emamian

emamian

خواب نیز در کودکان مثل خوردن غذا لازم می باشد، اما اکثر کودکان برای خوابیدن مشکل دارند و سر وقت نمی خوابند. بی خوابی در اکثر کودکان از ابتدای شی شروع می شود که به آن بی خوابی شبانه می گویند.

 

نیاز به خوابیدن و استراحت در افراد مختلف می باشد و به سن شخص بستگی دارد، به عنوان مثال به طور متوسط یك كودك دوازده ساله به نه ساعت خواب و یك كودك چهار ساله به یازده و نیم ساعت خواب احتیاج دارد، البته این مسئله بین كودكان با هم در یك سن فرق می كند.

 

كودكی كه شبها با آرامش و به حد كافی خوابیده ، روز بعد به موقع از خواب بیدار می شود و ا گر به حد كافی نخوابد ، صبح روز بعد به علت كافی نبودن مقدار خواب بهانه گیر و كج رفتار می شود و كمتر شاد به نظر می رسد و انرژی كمتری دارد در بچه های بزرگتر ، به اندازه نبودن خواب شب آنها را خسته ، كند و حساس می كند و نمی توانند بر روی درس تمركز كنند.

 

عواملی که سبب دیر به خواب رفتن در کودکان می‌شود

یکی از تاثیر گذار ترین عوامل در خوابیدن کودکان والدین می باشند. برخی از کودکان عادت داردند قبل از خواب یکی از والدین در کنار آن ها باشند و اگر والدین نباشند نمی تواند بخوابند. دیر خوابیدن کودکان می تواند عوامل مختلفی داشته باشد.

 

وقتی می‌بینید کودک شما در به خواب رفتن مشکل دارد، بهتر است به موارد زیر توجه کنید:

 

آیا ساعت مشخص و منظمی برای رفتن کودک به تخت وجود دارد؟

 

آیا کودک در تخت خود احساس خوبی دارد (به عنوان مثال محیط اتاق خواب برایش مطبوع است؟ خیلی روشن یا تاریک نیست؟ زیاد گرم یا سرد نیست؟ آیا تخت مرتب شده و یا تشک خوبی دارد؟ )

 

آیا بچه‌های متعدد در یک اتاق می‌خوابند و همدیگر را بیدار نگه می‌دارند؟

 

آیا کودک شما در طول روز مسائلی داشته که فکرش را به طور مداوم مشغول می‌دارد و وی را هیجان زده می‌کند و باعث اختلال در خواب می‌شود؟ (مثال: هیجانات ، دعوا و درگیری ، فیلم‌های مهیج و یا تولد بچه دیگر )

 

آیا ممکن است سر و صدا زیاد باشد و مانع خواب کودک شود؟

 

آیا مهمان آمده و کودک تمایل دارد ترجیحا بیدار بماند؟

 

آیا کودک در اتاق وقتی تنها است احساس ترس می‌کند؟

 

در کل دلایل متفاوتی می‌تواند باعث نرفتن به موقع کودک به طرف تخت خود شود.

 

عوارض دیر خوابیدن روی کودکان

خواب کافی و بموقع و تغذیه مناسب باعث دفع مواد زاید سمی از بدن وجلوگیری از چاقی و پوکی استخوان در کودکان می‌شود.

 

دیر خوابیدن دختران باعث بیشتر شدن خطر ابتلا به پوکی استخوان میگردد .

 

– دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب باعث می‌شود تجمع مواد سمی در بدن میگردد و باعث می شود آمادگی جسمی و مغزی دچار مشکل شود .

 

– دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن باعث حذف شدن ومهمترین وعده غذایی کودکان میگردد. کودکانی که دیر از خواب بیدار می شوند دیگر تمایلی به خوردن صبحانه نخواهند داشت و همین باعث بوجود آمدن اختلالاتی در بدن آنها میگردد.

 

– کاهش میزان رشد قدی در کودکانی که شبها دیرترمی خوابند بیشتر دیده می شوند . همچنین کودکانی که شبها دیر می خوابند رشد تحصیلی کمتری نسبت به سایر کودکان دارند .

 

– دیر خوابیدن کودکان و نوجوانان باعث ایجاد چاقی در آنها می شوند برطبق تحقیقات دانشمندان روی 2200 کودک و نوجوان 9 تا 16 ساله نشان دهنده آنست که میزان احتمال چاقی در آن دسته از کودکانی که دیر می‌خوابند، نسبت به سایر کودکان 5/1 برابر بیشتر است.

 

– کودکانی که برنامه خوابی منظمی دارند معمولا قانون پذیر تر و دارای نظم فکری بهتری نسبت به سایر کودکان که دیر به رختخواب می روند هستند .

 

– در کودکانی که دیر به رختخواب میروند احتمال بروز افسردگی بیشتر از کودکانی است که خواب منظم و دقیقی دارند.

 

– یکی از دلایل مسایل بدغذایی کودکان ممکن ست به مشکلات و اختلالات خواب آنها مربوط باشد . پس با اصلاح الگوی خواب کودکان میتوان به مشکلات تغذیه ای نیز بهبود بخشید.

 

– دیر خوابیدن باعث کاهش میزان یادگیری کودکان میگردد.

 

روش‌های نظم بخشیدن به ساعت خواب کودک

روان شناسان به راهکارهای زیر برای نظم بخشیدن به ساعت خواب کودکان اشاره می‌کنند:

 

ـ ابتدا در مورد فواید خواب به موقع با فرزند خود صحبت کنید و نگران عادت فرزندان نباشید، زیرا این امکان وجود دارد که تغییر عادت در آنها اتفاق بیفتد.

 

ـ در شیوه زندگی خود بازنگری داشته باشید و عواملی که مانع خواب به موقع فرزندتان می‌شود، شناسایی کنید.

 

ـ قبل از خواب فضای آرام و بدون تنشی را برای فرزندتان فراهم کنید و با تهدید او را برای خواب آماده نکنید.

 

ـ کودک خود را قبل از خواب نوازش کنید.

 

ـ در اتاق خواب فرزندتان از چراغ خواب با نور ملایم استفاده کنید زیرا اگر نور شدید باشد مانع ترشح ملاتونین که هورمون تاریکی و خواب است، می‌شود.

 

– قبل از خوابیدن کودک برای او قصه بگویید ولی به این نکته توجه داشته باشید که اگر سن او کم است باید برای او لالایی بخوانید.

 

– به فرزندان خود قبل از خوابیدن بازی های ذهنی را آموزش دهید. بازی هایی همچون شمارش ستاره ها و… .

 

– قبل از خوابیدن کودکان، با آن ها بازی های پر جنب و جوش و هیجان انگیز انجام ندهید.

 

ـ برای بهتر خوابیدن فرزندتان روش‌های تن آرامی را به او یاد دهید تا بدن خود را شل کند و راحت‌تر بخوابد.

اصل ماجرا بر کنجکاوی ذاتی، روح حقیقت‌جو، ذهن باز و آزاده‌خو بودن قرار داشت. وقتی در خانواده‌ای بودائی و در کشور ژاپن به دنیا آمد، کسی فکر نمی‌کرد همین نوزاد روزی راهی ایران اسلامی شود و آداب بودا را کنار گذاشته و حقیقت اسلام و مذهب شیعه را درک کند. «فاطمه هوشیمو» بانوی تازه‌مسلمان و مستبصری است که در حالی که به مذهب شیعه مشرف شده که با نیت هجرتی دائمی به ایران اسلامی وارد شده تا بتواند مسلمان مفیدتری باشد، هرچند رعایت موازین اسلامی و شرعی مانند رعایت حجاب در ایران بسیار راحت‌تر از کشور ژاپن است. این طور است که عشق و ارادت به حضرت فاطمه علیها السلام موجب شد تا «آتسوکو هوشیمو» نام خود را به «فاطمه» تغییر دهد تا یادش بماند از کدام بانوی بزرگ باید الگو بگیرد.

