emamian
اعمال و فضائل ماه رجب از دریچه روایات
ماه رجب از ماههای پرفضیلت و ارزشمند در تقویم اسلامی است که در روایات بر توجه به اعمال آن تأکید فراوان شده است. به طوری که در حدیث قدسی آمده است «ماه رجب را ریسمانی بین خودم و بندگان مقرر کردم و هرکسی چنگی به آن بزند به وصال من میرسد».
برای این ماه عزیز، اعمال مستحب بسیاری همچون نمازهای ویژه، دعاهای مأثور و روزه توصیه شده و فرصتی ناب برای بندگی و تقرب به خداوند فراهم گردیده است.
فضیلت و برتری ماه رجب
ماه رجب از ماههای حرام و پرفضیلت است که در آن آغاز یا ادامه جنگ با دشمنان اسلام ممنوع بوده و ارتکاب جنایت و قتل نیز با دیهای سنگین همراه میشود. پیامبر اکرم(ص) این ماه را «أصبّ» نامیدهاند؛ چرا که درهای رحمت الهی در این ایام بر بندگان شایسته گشوده میشود.
ماه رجب فرصتی ناب برای بندگی، عبادت و خودسازی است؛ ماهی که فضیلت روزهایش بیپایان است و هرچه درباره ارزش آن گفته شود، باز هم اندک خواهد بود. در روایات، اعمال مستحب فراوانی همچون نمازهای ویژه، دعاهای مأثور و روزه برای این ماه توصیه شده و هر یک دریچهای به سوی قرب الهی میگشاید که در ادامه به برخی از انها می پردازیم.
۱ ـ مرحوم «شیخ صدوق» به استناد از روایات معتبر از امام صادق علیه السلام نقل میکند که در آخرین روزهای ماه رجب بود که یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام نزد ایشان آمد امام از آن مرد سوال کرد که آیا در این ماه روزه گرفته ای؟ آن مرد گفت:نه امام فرمود: این ماه، ماه بسیار عزیزی است آنقدر در این ماه ثواب از دست دادهای که حد و اندازه ندارد خداوند ماه رجب را نسبت به سایر ماهها برتری خاصی بخشیده است هر کس در این ماه روزه بگیرد از اجر و ثواب ویژهای برخوردار خواهد شد. آن مرد گفت: اگر در روزهای باقیمانده روزه بگیرم به ثواب میرسم؟ امام فرمودند: بله سپس فرمودند که هر کس سه روز آخر ماه رجب را روزه بگیرد خداوند او را از سکرات مرگ رهایی میبخشد عذاب و فشار قبر را بر او کم میکند و از صراط مستقیم به سلامت عبورش میدهد و از آتش دوزخ دورش میکند.
۲ ـ در احادیث آمده است که نهری در بهشت برین جاری است که آبش از شیر سفیدتر و مزه اش از عسل شیرینتر است هر کس فقط یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد از آن خواهد نوشید اسم این نهر «رجب» میباشد.
۳ ـ حدیث دیگر از رسول خدا(ص) نقل شده است که ایشان فرموده اند: اگر کسی میخواهد که خداوند مهربان از او خشنود و راضی باشد و از خشم و غضب الهی دور باشد و درهای جهنم به روی او بسته شود یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد.
۴ ـ ماه رجب ماه پر خیر و برکتی است ماهی است که با انجام چند عمل مجوز ورود به بهشت برای هر کسی صادر میشود و درهای رحمت و بخشش الهی به روی هر کسی باز میشود هر کس سه روز از این ماه عزیز (روزهای پنج شنبه، جمعه، و شنبه) را روزه بگیرد ثواب بیشتری برایش دارد البته ماههای حرام جزو ماهای ارزشمند هستند.
رسول خدا (ص) میفرمایند: اگر کسی به هر علتی نتوانست در این ماه روزه بگیرد با خواندن روزانهی این تسبیحات میتواند ثواب روزه گرفتن را کسب کند هر روز صد مرتبه خوانده شود: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاْعَزِّ الاْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ» پاک و منزه است خدای بزرگ، پاک و منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز برای او شایسته نیست، پاک و منزه است خدای برتر و کریمتر، پاک و منزه است آنکه لباس عزت در بر دارد و شایسته آن است.
معرفی مناسبتهای خاص در تقویم ماه رجب:
روز اول: طبق برخی از روایات، روز ولادت امام محمد باقر (ع) در سال ۵۷ هجری.
روز سوم: روز شهادت امام علی النقی (ع) در سال ۲۵۴ هجری.
روز دهم: روز ولادت امام محمد تقی (ع) طبق بعضی از روایات.
روز سیزدهم: روز ولادت امیرمومنان علی بن ابی طالب (ع) در داخل کعبه؛ ۱۲ سال پیش از بعثت رسول خدا (ص).
روز پانزدهم: مطابق بعضی از روایات، روز وفات حضرت زینب کبری (س) در سال ۶۳ هجری.
روز هجدهم: روز وفات جناب ابراهیم، فرزند رسول خدا (ص).
روز بیست و پنجم: روز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) در سال ۱۸۳ هجری.
روز بیست و ششم: مطابق روایتی، روز وفات حضرت ابوطالب (ع).
روز بیست و هفتم: بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص).
اعمال ماه رجب
اعمال ماه رجب به دو صورت است که یک بخش از اعمال مشترک بین همه روزها است و می توان در طول ماه رجب آن را انجام داد و از ثواب آن بهره مند شد ولی برخی از اعمال مخصوص شب های خاصی از این ماه شریف است که باید در همان موقع انجام شود که در ادامه به تفصیل ابتدا اعمال مشترک و سپس اعماص خاص را بیان می کنیم.
اعمال مشترک ماه رجب
اعمالی که در اینجا نوشته شده مختص روز خاصی نیست بلکه در تمامی روزهای ماه رجب از اهمیت بالایی برخوردار است از جمله:
در تمام ماه رجب، این دعا را بخوانید: یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة؛ای که مالک حاجات خواستارانی و ای که نهاد خاموشان دانی برای هر خواسته ای، مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ. اللّهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ واَیادیکَ الفاضِلَةُ؛ از جانب تو گوشی شنوا و پاسخی آماده است خدایا به حق وعدههای راستت و نعمتهای بسیار، وَ رَحْمَتُکَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَآلِ محمد؛ و رحمت وسیعت از تو خواهم که درود فرستی بر محمّد و آل محمد، واَنْ تَقْضِیَ حَوائِجی لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ؛ و حوایج دنیا و آخرتم را برآوری که به راستی تو بر هر چیز توانایی؛
همچنین پیامبر(ص) فرمودند: هر شخصی در ماه رجب ۱۰۰ مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و در آخر صدقهای کنار بگذارد، خداوند مغفرت و رحمت و مغفرت در کارش نصیب میکند و هر کس ۴۰۰ مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد؛ و نیز فرموده اند:هر شخصی هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» در ماه رجب بگوید، حسنات و ثواب فراوانی از سوی خداوند بر او نوشته میشود.
در یکی از روایات نقل شده است: «هر کس در ماه رجب، در زمان صبح، ۷۰ مرتبه و شب ۷۰ مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ و بعد از آن دستان خود را بلند کرده و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَیَّ چنانچه در همان ماه رجب بمیرد، رضایت و خشنودی خداوند از آن او خواهد بود…».
در روایت دیگر نقل شده است که در طول این ماه هزار مرتبه بگویید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَ الاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان و رحیم آمرزشش را برایتان نشان دهد.
«سیّد بن طاووس» در «اقبال» فضیلت زیادی برای خواندن سوره «قل هو الله احد» در ماه رجب نقل کرده است و از رسول خدا (ص) روایت کرده که هر کس در ماه رجب با نیتی خالص، ۱۰ هزار بار سوره «قل هو الله احد» را بخواند، در حالی که مثل روزی که از مادر متولد شده و از گناه مبرا شده است وارد عرصه قیامت میشود و ۷۰ فرشته از او استقبال کرده و به او وعده بهشت را میدهند.
همچنین از آن حضرت ذکر شده است که پاداش قابل توجهی برای هزار و یا صد بار خواندن سوره «قل هو الله احد» در این ماه در نظر گرفته شده است.
از رسول خدا (ص) در روایتی آمده است که آن حضرت فرمود: «هر که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد و چهار رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت با یک سلام) و در رکعت اول ۱۰۰ مرتبه «آیة الکرسی» بخواند و در رکعت دوم ۲۰۰ مرتبه «قل هو الله احد»، قبل از اینکه بمیرد خود را در بهشت نظاره میکند و یا حتی کسی دیگر جای او را در بهشت میبیند (و برای او تعریف میکند)».
اعمال مخصوص لیلة الرّغائب (شب آرزوها)
اولین شب جمعه ماه رجب را شب آرزوها یا لیلة الرغائب نامیده اند که فضیلتهای زیادی برای آن در روایات آمده است. آن چنان که روایت داریم در این شب درهای رحمت الهی به روی زمینیان باز شده است و در بزم دعا و نیایش زمینیان عرشیان هم خود را رسانده و حضور پیدا کردند تا سهمی از این برکت ببرند. در روایتی که از رسول خدا درباره فضیلت ماه رجب بیان شده آمده است که حضرت فرمودند: «از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» نامیدند.»
از سوی رسول خدا (ص) اعمالی برای آن شب به این کیفیت بیان شد: «که روز پنج شنبه اول ماه را روزه بگیرید؛ و به محض رسیدن شب جمعه، میان نماز مغرب و عشا ۱۲ رکعت نماز بگذارید (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت از آن، یک مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «إنا انزلناه» و ۱۲ مرتبه «قل هو الله احد» را بخوانید. پس از اتمام نماز ۷۰ مرتبه بگویید:أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد النَّبِیِّ الاْمِّیِّ وَ عَلی آلِهِ آنگاه به سجده میروید و ۷۰ بار بگویید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» و بعد سر از سجده برمی دارید و ۷۰ بار میگویید: «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، إِنَّکَ أنْتَ العَلِیُّ الاْعْظَمُ» بار دیگر نیز به سجده بروید و ۷۰ مرتبه بگویید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» آنگاه حاجتتان راکنید که ان شاءالله برآورده خواهد شد.
در فضیلت این اعمال رسول خدا (ص) فرمود: «کسی که چنین نمازی را بخواند، خداوند همه گناهانش را بیامرزد…»
تاکید بسیاری در انجام «عمره»، در ماه رجب شده است چرا که فضیلت بسیاری دارد. بر اساس روایات اهل بیت (ع) فضیلت «عمره» در ماه رجب هم ردیف حج (تمتع) میباشد.
از امام صادق (ع) روایت آمده است: «اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضیلتترین عمره، عمره در ماه رجب است».
اعمال خاص شب اول ماه رجب
انجام دادن اعمالی در این شب بسیار با ارزش میباشد، و در روایات بسیاری انجام آنها تاکید شده است.
