emamian

emamian

سه شنبه, 12 ارديبهشت 1402 08:47

بیانات در دیدار کارگران

به مناسبت هفته کار و کارگر(۱)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی‌خیلی خوش آمدید. امیدواریم که ان‌شاءالله همیشه جامعه‌ی کارگری ما که حالا شماها یک مشتِ نمونه‌ی خرواری هستید، یک گلِ سرسبدی هستید از این مجموعه، مشمول الطاف الهی باشید و چشم کشور را روزبه‌روز روشن‌تر کنید. جامعه‌ی کارگری اگر پیش برود، مسائلش حل بشود، ارتقاء عملی و فکری و کاری پیدا بکند، قطعاً چشم کشور روشن خواهد شد، چشم ملّت روشن خواهد شد.

بیانات وزیر محترم بیانات مهمّی بود. آن بخشِ مربوط به کارهایی که بعداً خواهند کرد، خب ان‌شاءالله تلاش کنند و دنبال‌گیری کنند و قطعاً به نتیجه برسد ان‌شاءالله. در آن بخشی که گفتند انجام گرفته، نکته‌های مهمّی وجود داشت؛ من با دقّت گوش کردم. چیزی که من میخواهم از آقای مرتضوی درخواست کنم ــ چون ایشان سابقه‌ی کاری خوبی دارند، جاهایی که قبلاً ایشان بودند خوب کار کرده‌اند ــ [این است که] ایشان روی این آمارها دقّت کنند، بخصوص بعضی از بخشهای مهم مثل مسئله‌ی ایجاد اشتغال. در دولتهای مختلف کارهایی میشد، آمارهایی میدادند، بعد انسان دقّت که میکرد، در آن مسامحه مشاهده میکرد؛ سعی کنند این‌جور نشود و نباشد؛ مثل مسئله‌ی بیمه، مسئله‌ی اشتغال، مسئله‌ی مسکن؛ این چیزهایی که ایشان ذکر کردند که اینها واقعاً مهم است، خیلی هم مهم است. مراقب باشند آمارها دقیق باشد؛ چون خود مسئول، خود وزیر، بالاسر یکایک کارها که نمیرود، [بلکه به او] گزارش میدهند. دقّت کنید آمارها دقیق باشد. اگر این کارهایی که ایشان میگویند انجام گرفته، انجام گرفته باشد، گامهای بلندی برداشته شده و واقعاً مغتنم است. کاری کنید که این خیل عظیم کارگری کشور، این برادران عزیز، خواهران عزیز، دلشان گرم بشود.

و امّا آنچه بنده آماده کرده‌ام که عرض بکنم. این جلسه که هر سال تشکیل میشود، اوّلاً برای این است که ارزش کارگر در جامعه با صدای بلند گفته بشود؛ آن چیزی که ما دلمان میخواهد این است؛ ارزش کارگر [معلوم بشود]. حالا البتّه کارگر یک مفهوم وسیعی دارد؛ الان منظور من همین کارگرهای دستگاه‌های صنعتی و کشاورزی و خدماتی و مانند اینها است ــ کار به محقّقین و اساتید دانشگاه و [غیره ندارم]؛ آنها هم به یک نحوی کارگرند؛ آنها فعلاً مورد نظر من نیستند ــ همین شما، جامعه‌ی کارگری کشور. قدر این جامعه دانسته بشود. من اصرار دارم که این اتّفاق بیفتد. دوّم، تذکّراتی هم به ذهن ما میرسد که میخواهیم هم به مسئولین بگوییم، هم به خود کارگران عزیز بگوییم تا بتوانیم جامعه‌ی کارگری را پیش ببریم ان‌شاءالله.

من چند مطلب را در باب کار و کارگر و وظایفی که همه‌‌ی ما در قبال کارگران داریم، در ضمن چند مطلب عرض میکنم.

اوّلاً، اهمّیّت کارگر را از کجا بفهمیم؟ از اهمّیّت کار. کار چه اهمّیّتی در جامعه دارد؟ از اهمّیّت کار میشود اهمّیّت کارگر را فهمید. کار، حیات جامعه است؛ کار، ستون فقرات زندگی مردم است؛ کار نباشد هیچ چیزی نیست. غذائی که میخوریم، لباسی که میپوشیم، امکاناتی که از آن در زندگی استفاده میکنیم که حیات ما وابسته‌ی به آنها است، همه‌ی اینها ناشی از کار است. کار را چه کسی میکند؟ کارگر. پس ارزش کارگر چیست؟ ارزش کارگر، ارزشِ حیات جامعه است، ارزش زندگی مردم است؛ این را همه بدانند، این را همه بفهمند. خود کارگرها هم به این نکته توجّه کنند؛ قدر خودتان را بدانید که حالا من در پایان صحبت، یک کلمه‌ای راجع به این قدردانیِ خود عرض خواهم کرد. اگر در جامعه کار وجود نداشته باشد، همه‌ی این سرمایه‌های ملّی راکد میماند. خب ما معدن داریم، امکانات داریم، خاک داریم، آب داریم، اگر کار بود، همه‌ی اینها‌ منشأ برکت خواهد شد؛ معدن استخراج میشود، آب و خاک استفاده میشود، زندگی میچرخد. اگر کار نبود، این استعدادها همه مرده و خفته خواهد ماند؛ پس کار ظرفیّتها را شکوفا میکند؛ این اهمّیّت کار است. وقتی هم که اهمّیّت کار را فهمیدیم، آن‌وقت معلوم میشود که کارگر چه اهمّیّتی دارد؛ این یک مطلب. [باید] در درجه‌ی اوّل ما این شناخت را از خودمان، از موضوع کارگر، از مجموعه‌ی کارگری داشته باشیم.

وقتی اهمّیّت مسئله‌ی تولید کار، تولید اشتغال را فهمیدیم ــ آنچه حالا گفته میشود اشتغال؛ یعنی واقعاً کار؛ حالا بعضی از اشتغالها هست که درونش واقعاً کار نیست، از آن وقتی که مصرف میشود، کار مفید در نمی‌آید؛ آن مورد نظر نیست ــ اگر هشت ساعت، هفت ساعت، پنج ساعت، کمتر، بیشتر، در فلان مرکز میرویم و می‌آییم، واقعاً پنج ساعت کار انجام بگیرد، هفت ساعت کار انجام بگیرد؛ ما باید تولید کار کنیم. تولید کار از جنبه‌های مختلف مهم است: اوّلاً، کشور به کار احتیاج دارد، جامعه به کار احتیاج دارد و همین‌طور که گفتیم [اگر] کار نباشد زندگی نیست؛ ثانیاً، فرد کارگر به کار احتیاج دارد برای خاطر اینکه زندگی‌اش را اداره کند؛ ثالثاً، فرد کارگر یک احتیاج معنوی، یک احتیاج روحی به کار دارد؛ خدای متعال انسان را این‌جور آفریده که بیکاری او را کسل میکند، کار او را بر سر نشاط می‌آورد؛ پس احتیاج به کار فقط برای خاطر گذران زندگی نیست؛ از لحاظ معنوی هم ما به کار احتیاج داریم؛ فرد به کار احتیاج دارد. رابعاً، کار مانع فساد میشود. ‌بیکاری منشأ فساد است. خیلی از این فسادها بر اثر بیکاری است.

ما چند سال قبل از این، سه چهار سال پیش، یک حرکتی را با دولتِ وقت شروع کردیم برای شناخت آسیب‌های اجتماعی. حتّی خود بنده در جلسات شرکت میکردم ــ جلسات چندساعته ــ برای اینکه راجع به آسیب‌های اجتماعی کار بشود، فکر بشود. آنچه که من خودم به آن رسیدم، این است که بسیاری از این آسیب‌ها ناشی از بیکاری است؛ اعتیاد مربوط به بیکاری است، فساد مربوط به بیکاری است، دزدی مربوط به بیکاری است، طلاق‌ و انهدام خانواده‌ها مربوط به بیکاری است. پس ببینید، آن دستگاه‌هایی که مسئول تولید کارند ــ حالا وزارت کار، مسئول تولید کار نیست، عمدتاً وزارتخانه‌های دیگر مسئول تولید کارند ــ بدانند که تولید کار،‌ ایجاد کار، ایجاد اشتغال، به معنای واقعی کلمه‌ چقدر برای جامعه مهم است؛ سرمایه‌گذاری کنند. این هم یک مطلب.

یک مطلب دیگری که در باب کار میخواهم عرض بکنم، این است که ما احتیاج داریم که یک رابطه‌ی مستقیمی بین درآمد و کار وجود داشته باشد؛ یعنی [مطابق] این آیه‌ای که این قاری عزیزمان خواندند: لَیسَ لِلاِنسانِ اِلّا ما سَعیٰ‌.(۲) درآمد بایستی ناشی از سعی باشد، ناشی از کار باشد، ناشی از تلاش باشد. باید جامعه را این‌جوری [بار آورد]؛ این کارِ خیلی سختی است؛ این یعنی چه؟ یعنی [روش کسب] خیلی از این پولهای بادآورده و ثروتهای بادآورده غلط است. ما باید فرهنگ ثروت بادآورده را در کشور متوقّف کنیم. عرض کردم، این کارِ بلندمدّت و مشکلی است امّا باید بشود. خیلی از این واسطه‌گری‌ها، خیلی از این سوداگری‌ها، خیلی از این دلّال‌بازی‌ها، این رشوه دادن و رشوه گرفتن‌ها در بعضی از جاها، این رباخواری‌ها در بعضی از بخشهای اقتصادی کشور، این ویژه‌خواری‌ها، که ارتباط با فلان کس موجب بشود یک درآمدِ آسانِ بی‌دردسرِ بدون کاری گیر آدم [بیاید]، همه‌ی اینها برای جامعه مضر است. درآمد باید با کار ارتباط مستقیم داشته باشد. آنچه من گفتم معنایش این نیست که فردا، یا شما یا دستگاه دولتی یا خود بنده بتوانیم این کار را انجام بدهیم؛ من میخواهم این فرهنگ در جامعه رشد کند: فرهنگِ ارتباطِ درآمد با کار. خیلی از این تبعیض‌ها، خیلی از این کارهای تجمّلاتی، خیلی از این ثروتهای مضر ــ که آثار فسادش را انسان در جامعه میبیند و کسانی مصداق «مُترَفین»(۳) در جامعه هستند که در قرآن ذکر شده‌اند(۴) ــ خیلی از اینها ناشی از همین است که ارتباط درآمد و سود و بهره با کار قطع شده؛ کار نیست، [امّا] درآمد هست؛ این نمیشود؛ درآمد باید ناشی از کار باشد.

اگر با فساد مبارزه کردیم، در این فرهنگ پیشروی خواهیم کرد. مسئله‌ی مبارزه‌ی با فساد. فساد چیست؟ فساد، رشوه است، فساد ویژه‌خواری است، فساد ربا است؛ اینها فساد است دیگر، مفاسد است. اگر با اینها هر گامی که در راه مبارزه‌ی با فساد انجام بگیرد، یک گام واقعی در راه پیشرفت در این فرهنگی است که عرض کردیم. البتّه بنده حدود بیست سال پیش یک نوشته‌ی مشروحی در باب مبارزه‌ی با فساد دادم؛ مربوط به سال ۸۰، ۸۱ و آن وقتها است.(۵) در آن نوشته هم من گفتم که مبارزه‌ی با فساد پیگیری میخواهد؛ به قول این داستانها و افسانه‌ها، مثل مار هفت‌سر، اژدهای هفت‌سر است که یک سرش را بزنی، شش سر دیگرش آن طرف زنده‌اند، مشغول کارند. همه‌جانبه باید مبارزه کرد. اگر از آن روز دولتهای محترم و مسئولین محترم دنبال میکردند این قضیّه را، بلاشک ما امروز وضع بهتری داشتیم. خب حالا بحمدالله امید این هست که دولت مردمی و مجلس انقلابی این کار مبارزه‌ی با فساد را دنبال کنند.

من عرض میکنم که اگر یک مسئولی جرئت مقابله‌ی با مفسد داخلی را نداشته باشد، به طریق اولیٰ جرئت مبارزه‌ی با زورگوی خارجی را نخواهد داشت. [مثلاً] فلان کس از تجارت انحصاری سوء استفاده میکند؛ خب باید جلویش را گرفت؛ سخت است. فلان کس از اعتبارات بانکی سوء استفاده میکند؛ فلان کس بدهکاری‌های بانکی‌اش را نمیدهد؛ خب باید مقابله کرد. اینجا اگر شما نتوانید مقابله کنید، آنجایی که یک دولت زورگویی مثل آمریکا یا دیگری پایشان را در یک کفش میکنند که باید در قضیّه‌ی انرژی هسته‌ای این‌جوری بکنید، این‌جوری نکنید، نمیتوانید مقابله کنید. وقتی اینجا شما قدرت مبارزه ندارید، آنجا هم قدرت مبارزه ندارید. این [جور] است.

یک مطلب دیگر در مورد وظایفی است که در قبال کارگر وجود دارد. خب حالا من مجدّداً تکرار میکنم: این مطالبی که اینجا آقای وزیر گفت، اینها خیلی خوب است، اینها کارهای مهمّی است؛ [منتها] دقّت کنند با جزئیّاتش صورت بگیرد یا صورت گرفته باشد. وظایف در قبال کارگر عمدتاً همینهایی است که گفته شد؛ من هم حالا یک اشاره‌ای میکنم. فی‌الجمله همه‌ی ما از کارگر تعریف میکنم. خب تعریف از کارگر خوب است و مردم را نسبت به مقام کارگر آشنا میکند امّا تعریف زبانی کافی نیست. ‌گفت: «قربان تعارف زبانیت شوم»؛(۶) کار باید کرد، تلاش باید کرد، کمک باید کرد.

