emamian

emamian

یک تحلیلگر فرانسوی اقدام آمریکا را در به شهادت رساندن سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقض آشکار حقوق بین‌الملل خواند.

سردار سپهبد «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سوم ژانویه 2020 در حالیکه  به دعوت رسمی مقامات عراق به این کشور سفر کرده بود، در حمله هوایی نیروهای متجاوز و تروریست آمریکایی نزدیک فرودگاه بغداد، به همراه «ابومهدی المهندس» نایب‌ رئیس بسیج مردمی عراق (الحشد الشعبی) و 8 نفر از همراهانش به شهادت رسید. به گزارش پارس‌تودی، آرنو دُووله (Arnaud Develay) وکیل بین‌المللی و تحلیلگر سیاسی فرانسوی اقدام ایالات‌متحده  را در به شهادت رساندن سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  نقض آشکار حقوق بین‌الملل دانست.
دُووله تاکید کرد که آمریکا بی‌توجه به کنوانسیون‌های بین‌المللی، بزدلانه سپهبد قاسم سلیمانی را به شهادت رساند. وی گفت: در حقیقت سردار سلیمانی بسیار به رهبر انقلاب اسلامی نزدیک بود و آمریکا بدون توجه به کنوانسیون‌های بین‌المللی تصمیم به  ترور وی گرفت. وی با اشاره به خروج یکجانبه آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌ها علیه ایران افزود: نکته مهم این است که آمریکا در افکار عمومی به عنوان یک دولت سرکش و بی‌اعتنا به همه کنوانسیون‌ها مطرح می‌شود.

انتظار فعال، نیازمند برنامه‌ریزی، هماهنگی و اقدام جمعی است؛ اتحاد میان منتظران نه شعار که ابزار عملی برای آماده‌سازی جامعه است.

نامه دریافتی- منتظر بودن به معنای انفعال نیست؛ بلکه به معنای سازمان‌دهیِ ظرفیت‌های فردی و اجتماعی برای تحقق ارزش‌های مشترک است. منتظران حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) وقتی متحد شوند، می‌توانند از پراکندگی انرژی‌ها جلوگیری کرده و تأثیرگذاری خود را در سه حوزه مشخص افزایش دهند: اصلاح اجتماعی، ترویج اخلاق مطلوب ظهور، و ساخت نهادهای مدنی مبتنی بر اهداف ظهور. 

برای تبدیل اتحاد به نیروی عملی، لازم است گام‌های مشخص برداشته شود: تعریف اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت؛ ایجاد شبکه‌های محلی برای هم‌افزایی پروژه‌های مختلف همچون خیریه، آموزشی و حقوقی؛ تدوین منشور رفتاری برای حل اختلافات و جلوگیری از تفرقه؛ و آموزش مهارت‌های گفت‌وگو و میانجی‌گری. هدایت شفاف و مساله‌گرا، همراه با تقسیم وظایف بر اساس ویژگی‌های هر طرف، از دیگر پیش‌شرط‌هاست. 

اتحاد منتظران مهدی و مسیح، به معنای همسان‌سازی عقاید نیست؛ بلکه به معنای تمرکز بر اولویت‌های مشترک و زمینه‌سازی برای ظهور است. این را باید دانست که وقتی گروه‌ها با معیارهای عملی و قابل اندازه‌گیری کار کنند، نتایج ملموس تولید می‌شود و اعتماد عمومی تقویت می‌گردد. 

در نهایت، انتظارِ سازنده محصولِ همدلی و کار سازمان‌یافته است. اتحادِ هوشمندانه منتظران مهدی و مسیح، نه تنها زمینه‌ساز ظهور وعده‌شده الهی، بلکه راهی برای ساختن جامعه‌ای است که شمار دوچندانی انسان مناسب عصر ظهور تربیت می‌کند.

حرکت علمی و اجتماعی امام باقر علیه‌السلام را می‌توان نقطه‌عطفی دانست که در میانه‌ی تلاطم‌های سیاسی و تخریب ارزش‌ها به بازسازی فکری و اجتماعی امت اسلام انجامید.

در دوران مروانیان که ارزش‌ها اسلامی رو به زوال رفته بود و انحطاط فرهنگی گریبان جامعه اسلامی را گرفته بود؛ در دورانی که آموزه‌ها و هنجارهای دینی در معرض تحریف و فراموشی قرار داشت؛ امام باقر (ع) با درکی عمیق از خطرات زمانه، حرکت نوینی را آغاز کرد. او به‌جای واکنش‌های احساسی یا قیام مسلحانه، راه آموزش منظم و تربیت نسلی از نخبگان متعهد را برگزید تا از طریق دانش و اخلاق، بنیان‌های فکری و اجتماعی جامعه اسلامی را بازسازی کند. با تربیت شاگردان متعهد و شکل‌دادن به شبکه‌ای از عالمان، نقش اجتماعی و تمدنی مهمی در رشد جامعه اسلامی ایفا کرد. در مکتب او، علم با اخلاق و مسئولیت اجتماعی پیوند خورد و این میراث در نسل‌های بعدی تداوم یافت.

ایشان آموزش را فراتر از انتقال معلومات دید و آن را ابزاری برای تربیت انسان‌های مسئول و هدایت‌گر جامعه قرار داد. ایشان شاگردان را بر اساس استعداد به حوزه‌های تخصصی هدایت می‌کرد تا هر یک به‌عنوان مرجع در فقه، حدیث، تفسیر یا کلام عمل کنند؛ این رویکرد باعث شد علم به‌صورت شبکه‌ای در جامعه منتشر شود و نهادهای فکری شکل بگیرد. تربیت هدفمند، تخصصی‌سازی و تأکید بر اخلاق عملی از شاخصه‌های مکتب او بود.

بر اساس گزارش‌های تاریخی نه تنها با شاگردانش بلکه با مخالفانش نیز به گفتگو می‌نشست و آنها را از سرچشمۀ دانش خود سیراب می‌کرد. در همین رابطه نقل شده است که ابوحنیفه، فقیه بزرگ اهل سنت، در مدینه با امام محمد باقر(ع) دیدار و مباحثه‌ای علمی داشته است؛ این گفت‌وگو منزلت علمی امام در جامعه را نشان می‌دهد و بیانگر این است که چگونه مکتب او به گفت‌وگوی علمی میان اندیشمندان مختلف دامن زد. چنین مواجهاتی نه‌تنها به تبادل علمی انجامید، بلکه به تثبیت جایگاه اهل بیت به‌عنوان مرجع فکری در جامعه کمک کرد.

البته حرکت علمی آن امام تنها به ترویج دانش خلاصه نمی‌شد. ایشان علم را با اخلاق و مسئولیت اجتماعی پیوند زد؛ شاگردان او نه صرفاً راوی حدیث، بلکه عاملان تغییر اجتماعی و فرهنگی شدند. این نسل از عالمان، با تبیین معارف و پاسخ به پرسش‌های زمانه، به آرام‌سازی فضای فکری و جلوگیری از تحریف اسلام کمک کردند و زمینه‌ساز نهضت علمی گسترده‌تری در دوره‌های بعد شدند.

امام محمد باقر(ع) با روش آموزشی منظم، تخصصی و اخلاق‌محور، بنیان‌های مرجعیت علمی اهل بیت را تثبیت کرد و از طریق تربیت شاگردانی مانند زراره و جعفر بن محمد، تأثیر اجتماعی عمیقی بر رشد فکری و فرهنگی جامعه اسلامی گذاشت؛ میراثی که مانند درختی پربار و تنومند به ثمر نشست و در سده‌های بعدی به شکل‌گیری مکتب‌های فقهی و کلامی بزرگ انجامید.

ماه پرفضیلت رجب مناسبت‌ها و روزهایی را در خود جای داده است که بهره مندی بندگان را از این ماه دوچندان می‌کند. آنچه در ماه رجب و شعبان تدارک دیده شده است، مقدمه‌ای بر خودسازی و ورود به ماه مبارک رمضان است تا انسان آماده دریافت عظمت و درک این ماه بزرگ شود.

نخستین شب جمعه ماه رجب «لیله الرغائب» نام گرفته است. آنچه در این سال‌ها این شب را به نام شب آرزوها می‌خوانند از ریشه «رَغَب» به معنای رغبت و اشتیاق به چیزی گرفته شده است. شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند در این شب تمایل زیادی به رفتن به در خانه خدا و ارتباط و انس با معبود خویش دارند. برای این شب می‌توان معنای دیگری هم فرض کرد و آن بخشش و عفو خداوند است.

