emamian

emamian

تاکتیک مین‌ریزی از ساحل ایران، نه تنها عامل بازدارنده ناوگان‌های متخاصم بلکه تهدید بزرگی برای آنهاست.

نیروی دریایی ایران با رونمایی از تاکتیک‌های نوین مین‌ریزی و استقرار مین‌های پیشرفته، هشدار عملیاتی جدی به ناوگروه‌های میلیارد دلاری آمریکا در خلیج فارس داده است. این اقدام بدون نیاز به شناورهای رزمی و با سرعت بالا انجام می‌شود و توان ایران در محدود کردن آزادی عمل ناوگان متخاصم را به رخ می‌کشد. خبرگزاری فارس در یک تحلیل مفصل به بررسی این توان نظامی ایران در دریا برای زمینگیر کردن ناوهای آمریکایی پرداخته است. پارس تودی گزیده‌ای از این تحلیل را ارائه می‌کند.

همزمان با افزایش تحرکات نظامی آمریکا در غرب آسیا و تقویت حضور ناوگان‌های دریایی این کشور در پیرامون آب‌های جنوبی ایران، برخی برآوردهای راهبردی از فعال شدن گزینه‌های بازدارندگی دریایی جمهوری اسلامی ایران در صورت تشدید تهدیدات نظامی حکایت دارد؛ گزینه‌هایی که در چارچوب دکترین دفاع نامتقارن و راهبرد ضد دسترسی/منع منطقه‌ای (A2/AD) تعریف می‌شوند. یکی از سناریوهای قابل طرح در این چارچوب، بهره‌گیری از ظرفیت جنگ مین دریایی در خلیج فارس و پیرامون تنگه هرمز است؛ ابزاری که در ادبیات نظامی به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای ایجاد محدودیت عملیاتی برای ناوگان‌های متخاصم شناخته می‌شود.

خلیج فارس؛ محیطی راهبردی با آسیب‌پذیری بالا

خلیج فارس از نظر جغرافیای نظامی یکی از پیچیده‌ترین محیط‌های عملیاتی جهان محسوب می‌شود. عمق محدود آب، تراکم بالای تردد شناورهای نظامی و تجاری، محدود بودن مسیرهای کشتیرانی و وجود گلوگاه راهبردی تنگه هرمز، این منطقه را به محیطی تبدیل کرده است که اجرای راهبردهای بازدارندگی نامتقارن در آن با کارآمدی بالایی همراه است. در چنین محیطی، هرگونه اختلال در امنیت خطوط مواصلاتی دریایی می‌تواند علاوه بر پیامدهای نظامی، بازار جهانی انرژی و امنیت دریانوردی بین‌المللی را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ موضوعی که موجب شده خلیج فارس همواره در محاسبات ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ جایگاه ویژه‌ای داشته باشد.

جایگاه جنگ مین در دکترین دریایی ایران

بررسی تحولات ساختار دفاع دریایی ایران در سال‌های گذشته نشان می‌دهد جنگ مین به عنوان یکی از اجزای مهم راهبرد بازدارندگی در دستور کار قرار گرفته است. این راهبرد بر افزایش هزینه عملیاتی نیروهای مهاجم، کاهش آزادی مانور ناوگان‌های متخاصم و ایجاد عدم قطعیت در محیط عملیاتی تمرکز دارد. مین‌های دریایی به دلیل هزینه عملیاتی نسبتاً پایین در مقایسه با سامانه‌های سنگین رزمی، در کنار قدرت اثرگذاری بالا بر خطوط تردد شناورها، در بسیاری از دکترین‌های دفاع نامتقارن نقش کلیدی ایفا می‌کنند.

در صورت تشدید تهدیدات نظامی، استقرار هدفمند مین‌ها در مسیرهای محدود کشتیرانی می‌تواند ناوگان‌های مهاجم را با چالش‌های عملیاتی جدی مواجه کند. جنگ مین به عنوان بخشی مهم از راهبرد بازدارندگی ایران، بر افزایش هزینه عملیاتی مهاجم، کاهش آزادی مانور آن و ایجاد عدم قطعیت تمرکز دارد. مین‌های دریایی با هزینه نسبتاً پایین و اثرگذاری بالا، در دفاع نامتقارن نقش کلیدی دارند.

تجربیات عملیاتی مانند برخورد نفتکش آمریکایی «بریجتون» (مرداد ۱۳۶۶) و ناو «ساموئل بی رابرتز» (فروردین ۱۳۶۷) با مین‌های ایرانی، اثربخشی و بازتاب جهانی این ابزار را نشان داده است.

ساختار سناریوی مین‌ریزی دفاعی ایران 

احتمالاً چندلایه و شبکه‌محور خواهد بود:

  1. پایش و طراحی میدان نبرد: با استفاده از رادارهای ساحلی، پایش الکترونیکی، پهپادها و حسگرهای زیرسطحی برای رصد دشمن و تعیین مناطق مین‌ریزی.
  2. ایجاد مناطق پرخطر: استقرار میدان‌های مین در گلوگاه‌های دریایی، مسیرهای اصلی نفتکش‌ها و پیرامون تنگه هرمز برای مجبور کردن دشمن به تغییر مسیر، کاهش سرعت یا عملیات پاکسازی.
  3. ترکیب با سایر لایه‌های بازدارندگی: مین‌ها به تنهایی عمل نمی‌کنند و با موشک‌های ساحل‌پایه، شناورهای تندرو، پهپادهای رزمی و جنگ الکترونیک ترکیب می‌شوند تا پیچیدگی میدان نبرد افزایش یابد.

انواع مین‌های دریایی ایران و توان آنها

  • مین‌های سری صدف (مانند «صدف-۲»): مین‌های تماسی بومی برای شناورهای سطحی و زیرسطحی.
  • مین‌های لنگردار: برای عمق‌های کم، با حسگرهای ضربه‌ای و فشار.
  • مین‌های هوشمند و زیرسطحی (مانند «EM-۵۲» و «MDM-۶» طبق گزارش‌های غربی): با حسگرهای صوتی، مغناطیسی و هیدرودینامیکی برای تشخیص هدف.
  • مین‌های رونده (مانند «اروند» و «مهام»): مین‌های هوشمند و پیشرفته با قابلیت حرکت کنترل‌شده و واکنش هدفمند.

تحول در تاکتیک‌های مین‌ریزی 

در رزمایش «پیامبر اعظم ۱۹» با روش نوین ساحل‌پایه نشان داده شد که در این روش، مین‌ها از ساحل و با راکت‌اندازهای «فجر-۵» به سمت دریا شلیک می‌شوند. نقطه قوت این روش عدم نیاز به شناورهای رزمی (کاهش آسیب‌پذیری) و سرعت بالای استقرار (صدها مین در زمان کوتاه) است

پیامدهای عملیاتی و راهبردی مین‌ریزی احتمالی

  • علاوه بر پیامدهای نظامی، می‌تواند منجر به اختلال در انتقال انرژی، افزایش هزینه بیمه کشتیرانی و نوسان در بازار جهانی نفت شود.
  • عملیات مقابله با مین، پیچیده، زمان‌بر و پرهزینه است و حتی نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس با چالش مین‌روبی مواجه است.
  • هدف ایران استفاده از ابزار دفاعی برای جلوگیری از درگیری و ایجاد بازدارندگی است.

تغییر دکترین: مین‌ریزی به عنوان ابزار بازدارندگی فعال

این تحلیل نشان می‌دهد که ایران جنگ مین دریایی را نه به عنوان "گزینه آخر"، بلکه به عنوان بخشی از یک راهبرد حساب‌شده بازدارندگی در چارچوب دکترین A2/AD توسعه داده است که هدف نهایی آن جلوگیری از درگیری از طریق افزایش غیرقابل قبول هزینه‌های تهاجم است. یعنی دیگر صرفاً یک ابزار دفاع ساحلی نیست، بلکه ابزاری برای تحمیل هزینه و انتقال میدان نبرد به عمق آرایش دشمن است. هدف، ایجاد محدودیت عملیاتی برای ناوگان متخاصم در گستره خلیج فارس و تنگه هرمز، سلب ابتکار عمل از آنها و قرار دادن آنها در موضع واکنشی است.

سه شنبه, 22 بهمن 1404 07:38

وظیفه منتظران ظهور

امام صادق علیه السلام:

مَنْ سَرَّهُ اَنْ یَکُونَ مِنْ اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ، وَلْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الاَْخْلاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ.

کسی که مایل است جزو یاران حضرت مهدی(عج) قرار گیرد باید منتظر باشد و اعمال و رفتارش در حال انتظار با تقوی و اخلاق نیکو توأم گردد.

بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۴۰

حجت الاسلام والمسلمین محسن عباسی ولدی در یکی از آثار خود به موضوع «تحلیل تربیتی وقایع فتنه‌ها» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

والدینی که به رفتار کریمانه توجهی ندارند، نباید دل خوش کنند که می‌توانند خلق و خوی کریمانه را با دستور و نصیحت به فرزندانشان منتقل کنند.

آنها باید یک بار برای همیشه تکلیف خودشان را با چگونگی رابطهٔ میان رفتار و تربیت مشخص کنند. آیا قبول دارند تأثیر رفتار در تربیت فرزندان هم بیشتر از گفتار و هم بر آن مقدم است؟

این را آویزهٔ گوشمان کنیم: کسی که کریمانه رفتار نمی‌کند نمی‌تواند کریمانه تربیت کند.

