Super User
مقاله بنياد هريتيج در خصوص لیبی
کارشناسان بنياد هريتيج همچنین نوشته اند :
گرچه قذافي هميشه خاري در چشم آمريكا بوده است، اما هيچ تضميني وجود ندارد كه جانشيني بهتر ازاو سركار بيايد. شناخت چنداني از كساني كه ممكن است در ليبي روي كار بيايند وجود ندارد.واشنگتن بايد مطمئن باشد كه ميتواند بر روي همكاري گروههاي موجود و دولت موقتي كه روي كار ميآيد حساب كند ؛ گفته ميشود كه نتايج درگيريهاي جاري به نفع آمريكا است .
حتي در صورت بركناري سرهنگ معمر قذافي از قدرت نيز وي نيروي نظامي كافي براي تثبيت موضع خود را دارد، و بعيد است كه با وجود فشار نيروی نظامی قدرتهاي غربي به سقوط رژيم خود تن دهد.
* آمريكا بهدنبال انتقام گرفتن از قذافي است
قذافي قبلاً عليه آمريكاييها دست به جنايت زده و آمريكا از نظر ملي علاقهمند گرفتن انتقام از وي است. در عين حال يك جنگ داخلي طولاني در ليبي خطر گسترش بيثباتي در سراسر منطقه و تشديد بحران انساني را بهدنبال دارد كه ميتواند تا نزديكي مرزهاي ناتو نيز پيش رود، و نيز ايجاد يك كشور شكست خورده و بيثبات ميتواند تبديل به پناهگاهي براي گروههاي تروريستي فراملي مانند القاعده شود.
اكنون زمان رهبري آمريكا است. كاخ سفيد بايد به جاي تصميمگيري در مورد ايجاد منطقه پرواز ممنوع و برنامههاي كوتاهمدت بايد به فكر تدوين يك استراتژي بلندمدت باشد. عليرغم ضرورت اقدامات كوتاهمدت آمريكا نبايد تنها به اين اقدامات بسنده كند. در عوض، اقدامات نظامي بايد بهمنظور پيشبرد اهداف استراتژيك بلندمدت، و بهعنوان اولين مرحله از تعامل طولاني مدت آمريكا در منطقه اجرا شود.
* آمريكا بهجاي حمله به ليبي كمك هاي بينالملي را به ليبي برساند
در روزهاي اخير وفاداران قذافي سعي كردهاند تا با كاهش روند مخالفتها، كنترل تاسيسات نفتي مهم و پايگاه هوايي بندر "برقع " را در دست گيرند. قيام اكنون بهنظر ميرسد به يك درگيري طولاني مدت تغيير شكل داده است. مهمترين اقدام، مقابله با بحران انساني ناشي از افزايش مهاجرت بيش از يكصد هزار پناهنده ليبيايي و بدتر از آن كمبود غذا و دارو در داخل كشور است. نيروي دريايي آمريكا ميتواند از امكانات لجستيك خود براي رساندن كمكهاي ضروري بينالمللي استفاده كند.
گرچه قذافي هميشه خاري در چشم امريكا بوده است، اما هيچ تضميني وجود ندارد كه جانشيني بهتر از سركار بيايد. شناخت چنداني از كساني كه ممكن است پس از آشوب بهوجود آمده در ليبي توسط ائتلافهاي گروههاي مخالف و يا رهبران سياسي فرصتطلب به روي كار بيايند وجود ندارد. ايالات متحده و متحدان آن بايد به سرعت شناخت خود را از شرايط گروههاي مخالف در ليبي افزايش دهند.
* ايجاد منطقه پرواز ممنوع نمي تواند باعث متوقف كردن قذافي شود
تحميل منطقه پرواز ممنوع متضمن توازن قدرت در برابر قذافي نيست. نيروهاي مسلح او، كه عمدتا بدون پشتيباني هوايي وارد عمل ميشوند، بيشترين قتل عام را در عمليات زميني و بدون هيچگونه تلفاتي انجام ميدهند. البته اين دليلي براي حذف منطقه پرواز ممنوع نيست. بلكه اقداماتي در جهت حفاظت از جان مردم بيگناه و كمك به نابودي اين رژيم نفرتانگيز نيز لازم است. اما هدف از اين ماموريت و امكانپذيري و تناسب آن بايد به وضوح بيان شود.
* واشنگتن بايد مطمئن باشد كه ميتواند بر روي همكاري گروههاي موجود و دولت موقتي كه روي كار ميآيد حساب كند
به تازگي در "بن غازي " اعلاميههايي ظاهر شده است، كه در آنها نوشته "نيازي به مداخله خارجي نيست. مردم ليبي ميتواند آنرا به تنهايي انجام دهند. " قبل از مداخله، واشنگتن بايد مطمئن باشد كه ميتواند بر روي همكاري گروههاي موجود و ترجيحا دولت موقتي كه توسط ايالات متحده و ائتلاف گستردهاي از كشورهاي ديگر به رسميت شناخته شده حساب كند. هنگامي كه يك دولت موقت برقرار و به رسميت شناخته شد، ايالات متحده بايد براي كمك به دولت موقت براي آزادسازي ليبي از دست رژيم قذافي حمايتهاي بين المللي را بسيج سازد.
* آمريكا نياز به حمايت سازمان ملل براي مداخله در ليبي دارد
واشنگتن همچنين بايد حمايت و كمكهاي غرب، جهان عرب و متحدان آفريقايي خود را نيز بهكار گيرد. الزاما نيازي به قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل متحد نيز وجود ندارد. اقدام بدون پشتوانه شوراي امنيت سازمان ملل دولت "كلينتون " در آزادسازي كوزوو از سلطه صربها، به مراتب موفقتر از مداخله سازمان ملل متحد براي حمايتهاي بشر دوستانه در فاجعه سومالي در سال 1993 بود. مهمتر از حمايت سازمان ملل متحد حمايت از مردم ليبي است، كه بايد قدرت تعيين سرنوشت خود را در دست گيرند.
* مبارزه بايد به دست مردم ليبي انجام شود و نه به نام آمريكا
واشنگتن پس از آن ممكن است اسلحه و مهمات و كمكهاي اقتصادي، سياسي و اطلاعاتي نيز در اختيار ليبي قرار دهد، اما اين مبارزه بايد تا جايي كه امكان دارد توسط خود مردم ليبي پيش برود. ايالات متحده و كشورهاي ديگر ميتواند براي كمك به دولت موقت در استفاده از جنگندههاي رها شده توسط رژيم در پايگاههاي هوايي شرق ليبي كمكهاي فني در اختيار آنها بگذارند. ايالات متحده همچنين بايد از ورود جنگجويان و تسليحات خارجي براي تقويت رژيم قذافي و يا ورود تروريستها به منظور تحريك بيشتر خشونت جلوگيري كند.
* وزير دفاع آمريكا: پنتاگون منابع نظامي كافي براي شروع يك جنگ ديگر را در اختيار ندارد
كاخ سفيد بايد به سرعت يك استراتژي بلند مدت تدوين كند. و از تكاپوي نيروهاي نظامي خود براي پاسخ به نيازهاي احتمالي اطمينان حاصل كند. هر گزينهاي به احتمال زياد نيازمند به مداخله نظامي باشد. وزير دفاع "رابرت گيتس "، در دوم مارس در مقابل كميته روابط خارجي سنا هشدار داد كه پنتاگون منابع نظامي كافي براي شروع يك جنگ زميني ديگر و حتي عمليات در منطقه پرواز ممنوع را در اختيار ندارد. "بهتر است واقعبين باشيم، اعمال منطقه پرواز ممنوع نيازمند حمله به ليبي و از بين بردن دفاع هوايي آن است. " زيرا پنتاگون به اندازه كافي هواپيما رادارگريز براي به اجرا درآوردن منطقه پرواز ممنوع ندارد، و قبل از همه بايد سيستم دفاع موشكي اين رژيم خنثي شود. گيتس هشدار داد كه "اين يك عمليات بزرگ در يك كشور بزرگ است " لذا از نظر تعداد هواپيما به بيش از آنچه كه بهطور معمول بر روي يك ناوِ هواپيمابر مستقر ميشود نياز دارد. در حال حاضر هيچ ناوهواپيمابري در موقعيت مذكور براي انجام اين عمليات وجود ندارد.
* اكنون زمان مناسبي براي كاهش بودجه نظامي نيست
اين واقعيت كه اين بحران نسبتا متوسط بر قدرت نظامي ايالات متحده فشار آورده و ماموريتهاي ديگر آن را تحت الشعاع قرار ميدهد حاكي از آن است كه اكنون زمان كاهش بودجه نيروهاي مسلح ايالات متحده نيست. كشتيهاي آبي- خاكي، هواپيماهاي رادارگريز و ناوهاي هواپيمابر دقيقا همان ملزومات مورد نياز براي اين بحران بهحساب ميآيند. با وجود چنين نيازهاي برخي از همان كساني كه خواستار مداخله دولت آمريكا هستند خواهان كاهش اين تجهيزات در ارتش آمريكا هستند.
* آمريكا براي تأمين منافع خود در ليبي به يك برنامه راهبردي نياز دارد
ايالات متحده بايد عاقلانه از مداخله نظامي مستقيم زميني امتناع كند، تا از تبليغات اسلامگرايان و ادعاي "جنگ با اسلام " توسط ايالات متحده و يا هرگونه عواقب ناخواسته ديگري اجتناب كند. از طرف ديگر، قدرت نظامي ايالات متحده ميتواند كمك شاياني به دوستان و متحدان آمريكا در رسيدن به اهداف مشترك در مناطقي كه آزاد بوده و در صلح بسر ميبرند، كند. براي بهكارگيري موثر قدرت نظامي ايالات متحده به منظور پشتيباني از منافع آمريكا، كاخ سفيد نيازمند يك برنامه راهبردي براي همكاري با مخالفين در ليبي، جلب حمايتهاي بين المللي و تقويت قدرت نظامي ايالات متحده است.
چالش هاي امریکا در قيام مردم بحرين
مؤسسه مطالعات خاور نزديك واشنگتن در مقالهاي به بررسي چالش هاي قيام مردم بحرين براي منافع آمريكا پرداخت و نوشت:
در صورتي كه ناآراميهاي بحرين به پادشاهي عربستان نيز سرايت كند، بحران در اين كشور از يك مسئله منطقهاي به سرعت به يك بحران جهاني تبديل خواهد شد وقيام مردم بحرين ميتواند آمريكا را وارد بحراني جهاني كند .
این مقاله چالش هاي امریکا در قيام مردم بحرين رااینگونه توصیف می کند :
1- بحران در بحرين مي تواند امنيت توليد 10 درصد از نفت جهان را دچار مشكل كند
واشنگتن در حال حاضر با چند چالش بالقوه در سياستگذاري خود در قبال بحرين ـ عربستان مواجه است. اول اينكه، الشرقيه مركز ميدانهاي نفتي عربستان سعودي به شمار ميرود كه 10 درصد نفت كل دنيا را تأمين ميكند. با اينكه امنيت اين منطقه افزايش يافته است، تأسيسات نفتي آن در گذشته مورد حملات خرابكارانه القاعده قرار ميگرفت. اگر ناآراميهاي بحرين به پادشاهي عربستان نيز سرايت كند، بحران در اين كشور از يك مسئله منطقهاي به سرعت به يك بحران جهاني تبديل خواهد شد.
