emamian
رعایت چه مواردی برای حفظ کیفیت روغن خوراکی ضروری است
یکی از سوالات رایج مردم در خصوص روغن نحوه نگهداری و مصرف و پسماند آن است.
این موضوعات بسیار مهم هستند و با سلامتی ما ارتباط مستقیمی دارند. بنابراین برای حفظ کیفیت روغن باید یک سری نکات نیز رعایت شود که این نکات شامل موارد زیر است:
۱. قرار دادن روغن در ظرف در بسته
برای نگهداری روغن باید آن را در ظرف در بسته بریزید و سپس درب ظرف را محکم ببندید تا روغن در معرض اکسیژن هوا قرار نگیرد. اکسیژن موجب کاهش کیفیت روغن و فساد آن میشود. به خاطر داشته باشید که بعد از هر بار استفاده از روغن، حتماً درب ظرف را محکم ببندید.
۲. استفاده از ظرف تیره برای نگهداری روغن
برای نگهداری روغن بهتر است از ظروف شیشهای که رنگ تیره ای دارند استفاده کنید. استفاده از شیشههای معمولی موجب میشود تا روغن در معرض نور قرار بگیرد و کیفیت آن کاهش پیدا کند. برای نگهداری روغن بهتر است از شیشههایی که رنگ آن سبز یا آبی است استفاده کنید.
برای نگهداری انواع روغن به هیچ عنوان از ظروف آهنی و مسی استفاده نکنید. قرار گرفتن روغن در ظروف فلزی موجب ایجاد واکنش شیمیایی و ایجاد مادهای سمی میشود.
۳- ریختن روغن در ظرف کوچک
برای استفاده راحت از روغن و همچنین جلوگیری از قرار گرفتن حجم زیادی از روغن در معرض هوا، بهتر است هر بار مقداری از روغن را به یک شیشه کوچک منتقل و از آن استفاده کنید. سپس میتوانید هر بار بعد از تمام شدن ظرف روغن، آن را دوباره پر کنید.
۴- توجه به زمان نگهداری روغن
مدت زمان نگهداری انواع روغن متفاوت است و از همین رو باید به این موضوع توجه ویژه داشته باشید. حتماً به تاریخ تولید و انقضا روی بسته بندی روغن توجه کنید و از مصرف روغنها ی تاریخ گذشته خودداری کنید.
۵- قرار دادن روغن در مکان مناسب
برای جلوگیری از کاهش کیفیت روغن باید آن را در مکانی خنک و تاریک قرار دهید. دمای بالا باعث اکسیداسیون روغن و کاهش کیفیت آن میشود؛ بنابراین. بهترین مکان برای نگهداری طولانی مدت انواع روغن، در کابینت است. به خاطر داشته باشید که اگر کابینت شما در معرض گرما و رطوبت قرار دارد، برای نگهداری روغن مناسب نیست.
۶- نگهداری برخی روغنها در یخچال
برخی از روغنهای خوراکی تنها باید در یخچال نگهداری شوند، در مقابل قرار دادن برخی دیگر از روغنها در یخچال موجب کدر و خراب شدن آن میشود. به خاطر داشته باشید که برای استفاده از روغن بعد از نگهداری در یخچال، باید آن را از یک ساعت قبل خارج کنید و زمانی که روغن به دمای اتاق رسید، آن را مصرف کنید..
۷- قرار دادن روغن جامد در مکان مناسب
روغن جامد باید در ظرف در بسته نگهداری شود. به خاطر داشته باشید که باز بودن درب روغن و همچنین استفاده از قاشق آلوده برای برداشتن این روغن موجب فاسد شدن آن میشود. پس حتماً از قاشق تمیز برای برداشتن روغن از داخل ظرف استفاده کنید.
چطور روغن باقی مانده از سرخ کردن مواد غذایی را دور بریزیم؟
۱. برای دفع مناسب روغن را داخل سینک نریزید زیرا باعث مسدود شدن لولهها و گرفتگی آنها میشود. همچنین این روغنها در فاضلابهای شهری انباشته میشود.روغن و چربی مانند یک چسب عمل میکنند و ذرات ریز متفاوت در فاضلاب را به شکل یک کوه چربی به یکدیگر میچسبانند که باعث گرفتگی میشود و حذف آنها نیازمند عملیاتی هزینهبر برای دولت است.
۲. همچنین روغن را مسقیم بدون هیچ پوششی مستقیم داخل کیسه زباله نریزید. زیرا این کار باعث ایجاد میکروب و به وجود آمدن حشرات و جوندگان میشود.
۳. نحوه صحیح پسماند روغن این است که روغن استفاده شده را بذارید تا خنک شود. سپس آن را داخل یک بطری پلاستیکی مثل ظرف نوشابه یا آبمیوه یا داخل کیسه فریزر بریزید درب آن را محکم کنید و داخل کیسه سطل زباله بیندازید.
شیوه تشخیص روغن فاسد
اگر از روغن خوراکی بهدرستی نگهداری نکنید، ممکن است پیش از سررسید تاریخ انقضا، خراب شود. روغن نیز مانند سایر موادغذایی، پس از مدتی فاسد میشود. علائم فساد روغن عبارتاند از:
۱. تغییر رنگ: روغن مایع فاسد معمولاً تیرهتر از روغن تازه است.
۲. تغییر بو: روغن فاسد معمولاً بوی بدی شبیه به بوی سوختگی دارد.
۳. تغییر طعم: اگر روغن فاسد شود، طعم بدی دارد.
۴. کدر شدن: اگر روغن شفاف رو به کدرشدن رفت، به معنی فاسدشدن آن است.
۵. ایجاد رسوب: وجود رسوبهایی در روغن مایع و کثیفبودن آن، نشانهای از خراببودن آن است.
چرا اسرائیل نمیتواند سناریوی لبنان را در یمن اجرا کند؟
در حالی که رژیم صهیونیستی بههمراه آمریکا و انگلیس، با هدف وادارکردن یمن به عقبنشینی از موضع اصیل خود در حمایت از غزه، همچنان به حملات وحشیانه علیه مراکز غیرنظامی یمن ادامه میدهند، یک منبع یمنی اعلام کرد؛ تحقق سناریویی که دشمن صهیونیستی در لبنان اجرا کرد، در یمن دشوار است و این اتفاق به چند دلیل رخ نخواهد داد.
«اکرم الحاج»، روزنامهنگار یمنی در گفتگو با خبرگزاری اسپوتنیک اظهار داشت: تجاوزاتی که علیه فرودگاه صنعاء و تعدادی از تأسیسات غیرنظامی دیگر در غرب یمن انجام شد، به سالن خروج و برج مراقبت فرودگاه آسیب رساند. این حمله همچنین به نیروگاه برق در منطقه حجنی در صنعا نیز آسیب رساند که منجر به قطعی جریان برق شد، حملات دشمن، بندر الحدیده را هم هدف قرار داد.
وی افزود: اما تکرار سناریوی لبنان در یمن بعید است؛ زیرا در وهله نخست، فاصله جغرافیایی فلسطین اشغالی و یمن نسبت به فاصله جغرافیایی فلسطین اشغالی و لبنان بسیار زیاد است، علاوه بر آن، صهیونیستها قادر به نفوذ اطلاعاتی در یمن، بهعکس آنچه در لبنان اتفاق افتاد، نیستند.
این تحلیلگر یمنی تأکید کرد: جغرافیای دشوار یمن با کوهستانهای این کشور، مانع دستیابی رژیم صهیونیستی به اهدافی میشود که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر درباره آن حرف میزند. نباید فراموش کنیم که جنگندههای ائتلاف متجاوز عربی بهمدت بیش از 9 سال بیشتر مناطق نظامی یمن را هدف قرار دادهاند و این مناطق به زمینهای بیابانی تبدیل شده است، بنابراین، احتمال هدف قرار دادن مناطق نظامی در یمن توسط دشمن در بازه زمانی کنونی بسیار کم میشود.
الحاج خاطرنشان کرد: این در حالی است که یمن توانسته است بانک اهداف حساسی را در داخل و عمق فلسطین اشغالی هدف قرار دهد و علاوه بر آن، اهداف دریایی دشمن را در دریای سرخ هم هدف قرار میدهد که موجب شده است رژیم اشغالگر در نبردی سخت قرار بگیرد.
وی درباره تهدیدات صهیونیستها برای ترور مقامات جنبش انصارالله یمن گفت: موضوع هدف قرار دادن رهبران انصارالله، یکی از توهماتی است که اسرائیل بهسرکردگی نتانیاهو آن را تبلیغ میکند. رهبران انصارالله بسیار مؤمن هستند و ترکیب جامعه قبیلهای یمنی هم مانع از هرگونه نفوذی به داخل این کشور میشود و از رسیدن صهیونیستها به این اهداف خود جلوگیری میکند.
نتانیاهو بعد از حملاتی که رژیم اشغالگر چند روز قبل علیه فرودگاه بینالمللی صنعا و دیگر مناطق غیرنظامی یمن انجام داد، گفت؛ اسرائیل به حملات خود علیه انصارالله در یمن تا تکمیل مأموریت خود ادامه خواهد داد.
«اسرائیل کاتس»، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی هم گفت؛ همه رهبران انصارالله در یمن تحت تعقیب و در معرض ترور هستند و هیچکس از دست دراز اسرائیل فرار نخواهد کرد.
روز پنجشنبه رژیم اشغالگر با حمله به فرودگاه صنعا پایتخت یمن و بندر الحدیده، 3 غیرنظامی را در این کشور به شهادت رساند و 16 نفر هم مجروح شدند.
بعد از این حمله و در حالی که نیروهای مسلح یمن طی هفته گذشته حملات کوبندهای علیه عمق فلسطین اشغالی و مشخصاً تلآویو انجام دادهاند، رسانههای عبری گزارش دادند که ارتش اسرائیل از ترس پاسخ یمن در بالاترین حالت آمادهباش قرار گرفته است،
بهدنبال آن ظهر دیروز سرتیپ یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن حمله موشکی تلافیجویانه این کشور به فرودگاه بنگوریون را تأیید کرد و گفت؛ این عملیات با موفقیت انجام شد.
در بیانیه نیروهای مسلح یمن آمده است؛ نیروهای مسلح این کشور موفق شدند عملیات نظامی منحصر به فردی علیه فرودگاه بنگوریون در منطقه اشغالی یافا با موشک بالستیک مافوقصوت (هایپرسونیک فلسطین2) انجام دهند.
شب گذشته هم آمریکا و انگلیس که چند ماه بعد از جنگ غزه، در چارچوب حمایت از رژیم صهیونیستی ائتلافی ضدیمن تشکیل دادند، مجدداً به صنعا حمله کردند.