در گفت‌وگویی که با «فاطمه هوشیمو»، بانوی تازه‌مسلمان صورت گرفت، به بررسی رویدادهای زندگی او و جریان مشرف شدنش به دین اسلام پرداخته است. این مستبصر ژاپنی توضیح می‌دهد: من چیزهای زیبای زیادی در اسلام می‌دیدم، این‌که انسان را دارای شأن و مقام می‌داند به‌اندازه‌ای که نباید خودش را در لابه‌لای آلودگی‌های دنیا و گناه غرق کند، این‌که باید خودش را به‌سوی خوبی‌ها بالا بکشد و آن ذات پاکی را که خدا در ابتدا به او هدیه داده حفظ کند. درباره تاریخ اسلامی ایران هم رویداد انقلاب اسلامی و آن‌همه جان‌فشانی و تلاش امام خمینی(ره) و مردم مسلمان برایم خیلی جالب و محترم است، این‌که مردمی بدون هیچ پشتوانه مالی و فقط با تکیه بر ایمان و اعتقاد به خدا، حقیقت توکل را نشان دادند و در آخر هم مفهوم آن یاری خدا که در قرآن وعده داده، در انقلاب اسلامی ایران و بعدها در دفاع مقدس مشخص شد. این‌ها نکته‌های مهم و بسیار ارزشمندی بود که مانند آن را در هیچ کتاب و داستان و افسانه‌ای هم نشنیده و هم نخوانده بودم. مواضع ایران هم برایم جالب بود، چون بر اثر مطالعاتی که درباره ادیان داشتم، بر مسائل سیاست بین‌الملل هم تا اندازه‌ای مسلط شده بودم و دوست داشتم بدانم چه شده که این نوع انقلاب پیروز شد و چه عاملی باعث شد که تعداد زیادی جوان پشت‌سر یک مرد دینی بایستند و انقلاب کنند. این نوع آشنایی باعث شد تا من هم دیدگاه مقاومت را که به‌دنبال آن بودم در انقلاب اسلامی ایران پیدا کنم و هم نقش دین را در آن ببینم. این پله اول آشنایی من با اسلام بود که باعث شد به مطالعه و مقایسه اسلام با سایر دین‌ها بپردازم و درنهایت هم سعادت حقیقی به من روی آورد و به مذهب شیعه مشرف شدم.

ـ می‌دانیم که شما سال‌هاست در ایران زندگی می‌کنید، چه شد که بعد از مسلمان شدن به کشور خودتان یعنی ژاپن برنگشتید و در ایران ماندید؟

مسلمان شدن من در ایران اتفاق افتاد و من این هدیه بزرگ و ارزشمند را در این کشور تجربه کرده‌ام، به همین دلیل است که دوست دارم در کشوری زندگی کنم که مناسک اسلامی را انجام می‌دهند و از لحاظ رعایت حجاب آزادی دارم، درواقع من بر این موضوع تأکید می‌کنم که زندگی کردن در ایران را نه‌فقط بر ژاپن، بلکه بر تمام دنیا ترجیح می‌دهم.

شاید از من سؤال کنید که؛ مگر درس خواندن یا زندگی کردن در کشور دیگری مثل ژاپن که کشور مادری من است، چه اشکالی دارد؟ به این سؤال این جواب را می‌دهم که هر جایی در دنیا که انسان می‌تواند در آنجا مسلمان مفیدتری باشد و بهتر بندگی خدا را کند، باید به آنجا برود. من چنین احساسی را در ایران دارم و به همین دلیل در اینجا مانده‌ام.

ـ یعنی احساس می‌کنید که در ایران مسلمان مفیدتری هستید؟ مگر نمی‌توان در ژاپن فعالیت‌های اسلامی انجام داد؟

من چنین احساسی دارم، به‌عنوان مثال برای رعایت حجاب در ایران آزادتر هستم، در حالی که در ژاپن با سختی‌ها و گرفتاری‌هایی مواجه می‌شویم که گاهی نیروهای امنیتی با حجاب داشتن خانم‌های مسلمان مخالفت می‌کنند، این در حالی است که در ایران به‌راحتی می‌توانم چادر بر سر بگذارم و در هر شهر و روستایی آزادانه رفت‌وآمد کنم، ولی در ژاپن بارها مورد سؤال و جواب و حتی برخورد پلیس قرار می‌گرفتم.

ـ چرا؟ حجاب زن مسلمان چه خطری برای آن‌ها دارد؟

شاید آن‌ها تصور می‌کنند که من با حجابی که دارم، سعی می‌کنم که فرهنگ و آداب خاصی را بین مردم ترویج بدهم، برای همین بوده که وقتی در ژاپن از شهری به شهر دیگر سفر می‌کردم، در فرودگاه مدت‌ها معطل می‌شدم، چون پلیس من را مورد سؤال قرار می‌داد و کنکاش می‌کرد تا بداند چرا موهای سر و بدنم را پوشانده‌ام. آن‌ها از حجاب خانم‌ها می‌ترسند و این اتفاق دلایل زیادی می‌تواند داشته باشد؛ مثلاً اسلام‌هراسی را در همه کشورها و ازجمله در ژاپن تا اندازه‌ای به‌وجود آمده است، در حالی که من معتقد هستم هر انسانی در هر جای دنیا می‌تواند آزادانه از طریق وب‌سایت‌های اینترنتی درباره اسلام حقیقی، پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام تحقیق کند و به این نتیجه برسد که اسلام جز سلامتی، امنیت و آرامش برای انسان ندارد.

در مجموع من این طور فکر می‌کنم که در ایران مسلمان بهتر و مؤثرتری هستم و به همین دلیل ایران را برای زندگی انتخاب کرده‌ام. البته این نکته را بگویم که از لحاظ اقتصادی در کشور خودم زندگی بسیار بهتری داشتم اما این موضوعات ربطی به دین ندارد و از این بابت ناراحت نیستم و هیچ اشکالی ندارد، چون هدفم چیز دیگری است و به‌عنوان یک مسلمان شیعه احساس می‌کنم که وظیفه بسیار سنگینی دارم. من با همان اتفاق مهم و اثرگذار انقلاب جمهوری اسلامی ایران بیدار شدم، احساس می‌کنم که باید به این کشور خدمت کنم. وقتی فکر می‌کنم که شاید بتوانم به یک جوان ایرانی کمک کنم تا اسلام را بهتر بشناسد، احساس وظیفه می‌کنم چون همین انقلاب و حکومت به من کمک کرد تا راه اسلامی را بشناسم و زندگی بهتری داشته باشم.

ـ اشاره کردید که نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران احساس دین می‌کنید، دلیل این اتفاق چیست؟

ماجرا به زمان مسلمان شدن من مربوط است و این‌که انقلاب اسلامی در ایران زمینه مسلمان شدنم را فراهم کرده بود. من در خانواده‌ای به دنیا آمدم که همه آن‌ها به‌طور وراثتی آیین بودائی را به‌عنوان مذهب اصلی خود پذیرفته بودند. طبیعی بود در چنین خانواده‌ای، من هم با این آیین آشنا شده و انس می‌گرفتم. البته ما در شهر کوچکی در ژاپن زندگی می‌کردیم؛ اما در آنجا هم مانند بسیاری از کشورهای دیگر، مردم شهرهای کوچک‌تر تعهد و پایبندی خاصی نسبت به آیین و دین خود نشان می‌دهند.

ـ با داشتن چنان خانواده‌ای و قرار گرفتن در آن جامعه غیرمسلمان، چه اتفاقی افتاد که شمانسبت به آموزه‌های اسلام و انقلاب اسلامی در ایران شناخت پیدا کردید؟

حقیقت این است که من از دوران کودکی‌ام کمی کنجکاو بودم. این کنجکاوی در امور و مسائل اعتقادی بیشتر بود، به‌عنوان مثال چون خانواده‌ام بودائی بودند، خیلی سؤال می‌کردم تا بدانم حقیقت بودا چیست. به رفتارهای بزرگ‌ترها با دقت نگاه می‌کردم و برای هر رفتارشان که منشأ اعتقادی و فکری داشت، دلیلی می‌خواستم. از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی برای شناخت بیشتر بودا داشتم.

