Super User
ظرفیتهای توسعه روابط ایران و پاکستان
موضوع روابط اقتصادی و هدفگذاری دو طرف برای افزایش حجم مبادلات اقتصادی یکی از مهمترین محورهای گفتوگوی نخست وزیر پاکستان با مقامهای بلندپایه ایران بود
عمران خان نخست وزیر پاکستان که بعد از پیروزی در انتخابات در گفتگوی تلفنی خود با رئیس جمهوری ایران قول داده بود تا سفر به تهران را در اولویتهای سفرهای خارجی خود قرار دهد، اوایل هفته جاری در راس هیاتی سیاسی و اقتصادی وارد تهران شد و با مقامات ارشد ایران دیدار و گفتگو کرد.
در این دیدارها موضوعات مختلفی مطرح و مورد بحث و بررسی قرار گرفت که حاصل آن توافقات میان طرفین برای افزایش همکاری ها در حوزه های مختلف اقتصادی، امنیتی و سیاسی بود.
دستاوردهای سفر نخست وزیر پاکستان به ایران
همکاریهای امنیتی: عمران خان نخست وزیر پاکستان در نشست خبری مشترک با رئیس جمهور ایران اظهار کرد: مهمترین دلیل سفر من به کشور شما مسئله تروریسم بود. همراه من رئیس امنیت پاکستان در این سفر حضور دارد.
در واقع همان گونه که از اظهارات نخست وزیر پاکستان مشخص است، وجه مهم همکاریهای تهران و اسلام آباد را باید ناظر به اهمیت جایگاه و مختصات پاکستان در همکاری امنیتی با ایران و مبارزه با گروههای تروریستی جستجو کرد. پاکستان این امکان بالقوه را دارد که یکی از کشورهای تأثیرگذار در مقابله با افراطگرایی و تروریسم بر آمده از اندیشههای تکفیری باشد. بر همین اساس نیز احیای محور همکاریهای مشترک تهران و اسلام آباد در موضوعات امنیتی منطقه بویژه جلوگیری از نفوذ تروریسم و کمک به ایجاد ثبات و امنیت در مرزها در زمره یکی از محورهای مهم مطرح شده در رایزنیهای مقامات دو کشور قرار خواهد داشت.
همکاریهای اقتصادی: موضوع روابط اقتصادی و هدفگذاری دو طرف برای افزایش حجم مبادلات اقتصادی که طی سالهای اخیر و تحت تأثیر عوامل متعددی سیر نزولی یافته و این موضوع یکی از مهمترین محورهای گفتوگوی نخست وزیر پاکستان با مقامهای بلندپایه ایران بود.
در واقع ظرفیت خوبی بین دو کشور برای توسعه همکاریهای اقتصادی و تجاری وجود دارد که البته تابهحال از آنها نتوانستهاند بهطور مناسب استفاده کنند. هدفگذاریها برای چیزی حدود پنج میلیارد دلار تجارت بین دو کشور بوده، ولی تابهحال در هیچ برههای حجم تجارت از 1.2 و 1.5 میلیارد دلار بیشتر نشده است.
با این حال در این سفر نخست وزیر پاکستان خواستار ارتقاء همکاریهای بین دو کشور در زمینههای مختلف بویژه تجاری، اقتصادی، بهداشت و انرژی شد و گفت: دولت جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پیشرفتهای قابل توجهی در بخش مراقبتهای اولیه بهداشتی داشته است که امیدواریم بتوانیم از این تجارب ایران استفاده ببریم.
در مقابل حسن روحانی رئیس جمهور ایران نیز اعلام کرد که ایران آماده است نیازمندیهای نفت و گاز پاکستان را تأمین کند و اقدامات لازم برای اتصال لوله گاز به پاکستان را انجام دهد و صادرات برق به پاکستان را نیز تا ۱۰ برابر افزایش دهد.
در حاشیه این سفر نیز، وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران اعلام کرد: با توجه به سند توسعه همکاریهای اقتصادی بین دو کشور و چشمانداز دستیابی به حجم پنج میلیارد دلار مناسبات تجاری تا سال 2021 امیدواریم با برقراری روابط بانکی و نهایی شدن موافقتنامه تجارت آزاد که مقرر است چهارمین دوره مذاکرات آن به زودی در اسلام آباد برگزار شود، این مهم محقق شود.
سابقه تاریخی روابط پاکستان و ایران
سابقه مناسبات دوستانه ایران و پاکستان به سال های قبل از استقلال این کشور از هند برمی گردد، چنانکه در دوره غزنویان تمدن، فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی در سرزمین پاکستان رواج یافت و بسیاری از سخنوران ، نویسندگان و دانشمندان ایرانی به این نواحی مهاجرت کرده و مورد حمایت و تفقد پادشاهان قرار می گرفتند. نظر به علقه دیرینه مردم شبه قاره و ایران، پس از اعلام استقلال پاکستان ، ایران نخستین کشوری بود که در 15 اوت 1947 این کشور را به رسمیت شناخت و 22 اکتبر همان سال سفارت ایران در کراچی (پایتخت وقت پاکستان) تأسیس گردید. این اقدام ایران خشنودی پاکستان را به دنبال داشت و سیاست های مبتنی بر حسن نیت سر لوحه روابط دو کشور قرار گرفت. از این رو، عهدنامه مودت با استقبال دو کشور روبرو شد و در سال 1328 (1950 ) به امضاء رسید.
در وصف روابط دوستانه دو کشور مسلمان، همین بس که مردم پاکستان این همسایه شرقی ، ایرانی ها را برادر خطاب می کنند. دو دولت و ملت ایران و پاکستان همواره در شرایط سخت و دشوار پشتیبان یکدیگر بوده و هنگام بلایای طبیعی و بحران ها برادری دو کشور به یکدیگر ثابت شده است. در جریان حوادث طبیعی چون سیل 2010 پاکستان ، ایران اقدام به ارائه کمک های انساندوستانه به این کشور نموده و متقابلاً پاکستان نیز در جریان سیل اخیر ایران ، با ارسال دو فروند هواپیمای سی – 130 کمک های خود را به مردم دو شهر اهواز و خرم آباد ارائه نموده است. علاوه بر این ملت پاکستان و از جمله شیعیان این کشور به صورت فردی یا در قالب احزاب و گروه ها اقدام به جمع آوری کمک برای سیل زدگان ایران نموده اند که حاکی از عمق همبستگی و قرابت شهروندان دو کشور می کند.
اما شاید یکی از مهمترین مواضع نخست وزیر پاکستان در این سفر که حاکی از عمق روابط تاریخی میان دو ملت میباشد انتقادی بود که عمران خان بر استعمار انگلیس کرد. وی گفت: اگر بریتانیایی ها حوالی سال۱۸۰۰ به هند نمی آمدند الان مترجم نیاز نبود، چون همه ما قبلا فارسی صحبت می کردیم و زبان قضایی هند برای ۶۰۰ سال فارسی بود.
همکاریهای منطقهای برای عبور از تحریم
اگر روابط سیاسی، تجاری و اقتصادی پاکستان و ایران خوب باشد بسیاری از قدرتهای فرامنطقهای نمیتوانند اهداف خود در منطقه را دنبال کنند. به عبارت دیگر گسترش روابط تجاری بین پاکستان و ایران شکسته شدن تحریمها علیه دو کشور را به دنبال خواهد داشت و این یعنی ناکامی و شکست سناریوی سلطه بر اقتصاد منطقه با دسیسه تحریم که از سوی کشور سلطهگر آمریکا در منطقه دنبال میشود.
بازدید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ظهر روز یکشنبه(8 اردیبهشت) از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بازدید کرد.
سیدعباس صالحی با حضور در مصلی امام خمینی(ره) به همراه محسن جوادی معاون فرهنگی وزیر ارشاد از غرفههای کتاب واقع در شبستان مصلی و چندین قسمت از نمایشگاه بازدید کرد و از نزدیک در جریان مسائل ناشران قرار گرفت.
وی در این بازدید از غرفههای ناشرانی همچون چشمه، سخن، فصل پنجم، ثالث، نگاه، نی و نسل نواندیش بازدید کرد.
وی در ادامهی بازدید خود به نیمطبقهی اول شبستان رفت و دیداری با اهالی سرای اهل قلم داشت. همچنین از آثار بخش دیجیتال نمایشگاه نیز بازدید به عمل آورد.
صالحی در ادامه در گفتگو با خبرنگاران با اشاره به دعوت از رهبر انقلاب برای بازدید از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران گفت: ایشان به اعتبار علقه به فرهنگ و کتاب، صاحب اصلی نمایشگاه کتاب هستند.
وی اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی هرسال برنامهی منظم ملی و عمومی برای بازدید از نمایشگاه دارند و این امر حاکی از توجه ایشان به حوزهی فرهنگ و کتاب است.
صالحی گفت: قطعا حضور ایشان در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران باعث رونق این نمایشگاه خواهد شد و ما از اینکه میزبان ایشان باشیم بسیار خرسند هستیم.
ممیزی، براساس تکلیف قانونی عمل میشود
وزیر ارشاد دربارهی ممیزیهای کتاب گفت: از معاونت فرهنگی خواسته شده در مسئلهی ممیزی بر مبنای تکلیف قانونی خود عمل کند. ممیزیها چه در زمانی که من در معاونت فرهنگی بودم، چه در حال حاضر، به صورت دقیق و غیرسلیقهای انجام میشود. همکاران ما با تکیه بر دانش فردی، کتاب را دقیق میخوانند و سعی شده در هر حوزه از افرادی استفاده شود که در کنار خوانش، متن را نیز میفهمند. برداشت من این است که در حال حاضر بررّسهای ما نیز کتابها را دقیق میخوانند. اگر روزگاری، مبنای بررسی پیش از انتشار کتاب، جستجوی واژگان در کتابها بود، امروز هم این اتفاق با خوانش دقیق کتاب انجام شود. با این حال اگر مواردی است که چنین اتفاقی در آن نیفتاده، ما از شنیدن و بررسی آن استقبال میکنیم.
یارانهی فرهنگ، کماهمیتتر از کالاهای اساسی نیست
صالحی در رابطه با هدفمندی یارانهی کتاب و اجرایی شدن آن از این دورهی نمایشگاه کتاب گفت: نمایشگاه کتاب تهران از گذشته برای کمک به دانشجویان و اساتید علاقهمند به کتابهای خارجی پیشقدم بوده است و هیئت دولت دربارهی خروج کاغذ از شمول کالاهای دریافتکنندهی ارز دولتی، تاکنون تصمیم جدی نگرفته و هنوز این مسئله نهایی نشده است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در رابطه با مشکلات کاغذ و عدم حضور برخی ناشران در نمایشگاه کتاب اظهار داشت: در جلسهی هیئت دولت تاکید بر این مطلب بود که اهمیت حوزهی فرهنگ چه نشر و چه مطبوعات، کمتر از کالای مصرفی روزانه که سبد اولیهی خانوادهها را تشکیل میدهند، نیست و نخواهد بود.
وی گفت: کشوری که با فضای نشر و مطبوعات بهخوبی درگیر نباشد طبعا در حوزههای مختلف هم نمیتواند موفق عمل کند. با همین نگاه، کالای اساسی بودن کاغذ در سال 97 مطرح شد و الان هم با این نگاه تغییری پدید نیامده است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: در سال 97 از مجموع بیش از 200 میلیون تن کاغذ، 23 هزار تن از طریق ارشاد توزیع شد. البته تمام آمار کسانی که در سال 97 کاغذ وارد کرده بودند جمع کرده و به تعزیرات دادیم.
افزایش هزینهی تولید کتاب حوزه کودک و نوجوان نگران کننده است
صالحی دربارهی ارائه بیاندازهی آثار ترجمهای در حوزهی کودک و نوجوان تصریح کرد: آمار تألیف کتاب در مقابل ترجمه، آنقدر هم نگرانکننده نیست.
وی ادامه داد: اما در حوزهی کودک و نوجوان آن چیزی که باعث نگرانی شده است، افزایش هزینهی تولید کتاب داخلی است. به طور مثال برای تولید کتاب در داخل، ما مسئلهی حق مؤلف و هزینهی تصویرگری را داریم، در حالی که در آثار ترجمه، این موضوع وجود ندارد. در نتیجه هزینهی انتشار کتاب نیز کاهش پیدا میکند. ناشران ما نیز معمولا در حوزهی ترجمه، خود را به موضوع حق مؤلف و تصویرگر پایبند نمیدانند به همین دلیل معتقدم، باید شرایط را به شکلی تغییر داد که فضای تألیف در این حوزه قویتر شود.
سی ودومین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران با شعار «خواندن، توانستن است» از 4 تا 14 اردیبهشت ماه در مصلی امام خمینی(ره) برگزار میشود.
گام دوم انقلاب با توسل به کتاب و علم تحقق مییابد
رییس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران گفت: تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری در گام دوم انقلاب، در بستر توسل به کتاب و علم اتفاق خواهد افتاد.
عصر چهارمین روز نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران با شعار «کتاب سایهبان شهر» با حضور رییس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و جمعی از روسای فرهنگسراهای شهرداری تهران و اهالی فرهنگ و هنر در محل فرهنگسرای کتاب نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران آغاز به کار کرد.
ریس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در آیین گشایش دهمین فرهنگسرای کتاب گفت: این سازمان متولی ترویج کتابخوانی در شهرداری است و امسال نیز با وجود مشکلات و محدودیتهای فراوان بویژه در ارتباط با بحث بودجه و اعتبار در کنار و همراه نمایشگاه کتاب بودهایم.
سعید اوحدی کاربردی بودن نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را از ویژگیهای مشهود فرهنگسرای کتاب تهران عنوان کرد و ادامه داد: یکی از نقدهای جدی به بزرگترین رخداد فرهنگی کشور این است که این گردهمایی بزرگ فرهنگی قالبی تجاری یافته و از قدرت و قوام در حوزهی آموزش بیبهره مانده است.
وی تاکید کرد: علم، آموزش و کتاب شاخصهها و زیربنای توسعهی پایدار است و ضرورت دارد تا نگاه جدی به این سه اصل داشته باشیم.
رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران افزود: رویکرد کاربردی و عملیاتی به کتابهای علمی و هنری در دهمین فرهنگسرای کتاب قابل تقدیر و توجه است.
اوحدی با اشاره به اهمیت و جایگاه خواندن و کتاب در قرآن و احادیث اضافه کرد: بارها و بارها از همان ابتدای بعثت پیامبر اسلام، امت را به خواندن و انس با کتاب سفارش کرده اند.
وی ثمرهی کتاب و کتابخوانی را پیشزمینه و مبنای خلق و آفرینش آثار هنری دانست و تاکید کرد: تاثیر عمیق کتابخوانی نه تنها در فرهنگ و هنر، بلکه در دفاع از آرمانهای انقلاب و اسلام هم بارز است.
وی تصریح کرد: تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری در گام دوم انقلاب، در بستر توسل به کتاب و علم اتفاق خواهد افتاد.
در این مراسم رئیس دهمین فرهنگسرای کتاب تهران خدمتگذاری در حوزهی کتاب را غنیمت و فرصت توصیف کرد و افزود: پیشتازی در امر مهم کتاب و کتابخوانی یک ارزش است.
وی از پیشبینی اجرای 20 برنامهی متنوع فرهنگی و هنری در فضایی به وسعت یک هزار مترمربع در مصلای تهران در زمان برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران خبر داد و ادامه داد: امسال علاوه بر بخش اصلی و ثابت فرهنگسرای کتاب 4 دستگاه اتوبوس نیز در اقصی نقاط نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران برای خدماترسانی فرهنگی و هنری به اقشار مختلف فعال هستند.
سیودومین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران با شعار «خواندن توانستن است» از 4 تا 14 اردیبهشت ماه در مصلی امام خمینی (ره) برگزار میشود.
انعکاس سیاستهای ترامپ در جهان؛ بازگشت جنبشهای مسلح
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پس از تروریستی خواندن "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" از سوی دولت عهدشکن آمریکا، جملهای مهم، شفاف و هشدار دهنده به غرب و اتحادیه اروپا دارد.
ظریف میگوید: اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار مردم شجاع عراق و سوریه نمیجنگید، داعش پایتخت دو کشور عربی را تسخیر میکرد و ارتشی تروریستی را روانه اروپا میکرد.
این جمله وزیر خارجه کشورمان به اروپا هشدار میدهد که اگر ایران و به شکل خاص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پای خود را از میدان مبارزه با تروریسم در خاورمیانه عقب بکشد، آنگاه ارتشی تروریستی روانه اروپا و کشورهای غربی میشود.
در این تحلیل تلاش شده است پس از تروریستی خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط دولت ترامپ، این دیدگاه وزیر خارجه کشورمان به شکل دقیقتری مورد بررسی و موشکافی قرار گیرد که چرا و چگونه ممکن است با جدایی ایران از مبارزه با تروریسم، مجددا امنیت کشورهای منطقه غرب آسیا و اتحادیه اروپا به شکل خاص مورد تهدید گروهها و سازمانهای تروریستی قرار گیرد.
ظلم اسرائیل و آمریکا و دهههای خشونت بار
دهههای شصت، هفتاد و هشتاد میلادی قرن گذشته شاهد عملیات گستردهای از سازمانها و جبهههای مقاومت فلسطینی و عربی در قالب حملات مسلحانه، انفجارها و ربودن هواپیماهای مسافربری بود.
موضوع دفاع از فلسطین و مبارزه با اسرائیل یکی از ثابتترین دلایل این نوع عملیات در منطقه غرب آسیا، اروپا و اسرائیل بوده است اما تاکنون در تاریخ مشاهده نکردهایم که حتی یکی از این عملیاتها به دلیل منافع و منویات شخصی باشد و در پشت همگی آنها دلایل سیاسی به چشم میخورد که خود را براساس آن محق میدانستند.
احساس حقانیت سازمانهای مسلح و جبهههای مقاومت فلسطینی
از میان دلایل این اقدامات مسلحانه، مبارزه با اسرائیل از همه بیشتر خودنمایی میکند. این روند با کشتار و سرکوب فلسطینیها از سوی ارتش اسرائیل، اشغال اراضی فلسطینی و عربی، دستگیری و اخراج گسترده شهروندان فلسطینی از سوی رژیم اشغالگر قدس نیز شدت میگرفت.
به بیانی دیگر وقتی حقوق انسانهای فلسطینی و عربی از سوی اسرائیل زیر پا گذاشته میشد و قدرتهای جهانی، سازمان ملل و از جمله اعضای شورای امنیت این سازمان در برابر نسل کشی فلسطینیها سکوت اختیار میکرده و چشم خود را به روی عدم اجرای مصوبات شورای امنیت توسط رژیم اشغالگر قدس میبستند عملا شدت عملیاتهای مسلحانه و اقداماتی نظیر هواپیماربایی در این جا و آن جا رخ نمایی میکرد.
چرایی بازگشت خشونتهای مسلحانه به غرب آسیا
با سرکوب گروههای مقاومت فلسطینی و تشدید اقدامات امنیتی از سوی دولتهای عربی و اسرائیل و سپس پیمان اسلو بین سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات با اسرائیل، روند این نوع عملیات تا حدودی فروکش کرد اما با بروز تحولات پس از حملات نظامی آمریکا به افغانستان و عراق و سپس خروج نیروهای آمریکایی از عراق در سال ۲۰۱۱ و آغاز جنگ سوریه و تولد داعش، شاهد بودیم که چگونه هر گوشهای از منطقه خاورمیانه به شعلهای از آتش و جنگ تبدیل شد و در این میان صدها عملیات انتحاری یا انفجاری و گروگان گیری صورت گرفت، به شکلی که مرزهای جغرافیایی منطقه را در نوردید و به اروپا و حتی بروکسل، قلب اتحادیه اروپا رسید.
