emamian

emamian

وقتی امام صادق-علیه‌السّلام- درباره‌ حضرت مهدی-علیه‌السّلام- می‌فرماید:‌«لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی»[1].

«اگر دوران او را درک می‌کردم،‌ همه روزهای زندگیم را در خدمت به او می‌گذرانیم».

اینجا سخن از شخص نیست، سخن از آرمان هاست، سخن از موقعیت خاص، مأموریت استثنایی و نقش ویژه‌ امام زمان‌ -علیه‌السّلام-‌ در عالمگیر ساختنِ حاکمیّت توحید و برقراری عدالت، جهانی است.

حاکم دنیایی سازمان‌یافته بر اساس توحید، و رهبر جهانی آکنده از برابری و عدالت،‌ آن قدر شایستگی می‌یابد که پیامبری همچون حضرت عیسی-علیه‌السّلام-‌به یاری او از آسمان فرود آید و امامی هم چون امام صادق-علیه‌السّلام-‌برای خدمت کردن به او آرزوی درک حضور او را داشته باشد.

راستی وقتی پیامبران و امامان-علیهم‌السّلام- در خدمت به امام زمان-علیه‌السّلام-‌ پیشتازند،‌ وظیفه‌ شیعیان منتظر در خدمت به ساحت مقدّس او چقدر است؟‌

بی‌تردید خادمین دوران ظهور،‌ همان خادمین دوران غیبت‌اند.

آنها که پس از ظهور شایستگی خدمت می‌یابند، ‌همان هایند که در دوران غیبت خدمت به امّت امام-علیه‌السّلام- و اهداف امام-علیه‌السّلام-‌ را سر لوحه‌ زندگی خویش قرار داده‌اند.

 

ادای حقوق

حق امام زمان-علیه‌السّلام-‌ بر همه‌ بندگان و به ویژه بر شیعیان، حق حیات است، ‌حق هدایت است، حقّی نیست که بتوان آن را با معیاری سنجید و ارزش‌گذاری کرد،‌ حقّی نیست که بتوان آن را با دنیا و هر چه در آن است مقایسه کرد.

این حقوق بدون تردید، ‌رعایت حق امامت او، ‌مواظبت بر اطاعت او، ‌نرنجانیدن قلب مبارک او،‌ پاسداری از آرمان‌های او، ‌مجاهدت در راه دفاع از او و جان‌نثاری در راه تحقق خواسته‌های اوست.

«و اعنّا علی تأدیه حقوقه الیه»[۲].

«خداوندا! ما را در ادای حقوق او یاری فرما».

با چنین دیدگاهی،‌ اگر سخن از پرداخت حقوق شرعیه امام زمان-علیه‌السّلام-‌ و برخی وجوهات مادّی نیز به میان می‌آید،‌ باید آن را در همین راستا بررسی کرد؛ چنانکه خود آن بزرگوار در توقیعی فرمود:

«انّه من اتّقی ربّه... و اخرج مما علیه الی مستحقّیه کان آمناً فی الفتنه المبطله»[۳].

«همانا هر کس تقوای پروردگارش را پیشه کند و از آنچه که به عنوان حقوق شرعیه- خمس و زکات- برعهده دارد به مستحقانش بپردازد، از فتنه‌های باطل‌کننده‌ دین‌ و دنیا در امان خواهد بود».

سخن در باب وجوب ادای چنین حقوقی این نیست که امام زمان-علیه‌السّلام- چه بهره‌ای از آن می‌برد، بلکه سخن از این است که شیعه ‌حق‌شناس،‌ در راستای حفظ دین و ایمان خویش چه منفعتی برایش حاصل می‌آید.

 

پی نوشت ها:

[۱] . بحارالانوار،‌ ج۵۱،‌ص۱۴۸.

[۲] . دعای ندبه.

[۳] . احتجاج،‌ طبرسی،‌ج۲،‌ص۶۰۲،‌ نامه امام زمان-علیه‌السّلام- به شیخ مفید.

جمعه, 27 اسفند 1400 16:19

امام زمان (عج) در قرآن

قرآن کتاب پرشکوه خداست. کتابی است که نه کتابهای آسمانی پیشین آن را خدشه دار و باطل می سازد و نه واقعیت های آینده.[1]

بیانگر هر چیزی است[۲] و هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در (این) کتاب روشن و روشنگر آمده است. [۳] و....

آیا فکر می کنید چنین کتابی از ظهور اصلاحگر بزرگ تاریخ انسانیت و بنیاد حکومت جهان گستر و عادلانة او، خبر نمی دهد و در مورد آن ساکت است؟

هرگز چنین نیست.... .

قرآن از امام مهدی ـ علیه السلام ـ و برپایی حکومت مهر و عدل او، در موارد متعدد و آیات بسیاری سخن گفته است و از این حقیقت بزرگ خبر داده است و این آیات بر شخصیت گرانمایة آن حضرت و ظهور او تأویل گردیده است.

همانگونه که امامان نور ـ علیهم السلام ـ که قرآن در خانة‌ آنان فرود آمده است، بدین واقعیت تصریح کرده اند و می دانیم که صاحبان معصوم و مطهّر و راستگوی خانه، یعنی اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به آنچه در خانه است،‌ داناتر و آگاه ترند.

 

نمونه ها:

۱. قرآن در نویدی می فرماید:

«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمکنّ لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون.»[۴]

یعنی: و ما اراده کردیم به کسانی که در روی زمین تضعیف شده اند نعمتی گران، ارزانی داریم و آنان را پیشوایان (راستین) و آنان را وارثان گردانیم.

و به آنان در زمین اقتدار و منزلتی شایسته دهیم و از آنان به فرعون و هامان و سپاهیانش چیزی را که از آن می هراسیدند، نشان می دهیم.

امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در تأویل این آیه شریفه می فرماید: «دنیا پس از چموشی و سرکشی، بسان شتری که از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می کند و آنرا برای بچه اش نگه داری می کند، به ما روی خواهد آورد.»[۵]

سپس به تلاوت این آیه شریفه پرداخت که:

«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین... »

«ابن ابی الحدید» در این مورد می نویسد: «بزرگان دینی و همفکران ما بر این واقعیت تصریح می کنند که این بیان امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نوید از آمدن امام و پیشوای بزرگی است که فرمانروای زمین و زمان می گردد و همه کشورها در قلمرو قدرت او قرار می گیرند.... »[۶]

و نیز از امیرالمؤمنین آورده اند که فرمود: «مستضعفان یاد شده در قرآن کریم که خداوند اراده فرموده است آنان را پیشوای مردم روی زمین قرار دهد،‌ ما خاندان پیامبریم. خداوند سرانجام «مهدی» این خانواده را بر می انگیزند و به وسیلة او، آنان را به اوج شکوه و عزت و اقتدار می رساند و دشمنانش را به سختی، به ذلت می کشد.»[۷]

در آیه مورد بحث که ظاهر سخن از جنایات فرعون است قرآن به این واقعیت تصریح می کند که:

«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین»

یعنی:.... و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین، نعمتی گران ارزانی داریم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.

در اینجا، معنای ظاهری این است که خداوند عزت و اقتدار بنی اسرائیل را به آنان باز پس می دهد و «فرعون» و «هامان» و سپاهیانش را به بوتة هلاکت می سپارد.