یکی از نکاتی که همه باید بدانند، هم مسئولین دولتی بدانند، هم آن کارآفرین و سرمایه‌گذار که خیلی از کارها وابسته‌ی به موجودی او و امکانات او است، همه بدانند که اگر تلاش شد تا زندگی کارگر ارتقاء پیدا بکند، وضع کشور ارتقاء پیدا خواهد کرد. کارگر وقتی دغدغه نداشته باشد، امنیّت شغلی داشته باشد، رفاه داشته باشد، زندگی‌اش راحت بچرخد، کیفیّت کار بالا خواهد رفت، کیفیّت محصول بالا خواهد رفت. یکی از مشکلات ما در تجارتهای جهانی و حتّی تجارت داخلی کیفیّت محصول است. اگر چنانچه کارگر دلش گرم باشد و بداند که زندگی‌اش راحت میچرخد، بداند که امنیّت شغلی دارد، اطمینان خاطر داشته باشد، کارش بهتر خواهد شد، کیفیّت کار بالا خواهد رفت، ارتقاء [پیدا میکند]؛ این را همه باید بدانند. بنابراین هر تلاشی برای ارتقاء زندگی کارگر انجام بگیرد، این در واقع تلاش برای بهبود کار است، تلاش برای بهبود محصول کار است، تلاش برای بهبود کشور است؛ یعنی سرمایه‌گذاری است. اگر ما روی رفع مشکلات جامعه‌ی کارگری تلاش بکنیم، در واقع سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؛ این هزینه نیست، این سرمایه‌گذاری است. این را همه بدانند؛ هم مسئولین بدانند در  کارهایی که مربوط به مسئولین کشوری است، [اعمّ از] دولتی یا مجلسی یا غیره، هم خود آن کارفرمایان و سرمایه‌گذاران و کارآفرینان و مانند اینها این را بدانند.

خب، تولید، ستون فقرات کشور است؛ یعنی ستون فقرات اقتصاد کشور «تولید» است؛ ستون فقرات تولید هم کارگر است. ما نباید بگذاریم کارگر، [یعنی] این ستون فقرات، تضعیف بشود. ما امسال [در شعار سال] گفتیم: رشد تولید. خب رشد تولید چه جوری به وجود می‌آید؟ بخش مهمّی از رشد تولید مربوط به کارگرها است؛ [اگر] با دل گرم، با علاقه‌مندی دنبال کار باشند، این‌جور میشود. خب این نکته را بنابراین توجّه کنند؛ هم مسئولین محترم، هم کسانی که اهل سرمایه‌گذاری و ایجاد کار و ایجاد کارگاه و مانند اینها هستند، توجّه بکنند که برای رشد تولید، برای بهبود وضع، باید ارتقاء زندگی کارگر را یک اصل مهم به حساب بیاورند.

یک نکته‌ی دیگر سهم‌بری عادلانه از درآمد کار است که ما در سیاستهای اقتصاد مقاومتی راجع به این، یک بندی آوردیم و بحث کردیم؛ مدّتها قبل، بحث شده. سهم کارگر به ‌عنوان سرمایه‌ی انسانی ــ که یک منبع انسانی است، سرمایه‌ی انسانی است که بیش از سرمایه‌های مادّی تأثیر دارد ــ در ایجاد ارزش برای محصول کار، باید مورد توجّه قرار بگیرد. خب حالا من اینجا یک نکته‌ای را میخواهم از این استنتاج کنم و آن، این است که اگر میخواهیم سهم کارگر از ایجاد ارزش بالا برود، بایستی برای آموزش و مهارت‌آموزی و تجربه‌آموزی کارگر برنامه‌ریزی کنیم که البتّه در حرفهای وزیر محترم هم بود؛ این را خیلی باید جدّی گرفت. سهم کارگرِ ماهر و مجرّب و آموزش‌دیده و دارای ابتکار در ایجاد ارزش برای محصول کار، خب خیلی بالاتر میرود؛ به همان نسبت سهم او از درآمد هم بالا میرود. خب، حالا این معنایش این نیست که ما بخواهیم در مقابل سرمایه‌گذار و مانند اینها جبهه درست کنیم؛ نه، من به‌ هیچ‌ وجه این را توصیه نمیکنم. سرمایه‌گذار و کارآفرین و کارگر، لازم و ملزوم هم هستند؛ این نباشد، کاری از او برنمی‌آید؛ او نباشد، از این کاری برنمی‌آید؛ هر دو به هم احتیاج دارند. آن چیزی که میتواند این سهم عادلانه را تأمین کند، وجود انصاف است؛ فضای انصاف؛ برخلاف آن چیزی که کمونیست‌ها شعارش را میدادند، عمل هم نمیکردند؛ دروغ میگفتند. آنها فضای جنگ و فضای تضاد و مانند اینها را ترویج میکردند؛ در عمل معلوم شد که اشتباه میکنند؛ خطای بزرگی بود، کاری هم از پیش نبردند، عملاً هم پایبند نبودند. فضای انصاف، فضای همراهی، فضای همدلی، فضای ناظر دانستن خدا بایستی حاکم باشد تا بتوانند [موفّق باشند]. البتّه در مواردی ابزار سرمایه در یک طرف، موجب تضییع حقّ کارگر در یک طرف دیگر میشود؛ جلوی این باید گرفته بشود. آن طرف هم یک محدودیّتهایی ممکن است برای او وجود داشته باشد؛ آن هم بایستی مورد توجّه قرار بگیرد. خب این هم این مطلب.

یک نکته‌ی دیگر این است که من از این مطلبی که گفتم، نتیجه میگیرم که بالا بردن زمینه‌‌ی ارتقاء توانایی‌های کارگر یک وظیفه است. یک حدیثی داریم که من اینجا یادداشت کرده‌ام؛ [میفرماید:] مَن‌ ظَلَمَ‌ اَجیراً اَجرَهُ اَحبَطَ اللهُ عَمَلَهُ وَ حَرَّمَ عَلَیهِ ریحَ الجَنَّة (۷)؛ اگر کسی به یک کارگری ظلم بکند، در مورد اجرت او و دستمزد او ظلم بکند، همه‌ی اعمال خیر او از بین میرود، حبط میشود ــ حبط یعنی نابود شدن، از بین رفتن  ــ وَ حَرَّمَ عَلَیهِ ریحَ الجَنَّة؛ و خدای متعال بوی بهشت را بر این آدم حرام میکند! یعنی این‌جوری است. خب حالا این ظلم چیست؟ ظلم این است که فقط دستمزد او را ندهند؟ خب بله، اینکه ظلم بزرگی است امّا فقط این نیست؛ بنده احتمال میدهم که اقدام نکردن در زمینه‌ی همین مسائلی مثل بیمه، مثل بهداشت، مثل بالا بردن مهارت، مثل آموزش، میدان ندادنِ ابتکار عمل، اینها هم ظلم است؛ یعنی اگر چنانچه میخواهید به کارگر ظلم نشود، بایستی وسایل و زمینه‌ی ارتقاء مهارت او را فراهم کنید؛ مسئله‌ی بیمه‌ را تأمین کنید، مسئله‌ی بهداشت را، مسئله‌ی سلامت خانوادگی را، مسئله‌ی امنیّت شغلی را تأمین کنید؛ یعنی نبود اینها هم در واقع ظلم است. خب این هم یک نکته.

یک نکته‌ی دیگری که حالا نکته‌ی آخر عرایض ما شاید باشد، این است که جامعه‌ی کارگری ما تا امروز یک جامعه‌ی وفادار به انقلاب و وفادار به نظام بوده. ببینید، خود این چهارده هزار شهید در واقع چهارده هزار پرچم افتخار است در دست کارگران. اینهایی که شهید شدند ــ حالا بنده چون زندگینامه‌ی شهدا را میخوانم [میدانم] ــ بعضی از اینها کارگر بودند، عائله‌مند هم بودند، دو تا، سه تا، چهار تا بچّه هم داشتند، امّا احساس تکلیف کردند؛ دیدند دشمن به کشور و به انقلاب و به نظام تهاجم کرده، احساس تکلیف کردند، اینها را گذاشتند به امید خدا رفتند در میدان جنگ و به شهادت رسیدند. البتّه چندین برابرِ اینها هم رفتند و بحمدالله زنده‌اند، به شهادت هم نرسیدند، امّا چهارده هزار شهید شوخی نیست.

به نظر من مهم‌ترین نشانه‌ی وفاداریِ جامعه‌ی کارگری به نظام، رفتار آنها در این چند دهه بوده. در اوّل انقلاب، تلاشهای گروهکها بود؛ در داخل کشور، گروهکها تلاش میکردند و هدفشان این بود که کارگران را بکشانند در خیابان، کارگاه‌ها تعطیل بشود و انقلاب زمین‌گیر بشود؛ کار گروهکها بود. بعد، بتدریج، بحث گروهکها به کنار رفت، عمدتاً بدخواهان خارجی در این قضیّه وارد شدند، تا امروز هم ادامه دارد؛ تحریکات کردند، اقدام کردند برای اینکه بتوانند جامعه‌ی کارگری را در مقابل نظام قرار بدهند، با شعارهای سطحی و غیر واقعی. جامعه‌ی کارگری هوشمندی نشان داد، ایستاد؛ این خیلی مهم است. اینکه جامعه‌ی کارگری تحت تأثیر این‌همه تبلیغات تلویزیونی و رادیویی و فضای مجازی و مانند اینها قرار نگیرد، کاری که آنها میخواهند انجام ندهد و بداند که چه کار دارد میکند، این به نظر من جهاد بزرگ جامعه‌ی کارگری است، این خیلی باارزش است؛ هوشیاری نشان دادند در مقابل تحریکات. خیلی سعی کردند جامعه‌ی کارگری را در مقابل نظام قرار بدهند، به حول و قوّه‌ی الهی نتوانستند؛ بعد از این هم دارند تلاش میکنند، همین الان دارند تلاش میکنند، حالا و در آینده هم به حول و قوّه‌ی الهی نخواهند توانست. البتّه یک اعتراضهایی در محیط کارگری وجود داشته، بعضی از این اعتراضات  تا آنجایی که حالا بنده خبر دارم، اعتراضهای به‌جایی بوده؛ اعتراض به تأخیر حقوق، اعتراض به واگذاری غلط. گاهی یک محلّی را، یک مجمع مهمّ کاری را به صورت غلط، به صورت فاسد و مُفسد واگذار میکنند، کارگر آنجا است، از نزدیک دارد میبیند، معترض است؛ این کمک به دولت است، این کمک به نظام است، این آگاه کردن نظام است. هر جا هم در این‌چنین موارد، دستگاه‌های مسئول مثل قوّه‌ِی قضائیّه و غیره دنبال قضیّه رفتند، دیدند حق با اینها است؛ منتها در همین قضایا ــ بنده در جریان تعدادی از این قضایا از دور و نزدیک قرار داشته‌ام ــ جامعه‌ی کارگری با دشمن مرزبندی کردند، نگذاشتند از این اعتراض در فلان قضیّه و در فلان مجتمع که اعتراض کردند، دشمن استفاده کند؛ [گفتند] به این کار اعتراض داریم، امّا از دشمن هم بیزاریم، با نظام هم رفیقیم، همراهیم. حرکت کارگری این است.

یک نکته‌ی دیگری که باز میخواهم عرض بکنم ــ که اوّل هم اشاره کردم ــ راجع به مسئله‌ی ایجاد کار، [این است که] مسئولین کشور یک فکری باید بکنند برای جوانهای تحصیل‌کرده‌ی بیکار. ما جوانهای زیادی داریم؛ دو دسته جوان داریم که باید برای اینها فکر جدّی بشود: یک دسته همین جوانهای تحصیل‌کرده‌ی بیکارند که گاهی در این دیدارهایی که بخش ارتباط مردمی ما با خانواده‌ها دارند و گزارشش را به من میدهند، اطّلاع پیدا میکنیم؛ فرض کنید تحصیل‌کرده‌ی یک رشته‌ای است، تحصیلات تکمیلی هم داشته، امّا حالا مثلاً یک کار خیلی سطحی‌ای را دارد انجام میدهد؛ یعنی کارِ مناسبِ خودش را انجام نمیدهد؛ از این قبیل داریم؛ یک فکری برای اینها باید بشود؛ این کارِ خیلی مهمّی است. اینها سرمایه‌های کشورند، نباید معطّل بمانند؛ این یک دسته. یک دسته جوانهایی هستند که نه دنبال تحصیلند، نه دنبال کارند؛ واقعاً باید صاحب‌نظران سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بنشینند برای این یک فکری بکنند، به دولت کمک کنند؛ به دولت کمک کنند، بشود یک فکری کرد برای اینها. از این قبیل هم متأسّفانه در داخل کشور داریم؛ جوانهایی که کار ندارند، دنبال کار هم نیستند؛ تحصیل نمیکنند، دنبال تحصیل هم نیستند. ما تعداد قابل توجّهی جوانِ این‌جوری داریم؛ این هم جوان است، این هم سرمایه است، نبایستی از دست برود. واقعاً بایستی یک فکری بکنند [برای] اینها؛ این کاری است که حتماً بایستی صاحب‌نظران اقتصادی و انسانی انجام بدهند.

به هر حال،‌ نگاه بنده به جامعه‌ی کارگری از یک سو نگاه تحسین و تکریم است ــ برای شما واقعاً به معنای واقعی کلمه در دل احترام قائلیم و کرامت قائلیم ــ از یک سو معتقدیم که بایستی در سطح زندگی کارگری در کشور یک حرکت محسوسی اتّفاق بیفتد، ان‌شاء‌الله ارتقائی به وجود بیاید با تلاشهایی که میکنند، و از طرفی هم جامعه‌ی کارگری را به خاطر ایستادگی‌اش در مقابل دشمن و تسلیم نشدنش در مقابل تحریکات دشمن از ته دل تحسین میکنیم و برای شما امید و آرزوی خیر و برکت داریم. خداوند متعال ان‌شاء‌الله شماها را محفوظ بدارد، باقی بدارد و قلب مقدّس ولیّ‌عصر را و روح مطهّر امام را از همه‌ی شما راضی بدارد.