شبکه المسیره گزارش داد که آمریکا و انگلیس، پارک 21 سپتامبر در منطقه معین در صنعاء را بمباران کردند،
پس از آن، بامداد امروز سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی از به صدا درآمدن آژیر هشدار در مناطق مختلف فلسطین اشغالی از جمله تلآویو پس از شلیک موشک از سمت یمن خبر داد.
رسانههای رژیم اشغالگر هم از زخمی شدن چندین شهرکنشین صهیونیست هنگام فرار بهسمت پناهگاهها خبر دادند.
خوشبخت کیست؟
امام صادق علیه السلام:
السَّعیدُ مَن وَجَدَ فی نفسِهِ خَلوَةً یَشغَلُ بها؛
خوشبخت، کسی است که برای نفس خود خلوت و فراغتی یابد و به کار اصلاح آن پردازد.
بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۲۰۳، ح ۳۵
چرا مسلمانان معجزه تولد مسیح را میپذیرند، اما او را پسر خدا نمیدانند؟
بحث ماهیت خداوند، یکی از مباحث مهم و اساسی در بیشتر ادیان بوده و تلقی این مفهوم در ادیان ابراهیمی نیز، ممکن است تا حدودی با یکدیگر متفاوت باشد.
در این میان دین مسیحیت علی رغم تاکید و تکیه بر مفهوم خداوند واحد، قائل به اعتقاد به اقانیم سه گانه (تثلیث) و تجسد خداوند در قالب حضرت عیسی علیه السلام بوده و برای حضرتش، اصطلاح «پسر خدا» را در نظر می گیرند.
شگفت این است که علی رغم اصالت و قدمت باور به پسر خدا بودن حضرت عیسی که در میان سه مکتب اصلی این دین، یعنی کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان مورد اتفاق بوده و از مهمترین اصول الهیاتی در این دین به حساب می آید، اما تا به امروز، هیچ وحدت رویه و اتفاق نظری در تفسیر و چیستی آن به وجود نیامده و همین امر به رازآلودگی و غیر عقلانی بودن این دین، منتهی گشته است.
در ادامه به برخی از احتمالاتی که در خصوص معنای «پسر خدا» ممکن است به ذهن متبادر شود، خواهیم پرداخت و پاسخ و نقد هر کدام را از منظر اسلامی در قالب چند نکته اشاره خواهیم کرد.
نکته اول:
اگر از عبارت «پسر خدا» معنایی حقیقی اراده شود، برای کسانی که در فضای فرهنگی اسلامی، تنفس کرده و از زلال باورهای راستین دین خاتم سیراب گشته اند، این مسئله، امری شگفت آور و تا حدود بسیاری دور از عقلانیت، به حساب می آید هر چند ممکن است در فضای فکری مسیحیان که خدا را در قالب «اقانیم ثلاثه» یعنی (خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس) تصویر می نمایند، به این اندازه، عجیب به نظر نرسد.
در واقع، اثبات «واجب الوجود» بودن خداوند در حکمت و الهیات اسلامی، مستلزم اثبات صفات ثبوتیه و صفات سلبیه درحق خداوند بوده و بدین معناست که خداوند «من جمیع الجهات» واجب الوجود بوده و هیچ جهت نقصان عیب، ترکیب، احتیاج، محدودیت و مسائلی از این دست در او قابل تصوّر نیست.(۱)
مطابق با آموزه های اسلامی، واژه خداوند ناظر به وجودی است که قابل کثرت و تعدد نباشد، نه در خارج و نه در ذهن، و اصولا داخل اعداد نشود، و اگر هم برایش دومی فرض شود، باز خود همان است و چیزی بر او اضافه نشده است.(۲)
در حقیقت، وصف احدیت الهی اساسا جایی برای غیر خداوند نمی گذارد تا آن غیر بخواهد، پدر، فرزند، خواهر، برادر و ... خدا باشد.
از این رو آیات انتهایی سوره مبارکه توحید، ناظر به شریک نداشتن خدا در ذات و صفات است که در آیه سوم این سوره، این حقیقت با مفهوم «فرزند و پدر نداشتن خدا» و با عبارت « لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ» بیان شده و در آیه چهارم با مفهوم «بیهمتایی خدا در صفات» و با عبارت « وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ» بدان اشاره شده است.
«این دو آیه کریمه از خدای تعالی این معنا را نفی می کند که چیزی را بزاید. و یا به عبارت دیگر ذاتش متجزی شود، و جزئی از سنخ خودش از او جدا گردد... و نیز این دو آیه از خدای تعالی این معنا را نفی می کنند که خود او از چیزی متولد و مشتق شده باشد، حال این تولد و اشتقاق به هر معنایی که اراده شود... و نیز این معنا را نفی می کنند که برای خدای تعالی کفوی باشد که برابر او در ذات و یا در فعل باشد، یعنی مانند خدای تعالی بیافریند و تدبیر نماید.»(۳)
نکته دوم:
در نکته قبل گذشت که اطلاق «پسر خدا» بر حضرت عیسی علیه السلام، به نحو حقیقی، شرک آمیز و نادرست است و منطقاً نمی توان توحید و تثلیث را با هم پذیرفت.
در نتیجه چاره ای جز گذر از حقیقت به مجاز، نبوده و برای یافتن معنایی معقول، باید این واژه را در چارچوبی استعاری و مجازی تعریف کرد.
همچنانکه با مراجعه به متن کتاب مقدس، موارد متعددی وجود دارد که نشان می دهد «پسر خدا» بودن به معنای «خدایی شدن» و «طهارت نفس» است و این عنوانی است که میتوان از طریق اعمال نیک به آن دست یافت.
چه اینکه عنوان «پسر خدا»، ریشه در اصطلاحات عهد عتیق داشته(۴) و در عهد جدید نیز علاوه بر حضرت عیسی،(۵) عنوان، «پسران خدا» بر پیروان عیسی نیز اطلاق شده است.
نظیر آنکه در عهد جدید، حضرت عیسی از تعبیر «فرزندان خدا» برای صلحجویان استفاده کرد. او بیان کرد: «خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا آنها فرزندان خدا خوانده خواهند شد.»(۶)
همچنین برای کسانی که دشمنان خود را دوست دارند و برای آنها دعا می کنند، می فرماید: «اما من به شما می گویم که دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانی که به شما جفا می کنند دعا کنید تا فرزندان پدر خود در آسمان باشید.»(۷)
از این منظر، «پسر خدا»، برای حضرت عیسی نظیر «خانه خدا» برای کعبه است. بدین معنا که وقتی گفته می شود، «بیت الله» در اینجا نوعی «اضافه تشریفیه» وجود دارد که برای نشان دادن، شرافت و برکت آن مکان است نه اینکه این مکان حقیقتا خانه خدا باشد!! نظیر کلمه «ثار الله» (به معنای خون خدا) که نوعی از اضافه تشریفیه بوده و شدت شرافت و عظمت خون حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را نشان می دهد.
نکته سوم:
اما اگر گفته شود که «پسر خدا» بودن حضرت عیسی علیه السلام ناظر به تولد ویژه حضرت بوده که در قرآن کریم نیز بدان اشاره شده است(۸) و بدین معناست که در امر ولادت وی، پدری زمینی وجود نداشته و روح القدس متکفل تولد او از حضرت مریم سلام الله علیها بوده است -چنانکه از سوال یادشده نیز همین معنا به ذهن متبادر می شود- در این صورت هر چند باز هم معنایی مجازی از عبارت «پسر خدا» در نظر گرفته شده و از این جهت محذوری که در نکته اول بدان اشاره شد را با خود ندارد، اما این نقض بوجود می آید که اگر حضرت عیسی بواسطه نوع تولدش از طریق روح القدس، «پسر خدا» است، پس حضرت آدم علیه السلام که اولین انسان بوده و حتی در ولادتش روح القدس و مادری نیز مشارکت نداشته اند، به طریق اولی باید «پسر خدا» باشد؛ در حالی که مسیحیان ایشان را پسر خدا نمی دانند.
توضیح بیشتر اینکه، در باور به خلقت ابتدایی حضرت آدم علیه السلام میان ادیان ابراهیمی، اتفاق نظر وجود داشته(۹) و اگر ویژگی تولد حضرت عیسی وی را مستحق عنوان «پسر خدا» کرده است، باید بر طبق عقاید مسیحیان، حضرت آدم به چند مرتبه اولی تر، پسر خدا باشد چرا که همان مقدار وساطت واسطه ها نیز که در تولد حضرت عیسی وجود دارد، در تولد حضرت آدم وجود ندارد؛ در حالیکه ایشان وصف «پسر خدا» را منحصر به حضرت عیسی می دانند و آن را به معنای الوهی بودن حضرت عیسی و همذات بودن ایشان با خدا می دانند.(۱۰)
نتیجه:
از آنچه بیان شد روشن می شود که:
اولا اگر معنای پسر خدا بودن، معنایی حقیقی باشد، مطابق با باور مسلمانان به خداوند، که هیچگونه از جهات نقص، عیب، ترکیب، احتیاج، محدودیت و مسائلی از این دست در او قابل تصور نیست، قابل جمع نخواهد بود.
دوم اینکه، اگر این واژه را استعاری -مثل خدایی شدن و طهارت نفس- تلقی کنیم، در این صورت اختصاصی به حضرت عیسی علیه السلام نخواهد داشت و شامل بسیاری از مومنان خواهد شد.
سوم اینکه، اگر اتصاف حضرت عیسی علیه السلام به این عنوان، به سبب خلقت ویژه حضرت عیسی علیه السلام است، این عنوان به مراتب برای حضرت آدم علیه السلام مناسب تر است.
پی نوشت:
۱. طباطبایی، سیدمحمدحسین، نهایۀالحکمه، چ۱، ص ۶۸.
۲ . طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۶۷۰.
۳ . طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص ۶۷۲.
۴ . ایوب، ۱: ۶ ؛ ۲: ۱۷.
۵ . یوحنا، ۱۰: ۳۴-۳۶.
۶ . متی، ۵: ۹.
۷ . متی، ۵: ۴۴-۴۵.
۸ . ر.ک سوره مریم، آیات ۱۶-۲۱
۹ . خواص، امیر، «بررسی تطبیقی خلقت آدم و حوا از منظر قرآن و عهد عتیق، مجله معرفت ادیان»، ص۴۸.
۱۰ . خواص، امیر، «پولس و الوهیت عیسی مسیح»، مجله معرفت ادیان، بهار ۱۳۸۹ش، شماره۲، ص ۱۰۵-۱۰۸.