اما معنای نهان آیة شریفه غیر از معنای ظاهری و روشن آن است. آن معنا این است که: مقصود از تضعیف شدگان در آیة شریفه، خاندان پیامبرند. مردم آنان را تضعیف نموده و بر آنان ستم کرده و آنان را به قتل رسانده و رانده و سخت ترین بیدادگری را در مورد آنان روا داشته اند.

پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ در تبیین این مطلب فرمود:

«انتم المستضعفون بعدی.»[۸] یعنی: شما تضیف شدگان پس از من هستید.

و این واقعیت تاریخی که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از آن خبر داد، هیچ نیازی به اثبات ندارد.

تاریخ اسلامی و روند آن، به صراحت و با رساترین صدای خویش گواهی می کند که مردم از همان روز رحلت پیامبر، خاندان او را با کمال تأسف مورد هجوم قرار دادند و آنان را به سختی تضعیف کردند.

 

نکتة‌ دیگر:

در پایان بحث، در مورد آیة ۴ و ۵ از سورة مبارکة قصص، نکتة دیگری نیز شایستة طرح است و آن اینکه:

ممکن است این تأویل و معنای نهان از آیة شریفه که امامان نور ـ علیهم السلام ـ آن را آشکار ساخته اند از ظاهر آیه نیز دریافت گردد، چرا که در صدر آیة ۵، دو واژة «نرید» و «نمنّ» به صورت مضارع که از آینده خبر می دهد،‌ به کار رفته است.

از آنجایی که این آیات پس از گذشت هزار سال از عصر «موسی» بر قلب مصفای پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرود آمده است می توان گفت که: اگر در مورد بنی اسرائیل بود می توانست به صورت ماضی که از گذشته پیام دارد، نازل گردد، اینگونه: «وأردنا ان نمنّ» و یا اینگونه: «منّنا علی الذّین استضعفوا» همانگونه که در دیگر آیات قرآن، به صورت ماضی بکار رفته است.

 

برای نمونه:

۱. «لقد منّ الله علی المؤمنین... »[۹]

۲. «... فمن الله علیکم... »[۱۰]

۳. «و لقد منّنا علیک مره اخری»[۱۱]

۴. «و لقد منّنا علی موسی و هارون»[۱۲]

خداوند در همة این آیات واژة مورد نظر را به صورت ماضی بکار برده است، اما در آیه مورد بحث به صورت مستقبل «و نرید ان نمنّ»

آیا خود این نکته, نشانگر این واقعیت نمی تواند باشد که معنای نهان و تأویل آیة شریفه را از ظاهر و تفسیر آن نیز می توان دریافت؟

در آیة بعد نیز همینگونه است: «و نری فرعون و هامان... »

و جای این سوال که چرا نفرمود: «و أرینا فرعون و هامان؟»

و نیز در واژه های: «نرید» و «نجعلهم» و باز «نجعلهم» و «نمکنّ» و «نری»[۱۳] همه این واژه های ششگانه بصورت مستقبل آمده اند و نه ماضی، در صورتی که می توانست ماضی باشند.

 

دومین نوید

و نیز خداوند در قرآن کریم اینگونه از آن حضرت نوید می دهد:

«وعد الله الذّین آمنوا منکم و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الذّین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امناً یعبدوننی لایشرکون بی شیئاً و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون... »[۱۴]

یعنی: خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده داده است که آنان را در روی زمین جانشین دیگران سازد همانگونه که مردمی را که پیش از آنان بودند جانشین دیگران کرد و دینشان را ـ که خود برایشان پسندیده است ـ استوار سازد و وحشتشان را به امنیت تبدیل کند، تا تنها مرا بپرستند و چیزی را با من شریک نگیرند. و آنان که از آن پس، راه کفر و ناسپاسی در پیش گیرند،‌ نافرمانند.

این آیة شریفه از جمله آیاتی است که به آن حضرت تأویل شده است.

با نگرش به ظاهر این آیه، خداوند به مؤمنان و شایسته کرداران این امّت، نوید جامعه ای را می دهد که از هر پلیدی و ناپاکی پیراسته است و به تمامی ارزشها و قداستها و شایستگی ها آراسته است، این معنای ظاهری این آیة‌ شریفه.

این وعده شکوهمند خدا که سه بار با «لام قسم» مورد تأکید قرار گرفته است و سه بار با «نون تأکید» تاکنون تحقّق نیافته است.

چه زمانی مرم با ایمان و شایسته کردار توانستند با اقتدار، حکومت مهر و عدل خویش را در سراسر جهان به پا دارند و در کمال آزادی و بدون ترس و دلهره مقررات عادلانه و جانبخش قرآن را در عرصه های حیات، پیاده نمایند؟

این مؤمنان شایسته کرداری که خداوند در آیة مورد بحث این وعدة روح بخش را به آنان می دهد، چه کسانی هستند؟

اگر شما خواننده عزیز به تاریخ اسلام و مسلمانان از همان آغاز درخشش انوار نورانی وحی تا کنون، مراجعه کنید، به شایستگی درخواهید یافت که این وعدة شکوهبار خدا در ظرف این هزار چهار صد سال تحقّق نیافته و این نوید بزرگ جامة عمل نپوشیده است.

من فکر نمی کنم که وجدان هیچ مسلمان آگاه و با انصافی بپذیرد که منظور از مؤمنان شایسته کردار در این آیه، «امویان» و «عباسیان» باشند، چرا که تاریخ مورد قبول امت اسلام و ملل بیگانه، گواه است که «امویان و عباسیان» در حکومت سیاه و وحشتناک خود،‌ سهمگین ترین جنایات را مرتکب شدند و خون پاک اولیای خدا را به زمین ریختند، حرمت ها را هتک کردند، و کاخهای ظلم و بیدادشان لبریز از فسق و فجور و ضد ارزشها بود که اگر بخواهیم آن جنایت ها را به طور دقیق شرح دهیم کتاب از اسلوب و موضوع خود خارج خواهد شد.

به علاوه چه روزگاری براستی دین خدا به تمکّن و اقتدار مورد نظر این آیة مبارکه نائل آمد، تا نوید جهان گستر شدن آن تحقّق یافته باشد همانگونه که در آیة آمده است:

«و لیُمکنّن لهم دینهم الّذی ارتضی لهم.... »

این صحیح است که اسلام به دلیل جامعیت، محتوای بلند، هماهنگی با فطرت و دیگر ویژگی های خود و آورنده و آموزگاران و الگوهای حقیقی آن امامان نور تاکنون به میلیون ها دل و قلب راه یافته و آهسته آهسته به راه خود ادامه می دهد، امّا سوگمندانه همچنان فاقد یک قدرت منسجم جهانی است، به طوری که در هر گوشه ای از این جهان پرآشوب، هر کس می تواند به جنگ با آن برمی خیزد و بر ضد آن و پیروان آن دست به شقاوت می زند.

صحیح است که اسلام در مقاطعی از تاریخ خویش، در قلمرو محدودی به قدرت رسید و رهبری سیاسی و اجتماعی را به کف گرفت، امّا آیا براستی همین حاکمیّت محدود و قطعی، نوید مورد نظر قرآن و تحقّق آن وعده شکوهمند خداست؟ اگر چنین است این شرایط که در همان عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ تحقّق یافت و اسلام بر مدینه و بخش هایی از «جزیرة العرب» حاکم گردید.

با این وصف، معنا و مفهوم این نوید شکوهبار قرآنی چه می تواند باشد که می فرماید:

«وعد الله الذّین آمنوا منکم و عملوا الصّالحات.... »

یعنی: خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دهند وعده داده است که آنان را در روی زمین جانشین سازند.... .

