emamian

emamian

اهل‌بیت(ع) در احادیث بسیاری به اهمیت اقامه نماز اول وقت و عواقب ترک آن اشاره کرده‌اند.

 

نماز به عنوان عمود خیمۀ دین اسلام و از محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند به شمار می‌رود. پیامبر اکرم (ص) در این رابطه فرمود:‌ «اَحَبُّ الْاَعْمالِ اِلَى الله الصَّلاةُ لِوَقْتِها، ثُمَّ بِرُّ الْوالِدَیْنِ، ثُمَّ الْجَهادُ فى سَبیلِ الله؛ دوست داشتنى‌ترین کارها نزد خداوند نماز اول وقت، سپس نیکى به پدر و مادر و سپس جهاد در راه خداست.» (نهج الفصاحه، ح 70)

 

در حقیقت انسان با برپا داشتن نماز، بر سر سفرۀ الهی نشسته، سفره‌ای که سرشار از نعمت و رحمت است و کمبود و پایانی برایش نیست، پس انسانی که بر سر این سفره می‌نشیند، تمام سعی خود را می‌کند تا نهایت استفاده را ببرد و پیوسته در اوقات دیگر نیز به انتظار نماز است تا با اقامۀ نماز بر سر سفره‌ای از نور بنشیند و از نور نماز بهره گیرد اما در این میان، اهل‌بیت (ع) تأکید بسیاری به نماز اول وقت کرده‌اند، گویی در اقامه نماز در وقت اصلی‌اش، چنان ثمراتی وجود دارد که با خارج از وقت آن قابل مقایسه نیست.

 

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «لَمّا أمَرَ بِاجتِماعِ قَرابَتِهِ حَولَهُ و قد حَضَرَتهُ الوَفاةُ: إنَّ شَفاعَتَنا لَن تَنالَ مُستَخِفّا بِالصَّلاةِ؛ هنگامى که در آستانه رحلت قرار گرفت و چون دستور داد بستگانش گرد او جمع شدند، فرمود: کسى که نماز را سبک بشمارد، شفاعت ما هرگز شامل حالش نمى‌شود». آن حضرت در حدیث دیگری به نقل از رسول اکرم (ص) فرمود: «قالَ لیسَ مِنّی مَنِ استَخَفَّ بالصَّلاةِ، لا یَرِدُ عَلَیَّ الحَوضَ، لا و اللّهِ؛ از من نیست کسى که نماز را سبک بشمارد، به خدا قسم، کنار حوض [کوثر] بر من وارد نمى‌شود.»

 

پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی علیه‌السلام وصیت فرمود: «یا علی! وَ تُقِیمَ الصَّلَاةَ بِوُضُوءٍ سَابِغٍ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ لَا تُؤَخِّرَهَا فَإِنَّ فِی تَأْخِیرِهَا مِنْ‏ غَیْرِ عِلَّةٍ غَضَبَ اللَّهِ عَزَّوَجَل‏؛ یا علی، با وضوی کامل در اول وقت، نماز اقامه کن و نماز را از اول وقتش به تأخیر نینداز، چون تأخیر نماز بدون علت و عذر، خداوند را به خشم خواهد آورد.» (بحار الأنوار، ج 2، ص 154)

 

امام صادق علیه‌السلام فرمود‌: «إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الْآخِرِ کَفَضْلِ الْآخِرَةِ عَلَى الدُّنْیَا؛ برتری نماز اول وقت نسبت به آخر وقت، مانند برتری آخرت است نسبت به دنیا.» (کافی، ج 3، ص 274)

هرچند حضرت ابراهیم در میان انبیاء و رسولان جایگاه خاصی دارد وخداوند متعال درقرآن کریم در 25 سوره نام اورا بیان نموده است و ضمن اشاره به اوصاف برجسته آن حضرت ، او را به عنوان الگوی انسانها و مؤمنین معرفی کرده است اما با این حال این پرسش ذهن حاجی را به خود مشعول داشته که چرا حج ابراهیمی ونه حج دیگر با این توضیح که حج قبل از حضرت آدم انجام می گرفت و انبیاء به حج مشرف شدند.

 

امام جعفرصادق(ع) می فرماید: «چون آدم در انجام حج خود به منی رسید، فرشتگان به دیدار او آمدند گفتند: ای آدم ! حجّت قبول، بدان که دو هزار سال قبل از تو این خانه طواف شده و بر آن حج گزارده شده است. «

 

آدم ابوالبشر اوّلین انسان و نخستین پیامبری است که در زمین حج نموده است. در روایت آمده است که حضرت آدم هزار بار به طواف کعبه آمده و هفتصد حج تمتع و سیصد عمره انجام داده است.

 

دیگر پیامبران نیز به حج خانه خدا رفته اند امام باقر(ع) می فرماید: « آدم، نوح و سلیمان همراه با جن و انس و پرندگان حج خانه خدا انجام دادند، موسی سوار بر شتری سرخ حج گذارد، در حالی که «لبّیک لبّیک» می گفت. «

 

مراجعه به روایات و نوشته های بزرگان هم نشان می دهد که تمام انبیاء به این سفر عاشقانه رفته اند  و پایان بخش همه، خاتم انبیاء رسول خاتم است که «لبّیک ذا المعارج» گفت و معراج خود را تکمیل نمود و در پایان عمر حجة الوداع را به جای آورد امّا با این همه چه رمز و رازی است که حج ، بنام حج ابراهیمی شهرت یافته است؟

 

درجواب باید گفت شاید راز این قضیّه این باشد که ابراهیم(ع) بانی و تعمیر کننده کعبه است و از اوصافی برخوردار است که کمتر پیامبری این اوصاف را دارا بوده است، در قرآن به اوصاف متعددی از حضرت ابراهیم اشاره شده است که به اهمّ آنها اشاره می شود:

 

1ـ ابراهیم یک امّت بود »انّ ابراهیم کان امّةً».

 

2ـ ابراهیم اوّل مسلمان بود. »انا اوّل المسلمین ؛ من نخستین مسلمانم. «

 

3ـ ابراهیم باریافته به مقام امامت بود: »انی جاعلک للناس اماما».

 

4ـ پیروز شده در امتحان الهی »واذ ابتلی ابراهیم ربّه بکلماتٍ فاتّمهن؛ هنگامی که خداوند ابراهیم را با وسائل گوناگونی آزمود و او (بخوبی) از عهده این آزمایش ها برآمد. «

 

5 ـ ابراهیم خادم خانه خدا »ان طهّرا بیتی للطائفین؛خانه ام را برای طواف کنندگان پاک کنید.»

 

و هم فرمود: «وطهر بیتی للطائفین و القائمین؛ خانه ام را برای طواف کنندگان و نمازگزاران پاک کن. «

 

6ـ ابراهیم بنیان گزار و معمار کعبه » و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت؛ هنگامی که ابراهیم ستون های خانه خدا را بالا برد. «

 

7ـ ابراهیم تسلیم محض فرمان الهی:» قال له ربّه اسلم قال اسلمت لربّ العالمین؛ در آن زمان که پروردگارش به او گفت: اسلام بیاور! گفت: در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شدم. «

 

8 ـ ابراهیم محبوب خدا است » و اتّخذ اللّه ابراهیم خلیلاً؛ خدا! ابراهیم را دوست خود قرار داد. «

 

9ـ ابراهیم حلیم و بردبار بود »انّ ابراهیم لحلیمٌ اوّاه منیب؛ به راستی که ابراهیم، بردبار و دلسوز و بازگشت کننده(به سوی خدا) بود. «

 

10ـ ابراهیم بت شکن بود » و تاللّه لاکیدنّ اصنامکم... فجعلهم جذاذاً الّا کبیراً لهم؛ به خدا سوگند در غیاب شما نقشه ای برای نابودی بت هایتان می کشم، سرانجام همه آنها جز بزرگشان را قطعه قطعه کرد. «

 

11ـ نخستین مجری برائت از مشرکین: »انّنی بری ءٌ ممّا تشرکون؛ به راستی که من از شریک هایی که شما (برای خدا) می سازید بیزارم. «

 

12ـ سرد شدن آتش در برابر ابراهیم به فرمان الهی: »قلنا یا نار کونی برداً و سلاماً علی ابراهیم؛ گفتیم ای آتش! برابر ابراهیم سرد و سالم باش. «

 

13ـ قربانی کردن فرزند: »فلمّا اسلما و تلّه للجبین؛ پس هر دو (ابراهیم و اسماعیل) تسلیم فرمان خدا شدند و او را به پیشانی (جهت قربانی) بیفکند. «

 

14ـ دریافت کننده سلام ویژه الهی »سلامٌ علی ابراهیم؛ سلام بر ابراهیم. «

 