اول: از رسول خدا (ص) نقل شده است که هنگامی که هلال ماه رجب را رویت میکرد، این دعا را میخواند: اَللّهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاْمْنِ وَ الاْیمانِ، وَ السَّلامَةِ وَ الاْسْلامِ، رَبّی وَ رَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام پروردگار من و پروردگار تو (ای ماه) خدای عزوجل است؛
همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتی هلال ماه رجب را میدید، میفرمودند: اَللّهُمَّ بارِکْ لَنا فی رَجَب وَ شَعْبانَ، وَ بَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَ اَعِنّا عَلَی الصِّیامِ وَ الْقِیامِ، وَ حِفْظِ اللِّسانِ، وَ غَضِّ الْبَصَرِ، وَ لا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان و کمکمان ده برای گرفتن روزه و شب زنده داری و نگهداری زبان و پوشیدن چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگی و تشنگی قرار مده.
دوم: غسل کردن روایتی از رسول خدا (ص) توسط مرحوم «سیّد بن طاووس» در کتب «عبادات» یافت شده بود که آن حضرت فرمود: «هر کس درک کند ماه رجب را و در اول، وسط و آخر آن، غسل کند همانند روزی که از مادر متولد شده، از گناهان خارج گردد (و پاک شود).»
سوم: در این شب عزیز تاکید بسیاری بر خواندن زیارت امام حسین (ع) شده است.
چهارم: پس از نماز مغرب، ۲۰ رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار سوره «حمد» و یک بار سوره «توحید» بخواند. رسول خدا (ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش، خانواده اش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود… و در قیامت به سرعت از صراط عبور خواهد کرد.
پنجم: پس از نماز عشا، دو رکعت نماز به جا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «قل هو الله احد» را سه مرتبه خوانده و در رکعت دوم، سورههای «حمد»، «اَلَم نشرح»، «قل هو الله احد» و «معوّذتین» (سورههای ناس و فلق) را یک بار بخواند و پس از سلام ۳۰ مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و ۳۰ مرتبه «صلوات» بفرستد.
رسول خدا (ص) فرمود: هر کسی که این عمل را بجا بیاورد، خداوند گناهانش را ببخشد و از گناه پاک و مبرا میشود.
ششم: ۳۰ رکعت نماز خوانده، (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و یک مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» و سه مرتبه «قل هو الله احد» را بخواند. در روایتی رسول خدا (ص) فرمود: هر مرد و زن مومنی چنین کند، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ وی را میآمرزد و تا سال بعد، خداوند نامش را در فهرست «نمازگزاران» مینویسد و از نفاق پاک میشود.
هفتم؛ احیای شب اول ماه: «شیخ طوسی» در «مصباح المتهجّد» از امام صادق (ع) از جدش از امیر مؤمنان علی (ع) نقل کرده است که آن حضرت علاقه داشت که در چهار شب از شبهای سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد شب اوّل ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان.
از امام صادق (ع) در یک حدیث دیگر نقل شده است که: «تا میتوانی بر احیای شبهای عید فطر، عید قربان و… شب اول رجب مراقبت کن».
هشتم: خواندن دعایی که از امام جواد (ع) نقل شده است که فرمود: مستحب میباشد در اولین شب رجب، انسان با این کلمات، دعا کند: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ، خدایا از تو خواهم بواسطه آن که تو فرمانروایی و تو بر هر چیز توانایی و تو هر کاری را بخواهی میشود.
اَللّهُمَّ اِنّی اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِیِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، خدایا من بسویت رو کنم بوسیله پیامبرت محمّد پیامبر رحمت درود تو بر او و آلش
یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّی اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَی اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّی لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتی، ای محمّدای رسول خدا براستی من به تو رو آورده ام برای رفتن به درگاه خدا پروردگار من و تو تا بلکه بوسیله تو حاجت روا گردم…
اعمال مخصوص برای شب سیزده رجب
به فرموده امام صادق (ع): «خداوند به این امت سه ماه ارزشمند بخشیده است که به امتهای پیشین عطا نکرده بود و آن ماه ها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امتهای قبل نبخشیده بود و آن شبهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امّتهای سابق نداده بود و آن سورههای «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهای این امّت جمع کرده است».
پرسشی از امام (ع) شد که: «چگونه میتوان میان آنها جمع کرد؟»
ایشان فرمود: «در لیالی بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این صورت که «در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگزارد و در هر رکعتی پس از سوره «حمد» این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند، و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سورهها را در هر رکعت بخواند».
از اثار و برکت این نمازها امام (ع) فرمودند: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را جز شرک میآمرزد».
اعمال روز سیزدهم ماه رجب
ولادت امیرالمؤمنین علی (ع) مصادف سیزدهمین روز ماه رجب میباشد و اولین روز از ایام البیض است. در این روز، و دو روز بعد، روز گرفتن توصیه شده است چرا که ثواب بسیاری دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را انجام دهد بایستی این روز را روزه بدارد.
اعمال روز چهاردهم ماه رجب
پاداش فراوانی برای روزه گرفتن در این روز مقرر شده است در روایتی از رسول خدا (ص) میخوانیم: «هرکس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشی به وی عنایت کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلبی خطور کرده باشد…»
اعمال پانزدهمین شب و روز ماه رجب
از این شب به بزرگی یاد شده است و انجام اعمالی در این شب ارزش بسیار بالایی دارد که به شرح زیر است:
اوّل: غسل.
دوم: شب زنده داری و احیا یکی از ارزشمندترین اعمال این شب است.
سوم: خواندن زیارت امام حسین (ع) چراکه در بسیاری از روایات در شب و روز نیمه رجب مورد سفارش زیادی قرار گرفته است.
چهارم: خواندن ۶ رکعت نماز (هر دو رکعت با یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند.
پنجم: بجا آوردن ۳۰ رکعت نماز، که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و ۱۰ مرتبه سوره «توحید» را بخواند، در روایتی از رسول خدا (ص) اجر و ثواب زیادی برای این نماز عنوان شده است.
ششم: خواندن۱۲ رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار «حمد» و یک بار «سوره» را میخوانی و پس از پایان نمازها هر یک از سورههای «حمد»، «فلق»، «ناس»، «توحید» و «آیة الکرسی» و همچنین سوره «قدر» را چهار مرتبه میخوانی و پس از آن، چهار مرتبه میگویی:سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لاَ اِلهَ إِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَکْبَر، سپس میگویی:أللّهُ أللّهُ رَبِّی، لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً، ما شاءَ اللهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.
اعمال نیمه رجب
در این روز مبارک چند عمل آمده است که انجام انها بسیار تاکید شده و فضیلت بالایی دارد:
۱- غسل کردن.
۲- خواندن زیارت امام حسین (ع)؛ در روایتی از محمد بن ابی نصر آمده است که از امام رضا (ع) سوال کردم: «در چه ماهی زیارت امام حسین (ع) بهتر است؟» فرمود: «در نیمه رجب و نیمه شعبان».
۳- خواندن نماز جناب سلمان (همان گونه که در اعمال روز اوّل ماه رجب گذشت).
۴-اعمال امّ داوود
از با اهمیتترین اعمالی که در روز نیمه رجب یعنی پانزدهم رجب، اجر و پاداش زیادی دارد عمل و دعای “ام داوود ” میباشد که بنابر روایت از علامه مجلسی: «شیخ صدوق، سیدبن طاووس شیخ طوسی» با استناد به روایات معتبر به نقل آن پرداخته اند.
اگر کسی حاجت یا نیازی داشته باشد یا بخواهد از شر دشمنانش خلاص شود یا برای برطرف کردن غم و اندوهش میتواند یه دعای ام داوود متوسل گردد. (به گفتهی «علامه مجلسی» در کتاب «زاد المعارف» بارها این عمل به اثبات رسیده است)
اعمال شب بیست و هفتم ماه رجب مصادف با (شب بعثت)
همهی روزهای ماه رجب بسیار ارزشمند هستند از جمله شب مبعث پیامبر اکرم که شب بسیار پر خیر و برکت و مهمی است.
این شب نیز دارای اعمالی است که انجام آنها با ثواب و پاداش زیادی همراه است و همچنین بجا آوردنشان مستحب میباشد.
اول: از اعمال مستحبی که در این شب انجام میشود میتوان به غسل کردن اشاره کرد.
دوم: در کتاب «مصباح المتهجد» شیخ طوسی سخنی از امام جواد را روایت میکند:که آن حضرت فرمود: در ماه رجب شبی وجود دارد که از تمام آنچه که خورشید بر آن میتابد بهتر و نیکوتر است و آن شب بیست و هفتم ماه رجب است که در بامداد این شب رسول اکرم به پیامبری برگزیده شدند و از ما مسلمانان هر کس در این شب عملی انجام دهد به اندازهی ۶۰ سال اجر و پاداش دریافت خواهد کرد.
از امام جواد سوال کردند:کدام عمل در شب بعث از ثواب بیشتری بر خوردار است؟
فرمودند: بعد از اینکه نماز عشا را به جا آوردی و در وقت خواب، خوابیدی قبل از نیمه شب، یا بعد از نیمهی شب، از خواب بلند شو و ۱۲ رکعت نماز بخوان. در هر رکعت، ابتدا سورهی «حمد» و یک سوره از سورههای کوچک مفصل را بخوان؛ و بعد در هر دو رکعتی که سلام را دادی بنشین و هفت مرتبه سورهی «حمد» و هفت مرتبه «معوذتین» یعنی سورههای «ناس و فلق» و سورههای «توحید» و «کافرون» و سوره «قدر» و «آیت الکرسی» را هر کدام هفت بار بخوان و بعد هر خواستهای از خداوند مهربان داشتی طلب کن. تا خداوند مهربان نیز خواسته ات را اجابت نماید.
سوم: دوازده رکعت نماز که چگونگی ادای آن در اعمال شب نیمه رجب ذکر شده است.
چهارم: از برترین اعمال دیگر این شب گرانقدر زیارت حضرت علی (ع) میباشد که برای آن حضرت سه زیارت ذکر شده است.
اعمال روز بیست و هفتم ماه رجب
بیست هفتم ماه رجب همان روز بعث پیامبر گرامی ما مسلمانان میباشد که روز بسیار گرانقدر و با ارزشی برای ما مسلمانان و شیعیان میباشد.
امام صادق در روایتی روز مبعث را از بزرگترین و پاکترین عیدها معرفی کرده است حکمای دینی ما برای این روز اعمال خاصی نقل کرده اند از جمله:
اول: غسل کردن که در این روز مستحب و اجر زیادی دارد.
دوم: روزه گرفتن روز بیست و هفتم رجب، یکی از چهار روزی است که روزه گرفتن در آن روز بسیار پر فضیلت بوده و اجر و ثواب زیادی نیز به همراه دارد.
در روایتی از امام صادق نقل شده است که اگر شخصی در روز بیست و هفت رجب روزه بگیرد خداوند برای او اجر و پاداش ۷۰ سال را در نظر میگیرد.
سوم: صلوات فرستادن
امام صادق میفرمایند: در این روز مبارک روزه بگیرید و به پیامبر و اهل بیتش صلوات بی شمار بفرستید.
