emamian

emamian

رژیم صهیونیستی در ادامه نقض آتش بس لبنان، شهرهای حاریص، بیت یاحون و الغندوریه در جنوب این کشور را هدف قرار داد.

از سوی دیگر، در پی شلیک موشک و پهپاد از سوی حزب الله لبنان در پاسخ به نقض آتش بس، آژیر خطر در ۱۵ نقطه در الجلیل غربی به صدا درآمد.

در همین حال، رسانه‌های عبری اعلام کردند که پس از اصابت مستقیم موشک به شومیرا در الجلیل غربی، یک خودروی زرهی ارتش رژیم اشغالگر دچار آتش سوزی شد.

رژیم صهیونیستی به صورت روزانه با نقض آتش بس، به مناطق جنوبی لبنان حمله می کند. حزب الله نیز این حملات را بی پاسخ نگذاشته و اعلام کرده تا زمانی که نظامیان این رژیم خاک لبنان را ترک نکنند شمال سرزمین های اشغالی برای صهیونیست ها امن نخواهد بود.

وزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال با استناد به یک یادداشت دیپلماتیک وزارت خارجه آمریکا گزارش داد که دولت دونالد ترامپ از کشورهای دیگر خواسته است تا به ازسرگیری تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز کمک کنند.

تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران موجب اختلال در عبورومرور کشتی ها از تنگه هرمز شد. اختلال در آبراه راهبردی تنگه هرمز موجب اختلال در زنجیره تامین سوخت و انرژی و حتی بسیاری از کالاهای دیگر مثل محصولات پتروشیمی و کود شیمیایی در جهان شد.

ایران اعلام کرده که آماده است در صورت رسیدن به آتش بس پایدار و پایان جنگ، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را با رعایت پروتکل ها و ملاحظات امنیتی مورد نیاز تضمین کند.

شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی با اذعان به اینکه جایگاه اسرائیل در جامعه جهانی به شدت افول کرده است گفت: نام «نتانیاهو» برای بسیاری از مردم در سراسر جهان، به مثابه یک «شیطان» است.

بر اساس گزارش شبکه خبری المیادین، این شبکه عبری گفته است به سختی می‌توان متوجه تغییر و دگرگونی موضع ایتالیا علیه رژیم «اسرائیل» نشد؛ رژیمی که از نظر جایگاه در وضعیت «سقوط آزاد» قرار دارد.

طبق گزارش شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی، اسرائیل نه تنها در سطوح عالی سیاسی بلکه در پیشگاه افکار عمومی و نهادهای جامعه مدنی جهان نیز در حال افول شدید است.

پیشتر، نتایج یک نظرسنجی در اراضی اشغالی حکایت از نارضایتی گسترده صهیونیست‌ها از بنیامین نتانیاهو و عدم اطمینان آنها از روایت «پیروزی» این رژیم در جنگ دارد.

بر اساس این نظرسنجی که در روزهای اخیر در اراضی اشغالی انجام شده و روزنامه «معاریو» آن را منتشر کرده است، اکثریت قاطع اسرائیلی‌ها (۶۶ درصد) از عملکرد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این رژیم ابراز نارضایتی کرده‌اند. این نظرسنجی تصویری پیچیده از افکار عمومی در اراضی اشغالی در بحبوحه جنگ متجاوزانه علیه ایران و جبهه شمالی ترسیم می‌کند که نشان‌دهنده عدم اطمینان به روایت «پیروزی قاطع»، نگرانی از جایگاه بین‌المللی اسرائیل و درخواست جدی برای تشکیل کمیته تحقیق رسمی درباره شکست ۷ اکتبر است.

شیخ ابراهیم محمدی امام جمعه اهل سنت عسلویه، با گرامی داشت دهه کرامت و اشاره به محبت اهل سنت به اهل بیت(ع) ، اظهار داشت: کتاب ها و روایات اهل سنت مملو از فضایل و مناقب خاندان مکرم پیامبر اسلام(ص) می باشد، این مسئله از سویی سبب حب و دوستی بوده و از جهتی بی احترامی و اهانتی صورت نمی گیرد که در صورت چنین اتفاقی باید در دین آن فرد شک کرد. شیخ محمدی، بیان کرد: عمل به سیره اهل بیت(ع)، خصوصا امام رضا(ع) یک امر ضروری برای امت اسلامی به حساب می آید؛ در حقیقت این امام بزرگوار دارای رفتار و منشی خاص در تحکیم وحدت میان امت اسلامی بودند و جوانب بسیاری را رعایت میکردند.

این عالم اهل سنت تصریح کرد: در جامعه کنونی بایستی مسلمانان با وحدت ، انسجام و الگو گرفتن از سیره اهل بیت و خصوصا امام رضا(ع) این شخصیت بزرگ و اسوه که شمایل و مناقب آن زبانزد عام و خاص است، با دشمنان اسلام ومسلمين مقابله كنند.

وی عنوان کرد: امام رضا(ع) همچون دیگر ائمه اطهار(ع) در میان اهل سنت دارای احترام و جایگاه ویژه ای هستند و از این جهت امام شافعی صلوات بر آن بزرگواران را مورد تاکید قرار داده اند و فرمودند، کسی که در نماز صلوات برآن ها نفرستد نماز محسوب نمی شود.