روزه

از اعمال مخصوص این شب آن است که در روز ، روزه گرفته شود. روزه یکی از اعمال خاص ماه رجب است که فضائل زیادی برای آن برشمرده شده است. در روایات آمده است که اگر شخصی تنها یک روز از ماه مبارک رجب را، از سرِ ایمان و صرفاً در جهت کسب رضای الهی، روزه بدارد، مستحق بزرگ‌ترین مراتب خشنودی پروردگار خواهد شد.

کسی که دو روز از ماه رجب را روزه بگیرد، به مقامی می‌رسد که هیچ یک از ساکنان آسمان‌ها و زمین قادر به توصیف کرامت و احترامی که او نزد خداوند دارد، نخواهند بود. علاوه بر این، برای او پاداشی نگاشته می‌شود که معادل پاداش ۱۰ نفر از صادقانی است که در تمام طول عمر خود (هر چقدر هم طولانی باشد) حتی یک بار هم مرتکب دروغ نشده‌اند.

روایت شده که اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ.

نماز مخصوص شب لیله الرغائب

در روایتی آمده است که وقتی یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای نیست مگر اینکه در کنار کعبه شریف آید، آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزی، خداوند خداوند متعال فرماید: آمرزیدم.

در خصوص این شب در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده است؛ و کیفیت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه می‌داری چون شب جمعه داخل شود مابین نماز مغرب و عشاء ۱۲ رکعت نماز می‌گذاری هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و ۱۲ مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ می‌خوانی و چون فارغ شدی از نماز ۷۰ مرتبه می‌گوئی «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَعَلی آلِهِ» پس به سجده می‌روی و ۷۰ مرتبه می‌گوئی: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمی‌داری و ۷۰ مرتبه می‌گوئی «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده می‌روی و ۷۰ مرتبه می‌گوئی: «سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را می‌طلبی که ان شاءالله برآورده خواهد شد.  از جمله اعمال این شب نمازی است که گناهان بسیار به سبب او آمرزیده شود.

رسول خدا (ص) در مورد ثواب این نماز فرمودند: قسم به کسی که جانم در دست اوست، هیچ بنده یا کنیزی  از بندگان و کنیزان خدا  این نماز را بجا نمی‌آورد، مگر اینکه خداوند گناهان او را می بخشد گرچه گناهان او مثل کف دریا و به عدد شن و به وزن کوه‌ها و به عدد برگهای درختان باشد و روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگی سزاوار آتش باشند شفاعت می‌کند. و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترین صورت، با روی گشاده و خندان و زبان فصیح برای او می‌فرستد که می‌گوید: ای محبوب من مژده بده، از هر سختی نجات پیدا کردی. می پرسد: تو کیستی؟ رویی بهتر از روی تو ندیده و بویی به خوشبویی تو مشامم نرسیده. جواب می‌دهد: ای محبوب من، من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب، فلان منطقه، فلان ماه و فلان سال بجا آوردی، امشب آمده ‏ام تا حقت را ادا کرده، مونس تنهایی تو بوده و وحشتت را از بین ببرم، و زمانی که در شیپور دمیده شود، در عرصه قیامت بر سرت سایه افکنم. و تو هرگز هیچ خیری را از جانب مولایت از دست نخواهی داد.

کنست رژیم اسرائیل به کابینه این رژیم اجازه داد تا دو سال آینده، حتی در زمان صلح و بدون حکم دادگاه، شبکه‌های تلویزیونی خارجی را در اراضی اشغالی تعطیل کند.

کنست (پارلمان رژیم اسرائیل) اختیاری را تمدید کرد که به کابینه این رژیم اجازه می‌دهد شبکه‌های تلویزیونی خارجی فعال در اراضی اشغالی را تعطیل کند. این قانون که در رای‌گیری شبانه پارلمان با ۲۲ رای موافق در برابر ۱۰ رای مخالف تصویب شد، اختیار موقت کابینه را تمدید کرد.

این قانون در طول جنگ غزه برای تعطیلی رسانه‌هایی تصویب شد که تهدیدی برای امنیت ملی تلقی بشوند.این قانون به کابینه اجازه می‌دهد تا دو سال آینده، حتی در زمان صلح و بدون نیاز به حکم دادگاه، فعالیت یک رسانه خارجی را متوقف کند. در این چارچوب، بستن دفاتر رسانه‌ای، توقیف تجهیزات پخش و مسدود کردن دسترسی به وب‌سایت‌ها نیز امکان‌پذیر خواهد بود. همچنین این قانون به وزیر دفاع اسرائیل اختیار می‌دهد در کرانه باختری اشغالی نیز برای جلوگیری از پخش‌های ماهواره‌ای اقداماتی انجام دهد.

این اختیار که در ابتدا «قانون الجزیره» نامیده می‌شد، برای تعطیلی دفاتر این شبکه قطری و مسدود کردن پخش آن در ماه مه ۲۰۲۴ استفاده شد. الجزیره نهایتاً در سپتامبر ۲۰۲۴ مجبور شد دفتر خود را در رام‌الله تعطیل کند. اسرائیل شبکه الجزیره را به تبعیض و گرایش ضداسرائیلی و حمایت از حماس در پوشش خبری متهم کرد.در واقع، هدف اصلی این قانون رسانه‌هایی هستند که سیاست‌های اسرائیل را نقد می‌کنند یا جنایات این رژیم علیه فلسطینی‌ها را پوشش می‌دهند. تصویب قانون جلوگیری از فعالیت رسانه‌های خارجی در کنست اسرائیل نشان‌دهنده‌ی ترس رژیم صهیونیستی از رسانه‌های مستقل و آزاد است. 

این اقدام را می‌توان بخشی از سیاست کنترل شدید اطلاعات و مهار روایت‌های مخالف دانست که مشروعیت این رژیم را در سطح جهانی بیش از پیش زیر سؤال می‌برد. هدف اصلی رژیم صهیونیستی این است که با این قانون تنها روایت رسمی خود از تحولات منطقه و جنگ‌ها را در رسانه‌ها برجسته کند و مانع از انتشار دیدگاه‌های مخالف شود.پارلمان رژیم صهیونیستی همسو با کابینه این رژیم، رسانه‌ها را به‌عنوان تهدید امنیتی تلقی می‌کند. 

با محدود کردن رسانه‌های خارجی، رژیم صهیونیستی می‌کوشد مانع شکل‌گیری تصویر واقعی از وضعیت فلسطین و همچنین جنایت‌های این رژیم در افکار عمومی جهان شود. این قانون نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی رسانه‌ها را نه به‌عنوان ابزار اطلاع‌رسانی، بلکه به‌عنوان تهدیدی علیه موجودیت خود می‌بیند. در واقع، رسانه‌های آزاد با افشای واقعیت‌های میدانی، بزرگ‌ترین چالش برای پروپاگاندا و روایت‌سازی دروغین و غیرواقعی اسرائیل هستند.

واقعیت امر این است که رژیم صهیونیستی حقیقت را یکی از خطرناک‌ترین دشمنان خود می‌داند، چرا که ابعاد جنایت‌های مرتکب شده آنرا آشکار می‌کند؛ از همین رو طی سال‌های گذشته روش‌های متعددی برای مقابله با آن به کار گرفته که در رأس آنها، حمله به رسانه‌هایی است که با روایت رسمی این رژیم همسو نیستند و جلوگیری از فعالیت آنها در مناطق تحت کنترلش قرار دارد. تصمیم به تعطیلی شبکه الجزیره و نیز جلوگیری از ورود خبرنگاران خارجی به باریکه غزه، شواهد روشنی از این سیاست و نقض آشکار اصول حقوق بین‌الملل و آزادی بیان به شمار است؛ امری که نه تنها «نادرستی ادعای اسرائیل مبنی بر دموکراتیک بودن این رژیم در منطقه» را برملا می‌کند بلکه آنرا به عنوان دشمن شمار یک رسانه‌های آزاد در جهان معرفی می‌کند.

یک مطالعه انجام شده بر روی بیش از ۳۲۸۰۰۰ شرکت‌کننده در بیوبانک بریتانیا که ۱۲ سال طول کشیده نشان داد که نوشیدن نوشیدنی‌های بسیار داغ، مانند چای و قهوه، خطر ابتلا به سرطان معده را افزایش می‌دهد.