چهارم: زیارت امام علی و پیامبر اکرم (ص) میباشد.
پنجم: به جا آوردن ۱۲ رکعت نماز است.
«ریّان بن صلت» روایت میکند: امام محمد تقی وقتی که در بغداد سکونت داشتند روز پانزدهم رجب را همراه با اصحابشان روزه میگرفتند و بعد میفرمودند ۱۲ رکعت هم نماز به جا بیاورید و سورههای «حمد و سوره» را بخوانید و وقتی که نمازتان تمام شد سورههای حمد و توحید و معوذتین «فلق و ناس» را چهار بار بخوانید و بعد چهار بار بگویید: لا اِلهَ اِلاَّالله و اللهُ اَکبَرُ، وَسُبحانَ اللهِ وَالحَمدُلِلّه، وَلا حَولَ و لاقُوهِ اِلابالله العَلی العَظیم و چهار دفعه: اللهُ اللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْا و چهار بار: لا اُشْرِکُ ِبربی اَحداً.
ششم: ۱۲ رکعت نماز دیگر: «شیخ طوسی» از حسین بن روح این چنین نقل میکند: که در روز بیست و هفتم رجب خواندن ۱۲ رکعت نماز مستحب است و طریقهی خواندنش به این گونه است که در هر رکعت حمد و هر سورهای که خواستید بخوانید و بعد از هر دو رکعت سلام نماز را میخوانید:اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، یا عُدَّتی فی مُدَّتی یا وَلیّی فی نِعْمَتی، یا غِیاثی فی رَغْبَتی، یا نَجاحی فی حاجَتی یاحافِظی فی غَیْبَتی، یاکافِیَّ (کافِیَ) فی وَحْدَتی، یااُنْسی فی وَحْشَتی اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتی فَلَکَ الْحَمْدُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْتُرْ عَوْرَتی، وَ آمِنْ رَوْعَتی، وَ اَقِلْنی عَثْرَتی، وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمی، وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتی فی اَصْحابِ الْجَنَّةِ، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذی کانُوا یُوعَدُونَ.
وقتی که نماز و دعا تمام شد هر کدام از سورههای حمد، کافرون، آیت الکرسی، اخلاص، معوذتین، و انا انزلنا را هفت بار میخوانید. بعد هفت دفعه هم می گویید:”لا اِلهَ اِلا الله و الله اکبر، و سبحان الله و لا حَْولِ و لا ُُقوه الا بالله “؛ و بعد هفت مرتبه هم میگویید:”اللهُ اللهُ رَبی لا اُشْرِک بِهِ شَیْا ” و بعد از تمام شدن آن از خداوند هر خواستهای داشتید بخواهید تا خداوند نیز خواسته تان را اجابت نماید.
هفتم: وقتی که امام هفتم شیعیان موسی بن جعفر در روز ۲۷ رجب سنهی ۱۷۹ هجری از مدینه به طرف بغداد در حرکت بودند این دعا را تلاوت کردند: یا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ، یا مَنْ عَفی وَتَجاوَزَ، اُعْفُ عَنّی وَتَجاوَزْ یا کَریمُ، اَللّهُمَّ وَقَدْ اَکْدَی الطَّلَبُ، وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ الاْمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ اِلاَّ مِنْکَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ …
اعمال آخرین روز ماه رجب
در روز آخر ماه رجب نیز بهتر است که نماز جناب سلمان ادا شود. البته روزه گرفتن نیز در این روز از اجر بسیاری برخوردار است. امام رضا در این مورد فرموده اند: “خداوند گناهان بندهای را که در روز آخر ماه رجب روزه بگیرد را مورد آمرزش و بخشش قرار میدهد”.
چرا انسانها با فطرت توحیدی باز هم به شرک گرایش پیدا میکنند؟
فطرت،گرچه الهی و درونی است اما همچون دیگر ظرفیتهای انسانی نیازمند هدایت ومراقبت است و اگر در معرض تربیت نادرست یا غفلت قرار گیرد تضعیف و یا درخود انکار می شود.
پرسش:
اگر همه انسانها فطرت توحیدی دارند و پیامبران همواره مردم را به یکتاپرستی دعوت کردهاند، پس چرا در تاریخ اقوام زیادی مثل ایرانیان باستان یا هندوها دچار شرک و چندخدایی شدهاند؟ آیا این اتفاق با آن ادعای دینی در تناقض نیست؟
پاسخ:
در قرآن کریم آمده است که همه انسانها دارای فطرت توحیدی هستند(۱) و در طول تاریخ، پیامبران الهی برای هدایت مردم بهسوی توحید و پرستش خدای یگانه مبعوث شدهاند.(۲) بااینحال، واقعیتهای تاریخی گویای این است که در بسیاری از تمدنهای قدیمی، شرک و پرستش خدایان متعدد رواج داشته است. ایران باستان پیش از ظهور زرتشت و آئین او در دوران ساسانی و چندخدایی در هند، نمونهای از جوامع مشرک هستند.
ازاینرو این سؤال طرح میشود که آیا شیوع تاریخی شرک، ایدة قرآنیِ «فطرت توحیدی انسانها» یا «برخورداری همه اقوام از پیامبران الهی» را زیر سؤال نمیبرد؟
در ادامه در قالب نکاتی به این مبحث میپردازیم.
نکته اول: فطرت به معنای گرایش درونی، نه تحقق بیرونی
در نگاه قرآنی، فطرت به معنای سرشت و ساختار درونی انسان است؛(۳) تمایلی درونی به شناخت و پرستش کاملترین موجود، یعنی خداوند متعال.(۴) بنابراین، گرایش توحیدی در انسانها نهاده شده، اما این به معنای تحقق عملی آن در همه انسانها و جوامع نیست؛ چنانکه:
• خیرخواهی در فطرت همه هست، اما تاریخ پر است از انسانهای بدخواه؛
• حقیقتطلبی در فطرت انسان است، ولی تاریخ پر است از خرافات و جهل؛
• عدالت خواسته جهانی و فراگیر است، اما همیشه ظلم نیز رواج داشته؛
بنابراین، فطرت، همچون سایر استعدادهای انسانی، نیاز به هدایت، رشد و مراقبت دارد. اگر کسی خودش نخواهد یا بهخوبی رشد نیابد و در محیط آلوده به شرک و خرافه پرورش یابد، نور فطرتش ضعیف میشود تا جایی که درون خودش آن را نمییابد و حتی انکارش میکند.
نکته دوم: تعلیم و تربیت انبیاء و خواست مردم
درست است که پیامبران، مربیان و معلمان تعلیم و تربیت فطرت هستند، اما تا زمانی که فرد و جامعه، پذیرای این تعلیم و تربیت نباشد، این بذر درونی شکوفا نمیشود: «خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.»(۵)
به بیانی، انسان، گیاه نیست که اگر آب، نور و هوا به آن برسد، قهراً شکوفا شود، بلکه در مورد انسان، افزون بر عوامل بیرونی و درونی، خود او نیز باید بخواهد تا شکوفا شود و رشد کند. اختیار و خواست او در پرورندان بذر فطرت، بسیار مؤثر و تعیینکننده است.
برای نمونه، حضرت موسی منادی ندای توحید بود و بنیاسرائیل نیز معجزاتش را دیده و با او همراه شدند، اما پس از تأخیر کوتاه در بازگشت حضرت موسی از طور سینا (کوه یا مجموعهای از کوهها در صحرای سینا مصر) بهسوی قومش، آنها تحت تأثیر گوساله سامری قرار گرفته و مشرک شدند و بعد از بازگشت موسی بهسوی آنها مجدداً توبه کرده و از شرک دست برداشتند.(۶) به همین شکل در ادیان ایرانی و هندی نیز میتوان همین رفتوبرگشت توحید و شرک را ملاحظه نمود که مثلاً چطور زرتشت همه را موحد کرد، اما پس از مدتی دوباره در دوران ساسانیها، شرک عبادی و ساخت معبد برای خدایان دیگر مثل آناهیتا (مثلاً معبد آناهیتا در کنگاور کرمانشاه) رواج یافت؟! یا چطور ادیان هندی که با محوریت برهمن بود و رویکرد توحیدی به هستی داشت، با پرستش خدایانی مثل ویشنو و شیوا درآمیخت و رگههای شرکآمیز در آن راه یافت.(۷)
نکته سوم: شرک و درونمایه توحیدی آن
شرک، نوعی تحریف و انحراف از فطرت و تعالیم انبیا است؛ نه انکار آنها از اساس. مشرکان هم معتقد به خدا و پرستش او بودند، اما بهمرورزمان در کنار خدا، بیدلیل موجودات دیگری را شریک میگرفتند و آنها را صدا میزدند و از آنها کمک میخواستند و آنها را در تدبیر جهان مؤثر میدانستند. در آیاتی از سوره زمر به این حقیقت اشاره شده است: «آگاه باشید که دین خالص از آن خداست و آنها که غیر خدا را اولیای خود قرار دادند و دلیلشان این بود که اینها را نمیپرستیم مگر به خاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند»(۸) و «و اگر از آنها بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده؟ حتماً میگویند: خدا. بگو: آیا هیچ درباره معبودانی که غیر از خدا میخوانید اندیشه میکنید که اگر خدا زیانی برای من بخواهد، آیا آنها میتوانند گزند او را برطرف سازند؟! و یا اگر رحمتی برای من بخواهد، آیا آنها میتوانند جلو رحمت او را بگیرند؟!»(۹)
این نشان میدهد که در جوامع شرکآمیز نیز فطرت الهی بهطور کامل خاموش نشد و تلاشهای انبیای الهی بیفایده نبود و بسیاری از تعالیم آنها باقی ماند؛ اما با گذشت زمان به علل مختلف، کموزیاد شد و چون به عادت تبدیل گشت، تغییرش سخت و دشوار شد.
نکته چهارم: مهمترین عوامل مؤثر در پیدایش شرک
قرآن بهصراحت علل متعددی را برای گرایش انسانها به شرک بیان میکند. توجه به این علل نشان میدهد که واقعیت انسان و جوامع انسانی، پیچیدهتر از آن چیزی است که در پرسش منعکس شده است.
انسان دارای فطرت است و جوامع انسانی نیز پیامبرانی داشتهاند، اما علل و عوامل دیگری نیز وجود دارند که سبب انحراف جامعه بهسوی شرک میشوند:
۱. تقلید از نیاکان:
یکی از مهمترین عوامل، پیروی کورکورانه از نسلهای گذشته است. در آیاتی از قرآن آمده که: «و هنگامیکه به آنها گفته شود: ازآنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید؛ میگویند: نه ما ازآنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی مینماییم.»(۱۰)
۲. پیروی از حدس و گمان:
در سوره انعام آمده است که خیلی اوقات مردم از حدس و گمان پیروی میکنند: «اگر از بیشتر کسانی که درروی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه میکنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی مینمایند و تخمین و حدس (واهی) میزنند.»(۱۱) اکثریتگرایی و هراس از طرد اجتماعی، باعث میشود انسانها باورهای غلط رایج را بپذیرند.