وی در پایان تاکید کرد: علما و پیروان اهل بیت(ع) اعم از اهل سنت و تشیع باید راه آن بزرگواران را به بهترین نحو ممکن پیش گرفته و در اولویت جامعه و زندگی و امورات خود قرار دهند، تا باشد برکتی برای همه و انشاالله پیروزی ملت عزیزمان در مقابل دشمنان قرآن و پیامبر و اهل بیت(ع).

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:
«مَن أحَبَّ أن یَلقَی اللّه ضاحِکا مُستَبشِرا فَلیَتَوَلَّ عَلِیَّ ابنَ مُوسَی الرِّضا علیه السلام»

کسی که دوست دارد خندان و با روی گشاده خداوند را دیدار کند، باید از محبّت و ولایت علی بن موسی الرّضا علیه السلام بهره مند باشد.

بحار الأنوار، ج ۳۶، ص ۲۹۶

در آستانه میلاد خورشیدی که از افق مدینه برآمد و در خراسان به اوج تجلی رسید، تاریخ بار دیگر ما را به تأملی عمیق فرا می‌خواند؛ تأملی نه صرفاً در یک شخصیت قدسی، بلکه در شیوه‌ای از بودن، سخن گفتن و فهمیدن. امام رضا علیه‌السلام تنها امامی در جغرافیای دوردست نبود، بلکه صدایی بود که در میان هیاهوی اختلاف‌ها، راهی به سوی گفت‌وگوی حقیقی گشود؛ گفت‌وگویی که نه بر غلبه، بلکه بر فهم استوار است، و نه در پی خاموش کردن دیگری، بلکه در جست‌وجوی شنیدن اوست.

در روزگاری که مرز های عقیده، زبان و فرهنگ به میدان‌های تقابل بدل شده‌اند، بازگشت به آن صدا، بازگشت به امکانی فراموش‌شده است: امکان گفت‌وگویی که در آن حقیقت و کرامت، هم‌زمان پاس داشته می‌شوند. سیره آن امام، همچون جریانی زلال، از دل مناظرات تاریخی عبور می‌کند و به زمانه ما می‌رسد؛ زمانه‌ای که بیش از هر عصر دیگر، نیازمند هنری است که بتواند «دیگری» را نه تهدید، بلکه افقی برای گسترش فهم بداند.

این نوشتار، تلاشی است برای شنیدن دوباره آن صدا؛ صدایی که در متن تاریخ، سبک خاصی از گفت‌وگو را بنیان نهاد. سبکی که در آن، عقلانیت با تواضع، و استدلال با احترام درهم می‌آمیزد و راهی می‌گشاید به سوی فهمی عمیق‌تر از انسان و ایمان. اگر امروز گفت‌وگو به بن‌بست‌های پنهان و آشکار رسیده است، شاید بتوان در آینه آن سیره، نه‌تنها پاسخی، بلکه روشی برای آغاز دوباره یافت.

گفت‌وگوی بین‌الادیانی در جهان معاصر، از سطح تعاملات دیپلماتیک فراتر رفته و به یکی از ضرورت‌های بنیادین زیست مشترک انسانی تبدیل شده است.

با این حال، چالش اصلی در این عرصه نه اصل گفت‌وگو، بلکه «چگونگی گفت‌وگو» است؛ به تعبیر دقیق‌تر، بحران امروز گفت‌وگوهای بین‌الادیانی، بحران «سبک» و «متد» است. در این میان، بازخوانی سیره امام رضا علیه‌السلام به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین الگوهای تاریخی مواجهه عقلانی و دینی با دیگر ادیان، می‌تواند افقی تازه برای طراحی یک مدل کارآمد، حقیقت‌محور و در عین حال قابل پیاده‌سازی در جهان امروز فراهم آورد. اهمیت این مسئله از آن‌روست که دوران امامت آن حضرت، هم‌زمان با اوج مناظرات رسمی میان پیروان ادیان مختلف در دستگاه خلافت عباسی بود؛ فضایی که در آن، گفت‌وگو نه صرفاً یک انتخاب، بلکه یک ضرورت سیاسی-فرهنگی به‌شمار می‌رفت (ابن‌بابویه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۷۳).

سبک گفت‌وگوی امام رضا (ع) را باید پیش از هر چیز در مبانی معرفتی آن جست‌وجو کرد.