محققان نه تنها مقدار نوشیدنی‌های مصرفی، بلکه دمای ترجیحی شرکت‌کنندگان را نیز تجزیه و تحلیل کردند. آنها دریافتند افرادی که روزانه بیش از هشت فنجان نوشیدنی بسیار داغ می‌نوشند، در مقایسه با افرادی که نوشیدنی‌های گرم‌تر را ترجیح می‌دهند یا به ندرت می‌نوشند، ۵۴٪ بیشتر در معرض ابتلا به سرطان معده هستند.

محققان دریافتند که این تأثیر در بین کسانی که مرتباً نوشیدنی‌های بسیار داغ می‌نوشند، حتی بیشتر است و خطر ابتلا به سرطان معده در صورت مصرف بیش از هشت فنجان در روز، صرف نظر از سن، سبک زندگی، سیگار کشیدن یا سایر عوامل، بیش از دو برابر می‌شود.

کارشناسان معتقدند که این امر به دلیل تحریک مزمن دیواره معده یراثر گرما است که باعث التهاب و آسیب بافتی می‌شود و محیط مناسبی را برای رشد تومور‌های بدخیم ایجاد می‌کند. این مطالعه نشان می‌دهد که نوشیدن نوشیدنی‌ها با دمای متوسط ​​​​ممکن است گامی ساده برای کاهش خطر ابتلا به سرطان معده و دستگاه گوارش باشد.

یکی از نقاط ضعف انسان ها، مسئله «خودپسندی» است که أمیرالمومنین علی علیه السلام توصیه ای پیرامون این مسئله دارند:

وَ إِیَّاکَ وَالاِْعْجَابَ بِنَفْسِکَ، وَالثِّقَةَ بِمَا یُعْجِبُکَ مِنْهَا، وَحُبَّ الاِْطْرَاءِ - نامه ۵۳

از خودپسندی و تکیه بر نقاط قوت خویش و علاقه به مبالغه در ستایش (ستایش گویان) شدیداً بپرهیز.

امام علیه السلام انگشت روی سه نقطه ضعف از نقاط ضعف آدمی به خصوص زمامداران گذارده است: اوّل خودپسندی، دوم اعتماد بر نقاط قوت خویش و سوم علاقه به مدح و ثنای ثناگویان.

گرفتاری انسان در این گونه موارد از آنجا نشأت می گیرد که حب ذات و علاقه به خویشتن سبب می شود نقاط قوت خود را بزرگ ببیند و بر آنها تکیه کند و دوست دارد او را بستایند، بلکه گاه نقاط ضعف خویش را نقطه قوت می شمرد و ثنای ثناگویان را می‌طلبد که این خطرناک‌ترین حالات انسان است.

به مناسبت میلاد امام محمدباقر علیه السلام گزیده‌ای از بیانات مقام معظم رهبری، پیرامون شخصیت امام پنجم شیعیان تقدیم شما فرهیختگان می شود.

حرکت سیاسی امام باقر علیه السلام

بزرگان علمای زمان، پیش امام باقر درس میخوانند و استفاده میکنند. شخصیّت معروفی مثل عکرمه شاگرد ابن‌عبّاس وقتی می‌آید خدمت امام باقر، برای اینکه از آن حضرت حدیث بشنود -شاید هم برای اینکه امتحانش بکند- دست و بالش میلرزد و در آغوش امام می‌افتد؛ بعد خودش تعجّب میکند، میگوید یا ابن رسول‌الله! من بزرگانی مثل ابن‌عبّاس را دیدم و از آنها حدیث شنیدم [امّا] هرگز این حالتی که در مقابل تو به من دست داد، برای من دست نداده بود؛ و ببینید امام باقر در جوابش چقدر صریح میگویند «وَیلَکَ یا عُبَیدَ اَهلِ الشّامِ! اِنَّکَ بَینَ یَدَیِ بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَ یُذکَرَ فِیها اسمُه»؛(۱) ای بنده‌ی کوچک شامیان! تو در مقابل عظمت معنویّت است که مجبوری این‌جور به خودت بلرزی. کسی مثل ابوحنیفه که از فقها و بزرگان زمان است، می‌آید خدمت امام باقر و از آن حضرت معارف و احکام دین را فرا میگیرد، و بسیاری از علمای دیگر جزو شاگردان امام باقر هستند وصیت علمی امام باقر در اکناف عالم میپیچید که به «باقرالعلوم» معروف میشود.
پس ببینید؛ وضع اجتماعی و وضع عاطفی مردم و احترامات آنها نسبت به ائمّه، زمان امام باقر فرق کرده، تفاوت کرده. به همین نسبت ما می‌بینیم که حرکت سیاسی امام باقر هم تندتر است؛ یعنی امام سجّاد در مقابله‌ی با عبدالملک، [به‌صورت] روبه‌رو، تندی و سخن درشت و سخنی که بتوانند آن را به‌عنوان یک قرینه‌ای بر مخالفت بگیرند، ندارد. عبدالملک به امام سجّاد نامه مینوشت درباره‌ی فلان موضوع، حضرت هم جواب او را میدادند؛ البتّه جواب پسر پیغمبر همیشه یک جواب محکم و متین و دندان‌شکن است، امّا در آن، به‌آن‌صورت تعرّض نیست؛ امّا در مورد امام باقر (علیه الصّلاة و السّلام) این‌جوری نیست؛ حرکت امام باقر آن‌چنان است که هشام‌بن‌عبدالملک احساس وحشت میکند و میبیند که باید آن حضرت را زیر نظر قرار بدهد و به شام میخواهد آن حضرت را ؛ البتّه امام سجّاد را هم در دوران امامتشان -بعد از آن دفعه‌ی اوّل- با غل و زنجیر و مانند اینها به شام برده‌اند، لکن وضع آنجا جور دیگری است و امام سجّاد با ملاحظه‌ی بیشتری همیشه برخورد میکردند، امّا در مورد امام باقر، ما لحن کلام را تندتر می‌بینیم. بنده چند روایت در [زمینه‌ی] مذاکرات حضرت باقر (علیه الصّلاة و السّلام) با اصحابشان دیدم که نشانه‌ی دعوت به حکومت و خلافت و امامت و حتّی نوید آینده در آنها مشاهده میشودکه ان‌شاءالله‌ چند نمونه‌اش را عرض میکنم.

بعد از آن هم که دوران زندگی این بزرگوار به پایان میرسد، ما می‌بینیم که آن حضرت، حرکت مبارزی خودشان را با آن ماجرای منا [ادامه میدهند]؛ «تَندُبُنی عَن نَوادِبَ عَشرَ سِنِینَ بِمِنًی‌،(۱) ده سال بایستی در منا بر امام باقر گریه بکنند؛ این ادامه‌ی همان مبارزه است. 

گریه بر امام باقر آن‌هم در منا، به چه منظوری است؟ در زندگی ائمّه (علیهم ‌السّلام)، آنجایی که گریه تحریض شده، بر امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) است که روایات متقنِ مسلّمِ قطعی دارد؛ چرا، حضرت رضا در هنگام حرکتشان [عدّه‌ای را] جمع کردند که بر ایشان گریه کنند که یک حرکت کاملاً سیاسی و جهت‌دار و معنی‌داری بود [امّا] در مورد [گریه بر] شهادتشان جای دیگری بنده یادم نمی‌آید جز در مورد امام باقر (علیه السّلام) که حضرت وصیّت میکنند و هشتصد درهم از مال خودشان را میگذارند که این کار را در منا بکنند.

منا با عرفات فرق دارد، با مشعر فرق دارد، با خود مکّه فرق دارد؛ مکّه شهر است و مردم متفرّقند و مشغول کارشانند؛ در عرفات یک صبح تا عصر بیشتر نیستند، صبح که می‌آیند خسته‌اند و عصر هم با عجله دارند میروند که به جاهای دیگر برسند؛ و در مشعر [فقط] چند ساعتی در شب هستند و یک گذرگاهی است در راه منا؛ امّا منا سه شبِ متوالی است؛ کسانی که در این سه شبانه‌روز ــ در آن زمان و با وسایل آن روز ــ بخواهند روزها خودشان را به مکّه برسانند و شب برگردند، کمند و آنجا میمانند؛ درحقیقت سه شبانه‌روز هزارها انسان آنجا هستند که از اکناف عالم اسلام آمده‌اند و انسان میبیند که جای مناسبی است برای اینکه آنجا تبلیغات کند؛ هر حرفی که بخواهیم به دنیای اسلام برسد، جایش آنجا است؛ با وضع آن روز که رادیو و تلویزیون و روزنامه و وسایل ارتباط‌جمعی نبوده.

