emamian

emamian

از عامل ترس باید در تربیت استفاده کرد اما نه برای رشد و پرورش دادن. بلکه برای بازداشتن روح کودک از برخی طغیان‌ها.

یعنی ترس، عامل رشد استعداهای عالی نیست ولی عامل جلوگیری از رشد استعدادهای پست و پایین و عامل جلوگیری از طغیان ها هست. کودک باید آگاه باشد، که تشویق یا تهدیدی که می‌شود برای چیست. اگر کودک نفهمد برای چه تشویق یا تهدید می‌شود، روحش به کلی مشوش می‌شود. بسیاری از بیماری‌های روانی در اطفال به دلیل ترساندن‌ها یا کتک زدن‌های بیجا در کودکی است.

منبع: شهید مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، صفحه ۳۶

ایمان ما بر آن است که انسان در هر سرزمینی تنها رها نشده و خدا برای هدایت جهانیان راهنما قرار داده، چه نام و نشانی از آن‌ها به ما رسیده باشد و چه نه؛ همین حقیقت نگاه ما را به جهان آن دوران معنا می‌بخشد.

کدام قاره‌ها در زمان پیامبر کشف‌نشده بودند؟

در قرن هفتم میلادی، یعنی زمان پیامبر اسلام، مردمِ جهان تنها سه قاره را به‌طور عمومی می‌شناختند: «آسیا»، «آفریقا» و «اروپا».

اما قاره‌ها و سرزمین‌هایی که بعدها وارد نقشه جهانی شدند، در آن زمان برای دنیای قدیم ناشناخته بودند؛ از جمله «آمریکای شمالی و جنوبی»، «استرالیا»، «آنتارکتیکا؛ قطب جنوب» و بسیاری از جزایر اقیانوسیه.

اروپایی‌ها تا سال ۱۴۹۲ میلادی به آمریکا دست نیافتند، استرالیا در قرن هفدهم میلادی شناسایی شد و قطب جنوب نیز تا اوایل قرن نوزدهم ناشناخته ماند. این فاصله زمانی نشان می‌دهد که در دوران پیامبر، جهانِ شناخته‌شده به بخش کوچکی از زمین محدود بود.

آیا در این مناطق کشف‌نشده مردم زندگی می‌کردند؟

بله؛ این قاره‌ها خالی از جمعیت نبودند، بلکه دارای تمدن‌ها و فرهنگ‌های بسیار کهنی بودند.

در آمریکا، پیش از ورود اروپاییان، تمدن‌های بومی بزرگی چون «مایا»، «آزتک» و «اینکا» همراه با صدها فرهنگ دیگر وجود داشت.

این جوامع شهرسازی، معماری، کشاورزی و نظام اجتماعی پیشرفته داشتند و جمعیت کل آمریکای پیشاکلمبی(کریستف کُلُمب) نیز طبق برخی برآوردها بین ده‌ها میلیون تا حدود شصت میلیون نفر در سال ۱۴۹۲ میلادی تخمین زده می‌شود.

در استرالیا نیز بومیان «ابوریجین» ده‌ها هزار سال پیش از ورود اروپایی‌ها در سراسر این قاره زندگی می‌کردند و فرهنگ‌های عمیق و متنوع داشتند. در بسیاری از جزایر اقیانوس آرام نیز مردمانی با پیشینه طولانی از نسل‌های دریانورد و فرهنگ‌های بومی مستقل زندگی می‌کردند.

پس اگرچه این قاره‌ها برای جهان قدیم «کشف نشده» بودند، اما واقعیت این است که سرشار از تاریخ، فرهنگ و تمدن انسانی بوده‌اند.

جمعیت جهان در زمان پیامبر اسلام چقدر بود؟

بر اساس بررسی‌های تاریخی و جمعیت‌شناسی، جمعیت کل جهان در حدود قرن هفتم میلادی بسیار کمتر از امروز بوده است؛ تخمین‌های معتبر عددی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون نفر را برای کل زمین نشان می‌دهند.

کمبود امکانات پزشکی، بیماری‌های گسترده، مرگ‌ومیر بالا، تغذیه محدود و جنگ‌های مکرر باعث شده بود که رشد جمعیت کند و ظرفیت‌های سکونت محدود باشد.

برای مقایسه، امروز جمعیت جهان از ۸ میلیارد نفر فراتر رفته است.

چرا نام پیامبران یا راهنمایان الهیِ بومی آمریکا یا استرالیا در تاریخ دینی ذکر نشده است؟

طبق باور اسلامی، هدایت الهی اختصاص به یک منطقه ندارد:

قرآن می‌فرماید: «هیچ امتی نبوده مگر اینکه در میانشان بیم‌دهنده‌ای بوده است».

این یعنی خداوند هیچ قوم و سرزمینی را بدون راهنما و هدایت رها نکرده است.

با این حال، ما به اسامی و مناطق دقیق همه پیامبران و راهنمایان الهی که برخی تعداد آنان را تا ۱۲۴ هزار نفر اعلام کرده‌اند، آگاهی نداریم.

ممکن است برخی از آن‌ها در قاره‌ها و سرزمین‌های دورافتاده مانند آمریکا، استرالیا یا جزایر اقیانوسیه حضور داشته باشند، اما نام و شرح وظایف آن‌ها در متون دینی و تاریخی به دست ما نرسیده است.

جدایی جغرافیایی کامل

آمریکا و استرالیا هزاران سال از جهانِ آفریقا و آسیا و اروپا جدا بودند؛ ارتباط دریایی و زمینی با جهان قدیم وجود نداشت.