والسّلام علیکم و‌ رحمة‌الله و‌ برکاته
 

در ابتدای این دیدار، آقای سیّدصولت مرتضوی (وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی) گزارشی ارائه کرد.
سوره‌ی نجم، بخشی از آیه‌ی ۳۹؛ «... برای انسان جز حاصل تلاش او نیست.»
به کسی میگویند که فزونی نعمت، او را غافل و مغرور و مست کرده و به طغیان واداشته.
از جمله، سوره‌ی واقعه‌، آیه‌ی ۴۵
فرمان هشت‌مادّه‌ای به سران قوا درباره‌ی مفاسد اقتصادی (۱۳۸۰/۲/۱۰)
«هر چند به دل دوست نداری ما را / قربان محبّت زبانیت شوم»
۷) امالی صدوق، مجلس شصت‌وششم، ص ۴۲۷
دوشنبه, 11 ارديبهشت 1402 13:29

چرا نشاط در عبادت نداریم؟

یکی از مسائل مهمی که غالبا ذهن ما را درگیر می کند این است که چرا حال عبادت نداریم. چرا هنگام نماز، خسته و کسل هستیم، احساس خواب و خمیازه می کنیم و چرا هر بار با خودمان عهد می بندیم گناه نکنیم، دوباره با ضعف اراده و سستی در تصمیم مواجه می شویم و مرتکب گناهی می شویم که از آن توبه کرده ایم؟

امام سجاد علیه السلام در فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی به علل و عوامل این مساله اشاره کرده و بیش از ده علت از علل کسالت در عبادت را بیان می کنند که به برخی از آنها اشاره می کنم:

اللّٰهُمَّ إِنِّى كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأْتُ وَتَعَبَّأْتُ وَقُمْتُ لِلصَّلاةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَناجَيْتُكَ أَلْقَيْتَ عَلَىَّ نُعاساً إِذا أَنَا صَلَّيْتُ، وَسَلَبْتَنِى مُناجاتَكَ إِذا أَنَا ناجَيْتُ، مالِى كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَرِيرَتِى، وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوَّابِينَ مَجْلِسِى عَرَضَتْ لِى بَلِيَّةٌ أَزالَتْ قَدَمِى وَحالَتْ بَيْنِى وَبَيْنَ خِدْمَتِكَ؛

خدایا هرگاه گفتم مهیا و آماده شدم و در پیشگاهت به نماز ایستادم و با تو راز گفتم، چرتی بر من افکندی، آنگاه که وارد نماز شدم و حال راز گفتن را از من گرفتی آنگاه که با تو رازونیاز کردم، مرا چه شده؟ هرگاه گفتم نهانم شایسته شد و جایگاهم به جایگاه توبه‌کنندگان نزدیک گشت برایم گرفتاری پیش آمد، بر اثر آن گرفتاری پایم لغزید و میان من و خدمت به تو مانع شد؛

  1. رانده شدن از درگاه الهی

لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَنِى، وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِى - شاید من را از خودت رانده ای و اجازه خدمت کردن به خودت را نمی دهی.

حالا اینکه چه چیزی باعث میشود که انسان از درگاه خدا رانده شود، علت های زیادی دارد. مهمترین آن گناه کردن است.معصیت ، بُعد الهی انسان را ضعیف می کند و او را به سمت اطاعت از شیطان می کشاند.

در میان صفت ها و خصائص روحی هم تکبر باعث رانده شدن از درگاه الهی می شود. همان جریانی که برای ابلیس بعد از خلقت آدم رخ داد. ابلیس با پیشینه ای طولانی درعبادت پس از اینکه امر شد به انسان سجده کند عرض کرد:

قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ -خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی.

  1. سبک شمردن حقوق الهی

أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْصَيْتَنِى، - یا مرا دیده‌ای که حقّت را سبک می‌شمارم پس از پیشگاهت دورم ساختی.

دومین علت این است که انسان، حقوق الهی را سبک بشمارد. نسبت به انجام واجباتی که خداوند به عهده انسان گذاشته، بی تفاوت باشد. نماز، روزه، حج و زکات و واجبات دیگر را یکی درمیان انجام بدهد. سهل انگاری کند. نکته مهم اینجاست که اشاره به سبک شمردن واجبات الهی است نه به ترک واجبات. یعنی اگر کسی واجبات عبادی که جزو حقوق الهی است را ترک کند قطعا توفیق عبادت را از دست میدهد. یعنی بستر توبه و عبادت برای او مهیا نمی شود که توفیق انجام آن را داشته باشد.

در سوره ماعون خداوند می فرماید: فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ - الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ -  پس وای بر نمازگزاران که از نمازشان غافل و نسبت به آن سهل انگارند

  1. روی گردانی از خداوند

أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنِى - یا شاید مرا روی‌گردان از خود مشاهده کردی، پس مرا مورد خشم قرار دادی.

سومین علت بحث، روی گردانی از خداست. اینکه انسان در هیچ کجای زندگی اش خدا را نبیند. ما گاهی غافل می شویم. اصلا فراموش میکنیم بنده ایم و در تمام کارهای روزمره فردی و اجتماعی خدا را لحاظ نیمیکنیم. توجه به حضور خدا نداریم. امام راحل فرمودند: عالم محضر خداست، در محضر خدا گناه نکنید. اخلاص یکی از مراتب عالی اخلاق و عرفان است. اینکه انسان کارش را خالصانه فقط برای خدا انجام بدهد. اما ما گاهی در کارهایمان اصلا خدا را شریک نمی کنیم. از خدای متعال روی گردان می شویم. بخاطر شدت غفلت و فراموشی که نسبت به حضور خداوند در زندگی داریم. این هم یکی از عوامل کسالت در عبادت است. در طول روز خدا را فراموش کرده ایم و حالا موقع نماز می خواهیم توجه داشته باشیم به اینکه خدایی هست و قرار است با او صحبت کنیم.

  1. آلوده شدن به دروغ

أَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنِى فِى مَقامِ الْكاذِبِينَ فَرَفَضْتَنِى - یا شاید مرا در جایگاه دروغ‌گویان یافتی، پس به دورم انداختی.

بحث دیگر دروغ است. کسی که به دروغ در گفتار و رفتار آلوده می شود، حال عبادت پیدا نمی کند. امام علی علیه السلام می فرمایند: تمام بدی ها و خباثت ها در یک خانه جمع شده و کلید آن خانه دروغ است. حالا انسان گاهی به مردم دروغ می گوید، گاهی به خدا دروغ می گوید. در نماز میگوید: ایاک نعبد، فقط تو را می پرستیم، اما در عمل پول می پرستد، جایگاه اجتماعی اش را می پرستد، به پارتی و روابط امیدوار می شود. و یا آنچه در تعارفات مردم مرسوم است. بسیاری از این تعارفات واقعی نیست. اینها هم نوعی دروغ است.

امام علی علیه السلام می فرماید: حدیث : لا يَجِدُ عَبدٌ طَعمَ الايمانِ حَتَّي يَترُكَ الكِذبَ هَزلَة وَ جِدَّهُ. هیچ بنده ای مزه ایمان را نمی چشد تا دروغ را چه شوخی و چه جدی رها کند.

  1. شکرگزار نبودن نسبت به نعمتها

أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى غَيْرَ شاكِرٍ لِنَعْمائِكَ فَحَرَمْتَنِى - یا شاید مرا نسبت به نعمت‌هایت ناسپاس دیدی، پس محرومم کردی.

مساله دیگر کفران نعمت یا عدم شکرگزاری است. امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: وقتی نشانه هاى نعمت پروردگار برای شما آشكار شد، با ناسپاسى نعمت ها را از خود دور نسازيد. امام سجاد علیه السلام در این بخش ازدعا می فرماید: خدایا شاید دیدی من نعمتهای تو را شکرگزاری نمی کنم پس من را محروم کردی. یعنی من کفران نعمت کردم، تو هم من را از آن نعمت محروم کردی. یکی از نعمتها هم قطعا حال خوب در عبادت است. اگر بتوانیم این حال خوب را نگه داریم و با معصیت و گناه، کفران نعمت نکنیم، قطعا خداوند هم به آن برکت می دهد. لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم؛ [اگر] شکر بکنید، خدا نعمت را افزایش میدهد. (7/ابراهیم) البته شکرگزاری در این فراز از دعا عام است. یعنی نسبت به یک نعمت خاصی نیست. بلکه روحیه شکرکزاری مهم است. اینکه کسی شکرگزار نباشد درگیری کسالت در عبادت می شود.

  1. فاصله گرفتن از مجالس علمای دین

أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلْتَنِى – یا شاید مرا از هم‌نشینی دانشمندان غایب یافتی، پس خوارم نمودی.

علت مهم دیگر که معمولا به آن توجه نمی کنیم این است که رفت و آمد نداشتن با علما و حضور نداشتن در مجالس دینی که توسط عالمان راستین و واقعی اداره می شود، یکی از علتهای مهم است که به مرور زمان سبب کسالت در انجام عبادات و سست شدن اراده انسان نسبت به انجام مناسک دینی می شود. بدون شک موعظه و یادآوری در هر چیزی، به اراده و تصمیم انسان برای انجام کار کمک فراوانی می کند.

وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ [55] /خداوند به پیامبرش می‌فرماید: «و تذکر بده که تذکر برای مومنین سودمند است».

یک نکته مهم و کلیدی اینجا وجود دارد و آن هم اینکه طبق فرموده امام موسی کاظم علیه السلام، عالمی که در مجلسش شرکت می کنیم ویا با او رفت دو آمد می کنیم باید پنج خصلت داشته باشد.

امام هفتم، موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: لا تجالسوا عند کل عالم الا عالم یدعوکم من الخمس الی الخمس: من الشک الی الیقین، ومن الکبر الی التواضع، ومن الریا الی الاخلاص ومن العداوة الی النصیحة، ومن الرغبة الی الزهد

با هر عالمی همنشین و هم مجلس نشوید، بلکه تنها با عالمی همنشین باشید که از پنج چیز شمارا به پنج چیز دعوت کند: شما را از شک به یقین، و از کبر به تواضع و فروتنی، و از ریا به اخلاص، واز دشمنی به خیر خواهی، و از دنیاپرستی به زهد.

  1. غفلت داشتن در زندگی

أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى فِى الْغافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِى – یا شاید مرا در گروه بی‌خبران دیدی، پس از رحمتت ناامیدم کردی.

مساله دیگر بحث مهم غفلت است. انسان وقتی غافل شد، بستر برای نفوذ شیطان را فراهم می کند. همانطور که میدانیم بعد از شرک به خدا، دومین و بزرگترین گناه، نا امیدی از رحمت خداست. وقتی غفلت زیاد شد، انسان  از خدا بیشتر فاصله میگیرد و هر چه فاصله بیشتر شود، راه برای نفوذ شیطان بازتر می شود.  ناامیدی از رحمت الهی یکی از مهمترین ابزار شیطان برای به انحطاط کشیدن و ناامید کردن او از صلاح و نجات است. قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید، از رحمت خداوند ناامید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.( 53 / زمر)

حالا اینکه راهکار غفلت زدایی چیست و یا علل آن کدام است نیازمند بحث مفصلی است. اما به یک نکته اشاره کنم که در روایات یکی از مسائلی که سبب از بین بردن غفلت می شود محافظت بر نماز اول وقت است. امام باقر علیه السلام فرمودند: أيّما مُؤمِنٍ حافَظَ علَى الصَّلواتِ المَفروضَةِ فَصَلاّها لِوَقتِها فَلَيسَ هذا مِن الغافِلينَ.

هر مؤمنی كه به نمازهای واجب اهمیت دهد و آنها را به وقتش بخواند، از غافلان نیست.

  1. انس با مجالس اهل بطالت و خوشگذرانی

أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى آلِفَ مَجالِسِ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِى وَبَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِى – یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکاره‌ها دیدی، پس مرا به آنان واگذاشتی.

یکی دیگر از مسائلی که باعث کسالت در عبادت می شود، مانوس بودن و حضور داشتن در مجالس کسانی است که عمر خود را به بطالت می گذراند. مجالسی که هیچ بهره دنیوی و اخروی ندارد. صرفا اتلاف عمر است. وقتی حضور انسان در جلسات لغو و بی بیهوده زیاد شد، خداوند او را با همان افراد وا می گذارد و به مرور زمان لذت عبادت از انسان سلب می شود.

خوب است اینجا اشاره ای به داستان بشر حافی کنیم.

بشر حافى یکى از اشراف زادگان بود که شبانه روز به عیاشى و فسق و فجور اشتغال داشت . خانه اش مرکز عیش و نوش و رقص و غنا و فساد بود که صداى آن از بیرون شنیده مى شد. روزى از روزها که در خانه اش محفل و مجلس گناه برپا بود، کنیزش با ظرف خاکروبه ، درب منزل آمد تا آن را خالى کند که در این هنگام حضرت موسى ابن جعفر(ع ) از درب آن خانه عبور کرد و صداى ساز و رقص به گوشش رسید. از کنیز پرسید: صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ کنیز جواب داد: البته که آزاد و آقا است . امام (ع ) فرمود: راست گفتى ؛ زیرا اگر بنده بود از مولاى خود مى ترسید و این چنین در معصیت گستاخ نمى شد. کنیز به داخل منزل برگشت .

بشر که بر سفره شراب نشسته بود از کنیز پرسید: چرا دیر آمدى ؟ کنیز داستان سؤ ال مرد ناشناس و جواب خودش را نقل کرد. بشر پرسید: آن مرد در نهایت چه گفت ؟ کنیز جواب داد: آخرین سخن آن مرد این بود: راست گفتى ، اگر صاحب خانه آزاد نبود (و خودش را بنده خدا مى دانست ) از مولاى خود مى ترسید و در معصیت این چنین گستاخ نبود.

سخن کوتاه حضرت موسى بن جعفر(ع ) همانند تیر بر دل او نشست و مانند جرقه آتشى قلبش را نورانى و دگرگون ساخت . سفره شراب را ترک کرد و با پاى برهنه بیرون دوید تا خود را به مرد ناشناس برساند. دوان دوان خودش ‍ را به موسى بن جعفر(ع ) رسانید و عرض کرد: آقاى من ! از خدا و از شما معذرت مى خواهم . آرى من بنده خدا بوده و هستم ، لیکن بندگى خودم را فراموش کرده بودم . بدین جهت ، چنین گستاخانه معصیت مى کردم . ولى اکنون به بندگى خود پى بردم و از اعمال گذشته ام توبه مى کنم . آیا توبه ام قبول است ؟ حضرت فرمود: آرى خدا توبه ات را قبول مى کند. از گناهان خود خارج شو و معصیت رابراى همیشه ترک کن .

  1. شخصیت گناهکار

أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعائِى فَباعَدْتَنِى – یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی پس دورم نمودی.

 علت دیگر این است که انسان به قدری در گناه غوطه ور شده باشد و به قدری شخصیت مشمئز کننده ای داشته باشد که خداوند رحمان و رحیمی که در اوج مهربانی است هم دوست نداشته باشد صدای او را بشنود. اگر انسان به چنین درجه ای از انحطاط رسید، خداوند او را از خودش دور می کند. شیرینی مناجات و لذت توبه را از او سلب می کند. یکی از گروه هایی که به دوربودنشان از خدا در قرآن تصریح شده، ستمکارانند. ظلم مساله بسیار مهمی است.  فَبُعۡدٗا لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ - پس دورى [از رحمت حق] بر گروه ستمکاران باد. (مومنون / 41)

  1. مکافات اعمال

أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِى وَجَرِيرَتِى كافَيْتَنِى – یا شاید به خاطر جرم و جنایتم کیفرم نمودی.