نخستین مؤلفه بنیادین در این سبک، «حقیقت‌محوری» است. در مناظرات نقل‌شده از آن حضرت، هدف اصلی نه غلبه بر طرف مقابل، بلکه آشکارسازی حقیقت از طریق استدلال و اقناع است. این امر، گفت‌وگو را از سطح جدال کلامی به سطحی عمیق‌تر، یعنی «فرآیند مشترک کشف حقیقت» ارتقا می‌دهد (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۲۶). چنین رویکردی در برابر بسیاری از الگوهای مدرن که یا به نسبی‌گرایی معرفتی می‌انجامند یا به جدال‌های هویتی، یک تمایز اساسی ایجاد می‌کند. دومین مؤلفه، «کرامت‌محوری» در تعامل است. در سیره امام، حتی در مواجهه با مخالفان سرسخت، هیچ‌گونه تحقیر یا تخفیف شخصیتی مشاهده نمی‌شود. این امر نشان می‌دهد که گفت‌وگو، پیش از آن‌که یک فرآیند معرفتی باشد، یک رابطه انسانی است که بر پایه احترام به شأن وجودی طرف مقابل شکل می‌گیرد (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۶۰). سومین مؤلفه، «عقلانیت ساختاری» است؛ بدین معنا که استدلال‌های امام نه به‌صورت پراکنده، بلکه در قالب یک نظام منطقی منسجم و متناسب با دستگاه فکری مخاطب ارائه می‌شود. این ویژگی، نشان‌دهنده نوعی «مهندسی گفت‌وگو» است که در آن، ساختار استدلال به اندازه محتوای آن اهمیت دارد.

از حیث روش‌شناسی، سیره گفت‌وگویی امام رضا (ع) واجد عناصری است که می‌توان آن‌ها را به‌عنوان یک متد قابل بازسازی در عصر حاضر تحلیل کرد. یکی از مهم‌ترین این عناصر، «درون‌فهمی» است؛ یعنی فهم نظام مفهومی مخاطب از درون سنت فکری خود او. در مناظرات امام با جاثلیق مسیحی یا رأس‌الجالوت یهودی، مشاهده می‌شود که ایشان استدلال‌های خود را بر اساس کتاب مقدس و پیش‌فرض‌های پذیرفته‌شده مخاطب سامان می‌دهد (ابن‌بابویه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۶۵). این روش، در فلسفه هرمنوتیک معاصر، به‌ویژه در اندیشه هانس-گئورگ گادامر، تحت عنوان «امتزاج افق‌ها» مطرح شده است؛ با این تفاوت که در سیره امام، این مفهوم نه یک نظریه انتزاعی، بلکه یک کنش عملی و هدفمند است (Gadamer, 2004, p. 305). عنصر دوم، «ترجمه مفهومی» است. امام مفاهیم پیچیده توحیدی یا نبوت را به زبانی قابل فهم برای مخاطب غیرمسلمان بیان می‌کند، بدون آن‌که دچار تقلیل‌گرایی شود. این مهارت، امروزه یکی از چالش‌های اصلی در گفت‌وگوهای بین‌الادیانی است، زیرا انتقال

مفاهیم دینی بدون تحریف، نیازمند تسلط هم‌زمان بر دو نظام معنایی است. عنصر سوم، «پرسش‌محوری» است. در بسیاری از موارد، امام به‌جای ارائه مستقیم پاسخ، با طرح پرسش‌های هدایت‌شده، مخاطب را به بازاندیشی در پیش‌فرض‌های خود وامی‌دارد. این روش، نوعی مشارکت فعال در گفت‌وگو ایجاد می‌کند و از حالت یک‌سویه بودن آن می‌کاهد (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۳۰).

در سطح سبک‌شناسی، می‌توان چند ویژگی کلیدی را در گفت‌وگوهای امام رضا (ع) استخراج کرد که هر یک، دلالت‌های مهمی برای کاربرد معاصر دارند. نخست، «تطبیق‌پذیری زبانی» است؛ به این معنا که امام با هر گروه، متناسب با زبان مفهومی و فرهنگی آن‌ها سخن می‌گوید. این امر، فراتر از چندزبانی لفظی، نوعی «چندافقی بودن» را نشان می‌دهد که در آن، گوینده قادر است در چارچوب‌های مختلف فکری حرکت کند. دوم، «توازن میان عقل و نقل» است. در سیره امام، نه عقل به‌عنوان ابزار مستقل از وحی مطرح می‌شود و نه نقل به‌صورت غیرقابل نقد؛ بلکه نوعی تعامل پویا میان این دو برقرار است که به استدلالی قوی و قابل قبول برای مخاطب می‌انجامد (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۵). سوم، «پرهیز از تقابل هویتی» است. امام هرگز گفت‌وگو را به سطح «ما و آن‌ها» تقلیل نمی‌دهد، بلکه تلاش می‌کند افقی مشترک برای فهم متقابل ایجاد کند. این ویژگی، در فضای معاصر که گفت‌وگوها اغلب به تقابل‌های ایدئولوژیک تبدیل می‌شوند، اهمیت ویژه‌ای دارد. چهارم، «تدریج در اقناع» است. اقناع در سیره امام، یک فرآیند تدریجی و لایه‌مند است که در آن، مخاطب به‌تدریج و از طریق مراحل مختلف استدلال، به پذیرش حقیقت نزدیک می‌شود.

کاربست معاصر این سبک، نیازمند تبدیل آن به یک مدل عملیاتی است. بر این اساس، می‌توان چهار مرحله اساسی را در الگوی گفت‌وگویی برگرفته از سیره امام رضا (ع) پیشنهاد کرد: نخست، «مرحله شناخت»، که در آن، گفت‌وگوگر باید شناختی عمیق از باورها، متون مقدس و زمینه‌های فرهنگی طرف مقابل به دست آورد. دوم، «مرحله هم‌افقی»، که شامل یافتن نقاط مشترک مفهومی و ارزشی است. سوم، «مرحله استدلال»، که در آن، استدلال‌ها در چارچوب قابل فهم برای مخاطب ارائه می‌شوند. و چهارم، «مرحله هم‌افزایی»، که هدف آن، تبدیل گفت‌وگو کننده از یک تقابل به یک همکاری فکری در جهت فهم بهتر حقیقت است. این مدل، در عین وفاداری به حقیقت دینی، از افتادن در دام نسبی‌گرایی یا تساهل سطحی پرهیز می‌کند.