15ـ هجرت برای خدا » و اعتزلکم و ما تدعون من دون اللّه؛ و از شما و آنچه غیر خدا می خوانید کناره می گیرم . «

 

16ـ مهمان نواز و با سخاوت » هل اتاک حدیث ضعیف ابراهیم المکرمین؛ آیا خبر مهمان های بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است . «

 

17ـ رهیافته به ملکوت آسمانها و زمین »و کذلک نری ابراهیم ملکوت السّماوات و الارض و لیکون من الموقنین؛ و این چنین، ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا از اهل یقین باشد. «

 

18 ـ شاکر و سپاسگزار الهی: »شاکراً لانعمه؛ شکرگزار نعمت های پروردگار بود. «

 

19ـ صادق و راستگو بود » واذکر فی الکتاب ابراهیم انّه کان صدّیقاً نبیّاً؛ در این کتاب ابراهیم را یاد کن، که او بسیار راستگو و پیامبر (خدا) بود. «

 

20ـ وفا کننده به پیمان های الهی » و ابراهیم الّذی وفی؛ همان کسی که وظیفه خود را به طور کلّی وفا و ادا کرد. «

 

21ـ حنیف و مسلم یا مقام ویژه » ما کان ابراهیم یهودیّاً و لانصرانیاً ولکن کان حنیفاً مسلماً؛ ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه موحّدی خالص و مسلمان بود. «

 

22ـ توکل و اعتماد بر خدا » اعتماد من تنها به آن خدایی است که مرا آفریده و به راه راستم هدایت کرد، چون گرسنه شوم سیر و چون تشنه شوم سیرابم می گرداند و چون بیمار شوم، شفایم می بخشد، او کسی است که مرا می میراند و سپس زنده می کند و او کسی است که امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد. «

 

23ـ کلیم اللّه بودن » و اذ قال ابراهیم ربّ...قال و من کفر؛هنگامی که ابراهیم عرض کرد: پروردگارا... خداوند در پاسخ فرمود: کسی که کافر شده بهره کمی خواهیم داد. «

 

24ـ مطیع فرمان خدا » قانتاً للّه؛ ابراهیم مطیع فرمان خدا بود. «

 

25 ـ الگوی خوبان، بخاطر اوصاف فوق خدا ابراهیم را الگوی مؤمنان دانسته و می فرماید: «قد کانت لکم اسوة حسنةً فی ابراهیم؛ برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم وجود داشت» مجموع اوصاف پیش گفته و غیر آن می تواند عاملی باشد برای اینکه حج کامل، بنام حج ابراهیمی معروف گردد.

 

زنده نگهداشتن حج ابراهیمی در فرهنگ دینی

علاوه بر بیان اوصاف ابراهیم در منابع دینی تلاش شده به هر نحوی یاد و نام ابراهیم زنده بماند و تک تک رفتارهای او به عنوان عمل واجب و یا سنّت، ماندگار شده است. و از ساده ترین قراردادها گرفته تا مهم ترین آن، در موقع حج، به نام حج، تنظیم شده است به نمونه هایی در این باره توجّه شود.

 

1ـ حج مبنای اجاره

در جریان اجاره و استیجار موسی و شعیب در قرآن کریم می خوانیم: «علی ان تأجرنی ثمانی حججٍ؛ هشت حج، اجیر من هستی» هشت سال را به صورت هشت حج یاد کرده اند. نفرمود: تو اجیر من باش، مدّت اجاره هشت سال است، بلکه فرمود: مدت اجاره هشت حج است چون سالی یک بار گزارده می شود و هر حجّی نشانه یک سال است. این ساده ترین قراردادی است که با نام حج یادگار حضرت ابراهیم همراه است.

 

2ـ قرارداد خدا با موسی در ایّام حج: 

وقتی موسای کلیم به مقام والای نبوت بار یافت خداوند سبحان می خواست بهترین و مهم ترین قرارها را با پیامبر خود تنظیم کند، زیرا انتخاب مدّت قرار، به عهده متکلّم است نه بر عهده کلیم خدا. ذات اقدس الهی به موسای کلیم فرمود: تو مهمان چهل شبه من می باشی، امّا در مراسم حج «و واعدنا موسی ثلاثین لیلةً و اتممناها بعشرٍ فتم میقات ربّه اربعین لیلةً؛ ما به موسی وعده سی شبه دادیم (که تا سی شب میهمان ما باشد) سپس این سی شب را با ده شب دیگر تکمیل نمودیم (و وعده دادیم که ده شب گذشته از آن سی شب میهمان ما باشد.) پس میقات و موسای (کلیم) با خدای (سبحان) چهل شبه تمام شد.»

 

این قرار اربعین از آغاز ذی قعده شروع شد و تا دهم ذیحجّه به طول انجامید که مهم ترین مراسم حج و زیارت در این اربعین است و بهترین فرصت برای چلّه گیری همین چهل روز می باشد.

 

3ـ برای نورانی شدن مردم ایّام حج را یادآوری کنید.

درباره موسای کلیم در نورانی کردن مردم در قرآن کریم می خوانیم: « و لقد ارسلنا موسی بآیاتنا ان اخرج قومک من الظّلمات الی النّور و ذکّرهم بایّام اللّه؛ براستی ما موسی را با آیات خود فرستادیم(و به او گفتیم) قومت را از تاریکی به نور خارج کن و ایّام اللّه (یعنی ایام حج) را به یاد آنها بیاور. «

 

4ـ مکه مسکن ابراهیم

قرآن کریم این مسئله را یادآور می شود که مکّه محل سکونت ابراهیم(ع) فرزند و همسرش بوده و از زبان او نقل می کند که « ربّنا انّی اسکنت من ذرّیّتی بوادٍ غیر ذی زرعٍ عند بیتک المحرّم ربّنا لیقیموا الصّلوة...؛ ای پروردگار ما، برخی از فرزندانم را به وادی ای بدون کشت و زراعت نزدیک خانه گرامی تو جای دادم. تا نماز بگزارند. « هدف ابراهیم از اقامه در مکه عبادت و برپائی نماز بوده است و تذکر قرآن این جریان را به این جهت است که مردم در جای جای مکّه به یاد ابراهیم و رفتارهای او و بنیانگذاری او باشند.

 

5 ـ مقام ابراهیم از آیات بیّنات

« فیه آیاتٌ بیّناتٌ مقام ابراهیم و من دخله کان آمناً؛ در آن آیات و معجزات روشنی است (از جمله) مقام ابراهیم و کسی که داخل آن شود در امنیّت است. «

 

از امام صادق(ع) سؤال شد؟ «ما هذه الآیات البیّنات؟» فرمود:«مقام ابراهیم حیث قام علی الحجر فاثرت فیه قدماه، والحجر الاسود و منزل اسماعیل؛ این آیات و نشانه ها چیست؟ فرمود:مقام ابراهیم زمانی که بر سنگ ایستاد (برای بالا بردن دیوار خانه خدا) پس جای دو پای او در آن ماند، و (دیگری) حجرالاسود و (سومی) منزل و حجر اسماعیل است. «

 

قرآن این آیات را متذکر می شود تا همچنان یاد ابراهیم و حج ابراهیمی در ذهن ها زنده بماند.

 

6ـ نماز در مقام ابراهیم

از آنجا که ابراهیم امام ناس است و الگوی حسنه مؤمنان است لذا تک تک اعمال او در حج به عنوان سنّت واجب و یا مستحب مورد سفارش قرار گرفته است تا حج ابراهیمی همچنان زنده بماند. لذا خداوند برای زنده ماندن مقام ابراهیم می فرماید: « واذ جعلنا البیت مثابةً للنّاس و امناً و اتّخذوا من مقام ابراهیم مصلّی...؛ و (به خاطر بیاورید) هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم، و (برای تجدید خاطره) از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید. «

 

لذا از نظر اسلامی خواندن دو رکعت نماز طواف پشت مقام ابراهیم(ع) واجب شمرده شده تا یاد و خاطره ابراهیم و حج ابراهیمی در ذهنها زنده بماند.

 

7ـ سعی ابراهیم

همین طور سعی ابراهیم(ع) سنتی برای یکی از مناسک و ارکان حج شد. و تمام حج گزاران در طول تاریخ به این سنّت عمل و تأسّی به سیره ابراهیم کرده اند، ابراهیم(ع) سنّت گزار است، زیرا خود تمامی سنن الهی را پذیرفته و بر اساس آن عمل کرده است، پس باید سعی ابراهیمی داشت و همچون ابراهیم(ع) میان دو قطب حج یعنی صفا و مروه هفت بار رفت و برگشت سعی ابراهیم(ع) مسیری به سوی روشنایی است، آینه ای که در آن انسان خویشتن واقعی را می بیند، سعی ابراهیم(ع) خلوتی با خویشتن گمشده است. این سعی آمیزه ای زیبا از عشق است و عرفان، سعی ابراهیم(ع) از جنس نور و سرور است، تلاشی از سنخ شعور و حضور است.

