emamian
شرح دعای سحر| تأملی در مراتب جمال و جلال خداوند
«دعای سحر» یکی از دعاهای عظیمالشأنی است که از امام رضا علیهالسلام روایت شده و آن حضرت فرموده است: این دعا، دعایی است که امام باقر علیهالسلام در سحرهای ماه رمضان میخواند.
در عین حال یکی از آثار فاخر و ارزشمند امام خمینی (ره) «شرح دعای سحر» است؛ اثری که امام خمینی (ره) آن را در حدود 27 سالگی خود تألیف کرده و نشان از دانش و عرفان والای ایشان از دوران جوانی دارد.
مفاهیم و مضامین والای دعای سحر که خواندن آن در سحرهای ماه رمضان توصیه شده، به بررسی بخشها و نکاتی از امام خمینی (ره) درباره این دعای ارزشمند و والا پرداخته است.
نکات مهم فراز ابتدایی از این دعای شریف را میخوانیم:
اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهائِکَ بِأَبْهاهُ وَکُلُّ بَهائِکَ بَهِیٌّ، اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهائِکَ کُلِّهِ
خدایا، از تو درخواست میکنم به حق زیباترین مرتبه از زیباییات و همه مراتب زیباییات زیباست، خدایا از تو درخواست میکنم به حق همه مراتب زیباییات.
عالم هستی در منظر عرفان اسلامی در دو بخش کلی دستهبندی میشود:
1- عالم شهادت: شامل همه آنچه ما با چشم سر مشاهده میکنیم، مانند وجود خودمان، زمین، آسمان، ساختمان ها و...
2- عالم غیب: شامل آنچه از دید چشم سر ما پنهان است مانند خداوند، بهشت، جهنم و...
موجودات در عالم نیز در سه بخش کلی دستهبندی میشوند:
1- مرتبه عقلی: کاملاً مجرد مانند خداوند؛
2- مرتبه مثالی: موجوداتی که نه کاملاً مجرد هستند و نه کاملاً مادی مانند جن و فرشته؛
3- مرتبه حسی: موجوداتی که قابل دیدن هستند مانند زمین و آسمان.
انسان تنها موجودی است که دارای همه مراتب عقلی و مثالی و حسی است و عوالم غیب و شهادت در او نهفته است. درواقع انسان وجودی حسی دارد که با طی کردن مراحل عبادی و سلوک معنوی میتواند به مراحل بالاتر یعنی مرتبه مثالی و عقلی برسد.
چون خداوند پرورنده انسان جامع کامل است، سزاوار است انسان پروردگارش را به نامی بخواند که مناسب مقام پروردگار باشد و در عین حال، انسان را از آنچه با او سازگار نیست حفظ کند. برای همین است که از شیطان رجیم به [نام مبارک] «الله» پناه برده میشود: «فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم» (سوره نحل؛ آیه 98)
عبارت «إنی» (به معنی همان من...) برگرفته از منیّت دعاکننده نیست، چون منیت با درخواست سازگاری ندارد. بلکه این عبارت (انّی أسئلک) مانند کلام خداوند بلندمرتبه است که میفرماید: «أنتم الفقراء الی الله ؛ شما نیازمند به خدا هستید». اثبات منیّت در مقام خواری و اظهار ناداری نه تنها نکوهیده نیست، بلکه اگر موجب حفظ مقام بندگی و توجه به فقر و نیاز در بیداری دوم (صحو ثانی) باشد، از بالا ترین مراتب انسانیت است.
درخواست اگر با زبان استعداد باشد رد نمیشود و چنین دعایی مقبول و مستجاب خواهد شد، زیرا اجابت کننده درخواست وجودی تامّ و فوق تمام است و فیض او کامل و فوق کمال است. عدم ظهور فیض و افاضه او به علت کمی استعداد در دعاکننده است و اگر شخص واقعاً مستعد پذیرش فیض باشد، پروردگار او را از خزائنی که بیپایان و فنا ناپذیر است و معادنی که تمام نشدنی و نقصان ناپذیر است بهرهمند میسازد.
سزاوار است دعاکننده در پاکیزگی باطن و پالایش قلب خود از پلیدیها و صفات رذیله بکوشد تا دعایش از زبان گفتار به زبان حال، و از زبان حال به زبان استعداد، و از ظاهر به باطن سرایت کند و خواستهاش برآورده شود و به مقصود برسد.
بعضی فقرات دعای سحر مانند دعای کمیل بالاتر از آن است که برای ما ممکن باشد از زبان خودمان با خدا سخن بگوییم، زیرا مقام معرفت بالایی برای این دعا لازم است. پس بهتر است زبان خود را به منزله زبان انبیاء و اولیای الهی قرار دهیم و خداوند را از جانب آنان بخوانیم و از زبان ایشان به دعا مشغول شویم.
گذر از مقامها و مراتب گوناگون انسان را از شرایطی که تجلیات و انوار حق را «بهی» و «کامل» (زیبا وکامل) خوانده و در مرحله دیگر بعضی را «ابهی» و «اکمل» (زیباتر و کاملتر) نامیده، به مرتبهای میرساند که درک میکند همگی از تجلیات محض ذات احدیث و انوار خالص جمال نور حقیقیاند. لذا میگوید: «کلّ بهائک بهی. وکلّ شرفک شریف؛ همه زیبایی تو زیباست و همه شرف تو شریف است»؛ زیرا در این مقام هیچ اشرفیتی در میان نیست و تمامی این صفات امواج دریای وجود پروردگار و انوار نور ذات او هستند و همه آنها با کل و کل با ذات متحدند.
«بهاء» نوری همراه با هیبت و وقار و در بر دارنده جمال و جلال است، اما چون هیبت در بهاء در مرتبه باطن است و نور در مرتبه ظهور، بهاء از جمله صفات جمال محسوب میشود که جلال در آن باطنی است. نیز، چون جمال عبارت از چیزی است که متعلق به لطف باشد، بدون اعتبار ظهور و عدم ظهور در آن، لذا بهاء به وسیله جمال احاطه شده و در آن محاط است.
بهترین عمل در ماه مبارک رمضان چیست؟
بهترین عمل در ماه رمضان «ورع از محارم خدا» است. ورع درجاتی دارد: پرهیز از گناه، دوری از شبهات، ترک حلالهای نزدیک به شبهه، و وارستگی کامل از غیر خدا؛ جایی که دل، جز محبت حق نمیپذیرد. در مطلب پیش رو به پرسش و پاسخی در همین موضوع پرداخته خواهد شد.
پرسش :
* بهترین عمل در ماه رمضان چیست؟
پاسخ اجمالی:
حضرت علی(ع) از پیامبر(ص) درباره بهترین عمل در ماه مبارک رمضان سوال نمودند؛ ایشان فرمودند: «بهترین عمل در این ماه، اجتناب از محرمات خداست». ورع و پارسایی درجاتی دارد: اولین درجه آن، ورعِ اهل توبه است یعنی انسان از معصیت بپرهیزد. از این بالاتر، ورع اهل صلاح است که از کارهای شبهه ناک نیز پرهیز می کنند. از این بالاتر ورع اهل تقواست که علاوه بر پرهیز از محرمات و مشتبهات، از حلالهایی که انسان را به سوی مشتبه می کشاند، نیز دوری می کنند. درجه بالاتر ورع صدّیقین است که از هر چه غیر خداست وارسته اند و از هر چه غیر حق است پرهیز می کنند.
پاسخ تفصیلی:
درباره این که بهترین عمل در ماه مبارک رمضان چیست؟
حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: به رسول خدا عرض کردم: «یَا رَسُولَ اللَّهِ(صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل»(۱)؛ (بهترین اعمال در این ماه چیست؟ ایشان فرمودند: بهترین عمل در این ماه، پارسایی و اجتناب از محرّمات خداست). آنچه را که خدا تحریم فرموده، از آنها اجتناب کند و وارسته باشد.
ورع و پارسایی درجاتی دارد: اولین درجه آن که از همه نازلتر است، ورعِ اهل توبه است که انسان از معصیت می پرهیزد و توبه می کند و به اطاعت روی می آورد.