بنابراین طبیعی است که تاریخ شناخته‌شدهٔ آسیا و خاورمیانه، نام پیامبران و رهبران مناطق دور را در خود ثبت نکرده باشد.

تنوع درجات هدایت

هدایت فقط محدود به پیامبران صاحب کتاب و رسالت جهانی نیست.

در طول تاریخ مردم توسط «پیامبران تبلیغی»، «جانشینان معنوی»، «حکیمان الهی» و «رهبران دینی محلی» هدایت شده‌اند.

پس ممکن است در میان بومیان آمریکا، استرالیا یا اقیانوسیه نیز راهنمایان الهی حضور داشته باشند، حتی اگر نام آن‌ها به‌دست ما نرسیده است.

نبود تاریخ‌نگاری مشترک

تمدن‌های بومی آمریکا و استرالیا بیشتر هویت شفاهی داشتند و خط و نوشتار مشترکی که پیام‌ها را منتقل کند، در بسیاری نقاط شکل نگرفته بود؛ به همین دلیل نام‌ها و وقایع آنها به تاریخ رسمی جهانی وارد نشد.

جمع‌بندی نهایی

در زمان پیامبر اسلام، جهان شناخته‌شده تنها شامل قاره‌های «آسیا»، «اروپا» و «آفریقا» بود، در حالی که قاره‌های بزرگی چون «آمریکا» و «استرالیا» برای جهان قدیم ناشناخته بودند.

با این حال، این سرزمین‌ها از تمدن‌های انسانیِ قدیمی و مستقل سرشار بودند. جمعیت کل جهان نیز حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون نفر برآورد می‌شود.

نبود نام پیامبران یا رهبران الهی از این قاره‌ها در متون تاریخی، نه نشانه نبود هدایت است و نه نشانه نبود پیامبر؛ بلکه نتیجه جدایی جغرافیایی، فقدان ارتباط تمدنی و نبود تاریخ‌نگاری مشترک است.

بر اساس اصول اعتقادی، هدایت الهی برای همه اقوام برقرار بوده—even اگر تاریخ مکتوب، نام صاحبان آن هدایت را حفظ نکرده باشد.

در برخی روایات آمده است که حضرت حجّت علیه‌السلام در زمان ظهور به «دین جدید» یا «امر تازه» قیام می‌کند و به «سیره پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله» عمل نمی‌نماید.

از سوی دیگر، احادیث فراوانی داریم که پیامبر اکرم و امامان معصوم علیهم‌السلام مأمور به تبعیت از وحی و اجرای احکام الهی بوده‌اند و سیره‌ی آنان بر عدل و فطرت استوار است. پس چگونه می‌توان پذیرفت که امام زمان علیه‌السلام با پیامبر یا سایر امامان تفاوت در عمل داشته باشد و به دینی غیر از دین آنان اقدام کند؟

پاسخ:

برای رفع این شبهه و جمع میان همه‌ی روایات، باید به تفاوتِ «ظرف تاریخی و عقلی امت‌ها» توجه کرد.

پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله و امامان پیشین علیهم‌السلام، طبق دستور «إنّا معاشر الأنبیاء أُمرنا أن نُکلّم الناس علی قدر عقولهم»، مأمور بودند احکام الهی را متناسب با ظرفیت فهم مردم بیان و اجرا کنند. در عصر غیبت نیز فقها مأمورند بر اساس ظواهر کتاب و سنت حکم نمایند و جامعه را بر همان مبنا اداره کنند.

اما در زمان ظهور، عقل بشر به اوج کمال می‌رسد و استعداد فطریِ انسان‌ها برای درک حقایق کامل می‌شود.

در این مرحله، حضرت حجّت علیه‌السلام احکام را بر پایه‌ی فطرتِ الهی و حقیقتِ وجودیِ اشیاء اجرا می‌کند؛ امّا نه به معنای مخالفت با سیره پیامبر اکرم، بلکه باطل کردنِ رسوم و آرامش‌های سطحی و ظاهری دوران غیبت که با حقیقت عدلِ الهی سازگار نیست. بنابراین آنچه در احادیثی چون «دین جدید»، «امر نو»، و «به علم خود حکم می‌کند» آمده، اشاره به تحقق همان دین فطریِ الهی در کامل‌ترین مرتبه‌ی ظهور است، نه آغاز دینی تازه .

چنان‌که بعضی روایات نیز تأیید می‌کند در گذشته به انبیای سابق اجازه نشر علوم فطری داده نشد، زیرا مردم ظرفیت نداشتند؛ ولی در دولت حضرت حجّت علیه‌السلام، چون عقل‌ها کامل شده‌اند، عدل مطلق و دین فطرت الهی به طور تمام اجرا می‌گردد؛ همان دینی که خداوند درباره‌اش فرموده است: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»

نتیجه نهایی:

پس دین حضرت حجّت علیه‌السلام همان دین پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله است، با این تفاوت که در زمان ظهور، حقیقت آن در سطح فطری و باطنیِ کامل خود اجرا می‌شود و مردم به سبب کمال عقل و علم، توان پذیرش این مرتبه از عدل را دارند.

برداشتی از فصل هفدهم کتاب الشموس المضیئه (ظهور نور) ص۳۴۲

حفظ ایمان و ولایت در دوره غیبت و دوست داشتن دوستان حضرت حجت علیه السّلام و دشمنی با دشمنانش دارای ثوابی ارجمند و آثار معنوی والاست.

شاید علت مترتب بودن چنین ثواب و آثاری، این باشد که مؤمنان دوره غیبت با اینکه از دیدن امام خود و رسیدن به محضرش و شنیدن کلام نافذش محرومند، امّا در عین حال او را دوست می‏ دارند و به او ایمان دارند و دل و دین خود را به او سپرده ‏اند.