سرکشیهای آمریکا علیه نظام حقوق بینالملل واکنش دارد
سرکشیهای بینالمللی، نقض معاهدات بینالمللی و اقدامات ستیزه جویانه یک جانبه با قوانین و حقوق بینالملل از سوی قدرتهای جهانی و در راس آن ایالات متحده آمریکا یکی از دلایل بروز رفتارهای خشونت طلبانه در یک دهه اخیر بوده است.
اکنون دولت دونالد ترامپ ایالات متحده آمریکا پس از خروج از توافق هستهای ایران، به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتختی رژیم اشغالگر قدس، به رسمیت شناختن بلندیها جولان سوریه به عنوان جزیی از خاک اسرائیل و نامگذاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان سازمان تروریستی، به عنوان سرکشترین و ناقضترین طرف معاهدات و کنوانسیونهای بینالمللی در جهان شناخته میشود.
اقدامات آمریکا در این مقطع حساس از تاریخ نظامها و جریانات سیاسی- نظامی و شکل گیری شبه نظامیان تا دندان مسلح در منطقه خاورمیانه، آفریقا، شمال آفریقا و شرق آسیا میتواند خطرناکترین پیامدها، واکنشها و انعکاسهای خشونت آمیز و مسلحانه را به دنبال داشته باشد که پیش از این در دهههای شصت، هفتاد، هشتاد و نود قرن گذشته شاهد آن بودهایم و بدون شک آمریکا مسئول اصلی وقوع چنین تحولاتی محسوب میباشد، از همین رو قدرتهای جهانی و از جمله کشورهای دیگر عضو شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا و سازمانها و موسسات کشورهای اسلامی و عربی باید به وظایف قانونی و انسانی خود عمل کرده و با مخالفت با سیاستهای آمریکا مانع از بروز واکنشهای خشونت آمیز و مسلحانه در حوزه خاورمیانه، شمال آفریقا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا شوند.
هزینه خشونت طلبیها را اتحادیه اروپا و غرب آسیا میپردازد
این در حالی است که بیشترین خسارات ناشی از مقابله با حوادث خشونت بار و مسلحانه با سیاستهای آمریکا را کشورهای منطقه و اتحادیه اروپا پرداخت میکنند زیرا دوری آمریکا از حوزه زمینی مشترک اروپا و غرب آسیا (از جمله خاورمیانه) و فاصله طولانی دریایی آمریکا از این منطقه عملا سازمانها و جبهههای شبه نظامی مسلح را وادار میکند تا به عنوان مخالفت و مقابله با سیاست طرفهایی چون ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، در همین منطقه جغرافیایی اقدام به عملیات نظامی کنند.
یادآوری حوادث خشونت طلبانه و قربانیان آن
برای یادآوری آن چه در دهه گذشته قرن بیستم رخ داده است به شکل سریع، برخی آمارها و ارقام را مجددا یادآوری میکنیم تا مجامع بینالمللی و منطقهای مستقل از ایالات متحده آمریکا بگویند و پاسخ دهند آیا بهای بروز چنین واکنشهایی در قبال مخالفت با سیاستهای آمریکا و اسرائیل را باید ما در منطقه خود بپردازیم؟
هواپیمارباییهای بزرگ
از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۴ میلادی، ۲۹ هواپیماربایی صورت گرفت که طی آن دهها تن کشته و دهها تن نیز مجروح شدند. از میان این هواپیمارباییها میتوان به موارد زیر اشاره کرد که بیشترین آنها به شکلهای مختلف تحت عنوان مبارزه با اسرائیل و آمریکا شکل گرفته است:
- هواپیمایی العال اسرائیل در ۲۳ جولای ۱۹۶۸
- تلاش برای ربودن هم زمان سه هواپیما از میان هواپیماهای خطوط هوایی تی دبلیو ای آمریکا، هواپیمایی سوییس و هواپیمایی پان امریکن آمریکا و هواپیمایی ماوراء البحار انگلیس در سپتامبر ۱۹۷۰
- پرواز شماره ۶۱۵ خطوط هوایی لوفتانزا آلمان در ۲۹ اکتبر ۱۹۷۲
- پرواز شماره ۸۶۱ هواپیمایی کی ال ام هلند در ۲۵ نوامبر ۱۹۷۳
- پرواز شماره ۴۰۴ هواپیمایی ژاپن در ۲۰ جولای ۱۹۷۳
- پرواز شماره ۱۸۱ هواپیمایی لوفتانزا آلمان در ۱۳ اکتبر ۱۹۷۷
- پرواز شماره ۸۴۷ خطوط تی دبلیو ای آمریکا در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۵
- پرواز شماره ۶۴۸ هواپیمایی مصر در ۲۳ نوامبر ۱۹۸۵
- پرواز شماره ۷۳ هواپیمایی پان امریکن آمریکا در ۵ سپتامبر ۱۹۸۶
- پرواز شماره ۱۴۹ هواپیمایی انگلیس در ۲ آگوست ۱۹۹۰
- پرواز شماره ۸۹۶۹ هواپیمایی فرانسه در ۲۴ دسامبر ۱۹۹۴
- پرواز شماره ۶۶۳ هواپیمایی انگلیس در ۷ اوریل ۲۰۱۰
در میان حوادث ربودن هواپیماها بر فراز خاورمیانه و شمال آفریقا، حمله جنگنده اف ۴ ارتش اسرائیل به پرواز شماره ۱۱۴ بویینگ ۷۲۷ هواپیمایی لیبی نیز شهرت جهانی دارد که طی آن جنگنده اسرائیلی، این هواپیمای مسافربری لیبیایی را که از طرابلس عازم قاهره بود سرنگون میکند که منجر به کشته شدن ۱۰۸ سرنشین عرب آن میشود. ادعای اسرائیل آن بوده که برخی "شورشیان" فلسطینی و نیروهای فلسطینی تحت تعقیب اسرائیل در آن بودهاند.
آمریکاییها نیز مشابه همین عملیات سرنگونی را با هواپیمای مسافربری همای ایران به شماره ۶۵۵ در تاریخ ۳ تیرماه ۱۳۶۷ انجام دادند که طی آن تمامی ۲۹۰ سرنشین آن کشته شدند و ارتش آمریکا لکه ننگ و سیاهی از عملیات سرنگونی هواپیماهای مسافربری در جهان همچون اسرائیلیها به نام خود ثبت کرد.
از نکات جالب توجه در ربودن هواپیماهای مسافربری کثرت ربودنها با نام "حمله و ضربه زدن به منافع اسرائیل" بوده است که از مشهورترین آنها حمله و ربودن هواپیماهای العال اسرائیل به تاریخهای ذیل است:
- ربودن العال اسرائیلی در ۲۳ جولای ۱۹۶۸
- حمله مسلحانه به العال در آتن در دسامبر ۱۹۶۸
- حمله به العال در سال ۱۹۶۹
- هدف قراردادن یک هواپیمای بویینگ در ۲۹ اگوست ۱۹۶۹
اما در کنار عملیات ربودن هواپیماهای مسافربری که با نیتهای مبارزه مسلحانه علیه منافع اسرائیل و آمریکا صورت میگرفت، عملیات بسیاری نیز در منطقه خاورمیانه با همین هدف صورت گرفته است.
شدت و کثرت این عملیات نشان میدهد آمریکا و اسرائیل بیشترین و بزرگترین کشاکشهای ظالمانه علیه مردم منطقه و به خصوص فلسطینیها را داشته اند و تا سال ۲۰۱۱ هر جا صحبت از عملیات مسلحانه بوده است همیشه نام و رد پای ظلم اسرائیل و آمریکا نیز به چشم میخورد.
عملیات مسلحانه فلسطینیها
از ۶ آوریل سال ۱۹۹۴ تا ۲۲ فوریه ۲۰۰۴ میلادی در مجموع ۱۳۲ عملیات شامل درگیریهای مسلحانه با اسرائیلیها صورت گرفته است که طی آن ۶۸۸ اسرائیلی کشته و ۴۹۱۷ نفر از آنها مجروح شدهاند. بیشترین آمار این درگیریها در سرزمینهای اشغالی فلسطین بوده است.
برخی از این عملیات حمله به اهداف اسرائیلی در خارج از سرزمینهای اشغالی بوده است که عملیات مونیخ ۱۹۷۲ مشهورترین آنها است.
در این عملیات سازمان فلسطینی مشهور به "سازمان سپتامبر سیاه" با هدف آزادی ۲۳۶ اسیر و زندانی فلسطنیی در زندانهای اسرائیل و رهایی کوزواو کاموتو، از اعضای ارتش سرخ ژاپن (که به عنوان جریان مسلحانه ژاپنی همکار با جبهه و سازمانهای مبارز فلسطینی شناخته میشد) تعدادی از ورزشکاران رژیم اشغالگر قدس را به گروگان میگیرند که در نهایت ۱۱ ورزشکار اسرائیلی، ۵ عضو اجرایی این عملیات و یک خلبان هلی کوپتر آلمانی کشته میشوند.
عملیاتهای فدایی در سرزمین های اشغالی
براساس آمارهای موجود از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۸ میلادی ۱۷۰ عملیات فدایی علیه اهداف و نیروهای اسرائیلی صورت گرفته است که طی آن ۸۰۴ تن کشته و مجروح شدند که کشته شدگان آن ۲۶۹ نفر بودهاند.
عملیات منسوب به اسلامگرایان
این بررسی در مقام تشخیص یا تعیین درستی و یا نادرستی عملیات و اقدامات مسلحانه در کشورهای اسلامی، عربی، اروپایی و حوزه غرب آسیا نیست بلکه میخواهد به این امر بپردازد که با نام مبارزه با آمریکا و اسرائیل در طول چند دهه اخیر چه عملیاتی علیه اهداف آمریکایی و اسرائیلی صورت گرفته که بخش اعظم آن مربوط به جریانات منسوب به جریانات اسلامی در کشورهای عربی و اسلامی بوده است. آن چه مسلم است عدم پایبندی به حقوق بشر و زیر پا گذاردن منشورها، معاهدات و قوانین بینالمللی از سوی این دو (آمریکا و اسرائیل) مبنای وقوع این عملیات در این مناطق بوده است.
عهدشکنیهای آمریکا و تداوم تجاوزگری اسرائیل
به عنوان نمونه از زمان تشکیل رژیم متجاوز و اشغالگر اسرائیل و نیز تشکیل سازمان ملل متحد حتی یک مصوبه این سازمان و حتی یک مصوبه شورای امنیت سازمان ملل از سوی این رژیم اشغالگر اجراء نشده اما در مقابل اسرائیل هر روز و هر ساعت بر ددمنشی، قتل، غارت فلسطینیها و اشغال سرزمین آنها افزوده است و هیچ طرف بینالمللی به خصوص آمریکا حتی به اسرائیل نگفتهاند که بالای چشمت ابروست. واکنش تجاوزکارانه اسرائیل نیز در چنین اوضاع و احوالی، ساخت مداوم و گسترش شهرکهای یهودی نشین در مناطق اشغالی ۱۹۶۷ است که به رغم مخالفت سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا، کشورهای اسلامی و عربی، بسیاری از کشورهای مستقل جهان و موسسات بینالمللی صورت میگیرد.
با این همه تاریخ سیاه و ظالمانه، اما آمریکا در طول ۶ دهه اخیر سخاوتمندانه نه تنها از اسرائیل و افزودن بر قدرت نظامی و امنیتیاش حمایت کرده است که وقیحانه همان مصوباتی که خود پای آن را امضاء کرده است زیر پا میگذارد.
آمار و ارقام عملیات خشونت طلبانه چه میگوید؟
آن چه در ادامه میآید مبتنی بر برخی آمارهای رسمی منتشر شده از عملیات گروههای منسوب به جریانات اسلامی است که علیه منافع اسرائیل، آمریکا و برخی کشورهای غربی تحت عنوان مبارزه با اسرائیل و آمریکا صورت گرفته است.
- دهه هشتاد قرن بیستم میلادی
از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ میلادی ۱۱ عملیات نظامی صورت گرفته است که طی آن ۶۵۷ تن کشته و ۳۰۳ نفر زخمی شدند. این عملیات در کشورهایی نظیر مصر، سوریه، لبنان، کویت، اسپانیا (عملیات رستوران دیسکانسو اسپانیا با ۱۸ کشته و ۸۲ زخمی)، یونان، دانمارک، ترکیه و رژیم اسرائیل صورت گرفته است که چاشنی شکل گیری آن مبارزه با اسرائیل بوده است.
- دهه نود میلادی قرن بیستم
از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ برخی از مناطق دنیا شاهد ۳۶ عملیات نظامی بودهاند که ۱۰۴۹ قربانی و ۷۷۵۷ مجروح بر جای گذاشته است که شامل جاهایی مثل اسرائیل، هند، فیلیپین، الجزایر، کرواسی، چین، انگلیس، کنیا، بنگلادش و ... بوده است.
این در حالی است که در سال ۲۰۰۰ شاهد ۴ عملیات نظامی بودیم که در نتیجه آن ۳۸ تن کشته و ۴۴ نفر زخمی شدند.
- سال ۲۰۰۱ میلادی
در این سال به دلیل هجوم به برجهای دوقلوی آمریکا در ۱۱ سپتامبر شاهد رشد فزایندهای در قربانیان عملیات نظامی و فعالیتهای خشونت طلبانه و تروریستی بودیم. در نتیجه این نوع عملیات در این سال ۴۶۸۷ نفر کشته و ۱۳۵۰۰ تن زخمی شدند.
این رویدادهای خشونت طلبانه و نظامی در جاهایی مثل اسرائیل، آمریکا، هند و فیلیپین بوده است.
- سال ۲۰۰۲ میلادی
در این سال و به دنبال هجوم مستقیم آمریکا به غرب آسیا و هدف قرار دادن افغانستان شاهد افزایش رویدادهای خشونت طلبانه و مسلحانه هستیم که شامل مناطقی چون افغانستان، رژیم متجاوز اسرائیل، هند، پاکستان، اندونزی، روسیه و تونس بود که بیشترین آن شامل اسرائیل میشود. در این سال در نتیجه این اقدامات ۸۲۱ نفر کشته و ۲۸۹۷ نفر کشته میشوند.
- سال ۲۰۰۳ میلادی
کاهش تعداد عملیات نظامی و واکنش خشونت طلبانه به آمریکا و اسرائیل به اشغال عراق در این سال توسط آمریکا بازمیگردد زیرا بیشترین حوادث این سال متاثر از اشغال نظامی عراق توسط آمریکا است.
در این سال در جاهایی مثل اسرائیل، مغرب، سعودی و پاکستان ۲۰ عملیات نظامی رخ میدهد که طی آن ۴۱۸ نفر کشته و ۲۳۲۱ تن زخمی میشوند. این در حالی است که نیروی مقاومت در برابر اشغال عراق نیز خسارتهای زیادی به آمریکا وارد میکند.
ملاحظه مهم
از سال ۲۰۰۳ به بعد ما شاهد اشغال افغانستان و عراق توسط آمریکا و هم پیمانانش در ناتو هستیم که تحت عنوان بازگشت امنیت به این دو کشور و مبارزه با تروریسم و استقرار دولتهای دمکراتیک صورت گرفته است. بدون شک این امر در ازدیاد تعداد کشته شدگان عملیات و واکنشهای خشونت طلبانه و تروریستی نیز موثر است که در نتیجه آشوب زدگی کشورهای خاورمیانه در ادامه سیاستهای آمریکا است.
- سال ۲۰۰۴ میلادی
در این سال ۲۴ عملیات نظامی از سوی جریانات منسوب به اسلام گرایان رخ میدهد که در نتیجه آن ۱۰۶۶ کشته و ۴۰۱۶ نفر زخمی میشوند. مکان وقوع این رخدادها جاهایی مثل اسرائیل، روسیه، اندونزی، بنگلادش، مصر و هلند بوده است.
- سال ۲۰۰۵ میلادی
۱۶ عملیات نظامی در این سال در اماکنی چون انگلیس، اردن، اندونزی، لبنان و اسرائیل ۳۴۸ کشته و ۱۸۵۷ مجروح بر جای میگذارد.
- ۲۰۰۶ میلادی
در نتیجه ۸ عملیات نظامی از سوی گروهها و سازمانهای ضد آمریکایی و اسرائیلی ۳۱۹ تن کشته و ۹۸۱ نفر زخمی میشوند که در جاهایی نظیر پاکستان، مصر، هند و یمن رخ میدهند.
- ۲۰۰۷ میلادی
در این سالها از تعداد عملیات منسوب به اسلامگرایان کاسته اما به دلیل استفاده از شیوههای مدرن و دقیقتر که به دستیابی گروههای عامل به امکانات جدید باز میگردد تعداد کشتهها افزایش مییابد. به همین دلیل است که در نتیجه ۶ عملیات نظامی خشونت طلبانه در این سال میبینیم که ۶۲۱ نفر کشته و ۱۷۳۰ نفر زخمی میشوند که در کشورهایی چون انگلیس، ترکیه، عراق، فیلیپین، هند و نیز رژیم اشغالگر قدس اتفاق افتاده است.
- ۲۰۰۸ میلادی
در ۷ عملیات نظامی در جاهایی مثل پاکستان، عراق، هند و اسرائیل تعداد ۳۵۰ نفر کشته و ۳۶۲ نفر دیگر زخمی میشوند.
- ۲۰۰۹ میلادی
در این سال در ۵ عملیات در جاهایی مثل آمریکا، سومالی و اندونزی ۵۸ تن کشته میشوند و ۸۷ زخمی بر جای میماند.
- ۲۰۱۰ میلادی
در نتیجه اقدامات مسلحانه و خشونت طلبانه در کشورهایی همچون ایران، عراق، پاکستان، هند و مصر ۶۷۳ تن کشته و ۱۷۹۴ نفر زخمی میشوند.
ملاحظه مهم
از آغاز جریان موسوم به بهار عربی در شمال آفریقا و انتقال آن به حوزه کشورهای خاورمیانه به شکل قابل توجهی از عملیات گروههای منسوب به اسلام گرایان علیه اسرائیل کاسته و بیشتر این عملیات به کشورهای دیگر منتقل میشود. آمار سال ۲۰۱۰ و سال ۲۰۱۱ گویای همین امر است.
- سال ۲۰۱۱ میلادی و یک نکته مهم
از این سال به بعد ما شاهد رشد فزاینده جریانهای منسوب به اسلام گرایان افراطی و تولد تروریست داعشی و دیگر گروههای خلق الساعه در خارومیانه و به شکل خاص در عراق، سوریه، لبنان و یمن هستیم.
آمریکا در عهد ریاست باراک حسین اوباما از عراق عقب نشینی میکند اما سایه سیاه سیاستهای هرج و مرج هوشمندانه آمریکا بر خاورمیانه سایه میافکند و جنگ هفتاد دو ملت در عراق و سوریه علیه دولتهای مرکزی این دو کشور آغاز شده و شاهد بروز جنایات ضد بشری گروههای تروریستی داعشی هستیم که قلبها و جگرها را در آورده و در میان دیدگان همه آن را میخورند و نام خود را اسلام گرایان یا "سربازان دولت اسلامی" مینامند.
نکته جالب توجه این گروهها آن است که هیچ موضعی در برابر اسرائیل و آمریکا ندارند اما در عوض علمدار جنگ شیعه و سنی و مبارزههای مسلحانه علیه قومیتها و ادیان دیگر در خاورمیانه هستند.