2- مركز فرماندهي ناوگان پنجم فرماندهي (سنتكام) آمريكا فاصله كمي با مركز اعتراضات در بحرين دارد
مسئله دوم به مركز فرماندهي ناوگان پنجم فرماندهي كل (سنتكام) آمريكا ميشود كه در بحرين مستقر است. در حال حاضر، كشتيهاي آمريكايي حاضر در آبهاي بحرين دور از سواحل اين كشور لنگر مياندازند، اما رژيم بحرين با ايجاد موج شكنهايي در اطراف سواحل خود اين امكان را فراهم آورده است كه كشتيها در نزديكي ساحل لنگر بياندازند. از آن مهمتر اين كه پايگاه مركز فرماندهي ـ كه عملياتهاي پشتيباني از نيروهاي آمريكايي در خليج فارس، عراق و افغانستان را به انجام ميرساند و همچنين با دزدان دريايي سوماليايي مبارزه ميكند ـ در نزديكي يك منطقه شيعي نشين قرار گرفته است كه فاصله اندكي با ميدان اللؤلؤه دارد. حضور مردم در اين ميدان باعث نگراني حكومت بحرين شده است، اما تا كنون، خروج نيروهاي آمريكايي هنوز به بخشي از خواستههاي مردم معترض تبديل نشده است.
3- دستگاه ديپلماسي آمريكا در تلاش بود تا ميان حمايت از حكام عرب و دموكراسي خواهي مردم بحرين تعادل ايجاد كند
دستگاه ديپلماسي آمريكا در تلاش بود تا ميان حمايت از حكام عرب و دموكراسي خواهي مردم، تعادل ايجاد كند. سال گذشته، هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه اظهاراتي را در حمايت از رژيم بحرين ايراد كرد؛ رژيمي كه اكنون تظاهرات كنندگان غير مسلح، از جمله زنان و كودكان را به خاك و خون كشيده است. اكثريت شيعه در بحرين و ارتباط تاريخي اين كشور با ايران، آن را به موردي خاص تبديل كرده است؛ اما ديگر كشورهايي كه تأسيسات نظامي كم اهميتتر آمريكا در آنها مستقر هستند (براي مثال، كويت، قطر، امارات متحده عربي و عمان)، حاضرند تحت شرايط مشخصي از اين ارتباطات بكاهند.
براین اساس مؤسسه مطالعات خاور نزديك واشنگتن به دولت اوباما پيشنهادکرد:
الف - نيروهاي نظامي بحرين به مردم تيراندازي نكنند
فعالان بحريني انجام تظاهراتهاي گستردهتر را خواستار شدهاند، اين در حالي است كه رژيم اين كشور هرگونه تظاهراتي را ممنوع اعلام كرده و تانكها و زره پوشهاي خود را در نزديكي ساختمانهاي دولتي و تقاطعهاي حساس مستقر ساخته است. با توجه به اين نكات، واشنگتن ميبايست به پادشاه حمد فشار آورده و مطمئن شود كه اين نيروها به اقدامات خشونتآميز متوسل نشده و به سمت مردم تيراندازي نكنند
ب - در اولين قدم وزيركشور بحرين بايد كنار گذاشته شود
علاوه بر اين، واشنگتن بايد انجام اصلاحات را تشويق كند؛ چنين اقدامي ميتواند سبب اميدواري مردمي شود كه از حكومتي والد گونه به تنگ آمدهاند. اين اصلاحات، ميبايست شامل اقداماتي در جهت از ميان بردن فساد گسترده در اين كشور شوند. از اين رو، لازم است توصيهاي كه سفير آمريكا به شيخ عيسي، پدر پادشاه حمد، كرد جدي گرفته شود و ابتدا وزير كشور، يعني شيخ خليفه (عموي حمد)، كنار گذاشته شود. خليفه بسيار فاسد بوده و چهل سال است كه منصب نخست وزيري را در اختيار دارد.
ج - راه حل ناآرامي هاي بحرين را بايد در رياض بايد جستجو كرد
هر اتفاقي كه در بحرين رخ دهد، بر كل منطقه خليج فارس تأثير بسيار جدي خواهد نهاد. در عربستان سعودي عواقب ناشي از بيثباتي سياسي، جديتر خواهد بود چرا كه اين كشور از خلأ رهبري رنج ميبرد. از اين رو واشنگتن بايد با فشار آوردن به رياض، از تنش و ناآرامي در منامه بكاهد. در نهايت بايد گفت چنانچه واشنگتن در جستجوي راه حلي مسالمتآميز براي حل و فصل ناآراميهاي داخلي بحرين است، نبايد در بحرين به دنبال آن باشد، بلكه بايد آن را در رياض جستجو كند.
نظامیان بیگانه در بحرین
در حالیکه وزارت امور خارجه ؛ كاردار بحرين در تهران را بدلیل ورود نيروهاي خارجي به این کشور به وزارت امور خارجه احضار کرده است ؛ رئيس اداره خليج فارس وزارت خارجه گفت: اقدام نيروهاي خارجي با هر انگيزه و يا هر قالبي كه باشد قابل قبول نيست و به پيچيدهتر شدن اوضاع در بحرين منجر خواهد شد وي همچنين اظهار داشت: همانگونه كه جمهوري اسلامي ايران در مواضع خود اعلام كرده، توسل به زور محكوم بوده و لازم است با مطالبات مردمي به صورت مسالمت آميز برخورد شود.
درهمین حال دولت بحرین در اعتراض به این اظهارات، سفیر خود را از تهران فراخوانده است و سخنگوی وزارت خارجه بحرین سخنان مسئولین ایران را دخالت در امور داخلی کشورش خوانده است.
ایران خواستار مداخله سازمان کنفرانس اسلامی در بحران سیاسی بحرین شده و در اعتراض به اعزام نیروی خارجی به بحرین سفیران چند کشور از جمله عربستان را احضار کرده است.
در پی چند هفته نا آرامی دولت بحرین به مدت سه ماه حالت فوق العاده در این کشور اعلام کرده است و از سوی پادشاه نیزبیانیه ای منتشرشده و در آن به رئیس نیروهای مسلح این کشور دستور داده شده تا برای تامین امنیت کشور و شهروندان تمامی اقدامات لازم را انجام دهد.
براساس گزارش ها در پی درخواست دولت بحرین، حدود هزار نیرو از عربستان سعودی و ۵۰۰ نیرو هم از امارات متحده عربی وارد بحرین شده اند.
در همین حال وزرات امورخارجه آمریکا از شهروندان این کشور خواسته تا از سفر به بحرین خودداری کنند.
معترضان خواستار انجام اصلاحات سیاسی گسترده در بحرین شده اند.
مشروعیت و مقبولیت نظام لیبی
درهمین زمینه خالد حکیم، معاون وزیر امور خارجه لیبی، در طرابلس گفت که نیروهای حکومتی به خاطر محافظت از مردم غیرنظامی لازم است که در برخی شهرها باقی بمانند. او گفت که حضور این نیروها در شهرهای مورد نظر وی به آتش بس ارتباطی ندارد و افزود: آتش بس یعنی عملیات نظامی کوچک یا بزرگ انجام نشود.
وی همچنین گفت که حکومت سرهنگ قذافی به یک آتش بس معتبر و جدی پایبند است و از آلمان، ترکیه، مالت و چین خواست که ناظرانی برای نظارت بر آتش بس به لیبی بفرستند.
از سوی دیگر گفته می شود ارتش لیبی صبح روزجمعه طی یک عملیات گسترده شهرمصراته را مورد حمله قرار داد و نظامیان این کشورپس از ورود به این شهراقدام به شلیک کور در زوایای مختلف کردند ، از این رو آمار تلفات و مجروین این درگیری ها گسترده توصیف می شود .
در حالی که خبرگزاری ها به نقل از منابع بیمارستانی در شهر مصراته از کشته شدن نزدیک به چهل نفر در اثر حمله ارتش به مواضع مخالفان خبرمی دهند ؛ دولت لیبی خبر حمله به مصراته را رد کرده است.
یاد آور می شود : شورای امنیت سازمان ملل متحد روز پنجشنبه قطعنامه پیشنهادی لبنان، فرانسه و بریتانیا را برای ایجاد منطقه ممنوعه پروازی بر فراز لیبی برای حمایت از مردم این کشور در برابر حملات هوایی نیروهای هوادار معمر قذافی تصویب کرد.
این قطعنامه به همه کشورهای عضو اجازه داده است برای برقراری آتش بس و حمایت از غیرنظامیان تمام تدابیر لازم از جمله گزینه نظامی را به کار گیرند.
برای تصویب این قطعنامه، به رای مثبت نه کشور از پانزده عضو شورای امنیت نیاز بود و در رای گیری، ده عضو به این قطعنامه رای مثبت و پنج عضو دیگر، رای منفی دادند و در نتیجه، این سند با اکثریت آرا، اما بدون اتفاق آرا تصویب شد.
کشورهای روسیه و چین، که دارای حق وتو مصوبات شورا هستند، و آلمان، برزیل و هند به این قطعنامه رای ممتنع دادند.
روسیه و چین به طور سنتی هر اقدامی را که ناقض حاکمیت دولت ها می دانند با تردید تلقی می کنند، و نماینده آلمان نیز گفته است به دلیل مخاطرات و خطرات قابل توجه اجرای قطعنامه، از تایید آن معذور است.
این قطعنامه دومین قطعنامه تنبیهی شورای امنیت علیه حکومت سرهنگ قذافی است و برای نخستین بار، به کشورهای عضو سازمان اجازه توسل به گزینه نظامی برای دفاع از غیرنظامیان لیبیایی را داده است.
محتوای قطعنامه بر حفاظت از غیرنظامیان و مناطق دارای جمعیت غیرنظامی در برابر حملات نیروهای دولتی، به ویژه حملات هوایی، تاکید دار
اسرائیل و تحولات جاری در منطقه
اسرائیل و تحولات جاری در منطقه خاور میانه و شمال آفریقا
با بروز انقلاب در کشورهای خاور میانه و شمال آفریقا ؛ تحلیل های زیادی از سوی کارشناسا ن وخاور میانه شناسان صورت گرفته و هرکس به فراخور دانش ؛ تخصص و یا یافته های ذهنی خود به بررسی این تحولا ت همت گمارده است ؛ مثلا برخی به تحلیل عوامل و ریشه قیام ها پرداخته اند و عده ای نیز نقش قدرت های جهانی در مدیریت این تحولات را مورد توجه قرار داده اند و کارشناسانی نیززجه تشابه این قیامها با یکدیگر را مورد تدقیق قرار داده و چشم انداز حکومت های بعدی و رویکرد سیاسی آنها را تخمین زده اند .
با توجه با گارد ضد اسرائیلی ملت های منطقه درخاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین سقوط مهره های آمریکائی همانند زین العابدین بن علی ؛ مبارک ، محمد الغنوشی و عمر سلیمان و تغییرات مورد انتظار در یمن ؛ بحرین و لیبی ؛ نسبت اسرائیل به این تحولات چگونه خواهد بود ؟
آیا نقش اسرائیل در این تحولات خنثی است ؟
آیا اسرائیل نیز فقط با حساسیت بالا تحولات جاری را زیر نظر دارد ؟
آیا اسرائیل ابزار ویا اهرم کافی برای تاثیر گذاری بر این تحولات را در اختیار دارد ؟
ابتکار رهبران رژیم صهیونیستی برای عبور از مرحله کنونی چیست ؟
پر واضح است تحولات شتابان در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا، اسرائیل را در برابر شرایط جدید و بیسابقهای قرار داده است ؛ از یک سو رژیم اشغالگر قدس همپیمانان استراتژیک و سنتی خود که بر مسند قدرت در این کشورها تکیه زده بودند را یکی پس از دیگری از دست می دهد و از دیگر سو حکومت های جایگزین در مسیر اراده ملت ها بایستی گارد ومواضع ضد اسرائیلی اتخاذ نمایند .