همین حس کنجکاوی باعث شده بود تا به کتاب‌ها و منابع زیادی مراجعه کنم تا جواب پرسش‌های ذهنی‌ام را بگیرم. در مدرسه هم به ما یاد می‌دادند که بهترین دین را داریم، اما همین مطالب بود که من را نسبت به دین‌های دیگر متعجب می‌کرد، البته به‌غیر از کتاب‌ها، به معبدهای بودائی هم می‌رفتم.

ـ درباره دین‌های دیگر مانند یهودیت و مسیحیت هم تحقیق کرده بودید؟

بله. وقتی بزرگ‌تر شدم، با تعدادی از افراد مسیحی‌مذهب در ژاپن آشنا شدم و مطالبی درباره دین مسیحیت از آن‌ها یاد گرفتم. حتی گاهی اوقات به کلیساها می‌رفتم تا مراسم دینی آن‌ها را از نزدیک ببینم. البته آن زمان به‌درستی نمی‌دانستم و درک نمی‌کردم که کدام دین کامل‌تر و جامع‌تر است، به همین دلیل تلاش می‌کردم تا مطالب بیشتری درباره خالق عالم هستی و پیامبران خدا بدانم تا بتوانم راه صحیح زندگی کردن و خداپرستی را تشخیص بدهم، تا اینکه در حین همین تحقیقات بود که به مطالبی راجع به انقلاب اسلامی در ایران برخورد کردم و زمینه آشنایی با دین اسلام فراهم شد.

ـ چه‌چیز باعث شد در کنکاش و جست‌وجو میان ادیان، متوجه موضوع انقلاب اسلامی ایران شوید؟

همان روزها که درباره دین‌های مختلف مطالعه می‌کردم و زندگی پیامبران خدا و روش و منش پیروان ادیان و فرقه‌های مختلف را می‌خواندم، واقعه یازدهم سپتامبر اتفاق افتاد. باید تأکید کنم که نقطه مهم و اتفاق بسیار جالب و تأثیرگذار برای زندگی من طی واقعه یازدهم سپتامبر سال 2001 روی داد. آن روزها نوک پیکان حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به‌سمت جمهوری اسلامی ایران اشاره رفته بود و مسلمان‌ها را متهم این واقعه می‌دانستند.

البته جالب است این را به‌عنوان کسی که آن زمان با ایران آشنایی درستی نداشته و اسلام را نمی‌شناخته، عنوان کنم که حقیقت این بود که خود صهیونیست‌ها و دشمنان اسلام و ایران خبر نداشتند با این کار و تهاجم یک‌طرفه به‌سمت ایران اسلامی تا چه‌اندازه فکرهای مردم هشیار را نسبت به ایران و اسلام حساس می‌کنند، به‌قول شاعر ایرانی، عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

همین اتفاق برای من زمینه‌ای شد تا برای پیدا کردن دلیل و عوامل این اتفاق‌ها، به ایران و گذشته این کشور رجوع کنم. رجوع به تاریخ نقطه مهمی را روشن می‌کند و آن ورود اسلام به ایران است. اما این سؤال مهمی بود که باید جواب آن را پیدا می‌کردم؛ اسلام چیست و مسلمان‌ها چه‌کسانی هستند؟ چرا گروهی از دولت‌ها از مسلمان‌ها ترس دارند؟ اسلام کدام منافع دولتمردان و ثروتمندان را به خطر می‌اندازد که آن‌ها از اسلام دوری می‌کنند در حالی که مردم ستمدیده از آن بیشتر استقبال می‌کنند؟ آزادی فکری در کدام دین است؟ این‌ها سؤالاتی بود که آن زمان شکل پررنگ‌تری به خود گرفت و ذهنم را به‌شدت مشغول کرده بود. مطالعه‌های زیادی کردم و مطالبی از سایت‌ها و کتاب‌های مخالف و موافق ایران خواندم. طی تحقیقاتی که انجام می‌دادم، عنوان «انقلاب اسلامی ایران» یکی از کلیدواژه‌های اصلی در تحقیقاتم بود، به‌عبارت دیگر شاید باید ایران را با انقلاب اسلامی آن تعریف کنیم، چون همین عبارت است که ذهن خیلی از مردم آزادی‌خواه را به‌سمت اسلام جلب کرده است.

ـ با این توضیحاتی که دادید شاید باید این طور نتیجه بگیریم که شما یکی از افرادی هستید که با رویداد یازده سپتامبر با اسلام آشنا شده‌اید.

همین طور است. البته قبل از آن هم آشنایی کمی با اسلام پیدا کرده بودم ولی آن واقعه مثل تلنگری بود که من را به خودم آورد و نام اسلام را در ذهنم درخشان‌تر کرد، چون می‌خواستم مردم مسلمان را بشناسم. هر بار رسانه‌های کشورها درباره نقش داشتن مسلمان‌ها در این حادثه می‌گفتند، نمی‌توانستم باور کنم، مانند فیلمی بود تا گروهی را مقصر جلوه بدهند، غافل از اینکه خودشان عامل ترویج اسلام شده‌اند. من هم هرچه بیشتر درباره این اتفاق بررسی می‌کردم، می‌فهمیدم که این اتفاق، کار دشمنان اسلام است.

در این میان باید درباره ایران می‌دانستم و به کلیدواژه انقلاب اسلامی رسیدم، انقلابی بر مبنای آموزه‌های اسلام و با رهبری و هدایت مردی شجاع و ازخودگذشته به‌نام امام خمینی(ره)، چقدر این مرد دوست‌داشتنی بود. دلم می‌خواست درباره فکر و اندیشه او وقتی مردم را به مبارزه با ظلم دعوت می‌کرد، بیشتر بدانم. همه حرف‌هایش بر اساس اسلام بود. هر بار بیشتر از قبل با حقانیت قیام امام خمینی(ره) و مردم ایران آشنا می‌شدم و هر بار این سؤال در ذهنم پررنگ و پررنگ‌تر می‌شد که مگر اسلام چیست و مسلمانان چه‌کسانی هستند که این‌قدر مظلوم واقع شده‌اند. به‌نظرم می‌آمد که حتماً حقیقتی در اسلام وجود دارد که هر قدر دشمنانش سعی می‌کنند آن را کم‌رنگ جلوه بدهند، باز هم بیشتر قدرت می‌گیرد.

ـ از مطالعه درباره اسلام، آن هم به‌تنهایی و بدون راهنما، احساس خستگی نمی‌کردید؟

اصلاً خسته نمی‌شدم، فقط حس شیرینی بود که دلم می‌خواست بیشتر بدانم. برای رسیدن به جواب هم به سایت‌های اسلامی زیادی سر زدم و مطالب آن را خواندم. هر روز لینک‌های جدیدی درباره انقلاب اسلامی پیدا می‌کردم و این مطالعات برایم لذت‌بخش بود، به‌طوری که زمان زیادی برای این کار می‌گذاشتم و نه‌تنها از ادامه آن احساس خستگی نمی‌کردم، بلکه هر روز به شدت اشتیاقم نسبت به آشنایی با اسلام اضافه می‌شد. همان زمان بود که دانستم از اسلام سیاه‌نمایی می‌کنند و می‌خواهند حق را باطل نشان بدهند و این همان کاری بود که با انقلاب اسلامی ایران می‌کردند، در حالی که آن را برای مردم آزاده بیشتر جلوه می‌دادند.

ـ در اسلام چه‌چیزی این اندازه جلب‌توجه شما را کرده بود؟

من چیزهای زیبای زیادی در اسلام می‌دیدم، این‌که انسان را دارای شأن و مقام می‌داند به‌اندازه‌ای که نباید خودش را در لابه‌لای آلودگی‌های دنیا و گناه غرق کند، این‌که باید خودش را به‌سوی خوبی‌ها بالا بکشد و آن ذات پاکی را که خدا در ابتدا به او هدیه داده حفظ کند.

