Super User
۸۴ شهر از ۳۰ کشور جهان "روز قدس" را گرامی داشتند
رسانه های فلسطین امروز جمعه از مشارکت ۸۴ شهر از ۳۰ کشور جهان در راهپیمایی روز جهانی قدس خبر دادند.
این مشارکت گسترده جهانی همراه با فراخوان سازمان ها، احزاب و جمعیت هایی صورت گرفت که از مردم خواستند ضمن حمایت از قدس و فلسطین، مخالفت خود را با توطئه آمریکایی موسوم به معامله قرن اعلام کنند. این توطئه قرار است ماه آینده در بحرین اجرایی شود.
بنا بر این گزارش، راهپیمایی های روز جهانی قدس در کشورهایی همچون اندونزی، مالزی، ایران، عراق، پاکستان، هند، لبنان، سوریه و کشورهای دیگر برگزار شده است به گونه ای که 19 شهر هندوستان و 24 شهر پاکستان در این راهپیمایی جهاین شرکت داشته اند.
همچنین 12 ایالت آمریکا و 8 کشور اروپایی و 11 کشور آفریقایی به اضافه شهرهای سیدنی و ملبورن در استرالیا از پیش برای برگزاری این راهپیمایی اعلام آمادگی کرده اند.
انتظار می رود تعداد شهرهای شرکت کننده در راهپیمایی روز جهانی قدس به 150 شهر به جز شهرهای ایران برسد.
شرح دعای روز بیستویکم ماه مبارک رمضان
در دعای روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان آمده است: «همانطور که دکتر صلاح مریض را هر چه باشد، میداند، خدای تبارک و تعالی هم هر چه صلاح ما باشد را میدهد. به یکی کمتر و به یکی بیشتر میدهد و ما نباید اعتراضی کنیم. اگر این روحیه را پیدا کردیم که هر چه خدا به ما دهد به همان راضی باشیم، خدا هم از ما راضی میشود؛ اما اگر در دلمان شکایت داشته باشیم که خدا به ما کم داده، به این معنی است که خدا هم از ما راضی نیست. »
بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الی مَرْضاتِکَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیطان فیهِ علی سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین»
«خدایا قرار بده برایم در آن به سوی خوشنودیهایت راهنمایی و قرار مده شیطان را در آن بر من راهی و قرار بده بهشت را برایم منزل وآسایشگاه، ای برآورنده حاجتهای جویندگان.»
آیتالله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الی مَرْضاتِکَ دلیلاً» میگوید: خدایا کاری کن، راهی برایم پیدا شود تا تو از من راضی شوی. باید توفیقاتی از ما سر بزند تا دلیل و راهنمایی باشد، برای اینکه خدا از ما راضی باشد.
وی میافزاید: حدیث داریم که اگر میخواهید بدانید خدا از تو راضی هست یا نه؛ به خودت نگاه کن، ببین تو از خدا راضی هستی یا گوشه دلت میگویی چرا فلانی دارد و من ندارم. اینکه گله میکنی که خدا چرا به من نداده و فلان کس داده نشان دهنده این است که از خدا راضی نیستی و خدا هم از تو رضایت ندارد.
این استاد اخلاق در ادامه اظهار میکند: شما مثل بیمار هستید و خدا مثل دکتر است. ساعت ۱۰ صبح دکتر به اتاق بیمارستان میآید و دستور غذا را به مسئول آشپزخانه میدهد. در یک اتاق گاهی ۸ بیمار میخوابند و دکتر میگوید به این بیمار چلوکباب دهید و به آن آقا غذا ندهید و به آن بیمار دیگر هم سوپ دهید. حالا آن بیماری که دکتر از غذا منعش کرده با دکتر نزاع نمیکند، چون میداند عمل جراحی خواهد شد و نباید غذا بخورد. نگاه تمام بیمارها به دکتر یکسان است و ما هم پیش خدا باید اینجور باشیم.
این استاد اخلاق ادامه میدهد: همانطور که دکتر صلاح مریض را هر چه باشد، میداند، خدای تبارک و تعالی هم هر چه صلاح ما باشد را میدهد. به یکی کمتر و به یکی بیشتر میدهد و ما نباید اعتراضی کنیم.
آیتالله مجتهدی تهرانی تاکید میکند: اگر این روحیه را پیدا کردیم که هر چه خدا به ما دهد به همان راضی باشیم، خدا هم از ما راضی میشود؛ اما اگر در دلمان شکایت داشته باشیم که خدا به ما کم داده، به این معنی است که خدا هم از ما راضی نیست.
وی با بیان اینکه منشأ غیبت «حسد» است، میگوید: باید ریشه حسادت را بزنیم تا غیبت نکنیم. ما نوعاً گرفتار حسد و اخلاق رذیله هستیم و دچار غیبتیم، حالا در ایام رمضان نیت کنیم که اعضا و جوارحمان نیز روزه باشند تا اسیر غیبت و دیگر گناهان نشویم.
وی در ادامه میگوید: حدیث داریم که هر وقت روزه میگیرید کاری کنید تا گوشتان هم روزه باشد. غیبت و آواز حرام گوش ندهید، زبانتان غیبت نکند و زنان پوست صورت و موی خود را به نامحرم نشان ندهند. ولی متأسفانه ما روزه عام میگیریم و آخر ماه همان آدم اول ماه هستیم.
آیتالله مجتهد تهرانی میگوید: حدیث داریم کسانی که جاهلند و روزه حقیقی نمیگیرند و عبادت خالص انجام نمیدهند مثل حیوان آسیابان هستند. یعنی از صبح تا شب راه میروند؛ اما پیش نمیروند و غروب همان جایی هستند که صبح بودند.
وی درباره شرح فراز «وَلا تَجْعَل للشّیطان فیهِ علی سَبیلاً» میگوید: در این بخش میخوانیم که خدایا کاری کن تا شیطان در ماه رمضان و ایام بعد از آن بر من راه پیدا نکند. حال چه کار کنیم تا شیطان بر ما راه پیدا نکند؟ حدیث داریم که شیطان با ۳ طایفه کاری ندارد. آنهایی که یاد خدا میکنند، آنهایی که هنگام سحر بلند میشوند و استغفار میکنند و آنهایی که از ترس خدا هنگام سحر گریه و نابه میکنند.
آیتالله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً و مَقیلاً» میگوید: خدایا بهشت را منزل من قرار بده. منزل بازگشت و آسایشگاه ما را بهشت قرار بده. کسانی که شیعه علی (ع) و اهل بیت (ع) هستند، انشاءالله جهنم نمیروند. امام صادق (ع) میفرماید: «ایمانتان را با خودتان بیاورید ما شفاعتتان میکنیم.»
وی تاکید میکند: آیاتی که درباره شفاعت آمده برای کسانی است که با ایمان از دنیا میروند. آیات قرآن که در آن شفاعت نیست برای کافران و مردودیهاست. ما تجدید میشویم و یکی دو نمره کم میآوریم؛ اما چون شیعه هستیم، شفاعت اهل بیت (ع) شامل حال ما میشود.
این استاد بزرگ اخلاق در شرح فراز پایانی میگوید: در پایان دعا میخوانیم «یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین» یعنی ای خدایی که حوائج طالبین را برآورده میکنی، یعنی هر کسی هر کاری که دارد به سراغ تو میآید و طلب میکند و تو حاجتش را میدهی، این دعاها را در حق ما اجابت کن.