تا چندی پیش از این در هر بحران امنیتی که در برابر اسرائیل قرار می گرفت ؛ عمر سلیمان رئیس وقت دستگاه امنیتی مصر با بهره گیری از ظرفیت های سیاسی و امنیتی که از آن برخوردار بود ؛ مسئولین جریان های مبارز فلسطینی را در قاهره گرد می آورد و با اعمال فشار های گوناگون در مسیر تامین امنیت همسایه شمالی گام برمی داشت و همین امر باعث می شد این فرمانده امنیتی طی یک هفته چند بار به اسرائیل سفرکرده و در ارتباط نزدیک با مقامات آمریکائی فضای امنیتی منطقه را مدیریت نماید؛ از سال 1990 که فضای گفتگوی فلسطینی ها با وساطت مصر و اردن فعال شد بارها شاهد بزم های بین المللی با حضور مقامات آمریکا و اسرائیل در شرم الشیخ و قاهره بوده ایم .
امروز قدرت سیاسی در اختیار هر فرد و جریانی از جناح های سیاسی مصرقرار بگیرد ، حتما بجای نخست وزیر اسرائیل با مردم غزه همراهی می کند و بجای بستن تونل های باریک که ازآن برای انتقال دارو و ما یحتاج ضروری مردم در حال محاصره فلسطین استفاده می شد ؛ راه های جایگزین فعال در نظر خواهد گرفت .
بحران آتی اسرائیل منحصر به موضوع فوق نیست ؛ تعدد و تکثر حکومت های معارض با این رژیم در مصر،تونس ، لیبی ، یمن ، الجزائر ، بحرین و.... درکنار دشمنانی همچون ایران ، سورریه ، حزب الله لبنان و تاحدودی ترکیه ؛ تمام رشته های قبلی را پنبه کرده و خواب راحت را از چشمان صهیونیست ربوده است .
رهبران اسرائیلی طی سال های 1993 به بعد که پیمان صلح با فلسطینیان راامضاء کردند در مسیر عادی سازی روابط با کشورهای عربی هرگونه فشار را به دولت های منطقه وارد کردند و در تبلیغات داخلی خود نیزبه این نکته تاکید داشتند که دوران زندگی در شرائط سخت و محاصره بودن در بین کشورهای عربی معادی بسر رسیده است .
در همین رابطه شیمون پرز رئیس فعلی دولت اشغالگر در کتاب معروف خود بنام خاورمیانه جدید با مضمونی نزدیک به این نوشت :" تئوری اسرائیل عظمی بجای اسرائیل کبری (بزرگ) به دولت عبری اجازه میدهد با همسایگان عرب خود وارد فضای جدید شده و در یک همپیمانی سیاسی ؛ اقتصادی از تمام فرصت ها ی موجود به نفع خود استفاده نماید " .
امروز که بفضل اراده ملت ها مسیر تحولات در جهت مقابل اراده مقامات اسرائیل درحرکت است رهبران اسرائیلی چه رویکردی اتخاذ کرده اند ؟
در این زمینه دوباره می نویسم
واکنش اسرائیل به تحولات خاورمیانه
اسرائیل برای جبران خسارت های سیاسی که از رهگذر تحولات خاورمیانه بدان دچار شده است اقدامات نسنجیده و خارج از چارچوبی را باجراء درآورده است از جمله :
1 - اعزام کماندو و نیروی واکنش سریع در حمایت از معمر قذافی
در این زمینه وبسايت آمريكايي 'جهاني ديگر هم ممكن است' درباره نقش رژيم صهيونيستي در تحولات ليبي، نوشت: اين در حالي است كه رژيم اسرائيل به يك شركت امنيتي مجوز داده تا مزدوراني را براي سركوب تظاهرات هاي ضددولتي به ليبي اعزام كند. يك روزنامه نگار يديعوت آحارونوت اسرائيل گفته كه تل آويو تصميم دارد مزدوراني از آفريقا براي جنگ با معترضين به ليبي اعزام كند.
گزارش هايي وجود دارد كه نشان مي دهد هم اكنون نيز تعدادي از اين مزدوران از سرزمين هاي اشغالي وارد ليبي شده اند و به كشتار مردم مشغول اند. پيشتر شبكه الجزيره قطر از پرواز اف - 16 هاي رژيم صهيونيستي در آسمان ليبي و بمباران مردم توسط آنها خبر داده بودند. اين دخالت آشكار در امور داخلي كشورهاي منطقه نشان مي دهد كه سقوط ديكتاتورهاي همراه با رژيم صهيونيستي براي اين رژيم يك خط قرمز اساسي به شمار مي رود.
روزنامه آمريكايي واشنگتن پست، درباره نگراني هاي كاخ سفيد در باره تحولات خاورميانه نوشت: دولت اوباما با اطلاع از ماهيت اسلامي انقلاب هاي جاري در حال آماده شدن براي روبرو شدن با تشكيل دولت هاي اسلامي در شمال آفريقا و خاورميانه است.
این در حالیست که رسانه هاي غربي در ابتدا تلاش كردند ماهيت اسلامي انقلاب هاي اخير خاورميانه را در لواي شعارهاي اقتصادي و ... پنهان كنند ولی خیلی زود ديپلمات ها و رسانه های غربی پس از يپروزي انقلاب هاي اخير در كشورهاي خاورميانه از تشكيل دولت هاي مردمي ضدآمريكايي، ضداسرائيلي ابراز نگراني کردند .
2- تحریک به ایجاد اغتشاش در سوریه
جایگاه ویژه دولت مقاوم سوریه در جبهه مقابل رژیم صهیونیستی همواره سیاستمداران تل آویو را بر آن میداشت تا با شروع روند صلح خاور میانه در دهه 90 میلادی نسبت به تسریع روند صلح با این کشور از خود شتاب و علاقه نشان دهند ؛ اسرائیل براین باور بود که بدینوسیله می تواند حزب الله لنان را مهار و سران گروه های حماس ، جهاد اسلامی و جبهه شعبیه را دستگیر و یا از سوریه اخراج و به نقاط بسیار دورتری از مرزهای رژیم صهیونیستی تبعید و نهایتا امنیت اسرائیل را فراهم نماید اما از آنجا که این طرفند سودمند واقع نشد پروژه تضعیف و منزوی سازی دولت سوریه در دستور کار دولت عبری قرار گرفت و ترور رفیق حریری نخست وزیر لبنان و حوادث بعدی مترتب بر آن بهترین فرصت برای اجرای این پروژهرا فراهم آورد .
اکنون نیز در تحولات جاری که رهبران نزدیک ( بخوانید وابسته ) به اسرائیل یکی پس از دیگری به تاریخ می پیوندند ؛ فرصت مناسبی است تا اسرائیل و آمریکا با برجسته کردن نارسائی ها و یا نقاط ضعف سیاسی در سوریه و ایجاد ارتباط با عناصر ناراضی در این کشور در مسیر رژیم چنج در این کشور عربی گام بردارند و بدین ترتیب تحولات جاری در خاورمیانه را در جهت منافع اسرائیل مدیریت نمایند .
بشار اسد در اولین سخنرانی خود پس از بروز آشوبهای بوجود آمده در این کشور با تمرکز بر همین موضوع گفت :
سوریه با توطئه ای بزرگ مواجه است، دسیسه ای که هدف آن خاتمه دادن به مقاومت سوریه علیه اسرائیل است.
وی همچنین افزود : سوریه در انزوا به سر نمی برد و از حمایت جهان عرب برخوردار است.
3- راه اندازی و تقویت موج ایران هراسی
از نگاه دولت ها غربی و اسرائیل بروز حوادث خاورمیانه و شمال آفریقا اگر دو برنده داشته باشد اولین آن ایران است وسپس ملت های در حال قیام ؛ البته ضمن تاکید بر این حقیقت که الگوی استقلال طلبی در این کشور ها بی تاثیر از الگوی ایرانی نیز نمی باشد باید اذعان نمود آنها برای تقویت موج ایران هراسی در این زمینه غلو هم می نمایند ؛ بنابراین الهام بخشی ایران با تمام دستاوردهای پس از انقلاب برای جهان اسلام بزرگترین خطری است که آمریکا و اسرائیل را تهدید می کند از این رو تضعیف و منزوی سازی ایران همواره مد نظر غرب و اسرائیل بوده و در چنین شرائطی نیز بیشتر خواهد بود .
اسرائیل با کمک جبهه رسانه ای غرب با نبش قبر حادثه ای قدیمی بنام بوئنوس آیرس در صدد تخریب ایران و استارت پروژه ایران هراسی در دور جدید تحولات جهانی است .
این حادثه عبارت بود از انفجار یک خودروی حامل بمب که در ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴ در مقابل یک مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس رخ داد و منجر به کشته شدن تعدادی گردید .
پرونده این حادثه تا کنون در دادگاه صلاحیت داری به فرجام نرسیده است ؛ ولی بلحاظ سیاسی کاخ سفید و مقامات تل آویو حسب اقتضا هر از چندی ایران ، حزب الله و یا سوریه را بعنوان متهم این پرونده در رسانه ها معرفی می نمایند و این بار نیز بطور ناشیانه ای از زبان وزیر خارجه آرژانتین اقدام به تکرار حرف های قبلی نمودند .
سایت بی بی سی که نقش کاملا شفافی در جو سازی علیه ایران ایفا می نماید در این زمینه نوشت : نیتان شارانسکی، یک مقام اسرائیلی، می گوید هکتور تیمرمن وزیر خارجه آرژانتین "تعهد عمیق خود به این تحقیقات" را ابراز داشته است.
آرژانتین، اسرائیل و آمریکا، ایران را عامل بمبگذاری در سفارت اسرائیل و یک مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس می دانند.
چند روز پیش رسانه های آرژانتین گزارش هایی منتشر کردند که بر اساس آن بوئنوس آیرس به تهران پیشنهاد کرده پیگیری پرونده این دو انفجار را در قبال بهبود روابط تجاری متوقف می کند.
این سایت که در مسیر طراحی تبلیغات روانی اسرائیل فعال است ؛ در عین حالیکه از قول وزیر خارجه آرژانتین تعهد عمیق به نتیجه تحقیقات را در جمله ای القائی ایران را از قول آرژانتین عامل بمب گذاری معرفی می نماید در چند سطر بعدی می نویسد : در این پیام محرمانه گفته شده است: "آرژانتین دیگر علاقه ای به حل این دو حمله ندارد، اما در مقابل مایل است روابط اقتصادیش با ایران بهبود یابد.
ترکیه و معادلات خاورمیانه و شمال آفریقا
هیچ کس نیست که نسبت به نگرانی دولت آمریکا و شخص اوباما از روند تحولات جاری در خاور میانه و شمال آفریقا که باعث شکوفائی جریان اسلام خواهی شده است تردید داشته باشد .
درباره این نگراني ها روزنامه آمريكايي واشنگتن پست نوشت : دولت اوباما با اطلاع از ماهيت اسلامي انقلاب هاي جاري در حال آماده شدن براي روبرو شدن با تشكيل دولت هاي اسلامي در شمال آفريقا و خاورميانه است.
بدین ترتیب واشنگتن پست ؛ علاوه بر اینکه از نگرانی کاخ سفید درباره تحولات جاری در خاورمیانه خبر میدهد از برنامه ریزی برای مقابله با این انقلاب ها توسط مدیران ارشد آمریکائی نیز پرده برمی دارد .