گاهی اوقات خداوند انسان را مجازات می کند بخاطر اعمالی که انجام داده. به بیان دقیقتر، مکافات عملش به او میرسد. خدایا شاید داری مکافات عمل من را به من میدهی که حال عبادت ندارم. حال توبه و انابه ندارم. یکی از عقوبات و جریمه های دنیوی خدا این است که بخاطر گناهان و یا اعمال نادرستی که انجام می دهیم، حس و حال عبادت را از ما سلب می کند. کسی که گیاه سمی بکارد، گندم برداشت نمی کند. اعمال ما هم همین است. از مکافات عمل غافل مشو / گندم از گندم بروید جو ز جو

  1. پرده دری و گستاخی

أَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيائِى مِنْكَ جازَيْتَنِى – یا شاید برای کمی حیایم از تو، مجازاتم نمودی.

نکته دیگر تجری است. یعنی گستاخی در مقابل خدا. یک وقت انسان گناهی را انجام می دهد، پشیمان می شود، ناراحت می شود. یک وقت هم با غرور گناه می کند. بعد از گناه هم اصلا برایش مهم نیست گناه کرده. در مقابل خدا شاخ و شانه می کشد و گناه می کند. یعنی با گستاخی گناه می کند. این باعث می شود که حال عبادت از او سلب می شود. خدایا شاید چون در مقابل توحیا نداشتم، از مخالفت کردن با تو حیا نکردم، من را مجازات کردی و حال توبه و عبادت را از من سلب کردی.

خلاصه و چکیده ای که از بیانات امام در دعای ابوحمزه به دست می آید این است که در مرحله اول، هر چه گناه، بیشتر در زندگی انسان ورود کند، حال عبادت، حال توبه، حال خوش بندگی را بیشتر می گیرد. در مرحله دوم هم همنشینی با اهل غفلت، اهل بطالت و وقت گذرانی و فاصله گرفتن از دانشمندان و علما و مجالس آنها سبب کسالت در عبادت است.

انسان با نزدیک شدن به علما و دانشمندان و مجالس آنها و انجام کارهای خیر و حضور در اماکن مذهبی و با فاصله گرفتن از آدم های اهل گناه و غفلت و مجالس لهو و لعب، نشاط عبادت و توفیقات بیشتری کسب می کند.

«رژیم صهیونیستی یک سیلی محکم و کوبنده از روسیه در سازمان ملل دریافت کرد. اقدامی که به تصمیم گیرندگان در تل آویو گوشزد کرد که مسکو فراموش نمی‌کند و مصمم است تل آویو را به دلیل دخالت در جنگ اوکراین مجازات کند. به ویژه که گزارش‌های اسرائیلی اخیراً تأیید کرده  که این رژیم اقدام به ارائه سلاح‌های پیشرفته به کی‌یف برای مبارزه با ارتش روسیه می‌کند».

روزنامه برخطِ «رأی الیوم»‌ با انتشار یادداشتی، ضمن بیان مطلب فوق، نوشت: «خرس روسی دندان‌های خود را نشان می‌دهد و برای حمایت اسرائیل از اوکراین یک سیلی محکم دیپلماتیک به [تل‌آویو] زد و با به تعویق انداختن نشست شورای امنیت برای بررسی سیاست‌های رژیم اشغالگر در کرانه باختری مخالفت کرد و این یک پیروزی برای فلسطین است».

در ادامه این یادداشت آمده است: «به گفته منابع بلندپایه سیاسی در تل‌آویو، قرار است امروز (سه‌شنبه، ۲۵ آوریل)، شورای امنیت سازمان ملل درباره آخرین تحولات منطقه خاورمیانه نشست برگزار کند؛ نشستی که هر سه ماه یک‌ بار برگزار می‌شود. به گفته "یارون آبراهام" خبرنگار سیاسی کانال ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی، این جلسه به موضوع فلسطین، وضعیت موجود و فعلی در مسجد مبارک الاقصی و وضعیت کرانه باختری اشغالی می‌پردازد».

آبراهام به نقل از منابع بلندپایه سیاسی در تل‌آویو گفت که طرف‌های مسئول در رژیم صهیونیستی و «گلعاد اردان» سفیر این رژیم در سازمان ملل از روسیه به عنوان رئیس دوره‌ای شورای امنیت خواستند که مناقشه امروز را به تاخیر اندازد.

بر اساس این گزارش، اردان طی نامه‌ای رسمی به نماینده روسیه در سازمان ملل از او خواست که مناقشه امروز را به تاخیر اندازد به این بهانه که امروز (سه‌شنبه) یک روز «مقدس مدنی» برای رژیم صهیونیستی است و مصادف است با مراسم یادبود نظامیان کشته شده اسرائیلی طی جنگ‌های مختلف.

وی افزود: «لذا روسیه باید این موضوع را جدی بگیرد تا مداخله روسیه در مناقشه اسرائیل و فلسطین بی طرف بماند».

در ادامه این یادداشت آمده است: اما به نظر می‌رسد که روسیه اهمیتی به این نامه سفیر اسرائیلی نداده و اقدامی برای به تاخیرانداختن این نشست نکرده است. بنا به گفته منابع آگاه در تل‌آویو، خطرناکتر از آن، روسیه به این بحث اعتبار جدیدی داد و اهمیت آن را از قبل بیشتر کرد». 

به گفته این منابع، پس از این تصمیم روسیه که به اطلاع وزارت خارجه رژیم صهیونیستی رسید، مشخص شد که «ریاض المالکی» وزیر امور خارجه فلسطین قصد دارد در این نشست حاضر شود و فلسطینی‌ها آن را به عنوان یک دستاورد می‌بینند زیرا به این ترتیب اسرائیل به دلیل سیاست‌هایش علیه فلسطینی‌ها در کانون انتقاد قرار خواهد گرفت. ضمن این‌که «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه نیز در این نشست شرکت خواهد کرد.

خبرنگار سیاسی کانال ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی در ادامه به نقل از یک منبع بلندپایه در وزارت خارجه رژیم صهیونیستی بدون اشاره به نام او، گفت: روس‌ها به درخواست اسرائیل پاسخ مثبت نداد، زیرا می‌خواست این پیام را به تل‌آویو بدهد که از دخالت اسرائیل در جنگ اوکراین به نفع کی‌یف ناراضی است.

 روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» نیز اواخر ژانویه گذشته گزارش داد که ایالات متحده، در زمان کنونی اقدام به انتقال صدها هزار گلوله توپخانه از تجهیزات نظامی خود که در اراضی اشغالی فلسطین ذخیره کرده، به ارتش اوکراین می‌کند.

مقامات آمریکایی و اسرائیلی در همان زمان اعلام کردند که پنتاگون در حال بهره‌برداری از انبار بزرگ اما کمتر شناخته شده مهمات خود در سرزمین‌های اشغالی است، تا به نیاز شدید اوکراین به گلوله‌های توپ در جنگ با روسیه کمک کند.

این روزنامه آمریکایی، گزارش داد که ایالات متحده تا آن زمان، ۱۵۰ هزار گلوله توپخانه از اسرایئل به اروپا انتقال داده و این نیمی از میزانی است که واشنگتن قصد دارد از انبارهای خود در اسرائیل و کره جنوبی به کی‌یف بدهد. 

در این گزارش که در رسانه‌های صهیونیستی نیز بازنشر شد، آمده است: «اسرائیل در ابتدا نگران این موضوع بود که مبادا با این اقدام پنتاگون، در تسلیح اوکراین همدست ظاهر شود».

بر اساس این گزارش، ارتش آمریکا این تسلیحات و مهمات را برای استفاده احتمالی در درگیری‌های خاورمیانه در اراضی اشغالی فلسطین انبار کرده بود و در عین حال به تل‌آویو اجازه داده که در مواقع اضطراری از این تجهیزات استفاده کند همان‌طور که در طول جنگ دوم لبنان در سال ۲۰۰۶ و حمله به نوار غزه در سال ۲۰۱۴ روی داد.

به اذعان تحلیلگران نظامی، توپخانه ستون فقرات قدرت آتش نبرد زمینی را برای اوکراین و روسیه تشکیل می‌دهد و نتیجه جنگ ممکن است به این بستگی داشته باشد که کدام طرف ابتدا مهماتش تمام شود.

در شرایطی که ذخایر تسلیحاتی در ایالات متحده به شدت کاهشی شده و سازندگان تسلیحات آمریکایی هنوز قادر به هماهنگی با سرعت عملیات در میدان نبرد اوکراین نیستند، پنتاگون برای پر کردن این شکاف به دو منبع جایگزین گلوله روی آورده است: یکی در کره جنوبی و دیگری در فلسطین اشغالی.

بر اساس این گزارش، ارسال صدها هزار گلوله توپ از این دو انبار برای کمک به کی‌یف، در ابتدا حساسیت‌های کره جنوبی و رژیم صهیونیستی را که علناً متعهد شده‌اند که کمک‌های نظامی مرگبار به اوکراین ارسال نکنند، برانگیخت.

در چنین فضایی، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر وزیر رژیم صهیونیستی چندی پیش در گفت‌وگو با شبکه آمریکایی «سی‌ان‌ان»  گفت که تل‌آویو در حال بررسی موضوع کمک نظامی به اوکراین است.

وی در پاسخ به سؤال مجری این شبکه مبنی بر احتمال کمک‌های تل‌آویو به اوکراین به خصوص در زمینه عرضه سامانه‌های «گنبد آهنین» گفت: «خب، من مطمئناً در حال بررسی آن هستم».

از زمان آغاز خصومت‌ها بین روسیه اوکراین به طور کلی رویکردی محتاطانه را در پیش گرفت و این جهت‌گیری را تا زمان بازگشت به قدرت و تصدی پست نخست‌وزیری حفظ کرد اما از زمان تصدی مجدد این پست گفت که اسرائیل ارائه سامانه‌های تلسیحاتی به اوکراین را در نظر خواهد گرفت و حتی در همین راستا، با تایید وی «الی کوهن» وزیر خارجه این رژیم به کی‌یف سفر کرد. 

روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» نیز چندی پیش گزارش کرد، در بخشی از اسناد محرمانه فاش شده پنتاگون که در روزهای اخیر جنجال‌های زیادی را به راه انداخته و نگرانی زیادی را در بین مقام‌های آمریکایی به وجود آورده، به ارسال تسلیحات مرگبار رژیم صهیونیستی به اوکراین نیز اشاره شده است.

در این اسناد آمده در صورتی‌که روابط میان رژیم صهیونیستی با روسیه در شرایط افزایش حمایت نظامی مسکو از برنامه موشکی و هسته‌ای ایران رو به وخامت برود، احتمالاً رژیم صهیونیستی با فشارهای ایالات متحده، موضوع ارسال تسلیحات مرگبار به اوکراین را مورد بررسی قرار دهد.

رهبر فرزانۀ انقلاب، طی سالیان گذشته، قریب به ۴۰ نوبت موضوع کلیدی «تقویت پول ملی» را گوشزد و مطالبه کرده‌اند. متن بیانات کلیدی ایشان در این زمینه خواهد آمد.

اشارت |«ارزش پول ملی» از منظر فنی، به دو نسبت ارجاع دارد: نسبت ارزش ریال به ارزهای خارجی، و نسبت ارزش ریال به کالاها و خدمات. اولی قدرت تأمین داخلی را در برابر کالاهای جهانی نشان می‌دهد، و دومی قدرت خرید و رفاه عمومی مردم را. 

سرطان مهلک و خانمان‌سوز کاهش ارزش ریال، برای کسانی که طی سالیان متمادی به‌ضرورت و اقتضای جایگاه‌های اجرایی و تقنینی متولیان اقتصادی کشور بوده‌اند، معمولاً به‌حد شایسته حساسیت‌برانگیز نبوده است. اما اکنون اقتصاد ایران در شرایط خاصی است: سوگمندانه می‌توان گفت، ارزش ریال، در سال اول از چهارسالۀ اول هیچ دولتی، چنین کاهشی را تجربه نکرده است؛ ضمن اینکه این موضوع تا آنجا مهم بوده که در حکم تنفیذ جناب آقای دکتر رئیسی مورد تصریح رهبر فرزانۀ انقلاب قرار گرفته است.

تجربه نشان می‌دهد، نگاه رهبر انقلاب به مؤلفه‌های کلیدی و گفتمانی اقتصاد، به‌هیچ‌وجه یک نگاه سطحی و بسیط نیست، و اتفاقاً - هم در پی‌آمد تجربۀ قویم تشکیلاتی و اجرایی طی بیش از پنج دهه، و نیز مباحثه با بزرگانی مانند مرحوم آیت‌الله العظمی شاهرودی (که شاگرد بلافصل مرحوم شهید صدر بودند) - نگاهی نواندیش و نکته‌سنج است. برای نمونه ایجاد و توسعۀ ادبیات و گفتمان «اقتصاد مقاومتی»، موضوع‌شناسی در پدیده‌های نو مانند نگاه بدیع به «سپرده‌های بانکی» (قائل بودن به ودیعه‌گذاری در بانک‌ها به‌جای قرض در ادبیات مصطلح فقهی)، و همچنین نگاه فوق‌العادۀ ایشان به ابعاد گوناگون اقتصاد سیاسی - ازجمله جعل کلیدواژۀ «جادوی پولی و مالی» در سال 1395 - تنها چند مورد از توان ذهنی و علمی معظم‌له در موضوعات اقتصادی را نمایان می‌کند.

خواهیم دید که عبارت «تقویت پول ملی»، اول‌بار در سال 1375 مورد تأکید ایشان قرار گرفته، و از آن هنگام تاکنون بارها تکرار شده، و هرچه به زمان حاضر نزدیک شده‌ایم پربسامدتر شده است، تا آنجا که 27 نوبت از این هشدارها از سال 1396 تاکنون بوده، و تا آنجا که در حکم تنفیذ آیت‌الله رئیسی، برای اولین بار بصورت مصرح در حکم تنفیذ یک رئیس‌جمهور مورد تأکید قرار گرفته است.