از این بالاتر، ورع اهل صلاح است که از مشتبهات نیز می پرهیزد. رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «دَعْ مَا یُرِیبُکَ إِلَی مَا لَا یُرِیبُک»(۲) چیزی که شبهه ناک است و کاری که مشتبه است و حلال بودن آن روشن نیست ترک کنید. غذای شبهه ناک یا حرف شبهه ناک را گرچه ظاهراً حلال است؛ ولی چون حلیتش مشکوک است، ترک کنید. این ورع صالحین است.
از این بالاتر ورع اهل تقوا است که نه تنها از محرّمات و مشتبهات پرهیز دارند؛ بلکه حتی از حلالهایی که انسان را به سوی مشتبه می کشاند، نیز می پرهیزند. گاهی انسان درباره افراد سخن می گوید؛ ولی کم کم ممکن است سخن منتهی شود به جایی که احتمال هتک حیثیّت یا غیبت مؤمنی می رود؛ البته باید آن را ترک کند یا در مسائل مالی کم کم ممکن است دستش به مال مشتبه آلوده شود، ترک کند. آن حلالی را که احتمال می دهد کم کم پیامد شبهه ناک داشته باشد نیز ترک کند. این ورع اهل تقوی است.
از این بالاتر ورع صدّیقین است که از هر چه غیر خداست وارسته اند؛ از هر چه غیر حق است پرهیز می کنند. اگر قلب جز محبت خدا چیز دیگر نپذیرفت قلب صدیقین است.
خدای سبحان فرمود: «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فی جَوْفِهِ»(۳) در یک انسان دو قلب وجود ندارد. به ما هم آموختند که از خدای سبحان مسئلت کنید که در این قلب جز محبتِ حق، چیزی راه پیدا نکند. «وَ قَلْبِی بِحُبِّکَ مُتَیَّما»(۴)؛ (بار الها قلب مرا به محبت و دوستی خود شیدا و بی قرار کن). این تربیت، تربیت صدّیقین است که قلب، از غیر خدا وارسته باشد.(۵)
پی نوشت:
(۱). الأمالی، ابن بابویه، محمد بن علی، کتابچی، تهران، ۱۳۷۶ شمسی، چاپ: ششم، ص ۹۵.
(۲). کنز الفوائد، کراجکی، محمد بن علی، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله، دار الذخائر، قم، ۱۴۱۰ قمری، چاپ: اول، ج ۱، ص ۳۵۱.
(۳). سوره احزاب، آیه ۴.
(۴). از فقرات دعای کمیل.
(۵). گردآوری از کتاب: حکمت عبادات، جوادی آملی، عبدالله، محقق: شفیعی، حسین، مرکز نشر اسراء، قم، ۱۳۸۸ شمسی، چاپ: پانزدهم، ص ۱۶۵.
نگاهی به مفهوم «خدمت به خلق» در متون دینی و اندیشههای اخلاقی
خدمت به خلق مفهومی متعالی است که در مضامین دینی و ادبیات عرفانی به آن توجه ویژهای شده است. «خدمت» مفهوم گستردهای دارد و همه امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را دربرمی گیرد. این واژه بر گذشت، فداکاری، ایثار، تحمل رنج و سختی و... صدق میکند؛ بنابراین خدمت عملی است که عامل در آن با اندیشه و انگیزه گره گشایی به امور مردم میپردازد.
دین اسلام به عنوان آخرین دین الهی، دینی اجتماعی است و به همه ابعاد و زوایای زندگی بشری نظارت و توجه داشته است و رابطه انسان را فقط در ارتباط او با خدا و انجام سلسلهای از عبادات دستوری مانند نماز و روزه خلاصه نمیکند، بلکه انسان را در سطحی وسیعتر و مقیاسی بزرگ و اجتماعی مینگرد که در هر بعدی از ابعادش باید نکات و مسائلی را مدنظر داشته باشد.
در اسلام علاوه بر حقوق واجبه از قبیل خمس و زکات، حقوقی هم بر عهده ثروتمندان و صاحبان قدرت گذاشته شده است؛ بنابراین به ثروتمندان دستور می دهد: پس از تأمین نیازهای ضروری و گاه نیمه ضروری، دست از مصرف گرایی و اسراف بردارند و بخشی از امکانات مالی شان را صرف رسیدگی به ضعفا کنند. اگر در جامعه، کسانی هستند که نیاز مالی دارند، در مقابل، کسانی هم هستند که می توانند به دیگران کمک کنند و بدین جهت است که وظیفه ثروتمندان سنگین تر می شود، زیرا همیشه وظایف براساس امکانات تعیین می شود.
مردم به سختی بسیاری افتاده اند و دراین میان اقشار ضعیف فشار بیشتری را تحمل میکنند. رهبر معظم انقلاب در یکی از بیاناتشان فرمودند: «یک مسئله هم مسئله کمک مؤمنانه است. عدهای از مردم در این حوادث [مربوط به کرونا]به جد آسیب دیدند؛ البته برای اغلب مردم از لحاظ کسب وکار و درآمد و زندگی و مانند اینها مشکلاتی پیدا شد، اما همه دچار آسیبهای جدی نشدند. اما عدهای واقعا دچار آسیبهای جدی شدند و مشکلات فراوانی برایشان پیش آمد. این را باید جبران کرد؛ چه کسی جبران کند؟ مردم.»
گره کور مشکلات به وجودآمده را مردم با کمک به یکدیگر میتوانند حل کنند. هرکسی باتوجه به ظرفیت اقتصادی اش میتواند کمکهایی انسان دوستانه را به هم نوعان خود برساند. حال که موقعیتی برای خدمت هرچه بیشتر به اقشاری که نیازمند مهربانیهای ما هستند به وجود آمده است، ما نیز میتوانیم قدمهای بزرگی در این مسیر برداریم.
این فعالیتها نشان دهنده عمل به مضامین والای قرآن کریم و دستورات امامان معصوم (ع) در احادیث است. مردم با حرکت در مسیر کمک رسانی به هم نوعانشان نشان دادند که این ویژگیهای اخلاقی فقط در عرصه سخن زیبا نیست، بلکه عمل به این مفاهیم زیبایی آن را دوچندان میکند. نشاندن لبخند بر لبان کودکان و خانوادههایی که در این روزها دچار فشارهای شدید مالی شده اند، ارزشی والا دارد.
خدمت به خلق در قرآن کریم
خداوند متعال در قرآن کریم مردم را به این خصلت نیکو دعوت کرده است. در آیه۲۷۳ سوره بقره درباره گره گشایی از کار مردم میفرماید: «للفقرا الذین أحصروا فی سبیل ا... لا یستطیعون ضربا فی الأرض یحسبهم الجاهل أغنیا من التعفف تعرفهم بسیماهم لا یسألون الناس إلحافا وما تنفقوا من خیر فإن ا... به علیم؛ (این صدقات) برای آن (دسته از) نیازمندانی است که در راه خدا فرومانده اند و نمی توانند (برای تأمین هزینه زندگی) در زمین سفر کنند. از شدت خویشتن داری، فرد بی اطلاع، آنان را توانگر می پندارد. آنها را از سیمایشان می شناسی. با اصرار، (چیزی) از مردم نمی خواهند و هر مالی (به آنان) انفاق کنید، قطعا خدا از آن آگاه است.»
در آیه ۷ سوره طلاق در این باره آمده است: «لینفق ذو سعة من سعته ومن قدر علیه رزقه فلینفق مما آتاه ا... لا یکلف ا... نفسا إلا ما آتاها سیجعل ا... بعد عسر یسرا؛ بر توانگر است که از دارایی اش هزینه کند و هر که روزی او تنگ باشد، باید از آنچه خدا به او داده است خرج کند، خدا هیچ کس را جز [به قدر]آنچه به او داده است، تکلیف نمی کند. خدا به زودی پس از دشواری آسانی فراهم می کند.»