پرواضح است که نوع برنامه ریزی برای مقابله با این انقلابها بستگی به شرائط ویژه هر کشور ؛ بافت اجتماعی ؛ فرهنگی و سیاسی مردم این کشورها دارد ؛ لکن وجه مشترک تمام سناریوها برای مقامات آمریکائی این است که آنها خود را در ظاهر همراه با انقلاب ها نشان دهند .
"جرج سوروس " سرمايهدار بزرگ و فعال سياسي آمريكا كه عامل كودتاهاي مخملي در جهان نيز خوانده شده است، طي اظهاراتي در اثبات اين ادعا در گفتوگو با شبكه تلويزيوني "بيبيسي " گفت: كشورهاي غربي بايد خود را حامي مردم و انقلابهاي مردمي در منطقه نشان دهند.
سوروس در اين گفتوگو ضمن مقايسه تحولات اخير در خاورميانه با اتفاقات سالهاي 1989 و 1991 در اتحاديه جماهير شوروي تأكيد كرد: در سالهاي 1989 و 1991 رژيمي در جماهير شوروي با انقلاب از بين رفت كه مخالف غرب بود، اما هماكنون رژيمهايي در حال سرنگوني در خاورميانه و شمال آفريقا هستند كه غرب از آنها حمايت ميكند.
وي ادامه داد: براي همين غرب بايد حمايت مردم آن كشورها را جلب كند و از گذار آنها به مردمسالاري پشتيباني كند. بسيار مهم است كه غرب پيشگام اين انقلابها باشد نه دنبالهرو. چرا كه اگر عقب بيفتد، وفاداري مردم حكومتهاي تازه را از دست ميدهد.
روزنامه آمريكايي نيويوركتايمز در این باره نوشت : "باراك اوباما " رئيسجمهور آمريكا در رابطه با تحولات اخير در خاورميانه و شمال آفريقا گفت: ما نميتوانيم درباره آنچه در حال وقوع در خاورميانه است، سادهلوحانه برخورد كنيم ؛ ما بايد هوشيار باشيم. ما نميتوانيم درباره تغييراتي كه در خاورميانه در حال وقوع است، سادهلوحانه برخورد كنيم. تعهد ما به حفظ امنيت اسرائيل مقدس و غيرقابل نقض است. اما ما نبايد از آنچه در منطقه در حال وقوع است، هراس داشته باشيم. وی افزود : من معتقدم كه در نهايت انقلاب اخير در مصر به نفع اسرائيل خواهد بود.
سیاستمداران غربی در تونس پس از زین العابدین بن علی مدل جایگزینی فردی را به آزمایش گذاشتند و در مصر پس از شکست پروژه انتقال قدرت به عمرسلیمان ؛ جایگزین کردن نهاد ارتش بجای نهادهای مدنی قبلی را مورد توجه قرار دادند و در لیبی برای تشخیص بین جریان پیروز و ناکام و یارگیری بر اساس اقتضاءات میدانی ؛ سیاست صبر و انتظار را پیش گرفته و در کنار آن به ایجاد وسازماندهی حکومت درسایه با استفاده از نیروهای طرفدار غرب در حکومت قذافی پرداختند؛ این عناصر یکی پس از دیگری از حاکمت جدا گشته و جهت کسب مقبولیت به جریان انقلاب می پیوندند و در یمن از بیم روی کار آمدن جریان ضد آمریکائی قوی در این کشور مجال برخورد سخت و سرکوبگرانه را برای علی عبدالله صالح فراهم آورده وچشم از واقعیات پوشیده و حقوق بشر و حق انتخاب سرنوشت را برای ملت ها فعلا نادیده می گیرند و بحرین را نیز در مسیر تصنعی چالش شیعه وسنی هدایت کرده و با باز کردن پای ارتش های بیگانه در این کشوربرای مهارجریان مبارزات مردمی برنامه ریزی می کنند .
باعتقاد خود کارشناسان آمریکائی، این طرفندها معالجه اصل بحران در خاور میانه بحساب نمی آید بلکه از نظر آنها این اقدامات همانند مسکن های سیاسی عمل کرده و فرصت دستیابی به راه حل درمان ریشه ای بحران جاری را فراهم می آورد.
واشنگتن پست در این زمینه نوشت : دولت اوباما در حال بررسي گام هايي براي تمايز قائل شدن بين جنبش هاي منطقه اي است كه نقش دستورات اسلام را در حاكميت افزايش داده اند.
يك منبع مطلع در كاخ سفيد كه نخواست نامش فاش شود اعلام كرد كه رفتار احزاب سياسي و دولت ها براي آمريكا مهم است نه ارتباطشان با اسلام؛ وی ادامه داد : اسلام گرایان داراي ايدئولوژي ها و آرمان هاي متفاوتي هستند و از بنيادگران متوحش طالبان تا حزب عدالت و توسعه در تركيه كه يك نظام گسترده سكولار را مديريت مي كند را در بر مي گيرند.
واشنگتن پست، اسلام گرا بودن تحولات اخير منطقه را چنين توضيح داد: نشانه هاي اسلام گرايانه در جنبش هاي اخير منطقه خاورميانه قابل مشاهده است و يك روحاني متنفذ يمني خواستار كناره گيري عبدالله صالح به عنوان همپيمان آمريكا و جايگزيني وي با يك حاكميت اسلامي شده و در مصر هم تئوري اسلام گرايانه هدايت حركت هاي مردمي را بعد از سقوط حسني مبارك در دست گرفته است، تعداد ديگري از احزاب اسلامي هم در حال تصميم گيري درباره نقش خود در اعتراض ها يا اصلاحات بعد از انقلاب هستند.
گفته می شود به سفارش كاخ سفيد يك بررسي ومطالعه علمی درباره گرایش های احزاب و جریان های سیاسی اسلامی ومطرح در خاور میانه صورت گرفته است که نشان مي دهد كه تفاوت هاي ايدئولوژيكي کاملا دقیقی بين جنبش هايي مثل اخوان المسلمين مصر و القاعده وجود دارد .
از آنجا که جریان اسلام خواهی به یک گزینه غیر قابل اجتناب در کشورهای در حال انقلاب خاور میانه تبدیل شده است ؛ کاخ سفید ترجیح میدهد مدل جایگزین را در احزاب و مجموعه هائی جستجو کند که ترکیبی از جریان اندیشه دینی و دموکراسی را در قالبی غرب پسند ارائه دهند و تعامل قابل قبولی را با منافع غربی در خاورمیانه به نمایش بگذارند .
از این رو بسیاری از سیاستمداران غربی انگشت اشاره خود برای معرفی نظام جایگزین در کشورهای اسلامی را بسوی ترکیه گرفته ونظام فعلی این کشور را مناسب معرفی می نمایند ؛ اینهابرای اثبات صحت نظریه خود به باقیمانده ظرفیت و رغبت ترکیه از عهد عثمانی برای الهام بخشی و رهبری جهان اسلام اشاره می کنند ؛ این عده از نظریه پردازان تاکید دارند که عدم مبادرت به معرفی جایگزین ، آنها را بطور مبتلا به حکومت های ناخواسته جدیدی مشابه حکومت ایران می نماید .
لکن واشنگتن پست در تحلیلی متفاوت ؛ مدل تركيه را هم در ارتباط با جنبش هاي اسلامي منطقه به علت تفاوت هاي ساختاري موجود رد كرد و نوشت: درحالي كه خيلي ها در منطقه به تركيه به عنوان تركيبي از اسلام و دموكراسي نگاه مي كنند از اين موضوع غافلند كه حزب حاكم اسلام گراي عدالت و توسعه در تركيه توسط نظام قضايي و ارتش سكولار اين كشور به شدت مهار شده است، چيزي كه مصر و تونس فاقد آن هستند.
'جوناتان پلد'، سخنگوي سفارت اسرائيل در واشنگتن با اشاره به روابط اسرائيل با دولت تركيه معتقد است؛ اسلام واقعي به خودي خود تهديد نيست اما اسرائيل از اين مي ترسد كه نيروهاي تندرو ضددموكراسي از نظام دموكراتيك بهره ببرند چنانكه حماس در انتخابات پارلماني 2006 از اين فرصت بهره برد.
البته موضعگیری رجب طیب اردوغان علیه اسرائیل در اجلاس اقتصاد جهانی داووس با حمله شدید به سیاست های جنگ طلبانه رژیم صهیونیستی و ماجرای کشتی آزادی که بیانگر نوعی تغییر رفتار در مواضع سیاسی ترکیه در عرصه های بین المللی و منطقه ای بحساب می آید ، اسرائيل و آمریکا را نسبت به نقش آفرینی ترکیه در آینده منطقه با تردید واحتیاط مواجه کرده است .
دیلی استار طی یک مقاله تحت عنوان " آینده نقش ترکیه در معادلات خاورمیانه" می نویسد : روابط ترکیه با اسرائیل، امروزه تنها یک جنبه از استراتژی منطقهای چند جانبه آنکارا را دربرمیگیرد. استراتژی منطقهای ترکیه شامل عمل گرایی دیپلماتیک و برقراری روابط خوب با دشمنان اسرائیل، یعنی سوریه و ایران نیز هست. ظهور یک ترکیه قدرتمندتر که بیش از پیش در تعامل با تمام کشورهای منطقه باشد، تحول مثبتی محسوب میشود و هر قدرتی که تصور کند میتواند ترکیه را تماما در کنار خود داشته باشد، اسیر خواب و خیال شده است
دیلی استار ؛پیشرفت ترکیه را مستلزم عبور از چالش های داخلی و خارجی دانسته و می نویسد : ترکیه امروز، با توجه به ابعاد سیاسی و دیپلماتیک خود، باید از میان موانع بسیاری که در مسیر پیشرفت قرار دارد، عبور کند؛ موانعی مانند تنشهای اخیر با اسرائیل، تنشهای امنیتی دوباره با شبه نظامیان کرد و نبرد سیاسی داخلی بر سر تغییرات مد نظر دولت در قانون اساسی که قدرت برخی نهادهای قضایی را محدود و ارتش را ملزم به اطاعت از دادگاههای مدنی میکند.
دیلی استار همچنین معتقد است : تنشهای اخیر رهبران آنکارا با اسرائیل بر سر جنگ در غزه و حمله چندی پیش اسرائیل به کاروان کشتیهای حامل کمکهای بشردوستانه ترکیه به غزه، خبر از ظهور عنصر جدیدی در معادلات خاورمیانه میدهد؛ اینکه کشورهای اسلامی به واقع مستقل هستند، برخلاف رویه بیشتر کشورهای عرب، در مقابل اسرائیل و قدرتهای غربی عقب نمینشینند و اجازه توهین کردن آنها را بهخود نمیدهند؛ هر چند جنجال دیپلماتیک اخیر بین ترکیه و اسرائیل ممکن است بهزودی رفع شود، چرا که هر دو طرف برای روابط استراتژیک خود در زمینههای امنیتی، دیپلماتیک، تجاری و تکنولوژیک اهمیت قائل هستند.
با توجه به نگاه ضد و نقیض درباره ترکیه احتمال میرود ؛ موضوع واگذاری نقش به این کشور در معادلات جاری خاور میانه از سوی دولت های غربی ادامه بازی قبلی است که برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا تعریف کرده اند و ترکیه دقیقا بدلیل برخورداری از عقبه اسلامی همواره محروم از بذل و بخشش های غرب نسبت به خود می باشد و سیاستمداران ترک کاملا دریافته اند که به طمع دستیابی به عضویت در اتحادیه اروپا و یا نقش آفرینی اجاره ای از سوی غرب در معادلات منطقه ای نمی توانند از تمایلات ملی و مردمی خود چشم پوشی نمایند که در این صورت پشتوانه مردمی را قبل از حمایت های بین المللی از دست خواهند داد
هیچ کس نیست که نسبت به نگرانی دولت آمریکا و شخص اوباما از روند تحولات جاری در خاور میانه و شمال آفریقا که باعث شکوفائی جریان اسلام خواهی شده است تردید داشته باشد .