در این سال ۱۸ عملیات در مناطقی چون مصر، عراق، آلمان ، بوسنی و هرزگوین، پاکستان، نیجریه و چین صورت میگیرد که در نتیجه آن ۷۱۷ تن کشته و ۱۷۵۷ تن دیگر مجروح میشوند. در این عملیات هیچ آماری از حمله به اسرائیل وجود ندارد.
- ۲۰۱۲ میلادی و جای خالی اسرائیل
هفتصد و نود و ۹ نفر کشته و ۲۴۲۳ مجروح نتیجه ۱۴ عملیات مسلحانه در این سال است که در جاهایی مثل فرانسه، بلغارستان، چین، عراق، لیبی و یمن رخ میدهد که باز هم از اسرائیل خبری نیست.
- ۲۰۱۳ میلادی و باز هم جای خالی اسرائیل
۱۹ عملیات در این سال به ثبت رسیده که ۷۶۸ کشته و ۱۸۳۹ مجروح بر جای گذاشته است و در جاهایی مثل عراق، پاکستان، ترکیه، انگلیس و کنیا شکل گرفته است.
- ۲۰۱۴ میلادی و افزایش عملیات و کشتهها
به دنبال تحولات سوریه و رشد فزاینده سازمانهای تروریستی، این سال شاهد افزایش عملیات خشونت طلبانه و مسلحانه است. در این سال ۳۶ عملیات در سوریه، یمن، عراق، کامرون، آمریکا، فرانسه، فیلیپین، پاکستان، چین و فقط یک مورد در اسرائیل به ثبت رسیده که ماحصل آن ۲۱۲۰ کشته و ۹۳۲ مجروح بوده است.
در این سال شهر مهم و استراتژیک موصل در عراق به تصرف داعش در میآید و رشدی چشمگیر در گسترش عملیات تروریستی به وجود میآید. این سال همان دورانی است که داعش پس از تصرف موصل ندای انتقال جنگ به ایران را میدهد.
- ۲۰۱۵ میلادی و کاهش عملیات علیه اسرائیل، اتهام ترامپ علیه اوباما
در جریان مبارزات انتخاباتی دوره قبل آمریکا، دونالد ترامپ رسما و در حضور هزاران نفر و در برابر میلیونها بیننده تلویزیونی دولت باراک اوباما و شخص وزیر خارجهاش خانم هیلاری کلینتون را متهم کرد که آنها با دست خود داعش را به وجود آوردهاند.
آمارهای ارائه شده نیز این حدس و گمان را تقویت میکند که ادعای ترامپ علیه دولت اوباما میتواند به شکل قطعی درست باشد زیرا داعش و امثال آن نه تنها مواضعی ضد اسرائیل نداشتند بلکه با ایجاد تشتت و تفرقه در جهان اسلام و کشورهای عربی و اسلامی غرب آسیا دقیقا به استراتژی رژیم اشغالگر قدس در خاورمیانه کمک میکردند و از همین رو شاهد بودیم که نه تنها اقدامی یا عملیاتی علیه اسرائیل نکردند بلکه آمارهای مشابه تروریستی را در کشورهایی مثل عراق، سوریه، پاکستان، ترکیه و سپس از ترکیه به سوی اتحادیه اروپا افزایش دادند.
در سال ۲۰۱۵ ما شاهد وقوع ۱۱۶ عملیات نظامی هستیم که طی آن ۳۱۰۸ نفر کشته میشوند و ۳۴۴۵ نفر مجروح بر زمین باقی میماند.
این عملیات در کشورهایی همچون پاکستان، عراق، سوریه، یمن، لیبی، تونس، دانمارک، روسیه، آمریکا، مصر، لبنان، ترکیه، فرانسه، استرالیا، هند، تونس و عربستان سعودی رخ میدهد. از میان ۱۱۶ عملیات فقط دو مورد به اسرائیل اختصاص داشته است.
- ۲۰۱۶ میلادی و افزایش حوزه امنیت اسرائیل
به دنبال قدرت یافتن داعش در سوریه و عراق و تشکیل دولت موسوم به "دولت اسلامی عراق و شام" تعداد عملیات تروریستی و کشتهها افزایش مییابد. داعش پیش از این ترکیه را هدف قرار میدهد و سپس راه به اروپا باز میکند به همین دلیل است که شاهد گسترش عملیات تروریستی در اروپا هستیم.
در این سال ۴۸ عملیات صورت میگیرد و در آمریکا، آلمان، بلژیک، فرانسه، پاکستان، هند، عراق، سوریه ، لیبی، افغانستان، مصر، لیبی و نیجیریه شاهد کشته شدن ۱۴۱۳ تن و زخمی شدن ۲۹۵۹ نفر هستیم. از نکات جالب این است که همچون حوادث پس از سال ۲۰۱۰ شاهد غیبت اسرائیل در این لیست هستیم چنانچه در سال ۲۰۱۶ نیز اثری از اسرائیل نیست تا این گمانه تقویت شود که داعش که پدیده شوم تروریستی آمریکایی است فقط آمده است تا بذر کینه و نفاق و تفرقه را در دل کشورهای حوزه خاورمیانه کاشته و دوران طلایی افزایش ضریب امنیتی اسرائیل را پایه گذاری کند.
- ۲۰۱۷ میلادی
این سال جهان نظاره گر رشد جریانات تروریستی است که در نتیجه ۲۲ عملیات ۴۲۴ فرد کشته و ۷۳۴ نفر زخمی میشوند که در کشورهایی همچون ترکیه، عراق، مصر، فرانسه، انگلیس، روسیه، پاکستان و افغانستان شکل میگیرد.
نتایج وحشتناک اقدامات خشونت طلبانه، مسلحانه و تروریستی
مجموعه آمار ارائه شده نشان میدهد که در طول این سالها ۴۸۴ عملیات صورت میگیرد که طی آن ۲۰۶۹۸ نفر کشته و ۵۲۰۳۲ نفر زخمی میشوند.
تفکیک آمار ارائه شده نشان میدهد که بخش مهمی از این عملیات حاکی از اقدامات تروریستی سازمانها و جریانات موسوم به اسلام گرایان بوده است که هیچ انطباقی با تعالیم اسلام محمدی نداشته و ندارد. موج بروز و شکل گیری سازمانهای افراطی و خشونت طلب تروریستی هم زمان با اشغال افغانستان و عراق توسط آمریکا شکل میگیرد و نشان میدهد که روند اشغالگری آمریکا در خاورمیانه نه تنها نتایجی دموکراتیک به بار نیاورده است بلکه باعث شده است تا منطقه خاورمیانه در باتلاق سیاستهای آمریکا و جنگهای فرسایشی و نابودگر هوشمندانه گرفتار آیند.
تونس نمونه بارز خشونت گرایی علیه شهروندان اروپایی
بدون شک کشور تونس یکی از مصادیق بارز کشورهایی است که برخی شهروندانش جذب اندیشههای تکفیری و تروریستی سازمانهای القاعده و داعش شدند. آمار منتشره از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۶ به خوبی گویای آن است که انتقال اندیشههای تروریستی چگونه باعث شد تا ۶۹ گردشگر اروپایی در این کشور هدف حملات تروریستی قرار گرفته و کشته شوند.
براساس این آمارها، در این سالها در نتیجه ۱۲ عملیات در تونس از سوی افراطیون و عناصر تروریستی وابسته به القاعده و داعش ۲۹۱ نفر کشته و ۱۷۴ نفر زخمی میشوند که چنانچه پیشتر ذکر شد ۶۹ قربانی فقط از میان شهروندان اروپایی در این کشور بوده است.
این آمار گویای آن است که موج آمریکاستیزی در میان این کشور منجر به قربانی گرفتن از میان شهروندان اروپایی شده است.
پنتاگون غایب حاضر جنگهای خاورمیانه
آمریکا با خروج نیروهایش در سال ۲۰۱۱ از عراق پای خود را از منطقه بیرون کشید اما همچنان بازیگر اصلی سیاست هرج و مرج هوشمندانه در منطقه خاورمیانه و در بین کشورهای چون ترکیه، ایران، سوریه، لبنان، عراق، عربستان سعودی، یمن و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بوده است و جالب این است که در آشوبها و جنگهای دایر در خاورمیانه از سال ۲۰۱۱ به بعد هرگز نشنیده و ندیدهایم که قطره خونی از دماغ سربازان آمریکایی بچکد.
این فرضیه همان دیدگاه بازهای افراطی سیاست خارجی آمریکا و پنتاگون را تداعی میکند که میگفتند آن چنان در خاورمیانه عمل میکنیم که انتقام قطره قطره خون سربازان آمریکایی کشته شده در عراق را بگیریم. آیا آن چه که اتفاق افتاده چیزی جز همین تراژدی و سیاست وحشتناک آمریکایی را نشان میدهد؟
خیال راحت آمریکا و ترس اروپا
آمریکا به خوبی میداند حتی اگر سازمانهای تروریستهای فعال در خاورمیانه بخواهند به آمریکا برسند کاری سخت در پیش دارند. آنها یا باید با هواپیما و یا کشتی خود را به آمریکا برسانند در حالی که رسیدن تروریستها به اروپا از غرب آسیا به مراتب راحت تر و آسان تر است.
حتی اگر فرض بگیریم که این سازمانهای تروریستی از نیروهای خود در آمریکا استفاده کنند هم باز کاری سخت در پیش دارند زیرا تجربه عملیات تروریستی در اروپا به خصوص در فرانسه، آلمان و بلژیک این مقدمه را برای آمریکا ایجاد کرده که تمامی شهروندان آمریکایی عرب تبار یا مهاجران مسلمان کشورهای غرب آسیا در آمریکا به شدت تحت کنترل و مراقبت قرار گیرند و همین امر این امکان را برای دستگاههای امنیتی آمریکا فراهم نموده که در مقابل عملیات سازمانهای تروریستی پیش دستی کنند.
اگر جامعه آمریکا را با جامعه اروپایی مقایسه کنیم اکنون میلیونها نفر از کشورهای عربی و اسلامی به خصوص از کشورهایی مثل لبنان، مغرب، تونس، الجزایر، سوریه و کشورهای دیگر آفریقایی در اروپا زندگی میکنند که نمونه بارز آن را میتوان در فرانسه جستجو کرد که ۲۱ درصد آرای انتخاباتی فرانسویها از سوی فرانسویانی است که دارای ریشه عربی هستند.
اگر سازمانی تروریستی از کشوری مثل عراق، سوریه، ترکیه یا لبنان بخواهد خود را به یک کشور اروپایی برساند کاری بسیار آسانتر از رسیدن به آمریکا دارد.
همین اوضاع است که باعث شد تا در سایه رشد عملیاتی داعش در عراق و سوریه (در حملات ضد انسانی هم زمان داعش به فرانسه) فقط در ژانویه و نوامبر سال ۲۰۱۵ میلادی، ۱۴۷ شهروند فرانسوی و اروپایی کشته و ۳۶۸ مجروح بر زمین باقی بمانند. این در حالی است که در عملیات مشابه دیگر در اروپا و فرانسه نیز دهها تن کشته و زخمی شدهاند که با هیچ آماری پس از جنگ جهانی دوم قابل مقایسه نیست.
اروپا آسیب پذیر است و باید چاره اندیشی کند
شرایط کنونی منطقه خاورمیانه و اروپا و رویدادهای تلخ و خشونت بار روی داده در این دو منطقه نشان میدهد که نظام حفظ امنیت داخلی اروپا با نظام حفظ امنیت آمریکا کاملا متفاوت است و اتحادیه اروپا با قرائتهای آمریکایی و منظومههای امنیتی- آمریکایی نمیتواند امنیت داخلی خود را در برابر تروریسم حفظ کند زیرا منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا با کشورهای اروپایی از طریق زمین و دریا به هم متصل هستند و اروپا پیش از آن که به حفظ امنیت در داخل مرزهای اتحادیه اروپایی معطوف باشد باید به فکر حفظ امنیت داخلی کشورهای حوزه خاورمیانه در غرب آسیا باشد.
این در حالی است که در اروپا میلیونها شهروندی زندگی میکنند که تبار آنها عربی یا آفریقایی است که بهترین شاهد مثال بر این امر جامعه چند شاخهای فرانسه است که شهروندان دهها کشور دیگر را در خود جای داده است.
اروپا میداند بدون سپاه پاسداران، داعش حاکم بود
آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را سازمانی تروریستی خوانده است. اما آیا اروپا نیز همین دیدگاه را دارد؟ و آیا باید از همین نظریه پیروی کند؟
هیچ نیازی نیست که به صورت کلیشهای و شعار وار با این امر روبرو شویم. به دلیل حضور کشورهایی مانند فرانسه و آلمان در قلب تحولات سوریه، آنها میدانند که آمریکا کوچکترین نقش و ایران بزرگترین نقش عملیاتی، نظامی و امنیتی را برای ریشه کنی داعش و بریدن تنه آن در عراق و سوریه داشته است و اگر ایران حضوری پررنگ در این دو کشور نمیداشت اکنون با قدرت بلامنازع داعش در خارومیانه روبرو بودیم.
اروپاییها از جمله آلمان و فرانسه به خوبی میدانند که داعش در زمانی که حمله مشترک ارتش، نیروهای مردمی و هم پیمانان عراق و سوریه علیه این تروریستها در محدوده مرزهای مشترک سوریه و عراق در جریان بود چگونه داعشیها در کنف حمایت آمریکا قرار گرفته بودند، اروپاییها نیز به خوبی میدانند که چگونه آمریکا در تولد و استمرار زندگی داعش نقش داشته است، آنها بهتر از ما میدانند و میفهمند وقتی ترامپ میگوید: اوباما و کلینتون داعش را ایجاد کردند.
اگر ایران از مبارزه با تروریسم خارج شود
ایران با امضای توافق اتمی نشان داد دولتی عمل گرا، منطقی و آماده همکاری و همراهی برای استقرار امنیت در منطقه غرب آسیا و حوزه بینالملل است و حاضر است تا دیپلماتی پرقدرت و برجسته در حفظ استقرار امنیت جهانی باشد. اما چرا امنیت جهانی؟
همه میدانند که اگر ایران منطقه خلیج فارس را به آشوب بکشد جهان به آشوب کشیده میشود، همه میدانند که اگر ایران تنگه هرمز را برای یک هفته ببندد چگونه امنیت بینالملل به خطر میافتد اما جهان شاهد بود که جمهوری اسلامی ایران در بدترین شرایط امنیتی و نظامی خود هرگز از مسئولیت خویش در قبال نظام امنیت بینالملل شانه خالی نکرد.
همه میدانند که اگر ایران به اسرائیل حمله کند چه آشوبی در جهان ایجاد میشود و منطقه به چه سناریویی تبدیل میشود و به شکل طبیعی همه میدانند که اگر ایران از مبارزه با تروریسم دست بردارد چه فاجعهای برای امنیت کشورهای اروپایی و منطقه ایجاد میشود.
اروپاییها همه آمار و ارقامهای لازم از نقش ایران در سوریه را از طریق آنکارا و مسکو در اختیار دارند و میدانند که تقسیم وظایف بین ایران و روسیه در نبرد با داعش چگونه باعث شد تا داعش در سوریه به کنجی رانده شود و حتما اروپاییها از دوستان خود در عراق به این اطلاعات دست پیدا کردهاند که اگر مستشاران نظامی ایرانی در عراق نبودند هم اربیل و هم بغداد توسط داعش سقوط کرده بود و داعش هرگز از این کشور رخت بر نبسته بود.
بنابراین اروپا باید با این واقعیت کنار بیاید که بدون ایران هیچ امنیتی در برابر تروریسم ایجاد نمیشود و شرایط منطقه اقتضاء میکند تا اروپا براساس همزیستی مسالمت آمیز با همسایگانش در غرب آسیا مقولههای امنیت داخلی خود را تعریف کند و زیر چتر آمریکا در این موضوع قرار نگیرد زیرا هزینه امنیت داخلی آمریکا را در آن وقت اروپا باید پرداخت کند.
آمریکا به تنور داغ عدم استقرار و ایجاد خشونت گرایی میدمد
آمریکا با سیاستهای ظالمانه خود در قبال مردم فلسطین و مهمترین پروندههای مفتوح بین کشورهای عربی – اسلامی با رژیم اشغالگر قدس، نقش خود را با ظلم آشکار ایفاء میکند و به همه معاهدات و مصوبات و مبانی قانونی در نظام بینالملل و برخلاف مصوبات شورای امنیت سازمان ملل عمل میکند.
حالا فرض محال را بر این بگذاریم که در سایه حمایت آمریکا قدس به پایتختی اسرائیل در آمد و سند بلندیهای جولان را هم به نام رژیم اشغالگر قدس زدند و صدها هزار فلسطینی و عرب دیگر از فلسطین به سوی کشورهای همجوار آواره شدند و اسرائیلی اتمی و تا دندان مسلح به پشتوانه آمریکا ادامه موجودیت داد و به حداقلهای حقوق ملت فلسطین نیز اعتنایی نکرد و ظلم مطلق را در حق این مردم روا داشت؛
فرض بر این بگیریم که آمریکا در خروج از برجام موفق عمل کرده و محاصرهای خفه کننده بر ملت ایران روا داشته و خون ملت ایران را در شیشه کند؛
فرض کنیم که برنامه تروریستی خواندن نیروی مسلح رسمی یک کشور مثل ایران هم با موفقیت پیش رفت؛
و فرض بگیریم که آمریکا در نابود کردن سوریه و ملت این کشور موفق عمل کرده و از بازسازی این کشور هم جلوگیری کند؛
و فرض بر این بگیریم که آمریکا هم چنان موفقیت آمیز از عربستان سعودی درنسل کشی یمنیها و ویران کردن یمن موفق عمل میکند؛
حالا جهان از مردمی که تحت فشارهای ظالمانه آمریکا قرار دارند چه انتظاری دارد؟
از ملتی که میراث و ثروتش به تاراج رفته و سرزمینی سوخته توسط آمریکاییها و اسرائیلیها برایش به جای مانده چه انتظاری دارد؟
آیا هنوز این ملتها را به صلح و مذاکره و گفتگو دعوت میکنید؟ آیا انتظار دارید این ملت هنوز زبان دیپلماسی شما را بپذیرد؟
هنگامی که مکانیسم احقاق حق و حقوق ملتی از بین میرود و دولتها نیز خاصیت خود را از دست میدهند جریاناتی از دل این ملتها متولد میشوند که درصدد انتقام و احقاق حق خویش به قدرت سلاح و خشونت روی میآورند. این یک سیره روشن در تاریخ گذشته به خصوص در حوزه خاورمیانه بوده است.
حال با بروز چنین واکنشهای خشونت طلب آیا آمریکا، دولتهای غربی و اتحادیه اروپا میتوانند سایه انتقامهای دهههای هفتاد، هشتاد و نود قرن گذشته را از آسمان خود پاک کنند؟ آیا آسمان جهان به روی پرواز خطوط هواپیماییهای جهان امن خواهد بود؟ آیا حرکت کشتیهای نفتی، صنعتی و مسافربری در دریایهای جهان ایمن خواهد بود؟ آیا فضای شهرهای بزرگ جهان از بکار گیری سلاحهای شیمایی در امان باقی میماند؟ آیا شهرها و مراکز صنعتی و اقتصادی جهان از موشکهای دوربرد و میان برد شبه نظامیان مسلح در اقصی نقاط جهان در امان خواهند بود؟
قدرت واکنشهای خشونت طلبانه افزایش یافته است
اگر چنین سازمانهایی انتقام جو و خشونت طلب متولد شوند دیگر هرگز با سازمانهای مشابه در دهههای گذشته قابل قیاس نیستند، اگر باور ندارید به دستیابی بسیاری از شبه نظامیان در جهان نگاه کنید که چگونه با استفاده از دسترسی آزاد به اطلاعات و علوم، قدرتهای خود را برای ساخت سلاحهای موشکی و شیمیایی افزایش دادهاند. یک دهه اخیر از تحولات عراق، سوریه، لبنان، افغانستان و یمن گواه صادقی است که بازگشت سازمانهای انتقامجو و مسلح این بار آن چنان پرقدرت و خشونت طلبانه خواهد بود که بزرگترین ارتشهای جهان نیز نمیتوانند آنها را ریشه کن کنند.