آنجا وقتی یک عدّه‌ای بر محمّدبن‌علی از اولاد پیغمبر گریه میکنند، همه قاعدتاً سؤال خواهند کرد که چرا گریه میکنید؟ انسان که برای هر مرده‌ای گریه نمیکند، مگر به او ظلم شده بود؟ مگر کشته شده؟ چه کسی به او ظلم کرده؟ چرا به او ظلم کردند؟ و سؤالهای فراوانی از این قبیل دنبالش می‌آید؛ این همان حرکت سیاسی مبارزی بسیار دقیق و حساب‌شده است.۱۳۶۵/۰۴/۲۸

* امید حکومت اهل بیت در زمان امام باقر علیه السلام

روایتی است که در بحار هست که نقل میکند منزل حضرت ابی‌جعفر، پُر از جمعیّت بود؛ پیرمردی آمد و تکیه داده بود به یک عصایی یا مانند آن؛ آمد و سلام کرد خدمت حضرت و اظهار علاقه کرد و اظهار محبّت کرد و بعد نشست پهلوی حضرت و گفت «فَوَ اللهِ اِنّی لَأُحِبُّکُم وَ اُحِبُّ مَن یُحِبُّکُم وَ وَ اللهِ مَا اُحِبُّکُم وَ اُحِبُّ مَن یُحِبُّکُم لِطَمَعٍ فی دُنیا وَ اِنّی لَاُبغِضُ عَدُوَّکُم وَ اَبرَأُ مِنهُ وَ وَ اللهِ ما اُبغِضُهُ وَ اَبرَأُ مِنهُ لِوَترٍ کانَ بَینی وَ بَینَهُ وَ اللهِ اِنّی لَاُحِلُّ حَلالَکُم وَ اُحَرِّمُ حَرامَکُم وَ اَنتَظِرُ اَمرَکُم فَهَل تَرجُو لی جَعَلَنِیَ اللهُ فِداک‌»؛ یعنی آیا امید داری که من ببینم آن روزگار شما را؟ چون منتظر امر شما هستم یعنی منتظر فرارسیدن دوران حکومت شما. امر -هذا الامر، امرکم- یعنی حکومت؛ در تعبیرات آن دوره، چه تعبیرات بین ائمّه و اصحاب ائمّه، چه مخالفینشان و دشمنانشان -مثلاً هارون اشاره میکند «و الله‌ لو تنازعت معی فی هذا الامر...»- یعنی خلافت، یعنی امامت؛ «اَمرَکُم» یعنی خلافتتان؛ بلاشک این تعبیر به این معنا است. می‌آید سؤال میکند که آیا امید دارید که من به آن روز برسم و آن روز را ببینم؛ فَقالَ اَبُو جَعفَرٍ علیه السّلام اِلَیَّ اِلَیَّ حَتّیٰ اَقعَدَهُ اِلیٰ جَنبِه»؛ او را نزدیک آوردند و نشاندند پهلوی خودشان؛ ثُمَّ قَالَ اَیُّهَا الشَّیخُ اِنَّ اَبی عَلیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السّلام اَتاه رَجُلٌ فَسَاَلَهُ عَن مِثلِ الَّذی سَاَلتَنی عَنه؛ حضرت از قول امام سجّاد نقل میکنند و خب این را ما در روایات امام سجّاد پیدا نمیکنیم؛ یقیناً میشود فهمید که اگر امام سجّاد در یک جمع بزرگی این قضیّه را فرموده بودند، به گوش دیگران و ماها هم میرسید، امّا آن چیزی را که امام سجّاد به گمان زیاد سِرّاً فرمودند، اینجا امام باقر علناً میگویند. بعد، از قول پدرشان نقل میکنند که فرمود «اِن تَمُت تَرِد عَلیٰ رَسُولِ اللهِ وَ عَلیٰ عَلیٍّ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ وَ عَلیٰ عَلیِّ بنِ الحُسَینِ وَ یَثلَجُ قَلبُکَ وَ یَبرُدُ فُؤادُکَ وَ تَقَرُّ عَینُکَ وَ تُستَقبَلُ بِالرَّوحِ وَ الرَّیحانِ مَعَ الکِرامِ الکاتِبین ... وَ اِن تَعِش تَریٰ ما یُقِرُّ اللهُ بِهِ عَینَکَ وَ تَکونُ مَعَنا فِی السَّنامِ الاَعلیٰ»؛(۱) یعنی مأیوسش نمیکنند؛ میگویند اگر بمیری -چون پیر بوده- که خب با پیغمبر هستی و مانند اینها، اگر هم بمانی، با خود ما خواهی بود؛ یعنی یک چنین تعبیراتی در کلام امام باقر [هست].۱۳۶۵/۰۴/۲۸

سبک شمردن نماز 15 مصیبت برای فردِ سبک‌شمارنده در بردارد که در این مطلب به این مصیبت ها اشاره خواهیم کرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، نماز، ستون دین است؛ ستونی که تمام معارف دین و شعائر اسلام، بر روی آن بنا شده است.

چنانچه ستون دینِ کسی از استحکام و قدرت کافی برخوردار نباشد، سایر جلوه های دینش هم، متزلزل و سست بنیان خواهد بود؛ از این رو، جایگاه ویژه نماز در دین اسلام و نیز، در برنامه عبادی مؤمنان بر هیچ کس پوشیده نیست.

اشخاص با ایمانی که اسلام را نشان افتخار خود می دانند، پنج‌ بار در شبانه‌روز برای ارتباط با معبود و خالق هستی به نماز می ایستند و با او سخن می گویند تا آیینه باطن خود را صیقل دهند و به سوی کمال و نیل به سعادت گام بردارند. اما اینچنین جایگاهی، مسلماً در معرض آسیب ها و آفات عدیده ای قرار خواهد گرفت زیرا دشمنی و عداوت با دین اسلام و مسلمین و جلوه های عبادی و بندگی آنها، کمترین توطئه شیطان و ایادی اوست.

سبک شمردن و سهل انگاری در رابطه با نماز، یکی از همین آسیب ها و آفت هاست که در این نوشتار به «عواقب سبک شمردن نماز + ۱۵ مصیبتی که فرد سبک شمارنده نماز فرا می‌گیرد» می پردازیم.

اهمیت نماز در آیات قرآن

اهمیت نماز و اهتمام به برپاداشتن آن در طول شبانه روز، بارها در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته است و این امر، نشان از اهمیت بالای نماز دارد. در قرآن حدود هشتاد آیه در مورد نماز است که با تعبیرهای مختلف به اقامه نماز و رعایت حدود و احکام آن پرداخته و یا به مدح و تمجید نمازگزاران و ضم و توبیخِ تارکینِ ‌نماز و سهل انگارانِ آن پرداخته است.