جایگاه «مکه مکرمه» در قرآن کریم
بر اساس روایات مراد از امّ القرى، مکّه است. در برخى روایات مىخوانیم: اولین نقطهاى که سر از آب بیرون آورد مکّه بود، لذا آن را «مادر آبادىها» خواندهاند.
قرآن کریم در موضوع حج، تقریبا به همه مباحث و مسایل مرتبط به آن پرداخته و از مجموع یکصد و چهارده سوره، در بیست و پنج سوره به اجمال یا تفصیل به مسایل حج اشاره کرده و از شش هزار و دویست و سی و شش آیه قرآن، بیش از یکصد و بیست آیه به عنوان «آیات الحج» لقب گرفته است.
برای آگاهی از مقام رفیع حج در قرآن و جایگاه بلند و عظیم حاجیان در این کتاب آسمانی، به ارائه نکات ناب و پیامهای زیبای آیات بیانگر احکام و تشریعگر مناسک حج براساس تفسیر نور حجتالاسلام والمسلمین قرائتی و دیگر منابع پرداخته که در این شماره، آیه 7 سوره مبارکه شوری مورد بررسی قرار گرفته است.
آیه
«وَکَذَٰلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَیْبَ فِیهِ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَفَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ».
ترجمه
و این چنین قرآن فصیح عربی را ما به تو وحی کردیم تا مردم امّ القری (شهر مکه) و هر که را که در اطراف آن است (از خدا) بترسانی و هم از (سختی) روز بزرگ قیامت که همه جمع آیند و هیچ شک در آن نیست و گروهی در بهشت جاودان و فرقهای در آتش سوزان روند بیم دهی.
معانی کلمات آیه
«قُرْآناً عَرَبِیّاً»: (نگا: یوسف / طه / زمر / ، فصّلت / . «أُمَّ الْقُری»: مکّه (نگا: انعام / ). مراد این نیست که اسلام دین جهانی نیست. بلکه بیان (امّ القری) ذکر خاصّ است که در موارد دیگر رسالت جهانی اسلام به طور عام بیان شده است (نگا: فرقان / . «یَوْمَ الْجَمْعِ»: روز گردهمآئی که قیامت است (نگا: هود / تغابن / واقعه / ). «فَرِیقٌ»: دسته. جماعت (نگا: بقره / و و آلعمران / ).
نکتهها
بر اساس روایات مراد از امّ القرى، مکّه است. در برخى روایات مىخوانیم: اولین نقطهاى که سر از آب بیرون آورد مکّه بود، لذا آن را «مادر آبادىها» خواندهاند.
یکى از اسامى قیامت «یَوْمَ الْجَمْعِ» است، روزى که همه مردم یکجا جمع مىشوند، روزى که جسم با روح، عمل با انسان، ظالم با مظلوم و کیفر و پاداش با عامل آن جمع مىشود.
در آیه قبل خطاب به پیامبر فرمود: تو وکیل مردم نیستى، در این آیه مىفرماید: وظیفهى تو هشدار و انذار است.
سؤال: با اینکه قرآن کریم بارها تردید و تعجب کفّار را درباره معاد نقل کرده است پس چرا مىفرماید: شکى در آن نیست. «لا رَیْبَ فِیهِ»؟
پاسخ: در قرآن یازده بار جمله «لا رَیْبَ فِیهِ» درباره معاد و چهار بار درباره قرآن و یک بار درباره أجل آمده است، یعنى با دیدن نمونههاى رستاخیز در طبیعت و پدید آمدن بهار و پاییز و آفرینش خودتان سزاوار نیست در امکان زنده شدن دوباره مردگان شک و تردید کنید. نه آنکه هیچ کس شک نمىکند بلکه نباید شک شود.
پیام ها
1- همان گونه که انبیاى پیشین به زبان قوم خود سخن مىگفتند، قرآن نیز به زبان عربى وحى شده است. وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا ... قُرْآناً عَرَبِیًّا
2- الفاظ قرآن به همین صورت که هست بر پیامبر نازل شده است. «أَوْحَیْنا إِلَیْکَ قُرْآناً عَرَبِیًّا»
3- قرآن، به زبان عربى است و ترجمه آن به هر زبانى که باشد حکم قرآن را ندارد. «قُرْآناً عَرَبِیًّا» (چون فهم بشر نمىتواند حقایق عبارات و الفاظ قرآن را به صورت کامل درک کند و ترجمه بر اساس فهم شخص مترجم است.)
4- هدف اصلى از دریافتهاى الهى بازدهى آن است. أَوْحَیْنا ... لِتُنْذِرَ
5- کسى که دیگران را هشدار مىدهد، باید خود آگاهى و بینش لازم را داشته باشد. أَوْحَیْنا ... لِتُنْذِرَ
6- در شیوه تبلیغ ابتدا مخاطبین و نیازهاى آنان را بشناسیم. (اولین نیاز جامعه جاهلى، هشدار بود). «لِتُنْذِرَ»
7- در تبلیغ به اولویّتهاى منطقهاى، مکانى و استراتژى توجّه شود. (به نقاط مرکزى و محورى اولویّت دهید.) «أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها»
8- تبلیغ باید از خود و اطرافیان خود آغاز شود. «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى«
9- دعوت پیامبر اسلام تدریجى و داراى مراحل متعدّد بوده است. «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها»
10- در میان موارد انذار، مسأله معاد نقش ویژهاى دارد. «وَ تُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ»
11- فصاحت قرآن در انذار مردم نقش مهمى دارد. «عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ» (بنا بر اینکه مراد از کلمه «عربى» فصاحت باشد)
12- قیامت با آنکه روز جمع است، روز فصل و تفکیک نیز هست. «فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ»
منابع
ـ تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، 1383 ش، چاپ یازدهم
ـ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
ـ تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات میقات، 1363 ش، چاپ اول
ـ تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
ـ برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعی از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
ـ تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان کتاب(انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
سیره ائمه اطهار مبنای تعامل ما با اهل سنت است
نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اردبیل گفت: مبنای تعامل ما با اهل سنت، سیره، سلوک و اصول ائمه اطهار و بزرگان مذهب است نه شواذ شیعه.
آیت الله عاملی امروز در جمع خبرنگاران اظهار کرد: مبنای تعامل ما با اهل سنت، سیره، سلوک و اصول ائمه اطهار و بزرگان مذهب است نه شواذ شیعه.
وی افزود: بعد از جنگ جمل امیرالمؤمنین در حق عایشه فرمودند: «و لَهَا بَعْدُ حُرْمَتهَا الأولَى» «عایشه همان احترامی را که قبل از جنگ داشتند همان را بعد از جنگ نیز دارد» و بعد از اتمام جنگ جمل وقتی شنیدند عدهای پشت سر عایشه سخنان نامناسب زده و او را تنقیص کردهاند، آنها را احضار و عقوبت کردند.
نماینده ولی فقیه در استان تصریح کرد: شیعه و سنی نباید همدیگر را با شواذ خود بشناسند و شواذ شیعه معرّف شیعه نیست همچنان که شواذ اهل سنت معرّف اهل سنت نیست که اگر قرار باشد شیعه و سنی با شواذ خود معرفی شوند فتنههای عظیمی جهان اسلام را فرا میگیرد و هر دو ضرر میکنند به همین علت تمام تلاش دشمن این است که شیعه و سنی با شواذ خود شناخته شوند.