حال، انسان مؤمنی که در دوره غیبت چنین روحیه ‏ای داشته باشد اگر یکی از امامان پیشین را درک می ‏کرد چه وضعی داشت؟

قطعا چنین است که اگر او را درک می ‏کرد، از او پیروی می ‏نمود و در کنار او می ‏جنگید و پاداش مجاهدان در رکاب امام حاضر را از آن خود می ‏نمود.

برگرفته از کتاب "الشموس المضیئه (ظهور نور)" ، ص ۱۷۳ - آیت‌الله سعادت‌پرور

علامات حتمی ظهور پنج مورد است که در روایات قابل اعتماد ذکر شده‌ است و منظور از علائم حتمی آن است که به هیچ قید و شرطی مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود؛ که با استفاده از روایات معصومین (علیهم السّلام) بدین ترتیب است:

امام صادق (علیه السّلام) فرمود: "پیش از ظهور قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پنج نشانه حتمی است؛ یمانی، سفیانی، صیحة آسمانی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن در بیابان."۴[۱] و نیز آن‌حضرت فرموده: "وقوع ندا از امور حتمی است، و سفیانی از امور حتمی است، و یمانی از امور حتمی است، و کشته شدن نفس زکیه از امور حتمی است، و کف‌دستی که از افق آسمانی بیرون می‌آید از امور حتمی است." و اضافه فرمود: "و نیز وحشتی در ماه رمضان است که خفته را بیدار کند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده‌نشین را از پشت پرده بیرون می‌آورد."۵[۲]

توضیح علایم حتمی:

۱. صیحه و ندای آسمانی:

یکی از نشانه‌هایی که تحقق آن هنگام ظهور قطعی است ندای آسمانی است، خطاب به مردم جهان، که همه جهانیان آن‌را می‌شنوند، صدایی قوی و نافذ که از آسمان و از هر سمت به گوش می‌رسد و هرکس به زبان خودش آن را می‌شنود، صدایی که خفته را بیدار و نشسته را برپا می‌دارد، مردم از این صیحه آسمانی هراسان گشته از خانه‌هایشان بیرون می‌آیند تا ببینند چه خبر است! آن ندای آسمانی مردم را به خودداری از ظلم، کفر، جنگ و خون‌ریزی دعوت و به پیروی از امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) فرا می‌خواند.

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با نام خود و نام پدرش معرفی می‌کند. پس از این حادثه آسمانی، مردم جهان مصرّانه و در همه گوشه و کنار جهان در پی پاسخ به یک سؤال بر می‌آیند: این شخصیت بزرگ یعنی مهدی کیست؟ و کجا است؟[۳]

۲. خروج سفیانی:

از جمله علامات حتمی که پیشوایان معصوم (علیهم السلام) ما بر آن بسیار تأکید کرده و صریح و روشن بیان فرموده‌اند: خروج سفیانی است.

طبق پاره‌ای از روایات، مردی اموی و از نسل یزید بن معاویه بن ابی سفیان و از پلیدترین مردم است، نامش «عثمان بن عنبسه» است و با خاندان نبوت و امامت و شیعیان دشمنی ویژه دارد. سرخ‌چهره و کبودچشم و آبله‌رو و بدمنظر و ستم‌گر و خیانت‌کار است.

از سرزمین شام قیام می‌کند و به سرعت پنج منطقه دمشق، فلسطین، اردن، حمص و قنسرین را تصرف می‌کند و با سپاهی بزرگ به سوی کوفه و عراق می‌آید و در شهرهای عراق، به ویژه در نجف و کوفه جنایاتی بزرگ مرتکب می‌شوند که بعد از حوادث تلخ و جنایاتی زیاد که او و سپاهیانش مرتکب می‌گردند در مدینه و عراق به سوی شام و دمشق متواری می‌گردد و سرانجام در بیت المقدس توسط سپاهیان امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به هلاکت رسیده و سرش از بدنش جدا می‌گردد.[۴]

۳. خسف بیداء

در روایات یکی از علائم ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) که قطعی است، فرو رفتن لشکر سفیانی در وادی بیداء است که امام صادق (علیه السلام) فرمود: این از محتومات است که تغییر و تبدیل در آن راه ندارد. همان‌گونه که در ظهور سفیانی بیان شد، سفیانی بعد از اشغال عراق سپاهی به سوی مدینه می‌فرستد و سپاه سفیانی بعد از قتل و غارت در مدینه به سوی مکه می‌روند که این سپاه در بین مکه و مدینه به فرمان خداوند متعال به زمین فرو می‌روند.

۴. قتل نفس زکیه:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: یکی از علائم ظهور حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) کشته‌شدن جوانی است از آل محمد در بین رکن و مقام که نامش محمد بن الحسن است و در روایت دیگری آمده‌ است که بین قتل نفس زکیه و آمدن حضرت تنها پانزده روز فاصله است.[۵]

۵. یمانی:

قیام یمانی مقارن شورش سفیانی ـ اصلی‌ترین دشمن امام مهدی (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) ـ در ماه رجب و قبل از ظهور و محل آن نیز صنعا توصیف شده‌است. این قیام در روایات دارای ویژگی‌هایی است که به بیان آن‌ها می‌پردازیم:

در حدیثی از امام رضا (علیه السلام) حرکت یمانی هم‌زمان با شورش سفیانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز بیان شده‌است. حضرت فرموده‌است: « خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آن‌ها همچون رشته مهره‌ها پشت سر هم خواهد بود. سختی از هر سو پدید می‌آید. وای بر کسی که با آن‌ها مخالفت و دشمنی کند».[۶]