درباره تاریخ اسلامی ایران هم رویداد انقلاب اسلامی و آن‌همه جان‌فشانی و تلاش امام خمینی(ره) و مردم مسلمان برایم خیلی جالب و محترم است، این‌که مردمی بدون هیچ پشتوانه مالی و فقط با تکیه بر ایمان و اعتقاد به خدا، حقیقت توکل را نشان دادند و در آخر هم مفهوم آن یاری خدا که در قرآن وعده داده، در انقلاب اسلامی ایران و بعدها در دفاع مقدس مشخص شد. این‌ها نکته‌های مهم و بسیار ارزشمندی بود که مانند آن را در هیچ کتاب و داستان و افسانه‌ای هم نشنیده و نخوانده بودم. مواضع ایران هم برایم جالب بود. چون بر اثر مطالعاتی که درباره ادیان داشتم، بر مسائل سیاست بین‌الملل هم تا اندازه‌ای مسلط شده بودم و دوست داشتم بدانم چه شده که این نوع انقلاب پیروز شد و چه عاملی باعث شد که تعداد زیادی جوان پشت‌سر یک مرد دینی بایستند و انقلاب کنند. این نوع آشنایی باعث شد تا من هم دیدگاه مقاومت را که به‌دنبال آن بودم در انقلاب اسلامی ایران پیدا کنم و هم نقش دین را در آن ببینم. این پله اول آشنایی من با اسلام بود که باعث شد به مطالعه و مقایسه اسلام با سایر دین‌ها بپردازم و درنهایت هم سعادت حقیقی به من روی آورد و به مذهب شیعه مشرف شدم.

ـ شما در ابتدا به اسلام مشرف شدید و بعد از آن شیعه را شناختید؟

اول اسلام را شناختم، البته این شناخت جدا از شناخت ائمه اطهار علیهم السلام نبود، چون آن‌ها را به‌عنوان مردان مسلمان می‌شناختم. اما وقتی که اطمینان پیدا کردم که دین اسلام همان دین حقیقی است که باید آن را درک کنم و به دستوراتش عمل کنم، ضرورت داشت که شهادتین را بگویم.

ـ شهادتین را در همان شهر گفتید؟

شهری که ما در آن زندگی می‌کردیم شهری کوچک بود و چون بیشتر مردم بودائی بودند، هیچ نوع مرکز اسلامی در آنجا وجود نداشت، به همین دلیل در وب‌سایت‌های اینترنتی جست‌وجو کردم و مرکز اسلامی در توکیو را پیدا کردم. با آن مرکز تماس گرفتم و ماجرا را برای آن‌ها توضیح دادم. این شد که آن‌ها من را راهنمایی کردند و بعد از خواندن شهادتین، به اسلام مشرف شدم. بعد از آن مدت بیشتری درباره ائمه اطهار علیهم السلام و مذهب شیعه مطالعه و بررسی کردم و درنهایت به این مذهب مشرف شدم.

ـ در این میان با مذاهب دیگر هم آشنا شده بودید؟

حقیقت این است که از همان روزهای اول که درباره اسلام مطالعه می‌کردم، علاقه داشتم رویکردهای سیاسی آن را بدانم، در عین حال با چهره‌های شاخص اسلام آشنا شدم و برای اینکه بدانم مسلمان‌ها چطور زندگی می‌کنند، زندگینامه امامان معصوم علیهم السلام را هم می‌خواندم.

از طرف دیگر وقتی درباره انقلاب اسلامی ایران مطالعه می‌کردم دانستم که بیشتر مردم ایران، شیعه هستند. همین مردمی که آن رویداد و پیروزی بی‌نظیر را رقم زده بودند و ایمان قوی داشتند، اکثراً شیعه‌مذهب بودند. البته درباره مذهب اهل‌تسنن هم مطالعه‌های زیادی انجام دادم. ولی نقاط قوت و قابل‌توجهی در شیعه پیدا کردم که باید به آن توجه می‌کردم. درنهایت هم هر دو مذهب اهل تسنن و تشیع را با یکدیگر مقایسه کردم. چند نکته برایم مشخص بود که همه کارهای خدا بر اساس حکمت و نظم است، پس وقتی در تمام طول تاریخ فقط یک نفر داخل کعبه متولد شده، حتماً این تولد اتفاقی نیست و پیغامی در این ماجرا وجود دارد. در عین حال از خواندن کتاب‌های اهل‌تسنن و شیعیان به این نتیجه رسیدم که در زمان وفات پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فقط حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام دغدغه اجرای احکام اسلام را داشته و بی‌توجه به امور دنیایی بوده است.

این نوع نکته‌های مهم و قابل تأمل مانند رویداد غدیر هم در تاریخ اسلام زیاد است که باید به آن‌ها توجه شود. البته می‌دانیم که اهل‌سنت خواهران و برادران ما هستند، ولی شیعه را اسلام حقیقی شناختم و به این خوشبختی بزرگ افتخار می‌کنم.

انتشار تصویر دیدار »محمد شیاع السودانی» با برهم صالح رئیس جمهوری عراق گمانه‌زنی درباره احتمال معرفی وی برای تصدی نخست وزیری را بیشتر کرده است.

با این حال ساعات آینده مشخص خواهد کرد که آیا سودانی این ماموریت سخت را برعهده خواهد گرفت یا خیر؟

کشور عراق ,

السودانی و محمد بحرالعلوم از جمله نام‌هایی است که طی روزهای اخیر به طور جدی برای تصدی نخست وزیری مطرح شده‌اند که به نظر می‌رسد مطرح شدن نامشان بیشتر برای ارزیابی و سنجش افکار عمومی عراق بوده باشد، با این حال منابع عراقی می‌گویند استعفای السودانی از حزب الدعوه گمانه‌ها مبنی بر جدی بودن توافق اولیه بر سر نخست وزیری وی را بیشتر کرده است.

کشور عراق ,

برخی منابع می‌گویند احتمالا برخی احزاب به رهبری ائتلاف دولت قانون به ریاست نوری المالکی و الفتح به ریاست هادی العامری خواهان نخست وزیری السودانی هستند. با این حال منابع دیگری می‌گویند انتخاب هر نخست‌وزیری خارج از اراده جریان صدر به ویژه اگر وابسته به حزب  الدعوه باشد با واکنش منفی صدر روبرو خواهد شد، توئیت‌های محمد صالح العراقی شخصیتی که در فضای مجازی مواضع مقتدی صدر را منتشر می‌کند، نشان دهنده مخالفت صدر با نخست وزیری احتمالی السودانی است، العراقی در پی دریافت خبرهایی مبنی بر دیدگاه مشترک احزاب عراقی درباره نخست وزیری السودانی در پست جدیدی در فیسبوک خود اعلام خداحافظی کرد.

نگاهی به فضای مجازی هم نشان می‌دهد فعالان عراقی نزدیک به آمریکا از مطرح شدن نام السودانی عصبانی هستند و مدام در فضای مجازی مطالبی را در مخالفت با نامزدی احتمالی وی مطرح می‌کنند، فعالان همسو با آمریکا با توجه به فرصت کم باقی مانده تا معرفی نخست وزیری در حال جمع کردن قوای خود برای معرفی یک فرد به عنوان نامزد بخشی از معترضان هستند.

برخی از کانال‌های معترضان عراقی در فضای مجازی در ایجاد جریانی هستند که القا کنند معترضان با نخست وزیری محمد شیاع السودانی مخالف هستند.

السودانی وزیر و استاندار اسبق و یکی از شخصیت‌های مهم حزب الدعوه بوده است، هر چند در برابر بسیاری از شخصیت‌ها از چهره‌های خوش‌نام و پاکدست در دوران تصدی مناصب خود قلمداد می‌شود.

این در حالی است که «حنین قدو» از نمایندگان  ائتلاف الفتح گفته است فراکسیون‌های پارلمانی نتوانسته‌اند فراکسیون اکثریت را برای تشکیل دولت از زمان تشکیل دولت عادل عبدالمهدی نخست وزیر مستعفی تشکیل دهند.

از سوی دیگر «حسن فدعم الجنابی» نماینده پارلمان وابسته به جریان حکمت اعلام کرده است که این جریان جزء هیچکدام از ائتلاف ها نیست نه ائتلاف بزرگ نه کوچک بلکه گروه حکمت یک گروه مستقل  و از هیچ شخصی برای پست نخست وزیری حمایت نمی کند مگر اینکه مستقل و مورد قبول مردم باشد.