بنظر ما، معنای واقعی این نوید قرآنی این است که روزگاری در پیش است که بر سراسر گیتی حاکم می گردد و مسلمانان بدون هیچ هراس و دلهره ای راه و رسم مترقی و شعائر و برنامه های انسان ساز دینی خود را برپای می دارند و در تمامی مناطق مسکونی و آباد جهان، تنها اسلام، تدبیر امور و تنظیم شئون بشریت را به دست می گیرد.

آری! این وعدة شکوهبار قرآن است و این هم تاکنون، تحقّق نیافته است.

 

معنای آیه در پرتو روایات

امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ و آموزگاران راستین قرآن نیز در تأویل آیة مورد بحث، بر این اندیشه رهنمون هستند که این وعدة پرشکوه خدا تحقّق نیافته و به هنگامة ظهور حضرت مهدی (عج) تحقّق خواهد یافت.

برای نمونه:

۱. از چهارمین امام نور ـ علیه السلام ـ آورده اند که آیه مورد بحث را تلاوت کرد و فرمود: «بخدای سوگند که این مؤمنان شایسته کردار، شیعیان ما اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند و خداوند این نوید و وعدة شکوهبار را به دست بزرگ مردی از ما تحقّق خواهد بخشید. او مهدی این امت است و کسی است که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد او فرمود: اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من که نامش نام من است بر جهان حکومت کند و زمین را همانگونه که به هنگامة‌ او لبریز از ظلم و جور است، مالامال از عدل و داد سازد.»[۱۵]

۲. و از دو امام معصوم حضرت باقر ـ علیه السلام ـ و حضرت صادق ـ علیه السلام ـ نیز همین سخن روایت شده است و آنان نیز درست همین نوید را داده اند.

مرحوم «طبرسی» پس از نقل این روایت می گوید: «منظور از مؤمنان شایسته کردار، پیامبر و خاندان اویند و این آیه در بردارندة‌ نوید حکومت عادلانة جهانی اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، استقرار اقتدار آنان در سراسر گیتی و برچیده شدن وحشت و هراس آنان با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است.»

و می افزاید: «خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد این واقعیت اجماع و اتفاق نظر دارند و روشن است که اجماع آنان همانند قرآن حجت است. چرا که پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «مردم! من از میان شما می روم امّا رو گوهر گرانبها در میان شما به یادگار می گذارم، یکی کتاب خدا، قرآن و دیگری خاندانم. و این دو، تا روز رستاخیز و ورود بر من در کنار حوض کوثر از هم جدایی ناپذیرند.»

آنگاه می افزاید: «نوید شکوهمند این آیه قرآن نیز که تمکّن و اقتدار اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و استقرار دین خدا بر روی زمین بوسیلة آنان است، وعده ای است که تاکنون تحقّق نیافته است از این رو آن حضرت در انتظار دریافت فرمان ظهور از جانب خداست،‌ چرا که خداوند در وعده اش تخلف نمی ورزد.»[۱۶]

 

سومین نوید

قرآن در آیه دیگری می فرماید:

«و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذّکر ان الارض یرثها عبادی الصّالحون»[۱۷]

ما در زبور (کتابهای آسمانی پیشین) پس از نوشتن در لوح محفوظ، نوشتیم که زمین را بندگان شایستة ما به ارث می برند.

مفسّران در تفسیر این آیه، در معنای «زبور و ذکر» به توافق نرسیده اند، امّا این دیدگاه های متفاوت، اختلاف جوهری نیست. چرا که معنای زبور، چه کتاب آسمانی نازل شده بر داود پیامبر ـ علیه السلام ـ باشد، یا مقصود از آن جنس کتابهای آسمانی، مهم نیست همچنانکه معنای ذکر نیز در آیة شریفه «تورات» باشد یا «قرآن» یا «لوح محفوظ» همچنانکه مفسّرین گفته اند، به محتوای آیه صدمه ای نمی زند و معنای آیه اینگونه است:

«و ما در کتابهایی که بر پیامبران فرو فرستادیم، یا در «زبور» که آن را بر داود پیامبر نازل ساختیم، پس از نوشتن در لوح محفوظ یا تورات یا قرآن، نوشتیم که زمین را بندگان شایستة ما به میراث می برند.»

طبرسی و دیگران در تفسیر آیه از پنجمین امام نور ـ علیه السلام ـ آورده اند که فرمود:

«هم اصحاب المهدی فی آخر الزمان»[۱۸]

یعنی: اینان یاران حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در آخرالزّمان هستند.

به باور ما، موضوعی که خدای جهان آفرین در «زبور» و در «ذکر» نوشته است و آن را «لقد» و «انّ» دو بار، سخت، مورد تأکید قرار داده، شایسته است که موضوعی بسیار اساسی و حساس و در نهایت اهمیت باشد.

صحیح است که برخی مفسّران مقصود از «زمین» در آیة مبارکه را زمین بهشت دانسته و آیه را اینگونه معنا کرده اند که: «بندگان شایسته خدا، زمین بهشت را به ارث می برند.» و برخی نیز زمین مورد نظر را همین سیارة خاکی دانسته اند که سرانجام امت مسلمان آنرا با فتوحات خویش به ارث می برند.

امّا این دو دیدگاه معنای ظاهری آیه است و معنای نهان و تأویل آیه شریفه این است که: «بندگان شایسته خدا بر سراسر جهان حکومت عادلانه و انسانی خوش را برقرار خواهند ساخت.»

مرحوم «شیخ طوسی» در تفسیر آیة شریفه از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت کرده است که:

«انّ ذلک وعد الله للمؤمنین بأنّهم یرثون جمیع الارض»[۱۹]

یعنی: این وعده قطعی خدا بر مؤمنان است که آنان تمامی زمین و زمان را به ارث خواهند برد.

این آیه مبارکه از نظر معنا، به آیه پیش شباهت دارد که می فرماید:

«لیسخلفنّهم فی الارض»

در این دو آیه، چه تعبیر زیبایی به کار رفته است، تعبیر به «ارث» و «استخلاف» که «ارث» انتقال ثروت و امکانات از مرده به زنده و «استخلاف» نیز قرار دادن یکی بجای دیگری را می گویند.

 

چهارمین نوید

قرآن می فرماید:

«هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون»[۲۰]

این آیه، در قرآن شریف سه بار آمده است و دلالت بر حساسیت موضوع می کند.

آیه دارای تفسیر و ظاهری است و دارای تأویل و پنهانی.

تفسیر و ظاهر این آیه این است که: خداوند پیامبرش حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ را به توحید و توحید گرایی، بندگی خدا، پرستش او و دین اسلام فرستاد تا این دین آسمانی را با قدرت و قوّت به همة ادیان پیروزی بخشد و سراسر گیتی در قلمرو توحید و عدالت و تقوای مورد نظر قرآن، قرار گیرد.

در آیة شریفه واژة «لیظهره» در خور تعمّق است، چرا که «ظهور» در اینجا به معنای برتری کامل و روشن با چیرگی و قدرت همه جانبه و کامل است که می فرماید:

«کیف و ان یظهروا علیکم لا یرقبوا فیکم الّا و لا ذمّه»[۲۱]

اینجا نیز «یظهروا» به معنای «یغلبوا» می باشد.

که معنای آیة شریفه این می شود: «دین حق،‌ با اقتدار و شکوه پیش می رود و بر همة ادیان، برتری کامل و پیروزی همه جانبه می یابد و جهان را در سایة هدایت خویش می گیرد.»

