکَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْکَ وَسِیلَتِی إِلَهِی قَدْ جُرْتُ عَلَی نَفْسِی فِی النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی فَلا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّی فِی مَمَاتِی إِلَهِی کَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی] إِلّا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی.

خدایا! به تو پناه می آورم از خشمت و از فرود آمدن غضبت.

خدایا! اگر شایسته رحمت نیستم، تو سزاواری که بر من با فراوانی فضلت بخشش نمایی، خدایا! گویی من با همه هستی ام در برابرت ایستاده ام، درحالیکه حسن اعتمادم بر تو، بر وجودم سایه افکنده است، و آنچه را تو شایسته آنی بر من جاری کرده ای و مرا با عفوت پوشانده ای، خدایا! اگر گذشت کنی، چه کسی از تو سزاوارتر به آن است؟ و اگر مرگم نزدیک شده باشد و عملم مرا به تو نزدیک نکرده، اعترافم را به گناه وسیله خویش به بارگاهت قرار دادم.

خدایا بر نفسم در فرمانبری از آن گناه بار کردم، پس وای بر او اگر او را نیامرزی، خدایا نیکی ات بر من در روزهای زندگی ام پیوسته بود، پس نیکی خویش را در هنگام مرگم از من قطع مکن.

خدایا چگونه از حسن توجهت پس از مرگم ناامید شوم؟، درحالیکه در طول زندگی ام مرا جز به نیکی سرپرستی نکردی.

إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلَی مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَی [إِلَهِی قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیَ] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ فَلا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ إِلَهِی جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُکَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِکَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِکَ إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْکَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ.

خدایا کارم را چنان که سزاوار آنی بر عهده گیر، خدایا به سوی من با فضلت بازگرد، به سوی گناهکاری که جهلش سراپایش را پوشانده، خدایا گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی، که بر پوشاندن آن در آخرت محتاج ترم، گناهم را در دنیا برای هیچیک از بندگان شایسته ات آشکار نکردی، پس مرا در قیامت در برابر دیدگان مردم رسوا مکن، خدایا جود تو آرزویم را گسترده ساخت، و عفو تو از عمل من برتری گرفت.

بار خدایا، روزی که در آن میان بندگانت حکم میکنی، مرا به دیدارت خوشحال کن.

خدایا عذرخواهی من از پیشگاهت عذرخواهی کسی است که از پذیرفتن عذرش بی نیاز نگشته، پس عذرم را بپذیر ای کریم ترین کسی که بدکاران از او پوزش خواستند.

إِلَهِی لا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجَائِی وَ أَمَلِی إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی إِلَهِی مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْکَ إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دَائِماً سَرْمَداً یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ إِلَهِی إِنْ کَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِکَ عَمَلِی فَقَدْ کَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِکَ أَمَلِی إِلَهِی کَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوماً وَ قَدْ کَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِکَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاةِ مَرْحُوما إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَکْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِکَ وَ رُکُونِی إِلَی سَبِیلِ سَخَطِکَ.

خدایا، حاجتم را برمگردان، و (طمع ام) را قرین نومیدی مساز، و امید و آرزویم را از خود مبر.

خدایا، اگر خواری ام را می خواستی، هدایتم نمی نمودی، و اگر رسوایی ام را خواسته بودی عافیتم نمی بخشیدی، خدایا، این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در طلبش سپری کرده ام، از درگاهت بازگردانی.

خدایا تو را سپاس، سپاسی ابدی و جاودانه، همیشگی و بی پایان، سپاسی که افزون شود و نابود نگردد، آنگونه که پسندی و خشنود گردی، خدایا اگر مرا بر جرمم بگیری، من نیز تو را به عفوت بگیرم، و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم، و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم.

خدایا اگر عملم در برابر طاعتت کوچک بوده، همانا از سر امید به تو آرزویم بزرگ است.

خدایا چگونه از بارگاهت با نومیدی و محرومیت بازگردم، درحالی که خوش گمانی ام به بخشش وجودت این بوده که مرا نجات یافته و بخشیده باز می گردانی، خدایا عمرم را در آزمندی غفلت از تو نابود ساختم، و جوانی ام را در مستی دوری از تو پیر نمودم.

خدایا در روزگار غرور نسبت به تو، بیدار نشدم و گاه تمایلم به سوی خشم تو آگاه نگشتم.

إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ إِلَیْکَ إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ أُوَاجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِکَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِکَ إِلَهِی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ إِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ وَ کَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَکُونَ کُنْتُ فَشَکَرْتُکَ بِإِدْخَالِی فِی کَرَمِکَ وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْکَ إِلَهِی انْظُرْ إِلَیَّ نَظَرَ مَنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِکَ فَأَطَاعَکَ یَا قَرِیباً لا یَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ یَا جَوَاداً لا یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ إِلَهِی هَبْ لِی قَلْباً یُدْنِیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ وَ لِسَاناً یُرْفَعُ إِلَیْکَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ] مَمْلُولٍ [

خدایا و من بنده تو و فرزند بنده توام، در برابرت ایستاده ام، به کرمت به حضرت تو متوسّلم.

خدایا، بنده ای هستم، که به درگاهت از آنچه که با آن با تو روبرو بوده ام از کمی حیایم از مراقبتت نسبت به من بیزاری می جویم و از تو درخواست گذشت میکنم، زیرا گذشت صفتی درخور کرم توست.

خدایا برایم نیرویی نیست که خود را بوسیله آن از عرصه نافرمانی ات بیرون برم، مگر آنگاه که به محبّتت بیدارم سازی، و آنچنان که خواستی باشم، پس تو را شکر گذارم، برای اینکه در آستان کرمت واردم کردی، و هم اینکه دلم را از آلایه های غفلت از حضرتت پاک نمودی.

خدایا بر من نظر کن، نظر به کسی که صدایش کردی و تو را اجابت کرد، و به یاری ات به کارش گماشتی و او از تو اطاعت کرد، ای نزدیکی که از فریفتگان دور نمی شود، و ای سخاوتمندی که از امید بستگان به پاداشش دریغ نمی ورزد.

خدایا، قلبی به من عنایت کن، که اشتیاقش او را به تو نزدیک کند، و زبانی که صدقش به جانب تو بالا برده شود.

و نگاهی که حق بودن او را به تو نزدیک نماید، خدایا، کسی که به تو شناخته شد، ناشناخته نیست، و آن که به تو پناهنده شد خوار نیست، و هرکه را تو به او روی آوری برده نیست،

إِلَهِی إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنِیرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ لَمُسْتَجِیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِکَ یَا إِلَهِی فَلا تُخَیِّبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ لا تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِکَ إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وَلایَتِکَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّیَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِکَ إِلَهِی وَ أَلْهِمْنِی وَلَهاً بِذِکْرِکَ إِلَی ذِکْرِکَ وَ هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِکَ وَ مَحَلِّ قُدْسِکَ إِلَهِی بِکَ عَلَیْکَ إِلا أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِکَ وَ الْمَثْوَی الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِکَ فَإِنِّی لا أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعاً وَ لا أَمْلِکُ لَهَا نَفْعاً إِلَهِی أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوکُکَ الْمُنِیبُ [الْمَعِیبُ] فَلا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِکَ إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الأِنْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّی تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَکَ جَهْرا.

خدایا، آن که به تو راه جوید راهش روشن است، و آن که به تو پناه جوید در پناه توست، و من به تو پناه آوردم ای خدای من، پس گمانم را از رحمتت ناامید مساز، و از مهربانی ات محرومم مکن، خدایا، در میان اهل ولایتت برنشانم، نشاندن آن که به افزون شدن محبّتت امید بسته، خدایا، شیفتگی به ذکرت را پیوسته به من الهام فرما، و همّتم را در نسیم کامیابی نامهایت و جایگاه قدست قرار ده.

خدایا به حق خودت بر خودت، مرا به جایگاه اهل طاعتت، و جایگاه شایسته بر ساخته از خشنودی ات برسان، زیراکه من نه بر دفعی از خود قدرت دارم، و نه بر نفع خویش مالک هستم.

خدایا، من بنده ناتوان گنهکار توام، و مملوک توبه کننده به پیشگاهت، مرا از کسانی که رویت را از آنان برگرداندی قرار مده، و نه از کسانی که غفلتشان از بخششت محرومشان نموده.