 

چو مرغی سوی مسعی پر کشیدم

 

زمروه تا صفا چندی دویدم

 

در اوج تشنگی از ماده رستم

 

کنار زمزم و صفا رسیدم

 

و در روایات نیز سخت بر عظمت ایام حج تکیه شده است و تلاش شده که حج ابراهیمی همیشه زنده بماند.

 

1ـ پیامبر اکرم(ص) فرمود: «ما من ایّام ازکی عند اللّه سبحانه و تعالی و لا اعظم اجراً من خیرٍ فی عشر الاضحی؛ هیچ زمانی به عظمت دهه اول ذیحجه و ازکی از آن نمی باشد. « و در حدیث دیگر فرمود: «ما من ایّامٍ العمل الصّالح فیها احبّ الی اللّه عزّ و جلّ من ایّام العشر؛ هیچ زمانی عمل محبوبتر در نزد خداوند از ایام ده روز (ذی حجّه) نیست. « لذا تأکید شده است که هیچگاه حج تعطیل نشود.

 

حضرت صادق(ع) فرمود: «اگر مردم حج را تعطیل کردند بر امام و پیشوا لازم است که آن ها را مجبور بر انجام حج نمایند، زیرا «فانّ هذا البیت انّما وضع للحج» این خانه برای حج بنا شده است. پس اگر فقیر بودند از بیت المال به آنها جهت انجام حج کمک شود. «

 

نشانه های حج ابراهیمی

مقام معظم رهبری در پیام خود می گوید: « پروردگارا! به امام و قائد راحل ما آن عبد صالح..نصیب وافر به روح پاک او عاید فرما! و آرزوی بزرگ او را که همانا قیام حج ابراهیمی و بهره برداری امّت اسلامی از این مراسم عظیم الهی است جامه عمل بپوشان. «

 

آیة اللّه جوادی آملی می گوید: حضرت امام راحل (قدّس سرّه) کاری را که ابراهیم خلیل انجام داد، احیا کرده است. ما در چهره زیارت نامه بسیاری از اولیای الهی می خوانیم که: «اشهد انّک قد اقمت الصّلاة و آتیت الزکاة؛ من شهادت می دهم که تو نماز و زکات را بپا داشته و زنده کردی. «

 

حضرت امام امّت (قدّس سرّه) گذشته از اینکه بخش های عبادی را اقامه کرد حج را نیز اقامه کرد. اقامه حج غیر از حج کردن است، چه اینکه اقامه نماز غیر از نماز خواندن است. لذا می توان در حرم حضرت امام راحل (قده) صریحاً گفت که: «اشهد انّک قد اقمت الحج؛ من شهادت می دهم که تو حج را بپا داشتی و کاری را که خلیل الرحمن(ع) انجام داد. تو زنده کردی. «

 

حال باید دید حج ابراهیمی چه نشانه هایی دارد که در کلام امام و رهبری بر آن تأکید شده و چگونه این حج در این دوران اقامه شده است.

 

1ـ برائت و تبرّی از مشرکین

 

حضرت ابراهیم خود از شرک مبرّا بود لذا قرآن کریم صریحاً می فرماید: «و لم یک من المشرکین؛ابراهیم از زمره مشرکان نبود. « و در آیه دیگر می خوانیم «و ما کان من المشرکین؛ ابراهیم از زمره مشرکان نبود» لذا در همان دوران ابتدای جوانی از مشرکان تبرّی جست و بت ها را درهم شکست «به خدا سوگند در غیاب شما نقشه ای برای نابودی بت هایتان می کشم! سرانجام همه آنها را جز بت بزرگشان قطعه قطعه کرد. «امام راحل (قدّه) می گوید: «کعبه معظمه یکتا مرکز شکستن این بت هاست. ابراهیم خلیل در اول زمان و حبیب خدا و فرزند عزیزش مهدی موعود روحی فداه در آخر الزمان از کعبه ندای توحید سر دادند و می دهند. «

 

و آنگاه که مبعوث به رسالت گردید، و خانه خدا را بنا و تعمیر نمود مأمور شد که اوّلاً خانه را تطهیر نمایند چنان که خداوند متعال می فرماید: «و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهّرا بیتی للطّائفین و العاکفین والرّکع السّجود؛ و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده کنندگان، پاک و پاکیزه کنید. « «این بتهایی که در این جا هست یا می خواهند نصب کنند، بردارید. اینجا معبد الهی است. جای بتها، بت پرستی، بت سازان و بت فروشان نیست، این خانه باید تطهیر شود و در این محدوده شرک و مشرک راه پیدا نکند». و در آیه دیگر می خوانیم: «واذ بوّأنا لابراهیم مکان البیت ان لاتشرک بی شیئاً و طهّر بیتی للطّائفین و القائمین و الرّکع السّجود؛ (به خاطر بیاور) زمانی را که جای خانه کعبه را برای ابراهیم آماده ساختیم تا خانه را بنا کنند و به او گفتیم: چیزی را همتای من قرار مده، و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان پاک ساز» تطهیر چون اطلاق دارد شامل خالص شدن برای عبادت، خالی از بت و بت پرستی، طهارت از حدث اکبر، طهارت از خبث طهارت بنیانی، یعنی بنابر اساس تقوا، و طهارت از بوی بد باشد و چون متعلق تطهیر ذکر نشده است، دلالت بر شمول همه این امور را دارد بارزترین مصداق پاکی و تطهیر می تواند، تطهیر از شرک باشد.

 

امام راحل می گوید: «و طهر بیتی للطّائفین...؛ این تطهیر از همه ارجاس است که بالاترین آنها شرک است که در صدر آیه کریمه است. «

 

مقام معظم رهبری می گوید: «حج مظهر توحید و کعبه خانه توحید است این که در آیات کریمه مربوط به حج بارها از ذکر اللّه سخن رفته، نشانه آن است که در این خانه و به برکت آن باید هر عامل غیر خدا از صحنه ذهن و عمل مسلمین زدوده شود و بساط انواع شرک از زندگی آنان برچیده شود. در این محیط محور و مرکز هر حرکتی خداست و طواف و سعی و رمی و وقوف و دیگر شعائر اللّه حج هر یک به نحوی نمایش انجذاب به اللّه و طرد و نفی و برائت از انداد اللّه است . «

 

بعد از این که حضرت ابراهیم(ع) خانه را تطهیر می کند مأمور می شود که مردم را به حج دعوت کند «و اذّن فی النّاس بالحجّ یأتوک رجالاً و علی کلّ ضامرٍ یأتین من کلّ فجّ عمیق؛. « و مردم را دعوت عمومی به حج کن، تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دوری به سوی تو بیایند. « این ندا همان است که در اسلام هم مطرح شده است که هر کس مستطیع است باید مکه برود «و للّه علی النّاس حجّ البیت من استطاع الیه سبیلاً؛. « و برای خدا برمردم است که آهنگ خانه(او) کنند،آنها که توانایی رفتن به سوی آن رادارند. « گذشت زمان دوباره خانه خدا را به بت پرستی و شرک آلوده نمود، تا آن زمان که حضرت ختمی مرتبت فرزند ابراهیم خلیل مأمور شد که اعلان کند تا خانه خدا از شرک و آلودگی پاک شود و برائت از مشرکین اعلان گردد. «براءةٌ من اللّه و رسوله الی الّذین عاهدتم من المشرکین فسیحوا فی الارض اربعة اشهر و اعلموا انّکم غیر معجزی اللّه و انّ اللّه مخزی الکافرین؛ (این اعلان) بیزاری از سوی خدا و پیامبر او، به کسانی از مشرکان است که با آنها عهد بسته اید! با این حال، چهار ماه (مهلت دارید که آزادانه) در زمین سیر کنید و بدانید شما نمی توانید خدا را ناتوان سازید، خداوند خوار کننده کافران است. «

 

در این آیات با دو تعبیر از مشرکان اعلام برائت شده است «براءة من اللّه» و «انّ اللّه بری ء من المشرکین» مرحوم علّامه طباطبایی می نویسد: این آیات در صدد تشریع محض برائت نیست، بلکه متضمن انشاء حکم و قضاء به برائت از مشرکان است. چرا که خداوند در اینجا پیامبر را نیز شریک در حکم نموده است و اگر تشریع محض بود تنها به خود نسبت می داد، چنان که می فرماید: «ولایشرک فی حکمه احداً» امّا در جایی که حکم به معنای ولایت، سیاست و داوری باشد به پیامبر(ص) نسبت داده می شود. و قضا در اینجا به معنای رفع امان از مشرکانی است که پیشتر با آنها عهد بسته بود.