در آیه۳۴ سوره توبه نیز اشاره شده است: «یا أیها الذین آمنوا إن کثیرا من الأحبار والرهبان لیأکلون أموال الناس بالباطل ویصدون عن سبیل ا... والذین یکنزون الذهب والفضة ولا ینفقونها فی سبیل ا... فبشرهم بعذاب ألیم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، بسیاری از دانشمندان یهود و راهبان اموال مردم را به ناروا می خورند و [آنان را]از راه خدا بازمی دارند و کسانی که زر و سیم را گنجینه می کنند و آن را در راه خدا هزینه نمی کنند، ایشان را از عذابی دردناک خبر بده.»
آموزههای معصومان (ع) درباره خدمت به مردم
افراد بی تفاوت و خودخواه لزوم تعاون و همکاری در نیکوکاری و سالم سازی اجتماع را که اصل مهم اسلامی است، نادیده میگیرند؛ با اینکه طبق این اصل همه مسلمین وظیفه دارند در کارهای نیک و پسندیده به کمک یکدیگر بشتابند. بنابراین، کسی که میخواهد متخلق به اخلاق حسنه باشد، باید بکوشد روح همیاری و همدردی را در خود ایجاد کند و با ریاضت و اقدام عملی، حالت بی تفاوتی و خون سردی را به خون گرمی و سوزوگداز و حس فردگرایی را به روح اجتماعی مبدل کند؛ یعنی همین که احساس ناراحتی و نیاز در برادر دینی خود کرد، بی درنگ وارد عمل شود و در رفع مشکل او اقدام مقتضی کند و بهتر آنکه پیش از تقاضا و استغاثه او در مقام یاری و اغاثه برآید.
رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم؛ کسی که در هر صبحگاه به امور مسلمین همت نگمارد و در اندیشه کارهای آنان نباشد، از آنها نیست و کسی که بشنود مردی فریاد میزند و کمک میطلبد و به او کمک نکند، مسلمان نیست.»
امام حسن مجتبی (ع) در روایتی میفرمایند: «خصلتان لیس فوقهما شی الایمان با... و نفع الاخوان؛ ۲ ویژگی و خصوصیت است که بالاتر از آن چیزی نیست، یکی ایمان به خداوند است و دیگری نفع رساندن به برادران ایمانی.» پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: «الخلق کلهم عیال ا... فاحبهم الی ا... تعالی انفعهم لعیاله؛ مردم همگی (در حکم) عیال و خانواده خداوند هستند، پس بهترین مردم نزد خداوند کسی است که بیشترین نفع را به مردم برساند.» و نیز فرمود: «خیرالناس انفعهم للناس؛ بهترین مردم کسی است که بیشترین خیر و نفع را برای مردم داشته باشد.»
و نیز آن حضرت در روایتی سخت هشداردهنده شرط مسلمانی را اهتمام به امور مسلمانان بیان میفرمایند: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم؛ هر که شبانه روزی را سپری کند درحالی که به مردم خدمتی نکرده باشد، مسلمان نیست.» مرحوم کلینی روایتی در کتاب شریف کافی از امام صادق (ع) نقل میکند که حقیقتا بهت آور است. ابان بن تغلب میگوید: «از امام صادق (ع) شنیدم که فرمودند: هرکس خانه خدا را طواف کند، خداوند عزوجل شش هزار حسنه برای او مینویسد و شش هزار گناه از او میآمرزد و شش هزار درجه به وی عطا میفرماید و شش هزار حاجت از او برآورده میکند. سپس فرمودند: قضاء حاجة المؤمن أفضل من طواف و طواف حتی عد عشرا؛ گره گشایی از کار مؤمن، ده برابر این طواف فضیلت دارد!»
مانند این روایت، در کتب روایی فراوان یافت میشود و حاکی از جایگاه ویژه و بی نظیر خدمت به خلق خدا در تعالیم دینی است.
امام علی (ع) در راه به پیرمردی مسیحی برخوردند که گدایی میکرد. آن حضرت تعجب کردند و معنای تعجب ایشان این است که به او رسیدگی کردند و او را از گدایی نجات دادند، اما بعد با تشری فرمودند: وقتی جوان بود، از جوانی او کار کشیدید و حالا کار رسیده است به جایی که گدایی میکند؟ معصومان (ع) تا این اندازه به فکر اهل کتاب بودند، چه رسد به فکر مسلمانان.
امام صادق (ع) فرمودند: «به خدا، پیامبر (ص) و علی (ع) ایمان نیاورده کسی که برادر مؤمنش نزد او آمده است تا نیازش را برآورده کند، اما او با روی گشاده از نیازمند استقبال نکند، اگر نیاز او به دست خودش برآورده میشود، به سرعت اقدام کند و اگر خودش نمیتواند حاجت او را برآورده کند، بکوشد تا از طریق دیگران نیاز او را برآورده کند. پس اگر خلاف این دستور عمل بکند، میان ما و او ولایتی نیست.»
پرهیز از منت گذاری
از نشانههای خدمت به مردم آن است که شخص خدمتگزار کارهای نیکش را به رخ خدمت شوندگان نکشد، بر آنان منت ننهد و اذیت و آزارشان نرساند، وگرنه عملش را پایمال کرده است.
حضرت علی (ع) منت نگذاشتن را زیور و زینت احسان اعلام کرده اند و میفرمایند: «تمام الاحسان ترک المن به؛ احسان و نیکی کامل و تام آن است که به سبب آن کار نیک منت نگذاری.»
و در جای دیگر، خطاب به مالک اشتر و همه دولت مردان هشدار میدهد که مبادا خدمات عمومی و فعالیتهای مربوط به مردم را با منت و... آلوده کنند.
ایشان همچنین میفرمایند: «وإیاک والمن علی رعیتک بإحسانک، أو التزید فیما کان من فعلک، أو أن تعدهم فتتبع موعدک بخلفک فإن المن یبطل الإحسان، والتزید یذهب بنور الحق، والخلف یوجب المقت عندا... والناس. قال ا... تعالی: کبر مقتا عندا... أن تقولوا ما لاتفعلون؛ مبادا با خدمتهایی که انجام دادی بر مردم منت گذاری یا آنچه را انجام دادهای بزرگ بشماری یا مردم را وعدهای بدهی، سپس خلف وعده کنی! منت گذاشتن پاداش نیکوکاری را از بین میبرد و کاری را بزرگ شمردن نور حق را خاموش میکند و خلاف وعده عمل کردن خشم خدا و مردم را برمی انگیزاند که خدای بزرگ فرمود: دشمنی نزد خدا آن است که بگویید و عمل نکنید. (نهج البلاغه، نامه ۵۳)»
امام راحل (ره) دراین زمینه میفرماید: «پسرم! ما که عاجز از شکر او و نعمتهای بی منتهای اوییم، پس چه بهتر که از خدمت به بندگان او غفلت نکنیم که خدمت به آنان خدمت به حق است؛ چه اینکه همه از اویند. هیچ گاه در خدمت به خلق ا... خود را طلبکار مدان که آنان به حق، منت بر ما دارند که وسیله خدمت به او -جل و علا- هستند. در خدمت به آنان دنبال کسب شهرت و محبوبیت مباش که این خود حیله شیطان است که ما را در کام خود فرو میبرد. در خدمت به بندگان خدا آنچه را که برای آنان پرنفعتر است انتخاب کن، نه آنچه برای خود یا دوستانت پرنفع است، که این علامت صدق به پیشگاه مقدس او -جل و علا- است. (صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۵۷)»
انتظار تمجید و پاداش نداشتن
هرگونه اقدامی که به شکلی در راستای خدمت به مردم و جامعه قرار بگیرد و جامعه و مردم را به سوی خیر و نیکی فراخواند «بر» خوانده میشود. نیکی و نیکوکاری این نیست که انسان وظایف فردی و عبادی اش را به بهترین شیوه انجام دهد و از سرنوشت دیگران بی خبر باشد، بلکه آن انسانی نیکوکار است که هم پای اعمال عبادی فردی، به وظایف اجتماعی و تعاون و خدمت به دیگران نیز توجه کند.
در آموزههای دینی، کسی نیکوکار حقیقی است که علاوه بر پایبندی به عبادات، توان و جسم و جان و مالش را برای خدا به نیازمندان ببخشد.