اتحادیه اروپا به نقش خود عمل کند
هنگامی که یک ابرقدرت عضو شورای امنیت پیش چشم جهانیان ارتش یک کشور را تروریستی میخواند و پیش از آن از توافقی جهانی و تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل به بهانههای نامشروع خارج میشود و تحریمهایی بر خلاف مقررات و قوانین بینالمللی و سازمان ملل متحد علیه همان کشور وضع میکند و همین کشور را با محاصره اقتصادی به براندازی داخلی تهدید میکند معنایش آن است که از آن کشور میخواهد که دست از همکاریهای بینالمللی و منطقهای شسته و همان راه و روشی را در پیش بگیرد که طرف متخاصم در پیش گرفته است.
اتحادیه اروپا باید بداند دود چنین معادلهای در وهله نخست به چشم او میرود و باید به عنوان یکی از طرفهای جهانی به مسئولیتهای خویش عمل کند تا نظم و استقرار منطقهای و بینالمللی بر هم نخورد و نظام بینالملل بازیچه دست ایالات متحده آمریکا قرار نگیرد.
آمریکا و دو جهان، به قیمت نابودی دیگری
با آن که اقدام اخیر آمریکا علیه ایران در تروریستی خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اقدامی نامشروع است اما بی شک به معنای ایجاد بی ثباتی و خلع ید از دولتها برای اجرای نقشهای منطقهای و بینالمللی برای حفظ امنیت بینالمللی است.
آمریکا در این اقدام به گونهای رفتار میکند که انگار دو جهان در دنیای ما وجود دارد. جهانی که در یک طرف آن اروپا، آسیا و غرب آسیا قرار دارد و جهانی دیگر که با آمریکا زندگی میکنند. چنین معادلهای این مفهوم را جدی میکند که ایالات متحده آمریکا رهبری خود بر دنیا را به قیمت نابودی جهان دیگر میداند که در یک سوی آن اتحادیه اروپا زندگی میکند.
منبع: ایسنا
دیدار نخستوزیر عراق با رهبر انقلاب
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (شنبه) در دیدار آقای عادل عبدالمهدی نخستوزیر عراق و هیئت همراه، با اشاره به آمیختگی اعتقادی، فرهنگی و تاریخی دو ملت ایران و عراق تأکید کردند: روابط جمهوری اسلامی ایران و عراق فراتر از روابط دو کشور همسایه است و دولت و ملت ایران، پیشرفت و سعادت عراق را به نفع خود میدانند، اما آمریکاییها برخلاف اظهارات لفظی خود، دموکراسی و مجموعهی فعالان سیاسی کنونیِ عراق را به ضرر خود میدانند و بر همین اساس، دولت عراق باید کاری کند که نظامیان آمریکایی هرچه زودتر از عراق خارج شوند.
رهبر انقلاب اسلامی با قدردانی از مواضع هوشمندانه و حکیمانهی آقای عادل عبدالمهدی نسبت به مسائل عراق و منطقه، به ظرفیتهای انسانی این کشور اشاره کردند و گفتند: از جمله ظرفیتهای انسانی عراق، جوانان این کشور هستند که در قضیهی مقابله با فتنهی داعش، امتحان خوب و تحسینبرانگیزی دادند و آنچه اتفاق افتاد حادثهای تاریخی بود.
حضرت آیتالله خامنهای از دانشمندان و فرزانگان عراقی بهعنوان یکی دیگر از ظرفیتهای انسانی این کشور نام بردند و افزودند: آمریکاییها در همان اوایل حضور در عراق، تعداد زیادی از دانشمندان این کشور را به قتل رساندند زیرا آنها اهمیت این ثروت مهم را میدانستند.
ایشان با تأکید بر اینکه ظرفیتهای انسانی و منابع غنی زیرزمینی عراق، این کشور را به تأثیرگذارترین کشور در جهان عرب تبدیل خواهد کرد، گفتند: آمریکاییها و دنبالههای آنها در منطقه، با تبدیل شدن عراق با چارچوب دموکراسی فعلی و شخصیتها و جریان کنونیِ در رأس کار، مخالفند و آن را به ضرر منافع خود میدانند.
ایشان با تأکید بر اینکه اگر دولت و مسئولان عراقی دنبالهرو آمریکا باشند آنها مشکلی نخواهند داشت، افزودند: دولت و مجلس عراق و مجموعهی فعالان سیاسی کنونی در این کشور برای آمریکاییها نامطلوب هستند و بر همین اساس آنها برای خارج کردن این مجموعه از صحنهی سیاست عراق طراحی میکنند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه اظهارات لفظی آمریکاییها و سعودیها دربارهی عراق با نیات درونی آنها متفاوت است، خاطرنشان کردند: آنها در مقطعی که داعش، موصل را اشغال کرد، برای آنها پول و سلاح و تجهیزات ارسال میکردند و اکنون که عراق بر داعش غلبه پیدا کرده است، اظهار دوستی میکنند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به سخنان نخستوزیر عراق مبنی بر حضور بقایای داعش در عراق گفتند: باید کاملاً هوشیار بود زیرا آنها اگر در دولت و ملت عراق، لحظهای احساس ضعف کنند، بار دیگر جنایات خود را آغاز خواهند کرد.
رهبر انقلاب اسلامی حضور نظامیان آمریکایی در کشورهای منطقه را به ضرر کشورها و ملتهای منطقه دانستند و خطاب به نخستوزیر عراق تأکید کردند: باید کاری کنید که آمریکاییها هرچه زودتر نظامیان خود را از عراق خارج کنند زیرا آنها در هر کشوری که برای مدت طولانی حضور نظامی داشتهاند، روند بیرون راندن آنها دچار مشکل شده است.
ایشان هدف آمریکا از حضور در عراق را فراتر از حضور نظامیِ صرف خواندند و گفتند: آنها بهدنبال حضور و منافع بلندمدت و تشکیل دولتی همچون دولتهای نظامی در اوایل اشغال عراق هستند.
حضرت آیتالله خامنهای به موضوع تأثیر پیشرفت علمی بر آبادانی و عمران کشور نیز اشاره کردند و افزودند: بهعنوان یک تجربه، پیشرفت علمی در عراق را زمینهساز مصونیت مستمر در عرصههای مختلف میدانیم.
ایشان همچنین ارتباط بیش از پیش دولت عراق با مرجعیت را بسیار مفید و سودمند خواندند.
در این دیدار که آقای روحانی رئیسجمهور نیز حضور داشت، آقای عادل عبدالمهدی نخستوزیر عراق ضمن ابراز خرسندی فراوان از دیدار با رهبر انقلاب اسلامی گفت: نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران همواره در شرایط سخت در کنار دولت و ملت عراق بوده است که آخرین مورد آن، غلبهی عراق بر داعش، با حمایتهای جمهوری اسلامی ایران بوده است.
وی با تأکید بر اینکه بهرغم از بین رفتن تشکیلات داعش اما هنوز عناصر آن در عراق حضور دارند، افزود: با وجود همهی این مسائل، امروز مردم عراق در شرایط امنیتی و ثبات خوبی به سر میبرند.
نخستوزیر عراق با اشاره به سفر چندی پیش آقای روحانی به بغداد و دیدارهای امروز در تهران خاطرنشان کرد: در نتیجهی مذاکرات انجامگرفته، توافقهای خوبی در زمینههای احداث راهآهن، تأسیس شهرکهای صنعتی، گسترش روابط تجاری، حملونقل و لایروبی اروند به دست آمده است.
آقای عادل عبدالمهدی در پایان تأکید کرد: روابط عراق با جمهوری اسلامی ایران روابط ویژهای است و ما اعلام کردهایم که هیچگاه به تحریمهای آمریکا بر ضد ایران نخواهیم پیوست.
صفتهای برجسته اخلاقی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
وَ بِهٰذَا الاِسنادِ عَن اَبیقَتادَة قالَ: قالَ ابوعَبدِاللهِ عَلَیهِالسَّلامُ لِداوُدَ بنِ سِرحانَ: یا داوُدُ اِنَّ خِصالَ المَکارِمِ بَعضُها مُقَیَّدٌ بِبَعضٍ، یُقَسِّمُهَا اللهُ حَیثُ یَشاءُ تَکونُ فِی الرَّجُلِ وَ لا تَکونُ فی اِبنِهِ وَ تَکونُ فِی العَبدِ وَ لا تَکونُ فی سَیِّدِهِ: صِدقُ الحَدیثِ
وَ صِدقُ النّاسِ وَ اِعطاءُ السّائِلِ وَ المُکَافَاَةُ بِالصَّنائِعِ. (۱)
وَ بِهٰذَا الاِسنادِ عَن اَبیقَتادَةَ قال:
این چند حدیثی که روزهای قبل خواندیم و این [حدیثی] که امروز میخوانیم، سندهای صحیح و بسیار معتبری دارد؛ ابیقتاده هم ثقه است.
قالَ اَبوعَبدِاللهِ عَلَیهِالسَّلامُ لِداوُدَ بنِ سِرحانَ: یا داوُدُ اِنَّ خِصالَ المَکارِمِ بَعضُها مُقَیَّدٌ بِبَعض
[امام صادق (علیهالسّلام) میفرماید:] بعضی از مکارم اخلاق و خصلتها بستهی به بعضی دیگر است، یعنی با هم ارتباط دارد؛ یا ارتباط علّی و معلولی دارد که یکی علّت آن دیگری است، یا به نحوی ارتباط عملیّاتی و رفتاری با همدیگر دارند.
یُقَسِّمُهَا اللهُ حَیثُ یَشاء
اینها را هم مثل بقیّهی چیزها از خدا بدانید؛ این را هم خدا میدهد. بله، کار خدای متعال بیحکمت نیست و رفتار ما، اختیار ما، و ارادهی ما در ایجاب رحمت الهی تأثیر دارد لکن بالاخره آنچه به ما داده میشود، از همهی مکارم، از همهی خوبیها، از همهی نِعَم -از جمله مکارم اخلاق- از طرف خدا است، خداوند تقسیم میکند؛ به شما یک چیزی میدهد، به دیگری یک چیز میدهد، به آن دیگری یک چیز [دیگر] میدهد.
تَکونُ فِی الرَّجُلِ وَ لا تَکونُ فِی ابنِه
گاهی یک صفت خوبی در پدر هست، در پسر نیست. اینکه حالا میگویند ژن یا ژنِ [خوب]! اینها خیلی اعتباری ندارد. گاهی اوقات پدر یک صفت خوبی دارد، پسر ندارد؛ عکسش هم هست که پسر یک صفت خوبی دارد که پدر ندارد. اینها ایجاب الهی و اِنعام الهی است.
وَ تَکونُ فِی العَبدِ وَ لا تَکونُ فی سَیِّدِه
این جور هم نیست که موقعیّت اجتماعی و شأن اجتماعی هم تأثیر داشته باشد؛ نه، گاهی یک صفت خوبی را یک بردهای دارد که سیّد او، ارباب او ندارد. مستخدم شما گاهی اوقات یک خصوصیّتی دارد که شما آن خصوصیّت را ندارید. یک صفت خوبی در فرد زیردست ما هست که آن صفت در ما نیست؛ یعنی او بالاتر از ما است. خب، حالا این صفات و مکارم اخلاق که این قدر هم دربارهاش فرمودهاند، چه چیزهایی است؟ چند صفت را حضرت بیان میفرمایند. اینها واقعاً همان جلوههای درخشان اسلام است؛ لبّ اسلام اینها است. این خصوصیّات [است] که انسانهای برجسته میسازد و به برکت وجود انسانهای برجسته در یک اجتماع، در یک جامعهی بشری، نظام اجتماعیِ برجسته به وجود میآورد و [اگر] انسانهای کریم، انسانهای شجاع، انسانهای باگذشت، انسانهای صادق در یک جامعهای باشند، این جامعه، جامعهی برجستهای میشود؛ [البتّه] عکسش هم صادق است. واقعاً انسان باید اینها را مثل دُر و گوهر گرانبها روی چشمش بگذارد و به دنیا عرضه کند. حالا این صفات چیست؟ اوّل:
صِدقُ الحَدیث
راستگویی. الان کشور خود ما کشور اسلامی است و از بسیاری از جوامع دنیا هم انصافاً بهتر و پاکیزهتر و طاهرتر است امّا در عین حال شما ببینید خیلی از مشکلات داخل کشور ما ناشی از نبودنِ همین صفت است؛ صدقالحدیث نیست، راستگویی نیست. راستگویی یعنی چه؟ یعنی شما حرفی را که میزنید، مطابق با واقع باشد. اگر دانستید مطابق با واقع است و گفتید، این راست است؛ اگر نه، نمیدانید مطابق واقع است یا نیست امّا میگویید، این صدق نیست. «صدق» عبارت است از اینکه شما چیزی را که میدانید مطابق واقع است، بیان میکنید. فضای مجازی را ملاحظه کنید که بر اثر حرف، شایعه، دروغ، خلاف، تهمت، نسبت بدون واقعیّت به این، به آن، به بالا، به پایین، به همدیگر، یک فضای دروغ در کشور به وجود میآید؛ ببینید، اینها اشکال است. پس اوّل «صِدقُ الحَدیث» [یعنی] همه سعی کنیم راست بر زبان جاری کنیم. دوّم:
وَ صِدقُ النّاس
با مردم هم صادق باشید؛ با مردم با تقلّب و خدعه و فریب و دورویی برخورد نکنید. «صِدقُ النّاس» یعنی صدق عمل با مردم؛ انسان در مواجههی با مردم با صداقت وارد بشود، با کلک و دروغ و فریب و مانند اینها با مردم برخورد نکند. اگر ما در مسائل گوناگون اجتماعیمان، سیاسیمان، انتخاباتمان، و مانند اینها، همین یک مورد را مراعات کنیم، ببینید چقدر دنیا آباد خواهد شد؛ «وَ صِدقُ النّاس». این هم دوّم.
وَ اِعطاءُ السّائِل
[اگر سائل] از شما چیزی خواست، به او بدهید اگر چنانچه میتوانید. یک وقت یک فقیری است که از شما سؤال نکرده، خب [اگر] به او کمک کنید خوب است امّا اگر چنانچه از شما درخواست کرد -سؤال کرد یعنی درخواست کرد- آن وقت این مکرمت بزرگی است و او را رد کردن، خلاف مکرمت انسانی است.
وَ المُکافَاَةُ بِالصَّنائِع
«صَنیعة» یعنی کارهای نیک؛ خدمتهای نیک به دیگران را میگویند «صنیعه». «مُکافئهی به صنایع بکنید» یعنی [اگر] کسی به شما نیکی کرد، شما هم در مقابل به او نیکی کنید. این جور نباشد که نیکی دیگران را با اهمال و احیاناً با بدی پاسخ بدهیم. [اگر] کسی به ما نیکی کرده، خب در مقابل باید به او نیکی کنیم. این هم سوّم.
۱) امالی طوسی، مجلس یازدهم، صفحهی ۳۰۱؛ «امام صادق (ع) به داودبنسرحان میفرماید: ای داود! برخی از مکارم اخلاق به برخی دیگر وابسته است و با هم ارتباط دارد که اینها را خدا تقسیم میکند؛ گاهی این صفات در مردی وجوددارد و در پسرش نیست یا گاهی در بردهای وجود دارد و در اربابش نیست. از جملهی آنها است: راستگویی و صداقت با مردم در عمل، و بخشیدن به فقیری که درخواستی دارد و نیکی کردن در مقابل خوبیهای دیگران.
واکاوی شاخصههای تمدن نوین اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری(مدظله)
واکاوی شاخصههای تمدن نوین اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری(مدظله)
نویسندگان :مرتضی اکبری، فریدون رضائی
چکیده
تمدن اسلامی فراز و فرودهایی داشته و با پیروزی انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی در ایران به اوج رسید و جهان اسلام به سوی بیداری حرکت کرد. مقام معظم رهبری برای توسعه تمدن اسلامی، نظریه جدید «تمدن نوین اسلامی» را مطرح کرده است. در مقاله حاضر، شاخصههای تمدن نوین اسلامی در اندیشه ایشان واکاوی گردیده است و با روش توصیفی – تحلیلی به پرسشهایی درباره تمدن نوین اسلامی از دیدگاه معظمله پاسخ داده شده است، از جمله اینکه تمدن اسلامی چیست و شاخصههای اصلی آن کدامند؟ محوریت قوانین قرآن، ایمان، علم، اخلاق، مجاهدت مداوم و حکومت مردمی، شاخصههای اختصاصی تمدن نوین اسلامی از دیدگاه مقام معظم رهبری است. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، از دیدگاه مقام معظم رهبری گسترش و ترقی تمدن نوین اسلامی به همت و خرد دستهجمعی نیاز دارد که در سایه اخلاق، کار و تلاش، ایمان به خدا، عقلانیت، توانایی علمی، اقتصاد شکوفا، برخورداری از رسانههای قوی و روابط بینالملل به وجود میآید.
کلیدواژهها: تمدن اسلامی، تمدن نوین اسلامی، شاخصهها، مقام معظم رهبری
مقدمه
تمدن اسلامی با بعثت رسول خدا (ص) و هجرت او به مدینه شکل گرفت. مسلمانان با اتکاء بر آموزههای قرآن و سفارشهای پیامبر (ص) و ائمه (ع) آن را تا قرن پنجم هجری به اوج رساندند. با حملات صلیبیان، مغولان و سقوط اندلس و مشکلات داخلی جهان اسلام، تمدن اسلامی دچار انحطاط شد؛ ولی در عهد صفویان، عثمانیها و گورکانیان هند، مجدداً رونق گرفت. در قرن نوزدهم، استعمارگران به مسلمانان حمله کردند و دوباره تمدن اسلامی دچار رکود گردید. متفکران اسلامی در ایران، مصر و سایر کشورها برای مقابله با تمدن غرب، بازگشت به اسلام راستین را مطرح کردند. بیداری اسلامی در ایران از عصر قاجاریه شروع و با پیروزی انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی (ره) در سال 1357 ه.ش به اوج رسید و باعث بیداری اسلامی در جهان عرب گردید. به دلیل اهمیت تاریخ تمدن اسلامی به ویژه بیداری اسلامی که در کشورهای مسلمان به وجود آمده است، امروزه این نوع پژوهشها از اهمیت ویژهای برخوردار است. در سالهای اخیر کتب و مقالات متعددی درباره بازیابی تمدن اسلامی نوشته شده است که هر کدام مسائلی از فرهنگ و تمدن اسلامی را شامل میشود؛ ولی تاکنون درباره روند گسترش تمدن نوین اسلامی، مقالهای درباره فرمایشات مقام معظم رهبری تألیف نشده است[Z1] . از این رو، ضرورت ایجاب میکند مقالهای با عنوان «واکاوی شاخصههای تمدن نوین اسلامی در اندیشه معظم له» نگاشته شود.