درباره این نگراني ها روزنامه آمريكايي واشنگتن پست نوشت : دولت اوباما با اطلاع از ماهيت اسلامي انقلاب هاي جاري در حال آماده شدن براي روبرو شدن با تشكيل دولت هاي اسلامي در شمال آفريقا و خاورميانه است.
بدین ترتیب واشنگتن پست ؛ علاوه بر اینکه از نگرانی کاخ سفید درباره تحولات جاری در خاورمیانه خبر میدهد از برنامه ریزی برای مقابله با این انقلاب ها توسط مدیران ارشد آمریکائی نیز پرده برمی دارد .
پرواضح است که نوع برنامه ریزی برای مقابله با این انقلابها بستگی به شرائط ویژه هر کشور ؛ بافت اجتماعی ؛ فرهنگی و سیاسی مردم این کشورها دارد ؛ لکن وجه مشترک تمام سناریوها برای مقامات آمریکائی این است که آنها خود را در ظاهر همراه با انقلاب ها نشان دهند .
"جرج سوروس " سرمايهدار بزرگ و فعال سياسي آمريكا كه عامل كودتاهاي مخملي در جهان نيز خوانده شده است، طي اظهاراتي در اثبات اين ادعا در گفتوگو با شبكه تلويزيوني "بيبيسي " گفت: كشورهاي غربي بايد خود را حامي مردم و انقلابهاي مردمي در منطقه نشان دهند.
سوروس در اين گفتوگو ضمن مقايسه تحولات اخير در خاورميانه با اتفاقات سالهاي 1989 و 1991 در اتحاديه جماهير شوروي تأكيد كرد: در سالهاي 1989 و 1991 رژيمي در جماهير شوروي با انقلاب از بين رفت كه مخالف غرب بود، اما هماكنون رژيمهايي در حال سرنگوني در خاورميانه و شمال آفريقا هستند كه غرب از آنها حمايت ميكند.
وي ادامه داد: براي همين غرب بايد حمايت مردم آن كشورها را جلب كند و از گذار آنها به مردمسالاري پشتيباني كند. بسيار مهم است كه غرب پيشگام اين انقلابها باشد نه دنبالهرو. چرا كه اگر عقب بيفتد، وفاداري مردم حكومتهاي تازه را از دست ميدهد.
روزنامه آمريكايي نيويوركتايمز در این باره نوشت : "باراك اوباما " رئيسجمهور آمريكا در رابطه با تحولات اخير در خاورميانه و شمال آفريقا گفت: ما نميتوانيم درباره آنچه در حال وقوع در خاورميانه است، سادهلوحانه برخورد كنيم ؛ ما بايد هوشيار باشيم. ما نميتوانيم درباره تغييراتي كه در خاورميانه در حال وقوع است، سادهلوحانه برخورد كنيم. تعهد ما به حفظ امنيت اسرائيل مقدس و غيرقابل نقض است. اما ما نبايد از آنچه در منطقه در حال وقوع است، هراس داشته باشيم. وی افزود : من معتقدم كه در نهايت انقلاب اخير در مصر به نفع اسرائيل خواهد بود.
سیاستمداران غربی در تونس پس از زین العابدین بن علی مدل جایگزینی فردی را به آزمایش گذاشتند و در مصر پس از شکست پروژه انتقال قدرت به عمرسلیمان ؛ جایگزین کردن نهاد ارتش بجای نهادهای مدنی قبلی را مورد توجه قرار دادند و در لیبی برای تشخیص بین جریان پیروز و ناکام و یارگیری بر اساس اقتضاءات میدانی ؛ سیاست صبر و انتظار را پیش گرفته و در کنار آن به ایجاد وسازماندهی حکومت درسایه با استفاده از نیروهای طرفدار غرب در حکومت قذافی پرداختند؛ این عناصر یکی پس از دیگری از حاکمت جدا گشته و جهت کسب مقبولیت به جریان انقلاب می پیوندند و در یمن از بیم روی کار آمدن جریان ضد آمریکائی قوی در این کشور مجال برخورد سخت و سرکوبگرانه را برای علی عبدالله صالح فراهم آورده وچشم از واقعیات پوشیده و حقوق بشر و حق انتخاب سرنوشت را برای ملت ها فعلا نادیده می گیرند و بحرین را نیز در مسیر تصنعی چالش شیعه وسنی هدایت کرده و با باز کردن پای ارتش های بیگانه در این کشوربرای مهارجریان مبارزات مردمی برنامه ریزی می کنند .
باعتقاد خود کارشناسان آمریکائی، این طرفندها معالجه اصل بحران در خاور میانه بحساب نمی آید بلکه از نظر آنها این اقدامات همانند مسکن های سیاسی عمل کرده و فرصت دستیابی به راه حل درمان ریشه ای بحران جاری را فراهم می آورد.
واشنگتن پست در این زمینه نوشت : دولت اوباما در حال بررسي گام هايي براي تمايز قائل شدن بين جنبش هاي منطقه اي است كه نقش دستورات اسلام را در حاكميت افزايش داده اند.
يك منبع مطلع در كاخ سفيد كه نخواست نامش فاش شود اعلام كرد كه رفتار احزاب سياسي و دولت ها براي آمريكا مهم است نه ارتباطشان با اسلام؛ وی ادامه داد : اسلام گرایان داراي ايدئولوژي ها و آرمان هاي متفاوتي هستند و از بنيادگران متوحش طالبان تا حزب عدالت و توسعه در تركيه كه يك نظام گسترده سكولار را مديريت مي كند را در بر مي گيرند.
واشنگتن پست، اسلام گرا بودن تحولات اخير منطقه را چنين توضيح داد: نشانه هاي اسلام گرايانه در جنبش هاي اخير منطقه خاورميانه قابل مشاهده است و يك روحاني متنفذ يمني خواستار كناره گيري عبدالله صالح به عنوان همپيمان آمريكا و جايگزيني وي با يك حاكميت اسلامي شده و در مصر هم تئوري اسلام گرايانه هدايت حركت هاي مردمي را بعد از سقوط حسني مبارك در دست گرفته است، تعداد ديگري از احزاب اسلامي هم در حال تصميم گيري درباره نقش خود در اعتراض ها يا اصلاحات بعد از انقلاب هستند.
گفته می شود به سفارش كاخ سفيد يك بررسي ومطالعه علمی درباره گرایش های احزاب و جریان های سیاسی اسلامی ومطرح در خاور میانه صورت گرفته است که نشان مي دهد كه تفاوت هاي ايدئولوژيكي کاملا دقیقی بين جنبش هايي مثل اخوان المسلمين مصر و القاعده وجود دارد .
از آنجا که جریان اسلام خواهی به یک گزینه غیر قابل اجتناب در کشورهای در حال انقلاب خاور میانه تبدیل شده است ؛ کاخ سفید ترجیح میدهد مدل جایگزین را در احزاب و مجموعه هائی جستجو کند که ترکیبی از جریان اندیشه دینی و دموکراسی را در قالبی غرب پسند ارائه دهند و تعامل قابل قبولی را با منافع غربی در خاورمیانه به نمایش بگذارند .
از این رو بسیاری از سیاستمداران غربی انگشت اشاره خود برای معرفی نظام جایگزین در کشورهای اسلامی را بسوی ترکیه گرفته ونظام فعلی این کشور را مناسب معرفی می نمایند ؛ اینهابرای اثبات صحت نظریه خود به باقیمانده ظرفیت و رغبت ترکیه از عهد عثمانی برای الهام بخشی و رهبری جهان اسلام اشاره می کنند ؛ این عده از نظریه پردازان تاکید دارند که عدم مبادرت به معرفی جایگزین ، آنها را بطور مبتلا به حکومت های ناخواسته جدیدی مشابه حکومت ایران می نماید .
لکن واشنگتن پست در تحلیلی متفاوت ؛ مدل تركيه را هم در ارتباط با جنبش هاي اسلامي منطقه به علت تفاوت هاي ساختاري موجود رد كرد و نوشت: درحالي كه خيلي ها در منطقه به تركيه به عنوان تركيبي از اسلام و دموكراسي نگاه مي كنند از اين موضوع غافلند كه حزب حاكم اسلام گراي عدالت و توسعه در تركيه توسط نظام قضايي و ارتش سكولار اين كشور به شدت مهار شده است، چيزي كه مصر و تونس فاقد آن هستند.
'جوناتان پلد'، سخنگوي سفارت اسرائيل در واشنگتن با اشاره به روابط اسرائيل با دولت تركيه معتقد است؛ اسلام واقعي به خودي خود تهديد نيست اما اسرائيل از اين مي ترسد كه نيروهاي تندرو ضددموكراسي از نظام دموكراتيك بهره ببرند چنانكه حماس در انتخابات پارلماني 2006 از اين فرصت بهره برد.
البته موضعگیری رجب طیب اردوغان علیه اسرائیل در اجلاس اقتصاد جهانی داووس با حمله شدید به سیاست های جنگ طلبانه رژیم صهیونیستی و ماجرای کشتی آزادی که بیانگر نوعی تغییر رفتار در مواضع سیاسی ترکیه در عرصه های بین المللی و منطقه ای بحساب می آید ، اسرائيل و آمریکا را نسبت به نقش آفرینی ترکیه در آینده منطقه با تردید واحتیاط مواجه کرده است .
دیلی استار طی یک مقاله تحت عنوان " آینده نقش ترکیه در معادلات خاورمیانه" می نویسد : روابط ترکیه با اسرائیل، امروزه تنها یک جنبه از استراتژی منطقهای چند جانبه آنکارا را دربرمیگیرد. استراتژی منطقهای ترکیه شامل عمل گرایی دیپلماتیک و برقراری روابط خوب با دشمنان اسرائیل، یعنی سوریه و ایران نیز هست. ظهور یک ترکیه قدرتمندتر که بیش از پیش در تعامل با تمام کشورهای منطقه باشد، تحول مثبتی محسوب میشود و هر قدرتی که تصور کند میتواند ترکیه را تماما در کنار خود داشته باشد، اسیر خواب و خیال شده است
دیلی استار ؛پیشرفت ترکیه را مستلزم عبور از چالش های داخلی و خارجی دانسته و می نویسد : ترکیه امروز، با توجه به ابعاد سیاسی و دیپلماتیک خود، باید از میان موانع بسیاری که در مسیر پیشرفت قرار دارد، عبور کند؛ موانعی مانند تنشهای اخیر با اسرائیل، تنشهای امنیتی دوباره با شبه نظامیان کرد و نبرد سیاسی داخلی بر سر تغییرات مد نظر دولت در قانون اساسی که قدرت برخی نهادهای قضایی را محدود و ارتش را ملزم به اطاعت از دادگاههای مدنی میکند.