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده‌است: « در میان پرچم‌ها، هدایت‌گرتر از پرچم یمانی وجود ندارد؛ چون پرچم‌ها حق است و شما را به سوی صاحبتان دعوت می‌کند».[۷]

در جمع‌بندی روایاتی که درباره یمانی سخن می‌گویند، دو دسته روایت در زمینه حرکت وی وجود دارد؛ به گونه‌ای که زمان مشترک آن، قبل از خروج سفیانی است. دسته نخست این روایات، قیام وی را قبل از سفیانی می‌داند و دسته دوم، به قیام وی همراه با امام مهدی (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) تصریح دارد؛ چنان‌که در روایتی آمده است: «... آن پرچم حقی است؛ زیرا به جانب صاحبتان فرا می‌خواند».[۸]

و نیز بر اساس روایات که ظهور و خروج سید حسنی را از علایم ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) شمرده‌اند، بعد از ملاقات سید حسنی و سپاهش با امام زمان (علیه السلام) در عراق، سید حسنی با این‌که طبق فرمایش امام صادق (علیه السلام) امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را می‌شناسد، اما برای آن‌که به یاران و پیروان خود امامت و فضایل امام را ثابت کند آشنایی خود را آشکار نمی‌سازد و از امام (علیه السلام) می‌خواهد که دلایل امامت و موارثی که از پیامبران نزد او است ارائه دهند. امام (علیه السلام) آن‌ها را ارائه داده و معجزاتی آشکار می‌فرمایند. سید حسنی با امام بیعت می‌کند و پیروان او نیز بیعت می‌کنند، مگر عده‌ای که نمی‌پذیرند.[۹] همان‌طور که عده‌ای قبل از آن‌ها معجزات پیامبران را نادیده گرفته و به آن‌ها تهمت سحر و جادوگری می‌زدند؛ بنابراین نه هرکسی می‌تواند ادعای مهدویت کند و نه آن کس که ادعای مهدویت به دروغ می‌کند قادر به انجام و تحقق اهداف آن حضرت است. چه آن‌که اگر چنین امری ممکن بود اثری از آن تا حالا دیده می‌شد. و در خاتمه می‌گوییم که گسترش صلح و دوستی واقعی فقط در سایه تحقق آرمان‌های اصیل اسلامی امکان‌پذیر است که امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از هر وسیله ممکن برای رسیدن به آن بهره خواهد جست .

اما آرماگدون

آرماگدون واژه‌ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه‌ای که در جنوب شرقی حیفا در قسمت شمالی کشور فلسطین قرار دارد و در محدوده کرانه‌های باختری رود اردن واقع شده‌ است.

گفته شده که در گذشته مکانی استراتژیک در مسیر و تقاطع شمال به جنوب و شرق به غرب بوده‌است. آن‌چه قابل توجه است این‌که این منطقه بسیار محدود و کوچک است. به هر حال آن‌چه مهم است این‌که امروزه این مکان به عنوان مکانی برای جنگ آخرالزمان بنیادگرایان انتخاب شده‌است. منطقه آرماگدون در غرب رود اردن و در میان الجلیل و السامره در دشت یزرعین قرار دارد. جایی‌که حتی ناپلئون بناپارت نیز روزگاری درباره آن گفته که در آن بزرگ‌ترین نبرد جهان رخ می‌دهد.

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم

پی نوشت‌ها:

[۱]. صدوق، محمد علی، کمال الدین و تمام النعمة، ص ۶۵۰، دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیه قم.

[۲]. نعمانی، ابن ابی زینب محمد بن ابراهیم، غیبت نعمانی، ص ۳۶۵، باب ۱۴.

[۳] . کورانی، علی، عصر ظهور.

[۴] . طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب، قم، نشر آستانه مقدسه.

[۵] . همان.

[۶] . بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۳۲.

[۷] . بشارة الاسلام، ص ۹۳.

[۸] . بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۳۲.

[۹] . سیمای آفتاب همان، ص۲۷۸.

«سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه در کنفرانس خبری مشترک با «سید عباس عراقچی» همتای ایرانی خود، با اشاره به توسعه روابط تهران و مسکو طی سال‌های اخیر، تأکید کرد این مناسبات به‌طور قابل ملاحظه‌ای تقویت شده است.

لاوروف خاطرنشان کرد که معاهده مشارکت جامعه راهبردی میان روسیه و جمهوری اسلامی ایران، که توسط رؤسای جمهور «ولادیمیر پوتین» و «مسعود پزشکیان» امضا و لازم‌الاجرا شده، از سوی رئیس‌جمهور ایران نیز مورد تأیید قرار گرفته است.

وی افزود: در دیدار اخیر رؤسای جمهور دو کشور در عشق‌آباد، وظایف و اهداف مشخص شد و دو طرف توافق کردند که اجرای این معاهده به تقویت هماهنگی‌ها و همکاری‌های دوجانبه در عرصه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای کمک کرده و توان دو کشور را برای تأمین و تحکیم امنیت در منطقه مشترک افزایش دهد.

وزیر خارجه روسیه همچنین به ویژگی‌های گفت‌وگوهای سیاسی میان دو کشور اشاره کرد و گفت: این تعاملات در سطح عالی، در سطح بین‌وزارتی و نیز در ارتباطات میان محافل جامعه مدنی جریان دارد و پایه‌های روابط حسن همجواری ایران و روسیه را مستحکم‌تر می‌سازد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به همکاری‌های تجاری، اقتصادی و سرمایه‌گذاری میان دو کشور پرداخت و اظهار داشت: روند این همکاری‌ها مثبت بوده و حجم مبادلات کالا طی ده ماه نخست سال جاری بیش از ۱۰ درصد رشد داشته است، در حالی که در ۱۰ سال گذشته نیز رشد مبادلات بیش از ۱۵ درصد ثبت شده است.