۳. توجیهات جبرگرایانه:
مشرکان، انحراف خود را به خدا نسبت میدهند و توجهی به اختیار و مسئولیت آدمی در پیدایش انحرافات یا مقابله با آنها ندارند: «بهزودی مشرکان (برای تبرئه خویش) میگویند: اگر خدا میخواست، نه ما مشرک میشدیم و نه پدران ما؛ و نه چیزی را تحریم میکردیم ... بگو: آیا دلیل روشنی (بر این موضوع) دارید؟ پس آن را به ما نشان دهید؟ شما فقط از پندارهای بیاساس پیروی میکنید و تخمینهای نابجا میزنید.»(۱۲) خداوند در نقد این رویکرد مدام به این مطلب تأکید دارد که چرا سخن بیدلیل میگویید و اشتباهات و انحرافات خودتان را بیجهت به خدا نسبت میدهید و خداوند ازآنچه شما انجام میدهید، بیزار است: «و هنگامیکه کار زشتی انجام میدهند میگویند: پدران خود را بر این عمل یافتیم؛ و خداوند ما را به آن دستور داده است. بگو: خداوند (هرگز) به کار زشت فرمان نمیدهد. آیا چیزی به خدا نسبت میدهید که نمیدانید؟!»(۱۳)
۴. تعطیل کردن عقل و دل:
در آیات قرآن به این حقیقت نیز اشاره شده که تعطیل کردن عقل و خاموش کردن نور دل، ازجمله علل مؤثر در پیدایش انحرافاتی مثل شرک است. برای نمونه در سوره اعراف آمده است: «بهیقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمیکنند و) نمیفهمند؛ و چشمانی که با آن نمیبینند؛ و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنها همچون چهارپایاناند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلاناند (چراکه با داشتن همهگونه امکانات هدایت، بازهم گمراهند).»(۱۴)
۵. دنیازدگی و استکبار:
گروهی از ثروتمندان به سبب برخورداری از ثروت و نعمتهای مادی، با انبیای الهی مخالفت کرده و خود را بینیاز از دین دانسته و معتقد بودند که همان سبک زندگی موروثی که آنها را به این نعمتها و مال و ثروت رسانیده، برایشان کافی است و نیازی به پیروی از انبیای الهی نیست: «و [ما] در هیچ شهری هشداردهندهای نفرستادیم، جز آنکه خوشگذرانانِ آنها گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهاید، کافریم؛ و گفتند: ما دارایی و فرزندانمان از همه بیشتر است و ما عذاب نخواهیم شد.»(۱۵) همچنین: «خوشگذرانان آن گفتند: ما پدران خود را بر آیینی [و راهی] یافتهایم و ما از پی ایشان راه سپریم».(۱۶) این ثروتمندان دنیازده که غرق در نعمات مادی هستند، از أشراف و خواص جامعه بهحساب آمده و نهفقط خودشان با انبیای الهی مخالفت میکردند؛ بلکه مردم را نیز به مخالفت فرامیخواندند: «مهتران قومش که کافر بودند، گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید، در این صورت قطعاً زیانکارید.»(۱۷)
نتیجهگیری:
پس از بررسی مفاهیم قرآنی و شواهد تاریخی، روشن میشود که گرایش به شرک در تاریخ بشر، نهتنها ناسازگار با فطرت توحیدی نیست، بلکه نشانه آن است که انسان، در نبود هدایت و با تأثیر عوامل بیرونی، ممکن است از فطرت خود منحرف شود. فطرت بهمثابه نوری در درون انسان است، اما این نور نیاز به روشن نگاهداشتن دارد. پیامبران الهی، برای زنده کردن و احیای این نور آمدهاند. هرگاه جامعهای پیامبران را انکار کرده یا دعوت آنان را تحریف کرده، زمینه برای ظهور شرک فراهم شده است؛ بنابراین، باور به فطرت توحیدی و بعثت پیامبران، نهتنها با واقعیات تاریخی در تعارض نیست، بلکه این واقعیات را بهتر تبیین میکند و نشان میدهد که چرا در بسیاری از موارد، مردم از مسیر اصلی توحید فاصله گرفتهاند و نیاز به هدایت الهی داشتهاند.
پینوشتها:
۱. سوره روم، آیه ۳۰: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُون».
۲. سوره فاطر، آیه ۲۴: «إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا ۚ وَإِنْ مِنْ أُمَّهٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ».
۳. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار: فطرت، تهران، انتشارات صدرا، بیتا ج ۳، ص ۴۶۴-۴۶۶.
۴. مطهری، مجموعه آثار: فطرت، ص ۴۹۲-۵۰۲.
۵. سوره رعد، آیه ۱۱: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّیٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ».
۶. سوره بقره، آیات ۵۱-۵۴.
۷. برای مطالعه بیشتر، به کتابهای مرتبط با تاریخ ادیان مراجعه شود.
۸. سوره زمر، آیه ۳: «أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ ۚ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَیٰ».
۹. سوره زمر، آیه ۳۸: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ ۚ قُلْ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِیَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِی بِرَحْمَهٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ».
۱۰. سوره بقره، آیه ۱۷۰: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ».
۱۱. سوره انعام، آیه ۱۱۶۱۶۰: «وَإِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ۚ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ».
۱۲. سوره انعام، آیه ۱۴۸: «سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَیْءٍ ۚ کَذَٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّیٰ ذَاقُوا بَأْسَنَا ۗ قُلْ هَلْ عِنْدَکُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُون».
۱۳. سوره اعراف، آیه ۲۸: «وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَیْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ».
۱۴. سوره اعراف، آیه ۱۷۹: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ».
۱۵. سوره سبا، آیات ۳۴-۳۵: «وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ وَقَالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ».
۱۶. سوره زخرف، آیه ۲۳: «وَکَذَٰلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَیٰ أُمَّهٍ وَإِنَّا عَلَیٰ آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ».
۱۷. سوره اعراف، آیه ۹۰: «وَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَیْبًا إِنَّکُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ».
منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
راه نزدیکشدن به محبت اهلبیت
امام مهدی علیهالسلام:
لِیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ عَلَی ما یُقَرِّبُهُ مِنْ مَحَبَّتِنا.
هر یک از شما باید کاری انجام دهد که او را به محبت ما نزدیک کند.
بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۶
کودکِ بیشخصیت، مسئولیتپذیر نمیشود
هرچه شخصیت کودک تقویت شود، توان پذیرش مسئولیتهای بزرگتر را خواهد داشت.
انسان اول باید به بچه شخصیت بدهد، بعد از او مسئولیت بخواهد...
هر چه انسان میخواهد مسئولیت بیشتری به بچه واگذار کند باید شخصیت بیشتری به او بدهد.
منبع: آیت الله حائری شیرازی (ره)، راه رشد، ج۴، ص۲۱۰.
ارتداد در اسلام؛ مفهوم، انواع، حکم و یک نمونه تاریخی
ارتداد در ادبیات اسلامی به معنای بازگشت انسان از ایمان به کفر است؛ یعنی فردی که اسلام را پذیرفته و «مقرّ به شهادتین» بوده، ایمان خود را ترک کرده و به انکار اصول دین بپردازد. مفهوم ارتداد در نگاه اسلامی صرفاً یک تغییر اعتقاد ساده نیست؛ بلکه نوعی گسست روحی، اخلاقی و اجتماعی محسوب میشود.
عبارات ارتداد یعنی چه و معنی ارتداد عباراتی پرتکرار در ذهن نسل جوان است. ارتداد در ادبیات اسلامی به معنای بازگشت انسان از ایمان به کفر است؛ یعنی فردی که اسلام را پذیرفته و «مقرّ به شهادتین» بوده، ایمان خود را ترک کرده و به انکار اصول دین بپردازد. مفهوم ارتداد در نگاه اسلامی صرفاً یک تغییر اعتقاد ساده نیست؛ بلکه نوعی گسست روحی، اخلاقی و اجتماعی محسوب میشود.
در منابع فقهی شیعه، ارتداد هنگامی محقق میشود که شخص با اختیار و آگاهی، اصول مسلم اسلام ـ مانند توحید، نبوت یا ضروریات دین ـ را انکار کند. از همین رو، ارتداد بیش از آنکه یک موضوع صرفاً حقوقی باشد، ابتدا یک مسئله عقیدتی و ایمانی است.
انواع ارتداد در فقه اسلامی
فقها ارتداد را به چند دسته تقسیم کردهاند که مهمترین آنها عبارتند از:
ارتداد فطری: کسی که یکی از والدینش (یا هر دو) هنگام تولد او مسلمان بودهاند و خودش هم در بزرگسالی مسلمان شده، سپس از اسلام خارج شود. → حکم: توبهپذیر نیست و در صورت اثبات، اعدام میشود (در فقه شیعه).
ارتداد ملی: کسی که والدینش در زمان تولد کافر بودهاند، ولی خودش بعداً مسلمان شده و سپس مرتد شود. → حکم: از او دعوت به توبه میشود؛ اگر توبه کرد آزاد است، اگر نه، اعدام میشود.
ارتداد عملی (در برخی آراء): ارتداد فقط با زبان نیست؛ انجام برخی اعمال مانند سجده بر بت، انداختن قرآن در نجاست و… نیز میتواند سبب ارتداد باشد.
پیشینهی تاریخی ارتداد در صدر اسلام
یکی از ماجراهای معروف که در کتابهای تاریخی ذکر شده و در فهم زمینههای ارتداد اهمیت دارد، ماجرای سبب ارتداد عبد الله بن أبی السرح است؛ کسی که در ابتدا از مسلمانان بود، اما بهدلایلی از اسلام برگشت و به مکه پناه برد. این ماجرا نشان میدهد که مسئلهی ارتداد در صدر اسلام نیز وجود داشت و صرفاً موضوعی امروزی نیست.
مفسران تاریخی از این واقعه برای بیان تفاوت میان ارتداد از روی عناد و ارتداد ناشی از ضعف ایمان یا شبهه استفاده کردهاند؛ زیرا در نگاه اسلامی، نیت و شرایط فرد تأثیر مهمی در حکم و سرنوشت او دارد.
نگاه فقه شیعه به ارتداد
در فقه شیعه، بحث ارتداد با دقت و احتیاط بسیار مطرح شده است؛ زیرا در این مسئله، پای «اعتقاد»، «حقوق فردی» و «مصالح اجتماعی» در میان است. فقهای شیعه برای تحقق ارتداد شرایط سختی قرار دادهاند؛ از جمله:
ارتداد باید صریح، آشکار و بدون ابهام باشد.
شخص باید بالغ، عاقل، مختار و آگاه باشد.
ارتداد باید همراه با انکار اساسیترین باورهای دینی باشد.
به همین دلیل است که در فقه شیعه، بهویژه در آثار بزرگانی همچون شیخ طوسی، محقق حلی، علامه حلی، شهید ثانی و دیگران، تأکید شده که اثبات ارتداد آسان نیست و نمیتوان با هر سخن مبهم یا رفتار دوپهلو، حکم ارتداد را بر فرد بار کرد.