به عنوان مثال، در سوره اعلی نماز به عنوان عامل رستگاری ذکر شده است:«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی‏ وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی …‏ »: ‏حقا که رستگار شد کسی که خود را (از عقاید فاسد و رذایل اخلاقی و عمل‌های زشت) پاک کرد و رشد بخشید و زکات داد و نام پروردگار خود را یاد کرد و خضوع نمود و نماز خواند.[۱]

در این آیه اشاره به پاکی از عقاید فاسد و رذایل اخلاقی و اعمال زشت اشاره شده و به دنبال آن، واژه ی نماز آمده است. دلیل این امر، به خاصیت پاک کنندگی و تعالی بخش نماز برمی گردد زیرا خداوند می فرماید:« اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاهَ ۖ إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَیٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ ۗ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ»: (ای رسول ما) آنچه را که از کتاب (آسمانی قرآن) بر تو وحی شد (بر خلق) تلاوت کن و نماز را (که بزرگ عبادت خداست) به جای آر، که همانا نماز است که (اهل نماز را) از هر کار زشت و منکر باز می‌دارد و همانا ذکر خدا بزرگتر (و برتر از حدّ اندیشه خلق) است، و خدا به هر چه (برای خشنودی او و به یاد او) کنید آگاه است.[۲]

هنگامی که حضرت عیسی علیه السلام به فرمان خداوند، در گهواره لب به سخن گشود، اینگونه فرمود که خداوند، مرا تا زمانی که زنده هستم؛ به برپا داشتنِ نماز و پرداختِ زکات سفارش کرده است: «…وَ أَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیًّا»: … و مرا تا زمانی که زنده‌ام به عبادت نماز و زکات سفارش کرد.[۳]

اهمیت نماز در احادیث

جایگاه و اهمیت نماز، در احادیث و روایات نیز مشهود است؛ چنانکه رسول خدا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله در این زمینه فرموده است: ««إِنَّ عَمُودَ الدِّینِ الصَّلاَهُ وَ هِیَ أَوَّلُ مَا یُنْظَرُ فِیهِ مِنْ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ فَإِنْ صَحَّتْ نُظِرَ فِی عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَصِحَّ لَمْ یُنْظَرْ فِی بَقِیَّهِ عَمَلِهِ»[۴]؛ نماز ستون دین است و آن، نخستین چیزی از اعمال انسان است که در قیامت به آن نظر می شود. اگر نماز صحیح بود به سایر اعمالِ خوب او رسیدگی می شود و اگر صحیح نبود به سایر اعمال او توجّه نخواهد شد.

امام علی علیه السلام در بخشی از نامه ۴۷ نهج البلاغه در وصیت نامه خود، درباره ی اهمّیّت نماز، چنین توصیه می فرماید: «اللهَ اللهَ فِی الصَّلاَهِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ»: خدا را خدا را، که نماز را برپا دارید؛ چرا که ستون دین شماست.[۵]

امام باقرعلیه السلام نیز در همین راستا، به ذکر اهمیت نماز پرداخته و اینگونه فرموده اند که: «الصَّلاَهُ عَمُودُ الدِّینِ مَثَلُهَا کَمَثَلِ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ إِذَا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَتِ الاَْوْتَادُ وَ الاَْطْنَابُ وَ إِذَا مَالَ الْعَمُودُ وَ انْکَسَرَ لَمْ یَثْبُتْ وَتِدٌ وَ لا طُنُبٌ»: نماز ستون دین است مانند ستون خیمه؛ هنگامی که ستون خیمه ثابت و برقرار باشد طناب ها و میخ ها کارآیی دارند و اگر ستون خیمه کج شود یا بشکند از میخ ها و طناب ها کاری ساخته نیست. و علت آن است که نماز، انسان را همواره به یاد خدا می اندازد و روح ایمان و تقوا را در انسان زنده می کند، به همین دلیل است که نماز را بازدارنده از فحشاء و منکر معرفی کرده اند که انسان را از ترک طاعات منع می کند و به این ترتیب، باعث می شود که پایگاه دین استوار و پابرجا بماند و در جبهه ی مقابل، ترک نماز، انسان را به قهقرای نسیان و خدافراموشی می برد و هر کس که در این نسیان، گرفتار شود، آلوده به هر کارِ ناشایست و گناهی خواهد شد.[۶]

وای بر سبک شمارندگان نماز!

خداوند در قرآن کریم، به محافظت از نماز تأکید فرموده و سهل انگاران و سبک شمارانِ نماز را انذار داده است: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ …»؛ وای بر نمازگزاران! آنان که از نمازشان در سهو باشند».[۷]

روایات در تفسیر این آیات، اینچنین بیان کرده اند که مقصود از سهو، غفلت از وقتِ نماز است. سهل‌انگاری و سبک شماریِ نماز، راه را برایِ نفوذ و سلطه ی شیطان باز می‌کند؛ چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: « لا یزال الشیطان هابیا لابن آدم ذعرا منه ما صلی الصلوات الخمس لوقتهن فاذا ضیعهن اجترا علیهه فادخله فی العظائم.»: تا هنگامی که فرزند آدم نمازهای پنجگانه را در وقت خود انجام دهد، شیطان از او ترس و وحشت دارد؛ ولی آنگاه که نمازها را تباه ساخت، بر او جرأت پیدا می‌کند و او را در گناهان بزرگ وارد می‌سازد.[۸]

محافظت از وقت نماز در سخن و سیره معصومین علیهم السلام

امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که انسان نمازش را در اول وقتِ خود، خواند، نوری سفید و پاکیزه به آسمان می‌رود و می‌گوید: خدا تو را حقظ کند که مرا حفظ کردی و برعکس اگر کسی نسبت به وقت نماز مراقبت نکند سیاهیِ تاریک بالا رفته و می‌گوید: مرا ضایع ساختی خدا تو را ضایع کند.

اهمیت و جایگاه نماز اوّل وقت به حدی است که حتی بزرگترین و مهمترین کارها همچون جهاد و جنگ در راه خدا نیز، نباید باعث ‌شود که انسان نماز را از اول وقت خودش به تأخیر بیندازد. همین امر هم سبب شد تا هنگامی که امام علی علیه السلام در جنگ صفّین مشغول نبرد بودند، در گرماگرمِ پیکار، پیوسته مراقبِ وضع آفتاب بودند تا ببینند کی موقع ظهر می‌شود تا نماز را به جای آورند. ابن عباس عرض کرد یا امیرالمؤمنین! این چه کاری است؟ فرمود: منتظر زوال هستم تا ظهر شود و نماز بخوانم. ابن عباس گفت: آیا اکنون وقتِ ادای نماز است در این بحبوحه ی جنگ؟ حضرت فرمودند: دلیل جنگ ما با آنها چیست؟ آیا جز برای نماز است که رو در روی آنان ایستاده ایم؟

در تأیید این مطلب، امام حسین علیه السلام به خاطر حب نماز جنگ را از روز تاسوعا به عاشورا موکول کردند و نیز در ظهر عاشورا و در میانه ی جنگ، وقتی که وقت نماز فرا رسید، به همراه یارانِ خود، نماز را در اول وقت اقامه کردند. این میزان از اهمیت دادن به نماز و محافظت از وقت آن، به اصحاب و یارانِ باوفایِ ایشان نیز سرایت کرده بود به حدی که سعید بن عبدالله حنفی به هنگام نماز امام در ظهر عاشورا، در مقابل ایشان ایستاد و تمام تیرهای دشمن را که ناجوانمردانه به سوی امام و یارانِ نمازگزارشان پرتاب می شد را به جان خرید تا بدانجا که نمازِ امام به پایان رسید و سعید بن عبدالله، غرق در خون، اولین شهید نماز در صحرای کربلا شد.

عواقب سبک شماردن نماز در کلام رسول الله

عَنْ الفاطمه سلام الله علیها قالَتْ: «سَأَلْتُ أَبی رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه وآله وسلم لِمَنْ تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ.قال صلی الله علیه وآله وسلم: مَنْ تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ إِبْتَلاهُ اللّهُ بِخَمْسَ عَشَرَهَ خَصْلَهً: یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَهَ مِنْ عُمْرِهِ،وَ یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَهَ مِنْ رِزْقِهِ،وَ یَمْحُوا اللّهُ عَزَّوَجَلَّ سیماءَ الصّالِحینَ مِنْ وَجْهِهِ،وَکُلُّ عَمَل یَعْمَلُهُ لا یُوجَرُ عَلَیْهِ،وَ لا یَرْتَفِعُ دُعاؤُهُ إِلی السَّماءِ،وَ لَیْسَ لَهُ حَظٌّ فی دُعاءِ الصّالِحینَ،وَ أَنّهُ یَمُوتُ ذَلیلاً،وَ یَمُوتُ جائِعًا،وَ یَمُوتُ عَطْشانًا، فَلَوْ سُقِی مِنْ أَنْهارِ الدُّنْیا لَمْ یُرْوَ عَطَشُهُ،وَ یُوَکِّلُ اللّهُ مَلَکًا یَزْعَجُهُ فی قَبْرِهِ،وَ یَضیقُ عَلَیْهِ قَبْرُهُ، وَ تَکُونُ الظُّلْمَهُ فی قَبْرِهِ،وَ یُوَکِّلُ اللّهُ بِهِ مَلَکًا یَسْحَبُهُ عَلی وَجْهِهِ، وَ الْخَلائِقُ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ،وَ یُحاسَبُ حِسابًا شَدیدًا، وَ لا یَنْظُرُ اللّهُ إِلَیْهِ وَ لا یُزَکّیهِ وَ لَهُ عَذابٌ أَلیمٌ.»[۹]

از حضرت فاطمه سلام الله علیها نقل شده که از پدرش رسول خدا صلی الله پرسید: مردان و زنانی که نماز را سبک می‌شمرند چه سزایی دارند؟ آن حضرت فرمودند: هر مرد و زنی که نمازش را سبک شمارد، خداوند او را به پانزده‏ مصیبت گرفتار می‌نماید: شش چیز در سرای دنیا، سه چیز هنگام مرگ، سه چیز در قبر، و سه چیز در قیامت هنگام بیرون آمدن از قبر.