وی بیان کرد: من خطاب به شواذ هر دو طرف دو آیه از قرآن را می خوانم. آیه اول، آیهای است که خداوند هر پیامبری را که فرستاده این آیه را به او القاء و تعهد گرفته است که به مضمون آن عمل کند و آن آیه این است: «أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ»
عاملی ادامه داد: علت سفارش به پرهیز تفرقه این است که اختلاف در دین بدترین جنایات بوده و خونریزیها را به نام دین درست می کند همچنانکه غائله سوریه در این باب درس و عبرت بزرگی برای مسلمانها است که تروریستهای وهابی از هشتاد کشور به آنجا سرازیر شده و با شعار «أیّها الرَّوافِض جِئناکُم بِالذِّبح، جِئناکُم بِالذِّبح» باعث کشته شدن 400 هزار نفر شدند.
وی اظهار داشت: رییس آنها با صدای گوشخراش و با عصبانیت تمام در خطابه خود داد میزد: «أیُّها الرَّوافِض کَما حَطَّمَ بَنو أُمیّۀ رُؤوسَکُم سابِقاً یُحَطِّمُ أَهلَ الشّام رُؤوسَکُم لاحِقاً!!!» میگفت زینب باید از شام بیرون برود اما خود سرنگون شد.
امام جمعه اردبیل اضافه کرد: آیه دوم تکلیف همه امت را در مورد اختلافات کاملا مشخص میکند و میفرماید: «وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ *مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ» خداوند با صراحت ایجادکنندگان اختلاف در دین را مشرک معرفی میکند و این بالاترین تأکید بر حرمت ایجاد اختلاف در دین است و معنی مشرک بودن این است که خداوند چنین دستوری نداده و اختلافکننده از خدای موهوم دیگری دستور گرفته است.
وی خطاب به مداحان گفت: هیأتها، حسنیهها و عزاخانههای ما جهت ایجاد طائفیگری و مطاعن نیست و حسین برای ایجاد طائفیگری و برای ایجاد دعوای شیعه و سنی به کربلا نیامده است و در شعارهای امام حسین(ع) ذرهای از این امور دیده نمی شود.
امام جمعه اردبیل اذعان کرد: شعارهای امام حسین(ع) همه جهانی و همه گمشده بشریت است مانند «اِتَّخَذوا عِبادَ اللّه خَوَلاً وَ دینَ اللّهِ دَخْلاً وَ مالَ اللّهِ دَوَلاً» یعنی برای این قیام کردم که انسانها را برده کرده و ثروت جامعه را در اختیار عدهای خاص قرار داده و دین را به ابزار منویاتِ نامشروع خود تبدیل کردهاند.
وی تشریح کرد: بزرگترین عامل ایجاد اختلاف و تفرقه در دین اندیشهای است که میگوید «همه باید مثل من فکر کنند و گرنه کافرند» و وهابیت نماینده چنین تفکری است بطوریکه آنها اصلی دارند به نام «وجوب تکفیر من کَفّرنا» یعنی هر گروه را ما تکفیر کردیم همه باید او را تکفیر کنند و گرنه خودشان کافر معرفی میشوند.
عاملی گفت: تفکر وهابیت این است که میگوید اگر گفتیم شیعه کافر است باید همه شیعه را تکفیر کنند و اگر یک عالِم اهل سنت، مثل ما، شیعه را تکفیر نکرد خود او نیز کافر است ومعنای این سخن این است که راه اجتهاد فقط به روی ما باز است و فقط فهم ما از دین رسمیت دارد.
وی خطر چنین اندیشهای برای عالم اسلام را بدتر از خطر بمب اتمی دانست و گفت: خدای متعال امّت مرحومه را از آتش اختلاف همیشه مصون و محفوظ بدارد.
وحدت و همبستگی مسلمانان از مسائل بسیار مهم و اساسی اسلام است
خطیب حرم مطهر رضوی گفت: وحدت و همبستگی مسلمانان، از مسائل بسیار مهم و اساسی اسلام بوده و در کلام خدا و سنت نبوی(ص) بر آن تأکید فراوان شده است.
حجتالاسلام محمد محمدی ریشهری در ویژه برنامه سالروز شهادت اولین امام شیعیان حضرت علی(ع) با اشاره به اینکه ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن است، گفت: اگر کسی میخواهد در این ماه حداکثر بهره را از قرآن ببرد باید رو به سوی معارف ناب قرآنی آورده و آن را سرلوحه زندگی خویش قرار دهد.
خطیب حرم مطهر رضوی با اشاره به اینکه تفکر و تدبر لازمه قرائت قرآن است، ادامه داد: تمام داستانهای قرآن چون ماجرای حضرت موسی(ع)، حضرت یوسف(ع) و حضرت نوح(ع) دارای معارفی است که فهمیدن آنها سبب رشد و کمال انسان میشود، بنابراین نباید آنها را صرف یک قصه و داستانسرایی بنگریم.
وی عنوان کرد: حضرت موسی(ع) وقتی بعد از 40 روز به سمت قومش برگشت آنها را در حال گوساله پرستی دید، بنابراین به سوی برادرش هارون رفت و او را مورد پرسش و مواخذه قرار داد که چرا مردم گوساله پرست شدند.
محمدی ریشهری بیان کرد: حضرت هارون(ع) به حضرت موسی(ع) گفت: ای پسر مادرم، نه ریش مرا بگیر و نه موی سرم را بر دست بپیچ، من ترسیدم که اگر با ایشان شدت عمل نشان دهم بگویی میان بنییاسرائیل تفرقه انداختی و سفارش مرا به کار نبستی.
خطیب حرم مطهر رضوی تاکید کرد: رسول گرامی اسلام نیز به حضرت علی(ع) بارها فرموده بودند که «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی»، نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری برانگیخته نمیشود.
وی عنوان کرد: بعد از رحلت پیامبر(ص)، بر اثر شرایط خاصی که ایجاد شده بود، حضرت علی(ع) مجبور شد به مدت 25 سال از صحنه اجتماع به طور خاصی کناره بگیرند و سکوت اختیار کنند، آن حضرت در این مدت نه در جهادی شرکت کردند و نه در اجتماع به طور رسمی سخن گفتند، شمشیر در نیام کرد و به وظایف فردی پرداختند.
محمدی ریشهری با اشاره به اینکه وحدت و همبستگی مسلمانان، از مسائل بسیار مهم و اساسی اسلام بوده و در کلام خدا و سنت نبوی(ص) بر آن تأکید فراوان شده است، تصریح کرد: مولای متقیان حضرت علی(ع) در راستای حفظ وحدت مسلمانان، از هر گونه حرکت و جنگی که سبب تضعیف اسلام و از هم پاشیدگی صفوف متحد مسلمانان شود، برحذر بود و از هیچگونه کمک و مساعدت فکری با خلفای وقت کوتاهی نکرد.
خطیب حرم مطهر رضوی صبر را لازمه ایمان و تقوا معرفی کرد، با اشاره به اینکه حضرت علی(ع) برای پایداری اسلام 25 سال صبر کرد، گفت: صبر اهل بیت(ع) باید الگو و سرلوحه زندگی همه ما شود، متاسفانه اکنون آستانه صبر خانوادهها کم شده و همین موضوغ سبب متزلزل شدن زندگیها شده است.