فلسفهی حساسیت اسلام نسبت به ارتداد
در نگاه اسلامی، «دین» فقط یک اعتقاد فردی نیست؛ بلکه پیوندی میان فرد و خدا و همچنین عاملی برای وحدت و سلامت جامعه است. در صدر اسلام، ارتداد گاهی با خیانت سیاسی، همکاری با دشمنان و تهدید امنیت جامعه نوپا همراه بوده است. به همین دلیل، احکام ارتداد در فقه بهگونهای شکل گرفت که نقش حفاظتی و بازدارنده نیز داشته باشد.
فقه شیعه در کنار بیان حکم، همواره راه توبه، بازگشت و گفتوگو را نیز باز گذاشته است. تأکید بر توبه در بسیاری از متون، نشاندهندهی این است که هدف، «بازگشت انسان به ایمان» است نه تنها جنبهی کیفری.
دیدگاه فقها و مراجع معاصر درباره ارتداد
در جهان امروز، با تغییر شرایط اجتماعی، حقوقی و ارتباطات فرهنگی، موضوع ارتداد به شکلهای جدیدی مطرح میشود. مراجع و فقهای معاصر شیعه، در عین وفاداری به اصول فقهی، به ابعاد جدید این مسئله نیز توجه کردهاند. در ادامه، چکیدهای توضیحی از دیدگاههای آنان آورده میشود:
۱. تأکید بر سختیِ اثبات ارتداد
بسیاری از مراجع معاصر مانند آیتالله العظمی مکارم شیرازی، آیتالله سیستانی و دیگران، تأکید دارند که ارتداد بهسادگی محقق نمیشود.
آنها تصریح میکنند که:
باید یقین حاصل شود که شخص عمداً و آشکارا اصول دین را انکار کرده است.
اگر احتمال شبهه، ناآگاهی یا سوءتفاهم وجود داشته باشد، ارتداد محقق نمیشود.
۲. تفاوت میان بحث اعتقادی و حکم اجتماعی
برخی فقهای معاصر توضیح دادهاند که انکار قلبی، اگر علناً ابراز نشود و موجب آسیب اجتماعی نشود، حکم ارتداد اجتماعی ندارد.
این دیدگاه بر اساس تفکیک میان اعتقاد شخصی و اعلان عمومی علیه دین شکل گرفته است.
۳. جایگاه توبه و بازگشت
در فقه شیعه، توبه برای مرتد فطری متفاوت از مرتد ملی است؛ اما بسیاری از مراجع معاصر بر این نکته تأکید دارند که اگر فرد واقعاً قصد بازگشت به دین را داشته باشد، باید به او کمک کرد و حکم او با توجه به شرایط زمانه سنجیده شود.
۴. پرهیز از برخورد عجولانه
فقهایی همچون آیتالله سبحانی و آیتالله جوادی آملی بارها تأکید کردهاند که ارتداد موضوعی است که باید با احتیاط شدید بررسی شود و در موارد شبهه، نمیتوان حکم قاطع صادر کرد.
از دید آنان، حکم ارتداد در فقه یک حکم ثانوی و اجتماعی است و باید در بستر عدالت، مصلحت و شرایط اجتماعی سنجیده شود.
۵. توجه به شرایط عصر جدید
برخی فقهای معاصر توضیح دادهاند که در زمان ما، شبهات اعتقادی گسترده است و انسانها در معرض حجم عظیمی از اطلاعات قرار دارند؛ ازاینرو لازم است پیش از هر قضاوتی، زمینههای فکری، محیطی و فرهنگی فرد بررسی شود.
مبنای این نگاه، اصل قرآنی «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» و تشویق اسلام به انتخاب آگاهانه و آزادانه ایمان است.
حکم ارتداد در ایران معاصر
در قوانین رسمی جمهوری اسلامی ایران، عنوان «ارتداد» بهصورت مستقیم در قانون مجازات نیامده است؛ اما فقهای شورای نگهبان و دادگاهها در موارد خاص، بر اساس فقه امامیه نظر میدهند.
با این حال، رویکرد عملی و قضایی در ایران بسیار محتاطانه است و موارد استناد به ارتداد بسیار محدود و نادر است. معمولاً زمانی مطرح میشود که فرد:
آشکارا علیه اسلام تبلیغ کند،
اصول ثابت دین را بهصورت علنی انکار کند،
یا اقدام او پیامد اجتماعی و امنیتی داشته باشد.
این رویکرد نشاندهندهی تفاوت میان اعتقاد خصوصی و اقدام عمومی علیه دین است؛ رویکردی که همساز با فقه شیعه و هم با نیازهای جامعه امروز است.
جمعبندی
ارتداد در اسلام، موضوعی عمیق، چندلایه و ریشهدار است. از نگاه فقه شیعه، تحقق آن به شرایط و معیارهای سختی وابسته است و نمیتوان با هر انکار یا سخن مبهم، حکم ارتداد را جاری کرد. مراجع معاصر نیز با توجه به شرایط جدید، بر احتیاط، بررسی دقیق، پرهیز از شتابزدگی و اهمیت توبه و گفتوگو تأکید ویژه دارند.
ارتداد نه یک موضوع ساده اعتقادی است و نه صرفاً یک مسئله حقوقی؛ بلکه نقطه تلاقی ایمان، اخلاق، فرد، جامعه و مصلحت عمومی است. از این رو، فقه شیعه در طول تاریخ کوشیده است این مسئله را با دقت، عمق و رعایت انصاف بررسی کند؛ و امروز نیز با نگاه متعادل و مسئولانه، این مسئله را در بستر جامعه اسلامی معاصر تبیین میکند.
بیانات در دیدار دستاندرکاران کنگره شهدای استان البرز
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین.
خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز! و خیلی متشکّرم از اینکه همّت کردید این جریان مفید و به یک معنا حیاتی را که جریان احیای نام شهیدان و یاد شهیدان است، در شهر کرج و در استان البرز به وجود آوردید.
استان البرز یک خصوصیّتی دارد که آقایان اشاره کردند؛ مجموعهای از افراد متعلّق به نقاط مختلف کشور است که از چند ده سال پیش به این طرف به این شهر مهاجرت کردهاند؛ بنابراین، هر کار خوبی که در این شهر انجام بگیرد، احتمالِ این هست که منتقل بشود به سراسر کشور و در آن جاها هم تأثیر بگذارد. بنابراین، کارتان کار بسیار خوبی است و اقدام، اقدام خداپسندانه و مفیدی است. بنده از دستاندرکاران این کار متشکّرم.
یک نکته این است که شما در توضیح برنامههای این بزرگداشت، مطالب خوبی را بیان کردید ــ هر دوی آقایان(۲) مطالب مهمّی را بیان فرمودید، تأثیرات متوقَّع از این کار را بیان کردید ــ منتها اینها خواستههای شما است؛ و اینها باید تحقّق پیدا کند؛ این را فکر بکنید؛ یعنی آن کتاب باید خواننده داشته باشد، آن فیلم باید بیننده داشته باشد و این مستلزم یک تلاش دوّمی است؛ یعنی اگر چنانچه کار را هنرمندانه انجام ندهید یا پیگیری نکنید یا زوایای مختلف کار را ملاحظه نکنید، این تلاشی که بخوبی انجام گرفته و بجا انجام گرفته، به نتایج خودش نخواهد رسید؛ باید کاری کنید که این تلاش به نتایج خودش برسد، و خود این یک تلاش دوّمی را لازم دارد. من میخواهم عرض بکنم فکر یک کار خوب و برنامهریزی برای یک کار خوب، نیمی از آن کار است؛ نیمِ دوّم که مهمتر است، پیگیری و دنبالگیری و عمل کردن آن کار است و شما این را باید انجام بدهید.
نکتهای که در اینجا وجود دارد، مسئلهی این بزرگداشتها است؛ ما این بزرگداشتها را برای چه انجام میدهیم؟ ما وقتی که بررسی میکنیم شهدای جنگ تحمیلی را، شهدای این جنگ اخیر را، عمدهی شهدای این جنگها را وقتی نگاه میکنیم، [میبینیم] انگیزههایی در اینها وجود داشته که آن انگیزهها اینها را به میدان خطر کشانده و احیاناً جان آنها را گرفته؛ دیگران زیادی هم بودند که همین انگیزهها را داشتند، بحمدالله با عافیت و سلامت برگشتند؛ این انگیزهها چیست؟ چرا یک جوان از زندگی راحت، از بودن در کنار پدر و مادر و درس و بحث و کار و آرزو و شغل و همهچیز صرفِنظر میکند، میرود در سختیهای جنگ، دشواریهای جنگ ــ که آن کسانی که در این میدان بودند، میدانند که چه دشواریهایی دارد ــ خودش را درگیر میکند؟
اگر این کار بزرگ را، این حرکت عظیم را، صرفاً به یک احساسات تقلیل بدهیم، ظلم کردهایم؛ بگوییم سخنرانی کردند، احساسات این بچّهها تحریک شد و راه افتادند رفتند؛ این واقعاً ظلم به این حادثه است، ظلم به این اشخاص است؛ این[جور] نیست. چیزهای دیگری وجود دارد؛ آن چیزها را بشمارید، آن چیزها را پیدا کنید.
یکی [از این انگیزهها] «شوق به لقاءالله» است. ما در بین این جوانها میشناسیم، مییابیم کسانی را که به معنای واقعی کلمه شایقِ الیالله بودند؛ یعنی همان کاری را که امام اشاره کردند به این بزرگان اهل معرفت و اهل سلوک و مانند اینها، گفتند یک عمر عبادت کردید قبول باشد، امّا بروید وصیّتنامهی این جوان را هم بخوانید؛ این جوان راه هفتادساله و هشتادساله را گاهی اوقات در چند ماه و چند روز طی کرده و به آنجا رسیده. این مسئلهی شوق، شوق الیالله را در جوانها باید به وجود آورد. این مسئلهی «احساس تکلیف دینی»، که این یک تکلیف است و به او گفته شده، و باید انجام بدهد؛ مثل نماز؛ باید این اتّفاق بیفتد، انجام بگیرد. مسئلهی «حسّ مقابلهی با دشمن»؛ این احساس مهمّی است. وقتی که جوان به درک و شعور جوانی خودش میرسد ــ در آن حد که از نوجوانی و از بچّگی خارج میشود ــ احساس میکند که یک تکلیفی در قبال کشور دارد که باید آن را انجام بدهد، و کسانی هستند مترصّدند که خانهی او را، کشور او را، و داشتههای فرهنگی و مدنی و میراثهای ماندگار او را از او بستانند؛ در مقابل اینها میخواهد بِایستد؛ این یک حسّی است در انسان؛ و از این قبیل. شاید ده انگیزهی مهم را انسان پشت سر هم بتواند برای این حرکت این جوانها بشمرد که حالا آقایان این کار را میکنید و انجام میدهید. ما اینها را باید منتقل کنیم به نسل بعد؛ حرف من این است.