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمودند:

کسی که خویشتن را پیشوای مردم ساخته، باید پیش از ادب کردن دیگران به ادب کردن خویش بپردازد. او پیش از آن که بخواهد مردم را با زبان خویش ادب کند باید با رفتار خود به ادب کردن آنها اقدام کند. کسی که معلم خویش است و خود را ادب می‌کند به تعظیم و بزرگ داشتن سزاوارتر است تا کسی که معلم مردم است و آنها را ادب می‌کند.(نهج‌البلاغه، حکمت۷۳)

این را هم فراموش نکنید راز تأثیرگذاری گفتار، کردار است.

باز هم امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: موعظه‌ای که گوش، آن را پس نمی‌زند و هیچ سودی با آن برابری نمی‌کند، آن است که زبان گفتار در آن خاموش بمانَد و زبان کردار با آن سخن بگوید.(غررالحکم و دررالکلم، ص ۳۲۱)

در این نوشتار به بررسی و تبیین تفاوت دو واژه‌ی قرآنی «توّاب» و «اوّاب» می‌پردازیم.

در قرآن کریم، «بازگشت» تنها یک توصیه‌ی اخلاقی ساده نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از جهت دل انسان است. این‌که دل انسان رو به کجاست و پس از لغزش، غفلت یا حتی اشتغال به دنیا، به کدام سو برمی‌گردد.

قرآن برای بیان این حقیقت، از دو واژه‌ی نزدیک اما متفاوت استفاده می‌کند: «توّاب و أوّاب».

شباهت ظاهری این دو کلمه ممکن است آن‌ها را یکسان جلوه دهد، اما دقت در آیات نشان می‌دهد که هرکدام به مرتبه‌ای خاص از ارتباط انسان با خدا اشاره دارند.

معنای کلمه «توّاب»

واژه‌ی «توّاب» از ریشه‌ی «توبه» گرفته شده و به معنای بازگشت بعد از خطاست. قرآن معمولاً این واژه را در جایی به کار می‌برد که سخن از لغزش، اشتباه و گناه است؛ آن‌جا که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ» (بقره/۲۲۲).

توّاب کسی است که راه را گم کرده، اما در گم‌راهی نمی‌ماند. می‌ایستد، پشیمان می‌شود، خطایش را می‌پذیرد و آگاهانه به سوی خدا بازمی‌گردد. در این معنا، توبه نوعی درمان است؛ درمان زخمی که گناه بر جان انسان نشانده است. توّاب انسانی است که پس از سقوط، دوباره برمی‌خیزد و راه را از نو ادامه می‌دهد.

معنای کلمه «أَوّاب»

اما «أَوّاب» معنایی لطیف‌تر و عمیق‌تر دارد. این واژه از ریشه‌ی «أوب» به معنای بازگشت مکرر و پی‌درپی است؛ بازگشتی دائمی، نه مقطعی.

أَوّاب فقط کسی نیست که بعد از گناه برگردد، بلکه کسی است که دلش همواره در حال رجوع به خداست. به همین دلیل است که قرآن در وصف حضرت داوود(ع) نمی‌فرماید او بسیار توبه‌کننده بود، بلکه می‌گوید:

«نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» (ص/۳۰)؛چه بنده‌ی شایسته‌ای، که همواره به سوی خدا بازمی‌گشت.

همچنین درباره‌ی اهل بهشت می‌فرماید: «هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ» (ق/۳۲)؛ این وعده‌ی بهشت است برای هر بنده‌ای که بسیار بازگشت‌کننده و مراقب است.

در این آیه، «أَوّاب» در کنار «حفیظ» آمده؛ یعنی کسی که هم دلش دائم به سوی خدا بازمی‌گردد و هم مراقب امانت الهی در وجود خویش است.

برای فهم بهتر معنای «أَوّاب»، مثال زیبایی در معارف دینی بیان شده است: زنبور عسل. به زنبور عسل «أَوّاب» گفته‌اند، چون وارد گلستان می‌شود، از گل‌ها شهد می‌گیرد، اما گلستان او را در خود نگه نمی‌دارد. رنگ‌ها و عطرها مأموریتش را از یادش نمی‌برند. او دوباره به کندو بازمی‌گردد و حاصل تلاشش را می‌آورد. رفتن

دارد، اما ماندن ندارد.

انسان أَوّاب نیز همین‌گونه است. وارد دنیا می‌شود، کار می‌کند، تلاش می‌کند، از نعمت‌ها بهره می‌برد، اما دلش در دنیا اقامت نمی‌کند. هر وقت سرگرمی، غفلت یا اشتغال، دلش را اندکی از خدا دور کرد، سریع برمی‌گردد. اگر کسی رفت و در عالم ماند، دل بست و فراموش کرد، دیگر اوّاب نیست.

در این نگاه، اوّاب لزوماً انسانِ پرگناه نیست که توبه کند؛ بلکه انسانی است که حتی پس از غفلت‌های کوچک، پس از لحظه‌ای فراموشی، دلش آرام نمی‌گیرد مگر آن‌که دوباره رو به خدا کند. بازگشت او از جنس عشق است، نه فقط پشیمانی.

اگر توّاب کسی است که بعد از زمین خوردن بلند می‌شود،أَوّاب کسی است که نمی‌گذارد دلش زیاد از مسیر فاصله بگیرد.

گزیده‌ای از بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با مسئله جنگ نرم دشمن و راهکارهای مقابله با آن تقدیم شما فرهیختگان می شود.

یکی از حربه‌های دشمن که امروز علیه جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد، بحث جنگ نرم است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز در موارد متعددی به آن تصریح دارند و حتی این نوع جنگ را خطرناکتر از جنگ نظامی می‌دانند. ایشان می‌فرمایند: «جنگ نرم مشکل‌تر علاج میشود و به یک معنا از جنگ سخت خطرناک‌تر هم هست.» ۱۳۹۹/۱۲/۲۱

حقیقت این است که «امروز، دشمنان ملّتها و کشورها که طمع می‌ورزند به منافع کشورهایی که میتوانند طمع بورزند، فقط با سلاح گرم، با جنگ گرم و سخت وارد نمیشوند، با جنگ نرم وارد میشوند.» ۱۴۰۳/۸/۶

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جنگ نرم را چنین تعریف می‌کنند: «جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلالهای مغالطه‌آمیز مردم را از آن راهی که دارند میروند مردّد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند. این، جنگ نرم است. این جنگ امروز هم در جریان است؛ امروز هم این کار دارد انجام میگیرد.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ به اعتقاد ایشان اولین اقدام در برابر این جنگ تصدیق و قبول چنین خطری است. «ما باید اول این را تصدیق کنیم، باید اول قبول کنیم که ما در حال یک جنگیم، ما مورد تهاجم قرارگرفته هستیم.» ۱۳۹۷/۸/۲۴

دشمن به دنبال ناامید کردن است

هدف دشمن در جنگ نرم، «آن چیزی است که در دل شماست، در ذهن شماست، در مغز شماست؛ یعنی اراده‌ی شما؛ دشمن میخواهد اراده‌ی شما را عوض کند.» ۱۳۹۱/۵/۱۶ دشمن در جنگ نرم، به دنبال ناامید کردن و ایجاد ترس است. «یکی از بخشهای جنگ نرم، همین ناایمن‌سازی روانی جامعه است.» ۱۴۰۳/۸/۶ پس «هدف از جنگ نرم، بی‌انگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در مِیدانند و آماده‌ی تلاشند و آماده‌ی کارند بی‌انگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ باید دانست «امروز هدف دشمن این است که نقاط قوّت فکری و معارفی ما را از ما بگیرد؛ ما استقلال میخواهیم، روحیه‌ی ما را تضعیف کند؛ ما میخواهیم در مقابل استبداد غربی استقامت کنیم، روحیه‌ی ما را تضعیف کند، ما را مردّد کند؛ تفکّرات اسلامی و معارف اسلامی را در ما تضعیف کند، عمل اسلامی را تضعیف کند، ‌وحدت ملّی را تضعیف کند، تدیّن زن را، حیای زن را تضعیف کند.» ۱۴۰۲/۱/۱۶ درواقع «این ستون فقرات کار فرهنگی دشمن است؛ این، آن لُبّ جنگ نرم دشمن است که ایجاد تردید کنند.» ۱۳۹۹/۲/۲۸

ابزار دشمن در جنگ نرم

جنگ نرم دارای ابزارهایی است. «یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ و این مسئله همیشه در برنامه‌های استعماری وجود داشته است، «یک بخش مهمّ جنگ نرم استعمارگران، هم امروز و هم همیشه -امروز هم هست، در گذشته هم بیشتر بوده- عبارت است از اینکه ملّت ما را یا هر ملّتی را که دارای استعدادی است، از استعدادِ خودش غافل کنند، او را بی‌اعتنا کنند به آن استعداد یا حتّی به وضعی برسانند که خود او منکر این استعداد بشود؛ این ‌قدر بگویند نمیتوانی، نمیتوانی، نمیتوانی که باورش بشود نمیتوانم و خودش بگوید نمیتوانم.» ۱۴۰۰/۸/۲۶