در مقایسه با مدل‌های مدرن گفت‌وگوی بین‌الادیانی، الگوی رضوی واجد یک تمایز اساسی است: در حالی که بسیاری از رویکردهای معاصر، برای حفظ گفت‌وگو، ناگزیر به کاهش ادعاهای حقیقت‌محور می‌شوند، در سیره امام رضا (ع)، حقیقت نه‌تنها حفظ می‌شود، بلکه به‌عنوان محور اصلی گفت‌وگو باقی می‌ماند؛ با این حال، این حقیقت به‌صورت تحمیلی ارائه نمی‌شود، بلکه از طریق استدلال و اقناع عقلانی عرضه می‌گردد. این ویژگی، امکان جمع میان «پایبندی به حقیقت» و «احترام به دیگری» را فراهم می‌کند؛ امری که یکی از چالش‌های اصلی در نظریه‌های معاصر گفت‌وگو است.

در جمع‌بندی، می‌توان گفت که سیره امام رضا علیه‌السلام، نه صرفاً مجموعه‌ای از مناظرات تاریخی، بلکه یک «پارادایم سبک‌شناختی» در گفت‌وگو است که در آن، عناصر معرفتی، اخلاقی و ارتباطی به‌صورت منسجم در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این پارادایم، با تأکید بر درون‌فهمی، عقلانیت ساختاری، کرامت انسانی و حقیقت‌محوری، می‌تواند به‌عنوان الگویی کارآمد برای بازسازی گفت‌وگوهای بین‌الادیانی در جهان معاصر مورد استفاده قرار گیرد. در شرایطی که جهان امروز با بحران سوءتفاهم‌های دینی و تقابل‌های هویتی مواجه است، بازگشت به این الگو، نه یک رجعت تاریخی، بلکه یک ضرورت نظری و عملی برای شکل‌دهی به آینده‌ای مبتنی بر فهم متقابل و گفت‌وگوی معنادار است.

آنچه از تأمل در سیره گفت‌وگویی امام رضا علیه‌السلام به‌دست می‌آید، صرفاً بازخوانی مجموعه‌ای از مناظرات تاریخی نیست، بلکه کشف «نحوه‌ای از حضور در نسبت با دیگری» است؛ حضوری که در آن، انسان نه در مقام خصم، بلکه در جایگاه مخاطبی قابل فهم و شایسته تکریم ظاهر می‌شود. این سیره، ما را از سطح ابزارانگاری گفت‌وگو—که آن را به وسیله‌ای برای غلبه یا اقناع سطحی فرو می‌کاهد—فراتر می‌برد و به افقی رهنمون می‌سازد که در آن، گفت‌وگو خود به «راهی برای انکشاف حقیقت» بدل می‌گردد.

در جهان معاصر که گفت‌وگوهای بین‌الادیانی اغلب میان دو قطبِ ناسازگارِ «تحمیل حقیقت» و «تعلیق حقیقت» سرگردان‌اند، الگوی رضوی امکان سومی را پیش می‌نهد: امکانی که در آن، حقیقت نه رها می‌شود و نه تحمیل، بلکه در فرآیندی عقلانی، تدریجی و مبتنی بر کرامت انسانی، عرضه و کشف می‌گردد. این همان نقطه‌ای است که سبک گفت‌وگوی امام را به یک پارادایم زنده و قابل بازتولید تبدیل می‌کند؛ پارادایمی که می‌تواند شکاف میان وفاداری به باورهای دینی و ضرورت همزیستی جهانی را به‌گونه‌ای معنادار ترمیم کند.
از منظر سبک‌شناسی، سیره آن حضرت نشان می‌دهد که گفت‌وگو، پیش از آن‌که به محتوا وابسته باشد، به «نحوه گفتن» و «نحوه فهمیدن» گره خورده است. درون‌فهمیِ دیگری، ترجمه مفاهیم، پرهیز از تقابل‌های هویتی و تدرّج در اقناع، همگی عناصر سبکی‌اند که اگر به‌درستی فهم و بازسازی شوند، می‌توانند گفت‌وگوهای امروز را از سطحی‌نگری و بن‌بست‌های پنهان رهایی بخشند. در این معنا، سیره امام رضا (ع) نه یک میراث صرف، بلکه یک «منبع روش‌شناختی» است که قابلیت آن را دارد تا در میدان‌های معاصر—از مجامع علمی تا دیپلماسی دینی حضور مؤثر یابد.