وزیر امور خارجه روسیه در اظهارات خود درباره بحران اوکراین تأکید کرد که کشورهای غربی در چارچوب این بحران تلاش می‌کنند از تمامی ابزارهای حقوق بین‌الملل به نفع خود سوءاستفاده کنند، در حالی که این اقدامات هیچ ارتباطی با اصول واقعی حقوق بین‌الملل ندارد.

اشتراک‌نظر ایران و روسیه در مقابله با تحریم‌ها و اقدامات یک‌جانبه
کنفرانس خبری مشترک عراقچی و لاوروف

جهانی‌سازی با سیاست‌های غرب در حال فروپاشی است

وی این رویکرد را انعکاس سیاست‌های نواستعماری غرب دانست و گفت: آنها عادت کرده‌اند زندگی خود را به هزینه دیگران تأمین کنند؛ رویکردی که از دوران استعمار سنتی تاکنون ادامه یافته و امروز نیز در قالب وابستگی‌های اقتصادی نوع استعماری با برخی کشورهای آفریقایی و آسیایی حفظ شده است.

لاوروف افزود: ما اقدامات تحریمی غیرقانونی و یک‌جانبه غرب را محکوم می‌کنیم، چرا که این اقدامات موجب تخریب روابط بین‌المللی می‌شود.

به گفته او، در بحران اوکراین نیز اروپایی‌ها تلاش می‌کنند سیاست‌های دولت ترامپ را تخریب کنند و اصول جاری حقوق بین‌الملل را نادیده بگیرند.

وی خاطرنشان کرد: این اقدامات حتی اصول پیشین مورد قبول اروپایی‌ها را نیز از بین می‌برد و در روند جهانی شدن شاهد تجزیه و فروپاشی این روندها هستیم.

روسیه آماده کمک در یافتن راه‌حل‌های قابل قبول برای حل مسئله هسته‌ای ایران است

لاوروف در بخش دیگری از این کنفرانس خبری مشترک اظهار داشت: «روسیه بار دیگر آمادگی خود را برای کمک به دوستان ایرانی در یافتن راه‌حل‌های قابل قبول برای حل بحران هسته‌ای که توسط غرب ایجاد شده، اعلام می‌کند.»

وی افزود: نمایندگان کشورهای اروپای غربی با نادیده گرفتن «تمام توافقات ممکن» و مقررات شورای امنیت سازمان ملل، تمام تلاش خود را می‌کنند تا تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را دوباره برقرار کنند، در حالی که این تحریم‌ها مدت‌هاست منقضی شده‌اند. ما چنین بی‌اعتنایی به قانون و حقوق بین‌الملل را محکوم می‌کنیم و تلاش‌ها برای قرار دادن منافع خودخواهانه بالاتر از اصول منشور سازمان ملل را نیز محکوم می‌کنیم.

رئیس دستگاه دیپلماسی روسیه همچنین ابراز امیدواری کرد که دبیرکل سازمان ملل، که غرب تلاش دارد او را وارد این روند کند، به‌روشنی دریابد که در «دام» کشیده می‌شود و اجازه ندهد از اعتبارش برای اجرای «طرح‌های خودخواهانه و غیرقانونی کشورهای غربی» سوءاستفاده شود.

به‌خوبی می‌دانیم چگونه ایالات متحده برجام را تخریب کرد

وزیر امور خارجه روسیه با اشاره به نقش فعال مسکو در روند شکل‌گیری برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، تأکید کرد: «روسیه در جزئیات تهیه این توافق که در سال ۲۰۱۵ تصویب شد و سپس به تأیید شورای امنیت سازمان ملل رسید، مشارکت جدی داشت.»

وی افزود: «ما به‌خوبی می‌دانیم چگونه ایالات متحده برجام را تخریب کرد و اکنون همان کسانی که این توافق و قطعنامه مربوط به آن را از بین بردند، تلاش می‌کنند ایران را مقصر جلوه دهند. این موضوع برای همه روشن است.»

لاوروف با اشاره به تماس‌های مستمر میان روسیه و ایران گفت: «رؤسای جمهور دو کشور در ارتباط هستند و من نیز با همکار و دوست ایرانی خود در تماس دائمی هستم. چندین بار سفرهایی در این چارچوب انجام شده و آقای لاریجانی و همچنین آقای عراقچی با رئیس‌جمهور پوتین دیدار داشته‌اند.»

وزیر خارجه روسیه تأکید کرد: «ما همانند ایران خواهان عادی‌سازی وضعیت هستیم و بر این باوریم که نباید هیچ ابزاری مبتنی بر توسل به زور در این روند وارد شود. این موضوع در شرایط کنونی یک ضرورت است.»

آمریکا را به یافتن راه‌حل ترغیب می‌کنیم

وزیر امور خارجه روسیه در ادامه اعلام کرد که مسکو در تماس‌های خود با ایالات متحده آنها را به یافتن راه‌حل‌های مورد قبول متقابل در خصوص وضعیت پیرامون ایران ترغیب می‌کند.

لاوروف گفت: «ما در تماس‌های کارشناسی با همکاران آمریکایی نیز این مسائل را مطرح می‌کنیم و آنها را به یافتن راه‌حل‌های مورد قبول متقابل تشویق می‌کنیم. بنابراین اقدامات میانجی‌گرانه که می‌توانیم ارائه دهیم، شناخته شده است.»