با این بیان اگر گفته شود که این وعده، تحقّق یافته و ارادة خداوند جامة عمل پوشیده است، معنای آیه این است که: خداوند همة دینها و آیینها و کیشهای منحرف و بی اساس را به وسیلة قرآن و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، باطل و با آمدن اسلام نفی کرد و هر گونه شرک و انحراف و زندقه و پرستش باطل را مردود شمرد و از صفحة گیتی برانداخت و جهان، جزیرة توحید گرایی و مهد عدالت و آزادگی و تقوا پیشگی گردید.

این معنای ظاهری آیه امّا گر بخواهیم از تأویل آیه سخن بگوییم و در پرتو معنای نهان او راه جوییم، باید بگوییم که این وعدة قطعی و تخلف ناپذیر،‌ هنوز تحقّق نیافته است.

مسلمانان هنوز شمارشان حدود یک چهارم مردم جهان یا کمتر است و بر کشورهای اسلامی قوانین و مقررات غیر اسلامی حکومت می کند و مرامها و کیش های ساختگی و دروغین آزادانه به حیات خود ادامه می دهند.

در برخی از کشورها مسلمانان اقلیت پایمال شده ای هستند که فاقد قدرت و امکانات و بر سرنوشت خویش حاکم نیستند، بنابراین پیروزی کامل حق بر باطل کجاست؟

و نوید قطعی و تخلف ناپذیر «لیظهره علی الدّین کلّه» چه زمانی و چگونه تحقّق یافته است؟

 

در پرتو روایات:

پیشوایان نور و امامان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در معنای نهان و تأویل آیه، رهنمود دارند که این مربوط به روزگار ظهور امام مهدی ـ علیه السلام ـ است که بی تردید تحقّق خواهد یافت.

اینکه به نمونه ای از روایات در تأویل آیة شریفه:

۱. در تفسیر آیة مورد بحث، از امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ آورده اند که این آیة‌ شریفه را تلاوت کرد که: «هو الّذی أرسل بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کلّه» آنگاه فرمودند: «آیا این نوید پیروزی تحقّق یافته است؟»

پاسخ دادند: «آری!»

آن حضرت فرمود: «هرگز! به خدایی که جانم در کف قدرت اوست، با تحقّق این وعده، هیچ شهر و دیاری نمی ماند جز اینکه در آن ندای یکتایی و عظمت خدا بامدادان و شامگاهان طنین می افکند.»

۲. و نیز از ابن عباس آورده اند که در مورد این جمله از آیه: «لیظهره علی الدّین کلّه و... » گفت:

بخدای سوگند چنین نخواهد شد تا مگر روزگاری که یهودیان و مسیحیان و پیروان دیگر مرام ها و مسلک ها، به اسلام ایمان آورند. گرگ و گوسفند و شیر درنده و انسان و مار گزنده، نسبت به هم احساس امنیت می کنند، نه گرگ گوسفند را بدرد و نه گوسفند از آن بهراسد.

روزگاری که دیگر موشی کیسه ای را پاره نکند و فساد و تباهی روی ندهد. زمانی که جزیه ها الغاء گردد و صلیبها شکسته شود.

آری! این معنای آیة شریفه است که می فرماید: «لیظهره علی الدّین کلّه»

و آنگاه تأکید کرد که این وعده الهی تنها با قیام حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و استقرار دولت مهر و عدل او در جهان، تحقّق خواهد یافت.

۳. و نیز از «ابوفضیل» آورده اند که: از امام کاظم ـ علیه السلام ـ ، از مفهوم پیام و معنای آیه پرسیدم که می فرماید: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّه... »

حضرت فرمود: «خداوند پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ را به ولایت و وصیّت و معرّفی جانشینان خود فرمان می دهد و دین حق را در آیة شریفه، ولایت است، یعنی ولایت امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ .»

پرسیدم: «سرورم! معنای «لیظهره علی الدّین کلّه» چیست؟»

فرمود: «خدا دین خویش را با قیام «قائم» بر همة کیشها و دینها، پیروزی کامل می بخشد.»

۴. «قندوزی حنفی» از امام صادق ـ علیه السلام ـ در معنای آیة شریفه روایتی آورده است که می فرماید:

بخدای سوگند معنای نهان و تأویل آیه شریفه تحقّق نمی یابد، مگر هنگامی که حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ ظهور کند و هنگامی که او ظهور کند بقایای شرک گرایان از ظهور او ناخرسند می گردند و کافران حق ستیز به کیفر گناه خود می رسند.... .

۵. مرحوم علامه مجلسی از ابی بصیر آورده است که: از امام صادق ـ علیه السلام ـ در مورد آیة شریفه پرسیدم که: «هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون»

حضرت فرمودند: «بخدای سوگند! تأویل و معنای نهان آن هنوز نیامده و تحقّق نیافته است.»

گفتم: «فدایت شوم! چه زمانی فرود می آید؟»

فرمود: «زمانی که قائم آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ به ارادة الهی قیام کند و زمانی که آن حضرت قیام کند دیگر از شرک و شرک گرایی اثری نمی ماند و دین حق، همة دلها را نورباران می سازد.... »

و بدینسان به همین اندازه،‌از آیاتی که پیرامون وجود گرانمایة آن حضرت تأویل شده است بسنده می شود امّا یادآوری می گردد که ما تنها شماری اندک از آیات را ترسیم نموده ایم چرا که آیات شریفة قرآن در این مورد به گونه ای که در روایات آمده است بسیار است. و ما اگر بخواهیم همه آیات را بیاوریم سخن طولانی می گردد.

 

پی نوشت ها:

[۱] . سورة‌ فصلت، آیة ۴۲.

[۲] . سورة نحل، آیة ۸۹.

[۳] . سورة انعام،‌آیة ۵۹.

[۴] . سوره قصص، آیة ۵ و ۶.

[۵] . نهج البلاغه، قصار ۲۰۹.

[۶] . شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۹، ص ۲۹.

[۷] . بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۳.

[۸] . واژة مستضعف در مفهوم قرآنی: کسی است که نیروهای بالقوه و بالفعل را بر برازندگی، تکامل و اقتدار و شکوه داراست اما از سوی استبداد،‌ ارتجاع و استعمار حاکم، سخت زیر فشار است، و در همانحال در اندیشة گستردن بندهای اسارت و در اندیشة عدالت و آزادگی و تقواپیشگی نه اینکه به معنای عنصر فاقد قدرت و توان و تحرک و برنامه و هدف باشد.

[۹] . سورة ‌آل عمران، آیة ۱۶۴.

[۱۰] . سورة نساء‌،‌ آیة ۹۴.

[۱۱] . سورة طه، آیة ۳۷.

[۱۲] . سورة صافات، آیة ۱۱۴.

[۱۳] . واژه های ششگانه مورد اشاره در دو آیة مورد بحث، در آیات ۵ و ۶ سورة قصص بکار رفته اند.

[۱۴] . سوره نور، آیة ۵۵.

[۱۵] . مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۵۲ و تفسیر عیاشی، ذیل آیه ۱۵۴، از سورة نور.

[۱۶] . مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۵۲.

[۱۷] . سورة‌ انبیاء،‌آیة ۱۰۵.

[۱۸] . مجمع البیان، ذیل آیة شریفه.

[۱۹] . تفسیر تبیان، ج ۷، ص ۲۵۲.

[۲۰] . سورة‌ توبه، آیة ۳۳.