به نقل از شبکه المنار، سید حسن نصرالله سخنان خود درباره آخرین تحولات سیاسی لبنان و تحولات منطقه را آغاز کرد.

مهمترین محورهای سخنان نصرالله :

سخنرانی امروز من درباره تحولات و اوضاع لبنان است.

هر گاه اعتراضات یا تظاهراتی در کشوری برگزار شود، می‌بینیم که آمریکایی‌ها بلافاصله در تلاش برای سوء استفاده و به‌کارگیری این تظاهرات در راستای خدمت به منافعشان در آن دخالت می‌کنند.

آمریکایی‌ها به شکل وقیحانه و علنی در تظاهرات لبنان دخالت می‌کنند.

نماینده آمریکا در شورای امنیت به صراحت در این باره صحبت کرد و گفت : تظاهرات در لبنان، یمن، عراق و هر مکانی که ایران حضور داشته باشد، ادامه خواهد یافت و فشارها هم تا زمانی که آمریکا به اهداف سیاسی‌اش دست یابد، ادامه خواهد یافت.

آنچه نماینده آمریکا گفته است، معنایش این است که این ناآرامی‌ها ابزارهای فشار بر ایران است.

آمریکایی‌ها از همان روز نخست گمان کردند که این تظاهرات، انقلاب مردم لبنان علیه حزب الله است و در این زمینه برخی رسانه‌های عربی و حاشیه خلیج(فارس) به آنها کمک کردند، با علم به اینکه، هیچ کس این مسئله را مطرح نکرد.

آمریکایی‌ها یا خودشان را گول می‌زنند یا جهان یا اینکه برخی لبنانی‌ها به آنها گزارش‌های اشتباه و گمراه کننده می‌دهند.

اظهارات پامپئو درباره تظاهرات نشان داد که بن‌بست در لبنان ناشی از حزب الله است و از اینجاست که خواستار خلاصی و رهایی از آن شده است.

سخنان پامپئو بیانگر فشار وی بر لبنان برای خارج کردن حزب الله از دولت است که این مسئله در نتیجه حضور(پشتوانه) مردمی این جنبش غیر ممکن است.

سوء استفاده آمریکا از تظاهرات لبنان، روشن و واضح است و این مسئله با اظهارات اسرائیلی‌ها همزمان شده است که آنچه را در لبنان جریان دارد به عنوان فرصتی برای خود قلمداد می‌کنند.

حزب الله خطری هرگز برای منافع ملت لبنان نیست، بلکه از منافع آنها دفاع می‌کند.

دولت‌های آمریکا و اسرائیل سیاست باج خواهی را در پیش گرفته‌اند.

معادله‌ای که آمریکا به دنبال تحمیل آن بر ملت لبنان است، این است که از آنچه باعث حفظ حاکمیت‌تان است، دست بردارید تا به شما کمک کنیم.

اگر لبنانی‌ها با توجه به توانمندیهای داخلی که دارند با یکدیگر همکاری کنند، می‌توانند از این بحران خارج شوند.

آمریکا از ما می‌خواهد از قدرت خود دست برداریم و تسلیم قیمومیت شویم و از تصمیم حاکمیتی خود چشم پوشی کنیم.

برخی مسئولان لبنانی، به تحریف سخنان مسئولان  ایرانی دست می‌زنند تا برخی لبنانی‌ها را علیه آنها تحریک کنند.

مشروح سخنان سید حسن نصرالله :

سید حسن نصرالله در سخنانی تلویزیونی درباره آخرین تحولات سیاسی لبنان گفت : هنگامی که در هر کشوری در جهان اعتراضاتی رخ می‌دهد، می‌بینیم که آمریکایی‌ها به سرعت در آن دخالت و تلاش می‌کنند از این اعتراضات سوء استفاده کرده و در راستای خدمت به منافع و طرح‌هایشان و نه خواسته‌های معترضان، بر موج اعتراضات سوار شوند.

این چیزی بود(دخالت آمریکا و موج سواری بر روی اعتراضات) که در بهار عربی و آمریکای لاتین، هنگ کنگ و حتی کشورهای همپیمان ایالات متحده آمریکا رخ داد، این رفتار کلی آمریکایی‌ها و یک پایه و اساس است.

در ارتباط با اعتراضات در لبنان، ما سخنان مقامات مختلف آمریکایی را شنیدیم، از جمله سخنانی را که نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد بیان کرد و آنچه را پامپئو(وزیر خارجه آمریکا) گفت، سخنان این مقام آمریکایی که به طور مستقیم درباره لبنان سخن گفت و مقامات برخی کشورها این است که آنها به دنبال نتیجه‌ای هستند تا بر ایران فشار وارد کنند.

آمریکا تصور کردند که اعتراضات در لبنان، علیه ایران و مقاومت است، با وجودی که چنین چیزی رخ نداده و خواسته‌ها با مسائل معیشتی و سیاسی مرتبط بوده است.

آیا آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها واقعا خواهان کمک به ملت لبنان هستند یا اینکه به دنبال باج خواهی از این مردم هستند؟ معادله آمریکا آمریکایی‌ها برای لبنان این است که شما از عناصر قدرت خود چشم پوشی کنید به امید اینکه به شما کمک کنیم، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها طی دهه‌های گذشته از حل مشکلی که مقاومت برای آنها ایجاد کرده، عاجز نشان داده‌اند و به همین سبب برای بهره‌برداری و باج خواهی از مردم لبنان در این زمینه تلاش می‌کنند.

آمریکا در لبنان یا خودشان را فریب می‌دهد یا جهان را، یا اینکه کسانی هستند که دولت آمریکا را درباره اوضاع لبنان گمراه می‌کنند، علت بسیاری از شکست‌های آمریکا در جهان، اطلاعات غلط و گمراه کننده‌ای است که مزدورانش در اختیارش قرار می‌دهند.

حزب الله خطری برای منافع و طرح‌های آمریکایی است نه برای منابع لبنان، حزب الله مدافع منافع و عزت لبنان است.

اسرائیل در مرزها  دیوار می‌سازد، زیرا مقاومت این مسئله را به دولت لبنان واگذار کرده است، اگر مقاومت می‌گفت که امکان احداث دیوار(برای رژیم صهیونیستی) وجود ندارد، حتما اسرائیل هزار بار در این زمینه فکر می‌کرد و عواقبش را در نظر می‌گرفت، همین مسئله درباره ورود به آب‌های منطقه‌ای برای اکتشاف نفت صدق می‌کند.

آمریکا به دنبال حل مشکلات خود و مشکلات اسرائیل است و حزب الله مشکلی برای آنهاست، حزب الله خطر نخست برای طمع‌ورزی‌های اسرائیلی در زمین، آب‌ها و نفت است، دولت آمریکا از آنچه جریان دارد، سو‌ء‌استفاده می‌کند، همچنین شاهد تلاش اسرائیل برای سوء استفاده از آنچه جریان دارد برای اقدام  علیه حزب  الله یا دستیابی به  امتیازهای مشخصی در موضوع نفت و گاز هستیم.

(در اشاره به اقدام برخی طرف‌ها در تحریف اظهارات ایرانی‌ها) برخی گمان می‌‌کنند که اگر ایران را هدف هجمه قرار دهند، این کشور بر همپیمانانش برای پاسخ اتکا خواهد کرد، اینجا من اطلاعات دقیق ارائه می‌کنم، ایران خودش به هر کسی که به آن تعرض کند، پاسخ خواهد داد و نمی‌پذیرد که سکوت کند یا همپیمانان به آن پاسخ دهند،‌اما اینکه همپیمانان ایران چگونه تعامل خواهند کرد، مسئله‌ای مختص خودشان است(به دیگران ربطی ندارد)، اگر اسرائیل قصد حمله به  ایران را داشته باشد، ایران خود پاسخش را خواهد داد.