از امام صادق (ع) نقل شده است: «.. من خالص الإیمان البر بالإخوان والسعی فی حوائجهم فی العسر والیسر؛ نیکی به برادران دینی و تلاش و جدیت برای رفع مشکلات آنان، در تمام زمینهها و در هر شرایط برخاسته از ایمان خالص است.»
احسان نیز هم افق با «بر» است. احسان هر خدمتی را شامل میشود که برای مردم انجام شود و در برابر آن انتظار پاداشی نباشد. مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: «الإحسان إلی الغیر... هو ایصال خیر أو نفع إلی غیر لا علی سبیل المجازاة و المقابلة، کأن یقابل الخیر بأکثر منه و یقابل الشر بأقل منه... و یوصل الخیر إلی غیر متبرعا به إبتداء؛ احسان به دیگران... نفع و نیکی رساندن به آنان است، بدون انتظار پاداش مقابل.»
روشن است که اگر بنیاد جامعهای بر پایه عدل و احسان و کمک به خویشان استوار شود و خدمتگزاری در آن پدیدار شود، آن جامعه از ارزشهای زیربنایی و اساسی برخوردار خواهد شد.
توجه به قرآن کریم در ماه مبارک رمضان، وحدت را به عالی ترین مرتبه می رساند
امام جمعه اهل سنت بیرجند، بیان کرد: از عواملی که موجب تضعیف امت اسلامی شده است ، سبک شمردن قرآن کریم یعنی کتاب هدایت است و مقوله وحدت در سایه توجه به قرآن کریم محقق می شود.
مولوي غلام حیدر فاروقی امام جمعه اهل سنت بیرجند ، با آروزی سعادتمندی برای امت اسلامی، اظهار داشت: ماه مبارک رمضان، شهر مواسات، اتحاد و مودت، همدلی و همدردی ، غفران و صبر است؛ در حقیقت شهر(ماه)ی است برای توجه و تمسک بیشتر به قرآن کریم، قرآنی که حلقه اتصال امت اسلامی و مایه آرامش و عزت و قدرت مسلمانان است.
مولوی فاروقی، بیان کرد: یکی از عواملی که موجب تضعیف امت اسلامی شده است ، سبک شمردن قرآن کریم یعنی کتاب هدایت است؛ "والإستعداد ليوم الرحيل" انسان باید برای مردن و سفر از این دنیا آمادگی داشته باشد و به اصطلاح امروز چمدان خود را آماده کرده و هر زمان که واقع گردید به آخرت سفر کند، لذا مقوله وحدت در سایه توجه به قرآن کریم محقق می شود.
این عالم اهل سنت تصریح کرد: خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید، ای کسانی که ایمان آوردهاید روزه بر شما نوشته شده است، همانگونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزگار شوید و هدف از روزه و این عبادت بزرگ "لعلکم تتقون" است، باید در تمام لحظات زندگی خدا متعال را ناظر بر اعمال خود ببینیم و برای سعادت بشر به قرآن جاویدان رجوع کنیم.
مدیر حوزه علميه الصدیق ، عنوان کرد: پیامبر اسلام در ارتباط با ماه مبارک رمضان می فرمایند، قیام شب های آن مستحب است، کسی که دو رکعت نماز نافله بجا می آورد به مقدار دو رکعت نماز واحب که در روزهای دیگر می خواند دارای ثواب است، انجام هر فریضه در ماه مبارک رمضان به اندازه هفتاد فریضه روزهای دیگر نوشته خواهد شد، ماه تمرین صبر و شکیبایی است که انسان ها ساعاتی را برای خداوند ریاضت می کشند.
وی در پایان تاکید کرد: هر فردی که در این ماه روزه می گیرد گناهانش بخشوده می شود و برای او اجر و و پاداشی است؛ باید تاکید کنم روایات مرتبط با ماه مبارک رمضان فلسفه ای خلاصه از برکات و فضائل این ماه عزیز است که در آیات و روایات دیگر نیز به آن تاکید شده است، فلذا باید در این ماه به مقوله وحدت توجه ویژه تری صورت گیرد.
خطرناکتر از ناو، سلاحی است که آن را به قعر دریا میفرستد
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم تبریز و آذربایجان شرقی، امسال را سالی عجیب و پرحادثه خواندند و «پیروزی ملت در جنگ ۱۲روزه»، «به خاکنشاندن فتنه مهم و سنگین دیماه» و «حضور پرشکوه مردم در دو راهپیمایی عجیب ۲۲دی و ۲۲بهمن» را نشانه اقتدار و زنده بودن ملت عزیز ایران برشمردند و با تأکید بر حفظ و تقویت «آمادگی، هوشیاری و اتحاد ملی»، افزودند: به جز سردستهها و عناصر مفسدِ متصل به دشمنان، همه شهدا و جانباختگان اغتشاشات را اعم از «نیروهای مدافع امنیت و آرامش جامعه»، «رهگذران بیگناه» و حتی «فریبخوردگانی که به علت سادگی و عصبانیت همراه فتنه شدند»، فرزندان خود میدانیم و داغدار و عزادار همه آنها هستیم.
حضرت آیتالله خامنهای فعالیت مضاعف دولتمردان را برای حل مشکلات، مهار تورم و حفظ ارزش پول ملی، مورد تأکید قرار دادند و در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به دخالتهای بیجا و تهدیدات گستاخانه مقامات و رسانههای آمریکایی درباره حمله به ایران، گفتند: خودشان هم میدانند که طاقت این حرفها و کارها را ندارند و «ارتشی که خود را قویترین ارتش جهان میداند» ممکن است آنچنان سیلی محکمی بخورد که نتواند از جایش بلند شود؛ ضمن اینکه دستگاههای مسئولِ مقابله با تهدید، آمادگی لازم را دارند و ملت باید با آرامش و اطمینان خاطر به کار و زندگی خود مشغول باشد.
ایشان در این دیدار که در آستانه سالروز قیام تعیینکننده ۲۹بهمن ۱۳۵۶ مردم تبریز انجام شد، «وقتشناسی، اقدام بههنگام و فداکاری» را از خصوصیات آن قیام دانستند و با تجلیل از حضور مژدهبخش نسل جوان آذربایجان در میدانهای مختلف، گفتند: حضور دوبرابری مردم تبریز در راهپیمایی ۲۲بهمن نشان داد تبریزیها مانند همه ملت ایران، زنده و بانشاط هستند و اینچنین ملتی هرگز فریب بازیهای سیاسی و ترفندهای دشمن را نمیخورد.
رهبر انقلاب، امسال را سال رونمایی چندباره از «عظمت، اراده، عزم راسخ و دیگر تواناییهای ملت ایران» برشمردند و افزودند: ملت با قدرتنمایی مکرر و ایستادگی، ایران را سربلند و عزیز کرده و مسئولانی که این ایام به سفرهای خارجی میروند، برجستگی ویژه ملت را در دیدار با مقامات آن کشورها بهخوبی احساس میکنند.
ایشان تبیین ماهیت و ابعاد فتنه دیماه را از زبان «اهل فکر و تحلیل» ، ضروری خواندند و گفتند: چیزی که اتفاق افتاد، حرکت و اغتشاش عدهای جوان و غیرجوان عصبانی نبود بلکه «کودتای برنامهریزی شدهای» بود که زیر پای ملت ایران له شد.
حضرت آیتالله خامنهای در تشریح این واقعیت افزودند: دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی با کمک دستگاههای اطلاعاتی برخی کشورهای دیگر، از مدتها قبل عدهای شرور یا دارای زمینه شرارت را جذب و در خارج به آنها آموزش و پول و سلاح دادند و برای خرابکاری و حمله به مراکز نظامی و دولتی به داخل فرستادند تا در فرصت مناسب وارد میدان شوند که این فرصت در نیمه دیماه بدستشان آمد.
رهبر انقلاب «تحت تأثیر قرار دادن و به خشمآوردن عدهای بیتجربه و ساده» را گام دیگر آمران و عاملان فتنه برشمردند و گفتند: عناصر آموزشدیده، این گونه افراد را به جلو فرستادند و خودشان هم با سلاحهای مختلف و سیاستِ «حرکت خشن و بیملاحظه» وارد میدان شدند و مثل داعش، با خشونتی عجیب «آتش زدند و کشتند و تخریب کردند».