وی افزود: «ما این میانجی‌گری را تحمیل نمی‌کنیم، اما اگر جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان طرف اصلی این روند تصمیم بگیرد که چنین خدماتی مورد نیاز است و دیگر طرف‌های تهران نیز مخالفتی نداشته باشند، در آن صورت ما قطعاً آماده این کار خواهیم بود.»

اقدامات پنتاگون امید به دستیابی به توافق درباره ونزوئلا را تضعیف می‌کند

وزیر خارجه روسیه همچنین درباره موضوع ونزوئلا گفت: «اظهارات جنگ‌طلبانه پنتاگون که علاوه بر اقدامات غیرقانونی غرق کردن کشتی‌های غیرنظامی بدون محاکمه در دریای کارائیب، از برنامه‌ریزی برای عملیات زمینی نیز خبر می‌دهد، همه این‌ها امید به دستیابی به توافق در چارچوب توازن کنونی قدرت در صحنه بین‌المللی را تضعیف می‌کند. با این حال، ایالات متحده همچنان برای گفت‌وگو باز است.»

اشتراک‌نظر ایران و روسیه در مقابله با تحریم‌ها و اقدامات یک‌جانبه
کنفرانس خبری مشترک عراقچی و لاوروف

 

روابط ایران و روسیه ماهیتی جامع و همه‌جانبه دارد

از سوی دیگر، «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه کشورمان در کنفرانس خبری با همتای روس خود در مسکو تاکید کرد: امروز مذاکراتی بسیار نزدیک، دقیق و جزئی در تمامی حوزه‌ها، شامل مسائل دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی، برگزار شد. روابط دوجانبه جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه طی سال‌های اخیر، به‌ویژه در سال جاری، از گسترش چشمگیری برخوردار بوده است. 

وزیر خارجه ایران تاکید کرد که با امضای معاهده مشارکت جامع میان دو کشور، همکاری‌ها وارد مرحله‌ای جدید شده و شتاب بیشتری گرفته است. به گفته او، این معاهده هم‌اکنون وارد مرحله اجرا شده و دو طرف بر اساس چشم‌انداز ترسیم‌شده در آن در حال حرکت هستند. 

عراقچی گفت: در توافقی که امروز با وزیر امور خارجه روسیه، سرگئی لاوروف، به امضا رسید، دستور کار وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور برای سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ تعیین شد که به‌عنوان نقشه راه همکاری‌های سه‌ساله آینده مورد عمل قرار خواهد گرفت. روابط ایران و روسیه ماهیتی جامع و همه‌جانبه دارد.

وزیر امور خارجه ایران همچنین اشاره کرد که در یک‌سال‌ونیم گذشته و در دوره دولت چهاردهم، رؤسای جمهور ایران و روسیه پنج بار دیدار داشته‌اند که نشان‌دهنده سطح بالای روابط دوجانبه است. همچنین دیدارها و رایزنی‌های منظم میان وزرای امور خارجه دو کشور نیز به‌صورت مستمر ادامه داشته و آخرین دیدار رؤسای جمهور دو کشور جمعه گذشته در عشق‌آباد برگزار شد که در آن، مسائل دوجانبه و بین‌المللی مورد بررسی قرار گرفت.

سید عباس عراقچی گفت: روابط اقتصادی ایران و روسیه به‌طور قابل توجهی گسترش یافته است. همکاری‌ها در حوزه انرژی، حمل‌ونقل و ترانزیت، به‌ویژه در پروژه راهبردی کریدور شمال–جنوب و قطعه رشت–آستارا، در حال پیشرفت است. همچنین تجارت دوجانبه روندی افزایشی دارد و زمینه‌های جدیدی برای توسعه آن در حال پیگیری است. کمیسیون مشترک اقتصادی دو کشور نیز با ۱۷ کارگروه تخصصی در ماه فوریه برگزار خواهد شد.

اشتراک‌نظر ایران و روسیه در مقابله با تحریم‌ها و اقدامات یک‌جانبه
کنفرانس خبری مشترک عراقچی و لاوروف

ایران به‌عنوان عضوی متعهد به ان‌پی‌تی، به تمامی تعهداتش پایبند است

وزیر امور خارجه ایران همچنین تاکید کرد که تهران به‌عنوان عضوی متعهد به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، به تمامی تعهدات خود پایبند است، اما بر اساس همین معاهده از حقوق قانونی خود صرف‌نظر نخواهد کرد. 

سید عباس عراقچی گفت: استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای، از جمله غنی‌سازی، حق مسلم ایران است و این حق علی‌رغم حملات صورت‌گرفته همچنان پابرجاست. حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای ایران اگرچه به برخی ساختمان‌ها و تجهیزات آسیب وارد کرده، اما نه توانسته فناوری بومی کشور را از بین ببرد و نه اراده جمهوری اسلامی ایران را تضعیف کند. در حوزه بین‌المللی نیز اشتراک نظر روشنی برای مقابله با نظام سلطه، زورگویی و استانداردهای دوگانه کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا، وجود دارد.

ایران و روسیه تعاملات مشترک خود را به‌صورت فعال دنبال می‌کنند

وزیر امور خارجه کشورمان در بخش دیگری از کنفرانس مطبوعاتی خود با سرگئی لاوروف تاکید کرد که ایران و روسیه در مقابله با تحریم‌ها و اقدامات یک‌جانبه، اشتراک نظر داشته و در چارچوب سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای همکاری نزدیکی دارند. 