 

به عبارت دیگر تشریک پیامبر(ص) در این برنامه برای این است که بیان کند این مسأله تنها یک توصیه و سفارش نیست بلکه سیاست کاربردی و عملی است و باید مجری اصلی حکومت آن را به اجرا، بگذارد و لذا به دنبال آن عمل گردید.

 

محدثان، مفسّران و مورخان شیعه و سنّی نقل کرده اند که پیامبر(ص) ابتدا ابوبکر را برای ابلاغ پیام برائت مأمور نمود. سپس علی(ع) را در پی فرستاد و به وی دستور داد تا پیام را از وی گرفته و خود اعلام نماید. و سرّ آن این بود که جبرییل(ع) بر پیامبر نازل شد و گفت: این برنامه را خود یا یک کسی که مانند تو می باشد اعلام کند. و علی(ع) طبق آیه مباهله به منزله جان نبیّ است «انفسنا و انفسکم».

 

حسکانی با نقل چهل روایت می نویسد: پیام رسان برائت علی بن ابی طالب(ع) بوده است. از جمله از انس بن مالک نقل می کند که «انّ رسول اللّه(ص) بعث ببراءة مع ابی بکرٍ الی اهل مکّة، فلمّا بلغ ذاالحلیفة بعث الیه فردّه و قال لایذهب به الّا رجلٌ من اهل بیتی، فبوث علیاً؛ به راستی رسول خدا ابوبکر را با (آیات) برائت به سوی اهل مکّه فرستاد سپس هنگامی که به ذوالحلیفه رسید او را برگرداند و فرمود: نباید این (آیات) را ببرد مگر مردی از اهلبیتم پس علی(ع) را فرستاد. «

 

علاوه بر آیات برائت موادی در بیانیه برائت گنجانده شده بود از جمله:

 

1ـ لغو پیمان مشرکان.

 

2ـ عدم حق شرکت در مراسم حج در سال آینده.

 

3ـ ممنوع بودن ورود مشرکان به خانه خدا.

 

4ـ ممنوع بودن طواف به صورت عریان.

 

بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) حج اقامه نشد هرچند مردم به حج می رفتند، تا زمان علی(ع) «در زمان حکومت حضرت علی(ع) حج اقامه شد شاید سر اینکه در زیارت نامه معصومین(ع) همواره «اشهد انّک قد اقمت الصّلاة و آتیت الزکاة» آمده نه بیش از آن، این است که در دست آنان قدرت حکومتی نبوده، تا حج را «اقامه» کنند. «

 

حضرت امام مجتبی(ع) بیش از بیست بار پیاده به مکّه رفت، ولی نگذاشتند او حج را اقامه کند، چه اینکه سایر ائمه معصومین(ع) پیاده یا سواره حج می کردند ولی حج را اقامه نکردند. امّا ابن عباس که شاگرد حضرت علی بن ابی طالب(ع) است به دستور آن حضرت موفق شد که حج را اقامه کند. آنگاه که حضرت علی(ع) عهده دار حکومت شد، نامه ای برای قثم ابن عباس، نماینده رسمی خود در مکّه نوشت «یابن عباس! اقم للنّاس الحجّ و ذکّرهم بایّام اللّه؛ ابن عباس! حج را اقامه و مردم را به ایّام اللّه متذکر کن. «

 

با توجه به اهميت مسئله ظهور، چرا هيچ اسمي از آن در قرآن درنيامده است؟

 

با توجه به سوره‌هاي قرآن کريم مي‌توان آياتي را ديد که به اثبات و حقانيت و قطعي بودن ظهور ايشان اشاره دارد. اين آيات عبارت‌اند از:

 

  1. «و نريد ان نمنّ علي الذين استضعفوا في‌الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين* و نمکّن لهم في الارض ...»(1) يعني: و ما اراده کرديم به کساني که در روي زمين تضعیف‌شده‌اند نعمتي گران، ارزاني داريم و آنان را پيشوايان (راستين) و آنان را وارثان گردانيم؛ و نيرومند و صاحب قدرت و حکومت گردانيم... و به آنان در زمين اقتدار و منزلتي شايسته دهيم و از آنان به فرعون و ‌هامان و سپاهيانش چيزي را که از آن مي‌هراسيدند، نشان مي‌دهيم.

 

آيات فوق بشارتي است در مورد پيروزي حق بر باطل و برچيده شدن بساط ظلم و تباهي؛ که نمونه‌هاي آن را مي‌توان در پيروزي حضرت موسي (عليه‌السلام) و بني‌اسرائيل بر فرعونيان و همچنين پيروزي و حکومت حضرت محمد (صلی‌الله ‌عليه ‌و ‌آله) جستجو کرد؛ اما نمونه کامل آن با ظهور حضرت امام مهدي (عليه‌السلام) تحقق مي‌يابد.

 

در روايت ديگري نيز درباره همين آيه مي‌فرمايد: اين گروه آل محمد (صلی‌الله عليه ‌و ‌آله) هستند، خداوند مهدي آن‌ها را بعد از زحمت‌هايي که برايشان تحميل مي‌گردد، مبعوث مي‌کند و به ايشان عزت می‌دهد و دشمنان آن‌ها را ذليل مي‌گرداند. (2)

 

از امام سجاد (عليه‌السلام) نيز این‌چنین نقل‌شده که: سوگند به کسي که محمد (صلي‌الله‌ عليه‌ و‌ آله) را به‌حق، بشارت‌دهنده و بیم دهنده قرار داد، نيکان از ما اهل‌بيت و پيروان آن‌ها به‌منزله موسي (عليه‌السلام) و پيروان او مي‌باشند و دشمنان ما و پيروان آن‌ها به‌منزله فرعون و پيروان او هستند. (سرانجام، پيروزي از آن ماست.) (3)

 

امام مهدي (عليه‌السلام) نيز هنگام تولد، لب به سخن مي‌گشايد و پس از شهادت به وحدانيت الهي و نثار درود و سلام بر پيامبر اکرم و پدران پاک و معصوم خويش چنين مي‌فرمايد: «بسم‌الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمنّ علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين...»(4)

 

  1. «و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً»(5) بگو: حق فرارسید و باطل نابود گشت، (چراکه) باطل نابودشدني است.» آرزوي بشر از ديرباز اجراي عدالت و برچيده شدن بساط ظلم و بي‌عدالتي بوده است، قرآن کريم نيز نويدبخش تحقق اين آرزوي ديرين بوده و فرارسیدن روزي را مژده داده است که در سرتاسر جهان حق حکومت کند و باطل نابود گردد. بر اساس روايات معتبر و فراوان، اين پيروزي نهايي و حکم‌فرماي عدالت در سرتاسر گيتي مربوط به قيام حضرت امام مهدي (عليه‌السلام) مي‌شود.

 

حضرت امام باقر (عليه‌السلام) در توضيح و تفسير «جاء الحق و زهق الباطل» فرمودند: اين سخن الهي مربوط به قيام قائم (آل محمد (صلي‌الله‌ عليه ‌و ‌آله) مي‌شود که دولت باطل برچيده خواهد شد. (6)

 

و بي‌جهت نيست که هنگام تولد حضرت مهدي (عليه‌السلام) بر بازوي نازنينش اين آيه نقش بسته بود که «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً»(7)

 

  1. «الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلاه و مما رزقناهم ينفقون» يعني: «آنان که به غيب، ايمان مي‌آورند و نماز را برپا مي‌دارند و ازآنچه به ايشان روزي داده‌ايم انفاق مي‌کنند.»(8)

 

تفسير در رابطه با اين آيه شريفه بسيار است. شيخ صدوق در کتاب کمال‌الدين از حضرت امام صادق (عليه‌السلام) نقل مي‌کند که فرمودند: هرکس اقرار به ظهور امام زمان کند ايمان به غيب آورده است. متقين در اين آيه شريفه شيعيان علي هستند و (غيب) حجت غايب است. دليل اين معني آيه «فقل انما الغيب لله فانتظروا اني معکم من المنتظرين»(9) يعني: ‌اي پيغمبر بگو غيب مال خداست پس منتظر باشيد که من نيز با شما از منتظرانم؛ که اين آيه به فضيلت انتظار اشاره مي‌کند.» در اين آيه گروهي ديگر از مفسران حضرت مهدي را از مصاديق» يومنون بالغيب «دانسته و يکي از ويژگي‌هاي آن حضرت را غايب قلمداد کرده‌اند.

 

برخي ديگر از مفسران روز رجعت را ازلحاظ اينکه از اموري است که ازنظر ما غايب است مصداق آيه شريفه دانسته و ايمان به غيب در «يومنون بالغيب» را ايمان به رجعت دانسته‌اند. (10)

 

  1. «اولئک الذين اشتروا الحياة الدنيا بالاخره فلايخفف عنهم العذاب و لاهم ينصرون»(11) همين کسان‌اند که زندگي را به بهاي ديگر خريدند پس نه عذاب آنان سبک گردد و نه ايشان ياري شوند.»