من میگویم شما بایستی نگذارید که این انگیزهها خاموش بشود؛ این انگیزهها باید منتقل بشود به نسل بعد. رفتاری که انسان از بعضی از دستگاههای فرهنگی و بعضی از دستگاههای مسئول و کسانی که باید به فکر این چیزها باشند میبیند، این را نشان نمیدهد؛ یعنی واقعاً اینکه ما این مفاهیم والا را، این ارزشها را به نسل جوان منتقل کنیم، نمیبینیم، و در خیلی از موارد مشاهده نمیکنیم.
جوانهای ما جوانهای خوبی هستند. این وسایلی که امروز هست و وجود دارد، در دورهی جنگ تحمیلی در اوّل انقلاب نبود؛ این دستگاههای بسیار پیشرفتهای که برای انتقال مطلب، انتقال مفهوم، انتقال محتوا به ذهنهای طرف مقابل و تحت تأثیر قرار دادن آنها امروز در کار هستند، آن روز نبودند؛ امروز جوان ما در مقابل اینها دارد مقاومت میکند. آن که اهل نماز است، آن که اهل نماز شب است، آن که اهل نافله است، آن که اهل مسجد است، آن که اهل هیئت و سینهزنی است، در واقع دارد در مقابل یک چنین موج عظیمی هویّت دینی خودش را نگه میدارد و حفظ میکند و تقویت میکند؛ این خیلی باارزش است؛ ما قدر این را باید بدانیم. جوانهای امروز ما به نظر من جوانهای بسیار خوبی هستند و آمادگی دارند؛ برنامهی ما باید این باشد که این ارزشهایی که این شهادتها را آفرید، این عظمت را، این گذشت را در ملّت ایران به وجود آورد، بتوانیم تبیین کنیم و به نسل بعدی منتقل کنیم تا بتوانند انشاءالله کشور را پیش ببرند و جامعه را پیش ببرند.
خوشبختانه ما با همهی سختیها و تنگدستیها و مشکلاتی که وجود دارد، نقاط مثبت فراوانی در کشور داریم و انسان آمادگیهای زیادی را در کشور مشاهده میکند برای حرکت در جهت انقلاب، حرکت در جهت اسلام؛ انسان این را مشاهده میکند و میبیند. امیدواریم که انشاءالله این [نقاط] تقویت بشود، و کار شما بتواند در این راه، کارِ کارستانی انجام بدهد و انشاءالله بتوانید در منطقهی خودتان این کار را انجام بدهید. همانطور که عرض کردم به مجموعهی استان خودتان هم اکتفا نکنید؛ یعنی نحوهای عمل بشود و اقدام بشود که آن کسانی که وابستهی به شهرستانهای دیگر و شهرهای دیگر و مناطق دیگر کشور هستند، این سوغاتی را از اینجا برای آنها ببرند و آنها را آماده کنند و فکر را و گرایش را و آمادگیها را منتقل کنند، و این ارزشها انشاءالله به دیگر مناطق کشور هم منتقل بشود.
خداوند انشاءالله به شماها توفیق بدهد، تأییدتان کند و کمکتان کند تا انشاءالله به این مقصودی که به خاطر آن، این کار را انجام دادید، دست پیدا کنید و خداوند از شما، از همهی برادران قبول کند. و ما به مردم عزیز کرج، بخصوص به خانوادههای شهیدان عزیز هم سلام میرسانیم.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
(۱ در ابتدای این دیدار، حجّتالاسلام والمسلمین سیّدمحمّدمهدی حسینیهمدانی (نمایندهی ولیّفقیه در استان البرز و رئیس شورای سیاستگذاری کنگره)، آقای مجتبیٰ عبداللهی (استاندار استان البرز و رئیس ستاد کنگره) و سرتیپدوّم پاسدار علیرضا حیدرنیا (فرمانده سپاه امام حسن مجتبیٰ (ع) استان البرز و دبیرکلّ کنگره) مطالبی بیان کردند.
بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز. خیلی بهره بردیم از اجرای برادران عزیزی که اینجا برنامه اجرا کردند. شعرهای پُرمغز و بامضمون، مجلس را بهروز کرد. خیلی از مجلسها هست که جمعیّت هست، امّا مربوط به این زمان نیست. این مجلس، مجلس این زمان است. این شعرها و این حرکات و این اظهارات و این بیانات شماها و اجتماع شما و شور و حال شما مجلس را بهروز کرد.
تبریک عرض میکنم ولادت حضرت سیّدةالنّساء صدّیقهی طاهره (سلام الله علیها) را، همچنین ولادت امام عزیز بزرگوارمان را. دربارهی حضرت صدّیقهی طاهره من فقط یک جمله عرض میکنم، چون فضایل و مناقب و برجستگیهای این بانوی الهی و عرشی چیزی نیست که ما بتوانیم آن را در اظهاراتمان بیان کنیم؛ خیلی فوق فهم ما و تصوّر ما و درک ما است؛ امّا میتوان اینجور گفت که او اسوه بود. مگر نمیخواهیم عمل کنیم؟ مگر نمیخواهیم فاطمی زندگی کنیم؟ او اسوه بود؛ باید بر طبق رفتار اسوه و حرکات اسوه رفتار کرد و حرکت کرد. اسوهی دینداری بود، اسوهی عدالتخواهی بود، اسوهی جهاد بود. جهادی که فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) کرد، جزو دشوارترین جهادها است. اگر انسان بخواهد مقایسه کند، شاید همهی غزوات پیغمبر یک طرف و جهاد فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) یک طرف. اسوهی جهاد بود. اسوهی تبیین بود؛ آن خطبهی غرّاء مسجد مدینه یک تبیین فوقالعاده بینظیر و روشن و درسآموز بود. اسوهی وظایف زنانگی بود؛ شوهرداری، فرزندداری، زینبپروری و بسیاری دیگر از ارزشهای اسلامی. اینها مقولات ظاهری و قابل فهم و قابل دید ما است؛ مقولات باطنی و عرشی از دید ما بالاتر است و قابل توصیف نیست.
و امّا سخنی در باب مدّاحی؛ حرف امروز من چند کلمه در باب مدّاحی است. امروز مدّاحی یکی از عرصههای بسیار مهمّی است که شایسته است دربارهی آن پژوهش انجام بگیرد. امروز مدّاحی فقط آمدن و خواندن و گریاندن و مانند اینها نیست؛ امروز مدّاحی در کشور ما یک پدیدهای شده که درخور پژوهش و تحقیق است. پژوهش یعنی چه؟ «عمقیابی»؛ [شناخت اینکه] پشت این شعر و آواز و آهنگ و رفتار چیست و چه چیزی قرار دارد. «آسیبشناسی»؛ ممکن است آسیبشناسی، ما را به یک نقاط ضعفی برساند. جستجو از «راههای رشد»؛ [اینکه] چه کار کنیم که مدّاحی در راه رشد پیش برود، به سمت تکامل و در مسیر تکامل حرکت کند. اینها مجموعهای است که یک جمع محقّق و پژوهشگر میباید و میتوانند دربارهی این، کار کنند؛ امروز این لازم است.
البتّه در گذشته هم مدّاحی بود؛ زمان جوانی ما هم مدّاحهایی بودند، البتّه نه به این گسترش، نه به این تعداد، نه با این آگاهی، نه با این سواد، ولی بودند. البتّه یک امتیازاتی هم آنها داشتند ــ [مثلاً] قصاید بلند و غرّاء را از بر میخواندند ــ لکن مجموعاً فاصلهی مدّاحی دوران جوانی ما با مدّاحی امروز خیلی زیاد است؛ امروز مدّاحی در جامعهی ما یک پدیدهی حیرتانگیزی شده. اینها را عرض میکنم که مدّاحان عزیز ما بدانند چه کار دارند میکنند. البتّه میدانید؛ شعرهای امروز و حرفهای امروز نشان داد که مدّاحها میدانند کجا قرار دارند و چه وظیفهای را بر عهده گرفتهاند. امروز بعد از چند دهه، این پدیدهی بسیار مهمّ مدّاحی به شکل یک عنصر اثرگذار در کشور ظاهر شده. ما به این احتیاج داریم. ما احتیاج داریم عوامل اثرگذار که روی ذهنها و مغزها و دلها اثر میگذارد، تقویت کنیم؛ اوّلاً بشناسیم، ثانیاً تقویت کنیم. حرف اصلی من این است که حالا عرض خواهم کرد.
البتّه مدّاحیها همه در یک سطح نیستند، کم و زیاد دارند. همهی پدیدهها همینجور هستند، همه یک جور نیستند؛ بعضیها برترند، بالاترند، بعضیها متوسّطترند؛ امّا آنچه میتوان به صورت تقریبی و میانه بیان کرد، این است که امروز مدّاحی یکی از پایگاههای «ادبیّات مقاومت» است. امروز مدّاحی یک پایگاهی است برای ادبیّات مقاومت. اگر یک «فکری» وجود داشته باشد و «ادبیّاتِ» متناسب با آن فکر وجود نداشته باشد، آن فکر میمیرد، از بین میرود. تولید ادبیّاتِ مناسب با اندیشه و فکر، یک هنر بزرگی است. یکی از مراکز و پایگاههایی که این ادبیّات را ــ ادبیّات مقاومت را ــ تدوین میکند، گسترش میدهد، منتقل میکند، عبارت است از پدیدهی مدّاحی و هیئت.
خب، «مقاومت ملّی» یعنی چه؟ اینکه میگوییم «ادبیّات مقاومت ملّی»، مقاومت ملّی یعنی چه؟ امروز گفته میشود «جبههی مقاومت»؛ خب این چیست؟ اینها در مقابل چه چیزی مقاومت میکنند؟ «مقاومت ملّی» یعنی تابآوری در برابر هر فشاری که دشمن در یکی از جنبههای زندگی انسان وارد میآورد تا آن ملّت را مجبور کند به تسلیم؛ منظور ما از «مقاومت» ایستادگی در مقابل این فشار است؛ تاب بیاورد، مقاومت کند، بِایستد، پایداری کند، پای دشمن را ببُرد، دست دشمن را قطع کند.
این فشاری که میگوییم ممکن است وارد بیاید، فرق نمیکند [چه باشد]؛ گاهی فشار نظامی است که خب ماها دیدیم؛ جوانها ندیده بودند، دیدند؛ ما آن چهل سال قبل هم دیدیم. فشار نظامی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول یک تحمیل! این فشار [ممکن است] با وسایل نظامی باشد، با وسایل اقتصادی باشد یا فشار با هوچیگری و جوسازی رسانهای باشد. فضای مجازی را نگاه کنید، رادیوهای خارجی را ببینید، اظهاراتِ نهفقط روزنامهنگار و مثلاً خبرنگار، [بلکه] مقامات نظامی بالا و مقامات سیاسی در دنیا را ببینید؛ همهی اینها متوجّه یک نقطه و یک مرکز است و آن مرکز، فشار بر روی ایستادگی و مقاومت ملّتها و در رأسشان ملّت ایران است؛ امروز اینجوری است. بنابراین، این فشار میتواند فشار نظامی باشد، فشار اقتصادی باشد ــ مثلاً تحریم باشد ــ فشار رسانهای باشد، فشار در فضای مجازی باشد، جاسوسپروری باشد و امثال اینها.