شرح دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان
در شرح دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان آمده است: منظور از اینکه میگوییم خدایا درهای بهشت را بر روی من بگشای این است که خداوند ما را از گناهانی که در طول عمر خویش انجام دادهایم پاک سازد و حسنات و کارهای نیک ما را افزون سازد
بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ الجِنانِ واغْلِقْ عَنّی فیهِ أبوابَ النّیرانِ وَ وَفّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ یا مُنَزّلِ السّکینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین. »
«خداوندا، در این روز درهای بهشتها را به روی من بگشا و درهای آتش دوزخ را ببند، مرا توفیق تلاوت قرآن عطا فرما، ای نازلکننده آرامش در دلهای مؤمنان. »
مرحوم آیت الله مجتهدی در شرح دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان درباره ابواب بهشت میگوید: در اینجا منظور از اینکه میگوییم خدایا درهای بهشت را بر روی من بگشای این است که خداوند ما را از گناهانی که در طول عمر خویش انجام دادهایم پاک سازد و حسنات و کارهای نیک ما را افزون سازد؛ چرا که تا انسان گنهکار باشد و از خیرات و حسنات به دور باشد، بهشت بر او حرام خواهد بود و تنها هنگامی دربهای بهشت روی او گشوده میگردد که هیچ گناهی بر او نباشد و اینکه میگوییم درهای بهشت را بر روی ما بگشای، به این خاطر است که خداوند به ما عنایت فرماید تا طوری در دنیا زندگی کنیم که بتوانیم در آخرت از هر دری که خواستیم وارد بهشت شویم.
وی در شرح فراز دوم این دعا تأکید میکند: برای آنکه بفهمیم منظور از «اغلق عنی فیه ابواب النیران» و «در این روز درهای آتش دوزخ را بر من ببند» چه میباشد؟ اشاره مینماییم به فرموده خداوند عزوجل در قرآن کریم: الم یعلموا انه من یحاد الله و رسولا فان له نارجهنم خالدا فیها”(توبه / آیه ۶۴). یعنی آیا نمیدانند که هرکس با خداوند و رسولش دشمنی نماید آتش جهنم برای اوست که در آن جاودان خواهد ماند و با توجه به این آیه شریفه در مییابیم ما در این روز در اصل با این دعا از خداوند میخواهیم ما را جزء کسانی قرار دهد که از دستورات ذات اقدسش و رسول گرامیاش پیروی میکنیم؛ چرا که پیروی از خداوند و رسولش برابر با رستگاری در دنیا و آخرت و دوری از آتش دوزخ است.
از محراب تا معراج
شهادت، متاع گرانبهایی است که هرکس قدرت خریداری اش را ندارد. شیرینی شهد شهادت را به هر کسی نمیچشانند. امیر مؤمنان علی(ع)، آن یکّه تاز عرصه عشق و شهادت، مبنای شهادت طلبی و دستیابی به این فوز عظیم را این سان بیان میدارد و صفات عاشقان شهادت را اینگونه مینمایاند و شور و شوق خود را نسبت به آن چنین توصیف میکند: «مجاهدان شهادت طلب چنان به سوی خدا پر میکشند که تشنگان به جانب آب. بهشت در پرتو آذرخش نیزه هاست. امروز خبرها در بوته آزمون ارزیابی میشوند و به خدا سوگند که اشتیاق من به صحنه نبرد [و شهادت] و رویارویی با دشمن، بیش از شوقی است که آنان به زندگیشان دارند».
آرزوی شهادت
علی(ع) در طول حکومت خویش همواره هم آغوش با تنهایی و غربت بود. ناپایداری و سست عنصری یارانی که در هنگامههای سخت عقب مینشستند و تنهایش میگذاشتند و فرمان مولایشان را اطاعت نمیکردند، اینها همه، سینه صبور علی(ع) را میفشرد و قلب نیرومندش را به دردی جانکاه مبتلا ساخته بود تا آنجا که در آغوش کشیدن مرگ را از هر چیز دیگری خوشتر میداشت و از خدا چنین درخواست میفرمود: «از خدا میخواهم که به زودی از یارانی چنین، آسوده ام کند که به خدا سوگند، اگر رویارویی با دشمن و رسیدن به فیض شهادت را امید نبسته بودم و با این دل خوشی، خود را برای مرگ آماده نمیکردم، حتی ماندن یک روز با اینان را دوست نمیداشتم و یک بار دیدنشان را هم تحمل نمیکردم.»
شهادت، آرمانی بلند
شهادت چنان بلندمرتبه و ارزشمند است و اسلام بدین مرگ سرخ، چنان عظمت و اعتلا بخشیده که از آن آرمانی بلند ساخته است. این شهادت خواهی و آرمان طلبی در سخن علی(ع) پژواکی پرطنین یافته و در عرصه جهاد و پیکار به دعای اصلی او مبدل شده است:«نَسْأَلُ اللّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ وَ مُعَایَشَةَ السُّعَدَاءِ وَ مُرَافَقَةَ الْأَنْبِیَاءِ؛ دست یافتن به جایگاه شهیدان و همزیستی با سعادت یافتگان و همدمیبا پیامبران را از خداوند مسألت داریم».در روز پیکار تاریخی احد، پس از پایان آن روز سرنوشت ساز و به خون خفتن دهها تن از یاران، هنگامیکه علی(ع) بر اینکه چرا شهادت نصیب او نگشته است تأسف خورد، پیامبر گرامی(ص) به او فرمود: علی جان، تو در آینده به شهادت خواهی رسید.مرگ سرخ در راه خدا، زیباترین و برترین گونه جان سپردن است. ارزشی بس والا دارد و ناب ترین تصویر را ترسیم میکند و علی(ع) مرگی این سان را میطلبید و در انتظارش به سر میبرد و چنین فرمود: «سوگند به آن که جان پسر ابی طالب به دست اوست که تحمل هزار زخم شمشیر بر من آسان تر از مرگ در بستری است که نه در راه پیروی از خداست».حضرت علی(ع) در دوران زندگی پر تلاطم و پرفراز نشیباش، همواره به شهادت میاندیشید و آنچه از آن نیرو میگرفت و جانش را سیراب میساخت، امید به کشته شدن در راه خدا بود. این کلام از حضرت علی(ع) است که میفرمود: «به خدا سوگند که اگر این امید نبود که در یکی از دیدارهای سخت که با دشمن در پیش است شهادت را بهره برم، اسب خویش زین مینهادم و از میان شما برای همیشه کوچ میکردم و دیگر تا آن زمان که نسیمیاز شمال یا جنوب بوزد شما را طلب نمیکردم».
توطئه خوارج
جنگ نهروان پایان یافت و علی(ع) به کوفه مراجعت کرد. ولی عده ای از خوارج که در نهروان توبه کرده بودند، دوباره زمزمه مخالفت سر دادند و بنای فتنه و آشوب گذاشتند. فراریان خوارج، مکّه را مرکز عملیات خود قرار دادند و سه تن از آنان به نامهای عبدالرحمان بن ملجم مرادی و برکبن عبد الله تمیمیو عمرو بن بکر تمیمیدر یکی از شبها گرد هم آمدند و تصمیم به قتل سه تن گرفتند. این سه تن عبارت بودند از علی(ع)، معاویه و عمروعاص که به گمان آنان منشأ فتنهها بودند. در این میان قتل علی(ع) آن امام خوبیها را ابن ملجم، عهده دار شد و برای انجام این مأموریت به سوی کوفه رهسپار گردید.عبدالرحمان بن ملجم مرادی، آن نگون بخت تاریخ، در روز بیستم ماه شعبان سال چهل هجری به قصد کشتن علی(ع) به کوفه آمد و در خانه اشعث بن قیس منزل گرفت. در آنجا با دختری به نام قطام آشنا شد و چنان دل به او بست که همه چیز را فراموش کرد. از این رو از قطام خواستگاری کرد. اما قطام که پدر و برادرش در جنگ نهروان کشته شده بودند شرط ازدواج را کشتن علی(ع) قرار داد و در این راه گروهی را با ابن ملجم همراه کرد. عبدالرحمان نیز که سخت در دام عشق قطام گرفتار آمده بود شبیب بن بجره را با خود همداستان ساخت و بدین سان قتل رادمرد تاریخ و امیر والاییها تدارک دیده شد.