خدای کمال جدایی از مخلوقات را، برای رسیدن کامل به خودت به من ارزانی کن، و دیدگان دلهایمان را به پرتو نگاه به سوی خویش روشن کن، تا دیدگان دل پرده های نور را دریده و به سرچشمه عظمت دست یابد، و جانهایمان آویخته به شکوه قدست گردد، خدایا مرا از کسانی قرار ده که آوازشان دادی، پس پاسخت دادند، به آنها توجه فرمودی، پس در برابر بزرگی ات مدهوش شدند، و با آنان راز پنهان گفتی و آنان آشکارا برای تو کار کردند،

إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَی حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ الْإِیَاسِ وَ لا انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ کَرَمِکَ إِلَهِی إِنْ کَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْکَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ إِلَهِی إِنْ حَطَّتْنِی الذُّنُوبُ مِنْ مَکَارِمِ لُطْفِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقِینُ إِلَی کَرَمِ عَطْفِکَ إِلَهِی إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِکَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَةُ بِکَرَمِ آلائِکَ إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَی النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِکَ فَقَدْ دَعَانِی إِلَی الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِکَ إِلَهِی فَلَکَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْکَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَکَ وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ الْأَبْهَجِ فَأَکُونَ لَکَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاکَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْکَ خَائِفاً مُرَاقِباً یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما کَثِیرا.

خدایا بر خوش بینی ام ناامیدی و یأس را چیره نسازم، و امیدم از زیبایی کرمت نَبُرد.

خدایا گر خطاهایم مرا از نظرت انداخته، به خاطر حسن اعتمادم بر تو از من چشم پوشی کن.

خدایا، اگر گناهان از جایگاه مکارم لطفت مرا پائین آورده، اما یقین به کرم عنایتت هوشیارم نموده.

خدایا اگر غفلت از آماده شدن برای دیدارت به خوابم فرو برده، ولی معرفت به نعمت های کریمانه ات مرا بیدار ساخته است.

خدایا اگر بزرگی مجازاتت مرا به سوی آتش فرا خوانده، هرآینه ثواب برجسته ات مرا به سوی بهشت خوانده است، خدایا از تو درخواست می کنم، و به پیشگاهت زاری نموده، و رغبت می ورزم، و از تو می خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی، و مرا از کسانی قرار دهی که ذکرت را همواره بر زبان دارند، و پیمانت را نمی شکنند، و از سپاست غافل نمی شوند، و فرمانت را سبک نمی شمارند، خدایا مرا به نور عزّت بسیار زیبایت برسان تا عارف به وجودت گردم، و از غیر تو روی گردان شود، و از تو هراسان و برحذر باشم، ای دارای بزرگی و بزرگواری، و درود خدا و سلام بسیار او بر محمّد فرستاده اش، و برخاندان پاکش باد. [۲۷]

   

پی‌نوشت‌ها:

[۱] . لسان العرب، ابن منظور، ج ۱، ص ۵۰۲، ناشر: دارالاحیاء التراث العربی.

[۲] . تاج العروس، زبیدی، ج ۱، ص ۳۲۰، ناشر: مکتبة الحیاة بیروت.

[۳] . مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی(ره)، ص ۲۶۵، انتشارات بینش، تابستان ۷۶.

[۴] . اقبال الاعمال، سیدبن طاووس(ره)، ج ۳، ص ۲۹۲، ناشر: مکتب الاعلام الاسلامی.

[۵] . بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی(ره)، ج ۵۵، ص ۳۴۱، ناشر: مؤسسه الوفاء، بیروت.

[۶] . وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۸۰.

[۷] . همان، ص ۴۹۷.

[۸] . همان، ص ۵۰۲.

[۹] . همان، ج ۸، ص ۹۸.

[۱۰] . بحارالانوار، ج ۹۴ و ۷۹ باب ۵۶.

[۱۱] . المراقبات، ص ۱۷۳.

[۱۲] . کافی، ج ۴، ص ۹۳.

[۱۳] . بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۸۲، باب ۹ و ج ۹۴ ص ۷۱.

[۱۴] . همان، ج ۹۴، ص ۷۲.

[۱۵] . شیخ طوسی، الخصال، ج ۲، ص ۶۰۵.

[۱۶] . همان.

[۱۷] . وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۹۳.

[۱۸] . الاقبال، ص ۶۸۵.

[۱۹] . سوره نمل، آیه ۶۲.

[۲۰] . سوره غافر، آیه ۶۰.

[۲۱] . سوره نساء، آیه ۳۲.

[۲۲] . سوره نساء، آیه ۲۹.

[۲۳] سوره ق، آیه ۳۷.

[۲۴] . وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۰۳.

[۲۵] . مراقبات به نقل از من لایحضره الفقیه، ص ۱۷۶.

[۲۶] . مفاتیح الجنان، ص ۲۶۷ و بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۵۷، باب ۶۷ و ج ۹۴، ص ۶۱.

[۲۷] . بخشی از مقاله استفاده شده است از: پاسدار اسلام شماره ۳۳۲ / فضیلت ماه شعبان

احادیث