هدف از این فشار هم میتواند توسعهطلبی سرزمینی باشد، مثل این کاری که حالا آمریکاییها دارند با بعضی از کشورهای آمریکای لاتین انجام میدهند؛ میتواند برای منابع زیرزمینی باشد، که فشار میآورد برای اینکه منابع نفت فلان کشور را مثلاً تصرّف کند؛ یا موضوعات فرهنگی و دینی باشد؛ یا فشار برای تغییر سبک زندگی باشد که عمدتاً اینها از راه ابزارهای رسانهای انجام میگیرد؛ یا اساسیتر از همه، فشار برای تغییر هویّتی باشد. صد سال است که سعی غربیها، که در زمان اواخر قاجار وارد ایران شدند، این است که هویّت ملّت ایران را تغییر بدهند؛ هویّت دینیشان، هویّت تاریخیشان، هویّت فرهنگیشان. رضاخان قدم اوّل را برداشت، [امّا] موفّق نبود؛ بعدیها سیاستمدارانهتر حرکت کردند، کارهایی کردند، [امّا] موفّق نشدند؛ انقلاب اسلامی هم آمد همه را شست، ریخت بیرون. فشار برای تغییر هویّت ملّت ایران. در هر صورت، در همهی این موارد، مقاومت لازم است. گفتیم مقاومت یعنی چه؟ یعنی تابآوری، پایداری، ایستادگی، تسلیم نشدن، عامل فشار را ناکام گذاشتن؛ این معنای مقاومت است. اینکه امروز ما دائم دم از جبههی مقاومت میزنیم یعنی این؛ یک روز فقط ایران بود، امروز به کشورهای منطقه و حتّی در مواردی به کشورهای خارج از منطقه توسعه پیدا کرده؛ مقاومت بتدریج گسترش پیدا کرده.
البتّه ملّت ما از اوّلِ تشکیل جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی توانست مقاومت کند، توانست بِایستد، توانست در مقابل فشار دشمن تسلیم نشود. همهکار کردند ــ دیگر حالا اینها را چون زیاد گفتهایم و تکرار کردهایم، نمیخواهم تکرار کنم که چه کارها کردند ــ بعضی از کارهایی که دشمن دربارهی ملّت ایران کرد، جوری بود که دربارهی هر کشوری و هر ملّتی انجام میگرفت، [آنجا را] کنفیکون میکرد، امّا ملّت ایران محکم ایستاد، جمهوری اسلامی با کمال استقامت، با کمال مقاومت ایستاد.
مدّاحی ما از اوّل انقلاب به این سمت حرکت کرد؛ نه همه، امّا شروع شد؛ در دوران جنگ به اوج خودش رسید. در دوران جنگ هر کدام از این شهدا پرچمی شدند برای برپا نگه داشتن ملّت ایران، [آن هم] به وسیلهی مدّاحها؛ مدّاحها این کار را کردند. این جنازه که میآمد، اگر آن مدّاح نبود، اگر آن حماسهی شعری در فضا نمیپیچید و دلها را به خود جذب نمیکرد، آن شهید فراموش میشد. زینبی کار کردند؛ زینب، کربلا را زنده کرد و نگه داشت در تاریخ. این کاری بود که از اوّل انقلاب شروع شد، ادامه پیدا کرده تا امروز، امروز هم هست. البتّه حالا همهی مجالس مدّاحی، مثل مجلس امروز ما نبود و نیست، میدانم، لکن در همهی مجالس یک گرایشی، یک نگاهی، یک حرکتی به مفهوم و مصداق مقاومت در ایران وجود دارد.
حالا حرف من به طور خلاصه این است؛ من فقط همین یک جمله را میخواهم عرض کنم که امروز ما فراتر از درگیریهای نظامی ــ که وجود داشت، دیدید و همینطور دائماً احتمال [تکرار] آن را هم میدهند، بعضی هم عمداً در این کانون میدمند برای اینکه مردم را دلبهشک نگه دارند، دلهره ایجاد کنند، که موفّق هم نمیشوند انشاءالله ــ در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانهای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبههی وسیع. ما در جنگ تبلیغاتی قرار داریم، در جنگ معنوی قرار داریم. دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند؛ رفتند در این خط. البتّه ما در مقابلشان محکم ایستادهایم، امّا امروز خطر این است، خط این است، هدف دشمن این است. هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند؛ نمیگویند، لکن ما میدانیم. نویسنده، هنرمند، کتابنویس، رماننویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند، از ابزارهای گوناگون استفاده میکنند برای اینکه ذهن جوان ایرانی را تغییر بدهند. جبههی فعّالِ در این قسمت در مقابل ما یک جبههی وسیعی است؛ البتّه مرکز آمریکا است، دُوروبَرش هم بعضی از کشورهای اروپاییاند و در حاشیهاش هم مزدورها و خائنها و بیوطنها و اینهایی [هستند] که در اروپا و در جاهای دیگر جمع شدهاند برای اینکه به نان و نوایی برسند، این را هم شیوهی خودشان قرار دادهاند. ما در مقابل اینها قرار داریم.
بنابراین جبههی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند، آرایش خودشان را بر طبق این نظم دشمن و مقصود دشمن قرار بدهند. ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن؛ وقتی میبینیم دشمن به یک نقطهای میخواهد حمله کند، نوعی آرایش نظامی میگیریم که دشمن را ناکام کنیم؛ این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی؛ دشمن اینها را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد. البتّه کار آسانی هم نیست لکن خوشبختانه امروز ما فضلای زیادی داریم در حوزههای علمیّه که در این زمینهها کار کردهاند، فکر کردهاند، محصول دارند و جامعهی مدّاح کشور میتواند کاملاً از آنها بهرهبرداری کند.
شما مدّاحها میتوانید این هیئتی را که در آنجا هستید، تبدیل کنید به کانون پایبندی به ارزشهای انقلاب و [دیگر] ارزشها؛ بخصوص امروز که جوانها خوشبختانه اقبال به هیئت دارند. امروز اقبال جوانها به هیئت خیلی زیاد است؛ در گذشته اینجور نبود. امروز جوانها در شهرهای مختلف ــ که ما هم اطّلاع پیدا میکنیم یا در تلویزیون میبینیم یا خبر میگیریم ــ خوشبختانه اقبال دارند و کار میکنند، تلاش میکنند؛ این را بایستی قدر دانست و نسل جوان را در مقابل هدف این دشمن لجوج و خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، مصونسازی کرد.
من توصیه میکنم در مدّاحیها دربارهی ائمّه (علیهم السّلام)، تبیین معارف را برجسته کنید. به نظر بنده ائمّه (علیهم السّلام) دو کار عمده انجام میدادند: یکی تبیین معارف بود، که [به واسطهی آن] معارف اسلامی باقی ماند؛ اگر آنها تبیین نمیکردند معارف اسلامی را، امروز از اسلام و از معارف حقیقی اسلام هیچ چیز باقی نمانده بود؛ یکی این بود؛ یکی مبارزه بود. ائمّه مبارزه میکردند. روی این زمینه، بنده حرفهای زیادی در سالهای طولانی گفتهام. همهی ائمّه مشغول مبارزه بودند. از بعد از امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) ــ چه در زمان امام مجتبیٰ، چه در زمان حضرت سیّدالشهدا، چه در زمان ائمّهی بعدی ــ همهی ائمّه مشغول مبارزه بودند؛ مبارزهی با دستگاه خلافت، مبارزهی با دشمنان حقیقت، هر کدام با شیوهی خودشان؛ هر کدام با یک شیوه، امّا همه مبارزه میکردند؛ این را بایستی در زندگی ائمّه، در بیان زندگی ائمّه بیان کرد. بنابراین [یک توصیه] تبیین معارف دینی، تبیین معارف مبارزاتی و انقلابی [است].
یک توصیه این است که در مواجههی با دشمن، به دفاع از آنچه او شبههآفرینی میکند اکتفا نکنید. البتّه دفاع لازم است، باید شبههآفرینیِ دشمن را رد کرد لکن دشمن نقطهضعف زیاد دارد؛ آن نقطهضعفها را هدف قرار بدهید، به آنها هجوم بیاورید، هجوم بیاورید در مفاهیم شعری، که خب امروز بعضی از برادرها خوشبختانه در این زمینه هم نشان دادند که توانایی خوبی وجود دارد.
یک توصیه این است که منبر [مدّاحی] را از نقاط قوّت اسلام، چه در مسائل شخصی، چه در مسائل اجتماعی، چه در سیاست، چه در برخورد با دشمن ــ اسلام در این زمینهها معارف مهمّی دارد، نقاط قوّتی دارد ــ سرشار کنید از این معارف؛ یعنی کسی که پای صحبت شما، برنامهی شما مینشیند، از قرآن، از مفاهیم قرآنی بخش زیادی را بهرهمند بشود و استفاده کند. تبدیل کنید مدّاحی را به یک ابزار مؤثّر و مهمّی برای ترویج دین و ترویج مفاهیم دینی و مسائل انقلابی؛ این کار الان دارد تا حدود زیادی انجام میگیرد؛ این را گسترش بدهید، این را تقویت کنید، این را عمومی کنید و در همهی موارد این وجود داشته باشد. گاهی اوقات تأثیر یک نوحهی خوشساختِ خوشمضمون که شما آن نوحه را در منبر میخوانید، در دل مخاطبتان از یک منبر یا دو منبر استدلالی و فلسفی و منطقی، هم خیلی بیشتر است، هم ماندگارتر است.
بحث خوانندگیِ خوشساخت شد، مراقب باشید در این زمینه اشتباه صورت نگیرد؛ آهنگهای دوران طاغوت راه پیدا نکند در مفاهیم دینی ما؛ انسان گاهی یک جاهایی میشنود. مراقبت کنید! آهنگ مدّاحی، آهنگ شما است، مال شما است، ابتکار شما است؛ نباید آنچه را مربوط به دشمنان شما است ــ که شما علیه آنها قیام کردید، ملّتتان علیه آن معارف، علیه آن فرهنگ غلط قیام کردند ــ نفوذ کند در کار شما و در بیان شما.
بنابراین آنچه بنده احساس میکنم و میبینم، خوشبختانه در بین ابزارهای مهمّ پیشرفت کشور، پدیدهی مدّاحی جایگاه ویژهای دارد. شما دارید کار میکنید، تلاش میکنید، و همانطور که گفتم، احتیاج دارد به پژوهش؛ باید آسیبشناسی بشود، باید راههای تکاملش پیدا بشود، باید محتواهای مناسب و شاید آهنگهای مناسب برای این کار آماده بشود، تهیّه بشود. مدّاحی را حفظ کنیم، نگه داریم، تکامل ببخشیم و از این پدیده استفاده کنیم.