آیا بلاها پلی برای ورود به رحمت الهی هستند؟
مرحوم آیت الله محمدعلی ناصری از اساتید اخلاق حوزه در یکی از دروس اخلاق خود به موضوع «هدف از بلایا و امتحانات الهی» پرداختند که متن آن بدین شرح است:
امام سجاد علیهالسلام در دعای مکارم الاخلاق میفرماید: «وَ لَا تَفْتِنِّی بِالاسْتِعَانَةِ بِغَیرِک إِذَا اضْطُرِرْتُ»، پروردگارا، مرا با طلب کمک از غیر خودت در هنگام گرفتاری امتحان مکن.
این دعا بیانگر اوج توحید در تکیهگاه انسان است که باید تنها به خداوند امیدوار باشد و به هنگام مشکلات به او پناه ببرد.
کلمه «لاتفتنی» از واژه فتنه گرفته شده و به معنای امتحان است. انسان در طول زندگی خود با انواع امتحانات، از جمله اموال، اولاد، بیماری و موقعیتهای مختلف، مواجه میشود.
امام سجاد علیهالسلام از خداوند میخواهد که در این امتحانات، تنها به او متوسل شود و از غیر خدا طلب کمک نکند.
* اموال و اولاد، آزمایشهای الهی
در سوره تغابن، آیه ۱۵ آمده است: «إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ».
اموال و اولاد وسیلهای برای امتحان الهی هستند تا انسان مشخص کند که آیا طبق دستورات خداوند عمل میکند یا به خواستههای نفس و شیطان تن میدهد.
مالکیت حقیقی همه چیز از آن خداست، همانگونه که در قرآن میفرماید: «لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ».
اگرچه در دنیا مالکیت ظاهری به انسان سپرده شده است، اما این امانتی از سوی خداوند است که باید در چارچوب احکام الهی مصرف شود.
* بلا، راه خالص شدن انسان
در سوره عنکبوت آمده است: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ». انسانها گمان میکنند با ادعای ایمان، بدون امتحان رها میشوند؟
نه، بلکه امتحانات برای خالص شدن انسان است. واژه «فتنه» در لغت به معنای ذوب کردن طلا برای جدا شدن ناخالصیها است.
همانگونه که طلا ارزش خود را از تحمل حرارت و فشار میگیرد، مؤمن نیز با تحمل بلاها و سختیها به خلوص و نزدیکی به خداوند میرسد. در روایت آمده است: «ألبلاءُ للولاء»، بلا مخصوص اولیای الهی است.
فرعون چهارصد سال حکومت کرد و بلایی ندید، اما پیامبران و اولیای الهی سختیهای بسیاری را تحمل کردند.
بلاها برای مقرب شدن انسان به درگاه الهی ضروری هستند، اما اگر کسی در بلاها ناشکری کند یا گناهکار باشد، این بلا به جای رشد، موجب دوری او از خداوند خواهد شد.
* هدف از امتحانات الهی
هدف از امتحانات دنیا این نیست که خداوند چیزی بیاموزد، زیرا او از ابتدا به همه چیز علم دارد.
امتحانات برای خودشناسی انسان است تا او ظرفیت و ارزش حقیقی خود را بشناسد. همانطور که قرآن کریم میفرماید، هر کس به اندازه توان خود مورد آزمایش قرار میگیرد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: «لا یقولَنَّ أحَدُکُم: اللّهمّ إنّی أعوذُ بِکَ مِن الفِتنَةِ»، هیچکس نباید بگوید که از فتنه به خدا پناه میبرم، زیرا همه انسانها درگیر فتنه و امتحان هستند.
بلکه باید از فتنههای گمراهکننده به خدا پناه برد. داراییها و فرزندان ما نیز امتحانی برای ما هستند و اگر انسان در آنها گرفتار شود، ممکن است از مسیر الهی دور شود.
* صبر در برابر بلاها، رمز نزدیکی به خداوند
برای اینکه بتوان در برابر بلاها صبر کرد، نیازمند ایمان است. امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند:
«اَلْإِیمَانُ لَهُ أَرْکَانٌ أَرْبَعَةٌ: اَلتَّوَکُّلُ عَلَی اَللَّهِ وَ تَفْوِیضُ اَلْأَمْرِ إِلَی اَللَّهِ وَ اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِیمُ لِأَمْرِ اَللَّهِ».
ایمان دارای چهار پایه است:
توکل بر خدا
واگذار کردن امور به خدا
راضی بودن به قضای الهی
تسلیم شدن در برابر فرمان او.
اباعبدالله الحسین علیهالسلام در سختترین لحظات در کربلا فرمود: «إلهِی رِضاً بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ».
این جمله اوج تسلیم و رضا به مشیت الهی را نشان میدهد. شیعیان نیز باید مانند اهل بیت علیهمالسلام صبر پیشه کنند و در سختیها ناشکری نکنند.
* رابطه بلاها و رشد معنوی
بلاها راهی برای رشد معنوی انسان هستند و انسان باید در برابر آنها شکرگزار باشد.
خداوند نعمتهای بیشماری به انسان داده است و نباید با بروز یک امتحان یا سختی، همه این نعمتها را فراموش کرد. در بلایا باید به خدا پناه برد، صبر پیشه کرد و ایمان خود را تقویت نمود.
حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: «ایمان بدون تحمل بلاها به کمال نمیرسد».
بنابراین، انسان باید با تقویت ایمان خود، تحمل سختیها را به عنوان راهی برای نزدیکی به خداوند بپذیرد و هرگز از رحمت الهی ناامید نشود.
چرا آمریکا در مهار یمن ناکام مانده است؟
توانمندیهای موشکی و پهپادی انصارالله یمن، بهویژه در زمینه حملات به اسرائیل و کشتیهای اسرائیلی در دریای سرخ، توجه ناظران سیاسی و نظامی جهانی را به خود جلب کرده است.
در روزهای اخیر، این پرسش مطرح میشود که چرا ایالات متحده در مهار یمن ناکام مانده و چرا حملات هوایی آمریکا قادر به خاموش کردن آتش یمن نیستند!؟
انصارالله یمن با بهرهگیری از منابع محدود، توانسته است به پیشرفتهای قابلتوجهی در زمینههای موشکی و پهپادی دست یابد. این پیشرفتها شامل توسعه موشکهای بالستیک با بردهای بلند و پهپادهای پیشرفته است که قادر به انجام عملیاتهای پیچیده و دقیق هستند.
محمدتقی سازندگی، پژوهشگر مسائل یمن، در این تحلیل به بررسی دلایلی میپردازد که چرا ایالات متحده آمریکا قادر به حل مسئله یمن نیست تا حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و حملات به کشتیهای اسرائیلی در دریای سرخ متوقف شود.
۱. فرهنگ جنگاوری و اراده ملی یمنیها
یمنیها در طول تاریخ، مردمانی جنگجو، شجاع و با ارادهای قوی هستند. این ویژگی با مذهب زیدی که بر «قیام به سیف» (شمشیر) تأکید دارد، ترکیب شده و آنها را به ملتی رزمنده و مبارز تبدیل کرده است. برای آنها، جنگیدن نه تنها یک علاقه یا فرهنگ ملی، بلکه یک تکلیف شرعی محسوب میشود. کارشناسان رژیم صهیونیستی نیز با اشاره به تابآوری بالا و روحیه شجاعت و ازخودگذشتگی نیروهای ارتش یمن، اذعان میکنند که هیچ قدرت بازدارندهای در برابر نیروهای انصارالله یمن وجود ندارد و مهار آنها ممکن نیست.
۲. توانمندیهای نظامی پیشرفته یمن
یمنیها به پیشرفتهترین امکانات نظامی مجهز شدهاند و قابلیت ساخت انواع تسلیحات مناسب برای نبرد نامتقارن را دارند؛ بهنحوی که در زمینه موشکی و پهپادی از جمله بهترینهای جهان هستند. برای نمونه، حمله اخیر به تلآویو با استفاده از یک موشک بالستیک هایپرسونیک، و عبور از پدافندهای چند لایهای، نشاندهنده توانمندی بالای آنهاست.
در تحولی قابلتوجه در منطقه دریای سرخ، نیروهای مسلح یمن موفق به اجرای عملیاتهایی علیه ناو هواپیمابر آمریکایی «هری اس ترومن» و ناوشکنهای همراه آن شدند. این عملیاتها شامل حملات موشکی و پهپادی بود که به گفته یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، منجر به سرنگونی یک فروند جنگنده اف-۱۸ آمریکایی شد. این رویداد نشاندهنده توانمندیهای نظامی یمن در مقابله با حضور نظامی آمریکا در منطقه است. سرنگونی جنگنده پیشرفته اف-۱۸، که از تجهیزات مدرن نیروی هوایی آمریکا محسوب میشود، بیانگر قابلیتهای دفاعی و تهاجمی نیروهای یمنی است.
۳. عدم توان جاسوسی رژیم صهیونیستی در یمن
صهیونیستها بعد از شکست مقابل عملیاتهای قاطع یمن، طی چند روز گذشته تلاش دارند به اقدامات جاسوسی برای خنثی کردن این عملیاتها متوسل شوند، اما به اقرار تحلیلگران صهیونیستی، در مدت زمان یکساله اخیر، نیروها و سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل در پاسخ به تهدیدها از جبهه یمن بسیار سست و کُند عمل کردند و در حال حاضر بعد از اینکه کار از کار گذشته، به دنبال جمع آوری اطلاعات از انصارالله هستند.
به گزارش منابع صهیونیستی، اسرائیل برای تقابل اطلاعاتی و سیاسی و تهدید یمنیها آماده نشد و یک اتحاد منطقهای برای مقابله با آن تشکیل نداد. ارتش و جامعه اطلاعاتی اسرائیل خیلی دیر بیدار شدند و اکنون موساد و نهادهای اطلاعات نظامی اسرائیل در تلاشند تا اطلاعاتی از یمنیها پیدا کنند. حملات هوایی اخیر اسرائیل به یمن هم صرفاً یک مانور و آتش بازی برای تحریف افکار عمومی بود و منجر به هیچ گونه خسارت نظامی علیه یمن نشد. چندی پیش، سرویسهای امنیتی یمن، عملیات جاسوسی سیا و موساد را خنثی کردند.
گویش یمنی؛ مانعی راهبردی در برابر جاسوسی رژیم صهیونیستی
اداره اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسیده است که جمعآوری و تحلیل اطلاعات مرتبط با یمن، نیازمند تسلط بر مهارتهای زبانی و فرهنگی ویژهای است. این مهارتها شامل توانایی صحبت کردن، خواندن، و درک عمیق خلقوخو، فرهنگ بومی یمن و شناخت دقیق ساختار قبیلهای آن میشود.