مصیبت‌های دنیا:

  • خداوند، برکت را از عمر او برمی‌دارد.
  • خداوند، برکت را از روزی‌‏اش برمی‌دارد
  • خداوند- عزّ و جلّ- نشانه پرهیزکاری را از چهره‌اش محو می‌کند.
  • در برابر اعمالی که انجام داده پاداش داده نمی‌شود.
  • دعایش به سوی آسمان بالا نمی‌رود.
  • مشمول دعای بندگان شایسته خدا نخواهد شد.

مصیبت‌های هنگام مرگ:

  • با حالت خواری و زبونی جان می‌دهد.
  • گرسنه می‌میرد.
  • تشنه جان می‌سپارد، به گونه‌‏ای که اگر آب تمام رودخانه‌‏های دنیا را به او بدهند، سیراب نخواهد شد.

مصیبت‌هایی که در قبر گرفتارشان می‌شود:

  • خداوند فرشته‌‏ای را بر او می‌گمارد تا او را در قبرش همواره پریشان نگهدارد.
  • گورش را بر او تنگ می‌گرداند.
  • قبرش تاریک می‌شود.

مصیبت‌های روز قیامت به هنگام بیرون آمدن از قبر:

  • خداوند فرشته‏‌ای بر او می‌گمارد تا در جلوی چشم مردم، او را به رو بر زمین بکشد.
  • حسابرسی او بسیار شدید و با دقت خواهد بود.
  • خداوند نظر رحمت به او ننموده و از بدی‌ها پاکیزه‌‏اش نمی‌گرداند، و برای او عذاب دردناکی خواهد بود.

منظور از سبک شماری و سهل انگاری در نماز چیست؟

منظور از سبک شماری نماز، ترجمه «ساهون» و مفهوم آن، اهمیت ندادن به وقتِ نماز و بی‌توجهی به قضا شدنِ آن است. سبک شمردنِ نماز، با ترکِ آن، متفاوت است؛ کسی که نسبت به نماز سهل انگار است با واژه ی «ساهون» معرفی شده ولی کسی که نماز را به طور کلی ترک می کند، با عنوانِ «تارک الصلاه» شناخته می شود.

سهل‌انگار، گاهی نماز می خواند و گاهی آن را ترک می‌کند، گاهی مرتب به جای می آورد و گاهی حتی تا چند روز هم، نماز نمی خواند. از این رو، در بعضی نقاط و به هنگامِ ترکِ نماز، با تارک الصلاه مشترک است و ممکن است مشمول عواقب تارک الصلاه شود. در ضمن، اگر این سهل‌انگاری و ترک های گاه و بیگاهِ نماز، درمان نشود، ممکن است به ترک کلیِ نماز نیز بیانجامد؛ بنابراین باید در مقامِ امر به معروف و نهی از منکر، آثار مترتب بر سهل انگاری و نیز، ترکِ نماز برای او بیان شود. بر اساسِ این توصیفات، به کسی که امرِ نماز را آسان شمرد و به آن بی‌اعتنایی کند، سهل‌انگار می‌گویند و به عمل چنین کسی، سبک شماری و سهل‌انگاری اطلاق می‌شود.

سهل انگار کیست؟

در زبانِ عرف به آن دسته از انسان ها، که اهمیت موضوعی را درک نمی‌کنند و وقت شناسی و تعهد برای آنها، مفهومی بیگانه است و نسبت به انجام دادن کاری در وقتِ معین، حساسیت ندارند و احساس مسئولیت نمی کنند، سهل انگار، بی‌مبالات، بی مسئولیت، لاابالی و سهل‌انگار می‌گویند؛ به این معنا که نسبت به امور جدی و مهم بی خیال است، در انجام تعهدات خود، جدیت ندارد، بیخودی وقت تلف می‌کند و خود را با کارهای کم‌ ارزش و بی‌اهمیت مشغول می‌کند تا آن تعهد و کار مهم را انجام ندهد. بعضی ها با اینکه از ارزش و اهمیت نماز آگاه هستند و می‌دانند نماز از ارکان مهم دین است، با این حال، به بهانه‌های واهی و علت تراشی های بیخودی، در ادای آن کوتاهی و سهل‌انگاری می‌کنند. البته چنین افرادِ اهمال کاری، در میان گذشتگان و امت های پیشین نیز بوده‌اند، چنانچه خداوند در قرآن کریم از عده ای از مردم، به عنوان جانشینانِ نالایق و ناشایستِ انبیا یاد کرده است که علی رغم اهتمام و دعوت انبیا به برپایی نماز و در اولویت قرار دادنِ آن، نماز را ضایع کردند و به جای اعتلای فرهنگ نماز، در پیِ هواهای نفسانی و امیال و شهوات خود رفتند: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا»؛ اما پس از آنان، فرزندان ناشایسته‌ای روی کار آمدند که نماز را تباه کردند و از شهوات پیروی نمودند و به زودی (مجازات) گمراهی خود را خواهند دید.[۱۰]

مصادیق سهل انگاری و سبک شماری نماز

کسی که به نمازِ اول وقت وقعی نمی نهد و آن را بدون عذر و دلیل موجه، به تأخیر می‌اندازد، کسی که هنگام نماز، چشمش به تلویزیون و گوشش به اخبار است، کسی که کلمات و اذکار نماز را صحیح ادا نمی‌کند و برای یادگیری آن هم، هیچ تلاشی نمی کند، و یا افعال و ارکان نماز را درست و صحیح به جای نمی‌آورد، یا اینکه هنگام خواندن نماز، فکر و ذهن او در جای دیگری مشغول است و هر آنچه که گم کرده، موقع خواندن نماز پیدا می کند، در نماز خود سهل‌انگاری کرده است و آن را سبک شمرده است.

رسول گرامی اسلام، حضرت محمد صلوات الله، در این باره می فرماید: «کسی که رکوع و سجده‌اش را کامل به جا نیاورد، نماز نخوانده است» و نیز فرموده اند: «پلیدترین و دزدترین افراد کسی است که از نمازش بدزدد».

روایت شده است که شخصی در مسجد نماز می گزارد و رکوع و سجود نمازش را با سرعت و ناکامل ادا می کرد. پیامبر خدا صلوات الله علیه، آن مرد را دید و فرمود: «نَقَرَ کَنَقْرِ الْغُرَابِ لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَکَذَا صَلَاتُهُ- لَیَمُوتَنَّ عَلَی غَیْرِ دِینِی»؛ ‏ مانند نوک زدن کلاغ به زمین نوک می زند. اگر با این حالت بمیرد، به دین محمد از دنیا نرفته است». [۱۱]

استاد مرتضی مطهری در این باره می‌نویسد:

«یکی از گناهان کبیره، استخفاف نماز یعنی سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن، یک گناه بزرگ است و نماز خواندن و نماز را خفیف شمردن و استخفاف کردن و بی‌اهمیت تلقی کردنِ نماز، گناه دیگری است‏».[۱۲]

سهل انگاری در نماز از نظر معصومین علیهم السلام

در روایت آمده است که: « پس از وفات امام صادق علیه السلام ابوبصیر آمد تا به امّ حمیده تسلیتی عرض کند. امّ حمیده گریست. ابوبصیر هم که کور بود گریست. سپس امّ حمیده به ابوبصیر گفت: ابوبصیر! نبودی و لحظه ی آخر امام را ندیدی؛ جریان عجیبی رخ داد. امام در یک حالی فرو رفت که تقریباً حال غشوه ای بود. بعد چشمهایش را باز کرد و فرمود: تمام خویشان نزدیک مرا بگویید بیایند بالای سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کردیم. وقتی همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طی می کرد یکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعیت و همین یک جمله را گفت: « اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلوهِ»: هرگز شفاعت ما به مردمی که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسید. این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.[۱۳]