دیلی استار همچنین معتقد است : تنشهای اخیر رهبران آنکارا با اسرائیل بر سر جنگ در غزه و حمله چندی پیش اسرائیل به کاروان کشتیهای حامل کمکهای بشردوستانه ترکیه به غزه، خبر از ظهور عنصر جدیدی در معادلات خاورمیانه میدهد؛ اینکه کشورهای اسلامی به واقع مستقل هستند، برخلاف رویه بیشتر کشورهای عرب، در مقابل اسرائیل و قدرتهای غربی عقب نمینشینند و اجازه توهین کردن آنها را بهخود نمیدهند؛ هر چند جنجال دیپلماتیک اخیر بین ترکیه و اسرائیل ممکن است بهزودی رفع شود، چرا که هر دو طرف برای روابط استراتژیک خود در زمینههای امنیتی، دیپلماتیک، تجاری و تکنولوژیک اهمیت قائل هستند.
با توجه به نگاه ضد و نقیض درباره ترکیه احتمال میرود ؛ موضوع واگذاری نقش به این کشور در معادلات جاری خاور میانه از سوی دولت های غربی ادامه بازی قبلی است که برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا تعریف کرده اند و ترکیه دقیقا بدلیل برخورداری از عقبه اسلامی همواره محروم از بذل و بخشش های غرب نسبت به خود می باشد و سیاستمداران ترک کاملا دریافته اند که به طمع دستیابی به عضویت در اتحادیه اروپا و یا نقش آفرینی اجاره ای از سوی غرب در معادلات منطقه ای نمی توانند از تمایلات ملی و مردمی خود چشم پوشی نمایند که در این صورت پشتوانه مردمی را قبل از حمایت های بین المللی از دست خواهند داد
نگاهی به اولویت های سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه در عصر انقلابها
مقامات و نظریه پردازان آمریکائی از زوایای مختلفی معادلات خاورمیانه و شمال آفریقا را مورد مطالعه و ارزیابی قرار می دهند .
آنها بطورعموم معتقدند این تحولات اگرچه خارج از اراده مقامات غربی و دولت آمریکا شکل گرفته ولی کاخ سفید نباید با ساده انگاری از کنار این تحولات عبور کند .
سیاستمداران آمریکائی نسبت به ضرورت برنامه ریزی برای عبور از مرحله کنونی اتفاق نظر داشته و همانگونه که بارها اعلام شده است کاخ سفید نیزبرنامه های خود را مبتنی بر همراهی با ملت های منطقه برای پیش گیری از بقدرت رسیدن جریان های ناهمگون با سیاست غرب و یا ممانعت از رشد گروه های اسلامی ، استوار کرده است .
برخی از مقامات غربی علاوه برمطلب فوق تاکید دارند این تحولات بطور ناخواسته فرصتی استتثنائی برای تحقق اهداف خاورمیانه ای کاخ سفید فراهم آورده است .
روزنامه الحیات چاپ لندن با انتشار مقاله ای تحت عنوان "امریکا با خاورمیانه جدید چه باید کند؟" از زبان ویلیام جی برنزمعاون وزیر امور خارجه ایالات متحده نوشت : "حقیقت این است که من نسبت به تحولات خاورمیانه بسیار خوشبینم. تجربه کاری سه دهه من در خاورمیانه باعث میشود تا من از اوهام به دور باشم اما این باعث نمیشود تا فرصتهای به وجود آمده برای ایالات متحده را نادیده بگیرم."
او با تاریخی خواندن فرصت بدست آمده ادامه داد : این لحظهای نادر است که در حوادث بشری به وجود آمده و ممکن است دیگر هرگز تکرار نشود، لحظهای که فرصتهای تاریخی را به وجود آورده و هر گونه بهرهبرداری از آن میتواند بر ملل خاورمیانه و ایالات متحده تاثیرات شگرف بگذارد، لحظهای که باید همه تلاش و هم و غم خود را به کار گیریم و از همه فرصتها استفاده کنیم و نهایت همکاری را با همپیمانانمان داشته باشیم تا آینده جهان را همگی با هم بهتر بسازیم ؛ وی همچنین تاکید می کند : این لحظهای است که فرصتی تازه پیش روی سیاستگذاران ایالات متحده قرار داده، لحظهای که در آن تظاهرات مسالمتآمیز ملتها در آن جریان دارد .
معاون وزیر خارجه آمریکا که تقریبا تمام عمر کاری خود را در کشورهای عربی و خاورمیانه سپری کرده است ؛ علاوه بر شادمانی نسبت به فرصت بدست آمده ؛ از آماده نبودن آمریکا برای عبور از مرحله کنونی و مدیریت دولت های انتقالی در حال گذار ابراز خطر و نگرانی نیز می نماید ، او در این باره می نویسد : در عین حال لحظه مخاطرات بزرگ نیز فرا رسیده است، چرا که دولتهای انتقالی در حالی شکل گرفتهاند که پیش از این هیچ گونه آمادگی و زمینهای برای فعالیت آنها مهیا نشده بود. کمک به این جریانهای انتقالی برای نیل به موفقیت برای سیاست خارجی ایالات متحده بسیار مهم محسوب میشود، چرا که امریکا از پایان جنگ سرد تا کنون تجربه چنین عملی را نداشته است.
بدین ترتیب ویلیام برنز با تاکید برسه دهه تجربه خود در خاورمیانه ضمن فرصت آفرین قلمداد کردن تحولات جاری درخاورمیانه و شمال آفریقا برای سیاست های آینده کاخ سفید و ابراز نگرانی از نداشتن آمادگی قبلی برای مدیریت تحولات بوجود آمده ؛ یاد آور می شود : "ما باید یک استراتژی تعریف شده و تکامل یافته را برای استفاده از این فرصتها تعریف کنیم".
وی سپس درباره نقطه کانونی این استراتژی با به نمایش گذاردن دستکش مخملین با هدف بهره گیری از مشت پولادین می نویسد : " این استراتژی باید مبتنی بر رابطه مثبت آمریکا با مردم منطقه و حاکمان آنها طراحی شود" ، نامبرده اضافه می کند "اگر نتوانیم دستورالعمل صحیحی برای تعامل همزمان با مردم و حکومتها بیابیم فضا را برای تندروها مهیا کردهایم و فرصتی برای آنها ایجاد میکنیم که آنها آزادانه از طریق درگیری و خونریزی هر آیندهای که بخواهند را طراحی و بنا کنند".
ویلیام برنزمعاون وزیر امور خارجه آمریکا سپس با ترسیم چند نکته اولویت های سیاست خارجی ایالات متحده در مرحله کنونی خاورمیانه را مورد توجه قرار داده و تاکید می کند :
"دولت آمریکا باید چهار نکته را در طراحی استراتژی آینده خود برای خاورمیانه مد نظر داشته باشد
۱- کمک کنیم که کشورهای عربی نسبت به آینده اقتصادی خود امیدوار باشند
۲- توجه داشته باشیم که کشورهای عربی را برای رسیدن به بازار آزاد جهانی یاری کنیم
۳- مساعی لازم برای برقراری صلح شامل و کامل میان اعراب و اسرائیل مجددا بعمل آید
۴- ایجاد زمینههای لازم برای ادامه نقش مثبت ایالات متحده در امنیت منطقهای به خصوص تقویت روابط با شورای عالی همکاری خلیج فارس، مبارزه با تروریسم و جلوگیری از رسیدن ایران به تسلیحات هستهای "
دقت در مطالب و اظهارات معاون وزیر خارجه آمریکا نشان میدهد وی پس از لفاظی دیپاماتیک سه مسئله مهم را مورد توجه قرار داده است
الف - تجدید مساعی برای برقراری صلح شامل و کامل میان اعراب و اسرائیل است که این اقدام در صورت موفقیت منجر به تامین امنیت اسرائیل و مهاجران یهودی در اراضی اشغالی خواهد شد.
ب - مبارزه با تروریسم که با بالا بردن پرچم مبارزه با تروریسم اقدام به قلع و قمع کشورها ی مخالف با جریان سلطه و احزاب معارض با اسرائیل در خاورمیانه خواهند نمود .
ج - مهارایران با بهانه قرار دادن موضوع هسته ای و افزایش موج ایران هراسی دربین کشورهای منطقه واز طریق القای ذهنیت منفی مبنی بر تلاش جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به تسلیحات هستهای
البته آقای ویلیام برنز در مطالب خود خطوط القائی نیز داشته اند که در جای خود از اهمیت بسزائی برخودار است ، وی در ابتدای این نوشتار برماهیت غیر ایدئولوژیک تحولات تاکید کرده و می نویسد : " تظاهرات مسالمتآمیز ملتها ، تحرکاتی کاملا بومی و فارغ از هر گونه ایدئولوژی است ". وی سپس با القای ذهنیت الهام بخشی برای آمریکا در این تحولات یاد آور می شود : " این انقلابها در حقیقت تحقق همان خواستههای به حق مردم جهان است که رئیس جمهوری باراک اوباما دو سال پیش در قاهره از آن سخن گفته بود. وی در آن سخنرانی تاکید کرد که ملتها حق دارند که تجمعات مسالمتآمیز داشته باشند، از حق آزادی بیان برخوردار باشند و حق دارند که سرنوشت خود را به اختیار خود انتخاب کنند."
معاون وزیر خارجه آمریکا در بخش پایانی مقاله خود در توجیه ضرورت همراهی کردن کاخ سفید با قیامهای مردمی در خاورمیانه می افزاید : "حکومتها ثبات دائمی ندارند و آن دسته از سازمانهای سیاسی و حکومتهایی که خواستهها و مطالبات مشروع ملت خود را اجابت نمیکنند بیش از پیش متزلزند و بیش از همه در معرض بیثباتی هستند."
وبنوعی اعتراف می کند این فهم جدید از بی ثباتی حکومت های بی اعتنا به مطالبات مردمی را در اثر فشار های مردمی بدست آورده است : وی می نویسد : "فشارهای مردمی باعث میشود تا تصمیمگیران جهانی درک متفاوتی از قیمان جوامع داشته باشند و به این واقعیت برسند که خود جوامع میدانند که چه چیزی علیهشان است و چه چیزی علیشهان نیست ."
درپایان باید به این نکته تاکید شود که آقای ویلیام که برای منافع و مصالح ایالات متحده آمریکا ، اقدام به ارائه رهنمود کرده در یک اشتباه بزرگ به تصمیم گیران اصلی کاخ سفید آدرس غلط میدهد زیرا :
این هوشیاری که معتقد است بدنبال خواب غفلت قبلی که در اثر بیداری ملت ها بدان دست یافته اند کماکان منطبق با استراتژی و خواسته مردم در خاورمیانه نیست .
ملت ها در خاورمیانه با نقش آفرینی ایالات متحده در امنیت منطقهای مشکل دارند ؛ ملت ها با اصل وجود غده سرطانی اسرائیل که براساس طرح های استعماری و مبتنی بر نژادپرستی مضموم شکل گرفته است مشکل دارند ؛ ملت ها با دستاویز قرار دادن مبارزه با تروریزم و قلع و قمع کردن مخالفان آمریکا مشکل دارند ؛ مشکل اصلی ملت ها این است که هر کجا پای آمریکا باز شده است فقر و نا امنی و بحران در آنجا نهادینه شده است و بزرگترین شاهکار آمریکا در خاورمیانه کنونی در تابلوی عراق و افغانستان در مقابل چشم همگان خود نمائی می کند .
نگاهی به بیانیه اخیر شورای همکاری خلیج فارس درباره انتقاد از دخالت ایران در امور داخلی بحرین
بر اساس خبر منتشرشده در رسانه ها ؛ وزیران خارجه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس ؛ روز یکشنبه 14 فروردین 1390 پس از شرکت در یک نشست فوق العاده در شهر ریاض عربستان با صدور بیانیه ی مشترکی از آنچه دخالت ایران در امور داخلی و توطئه چینی علیه امنیت ملی خود خواندند، به شدت انتقاد کردند.