گویش یمنی از سایر لهجههای عربی که دشمنان سنتی این رژیم به آن تکلم میکنند، بهطور قابلتوجهی متفاوت است. این تفاوت زبانی چالشی جدی برای نیروهای اطلاعاتی رژیم ایجاد کرده است. علاوه بر این، اداره اطلاعات ارتش دریافته است که در میان مردان و زنان جوان ساکن سرزمینهای اشغالی، هیچ فردی به گویش یمنی مسلط نیست.
در واکنش به این محدودیت، ارتش رژیم صهیونیستی اقدام به استخدام چندین معلم بومی یمنی کرده است تا نیروهای اطلاعاتی خود را در زمینه خواندن، نوشتن و صحبت کردن به گویش یمنی آموزش دهند. این اقدام نشاندهنده اهمیت استراتژیک شناخت زبان و فرهنگ یمنی برای فعالیتهای جاسوسی و تحلیل اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است.
۴. مشروعیت دولت نجات ملی و همبستگی داخلی
دولت نجات ملی یمن از مشروعیت مناسبی در بین مردم برخوردار است و شکافی بین قبایل و مسئولان وجود ندارد؛ زیرا همه آنها تقریباً در یک سطح زندگی میکنند. این همبستگی داخلی، توان مقاومت در برابر فشارهای خارجی را افزایش میدهد. حضور گسترده و میلیونی مردم یمن در تظاهراتهای هفتگی، بیانگر حمایت قاطع آنان از جنبش انصارالله و همبستگی با مردم غزه است. این تجمعات، که هر جمعه در استانهای مختلف یمن برگزار میشود، نشاندهنده تعهد عمیق یمنیها به آرمانهای مقاومت و ایستادگی در برابر تجاوزات خارجی است. این حضور پرشور مردمی، علاوه بر اعلام همبستگی با مردم غزه، پیامی روشن به جامعه بینالمللی مبنی بر پشتیبانی یمنیها از جنبش انصارالله و مقاومت در برابر تجاوزات را منتقل میکند.
۵. محدودیتهای جغرافیایی و نظامی برای آمریکا و اسرائیل
فاصله ۲ هزار کیلومتری یمن با اسرائیل، عملیات نیروی هوایی اسرائیل را دشوار کرده است؛ زیرا یمن در مجاورت فلسطین اشغالی نیست که بتوان مکرراً آن را بمباران کرد. همچنین، حضور ناوهای هواپیمابر آمریکایی در دریای سرخ نتوانسته ضربه قابل توجهی به توان ارتش یمن وارد کند. بهعنوان مثال، سرنگونی یک جنگنده اف-۱۸ آمریکایی در پی حمله موشکی و پهپادی یمنیها، نشاندهنده چالشهای پیشروی آمریکا در این منطقه است.
۶. ناکارآمدی حملات هوایی و تحریمها
حملات هشت ساله ائتلاف سعودی-اماراتی تقریباً هرچه در یمن شمالی وجود داشت را نابود کرده است. با این حال، مشخص نیست آمریکا و اسرائیل برای مقابله با یمن چه راهبردی را اتخاذ کنند؛ زیرا حملات هوایی نمیتواند داراییهای نظامی ارتش یمن را که در مناطق کوهستانی مستقر هستند، از بین ببرد. همچنین، تحریمهای اقتصادی تأثیر چندانی بر اقتصاد بدوی و روستایی یمن ندارند.
۷. فقر اقتصادی و عدم وابستگی به زیرساختهای حیاتی
یمن کشوری فقیر است که بیش از ۸۰ درصد جمعیت آن به صورت قبیله و طایفهای، در روستاها زندگی میکنند و بسیاری از خدمات اجتماعی متعارف در آن وجود ندارد. این وضعیت باعث شده که مردم چیزی برای از دست دادن نداشته باشند و نگرانی بابت نابودی داراییهای صنعتی و اقتصادی کشورشان نداشته باشند.
۸. تهدیدات متقابل یمن و بازدارندگی در برابر مداخله زمینی
در صورت فعالسازی نیروهای زمینی وابسته به متحدان عربی آمریکا در یمن، یعنی مزدوران عربستان سعودی و اماراتی، انصارالله میتواند در واکنش به آن، هر نقطهای را در عربستان و امارات هدف قرار دهد و مراکز اقتصادی، تجاری، صنعتی و انرژی آنها را دچار اختلال کند. این توان بازدارندگی، مداخله زمینی را برای آمریکا و متحدانش پرهزینه و پرریسک میکند.
با توجه به موارد فوق، آمریکا با چالشهای متعددی در حل مسئله یمن مواجه است. فرهنگ جنگاوری یمنیها، فقر اقتصادی، مشروعیت دولت نجات ملی، توانمندیهای نظامی پیشرفته و محدودیتهای جغرافیایی و نظامی، همگی عواملی هستند که مانع از موفقیت آمریکا در متوقف کردن حملات یمن به اسرائیل و کشتیهای اسرائیلی در دریای سرخ میشوند.
سناریوهای پیش روی آمریکا در قبال کنترل حملات انصارالله یمن
در شرایط کنونی، ایالات متحده آمریکا با چالشهای پیچیدهای در مواجهه با تهدیدات یمن روبهرو است. حملات هوایی اخیر به اهداف حوثیها در یمن، با هدف جلوگیری از تهدید کشتیهای عبوری از دریای سرخ، نشاندهنده تلاشهای آمریکا و بریتانیا برای مهار این تهدیدات است. با این حال، این اقدامات بهعنوان یک عامل بازدارنده، تاثیری در دفاع یمن از مردم غزه و طوفان الاقصی نداشته است و نتوانستهاند تهدید را بهطور کامل از بین ببرند.
یمنیها با تغییر راهبرد جنگی خود، موفق به کنترل دریا و جلوگیری از دسترسی به آن شدهاند. این تغییر راهبرد، تواناییهای نظامی یمن را در مقابله با تهدیدات خارجی تقویت کرده است. روزنامه صهیونیستی معاریو نوشته است که از زمان آغاز جنگ در غزه تاکنون، ارتش یمن بیش از ۲۰۰ موشک و بیش از ۱۷۰ پهپاد به سوی سرزمینهای اشغالی شلیک کرده است.
در این راستا، ایالات متحده در حال بازنگری استراتژی خود در یمن است. بر اساس گزارشها، رژیم صهیونیستی و آمریکا قصد دارند برای حملات دیگر به یمن آماده شوند. اما این بار و برعکس دفعات گذشته تلاش میکنند کشورهای دیگر را نیز در حمله به یمن با خود همراه کند. اسرائیل هماهنگی نزدیکی با آمریکا دارد و در پیامی به واشنگتن اعلام کرده است که انتظار دارد آمریکا و انگلیس حملههای خود به یمن را افزایش دهند.
با توجه به این تحولات، آمریکا ممکن است به گزینههای زیر برای مقابله با تهدیدات یمن روی آورد:
۱. تقویت همکاری با متحدان منطقهای
همکاری نزدیکتر با کشورهای همپیمان در منطقه، بهویژه در زمینههای اطلاعاتی و نظامی، میتواند به تقویت توان بازدارندگی در برابر تهدیدات یمن کمک کند. با این حال، این استراتژی در گذشته نیز با چالشهایی نیز مواجه بوده است. اختلافات داخلی میان متحدان همچون سعودی و امارات، منافع متضاد و تفاوت در اولویتها میتواند هماهنگی و اثربخشی این همکاریها را محدود کند.
۲. استفاده از دیپلماسی فعال
مذاکرات با حوثیها و کشورهای منطقه، میتواند به کاهش تنشها و دستیابی به راهحلهای مسالمتآمیز منجر شود. با این حال، دیپلماسی فعال با چالشهایی مواجه است. عدم اعتماد میان طرفها، پیچیدگی منافع و اهداف مختلف و سابقه طولانی درگیریها میتواند روند مذاکرات را دشوار کند. مقاومت انصارالله یمن، بارها تأکید کرده است که تا زمانی که رژیم صهیونیستی از تجاوزات خود علیه غزه دست برندارد و حملات را متوقف نکند، حملات خود را ادامه خواهد داد. این موضعگیری نشاندهنده اراده قوی و پایبندی انصارالله به اصول خود در حمایت از ملت فلسطین و مقابله با تجاوزات رژیم صهیونیستی است.
۳. تقویت توان دفاعی در منطقه
استقرار سامانههای دفاعی پیشرفته در کشورهای همپیمان، بهویژه در مناطق حساس مانند دریای سرخ، میتواند به محافظت از خطوط کشتیرانی و منافع اقتصادی آمریکا کمک کند. با این حال، این استراتژی نیز با چالشهایی مواجه است. هزینههای بالای استقرار و نگهداری سامانههای دفاعی، پیچیدگیهای فنی و نیاز به آموزش و هماهنگی با نیروهای محلی میتواند اثربخشی این رویکرد را محدود کند. وزارت جنگ رژیم صهیونیستی اعلام کرد قرارداد جدیدی به ارزش ۲ میلیارد شِکِل برای خرید موشکهای رهگیر ضد بالستیک سامانه «پیکان» امضا کرده است.
۴. استفاده از کشورهای همسایه یمن
بهکارگیری نیروهای نیابتی و مزدوران تحت حمایت عربستان سعودی و امارات بهمنظور ایجاد تنش و بیثباتی در مناطق جنوبی و غربی یمن، بهعنوان یکی از ابزارهای آمریکا برای تشدید جنگ داخلی در این کشور به شمار میرود. با این حال، این راهبرد نیز با چالشهای جدی مواجه شده و نتوانسته است اهداف مطلوب را به طور کامل محقق کند.
انصارالله یمن به کشورهای دخیل در حمله به یمن هشدار داده است که در صورت ادامه حمایت از رژیم صهیونیستی، با پیامدهای جدی مواجه خواهند شد. وزیر خارجه یمن تأکید کرده است که هر کشوری که به هر طریقی به رژیم صهیونیستی در تجاوزاتش علیه یمن کمک کند، شریک در این اقدامات خواهد بود و باید تبعات تصمیم خود را بپذیرد.
در عین حال، کشورهای همسایه یمن، بهویژه عربستان سعودی و امارات، به دلیل منافع و منابع نفتی و گازی خود، تمایلی به ورود مستقیم و جدی و تأثیرگذار به جنگ با یمن ندارند. این کشورها با توجه به حساسیتهای اقتصادی و امنیتی، ترجیح میدهند از طریق راهکارهای دیپلماتیک و حمایت از ائتلافهای منطقهای، به مدیریت بحران یمن بپردازند.