یکی دیگر از «ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند، بددل کنند، اختلاف ایجاد کنند.» ۱۳۸۸/۹/۴ و «امروز البتّه شیوه‌های جدید و اینترنت و فضای مجازی و امثال اینها هم آمده است.» ۱۳۹۷/۸/۱۲ «شما در این چند سال هم مشاهده کرده‌اید که چطور دشمنان از فضای مجازی استفاده کرده‌اند برای اینکه اغراض خودشان را پیش ببرند.» ۱۴۰۳/۸/۶

در واقع «جنگ نرم؛ یعنی جنگ به وسیله‌ی ابزارهای فرهنگی، به وسیله‌ی نفوذ، به وسیله‌ی دروغ، به وسیله‌ی شایعه‌پراکنی؛ با ابزارهای پیشرفته‌ای که امروز وجود دارد.» ۱۳۸۸/۹/۴ مثلاً با دروغ و شایعه در زمان امام علی علیه‌السلام «افرادی می‌رفتند در شهرها، در روستاها به مردم حمله میکردند، ظلم میکردند، بعد یک نفر شایعه میکرد که اینها از طرف علی آمده‌اند. مردم را مردّد میکردند. امروز هم همین کار عیناً دارد انجام میگیرد.».۱۴۰۴/۱۰/۱۳

پس در جنگ نرم «مراقب شبهه‌سازی دشمن باید بود، مراقب شایعه‌سازی دشمن باید بود. این پولهایی که خرج میشود ــ میلیاردها خرج میشود ــ برای فلان تلویزیون، فلان رادیو، فلان مرکز اطّلاع‌رسانی و مانند اینها، و علیه ایران دائماً حرفهای دروغ و خلاف منتشر میکنند، این بی‌جهت نیست، این با یک استدلال بسیار مهمّی است؛ میخواهند داخل کشور را ضعیف کنند.» ۱۴۰۴/۱۰/۱

شیوه‌های مقابله با دشمن را باید شناخت

در جنگ نرم «هم دشمن را باید شناخت، هم دشمنی‌های او را باید شناخت.» ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ مواجهه با چنین هجمه‌ی پیچیده‌ای، نیازمند آگاهی و به‌کارگیری شیوه‌های مناسب است؛ یکی از این شیوه‌ها، کنشی و ابتکاری عمل کردن است، یعنی «بهتر از عکس‌العملی عمل کردن و واکنشی عمل کردن، عمل کردنِ کُنشی و ابتکاری است... مثل یک شطرنج‌باز ماهر که حدس میزند طرف مقابل چه حرکتی را انجام خواهد داد، و قبل از اینکه حرکت را انجام بدهد، کاری را انجام میدهد که او قفل بشود، نتواند آن حرکت را انجام بدهد.» ۱۳۹۸/۹/۶ در زمان فعلی «فضای مجازی یک فرصتی است برای این کار. حالا دشمنان از فضای مجازی جور دیگر استفاده میکنند.» ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ اما می‌شود از این فضا «برای توصیه‌ی به صبر، برای توصیه‌ی به حق، برای بصیرت‌آفرینی، برای توصیه‌ی به خسته نشدن، تنبلی نکردن، بیکاره نماندن و مانند اینها» ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ استفاده کرد.

دومین شیوه‌ مجهز شدن به تسلیحلات نرم است. باید «جوانهای ما مجهّز بشوند به انواع تسلیحات نرم، سلاحهای جنگ نرم؛ یعنی قدرت روحی و قدرت فکری... یکی از اجزا و بخشهای مهم و تعیین‌کننده‌ی تقویت کشور همین است که ما جوانهایمان را مجهّز کنیم، مسلّح کنیم به سلاح فکر و سلاح تفکّر صحیح که در معارف اهل‌بیت علیهم ‌السّلام موج میزند.» ۱۳۹۸/۱۱/۲۶

پس باید جوانان از نظر فکری و معنوی قوی باشند چون زمانی که «جوان، انگیزه دارد و اعتماد به نفس دارد و قدرت اندیشیدن دارد و شجاعت دارد، افسر است -افسر در درگیری‌های رزمِ نرم، جنگ نرم- خصوصیّت جوان این است.» ۱۳۹۵/۲/۱

شیوه دیگر برای مقابله با جنگ نرم، نگاه خوشبینانه و امیدوارانه است. «اگر نگاه نومیدانه شد، نگاه بدبینانه شد، نگاه «چه فایده‌ای دارد» شد، به دنبالش بی‌عملی، به دنبالش بی‌تحرکی، به دنبالش انزوا است؛ مطلقاً دیگر حرکتی وجود نخواهد داشت؛ همانی است که دشمن میخواهد.» ۱۳۸۸/۶/۴ درواقع امام رحمه‌الله با زنده کردن امید، انقلاب را پیروز کرد، «امام روح اعتماد به ‌نفْس را در مردم دمید، روحیه‌ی امید را، روحیه‌ی بلندپروازی را در آنها دمید... خود امام هم مظهر این امید بود... اصلاً هیچ مشکلی در مقابلش وجود نداشت. [میگفت:] خرّمشهر باید فتح شود!» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ لذا «دشمن سعی میکند جوانهای ما را ناامید کند؛ ما باید متقابلاً امیدآفرینی کنیم. مسائل امیدزا در کشور کم نیست... امیدآفرینی، خودفریبی نیست. بعضی‌ها خیال میکنند امیدآفرینی پنهان کردن ضعفها است، خودفریبی است؛ نه، ضعفها هم باید بیان بشود، اشکالی ندارد؛ امّا در کنار بیان ضعفها بایستی امیدآفرینی هم بشود، آینده و افق روشن در مقابل چشم قرار بگیرد و نشان داده بشود.» ۱۴۰۲/۱/۱ امروز هم «بعضی از داخل، بعضی از خارج که مدام وسوسه میکنند که جوان ایرانی امید ندارد، آینده ندارد و مانند اینها؛ بله، به کوری چشم شما، هم امید دارد، هم آینده دارد، هم آینده را میسازد، هم پیش میرود.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

خلاصه آن که در جنگ نرم، شناخت دشمن، تسلط بر ابزار و شیوه‌های نبرد و هوشیاری مستمر شرط انجام درست وظیفه است.

منبع: خط حزب‌الله

انقلاب اسلامی ایران یکی از پیچیده ترین انقلاب های جهان است که از ابعاد مختلفی مورد توجه و مطالعه تحلیل گران قرار گرفته است، اما نکته ای که شاید کمتر کسی در مورد آن شک و تردیدی داشته است نقش عظیم توده های محروم و مستضعف و فراگیر بودن انقلاب به لحاظ طبقات اجتماعی بوده است، به طوری که این ویژگی انقلاب اسلامی ایران را از سایر انقلاب ها متمایز می سازد، چرا که آنچه در انقلاب های دیگر مشاهده می شود ویژگی طبقاتی بودن و یا محدود بودن نقش مردم به طیف خاصی از اجتماع است به عنوان مثال در انقلاب کبیر فرانسه، ابتدا اشراف و سپس بورژواهای شهری قیام کردند و حکومت بوربون ها را سرنگون کردند و به همین دلیل آن انقلاب به انقلاب بورژواها معروف شد. در انقلاب روسیه که به انقلاب بلشویکی معروف است، در حقیقت کارگران اعتصابی کارخانجات پطروگراد به همراهی گروهی از سربازان پادگان شهری که به کارگران پیوسته بودند، توانستند دولت تزاری را سرنگون کنند، در چین نیز کشاورزان و دهقانان بودند که بخش اعظم مبارزات را از روستاها رهبری و هدایت کردند و به ثمر رساندند و به همین دلیل انقلاب چین به انقلاب کشاورزی معروف شد، در حالی که در ایران به جز عده معدودی که وابستگی بسیار نزدیک به رژیم شاه داشتند و منافع و بقای آن ها بستگی به دوام آن رژیم داشت، دیگر اقشار و طبقات جامعه اعم از کشاورز، کارگر، اصناف، کارکنان دولت، دانشجویان و دانش آموزان شهری و روستایی در همه نقاط کشور با هم قیام کردند و بدون آن که به ائتلاف و یا تفاهم بر سر خواسته های متفاوت گروه ها نیازی پیدا شود همه هم صدا، شعارهایی واحد می دادند[1].