طرح مسأله
تمدن اسلامی که در طول تاریخ، فراز و فرودهایی داشته و با بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان دوباره مورد توجه مسئولان قرار گرفته است، در سخنرانیهای مقام معظم رهبری، جایگاه ویژهای دارد. از این رو لازم است شاخصههای تمدن نوین اسلامی در اندیشه معظمله مورد واکاوی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. نوشتار حاضر در پی پاسخ به نحوه موضعگیری رهبر معظم انقلاب درباره تمدن نوین اسلامی و بیان شاخصههای آن است.
روششناسی پژوهش
پژوهشهایی که درباره تاریخ و تمدن انجام میشود، از نوع پژوهشهای توصیفی - کیفی است. در پژوهش حاضر از روش توصیف دادهها و تحلیل تاریخی با استفاده از منابع و روش اسنادی و مراجعه به کتابخانه و اینترنت استفاده شده است. در پژوهشهای تاریخی معمولاً از تجزیه و تحلیل آماری استفاده نمیشود. به همین دلیل در بررسی حاضر بیشتر از روش معمول و رایج در پژوهشهای تاریخی یعنی تحلیل محتوا استفاده شده است.
پیشینه پژوهش
در منابع مربوط به تاریخ اسلام مانند «تاریخ طبری»، «الکامل»، «تاریخ ابن خلدون» و غیره به طور پراکنده درباره دستاوردهای تمدن اسلامی بحث شده است. در کتابهای پژوهشی مانند «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی» تألیف جان احمدی، «فرهنگ و تمدن اسلامی» تألیف ولایتی و غیره مطالب فراوانی نوشته شده است. در برخی از کتب مذکور درباره بیداری اسلامی در ایران از دیدگاه شخصیتهای سیاسی – مذهبی از جمله امام خمینی (ره) صحبت شده است؛ ولی بر اساس مطالعات نظاممند تاکنون مقاله، پایاننامه و کتابی درباره شاخصههای تمدن نوین اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری تألیف نشده است. از این رو، در پژوهش حاضر این موضوع مورد توجه قرار گرفته است.
تعریف مفاهیم
واژه تمدن: واژه civilization معادل تمدن یا حضاره است. این واژه در زبان انگلیسی از لغت لاتینی civis به معنی شهروند یا شهرنشین گرفته شده و برای دلالت بر ویژگیهایی مانند لطف، کیاست و لیاقت مورد استفاده قرار گرفته است که دستاورد شهرنشینی است یا برای پیشرفت و ترقی افراد و جمعیتهایی که در شهرها زندگی میکنند (سپهری، 1385: 35). یونانیان با استفاده از واژه civilization شهر را مجموعهای از نهادها و روابط اجتماعی میدانستند (فوزی و صنمزاده، 1391: 9). در فرهنگ فارسی تمدن چنین تعریف شده است: «شهرنشین شدن، خوی شهری گزیدن و با اخلاق مردم آشنا شدن، زندگانی اجتماعی؛ همکاری مردم با یکدیگر در امور زندگانی و فراهم کردن اسباب ترقی و آسایش خود» (عمید، ج 1، 1389: 530). به تعبیر دیگر تمدن در عربی از «مدن» اخذ شده است که معنای آن اقامت کردن است و در زبان انگلیسی، امروزه واژه civilization را به این مفهوم اطلاق میکنند که آن نیز به معنای استقرار یافتن است و در تعریف اجتماعی، همان شهرنشینی است (ولایتی، ج 1، 1384: 33).
فرهنگهای عربی برای واژه تمدن (حضاره) متفقاند و حضاره (شهر) را عکس بداوت (بادیه) میدانند. حاضِرَه به شهرها، روستاها و دهها گفته میشود و حضاره به معنای اقامت در حضر است. واژه حَضَرَ و مشتقات آن 25 بار در قرآن بیان شده است. همه این مشتقات که در 16 سوره قرآن بیان شده است، به معنی حضور، وجود و استعداد است. واژه حاضره و مشتقات آن در آیات 163 سوره اعراف، 158 بقره، 18 و 19 توبه، 9 روم و 61 هود بیان شده است (سپهری، 1385: 30-27). بعضی مدینه را از «دان یدین» دانسته و میم آن را زائد گرفتهاند (اصفهانی، ج 1، 1415 ه.ق: 663، ابن منظور، ج 13، 1414 ه.ق: 402، قرشی، ج 6، 1383: 244، فراهیدی، ج 8، 1410 ق: 53). افزون بر این، مؤلف کتاب «التحقیق» واژه «مدن» را مأخوذ از لغت عبری و سریانی و واژه مدین و مدینه را مشتق از ماده «دین» و به معنای پذیرش و خضوع در برابر برنامهها، قوانین و مقررات دانسته است (مصطفوی، ج 11، 1360: 55).
تعریف اصطلاحی تمدن: ابن خلدون مؤلفههای مدنیت را جمعیت، ثروت، کار، صنعت، دانش، هنر، جغرافیا، شهرنشینی، دین و عصبیت دانسته است (آدمی، 1387: 39). وی حضارت را یکی از مراحل زندگانی جامعه دانسته است که مرحله بداوت آن را به کمال میرساند (سپهری، 1375: 31). ایشان درباره مدنیت بیان کرده است: «در این که اجتماع نوع انسان ضروریست و حکیمان این معنی را بدین سان تعبیر کنند که انسان دارای سرشت مدنی است، یعنی ناگزیر است اجتماعی تشکیل دهد که در اصطلاح ایشان آن را مدنیت گویند و معنی عمران همین است» (ابن خلدون، ج 1، 1371: 77). به اعتقاد ابن خلدون حضارت و بداوت همدیگر را کامل میکنند و حضارت به معنای تأسیس شهرها و شهرکها و استقرار است که حکومت، مدنیت، مکاسب زندگی، صنایع و علوم، و وسایل رفاه و آسایش در آن پدید میآید (سپهری، 1385: 32).
به اعتقاد علامه جعفری «تمدن عبارت است از برقراری نظم و هماهنگی در روابط انسانهای یک جامعه که تصادمها و تزاحمهای ویرانگر را منتفی ساخته و مسابقه در مسیر رشد و کمال را قائم مقام آنها بنماید، به طوری که زندگی اجتماعی افراد و گروههای آن جامعه موجب بروز و به فعالیت رسیدن استعدادهای سازنده آنها باشد» (جعفری، ج6، 1373: 233). لوکاس، فرهنگ و تمدن را یکی دانسته، ولی دامنه و زمان فرهنگ را محدودتر از تمدن تلقی کرده است. «فرهنگ [و تمدن]، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان است (لوکاس، ج 1، 1384: 20). در اندیشه امام (ره) مفهوم تمدن در قالب تعریف مشخص و ثابتی ارائه نشده است و معانی مختلفی از آن برداشت میشود. ایشان تمدن را از فرهنگ متمایز کردند و آنها را جداگانه به کار بردند که نشان میدهد معنای متفاوتی را از این دو مفهوم مورد توجه داشتهاند: «فرهنگ یک ملت در رأس تمدن واقع شده، فرهنگ باید فرهنگی موافق با تمدن باشد». ایشان پیشرفتهای صنعتی و اقتصادی در قالب آبادانی و تأسیس نهادها و ساخت ابزارهای جدید را مصادیق تمدن میدانند (فوزی و صنمزاده، 1391: 22). تعریفی که امام (ره) درباره تمدن بیان کردهاند، بیانگر دستاوردهای مادی بشر برای ادامه زندگی و توسعه و ترقی است. در این تعریف، فرهنگ که بیشتر دستاوردهای معنوی انسان را شامل میشود، مقدم بر تمدن است.
تعریف شاخص
شاخص در لغت به معنای برآمده، مرتفع، چشمگیر، برجسته و آن چیزی است که مقدارش ماهیت چیزی را معین میکند (عمید، ج 2: 1382: 1105). شاخص کمیتی است که نماینده چند متغیر همگن است و وسیلهای برای اندازهگیری و مقایسه پدیدههایی است که ماهیت و خاصیت مشخصی دارند و بر مبنای آن میتوان تغییرات ایجاد شده در متغیرهای معینی را در طول یک دوره بررسی کرد. هر تمدنی شاخصههایی دارد. ثبات پایداری در نظام شهری، داشتن حکومت، ایجاد تخصص، مراکز اجرایی، قوانین ثابت، مراکز اقتصادی، نهادهای علمی و داشتن نظام اخلاقی از شاخصههای تمدنها است (جان احمدی، 1388: 30-29).
از آغاز ظهور اسلام، همواره معیارها و شاخصههایی برای رشد و پیشرفت وجود داشته است که حضور آنها در تمدن اسلامی برای همه دورانها لازم و واجب است و نبود هر کدام از این شاخصهها میتواند مسیر پیشرفت و ترقّی تمدن اسلامی را به چالش بکشاند، از جمله محوریت قوانین قرآنی، خردورزی، علم، اخلاق، مجاهدت در راه خدا، حکومت مردمی، پرهیز از تحجر، ایجاد رفاه عمومی، استقرار عدالت، دوری از اقتصاد مبتنی بر ربا و تکاثر و غیره. اما همگام با پیشرفت بشر، قطعاً معیارها و شاخصههای جدیدی نیز مطرح گردید که اگر تمدن اسلامی قصد پیشرفت در دنیای مدرن را دارد، ناگزیر از توجه به آنهاست. مقام معظم رهبری با درایت خویش و با درک مقتضیات زمان، همواره ضرورت توجه به مسائل نوظهور را در رأس برنامههای خود قرار داده است. یکی از آنها مسأله تمدن نوین اسلامی است که تحقق آن طبعاً ضرورت توجه به مسائل نوینی را میطلبد از جمله ابتکار و خلاقیت، توجه به رسانههای مدرن، هنر، سینما، بهبود روابط بینالملل، صدور احکام فقهی مناسب با نیازهای جدید بشری و غیره که به تناسب، این مسائل و دیدگاه معظمله درباره آنها را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
تعریف تمدن اسلامی
تمدن اسلامی بیانگر همه جنبههای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی جامعه است که ابعاد وجودی فرد و جامعه را پوشش میدهد (مدیریت حوزه علمیه قم، 1383: 113). تمدن اسلامی، تمدنی دینی است که همه مؤلفههای آن بر محور اسلام میگردد... بدین ترتیب، تمدن اسلامی از همه ویژگیهای تمدن الهی در چهارچوب آموزههای قرآنی و متکی بر سنت پیامبر اکرم (ص) برخوردار است و مؤلفههای آن، دین، اخلاق، علم، عدالت، قوانین، مقررات، اصول دینی و غیره است (جان احمدی، 1388: 52-51). به اعتقاد ابننبی برای حصول تمدن اسلامی، باید مجموعهای از شروط اخلاقی و مادی حاصل گردد. عناصر تمدنی در نگاه وی «انسان، خاک و زمان» است (بابایی، 1390: 49-46). به اعتقاد زرین کوب «... جامعه اسلامی جامعهای بود متجانس که مرکز آن قرآن بود...» (زرینکوب، 1384: 29).
مقام معظم رهبری تمدن اسلامی را فضایی میداند که انسان در آن فضا به لحاظ معنوی و مادّی میتواند رشد کند و به غایات مطلوبی برسد که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است. زندگی خوب و عزّتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتکار، دارای سازندگی جهان طبیعت. تمدّن اسلامی به این معنی است و هدف و آرمان نظام جمهوری اسلامی این است (بیانات مقام معظم رهبری، 22/03/1383). در این تعریف ابعاد گوناگون فرهنگ و تمدن مادی و معنوی بشر مطرح شده است که منجر به تکامل او و قرب به خدا میشود.
در جمعبندی آرای فوق، نکات ذیل را میتوان بیان کرد:
1) تمدن اسلامی بر اساس آیات قرآن و توسط پیامبر (ص) پایهریزی شده است.
2) تمدن اسلامی همه ابعاد معنوی و مادی بشر در همه مکانها و زمانها را شامل میشود.
3) از آنجایی که تمدن اسلامی بر اخلاق دینی متکی است، دارای پویایی است.
به طور کلی، مراد از تمدن اسلامی، همه دستاوردهای مسلمانان در ابعاد گوناگون اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، اخلاقی، مادی و معنوی، صنعت، اختراعات و اکتشافات است که از عصر پیامبر (ص) شروع شد و با گسترش قلمرو اسلامی از مرزهای غربی چین تا اندلس را در برگرفت. بنابراین میتوان در جمعبندی تعریف مفاهیم تمدن بیان کرد که شاخصههای تمدن در دیدگاه اندیشمندان اسلامی با توجه به مبانی فکری و شرایط محیط متفاوت است. یعنی تعدادی از شاخصههای تمدن در هر عصری بر اساس شرایط محیطی تغییرپذیر و دارای شدت و ضعف است.
شاخصههای تمدن اسلامی از دیدگاه مقام معظم رهبری
1- شاخصههای عام (قدیمی)
در اندیشه معظم له شاخصههای تمدن نوین اسلامی، بهرهمندی انسانها از همه ظرفیتهای مادی و معنوی است که خداوند برای تأمین سعادت و تعالی آنان، در عالم طبیعت و در وجود خود آنان تعبیه کرده است. محوریت قوانین قرآن، ایمان، علم، اخلاق، مجاهدت، حکومت مردمی و اندیشه پیشرفته، اجتهاد و پاسخگویی به نیازهای نوین بشر، پرهیز از تحجر و ارتجاع و نیز بدعت و التقاط، ایجاد رفاه عمومی، استقرار عدالت، خلاص شدن از اقتصاد مبتنی بر ویژهخواری، ربا، تکاثر و دفاع از مظلومان عالم است که [Z2] وجه مشترک شاخصههای تمدن اسلامی در دیدگاه معظمله و سایر اندیشمندان اسلامی است. ایشان از ابتکار و خلاقیت، توجه به رسانههای مدرن، هنر، سینما، بهبود روابط بینالملل، صدور احکام فقهی متناسب با نیازهای جدید بشری به عنوان شاخصههای تمدن نوین اسلامی یاد میکنند که همین شاخصهها قابلیت این را دارند که جهانبینی مادی ظالمانه غرب را به سوی سعادت برهاند (بیانات مقام معظم رهبری، 9/2/1392).
1-1) محوریت قوانین قرآن
در اندیشه مقام معظم رهبری، قرآن و جایگاه قوانین آن در تمدن اسلامی از جایگاه مهمی برخوردار است. به اعتقاد ایشان شکلگیری تمدن نوین اسلامی باید با توجه به «مبانی مشترک همه مذاهب اسلامی» و نه ایران شیعی باشد. بدیهی است که اوّلین و عالیترین منبع مشترک بین همه فرق اسلامی، قرآن عظیم است. ایشان همچنین عامل اصلی دشمنی معاندان با ایران اسلامی را همین موضوع یعنی محوریت قوانین الهی برگرفته شده از قرآن میداند (بیانات مقام معظم رهبری، 26/6/1390). علت اهمیت بسیار قرآن کریم، جامعیت قوانین آن و جوابگویی آن به همه نیازهای فردی و اجتماعی بشر است. همچنین امام (ره) اعتقاد به محوریت قوانین قرآن را از پیشفرضهای امت واحده و تمدن نوین اسلامی دانستهاند (امام خمینی ره، صحیفه ج 10: 449).
1-2) ایمان
اوّلین هدف بعثت پیامبران، دعوت انسانها به یکتاپرستی و ایمان به خدا است. «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» (نحل، 36). «و در حقیقت در میان هر امتی فرستاده برانگیختیم تا خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید». رسالت پیامبر اعظم (ص) نیز در همین مسیر بود. ایشان در طی 23 سال نبوت، لحظهای از این هدف والا غافل نشد و همه جهادها، جنگها و دلسوزیهایشان برای همین هدف، یعنی خدامحوری و دعوت به سوی خداوند متعال بوده است. این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار است که در همه تمدنها، عامل اساسی همه پیشرفتها محسوب میشود.
در اندیشه رهبر معظم انقلاب در درجه اوّل، نیاز تمدن نوین اسلامی به ایمان مطرح است. ایشان معتقدند جدایی دیانت از سیاست از مظاهر شرک است که تا مسلمانان به همه ابعاد اسلام که سیاست نیز یک بعد مهم آن است، ایمان نیاورند، وارد اسلام واقعی نمیشوند. معظمله نقطه اصلی در تمدن اسلامی را ایمان به خداوند سبحان و به معنای عمیق توحید ناب معرفی میکنند و معتقدند یک نقطه اصلی وجود دارد و آن، ایمان است و ما باید به تعیین هدفی بپردازیم که به آن ایمان پیدا کنیم. ایشان معتقدند که بدون ایمان، پیشرفت در این بخشها میسر نیست و کار به نحو صحیحی انجام نمیشود. اکنون آن چیزی که به آن ایمان داریم، میتواند لیبرالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم، فاشیسم یا توحید ناب باشد. بالاخره به یک چیزی باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مسئله ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلی اعتقاد؛ یک چنین ایمانی باید وجود داشته باشد. بر اساس این ایمان، سبک زندگی انتخاب خواهد شد (بیانات مقام معظم رهبری، 23/7/1391). بنایراین، مهمترین شاخص جامعه و تمدن نوین اسلامی در اندیشه رهبر انقلاب، همان خدامحوری و ایمان به خالق انسانهاست که باید در همه سطوح جامعه اجرا شود و روابط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر اساس آن شکل میگیرد.
1-3) خردورزی
رهبر معظم انقلاب بر «خردورزی» به عنوان مهمترین بنمایه سبک زندگی در تمدن نوین اسلامی تأکید دارند. در لسان روایات، یک ساعت اندیشیدن در آغاز و فرجام زندگی و اعتقادات دینی که نوعی خردورزی است، از عبادت چندین ساله برتر شمرده شده است. خداوند در قرآن سیصد مرتبه انسان را به خردورزی دعوت کرده است (طباطبایی، ج 3، 1374: 57). همچنین امام (ره) معتقدند انسان به طور کلی سه نشئه دارد و صاحب سه مقام و عالَم است- نشئه آخرت، عالم غیب و مقام روحانیت و عقل؛ نشئه برزخ و عالم متوسط بینالعالمین و مقام خیال؛ نشئه دنیا و مقام مُلک و عالم شهادت- از این رو، به اعتقاد ایشان انسان از سه لایه عقلی، قلبی و ظاهری برخوردار است که بعد عقلی، نیازمند به کمال؛ بعد اخلاقی نیازمند تربیت؛ و بعد ظاهری او نیازمند به عمل است و دستورات انبیا و اولیاء الهی برای عقل، کمال و برای قلب، تربیت و برای جوارح حسی، عملی مناسب محسوب میشود (امام خمینی ره، 1377). ایشان معتقد به سه سطح برای عقلانیت انسان هستند. الف: «عقلانیت معرفتی»؛ ب: «عقلانیت اخلاقی»؛ ج: «عقلانیت ابزاری» (معینیپور و لکزایی، 1391: 66-65). از دیدگاه امام (ره) مراد از عقل مستند به حدیث شریف «العقلُ ما عُبِدَ بهِ الرَّحمن» (کلینی، ج 1، بی تا: 11) عقل سلیمی است که بتواند انسان را به ارزشهای انسانی برساند؛ بنابراین، از دیدگاه ایشان، ممکن است شخصی دانشمند باشد، امّا عقل نداشته باشد و دانش خود را صرف فساد و تباه کردن ملتها کند.