من به شما عرض کنم، به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ اشاره کردند به گرد و غبار خوزستان؛(۲) این یکی از کوچکترینهایش است. کمبودهای بیشتری هم در کشور وجود دارد امّا کشور دارد جلو میرود، دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبهروز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالتخواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمیآید، چون تدریجی است، چون طولانیمدّت است ــ کوتاهمدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد ــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند. نوجوانِ امروز نسبت به مسائل دینی ــ غیر از همان اوایلِ اوایل انقلاب ــ از برههای از این میانهها بمراتب جلوتر و پیشتر است، بعد از این هم انشاءالله پیشتر خواهد رفت.
روح مقدّس شهیدان و روح مقدّس امام بزرگوار شاد باد که این راه را در مقابل ملّت ایران باز کرد.
والسّلام علیکم و رحمةالله
صحن حضرت زهرا(س) در نجف رسماً افتتاح شد
حجتالاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر مقام معظم رهبری شامگاه چهارشنبه (۲۶ آذرماه) در این مراسم که در شبستان حضرت زهرا(س) برگزار شد، با اشاره به مقام والای آن حضرت اظهار کرد: شخصیت حضرت زهرا(س) فراتر از توصیف زبان بشر است و پیامبر اکرم(ص) علاقه ویژهای به ایشان داشتند، چراکه حضرت فاطمه(س) در زمانی به ایشان عطا شد که رسول خدا(ص) به مقام پیامبری رسیده بودند.
وی با بیان روایتی از زندگی مشترک حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) افزود: حضرت علی(ع) در پاسخ به پیامبر اکرم(ص) فرمودند فاطمه بهترین یاور من در بندگی خداست و در طول زندگی مشترک حتی یکبار نیز موجب خشم ایشان نشد؛ الگویی روشن برای زندگی مؤمنانه.
رئیس دفتر مقام معظم رهبری با اشاره به نقش حضرت زهرا(س) در دفاع از ولایت گفت: ایشان با وجود همه سختیها، در راه دفاع از حق و ولایت از هیچ تلاشی فروگذار نکردند و این سیره میتواند الگوی جامعه اسلامی باشد.
گلپایگانی همچنین با اشاره به جایگاه معنوی حضرت زهرا(س) در احادیث تصریح کرد: در روایات آمده است که خداوند به نماز حضرت زهرا(س) مباهات میکند و به حق ایشان، شیعیان را از آتش جهنم نجات میدهد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش تاریخی حوزه علمیه نجف، تشکیل این حوزه به دست شیخ طوسی را نقطه عطفی در تاریخ تشیع دانست و از تربیت علمای بزرگی چون شیخ مرتضی انصاری، صاحب جواهر و میرزای شیرازی به عنوان ثمرات این حوزه یاد کرد.
رئیس دفتر رهبر انقلاب، همکاری حوزه علمیه قم و نجف را «دو بال پرواز جهان تشیع» توصیف کرد و با تقدیر از مواضع آیتالله سیستانی، به بیانیه ایشان در محکومیت هرگونه سوءقصد به جان رهبر انقلاب اشاره کرد.
وی در پایان، ساخت صحن حضرت زهرا(س) را جلوهای از عشق و ارادت مردم ایران و عراق به اهلبیت(ع) دانست و از تمامی دستاندرکاران این پروژه بزرگ قدردانی کرد.
همچنین در این مراسم آیت الله حسن جواهری از علمای فقه و اصول حوزه علمیه نجف به ایراد سخنرانی پرداخت.

پروژهای برآمده از عشق و اعتقاد
همچینن در حاشیه این مراسم حسن پلارک- رئیس هیأت امنای سادات توسعه و بازسازی عتبات عالیات- به تشریح جزئیات و روند اجرای این پروژه عظیم پرداخت.
رئیس هیأت امنای سادات توسعه و بازسازی عتبات عالیات، در مراسم افتتاح رسمی صحن حضرت زهرا (س) در نجف اشرف، با اشاره به عشق و تعصب مردم ایران به اهلبیت(ع)، این پروژه عظیم را حاصل «معجزهای» دانست که با نیت خالص و کمکهای مردمی، رسانهها، دستگاههای دولتی و پیمانکاران متعهد به سرانجام رسید. وی حمایت گسترده مراجع عظام تقلید بهویژه آیتالله سیستانی و تأکیدات مقام معظم رهبری را از عوامل اصلی موفقیت این طرح برشمرد.
پلارک با یادآوری توسل به حضرت زهرا (س) برای پیشبرد کار، گفت: همه مردم ما در ایران به هر کس رجوع کردیم، هیچکس جواب رد به ما نداد. از رسانهها که در ابتدا فقط با حرف و زمینی مواجه بودیم ولی به ما اعتماد کردند و پشت سر ما ایستادند، تا مدیران، پیمانکاران، کارگران و مهندسین، همه عاشقانه و بدون چشمداشت مادی پای کار آمدند. این نیت خالص و نام حضرت زهرا(س) بود که منجر به شکل گرفتن معجزهای به نام این صحن شد.

وی با اشاره به اینکه بخشهای اصلی پروژه قریب به ۴ تا ۵ سال قبل تکمیل و در ایام اربعین مورد استفاده زائران قرار گرفته بود، افزود: بخشهای تکمیلی غیرزیارتی مانند کتابخانه در سالهای اخیر به پایان رسید و امروز پروژه به طور کامل تحویل حرم مطهر شد.
رئیس هیأت امنای سادات توسعه، خطاب مستقیم به مردم ایران گفت: دست مریزاد، ممنونیم که اعتماد کردید. ما امروز جواب اعتماد شما را تقدیم میکنیم.
وی همچنین از همکاری بیدریغ متولیان حرم علوی، مرجعیت عالیقدر شیعه در عراق بهویژه آیتالله سیستانی، و توصیههای مقام معظم رهبری که بر روحیه خدمتگزاری تأکید داشتند، قدردانی کرد. پلارک به استقبال دانشگاههای معتبر بینالمللی و بازتاب جهانی خبر ساخت صحنی به نام دختر پیامبر اسلام(ص) نیز اشاره کرد.
پلارک با اعلام اولویت بعدی این مجموعه، پروژههای توسعه حرم سیدالشهدا (ع) در کربلا، حرم امامین جوادین (ع) در کاظمین و حرم امامین عسکریین (ع) در سامرا را برشمرد و گفت: انشاءالله با همان کیفیت و با همان پشتوانه مردمی، پروژههای بعدی را نیز به زودی تقدیم خواهیم کرد و از تمامی دستاندرکاران ایرانی و عراقی این پروژه عظیم تشکر وقدردانی کرد.
در ادامه حاشیه مراسم یوسف افضلی- از مسئولان ستادبازسازی عتبات- گفت: به بیان خاطرات و جزئیات تلاشهای انجام شده برای بازسازی و توسعه حرم مطهر پرداخت و با اشاره به آغاز مأموریت خود در عراق در دهه اول سال ۸۰، خاطرنشان کرد: به محض ورود به عراق برای کمک به مردم مستضعف، اولین درخواستم زیارت حرم آقا امیرالمؤمنین(ع) بود. وقتی به حرم رسیدیم، درها بسته بود. پس از هماهنگی دوستان، متولی حرم آمد و درِ شکسته را باز کرد. آنجا با دیدن وضعیت، بر خود گفتم: آقای امیرالمؤمنین! شما چقدر غریب هستید!

افضلی افزود: این صحنه در دیگر حرمها نیز تکرار شد و همین امر باعث شد تصمیم به تشکیل ستادی برای بازسازی گرفته شود. الحمدالله با حضور سرداران و مسئولان، کار بازسازی آغاز شد. حدود شش ماه فقط به تمیزکاری و سپس تعویض سنگها و درهای فرسوده اختصاص یافت.
وی با اشاره به شروع پروژه صحن حضرت زهرا(س)، تصریح کرد: در آن زمان حدود ۱۰ تا ۱۲ هتل در این محدوده وجود داشت که با خریداری توسط دولت عراق، کار آغاز شد. طراحی این پروژه به دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی سپرده شد و طرح ایران پذیرفته و اجرایی شد. در ابتدا تصور میشد هزینهای حدود یک میلیون انجام شود، اما با حمایتهای مالی مردم استانهای محروم ایران و همچنین کمکهای مردمی از ایران، عراق و سایر کشورها، این پروژه عظیم به سرانجام رسید.
خادم ستاد بازسازی عتبات عالیات ادامه داد: این صحن حدود ۴۰ هزار متر مربع مساحت دارد که حدود ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته و هماکنون در اختیار زائران قرار گرفته است. همچنین در تولیتهای دیگر و حرمهای دیگر نیز کارهای مشابهی انجام شده است.
افضلی در پایان با اشاره به آرزوی خود برای حرم سامرا، گفت: امیدوارم سامرا نیز روزی مانند کربلا و نجف آبادان شود. الحمدالله هماکنون مقاومسازی در حال انجام است. از همه دستاندرکاران و مردم سپاسگزارم و آرزو دارم جوانان ما آیندهای درخشان داشته باشند.
صحن حضرت زهرا(س) با معماری زیبا و ظرفیت بالا، به عنوان یکی از پروژههای مهم توسعه حرم امام علی(ع)، گامی بلند در خدمترسانی به زائران و توسعه فضای معنوی نجف اشرف به شمار میرود.
چرا مسلمانان قدر امام زمان خود را ندانستند؟
مرحوم علامه مصباح یزدی در یکی از سخنرانی ها خود به موضوع «» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
ما در اثر بی لیاقتی های امت اسلامی که شاید خودمان هم شریک باشیم، لیاقت حضور وجود مقدس ولی عصر (ارواحنا فداه) را نداریم.
مرحوم خواجه طوسی (ره) فرمودند: «و غیبته منّا؛ از ماست که محروم شدیم.» از رفتاری که مسلمان ها با ائمه اطهار کردند، مستحق چنین مجازاتی شدند.
با ضعف هایی که مسلمان ها داشتند، بی وفایی هایی که کردند، قدرناشناسی هایی که نسبت به وجود مقدس ائمه اطهار (علیهم السلام) کردند، مستحق این شدند که از حضور امام محروم شوند.
اما هستند کسانی که امروز هم صادقانه آرزوی حکومت ایشان را دارند.
هستند کسانی که روز را به شب نمی آورند جز با یاد او، و شب را به روز نمی آورند جز با یاد او...
سخنرانی در تاریخ ۱۳۸۹/۰۲/۳۰
معیار برتری مردان در نگاه پیامبر
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله:
«خَیْرُ الرِّجالِ مِنْ اُمَّتِی الَّذِینَ لا یَتَطاوَلُونَ عَلی أَهْلِیهِمْ، وَیَحِنُّونَ عَلَیْهِمْ، وَلا یَظْلِمُونَهُمْ.»
بهترین مردان امت من کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن نیستند، به آنان اهانت نمیکنند، دلسوزشان هستند و به ایشان ظلم نمینمایند.
مکارمالأخلاق، ص ۲۱۶