یمن: فرودگاه «بنگوریون» را با یک موشک مافوقصوت هدف قرار دادیم
سرتیپ «یحیی سریع» سخنگوی نیروهای مسلح یمن، ظهر امروز (جمعه)، اعلام کرد نیروی موشکی این کشور در عملیاتی منحصربهفرد فرودگاه «بنگوریون» را در منطقه اشغالی یافا با موشک مافوقصوت «فلسطین 2» هدف قرار داده است.طبق این بیانیه، علیرغم سکوت و پنهانکاری اسرائیل، موشک به هدف رسیده و این عملیات منجر به جراحت چند شهرکنشین اسرائیلی شده و همچنین پروازها در فرودگاه بنگوریون متوقف شده است.سخنگوی نیروهای مسلح یمن در عین حال اعلام کرد نیروی پهپادی این کشور در عملیاتی دیگر «یک هدف حیاتی» را در منطقه یافا مورد تهاجم قرار داده و این عملیات نیز موفقیت آمیز بوده است.یحیی سریع همچنین اعلام کرد نیروی پهپادی این کشور در عملیاتی دیگر کشتی «Santa Ursula» را در دریای مکران در شرق جزیره «سقطری» با چند پهپاد مورد تهاجم قرار داده و پهپادها مستقیما با هدف برخورد کردهاند.سریع اشاره کرد این کشتی پس از آن هدف قرار گرفت که به هشدارهای نیروهای مسلح یمن درباره ممنوعیت عبور از دریا برای رفتن به فلسطین اشغالی بیتوجهی کرد.او همچنین اعلام کرد حمله رژیم صهیونیستی به تأسیسات غیرنظامی صنعاء و استان الحدیده تنها باعث عزم و اراده بیشتر مردم یمن برای حمایت از فلسطینیان میشود.سخنگوی نیروهای مسلح یمن در پایان با تاکید بر اینکه عملیاتهای این کشور تا زمان توقف تجاوزات در نوار غزه متوقف نخواهد شد، هشدار داد یمن از ظرفیتهای بیشتری برخوردار است و میتواند بانک اهداف خود را در فلسطین اشغالی گسترش دهد و تأسیسات حیاتی رژیم صهیونیستی را هدف قرار هد.
مسجد جمعه
محل تولد حضرت محمد (ص) در مکه
ساختن خانه کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع)
خداوند اراده فرمود که پیامبر خود، ابراهیم، فرزند او، اسماعیل، و نیز همسرش، هاجر، به درهای خشک و بیآب و علف فرود آیند، اما آن دره که مکانی خشک و بیحاصل در دل صحرا بود، به مکانی مناسب برای زندگی مبدل شد. مکانی که هم آب و هم چراگاه داشت تا ساکنان آن بتوانند به زندگی خود ادامه دهند.
گرچه رویش گیاه و پیدایش آب در آن سرزمین خشک، طبق ارادهی خداوند و به سبب مهاجرت ابراهیم و خانوادهاش بدانجا صورت گرفت، لیکن حکمت اصلی آن بعداً مشخص شد؛ یعنی زمانی ویران شده بود، در همانجایی که حضرت آدم (علیه السلام) آن را بنا کرده بود، تجدید بنا کند تا اولین خانهای باشد که مردم در آن نماز گزارند و حج به جای آورند.
حضرت آدم و خانه خدا
حضرت آدم (علیه السلام) چون به زمین فرود آمد، برای نخستین بار کعبه را بنا کرد و گفتهاند که آن را بنا شده یافت و به گرد آن طواف کرد و به عبادت پرداخت، همان گونه که ملائکه پیرامون آن به عبادت مشغول بودند. از این رو رحمت خداوند شامل این مکان مقدس شد؛ زیرا اولین خانهای بود که در آن خداوند پرستیده میشد.
پس از وفات حضرت آدم (علیه السلام) و با گذشت قرن ها، خانهی خدا خراب شد و آثار آن از میان رفت. اما ارادهی خداوند بر آن تعلق گرفت که آن خانه مجدداً به دست ابراهیم و فرزندش، اسماعیل(ع)به همان شکل اولیه تجدید بنا شود. اما چرا این کار به دست ابراهیم صورت گرفت، بدان علت است که انبیای الهی عهده دار رسالت پروردگار و نشرآن بر روی زمیناند.
رسالت حضرت ابراهیم
تمام رسالت ها و دعوت های پیامبران از یک منبع واحد سرچشمه میگیرد و همهی انبیا آمدهاند تا یک مأموریت را به انجام رسانند و سخنی واحد بگویند. از این روست که عمل و سخن هیچ یک از پیامبران را مخالف با دیگر پیامبران نمییابیم، بلکه تلاش هر یک از انبیا مکمل کوششهای سایر انبیاست، لذا عمل ابراهیم (علیه السلام) را در تجدید بنای کعبه میتوان تکمیل کنندهی عمل آدم (علیه السلام) دانست.
ساخت خانه کعبه
ابراهیم (علیه السلام) به دیدار فرزندش، اسماعیل (علیه السلام)، میآید و فرمان خدا را به ی ابلاغ میکند:
«و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانهی مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجود کنندگان پاکیزه کنید.» 1
حضرت اسماعیل با شنیدن آن خبر بسیار خرسند و شادمان شد و از اینکه فرمان الهی او را نیز مکلّف به تجدید بنای کعبه کرده بود، احساس شادمانی میکرد، زیرا با تجدید بنای کعبه، خداپرستان به آن روی میآوردند و به عبادت مشغول میشدند. اسماعیل به کمک پدر ستون های کعبه را برافراشت و آنها همزمان با تجدید بنا از خداوند درخواست میکردند که عمل آنها را بپذیرد:
«ای پروردگار ما! از ما بپذیر که در حقیقت تو شنوا و دانا هستی.» 2
ارادهی حق تعالی بر آن تعلق گرفته بود که در تکلیف به پیامبران خویش، تلاشهای «ابراهیم کهنسال» را با کوشش «اسماعیل جوان» در هم آمیزد تا خِرد پیری و شور جوانی در تجدید بنای خانهی او دست به دست هم دهند و بدین ترتیب، حکمت پیری دچار رکود نشود و نیروی جوانی نیز بیجهت هدر نرود، بلکه آن دو، چون بنیانی استوار به کمک هم بیایند تا نام پروردگار را در عالم اعتلا بخشند و برای خیر و مصلحت مردم خدمتی کرده باشند. قصص قرآن آکنده از این گونه پندها و حکمتهاست و تا ابد با انوار خود راه انسانیت و راه عدل و خیر را روشن میکند.
بدین ترتیب، بنای کعبه بازسازی شد. بنایی که یقین آدم، شکیبایی ابراهیم و صبر اسماعیل را در خود داشت. بدین دلیل است که هرکس وارد مسجد الحرام میشود، احساس امنیت میکند و تمام وجود او را میل به صلح و دوستی فرا میگیرد، هرچند تمام عمر خود را در گناه و تباهی گذرانده باشد. او همانند ذرهای که به دور هسته میچرخد، کعبه را طواف میکند، در حالی که با تمام وجود احساس آرامش و امنیت میکند، آرامشی که زمان و مکان را پر کرده است. او احساس میکند که جزو گروهی در آمده است که شایستگی آن را یافتهاند که خداوند آنان را برای زیارت خانهی خود برگزیند.
گذر تاریخ بر خانه خدا
باگذشت سالهای متوالی، بارها و بارها خانهی خدا رو به ویرانی نهاده و تجدید بنا شده است، آن هم بر همان اساسی که حضرت ابراهیم آن را بنا کرده بود. این مسئله دو امر مهم را ثابت میکند: اول، الهی بود خانهی کعبه و دوم اینکه این خانه باید همانی باشد که ابراهیم (علیه السلام) ساخت، زیرا خانهی خدا باید با دیگر خانهها متفاوت باشد.
درست است که برای ثمر رسیدن تلاش ابراهیم و اسماعیل به کمک تعدادی دیگر از مردان نیاز بوده است، اما آن دو تمام مراحل انجام دادن کار؛ یعنی کندن پی زمین و تراشیدن سنگها و بردن آنها به پای بنا و سپس چیدن سنگها بر روی هم را به تنهایی بر عهده داشتند و این نشان میدهد که آن دو انسانهای معمولی نبودهاند و همان طور که گفتهاند «توفیق هر کس به قدر همّت اوست.» با چنین شرایطی معلوم نیست که بنای کعبه چقدر به درازا کشیده باشد. همانطور که هیچ کس نمیتواند حدس بزند که حضرت نوح (علیه السلام) چه مدتی را به ساختن کشتی مشغول بوده است.
همان طور که کشتی نوح باعث نجات مؤمنان شد، خانهی کعبه نیز پناه مؤمنان موحد است. کعبه، کشتی نجات ثابتی است که هر که از طوفان هولناک روز قیامت بیم داشته باشد، میتواند به آن پناه ببرد.
دعایی برای آرامش دل ها
«پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده و از نسل ما امتی فرمانبردار خود پدید آور.»3
این دعا برای آرامش دلهای ماست. ارزش این دعا به حدی است که حضرت ابراهیم (علیه السلام) و فرزندش، اسماعیل (علیه السلام)، به آن متوسل میشدند. لذا این دعا، بالاترین دعاهاست. این دعا علاوه بر اینکه مکنونات قبلی مؤمنان را آشکار میکند و میزان عقیدهی آنها را نشان میدهد، بیانگر آن است که مؤمنان کعبه را خانهای مقدس برای خود و تمام انسانها در هر زمان و مکانی میدانند، شاید خداوند به برکت این خانه، توبهی آنها را بپذیرد:
«پروردگارا! آداب دینی ما را به ما نشان ده و بر ما ببخشای که تو، توبه پذیر و مهربان هستی.»4
رسالت حضرت ابراهیم و فرزندان بزرگوارش
بنابراین، توجهات ابراهیم و اسماعیل-علیهما السلام- به مردم از زمان حیاتشان فراتر میرود و آنان خواستار آیندهای مقبول برای امت اسلامی میشوند و جز خداوند متعال، کسی را قادر به ساختن چنین آیندهای نمیدانند که آن هم تنها از طریق فرستادن انبیا امکان پذیر است لذا آنان دست به دعا به درگاه خداوند متعال دراز میکنند و میگویند:
«پروردگارا! در میان آنان، فرستادهای از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزهشان کند، زیرا تو پیروزمند و حکیم هستی.»5
پیامبر خاتم و خانه خدا
دعای آن دو پیامبر بزرگوار اجابت شد و پیامبران یکی پس از دیگری آمدند تا اینکه نوبت به خاتم انبیا، محمد بن عبدالله (ص)، رسید تا قرآن را بر مردم تلاوت کند و علم و حکمت به آنان بیاموزد و جهان را به برکت اسلام پاکیزه دارد. برای اینکه دعوت به ایمان همچنان پابرجاست بماند، لازم بود سمبلی وجود داشته باشد که خود دلیلی بر این دعوت باشد. از آنجا که بیت الله الحرام از زمان حضرت ابراهیم (علیه السلام) دلیل و راهنمای این دعوت بوده است، لذا خراب شدن آن موجب خواهد شد تا نفوس ضعیف تصور کنند که دعوت قطع شده است. لذا آیهی شریفه استمرار این دعوت را القا میکند علاوه بر این، نشانهی استمرار این دعوت سنگی است که جبرئیل (علیه السلام) به دست ابراهیم داده است تا آن را در جای معینی از خانهی خدا قرار دهد.