ارکان، مبانی و چارچوب نظری دیدگاه رهبری معظم انقلاب در حوزه تمدنسازی نوین اسلامی، برگرفته از مبانی فکری امام خمینی (ره) است و در برخی موارد شکوفاسازی، گسترش و تکمیل آن مبانی است. چنانچه معظم له در مراسم اوّلین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) تصریح نمودند: «راه ما همان راهی است که امام بزرگوارمان ترسیم کردند» (مقام معظم رهبری، 14/3/1390). مقام معظم رهبری عقلانیت را که یکی از شاخصههای بارز و مهم تمدن اسلامی است، چنین تعریف کردهاند: «عقلانیت یعنی نیروی خرد انسان را استخراج کردن و آن را بر تفکرات و اعمال انسان حاکم قرار دادن. برای تشکیل مدینه فاضله و امت واحده اسلامی و تمدن بزرگ اسلام، باید عقل را معیار و ملاک قرار بدهیم. اوّلین کار در این راستا این است که تقویت نیروی عقل و خرد در جامعه انجام شود. عقلانیت به معنای محافظهکاری، مسامحه و تساهل نیست». همچنین به اعتقاد ایشان یکی از مشکلات بزرگ مسلمانان، به کار نبستن عقل و خرد خدادادی است که سبب خسارتهای مادی، معنوی، دنیوی و اخروی شده و تشکیل امت بزرگ واحد اسلامی را با اخلال مواجه کرده است (بیانات مقام معظم رهبری، 29/4/1388). معظمله دوری روحانیت غربی از عقلانیت و خردورزی در دوره قبل از رنسانس را عامل اصلی پیدایش تمدن منحرف غربی معرفی میکند (مقام معظم رهبری، 22/3/1383).
1-4) علم
رسالت پیامبر(ص) با خواندن آغاز و این باعث تفاوت اسلام با سایر ادیان شد (اکبری، 1390: 20). قرآن در آیه 9 سوره زمر بر برتری عالمان بر کسانی که از این ارزش برخوردار نیستند، تصریح کرده است. در سوره طه آیه 114 «... وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا» به پیامبر(ص) امر میشود که از درگاه الهی افزایش علم خود را طلب کند. در آیات دیگر قرآن مانند بقره/280، نحل/95، عمران/190، انعام/11، یونس/5، عنکبوت/15 و ... کسانی که اهل علم نیستند، پیوسته سرزنش میشوند. نکات فوق بیانگر اهمیت علم در قرآن است. در قرآن علم و ایمان در کنار هم است: «وَ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِیمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ» (روم، 56). سفارشهای مکرر پیامبر (ص) درباره دانشافزایی مسلمانان بسیار فراوان است که گاهی موجب تعجب عموم پژوهشگران شده است (اکبری، 1391: 20). روایاتی مانند «خداوند نیکبختی هر کسی را بخواهد، او را در دین دانا گرداند (بخاری، ج1، 1981 م: 28)؛ «فرشتگان بالهای خود را زیر پای دانشجویان میگسترانند» (کلینی، ج 1، بی تا: 34)؛ «دانشمندان وارثان پیامبراناند» و «نزدیکترین مردم به درجات نبوت، اهل علم و جهاد هستند» (فیض کاشانی، 1361: 14-13) بیانگر اهمیت علم در اسلام و نزد آن حضرت است. «خوب پرسیدن نیمی از دانش است» (حرانی، 1387: 95). «برای طلب و فراگیری دانش تا چین بروید، پس فراگیری علم برای همه مسلمانان واجب است» (مجلسی، ج 1، بی تا: 96). پیامبر(ص) برای آزاد کردن بعضی از اسرایی که در جنگ بدر اسیر شدند و پول کافی نداشتند تا خود را آزاد کنند، شرط گذاشت که اگر ده نفر از مسلمانان را باسواد کنند، از قید اسارت آزاد میشوند (حسن ابراهیم حسن، 1386: 454). اهتمام ویژه اسلام به دانشپروری و نیاز به درک صحیح آموزههای اسلامی باعث گردید مسلمانان درصدد توسعه علم و دانش و گسترش فرهنگ و پیشرفت تمّدن انسانی برآیند و به گسترش تعلیم و تربیت بپردازند (قربانی، 1370: 65).
از این رو، در اندیشه رهبر معظم انقلاب، مجاهده علمی و شکستن مرزهای علم، چراغ راه تمدن اسلامی است.به اعتقاد ایشان، فردای بدون علم تاریک است و چراغ راه تحقق تمدن اسلامی، مجاهده علمی است. علم از دیدگاه ایشان سلطهآور است و جامعه صاحب علم را قدرتمند میسازد. ایشان به میزان بسیاری تأکید میکنند که علم را باید فراگرفت و به تولید و صدور آن پرداخت و به مصرف آن نباید بسنده کرد. روششناسی تولید علم از دیدگاه ایشان، اجتهاد به معنای مصطلح، یعنی استنباط از منابع دینی و رجوع به عقلی است که پشتوانه آن وحی است. در این صورت تولید علم میتواند در مسیر رشد و اعتلای تمدن اسلامی باشد. به اعتقاد ایشان دشمن از هیچ تلاشی برای عدم تحقق این اصل فروگذار نمیکند و بنابراین، باید ترفندهای دشمن را شناخت. نکته بسیار مهم در دیدگاه ایشان درباره علم، شکستن مرزهای دانش به وسیله مسلمانان است. به اعتقاد ایشان، تحجر و جزمگرایی در خصوص یافتههای علمی گذشتگان یا متفکران غربی، آفت اصلی تحقق رشد علمی است و آزاداندیشی راه برونرفت از این آفت است (مقام معظم رهبری، 9/12/1379).
به اعتقاد ایشان، ارزش علم منوط به معنویت است و علم بدون معنویت فاقد هر گونه ارزشی است. زیرا علم بدون معنویت همان چیزی میشود که اکنون تمدن غربی با آن مواجه است. تمدنی که با روشهای پیچیده علمی توانست موفقیتهای بزرگی به دست آورد. امّا به لحاظ معنویت دچار عظیمترین خسارتها گردید. تأکید رهبر معظم انقلاب بر علم همراه با معنویت به این دلیل است که علم با خود قدرت میآورد و اگر این قدرت رها باشد، عامل فساد و فتنهانگیزی میشود. بر عکس زمانی که معنویت علم را فرماندهی کند، عامل سعادت میشود و در خدمت آرامش و امنیت مردم قرار میگیرد. مثال گویای سوءاستفاده از علم، استفاده غیرانسانی ایالات متحده آمریکا از فناوری بالای هستهای در قتل و عام مردم بیگناه هیروشیما و ناکازاکی است (مقام معظم رهبری، 20/8/1385).
دیدگاه راهبردی امام (ره) در زمینه علم به عنوان یکی از ارکان و مبانی تمدن نوین اسلامی آن است که همه علوم با نیت الهی، «الهی» محسوب میشوند. همچنین تقارن علم با عمل، ضرورتی تام دارد؛ به طوری که علم و عمل دو بالی هستند که انسان را به مقام انسانیت میرسانند. بنابراین علم تنها اثر ندارد، بلکه گاهی مضر است و عمل بدون علم، بینتیجه است (امام خمینی ره، ج 8، 268). در آثار امام به میزان بسیاری تأکید شده است که علم غیر از ایمان است و تصریح میفرمایند: «ممکن است انسان، برهان داشته باشد، ولی در مرتبه کفر و شرک باقی بماند» (تقریرات اردبیلی[Z3] ، ج 3، بی تا: 354).
1-5) اخلاق
اخلاق جمع «خُلق» به معنای نیرو و سرشت باطنی انسان است که فقط با دیده بصیرت و غیرظاهر قابل درک است. علم اخلاق، علمی است که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آنها را معرفی میکند و شیوه تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان میدهد (دیلمی و آذربایجانی، 1384: 16-15). قرآن مسأله اخلاق را در ردیف اهداف اصیل عامه نبوت میداند و زندگی انسان را در ساحت اخلاق، زندگی سعادتمند و زندگی بدون اخلاق را متضرر میداند (عصر، 1). اخلاق یکی دیگر از مهمترین شاخصههای بارز تمدن نوین اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری است. ایشان معنویت و اخلاق را همان عامل میداند که یک روز اسلام را از یک جمع محدود غریب، به یک تمدّن عظیم جهانی تبدیل کرد و این تمدّن، قرنها دنیا را اداره کرد و امروز نیز دنیا، مدیون تمدّن اسلامی است. به اعتقاد ایشان توجّه به خدا و توجّه به معنویت، باعث تکوین چنین تمدّنی گردید، در غیر این صورت چنین تمدّن ماندگاری با انگیزهها و تلاشهای مادّی به وجود نمیآمد (مقام معظم رهبری، 21/11/1375). رهبر انقلاب شرط اصلی ساختن یک تمدن پیشرفته و دارای کمترین اشکالات را معنویت متکی بر دین اسلام میدانند و معتقدند که معنویت دینی زمینهساز شناخت استعدادها و بهرهگیری مناسب از آنها و پیشرفت مطلوب در همه ابعاد و با کمترین آسیب خواهد بود (مقام معظم رهبری، 14/12/1391).
ایشان به عنوان مبانی کارگشای تمدن نوین اسلامی «اسلام، خردورزی، اخلاق و حقوق را مایه اصلی فرهنگ صحیح میداند و ما نیز باید به طور جدی به این مقولات بپردازیم وگرنه پیشرفت اسلام و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت» (مقام معظم رهبری، 23/7/1391). معظمله در زمینه اینکه اخلاق چیست و وجود و عدم آن در جامعه چه نقش دارد؟ چه ارتباطی با عقلانیت و دیانت و علم دارد؟ میفرمایند: «اخلاق آن هوای لطیفی است که در جامعه بشری اگر وجود داشت، انسانها میتوانند با تنفس او زندگی سالمی داشته باشند». اخلاق که از دیدگاه ایشان مهندسی و مدیریت لایه دوم وجود آدمی را بر عهده دارد، عبارت است از هوای لطیف، یعنی انسانها به همان مقدار به اخلاق نیاز دارند که به هوا، نه به آب و نه به غذا (مقام معظم رهبری، 29/4/1388). بنابراین در سایه محیط سالم است که تمدن شکل میگیرد.
1-6) مجاهدت
بدون تردید پایهگذاری، تکوین و گسترش تمدنها فقط در پرتو تلاش مستمر انسانها میسر است و یکی از شاخصههای بارز تمدنها، تلاش و کوشش مستمر افراد آن است. در منابع اسلامی این تلاش مستمر مورد توجه تام قرار گرفته و از آن با عنوان مجاهدت یاد شده است که تأثیری بس عظیم در رشد و دوام تمدن اسلامی دارد. این مجاهدت مختصات مربوط به خود را دارد که در هیچ تمدنی مسبوق به سابقه نیست. این واژه در فرهنگ قرآنی نیز مورد توجه قرار گرفته و در مقاطع مختلف دستور به مجاهدت در همه امور داده است. چنانچه مفسران واژه جهاد در آیه «فَلَا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کبِیرًا» (فرقان/52) را به معنی مجاهدت علمی دانستهاند (طبرسی، 1360، ج 17، ص 26؛ ابن کثیر، 1419، ج 6، ص 106؛ الوسی، 1415، ج 10، ص 32؛ طباطبایی، 1374، ج 14، ص 582). بر این اساس در بیان مقام معظم رهبری، واژه مجاهدت واژهای استراتژیک است که با توجه به آثار عمیق آن در رشد و دوام تمدن نوین اسلامی، در مناسبتهای مختلف همه را به مجاهدت در همه امور دعوت کردهاند. ایشان با استناد به آیه «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» (عنکبوت، 69) معتقدند که در صورت مجاهدت، حصول موفقیت و دریافت تأییدات الهی قطعی است. در دیدگاه حضرت آیتالله خامنهای مجاهدت فوق با تلاش معمولی بسیار تفاوت دارد که اصلیترین تفاوت آن با تلاش معمولی با استناد به آیه فوق، موضوع مهم اخلاص است (مقام معظم رهبری، 22/3/1383 و 14/12/1391). در آیه فوق با توجه به قید «فِینَا» و تأکید «لَنَهْدِینَّهُمْ» به صراحت درباره همه امور جهادی که در جهت رضای الهی باشد، وعده موفقیت قطعی و نصرت الهی داده شده است. بنابراین به اعتقاد معظم له، مجاهده یکی از ارکان شکلگیری تمدن اسلامی است. ایشان معتقدند برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی باید جهاد کرد. جهاد اکبر، مبارزه با نفس و جهاد اصغر، مبارزه با دشمن خارجی و استکبار جهانی است. مقام معظم رهبری با مطرح کردن جهاد سیاسی، جهاد اقتصادی و جهاد علمی، مسلمانان را تشویق به مجاهدت میکند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در اندیشه آن حضرت، جهاد در همه زمینهها موجب پیشبرد اهداف متعالی میشود و در مقابل دشمن عقبنشینی نمیشود. ایشان در دیدار مسئولان کشور در روز عید مبعث در سال 1390 در خصوص مجاهدت و میفرمایند: «اسلام این توانایی را داشت و دارد که بشریت را به سعادت برساند، به کمال برساند و از لحاظ مادی و معنوی او را رشد دهد. این پایههایی که پیغمبر گذاشتند - پایه ایمان، پایه عقلانیت، پایه مجاهدت، پایه عزت - پایههای اصلی جامعه اسلامی است» (مقام معظم رهبری، 9/4/1390 و 29/8/1392).
1-7) حکومت مردمی
در اندیشه رهبر معظم انقلاب، مردم نقشی بیبدیل در تمدن اسلامی دارند. ایشان ضمن تبیین شاخصههای بارز مکتب سیاسی امام خمینی (ره) از مردم به عنوان عامل شاخص یاد میکند که مورد توجه تام امام بوده است. در مکتب سیاسی امام و رهبری، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه ارزشمندی و کرامت داشتن این است که در اداره سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسی ایفا کند. از این رو، مردمسالاری در مکتب سیاسی امام که از متن اسلام گرفته شده است، مردمسالاری حقیقی است؛ مانند مردمسالاری امریکایی و امثال آن، شعار و فریب و اغواگری ذهنهای مردم نیست. مردم با رأی، اراده، خواست و با ایمان راه و مسئولان خود را نیز انتخاب میکنند. مقام معظم رهبری اوج مردمی بودن حکومت امام (ره) را در به رأی گذاشتن قانون اساسی در اوایل انقلاب میدانند و معتقدند که رأی مردم تعیینکننده است و این به دلیل کرامت آنهاست که به واسطه دین از ناحیه خداوند متعال به آنان واگذار شده است. در مکتب سیاسی امام و رهبری، مردمسالاری از متن دین برخاسته است. از «امرهم شوری بینهم» (شورا / 38) و «هو الّذی ایدک بنصره و بالمؤمنین» برخاسته است (بیانات مقام معظم رهبری، 14/8/1383).
1-8) پرهیز از تحجر
متحجر کسی است که در مقابل نوآوری و تحول انعطاف نشان نمیدهد و اندیشههای همسو با اندیشه خود را میپذیرد و از پذیرش اندیشه دیگران اجتناب میورزد (مروتی، 1391: 159). تحجر یکی از موانع و بازدارندههای جدی نوآوری و شکوفایی در تمدن نوین اسلامی است که باید به شدت از آن پرهیز کرد؛ زیرا ما هر روز شاهد تحول در حوزههای مختلف زندگی هستیم. در تاریخ اسلام خوارج اوّلین گروهی بودند که به تحجر و مطلقانگاری مبتلا شدند. امام علی(ع) با تعابیر تندی درباره آنها فرمودند: «من میکوشم که دردها را با شما درمان کنم، در حالی که شما خود درد بیدرمان شدهاید. کسی را مانند شدهام که خار در پایش خلیده است و او ناگزیر است با کمک خاری دیگر، خار را از پای بیرون کشد؛ و حال اینکه میداند آن خار در جای خار اول بشکند» (نهجالبلاغه، خطبه 120). خطر تحجر و قشرینگری در تمدن نوین اسلامی به میزان بسیاری مورد توجه مقام معظم رهبری قرار دارد و معظمله مدام بر تولید فکر و نوآوری در تمامی زمینهها تأکید اساسی دارند. ایشان دو عنصر اساسی را در ایجاد تمدن اسلامی، همانند سایر تمدنها لازم میداند: یکی تولید فکر، دیگری پرورش انسان. رهبر انقلاب ضمن حمایت از طرح الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت آن را نیازمند جرأت، شجاعت و انگیزه بسیار قوی میداند که در این میان فکر و اندیشه، روح اصلی این حرکت است. «باید در طراحی الگوی اسلامی– ایرانی پیشرفت، بر چهار حوزه فکر، علم، معنویت و زندگی تأکید شود که در این میان، موضوع «فکر» بنیانیتر از بقیه حوزهها است. همچنین ایشان درباره برتری فکر اسلامی میگویند: «خود فکر اسلامی مثل یک دریای عمیق است؛ یک اقیانوس است. هر کس که لب اقیانوس رفت، نمیتواند ادّعا کند که اقیانوس را شناخته است. هر کس هم که نزدیک ساحل پیش رفت یا چند متری در آب در یک نقطهای فرو رفت، نمیتواند بگوید اقیانوس را شناخته است. سیر در این اقیانوس عظیم و رسیدن به اعماق آن و کشف آن کاری است که همگان باید انجام دهند؛ کاری است که در طول زمان باید انجام شود. تولید فکر در هر زمانی متناسب با نیاز آن زمان از این اقیانوس عظیم معارف ممکن است (بیانات مقام معظم رهبری، 14/12/1391 و 14/07/1379).
1-9) ایجادرفاه عمومی
از دیگر شاخصههای تمدن اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری، ایجاد رفاه عمومی برای مسلمانان به نحوی عادلانه است. ایشان در بیانات خود به این موضوع مهم توجه بسیاری داشته و به مسئولان کشور و حاکمان اسلامی توصیه نموده است که برای آسایش، امنیت روحی و روانی و اقتصادی مردم باید بیشتر تلاش کنند. بدون شک رفاه عمومی از لوازم و زمینههای شکل گیری تمدنهاست است، بنابراین در اندیشه معظم له این امر مهم - که در اسلام نیز به آن توجه ویژه شده – مورد تأکید قرار گرفته است. به اعتقاد ایشان، مسلک اقتصادی اسلام خاص و فقط در اسلام وجود دارد [Z4] و آن این است که سیاست کلی اقتصاد باید ایجاد رفاه عمومی و عدالت اجتماعی در بین تک تک افراد جامعه باشد. حضرت آیتالله خامنهای در تبیین سیاستهای اقتصاد مقاومتی، به رفاه عمومی [Z5] بیاناتی فرموده و آن را مورد توجه قرار داده است. به اعتقاد ایشان «در واقع مؤلفههای این مجموعه مسئله ایجاد تحرک و پویایی در اقتصاد کشور و بهبود شاخصهای کلان است؛ از قبیل رشد اقتصادی، تولید ملی، اشتغال، کاهش تورم، افزایش بهرهوری، رفاه عمومی ...» (بیانات مقام معظم رهبری، 12/5/1372 و 20/12/1392).