برخی طرف‌های خارجی به عمد به تحریف اظهارات برخی مسئولان ایرانی یا خبرسازی درباره آن با هدف تحریک برخی لبنانی‌ها علیه ایران و در تنگنا قرار دادن ریاست جمهوری(میشل عون)،‌حزب الله و دیگر همپیمانان روی آورده‌اند. این اظهارات که به مسئولان ایرانی نسبت داده می‌شود مبنی بر اینکه در صورت حمله اسرائیل، ایران از خاک لبنان، تل آویو را هدف قرار خواهد داد، با روش معمول در ایران تضاد دارد.

(در موضوع تشکیل دولت) قبلا هم به صراحت و وضوح اعلام کردم که ما با  استعفای دولت مخالفیم، زیرا تشکیل دولت جدید زمان می‌برد، در حالی که موضعیت اقتصادی و معیشتی تحمل خلاء را ندارد،‌هنگامی که نخست وزیر(سعدالحریری)  استعفا کرد، برای برخی در ظاهر اینگونه تداعی و تصور شد که یک پیروزی‌ برایشان محقق شده، در حالی که واقعیت این است این استعفا زمان را هدر داد، به اعتقاد من، (با  استعفا) اوضاع با گرانی و افزایش قیمت‌ها و دیگر امور معیشتی ، اقتصادی و پولی بدتر شد، اگر دولت می‌ماند(استعفا نمی‌داد) و تظاهرات هم ادامه می‌یافت، به این وضعیتی که اکنون در آن قرار داریم، نمی‌رسیدیم، پس از استعفا، سخن از پرونده معیشتی به جای دیگر منتقل شده است.

اگر دولت می‌ماند، وضعیت بهتر می‌شد، و اعتراضات هم ادامه می‌یافت، ولی اگر دولت می‌ماند، مسائل زیادی به نفع ملت لبنان محقق می‌شد.

امروز ما امیدوار هستیم که رایزنی‌ها کامل شود و فردی که بالاترین میزان آرا را کسب کند، مامور تشکیل دولت شود،‌ولی عملیات تشکیل  دولت، هرگز آسان نخواهد بود، که همه  این موارد به معنای تلف شدن زمان در برابر لبنانی‌هاست.

اوضاع دشوار کشور نیاز به دولتی دارد که به مسئولیت‌های خود عمل کند، چنین دولتی نباید یکدست و از یک طیف باشد، زیرا در این صورت اوضاع را متزلزل خواهد کرد، حل بحران به همبستگی و همکاری همگان دارد.

مخالفت ما با دولت یکدست به خاطر منافع ملی است، هنگامی که آنها اکثریت پارلمانی را در اختیار داشتند، ما خواستار دولت وحدت ملی شده بودیم، و  امروز هم که ما اکثریت پارلمانی را در اختیار داریم، خودمان به همین درخواست(دولت وحدت ملی) پایبند هستیم.

در گروه سیاسی ما(جریان هشتم مارس)، نظرات درباره دولت یکدست بر اساس ارزیابی منافع متفاوت است، ما در حزب  الله و جنبش امل با تشکیل چنین دولتی مخالفت کردیم، زیرا مسئولیت ملی اقتضا می‌کند که همه در دولت حضور داشته باشند و برای نجات کشور با یکدیگر همکاری کنند.

از جمله گزینه‌هایی که مطرح شده، این است که ما و همپیمانان(جریان ملی آزاد، جنبش امل...) از دولت خارج شویم و گروه دیگر(جریان 14 مارس) دولت را  تشکیل دهد، البته ما هرگز با چنین گزینه‌ای به خاطر منافع کشور موافقت نمی‌کنیم، گزینه‌های دیگری که مطرح شده، تشکیل دولت مشارکت ملی یا دولت فراگیری که بیشترین نمایندگی گروه‌ها را داشته باشد، همچنین چندین نام برای تصدی نخست وزیری مطرح شد که ما با آن موافقت کردیم، به دلیل اینکه سعد الحریری هم موافق آن است، شد آنچه نباید می‌شد و رایزنی‌ها به تاخیر افتاد، گزینه سوم، تشکیل دولت به ریاست سعدالحریری است، ولی این گزینه هم محقق نشد، زیرا وی برخی شروطی مطرح کرد که منجر به انتقال به گزینه چهارم شد بر این است که فردی ریاست دولت را برعهده بگیرد که حریری وی را معرفی کرده یا با آن موافقت کند و همچنین اکثریت پارلمان با آن موافقت کنند.

در حال حاضر، راه حل در گزینه سوم یا گزینه چهارم است، نکته مهم این است که دولت نجاتی تشکیل شود که قادر به اصلاح باشد که این مسئله مستلزم مشارکت همگان است،‌ما بر این نکته پافشاری می‌کنیم که جریان ملی آزاد(به ریاست جبران باسیل داماد میشل  عون) در این دولت شرکت کند، همانطور که بر مشارکت جریان المستقبل(به ریاست سعدالحریری) هم پافشاری کردیم.

تا این ساعت که درباره نام مشخصی توافق به دست نیامده است و ما امیدواریم که رایزنی‌های روز دوشنبه به مامور شدن فردی برای تشکیل دولت منجر شود که از آرای لازم برخوردار شود، پس از مامور شدن، درباره دولت و ترکیب آن صحبت می‌کنیم، ما تلاش می‌کنیم که برای تشکیل دولت در اسرع وقت، همکاری کنیم.

ما هیچ مشکلی با مشارکت جنبش(اعتراضی) در دولت نداریم،‌ولی مشکل این است که چه کسی وزیران جنبش را معرفی خواهد کرد، این معضلی است که ما هنگام مامور شدن نخست وزیر با آن روبرو خواهیم شد.

از همه کسانی که در قبال بسته شدن راه‌ها صبر پیشه کردند، تشکر می‌کنم، هدف از این اقدامات، به راه انداختن هرج و مرج فراگیر بود، امروز هم از مردم می‌خواهم بیشتر صبر کنند و تا کنون هم مردم موفق شده‌اند که در دام فتنه و درگیری‌ها گرفتار نشوند.

بدیهی و روشن است که جدیت بالای ارتش و نیروهای امنیتی لبنان به باز شدن راه‌ها پس از بستن آن و کنترل اوضاع امنیتی منجر شد.

برادران در حزب الله  و جنبش امل، کمیته‌هایی برای کنترل هواداران تشکیل دادند، با وجودی که آنها در معرض اقدامات تحریک آمیز گسترده‌ای قرار داشتند، ما برای مهار خیابان(هواداران) تلاش کردیم، با وجود حالت خشمی که وجود داشت، ولی باید به آگاهی و کنترل اعصاب و صبر و تحمل آراسته شد.

(در خصوص وضعیت معیشتی و نقش دولت پیشبرد امور)،‌نباید در خصوص مسائلی همچون سرقت و ... در اعتراضات اخیر مماشات کرد، زیرا مسئله‌ای خطرناک است، با توجه به وضعیت دشوار معیشتی، ما از دولت پیشبرد امور می‌خواهیم به ماموریت خود در چارچوبی که قانون به آن اختیارات می‌دهد، برای حل مشکلات بپردازد، به ویژه با توجه به اینکه تشکیل دولت(جدید) به زمان بیشتری نیاز دارد، تا آن زمان، مردم باید به مسئولیت خود که ما آن را همبستگی اجتماعی می‌نامیم، عمل کنند.

(در موضوع گرانی و افزایش قیمت‌ها) ما به هر کس قیمت‌ها را افزایش دهد و سود بالایی دریافت کند، می‌‌گوییم اکنون اوضاع به همبستگی همه نیاز دارد، زیرا افزایش قیمت‌ها جایز نیست، بلکه از آنها می‌خواهم سودشان را کاهش دهند، در خصوص تمام آنچه با مردم ارتباط دارد اعم از نان و دارو و سوخت، هیچ کس نباید با آن بازی و تجارت کند، نباید کالاهای اساسی زندگی مردم وارد عملیات فشار شود.

"مایک پمپئو" در توییتر با اشاره به تحریم های جدید آمریکا علیه حزب الله لبنان نوشت، واشنگتن به استفاده از تمامی ابزارها برای مقابله با حزب الله ادامه خواهد داد.