ایشان هدف اصلی از این اقدامات را متزلزل کردن پایههای نظام خواندند و گفتند: البته نیروهای انتظامی، بسیج و سپاه و تعداد زیادی از مردم در مقابل اغتشاشگران ایستادند و «کودتا» با همه مقدمهچینی و خرجهای هنگفت، به وضوح شکست خورد و ملت، پیروز میدان شد.
حضرت آیتالله خامنهای «راهپیماییهای عجیب ۲۲دی و ۲۲بهمن» را از «آیات الهی» دانستند و تأکید کردند: ملت عزیز که توانسته اینجور، بربدخواهیها و توطئههای دشمن پیروز شود، باید با «آمادگی، هوشیاری و اتحاد ملی» این توفیقِ آشکار الهی را حفظ کند.
ایشان درباره خونهای بر زمین ریختهشده در اغتشاشات، افزودند: عدهای که سردسته فتنه و جزو کودتاچیان بودند، به درک واصل شدند و سر و کارشان با خداوند است اما همه ۳ دسته دیگر جانباختگان را بچههای خود میدانیم و عزادار همه آنها هستیم.
ایشان دسته اول جانباختگان یعنی «نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و مردم همراه آنان» را شهیدان برتر امنیت و آرامش و سلامت جامعه و نظام خواندند و افزودند: دسته دوم جانباختگان هم که رهگذران و مردم بیگناه بودند شهیدند؛ چرا که در فتنهای که دشمن بهپا کرده بود، گلوله خوردند و جانشان را از دست دادهاند.
رهبر انقلاب افزودند: دسته سوم جانباختگان «فریبخوردگانی هستند که سادگی کردند و با فتنهگران همراه شدند»؛ آنها هم از ما و فرزندان ما هستند و ما داغدار آنها نیز هستیم و برای همه جانباختگان رحمت و مغفرت الهی مسألت میکنیم.
ایشان افزودند: برخی از این فریبخوردگان که بازداشت و زندانی هم نشدهاند، برای من نامه نوشته و ابراز پشیمانی و طلب حلالیت کردهاند.
حضرت آیتآلله خامنهای با اشاره به اقرار آمریکاییها به تشکیل داعش، گفتند: آن داعش، کم و بیش از بین رفته اما اینها «داعشهای جدید» هستند که باید در این زمینه، همه مسئولان و مردم مراقب باشند؛ بهخصوص جوانان مراقب و حواسجمع باشند که چه کسی به آنها چه حرفی میزند و چه پیشنهادی میدهد.
رهبر انقلاب تأکید کردند: مردم طالب تعقیب و مجازات دسته اصلی اغتشاشگران مفسد هستند و دستگاههای قضایی و امنیتی موظفند اینها را محاکمه و مجازات کنند و با کسانیکه «با حرف و تحلیل و عمل» با دشمن همراهی میکنند، برخورد قضایی عادلانه شود.
ایشان افزودند: به احتمال زیاد، نقشه بعدی آمریکا درباره جمهوری اسلامی از همین سبک و همینگونه کارهاست؛ البته بدون تردید و به لطف الهی و در پرتو آمادگی و زندهبودن ملت، هر حرکتی از این دست با برخورد محکم ملت نابود خواهد شد.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان، مشکلات پُر شمار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آمریکا را نشانههایی از روند افول و انقراض امپراتوری آمریکا برشمردند و گفتند: مسئله آمریکا با ما این است که میخواهد ایران را ببلعد اما ملت ایران و جمهوری اسلامی مانع تحقق هدف آنها هستند.
ایشان حرفهای تهدیدآمیز رئیسجمهور آمریکا را نشاندهنده آرزوی آنها برای تسلط بر ملت ایران دانستند و افزودند: ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خود را به خوبی بلد است و میداند که چه موقع چه کاری باید انجام دهد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به جملهای تاریخی از امام حسین(ع) مبنی بر اینکه کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمیکند، خاطرنشان کردند: ملت ایران هم میگوید ملتی مثل ما با چنین فرهنگ، سابقه و معارف عالی با کسانی همچون افراد فاسد حاکم بر آمریکا بیعت نخواهد کرد.
ایشان آشکار شدن فسادهای حیرتانگیز در ماجرای «جزیره بدنام» را نشاندهنده واقعیت تمدن و لیبرال دموکراسی غرب خواندند و افزودند: هر چه درباره فساد سران غربی شنیده بودیم یک طرف، قضیه این جزیره یک طرف. البته این فقط نمونهای از انبوه مفاسد آنها است و همچنانکه این مسئله آشکار نبود اما آشکار شد، موارد زیادی نیز وجود دارد که بعداً آشکار خواهد شد.
رهبر انقلاب با اشاره به فضای سراسر تهدید حاکم بر تبلیغات و اظهارات مقامهای دولتی آمریکا و رسانههای صهیونیستی فعال در آمریکا علیه کشورمان، گفتند: شما مردم تبریز و ملت ایران در ۲۲ بهمن پاسخ تهدیدها و حرفهای مهمل و بیمعنی آنها را دادید و آشکار کردید که تهدید نهتنها اثری ندارد بلکه باعث تشدید انگیزه ملت میشود.
ایشان با تأکید بر اینکه آمریکاییها با وجود تهدید به جنگ، میدانند که بخاطر مشکلات سیاسی، اقتصادی و آبرو و اعتبار بینالمللی خود، طاقت این حرفها را ندارند، افزودند: آنها میدانند که اگر اشتباهی کنند چه آیندهای در انتظارشان است.
حضرت آیتالله خامنهای از دیگر نشانههای زوال امپراتوری فاسد و ظالم آمریکا را بیمنطقی آنها برشمردند و گفتند: مصداق بیمنطقیهای آنها، دخالت در مسائل ایران از جمله در یکی از مسائل مهم ما یعنی مسئله تسلیحات است.
ایشان «برخورداری ملت از تسلیحات بازدارنده» را ضروری و واجب خواندند و افزودند: هر کشوری بدون تسلیحات بازدارنده زیر پای دشمنان له میشود اما آمریکاییها با دخالت در مسئله تسلیحات میگویند شما نباید فلان نوع یا بُرد موشک را داشته باشید. در حالی که این مسئله مربوط به ملت ایران است و به آنها ارتباطی ندارد.
رهبر انقلاب دخالت آمریکا در حق برخورداری ایران از صنعت صلحآمیز هستهای برای اداره کشور و مصارف درمانی، کشاورزی و انرژی را بیمنطقی دیگر آنها دانستند و خطاب به آمریکاییها گفتند: این مسئله مربوط به ملت ایران است. به شما چه ارتباطی دارد؟
ایشان با اشاره به شعار مردم مبنی بر اینکه «انرژی هستهای حق مسلم ماست»، گفتند: حق برخورداری از تأسیسات هستهای و غنیسازی در قراردادها و آئیننامههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز برای همه کشورها به رسمیت شناختهشده و دخالت آمریکاییها در حقوق ملی، نشاندهنده فکر نامنظم مسئولان امروز و دیروز آنها است.
حضرت آیتالله خامنهای بیمنطقی عجیبتر آمریکاییها را نوع دعوت آنها به مذاکره برشمردند و خاطرنشان کردند: آنها میگویند بیایید درباره انرژی هستهای با هم مذاکره کنیم اما نتیجه مذاکره باید این باشد که شما انرژی هستهای نداشته باشید!
ایشان با تأکید بر اینکه اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجه آن از قبل، کاری غلط و ابلهانه است، افزودند: این کار ابلهانه را دولت و رئیسجمهور و بعضی از سناتورهای آمریکا انجام میدهند و فکر نمیکنند که این راه، برای آنها بنبست است.
رهبر انقلاب با اشاره به تهدیدهای مکرر رئیسجمهور آمریکا مبنی بر در اختیار داشتن قویترین ارتش دنیا، تأکید کردند: قویترین ارتش دنیا هم گاهی ممکن است چنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود.