در ادامه، بیانات ایشان بدون تحلیل، و جرح و تعدیل، و با ذکر زمان و منبع، عیناً خواهد آمد. امید که مورد استفادۀ پژوهشگران و سیاستگذاران قرار گیرد.

1402/1/1 | یکی از مشکلات اقتصاد ما وابستگی به دلار است. بعضی از کشورهایی که تحریم شدند، وابستگی خودشان را به دلار قطع کردند، وضعشان بهتر شد. ما الان کشورهایی را می‌شناسیم ــ نمیخواهم اسم بیاورم ــ که مورد تحریمهای شدید غرب قرار گرفتند و رابطه‌شان با سوئیفت ــ که یک ساز و کار بین‌المللی غربی است ــ قطع شد، دلار را کنار گذاشتند، با پولهای محلّی معامله کردند و صادرات و واردات انجام دادند، وضعشان بهتر شد؛ این کار را ما هم باید بکنیم. {متن کامل اینجا

1401/12/15 | ما امروز مشکل داریم؛ هم در زمینه‌ی ارزشِ پولِ ملّی‌مان مشکل داریم، هم در زمینه‌ی تورّم و گرانی مشکل داریم. از همه‌ی راه‌های ممکن اقتصادی بایستی مسئولین استفاده کنند. {متن کامل اینجا}

1401/11/26 | کمبودهای ما، ضعفهای ما کم نیست. بعضی‌اش را مردم احساس میکنند، میفهمند؛ خب گرانی هست، تورّم هست، کاهشِ ارزشِ پولِ ملّی هست؛ اینها ضعف است؛ اینها را ما داریم. {متن کامل اینجا}

1401/04/28 | ایشان در دیدار با رئیس‌جمهور روسیه با تأیید سیاست جایگزینی پول‌های ملی در روابط دو کشور و استفاده از ارزهای دیگر به جای دلار، گفتند: دلار را باید به تدریج از مسیر معاملات جهانی خارج کرد و این کار به صورت تدریجی، ممکن است. {متن کامل اینجا}

1400/06/06 | کاهش ارزش پول ملّی هست، که این یکی از آن چیزهایی است که انسان واقعاً‌ خجالت‌زده میشود از این قضیّه... یک نکته‌ی مهمّ دیگر در مسئله‌ی مشکلات اقتصادی ما، مسئله‌ی کنترل نظام بانکی است در خصوص مسئله‌ی خلق پول و تولید نقدینگی. آن چیزی که صاحب‌نظران اقتصادی به ما گزارش میدهند و منعکس میکنند، این است که میگویند خلق پول بایستی در نسبت با تولید انجام بگیرد؛ اگر این نسبت وجود نداشت، بایستی جلوی خلق پول گرفته بشود، جلوی تولید نقدینگی باید گرفته بشود؛ یعنی بِجِد این مسئله را اهمّیّت بدهند. اگر در این زمینه درست عمل بشود، این برکات زیادی خواهد داشت: جلوگیری از تورّم، رونق تولید، رونق اشتغال، تقویت پول ملّی و از این قبیل چیزها. این یکی از آن نکات مهمّی است که به نظر من روی آن بایستی تکیه کرد. {متن کامل اینجا}

1400/05/12 | (حکم تنفیذ رئیس‌جمهور) امروز میهن عزیزمان، تشنه‌ی خدمت و آماده‌ی حرکت جهشی در همه‌ی عرصه‌ها، و نیازمند مدیریّتی باکفایت و جهادی و دانا و شجاع است که بتواند توانمندی‌های آشکار و نهفته‌ی ملّت، بویژه جوانان را که بسیار فراتر از مشکلات است، بسیج کرده و به میدان کار و تلاش سازنده آورَد؛ موانع را از سر راه تولید بردارد؛ سیاست تقویت پول ملّی را بِجِد دنبال کند، و قشرهای متوسّط و پایین جامعه را که سنگینیِ مشکلات اقتصادی بر دوش آنها است، توانمند سازد؛ {متن کامل اینجا}

1400/01/01 | قدرت خرید مردم که این [همان] مسئله‌ی ارزش پول ملّی است و یک نکته‌ی بسیار مهمی است که در جای خود بایستی اهل فن درباره‌ی آن بحث کنند... در خود مسئله‌ی اقتصاد کارهای مهمّی هست؛ رشد تولید ملّی، رشد سرمایه‌‌گذاری ملّی، تقویت پول ملّی، مسئله‌‌ی تورّم و امثال اینها در ذیل عنوان اقتصاد است. {متن کامل اینجا}

1399/12/30 | جهش تولید اگر بدرستی در کشور اتّفاق بیفتد -که ان‌شاءالله اتّفاق خواهد افتاد- هم تأثیرات عمیق اقتصادی در کشور میگذارد -در مورد ارزش پول و بقیّه‌ی مسائل عمده‌ی اقتصادی تأثیر میگذارد- و هم علاوه‌ی بر آنها موجب اعتماد به نفْس ملّی میشود، موجب رضایتمندی عمومی مردم میشود، تضمین‌کننده‌ی امنیّت ملّی میشود؛ {متن کامل اینجا}

1399/10/19 | این ملّت میتواند، هم در زمینه‌ی اقتصادی، هم در زمینه‌ی مسائل تولید و مسائل ارزش پول، هم در زمینه‌ی مسائل فرهنگی، هم در زمینه‌ی مسائل سیاسی، هم در زمینه‌ی مسائل نظامی و امثال اینها موفّق بشود. {متن کامل اینجا}

1399/06/02 | تولید، همان طور که ما هم اشاره کردیم، دوستان هم اشاره کردید، کلید اصلی است برای اشتغال، برای معیشت، برای کاهش تورّم، برای ایجاد ارزش پول ملّی؛ تولید واقعاً مادر همه‌ی اینها است... موضوع سوّمی که در بخش مربوط به اقتصاد میخواهم عرض بکنم، مسئله‌ی ارزش پول ملّی است که خب این هم بی‌ارتباط به آن بحثهای قبلی نیست. البتّه ارزش پول ملّی علی‌الاصول یک چیزی است که به رشد تولید کشور و رشد توسعه‌ی کشور و رشد اقتصادی و تقویت بنیه‌ی اقتصادی کشور ارتباط دارد؛ عمدتاً این است لکن یک چیزهایی هم در حاشیه‌ی این وجود دارد. البتّه اگر ما بتوانیم تولید را تقویت کنیم، پول ملّی به طور طبیعی تقویت خواهد شد؛ اگر بتوانیم بنیه‌ی اقتصاد را قوی کنیم، پول ملّی طبعاً تقویت خواهد شد و تقویت پول ملّی در امر معیشت مردم یک تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد دیگر؛ تأثیر مستقیم در امر معیشت مردم دارد، لکن در کنار آن کارهای بلندمدّت -که تقویت بنیه‌ی اقتصادی کار کوتاه‌مدّتی نیست- بعضی از کارهای کوتاه‌مدّت هم وجود دارد... یکی اینکه مشخّص شده است که دخالتهای بدخواهانه‌ای در کار ارز میشود که اینها در کاهش قیمت پول ملّی و ارزش پول ملّی تأثیر میگذارد. بعضی از دخالتها، دخالتهای بدخواهانه است؛ بعضی بدخواهانه نیست، [بلکه] سودجویانه است. اعلام شد که 27 میلیارد دلار پول صادراتی است که برنگشته؛ خب این مسئله‌ی مهمّی است. البتّه گاهی اوقات این برنگشتن به خاطر یک عوامل منطقی است که برنمیگردد، امّا گاهی هم به خاطر این است که مثلاً فرض کنید این پول را، این ارز را این جناب، برده در فلان کشور زمین خریده، ملک خریده، آنجا رفته کارهایی مانند اینها کرده؛ این قابل قبول نیست. حالا گزارشهایی در این زمینه هست که در یکی از کشورهای همسایه‌ی ما، بیشترین تعداد ملکی که خریداری شده، مربوط به ایرانی‌هایی است که آنجا ملک خریده‌اند؛ خب این اصلاً قابل قبول نیست. یا اگر بخواهند این را صرف کنند برای واردات کالاهای غیر لازم، یا کالاهای لوکس و بکلّی غیر مورد انتفاع که نمونه‌اش را عرض کردم: یک گوشی تلفن لوکسی را از آمریکا آورده‌اند و نیم میلیارد، پانصد میلیون یورو صرف این کار بشود؛ حالا تعجّب هم میکنم که چطور آنها که این همه تحریم میکنند ما را، این یکی را و امثال اینها را ما در تحریم نداریم؛ اینها واقعاً کارهایی است که قابل قبول نیست. یکی این است، یکی هم برخی از تصمیم‌های نسنجیده‌ی بعضی از دستگاه‌ها است. البتّه خوشبختانه بانک مرکزی فعّالیّتهای خوبی را در این زمینه انجام داده و شروع کرده و دنبال میکنند که همه هم باید به آن کمک کنند؛ به نظر ما همه‌ی دستگاه‌های دولتی باید به بانک مرکزی کمک کنند؛ چون مباشرتاً مسئله‌ی پول و ارز، کاهش ارزش پول یا افزایش ارزش پول به سیاستهای آنها ارتباط پیدا میکند؛ لذا همه باید کمک کنند تا بانک مرکزی بتواند کارش را انجام بدهد. خوشبختانه کارهای خوبی هم دارد انجام میشود. {متن کامل اینجا}

1399/05/10 | بعد هم مسئله‌ی حفظ ارزش پول ملّی است؛ اینکه این ارز همین طور افسار پاره کند و قیمتش روزبه‌روز بالا برود، چیز بسیار بدی است، این جزو کارهای کوتاه‌مدّت است که بایستی [مسئولین] انجام بدهند. البتّه من اطّلاع دارم بانک مرکزی تلاشهای زیادی دارد میکند و ان‌شاء‌الله موفّق هم خواهد شد و این هم به بنده گزارش شده از جاهای مطمئن که این [موضوع] بیش از آنچه دلایل اقتصادی داشته باشد، دلایل امنیّتی -سیاسی دارد -نه اینکه دلایل اقتصادی نداشته باشد امّا [عمده] دلایل امنیّتی و سیاسی است- که خب اگر این [طور] باشد باید جدّاً مقابله بشود؛ کسانی هستند که به این آتش‌افروزی دامن میزنند. {متن کامل اینجا}

1399/04/22 | مشکلات اقتصادی که از آن تعبیر کردیم به بیماری، خب عمده‌ترینش تورّم است، کاهش ارزش پول ملّی است، گرانی‌های بی‌منطق است، مشکلات بنگاه‌های تولیدی است، وجود تحریمهای خارجی است -که نقش این تحریمها را نباید نادیده گرفت- و نتیجه‌ی اینها هم سختیِ معیشتِ طبقاتِ پایین و متوسّط است. این بیماری‌ها هست، لکن بنیه‌ی کشور قوی است. چرا میگوییم بنیه‌ی کشور قوی است؟ به خاطر ظرفیّتهای گسترده‌ای که در کشور وجود دارد... در مقوله‌ی اقتصاد اگر بخواهیم مسائل کلیدی را مطرح کنیم، مسئله‌ی تولید یک مسئله‌ی جدّاً کلیدی است که ما امسال را گفتیم [سال] «جهش تولید»؛ الان ماه چهارم سال هستیم، بایستی نشان داده بشود در سال که این جهش انجام گرفته. مسئله‌ی اشتغال جزو مسائل کلیدی است که البتّه با تولید ارتباط پیدا میکند. مسئله‌ی مهار تورّم مسئله‌ی جدّاً کلیدی است که علل زنجیره‌ی تورّم و گرانی را شناسایی کنید و بروید سراغ این علل. مدیریّت نظام پولی و مالی جزو مسائل کلیدی است؛ عدم وابستگی اقتصاد کشور به نفت جزو مسائل کلیدی است؛ اینها مسائلِ مهم است. {متن کامل اینجا}

1399/03/07 | در حال حاضر، اقتصاد و فرهنگ در صدر فهرست اولویّتهای کشور است. در باب اقتصاد، علاوه بر مشکلات عمده‌ی مشهود، باید اذعان کنیم که در دهه‌ی پیشرفت و عدالت، نمره‌ی مطلوبی درباب عدالت به ‌دست نیاورده‌ایم. این واقعیّتِ ناخواسته باید همه را به تلاش فکری و عملی در باب معیشت طبقات ضعیف، به مثابه‌ی اولویت، وادار سازد. توصیه‌ی صاحب‌نظران به ما میگوید که راه درست برای این مقصود اصلاح خطوط اصلی اقتصاد ملّی یعنی: اشتغال، تولید، ارزش پول ملی، تورم، اسراف و امثال آن است. {متن کامل اینجا}

1398/08/12 | ما در زمینه‌ی اقتصاد کشور مشکلات داریم دیگر؛ این گرانی، این تورّم، این کم‌ارزش شدن پول ملّی، خب اینها به مردم فشار می‌آورد... کاهش فشار به مردم و حل مشکلاتی همچون گرانی، تورم و کم‌ارزش شدن پول ملی تنها با اهتمام به موضوع تولید ملی امکان‌پذیر خواهد بود. {متن کامل اینجا}

1398/07/17 | برخی از مسائل کشور در زمینه‌های اقتصادی ناشی از کمبودهای تحقیق علمی است؛ جوانهای ما باید وارد بشوند. امروز مثلاً فرض کنید در زمینه‌ی مسائل اقتصاد، مسئله‌ی تورّم، مسئله‌ی کاهش قدرت پول ملّی، مسئله‌ی اشتغال، مسئله‌ی مسکن، در زمینه‌ی مسائل اجتماعی، مسئله‌ی ازدواج، آسیب‌های اجتماعی، اعتیاد و غیره، همه‌ی‌ این مسائل، مسائلی است که با دانشِ نخبگانی، با حرکت نخبگانی جوانهای ما میتواند راه‌های حلّ بسیار خوبی پیدا کند. {متن کامل اینجا}

1398/07/04 | اگر تولید رونق بگیرد، بسیاری از مشکلات کشور از جمله سقوط ارزش پول ملی، تورم و قدرت خرید مردم حل خواهد شد؛ البته باید جلوی واردات بی‌رویه نیز گرفته شود. {متن کامل اینجا}