در نهایت، می‌توان گفت که بازگشت به این الگو، نه بازگشتی نوستالژیک به گذشته، بلکه حرکتی آگاهانه به سوی آینده‌ای است که در آن، تفاوت‌ها به‌جای آن‌که منشأ گسست باشند، به فرصتی برای تعمیق فهم بدل شوند. اگر گفت‌وگو در جهان امروز نیازمند بازتعریف است، این بازتعریف جز از رهگذر چنین سبک‌هایی ممکن نخواهد بود؛ سبک‌هایی که در آن‌ها، حقیقت با زبان حکمت سخن می‌گوید و انسان، در پرتو احترام و عقلانیت، بار دیگر توان شنیدن و فهمیدن را بازمی‌یابد.

پرسش:

مشکلی که با آن روبرو هستیم، این است که خانواده‌ی همسرم انتظار دارند ما هر آخر هفته و تمام تعطیلات را در کنار ایشان سپری کنیم.از طرفی، ما نیز زوج جوانی هستیم که نیازمند استراحت، تفریح دونفره، و رفت‌وآمد با دوستان خودمان هستیم. متأسفانه، عدم حضور ما در یک هفته، موجب دلخوری و گله‌مندی شدید از سوی خانواده‌ی همسر می‌شود.

پاسخ حجت‌الاسلام یوسف زاده:

شما وارد یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی خود شده‌اید؛ مرحله‌ای که نقش اساسی در شکل‌گیری زندگی مشترک و آینده شما دارد. چالش‌هایی که در این مسیر با آن روبه‌رو می‌شوید، نشانه‌ی بیماری یا وجود مشکل در زندگی نیست، بلکه بخشی طبیعی از روند رشد و استقلال شما محسوب می‌شود.

در این مرحله، معمولاً با مقاومت خانواده‌های قدیمی یا همان «خانواده‌ی اصلی» مواجه می‌شوید. دلیل این مقاومت، نبودِ محبت نیست؛ بلکه از روی علاقه و نگرانی آنان نسبت به شماست. در روانشناسی، به‌ویژه در رویکرد خانواده‌درمانی، مفهومی وجود دارد به نام «تمایز یافتگی» یا تفکیک‌پذیری. این مفهوم به توانایی فرد در ایجاد تعادل میان استقلال شخصی و حفظ پیوندهای عاطفی با خانواده اشاره دارد.

برای رسیدن به این تعادل، لازم است مرزها را به‌تدریج و با احترام شکل دهید؛ هیچ دیواری یک‌باره ساخته نمی‌شود. می‌توان این روند را با گام‌های ساده اما مؤثر آغاز کرد. مثلاً، اگر همیشه پنج‌شنبه‌ها به دیدار خانواده می‌روید، می‌توانید از مدتی قبل تماس بگیرید و با احترام بگویید:

«این هفته برایمان کاری پیش آمده و نتوانستیم بیاییم؛ ما به شما اهمیت می‌دهیم، اما به مهمانی دوستانمان دعوت شده‌ایم.»

چنین رفتارهایی به خانواده نشان می‌دهد که همچنان برای رابطه ارزش قائل هستید، اما در عین حال در حال ساختن مرزهای سالم و مسئولانه برای زندگی جدید خود هستید. این روند نه تنها احترام متقابل را حفظ می‌کند، بلکه به شما کمک می‌کند استقلال، صمیمیت و تعادل روانی را در هر دو رابطه با همسر و با خانواده‌ی اصلی تجربه کنید.

گاهی ما برای رفتار خانواده‌ها برچسب‌هایی می‌گذاریم؛ برچسب‌هایی مانند «کنترل‌گر» یا «مداخله‌گر» که از ذهن و تجربه‌ی درونی خودمان نشأت می‌گیرد. اما وقتی چنین برچسب‌هایی به کار می‌روند، رابطه به‌تدریج آسیب می‌بیند و حال ارتباط بین ما و خانواده سرد یا پرتنش می‌شود.

اگر نگاه‌مان را تغییر دهیم و بگوییم:

«آن‌ها هنوز دوست دارند ما را ببینند، به ما علاقه دارند» در واقع، احساسشان را تأیید کرده‌ایم و با آن‌ها «همدلی» نشان داده‌ایم.

می‌توانیم با احترام بگوییم:

«ما هم مشتاق دیدار بودیم؛ نوه‌تان هم خیلی دلش می‌خواست شما را ببیند، اما فردا برایمان برنامه‌ای پیش آمده. ان‌شاءالله هفته‌ی آینده حتماً می‌آییم.»

این نوع بیان باعث می‌شود خانواده احساس نکنند که در حال کنار گذاشته شدن هستند. به جای آن، حس می‌کنند فرزندانشان به طور طبیعی در مسیر ساختن زندگی مستقل خود گام برمی‌دارند، با حفظ پیوند عاطفی و احترام متقابل.

به‌تدریج، می‌توان میان «استقلال» و «اتصال» تعادلی سالم ایجاد کرد. البته پیش از هر چیز، لازم است من و همسرم در این زمینه با یکدیگر هماهنگ و هم‌نظر و هم فکر باشیم.