ایشان در خصوص تهدید و اقدام دیگر آمریکاییها یعنی اعزام ناو جنگی به سمت ایران، گفتند: ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناکتر از آن، سلاحی است که میتواند ناو را به قعر دریا بفرستد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به اعتراف رئیسجمهور آمریکا به ناتوانی در نابود کردن جمهوری اسلامی با وجود گذشت ۴۷ سال از انقلاب، تأکید کردند: این اعتراف خوبی است. البته من میگویم تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی چرا که جمهوری اسلامی، حکومتی جدا از مردم نیست بلکه متکی بر ملتی زنده، پا برجا و مستحکم است که برای پیشرفت خود در این ۴۷ سال کار و تلاش کرده و زحمت کشیده است.
ایشان با اشاره به ناتوانی دشمن در از جا کندن نهال باریک جمهوری اسلامی در روزهای اول انقلاب، افزودند: امروز بحمدالله جمهوری اسلامی شجرهای مبارک، بلند و پر ثمر، و کشوری برخوردار از امکانات فراوان است که مسئولان عزیز و محترم دولتی باید با بهرهگیری از این امکانات، کار و تلاش خود را دو برابر و مضاعف کنند تا تورم کنونی و سقوط ارزش پول ملی که هر دو غیرمنطقی است اصلاح شود و به امید خدا اصلاح نیز خواهد شد.
رهبر انقلاب، استمرار جدی، دقیق و با ملاحظه همه جوانب کارهای آغاز شده و رفع مشکلات و آرام کردن محیط کسب و کار را وظیفه مسئولان خواندند و گفتند: اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاههای خنثیکننده تهدید هم وجود دارند بنابراین مردم بدون دغدغه، به کار و زندگی، تحصیل، کسب و کار و تجارت خود بپردازند.
ایشان حاکم شدن آرامش و اعتماد به نفس بر کشور را ضروری برشمردند و ابراز امیدواری کردند خداوند آرامش و اطمینان قلبی را بر آحاد مردم نازل و مسئولان را به ادای وظایف خود موفق کند.
پیش از بیانات رهبر انقلاب، حجتالاسلام والمسلمین مطهری اصل، نماینده ولیفقیه در استان آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز ضمن یادآوری مقاومت فعال نیروهای نظامی و مردم این استان در برابر جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی وحضور گسترده در راهپیماییهای عظیم مردم استان و شهر تبریز در ۲۲ دی و ۲۲ بهمن گفت: مردم آذربایجان برای ادای همه وظایف اسلامی، انقلابی و ملی، همیشه در صحنه هستند.
۸ کشور عربی و اسلامی تصمیم اسرائیل درباره اراضی کرانه باختری را محکوم کردند
کشورهای عربستان سعودی، اردن، امارات، قطر، مصر، ترکیه، پاکستان و اندونزی در بیانیهای این اقدامات را غیرقانونی و نقض آشکار حقوق بینالملل و تصمیمات مرتبط شورای امنیت، به ویژه قطعنامه ۲۳۳۴، دانستند.
این بیانیه تصریح کرد که اسرائیل هیچ حاکمیتی بر اراضی فلسطینی اشغالی ندارد و اقدام اخیر، تلاشی برای ایجاد واقعیت حقوقی و اداری جدید است که هدف آن تسریع روند الحاق و کوچ اجباری فلسطینیان است و تلاشها برای صلح و ثبات در منطقه را مختل میکند.
چندی پیش، کابینه اسرائیل اقداماتی برای ثبت بخشهای گستردهای از کرانه باختری، به ویژه منطقه «ج» که حدود ۶۰ درصد مساحت کرانه باختری را شامل میشود، به عنوان دارایی این رژیم انجام داد.
اسرائیل این اقدام را روند اداری برای روشن شدن حقوق مالکیت و حل اختلافات قانونی معرفی کرد، اما فلسطینیان و جامعه بینالمللی آن را گامی به سوی الحاق رسمی و نقض کنوانسیونهای ژنو و قطعنامههای سازمان ملل ارزیابی کردند.
برگهای برنده و اقتدارآفرین ایران در مذاکره با آمریکا
دومین جلسه از دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا امروز به طور غیرمستقیم و با میانجیگری وزیر امورخارجه عمان در شهر ژنو کشور سوئیس در حال برگزاری است.
این دور از مذاکرات در حالی برگزار میشود که ایران و آمریکا در طول سال 1404 دو مواجهه جدی نظامی و امنیتی را پشت سر گذاشتهاند که ایران پیروز و آمریکا شکستخورده هر دوی این رویاروییها بوده است.
اولین رویارویی، جنگ 12 روزه بود که با هدف نابودی توان هستهای و موشکی ایران، ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی و تجزیه کشور به ایران تحمیل شد و پاسخ شدید و دقیق ایران به حمله نظامی آمریکا و اسرائیل در نهایت سبب شد آنها با میانجیکردن برخی از کشورهای منطقه خواستار آتشبس و توقف جنگ شوند.
دومین رویارویی نیز اغتشاشات آمریکایی ـ صهیونی 18 و 19 دیماه در ایران بود که گروههای خارجنشین مورد حمایت آمریکا و اسرائیل و معارض جمهوری اسلامی، اعم از سلطنتطلبان، منافقان و... با هدف کشتهسازی گسترده و مشروعیتتراشی برای مداخله نظامی آمریکا و در نهایت ساقط کردن جمهوری اسلامی آن را در ایران به اجرا درآوردند و اینبار هم با واکنش گسترده مردمی و مشت آهنین حافظان امنیت مواجه شدند و نقشهشان عقیم ماند.
در چنین وضعیتی که مبین اقتدار جمهوری اسلامی در حفاظت از تمامیت ارضی ایران و ملت بزرگ اوست؛ رئیس جمهور آمریکا ـ هرچند که از سوی گروههای معارض جمهوری اسلامی با فشار حمله به ایران مواجه است و خودش هم با نمایش یک آرایش جنگی، ایران را به حمله نظامی تهدید میکند ـ اما در عمل گزینه مذاکره با ایران را انتخاب کرده و ایران نیز به عنوان پیروز دو رویارویی مذکور با آمریکا، با در نظرگرفتن مصالح ملی و منطقهای با اقتدار بر سر میز مذاکرات حاضر شده است.
در ادامه، عوامل اقتدار و برتری آفرین جمهوری اسلامی ایران در این مذاکرات را که غالب آنها در روایت مقدماتی این یادداشت نهفته است، مورد بررسی قرار میدهیم:
مشروعیت مردمی جمهوری اسلامی
مردم از ابتدای انقلاب اسلامی مهمترین پایه مشروعیت نظام بودهاند؛ حضور همیشگی آنها در دفاع از کیان کشور و نظام به وضوح مبین این معنا است. آخرین دفاع میدانی مردم از جمهوری اسلامی ایران از طرفی عدم همراهی آنها با آمریکا و اسرائیل در جنگ 12 روزه و اغتشاشات دیماه 1404 و از طرفی حضور میلیونی آنها در راهپیمایی 22 دیماه در مقابل اغتشاشگران آمریکایی ـ صهیونی و راهپیمایی جشن پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1404 است.
بر این اساس عدم همراهی مردم با آمریکا، اسرائیل و مزدوران اغتشاشگر آنها و حضور میلیونی مردم در دفاع از جمهوری اسلامی ایران، معنایی مشدّد از مشروعیت را در انظار و افکار عمومی منطقه و جهان ترسیم میکند، مبنی بر اینکه «واکنش ملت ایران به اقدامات براندازانه دشمنان و مزدوران وطنفروش، نه فقط عدم همراهی با آنها است، بلکه در نقطه مقابل، دفاع از جمهوری اسلامی به عنوان مدافع قدرتمند ایران و ملت آن است.»
اگر واکنش مردم ایران به حمله نظامی و اغتشاش فقط منحصر در عدم همراهی با حملهکننده و اغتشاشگر بود، شاید نمیشد آن را دلیلی بر حمایت از جمهوری اسلامی دانست، اما وقتی این عدم همراهی با حضور میلیونی در حمایت از انقلاب و جمهوری اسلامی همراه میشود، در واقع دلیلی قاطع بر حمایت اکثریت مردم از نظام جمهوری اسلامی به عنوان یکی از مهمترین مبانی مشروعیت نظام است و در مذاکره با دشمن نیز اولین و مهمترین برگ برنده نمایندگان ملت و نقطه یأس طرف مقابل محسوب میشود.