افطار شب موعود
علی(ع) شصت و سومین سال عمرش را پشت سر نهاده بود. در رمضان شصت و سومین سال عمر خود بار دیگر به میهمانی خدا آمده بود. در آن ماه، هر شبی را در خانه یکی از فرزندانش افطار میکرد. در نوزدهمین شب ماه خدا، در خانه دخترش ام کلثوم بود. او افطار پدر را در طبقی به حضورش آورد، دو تکه نان جو،کاسه ای از شیر و مقداری نمک اما همین که نگاه علی(ع) به ظرف غذا افتاد سرش را تکان داد و با صدای بلند گریست و گفت: «دخترم برای من در یک طبق دو خورش حاضر کرده ای؟ مگر نمیدانی که من متابعت برادرم رسول خدا میکنم... دخترم به خدایم سوگند افطار نخواهم کرد تا از این دو خورش یکی را برداری». ام کلثوم ظرف شیر را برداشت و آن یگانه دوران با کمینان جو و نمک ساییده افطار فرمود.
علی(ع) آماده شهادت
در آن شب موعود امیر فضیلت ها، گاه و بی گاه از اتاق خویش بیرون میرفت و نظری بر آسمان میافکند. فرمود: «به خدای سوگند این همان شبی است که آموزگار مجربم، رسول خدا به من وعده داده است». گاهی زمزمه استغفار بر لب داشت و گاهی تلاوت «یس» میکرد. آن شب نماز و راز و نیاز علی(ع) با شبهای دیگر فرق میکرد. میگفت: اللّهُمَّ بَارِکْ لِیَ الْمَوْتَ؛ خداوندا، مرگ را بر من مبارک گردان. لحظه ای خواب چشمانش را فرا گرفت. او آن حالت را چنین توصیف میکند: «در آن حال رسول خدا(ص) را در عالم رؤیا دیدم. عرض کردم چه بسیار کارشکنیها و لجاجت و دشمنیها که از امتت دیدم! فرمود: آنها را نفرین کن. گفتم: خدا بهتر از آنان را به من بدهد و به جای من شخص بدی را بر آنها مسلط کند».
حرکت علی(ع) به سوی مسجد
مقتدای حق جویان برای نماز آماده رفتن به مسجد است. اما تو گویی همه ذرات هستی میگویند مولا، امشب به مسجد مرو. مرغابیان نالان و پرزنان گرد او را گرفته اند. علی(ع) نگاهی به آنان میکند و میفرماید: «نیست خدایی مگر خدای یگانه. صیحه هایی که در پی آن نوحه سراییها خواهد بود و فردا قضا و قدر الهی ظاهر میشود». علی(ع) به راه خویش ادامه میدهد؛ ولی این بار، قلابِ درْ کمربندش را میگیرد. او نیز فهمیده است که امشب چه اتفاقی قرار است بیفتد. مولا کمربندش را محکم میکند و شعری بدین مضمون میخواند: «هان ای فرزند ابوطالب! کمر خویش را برای مرگ محکم بند؛ زیرا مرگ تو را ملاقات خواهد کرد و از مرگ آن گاه که به سوی تو آید فریاد مکن» و دیگر بار زمزمه کرد: «خداوندا مرگ را بر ما سعادتمندانه ساز و دیدارت را بر ما مبارک گردان».
علی(ع) در مسجد کوفه
امیرالمؤمنین علی(ع) با شتاب به سمت مسجد حرکت میکند. حسن(ع) را که برای حفاظت پدر به دنبال او آمده بر میگرداند. وارد مسجد میشود و در تاریکی، چند رکعتی نماز به جا میآورد و آنگاه بر بام مسجد میرود و بانگ اذان سر میدهد. اذانی که در سایه همت و رشادت مردانه او اینگونه شکوه و جلال یافته است. پس از آن از مأذنه به زیر میآید و در صحن مسجد با بانگ الصلوه، الصلوه، خفتگان را برای نماز بیدار میکند.
علی(ع) در محراب شهادت
علی(ع) اینک به نماز نافله فجر ایستاده است. اما این نماز حال و هوای دیگری دارد. رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. لحظه موعود فرا رسیده است. همین که سر از سجده رکعت اول بر میدارد «شبیبن بحره»، آهنگ قتل آن حضرت میکرد. اما شمشیر او به طاق اصابت کرد و خطا نمود. ابن ملجم مرادی، تیره روزترینِ مردمان که در تاریک اندیشی و فضیلت سوزی گوی سبقت ربوده بود، به آن حضرت نزدیک میشود و شمشیر زهرآلود خود را بر فرق مبارک آن رهبر آزاده فرود میآورد؛ ضربتی که به جای زخم عمروبن عبدود مینشیند و تا جای سجده را میشکافد. آن ضربت دین را از وجود علی(ع)، محروم کرد. انسانیت را در سوگ رهبری والا نشاند و عدالت را بی مقتدا ساخت.
فُزْتُ و رَبِّ الْکَعْبَة
مسجد کوفه، آن شب نظاره گر آخرین مناجات و نماز مولای پارسایان بود. علی(ع) دیگر خود را آزاد میدید. به آستانه وصال رسیده بود. دیگر از رنجها و دردهایی که مردمان نابکار برای او آفریده بودند رهایی مییافت. آری وعده ای که به او داده بودند تحقق پیدا کرده بود. پس همین که ضربه آن دشمن پاکیها بر فرق او فرود آمد سر برداشت و در حالی که چشم به آسمان دوخته بود فریاد کرد: بِسْمِ اللّهِ وَبِاْاللّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزتُ و رَبِّ الْکَعْبَة؛ به پروردگار کعبه سوگند که رستگار و کامروا شدم».
ندای جبرئیل
شگفتی این است که پس از فرود آمدن تیغِ حقستیز ابن ملجم، فرشته وحی در حالی که علی(ع) هنوز از عالم خاک عروج نکرده بود، شهادت او را اعلام داشت و آه و ناله فرشتگان در آسمانها طنین افکند. بادی تیره وزیدن گرفت و جبرئیل بی امان فریاد برآورد: به خدای سوگند که پایههای هدایت فرو ریخت. به خدای سوگند که ستارگان آسمان تیره و تار شدند. پرچمها و نشانههای پرواپیشگی از میان برداشته شد. پسرعموی گرانقدر پیامبر و جانشین راستین و برگزیده او، علی مرتضی، کشته شد».مردم با دیدن این منظره هجوم آوردند و ابن ملجم را گرفتند و به نزد علی(ع) بردند. علی(ع) چشمانش را گشود. با صدای ضعیف اما با یک دنیا مهربانی و لطف رو به او کرد و گفت: ای ابن ملجم، آیا به تو مهربانی نکردم؟ آیا برای تو امام بدی بودم تا مرا این گونه پاداش دهی؟ ...».آنگاه رو به فرزند ماتم زده اش حسن(ع) کرد و فرمود: «پسرم، با اسیر خود مدارا کن و شفقت و مهربانی پیش گیر... ما از اهل بیت رحمت و مغفرتیم. از آنچه خود میخوری به او بخوران و از آنچه میآشامیبه او بنوشان. اگر من از دنیا رفتم با یک ضربه او را قصاص کن و اگر زنده ماندم خود میدانم که با او چه کنم و من به عفو سزاوارترم»
دبیرکل حزبالله لبنان خواستار حضور گسترده مردم در مراسم روز قدس شد
سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان عصر روز شنبه در سخنرانی خود به مناسبت نوزدهمین سالگرد پیروزی نیروهای مقاومت بر اسرائیل و آزادسازی کامل لبنان در ۲۵ می سال ۲۰۰۰، گفت: ساعت ۹ و نیم شب جمعه آینده مراسمی ملی به مناسبت روز قدس در میدان عاشورا برگزار میکنیم و من همه را دعوت میکنم تا در مراسم روز قدس حضور گسترده و پررنگ داشته باشند، زیرا این روز، خصوصاً با توجه به شرایط کنونی منطقه و با مطرح شدن مسئله معامله قرن، اهمیت بسیاری دارد.