به روایتی در مورد جایگاه شیعه نزد امام رضا علیه‌السلام از کتاب عیون اخبار الرضا می‌پردازیم.
عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ اَلْجَهْمِ قَالَ: سَأَلْتُ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا حَدُّ اَلتَّوَکُّلِ؟ فَقَالَ لِی: «أَنْ لاَ تَخَافَ مَعَ اَللَّهِ أَحَداً.» قَالَ: قُلْتُ: فَمَا حَدُّ اَلتَّوَاضُعِ؟ قَالَ: «أَنْ تُعْطِیَ اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ مَا تُحِبُّ أَنْ یُعْطُوکَ مِثْلَهُ.» قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَشْتَهِی أَنْ أَعْلَمَ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ. قَالَ: «اُنْظُرْ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ.»
از حسن بن جهم نقل شده است:
از امام رضا (علیه‌السلام) سؤال کردم:
فدایتان شوم، تعریف توکّل چیست؟
حضرت به من فرمودند:
«این‌که در کنار خداوند، از هیچ‌کس نترسی.»
عرض کردم:
تعریف تواضع چیست؟
حضرت فرمودند:
«این‌که آن‌چه را دوست داری مردم به تو دهند، تو از جانب خود به آنان دهی.»
عرض کردم:
فدایتان شوم، دوست دارم بدانم جایگاه من نزد شما چگونه است.
حضرت فرمودند:
«ببین جایگاه من نزد تو چگونه است!»

عیون‌أخبارالرضا علیه‌السلام، ج۲، ص۴۹

به مناسبت ولادت امام رضا (ع)، به هشت پرسش مهم درباره زندگی و امامت ایشان می‌پردازیم تا عظمت و جایگاه بی‌نظیرشان را بهتر بشناسیم.

پرسش نخست: چرا مأمون اصرار داشت تا امام رضا را به مرو بیاورد؟

پس از غلبه بر برادرش امین در سال ۱۹۸ هجری، مأمون برای حل مسئله‌ی علویان و کنترل مبارزات شیعیان، سیاستی متفاوت از خلفای پیشین در پیش گرفت. او به‌جای سرکوب و محدودیت، با پیشنهاد ولایت‌عهدی به امام رضا علیه‌السلام، به‌دنبال جذب و مهار جریان شیعی بود.

مهم‌ترین اهداف مأمون از این اقدام عبارت بودند از:

خنثی‌سازی مبارزات انقلابی شیعیان: با قرار دادن امام در ساختار قدرت، می‌کوشید مبارزه‌ی شیعه را از مظلومیت و قداست تهی کرده و آن را به فعالیتی کم‌خطر و رسمی تبدیل کند.

زیر سؤال بردن مشروعیت عقیدتی شیعه: پذیرش ولایت‌عهدی از سوی امام می‌توانست به‌منزله‌ی تأیید ضمنی خلافت عباسی و رد دیدگاه شیعه درباره غصب خلافت باشد.

کنترل و نظارت دائمی بر امام: حضور امام در دستگاه خلافت، امکان مهار و مراقبت دائمی از ایشان و نیز محدودسازی سایر چهره‌های مؤثر شیعی را فراهم می‌کرد.

قطع ارتباط امام با توده‌ی مردم: انتقال امام به دربار، به منزله‌ی فاصله‌گیری او از مردم و کاهش نفوذ مردمی‌اش بود.

کسب اعتبار مذهبی برای مأمون: انتصاب یک امام معصوم به‌عنوان ولی‌عهد، مشروعیت دینی برای خلافت او به همراه داشت.

تبدیل امام به توجیه‌گر خلافت: مأمون امید داشت که چهره‌ی علمی و معنوی امام، به نفع تثبیت و توجیه حوادث و سیاست‌های حکومت او عمل کند.

این مجموعه اهداف نشان از نقشه‌ای عمیق و حساب‌شده داشت که حتی اطرافیان مأمون نیز از ابعاد آن آگاه نبودند.

پرسش دوم: واکنش امام به نقشه ولیعهدی از سوی مأمون؟

پس از دعوت امام رضا علیه‌السلام از مدینه به خراسان، ایشان به‌وضوح نارضایتی خود را از این سفر ابراز کردند. وداع ایشان با پیامبر، خانواده و کعبه، همراه با اشک و دعا، نشان‌دهنده‌ی علم حضرت به سرنوشت شهادت‌بارشان بود و این امر دل مردم را از کینه‌ی مأمون پر کرد.

در مرو، وقتی مأمون پیشنهاد ولایت‌عهدی را مطرح کرد، امام با شدّت آن را رد کردند! و تنها پس از تهدید صریح به قتل، ناچار به پذیرش شدند. این حقیقت در جامعه منتشر شد و امام نیز در مواضع مختلف، اجبار خود را علنی ساختند.

امام تنها با شرط عدم دخالت در امور حکومتی این منصب را پذیرفتند. مأمون در ظاهر شرط را پذیرفت، اما درصدد بود بعدها امام را وارد عرصه‌ی سیاست کند، چرا که اجرای این شرط، اهداف اصلی مأمون را بی‌اثر می‌ساخت.

با وجود عنوان ولیعهد، امام چهره‌ای منتقد و مستقل از حکومت داشتند و از هرگونه همکاری با ساختار خلافت اجتناب ورزیدند.

در این میان، بهره‌برداری امام از این فرصت تاریخی بی‌نظیر بود. ایشان با حضور در جایگاه ولیعهد، امامت شیعه را برای اولین بار پس از دهه‌ها تقیه، علنی ساختند و مفاهیم عمیق شیعی را از تریبون خلافت بعد از ۱۵۰ سال با صدای بلند به گوش جهان اسلام رساندند.