اهمیت ارج نهادن به نماز از همین وصیت امام صادق علیه السلام، مشخص می شود. آنجا که امام در واپسین لحظه ی عمر مبارکش، نفرمود که شفاعت ما به مردمی که تارک الصلاه هستند، نمی رسد زیرا تارک الصلاه تکلیفش روشن و مشخص است، بلکه فرمود شفاعت ما به کسانی که نماز را خفیف می شمارند، نمی رسد. اما این خفیف شمردن و سبک شمردن یعنی چه؟

استاد مطهری در پاسخ این سؤال اینگونه می نویسد: «یعنی وقت و فرصت دارد، می تواند نماز خوبی با آرامش بخواند ولی نمی خواند. نماز ظهر و عصر را تا نزدیک غروب نمی خواند، نزدیک غروب که شد یک وضوی سریعی می گیرد و بعد با عجله یک نمازی می خواند و فوراً مهرش را می گذارد آن طرف؛ نمازی که نه مقدمه دارد نه مؤخره، نه آرامش دارد و نه حضور قلب. طوری عمل می کند که خوب دیگر، این هم یک کاری است و باید نمازمان را هم بخوانیم. این، خفیف شمردن نماز است. این جور نماز خواندن خیلی فرق دارد با آن نمازی که انسان به استقبالش می رود؛ اول ظهر که می شود با آرامش کامل می رود وضو می گیرد، وضوی با آدابی، بعد می آید در مصلاّی خود اذان و اقامه می گوید و با خیال راحت و فراغ خاطر نماز می خواند. «السّلام علیکم» را که گفت فوراً در نمی رود، مدتی بعد از نمازْ با آرامش قلب تعقیب می خواند و ذکر خدا می گوید. این علامت این است که نماز در این خانه احترام دارد.»[۱۴]

۱۵ مصیبتی که فردِ سبک‌شمارنده نماز را فرا می‌گیرد

مذمت استخفاف نماز و درمان آن در کلام استاد مطهری

استاد مطهری، ضمن تبیین کوچک و سبک شمردن نماز، عواقب آن را نیز گوشزد کرده و می نویسد:«نمازخوان هایی که خودشان نماز را استخفاف می کنند، یعنی کوچک می شمارند (نماز صبحشان آن دم آفتاب است، نماز ظهر و عصرشان آن دم غروب است، نماز مغرب و عشائشان چهار ساعت از شب گذشته است و نماز را با عجله و شتاب می خوانند)، تجربه نشان داده که بچه های اینها اصلاً نماز نمی خوانند. شما اگر بخواهید واقعاً نمازخوان باشید و بچه هایتان نمازخوان باشند، نماز را محترم بشمارید. نمی گویم نماز بخوانید؛ بالاتر از نماز خواندن، محترم بشمارید. اولاً برای خودتان در خانه یک مصلاّیی انتخاب کنید (مستحب هم هست) یعنی در خانه نقطه ای را انتخاب کنید که جای نمازتان باشد، مثل یک محراب برای خودتان درست کنید. اگر می توانید (همان طوری که پیغمبر اکرم یک مصلّی و جای نماز داشت) یک اتاق را به عنوان مصلّی انتخاب کنید. اگر اتاق زیادی ندارید، در اتاق خودتان یک نقطه را برای نماز خواندن مشخص کنید. یک جانماز پاک هم داشته باشید. در محل نماز که می ایستید، جانماز پاکیزه ای بگذارید، مسواک داشته باشید، تسبیحی برای ذکر گفتن داشته باشید. وقتی که وضو می گیرید، اینقدر با عجله و شتاب نباشد… »[۱۵]

تأکید قرآن بر محافظت از نماز

قرآن کریم در بیان اهمیت نماز و جایگاه آن در نزد خداوند، به مدح کسانی که از نماز خود محافظت می‌کنند می پردازد و از کسانی که در خواندن نماز خود اهمال کاری و سهل‌انگاری می‌نمایند، بیزاری می جوید. از این‌ رو در میان عبادات فقط نماز است که به محافظت از آن تا این اندازه تأکید شده است: «حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وَ الصَّلاهِ الْوُسْطی‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتین»:‏ بر نمازها و نمازِ میانی (نماز ظهر و عصر) محافظت نمایید و برای خدا و از روی خضوع و اطاعت، برای خدا بپاخیزید.[۱۶]

عمل به این توصیه و سفارش مهم، که قرآن به آن پرداخته است، امری است که فقط مؤمنان راستین و بااخلاص، از عهده آن بر می آیند. چنانچه خداوند در سه آیه از قرآن کریم، محافظت از نماز و پایداری در آن را یکی از صفات خاص مؤمنان بیان کرده و نمازگزاران راستین را کسانی معرفی کرده است که بر نمازشان استوار و پابرجا هستند: «الَّذینَ هُمْ عَلی‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ»[۱۷] و هم بر کیفیت نمازشان (از نظر واجبات و مستحبّات و تعقیبات و …) مواظبت می‌کنند: «وَ الَّذینَ هُمْ عَلی‏ صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ».[۱۸] همانطور که ذکر شد، مراد از محافظت بر نماز، حب نماز و اهتمام نسبت به ادای اول وقت آن و به تأخیر نینداختنِ وقت آن است.

پیامدهای استخفاف نماز

همانطور که ذکرشد، ائمه اطهار علیهم السلام، نسبت به محافظت از نماز، بسیار تأکید داشته اند و سبک شمارندگان نماز را از شفاعت و ولایت خود طرد کرده اند، چنانچه امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام در روایتی برائت جویانه و با صراحت نسبت به این افراد چنین خطاب فرمودند: «لیس مِنّی مَن ضَیَّعَ الصّلاه»: آن کس که نماز را تضییع نماید از من نیست.[۱۹]

امام صادق علیه‌السّلام نیز در بیان شاخصه های شناخت شیعیان، چنین می‌فرمایند: «اِمتَحِنُوا شِیعَتَنا عِندَ مواقیت الصلوه کیف محافظتهم علیها»: شیعیان ما را از دقت آنان در انجام به موقع نمازها شناسایی کنید.[۲۰]

ایشان در حدیث دیگری مسئله ی سهل انگاری در امر نماز و سبک شمردن و استخفاف آن را باعث محرومیت از شفاعت تمام امامان و خاندان عترت و طهارت در روز قیامت عنوان کرده اند.[۲۱]

حضرت محمد صلی‌الله‌ نیز در روایتی دیگر در برائت از سهل انگاران امر نماز، اینگونه می‌فرمایند: «مَن استَخَفَّ بالصّلاه لا یَرِدُ عَلیَّ الحوضَ لا و اللّه»: آن کس که نماز را سبک شمارد (به خدا قسم) روز قیامت در کنار حوض کوثر، با من ملاقات نخواهد کرد. [۲۲]

همه ی این تأکیدات و توصیه ها و قهرها و عتاب ها و سوگندها، حکایت از اهمیت بیش از اندازه نماز، در نظر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم و امامان معصوم علیهم السلام دارد و قهرو خشم ایشان را نسبت به نماز گزارانی که نماز را از روی عادت و با اکراه و بی میلی می خوانند و آن را سبک می شمارند، نشان میدهد.

کلام آخر

برای رهایی از همه ی این بلایا و مصائب دنیوی و اخروی، و از همه مهمتر، برای رسیدن به قرب الهی و تقرب به بارگاه معصومین علیهم السلام، باید حب نماز را در دل هایمان پرورش دهیم. باید به این نتیجه برسیم که نماز نه یک تکلیف واجب، بلکه صحنه ی دلدادگی بنده نسبت به خالق و عرصه ی تجلی عشق معبود نسبت به عبد است. برای گریز از فقر مادی و معنوی، به توصیه های مشفقانه ی بزرگان و اولیای دین عمل کنیم و بر نماز و اوقات آن، محافظت نماییم تا مورد قهر خاندان عترت علیهم السلام قرار نگیریم، چراکه طبق فرمایش پیامبر گرامی اسلام«صعشرون خصله تورث الفقر…و الاستخفاف بالصلاه»: استخفاف و سبک شمردن نماز موجب فقر و تهی‌دستی می‌شود.[۲۳] بنابراین تنها راه رهایی از فقر و فلاکت مادی و روحی و رسیدن به غنای دنیا و عقبی، محافظت و مداومت بر امر نماز است.