سید عباس عراقچی گفت: دو کشور در نهادهایی همچون بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا عضو بوده و تعاملات مشترک خود را به‌صورت فعال دنبال می‌کنند. ایران و روسیه در زمینه مقابله با تحریم‌های غیرقانونی آمریکا، همکاری اقتصادی، تبادل تجربه و هماهنگی‌های عملیاتی دارند و از ابتکارهای بین‌المللی مخالف اقدامات قهرآمیز و تحریم‌های یک‌جانبه حمایت می‌کنند. 

او افزود، در همین راستا، گروه «دوستان منشور ملل متحد» با عضویت ایران، روسیه، چین و دیگر کشورها تشکیل شده و جمهوری اسلامی ایران از هر اقدام بین‌المللی در مقابله با نظام سلطه، زورگویی و قلدری آمریکا حمایت می‌کند.

ایران قاطعانه با هرگونه حضور نیروی خارجی در قفقاز مخالف است

وزیر خارجه کشورمان در ادامه کنفرانس خبری مشترک با همتای روس خود اشاره کرد: مشورت‌های بسیار خوبی داشتیم و مواضع ما کاملاً روشن است. جمهوری اسلامی ایران معتقد است امنیت و ثبات در مناطق قفقاز و آسیای مرکزی باید توسط کشورهای همان منطقه تأمین شود.

به گفته عراقچی، در همین چارچوب، ایران سازوکار «۳+۳» را برای قفقاز پیشنهاد داده و این مسیر را با جدیت دنبال می‌کند. در حال حاضر نیز برنامه‌ریزی برای برگزاری نشست آتی وزرای امور خارجه این سازوکار در دست انجام است.

سید عباس عراقچی تاکید کرد: ایران به‌طور قاطع با حضور هرگونه نیروی خارجی در منطقه قفقاز مخالف است و این موضع به همسایگان و شرکای منطقه‌ای اعلام شده است. ایران و روسیه در این زمینه موضعی مشترک دارند و بر این باورند که هیچ قدرت یا کشور خارج از منطقه نباید در امور امنیتی قفقاز مداخله کرده یا ثبات منطقه را تهدید کند.

غرب و آمریکا به دیپلماسی و مذاکره خیانت کردند 

وزیر خارجه کشورمان همچنین با اشاره به حملات متجاوزانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران در ژوئن که در میانه مذاکرات غیرمستقیم در عمان صورت گرفت، گفت: آنها به دیپلماسی و مذاکره خیانت کردند. طرف مقابل با عملکرد خود به دیپلماسی و اصل مذاکره خدشه وارد کرده است. با این حال، چنانچه رویکرد خود را اصلاح کرده و برای گفت‌وگویی برابر، محترمانه و مبتنی بر منافع متقابل آمادگی واقعی نشان دهد، ایران موضوع مذاکره را مجدداً بررسی خواهد کرد. در شرایط کنونی، نشانه‌ای قانع‌کننده از چنین آمادگی‌ای مشاهده نمی‌شود.

به گفته سید عباس عراقچی، تجربه یک سال گذشته نشان داده است که برداشت آمریکا از مذاکره، نه گفت‌وگو، بلکه تحمیل و دیکته کردن مواضع است. مذاکره واقعی تنها زمانی امکان‌پذیر است که طرف مقابل رویکرد خود را تغییر داده و به گفت‌وگویی منصفانه، متوازن و از موضع برابر تن دهد. 

او افزود: بدیهی است اهدافی که از طریق فشار و اقدام نظامی محقق نشده، پشت میز مذاکره نیز قابل تحمیل نخواهد بود. میز مذاکره باید بر پایه احترام متقابل، توازن و تأمین منافع مشترک شکل بگیرد.

اشتراک‌نظر ایران و روسیه در مقابله با تحریم‌ها و اقدامات یک‌جانبه
کنفرانس خبری مشترک عراقچی و لاوروف

تروئیکا دیگر هیچ ظرفیتی برای مذاکره ندارد

وزیر خارجه کشورمان همچنین گفت که سه کشور اروپایی دیگر هیچ ظرفیتی برای مذاکره ندارند و تروئیکای اروپایی با فعال‌سازی غیرقانونی مکانیسم ماشه، عملاً آخرین ابزار و ظرفیت مذاکراتی خود را از دست داده‌اند؛ لذا ایران دلیلی برای گفتگوی مجدد با این سه کشور نمی‌بیند. 

عراقچی گفت: ایران اگرچه به تعهدات خود در چارچوب «NPT» پایبند است، اما تأکید می‌کند که حملات اخیر به تأسیسات هسته‌ای، واقعیت‌های میدانی را تغییر داده و آژانس فاقد پروتکل‌های لازم برای بازرسی از مراکز مورد تهاجم است. 

او تاکید کرد که تا زمان تعیین چارچوب‌های جدید برای مقابله با تهدیدات ایمنی و امنیتی، امکان بازرسی وجود ندارد. 

سید عباس عراقچی گفت: با توجه به ابطال توافق قاهره در پی اقدامات خصمانه غرب، مطابق قانون مجلس، تصمیم‌گیری درباره درخواست‌های آژانس منحصراً بر عهده شورای عالی امنیت ملی خواهد بود.

خانواده، اولین نهاد اجتماعی است که هر انسانی نخستین گام‌های ورود به مسیر رشد را در آن برمی‌دارد. اینکه اکثریت برنامه‌های مخرب و هجمه‌های فرهنگی و اجتماعی از جانب مخالفان سلامت بشر جهت نابودی خانواده طرح‌ریزی می‌شود، ضرورت صیانت و محفوظ نگه داشتن این نهاد مقدس را آشکارتر می‌کند.