پرسش سوم:چرا مأمون پرچم‌ها را از سیاه به سبز تغییر داد؟

در سال ۲۰۱ هجری قمری، مأمون عباسی هم‌زمان با اعلام ولایت‌عهدی امام رضا علیه‌السلام، دستور داد رنگ رسمی پرچم‌ها و لباس خلافت از سیاه به سبز تغییر یابد. رنگ سیاه نماد عباسیان بود، در حالی‌که سبز در فرهنگ اسلامی، به‌ویژه نزد شیعیان، نشانه‌ای از پیوند با اهل‌بیت و امامت به شمار می‌رفت. این تغییر ظاهراً تلاشی هوشمندانه برای جلب مشروعیت مذهبی و کسب حمایت شیعیان و علویان بود. با این حال، این تصمیم با مخالفت شدید خاندان عباسی در بغداد مواجه شد و نارضایتی گسترده‌ای برانگیخت. در نتیجه، مأمون پس از بازگشت به بغداد، رنگ سیاه را مجدداً احیا کرد. این ماجرا نشان‌دهنده استفاده‌ی ابزاری مأمون از نمادهای دینی برای تثبیت قدرت خویش بود. تغییر رنگ پرچم، تنها یک نماد ساده نبود، بلکه بخشی از رقابت پیچیده بین خلافت عباسی و جریان امامت تلقی می‌شد.۱

پرسش چهارم: آیا مأمون شیعه بود؟

مأمون چهره‌ای پیچیده و دوگانه داشت که انگیزه اصلی انتخاب امام رضا (ع) را بیش از سیزده قرن بر مورخان و تاریخ‌نویسان پوشیده نگه داشته است.شهید مطهری معتقد بود مأمون شیعه مذهب نبود، اما تمایل فکری و روحی به تشیع داشت، چرا که خودش فردی دانشمند و علاقه‌مند به مباحث عقلی بود و تشیع نیز بر عقل و استدلال استوار بود. برخی او را همچون دیگر خلفای عباسی سنی مذهب می‌دانند، برخی مورخان معاصر نیز بر این باورند که مأمون به برتری امام علی (ع) در خلافت اعتقاد داشت، اما این تمایلات بیشتر در حد عقیده بود و نه تعهد کامل مذهبی. دلایلی مانند تشکیل مجلس فقها برای اثبات برتری علی (ع)، حضور شیعیان در مدیریت، و اعلام رسمی برتری علی (ع) بر دیگر صحابه نشان‌دهنده این تمایل است. با این حال، احتمالا تمام این اقدامات ظاهری و ریاکارانه به منظور حفظ قدرت و مشروعیت سیاسی بود.

پرسش پنجم: آیا امام جواد(ع) تنها فرزند امام رضا(ع) بودند؟

برخی بزرگان مانند شیخ مفید، ابن شهرآشوب و شیخ طبرسی تنها امام جواد (علیه السلام) را فرزند امام رضا (علیه السلام) می‌دانند و تصریح دارند آن حضرت فقط یک فرزند داشته‌اند. اما برخی علما شش فرزند (پنج پسر و یک دختر) به نام‌های محمد (امام جواد)، حسن، جعفر، ابراهیم، حسن و فاطمه ذکر کرده‌اند. همچنین برخی تاریخ‌نگاران فقط دو فرزند به نام‌های محمد و جعفر گزارش داده‌اند. با این حال، منابع معتبر شیعی تأکید دارند امام جواد تنها فرزند بازمانده امام رضا پس از شهادت ایشان است و روایت معتبری نیز از امام رضا وجود دارد که می‌فرماید «جز یک فرزند نخواهم داشت».۲

پرسش ششم: علویانی که در زمان امام رضا قیام کردند، چه کسانی بودند؟ آیا علویان همان شیعیان امامی بودند؟

مقصود از «علویان» در این قیام‌ها عمدتاً سادات حسنی و برخی بزرگان خاندان علوی بودند که در برابر ظلم و ستم عباسیان سر به شورش برمی‌داشتند. این گروه الزاماً همان شیعیان امامی و مطیع امام رضا علیه‌السلام نبودند؛ بلکه بسیاری از آنان گرایش زیدی داشتند و در نتیجه تبعیت کامل از امام رضا علیه‌السلام نداشتند. علاوه بر این، ترکیب سپاه آنان صرفاً بر پایه باورهای مذهبی شکل نمی‌گرفت و افراد غیرهم‌فکر و حتی ناخالص نیز در میانشان حضور داشتند. به‌عنوان نمونه، «زیدالنار» برادر امام رضا علیه‌السلام در بصره قیام کرد و به دلیل آتش زدن خانه‌ها و اموال مردم به این لقب شهرت یافت. عملکرد او به هیچ وجه مورد تأیید امام رضا علیه‌السلام نبود و حضرت در دیداری که با او داشتند، به‌شدت از رفتارهایش انتقاد کردند. بنابراین، وقتی در منابع تاریخی از قیام علویان در عصر امام رضا علیه‌السلام سخن گفته می‌شود، مقصود این گروه از سادات و بزرگان علوی است که به‌طور مستقل علیه عباسیان قیام می‌کردند، نه شیعیان امامی که پیرو راستین و مطیع محض امام رضا علیه‌السلام بودند.