دربیانیه این شورا آمده است : "اتهام های بی پایه در بیانیه غیرمسئولانه مجلس ایران درباره عربستان سعودی را محکوم می کند و آن را اقدامی خصمانه و دخالتی تحریک آمیز می داند."
یاد آور می شود کمسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ایران ، در روز پنجشنبه گذشته و بدنبال اعزام سربازان عربستان سعودی برای مقابله با ناآرامی های بحرین از این مسئله انتقاد کرده است.
عربستان سعودی اعزام نیروی نظامی به بحرین را پاسخی به درخواست مقامات این کشور از شورای همکاری خلیج فارس که عربستان سعودی هم جزو آنان است میداند.
شیخ عبدالله بن زیاد آل نهیان وزیر خارجه امارت ، که ریاست جلسه اضطراری ریاض را بر عهده داشت به خبرنگار روزنامه کویتی القبس گفت: "من به برادران ایرانی توصیه می کنم که اساسنامه شورای همکاری خلیج (فارس) را پیش از آنکه در امور داخلی هر یک از دولت های عضو دخالت کنند، به دقت بخوانند."
وی افزود: "شورای همکاری یک تشکیلات ادغام شده است که امنیت هر یک از اعضا ، امنیت بقیه تلقی می شود. شورای همکاری در مواجهه با تهاجم عراق به کویت، متحد بود و در مقابل هر تهدید دیگری علیه مردمش باید متحد باقی بماند. موضع شورای همکاری در قبال وقایع بحرین بسیار روشن است و باید یک درس تلقی شود."
ریاست دوره ای شورای همکاری خلیج فارس جناب آقای شیخ عبدالله بن زیاد آل نهیان با بیان مطالب فوق و همچنین توصیه ای که به برادران ایرانی ابراز داشته ، بر آن است که اولا نظام امنیتی اعضای شورای همکاری خلیج فارس را یکچارچه و ثانیا مداخله نظامی عربستان در بحرین را اقدامی قانونمند و مطابق با امور حقوق بین الملل جلوه دهد ؛ در حالیکه بررسی اساسنامه رسمی این شورا که بر روی سایت رسمی آن در دسترس همگان قرار دارد فاقد هر گونه بند یا مطلبی است که بتوان این مداخله نظامی را بدان مستند و توجیه نمود ؛ در این اساسنامه و اهداف مندرج در آن آمده است که همکاری اعضای این شورا در زمینه های ذیل صورت خواهد گرفت :
الف - بررسي تحولات منطقه اي و ارزيابي امور سياسي در حوزه خليج فارس و خاورميانه
ب - ايجاد قوانين جامع مشترك در زمينه امور اقتصادي، مالي، تجارت، توريسم، قضايي و دولتي ميان اعضاي شورا
ج - تقويت امور علمي و تكنولوژيكي، امور صنعتي، كشاورزي و آبرساني
د - ايجاد مراكز تحقيقاتي- علمي
ه - تشويق همكاري هاي بخش خصوصي كشورهاي عضو با يكديگر
و - تقويت روابطه هر چه بيشتر ميان مردم كشورهاي عضو اين شورا
با توجه به محورهای اصلی و روح برآمده ازاین اساسنامه ، بنظر کارشناسان ، اظهارات وزیر خارجه امارات متحده عربی، فاقد وجاهت قانونی است و بیان چند نکته در این زمینه مفید خواهد بود :
1- الفاظ و عبارات این اساسنامه و روح کلی حاکم برآن مبتنی برتعاون و همکاری در غیر حوزه های نظامی و امنیتی و دقیقا در زمینه مسائل سیاسی، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی تعریف شده است و عدم تصریح به همکاریهای نظامی و امنیتی دراین اساسنامه، می تواند بیانگر انصراف آن از این گونه همکاری ها باشد.
2- حتی اگر بتوان به نوعی همکاری نظامی و امنیتی از قبیل آن چه توافق نامه کمربند امنیتی خلیج نامیده می شود، را داخل این اساسنامه فرض کرد؛ باز هم نمی توان به استناد آن برای مهار اعتراضات داخلی پای ارتش یک کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس را به دیگر کشور عضو باز کرد، زیرا این گونه پیمان ها ؛ همکاری و تعاون نظامی و امنیتی بین اعضا را در زمان بروز تهدید خارجی مورد توجه قرار می دهد در حالیکه بحران فعلی دولت بحرین یک مسئله کاملا داخلی است و اعزام نیرو برای مدیریت چالش های داخلی دولت این کشور در پاسخ به مطالبات مردمی یا معارضان، به استناد اساسنامه شورای همکاری خلیج فارس و یا توافق نامه مزبور فاقد وجاهت حقوقی ارزیابی می شود.
3- امضای اساسنامه تعاون توسط حکومت های شش کشور درتاريخ 21 رجب 1401 هجري قمری مطابق با 25 می 1981 در ابوظبی به نمایندگی از مردم این کشورها صورت گرفته است و براساس ضوابط ؛ مصوبات ومقررات حقوقی نظام بین الملل و میثاق حقوق بشر سازمان ملل، مشروعیت نظامهای سیاسی و حکومتها، برگرفته از اراده ملت ها است. روشن است که درصورت از بین رفتن مشروعیت هرحکومتی نه تنها این که نمایندگی و تمثیل آن از جانب ملت برای عضویت و حضور در سازمانهای بین المللی و پیمان های منطقه ای ملغی می شود بلکه بر اساس حق تعیین سرنوشت از سوی ملت ها، سازمان ها و موسسات بین المللی و منطقه ای نیز حق ندارند با استفاده از جایگاه، اعتبار و قدرت خود در برابر اراده و خواست عمومی مردم که با برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز و مستمر خود را نشان می دهد، مقاومت نموده و برای توجیه رفتار غیر قابل توجیه خود به مصوبات بین المللی استناد نمایند. به ویژه این که حساسیت وضعیت اخیر در بحرین طی بیانیه رسمی اتحادیه اروپا و نیز دیده بانی حقوق بشر مورد تأکید و نگرانی قرار گرفته است. و این امری است که در راستای پاسخ به افکار عمومی، تا کنون از سوی دولت بحرین و نیز شورای همکاری خلیج فارس پاسخی در خور نیافته است.
4- به نظر می رسد آن چه ذهن اعضای شورای همکاری خلیج فارس را هم اکنون باید مشغول بدارد، آن است که برای پرسش های بی پاسخ فراوانی که در حوزه تأمین امنیت واقعی منطقه وجود دارد، جوابی منطقی و مستدل بیابد. بی شک هم اکنون شهروندان کشورهای عضو این شورا از عملکرد شورا در زمان جنگ عراق و ایران می پرسند که آیا شورای همکاری عملکردی جز تسلیح بی قید و شرط رژیم صدام و بذل بی دریغ امکانات مالی و زیر زمینی برای آن انجام داده است؟ و آیا این همان سیاست حساب نشده ای نبود که در نهایت منجر به قدرت گیری غیر معقول صدام حسین و اشغال کامل کویت به عنوان یکی از اعضای شورای همکاری شده است. افکار عمومی، نیک به یاد دارد که در آن زمان این شورا علیرغم همه تلاش های دولت وقت کویت هیچ اقدام تأثیر گذاری در مسیر آزاد سازی این عضو کوچک نکردند، در حالی که آن روز هم اساسنامه مورد استناد این شورا با اساسنامه فعلی تفاوتی نداشت و اعضای فعلی نیز برصندلی های هدایت و سیاست گذاری آن تکیه زده بودند و دشمن خارجی نیز خاک کویت را ضمیمه کشور خود و آن را استان نوزدهم نامید.
5- از دید سیاسی، البته اقدام اعضای شورای همکاری خلیج فارس در این زمینه قابل درک است. این بیانیه پیش از این که رفتاری حقوقی و در سطح راهبردی ارزیابی شود،بیشتر شبیه یک واکنش احساسی گریز ناپذیر و در سطح یک همدردی ساده با خاندان حاکم در بحرین برآورد می شود، همدردی که بیشتر از سنخ فرافکنی مسائل و مشکلات داخلی به خارج، قلمداد می شود. اگر چه تحلیل دیگری با توجه به اظهار وزیر خارجه امارات متحده عربی مبنی بر روشن بودن موضع شورای همکاری در قبال وقایع بحرین و ضرورت تلقی نمودن آن به عنوان یک درس، نیز وجود دارد که حاکی از آن است که انگیزه اساسی تشکیل شورای فوق العاده و صدور چنین بیانیه ای سرایت نکردن چنین مطالبات و اعتراضاتی به سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است.
در پایان باید اظهار داشت که اعضای محترم نشست روز یکشنبه شهر ریاض عربستان باید خود را برای پاسخ گوئی به مطالبات روز افزون مردم و به ویژه جوانان منطقه که بر آنند تا حقوق شهروندی خویش را با بهره گیری از قدرت همبستگی از حکومت های زنجیره ای استیفا نمایند، به روز نمایند
1.6 ميليون نفر در نوبت تشرف به حج تمتع
علي ليالي امروز در نشستي خبري و در تشريح برنامههاي حج تمتع سال 90 اظهار داشت: سياستهاي عملي سازمان حج و زيارت منبعث از سياستهاي كلي بعثه مقام معظم رهبري است و اين سياستها متمركز بر آن است كه مسائل حج و عمره خيلي به مسائل سياسي و منطقهاي وصل نشود.
وي ادامه داد: بر اساس قراردادهاي امضا شده بين سازمان حج و زيارت و عربستان سعودي، عمليات اعزام و سازماندهي حجاج در يك فضاي روشن و شفاف در حال پيشرفت است.
* اعزام 800 هزار عمرهگزار ايراني تا 12 مرداد
رئيس سازمان حج و زيارت با اشاره به برخي مشكلات در صدور ويزاي زائران ايراني خاطرنشان كرد: نماينده مقام معظم رهبري و سرپرست حجاج ايراني در اين خصوص اعلام كرده بود كه تا اين لحظه، از عمليات اعزامها راضي هستيم و اميدواريم كار اعزام ادامه يابد؛ در حال حاضر روزانه 5 هزار زائر براي مناسك عمره به عربستان اعزام ميشوند و قرارداد سازمان حج با سعوديها تا 12 مرداد است كه طبق توافقات 800 هزار زائر ايراني براي بجا آوردن عمره به عربستان اعزام خواهند شد.
* اخلال جزئي در صدور ويزا به خاطر تعطيلات نوروزي
رئيس سازمان حج و زيارت بخش عمده چالش ايجاد شده در صدور ويزا براي زائران ايراني را به خاطر تعطيلات نوروزي دانست و تصريح كرد: سفارتخانهها نيز بر اساس تعطيلات ما تعطيل هستند اما با وجود ايام طولاني تعطيلات، مطابق روزهاي قبل عمليات اعزام زائران انجام شد و تنها اين تعطيليها در امر دريافت ويزا مقداري اشكال ايجاد كرد كه توانستيم با تعاملاتي كه با طرف سعودي و از طريق مجاري قانوني و با نظارت وزارت امور خارجه داشتيم، ويزاها را دريافت كنيم و اعزام زائران عمره طبق برنامه ادامه دارد.
* ثبتنام جديد عمره از نيمه دوم امسال
وي در خصوص ثبتنام جديد عمره مفرده اظهار داشت: بر اساس برنامه زمانبدي، زائراني كه از پيش ثبتنام كردهاند تا سال 91 و 92 عمليات اعزام آنها به پايان خواهد رسيد و بر اساس پيشبينيها ثبتنام جديد عمره مفرده از نيمه دوم سال جاري آغاز ميشود و افرادي كه در ثبتنامهاي جديد وديعهگذاري ميكنند از نيمه دوم سال 92 اعزام آنها فرا خواهد رسيد.