1398/03/14 | در مسئله‌ی اقتصاد، مسائل اصلی‌ای وجود دارد، عناوین مهمّی وجود دارد که من چند موردش را میگویم: یکی مسئله‌ی رونق تولید است، یکی مسئله‌ی ارزش پول ملّی است، یکی مسئله‌ی بهبود فضای کسب و کار است، یکی مسئله‌ی جدا کردن اقتصاد کشور از فروش نفت خام است -بند ناف بودجه و اقتصاد کشور را از نفت خام و فروش نفت خام و تجارت نفت خام بایستی ببُریم؛ این یکی از مسائل اصلیِ ما است- تبدیل دخالت دولت در اقتصاد به هدایت دولت و نظارت دولت هم جزو مسائل اصلی است، بریدن دست مفسدان اقتصادی یعنی اختلاس‌گر، تروریست اقتصادی، قاچاقچی بی‌رحم که دست اینها را از اقتصاد [باید برید]. ببینید، اینها مسائل اصلیِ اقتصاد کشور است. مسئولین کشور، عمدتاً قوّه‌ی مجریّه و در کنارش قوّه‌ی مقنّنه و در بعضی از مسائل قوّه‌ی قضائیّه باید متّفقاً روی این مسائل کار کنند، این مسائل را حل کنند؛ اینها مسائل اصلی است. روی این متمرکز بشویم، به حواشی و مسائل فرعی و مانند اینها نپردازیم. {متن کامل اینجا}

1398/02/24 | یک نکته هم این است که ظرفیّتهای مردمی را واقعاً فعّال کنیم؛ این را بارها عرض کرده‌ایم و الان هم من تکرار میکنم -این هم به خاطر آشنایی و معرفتی است که بنده نسبت به وجود این ظرفیّتها بحمدالله پیدا کرده‌ام و میدانم- که ما ظرفیّت مردمیِ وسیعی داریم، جوانهای خوبی داریم؛ جوانهای فاضل، تحصیل‌کرده، کار‌آفرین، خوشفکر، مبتکر در بخشهای مختلف که به اینها باید اعتماد کنیم؛ از اینها باید دعوت کنیم، فراخوان بدهیم برای کارهای مختلف روی یک نقطه؛ مثلاً فرض کنید دولت در مسائل اقتصادی روی یک مسئله، مِن‌ باب مثال روی مسئله‌ی ارزش پول ملّی تمرکز کند و از این جوانها بخواهد بیایند، بنشینند، فکر کنند، تلاش کنند، کار کنند، راه ‌حل بدهند، اقدام کنند؛ اینها ظرفیّت است. و توکّل به خدا؛ با توکّل به خدای متعال این کارها را انجام بدهید، به نظر من انجام میگیرد. {متن کامل اینجا}

1398/01/01 | ایشان رونق یافتن تولید را موجب «تحول در بخش‌های مختلف اقتصادی»، «کاهش بیکاری و تورم و فقر»، «افزایش ارزش پول ملی» و حتی «ایجاد توازن و کاهش کسری بودجه‌ی کشور» خواندند و تأکید کردند: دولت، مجلس و همه‌ی کسانی که توانایی ورود به حیطه‌ی تولید دارند، برای تحقق شعار امسال با وظایف سنگینی روبه‌رو هستند. {متن کامل اینجا}

1398/01/01 | حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید مجدد بر اینکه اولویت و مسئله فوری و جدی کشور، مسئله اقتصاد است، از «کاهش ارزش پول ملی» «قدرت خرید مردم» و «کم‌کاری و یا تعطیل بعضی کارخانجات» به‌عنوان مشکلات مهم اقتصاد کشور یاد و تأکید کردند: بر اساس مطالعه و همچنین نظرات کارشناسان، کلید حل همه این مشکلات «توسعه تولید ملی» است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به استقبال مردم از شعار سال 97 یعنی «حمایت از کالای ایرانی» و آثار مثبت آن، افزودند: امسال، مسئله محوری و اصلی، مسئله «تولید» است، زیرا اگر تولید جریان یابد، هم مشکلات معیشتی و اشتغال حل می‌شود، هم موجب استغنای کشور از بیگانگان و دشمنان خواهد شد و حتی می‌تواند مشکل ارزش پول ملی را تا حدود زیادی برطرف کند، بنابراین من شعار امسال را «رونق تولید» قرار دادم. {متن کامل اینجا}

1397/06/15 | شما اشاره کردید به مسئله‌ی سکّه و ارز و کاهش ارزش پول ملّی و بالا رفتن قیمت ارزهای بیگانه؛ بله، این درست است؛ بخش مهمّی از این به‌وسیله‌ی همین تبلیغات دارد اتّفاق می‌افتد؛ یعنی همین تبلیغات است، همین رسانه‌هایند که دارند زمینه‌سازی میکنند، شما ناگهان می‌بینید که یک قیمت، دو برابر شد؛ [یعنی] به فاصله‌ی کمی ارزش پول ملّی نصف شد، مثلاً توان و قدرت خرید پول ملّی در مدّت کوتاهی نصف شد؛ این رسانه‌ها این کار را دارند انجام میدهند... این فهرست طولانی‌ای که خوانده شد، برخی از موادّ این فهرست بسیار مهم است؛ مسئله‌ی ارزش پول ملّی خیلی مهم است. واقعاً گروه‌هایی را بگذارند که بنشینند درست فکر کنند؛ نه فقط گروه‌های دولتی، [بلکه] گروه‌هایی خارج از دولت؛ اقتصاددان‌ها هستند، متخصّصینِ مسائلِ پولی در کشور هستند؛ ادّعا میکنند، به ما هم مینویسند، به ما هم میگویند، گاهی در روزنامه‌ها هم مینویسند و میگویند که اینها همه علاج دارد، راه دارد و راهش را بلدیم؛ خیلی خب، اینها را بخواهید، با آنها صحبت بکنید، راهش را پیدا کنید و این مشکل را برطرف [کنید]. {متن کامل اینجا}

1397/05/22 | ایشان به نوسانات اخیر بازار ارز و سکه و کاهش ارزش پول ملی اشاره کردند و افزودند: در همین قضایای ارز و سکه گفته شد مبلغ 18 میلیارد دلار از ارز موجود کشور آن‌هم درحالی‌که برای تهیه‌ی ارز مشکل داریم، بر اثر بی‌تدبیری، به افرادی واگذار شد و برخی از آن سوءاستفاده کردند. این موارد مشکلات مدیریتی است و ارتباطی با تحریم‌ها ندارد.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: وقتی ارز یا سکه به‌صورت غلط عرضه و تقسیم می‌شود، مشکلات فعلی به وجود می‌آید زیرا این قضیه دو طرف دارد: یک طرف آن فردی است که دریافت می‌کند و طرف دیگر آن کسی است که عرضه می‌کند. همه بیشتر به‌دنبال آن فردی هستند که ارز یا سکه را گرفته است درحالی‌که تقصیر عمده متوجه آن فردی است که ارز یا سکه را با بی‌تدبیری عرضه کرده است که اقدامات اخیر قوه‌ی قضائیه نیز در واقع برخورد با کسانی است که با یک تخلف و خطای بزرگ، زمینه‌ساز این مسائل و کاهش ارزش پول ملی شده‌اند. {متن کامل اینجا}

1397/05/22 | مسئله‌ی اقتصاد؛ مشکلات معیشتی، امروز چیزی است که آحاد مردم، همه آن را احساس میکنند؛ یک بخشی از مردم هم بشدّت و واقعاً زیر فشارند؛ گرانی هست؛ در مواد غذایی، گوشت، تخم‌مرغ، مرغ، بقیّه‌ی چیزهای لازم در زندگی، اجاره بهای مسکن، در وسایل منزل، وسایل دیگر و امثال اینها، گرانی فراوان است. خب اینها واقعاً فشار می‌آورد روی مردم؛ یک مشکلاتی است که وجود دارد؛ یا کاهش ارزش پول ملّی؛ اینها مشکلات اقتصادی کنونی کشور است... وقتی این‌جور قیمت ارز ترقّی پیدا میکند -یعنی قیمت ریال می‌آید پایین- خب برای آن کارمندی که روزمُزد است یا حقوق اندکی دارد، دیگر چیزی باقی نمیماند. قیمت ریال وقتی آمد پایین، قیمت پول ملّی وقتی آمد پایین، مشکلات همین میشود که ملاحظه میکنید. خب، این یک نکته که بنابراین، تحریمها اثر دارند -نه اینکه اثر ندارند- امّا عمده‌ی تأثیرِ سوء، مربوط به نحوه‌ی اقدام ما و مدیریّتها است. {متن کامل اینجا}

1396/08/10 | (در دیدار با رئیس‌جمهور روسیه) رهبر انقلاب اسلامی، همکاری برای مقابله‌ی مشترک با تحریم‌های آمریکا بر ضد ایران و روسیه را مفید خواندند و افزودند: بدون توجه به تبلیغات منفی دشمنان برای تضعیف روابط کشورها، می‌توانیم تحریم‌های آمریکایی‌ها را با روش‌هایی از جمله حذف دلار و جایگزین کردن پول ملی در معاملات اقتصادیِ دو یا چندجانبه، بی‌اثر و آمریکا را منزوی کنیم. {متن کامل اینجا}

1396/06/30 | فرض بفرمایید در زمینه‌ی اقتصادی. خب یکی از ارکان اقتدار کشور، اقتدار اقتصادی است و در اقتدار اقتصادی، یکی از عناصر تشکیل‌دهنده‌ی عمده عبارت است از قدرت پول ملّی؛ یعنی پول ملّی بایستی قدرت خرید داشته باشد و برای شهروندان، برای دارندگان آن پول، ثروت ایجاد بکند. اگر چنانچه ما بر اساس سیاستهای اجرائی غلط، تصمیم‌گیری‌های نادرست، بی‌مبالاتی‌های گوناگون، به وضعی رسیدیم که پول ملّی همین‌طور روزبه‌روز تنزّل کرد و پایین رفت، این عقب‌رفت است، این پس‌رفت است. باید این را مشخّص کنیم و بر اساس این، مطالبه تنظیم کنیم، مطالبه تعریف کنیم. این مطالبه میتواند مثلاً از دولت باشد، میتواند از مجلس باشد؛ و هَلمّ جرّا. (به‌همین‌ترتیب، به‌همین‌نحو) {متن کامل اینجا}

1396/06/04 | رهبر انقلاب اسلامی گفتند: بر اساس این آمارها، تورم از چند ده درصد به زیر ده درصد رسیده، اما آیا قدرت خرید مردم و ارزش پول ملی نیز در همین مقیاس، بالا رفته است؟ {متن کامل اینجا}

1396/01/01 | عزّت ملّی، امنیّت ملّی، اقتدار ملّی، پیشرفت همه‌جانبه چه‌جور به دست می‌آید؟ من عرض میکنم بدون اینکه کشور یک اقتصاد قوی‌ داشته باشد، اینها به دست نمی‌آید. نیاز ما اقتصاد قوی، تولید قوی، همراه با مدیریّت قوی است؛ نیازمان این است: یک اقتصاد قوی و مطمئن و متّکی به خود که دستمان به سمت دیگران دراز نباشد، بتوانیم انتخاب کنیم، بتوانیم حرکت کنیم، بتوانیم اقدام کنیم، بتوانیم روی قیمت نفت اثر بگذاریم، پول ملّی را ارزشمند کنیم، قدرت خرید مردم را بالا ببریم؛ بدون یک اقتصاد قویِ این‌جوری، نه به یک عزّت مستمرّی خواهیم رسید، نه به یک امنیّت مستمرّی خواهیم رسید؛ این چیزها را باید تأمین کنیم. اهمّیّت اقتصاد این است. {متن کامل اینجا}

1392/01/01 | رئیس جمهور آمریکا در نطق رسمی، از مشکلات اقتصادی ایران حرف میزند؛ مثل اینکه از پیروزی خود دارد صحبت میکند؛ که بله، در ایران پول ملی افت کرده است، مشکلات اقتصادی اینچنین و آنچنان است. البته او به قوّتهای این ملت، به تلاشهای مثبت و سازنده‌ای که در این کشور دارد انجام میگیرد، به پیروزی‌های بزرگ این ملت اشاره‌ای نکرده است و هرگز نخواهد کرد. {متن کامل اینجا}

1384/08/08 | عدالت را باید در برنامه‌های گوناگون معنا کنید. آنچه مربوط به عدالت و خدمت به امور اقتصادی و مادی مردم است، در سیاست‌های برنامه‌ی چهارم وجود دارد؛ که از جمله‌ی آنها تقویت پول ملی، مهار تورم و گرانی، کم کردن شکاف و فاصله بین دهکهای بالا و پایین جامعه و از این قبیل است. این سیاست‌ها باید به برنامه تبدیل شود؛ و الّا خود عنوان «عدالت» یک هدف آرمانی است. سیاست‌هایی که میتواند ما را به عدالت برساند و برنامه‌هایی که میتواند این سیاست‌ها را محقق کند، باید مورد توجه قرار بگیرد. {متن کامل اینجا}

1382/02/22 | اصرار بر تقویت پول ملی، از شعارهایی است که ما در این چندسال روی آنها تکیه کردیم. {متن کامل اینجا}

1382/02/10 | در زمینه رفع مشکلات معیشتی و مادّی - همان‌طور که آقایان در این‌جا گزارش دادند - کارهای خوبی شده است؛ اما کافی نیست. چرا کافی نیست؟ زیرا برطرف کردن مشکل معیشتی از قشر کارگر و معلّم و قشرهای دیگر، به اصلاح مبانی اقتصاد کشور بستگی دارد. فرض کنیم ما حقوق این انسان زحمتکش را بیست درصد یا چهل درصد اضافه کردیم؛ اما اگر تورّم را مهار و ارزش پول ملی را تأمین نکردیم، آن مقداری که او امسال از ما اضافه میگیرد، چنانچه از رشد بیرویّه قیمتها پایین‌تر باشد، فایده‌ای برای او ندارد؛ پس ما برای او کاری نکرده‌ایم؛ بنابراین اساس کار آن‌جاست.