وی با بیان اینکه همه ما در برابر معامله قرن که هدفی جز از بین بردن مسئله فلسطین ندارد، مسئولیت داریم، افزود: ما سخنان مقامات آمریکا درباره آغاز معامله قرن و اقدامات بعدی در راستای اجرای این مسئله را شنیدهایم.
دبیرکل حزب الله لبنان همچنین گفت: واکنش یکپارچه همه گروههای فلسطینی در تحریم نشست بحرین قابل ستایش است.
وی افزود: اسرائیل از سال ۲۰۰۰ تاکنون به راههای رهایی از حزبالله به عنوان ستون فقرات نیروی لبنان فکر میکند و همه جهان خصوصاً اسرائیل میداند که آنچه در ۲۵ ماه می سال ۲۰۰۰ اتفاق افتاد، شکست کامل اسرائیل و پیروزی آشکار لبنان بود و ما از همه کسانی که برای این آزادی جانبازی کردند و همینطور از سوریه و ایران باید قدردانی کنیم.
سیدحسن تأکید کرد: لبنان میتواند اسرائیلیها را از دسترسی به نفت و گاز منع کند و آمریکاییها این مسئه را به خوبی میدانند.
وی تصریح کرد: نیروهای مقاومت از موضع دولت درباره مسئله تعیین مرزهای دریایی حمایت میکند و همه لبنانیها به مسئولان کشور در گرفتن حقوق کامل دریایی لبنان اعتماد دارند و لبنان در این مسئله بر حق و منطق استناد میکند.
نصرالله گفت: ما بر حق طبیعیمان در مقاومت و اقدام به هر عملی برای بازپسگیری سرزمینهای اشغال شده لبنان تأکید میکنیم.
دبیرکل حزبالله لبنان افزود: آمریکاییها بر عدم بازگشت آوارگان سوری به وطنشان قبل از انتخابات ریاست جمهوری سوریه اصرار دارند و بعضیها هم تلاش میکنند تا به مسئله آوارگان سوریه جنبه قومی و منطقهای بدهند، در حالی که علت اصلی اختلاف در بازگشت آوارگان سوری به کشورشان، سیاسی و مربوط به انتخابات پیشروی این کشور است. لبنانیها همه برای بازگشت آوارگان سوریه به کشور آماده کمک هستند.
وی تأکید کرد: صدور بیانیه به تنهایی برای مقابله با اسکان دائمی آوارگان کافی نیست، بلکه باید یک استراتژی لبنانی-فلسطینی مشترک برای مقابله با این مسئله وضع کرد و من از مسئولان فلسطینی و لبنانی دعوت میکنم تا نشستی مشترک برای مقابله با این مسئله برگزار کنند.
سیدحسن نصرالله تصریح کرد: مصلحت ما لبنانیها این است که قوی باشیم و این در شرایطی که قوانین بینالمللی جایگاهی ندارند، ضامن حقیقی امنیت لبنان است. اگر مقاومت و آزادسازی در لبنان نبود، ما هم امروز شاهد این بودیم که ترامپ بخشهایی از کشورمان را به اسرائیل میبخشد، همانطور که این مسئله را در قدس و جولان دیدیم.
دبیرکل حزبالله لبنان گفت: ما باید بر مزارع شبعا، بلندیهای کفرشوبا و بخش لبنانی شهرک الغجر تأکید کنیم و موضع میشل عون، رئیس جمهور لبنان در این زمینه قابل تقدیر است.
وی همچنین تأکید کرد: ما لبنانیها باید بر اهمیت مقاومت در کشور برای محافظت از امنیت، صروت، حال و آینده لبنان آگاه باشیم و باید برای محافظت از این قدرت تلاش کنیم. پیروزی سال ۲۰۰۰ درهای شکست را بست و درهای زمان پیروزی را گشود.
سیدحسن نصرالله گفت: در مورد مسئله مبارزه با فساد باید بگویم که ما بر مبارزه با فساد تأکید میکنیم و در این زمینه به صبر، همکاری و مقاومت ملی نیاز داریم و من میگویم که مبارزه با فساد از آزادسازی جنوب لبنان سختتر است.
وی تصریح کرد: هر لبنانی که اطلاعاتی درباره فساد در دو وزاتخانه بهداشت و ورزش جوانان دارد، میتواند آن را ارائه دهد. البته بر اساس اطلاعات ما فسادی در وزارتخانههای مذکور وجود ندارد.
شرح دعای روز هجدهم ماه مبارک رمضان
در دعای روز هجدهم ماه مبارک رمضان آمده است: «خدایا متوجه کن من را تا از برکات سحر ماه رمضان استفاده کنم، در طول سال از سحر باید استفاده کرد به خصوص در ایام ماه رمضان. حافظ میگوید «آن گنج سعادت که خدا داد به حافظ / از ورد شب و روز و دعای سحری بود.»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
«اللّهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الی اتّباعِ آثارِهِ بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین.»
«خدایا آگاهم کن در آن برای برکات سحرهایش و روشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش و بکار به همه اعضایم به پیروی آثارش، به نور خودت، ای روشنی بخش دلهای حق شناسان.»
آیتالله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللّهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ» میگوید: خدایا متوجه کن من را تا از برکات سحر ماه رمضان استفاده کنم. مردم از برکات سحر غالباً استفاده نمیکنند. در طول سال از سحر باید استفاده کرد به خصوص در ایام ماه رمضان. حافظ میگوید «آن گنج خداداد که خدا داد به حافظ / از ورد شب و روز و دعای سحری بود.»
وی با بیان اینکه من مرید حافظ نیستم و برخی این شاعر را رد میکنند و برخی دیگر او را تایید، اظهار میکند: در موارد مشکوک نظریه ندهید. من طرفدار و مرید حافظ نیستم؛ ولی اشعار او را میخوانم و گاهی تفأل هم میزنم. اگر هم حافظ، رد شود به این معنی نیست که کتاب او را نخوانیم.