 

در خصوص اين آيه برخي از مفسران شيعه از اين آيه فلسفه برخورد حضرت با مخالفين را تبيين نموده‌اند)12)

 

  1. «تلک الايام نداولها بين الناس»(13) يعني اين روزها را ميان مردم مي‌گردانيم.

 

روایت‌شده است که امام صادق (عليه‌السلام) فرمود: از زمان خلقت آدم هميشه دولتي از خدا و دولتي از شيطان بوده پس در اين زمان دولت خدا کو؟ آگاه باشيد که صاحب‌دولت خدا قائم آل محمد (عجّل‌الله‌فرجه‌الشريف) است.

 

  1. «اليوم يئس الذين کفروا من دينکم فلاتخشوهم و اخشون»(14) يعني امروز کساني که راه کفر پیش‌گرفته‌اند از دين شما نوميد شدند پس از آن‌ها نترسيد بلکه از قهر من بترسيد.

 

در تفسير عياشي از امام باقر (عليه‌السلام) نقل مي‌کند که در تفسير اين آيه فرمود:

آن روز، روز ظهور صاحب‌الزمان است که بني‌اميه نوميد مي‌شوند و آن‌ها هستند که کافر گشته و از آل محمد (صلي‌الله‌ عليه ‌و ‌آله)‌ نوميد مي‌باشند.

 

  1. «يا ايها الذين آمنوا کونوا قوامين لله شهدا بالقسط...» (15) يعني‌ اي کساني که ايمان آورديد براي خدا به داد برخيزيد و به عدالت، شهادت دهيد. صاحب تفسير اطيب البيان في تفسير القرآن در تبيين مفهوم قوامين به قائم به‌عنوان يکي از لقب‌هاي حضرت مهدي اشاره‌کرده است.

 

  1. «و من الذين قالوا انا نصاري اخذنا ميثاقهم فتسوا حظ مما ذکروا به فاغرينا بينهم العداوه و البغضاء الي يوم القيامه و سوف ينبئهم الله بما کانوا يصنعون»(16) و از کساني که گفتند ما نصراني هستيم از ايشان نيز پيمان گرفتيم و بخشي ازآنچه را بدان‌ اندرز داده‌شده بودند فراموش کردند و ما هم تا روز قيامت ميانشان دشمني و کينه افکنديم و به‌زودی خدا آنان را ازآنچه مي‌کرده‌اند خبر می‌دهد. درباره اين آيه بعضي از مفسران با توجه به (حظا مما ذکروا به) از حضرت امام صادق (عليه‌السلام) نقل کرده‌اند که فرمود: «اما انهم سيذکرون ذلک الحظ مع القائم منا عصابه منهم» را اشاره مي‌کنند که درباره بهره بردن اصحاب عام يعني همان مؤمنان صالح که از سراسر جهان به حضرت، خودشان را مي‌رسانند، مي‌باشد. (17) البته گروهي از مفسران مي‌گويند که اين آيه درباره چگونگي غلبه اسلام بر ساير اديان در زمان حکومت صاحب‌الزمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشريف) مي‌باشد. (19)

 

  1. قالوا و الله ربنا ما کنا مشرکين» يعني: گفتند به خدا قسم ما مشرک نبوديم.» در کافي آمده است که امام باقر (عليه‌السلام) در مورد اين آيه مي‌فرمايند: يعني آن‌ها هنگام ظهور امام زمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشريف) مي‌گويند: ما منکر ولايت امیرالمؤمنین (عليه‌السلام) نبوديم. البته آيه بعد هم به اين موضوع اشاره مي‌کند. «انظر کيف کذبوا علي انفسهم و ضل ما کانوا يفترون» يعني: ببين چگونه دروغ بر خود بستند و آنچه را افترا مي‌بستند فراموش کردند؟

 

  1. «و قالوا لولانزل عليه آيه من رب قل ان الله قادر علي ان ينزل آيه ولکن اکثرهم لايعلمون»(20)

يعني: گفتند: چرا معجزه‌اي از سوي پروردگارش بر او نازل نشده است؟ بگو: بي‌ترديد خدا قادر است که پديده‌اي شگرف فرو فرستد ليکن بيشتر آنان نمي‌دانند.

 

بسياري از مفسران شيعه با تکيه به روايت امام باقر (عليه‌السلام) در اينکه خداوند قادر است که پديده‌اي شگرف فرو فرستد مي‌گويند که منظور «دابته الارض»، خروج دجال و نزول حضرت عيسي مي‌باشد. (21)

 

  1. «يوم ياتي بعض آيات ربک لاينفع نفسا ايمانها لم تکن آمنت من قبل»(22) يعني: روزي که بيايد يکي از آيات پروردگارت ايمان کساني که قبلاً ايمان نياورده‌اند سودي نبخشد

 

صدوق در کمال‌الدين و ثواب‌الاعمال از حضرت صادق (عليه‌السلام) روايت مي‌کند که فرمود: «آيات» ائمه هستند و «بعض آيات» قائم آل محمد (عجّل‌الله‌فرجه‌الشريف) است. البته مفسران علاوه بر اين با اشاره بر کل آيه ۱۵۸ آن را نشانه ظهور حضرت مهدي و نزول حضرت عيسي برشمرده‌اند و گروهي طلوع خورشيد از مغرب را اضافه مي‌کنند.

 

  1. «و اذان من الله و رسوله الي الناس يوم الحج الاکبر» (22) يعني در روز حج بزرگ از جانب خدا و رسولش به مردم اعلان مي‌شود.

 

در تفسير عياشي از امام باقر (عليه‌السلام) و امام صادق (عليه‌السلام) روایت‌شده است که فرمودند: «حج بزرگ» ظهور قائم و «اعلان» دعوت مردم است.

 

  1. «و قاتلوا المشرکين کافه کما يقاتلونکم کافه و اعلموا ان الله مع المتقين» (23) يعني با همه مشرکين پيکار کنيد چنانکه آن‌ها (اگر دسترسي پيدا کنند) با شما نبرد کنند و بدانيد که خداوند با پرهيزگاران است.

 

در تفسير عياشي از زراره روايت است که گفت: از امام صادق (عليه‌السلام) راجع به اين آيه سؤال شد پدرم امام باقر (عليه‌السلام) فرمودند: هنوز تأویل آن نيامده است. اگر قائم ما قيام کند، آن‌کس که او را مي‌بيند تأویل آن را به‌خوبی خواهد ديد. با ظهور او شعاع دين پيغمبر (صلي‌الله‌ عليه ‌و‌ آله)‌ چنان بالا گيرد که در روي زمين، شرک و بدبيني نماند چنانکه خداوند فرمود: «و قاتلوهم حتي لاتکون فتنه ويکون الدين کله لله»: يعني با آن‌ها پيکار کنيد تا فتنه‌اي نماند و تمام دين از آن خداوند باشد.

 

  1. «يريدون ان يطفئوا نورالله بافواههم و يابي الله الاان يتم نوره و لو کره الکافرون»(24) يعني: مي‌خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش کنند ولي خداوند نمي‌گذارد تا نور خود را کامل کند هرچند کافران را خوش نيايد. برخي از مفسران با نقل روايتي از امام صادق (عليه‌السلام) به تلاش فرعون براي از بين بردن حضرت موسي و بني‌اميه و بني‌عباس براي از بين بردن نسل اهل‌بیت (عليهم‌السلام) اشاره نموده و شباهت حضرت مهدي (عجّل‌الله‌فرجه‌الشريف) به حضرت موسي (عليه‌السلام) را در ولادت بيان کرده‌اند. برخي ديگر از مفسران از امام کاظم (عليه‌السلام) نقل کرده‌اند که اين آيه را به حاکميت دين حق بر تمام اديان در وقت قيام حضرت مهدي مطرح نموده‌اند.

 

  1. «و لئن اخرنا عنهم العذاب الي امه معدوده ليقولن ما يحبسه الايوم ياتيهم ليس مصروفا عنهم و حاق بهم ما کانوا به يستهزون»(25) يعني: اگر عذاب را تا مدت معيني به تأخیر بيندازم حتماً خواهد گفت: چه چيز آن را بازداشت؟ آگاه باش روزي که عذاب به آن‌ها برسد از ايشان بازگشتني نيست و آنچه را که مسخره مي‌کردند آنان را فرو خواهد گرفت. از امام علي (عليه‌السلام) در مورد «امه معدوده» نقل‌شده است که فرمودند:

 

اصحاب قائم آل محمد (صلوات‌الله‌عليه‌)‌ هستند که ۳۱۳ نفرند «اصحاب القائم الثلاث مائة و البضعة عشر»

 

  1. «بقيت الله خير لکم ان کنتم مومنين و ما انا عليکم بحفيظ»(26) يعني: «اگر مؤمن باشيد، باقي‌مانده خدا براي شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نيستم.» در اين آيه گروهي با اشاره بقیه‌الله آن را به‌عنوان يکي از ويژگي‌هاي خاص صاحب‌الزمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشريف) مي‌دانند.