رهبر انقلاب اسلامی مشروعیت مسئولان را از مردم میدانند (1361/03/14) و بنابراین مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی امروز به عنوان نمایندگان ملت ایران در صحنه مذاکرات حاضرند تا از حق مسلم آنها در مقابل زورگویی و قلدری آمریکا حفاظت کنند.
منطق دنیاپسند، توأم با مظلومیت
همانگونه که اشاره شد از طرفی بهرهمندی از انرژی هستهای بر اساس تمام قوانین بینالمللی حق مسلم ملت ایران است و از طرفی دیگر با وجود اینکه به اذعان آژنس بینالمللی انرژی هستهای و گزارش سازمانهای جاسوسی آمریکا، ایران در صنعت هستهای خود تاکنون انحرافی به سمت ساخت تسلیحات هستهای نداشته است، با این وجود آمریکا قلدرمآبانه خواهان برچیدن چرخه غنیسازی در ایران است.
ملت ایران در تقابل با این قلدری آمریکا از منطقی پیروی میکند که مورد پسند دنیا است، «بهرهمندی از حق داشتن صنعت هستهای و چرخه غنیسازی در ازای دادن تضمینهای لازم در پیروی از قوانین بینالمللی.»
ایران تاکنون علاوه بر پذیرفتن معاهده ان پی تی و نظارتهای دقیق و حتی فراپادمانی آژانس، تضمینی شرعی را نیز بر آنها افزوده که عبارت است از فتوای رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر «حرمت ساخت، نگهداری و استفاده از سلاح هستهای به عنوان سلاح کشتار جمعی.»
با این حال تأسیسات صلحآمیز هستهای ایران که تماما ذیل پادمان و نظارتهای آژانس فعالیت میکردهاند در جنگ 12 روزه، مظلومانه مورد حمله وسیع آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند.
افکار عمومی جهان این مظلومیت را در کنار منطق مستحکم ایران نظارهگر است و به ملت ایران حق میدهد که از حقوق مسلم خود دفاع کند. این مسئله ایران را در مذاکرات به طرف محقِ مظلوم و آمریکا را به طرف زورگویِ ظالم تبدیل کرده است، و این وضعیت در افکار عمومی منطقه و جهان برای ایران اقتدار آفرین است.
نابودنشدنی بودن دانش هستهای در ایران
اساسیترین دارایی ملت ایران در صنعت هستهای نه مراکز غنیسازی، نیروگاهها و دیگر تأسیسات هستهای، بلکه دانش بومی هستهای است که توسط دانشمندان جوان کشورمان تولید شده و توسعه مییابد.
رژیم تروریست صهیونیستی در دهههای 1380 و 1390 شمسی تعدادی از دانشمندان هستهای ما را ترور کرد، اما دانش هستهای در کشورمان پس از آن نیز با نقشآفرینی شاگردان و همکاران آن شهدای هستهای پیشرفت کرد، زیرا این دانش در ایران درونیشده است.
با وجود این ترورها دولت وقت آمریکا با مشاهده بیفایده بودن ترور و اقدام نظامی در برابر صنعت هستهای ایران، بر خلاف خواست صهیونیستها «توافق جامع اقدام مشترک» موسوم به «برجام» را با ایران به امضا رساند تا از این طریق بتواند توان هستهای ایران را مهار کند، اما با تغییر دولت در آمریکا و نشستن ترامپ بر مسند ریاستجمهوری ایالات متحده، صهیونیستها اختیار او را در دست گرفتند که در دولت اول ترامپ منجر به پاره کردن برجام و در دولت دوم او منجر به ترور مجدد دانشمندان و تخریب تأسیسات هستهای در جنگ 12 روزه شد.
با این وجود هنوز هم دانش و صنعت هستهای در ایران متوقف نشده است، و این یکی از مظاهر شکست آمریکا و اسرائیل در جنگ 12 روزه است.
حالا احتمالا آمریکای ترامپ هم به همان نتیجه آمریکای اوباما رسیده است که «توان هستهای ایران با جنگ و ترور نابودشدنی نیست» و به همین دلیل است که با وجود فشارهای سنگین دولت جنایتکار صهیونیستی و مزدوران معارض جمهوری اسلامی بر ترامپ برای مجاب کردن او برای حمله مجدد به ایران، ترامپ گزینه مذاکره را انتخاب کرده است؛ البته این مسئله یگانه دلیل اتخاذ این موضع توسط ترامپ نیست، اما یکی از عوامل اقتدار آفرین برای ایران بر سر میز مذاکرات است.
قدرت نظامی معتبر و اثبات شده ایران در جنگ 12 روزه
نظام جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب و بهخصوص در پنجمین دهه استقرار خود در ایران بهخوبی اثبات کرد که در حفظ منافع ملت و تمامیت ارضی ایران با قدرت عمل میکند و توانمندیاش در اینخصوص فراتر از تصور دشمنان است.
اگر جنگ تحمیلی به ایران از سوی ابرقدرتهای جهان در دهه اول حکومت جمهوری اسلامی در ایران هشت سال طول کشید، جنگ 12 روزه به عنوان دومین جنگ تحمیلی در پنجمین دهه حکومت جمهوری اسلامی در ایران، همانگونه که از نامش پیداست فقط 12 روز طول کشید، چرا که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به عنوان دست آهنین ملت ایران توانستند با توانی غیرقابل مقایسه با جنگ 8 ساله، ظرف مدت 12 روز دشمن مهاجم ـ آن هم آمریکا و اسرائیل و نه عراق ـ را تقریبا له کنند و از پای درآورند.
در چنین شرایطی است که آمریکا به منطقه ناوکشی و ایران را تهدید به حمله نظامی میکند، اما بهجای عملی کردن تهدید خود ترجیح میدهد که میز مذاکرهای را که صهیونیستها بر آن بمب ریختند را دوباره بسازد و با جمهوری اسلامی مذاکره کند. زیرا حالا خوب میداند که دوران بزن و دررو واقعا تمام شده و اگر یکی بزند 10 تا میخورد.
از این رو قدرت نظامی بازدارنده ایران نیز یکی از عوامل اقتدار بر سر میز مذاکرات با آمریکا است.
جایگاه منطقهای ایران و احترام به درخواست همسایگان
ایران پس از جنگ 12 روزه و در اوج تهدیدات مجدد آمریکاییها برای حمله به ایران، اعلام کرد که آمریکا آمادگی مذاکره ندارد و زیر بار مذاکره با آنها نرفت.
در حالی که ایران خود را آماده جنگ با آمریکا کرده بود و منطقه نیز خود را در آستانه یک آتش وسیع و همهگیر میدید، تعدادی از کشورهای منطقه با هدف کنترل تنش و جلوگیری از بروز یک جنگ منطقهای، میانجیگری مذاکرات بین ایران و آمریکا را برعهده گرفتند، و اگر امروز جمهوری اسلامی را بر سر میز مذاکره با آمریکا میبینیم، یکی از دلایل آن احترام به خواست کشورهای منطقه برای جلوگیری از بروز جنگ منطقهای است.
این وضعیت بهخوبی نشان میدهد که حضور ایران در مذاکرات نه از سر ترس و ضعف، بلکه از موضع یک کشور قدرتمند مسئول است که در عین آمادگی برای جنگیدن با هر قلدری، منافع همسایگان خود و منطقه را نیز در تصمیماتش لحاظ میکند، چرا که آسیای غربی منطقه اسلام و برادران مسلمان است و جمهوری اسلامی علاوه بر ایران، خود را نسبت به اسلام و همسایگان نیز مسئول میداند، چنانکه همواره حامی ملتهای مظلوم منطقه و گروههای مقاومت بوده و به وظیفه اسلامی خود نسبت به آنها عمل کرده است و به همین دلیل هم نزد ملل مسلمان منطقه از محبوبیت و جایگاهی ویژه برخوردار است که بهنوبه خود تهدیدی برای حضور منطقهای آمریکا نیز تلقی میشود.