[۲۱] . سورة توبه، آیة ۸.

فواید زنجبیل، یکی از ارجح‌ترین ادویه ها، برای سلامت انسان است. ترکیب زنجبیل با عسل و لیمو به دو برابر شدن اثر آن کمک می‌کند. مخلوط زنجبیل، عسل و لیمو باعث تقویت ایمنی بدن در برابر میکروب‌ها و ویروس‌ها می‌شود.

خواص درمانی ترکیب زنجبیل و عسل و لیمو

خواص درمانی ترکیب زنجبیل، عسل و لیمو چیست؟ 

زنجبیل را می‌توان با مخلوط کردن عسل و لیمو مصرف کرد. در اینجا مزایای آن وجود دارد:

اثر بر سیستم گوارش

ترکیب زنجبیل، عسل و لیمو به رفع نفخ و مشکلات یبوست کمک می‌کند. برای کسانی که در هضم غذا دچار مشکل هستند؛ یک ترکیب عالی است. این ترکیب هضم غذا را متعادل می‌کند. از سوی دیگر هم عسل و هم زنجبیل برای مشکلات معده مفید هستند.

برای مشکلاتی مانند کرونا، سرماخوردگی، عفونت آنفولانزا، سرماخوردگی و سینوزیت مفید است.

به تعادل قند خون کمک می‌کند.

در برابر حالت تهوع بسیار مفید است.

در برابر سرفه‌های مداوم و گلودرد موثر است.

به بدن اجازه می‌دهد تا انرژی بگیرد.

برای گرفتگی صدا خوب است.

باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می‌شود.

باعث افزایش شیر مادر می‌شود.

درد‌های دوران قاعدگی را کاهش می‌دهد.

بلغم را از بین می‌برد.

همچنین از نظر جنسی بسیار مفید است، زیرا به دلیل اثری که دارد گردش خون را تسریع می‌کند.

با اثر آرام بخش خود به خواب بهتر و درمان بی خوابی کمک می‌کند.

از سلامت قلب و عروق پشتیبانی می‌کند.

متابولیسم را تسریع و از کاهش وزن حمایت می‌کند.

طرز تهیه مخلوط زنجبیل و عسل و لیمو

عسل واقعی فیلتر شده

۱ تکه زنجبیل تازه (حدود ۲۰ گرم)

یک عدد لیمو متوسط

یک عدد شیشه کوچک

توجه: در مصرف روزانه زنجبیل نباید زیاده روی کرد. مصرف زنجبیل تازه حداکثر در محدوده ۱.۲ تا ۱.۵ گرم در طول روز توصیه می‌شود.

برخی از غذا‌ها به خاطر برخورداری از فیبر و ارزش غذایی بالا به رفع گرسنگی در هر زمانی از روز کمک می‌کنند و  نقش فراوانی در کاهش اشتها و کاهش وزن دارند.

جو دوسر

از جمله غذا‌های مقوی برای کاهش وزن بلغور جو دوسر است که شما را برای مدت طولانی سیر نگه می‌دارد. زیرا هضم را کند می‌کند، به جذب کربوهیدرات‌ها کمک می‌کند و کلسترول را پایین نگه می‌دارد. همچنین حاوی فیبر، کربوهیدرات‌های نشاسته ای، ویتامین ها، مواد معدنی و چربی‌های سالم است.

برگ چغندر

اگر گرسنه هستید، می‌توانید سالاد را با برگ چغندر تهیه کنید. می‌توانید برگ چغندر را بجوشانید و یک غذای اشتها آور تهیه کنید. برگ چغندر اشتهای شما را سرکوب می‌کنند و شما را خوش فرم نگه می‌دارند.

تخم مرغ

خوردن تخم‌مرغ برای شروع روز به کاهش وزن کمک می‌کند؛ زیرا ساعت‌ها انرژی شما را حفظ و در عین حال اشتهای شما را سرکوب می‌کند. بهتر است زیاده روی نکنید و از سرخ کردن آن خودداری کنید.

عدس

عدس سرشار از نشاسته مقاوم است. کربوهیدراتی که هضم نشده از معده عبور می‌کند و در روده بزرگ تخمیر می‌شود. این فرآیند به بدن اجازه می‌دهد تا از چربی‌های ذخیره شده به عنوان سوخت استفاده کند.

سیب

خوردن روزانه سیب اشتها را تنظیم می‌کند؛ زیرا فیبر بالایی دارد. باعث می‌شود مغز تمایلی به خوردن بیشتر نداشته باشد و موجب می‌شود معده احساس سیری کند. علاوه بر این فیبر موجود در آن سطح قند خون را متعادل نگه می‌دارد.

بلوبری(زغال اخته)

اگرچه ممکن است باور نکردنی به نظر برسد که زغال اخته اشتها را سرکوب می‌کند، اما این واقعیت که این میوه شگفت انگیز یکی از میوه‌هایی است که بیشترین فیبر را دارد و  این امر را تضمین می‌کند.

حدود ۱۰ تا ۱۲ بلوبری فورا گرسنگی شما را برطرف می‌کند.

ماهی

از جمله غذا‌های مقوی برای کاهش وزن ماهی قزل آلاست. ماهی غنی از اسید‌های چرب امگا ۳  بوده و باعث می‌شود برای مدت طولانی تری احساس سیری کنید.

سوپ سبزیجات

سوپ سبزیجات بسیار سیر کننده است. یک کاسه سوپ قبل از غذا به رفع گرسنگی و کاهش اشتها کمک می‌کند. بهتر است آن را ترجیحاً در منزل کم چرب و با سبزیجات تهیه کنید.

آجیل

آجیل حاوی چربی‌های سالم است و به پایین نگه داشتن کلسترول کمک می‌کند. علاوه بر این، منبع خوبی از فیبر است و بنابراین به سرکوب اشتهای شما کمک می‌کند؛ زیرا آن‌ها بیشتر از کربوهیدرات‌ها در معده می‌مانند.

اسفناج

اگر گرسنه هستید می‌توانید سالاد اسفناج تهیه کنید. اسفناج اشتهای شما را کم کرده و سیری فوری را ایجاد می‌کند. می‌توانید یک بشقاب اسفناج آب پز را با تمام سبزیجاتی که می‌خواهید تهیه کنید. اسفناج به حفظ اندام شما کمک می‌کند.

از مهم‌ترین آموزه‌های ادیان آسمانی به ویژه دین مبین اسلام، مسئله مهدویت و منجی‌گرایی است، همان آموزه‌ای که روش عبور کاروان بشری از دنیا و ورود آنها به سرزمین بهشت‌گونۀ عصر ظهور امام عصر (عج) را می‌آموزد؛ از این منظر تمدنی، دنیا بهترین مکان برای رشد استعدادهای معنوی در ابعاد فردی و اجتماعی برای حرکت به سوی تشکیل تمدن الهی و تبدیل دنیا به أرض موعود توسط صالحان و خوبان این کاروان بشری است. در این نگاه، دنیا صحنۀ تربیت انسان‌هاست، صحنه‌ای که آمیخته به انواع فتنه‌ها، دردها و بلایاست تا از گذرگاه این ابتلائات و فتنه‌ها، افراد همچون طلا در آتش، آبدیده شوند و با عبور از آتش فتنه‌ها و شدائد آخرالزمان، مستعد حضور در آن حکومت آرمانی شوند تا در پرتو تربیت‌های آن معلم الهی و در معیّت آن وجود مقدس، مسیر رشد و کمال در مسیر عبودیت را بدون شیطنت شیاطین و وجود دشمنان انسی طی کنند.