پرسش هفتم : اهالی مَرو «خراسان» در زمان حضور امام رضا علیه‌السلام بیشتر گرایش به چه مذهبی داشتند؟

وقتی امام رضا (ع) به شهر مرو، واقع در منطقه خراسان ایران امروزی هجرت کردند، وضعیت مذهبی مردم آن منطقه عمدتاً اهل سنت و پیرو مذهب حنفی یا دیگر مذاهب سنی بود. شیعه بودن به صورت گسترده در میان مردم آن زمان رایج نبود و بیشتر مردم با معارف اهل بیت (ع) آشنایی چندانی نداشتند.

مورخان اسلامی همچون طبری، مسعودی و بلاذری در آثار خود اشاره کرده‌اند که فرهنگ مذهبی مردم خراسان و مرو در آن دوره بیشتر مبتنی بر اهل سنت بوده و تشیع به شکل گسترده فراگیر نشده بود. این وضعیت تا حد زیادی تحت تأثیر حاکمیت عباسیان بود که برای تثبیت حکومت خود، مذهب سنی را تقویت کرده و از گسترش جریان‌های شیعی جلوگیری می‌کردند. بنابراین، خراسان و مرو به عنوان مناطق تحت کنترل عباسیان، عمدتاً مذهبی سنی داشتند.

ورود امام رضا (ع) به مرو نقطه عطفی در تحول مذهبی این منطقه بود. امام رضا (ع) با حضور خود و گسترش آموزه‌های ناب اهل بیت (ع)، نقش بسیار مهمی در معرفی و ترویج مذهب شیعه ایفا کردند. ایشان با بیان معارف عمیق اسلامی، اخلاقی و اعتقادی، زمینه‌ساز شناخت بیشتر مردم از فضائل اهل بیت و آموزه‌های شیعه شدند.

برگزاری مجلس‌های علمی و مناظرات امام رضا (ع) با بزرگان مذاهب دیگر باعث شد حقیقت تشیع برای بسیاری روشن شود و زمینه گرایش مردم به مذهب حَقه تشیع فراهم گردد. همچنین، پس از ورود امام رضا (ع)، حلقه‌های شیعی در مرو شکل گرفت و بسیاری از عاشقان اهل بیت از نقاط مختلف ایران و حتی بیرون از آن به مرو آمدند تا در محضر امام کسب فیض کنند و معارف اهل بیت را بیاموزند. این حلقه‌ها بعدها پایه‌های شیعه در این منطقه را مستحکم کردند.

در نهایت می‌توان گفت که ورود امام رضا (ع) به مرو نقش اصلی و تعیین‌کننده‌ای در گسترش و تثبیت مذهب شیعه در خراسان و مناطق پیرامون داشت و باعث تحول عمیق مذهبی در آن سامان گردید.

پرسش هشتم: چرا حدیث معروف نقل شده از امام رضا به سلسلةالذهب معروف است؟

حدیث «سِلسِلَةُ‌الذَّهَب» حدیث قدسی منقول از امام رضا (ع) است که در باب توحید و شروط آن بیان شده است. امام رضا (ع) این حدیث را هنگام عبور از نیشابور به طرف مرو نقل کردند.

این نامگذاری به این دلیل است که افراد حاضر در سند حدیث، همگی از معصومان هستند؛ یعنی امام رضا (ع) از امام هفتم، امام هفتم از امام ششم و به همین ترتیب تا امام اول، سپس امام اول از پیامبر (ص) و پیامبر از خداوند نقل می‌کنند. به همین دلیل، این حدیث به «سلسلة‌الذهب» به معنای «زنجیرۀ زرّین» معروف شده است.

اکثر مخاطبان امام رضا (ع) در زمان نقل حدیث سلسلةالذهب، اهل سنت بودند. طبق برخی گزارش‌ها، هم‌زمان با نقل این حدیث، بیش از بیست هزار نفر آن را مکتوب کردند!

پی‌نوشت:

۱.تاریخ تمدن اسلام، ج۱،ص۱۴۰

۲.کشف الغمه، اربلی/ص۳۰۲

پنج شنبه, 10 ارديبهشت 1405 10:24

حرم امام رضا(ع)؛ پناهگاه دل‌های گرفته

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:
«سَتُدْفَنُ بَضْعَهٌ مِنِّی بِأَرْضِ خُرَاسَانَ مَا زَارَهَا مَکْرُوبٌ إِلاَّ نَفَّسَ اَللَّهُ کُرْبَتَهُ وَ لاَ مُذْنِبٌ إِلاَّ غَفَرَ اَللَّهُ ذُنُوبَهُ»

پاره‌ای از تن من در سرزمین خراسان دفن می‌شود که هیچ گرفتاری او را زیارت نمی‌کند، جز اینکه خداوند پریشانی را از او می‌زداید و هیچ گنهکاری به زیارت او نائل نمی‌شود، مگر آنکه خداوند گناهانش را می‌آمرزد.

عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۵۷

احادیث