حضرت ابراهیم (علیه السلام) و فرزندش، اسماعیل (علیه السلام)، از محل نصب آن سنگ طواف را آغاز کردند و آنها پس از طواف مقابل سنگ ایستادند و آن را بوسیدند و از این رو بوسیدن سنگ پس از طواف برای مؤمنان سر مشقی از عبادت شد. ما نیز وقتی به این سنگ نزدیک میشویم، لبهایمان ناخود آگاه میل به بوسیدن آن میکند تا بدین وسیله پاک و متبرک شود.
علت طواف خانه خدا و سنگ حجر الاسود
اما انگیزهی حضرت ابراهیم از طواف کعبه و بوسیدن حجرالاسود چه بوده است؟
آیا او میخواسته است تا آیندگان این کار او را به خاطر داشته باشند و نام خود را جاودانه کند؟ حاشاکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) چنین نیتی داشته باشد. او با این کار چشم بر آینده داشت، آیندهای خیلی دور. او خواسته است تا خطاب به نسلهای آینده بگوید:
«اینجا در مقابل این خانه، همهی مردم به مساوات و برابری میرسند، آنها کاملاً برابر هستند، هیچ کسی بر دیگری امتیازی ندارد، نه اربابی هست و نه مولایی، نه فقیری و نه ثروتمندی، نه حاکمی و نه محکومی. هیچ عربی بر غیر عرب برتری ندارد، همه مخلوقات خدا هستند و در پیشگاه او برابرند، اگر فضیلتی باشد، به کسانی تعلق دارد که ایمان قویتری دارند و از عقیدهای استوارتر برخوردارند و بر صراط مستقیم هستند.»
بنابراین، هدف، بسیار بزرگ و متعالی است و هیچ ربطی به هوای نفس ندارد، بلکه نویدی برای انسانها و تشویق آنها به گسترش عدل و محبت بر روی کل زمین است. آرزوی قبلی حضرت ابراهیم (علیه السلام) تحقق یافته است و هر زایری که از زیارت کعبه به خانهی خود باز میگردد، حالاتی به او دست میدهد که از قبل آنها را نمیشناخته است؛ یعنی احساس تعالی انسانیت و میل به عالیترین الگوهای خوبی و نیکی. اگر شخصی در زیارت اول چنین توفیقی نیافت، در زیارت دوم به آن خواهد رسید.
انسان در برابر کعبه میایستد و با آب مقدس زمزم خود را شستشو میدهد و بدنش را پاک میکند و از آن آب مینوشد. ناگاه تمام هواهای نفسانی او به کناری می رود و او آیندهی زندگی خود را با کرامت و در شأن خود میبیند و در آخرت نیز رستگار خواهد شد. کعبه، خانهی طهارت و صفاست. خداوند متعال میفرماید:
«و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانهی مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجود کنندگان، پاکیزه کنید.»6
فواید رفتن به حج
قرآن کریم برخی از فواید حج را برای ما چنین بیان کرده است:
«در حقیقت، نخستین خانهای که عبادت مردم بنا شده است، همان خانهای است که در مکه قرار دارد و برای جهانیان مایهی برکت و هدایت است. در آن نشانههایی روشن است ، از جمله مقام ابراهیم و هر که بدان داخل شود، در امان است. برای خدا، حج آن خانه، بر کسانی که توانایی رفتن به آنجا را داشته باشند، واجب است و هر که کفر ورزد، بداند که خداوند از جهانیان بینیاز است.»7
«و کعبه را برای مردم محل اجتماع و جای امنی قرار دادیم و [فرمودیم] مقام ابراهیم را نمازگاه خویش گیرید.»8
«و چون برای ابراهیم جای خانه را معین کردیم، بدو گفتیم: چیزی را با من شریک مساز و خانهام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان، پاکیزهدار.»9
«و در میان مردم برای [ادای] حج بانگ برآور تا [زائران] پیاده و [سوار] بر هر شتر لاغری-که از راه دور میآیند- به سوی تو روی آورند. تا شاهد منافع خویش باشند و نام خدا را در روزهای معلومی بر دامهای زبان بستهای که روزی آنان کرده است، ببرند. پس، از آنها بخورید و به درماندهی مستمند بخورانید. سپس باید آلودگی خود را بزدایند و به نذرهای خود وفا کنند و بر گردِ آن خانهی کهن [= کعبه] طواف به جای آورند. این است [آنچه مقرر شده] و هرکس مقررات خدا را بزرگ دارد، آن برای او نزد پروردگارش بهتر است و برای شما دامها حلال شده است، مگر آنچه بر شما خوانده میشود. پس، از پلیدیِ بتها دوری کنید و از گفتار باطل اجتناب ورزید.»10
«خداند [زیارت] کعبه، بیت الله الحرام، را وسیلهی به پا داشتن [مصالح] مردم قرار داده و ماه حرام و قربانیهای بینشان و قربانیهای نشاندار را [نیز به همین منظور مقرر فرموده است]، این [جمله] برای آن است تا بدانید که خدا آنچه را در آسمانها و آنچه در زمین است میداند و خداست که بر هر چیزی داناست.»11
ویژگی های خانه کعبه
کعبه خانهی مبارکی است که هر که وارد آن شود، در امان خواهد بود. برای زائر، ثواب به همراه دارد و مقام ابراهیم که خداوند امر فرموده است تا آن را مصلا قرار دهیم، در آن واقع است و نیز خداوند امر فرموده است که عبادت کنان، نمازخوان، شاکر و ستایش کنان به سوی آن رهسپار شویم و در تمام نمازهای شبانه روز هر کجا که باشیم، روی به سوی آن کنیم.
وقتی به کعبه روی میآوریم، لازم است زحمات و تلاشهای حضرت ابراهیم و اسماعیل (علیه السلام) را به خاطر بیاوریم، اما عبادت ما مختص به خدا باشد. نماز با خشوع خواندن در مقام ابراهیم اجر و پاداش بسیاری دارد و بر مقام و منزلت ابراهیم (علیه السلام) نیز میافزاید، زیرا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «هر کس سنت حسنهای از خود بر جای نهد، ثواب آن را و ثواب هر که بدان عمل کند را تا روز قیامت خواهد برد.»
خانهی خدا نیز پس از اینکه به دست ابراهیم و اسماعیل (علیه السلام) تجدید بنا شد، پیوسته شاهد زوار انبوهی است که هرگز پایانی ندارد و کعبه مشرّفه در هیچ لحظهای نیست که پذیرای حاجیان از سراسر کرهی زمین نباشد. آنها برای اجابت دعوت پروردگارشان و با طیب خاطر و اشتیاق فراوان لبیک گویان خود را به آنجا میرسانند.
اگر بخواهیم کعبهی شریفه را آنگونه که شایستهی آن است وصف کنیم، همان بهتر که اختیار سخن را به امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (علیه السلام)، بسپاریم و با هم ببینیم که ایشان در نهج البلاغه آن را چگونه توصیف کرده است:
«زیارتِ خانهاش را فریضه کرد بر شما مردمان و قبلهاش ساخت برای همگان و آمدنگاه مسلمانان، تا بدان در آیند چون چارپایان و بدان پناه بَرند چون کبوتران و دو نشانه برای دینداران: فروتنی برابر عظمتِ او و اعتراف به عزّ او و از آفریدگانش آن را گزید که چون دعوت او را شنید در گوش کشید و به جان و دل خرید. اینان به راه افتادند و پا بر جای پای پیامبران نهادند و چون فرشتگانِ گرد عرش بر پای بندگی ایستادند، بر سودهای روز بازار عبادت هر دم فزودند و به هنگام تشریف، مغفرت او را از یکدیگر ربودند. خدا کعبه را برای اسلام، نشان و برای پناهندگان، خانهی امان ساخت، رفتن به سوی خانه را واجب گرداند و حقّ آن را بشناساند و بندگان را به زیارت آن خواند که فرمود: «بر هر کس که تواند، زیارت خانه واجبی از سوی خدای بیانباز است و آن که سر باز زند خدا از جهانیان بینیاز است.»
نمیبینید خدای سبحان، پیشینیان از آدم (صلی الله علیه و آله و سلم) تا پسینیان از این عالم را آزمود-به حرمت نهادن- سنگهایی بیزبان و سود که نبیند و نتواند شنود. پس خدا آن را خانهی با حرمتِ خود ساخت و برای فراهم آمدن و عبادت مردمانش پرداخت. پس آن خانه را سنگلاخی نهاد از همهی سنگستانهای زمین دشوارتر و ریگزاری رویشِ آن از همه کمتر. به درّهای از دیگر درّهها تنگتر، میان کوههایی سخت و ریگهایی نرم دشوار گذر و چشمههایی زه آب آن کم و جدا از هم که شتر در آن فربه نشود و اسب و گاو و گوسفند علف نیابد.
پس آدم و فرزندان او را فرمود تا روی بدان خانه دارند- و با حرمتش شمارند- پس خانه برای آنان جایگاهی گردید که سود سفرهای خود را در آن بردارند و مقصدی که بارهای خویش در آن فرود آرند. دلها در راهِ دیدار آن شیدا، از دشتهایی بیآب و گیاه و مغاکِ درههای ژرف و جزیرههای از یکدیگر جدا، در پهنهی دریا، تا از روی خواری شانههاشان را بجنبانند و گرداگرد خانه، کلمهی تهلیل بر زبان رانند و برگامها رَوَند دوان، خاک آلود و موپریشان. جامهها را به یک سو انداخته و با واگذاشتن موها خلقت نیکوی خود را زشت ساخته. آزمایشی بزرگ و امتحانی دشوار و آزمودنی آشکار برای پدید آمدن نافرمان از فرمانبردار. خدا زیارت خانه را موجب رحمت خود فرمود و وسیلت رسیدن به بهشت نمود.