"دیوید شنکر"  David Schenker دستیار وزیر خارجه آمریکا در امور خاور نزدیک نیز جمعه شب اعلام کرد، واشنگتن حامیان مالی حزب‌الله لبنان را تحریم خواهد کرد.

وزارت خزانه داری آمریکا روز جمعه در ادامه اقدامات خصمانه اش علیه حزب الله لبنان، 2 فرد مرتبط با این جنبش را تحریم کرد.

وزارت خزانه‌داری آمریکا پیشتر نیز بارها اشخاص و نهاد وابسته به حزب‌الله لبنان را تحریم کرده بود.

آمریکا و رژیم صهیونیستی بعد از موفقیت‌های حزب‌الله لبنان در مقابله با گروه‌های تروریستی در منطقه، تلاش‌ها برای تشدید فشار بر این جنبش را افزایش داده‌اند.

واشنگتن در راستای تلاش برای پایین آوردن محبوبیت حزب‌الله در لبنان بانک‌ها و شخصیت‌های لبنانی را به اتهام ارتباط با این گروه در فهرست تحریم های خود قرار می‌دهد. 

حزب الله لبنان به عنوان یکی از اعضای اصلی جبهه مقاومت،  نقشی اساسی در مقابله با توطئه ها و اقدامات محور آمریکایی - صهیونیستی در منطقه دارد.

در کتاب احتجاج مرحوم طبرسی چنین آمده است:

 

زمانی که زمان رحلت أبوالحسن علی بن محمد سمری (آخرین نایب خاص امام عصر(عج)) نزدیک شد از او پرسیدند: [نیابت را] به چه کسی وصیّت می‏ کنی؟ او نوشته ای از امام عصر (عج) را که نزدش بود به جمع حاضر نشان داد. در آن نوشته شده بود:

 

 بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم؛ ای علیّ بن محمّد سمریّ! خداوند اجر برادرانت را در عزای تو عظیم گرداند که تو ظرف شش روز آینده خواهی مُرد؛ پس خود را برای مرگ مهیّا کن و به احدی وصیّت مکن که پس از وفات تو قائم مقام تو شود؛ زیرا غیبت تامّه واقع شده و ظهوری نیست مگر پس از اذن خدای تعالی و آن، پس از مدّتی طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم واقع خواهد شد.

 

و به زودی کسانی نزد شیعیان من آیند و ادّعای مشاهده کنند، بدانید هر که پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادّعای رۆیت و مشاهده کند دروغگوی مفتری است.

 

متن حدیث:

 

وَ سَیَأْتِی إِلَی شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَی الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَذَّابٌ مُفْتَر و لا حول و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العلیّ العظیم.

 

 

«احتجاج طبرسی،جلد 2، صفحه 475»

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

عَن اَبی ذَرٍّ (سَلامُ اللّهِ عَلَیهِ) اَنَّ النَّبیَّ (صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) قالَ یا اَبا ذَرٍّ اِنّی اُحِبُّ لَکَ ما اُحِبُّ لِنَفسی اِنّی اَراکَ ضَعیفاً فَلا تُؤَمَّرَنَّ عَلیٰ اِثنَینِ وَ لا تَوَلَّیَنَّ مالَ یَتیم.(۱)

قالَ یا اَبا ذَرٍّ اِنّی اُحِبُّ لَکَ ما اُحِبُّ لِنَفسی
خود جناب ابی‌ذر این توصیه‌ی پیغمبر به خودش را ذکر میکند؛ برای ماها هم درس است، درس بسیار بزرگی است. حضرت به او فرمود من هر چه برای خودم دوست میدارم، برای تو هم دوست میدارم؛ یعنی آن چیزی که میخواهم به تو بگویم، از روی کمال محبّت است؛ چون انسان به خودش کمال محبّت را دارد. خب حالا آن حرفی که حضرت میخواهد به ابی‌ذر بزند چیست؟

اِنّی اَراکَ ضَعیفا
من جنابعالی را در مدیریّت، ضعیف میبینم. خیلی آدم خوبی هستی، مجاهد فی‌سبیل‌اللّه، رُک‌گو، و آسمان بر راست‌گوتر از او سایه نیفکنده، زمین راست‌گوتر از او را بر خودش حمل نکرده؛ اینها همه به جای خود محفوظ، امّا شما آدم ضعیفی هستی.

فَلا تُؤَمَّرَنَّ عَلیٰ اِثنَین
حالا که آدم ضعیفی هستی، مواظب باش بر دو نفر هم ریاست نکنی! یعنی پیدا است آن ضعفی هم که حضرت فرمودند، ضعف در مدیریّت است؛ یعنی تو آدمی هستی که مدیریّت نداری؛ اگر چنانچه بر دو نفر یا بیشتر ریاست پیدا کردی، نمیتوانی کار آنها را به سامان برسانی. این، درس برای ماها است. ما -حالا همه‌ی ما نه؛ بعضی‌مان این جوری هستیم- به مجرّد اینکه یک مسندی، یک جایی، یا خالی میشود یا ممکن است خالی بشود، فوراً چشم میدوزیم که برویم آنجا! خب شما اوّل نگاه کن ببین میتوانی یا نمیتوانی. حالا بحث اسم‌نویسی برای انتخابات مجلس است، گفتند شروع شده، همین طور بدون محابا میروند! خب شما که میخواهی بروی آنجا، آنجا سؤال دارد؛ این توانایی‌ای که خدا به من و شما میدهد، کنارش مسئولیّت هست. این [مطلبی] که عرض میکنم، در مورد خود این حقیر از همه بیشتر است. شما هم همین جور؛ یعنی آن کسانی که مسئولیّتی دارند، همین جور. هر مسئولیّتی، هر سِمَتی، هر توانایی‌ای، در کنارش یک مسئولیّتی دارد، یک تعهّدی وجود دارد. میتوانید آن تعهّد را انجام بدهید یا نه؟ این خیلی درسِ بزرگی است.

وَ لا تَوَلَّیَنَّ مالَ یَتیم
هیچ مال یتیمی را هم شما به عهده نگیر. نه از باب اینکه احتمال این وجود دارد که خدای نکرده مثلاً ایشان دست‌درازی میکند به مال یتیم. خب مقام ابی‌ذر خیلی بالاتر از این حرفها است، نزدیک مقام عصمت است مقام او؛ پس این احتمال در او نیست. علّت اینکه میگویند تولیّت مال یتیم را قبول نکن، این است که نمیتوانی حقّ یتیم را به او بدهی؛ دیگران می‌آیند دست‌درازی میکنند، جنابعالی هم آدم ضعیفی هستی، تدبیر لازم را نداری و نمیتوانی. برجستگی‌های نظام اسلامی و نظام ارزشهای اسلامی اینها است؛ یعنی در درجه‌ی اوّل، من و شما خودمان مسئولیم که ببینیم این کار را قبول بکنیم؟ نکنیم؟ میتوانیم؟ نمیتوانیم؟ این بسیار مسئله‌ی مهمّی است.



۱) امالی طوسی، مجلس سیزدهم، ص ۳۸۴؛ «از ابوذر روایت است که رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) فرمود: ای ابوذر! من آنچه برای خود دوست میدارم برای تو نیز دوست میدارم؛ همانا تو را ناتوان میبینم، پس هیچ گاه به دو نفر امر نکن و به هیچ وجه عهده‌دار مال یتیم مباش.»

توصیه های امام علی برای مقابله با ترس

ایشان می فرمایند:

ذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ، فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ (هنگامی که از چیزی می ترسی ،خود را در آن بیفکن،زیرا گاهی ترسیدن از چیزی ،از خود آن سخت تر است) 

بارها و بارها این موضوع ثابت شده است که انسان زمانی که ترس از چیزی دارد مدام در استرس و ناراحتی و پریشانی به سر می برد ولی وقتی انسان خود را در آن میندازد مشاهده می کند که کنار آمدن با آن بسیار راحت تر از چیزی بود که فکر می کرد علت این امر و مشکل روانی بسیار واضح است چرا که تا زمانی که انسان وارد یک چیزی نشده است فقط در وحشت و پریشانی قرار دارد و مدت های طولانی این درد و رنج ادامه دارد ولی وقتی خود را در آن بیافکند امکان دارد در عرض چند دقیقه تمام شود. و اگر این کار را نکند احتمالات مختلفی پدیدار می شود که مواجه شدن با آن ها بسیار سخت تر است اتفاقی است که ترس در او به وجود آورده است به همین علت با افزایش رنج و درد رو به رو می شود. 