 

چون آيه فوق اطلاق دارد، چنين معنايي از آن بدون اشکال است که بگوييم: بقية‌الله از همه‌چیزهایی که شما حساب کنيد، برايتان بهتر است و هيچ نعمتي به‌پای آن نمي‌رسد. هرچند که اين آيه مربوط به داستان حضرت شعيب ‌نبي (عليه‌السلام) مي‌باشد،

 

قائم (آل محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله)) نخستين سخني که پس از قيام خويش بر زبان مي‌آورد همين آيه است. «بقية‌الله خيرلکم ان کنتم مؤمنين»

 

اما بر اساس روايات معتبر، اين آيه باوجود نازنين حضرت ولی‌عصر (عليه‌السلام) تطبيق گشته است. امام باقر (عليه‌السلام) فرمودند:

 

«قائم (آل محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله)) نخستين سخني که پس از قيام خويش بر زبان مي‌آورند همين آيه است. «بقية‌الله خيرلکم ان کنتم مؤمنين» سپس مي‌فرمايد: من «بقية‌الله» هستم و حجت خدا و خليفه او بر شما مي‌باشم. آنگاه هیچ‌کس بر او سلام نمي‌کند مگر اينکه مي‌گويد: «السلام عليک يا بقية‌الله في ارضه». (27)

 

درباره تعبير «بقية‌الله» (ذخيره خدا) بايد گفت: اين عنوان به شخصي اطلاق مي‌گردد که خدا به‌منظور خاصّي او را نگهداري کرده است.

 

احمد بن اسحاق قمي (که از اصحاب و ياران امام عسکري (عليه‌السلام) بود.) به حضور حضرت امام عسکري (عليه‌السلام) مي‌رسد، حضرت امام مهدي (عليه‌السلام) که حدود یک سال دارد، وارد مي‌شود و با زبان عربي فصيح مي‌گويد: «انا بقية‌الله في ارضه و المنتقم من اعدائه.»(28)

 

من ذخيره الهي در سرزمين او و انتقام‌گيرنده از دشمنان اويم.

 

بيش از ۱۲۰ آيه قرآن «عالم جلیل‌القدر مرحوم سيدهاشم بحراني در کتاب «المحجة» آن‌ آيات ‌را با روايات مربوطه جمع‌آوري کرده است.»

 

و آیات ديگر

 

اما ممکن است بپرسيد چرا نام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در قرآن نيامده

 

براي جواب به اين سؤال بايد گفت:

 

اولاً تنها راه معرفي اين نيست و حضرت از راه‌هاي ديگر (معرفي با صفات) معرفی‌شده است و قرآن به طرق ديگر به وجودش و حکومت جهاني او اشاره نموده است (29)

 

و ثانیاً: مصالحي در کار بوده که حضرات معصومين به نام ذکر نشوند که از اين ميان محفوظ ماندن قرآن از تحريف را مي‌توان نام برد درست همان علتي که ايجاب کرد آيه اکمال دين در بين آيات تحريم خبائث و آيه تطهير در بين آيه نساء النبي قرار گيرد تا ضمن ابلاغ پيام به همه‌ي حق‌جويان مانع از دست بردن در قرآن نيز بشود. چه کسي مي‌توانست تضمين کند کساني که به پيامبر ‌عظيم‌الشان اسلام به خاطر تصميم به معرفي علي (علیه‌السلام) به امامت، اهانت و جسارت نمودند (پيامبر اکرم، هنگام وفات فرمود: قلم و دواتي بياوريد تا برايتان چيزي بنويسم که مانع از گمراهي‌تان شود خليفه دوم گفت: ان الرجل ليهجر حسبنا کتاب الله. (30)

 

اگر تصريح به اسم آن حضرت مي‌شد به قرآن نيز جسارت نمي‌کردند. مضافاً بر این‌که اگر کسي، حق را نخواهد پذیرد، معرفي با اسم را نيز نمي‌پذيرد و هزار و‌ يک بهانه‌ي واهي و توجيه ناصواب، مي‌آورد. قرآن، اين حقيقت را به همه‌ي ما گوشزد مي‌کند که اهل کتاب، پيامبر را به‌خوبی مي‌شناختند، چنانکه بچه‌ي خود را مي‌شناختند و در انجيل آنان پيامبر ختمي با اسم نيز معرفی‌شده بود اما هنگامی‌که پيامبر ‌عظيم‌الشان را ديدند که هم با صفات هم با اسم برايشان شناخته‌شده بود، بازهم انکار کردند و نپذيرفتند: «فلما جائهم ما عرفوا کفروا به»(31)

 

این‌که معرفي با اسم تنها راه معرفي نيست و هم این‌که مصالحي براي عدم تصريح به اسم وجود داشته و ثالثاً معرفي با اسم هم اگر مي‌شد چنانکه سابقه دارد اهل عناد و لجاج نمي‌پذيرفتند، ازجمله عواملي است که به نام حضرت تصريح نشده است.

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

  1. سوره قصص، آيه 5 و 6.
  2. حويزي، عبدعلي بن جمعه، تفسير نورالثقلين، ج ۴، ص ۱۱۰.
  3. طبرسي، فضل بن حسن، تفسير مجمع البيان، ج ۷، ص ۳۷۵، ذيل آيه ۵ سوره قصص.
  4. صدوق، محمد بن علي، کمال‌الدين، ص ۴۲۵.
  5. اسراء، آيه ۸۱.
  6. حويزي، عبدعلي بن جمعه، تفسير نورالثقلين، ج ۳، ص ۲۱۲.
  7. حويزي، عبدعلي بن جمعه، تفسير نورالثقلين، ج ۳، ص ۲۱۳.
  8. بقره، آيه ۳.
  9. يونس، آيه ۲۰.
  10. فيض کاشاني، محسن، تفسير صافي، ج ۱، ص ۱۱.
  11. بقره، آيه ۸۶.
  12. فيض کاشاني، محسن، تفسير صافي، ج ۱، ص ۱۵۴. بحراني، سيدهاشم، البرهان ج ۱، ص ۲۶۸. بروجردي، سيد محمد ابراهيم، تفسير جامع، ج ۱، ص ۲۰۶.
  13. آل‌عمران، آيه ۱۴۰.
  14. مائده، آيه 3.
  15. مائده، آيه ۸.
  16. مائده، آيه ۱۴.
  17. مشهدي، ميرزا محمد، کنز الدقائق، ج ۴.
  18. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج ۲۲، ص ۱۱۱.
  19. انعام، آيه ۲۳.
  20. انعام، آيه ۳۷.
  21. مشهدي، ميرزا محمد، کنزالدقائق، ج ۲، ص ۶۷۹. بروجردي، سيد محمدابراهیم، تفسير جامع، ج ۲.
  22. انعام، آيه ۱۵۸.
  23. توبه، آيه 36.
  24. توبه، آيه ۳۲.
  25. هود، آيه ۸.
  26. هود، آيه ۸۶.
  27. فيض کاشاني، محسن، تفسير صافي، ج ۲، ص ۴۶۸، ذيل آيه ۸۶ سوره هود.
  28. قمي، عباس، الانوارالبهيه، ج ۱، ص ۳۵۵.
  29. بقره، آيه ۱۰۶.
  30. حلي، حسن بن يوسف، نهج الحق و کشف الصدق، ص ۲۷۴.

خطیب جمعه اهل سنت بندرعباس، مراسم مولودی خوانی نبی اکرم(ص) را فرصتی برای آشنایی با سیرت آن بزرگوار دانست و بر استفاده از ظرفیت هفته وحدت تاکید کرد.

 

سید عبدالباعث قتالی در خطبه های امروز اهل سنت بندرعباس، رعایت حقوق دیگران در اسلام را یک اصل دانست و اظهار داشت: اگر ما در جامعه حقوق یکدیگر را رعایت کنیم، بسیاری از اختلافات اجتماعی حل خواهد شد و شاهد بسیاری از مشکلات نخواهیم بود.

امام جمعه اهل سنت و جماعت بندرعباس نابسامانی های اجتماعی و مالی را ناشی از کمبود ایمان دانست و افزود: اگر روحیه ایمانی در جامعه قوی باشد کمتر شاهد حق خوری و اختلاف خواهیم بود.