این واقعیت مهم را کمتر کسی می تواند انکار نماید و به همین دلیل نیز طی دهه ها ی گذشته کمتر تحلیل گری نسبت به آن شک و تردید روا داشته است، با این حال اخیراً برخی جریان ها از اموری همچون فاصله گرفتن از تحولات انقلاب و کم رنگ شدن برخی واقعیات بدیهی در اذهان عمومی و نیز  پیدایش نسل های جدید که هیچ تصوری از تحولات انقلاب اسلامی ندارند سوء استفاده کرده و تلاش می کنند تا به گونه ای انقلاب اسلامی را تجزیه و تحلیل نمایند که این پدیده فراگیر و عمومی را تبدیل به پدیده ای محدود به طبقات خاص اجتماعی نموده و به این ترتیب نقش مردم و به ویژه طبقات محروم و مستضعف جامعه را در آن بی رنگ نمایند و یا اینکه حداکثر این نقش آفرینی را مربوط به ماه های آخر منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و حاصل ائتلاف تاکتیکی طبقات محروم و مستضعف با رهبران انقلاب در جهت دست یابی به منافع طبقاتی مبتنی بر گذران معیشت روزمره شان کنند.[2]

این در حالی است که تحلیل و بررسی دقیق و جامع انقلاب اسلامی حاکی از این است که اساس انقلاب اسلامی ایران «انقلاب مردمی» می باشد که در آن از یک سو تغییر وضعیت توده های مردم و به ویژه طبقات محروم و مستضعف هدف عمده انقلاب بود و هم عموم توده ها در فرایند تحولات انقلاب اسلامی نقش آفرین بودند که به برخی از این شواهد اشاره می کنیم:

1 – ایدئولوژی حاکم بر انقلاب اسلامی ایران:

یکی از مسائل عمومی و کلی که در تحلیل انقلاب ها مطرح می شود عوامل موثر در انقلاب ها می باشد که معمولاً بر سه عامل و عنصر کلیدی تاکید بیشتری صورت می گیرد که عبارتند از: ایدئولوژی، رهبری و مردم.

از همین رهاورد نخستین عنصری که برای تحلیل پیرامون نقش مردم در تحولات انقلاب اسلامی مورد استفاده قرار می گیرد عبارت است از ایدئولوژی حاکم بر انقلاب اسلامی ایران که ریشه در اعتقادات و ارزش های دین مبین اسلام و به ویژه رویکرد شیعی به دین اسلام می باشد[3]، بر این اساس انقلاب ایران و نظامی که پس از آن ایجاد شد گامی در جهت عملی شدن آرزوی هزار و چهارصدساله تشیع برای استقرار نظام مبتنی بر امامت و ولایت تلقی می شد؛ نظامی که در واقع ادامه دهنده مسیر انبیاء از آغاز پیدایش بشر بود. با این حال توجه به ابعاد مختلف این ایدئولوژی حاکی از این است که اهداف آن ارتباط مستقیمی با مردم دارد بدین معنا که بر اساس این دیدگاه، حکومت دینی خود هدف محسوب نمی شود بلکه ابزاری است در جهت هدایت انسان ها به سمت پروردگار ، رهایی نوع بشر از چنگال ظلم و بی عدالتی طاغوت های زمانه[4] و سرانجام استقرار حاکمیت الله بر روی زمین از طریق ایجاد حکومت دینی و وراثت مستضعفین بر جهان[5].

بنابر این هدف گذاری اساسی انقلابی که بر مبنای مکتب اسلام پایه گذاری می شود به گونه ای است که محرومان و مستضعفان جامعه بیشترین و اصلی ترین نقش را بر عهده دارند چرا که اساس چنین انقلابی برای رهایی آنها از طاغوت های زمانه و تشکیل حکومتی است که زمینه های رشد و ارتقای همه جانبه آنها را فراهم نماید که انقلاب اسلامی ایران از چنین ویژگی هایی برخوردار بود و به همین دلیل نامیده شدن این انقلاب به «انقلاب محرومان و مستضعفان» تسمیه ای کاملاً با مُسمّا و هدفدار می باشد.

2 – تیپ شناسی طبقاتی رهبران انقلاب

دومین عنصری که در پیروزی هر انقلابی نقش آفرین است نقش «رهبری» انقلاب است که در باره انقلاب اسلامی ایران، بی شک از آن «امام خمینی» (ره) می باشد که خاستگاه اجتماعی آن از میان روحانیت اسلام بود، بر این اساس امام خمینی (ره) در جریان انقلاب اسلامی، با همراهی و هدايت های روحانیت انقلابی توانست این انقلاب را به سرانجام برساند، البته این سخن هرگز بدین معنا نیست که این انقلاب، جنبه طبقاتی داشته و همچون انقلاب های طبقاتی روسیه و فرانسه و چین، صرفاً توسط یک طبقه صورت گرفته و عموم مردم در آنها نقش چندانی نداشتند، بلکه مقصود این است که رهبری انقلاب از سوی روحانیت صورت گرفته است امّا در عین حال، انقلاب در جریان همین رهبری پیوند عمیقی با توده های مردم و به ویژه طبقات پایین دست جامعه داشته است، چرا که از یک سو رهبران انقلاب، اعم از شخص رهبر انقلاب و جریان روحانیت انقلابی، عموماً از میان طبقات فرودست جامعه برخاسته بودند و به همین دلیل حضور آنها در جریان انقلاب، در عین حال به معنای رهبری طبقات فرودستی به شمار می آمد که از میان آنها برخاسته بودند، از سوی دیگر رهبران انقلاب به دلایل مختلف از جمله ارتباطات سنتی با بدنه جامعه که اکثریت آنها را قشر مذهبی تشکیل می داد نقش مهمی در بسیج توده ها و به ویژه طبقات پایین دست جامعه ایفا می کردند که این کار را از چند طریق انجام می دادند همچون نفوذ و تاثیرگذاری روحانیت در مساجد، ایجاد شبکه عظیم روحانیت در سراسر کشور که به صورت شبکه ای پیام های انقلاب را به اقصا نقاط ایران انتقال می دادند، بهره گیری از مناسبت های تبلیغی و .... ، امام خمینی ره نیز از همان ابتدا بر نقش مهم و تاثیر گذار مسجد و سازماندهی که روحانیت از این طریق در میان مردم انجام می داد تاکید داشتند و آن را بهترین وسیله مبارزه عنوان می کردند به عنوان نمونه در یکی از پیام ها به یکی از روحانیون در مورد وظیفه مومنین و مسلمانان اینگونه می فرماید: «لازم است به مؤمنين و مسلمانان تذكر دهيد در مساجد جهت انجام فرايض دينى و شعائر مذهبى اجتماعاتشان را زيادتر و منظمتر كنند، چون فعلًا بهترين وسيله مبارزه همين اجتماعات منظمى است كه بشود به وسيله آنها در اعلاى كلمه طيبه اسلام كوشش نمود.[6]»

چنین پیامی به این معناست که از منظر امام خمینی از همان آغاز نهضت و حتی پیش از قیام 15 خرداد، رکن مهم مبارزات و قیام، عموم مومنین و مسلمانان هستندکه با توجه به اکثریت قریب به اتفاق جمعیت مسلمان ایران، این عبارت اشاره به عموم مردم ایران و از جمله طبقات محروم و مستضعف داشت و کار سازماندهی این خیل عظیم نیز باید از طریق ایجاد بیداری عمومی توسط روحانیون و با بهره گیری از ابزارهایی همچون مساجد و تبلیغ عمومی صورت می گرفت. بعدها نیز امام خمینی و روحانیون از همین ابزارها بهره گرفتند و همین مساله نیز منجر به بیداری عمومی توده ها و جذب آنها در انقلاب اسلامی و در نهایت شکل گیری انقلابی با ماهیت مردمی و دینی گردید، چنانکه امام خمینی ره بعدها نیز به همین موضوع تصریح داشتند: «در تمام اين مراحل، روحانيت نقش اول داشت. … آنكه ملت را بسيج كرد، آن روحانيون بودند. يعنى هر محله‏اى يك مسجد يا چهار تا مسجدى كه دارد، چهار تا روحانى دارد، مردم به آن اعتقاد دارند. … اگر اين روحانيت را از اين نهضت از اول برمى‏داشتيم، اصلًا نهضتى نمى‏شد مردم به كس ديگر گوش نمى‏دادند.[7]» همانگونه که مشاهده می شود از منظر امام خمینی ره همواره میان روحانیت، بسیج گری و توده های مردمی رابطه مستقیمی وجود دارد و این واقعیتی است که حتی تحلیلگران غربی نیز بدان تصریح دارند، چنانکه نیکی کدی در این زمینه می نویسد: «طبقه ی وسیعی از تحصیل كرده ها، دانشجویان، طبقة سیاسی جدید و تهیدستان شهری تحت تأثیر و سازماندهی مساجد ستون فقرات سیاست نوین مردمی را فراهم ساختند.[8]»

3 – ویژگی روش مبارزاتی امام خمینی (ره)

هر انقلابی بر اساس روش خاصی انجام و به پیروزی می رسد، در برخی از انقلاب ها بر عنصر خشونت های مسلحانه به عنوان بخشی از مراحل مبارزات تاکید می شود که چنین روندی در انقلاب های چپ گرا به وضوح مشاهده می شود چنانکه جریانات چپ گرا اعم از چپ گرایان به ظاهر مذهبی و غیر دینی (مثل مجاهدین خلق و فدائیان خلق) جملگی بر مبارزات مسلحانه تاکید داشتند، از طرف ديگر برخی جریان های اسلامی همچون ياران فدائیان اسلام و گروه های موتلفه اسلامی نیز بر انجام مبارزات مسلحانه به عنوان خط مشی مبارزات انقلابی تاکید داشتند، ویژگی مهم چنین روشی این است که برای پیروزی در آن، عمده ترین عنصری که بر آن تاکید می شود استفاده از ابزارهای مسلحانه برای از میان برداشتن موانع در جهت پیروزی نهایی می باشد، این در حالی است که مطالعه روش مبارزاتی که امام خمینی (ره) رهبری آن را بر عهده داشت نشان می دهد که ایشان حتی درخارج ازکشور و اوج سرکوب نظامی مردم توسط رژیم، خط مشی مسلحانه را به عنوان روش اصلی مبارزات خویش انتخاب نکرده بودند، چنانکه حتی در برابر کشتارهایی که در سال 57 صورت می گرفت و علیرغم برخی تهدیدها مبنی بر امکان به کارگیری از ابزار مسلحانه در صورت ضرورت، در یکی از مصاحبه ها چنین اظهار نظر کردند: «حتى پس از روز جمعه در تهران كه آنهمه كشتار به جاى گذاشت، [کشتار 17 شهریور] ما همان شكل مبارزه را حفظ كرديم. همان طور كه دنيا مى‏داند، پيام ما به وسيله سركوبى كه با آن برخورد كرد درهم شكسته نشده است و اين قيام با همان روش ادامه دارد... تاكنون من رهنمودهاى خود را كه مبنى بر مسالمت آميز بودن عملمان بود را تغيير نداده‏ام.‏[9]»