توصیه من به وزیران محترمی که این‌جا هستند و به دیگر مسؤولان دولتی، امروز این است و قبلاً هم همیشه همین بوده است که روی مسأله تقویت پول ملی و به نظام آوردن خرجها و هزینه‌های دولتی تلاش کنند و جلوِ ریخت و پاشها و خرجهای زیادی و اسراف‌گونه را بگیرند و در یک دایره محدودتر وزارتی، رعایت کمال عدالت را بکنند و تبعیضهای بیجا را بردارند. اینها کارهایی است که بدون افزایشهای ریالی هم میتواند دلها را شاد، انسانها را خرسند و امیدوار و زندگی آنها را ترمیم کند. اگر این کارها صورت گیرد، ولو افزایش ریالی هم به آن صورت نباشد، باز زندگی آهنگ طبیعی و مطلوب پیدا خواهد کرد. {متن کامل اینجا}

1380/02/28 | فرض بفرمایید یک رکن اقتدار ملی، اقتدار اقتصادی است؛ یعنی کشور از لحاظ اقتصادی بتواند پول ملی خودش را تقویت کند؛ در بازارهای اقتصادی دنیا حضور تأثیرگذار داشته باشد؛ در بهبود وضع اقتصادی کشور از امکانات خودش استفاده کند؛ فقر را در کشور ریشه کن و یا حداقل کم کند و بتواند به عنوان یک کشور ثروتمند و غنی، در مقابل چشم دنیا، کارایی نظام خودش را نشان دهد. این میشود اقتدار اقتصادی، که مسؤولان اقتصادی کشور موظّفند این کارها را انجام دهند. اقتدار اقتصادی همچنین به معنای این است که در کشور، بیکاری وجود نداشته باشد؛ اشتغال وجود داشته باشد؛ تولید صنعتی و کشاورزی در حدّ مطلوب باشد؛ از منابع و معادن کشور به نحو بهینه استفاده شود. این هم اقتدار اقتصادی است که بخشهای گوناگون نسبت به آن مسؤولیت دارند. {متن کامل اینجا}

1380/01/01 | اگر مسؤولی در بخش اقتصاد تلاش کند و کارآمدىِ خود را نشان دهد - پول ملی را تقویت کند، تورّم را مهار کند، در جامعه رونق اقتصادی به وجود آورد و طبقات محروم را از حقوقی که متعلّق به آنهاست، برخوردار نماید - مردم احساس اقتدار و توانایی میکنند. {متن کامل اینجا}

1379/09/30 | رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ لزوم‌ برنامه‌ریزی‌ برای‌ تقویت‌ پول‌ ملی‌ کشور، رشد سرمایه‌گذاری‌ داخلی‌، رشد صادرات‌ کالا و خدمات‌، حل‌ مسأله‌ اشتغال‌، حفظ مراتع‌ و جنگلها و همچنین‌ محیط زیست‌ را خاطر نشان‌ کردند و افزودند: باید با تمام‌ توان‌ از فرصت‌ مسؤولیت‌ برای‌ خدمت‌ به‌ کشور بزرگ‌ ایران‌ و ملت‌ رشید و شجاع‌ این‌ کشور استفاده‌ شود. {متن کامل اینجا}

1379/03/06 | در میان‌ گرفتاریها و مشکلات‌ عمومی‌، شناخت‌ فوریتها و اولویتها، هنر بزرگ‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ است‌. مشکلات‌ عمومی‌تر، محسوس‌تر، مرارتبارتر را باید جست‌ و به‌ رفع‌ آنها همت‌ گماشت‌، مسأله‌ی‌ اشتغال‌، مسأله‌ی‌ ارزش‌ پول‌ ملی‌، مسأله‌ امنیت‌، مسأله‌ی‌ گرانی‌ و مسایل‌ چند دیگری‌ هست‌ که‌ برای‌ پرداختن‌ به‌ آن‌ از همه‌ی‌ فرصتها باید بهره‌ جست‌ و زمان‌ نمایندگی‌ را که‌ بسی‌ زود گذر است‌، برای‌ گشودن‌ این‌ گره‌ها باید مغتنم‌ شمرد. {متن کامل اینجا}

1378/06/02 | ببینید اولویّتها چیست؛ آن وقت اولویّتها خطّ ما را معین خواهد کرد که چه کار کنیم. اولویّتها، مسأله اشتغال، مسأله ارزش پولی ملی، مسأله متوقّف کردن تورّم و یا کاهش آن در حدّ ممکن، مسأله رکود اقتصادی و فعّال کردن کشور است. {متن کامل اینجا}

1375/06/08 | قدرت پول ملی، بایستی به تدبیرِ هر چه تمامتر، با دنبال گیری و تلاش هر چه بیشتر، تأمین شود. البته امیدوار هستیم که ان‌شاءاللَّه آن روزی که نتایج کارهای شما بیشتر ظاهر شود و این کارهای زیربنایی به نتایج برسد، همین طور هم شود، در دراز مدت، این طور خواهد شد؛ لیکن نمیشود منتظر ماند و از راههای علاجی که در کوتاه مدت و میان مدّت میتواند دنبال شود، نباید غافل شد. همین ارزش پول ملی، کلید حلّ بسیاری از مشکلات کشور است و این ضعف قدرت خرید در طبقات پایین مردم و عدم توانایی آنها بر تأمین نیازهای زندگیشان، ناشی از این قضیه است، که ان‌شاءاللَّه باید تلاش مضاعفی برای اینها انجام گیرد. {متن کامل اینجا}

دوشنبه, 11 ارديبهشت 1402 11:25

حقوق الهی و تکلیف بندگان

در جهان‌بینی توحیدی و اسلامی خداوند حق خالقیت، الوهیت و... بر سر بندگان خود دارد ازاین‌رو انسان موظف است که از این خدا اطاعت کند؛ زیرا اگر کسی‌ را دارای حق دانستیم، باید کسی‌ هم‌ باشد که‌ مکلف‌ به‌ ادای‌ حق‌ وی‌ باشد. اگر زن، دارای حق‌ نفقه‌ است، شوهر نیز مکلف‌ است‌ که‌ حق‌ او را ادا کند؛ چراکه‌ جعل‌ حق، بدون‌ اینکه‌ در برابر آن، تکلیف‌ و مسئولیتی‌ باشد، لغو و بیهوده‌ است. اگر شوهر، حق‌ تمکین‌ دارد، زن‌ نیز مکلف‌ است‌ که‌ در برابر او تمکین‌ کند. از این جهت خداوند نیز حقوق مختلفی بر گردن بندگانش دارد و این بندگان موظف به ادای این حق هستند و باید از خدا اطاعت کنند.

اگر انسان نابالغی مانند‌ کودک که برای او حق‌ یا حقوقی‌ قائل‌ هستیم، در مقابل‌، پدر و مادر و جامعه‌ و دولت‌ را هم‌ مکلف‌ می‌شناسیم‌ و هنگامی‌که‌ برای‌ این‌ها تکالیف‌ و وظائفی‌ در نظر می‌گیریم، طبیعی‌ است‌ که‌ برای‌ کودک، حقوقی‌ قائل‌ شده‌ایم.

البته این حق اطاعت و عبادتی که خداوند بر بندگان دارد متفاوت با دیگر حقوق است؛ چون خداوند متعال بی‌نیاز مطلق است و این عبادت و بندگی به نفع خود بندگان است.
این مردم هستند که برای دریافت نور و گرما باید خانه‌های خود را رو به خورشید بسازند. خداوند به عباداتِ مردم نیازی ندارد که فرمان داده نماز بخوانند. این بندگان الهی هستند که با رو کردن به او از الطاف خاص الهی برخوردار می‌شوند و رشد می‌کنند.

قرآن می‌فرماید: اگر همۀ مردم کافر شوند، ذرّه‌ای در خداوند اثر ندارد، زیرا او از همۀ انسان‌ها بی‌نیاز است: «إِن تَکْفُرُواْ أَنتُمْ وَ مَن فِى الْأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِىٌّ حَمِیدٌ»؛[1] «اگر شما و همه اهل زمین یک مرتبه کافر شوید خدا (از همه) بی‌نیاز و ستوده صفات است».

مقام معظم رهبری در این رابطه بیان می‌کنند: «یک وظیفه عبارت است از عبودیت و اطاعت خداوند؛ چون عالَم مالک و صاحب و آفریننده و مدبّر دارد و ما هم جزو اجزاء این عالَمیم، لذا بشر موظف است اطاعت کند. این اطاعت بشر به معنای هماهنگ شدن او با حرکت کلی عالم است؛ چون همه‌ی عالم «يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»؛[2] «آنچه در آسمان‌ها و زمین است همه به تسبیح و ستایش او مشغولند»، «قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ»؛[3] «ما با کمال شوق و میل می‌شتابیم». آسمان و زمین و ذرات عالم، دعوت و امر الهی را اجابت می‌کنند و بر اساس قوانینی که خدای متعال در آفرینش مقرّر کرده است، حرکت می‌کنند. انسان اگر برطبق قوانین و وظایف شرعی و دینی که دین به او آموخته است عمل کند، هماهنگ با این حرکتِ آفرینش حرکت کرده؛ لذا پیشرفتش آسان‌تر است؛ تعارض و تصادم و اصطکاکش با عالم کمتر است؛ به سعادت و صلاح و فلاحِ خودش و دنیا هم نزدیک‌تر است».[4]

پی‌نوشت:
[1]. ابراهیم، 8.
[2]. حشر، 24.
[3]. فصلت، 11.
[4]. بیانات در دیدار کارگزاران نظام، 1379/09/12.

خداوند متعال، انسان را خلق کرد و انبیا وامامان را به‌عنوان معلم و راهنمای او قرار داد. وظیفه اساسی این معلمان الهی، هدایت بشر به مسیر هدایت و سعادت ابدی بود. آدمی برای تشخیص راه از چاه، هدایت از گمراهی و نور از ظلمت، همواره به معلم نیاز دارد.

معلم حقیقی، آن شخصی است که در مسیر معلمان الهی قدم برداشته و در کنار آموزش علوم مختلف، مسیر حق و حقیقت را به دانش‌آموز خود آموزش می‌دهد. جایگاه چنین معلمی بسیار والا و ارزشمند خواهد بود. در این مقال برآنیم تا جایگاه رفیع چنین معلمی را از منظر زینت عبادت کنندگان عالم؛ امام سجاد علیه‌السلام به تصویر بکشیم.

«روزی مردى با کسی که گمان می‌کرد قاتل پدرش است، خدمت امام زین العابدین علیه‌السلام رسید و گفت: ای پسر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله! این مرد، پدر مرا به قتل رسانده است. امام سجاد علیه‌السلام از متهم حقیقت را پرسید، آن مرد نیز به قتل اعتراف نمود و اینگونه قصاص را بر خود واجب کرد. امام سجاد علیه‌السلام از فرزند مقتول درخواست بخشش قاتل را نمود، تا خداوند نیز در مقابل این بخشش، پاداش بزرگی به او دهد، ولی گویا فرزند مقتول به بخشش قاتل، راضى نبود.

امام علیه‌السلام رو به وى نمود و فرمود: اگر بیاد می‌آوری که این مرد بر تو حقّی دارد، پس به جهت آن حقّ، این جنایت را بر وی ببخش و از گناه او درگذر. پسر مقتول گفت: ای فرزند رسول خدا! او بر من حق دارد، اما آن‌قدر نیست که به خاطر آن، او را بخشیده و از خون پدرم درگذرم.

حضرت سجاد علیه‌السلام فرمود:تصمیم تو چیست؟ پاسخ داد: می‌خواهم او را قصاص کنم، ولی اگر شما می‌خواهید که من به همان حقّ اندک او، با وی مصالحه بر دیه کنم و از قصاصش درگذرم، من نیز صلح کرده و او را می‌بخشم.

امام علیه‌السلام پرسید: حقّ او بر تو چیست؟ گفت: او یگانگی خدا(توحید) و نبوّت پیامبرش و امامت علىّ بن أبى طالب و أئمّه معصومین علیهم‌السلام را به من تلقین نمود [و آموخت]. در این هنگام آن امام همام علیه‌السلام در کلامی عجیب فرمود: «فَهَذَا لَا یَفِی‏ بِدَمِ‏ أَبِیکَ‏! بَلَى وَ اللَّهِ، هَذَا یَفِیَ بِدِمَاءِ أَهْلِ الْأَرْضِ کُلِّهِمْ- مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ سِوَى [الْأَنْبِیَاءِ وَ] الْأَئِمَّةِ (ع) إِنْ قُتِلُوا فَإِنَّهُ لَا یَفِی بِدِمَائِهِمْ شَیْ‏ءٌ»؛[1] «آیا به نظرت این کفایت از خون پدرت نمی‌کند؟! چرا، به خدا قسم که این [تعلیم حقایق دین و آداب شریعت]، به خون‌بهای تمام مردم زمین از اوّلین تا آخرین - غیر از انبیای مرسل و ائمه معصوم- اگر کشته شوند می‌ارزد، اما به خون‌بهای أنبیاى مرسلین و أئمّه معصومین علیهم‌السلام هیچ چیزی کفایت نمی‌کند».

فرزند مقتول با شنیدن سخن امام، قاتل را بخشیده و به دیه رضایت داد.

این جایگاه والای یک معلم حقیقی نزد پروردگار است؛ زیرا معلمی که دانش‌آموز خود را از منجلاب گمراهی رهانیده و به ساحل هدایت می‌رساند، گویا او را از مرگ نجات داده و حیاتی ابدی به او عطا کرده است. معلم با هدایت خویش نه تنها به دانش‌آموز خود حیات می‌بخشد، بلکه در واقع به جامعه بشری حیات بخشیده است و این همان تفسیر آیه زیبای «مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا»؛[2] «هر کس نفسی را حیات بخشد، مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده»، می‌باشد.

پی‌نوشت:
[1]. الاحتجاج، طبرسی، ج2، ص319، نشر مرتضى‌.
[2]. مائده: 32.

دوشنبه, 11 ارديبهشت 1402 11:23

پیامد مثبت شاد کردن دیگران

همگان به این تجربه رسیدیم که هیچ شور و شعفی در زندگی به اندازه کمک و یاری رساندن به همنوعان، گرفتاران و مصیبت‌دیده‌ها نیست. انسان زمانی که با نیت جلب رضایت خدا به دیگری یاری می‌رساند، شخصیتش رشد می‌کند، چرا که از خودبینی خارج می‌شود و نسبت به مسائل پیرامون احساس مسئولیت می‌کند. این احساس مسئولیت و عدم بی‌تفاوتی از مسائل پیرامون، از ابتدایی‌ترین فرهنگ صالحان است. در مقابل، فرد خُنثی و بی‌تفاوت نه جایگاهی نزد خدا دارد و نه خلایق؛ اما فردی که نسبت به رویدادهای اطراف خویش واکنش مثبت نشان می‌دهد، به فطرتش عمل کرده و محبوب خدا و خلق می‌شود.