حِصن رحمان و عمود دین و شیرین چون عسل

چون نماز از عشق باشد، اِنَّها خَیْرُالْعَمَلِ

نهی از فحشا و منکر می کند “إِنَّ الصَّلَاه..”

یادی از الله اکبر می کند “إِنَّ الصَّلَاه..”

خط پیوند رگ ایمان و نور باطن است

سر به سجده بهترین حال نماز مؤمن است

برتری دارد جهان آخرت بر این جهان

” إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ..” در نمازت قدر دان

همچو نهر آب جاری پاک گرداند خطا

گر بدانی” لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی “

در قیامت اولین پرسش نماز است ای بشر

گر قبول افتد، شود مقبول اعمال دگر

از خدا خواهید توفیق عمل بر طاعتش

بر نماز اول وقت و کتاب حکمتش

عاقبت خیری بود در طاعت پروردگار

این ره روشن نماید بندگان را رستگار[۲۴]

منبع: ستاد اقامه نماز

پی نوشت ها:

  1. سوره اعلی، آیات ۱۴ و ۱۵
  2. سوره عنکبوت، آیه ۴۵
  3. سوره مریم، آیه ۳۱
  4. تهذیب الأحکام، طوسی، محمد بن الحسن‏، محقق / مصحح: خرسان، حسن‏، دار الکتب الإسلامیه‏، تهران، ۱۴۰۷ ق، چاپ چهارم‏‏، ج ۲، ص ۲۳۷، باب (فضل الصلاه و المفروض منها و المسنون).
  5. همان، ص ۲۳۸
  6. پیام امیرالمومنین علی علیه السلام‏، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ش، چاپ اول‏، ج ۱۰، ص ۲۷۷
  7. سوره ماعون، آیات ۴ و ۵
  8. حدثنی محمد بن علی ماجیلویه رضی الله عنه عن عمه عن محمد بن علی الکوفی عن ابن فضال عن سعید بن غزوان عن اسماعیل بن ابی زیاد عن ابی عبدالله عن ابیه عنه آبائه عن امیر المومنین علیه السلام قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله، ثواب الاعمال، صفحه ۴۹۴
  9. «قَالَ یَا فَاطِمَهُ مَنْ‏ تَهَاوَنَ‏ بِصَلَاتِهِ‏ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِخَمْسَ عَشْرَهَ خَصْلَه..»؛ ابن طاووس، علی بن موسی، فلاح السائل و نجاح المسائل، ص ۲۲، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، ۱۴۰۶ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج‏۸۰، ص۲۱، ح ۳۹، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق
  10. سوره مریم، آیه ۵۹
  11. محجّه البیضاء، ج ۱، ص ۳۴۰
  12. مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۲۳، ص ۵۱۰
  13. وسائل ، ج /۳ص ۱۷، ح ۱۱.
  14. مجموعه آثار شهید مطهری ، ج۲۳، ص ۵۱۱
  15. همان، ص ۵۱۲
  16. سوره بقره، آیه ۲۳۸
  17. سوره معارج، آیه ۲۳
  18. سوره معارج، آیه ۳۴
  19. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۹۸
  20. حرعاملی، محمدحسن، وسائل الشیعه، ج۴، ص۱۱۴
  21. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۹، ص۲۳۶
  22. همان، ج۸۰، ص۹
  23. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۳، ص۳۱۵
  24. شاعر امین

تاریخ تشیع شاهد پیدایش فرقه‌هایی بوده که بسیاری از آنها امروز دیگر وجود ندارند.

پرسش:
سلام؛ طاووسیه و ناموسیه چه فرقه‌ای از تشیع است؟

پاسخ:
تعداد بسیاری از آنچه به عنوان فرقه دینی در کتب ملل و نحل از آن یاد شده، نه تنها امروز خبری از آنها نیست؛ بلکه حتی در زمان خود نیز پیروان چندانی نداشتند، و فرقه‌های نوظهور نیز اندک هوادارانی دارند.

با این مقدمه، به پرسش برمی‌گردیم.

نخست باید گفت که فرقه‌های «ناووسیه» و «طاوسیه» ارتباطی با هم ندارند و تأسیس فرقه دوم بیش از هزار سال بعد از تأسیس فرقه اول بود.

فرقه ناووسیه
بر اساس گزارش نوبختی، شیعیان پس از شهادت‌ امام صادق‌(ع) به شش فرقه تقسیم شدند.[۱]

یکی از این فرقه‌ها، ناوسیه(ناووسیه) نام داشت. آنها معتقد بودند که امام صادق(ع) همچنان زنده است تا این‌که قیام کند. در واقع آنها امام ششم(ع) را همان مهدی موعود(ع) می‌دانستند.[۲]

آنها همچنین معتقد بودند که حضرت علی(ع) زنده است، و روز قیامت و بعد از شکافته‌ شدن زمین، بر دنیا حکومت می‌کند و زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود.[۳]

گفته می‌شود آنها بر این باور بودند که حضرت علی(ع) برترین فرد امت اسلامی بود و هرکس این اعتقاد را نداشته باشد کافر است.[۴]

علت نام‌گذاری این فرقه به نام ناووسیه آن است که رئیس این فرقه،[۵] یا پدربزرگ او ناووس نام داشت،[۶] و یا آن‌که او اهل منطقه‌ای به نام ناووس بود.[۷] این گروه در کتاب اعتقادات فخر رازی به اشتباه، «ناموسیه» اعلام شده است.[۸]

فرقه طاووسیه
طاووسیه اما فرقه‌ای به نسبت جدید در میان صوفی‌هایی با گرایش شیعی است که از طریقه‌ی نعمت اللهی منشعب شده‌اند. بر اساس برخی گزارش‌ها، آنها پیرو آقا محمد کاظم تنباکو فروش اصفهانی هستند که خود دست ارادت به حاج زین العابدین شیروانی داده بود.

پس از آن‌که شیروانی در سال ۱۲۵۳ درگذشت، محمد کاظم از طرف محمد شاه قاجار لقب طاووس العرفاء گرفت.

وی بعد از رحمت علی شاه شیرازی جانشین مستعلی شاه(مؤلف کتاب بستان السیاحة) از پیروی جانشین او خودداری کرد و با انشعاب از آن طریقه، به تهران رفت و ادعای قطبیت کرد!

او سپس ادعا نمود که ۱۲۴۰۰۰ پیامبر و ۱۲ امام در وی حلول کرده و او خلیفه و تجلی همۀ آنها است و اگر تمامشان به این جهان بازگردند از او اطاعت خواهند کرد!

وی می‌گفت: من باطن قرآن، نماز، روزه و حج هستم، و بر انجام هرکاری قدرت دارم، و رسیدگی به امور زندگان و مردگان با من است، و هرکس ۱۲ سال تمام از من اطاعت کند و از من فرمان برد انسان کامل خواهد شد و صاحب نفس و روح جدیدی می‌گردد. او خود را شمس الشموس می‌دانست که باید او را به چشم ملکوتی ببینند نه به چشم ظاهر!

مریدان او بایستی گوشتی فراهم آورند و دیگ جوشی برای وی بسازند و دیگ را مرید بر سر نهد و به پیش پای قطب گذارد و او بر مهمانان خود تقسیم کند، این رسم را «نیاز» گویند.

اگر یکی از مریدانش برای او هدایایی می‌آورد می‌گفت: دیگر نمازخواندن بر تو واجب نیست؛ زیرا من این نیازت را پذیرفتم.

به عبارتی ادعاهایی که از او نقل می‌شود، چیزی مشابه ادعای الوهیت بود!

به هر حال، او در سال ۱۲۹۳ هجری در تهران درگذشت و در مقبره سراج الملک در حضرت عبد العظیم، شهر ری به خاک سپرده شد.[۹]

پی نوشت ها:

[۱]. نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة، ج ۱، ص ۶۶، بیروت، دار الاضواء، چاپ دوم، بی‌تا.

[۲]. همان، ص ۶۷.

[۳]. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۶۷، موسسة الحلبی.

[۴]. مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۴۳۶، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، ۱۳۷۵ش.

[۵]. الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۶۶.

[۶]. فرق الشیعة، ج ۱، ص ۶۷.

[۷]. الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۶۶.

[۸]. فرهنگ فرق اسلامی، ص ۴۳۶.

[۹]. همان، ص ۳۲۶.

احادیث