احتراز از بهره گیری از خط مشی مسلحانه از سوی امام خمینی (ره) ، به ویژه در شرایط قدرت برتر نظامی رژیم، بدین معناست که امام خمینی (ره) در مبارزات خود  و برای غلبه بر قدرت حاکم، متکی به حرکاتی فراتر از حرکات مسلحانه بود ، چون امام خمینی (ره) از همان ابتدا متکی به حضور و نقش آفرینی عموم مردم و به ویژه محرومین و مستضعفان بودند لذا ضرورتی برای بهره گیری از ابزارهای مسلحانه نمی دیدند و تا آخر نیز همین خط مشی را حفظ کردند. بنابر این اقتضای روش مبارزاتی حضرت امام (ره) در برابر رژیم تا بن دندان مسلح طاغوت، همراهی نیروی عظیم توده های مردم بود.

4 -  شواهد میدانی و واقعیات خارجی

امرزه شاید بهره گیری از شواهد عینی میدانی برای به دست آوردن واقعیات خارجی در مورد حضور یا عدم حضور عموم ملت ایران در تحولات انقلاب اسلامی چندان راحت نباشد، چرا که گذشت زمان و فاصله گرفتن از آن روزها باعث می شود تا هر فردی بتواند آنگونه که دلخواه اوست ادعا داشته باشد و ادعای خود را نیز مستند به چیزی نماید که «واقعیت های خارجی» یا «شواهد میدانی» نامیده می شود، در واقع امروزه استناد به شواهد عینی میدانی چند دهه قبل، بدون ضمیمه کردن شواهد دیگر بر خلاف اصول منطقی استدلال است و اتفاقاً کسانی هم که ادعا می کنند در انقلاب اسلامی ایران، عموم مردم نقشی نداشتند یکی از شواهد مهمی که بر آن اقامه می کنند واقعیات خارجی و عینی است بدون اینکه شاهد دیگری بر آن ضمیمه نمایند و به همین دلیل ادعایی که می کنند فاقد هر گونه دلیل منطقی قابل قبولی است، بنابر این شاید به لحاظ منطقی استناد ما برای حضور و مشارکت عموم توده های مردم در فرایند انقلاب اسلامی نیز صرفاً با اتکا به «شواهد عینی» چندان درست نباشد، اما اگر این ادعا با ضمیمه کردن شواهدی دیگر همچون شاهدان آن روزگاران و دیدگاه های تحلیل گران به ویژه تحلیل گرانی که داعیه ای برای بیان حقایق به صورت واقعی ندارند، همراه باشد در چنین صورتی است که می توان همین شواهد را به عنوان واقعیات خارجی قبول نماییم، به عنوان مثال تحلیلگران غربی که در باره انقلاب اسلامی مطالعه و کتاب نوشته اند به دلیل اینکه علیرغم عدم تمایلشان برای مردمی نشان دادن انقلاب اسلامی، همچنان در آثار خود به این موضوع تصریح نموده اند و انقلاب اسلامی ایران را انقلابی مردمی با حضور عموم اقشار مردم و حتی به لحاظ وسعت جغرافیایی، به گسترده تمام ایران معرفی کرده اند می تواند شاهد خوبی برای این ادعا باشد، تا جایی که اکثریت قریب به اتفاق این تحلیل گران در عمومی، فراگیر و گسترده بودن انقلاب اسلامی ایران هیچ شکی نداشته و صرفاً سوالی که دارند این است که این حضور چگونه صورت گرفته است به عنوان مثال جان استمپل، از وابستگان سفارت امریكا در ایران، در كتاب خود دربارة این موضوع می نویسد: «یك جنبة مهم رشد حركت انقلابی، مشاركت دایمی و فزایندة سازمان های شیعی مذهب ایرانیان در جنبش توده است. در كشور 35 میلیونی ایران تقریباً 80 تا 90هزار مسجد و 180 تا 200هزار روحانی وجود دارند. سریع ترین و مطمئن ترین راه برای رساندن پیام از شهری به رهبران شهر دیگر، از طریق شبكة مسجد انجام می گرفت كه توسط روحانیون رده بالا، سازمان می یافت[10]»

میشل فوکو نیز ضمن اشاره به ابعاد گسترده انقلاب اسلامی، به مشارکت اهل سنت کردستان در انقلاب اشاره کرده و در باره بحثی که با یکی از اهالی سنی مذهب کردستان داشته چنین گزارش می دهد:

«وقتی که از او درباره شرکتش در انقلاب علیرغم همه اختلافات مذهبی و ملی پرسیدم، چنین اظهار نظر نمود: درست است که ما سنّی هستیم ولی قبل از هر چیز مسلمانیم و یا این که گفت: چطور کردیم؟ نه ابداً، ما قبل از هر چیز ایرانی هستیم و در تمام مسایل ایران سهم داریم. ما می خواهیم شاه برود، زنده باد خمینی، مرگ بر شاه. شعارها در کردستان همان شعارهای تهران و مشهد بود.[11]»

علاوه بر این اسناد بر جای مانده از انقلاب اسلامی در شهرهای بزرگ و کوچک که امروزه به تدریج به همین عنوان توسط مراکزی همچون مرکز اسناد انقلاب اسلامی در حال انتشار است و به صورت مستند به نقش تمامی شهرهای بزرگ و کوچک کشور و حتی در مواردی روستاها در تحولات انقلاب اسلامی از آغاز نهضت تا پیروزی می پردازد، شاهد مهم دیگری است که نشان دهنده مشارکت توده های مردمی در این انقلاب می باشد و زمان این مشارکت را هم به زمان آغاز نهضت و حداقل بسیار پیش از زمانی که برخی تحلیلگران امروزی ادعا می کنند زمان آغاز پیوند تاکتیکی مردم با انقلابیون می باشد، باز می گرداند.

5 – بررسی مخاطبان امام خمینی (ره)

یکی از شواهدی که مخالفان مشارکت توده های مردمی در انقلاب اسلامی بر آن تاکید می کنند عبارت است از بررسی مخاطبان امام خمینی (ره) در جریان تحولات انقلاب اسلامی از سال 42 تا سال 57 که طی آن امام خمینی (ره) نسبت به مواردی که طبقاتی همچون جوانان، تحصیلکردگان و دانشگاهیان را مورد خطاب قرار می دهد، موارد معدودی به طبقات فرودست جامعه اشاره کرده است، این در حالی است که اولاً تعداد اشارات به مخاطبان برای شناسایی ماهیت مخاطبان ضرورتی ندارد و اگر مخاطبان این پیام ها شاهدی بر ماهیت هواداران امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی باشد، همان تعداد اندک نیز برای این مقصود کفایت می کند، بر همین اساس همینکه امام خمینی و لو در چند پیام مخاطبان خود را عموم مردم بداند برای دانستن نقش مردم در انقلابی که ایشان آن را هدایت می کرد کفایت می کند، ثانیاً همانگونه که از سیره عملی و نظری امام خمینی (ره) نیز مشخص است از منظر امام خمینی (ره) هیچ تفاوتی میان عموم مردم با جوانان، دانشجویان و تحصیل کردگان نداشته و زمانی که ایشان این اقشار را خطاب قرار می دهند آنها را به عنوان بخشی از طبقات محروم و مستضعف جامعه مورد خطاب قرار می دهند و اگر تعداد خطاب ها به این اقشار بیش از عموم مردم محروم و مستضعف است به این دلیل است که این طبقه جزء پیشروان و نخبگانی هستند که همچون روحانیون نقش مهمی در هدایت و تشکل توده های مردم ایفا می کنند و به همین دلیل هیچ منافاتی میان مخاطب قرار دادن عموم مردم با مخاطب قرار دادن بخشی از آنها وجود ندارد، ضمن اینکه همانگونه که اشاره شد برای شناخت مخاطبان امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی، کمّیّت اهمیتی نداشته و همینکه از خلال پیام ها و فرمایشات ایشان به دست آوریم که این مخاطبان بسیار عام و فراگیر بوده و شمول آن اکثریت جامعه یعنی اقشار محروم و مستضعف را کفایت می کند  که در پایان به مواردی از این پیام ها و بیانات اشاره می کنیم که جملگی مربوط به سال های آغاز نهضت می باشد و حاکی از این واقعیت مهم است که امام خمینی (ره) از همان آغاز نهضت متکی به نیروی عظیم توده های عظیم مردم و به ویژه اقشار محروم ومستضعف جامعه بود:

«راهى كه من انتخاب كرده‏ام راهى است كه مردم خواهان آن مى‏باشند[12]»

« كليه مردم ايران، عشاير ايران، بلكه ملتهاى ساير كشورها پشتيبان مراجع دين هستند و اهانت به قرآن را تحمل نمى‏كنند. ... اگر روزى لازم شد كه وظيفه ملت معين شود به شما اعلام مى‏كنيم و وظيفه عموم مردم را تعيين خواهيم كرد.[13]»

«مردم فهميده‏اند ما دوست آنها هستيم؛ مردم به دوستشان علاقه دارند. روحانيين پدر ملتند، به فرزندانشان علاقه دارند... از رى نوشتند ما پنج هزار نفر با كفن آماده ايم؛ از جاپلق [ناحیه ای در اصفهان] نوشتند ما صد هزار نفريم، مهياى دستور شماييم؛ از لرستان نوشتند طايفه هايى با كفن حاضريم. مردم بيدارند.[14]»

«شما ملت بزرگ ايران با تعطيل كارهاى خود و تحمل ضرر و زحمت، به پشتيبانى از روحانيت و اسلام، ثابت كرديد كه به احكام خداى تعالى و به مقام مقدس روحانيت وفادار هستيد؛ و از كسانى كه برخلاف قوانين اسلام مى‏خواهند قدمهايى بردارند، تا سرحد امكان اظهار تنفر مى‏كنيد[15]»

« شما[روحانیون] بايد مردم را دعوت به قيام كنيد. شما بايد مردم را به اتحاد دعوت كنيد تا موقعى كه مى‏خواهيم دستور قيام بدهيم آنها آماده باشند تا ريشه شاه و دولت را از ميان برداريم.[16]»

و ... .

با توجه به آنچه گذشت مشخص می گردد که پیوند مردم و به ویژه طبقات محروم و مستضعف و یا به تعبیر برخی «پابرهنگان» با انقلاب اسلامی برخاسته از ماهیت این انقلاب بود به گونه ای که هدف گذاری امام خمینی (ره)، انقلابی با مشارکت عموم مردم بود و به همین جهت تمام تلاش ایشان در سال های آغازین نهضت، ایجاد بیداری عمومی در جهت همراهی مردم با نهضت بود که همین همراهی ها نیز در مراحل آغازین نهضت، خود را در جریان الغای لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و ... نشان داد به طوری که این عقب نشینی ها جز با حضور و نقش آفرینی عموم مردم امکان پذیر نبود، پس از این مقطع نیز شواهد تاریخی حاکی از این است که عموم مردم به تناسب فراز و فرود تحولات نهضت امام خمینی (ره)، همراهی خود را با این حرکت نشان دادند که اوج آن را در قیام پانزده خرداد 42 شاهد بودیم که طی آن یک خیزش توده ای در راستای همراهی با امام خمینی (ره) شکل گرفت و پس از آن نیز هر گاه نیاز به این حضور بوده است این همراهی کاملاً مشهود بوده است که این نیاز در 19 دی 56 اوج گرفت و مردمی که به اقتضای ماهیت انقلاب اسلامی همواره آماده حضور در صحنه بودند بار دیگر وارد صحنه شده و این بار دیگر عرصه را رها نکردند تا اینکه در بهمن 57، انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند، با توجه به این واقعیت مهم، اساس انقلاب اسلامی ایران، انقلاب و خیزش محرومان و مستضعفان و به تعبیری «پابرهنگان» بود، با این توضیح که نگاهی به وضعیت جامعه ایرانی آن روزگاران حاکی از این است که عموم مردم و حتی کسانی که در ظاهر تحصیلکرده، بازاری و ... بودند به دلیل شرایطی که رژیم برایشان فراهم آورده بود جزء همین طبقه «محرومین و مستضعفین» بودند و به همین دلیل انقلاب اسلامی ایران حتی اگر با مشارکت پررنگ این قبیل طبقات نیز شکل گرفته باشد باز هم خیزش پابرهنگان، محرومان و مستضعفان و نوعی انقلاب عمومی محسوب می شود، از این روی از همان آغاز نهضت، این انقلاب با عموم مردم پیوند داشت، در ادامه نیز با همین پیوند به پیروزی رسید و پس از پیروزی نیز با همین پیوند ادامه یافته است، در نتیجه اساساً نیازی به پیوند تاکتیکی یا استراتژیک انقلاب با این طبقات نبود تا شائبه نوعی سوء استفاده رهبران روحانی انقلاب از این طبقات برای پیشبرد اهدافی از قبیل کنار زدن مخالفان و از جمله لیبرال ها و امثال آنها به وجود آید، چه اینکه ذات انقلاب اسلامی از همان آغاز جدای از عموم مردم نبود تا نیازی به این پیوند باشد.

 

[1] انقلاب اسلامی، زمینه ها و پیامدها، منوچهر محمدی، نشر معارف، تهران، 1381، ص101.

[2] برای مطالعه نمونه ای از این تحلیل ها رک: نظم غنایم، درهم ریختن جایگاه دولت در ایران، محمد جواد روح، ماهنامه مهرنامه، شماره 48، مرداد 1395.

[3] برای ایدئولوژی در این نوشتار تعریفی وسیع در نظر گرفته می شود که شامل دین نیز باشد.

[4] به عنوان نمونه خداوند متعال در قرآن می فرماید: «و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت»(نحل/36)

[5]  رک: وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ، قصص/7.

[6] صحیفه امام، ج1، ص313.

[7] همان، ج11، ص 460.

[8] بررسی تطبیقی انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی، نیكی كدی، ترجمه حسینعلی نوذری، روزنامه­ی ایران شماره­ی 465، 18 شهریور1375، ص 6.

[9] صحیفه امام، ج4، ص2.

[10] درون انقلاب اسلامی، جان. دی. استمپل، ترجمه ی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، 1377، ص 70.

[11] ایران، انقلاب به نام خدا، کلر بریر، پیر بلانشه، ترجمه قاسم صنعوی، سحاب، ص 255، نقل از انقلاب اسلامی، زمینه ها و پیامدها، همان، ص 103.

[12] صحیفه امام، ج1، ص77.

[13] همان، ص87.

[14] همان، ص120.

[15] همان، ص180.

[16] همان، ص238.

سه شنبه, 22 بهمن 1404 07:29

انقلاب اسلامی و نسل امروز

اختلاف میان نسل ها امری طبیعی است، اما طرح مسأله شکاف نسلی و ادعای تفاوت ارزش‌های سیاسی نسل نو با نسل گذشته، از سوی دشمنان با هدف تأثیر گذاری بر اذهان جامعه و تضعیف نظام صورت می گیرد، کیست که نداند دشمنان نظام و رسانه های وابسته و معلوم الحال که برای نسل کنونی کشور ما به ظاهر دل می سوزانند، با وجود گذشت چندین قرن از انقلابهای خود و انتخاب نوع نظام سیاسی توسط نسل های بسیار دور و مخالفت ها و اعتراض های جدی با نظام های حاکم و ادعای آزادی، حتی اجازه طرح چنین دیدگاههایی را نمی دهند .

برخی این ذهنیت را مطرح می کنند كه این انقلاب را افرادی قبول دارند که جز نسل هاي گذشته بودند و الان در اقليت هستند و نسل الان خواهان اين وضعيت چنين حكومتي نيست؛ در حالی که این ذهنیت بر دو پیش فرض استوار شده که هر دو نادرست است، نخست آنکه کسانی که انقلاب را قبول داشتند، جزو نسل گذشته بودند و دیگر آنکه کسانی که انقلاب را قبول دارند در اقلیت هستند و نسل کنونی خواهان تغییر حکومت هستند که در قالب چند نکته به توضیح آن می پردازیم.

  1. درست است که نسل های گذشته انقلاب کردند، اما انقلاب محدود به آن نسل نبوده و حضور نسل جوان در دفاع از ارزش های انقلابی و اسلامی و ترسیم صحنه های زیبای همراهی با انقلاب اسلامی از سوی این نسل که حضرت امام و جنگ و بسیاری از حوادث را ندیده اند، در راهپیمایی ها، انتخابات، مراسمات مذهبی، تشییع پیکر شهدا، شرکت در گروههای جهادی و خدمت به مناطق محروم و حضور در دفاع از حرم و... نشان از زنده بودن آرمان ها و ارزش های انقلاب در میان نسل حاضر دارد. تداوم همین پشتوانه مردمی نظام موجب شده تا دشمنان با وجود استفاده از همه ظرفیت های خود در مقابله با انقلاب اسلامی، ناکام بماند.

اختلاف میان نسل ها امری طبیعی است، اما طرح مسأله شکاف نسلی و ادعای تفاوت ارزش‌های سیاسی نسل نو با نسل گذشته، از سوی دشمنان با هدف تأثیر گذاری بر اذهان جامعه و تضعیف نظام صورت می گیرد، کیست که نداند دشمنان نظام و رسانه های وابسته و معلوم الحال که برای نسل کنونی کشور ما به ظاهر دل می سوزانند، با وجود گذشت چندین قرن از انقلابهای خود و انتخاب نوع نظام سیاسی توسط نسل های بسیار دور و مخالفت ها و اعتراض های جدی با  نظام های حاکم و ادعای آزادی، حتی اجازه طرح چنین دیدگاههایی را نمی دهند .