یکی از جلوه‌های یاریِ همنوعان در سختی‌ها، شاد کردن دل آنها به ویژه در زمان مصیبت‌هاست که در احادیث از آن با عنوان «ادخال سرور» یاد می‌شود. این ویژگی در عصری که مردم با مشکلات اقتصادی و غیره دست و پنجه نرم می‌کنند، حائز اهمیت است. وقتی به احادیث اهل بیت علیهم‌السلام رجوع می‌کنیم، به اهمیت این خصلت از جهت اثرگذاری و ثواب بالای آن بیشتر پی می‌بریم؛ به عنوان نمونه امام باقر علیه‌السلام محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند را شادی مؤمنین وصف می‌کند:  «إِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ» (الکافی، ج 2، ص 192) و در روایتی دیگر آن را محبوب‌ترین عبادت می‌شمارد «و ما عُبِدَ اللهُ بِشَیءٍ أحَبَّ إلی اللهِ مِن إدخالِ السُّرُورِ عَلَی المُؤمِنِ

 البته ناگفته نماند گاهی انسان حتی با یک تبسم می‌تواند غم دیگران را بزداید و نیاز عاطفی آنها را برطرف کند، همچنان که امام باقر علیه‌السلام فرمود «تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِی وَجهِ أخِیهِ حَسَنَةٌ و صَرفُ القَذَی عَنهُ حَسَنَةٌ»؛ لبخند زدن انسان به روی برادرش حسنه است و دور کردن خاشاک (آزار) از او حسنه است. در این روایت می‌بینیم که امام علیه‌السلام برای ادخال سرور مصداقی همچون تبسم را معرفی می‌کنند که همین مقدار هم سبب جلب لطف خداست و به‌طور طبیعی آثار معنوی مثبتی را برای فرد به همراه می‌آورد؛ همچنان که امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود «هر کس دلى را شاد کند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالى بر او باریدن گرفته و تلخى مصیبت را بزداید چنان که شتر غریبه را از چراگاه دور کنند؛ مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِکَ السُّرُورِ لُطْفاً، فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌ جَرَى إِلَیْهَا کَالْمَاءِ فِی انْحِدَارِهِ حَتَّى یَطْرُدَهَا عَنْهُ، کَمَا تُطْرَدُ غَرِیبَةُ الْإِبِلِ.»

در این روایت، ارتباط مستقیمی بین شادن کردن مؤمنان با زدودن تلخی مصیبت برقرار شده است. در واقع شاد کردن همنوعان از وجهی توشه‌ای معنوی است که فرد برای روزگار سخت خود ذخیره می‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام جریان این لطف به سمت برطرف کردن غم و اندوه فرد را به جریان آب در سرازیرى تشبیه کرده است. این وجه شباهت، به دلیل سرعت ریزش براى زدودن غم اوست، چون این لطف برخاسته از فرمان و امر الهى است. همچنین زدودن اندوه به وسیله آن لطف را به دور کردن شتر بیگانه از میان شتران خودى تشبیه کرده است؛ وجه شباهت آن، سرعت برکنارى و دور ساختن شتر است. (شرح ابن میثم بحرانی ترجمه محمدی مقدم) بنابراین خداوند به همین میزان در وقت مصیبت غم فرد را برطرف می‌کند.

اما غیر از آثار دنیوی که ادخال سرور به همراه دارد،‌ شاهد آثار اخروی آن در احادیث هستیم. روایت گویایى از امام صادق علیه السلام در این زمینه نقل شده است که خلاصه‌اش این است: «هنگامى که در قیامت انسانِ باایمان از قبرش خارج مى‌شود شخصى (نورانى) از قبر با او برمى‌خیزد و او را بشارت به خیر مى‌دهد و در تمام مراحل قیامت با اوست و از ترس و وحشت او مى‌کاهد تا زمانى که او را وارد بهشت مى‌کند. شخص مؤمن از او مى‌پرسد: تو کیستى که همراه من آمدى و در تمام این مسیر مونس من بودى؟ مى‌گوید: «أَنَا السُّرُورُ الَّذِی کُنْتَ تُدْخِلُهُ عَلَى إِخْوَانِکَ فِی الدُّنْیَا خُلِقْتُ مِنْهُ لاُِبَشِّرَکَ وَأُونِسَ وَحْشَتَکَ؛ من همان سرورى هستم که بر برادرانت در دنیا وارد کردی. من از آن آفریده شدم که تو را بشارت دهم ومونس تنهایى و وحشت تو باشم».

نکته‌ای که لازم است در شاد کردن دیگران به آن توجه داشت، پرهیز از افتادن در ورطه‌ی شوخی‌های نابجا و رفتارهای شنیع است که در این صورت نه تنها برای فرد ثوابی به همراه ندارد بلکه ممکن است تبعات منفی را برای او به همراه داشته باشد. ادخال سرور زمانی جایگاه دارد که شخصیتی مورد تمسخر قرار نگیرد،‌ غیبت نشود و در یک کلام، با گناه و لودگی همراه نباشد.

دوشنبه, 11 ارديبهشت 1402 11:16

راهکاری برای رهایی از غم و اندوه

امام صادق (ع):

 

ما یَمنَعُ اَحَدَکُم اِذا دَخَل عَلَیهِ غَمٌّ مِن غُمُومِ الدُّنیا اَن یَتَوَضَّاَ ثُمَّ یَدخُلَ مَسجِدَهُ وَ یَرکَعَ رَکعَتَینِ فَیَدعُوَ اللّه فیهِما؟ اَما سَمِعتَ اللّه یَقُولُ: «و َاستَعینوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاةِ»؟

 

چه چیز مانع می شود که هر گاه بر یکی از شما غم و اندوه دنیایی رسید، وضو بگیرد و به سجده گاه خود رود و دو رکعت نماز گزارد و در آن دعا کند؟ مگر نشنیده ای که خداوند می فرماید: «از صبر و نماز مدد بگیرید»؟

 

وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۳۸

عبداللطیف رشید، رئیس‌جمهور عراق امروز شنبه در سفر به تهران با سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران دیدار و گفت‌وگو کرد.

در سفر یک روزه به تهران، وزاری خارجه،  برق  تجارت،  منابع آب، و دبیر انجمن امنیت ملی عراق عبداللطیف رشید را همراهی می‌کنند. بنابراین، موضوعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی محور دیدار رؤسای جمهور ایران و عراق بود.

روابط سیاسی ایران و عراق؛ پایدار و مسالمت آمیز

به لحاظ سیاسی، ایران و عراق روابط پایدار و مسالمت‌آمیزی دارند. در همین حال، عراق هم از کانال‌های میانجی‌گری میان ایران و کشورهای دیگر از جمله عربستان تا پیش از توافق اخیر تهران و ریاض و کانال انتقال پیام میان ایران و آمریکا است. با این حال، اختلاف هایی نیز در مواضع طرفین وجود دارد از جمله اینکه ایران مخالف حضور نظامیان آمریکا در منطقه و در عراق است، اما دولت‌های عراق اقدام جدی برای خروج نظامیان آمریکایی از عراق انجام نمی‌دهند. در همین راستا، سید ابراهیم رئیسی در دیدار عبداللطیف رشید گفت: «همان میزان که انجام مذاکرات بین کشور های منطقه را مفید می دانیم، حضور های نیروهای خارجی در منطقه را مفید نمی‌ دانیم، حضور آمریکایی ها را مخل امنیت منطقه تلقی می‌کنیم.»

روابط اقتصادی ایران و عراق؛ تحت تاثیر تحریم‌های آمریکا

به لحاظ اقتصادی، ایران و عراق روابط قوی دارند، اما این روابط تحت تاثیر تحریم‌های آمریکا قرار دارد. به گفته رئیسی حجم روابط تجاری ایران و عراق اکنون حدود ۱۰ میلیارد دلار است. این در حالی است که پیش از این، حجم تجاری دو کشور بیش از ۱۲ میلیارد دلار بود و طرفین برای افزایش آن به ۲۰ میلیارد دلار توافق کرده بودند. واشنگتن در مسیر تقویت روابط اقتصادی ایران و عراق کارشکنی می‌کند. این کارشکنی و استفاده ابزاری از تحریم عامل مهمی است که سبب شد حجم تجاری ایران و عراق گسترش پیدا نکند زیرا از یک سو عراق نگران این است که به خاطر افزایش حجم تجاری با ایران مورد تحریم آمریکا قرار گیرد و از سوی دیگر عراق امکان پرداخت به موقع بدهی‌های ایران را ندارد. به همین دلیل، موضوع بدهی‌های ایران همواره یکی از محورهای گفتگو میان مقامات دو کشور است.

تفاهم امنیتی ایران و عراق

به لحاظ امنیتی، از آنجایی که ایران و عراق با بیش از 1500 کیلومتر بیشترین مرز جغرافیایی را با هم دارند، تهدیدهای امنیتی یک کشور بر کشور دیگر اثر دارد. از سال 2014 تا 2017 که تمامیت ارضی و امنیت عراق با تهاجم گروه تروریستی داعش تهدید شد، جمهوری اسلامی ایران در جنگ با این گروه تروریستی کمک زیادی به عراق انجام داد. حضور گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب ضد ایرانی در برخی از مناطق عراق از جمله در شمال این کشور نیز یک تهدید برای ایران است و تاکنون مقامات جمهوری اسلامی ایران بارها در این زمینه با مقامات عراقی گفتگو کردند. با توجه به درک مشترکی که بغداد و تهران از فرصت‌ها و تهدیدهای امنیتی دارند در دیدار امروز عبداللطیف رشید به تهران، موضوعات امنیتی از محورهای مهم گفت‌وگو میان رشید و رئیسی بود. در همین راستا، سید ابراهیم رئیسی گفت: «تفاهم امینتی بین دو کشور برقرار شده است و کوچک‌ترین ناامنی در هر کجای کشور عراق ناامنی ایران محسوب می‌شود. لذا امنیت عراق و مرزها برای ما اهمیت زیادی دارد و تفاهم امنیتی دو کشور نه فقط به امنیت دو کشور بلکه به امنیت منطقه کمک می کند.»

 

نویسنده: سید رضی عمادی

رهبر معظم انقلاب روز گذشته در دیدار بیش از هزار نفر از کارگران، اعضای تشکل‌های کارگری و مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، ضمن تمجید از نقش کارگران در اقتصاد ایران، از رفتار جامعه کارگری در مقابل دشمنان با عنوان «جهاد بزرگ جامعه کارگری» یاد کردند.

روز گذشته (شنبه) بیش از هزار نفر از کارگران، اعضای تشکل‌های کارگری و مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند. این دیدار از جمله دیدارهای هرساله رهبر انقلاب است که نشان از شان و جایگاه مهم جامعه کارگری نزد ایشان دارد. علت اصلی این شان و جایگاه مهم ناشی از نقشی است که کارگران در اقتصاد ایران و به طور خاص در بخش تولید ایفا می‌کنند.

رهبر انقلاب در این زمینه ضمن تأکید بر لزوم ارتقا زندگی جامعه کارگری، گفتند: «ارتقاء زندگی کارگر و اطمینان خاطرش به امنیت شغلی و چرخیدن راحت چرخ زندگی، باعث افزایش کیفیت کار و محصول می‌شود بنابراین، هر تلاشی برای ارتقاء زندگی کارگران، در واقع سرمایه‌گذاری برای سود بیشتر است.»

نکته حائز اهمیت دیگر در سخنان روز گذشته رهبر انقلاب در جمع جامعه کارگری، به کار بردن عبارت «جهاد بزرگ جامعه کارگری» برای اقدام این بخش از جامعه در مقابل دشمنان بود. برای همین عبارت نیز رهبر انقلاب چند مصداق بیان کردند.

مصداق اول، 14 هزار شهید جامعه کارگری بود. به تعبیر رهبر انقلاب، 14 هزار شهید جامعه کارگری نشانه وفاداری آنها به انقلاب و نظام است.

مصداق دوم، الگوی رفتاری کارگران در مقابل گروهک‌ها و منافقین در اوایل انقلاب اسلامی بود. در سال‌های اول پیروزی انقلاب اسلامی، برخی گروه‌ها سعی داشتند با اجبار کارگران به تعطیلی کارگاه‌ها زمینه زمین گیر شدن انقلاب را فراهم کنند، اما به تعبیر رهبر انقلاب «رفتار هوشمندانه» کارگران سبب ناکام ماندن توطئه گروهک‌ها و منافقین شد.

مصداق سوم، همراهی نکردن کارگران با دشمنان نظام در سال‌های اخیر بود. طی سال‌های اخیر، دشمنان و به طور خاص آمریکا با اعمال تحریم‌های همه جانبه و به زعم خود فلج کننده علیه ایران، سعی کردند مردم ایران را به لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار داده و زمینه تقابل آنها با نظام را فراهم کنند. این هدف دشمنان به ویژه بر جامعه کارگری ایران متمرکز بود، چرا که بخش زیادی از جامعه کارگری، در مقابل فشارهای اقتصادی آسیب‌پذیرتر از دیگران هستند. بر همین اساس، رهبر انقلاب هوشیاری و تأثیرناپذیری کارگران از تحریکات بیگانگان را «جهاد بزرگ جامعه کارگری» خواندند و تأکید کردند: «تا امروز نتوانستند و بعد از این نیز به حول و قوه الهی نخواهند توانست جامعه کارگری را در مقابل نظام قرار دهند.»

مصداق چهارم از جهاد بزرگ جامعه کارگری، مرزبندی آنها با دشمنان است. جامعه کارگری ایران در سال‌های اخیر نسبت به وضعیت اقتصادی خود اعتراض کرد که رهبر انقلاب این اعتراض‌ها را «به حق» و «کمک به دولت و نظام و آگاه کردن آنها» عنوان کردند. به عبارت دیگر، اعتراض‌های جامعه کارگری سبب شد دولت و نظام در خصوص مشکلات جامعه کارگری به درک واقع‌بینانه‌ای برسد و توجه بیشتری به این قشر از جامعه داشته باشد.

موضوع دیگر این است که دشمنان نظام و انقلاب سعی کردند از این اعتراض‌ها بهره‌برداری سیاسی کرده و آن را «اعتراض علیه نظام» جلوه دهند، اما به تعبیر رهبر انقلاب «در همه قضایای اعتراضی، جامعه کارگری با اعلام مرزبندی با دشمن و تأکید بر همراهی و رفاقت با نظام نگذاشته است بدخواهان از اعتراض و تجمع سوء استفاده کنند.»

نویسنده: سید رضی عمادی

احادیث