در جمعبندی باید گفت، در کنار تمام این عوامل اقتدار برای جمهوری اسلامی ایران که ترامپ را به این نتیجه رسانده است گفتوگو بهترین راه برای مواجهه با ملت بزرگ ایران است، این را هم باید در نظر داشت که در چنین فضایی که «جمهوری اسلامی در داخل ایران و در منطقه مقتدر است، منطق آن افکار عمومی جهان را نیز با خود همراه کرده است و توان پاسخگویی بالایی نیز به هر نوع اقدام نظامی و امنیتی علیه خود را دارد،» خواست و فشار معارضان فراری جمهوری اسلامی و صهیونیستها برای حمله نظامی به ایران کمترین اهمیت را برای ترامپ دارد، زیرا خوی هیئت حاکمه آمریکا در طول تاریخ و بهخصوص در دوره ترامپ نشان داده است که آنها با در نظر گرفتن منافع خود بهراحتی بهخواست مزدوران و شرکایشان پشت پا میزنند و در مرحله اول به تأمین منافع خودشان میاندیشند.
ایران نیز گفته است که ابتکاراتی واقعی برای برای دستیابی به توافق عادلانه دارد و چنانچه این ابتکارات بتواند منافع مشترکی در بر داشته باشد، احتمالا ترامپ آن را به خواست نتانیاهو و رضا پهلوی برای حمله نظامی به ایران ترجیح خواهد داد.
فلسفه بلایا و سختیها چیست؟
استاد شهید مطهری در یکی از آثار خود به پرسش و پاسخی در موضوع «فلسفه بلایا و امتحانات» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
پرسش:
* فلسفه بلایا و سختیها چیست؟
پاسخ:
به حکم قانون و ناموس خلقت، بسیاری از کمالات است که جز در مواجهه با سختیها و شداید، جز در نتیجه تصادمها و اصطکاکهای سخت، جز در میدان مبارزه و پنجه نرم کردن با حوادث، جز در روبرو شدن با بلایا و مصائب حاصل نمیشود.
نه این است که اثر شداید و سختیها تنها ظاهر شدن و نمایان شدن گوهر واقعی است، به این معنی که هرکس یک گوهر واقعی دارد که رویش پوشیده است، مانند یک معدنی است در زیر خاک و اثر شداید فقط این است که آنچه در زیر خاک است نمایان میشود، اثر دیگر ندارد؛ نه، این طور نیست، بالاتر است.
شداید و سختیها و ابتلائات اثر تکمیل کردن و تبدیل کردن و عوض کردن دارد، کیمیاست، فلزی را به فلز دیگر تبدیل میکند، سازنده است، از موجودی موجود دیگر میسازد.
از ضعیف، قوی و از پست، عالی و از خام، پخته به وجود میآورد، خاصیت تصفیه و تخلیص دارد، کدورتها و زنگارها را میزداید، خاصیت تهییج و تحریک دارد، هوشیاری و حساسیت به وجود میآورد، ضعف و سستی را از بین میبرد.
پس این گونه امور را نباید قهر و خشم شمرد؛ لطف است در شکل قهر، خیر است در صورت شر، نعمت است در مظهر نقمت.
ای جفای تو ز راحت خوبتر
و انتقام تو ز جان محبوبتر
نار تو این است، نورت چون بود؟
ماتم این، تا خود که سورت چون بود؟
از حلاوتها که دارد جور تو
وز لطافت کس نیابد غور تو
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد
ای عجب من عاشق این هر دو ضد
چرا دشمن در محاسبه واکنش مردم ایران شکست خورد؟
وقتی از «اشتباه محاسباتی دشمن» صحبت میکنیم، منظورمان برآوردها و محاسباتی است که در نهایت به یک تصمیم علیه ما منجر میشود. دشمنان ما در حوزههای مختلف -سیاسی، نظامی، امنیتی و مانند آن- پیش از تصمیمگیری، بر اساس یک سلسله برآوردها تصمیم میگیرند و برای آن تصمیم هم هدف یا اهدافی در نظر میگیرند؛ یعنی تصمیم باید به یک نتیجه مشخص ختم شود.
اگر به مقاطع مختلف نگاه کنیم، از ابتدای پیروزی انقلاب تا امروز بارها این اتفاق رخ داده است. برای نمونه، در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی، آنها عملیات معروف خود را برای آزادسازی نیروهایشان طراحی و اجرا کردند که در طبس به آن سرنوشت دچار شد. در آنجا -به تعبیر حضرت امام- «شنهای بیابان» محاسباتشان را به هم ریخت.
در دوران جنگ تحمیلی هم محاسبهشان این بود که با آغاز جنگ، ظرف چند روز میتوانند خوزستان را جدا کنند و سپس تا تهران پیش بیایند؛ اما محاسبهشان غلط از آب درآمد: جنگ هشت سال طول کشید و نهایتاً هم مجبور شدند خاک ایران را ترک کنند و حتی یک سانت از خاک ایران را نتوانستند در تصرف خود نگه دارند.
در همین «جنگ دوازدهروزه اخیر» نیز یکی از نمونههای مهم است؛ بر اساس برخی اطلاعات، نزدیک به بیست سال برای چنین رخدادی برنامهریزی کرده بودند. هدفشان این نبود که صرفاً فرماندهان ما را به شهادت برسانند، تعدادی از دانشمندان را ترور کنند، تعدادی از مردم عزیزمان را شهید کنند یا برخی مقرها و پایگاهها را بزنند و تمام شود. اینها قرار بود مقدمه باشد برای یک نتیجه مهمتر؛ یعنی ساقط شدن نظام.
«هویت»، مجموعه دین و فرهنگ ایرانی و همه اینها در آن وجود دارد. اینکه دشمن اینقدر تلاش میکند جامعه ما را بیهویت کند و برای «انقطاع هویتی» سرمایهگذاری میکند، به همین دلیل است؛ چون میداند تا وقتی این هویت وجود داشته باشد، اجازه نمیدهد آن اتفاقاتی که میخواهند رخ بدهد.
آنها در محاسبات مادی -که درباره همه کشورها انجام دادهاند و نتیجهاش را هم گرفتهاند- روی همان مؤلفهها حساب میکنند. مثلاً توان نظامی ما را برآورد میکنند: میگویند ما چقدر موشک داریم، قدرت موشکها چگونه است، پدافندمان چگونه است. اینها را میتوانند محاسبه کنند و محاسبه هم میکنند و ممکن است از نتایجش هم استفاده کنند.
اما یک بخشهایی را نمیتوانند محاسبه کنند؛ مثل همان مؤلفههایی که مشهود نیست، مانند نصرت و امداد الهی. و بعد، برخی پیامدهای آن را هم درست نمیتوانند محاسبه کنند؛ مثل واکنش مردم. تصورشان این بود مردم واکنش دیگری نشان میدهند، اما دیدند آنطور نشد...
مهدی فضائلی
آیا شخص گناهکار میتواند دیگران را از همان گناه نهی کند؟
حضرت آیت الله خامنهای به استفتائی پیرامون «امر به معروف شخص گناهکار» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقهمندان می گردد.
* امر به معروف شخص گناهکار
پرسش:
* آیا کسی که خودش به دستورات دینی عمل نمیکند یا مرتکب گناه میشود، حق یا تکلیف دارد دیگران را امر به معروف و نهی از منکر کند؟ یا به خاطر گناهکار بودن، این وظیفه از او ساقط میشود؟
پاسخ:
در امر به معروف و نهی از منکر شرط نیست که امر و نهی کننده به آنچه امر میکند عمل نماید و از آنچه نهی میکند اجتناب ورزد یعنی امر و نهی بر شخص گناهکار هم واجب است و او نمیتواند به عذر این که گناه میکند خود را از این وظیفهی بزرگ تبرئه سازد. (این که در منابع دینی از افرادی که خود عمل نمیکنند و دیگران را به عمل وامیدارند و یا خود گناه میکنند و دیگران را از گناه باز میدارند مذمت و نکوهش بسیار شده برای این است که چرا خود عمل به وظیفه نکردهاند نه برای این که چرا امر و نهی کردهاند).