  1. اصول و مبانی حاکم بر نظام های سیاسی چیزی نیست که محدود به یک نسل باشد، بلکه برای نسلهای متعدد در نظر گرفته می شود. مبانی حاکم بر فرهنگ و تمدن غربی همچون سکولاریسم، اومانیسم و لیبرالیسم خود را محدود به یک نسل نمی داند و به نسل های بعد نیز اجازه نمی دهد که آن را زیر سؤال ببرند.

اگر تغییر نظام سیاسی یک امر ذاتاً با ارزش و حق ذاتی هر نسلی باشد، باید پس از هر مدت زمانی که تعداد نسل جوان یک کشور به حد قابل اعتنایی رسید، نظام سیاسی قبل جای خود را به نظام سیاسی مورد نظر نسل بعدی بدهد، بدون آنکه این خواست جدید خود را اثبات کرده باشد و معلوم است که به این ترتیب جامعه به چه سرنوشتی دچار خواهد شد و روی ثبات را نیز نخواهد دید، چون نظام سیاسی یک قانون جزئی نیست که با آمد و شد برای خود در حقیقت ثبات و استمرار جامعه را دچار خلل نماید، اصلاً آیا تاکنون در هیچ کشوری ـ با هر شکل از حکومت ـ انتخاباتی به صرف احتمال و ادعا انجام شده است تا نظام جمهوری اسلامی هم چنین کند؟!»[1]

اصول و ارزش های اسلامی و انقلابی در کشور ما از اموری فطری بوده و چیزی نیست که زمانمند و موقتی و محدود به نسل خاصی باشد، همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند: « برای همه‌چیز می توان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد؛ زیرا فطرت بشر در همه‌ عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمی توان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها. انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آماده‌ تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان می دهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بی‌عمل می شمارد، امّا به هیچ بهانه‌ای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمی گیرد... جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیده‌ها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندی‌های خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی‌مبالاتی نمی کند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بی‌شک فاصله‌ میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمان‌خواه را عذاب داده و می دهد، امّا این، فاصله‌ای طی‌شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی‌شک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.»[2]

  1. ادعای اقلیت بودن طرفداران انقلاب بر اساس کدام مدرک و مستند معتبر مطرح می شود؟ از کجا اقلیت بودن کسانی که انقلاب را قبل دارند، احراز شده است؟ این ادعا در حالی است که حضور میدانی مردم به ویژه جوانان در صحنه های مختلف دفاع از نظام با وجود همه مشکلات و گلایه ها، خلاف این ادعا را ثابت می کند. اگر براستی مردم و نسل کنونی انقلاب را قبول ندارند، نباید شاهد حضور گسترده آنان در تجمعات و اعتراضات باشیم؟ در حالی که جمعیتی که در محکومیت اغتشاشات و فتنه های گذشته به میدان آمدند، قابل مقایسه با افراد حاضر در آنها نبوده و در همه آشوب ها با روشن شدن ابعاد و پشت پرده ها و فروکش نمودن غبار دروغ ها و شایعات، مردم صف خود را از عناصر آشوبگر جدا کردند. در اغتشاشات سال گذشته با وجود جنگ ترکیبی گسترده دشمنان و به میدان آوردن تمامی ظرفیت ها و عناصر خود و فراخوان های متعدد، شاهد بی اعتنایی مردم به آن بودیم که نشانگر آن بود که مردم با وجود مشکلات و برخی گلایه ها و نارضایتی ها پای ارزش ها و آرمان های انقلاب ایستاده اند و حساب اصل نظام را از عملکرد برخی از مسئولان جدا دانسته و اجازه دخالت به بدخواهان این مرز و بوم نخواهند داد.

 

[1] . باقرزاده، محمد رضا، «آیا رأی مردم در رفراندوم به جمهوری اسلامی برای نسل‌های بعد هم الزام‌آور است؟، ماهنامه آموزشی، اطلاع رسانی معارف ، شماره 55، فروردین و اردیبهشت1387

[2] . بیانیه گام دوم انقلاب؛ 22/11/1397

شیخ نعیم قاسم، دبیر کل حزب الله لبنان در سخنرانی در مراسم افتتاحیه مرکز پزشکی لبنان گفت: این مرکز بخشی از یک استراتژی بلندمدت است که حزب‌الله برای ارائه خدمات درمانی در مناطق مختلف اتخاذ کرده است. این مرکز بخشی از پروژه‌های بهداشتی است که با هدف رفع نیازهای مردم و جامعه راه‌اندازی شده است.

 
وی افزود: ما از طریق حزب‌الله تلاش می‌کنیم تا این خدمات ضروری را به بهترین شکل ممکن ارائه دهیم، اما مسئولیت اصلی بر عهده دولت است. ما فقط در حوزه‌های بهداشت، خدمات اجتماعی یا فراهم آوردن سرپناه و تعمیرات به عنوان وظیفه‌ای در قبال مردم فعالیت می‌کنیم. این مرکز مورد اهتمام خاص شهیدان سید حسن نصرالله و هاشم صفی الدین بود.
 
شیخ نعیم قاسم بیان کرد: برای ما، خدمات درمانی یک مأموریت تغییر دهنده زندگی، امانتی برای خدمت به مردم و تعهدی برای حفظ و حمایت از بشریت است. این مرکز به دلیل هزینه‌های مقرون به صرفه‌اش، بار مالی را کاهش می‌دهد. این مرکز انواع بیماری‌های پیشرفته و خطرناک را که در سایر مراکز درمانی لبنان نادر هستند، درمان می ‌کند. ما در حوزه سلامت به عنوان سرمایه‌گذاری در پایداری جامعه و کرامت مردم سرمایه‌گذاری می‌کنیم. افتتاح این مرکز در راستای تقویت امنیت بهداشتی است.
 
وی افزود: لبنان توان زیادی در سطح مردمی و جغرافیایی و عملی دارد و این پتانسیل را دارد که کشوری پیشرفته باشد.
 
دبیر کل حزب الله لبنان در ادامه گفت: مشکلی اصلی که لبنان با آن روبرو است حملات اسرائیل و آمریکاست. لبنان کشوری بسیار مهم است زیرا توانسته استقلالش را حفظ کند و اراضی خود را آزاد کند و به الگویی در جانفشانی و ایثار تبدیل شود.
 
شیخ نعیم قاسم تصریح کرد: ما از طریق همبستگی، قدرت و پایداری، دشمن را مهار می‌کنیم. مقاومت، مردم آن و کسانی که با آن هستند، ۴۲ سال از لبنان محافظت کرده‌اند.
 
وی افزود: دشمن اسرائیلی برای دستیابی به پروژه توسعه‌طلبانه خود به زور، اشغال، جنایت و نسل‌کشی متکی است. پروژه اسرائیل متوقف نشده است، اما اعتقاد ما به حاکمیت و استقلال کشورمان نیز متوقف نشده است. تجاوز ادامه داشته است و ادامه آن در طول این مدت با پایان مقاومت مرتبط است.
 
نعیم قاسم گفت: نزدیک به ۱۵ ماه است که تجاوز آمریکایی-اسرائیلی علیه لبنان ادامه دارد. مشکل اساسی در لبنان تجاوز اسرائیل است و راه حل آن قوی بودن و مقاومت ماست. قدرت‌های بزرگ به رهبری آمریکا، فشارهای مختلفی را بر لبنان، دولت لبنان و ارتش لبنان برای خلع سلاح مقاومت وارد کردند و دولت لبنان را تحت عنوان انحصار سلاح به تصمیم شوم ۵ آگوست کشاندند.
 
وی افزود: هوشیاری ارتش، مقاومت و مردم باعث شد که فتنه در نطفه خفه شود و فتنه‌ای که آنها می‌خواستند کشور را نابود کنند، رخ نداد. تمام این فشارهای بین‌المللی موفق نشد. خدا را شکر که در این کار موفق نشدند. آنها به بهانه اینکه ابتدا باید انحصار سلاح به دست آید، مانع بازسازی شدند.
 
دبیر کل حزب الله لبنان گفت: جلسه ای که یک هفته پیش با نبیه بری برگزار شد، یک جلسه عادی بود. انتخابات، به همراه چگونگی همکاری، برگزاری به موقع آنها، تسریع بازسازی و مقابله با تجاوز مورد بحث قرار گرفت. آنها سعی کردند بین حزب‌الله و جنبش امل اختلاف ایجاد کنند، اما خدا را شکر، اتحاد عمیقاً ریشه دوانده است. این جلسه کاملاً مرتب تکرار خواهد شد زیرا در واقع، ما و جنبش امل یک کالبد هستیم و با هم کار می‌کنیم. اسرائیلی‌ها غیرنظامیان را می‌کشند زیرا می‌خواهند تفرقه ایجاد کنند و مواد سمی را روی محصولات کشاورزی می‌پاشند تا زندگی را نابود کنند
 
وی بیان کرد: نظامیان اسرائیلی وارد شهرک شدند و مسئول جماعت اسلامی را از خانه‌اش ربوده و همسرش را مورد ضرب و شتم قرار دادند. مردم امروز قوی‌تر از دوران قبل از اولی الباس هستند.
 