در آن سرزمین، انسان‌ها حیات طیبه‌ای را تجربه می‌کنند که تا آن زمان به این تجربه دست نیافته بودند و شاید یکی از حکمت‌های ابتلائات شدید دنیا، دستیابی به لذت حقیقیِ حضور در عصر ظهور امام عصر (عج) باشد  و این خود سنتی الهی است که برای دستیابی به آرامش، باید از سختی‌ها عبور کرد، همچون قوم موسی (ع) که برای رسیدن به أرض موعود، باید با هدایت‌های پیامبر خود، از دل فتنۀ فرعونیان و هامانیان عبور می‌کرد یا همچون کاروان حسینی (ع) که برای دستیابی به عالی‌ترین درجات فضل، باید همراه با هادی زمانه و معلم بشر، تن به آتش فتنۀ یزیدیان می‌سپرد.

اما همان‌طور که اشاره شد، عصر ظهور به اذن‌الله فضایی آمیخته با بهترین نعمات است تا انسان‌های مؤمن تحت ولایت امام (ع) در نهایت آرامش و در اوج معنویت، بتوانند مسیر عبودیت را طی کنند. امام مجتبی در روایتی، ضمن بیان برخی رویدادهای آخرالزمانی و عصر ظهور، به نزول برکات آسمانی در آن زمان اشاره کرده فرمود «...عرض و طول شهرها برایش مطیع می‌شوند؛ کافری نیست مگر اینکه ایمان می‌آورد و تبهکاری نیست مگر اینکه نیکوکار خواهد شد؛ درندگان در زمان سلطنت او صلح و سازش می‌کنند؛ زمین، گیاهان خود را می‌رویاند و آسمان برکات خود را فرو می‌ریزد؛ گنجها برای او ظاهر خواهند شد و مدت 40 سال مالک شرق و غرب خواهد شد؛ خوشا به حال کسی که روزگار او را درک کند و سخن وی را بشنود؛ تنزل السماء برکتها و تُظهِر له الکُنُوز، یَملکُ ما بَین الخافقین أربعین عاماً فطوبَى لِمَن أدركَ أیّامَه و سَمِعَ کَلامه.» (اثباةالهدی، ج5،‌ ص145)

امام سجاد علیه‌السلام نیز در توصیف برکات عصر ظهور می‌فرماید: «زمانی که قائم‌ ظهور کند، خداوند آفت و گزند را از هر مؤمنی برطرف می‌کند و نیرویش را به او باز می‌گرداند؛ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْ کُلِّ مُؤْمِنٍ الْعَاهَةَ (1) وَ رَدَّ إِلَیْهِ قُوَّته» (غیبت نعمانی، ص317) حضرت در این روایت اشاره دارند که قائم(عج) ناجوری‌ها را از تمام اهل ایمان (شامل عموم مردم دنیا که تا آن زمان به آن حضرت ایمان آوردند)، پس می‌زند و آن توان معنویِ بالقوه‌ای را که به واسطه آلودگی در گناهان و محیط اجتماعی نامناسب از آن‌ها کاسته شده بود، به ایشان باز می‌گرداند تا در نهایت تندرستی مادی و معنوی به رشد خویش بپردازند؛ چرا که آنچه مانع رشد و تعالی انسان‌هاست، آلودگی‌های نفسانی و گناهان ریز و درشتی است که موجب سنگینی افراد می‌شود و به این ترتیب توان معنوی آن‌ها نیز کاسته می‌شود.

تغییرات جغرافیایی و آبادانی شهرها از دیگر دستاوردهای ظهور امام عصر(عج) است؛ چه اینکه طی نبردهای فراوانی که دشمنان علیه بشریت تحمیل کردند و طی مبارزاتی که امام(ع) با سپاه کفر داشتند، بسیاری از شهرها رو به ویرانی می‌رود؛ بنابراین ضمن بازسازی شهرها، آنها را رو به آبادانی آن هم با قوانین بهشت‌گونه می‌برد. امام باقر(ع) نیز در این باره فرمود «فَلَا یَبْقَى فِی الْأَرْضِ خَرَابٌ‏ إِلَّا قَدْ عُمِر؛ جای مخروبه‌ای در زمین باقی نمی‌ماند الّا آنکه آباد می‌شود. (بشارة‌الاسلام، ص 99)

زدودن غم و اندوه از شیعیان عصر ظهور یکی دیگر از برکات آن دوران است که در احادیث متعددی به آن اشاره شده است؛ امام صادق (ع) فرمود «هُوَ المُفرِّجُ الكُرَبِ عَن شیعَتِه بَعد ضَنكٍ شَدیدٍ وَ بَلاءٍ طَویل؛ او (مهدی(عج) ) است که پس از دوران‌های طولانی بلاخیز و تنگناهای طاقت‌فرسا، غم‌ها و گرفتاری‌ها را از شیعیانش برطرف می‌کند.» (الزام‌الناصب، ص 138) به تعبیر امام صادق(ع) حتی اموات هم از ظهور امام عصر (عج) بهره می‌برند؛ امام در این باره فرمود «وَ لَا یَبْقَى مُؤْمِنٌ مَیِّتٌ إِلَّا دَخَلَتْ عَلَیْهِ تِلْكَ الْفَرْحَةُ فِی قَبْرِهِ‏؛ (در وقت ظهور امام)، هیچ مؤمن از دنیا رفته باقی نمی‌ماند مگر آن که سرور و شادمانی قبر او را فرا می‌گیرد.» (بحار، ج 52، ص 328)

نشیب نامین، رییس اجرایی مرکز مسلمانان رواندا ، وجود وحدت و همدلی در میان جوامع مسلمان را از نعمات اسلام دانست و گفت: دین متعالی اسلام به اشکال مختلف راهکارهای ایجاد اتحاد و همبستگی را در میان ملت های مسلمان نشان داده است. اسلام رسیدن مسلمانان به یک زندگی مسالمت آمیز و صلح آمیز را هدف قرار داده و تاکید کرده چنین جامعه ای امکان اجرای فرامین الهی را ممکن می سازد.

وی در ادامه بیان کرد: تامین منافع و حقوق مسلمان مسلمانان فقط با دستیابی به وحدت و همبستگی میان مسلمانان امکان پذیر می شود. در حقیقت وحدت مذاهب اسلامی، هدف اصلی بلند و آرمان متعالی دین اسلام است که می تواند مسلمانان را به یکدیگر نزدیک کند و از آن ها یک ید واحد به وجود آورد. این ید واحد همچون دژی محکم در برابر قدرت دشمنانی خواهد بود که در برابر مسلمانان صف آرایی کرده اند.

او اظهار داشت: هدف از وحدت نیز آن است که همه مسلمانان با توجه به اشتراکاتی که بین همه طوایف و فرقه های اسلامی وجود دارد، در عرصه اجتماعی مصلحت اسلام را در نظر بگیرند و بنا به این مصلحت، بر نکات اختلافی متوقف نشده و در جهت گسترش برادری اسلامی تلاش کنند.

نشیب نامین همچنین تصریح کرد: منظور از وحدت مذهبی نیز از بین بردن وجوه اختلافی نیست بلکه هدف از آن از بین بردن اختلافاتی است که باعث دشمنی و تفرقه می گردد. بنابراین هدف از تقریب مذاهب، تبدیل دودستگی و اختلاف به برادری و تقارب است. بر همین اساس، موارد اختلافی میان مذاهب ربطی به مسلمان بودن و مسلمان نبودن ندارد و اغلب شامل اصول کلی اسلام می باشد و مسلمانان با تکیه به این اشتراکات می توانند با یکدیگر مراوده داشته باشند و با یکدیگر درباره همه محورهای مطرح شده در جهان اسلام و مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی همکاری کنند.