این عالم دینی همچنین هفته وحدت را نماد اتحاد مسلمانان اعلام کرد و تاکید کرد: در این دوران همه مسلمانان نیاز به وحدت و همدلی دارند تا با شناخت از یکدیگر در مسیر تعالی اسلام گام بردارند.

قتالی گفت: مراسم مولودی خوانی نبی اکرم(ص) فرصتی برای آشنایی بیشتر با سیرت آن بزرگوار برای همگان خصوصاً برای نسل جوان است.

وی اضافه کرد: در مراسم مولودی خوانی ضمن مدح نبی اکرم (ص)، در مورد فضایل ایشان سخنرانی خواهد شد.

خطیب جمعه اهل سنت بندرعباس در پایان گفت: اتحاد ما مسلمانان سرمایه بزرگی برای توسعه و پیشرفت جامعه اسلامی است و از ظرفیت هفته وحدت باید در این خصوص استفاده کرد.

«موسسه ران پل» اعلام کرد: با وجود دستور دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر عقب‌نشینی جزیی نیرو‌های این کشور از سوریه، جنگ واشنگتن برای تغییر نظام سوریه همچنان ادامه دارد.

 

«دانا استرول» دیپلمات کهنه‌کار آمریکایی، رئوس راهبرد تغییر نظام در سوریه را در اندیشکده «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی» اعلام کرد. «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی» اندیشکده‌ای است که دولت آمریکا بودجه آن را تامین می‌کند و در کانون طرح‌های مداخله جویانه واشنگتن قرار دارد.

 

استرول به دستور کنگره بر یک بررسی درباره سوریه نظارت داشته است و درباره آنچه «مرحله‌ای جدید» از جنگ سوریه خواند، رئوس این طرح چهار مرحله‌ای را اعلام کرد:

- اشغال قطب اقتصادی و «غنی از لحاظ منابع» در سوریه توسط ارتش آمریکا

- منزوی ساختن دیپلماتیک دولت سوریه

- اعمال تحریم‌های اقتصادی ضد دمشق و متحدانش

- ممانعت از ارائه کمک بازسازی و دانش فنی به سوریه

 

استرول یکی از ماموران باسابقه دولت آمریکاست که سال‌ها در زمینه تدوین سیاست خاورمیانه تلاش کرده است. وی در زمان خدمت در «کمیته روابط خارجی سنا», بر فعالیت وزارت امور خارجه در زمینه فروش تسلیحات آمریکایی و کمک خارجی نظارت داشت.

 

وی خاطر نشان کرد جنگ آمریکا برای تغییر رژیم در سوریه، پایان نیافته است.

 

استرول به شکلی خلاصه گفت ارتش آمریکا یک سوم از خاک سوریه را همراه با «نیرو‌های سوریه دموکراتیک» شریک محلی‌اش به مالکیت خود در آورد. این اراضی خاک سوریه که آمریکا مالک آن شده است، از لحاظ منابع غنی هستند و قطب اقتصادی و کشاورزی و دارای منابع هیدروکربن به شمار می‌روند.

 

این مقام آمریکایی همچنین اعمال فشار در مورد کمک در زمینه بازسازی را به عنوان ابزاری ضد دولت سوریه پیشنهاد کرد.

 

استرول گفت کمک‌های بشردوستانه دولت آمریکا و «کمک به تثبیت سوریه در اختیار متحد واشنگتن یعنی نیرو‌های سوریه دموکراتیک در شمال شرقی سوریه قرار گرفتند و از آمریکا خواست تا زمان محقق شدن هدف تغییرنظام، بقیه قسمت‌های سوریه را به صورت ویران شده حفظ کند.

 

روز چهارشنبه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با توسعه اقدام نظامی این کشور برای «محافظت» از میدان‌های نفت سوریه در شرق فرات و استقرار تقریبا ۸۰۰ نیروی نظامی بدین منظور، با استقرار ۲۰۰ نیروی نظامی دیگر نیز در پایگاه نظامی التنف موافقت کرد.

 

ترامپ از ابتدای ورود به کاخ سفید همواره اعلام کرده است که قصد دارد به جنگ‌های بی پایان در خاورمیانه خاتمه دهد و نیروهای این کشور را از منطقه غرب آسیا خارج کند، در حالی که اقدامات او خلاف این موضوع را ثابت می‌کند و بار دیگر ادعاهای دروغین مقامات آمریکایی و ماهیت غارتگری آنان را به اثبات می‌رساند.

سيد احمد خميني:
دير زماني است كه در جوامع اسلامي ، وحدت مسلمين و اتحاد كشور هاي اسلامي بر سر زبانهاست .. اما در عمل گامي مثبت و تعيين كننده برداشته نمي شود ..زمانی که روح تفكر توحيد و اصول ارزشي كه لازمه گرايش عمومي به وحدت است بر جوامع حاكم نباشد تلاشها ثمري نخواهد داشت.

"سمیح عاطف الزین" از اندیشمندان مطرح اهل سنت، در مقدمه کتاب "المسلمون ... من هم؟(مسلمانان کیستند)" مى گوید:«آنچه موجب تألیف این کتاب شد، دو دستگى کورکورانه ای است که امروزه در جامعه ما پدید آمده است؛ به ویژه دودستگى میان مسلمان شیعى و مسلمان سنى که مى بایست با محو جهل، محو مى شد، ولى متأسفانه همچنان در دل هاى بیمار ریشه دارد.

 

زیرا منشأ آن همان طبقه ای است که با ایجاد نفاق بر جهان اسلام حکومت کرده و دشمن دین است." وی معتقد است اختلاف تسنن و تشیع هرگز بر سر اصل قرآن و سنت نبوده، بلکه اختلاف تنها بر سر فهم از قرآن و سنت بوده است. وی در پایان مى گوید: «باید روحیه منفور فرقه گرایى را محو کنیم و راه را بر کسانى که کینه دینی را ترویج مى کنند ببندیم تا مسلمانان همانند گذشته به یک گروه واحد، همکار و دوستدار یکدیگر بدل شوند.»

رضا بختیاری، دبیر ستاد مردمی جشن‌های هفته وحدت سیستان‌وبلوچستان گفت: ویژه‌برنامه‌ها و جشن‌های مردمی هفته وحدت از امروز، شنبه، ۱۸ آبان‌ماه در سطح استان آغاز می‌شود.

 

وی ادامه داد: این جشن‌ها در ۷ شهرستان، شامل چابهار، سراوان، ایرانشهر، سرباز، زهک، زابل و زاهدان برنامه‌ریزی شده است که نخستین برنامه را امشب در شهرستان چابهار خواهیم داشت.

 

دبیر ستاد مردمی جشن‌های هفته وحدت استان با بیان اینکه این جشن‌ها به‌صورت پخش زنده به روی آنتن شبکه استانی هامون می‌رود، اظهار کرد: نکته مهم در برگزاری این جشن‌ها «مردمی بودن» آن است و هدف نهایی، ایجاد ساعات شاد و مفرح با اجرای برنامه‌های مذهبی و فرهنگی غنی ویژه خانواده‌های شیعه و سنی استان است.

 

بختیاری بیان کرد: دیدار با خانواده شهدا، اهدای جهیزیه به نوعروسان نیازمند سطح استان، تجلیل از هنرمندان و ورزشکاران و اجرای موسیقی محلی سیستانی و بلوچستانی از جمله برنامه‌هایی است که در قالب این جشن‌ها برنامه‌ریزی شده است.

 

دبیر ستاد مردمی جشن‌های هفته وحدت استان گفت: یکی از شاخصه‌های خوب این جشن‌ها همراهی «کامیون سفیر آفتاب» است که با دارا بودن یک سن متحرک و مجهز شرایط برگزاری جشن‌ها را با کیفیت دوچندان فراهم می‌کند.

پیامبر اکرم (ص) درست در بیست و پنجمین بهار عمر گرانبهایشان با بانوی چهل ساله‌ای به نام خدیجه که برترین بانوی روزگار خویش بود، پیمان زندگی مشترک را امضاء کردند. ما در این گزارش سعی داریم مروری کوتاه به جریان ازدواج این دو بزرگواران "پدر و مادر امت اسلامی" داشته باشیم.

 

نحوه آشنایی حضرت خدیجه (س) با پیامبر اکرم (ص)

حضرت خدیجه (س) بعد از ازدواج با رسول خدا (ص) همه سرمایه خود در راه اسلام صرف کرد.

همه چیز از یک سفر اقتصادی شروع شد. حضرت خدیجه (س) در دوران نوجوانی از یک پیشگو شنیده بودند که هسمر پیامبر آخر الزمان خواهد شد و حضرت (س) خوشحال از این موضوع درصدد ازدواج با پیامبر (ص) بود به حدی که ایشان جواب مابقی خواستگاران خود را نمی‌داد و‌سال‌ها ازدواج نکردند مگر حضرت محمد (ص). به همین دلیل با تمام علائم حضور و ظهور پیامبر آخر الزمان آشنا شد تا زمانی که حضرت محمد مصطفی (ص) را در ۲۵ سالگی مشاهده کردند.