حتی برخی علمای اخلاق در کتب اخلاقی خود برای مقابله و درمان مشکل ترس توصیه می کنند هر انسانی که دچار ترس شد وارد صحنه های رعب آور شود به عنوان مثال بعضی از افراد وحشت خاصی از تزریق آمپول و خوردن دارو دارند ولی چنانچه چندین بار تکرار شود وحشت آنها به کلی از بین می رود. جالب است بدانید یکی از فلسفه ها و رسالت های رزمایش های نظامی و تمرین هایی که در آن صورت می گیرد پاکسازی آثار ترس از جنگ از دل فرمانده ها ، سربازان و افسران می باشد. 

راه های مقابله

 

رویارویی با ترس و هراس از منظر قرآن 

قرآن کریم نیز راه های مختلفی را برای درمان این بیماری پیش روی انسانها قرار داده است به عنوان مثال قرآن آورده است به هنگام ترسیدن از چیزی خود را با آن روبه رو کند که معنایی معادل با رفتار درمانی کنونی دارد. یعنی هیچ مخالفتی با مفهوم ناخودآگاه و روانکاوی ندارد چرا که به طور پیوسته به نقش ناخودآگاه و ارتباطش با بروز برخی عارضه ها در احادیث اسلامی اشاره جالبی شده است همانند مزاح و رابطه اش با تمایلات عداوت آمیز، تکبر و ارتباطش با احساس کمبود و یا لغزش های زبانی و ارتباط کاملش با خدا گاهی.

غلبه بر ترس ، قرب و نزدیک شدن به خدا ، نگاه مثبت به مرگ و داشتن توان و ظرفیت روانی مناسب راههایی است که از منظر قرآن وجود دارد. 

خداوند در سوره (آل عمران،آیه 85) در مورد مرگ می فرماید:کُلُّ نفسٍ ذائقه الموت. هر موجود زنده ای طعم مرگ راناگزیر خواهد کشید. 

خداوند در سوره (عنکبوت، آیه 5) در مورد نگاه مثبت به مرگ می فرمایند: 

« من کانَ یَرجوا لقاءِ الله فَإنَّ اَجَلَ لآتٍ و هو السمیع العلیم.» (هر کس که به لقاء خدا امیدوار و مشتاق است هنگام اجل و وعده معین خدا فرا رسد و او شنوا و داناست.) 

مقابله با ترس

 

همچنین خداوند در سوره (عنکبوت، آیه 6) در مورد غلبه ترس از فقر می فرماید: 

« و کأَیِنَّ من دابه لا تحمِلُ رزقَها اللهُ یرزقها و ماویاکم و هو السمیعُ العلیم» (و چه بسیار حیوانات که خود بار روزی خود را نکشند و خدا به آنها و هم به شما روزی می رساند و او شنوا و داناست.) 

بنابراین به طور کلی می توان گفت بیشتر فشار های روحی و روانی در قرآن کریم ریشه در از دست دادن فرصت ها ، عقب افتادگی یا ترس از فردا ، به خاطر گذشته و تن دادن به شکست دارد. آموزه های امامان معصوم تلنگری برای وضعیت موجود ما میباشند باید این دیدگاه و نگرش جامع و کامل بوده و با توجه به حقایق معنوی انجام پذیرد. ناگفته نماند بدبینی یک نوع بیماری روحی و روانی است که منجر به بروز انحرافات اخلاقی زیادی می شود. 

در نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر آمده است 

پس آنکه به خداوند خوش بین است، هیچ گاه به بن بست نمی رسد و گرفتار فشار روانی از جمله هراس نمی شود. هر چند عوامل استرس زا افزونی یابد. تسلیم رضا و مقاومت صبورانه اش بیشتر خواهد شد."

علامه امینی فرمودند: عقاید و آراء مذاهب مختلف است و هرگز رشته اخوت را که قرآن کریم با جمله (انما المومنون اخوه) بدان تصریح کرده، پاره نمی‌کند هر چند کار مباحثه علمی و مجادله کلامی و مذهبی به اوج خود برسد. سیره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعین نیز همین بوده است.
ما مؤلفان و نویسندگان در اقطار و اکتاف جهان اسلام، با همه اختلافاتی که در اصول و فروع با یکدیگر داریم، یک وجه مشترک داریم و آن ایمان به خدا و پیامبر خداست. در کالبد همه ما یک روح و یک عاطفه حکمفرماست و آن روح اسلام و کلمه اخلاص است.»

یاداوری گفتار شخصیت های مهم علمی جهان تشیع و تسنن بعنوان رهبران معنوی این گروه عظیم درباره اهمیت مساله  وحدت اسلامی برای تنویر ضرورت انسجام و اتحاد برای مسلمین موضوعی حیاتی است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در پیامی به بیست و هشتمین اجلاس سراسری نماز با اشاره به اینکه نماز از جمله‌ی بزرگترین و جذاب‌ترین نعمتهای شگفتی‌ساز است که انسان را در برابر این پدیده‌ی الهی خیره و مبهوت می‌کند، خاطرنشان کردند: خداوند این نعمت را به ما هدیه فرمود که با آن جان خود را پالایش کنیم و ارتباطات بشری را برخوردار از معنویت کرده و امن و سلامت روانی و رهایی از چالش‌های ستیزگرانه و بهجت و نشاط را نصیب جامعه‌ سازیم.

 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این اجلاس که صبح امروز (پنجشنبه) در شهر گرگان برگزار شد و نماینده ولی فقیه در استان گلستان، آن را قرائت کرد به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
وصلّی االه علی محمّد و آله الطیبین
در میان نعمتهای بزرگ الهی که هیچ کس قادر بر شمارش آنها نیست، برخی برجستگی‌های نمایانی دارند که اهل تأمل را به شگفتی میرساند، و از جمله‌ی جذابترین این نعمِ شگفتی‌ساز، نماز است.

ترکیب اذکار نماز، ترکیب حرکات نماز، ترتیب اوقات نمازهای واجب و مستحب، تأکید بر تمرکز و حضور قلب در آن، تأکید بر مسجدی کردن آن، تأکید بر جمعی کردن آن، الزام پاکیزگی در آن، هم در تن و پوشش با دور کردن نجاست، و هم در دل و روح با غسل و وضو، الزام به روی آوردن آن از هر نقطه‌ی جهان به یک کانون مرکزی- کعبه‌ی شریف- و بسی نکات و نقاط ظریف و دقیق و پرمضمون در این فریضه‌ ممتاز و یکتا، آدمی را در برابر این پدیده‌ی الهی خیره و مبهوت می‌کند.

خداوند این نعمت بزرگ را به ما هدیه فرموده است. با آن می‌توانیم جان خود را پالایش کنیم، می‌توانیم خود را از گناهان دور کنیم، می‌توانیم ارتباطات بشری را در جامعه‌ خود، برخوردار از معنویت کنیم و بدین وسیله، امن و سلامت روانی و رهائی از چالش‌های ستیزگرانه، و بهجت و نشاط را نصیب آن سازیم. این هدیه به صورت فریضه و تکلیف درآمده است تا دست‌کم، جامعه از حداقل‌های آن محروم نماند، هدیه‌ای با این وزن عظیم و متقابلاً با کمترین هزینه‌ی مالی و وقت حقیقتاً درخور سپاس پایان‌ناپذیر ما است.

حضار محترم! ما هم در ادای این شکر واجب، قاصر یا مقصریم. کارهای زیادی باید بشود که امیدوارم عالم مجاهد جناب حجة‌الاسلام قرائتی ما همه را به آن متذکر گردند.

والسلام علیکم و رحمة الله
سیّد علی خامنه‌ای
۲۰ آذر ماه ۱۳۹۸

احادیث