1-10) استقرار عدالت
عدالت که از اصول دین است، یکی دیگر از شاخصههای عمده تمدن اسلامی است. قرآن به عدالتورزی امر میکند. «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ» (نساء، 135). در جایی دیگر غایت ارسال پیامبران را اقامه عدالت معرفی میکند. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَ الْمیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید، 25). در این آیه عدالت را وصف کل مردم آورده است که خود دلیل اهمیت بسیار حضور روح عدالتورزی در تمدن اسلامی است. در تاریخ یکی از عوامل اصلی زوال تمدنها ظلم بوده است که نقطه مقابل عدالت است. بر این اساس در اندیشه مقام معظم رهبری، زوال تمدّنها معلول انحرافهاست و تمدّنها بعد از آنکه به اوج میرسند، به دلیل ضعفها و خلأها و انحرافهای خود رو به انحطاط میروند و اکنون نشانه این انحطاط در تمدّن غربی قابل مشاهده است. به طوری که تمدّن علم بدون اخلاق، مادیت بدون معنویت و دین و قدرت بدون عدالت است. معظم له در جایی دیگر از عدالت اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین و اصلیترین خطوط در مکتب سیاسی امام یاد میکنند و معتقدند که باید عدالت اجتماعی و پُر کردن شکافهای طبقاتی در همه برنامههای حکومت، در قانونگذاری، در اجرا، در قضا مورد نظر و هدف باشد. به اعتقاد ایشان اگر ما بگوییم کشور را ثروتمند میکنیم، امّا ثروتها در گوشهای به نفع یک عده انبار شود و عده کثیری از مردم نیز دستشان خالی باشد، با مکتب سیاسی امام نمیسازد. پُر کردن شکاف اقتصادی در بین مردم و رفع تبعیض در استفاده از منابع گوناگون ملی در میان طبقات مردم، مهمترین و سختترین مسئولیت است و همه برنامهریزان، قانونگذاران، مجریان و همه کسانی که در دستگاههای گوناگون مشغول کار هستند، باید این موضوع را مورد توجه قرار دهند و یکی از مهمترین شاخصهای حرکت خود به حساب آورند. ایشان در تبیین سیاستهای اقتصاد مقاومتی درباره عدالت اجتماعی میفرمایند: «از همه این شاخصها مهمتر، شاخص کلیدی و مهم عدالت اجتماعی است. یعنی ما رونق اقتصادی کشور را بدون تأمین عدالت اجتماعی به هیچ وجه قبول نداریم و معتقد به آن نیستیم. کشورهایی هستند که شاخصهایشان خیلی خوب است، مطلوب است، رشد اقتصادیشان خیلی بالا است؛ لکن تبعیض، اختلاف طبقاتی، نبود عدالت در آن کشورها محسوس است؛ ما این را به هیچ وجه منطبق با خواست اسلام و اهداف جمهوری اسلامی نمیدانیم. بنابراین یکی از مهمترین شاخصهای ما، شاخص عدالت اجتماعی است. باید طبقات محروم از پیشرفت اقتصادی کشور به معنای واقعی کلمه بهرهمند بشوند» (بیانات مقام معظم رهبری، 14/7/1379و 18/3/1383 و20/12/1392).
1-11) دوری از اقتصاد مبتنی بر ربا و تکاثر
در حدود نهصد آیه از قرآن، مباحث و مسائل اقتصادی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مطرح شده است. در قرآن، اهداف اقتصادی (مانند عدالت اقتصادی، فقرزدایی و غیره) مبانی اقتصاد (پایانناپذیری منابع)، محوریت انسان در منافع جهان، مالکیت حقیقی خداوند، تضمین روزی همگان، و اصالت آخرت، اصول اقتصادی (میانهروی تعاون، همراهی اقتصاد با ارزشهای الهی و اخلاقی و نفی ربا و غیره) و نیز نظریهپردازی اقتصادی (تأثیر امور معنوی در رشد اقتصادی و غیره) مطرح شده است (رضایی، 1390: 11). با توجه به آیات قرآن، اقتصاد و جمعآوری ثروت و ویژهخواری، هدف نیست، بلکه مقدمه رسیدن به اهداف عالی است. «ای اهل ایمان! یقیناً بسیاری از عالمان یهود و راهبان، اموال مردم را به باطل میخورند و همواره [مردم را] از راه خدا باز میدارند؛ و کسانی را که طلا و نقره میاندوزند و آن را در راه خدا هزینه نمیکنند، به عذاب دردناکی مژده ده» (توبه، 34). از دیدگاه قرآن، سرمایه وسیله تولید و کار است. از این رو نباید به صورت گنج ذخیرهسازی شود یا وسیله رباخواری شود که مانع رشد اقتصادی است. «ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید، و اگر مؤمن هستید آنچه را از ربا [بر عهده مردم] باقیمانده رها کنید. و اگر چنین نکردید به جنگی بزرگ از سوی خدا و رسولش [بر ضد خود] یقین کنید» (بقره، 279-278). مقام معظم رهبری به بحث اقتصاد سالم در تمدن نوین اسلامی عنایت دارند و از اقتصاد مبتنی بر ویژهخواری و ربا و تکاثر که آفت رشد اقتصادی است، به شدت نهی میکنند و پیوسته به قوه قضاییه درباره مقابله با ویژهخواری و رانتبازی، و به دولتها در خصوص پیگیری اجرای سیاستهای اقتصاد سالم تذکر میدهند. دلیل توجه بسیار به مبانی اقتصاد و مسائل پیرامون آن به منابع اسلام باز میگردد. به اعتقاد معظمله دو پایه اقتصاد اسلامی عبارتاند از: «افزایش ثروت ملی» که کشور اسلامی باید کشور ثروتمندی باشد و اهداف والای خودش را در سطح بینالمللی پیش ببرد. پایه دوم، «توزیع عادلانه و رفع محرومیت در جامعه اسلامی» است» (بیانات مقام معظم رهبری، 13/11/1385). تز اقتصاد مقاومتی از سوی رهبر انقلاب و تحمل آن توسط مردم ایران یکی از پارامترهای گسترش تمدن نوین اسلامی است.
2) شاخصههای نوین تمدن اسلامی
رهبر معظم انقلاب با درایت خویش و با درک مقتضیات زمان، همواره ضرورت توجه به مسائل نوین را در رأس برنامههای خود قرار داده است. یکی از آنها مسأله تمدن نوین اسلامی است که تحقق آن طبعاً ضرورت توجه به مسائل نوینی را میطلبد از جمله ابتکار و خلاقیت، توجه به رسانههای مدرن، هنر، سینما، بهبود روابط بینالملل، صدور احکام فقهی مناسب با نیازهای جدید بشری و غیره که به تناسب، این مسائل و دیدگاه معظمله درباره آنها را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
2-1) تلاش، کار وابتکار (خلاقیت)
اسلام هرگز کار و تلاش را جدا از پرستش و عبادت نمیداند. در این اندیشه انسان فعال مورد عنایت خداوند و اولیای او هستند و افرادی که از زیر کار شانه خالی میکنند، مورد طرد و لعن ایشان هستند. بر این اساس مقام معظم رهبری بیان کرده است: «کار به معنای وسیع کلمه، شامل کار یدی، کار جسمی، کار فکری و کار علمی و کار مدیریتی، در واقع محور پیشرفت و حرکت و حیات مستمر جامعه است. این را باید همه بدانیم. اگر کار نباشد، سرمایه، مواد و انرژی و اطلاعات، هیچ کدام برای انسان مفید نخواهد بود. کار است که مانند روحی میدمد در سرمایه، در انرژی، در مواد اوّلیه و آن را تبدیل میکند به یک موجود قابل مصرف تا انسانها بتوانند از آن استفاده کنند. ارزش کار اینهاست. در اسلام کار، عبادت و ارزش شمرده شده است». نکته مهم دیگر در بیان ایشان حضور کار و تلاش جمعی است که در کشور ما رضایتبخش نیست و جزء خصلتهای ملی ما نشده است و باید آن را درست کنیم. ایشان مدیران و بازوان فعال کشور را به کار فناوری، صنعت، کشاورزی و تولید و تکثیر ثروت ملی تشویق و ترغیب میکنند. در دیدگاه معظمله انجام کارها به بهترین نحو از مسائل فوق مهمتر است (بیانات مقام معظم رهبری، 10/2/1377 و 12/11/1388 و 22/3/1383). به اعتقاد ایشان در دنیای اقتصادی کنونی، فقط با کار و تلاش شبانهروزی و خلاقیت و ابداع و نوآوری میتوان تمدن نوین اسلامی را پیش برد.
2-2) رسانههای مدرن، هنر و سینما
مسجد در صدر اسلام به عنوان مهمترین رسانه جمعی و محل انتشار اخبار و عقاید محسوب میشد، بنابراین، در گسترش تمدن اسلامی نقش مؤثری را ایفا کرد. بعد از آنکه تمدن اسلامی با رکود مواجه شد، تمدن غربی در صنعت رسانههای جمعی به پیشرفتهای بزرگی نائل گردید. امروزه با وجود فناوریهای پیشرفته ارتباطی که غالباً از سوی تمدن غربی گسترش مییابد، فاصله زمانی و مکانی بین جوامع از بین رفته است و تمدن غربی از این طریق به دنبال نهادینه کردن سبک زندگی غربی و اشاعه زشتیها در میان سایر جوامع است. قرآن کریم درباره اشاعه زشتی در تمدن اسلامی این گونه هشدار داده است: «إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (نور،19)، «کسانی که دوست دارند کارهای بسیار زشت [مانند آن تهمت بزرگ] در میان اهل ایمان شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا [آنان را] میشناسد و شما نمیشناسید». از این رو، رسانههای مدرن و قوی برای مقابله با فرهنگ و سبک منحرف غربی و نیز برای صادر نمودن ارزشها و مبانی اسلام در تمدن نوین اسلامی ضروری و اجتنابناپذیر است. به همین دلیل مقام معظم رهبری در مناسبتهای مختلف بر تقویت رسانههای مدرن در تمدن نوین اسلامی تأکید میکنند و در خصوص هجمه رسانهای تمدن غربی هشدار میدهند. برای مثال اصطلاح «جنگ نرم» در نگاه معظمله بیانگر هجوم بیامان رسانهای تمدن غربی برای استحاله فرهنگی کشورهای مسلمان و حتی سایر کشورها است.
ایشان درباره سوءاستفاده گسترده غرب از ابزار هنر به ویژه هنرهای نمایشی و سینما میفرمایند: «سیاستمداران غربی با استفاده از این روش، به دنبال سلیقهسازی و ترویج سبک زندگی غربی در سایر جوامع هستند». ایشان همچنین درباره اهمیت صنعت فیلمسازی برای انتقال فرهنگها بحث میکنند که تمدن غربی به اهمیت آن پی برده است و اکنون در حال پیادهسازی نیات درونی خود برای تسلط بر سایر فرهنگها هستند و در این کار بر اساس کار کارشناسی و با استفاده از جامعهشناسان، روانشناسان و مورخان، ضعفهای ملتها بهویژه ملتهای اسلامی را بررسی میکنند. همچنین با شناخت راههای تسلط بر آنها، ساخت فیلمهای خاصی را به فیلمسازان سفارش میدهند که در این زمینه همه مسئولان و مردم باید از فرهنگ اصیل خود و کشور مراقبت کنند (بیانات مقام معظم رهبری، 22/3/1383).
2-3) بهبود روابط بینالملل
ارتباطات بین جوامع در دنیای کنونی بسیار پیچیده شده است و جوامع به ناچار با یکدیگر دارند. علت این موضوع این است که جمعیت جهان و نوع نیازهای بشری دچار تغییرات اساسی شده است. در تمدنهای گذشته به علت محدودیت جمعیت و نیازهای آنان، اگر تمدنی به هر دلیلی با سایر تمدنها ارتباط نداشت، شاید دچار اختلالهای شدید در میان جامعه نمیشد. زیرا ارتباط جوامع با یکدیگر کم و در حد معاملات پایاپای بود. امّا در دنیای کنونی وضعیت برعکس شده و میزان ارتباط جوامع با یکدیگر بسیار افزایش یافته است و بسیاری از صاحبان قدرت از این طریق بر سایر ملتها تأثیر میگذارند. برای مثال در صنعت نفت که موضوعی جهانی است، منافع همه کشورها آنچنان درهمتنیده شده است که با کوچکترین اتفاقی در جهان، بازار آن دچار نوسان میشود. بر این اساس در تمدن نوین اسلامی به دو دلیل به روابط با سایر تمدنها نیاز است: موضوع اوّل همان بحث رفع نیازهای افراد جامعه است؛ زیرا ممکن است در تمدن اسلامی کالایی به اندازه رفع نیاز داخلی وجود نداشته باشد و از طریق این رابطه، به جبران آن کمبود پرداخت. امّا موضوع دوم که از طریق روابط بینالملل باید آن را مورد توجه قرار داد، موضوع انتقال مبانی نظری انسانساز و جامعهساز اسلام است تا بدین وسیله مقدمه ظهور منجی عالم بشریت فراهم شود. همان ذخیره الهی که تمدن نوین اسلامی را تا درجه اعلایش پیش خواهد برد. مقام معظم رهبری با تأسی بر مبانی فکری و معرفتی امام خمینی (ره) بر دیپلماسی بینالمللی در تمدن نوین اسلامی تأکید دارند. ایشان از جهانی بودن مکتب سیاسی امام خمینی (ره) یاد میکنند که به دنبال صادر نمودن استقلال و عزت انقلاب اسلامی ایران به سایر کشورها بود. به اعتقاد ایشان نوع صدور پیام مکتب اسلام توسط امام (ره) به بشریت با آنچه آمریکا و سایرین با زور و توسل به بمب اتم به دنبال آن هستند، بسیار تفاوت دارد. در مکتب سیاسی، امام فکر درست و سخن جدید خود را با تبیین در فضای ذهن بشریت رها میکند. معظمله حرکتهای پدید آمده در فلسطین و سایر کشورها را تحت تأثیر پیام جهانی انقلاب اسلامی ایران میداند که توسط بنیانگذار انقلاب در پیکره تاریخ تنیده شده است. به همین جهت موضوع فلسطین در اندیشه ایشان، موضوعی شخصی بین فلسطین و اسرائیل نیست، بلکه به همه مسلمانان مربوط میشود (بیانات مقام معظم رهبری، 18/03/1383).
2-4) صدور احکام فقهی متناسب با نیازهای نوین بشر
دین اسلام که به عنوان دین خاتم معرفی شده است (احزاب، 40) باید برای هر مسئله جدیدی که در تمدن نوین اسلامی در خصوص نیازهای بشر مطرح میشود، راهکار داشته باشد و این امر به جامعیت قوانین اسلام باز میگردد. مقام معظم رهبری نیز بر این نکته تأکید دارند که در حوزههای علمیه باید افرادی مسلط به دانشهای مورد نیاز برای پاسخگویی به نیازهای جدید پرورش یابند. وی میفرمایند: روزی که در جامعه و کشور ما صد نفر، پانصد نفر، هزار نفر شخصیت روحانی مانند امام وجود داشته باشند، شما ببینید چه حرکت عظیمی در این جامعه به وجود خواهد آمد. وقتی در جامعه ما صدها نفر شخصیت دارای دانش دین و مسلط بر منطق و استدلال دینی در فلسفه و کلام و فلسفه جدید و محاجه با شبههافکنان وجود داشته باشند، ببینید چه اتفاق عظیمی در جامعه میافتد. وقتی به وسیله همین مجموعه، هزاران کتاب، مجله و مقالههای علمی در سطح دنیا با زبانهای مختلف منتشر شود، شما ببینید چه خورشید فروزانی از این نقطه عالم بر همه فضای فکری جهان بشری پرتو خواهد افکند. تحقق همه این امور میسر است (بیانات مقام معظم رهبری، 22/3/1385).
نتیجهگیری
مقام معظم رهبری در تعریفی کلی، شاخصه تمدن اسلامی را بهرهمندی انسانها از همه ظرفیتهای مادی و معنوی میدانند که خداوند برای تأمین سعادت و تعالی آنان، در عالم طبیعت و در وجود خود آنان تعبیه کرده است. از جمله شاخصههای تمدن اسلامی که اندیشمندان و مورخان اسلامی در تاریخ اسلام بیان کردند و مقام معظم رهبری به شیوه منسجمتری درباره آنها سخن گفتند، عبارتاند از محوریت قوانین قرآنی، خردورزی، علم، اخلاق، مجاهدت در راه خدا، حکومت مردمی، پرهیز از تحجر، ایجاد رفاه عمومی، استقرار عدالت، دوری از اقتصاد مبتنی بر ربا و تکاثر. اما معظم له با درایت خویش و با درک مقتضیات زمان، مسأله تمدن نوین اسلامی را با مؤلفههای جدیدی مانند ابتکار و خلاقیت، توجه به رسانههای مدرن، هنر، سینما، بهبود روابط بینالملل و صدور احکام فقهی متناسب با نیازهای جدید بشری را مطرح نمودند تا تمدن اسلامی پویا شود و در رقابت با دنیای مدرن غرب باقی بماند و پویایی خود را حفظ کند. به اعتقاد معظمله گسترش تمدن نوین اسلامی به همت و خرد دستهجمعی نیاز دارد که در سایه وحدت، انضباط، کار، تلاش، ایمان به خدا، خلاقیت، عقلانیت، توانایی علمی و داشتن رسانههای قوی به وجود میآید.
منابع
- قرآن کریم، ترجمه مهدی الهی قمی: تهران، انتشارات پیراسته.
- نهجالبلاغه، (1386)، ترجمه حسین انصاریان، تهران: پیام آزادی.
- آدمی، ابرقویی، (1387)، درآمدی بر دانشگاه تمدن ساز اسلامی؛ بایستههای نظری، مقدمه: محمدباقر، - خرمشاد، تهران: انتشارات دفتر برنامه ریزی و مطالعات فرهنگی.
- ابن کثیر، اسماعیل عمرو، (1419ق)، تفسیر القرآن العظیم، جلد 6، تحقیق: محمد حسین شمسالدین، بیروت: دارالکتب العلمیه.
- ابن منظور، محمد بن مکرم، (1414ق)، لسانالعرب، چاپ سوم، بیروت: دار صادر.
- ابنخلدون، عبدالرحمن، (1375)، مقدمه؛ ترجمه محمدپروین گنابادی، چاپ هشتم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
- اصفهانی، حسین بن محمد، (1415ق)، المفردات فی غریب القرآن، دمشق: دارالعلم الدار الشامیه.
- اکبری، مرتضی، (1390)، درآمدی بر آموزش در اسلام و ایران. ایلام: جوهر حیات.
- امام خمینی (ره)، سید روح الله، (1377)، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره.
- ـــــــــــــــــــــــــــــ، (بی تا)، تقریرات فلسفه، مقرر سید عبدالغنی اردبیلی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام.
- الوسی، سیدمحمود، (1415 ق)، روحالمعانی فی تفسیر القرآن العظیم، جلد 10، تحقیق: علی عبدالباری عطیه، بیروت: دار الکتب العلمیه.
- بابایی، حبیباله، (1390)، تمدن و تجدد، قم: پژوهشگاه علوم فرهنگ اسلامی.
- بخاری، ابوعبدالله محمدبن اسماعیل بن ابراهیم، (1981م)، صحیح بخاری، جلد 1، ترکیه: انتشارات معاصر استانبول.
- حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنهای(دام عزّه العالی)، بیانات، (بر گرفته از سایت www.khamenei.ir)
- جان احمدی، فاطمه، (1388)، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، تهران: انتشارات نشر معارف.
- جعفری، علامه محمدتقی، (1373)، فرهنگ پیرو، فرهنگ پیشرو، جلد 6. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
- حرّانی، شیخ ابو محمّد، (1387)، تحف العقول عن آل الرّسول، ترجمه صادق حسن زاده، چاپ دهم، قم: انتشارات آل علی.
- حسن، ابراهیم حسن، (1386)، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ دوم، تهران: انتشارات بدرقه جاویدان.
- دیلمی، احمد و مسعود آذربایجانی، (1384)، اخلاق اسلامی، قم: معارف، ویراست دوم.