 

او با اشاره به شرایط اقتصادی آن دوران اظهار کرد: وضع مالی در آن برهه زمانی خوب نبود به همین خاطر افراد بسیاری به حضرت خدیجه (س) برای دریافت سرمایه اولیه کار خود مراجعه می‌کردند، حضرت محمد (ص) نیز یکی از این افراد بودند. وقتی پیامبر اکرم (ص) نزد حضرت خدیجه (س) آمدند، ایشان پیامبر (ص) را شناختن و برای اینکه مطمئن شوند غلامی را همراه رسول اکرم (ص) فرستادند تا از شناخت خود مطمئن شود و وقتی مطمئن شدند، خود پیشنهاد ازدواج به عموی پیامبر اکرم (ص) دادند.

 

در سفری که حضرت محمد (ص) برای تجارت به شام داشت همراه با غلام حضرت خدیجه (س) به راهبی رسیدند که او پیامبر آخر الزمان را شناخت و وقتی غلام از این موضوع مطمئن شد خبر را به مکه نزد حضرت خدیجه (س) برد و ایشان نیز اقدام به ازدواج کردند. پیش از این گفتیم که حضرت خدیجه (س) خواستگاران بسیاری داشتند، اما به امید اینکه همسرشان پیامبر آخر زمان است هیچ‌گاه ازدواج نکردند، و وقتی متوجه پیامبر (ص) شدند، از حضرت ابوطالب چرایی مجرد ماندن حضرت محمد (ص) را جویا شدند و هنگامی که فهمیدند به خاطر معیشت و وضع مالی است خودشان زمینه را برای خواستگاری فراهم کردند و رسما دهم ربیع الاول حضرت رسول الله ازدواج کردند.

 

ویژگی‌های بارز حضرت خدیجه (س)

حضرت خدیجه (س) بانویی خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود، او در اثر امتیازات اخلاقی و اجتماعی متعددی که داشت، در زمان جاهلیت، طاهره و سیده قریش نامیده می‌شد، در برخی کتب تاریخی شیعه و سنی درباره آن بحث شده است، که به هر سوی بزرگان قریش همه علاقه‌مند به ازدواج با او بودند، مردان نامداری همچون عقبة بن ابی‌معیط، ابوجهل و ابوسفیان از او خواستگاری کرده بودند و او موافقت نکرده بود.

مرجعیت عالی دینی درباره سوء استفاده برخی طرف‌های داخلی و خارجی از تظاهرات مسالمت آمیز شهروندان عراقی برای زیان رساندن به کشور هشدار داد.

 

مرجعیت عالی دینی عراق هشدار داد برخی طرف‌های داخلی و خارجی برای زیان رساندن به کشور از اعتراضات سوء‌ استفاده می‌کنند.

 

مرجعیت عالی دینی عراق همچنین از دولت این کشور خواست نقشه راهی با جدول زمان بندی مشخص برای پایان دادن به فساد و سهم خواهی در کشور وضع کند.

 

مرجعیت همچنین از تظاهرات کنندگان خواست ماهیت مسالمت آمیز اعتراضات را حفظ کنند، و نیروهای امنیتی هم از خشونت اجتناب کنند.

 

مرجعیت دینی عراق تاکید کرد نیروهای مسلح عراق و کسانی که در کنار آنها با تروریسم داعش جنگیدند، حق بزرگی بر گردن همه دارند.

 

متن کامل بیانیه مرجع عالی  دینی عراق که در خطبه‌های نماز جمعه امروز کربلای معلی قرائت شد

 

شیخ عبدالمهدی الکربلائی نماینده آیت الله سیستانی در کربلای معلی در خطبه های نماز جمعه امروز کربلای معلی در صحن مطهر حرم امام حسین(ع) متن بیانیه دفتر آیت الله العظمی علی سیستانی مرجع عالی دینی عراق را قرائت کرد که به این شرح است :

 

اعتراضات مردمی با هدف درخواست برای اصلاح در چندین مکان ادامه دارد و تصاویر درخشانی در آن نمایان شد که بیانگر ویژگی‌ها و صفات نیک عراقی‌هاست که به صفات شجاعت و ایثار، صبر و ثبات، همبستگی و محبت کردن به یکدیگر آراسته هستند، امروز یاد اولین گروه از عزیزانی را گرامی می‌داریم که در آغاز این جنبش اصلاحی در چهل روز پیش خون پاکشان بر زمین ریخت و برای ارواح مطهرش طلب رحمت می‌کنیم و بار دیگر درخواست خود برای بازخواست قاتلان آنها را مورد تاکید قرار می‌دهیم و ضمن ابراز همدردی و همبستگی با خانواده‌هایشان برای مجروحان شفا و سلامتی مسئلت می‌جوییم، مایلیم در این زمینه به چند نکته اشاره کنیم:

 

نکته اول : در برابر گروه‌های سیاسی که زمام قدرت را در اختیار دارند، فرصت کم نظیری برای برآورده کردن خواسته‌های شهروندان بر اساس نقشه راه مورد توافق که در مدت زمانی مشخص اجرا شود، وجود دارد تا به دوره طولانی از فساد و سهمیه بندی شوم و نبود عدالت اجتماعی پایان داده شود و افزایش وقت کشی و تعلل در این زمینه دیگر جایز نیست،‌چراکه خطرات بزرگی ، کشور را احاطه کرده است.

 

نکته  دوم : حفظ ماهیت مسالمت آمیز اعتراضات در اشکال مختلف،‌ اهمیت فراوانی دارد و مسئولیت بزرگ در این زمینه بر دوش نیروهای امنیتی است که از به کارگیری خشونت به ویژه خشونت بی‌رویه در تعامل با معترضان مسالمت جو خودداری کنند، چرا که این نوع رفتار غیرقابل توجیه بوده و منجر به پیامدهای ناگواری می‌شود. ملاحظه شده است که بیشتر شرکت کنندگان در اعتراضات مسالمت آمیز بودن آن را رعایت می‌کنند و از تعدی به نیروهای امنیتی و تاسیسات دولتی و اموال خصوصی اجتناب می‌کنند، لازم است اقلیتی که همچنان دست به این اقدامات می‌زنند، توجیه شوند تا از این  اقدامات دست بردارند تا صحنه اعتراضات از تمام آنچه آن را مخدوش می‌کند، پاک بماند.

 

نکته سوم : تظاهرات مسالمت آمیز حق هر عراقی است که نظرات و دیدگاه خود را بیان کرده و حق خود را مطالبه کند،‌هر کس در آن شرکت کند، هر کس بخواهد در آن شرکت می‌کند و هر کس نخواهد، شرکت نمی‌کند، هیچ کس نمی‌تواند دیگری را به آنچه نمی‌خواهد وادار کند،‌شایسته نیست که مشارکت یا عدم مشارکت صحنه‌ای برای اتهام زنی شهروندان به یکدیگر هنگام اختلاف نظر باشد، بلکه هر کس باید به نظر دیگری احترام بگذارد .

 

نکته چهارم : برخی طرفهای داخلی و خارجی که در دهه‌های گذشته نقش برجسته‌ای در آسیب و آزار رساندن به عراق از طریق سرکوب و ظلم به عراقی‌ها ایفا کردند، همان‌ها  امروز برای سوء‌استفاده از جنبش اعتراضی کنونی برای رسیدن به برخی اهدافشان تلاش می‌کنند، بنابراین بر شرکت کنندگان در اعتراضات و دیگران لازم است تا در قبال سوء‌استفاده این طرف‌ها کاملا هوشیار باشند تا نتوانند به تجمعات و تظاهرات آنها رخنه کنند و مسیر جنبش اصلاحی را تغییر دهند.

 

نکته پنجم : عزیزان ما در نیروهای مسلح و کسانی که به آنها پیوستند، به سبب جنگ با تروریسم داعشی و دفاع از ملت و سرزمین و مقدسات حق بزرگی بر همه دارند به ویژه مدافعانی که امروز در مرزها و کسانی که در مواضع و مکان‌های حساس خدمت می‌کنند، نباید نقش و جایگاه آنها را فراموش کنیم، نباید به گوش آنها هر گونه کلام و حرفی که جانفشانی‌های عظیم آنها را نادیده می‌گیرد، برسد، بلکه اگر امروز تظاهرات و اعتصابات مسالمت آمیزی به دور از آزار و اذیت رسانی تروریست‌ها برگزار می‌شود، آن هم به لطف همین مردان شجاع و قهرمان(نیروهای مسلح و نیروهای پیوسته به آنها مانند حشد شعبی) است که شایسته تمام احترام و تقدیر هستند.

احادیث