شیخ نعیم قاسم تاکید کرد: از دیدگاه ملی، ما طرفدار توقف تجاوز هستیم، می‌خواهیم لبنان را آزاد کنیم و خواهان درگیری نیستیم. حملات به رئیس جمهور متوقف نخواهد شد تا او را مجبور به اتخاذ اقداماتی برای ایجاد شکاف بین خود و ما کنند. با همکاری بین «مردم، ارتش، دولت و مقاومت» می‌توانیم آینده را با هم شکل دهیم؛ هیچ‌کس نباید بین ما و رئیس‌جمهور ایجاد اختلاف کند.
 
وی گفت: هرگونه عقب‌نشینی، شکست یا تسلیم، لبنان را روی نقشه کشورهای مستقل نگه نخواهد داشت. بدانید که این مرحله آینده را شکل خواهد داد. با پایداری، شکستی وجود ندارد و با آمادگی برای دفاع، اسرائیل نمی‌تواند به اهداف خود برسد.
 
نعیم قاسم با اشاره به سفر مقامات لبنانی به جنوب لبنان افزود: مهمترین نکته در مورد این سفر این است که او گفت ما بازسازی خواهیم کرد و منتظر توقف تجاوز نخواهیم ماند. ما از سفر نخست وزیر به جنوب لبنان که گامی مهم در مسیر بازسازی لبنان است، قدردانی می‌کنیم. ما باید بر دو هدف تمرکز کنیم: توقف تجاوز و حملات و رهایی لبنان از بحران مالی و اقتصادی.
 
وی گفت: لبنان کشوری پراهمیت است که توانسته استقلال خود را حفظ، سرزمینش را آزاد و الگویی بی ‌نظیر از ایثار و فداکاری ارائه دهد. با این حال، مشکل مرکزی ما تجاوزات مستمر رژیم اسرائیل و آمریکا است.
 
وی با بیان اینکه پروژه رژیم صهیونیستی برای بلعیدن منطقه متوقف نشده است، افزود: دشمن برای تحقق طرح‌های توسعه‌ طلبانه خود بر قدرت نظامی، اشغالگری، جنایت و نسل‌کشی تکیه کرده است. تنها راه حل مقابله با این زیاده‌خواهی، حفظ اقتدار و تداوم مقاومت است؛ چرا که ایمان ما به حاکمیت لبنان تزلزل‌ناپذیر است.
 
دبیرکل حزب‌الله با اشاره به تداوم ۱۵ ماهه تجاوزات دشمن، هدف از این جنگ طولانی را تلاش برای نابودی مقاومت دانست و فاش کرد: قدرت‌های بزرگ و در رأس آن‌ها آمریکا، فشارهای همه‌جانبه‌ای را بر دولت و ارتش لبنان وارد کردند تا مقاومت را خلع سلاح کنند. در همین راستا، دولت را به اتخاذ تصمیم شوم ۵ اوت تحت عنوان انحصار سلاح سوق دادند، اما این فشارهای بین‌المللی به دلیل تضاد با قانون اساسی و حق دفاع مشروع، راه به جایی نبرد.
 
شیخ نعیم قاسم همچنین به توطئه‌های داخلی اشاره کرد و گفت: دشمنان قصد داشتند با ایجاد فتنه، کشور را به آشوب بکشانند و حتی بازسازی مناطق جنگ‌زده را به شرط خلع سلاح مقاومت متوقف کنند، اما پیوند ناگسستنی میان مقاومت و مردم، این نقشه‌ها را ناکام گذاشت. آن‌ها نمی‌دانند که مقاومت و حامیانش پیکره‌ای واحد هستند.
 
وی در پایان با اشاره به جنایات اخیر میدانی رژیم صهیونیستی، از جمله کشتار غیرنظامیان، نابودی کشاورزی با مواد سمی و عملیات اخیر نفوذ به شهرک «الهباریه» و ربودن یکی از مسئولان «جماعت اسلامی»، تأکید کرد: رژیم اسرائیل با هدف ایجاد شکاف در جامعه لبنان دست به این جنایات می‌زند، اما امروز ملت ما پس از نبرد اولی البأس (صاحبان قدرت سخت)، بسیار قوی ‌تر و مصمم ‌تر از گذشته در میدان حضور دارند.
سه شنبه, 22 بهمن 1404 07:28

روز ۲۲ بهمن دشمن را مأیوس کنید

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در پیامی تلویزیونی، ۲۲ بهمن را روز رونمایی از قدرت و عزت ملت ایران خواندند و با تأکید بر اینکه حضور مردم در راهپیمایی و ابراز وفاداری به جمهوری اسلامی باعث عقب‌نشینی دشمن از طمع‌ورزی علیه ایران و منافع ملی خواهد شد، گفتند: در ۲۲ بهمن با نشان دادن اراده و ایستادگی خود، دشمن را مأیوس کنید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ملت ایران را ملتی با انگیزه، با اراده، ثابت‌قدم، قدردان و آگاه از مصالح و مفاسد خود خواندند و خاطرنشان کردند: ملت ایران در ۲۲ بهمن ۵۷ با نجات دادن کشور از دخالت بیگانگان، فتح بزرگی را رقم زد و در طول این سالها نیز در مقابل تلاش‌های مستمر آنها برای بازگرداندن وضع سابق ایستاد که ۲۲ بهمن مظهر این ایستادگی است.

ایشان تکرار حضور پرشکوه و عظیم مردم در راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن با وجود گذشت سالهای متمادی از پیروزی انقلاب را پدیده‌ای بی‌نظیر در مقایسه با روز استقلال و روز ملی در دیگر کشورها برشمردند و افزودند: این راهپیمایی و حضور در خیابانها، کسانی را که به ایران، جمهوری اسلامی و منافع ملت طمع دارند وادار به عقب‌نشینی می‌کند.

رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه قدرت ملی بیش از آنکه وابسته به موشک و هواپیما باشد وابسته به اراده و ایستادگی ملتها است، خطاب به مردم گفتند: همچون قضایای مختلف گذشته، باز هم با نشان دادن قدرت ملی یعنی اتحاد، قدرت فکر و اراده، و انگیزه و ایستادگی خود در برابر وسوسه‌ها، دشمن را مأیوس کنید چرا که تا دشمن مأیوس نشود، دست از آزار و اذیت برنمی‌دارد.

ایشان با ابراز امیدواری از تداوم پیشرفت‌های افتخارآفرین مادی و معنوی جوانان در بخش‌های مختلف کشور، گفتند: ۲۲ بهمن مظهر همه این پیشرفتها است و ملت با ظاهر شدن در خیابان‌ها و سردادن شعارها و بیان حقایق، همبستگی و وفاداری خود به جمهوری اسلامی را اعلام می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اظهار امیدواری کردند ۲۲ بهمن امسال همچون همه ۲۲ بهمن‌های گذشته، شکوه ملت ایران را مضاعف، و ملتها، دولتها و قدرتهای دیگر را در مقابل ملت ایران وادار به خضوع و خشوع کند.

آیت الله العظمی جوادی آملی در یکی از آثار خود به موضوع «اسرار ظهور و اطلاع امامان معصوم (علیهم السلام) از آن» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

زمان ظهور آن حضرت (عج) از اسرار الهی است و گمانه زنی درباره آن نه تنها عملی بی اساس است بلکه امامان معصوم (علیهم السلام) از آن نهی فرموده اند، همچنان که از امام صادق (علیه السلام) نقل گردیده است: «عن عبدالرحمن بن کثیر قال: کنت عند ابی عبدالله علیه السلام إذ دخل علیه مهزم فقال له: جعلت فداک! أخبرنی عن هذاالامر الذی ننتظر متی هو؟ فقال: یا مهزم! کذب الوقّاتون و هلک المستعجلون و نجا المُسَلِّمون»

و نیز عن ابی بصیر عن أبی عبدالله سلام الله علیه قال: «سالته عن القائم عجل الله تعالی فرجه فقال: کذب الوقّاتون إنّا أهل بیت لا نُوَقّت». (آنان که وقت مشخص می کنند دروغگویند و ما اهل بیت وقتی را معین نمی کنیم)

عدم تعیین وقت ظهور و تاکید بر استتار آن، هرگز به معنای لزوم عدم اطلاع انسان کامل از زمان ظهور نیست، بلکه انسان کامل که به اذن الهی بر تمام عوالم امکانی احاطه دارد از نتایج علم ازلی و صحنه علم بدائی مطلع است و زمان ظهور نیز از این جمله مستثنا نیست.

اما مصلحت نامشخص بودن وقت ظهور برای جامعه بشر اقتضای کتمان این راز را می کرده است، همان طور که امام صادق (علیه السلام) به ابی بصیر نفرمود که ما از وقت ظهور آگاه نیستیم بلکه فرمود: «ما وقتی را معین نمی کنیم»

بی تردید روز ظهور آن حضرت (عج) یکی از بارزترین مصادیق یوم الله خواهد بود و انتظار عاقلانه و صادقانه آن روز وظیفه هر مسلمانی است.

منبع: کتاب امام مهدی موجود و موعود

احادیث