و اگر خدای سبحان میخواست خانهی با حرمت و عبادتگاه با عظمت خود را میان باغستانها نهد و جویبار و در زمین نرم و هموار و در درختستانهای از هم ناگسسته و میوهها در دسترس و عمارتها در هم و دهستانها به یکدیگر پیوسته، میان گندمزارهای نیکو و باغهای سرسبز تازه رو و زمین های پرگیاه گرداگرد او و بقعههای پرباران و باغستان های خرم و راههای آبادان، پاداش کم بود و آزمایش ناچیز هم و اگر بنیادی که پایهی آن بناست و سنگهایی که خانه بدانها برپاست، از زمرد سبز بود و یاقوت سرخفام و با روشنی و درخشش تمام، از راه یافتن دو دلی در سینهها میکاست و کوشش شیطان را از دلها دور میکرد و شک و تردید از مردمان برمیخواست. لیکن خدا بندگانش را به گونهگون سختیها میآزماید و با مجاهدتها به بندگیشان وادار مینماید و به ناخوشایندها آزمایششان میکند تا خود پسندی را از دل هایشان بزداید و خواری و فروتنی را در جانهایشان جایگزین فرماید و آن را درهایی سازد گشاده به بخشش او و وسیلتهایی آماده برای آمرزش او.» 12
ماه ذی حجه و حج
این است حجتی که خداوند متعال آن را بر مسلمانان و در روزهای مشخصی از ماه ذیحجه، واجب کرده است. پس هر که از دین ابراهیم پیروی کند، خداوند او را هدایت خواهد فرمود تا از مؤمنان صالح شود. بنابراین، بر ما واجب است که از دین آن پیامبر بزرگ؛ یعنی ابراهیم (علیه السلام) تبعیت کنیم:
«و چه کسی-جز آن که به سبک مغزی گراید- از آیین ابراهیم روی برمیتابد؟ و ما او را در این دنیا برگزیدیم و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود. هنگامی که پروردگارش به او فرمود: تسلیم شو، گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم. و ابراهیم و یعقوب، پسران خود را به همان [آیین] سفارش کردند؛ [و هر دو در وصیتشان چنین گفتند:] این پسران من! خداوند بر شما این دین را برگزید؛ پس البته نباید جز مسلمان بمیرید.»13
خدایا ما را مسلمان، زندهبدار و مسلمان، بمیران که تو دانا و حکیم هستی و درود و سلام خود را بر ابراهیم و خاندان ابراهیم در جهان بفرست که به راستی تو ستوده و با عظمت هستی.
اینکه به ذکر آیات و سورههایی میپردازیم که دربارهی ابراهیم (علیه السلام) نازل شدهاند:
الف) سورهی صافات، آیات 83 تا 113
«و بیگمان، ابراهیم از پیروان اوست. آن گاه که با دلی پاک به [پیشگاه] پروردگارش آمد. چون به پدر [خوانده] و قوم خود گفت: چه میپرستید؟ آیا غیر از آنها، به دروغ، خدایانی [دیگر] میخواهید؟ پس گمانتان به پروردگار جهانیان چیست؟ پس نظری به ستارگان افکند و گفت: من کسالت دارم! پس پشتکنان از او، روی برتافتند! تا نهانی به سوی خدایانشان رفت و [به ریشخند»
گفت: آیا غذا نمیخورید؟ شما را چه شده [است] که سخن نمیگویید؟ پس با دست راست، بر سر آنها زدن گرفت تا دوان دوان سوی او روی آوردند.
[ابراهیم] گفت: آیا آنچه را میتراشید، میپرستید؟ با اینکه خدا شما و آنچه را بر میسازید آفریده است! گفتند: برایش [کوره] خانهای بسازید و در آتشش بیندازید! پس خواستند به او نیرنگی زنند؛ و [لی] ما آنان را پست گردانیدیم. و [ابراهیم] گفت: من به سوی پروردگارم رهسپارم، او مرا راهنمایی خواهد کرد. ای پروردگار من! مرا [فرزندی] از شایستگان بخش. پس او را به پسری بردبار مژده دادیم و وقتی با او به جایگاه سعی رسید.
گفت: ای پسرک من! من در خواب [چنین] میبینم که تو را سر میبرم پس ببین چه به نظرت میآید؟ گفت: ای پدر! به آنچه مأمور شدهای عمل کن! اگر خدا بخواهد مرا از شکیبایان خواهی یافت. پس وقتی هر دو، تن در دادند [و همدیگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پیشانی بر خاک افکند، او را ندا دادیم که ای ابراهیم! رؤیا [ی خود] را حقیقت بخشیدی! ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم!
راستی که این همان آزمایش آشکار بود! و او را در ازای قربانی بزرگ باز رهانیدیم و در [میان] آیندگان برای او [آوازهی نیک] بر جای گذاشتیم. درود بر ابراهیم! نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم. در حقیقت، او از بندگان با ایمان ما بود و او را اسحاق برکت دادیم و از نسل آن دو، برخی نیکوکاران و [برخی] آشکارا به خود ستمکار بودند)
ب) سورهی ابراهیم، آیات 35 تا 41
«و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را ایمن کن و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور دار. پروردگارا! آنها بسیاری از مردم را گمراه کردند. پس هر که از من پیروی کند، بیگمان او از من است و هر که نافرمانی کند، به یقین تو آمرزنده و مهربان هستی. پروردگارا! من [یکی از] فرزندانم را در درهای بیکشت، نزدیک خانهی محترم تو سکونت دادم. پروردگارا! تا نماز را به پا دارند، پس دلهای برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده و آنان را از محصولات [مورد نیازشان] روزی ده، باشد که سپاسگزاری کنند. پروردگارا! بیگمان تو آنچه را پنهان میداریم و آنچه را آشکار میسازیم، میدانی و چیزی در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نمیماند. سپاس خدای را که با وجود سالخوردگی، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. به راستی پروردگار من شنوندهی دعاست. پروردگارا! مرا و فرزندانم را برپا دارندهی نماز قرار ده. پروردگارا! دعای مرا بپذیر. پروردگارا! روزی که حساب برپا میشود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشای.»
ج) سورهی انبیاء، آیات 51 تا 71
«و در حقیقت، پیش از آن به ابراهیم رشد [فکری] دادیم و ما به [شایستگی] او دانا بودیم. آنگاه که به پدر خود و قومش گفت: این مجسمههایی که به پرستش آنها دل نهادهاید، چیستند؟ گفتند: پدران خود را دیدیم که آنها را میپرستیدند. گفت: قطعاً شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری بودید. گفتند: آیا حق را برای ما آوردهای یا تو از شوخی کنندگانی؟ گفت: [نه] بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمانها و زمین است، همان کسی که آنها را پدید آورده است و من بر این [واقعیت] از گواهانم و سوگند به خدا که پس از آن که پشت کردید و رفتید، قطعاً در کار بتانتان تدبیری خواهم کرد. پس آنها را - جز بزرگترینشان را- ریز ریز کرد، باشد که به سراغ آن بروند.
گفتند: چه کسی با خدایان ما چنین [معاملهای] کرده است که او واقعاً از ستمکاران است؟ گفتند: شنیدیم جوانی به نام ابراهیم از آنها سخن میگفت. گفتند: پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید، باشد که آنان شهادت دهند. گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با خدایان ما چنین کردی؟ گفت: بلکه بزرگترینشان چنین کرده است، اگر سخن میگویند از آنها بپرسید. پس به خود آمدند و [به یکدیگر] گفتند: در حقیقت، شما ستمکارید. سپس سرافکنده شدند
[و گفتند:] قطعاً دانستهای که اینها سخن نمیگویند. گفت: آیا جز خدا چیزی را میپرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمیرساند؟ بیزارم از شما و از آنچه غیر از خدا میپرستید. مگر نمیاندیشید؟
گفتند: اگر میخواهید کاری کنید، او را بسوزانید و خدایانتان را یاری دهید. گفتیم: ای آتش! برای ابراهیم سرد و بیآسیب باش. و خواستند به او نیرنگی بزنند و [لی] آنان را از زیانکارترین [مردم] قرار دادیم. او و لوط را رهانیدیم و به سرزمینی که آن را برکت جهانیان قرار دادهایم، بردیم.»
د) سورهی انعام، آیات 74 تا 83
«و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم به پدر خود، آزر، گفت: آیا بتان را خدایان [خود] میگیری؟ من همانا تو و قوم تو را در گمراهی آشکار میبینم. و این گونه، ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جملهی یقینکنندگان باشد. پس چون شب بر او پرده افکند، ستارهای دید؛ گفت: این پروردگار من است و آنگاه چون غروب کرد، گفت غروب کنندگان را دوست ندارم و چون ماه را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است.
آن گاه چون ناپدید شد، گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نکند، قطعاً از گروه گمراهان خواهم بود. پس چون خورشید را دید که طلوع میکند، گفت: این پروردگار من است. این بزرگتر است و هنگامی که افول کرد، گفت: ای قوم من! از آنچه [برای خدا] شریک میسازید بیزارم. من از روی اخلاص و پاکدلی به سوی کسی روی آوردم که آسمانها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم. و قومش با او به ستیزه پرداختند.
گفت: آیا با من دربارهی خدا محاجّه میکنید و حال آن که او مرا راهنمای کرده است؟ و من از آنچه شریک او میسازید بیمی ندارم، مگر آن که پروردگارم چیزی بخواهد. علم پروردگارم به هر چیزی احاطه یافته است. پس آیا یادآور نمیشوید؟ و چگونه از آنچه شریک [خدا]َ میگردانید بترسم، با آن که شما خود از اینکه چیزی را شریک خدا ساختهاید که [خدا] دلیلی دربارهی آن بر شما نازل نکرده است نمیهراسید؟ پس اگر میدانید، کدام یک از [ما] دو دسته به ایمنی سزاوارتر است؟ کسانی که ایمان آوردهاند و ایمان خود را به شرک نمیآلایند، آنان ایمن هستند و ایشان راهیافتگاناند. و آن حجّت ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم. درجات هر کس را که بخواهیم بالا میبریم، زیرا پروردگار تو حکیم و داناست.»