این استاد اخلاق ادامه میدهد: در شب اول قبر ملائکه نمیپرسند «من حافظ»؟ اگر هم پرسیدند؛ میگویم نمیدانم. ولی ملائکه میپرسند که «من ربّک»، رب تو کیست؟ که در پاسخ باید گفت: «الله جل جلاله ربّی» اگر پرسیدند «من نبیّک» میگویم: «محمدٌ نبیی». نکیر و منکر این سوالها را میپرسند. سوال دیگر «من امامک» است که در پاسخ باید گفت: «علیٌ امامی. »
وی ادامه داد: وقتی که امیرالمومنین حضرت زهرا (س) را دفن کرد، بالای قبر ایستاده بود. نکیر و منکر این سوالات را از حضرت زهرا (س) سوال کردند و حضرت زهرا (س) خدا و پیامبر (ص) را معرفی کرد. گفتند؛ «من امامک» که در جواب گفت: «هذا فتی، هذا امامی» این جوانی که بالای سر من ایستاده امام من است.
وی تاکید کرد: خدا کند که خوب بتوانیم جواب بدهیم و اگر موفق نشویم به خوبی جواب دهیم چه کار باید کرد؟ یکی از دعاهایمان این باشد که خدایا هنگام مردن لال نمیریم، شهادتین را به زبان بیاوریم و دعای عدیله بخوانیم.
آیتالله مجتهد تهرانی ادامه میدهد: از برکات سحر استفاده کنید و حتی آنها که به دلایل شرعی روزه نمیگیرند نیز هنگام سحر بیدار شوند و دعا کنند و از برکات سحر بهره ببرند.
این استاد بزرگ اخلاق در ادامه سخنان خود فراز «ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ» را میخواند و میگوید: خدایا قلبم را به ضیاء سحر نورانی کن. سحر یک نور و روشنایی دارد و خدایا به آن روشنایی سحر قلبم را روشن کن. قلبهای ما زنگ زده و چشم و گوش ما آلوده شده است؛ دیگر مانند گذشته با شور عبادت نمیکنیم. در ماه رمضان از خدا بخواهیم تا قلبمان را نورانی کند.
آیتالله مجتهدی تهرانی در توضیح «وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الی اتّباعِ آثارِهِ» میگوید: خدایا کاری کن تا تمام اعضای من از آثار تو پیروی کند. در دعا هر دو دستتان را بلند کنید و هرچه میتوانید دستان خود را بلند کنید. در این حالت خدا زودتر حاجت میدهد.
وی در پایان سخنان خود میگوید: در آخر دعا میخوانیم «بِنورِکَ» یعنی به نور خودت این دعای من را مستجاب کن. حال مگر خدا نور دارد؟ بله «الله نور سماوات والارض». در آخر هم میگوییم؛ «یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین» ای خدایی که قلب عارفین را نورانی کردی. اینها که عارف حقیقی هستند نه عارف زبانی. برخی ریش خود را میتراشند و سبیل میگذرانند و میگویند که من عارف هستم. از دل و عرفان و عشق دم میزنند. اینها بچهبازی است. عرفانی که توسط شخص تاریک چهره بیان میشود، چه عرفانی است؟ یک وقت امام (ره) از عرفان صحبت میکند و یک وقت آدمی که محاسن ندارد از عرفان صحبت میکند. اینها با هم متفاوت است. به هر حال، ای خدایی که قلب عارفین را نورانی کردی، این دعاها را درباره من مستجاب کن.
ضربت خوردن امام علی علیه السلام
خورشید فروزان حیات امام علی علیه السلام ، در افق روز نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در آسمان شهر کوفه به خون نشست و شمشیر مسموم نفاق و کین، فرق انسان عدالت گستری را شکافت که برترین خلق پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. آنان که می خواستند نور خدا را خاموش کنند، نمی دانستند که اراده الهی، بر مانایی علی علیه السلام استوار است و می بینیم که همچنان، کردار و گفتار امام مؤمنان، چراغ راه مردان خدا و حق جویان و یکتاپرستان جهان است.
امام علی علیه السلام ؛ تجسم عدالت
بررسی نهج البلاغه نشان می دهد که از دیدگاه امام علی علیه السلام ، عدالت در رأس ارزش های اسلامی قرار دارد و تمامی ارزش ها به عدالت بازمی گردد. در ارزیابی، مدیریت و قضاوت، عدالت، شرط اصلی است. با این حال، تجسّم عدالت، وجود مبارک خود امام علی علیه السلام بود. این معنا در سخن معروف توماس کارلایل، فیلسوف انگلیسی آمده است که گفت: «امام علی؛ ما را جز این نرسد که او را دوست بداریم و به او عشق ورزیم. در کوفه ناگهان به حیله کشته شد و شدت عدالتش موجب این جنایت گشت.» به سخن کارلایل می توان این جمله را افزود که در واقع، پافشاری امام علی علیه السلام بر اجرای احکام و پیروی از سیره پیامبر اسلام و پرهیز از انحراف در اداره حکومت، زمینه ساز توطئه بر ضد آن حضرت شد.
چشم انتظار دیدار پروردگار
در فرهنگ اسلامی، شهادت، هدف نیست، بلکه ابزار ایستادگی و پایداری در برابر تهاجم دشمنان دین است. هرگاه بستر ایثار و از خودگذشتگی فراهم شد، شهادت نیز پدیدار می شود. شهادت، وسیله ای است که در پیشگاه حضرت دوست، مقام و منزلت ویژه ای دارد و جایگاهی است برای ابراز تعبد و اخلاص در بندگی، و برای شهید شدن، چه کسی والاتر از امام موحدان، حضرت علی علیه السلام . انسان کاملی که به شهادت عشق می ورزید و واژه شهادت برایش نشاط آفرین بود.
در نامه 62 نهج البلاغه از زبان امام علی علیه السلام آمده است که من مشتاق ملاقات پروردگارم. آن حضرت، بهترین مرگ ها را کشته شدن در راه خدا می دانست و سوگند یاد کرده بود که هزار ضربه شمشیر بر من، آسان تر از مرگ در بستر در غیر بندگی خداست.
نوزده رمضان، سکوی پرواز ظاهری امام علی علیه السلام تا بی کران ها، زمان جدایی از خلق و رسیدن به محبوب واقعی بود.
از خلافت تا شهادت
حضرت علی علیه السلام بر آن بود تا آنجا که می شود، در پاسداری از اسلام و ارزش های آن تلاش کند و در این راه، افزون بر آیات قرآن، سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نیز به عنوان الگوی عملی مورد توجه آن حضرت قرار داشت. بنابراین، در مسئله خلافت نیز همین معنا مورد توجه قرار گرفت و دوران کوتاه رهبری سیاسی جامعه اسلامی، نماد برجسته ای شد از شیوه حکومت علوی. مدت این خلافت و پایان آن را خوارزمی، از نویسندگان اهل سنت، در کتاب مناقب خود چنین آورده است:«مدت خلافت علی علیه السلام چهار سال و ده ماه بود که به دست ابن ملجم مرادی به شمشیر مضروب شد و این حادثه شوم، قبل از ورود به دهه سوم ماه رمضان روی داد».
اوج جنایت بشری
حادثه ای که به شهادت امام علی علیه السلام انجامید، یکی از بزرگ ترین جنایت های بشری است؛ زیرا ابن ملجم مرادی، هیچ آزاری از امام ندیده بود. امیرمؤمنان علی علیه السلام برای او سرا پا مهر و محبت و خیر و برکت بود، چنان که برای دیگران.
این فاجعه، به بدنامی برنامه ریزان و عامل آن انجامید و برای امام علی علیه السلام ، حیاتی بود بالاتر از حیات دنیوی. حادثه مسجد کوفه و واکنش امام، نمایشگر اوج انسانیت و جلوه ای از نمایش عدل علوی در تاریخ بشری است. نوزدهم رمضان سال چهلم هجری، شاهد مظلومیت علی علیه السلام و اوج بندگی برترین انسان عصر پس از پیامبر بود.