دوران آخرالزمان حساس‌ترین مقطع تاریخ بشریت است. طبق روایات، این دوران به دو مقطع تقسیم‌بندی می‌شود:

1. پس از رسالت حضرت ختمی‌مرتبت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله که تاکنون ادامه دارد. در این دوران شاهدیم که فساد و تباهی در قالب هلاکت نسل و نابودی حرث، عالم را فرا می‌گیرد. (بقره: 205)
2. دورانی که عالم دستخوش حوادث عجیب و غریب می‌شود؛ خروج موجوداتی مثل یأجوج و مأجوج، بروز عذاب دُخان، وقوع بادهای سیاه و صیحه‌های سهمگین آسمانی از جمله این موارد است. (انعام: 65،‌ دخان: 10)

اما یکی از موضوعات مرتبط با فضای آخرالزمان، مسئله دسته‌جات یاوران حضرت صاحب الزمان امام عصر عجّل الله تعالی فرجه است؛ آنچه خداوند در قرآن به‌عنوان شاخصه‌های یاوران مهدی عجّل الله تعالی فرجه معرفی می‌کند، با آنچه در جامعه و بین برخی اندیشمندان دینی با عناوینی مثل "مهدی‌یاوری"  مطرح می‌شود، بسیار متفاوت است. در قرآن عناوین و صفاتی مثل انصارالله، صاحبان قوای شدید (أُولی‏ بَأْسٍ شَدیدٍ)، رکن شدید، حزب‌الله، امت معدوده و اصحاب صراط سَویِّ، به یاوران امام عصر عجّل الله تعالی فرجه نسبت داده شده است. خداوند هرکدام از این گروه‌ها را در هر دوره‌ای و به‌اقتضای پیش‌برد برنامه‌های خود روی کار می‌آورد،
به‌عنوان نمونه خداوند در آیه 5 سوره اسراء از گروهی سخن می‌گوید که طبق سیاق آیات قبل،‌ مأموریت نابودی اول بنی‌اسرائیل را به‌عهده دارند. این گروه با عنوان «أُولی‏ بَأْسٍ شَدیدٍ» یا صاحبان توان سخت شناخته می‌شوند: «فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولی‏ بَأْسٍ شَدیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْداً مَفْعُولا» یعنی آنگاه که وعده [تحقق‏] نخستین آن دو (فساد اول بنی‌اسرائیل (صهونیست‌ها)) فرا رسد، بندگانى از خود را که سخت نیرومندند، بر شما می‌‏گماریم، تا میان خانه‏‌ها [یتان براى قتل و غارت شما] به جست‌وجو درآیند و این ماجرا تحقق‌‏یافتنى است. خداوند این رویداد را به‌عنوان وعده‌ای غیر قابل تخلف معرفی می‌کند.

در روایتی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که درباره این قوم فرمود «قَوْماً یَبْعَثُهُمْ اللَّهُ قَبْلَ‏ قِیَامِ‏ الْقَائِمِ‏(ع) لَایَدَعُونَ وَتْراً لِآلِ‌مُحَمَّدٍ إِلَّا أَحْرَقُوهُ ـ وَ کانَ وَعْداً مَفْعُولا»؛ یعنی قومی هستند که خداوند قبل از قیام قائم آنها را مبعوث می‌کند تا برای آل محمد صلى الله علیه و آله تظلم‌خواهی کنند تا اینکه آنها را بسوزانند؛ و این وعده‌ای است که محقق می‌شود (کامل الزیارات، ص63)

نکته‌ای که در این آیات و روایات وجود دارد، ماهیت قوم بنی‌اسرائیل است که در هر دوره‌ای خود را در پوششی نمایان می‌کند. حال، این قوم طی سده اخیر در قالب صهیونیست‌ها شناخته می‌شوند و مشغول به فساد و تباهی در دنیا هستند؛ خداوند وقتی از این قوم در قرآن سخن می‌گوید،‌ با همین خصلت فساد و تباهی از آنها یاد می‌کند؛ یکی از این آیات، آیه 205 بقره است، آنجا که فرمود «سَعى‏ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فیها وَ یُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ...» یعنی آنها در زمین سعیِ در فساد می‌کنند و بنا را بر هلاکت حرث و نسل می‌گذارند. یا در آیه ‌64 مائده وقتی از امت یهود سخن می‌گوید، آنها را مفسدان فی الارض معرفی می‌کند و می‌فرماید «وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسادا»؛ البته در عمده آیات قرآن، خداوند وقتی از یهود می‌گوید،‌ منظورش همان یهودیت جاهل و کافری است که در صدر اسلام نیز برای رسول خدا صلی الله علیه و آله دردسرساز بودند.

نکته بعد درباره گروهی است که عامل نابودی بنی‌اسرائیل می‌شوند که روایت از آنها با عنوان «قوم» یاد می‌کند؛ بنابراین تقابلی بین  این دو امت صورت می‌گیرد که در نهایت سبب نابودی صهیونیست‌ها می‌شود؛ همان‌ها که دشمنیِ اصلی‌شان با آموزه‌های اسلام، سنت نبوی و ولایت عترت به‌ویژه امام عصر عجّل الله تعالی فرجه به‌عنوان منجی عالم است و بارها در طول تاریخ بر این دشمنی‌شان صحه گذاشتند؛ همچنان که اکنون مشاهده می‌کنیم حجم بالایی از تولیدات سینمایی در غرب و هالیوود با مضمون منجی‌ستیزی است.

بعد از حمله موشکی اخیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به مقر جاسوسی موساد اسرائیل در اربیل عراق، رسانه‌های صهیونیستی اعلام کردند که ارتش این رژیم از ترس حملات پهپادی ایران طی روزهای آینده همچنان در حالت آماده‌باش خواهد بود.

این درحالی است که صهیونیست‌ها رو گذشته از حمله سایبری گسترده به نهادهای رسمی و وزارتخانه‌های این رژیم خبر داده و اعلام کردند که سایت‌های وابسته به این نهادها دچار اختلال شده و دسترسی به آنها ممکن نیست.

در همین زمینه روزنامه فرامنطقه‌ای رای‌الیوم با انتشار مقاله‌ای اعلام کرد، مقامات رسمی و رسانه‌های رژیم صهیونیستی همچنان در موضع گیری خود نسبت به حمله موشکی اخیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به مقر جاسوسی صهیونیست‌ها در اقلیم کردستان عراق، سردرگم هستند.  در حالی که جمهوری اسلامی ایران  اعلام کرده که سرویس جاسوسی موساد اسرائیل را در اربیل عراق مورد هدف قرار داده است، تلویزیون رسمی رژیم صهیونیستی به نقل از منابع ارشد امنیتی این رژیم گزارش داد که موساد صحت این خبر را نه تایید و نه تکذیب می‌کند.

رای الیوم افزود، در این شرایط صهیونیست‌ها همچنان مشغول اختراع یک روایت جدید  درباره این ضربه موشکی هستند که از ایران دریافت کردند؛ روایتی که برای شهرک‌نشینان صهیونیست و کل جهان قابل قبول باشد که البته  به گفته رسانه‌های صهیونیستی این امر بسیار دشوار است.