هـ) سورهی عنکبوت، آیات 16 تا 27
«و [یاد کن] ابراهیم را چون به قوم خویش گفت: خدا را بپرستید و از او پروا بدارید؛ اگر بدانید این [کار] برای شما بهتر است. واقعاً آنچه را شما سوای خدا میپرستید، جز بتانی [بیش] نیستند و دروغی بر میسازید. در حقیقت، کسانی را که جز خدا میپرستید، اختیار روزی شما را در دست ندارند. پس روزی را پیش خدا بجویید و او را بپرستید و وی را سپاس گویید که به سوی او بازگردانیده میشوید و اگر تکذیب کنید، قطعاً امتهای پیش از شما [هم] تکذیب کردند و بر پیامبر [خدا] جز ابلاغ آشکار [وظیفهای] نیست. آیا ندیدهاند که خدا چگونه آفرینش را آغاز میکند و سپس آن را باز میگرداند؟
در حقیقت، این [کار] بر خدا آسان است.
بگو: در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است. سپس [باز] خداست که آخرت را پدید میآورد؛ خداست که بر هر چیزی تواناست. هر که را بخواهد عذاب و هر که را بخواهد رحمت میکند و به سوی او بازگردانیده میشوید. و شما نه در زمین و نه در آسمان درمانده کنندهی [او] نیستید و جز خدا برای شما یار و یاوری نیست. و کسانی که آیات خدا و لقای او را منکر شدند، آنانی هستند که از رحمت من نومیدند و ایشان را عذابی پر درد خواهد بود.
و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: بکشیدش یا بسوزانیدش، ولی خدا او را از آتش نجات بخشید. آری، در این [نجات بخشیِ خدا] برای مردمی که ایمان دارند، قطعاً دلایلی است.
و [ابراهیم] گفت: جز خدا، فقط بتهایی را اختیار کردهاید که آن هم برای دوستی میان شما برخی دیگر را لعنت میکنند و جایتان در آتش است و برای شما یاورانی نخواهد بود. پس لوط به او ایمان آورد و [ابراهیم] گفت: من به سوی پروردگار خود روی میآورم که او ارجمند و حکیم است. و اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در میان فرزندانش پیامبری و کتاب قرار دادیم و در دنیا پاداشش را به او بخشیدیم و قطعاً در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود.»
و) سورهی شعراء، آیات 69 تا 89
«و بر آنان گزارش ابراهیم را بخوان. آنگاه که به پدر خود و قومش گفت: چه میپرستید؟ گفتند: بتانی را میپرستیم و همواره ملازم آنهاییم. گفت: آیا وقتی دعا میکنید، از شما میشنوند؟ یا به شما سود یا زیان میرسانند؟ گفتند: نه، بلکه پدران خود را دیدیم که چنین میکردند. گفت: آیا در آنچه میپرستیدهاید تأمل کردهاید؟ شما و پدران پیشین شما؟ قطعاً همه آنها - جز پروردگار جهانیان - دشمن من هستند. آن کس که مرا آفریده است، هم او راهنماییام میکند.
و آن کس که او به من خوراک میدهد و سیرابم میکند و چون بیمار شوم، او مرا درمان میبخشد. و آن کس که مرا میمیراند و سپس زندهام میکند و آن کس که امیدم دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشاید. و برای من در [میان] آیندگان آوازهی نیکو گذار و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان و بر پدرم ببخشای که او از گمراهان بود و روزی که [مردم] برانگیخته میشوند، رسوایم مکن، روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمیدهد، مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد.»
ز) سورهذاریات، آیات 24 تا 37
«آیا خبر مهمانان ارجمند ابراهیم به تو رسید؟ چون بر او درآمدند؛ پس سلام گفتند. گفت: سلام، مردمی ناشناسید. پس آهسته به سوی زنش رفت و گوسالهای فربه [و بریان] آورد. آن را به نزدیکشان برد [و] گفت: مگر نمیخورید؟ و [در دلش] از آنان احساس ترسی کرد. گفتند: مترس و او را به پسری دانا مژده دادند. و زنش با فریادی [از شگفتی] سر رسید و بر چهرهی خود زد و گفت: زنی پیر نازا [چگونه بزاید]؟
گفتند: پروردگارت چنین فرموده است. او خود حکیم داناست. [ابراهیم] گفت: ای فرستادگان! مأموریت شما چیست؟ گفتند: ما به سوی مردمی پلیدکار فرستاده شدهایم تا سنگهایی از گِل رُس بر [سرِ] آنان فرو فرستیم. [که] نزد پروردگارت برای مسرفان نشانگذاری شده است. پس هر که از مؤمنان در آن [شهرها] بود، بیرون بردیم و [لی] در آنجا جز یک خانه از فرمانبران [خدا بیشتر] نیافتیم و در آنجا برای آنها که از عذاب پر درد میترسند، عبرتی به جای گذاشتیم.»
ح) سورهی هود، آیات 69 تا 76
«و به راستی، فرستادگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، سلام گفتند: پاسخ داد: سلام و دیری نپایید که گوسالهای بریان آورد و چون دید دستهایشان به غذا دراز نمیشود، آنان را ناشناس یافت و از ایشان ترسی بر دل گرفت.
گفتند: مترس، ما به سوی قوم لوط فرستاده شدهایم و زن او ایستاده بود. خندید. پس وی را به اسحاق و از پس اسحاق به یعقوب مژه دادیم. [همسر ابراهیم] گفت: وای برمن! آیا فرزند آورم با آنکه من پیرزنم و این شوهرم پیرمرد است؟ واقعاً این چیز بسیار عجیبی است.
گفتند: آیا از کار خدا تعجب میکنی؟ رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان [رسالت] باد. بیگمان، او ستودهای بزرگوار است. پس وقتی ترس ابراهیم زایل شد و مژدهی [فرزنددار شدن] به او رسید، دربارهی قوم لوط با ما [به قصد شفاعت] چون و چرا میکرد. زیرا ابراهیم، بردبار، مهربان و بازگشت کننده [به سوی خدا] بود. ای ابراهیم! از این [چون و چرا] روی برتاب که فرمان پروردگارت آمده است و برای آنان عذابی که بیبازگشت است، خواهد آمد.»
ط) سورهی زخرف، آیات 26 و 27
«و چون ابراهیم به [نا] پدری خود و قومش گفت: من واقعاً از آنچه میپرستید بیزارم، مگر [از] آن کس که مرا پدید آورد و البته او مرا راهنمایی خواهد کرد.»
ی) سورهی حجر، آیاتِ 51 تا 60
«و از مهمانان ابراهیم به آنان خبر ده. هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند. [ابراهیم] گفت: ما از شما بیمناکیم. گفتند: مترس که ما تو را به پسری دانا مژده میدهیم. گفت: آیا با اینکه مرا پیری فرا رسیده است بشارتم میدهید؟ به چه بشارت میدهید؟ گفتند: ما تو را به حق بشارت دادیم. پس، از نومیدان مباش. گفت: چه کسی –جز گمراهان-از رحمت پروردگارش نومید میشود؟ [سپس] گفت: ای فرشتگان، [دیگر] کارتان چیست؟ گفتند: ما به سوی گروه مجرمان فرستاده شدهایم، مگر خانوادهی لوط که ما قطعاً همهی آنان را نجات میدهیم، جز زنش را که مقدر کردیم او از بازماندگان [در عذاب] باشد.»
ک) سورهی مریم، آیات 41 تا 49
«و در این کتاب به یاد ابراهیم پرداز ، زیرا او پیامبری بسیار راستگوی بود. چون به پدرش گفت: پدر جان! چرا چیزی را که نمیشنود و نمیبیند و از تو چیزی را دور نمیکند میپرستی؟ ای پدر! به راستی مرا دانشی دادهاند که به تو ندادهاند. پس، از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت کنم. پدر جان! شیطان را مپرست که شیطان [خدای] رحمان را نافرمان بود، پدرجان! من میترسم از جانب [خدای] رحمان عذابی به تو رسد و تو یار شیطان باشی.
گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من متنفری؟ اگر باز نایستی تو را سنگسار خواهم کرد و [برو] برای مدتی طولانی از من دور شو. [ابراهیم] گفت: درود بر تو باد! به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش میخواهم، زیرا او همواره به من مهربان بوده است و از شما و [از] آنچه غیر از خدا میخواهید، کناره میگیرم و پروردگارم را میخوانم.
امیدوارم که در خواندن پروردگارم ناامید نباشم. و چون از آنها و [از] آنچه به جای خدا میپرستیدند کناره گرفت، اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و همه را پیامبر گردانیدیم.»
ل) سورهی بقره، آیات 124 تا 132
«و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود. و وی آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم. [ابراهیم] پرسید از دودمانم [چطور]؟ فرمود: پیمان من به بیدادگران نمیرسد.
و چون خانهی [کعبه] را برای مردم محل اجتماع و [جای] امنی قرار دادیم، [و فرمودیم:] مقام ابراهیم را نمازگاه خویش گیرید و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانهی مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجودکنندگان، پاکیزه کنید.
و چون ابراهیم گفت: پروردگارا! این [سرزمین] را شهری امن کن و مردمش را - هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد - از فرآوردهها، روزی بخش. فرمود: و[لی] هر کس کفر بورزد، اندکی برخوردارش میکنم، سپس او را با خواری به سوی عذاب آتش [دوزخ] میکشانم و چه بد سرانجامی است. و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایههای خانه [کعبه] را بالا میبردند، [میگفتند:] ای پروردگار ما! از ما بپذیر که در حقیقت، تو شنوا و دانا هستی.
پروردگارا! ما را تسلیم [فرمان] خود قرار ده و از نسل ما امتی فرمانبردار خود [پدید آور] و آداب دینی ما را به ما نشان ده و بر ما ببخشای که تو، توبهپذیر و مهربان هستی. پروردگارا! در میان آنان فرستادهای از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزهشان کند، زیرا که تو خود پیروزمند و حکیم هستی.
و چه کسی-جز آن که به سبک مغزی گراید- از آیین ابراهیم روی برمیتابد؟ و ما او را در این دنیا برگزیدیم و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود. هنگامی که پروردگارش به او فرمود: تسلیم شو، گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم.
و ابراهیم و یعقوب، پسران خود را به همان [آیین] سفارش کردند؛ [و هر دو در وصیتشان چنین گفتند:] ای پسران من! خداوند برای شما این دین را برگزید؛ پس، البته نباید جز مسلمان بمیرید.»
پینوشتها:
1- قرآن، بقره/125.
2- قرآن، بقره/127.
3- قرآن، بقره/128.
4- قرآن، بقره/128.
5- قرآن، بقره/129.
6- قرآن، بقره/125.
7- قرآن، آل عمران96-97.
8- قرآن، بقره/125.
9- قرآن، حج/26.
10- قرآن، حج/27-30.
11- قرآن، مائده/97.
12- نهج البلاغه، خطبهی قاصعه.
13- قرآن، بقره/130-132.