ليالي با بيان اينكه عمره امسال 12 روزه است، يادآور شد: البته براي يك پكيج 10 روزه هم برنامهريزي و در حال بررسي آن هستيم كه در صورت قطعي شدن اعزام در قالب كاروانهاي 10 روزه چه شرايطي ايجاد خواهد شد.
* اعزام خارج از نوبت زائران بالاي 80 سال
رئيس سازمان حج و زيارت درباره اعزام زائران مسن به حج تمتع امسال اظهار داشت: بنابر تصميمي كه از 2 سال پيش اجرايي شده، افراد مسني كه بالاي 80 سال سن داشته باشند در صورت داشتن فيش تشرف به تمتع ميتوانند قبل از فرا رسيدن نوبت، اعزام شوند البته آمار اين افراد موجود است و بر اساس آن اعزام اين دسته از زائران را در دستور كار داريم.
وي ادامه داد: سال گذشته نيز 36 هزار نفر از زائران مسني كه سال قبل از آن موفق به تشرف به تمتع نشده بودند در برنامه اعزام قرار داشتند و درصد بالايي از كاروانهاي تمتع سال گذشته را افراد مسن تشكيل ميدادند كه البته با همراهي و همكاري بسيار بالاي زائران جوان، سيستم به هيچ عنوان احساس مشكلي از اين بابت نكرد.
* اعزام 50 درصد حجاج با هواپيماهاي ايران
ليالي درباره شركتهاي هواپيمايي مسئول اعزام زائران تمتع خاطرنشان كرد: بر اساس قراردادي كه بين هواپيمايي ايران و هواپيمايي سعودي منعقد شده بايد 50 درصد از حجاج كشورمان با خطوط هواپيمايي سعودي و 50 درصد نيز با هواپيمايي ايران اعزام شوند و سازمان حج و زيارت نيز همچنان عمليات اعزام زائران را با 2 شركت ايراني و سعودي تنظيم ميكند.
رئيس سازمان حج و زيارت با اشاره به مشكل تأخير بازگشت حجاج در سال گذشته يادآور شد: بخش عمده مشكلاتي كه در عمليات بازگشت حج تمتع سال گذشته ايجاد شد ناشي از عدم خدماتدهي مناسب در فرودگاههاي عربستان در مدينه و جده بود اما امسال بيشترين وقت را براي ساماندهي عمليات رفت و برگشت حجاج اختصاص دادهايم و مذاكرات جدي در اين خصوص با طرف سعودي انجام شده است.
وي متذكر شد: با تحولاتي كه در مدينه و در مديريت فرودگاههاي عربستان اتفاق افتاده اميدواريم كه امسال شاهد مشكلاتي كه سال گذشته در بازگشت حجاج شاهد بوديم، نباشيم.
* يك ميليون و 600 هزار نفر در نوبت تشرف به تمتع
رئيس سازمان حج و زيارت در پاسخ به سؤالي مبني بر امكان ثبتنام جديد حج تمتع اظهار داشت: هماكنون يك ميليون و 600 هزار نفر با داشتن اسناد حج منتظر اعزام به مناسك تمتع هستند و سازمان حج و زيارت تمام ذهن و انرژي خود را براي اعزام اين تعداد از زائران متمركز كرده است.
* كف قيمت تمتع امسال 3 ميليون و 100 هزار تومان
ليالي درباره هزينههاي حج تمتع امسال گفت: هزينههاي حج تمتع پيش از آغاز پذيرش در كاروانها اعلام شده و امسال كف قيمت حج تمتع، 3 ميليون و 100 هزار تومان و سقف آن 4 ميليون و 600 هزار تومان تعيين شده البته بين استانها هم يك تفاوت قيمت جزئي به خاطر طول مسير پروازي وجود دارد به طور مثال زائراني كه از مشهد و خراسان به عربستان اعزام ميشوند بليت آنها 100 هزار تومان با ساير زائرين ممكن است اختلاف داشته باشند.
* خسارت تاخير پرواز تمام حجاج سال 89 پرداخت شده
رئيس سازمان حج و زيارت درباره پرداخت خسارت تأخير پروازهاي حجاج سال گذشته خاطرنشان كرد: تمام خسارتهاي زائراني كه مشمول دريافت خسارت بودند پرداخت شده است و هيچ زائري وجود ندارد كه مشمول دريافت خسارت بوده باشد و خسارت به او پرداخت نشده باشد.
وي افزود: البته اينكه برخي از زائران تصور دارند كه مشمول دريافت خسارت بودهاند براي سازمان معيار نيست بلكه براي پرداخت خسارت به زائران، ضوابط و مقررات كاملاً مشخصي وجود دارد؛ زائراني كه مدعي هستند به آنها خسارت تأخير پرواز پرداخت نشده، ميتوانند به سازمان مراجعه كنند و به آنها توضيحات لازم را ارائه خواهيم كرد و در صورتي كه زائري نيز در اين بين از قلم افتاده باشد خسارت او پرداخت ميشود.
رئيس سازمان حج و زيارت در توضيح نحوه پرداخت خسارت تأخير پرواز تصريح كرد: بر اساس قوانين، تأخير بالاي 8 ساعت مشمول دريافت خسارت است البته معني اين امر آن است كه زائر در فرودگاه حاضر شود و اين تأخير در فرودگاه متوجه زائر شده باشد اما در بسياري از موارد در عمليات تمتع سال گذشته وقتي متوجه تأخير پرواز زائران ايراني ميشديم زائران را از محل اقامتشان خارج نميكرديم و زائران در فرودگاه منتظر پرواز نبودند بلكه يك روز اقامت آنها در محل اقامتشان افزايش مييافت و تنها زائراني كه در فرودگاه منتظر پرواز ماندند، مشمول دريافت خسارت پرواز شدهاند.
* احداث "ترمينال ويژه حجاج " در فرودگاه امام خميني(ره) در موعد مقرر
ليالي در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس درباره مشكلات حجاج در فرودگاه مهرآباد در هنگام اعزام و بازگشت از مناسك حج به خاطر نبود امكانات زيرساختي و رفاهي اظهار داشت: مشكلاتي كه در ترمينال حجاج در فرودگاه مهرآباد وجود دارد مربوط به فرودگاه ميشود و بر اساس مشكلاتي كه در اين ترمينال براي حجاج وجود داشت، وزارت راه و ترابري تصميم به ساخت ترمينال ويژه حجاج در فرودگاه امام خميني(ره) را گرفت و كلنگ احداث آن سال گذشته به زمين زده شد.
وي ادامه داد: با پيگيريهاي صورت گرفته اميدواريم كه ترمينال ويژه حجاج ظرف زمان معين اعلام شده افتتاح شود تا زائران تهراني نيز صاحب يك ترمينال ويژه و مجهز حج شوند همان طور كه در شهرهايي مانند مشهد و تبريز ترمينالهاي ويژه حجاج وجود دارد.
رئيس سازمان حج و زيارت ساخت ترمينال ويژه حجاج در فرودگاه امام خميني(ره) را تصميم مسئولان كشور دانست و يادآور شد: بر اساس اطلاعاتي كه دريافت كردهايم، عمليات ساخت اين ترمينال با جديت دنبال ميشود و سازمان حج و زيارت نيز اگر بتواند براي سرعت بخشيدن به اتمام ساخت اين ترمينال گامي بردارد از اين مساعدت دريغ نخواهد كرد اما تا اين لحظه وزارت راه و ترابري اعلام نيازي در اين خصوص نكرده است.
* مدت سفر حج تمتع 30 تا 35 روز
ليالي درباره مدت زمان تمتع سال جاري اظهار داشت: مطابق خواست مردم، طول مدت 25 تا 28 روز بهترين زمان براي حج تمتع است و اگر بتوانيم زمان اعزامها را بين 25 تا 28 روز برسانيم مطلوبترين زمان براي زائران و سيستم سازمان حج است.
وي يادآور شد: اما اين اتفاق نميافتد و حداقل زمان اقامت در حج تمتع 30 تا 35 روز در نوسان است و علت آن به مشكل جابهجايي زائران بازميگردد؛ در سال گذشته 103 هزار زائر ايراني در مدت 22 روز به عربستان اعزام شدند و همين زمان براي بازگشت آنها صرف شد و اگر بخواهيم اولين گروه زائراني را كه اعزام ميشوند را پس از انجام مناسك به ايران منتقل كنيم، طول اين مدت 32 روز ميشود و بر اين اساس زمان اقامت زائران تمتع امسال بين 32 تا 35 روز به درازا خواهد كشيد.
رئيس سازمان حج و زيارت كوتاهترين زمان اقامت در ايام تمتع را مربوط به زائران كشور ايران دانست و گفت: زائران كشورهايي مانند اندونزي، پاكستان، تركيه، مالزي، زمان اقامت آنها براي مناسك تمتع بين 40 تا 45 روز است.
* افزايش 10 هزار نفري ظرفيت عمره دانشجويي
ليالي به اعزام دانشجويان به عمره مفرده نيز اشاره كرد و گفت: در ابتداي اعزامهاي عمره، 30 هزار نفر از زائران كشورمان به دليل تأخير در صدور ويزا، پروازهاي آنها با تأخير مواجه شد كه از اين تعداد 5 هزار نفر دانشجو بودند كه تمام اين افراد نيز در كاروانهاي بعدي تعيين جا شدهاند و با تأخير يك ماهه يا دو ماهه به عمره اعزام ميشوند.
وي با بيان اينكه امسال با دستور رئيسجمهوري ظرفيت اعزام دانشجويان 10 هزار نفر افزايش يافته متذكر شد: هيچ سهميه تمتعي براي دانشجويان در نظر گرفته نشده است چرا كه امكان اين امر با توجه به محدوديتهاي موجود در اعزام تمتع براي سازمان حج وجود ندارد.
* نقل و انتقال اسناد حج غيرقانوني است
رئيس سازمان حج و زيارت در پاسخ به سؤالي در خصوص خريد و فروش فيشهاي حج تمتع اظهار داشت: شرايط نقل و انتقال فيشهاي حج تمتع در پشت آنها قيد شده و بر اين اساس اين فيشها به غير از انتقال به بستگان درجه يك قابل انتقال به فرد ديگري نيست.
وي متذكر شد: سازمان حج و زيارت به هيچ عنوان موافق خريد و فروش فيش حج نيست اما عدهاي از دلالان با ورود به اين صحنه، فضا را تيره ميكنند و در واقع سازمان حج هيچ مجوزي به كسي براي نقل و انتقال اسناد حج نداده است و نقل و انتقال اين اسناد به صورت عام ممنوع است.
ليالي ادامه داد: هيچ فردي نميتواند بدون شرايط اعلام شده سندي را به نام ديگري منتقل كند اما اگر فردي داراي فيش تمتع است و براي همسر خود قصد تهيه فيش را داشته باشد كه با يكديگر به تمتع اعزام شوند در اين صورت امكان بررسي موضوع وجود دارد.
رئيس سازمان حج و زيارت تصريح كرد: با اطمينان ميگويم كه هيچ سند حج تمتعي خارج از ضابطه اعلام شده امكان جابجايي ندارد و اگر فردي به سازمان حج مراجعه كند و اعلام انصراف از تمتع را داشته باشد، اصل پول و سود حاصل از آن را به اين فرد بازميگردانيم.