با وجود این که حدود چهار روز از حمله موشکی ایران به مقر جاسوسی رژیم صهیونیستی در اقلیم کردستان عراق می‌گذرد؛ اما این مسئله همچنان در راس اولویت‌های منابع و رسانه‌های رژیم صهیونیستی قرار دارد. رسانه‌های صهیونیستی که طبق قوانین سختگیرانه این رژیم و بر اساس سانسور نظامی فعالیت می‌کنند در تلاش هستند تا این حمله موشکی ایران را در قالب یک تحول استراتژیک در جنگ با ایران در چندین جبهه توصیف کنند.

در این زمینه وب سایت صهیونیستی والا روز سه شنبه به نقل از محافل ارشد امنیتی رژیم صهیونیستی اعلام کرد: ایران ثابت کرده است که می‌تواند با ابزارهای مختلف از جمله موشک‌ها و پهپادها و حملات مسلحانه پاسخ اسرائیل را بدهد.

در همین راستا «امیر بوحبوط»  کارشناس نظامی صهیونیست با انتشار مقاله‌ای به نقل از منابع ارشد امنیتی این رژیم اعلام کرد که حمله موشکی ایران به اربیل عراق در ادامه تهدیدات ایران در سال‌های اخیر برای گرفتن انتقام خون سربازان و افسران ایرانی در سوریه بود. ایرانی‌ها هرگز نبرد نامحدود با اسرائیل را رها نخواهند کرد و وقایع میدانی صحت این ارزیابی‌ها و همچنین کارآمدی توانمندی‌های ایران را ثابت کرده است.

این کارشناس صهیونیست ادامه داد، ایران ثابت کرده که می تواند با ابزارها و روش‌های مختلف پاسخ اسرائیل را بدهد.

در ادامه مقاله رای‌الیوم آمده است: نکته قابل توجه در همه گزارش‌ها و ارزیابی‌های رژیم صهیونیستی درباره حمله موشکی جمهوری اسلامی ایران به مقر جاسوسی این رژیم در اربیل عراق این است که رژیم اشغالگر در واکنش به این حمله، تلاش می‌کند تاریخچه‌ای از عملیات‌های قدیمی خود علیه مقاومت را یادآوری کند.

بر اساس این گزارش، در واقع این تلاش صهیونیست‌ها در راستای توجیه شکست‌های این رژیم مقابل افکار عمومی شهرک‌نشینان صهیونیست صورت می‌گیرد و مقامات صهیونیست تلاش دارند به شهرک‌نشینان بگویند که اسرائیل در «جنگ بین جنگ‌ها» قرار دارد و معادله این جنگ امروز تغییر کرده است.

به نوشته این رسانه، همچنین هنوز مشخص نیست بعد از حمله موشکی که پایگاه موساد در اربیل عراق را مورد هدف قرار داد، ایرانی‌ها به  همین حمله اکتفا کنند و ممکن است حملات دیگری در امتداد آن انجام بگیرد. این حمله ممکن است در طول مرزهای فلسطین اشغالی از ارتفاعات جولان و یا  در عرصه هوایی برای ضربه زدن به هواپیماهای اسرائیلی باشد.

رای‌الیوم نوشت: در پایان باید به این نکته توجه کنیم فارغ از هر اتفاقی که افتاده و یا خواهد افتاد، در این میان رژیم صهیونیستی اعتراف کرد که ارتش آن برای مقابله با تهدیدات ایران مجبور است هوشیاری خود را در دریا و زمین و آسمان بالا برده و در بالاترین سطح آماده‌باش قرار بگیرد.  این حمله موشکی ایران همچنین بار دیگر ارزیابی‌های اشتباه مسئولان امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی را فاش کرد؛ جایی که آنها مدعی بودند ایران در شرایط حساسی قرار دارد و برای دادن پاسخ اسرائیل عجله نخواهد کرد؛ اما اتفاقی که افتاد همه ارزیابی‌ها و محاسبات صهیونیست‌ها را به هم ریخت.

آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی رئیس‌جمهور شامگاه سه‌شنبه در پاسخ به تماس تلفنی «قربانقلی بردی ‌محمداف» رئیس شورای ملی ترکمنستان با وی، ضمن تبریک برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در این کشور و همچنین تبریک ایام نوروز بر توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی به ویژه ترکمنستان تأکید کرد.

رئیسی با اشاره بر گسترش روابط تهران ـ عشق‌آباد در دوره ریاست جمهوری «قربانقلی بردی‌ محمداف»، اظهار داشت: همیشه اراده جمهوری اسلامی ایران بر توسعه همکاری‌های دو کشور در حوزه‌های انرژی، سیاسی و امنیتی بوده که نقش‌آفرینی شما در رسیدن به این اهداف قابل تقدیر است.

وی با اشاره به سفر خود به ترکمنستان و دیدار با رئیس جمهور این کشور گفت: همیشه می‌توانید بر دوستی بلندمدت و صمیمانه با جمهوری اسلامی ایران تکیه کنید.

«قربانقلی بردی ‌محمداف» رئیس شورای ملی ترکمنستان نیز در این تماس تلفنی از اقدامات آیت‌الله رئیسی برای توسعه روابط دوجانبه میان دو کشور تشکر کرد.

«سردار بردی محمد‌اف» رئیس جمهور جدید ترکمنستان نیز در اولین تماس تلفنی با آیت‌الله رئیسی پس از مشخص شدن نتایج انتخابات این کشور، ضمن تشکر از پیام ‌تبریک رئیس جمهور کشورمان، با تأکید بر لزوم گسترش همکاری‌های همه جانبه دو کشور، گفت: آمادگی کامل برای توسعه روابط میان تهران ـ عشق‌آباد در همه زمینه‌های دو جانبه، چند جانبه و منطقه‌ای و بین‌المللی را اعلام می‌کنم.

رئیسی نیز در پاسخ به این تماس تلفنی، گفت: ملت‌های ایران و ترکمنستان در کنار همسایگی خویشاوند هستند.

وی با اشاره به اهمیت کریدور شمال ـ جنوب، تأکید کرد: امیدواریم در دوره جدید ریاست جمهوری در ترکمنستان شاهد همکاری و فعال شدن بیش از پیش ظرفیت‌های اقتصادی دو کشور باشیم.

به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی در پیامی رحلت عالم ربانی آیةالله آقای حاج سید محمدعلی علوی‌گرگانی را تسلیت گفتند.

متن این پیام به‌شرح زیر است:

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

رحلت عالم ربّانی آیةالله آقای حاج سید محمدعلی علوی‌گرگانی رضوان‌الله‌علیه را به حوزه‌ی علمیه‌ی قم و به همه‌ی شاگردان و ارادتمندان و مقلدان ایشان به‌خصوص به مردم مؤمن گلستان که ارادت ویژه به این بزرگوار و والد محترمشان مرحوم آیةالله آقای حاج سیدسجاد علوی داشتند، و بالاخص به خاندان گرامی و فرزندان مکرّمشان تسلیت عرض می‌کنم. این مرجع معظم در قضایای گوناگون انقلاب و مسائل کشور همواره وفادارانه در کنار مردم و پشتیبان نظام مقدس بودند و خدمات ارزشمندی کرده‌اند که موجب فیض و رحمت الهی است ان‌شاءالله. از خداوند متعال علو درجات ایشان را مسئلت می‌کنم و امیدوارم با اجداد طاهرینشان محشور گردند.

احادیث