از صحنه کارزار تا دیدار پروردگار
به طور معمول، در اسلام، جهاد آنجا معنا پیدا می کند که به مرزهای اسلامی حمله شده و جامعه اسلامی یا بخشی از آن مورد تهدید قرار گرفته باشد. جنگ هایی که در زمان پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام رخ داد، چنین بود. در عین حال، اگر جنگی شکل می گرفت و آتشی شعله ور می شد، سردار و سپهسالار آن و امیر جنگاوران و سربازان اسلام، کسی جز شیر خدا، حضرت علی علیه السلام نبود. ایشان در شب آخر عمر سراسر جهاد و تلاش خویش و در فردای فاجعه نوزدهم رمضان، خطاب به دخترش می فرماید: «دخترم! من تمام عمرم را در معرکه ها و صحنه های کارزار گذرانده و با پهلوانان و شجاعان نامی مبارزه ها کرده ام. چه بسیار یک تنه بر صفوف دشمن حمله برده و بزرگان رزم جوی عرب را به خاک و خون افکنده ام. ترسی از چنین اتفاقات ندارم، ولی امشب احساس می کنم دیدار حق فرا رسیده است».
سبک بار و بی قرار
انسان ها از مرگ گریزانند و از گرفتاری در چنگال آن هراسی همیشگی دارند. اسلام، بزرگانی را به جوامع بشری معرفی کرد که نه تنها از مرگ نمی ترسیدند، بلکه آن را به بازی می گرفتند. برجسته ترین شخص در سبک باری و در عین حال بی قراری درباره مرگ در راه خدا، امیرمؤمنان علی علیه السلام بود. صحنه های فراوانی در زندگی امام علی علیه السلام پدید آمد که شاهدی بر این معناست. برای نمونه، در جریان هجرت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ، در بستر ایشان خوابید و در واقع، در آغوش خطر آرمید. در جنگ بدر، نه تنها دلاوران قریش را به خاک انداخت، بلکه پشت ترس را نیز به خاک کشاند. در جنگ احد، بیش از هفتاد زخم برداشت، ولی پایداری اش، به اسلام و مسلمانان قوّت بخشید. از همه پرمعناتر اینکه، برای تأمین هزینه ازدواجش، زره خود را فروخت؛ زیرا به تعبیر پیامبر اسلام، به آن نیاز نداشت. آن انتظار و این بی قراری، درسحرگاه نوزدهم رمضان به وصال انجامید.
مدعیان حق و حق کشی
مسجد کوفه در نوزدهم ماه رمضان سال چهلم، محلی بود که پرده از چهره مسلمان نمایان برداشته شد. خوارج باقی مانده از جنگ نهروان، نورانیت خورشید را نمی دیدند و حق و باطل را به گونه ای یکسان در تاریکی می پنداشتند و تنها خود را مسلمان می دانستند. به تعبیر امام خمینی رحمه الله ، آنهایی که حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام را در محراب عبادت کشتند، مدعی اسلام بودند و با اسم اسلام، با اسلام جنگیدند. ایشان در جای دیگر، از عده ای یاد می کند که پیشانی شان از شدت طول سجده پینه بسته بود، ولی حق را کشتند. این مسئله و شهادت امام علی علیه السلام ، گواه مظلومیت و غربت آن امام همام است.
نوزده رمضان، از منظری دیگر
فاجعه نوزده رمضان سال چهلم هجری را از زبان ابن ملجم مرادی می توان این گونه بیان کرد: علی علیه السلام وارد مسجد شد و پس از آنکه با خدای خویش راز و نیاز کرد، راه پشت بام مسجد را در پیش گرفت و با ندای بلند، آواز اذان سر داد. آن گاه با صدای محبت آمیزش مرا برای نماز بیدار کرد. سپس در محراب به نماز ایستاد. لحظات سخت و سنگینی بود. همین که علی علیه السلام سر از سجده برداشت، بلافاصله شمشیرم را بالای سر بردم و با تمام قوا آن را فرود آوردم و درست بر جایی زدم که عمر و بن عبدود در جنگ خندق بر سر علی علیه السلام ضربه زده بود. این ضربت تا سجده گاهش را شکافت و خون فواره زد، ولی علی علیه السلام فقط ندا در داد: «به خدای کعبه رستگار شدم».
از هدایت به ضلالت
امام علی علیه السلام ، مقام امامت و پیشوایی امت اسلامی را بر عهده داشت. در کتاب شریف نهج البلاغه، به جایگاه رهبری و نیز وظایف حاکم جامعه دینی اشاره شده است. مبارزه با فساد و رهبران فاسد، بهره وری از دانش، بینش و مدیریت همراه با پیشینه درخشان و دارا بودن صفاتی چون مردم دوستی، خودسازی، هوشیاری، قاطعیت، هماهنگی در گفتار و کردار و دردمندی، از جمله نکاتی است که مورد توجه امام علی علیه السلام قرار گرفته است. با این عقیده، امیرمؤمنان پس از آنکه در مسجد کوفه هدف قرار گرفت، خطاب به ابن ملجم فرمود: «آیا من برای تو امام بدی بودم که با من این گونه رفتار کردی؟ آیا بر تو مهربان نبودم؟ آیا بیش از دیگران به تو عنایت نکردم؟ آیا عطایت را زیاد نکردم؟ زیرا امید داشتم که از گمراهی رهایی یابی و به هدایت رهنمون شوی».
مدارا با اسیر
بی تردید، فتوت و مردانگی، از ویژگی های اخلاقی است که بسیار مورد توجه و تأکید قرآن و آموزه های تربیتی پیشوایان معصوم علیهم السلام قرار گرفته است. دامنه این مردانگی در مورد آن بزرگواران چنان گسترده است که حتی گاه بر سر دشمنان دین نیز سایه افکنده است. یکی از جلوه های تاریخی و ماندگار اخلاق اسلامی، مسئله برخورد امیرمؤمنان علی علیه السلام با ابن ملجم مرادی است. در تاریخ آمده است که امام علی علیه السلام فرمود: «او اسیر شماست، به او نیکی کنید. محلی را که در آن زندانی است، وسیع قرار دهید. اگر من زنده ماندم، او را خواهم کشت یا اگر مایل بودم، خواهمش بخشید. اگر مُردم، او را یک ضربت بزنید، همان گونه که بر من ضربت زده است.» این وصیت را شهریار شعر ایران زمین، این گونه به نظم آورده است:
به جز از علی علیه السلام که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
از زبان دشمن
بزرگی و بزرگواری امیرمؤمنان علی علیه السلام ، بدیهی و کتمان ناپذیر است و در قرآن کریم نیز آیات متعددی در این باره وجود دارد. جالب اینجاست که دشمنانش نیز این شخصیت بزرگ را ستوده اند. معاویه، دشمن سرسخت آن حضرت، پس از شنیدن خبر شهادت امام علی علیه السلام گفت: «کسی را از دست دادند که منبع دانش، برتری و نیکی بود و مقام برجسته ای داشت. نمی دانید اسلام، چه شخصیت دانشور، فضیلت گستر، پرسابقه و درخشنده ای را از دست داد.» این در حالی است که میزان دشمنی معاویه با آن حضرت، بر هیچ کس پوشیده نیست.