- رضایی اصفهانی، محمدعلی، (1390)، مقاله: قرآن و اقتصاد، پژوهشنامه معارف قرآن کریم، تابستان1390، شماره 11.
- زرین کوب، عبدالحسین، (1384)، کارنامه اسلام، چاپ نهم، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر.
- سپهری، محمد، (1385)، تمدن اسلامی در عصر امویان، تهران: نورالثقلین.
- طباطبایی، محمدحسین، (1374)، المیزان فی تفسیر القرآن، جلد، 3 و 14، ترجمه: موسوی همدانی - سید محمد باقر، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم.
- طبرسی، فضل بن حسن، (1360)، مجمعالابیان فی تفسیر القرآن، جلد 17، مترجمان، تحقیق: رضا ستوده، تهران: فراهانی.
- عمید، حسن، (1389)ف فرهنگ فارسی عمید، جلد اول،تهران: انتشارات اشجع.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، (1410ق)، العین، چاپ دوم، قم: انتشارات هجرت.
- فوزی، یحیی و صنم زاده، محمود رضا، (1391)، «تمدن اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)»، فصلنامه علمی – پژوهشی تاریخ و فرهنگ تمدن اسلامی، سال سوم، شماره 9.
- فیضکاشانی، محمدحسن بنالشاه مرتضی، (1361)، کتابالعلم (ارزش دانش و دانشمند در اسلام)، ترجمهٔ اسدالله ناصح، بی نا.
- قربانی، زین العابدین، (1370)، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، تهران: انتشارات دفتر فرهنگ اسلامی.
- قرشی، علی اکبر، (1386)، قاموس قرآن، چاپ پانزده، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
- کلینی رازی، ابوجعفر محمدبن یعقوب بن اسحاق، (بی تا)، اصول کافی، جلد، 1 و 2، تعلیقات محمد آخوندی، تهران: حیدری.
- لوکاس، هنری، (1384)، تاریخ تمدن، جلد 1، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، چاپ ششم، تهران: سخن.
- مجلسی، علامه محمدباقر، (بی تا)، بنادرالبحار، (بحارالانوار)، جلد1، ترجمه علی نقی فیض الاسلام اصفهانی، تهران: انتشارات فقیه.
- مدیریت حوزه علمیه قم، (1383)، درآمدی بر آزاد اندیشی و نظریه پردازی در علوم دینی، قم: انتشارات مرکز حوزه علمیه قم.
- مروتی، سهراب و فرشته دارابی، (1392)، «واکاوی بازدارندههای فردی خلاقیت در سبک زندگی اسلامی با رویکردی بر قرآن کریم و حدیث»، مجموعه مقالات برگزیده هفتمین همایش بینالمللی پژوهشهای قرآنی 92، تهران: انتشارات اسوه.
- مصطفوی، حسن، (1360)، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
- معینی پور، مسعود و رضا لک زایی، (1391)، «ارکان امت واحده و تمدن اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری»، فصلنامه علمی – پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی، سال نهم، شماره 28.
- ولایتی، علی اکبر، (1384)، پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، جلد 1، چاپ سوم، تهران: وزارت امور خارجه.
تازههای بیانیه گام دوم انقلاب
یکی از دشواریهای حرفهی روزنامهنگاری بهویژه در برخی موارد، تشخیص اولویتها و تفکیک موضوعات اصلی از موضوعات حاشیهای و فرعی است. دشواری این مسأله آنگاه که دشمنان آگاه و دوستان غافل دست بهکار شوند، بیشتر و پیچیدهتر هم میشود. این روزها از جمله همان مقاطع است! روزهایی که مسائلی اصلی همچون سفر بسیار مهم و معنیدار بشار اسد به تهران و مشکلات جدی حوزه زندگی و معیشت مردم تحت تأثیر اقدامات و سخنان نسنجیدهی برخی قرار میگیرد و به حاشیه میرود.
اما فراتر از این موضوعات میخواهم یکبار دیگر به بیانیه بسیار مهم رهبر حکیم انقلاب اسلامی با عنوان «بیانیه گام دوم انقلاب» بپردازم. برخی تازههای «بیانیه گام دوم انقلاب» موضوعی است که در این نوشتار به آن میپردازم. علاوهبر عنوان «بیانیه» که خود از سوی رهبری تازگی دارد و بیانگر اهمیت، جامعیت و فشردگی این متن است.
اولین نکته تازه در این بیانیه، جمع شدن یکجای مجموعهای شامل نگاه تاریخی، توصیف وضع موجود، نشان دادن چشمانداز، راه نیل به چشمانداز و موتور محرک و پیشران حرکت به سمت چشمانداز است.
اگر چه فرازهایی از این بیانیه پیش از این، در بیانات معظمله مسبوق به سابقه است، لیکن چنین مجموعه مدون، جامع و یکدستی برای اولین بار است که منتشر شده است.
دومین نکته بدیع در این بیانیه، اشاره به سه مرحله خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی بهعنوان مراحل سهگانهای است که در گام اول نیز وجود داشته و الآن وارد دومین مرحله آن میشویم.
سومین نکته تازه و مهم در بیانیه گام دوم انقلاب، تصریح به جهانیبودن فرآیند گام دوم است که نسل جدید باید خود را برای آن آماده کند.
خبر از نزدیک بودن زمان احتضار ابرقدرت غرب، چهارمین نکته تازه در این بیانیه است.
آیتالله خامنهای پیش از این درباره افول ابرقدرتی آمریکا سخن گفته بودند؛ اما خبر از نزدیک بودن زمان احتضار برای اولینبار است که به این صراحت مطرح شده و تداعیکننده پیشبینی حضرت امام روحالله رحمهاللهعلیه درباره شنیدن صدای شکسته شدن استخوانهای مارکسیسم بود!
پنجمین نوآوری متن بیانیه گام دوم انقلاب، اشاره به شعارهای فرانسلی و فرامرزی انقلاب و به تعبیر خود بیانیه جهانی بودن شعارهای انقلاب اسلامی ایران است.
ششمین نکته تازه و پراهمیت این بیانیه، یاد کردن از «نظام انقلابی» بهعنوان یک نظریه و تأکید بر دفاع ابدی از این نظریه بود.
هفتمین نکته تازه و جذاب و روشنگرانه، دو قطبیهایی بود که رهبر حکیم انقلاب در وصف انقلاب اسلامی به آنها اشاره کردند.
«دارای انعطاف و آماده تصحیح خطاهای خویش، اما تجدیدنظر پذیر و اهل انفعال نبودن»، «حساسیت مثبت نشان دادن به نقدها؛ اما فاصله نگرفتن از ارزشها»، «متحجر و فاقد احساس و درک نبودن نسبتبه پدیدهها و موقعیتهای نو؛ اما بهشدت حساس بودن در برابر اصول خود و مرزبندی با رقیبان و دشمنان» و «قدرتمند اما مهربان و با گذشت و حتی مظلوم» از جمله دوقطبیهای مذکور است.
«ایران اسلامی بزرگ» که به گمان نویسنده تعبیر دیگری از «تمدن نوین اسلامی» است و «آغاز شدن انقلاب اسلامی از نقطه صفر» تعابیری جدید و هشتمین نکته تازه در بیانیه مذکور است.
تصریح به قطببندی جدید جهانی پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران، ابتدا به سه قطب و اکنون «اسلام و استکبار» نیز نکته تازه دیگری در این بیانیه است.
دهمین نکته تازهای که در این مجال به آن اشاره میکنم، تصریح به مشکلات و خسارات ناشی از بیتوجهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی از سویی و تأکید بر این نکته است که اگر این غفلتها و بیتوجهیها نبود، «بیشک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمیداشت.»
تغییر چالشهای انقلاب اسلامی که حاکی از پیشرفت چشمگیر انقلاب اسلامی و پسرفت و شکست استکبار است، یازدهمین نکته تازه این بیانیه است.
«دشوار نبودن ادامه مسیر انقلاب به اندازه دشواری گذشته»، «طهارت اقتصادی شرط مشروعیت همه مقامات جمهوری اسلامی»، «تعبیر خونآورد به جای دستاورد» و «جهاد امیدواری» چهار نکته و تعبیر تازه و ابتکاری دیگر در بیانیه گام دوم انقلاب است.
نکاتی که هر کدام موضوع و سوژهای پراهمیت و جذاب برای بحث و گفتوگو، تعمق و اندیشیدن و گفتن و نوشتن است.
یکبار دیگر تأکید میکنم باید از تبدیل این بیانیه به یک متن تشریفاتی و بالادستی بهشدت مراقبت کرد و مطالبه از همه مخاطبان این بیانیه برای اجرا و عملیاتی کردن آن باید در دستور کار ثابت همه علاقهمندان به تحقق «ایران اسلامی بزرگ» باشد.
مهدی فضائلی تحلیلگر مسائل سیاسی و کارشناس حوزهی رسانه
نگاه فرابخشی و فرآیندی در بیانیه گام دوم
تصویر کلان از دستاوردهای انقلاب
نگاه فرابخشی در اقتصاد و سیاست
نگاه فرآیندی و پر کردن فاصله واقعیتها و بایدهامفاهیم اساسی در سیاست خارجیِ «نظام انقلابی»
هدف دشمن: انقلابزُدایی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی
بیانیهی رهبر معظم انقلاب اسلامی با عنوان «گام دوم انقلاب» در ابعاد مختلف به مسالهی سیاست خارجی و روابط بینالملل میپردازد. برخی از این ابعاد مربوط به سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و برخی دیگر به نوع تحولات و پویشهای راهبردی در محیط بینالملل اشاره دارد. فهم نوع ادراک رهبر انقلاب از فرآیند تحولات از گذشته تا آینده، برای هر صاحبنظری دارای اهمیت راهبردی است.
برای تبیین بهتر چیستی و علل رویکرد سیاست خارجی طرح شده در گام دوم انقلاب باید به این نکته توجه کرد که اکنون پس از چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی، همچنان مسالهی غرب بهخصوص آمریکا، «اصلِ انقلاب» است. به عبارت دیگر، آمریکا نه تنها با انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن یعنی جمهوری اسلامی کنار نیامده بلکه آن را تهدید نیز تلقی میکند. در دورهی ترامپ بیشترین حملات علیه «ماهیت و اصول انقلابی» کشور انجام شده است. گروه اقدام ایران که مستقر در وزارت خارجهی آمریکاست، در گزارشی اعلام میکند ایران تنها حکومت انقلابی باقی مانده در روی زمین است که آمریکا باید کار آن را یکسره کند. در واقع مفهوم کلیدی سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال ایران انقلاب است و تمام خواستههای آنها از جمله شروط ۱۲ گانه پامپئو در قبال ایران نیز متمرکز بر همین کنار گذاشتن دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصههای مختلف است. به این ترتیب، راهکار مدنظر آمریکا برای عادی شدن ایران در محیط بینالملل، «انقلابزُدایی از جمهوری اسلامی» است. به عبارت دیگر، از منظر دشمن این انقلاب اسلامی است که ایران را حتی به لحاظ مادی، قدرتمند کرده است و رفع تهدید ایران تنها از طریق انقلابزُدایی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی میسر است. اینک با فهم این چارچوب میتوان به اهمیت تاکید رهبری بر مسالهی انقلاب و لزوم تداوم آن پی برد.
صرف گلایههای آمریکا از مخرب بودن انقلاب اسلامی برای منافع غرب، شاهدی بر درستی موضع رهبری است مبنی بر اینکه تاریخ چهل سالهی انقلاب بدون خیانت به آرمانها سپری شده است. ایشان در چند مورد تصریح میکنند که هدف انقلاب صرفا گرفتن حکومت نبوده و دغدغهی آن، برخلاف آنچه غربیها ترویج میدهند، صرفا بقای رئالیستی نیست. بلکه از آنجا که این حکومت مبتنی بر اسلام و مردم است صرف سلطه نه مشروعیت میآورد و نه مقبولیت.
* مفهوم راهبردیِ «نظام انقلابی»
از سوی دیگر، هم استراتژیستهای آمریکایی نظیر کسینجر و هم برخی از چهرهها و مسئولین غیرانقلابی کشور این جمله را تکرار میکنند که ایران باید بین دو گزینهی «دولت- ملت» بودن یا «نهضت انقلابی» بودن انتخاب کند. برخلاف این، بیانیه بر مفهوم راهبردیِ «نظام انقلابی» تاکید میکند. این دو با هم تناقضی ندارند چراکه اولی ساختار را نشان میدهد و دومی آرمان را. گرفتن انقلاب از جمهوری اسلامی به معنی گرفتن آرمان و هویت از آن است. امروز هیچ کشور مهمی در دنیا وجود ندارد که سیاست خارجیاش متاثر از آرمان و هویتش نباشد. به عبارت دیگر، این هویت است که حتی منافع را مشخص میکند. نظام انقلابی به معنی جستجوی واقعبینانهی آرمانهای یک ملت است. بد نیست کسانی که نقش هویت، آرمانها و ارزشها در سیاست خارجی ایران را نقد میکنند نگاهی به اسناد امنیت ملی آمریکا بیندازند چراکه همواره یک فصل از این اسناد به پیشبرد ارزشهای آمریکایی اختصاص دارد. نظام سیاسی بدون ارزش هرگز نمیتواند مولدِ «قدرت نرم» باشد و لذا هرگز نمیتواند داعیهی حرف جدید در روابط بینالملل را داشته باشد. فهم این مسائل نشان می دهد چرا تأکید بر عنصر انقلاب و چیستی معنای آن در عرصهی سیاست خارجی اهمیت دارد. به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی باعث پیشرفت و قدرتیابی جمهوری اسلامی شده و هرجا جمهوری اسلامی با مشکل مواجه شده است ناشی از عقبگرد و غفلت و دلزدگی مسئولین از انقلاب اسلامی بوده است. این مضمون چند بار در بیانیه مورد اشاره قرار گرفته است.
* مرزبندی با دشمن
مفهوم مهم دیگر در عرصهی سیاست خارجی، «مرزبندی با دشمن» است. این امر در ابتدا نیازمند پذیرش وجود دشمن و دشمنی است و ثانیا نیازمند مرزبندی با آن است. برخی در داخل قائل به وجود دشمن نیستند و علت مشکلات را سوءتفاهم معرفی میکنند و راهکار را گفتگو، تعامل و ادغام در غرب میدانند. برجام شاهد مثال خوبی بر بُطلان این فرضیه است. رهبر انقلاب ضمن اینکه قائل به گفتگو با دشمن دربارهی مشکلات حلشدنی است اما راهحل را ادغام در غرب نمیبیند و بر مرزبندی تأکید میکند. مرزبندی فقط در عرصهی هویت نیست بلکه یکی از کارکردهای آن اینست که منافع خود را بهتر تشخیص میدهید. اگر مرزبندی وجود نداشته باشد شاید حتی منافع دشمن را بهجای منافع خود تعریف کنند. نمونهی بارز کسی که با دشمن مرزبندی نکرد محمد مرسی رئیس جمهور مصر پس از بیداری اسلامی است که نهایتا با حمایت آمریکا از کودتا سرنگون شد.
* افول آمریکا و قدرتیابی فزاینده جمهوری اسلامی
مسالهی سوم مربوط به تحولات ژئوپلتیک است. رهبر انقلاب از بروز تحول در مناسبات جهانی و قرار گرفتن ما در یک نقطهی عطف تاریخی خبر دادهاند که این ارزیابی مورد تایید صاحبنظران و حتی سرویسهای اطلاعاتی از جمله جامعهی اطلاعاتی آمریکاست. بهعبارت دیگر همه بر این باورند که موقعیت کنونی ما شبیه دورانهای تاریخی کنگرهی وین در ۱۸۲۵، دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ و وقوع جنگهای جهانی و فروپاشی شوروی در ۱۹۸۹ است. این تحولات در منطقهی خاورمیانه در قالب بیداری اسلامی و پیامدهای آن و همچنین در قالب ناتوانی آمریکا از تمرکز و مدیریت منطقه خودنمایی میکند. دو عنصر کلیدی در این رابطه اهمیت دارد: اول ناکامی جریان و پروژهی سکولاریسم در خاورمیانه است که جریانهای اصلی فکری آمریکا اکنون به این مساله اشاره دارند و شکست دولتهای سکولار منطقه نیز نتیجهی آن شکست بزرگتر است. دوم رشد جمعیت مسلمانان در منطقه و جهان و گرایش فزایندهی مسلمانان به زندگی بر اساس شریعت است. اینها همه ارزیابیهایی هستند که دولتهای غربی نیز به آنها تصریح میکنند. این بستر نوظهور زمینهی قدرتیابی فزایندهی جمهوری اسلامی را فراهم آورده است. این فرآیندها به ضرر منافع راهبردی غرب هستند و لذا در اینجاست که معلوم میشود چرا آمریکا با انقلاب اسلامی همچنان مخالف است؟ یعنی هر دو عنصر انقلابی بودن و اسلامی بودن.
* چرا در مورد آمریکا حل هیچ مشکلی متصور نیست؟
حرکت انقلاب اسلامی نه تنها به راحتی می تواند منطقه را از دست آمریکا خارج سازد و منافع راهبردی واشنگتن و متحدانش را با چالش اساسی مواجه کند بلکه میتواند آثار جدیدی در عرصهی فرا منطقه داشته باشد. به همین دلیل است که بیانیهی رهبر انقلاب، گام دوم و مسیر پیشرو را در سطح بینالمللی تعریف میکند. جالب اینجاست که در حالیکه برخی در داخل با اتخاذ رویکرد تجدیدنظرطلبی این ایده را مطرح میکنند که اساسا انقلاب ایران، اسلامی نبوده است تحلیلگران غربی در باب چهل سالگی انقلاب تاکید آگاهانهای داشتند که این انقلاب، از اساس اسلامی بوده است و دیدگاه تجدیدنظرطلبان را رد میکردند. با خواندن این مقالات این سوال به ذهن متبادر میشود که علت تأکید دشمن بر اسلامی بودن انقلاب چیست؟
در پاسخ باید گفت هدف آنها این است که با افزایش فشار بر مردم و محاصرهی تبلیغاتی و ناکام نشان دادن انقلاب اسلامی این الگو را برای مردم منطقه شکستخورده نشان دهند. به عبارت دیگر، برای غرب واضح است که رشد اسلام و اسلامگرایی در جهان یک واقعیت است و راه مدیریت آن اینست که با تخریب الگوی ایران، اجازهی طی شدن مسیر انقلاب اسلامی ایران برای فرایندهای نوظهور در منطقه داده نشود. چنین درک راهبردی میتواند به این سوال نیز پاسخ دهد که چرا «در مورد آمریکا حل هیچ مشکلی متصور نیست و مذاکره با آن جز زیان مادی و معنوی ندارد.» علت این است که آمریکا اساسا با خود این هویت و موجودیت میتنی بر آن مشکل دارد نه صرفا با رفتارهای ما. مسالهی آمریکا با ایران، ماهیت ماست و تا زمانی که این نوع تفکر در آمریکا غالب است طبیعی است که کار آمریکا مشکلسازی برای ایران است نه حل مشکل.
نکتهی پایانی اینکه این بیانیه باید مورد توجه سیاستگذاران در عرصهی سیاست خارجی و امنیت ملی قرار گیرد. بر این اساس، باید طراحی برای گام دوم انقلاب مبتنی بر بازیگری در سطح بینالمللی و حفظ و پیشبرد هویت و آرمانهای انقلاب اسلامی در دستور کار قرار گیرد.