دین مبین اسلام با سرلوحه قرار دادن آیات کتاب آسمانی و روایات معصومین(ع) راهکارهای مناسبی برای حفظ و نگهداری بنیان خانواده و رشد و تعالی اعضای آن برای جوامع بشری ارائه داده است.

رعایت آداب اسلامی در سبک زندگی از جمله مواردی است که به عنوان راهکار و چاره‌ساز در حفظ و تحکیم خانواده نقش بسزایی دارد. اگر هر یک از اعضای این جامعه کوچک خود را ملزم به رعایت آداب اسلامی بدانند، بدون شک در کنار یکدیگر می‌توانند این زورق ارزشمند را به ساحل آرامش برسانند.

امام جعفر صادق(ع) فرمود: خود را برای خوشرفتاری با همنشین خویش آماده کن، و خلق و خویت را نیکو گردان، و زبانت را نگه‏دار، و خشمت را فرو بر، و سخنان بیهوده را رها کن، و عفو را پیشه ساز، و بخشنده باش.

این سفارش‌های ارزشمند از امام معصوم(ع) از رفتارهای ضروری در خانواده است که با به‌کارگیری آن شاید هیچ مشکلی در خانواده ایجاد نخواهد شد.

ابو ربیع شامی می‌گوید: به حضور امام صادق(ع) رسیدم در حالی که خانه پر از جمعیّت بود، فرمود: ای شیعیان آل محمد، آگاه باشید از ما نیست کسی که هنگام خشم بر خود مسلّط نباشد، و کسی که با یارانش بخوبی رفتار نکند و به آنان که با او خوش‌اخلاقی کرده‌اند خوش‌خلقی نشان ندهد، و با همنشینانش به‌خوبی معاشرت نکند، و نسبت به همسایگان خوشرفتار نباشد و رعایت نمک‌خوارگی را ننماید.

پدرو سانچز در سخنرانی خود اشاره کرد ،اسپانیا پس از آغاز جنگ بی رحمانه و نسل کشی اسرائیل در غزه، برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین زودتر از دیگران اقدام کرد. در آن زمان، این تصمیم ما با مخالفت شدید رقبای سیاسی و فشار دیپلماتیک از سوی متحدان مواجه شد.

وی خاطرنشان کرد که این دود یک سال بعد، سایر کشورها به تبعیت از ما گام های قابل مقایسه ای برداشته اند که نشان دهنده تغییری گسترده تر در نگرش بین المللی است. او گفت: «زمان به ما ثابت کرد که حق با ماست.»

نخست وزیر اسپانیا همچنین اقدامات مشخصی که توسط دولتش اتخاذ شده است را نام برد که می توان به تحریم دائمی صادرات تسلیحات به اسرائیل و افزایش کمک‌های بشردوستانه به فلسطینیان اشاره کرد .

وی این اقدامات را به عنوان بخشی از یک سیاست خارجی منسجم که ریشه در چندجانبه گرایی، ثبات و همبستگی اخلاقی دارد، دانست و تاکید کرد که اسپانیا نمی‌تواند در برابر مرگ و میر گسترده غیرنظامیان و کودکان و نابودی کل یک انسانی جامعه بی طرف بماند.

بررسی جامع نشانه‌ها و راهکارهای درمانی رذیله حسد، از نگاه آیات و روایات و علم اخلاق، به‌منظور شناسایی مراحل پنهان این بیماری روحی و ارائه درمان‌های علمی و عملی آن منتشر شد. در این گزارش به چهار مرحله اصلی بروز حسد، از غم درونی تا عیب‌جویی و دشمنی، و نیز راهکارهای دوگانه علمی و عملی برای رهایی از این آفت اخلاقی پرداخته شده است.

پرسش: حسد چه نشانه هایی دارد؟

پاسخ اجمالی:

از جمله نشانه هایی که برای حسد ذکر شده امور زیر است: ۱. حسود هنگامی که می شنود نعمتی به دیگری رسیده است، غمگین و ناراحت می شود، هرچند آثاری از خود بروز ندهد. ۲. گاه از این مرحله فراتر می رود و زبان به غیبت و عیب جویی می گشاید. ۳. گاه از این هم فراتر می رود و به دشمنی و عداوت و کارشکنی برمی خیزد! ۴. گاه تنها به بی اعتنایی و بی مهری و یا قطع رابطه از شخصی که مورد حسد او قرار گرفته قناعت می کند. سعی دارد او را نبیند و سخنی از او نشنود و ... .

پاسخ تفصیلی:

این صفت رذیله مانند بسیاری از صفات دیگر گاه آشکار و صریح است و گاه مخفی. به همین دلیل باید از آثاری که بزرگان علم اخلاق و روانکاوان برای آن ذکر کرده اند، یا به تجربه آنها را دریافته ایم، آن را در مراحل اولیه شناخت و پیش از آنکه در وجود انسان ریشه بدواند و مستحکم گردد، به درمان آن پرداخت. از جمله نشانه هایی که برای آن ذکر شده امور زیر است:

۱. حسود هنگامی که می شنود نعمتی به دیگری رسیده است، غمگین و ناراحت می شود، هرچند آثاری از خود بروز ندهد.

۲. گاه از این مرحله فراتر می رود و زبان به غیبت و عیب جویی می گشاید.

۳. گاه از این هم فراتر می رود و به دشمنی و عداوت و کارشکنی برمی خیزد!

۴. گاه تنها به بی اعتنایی و بی مهری و یا قطع رابطه از شخصی که مورد حسد او قرار گرفته قناعت می کند. سعی دارد او را نبیند و سخنی از او نشنود و اگر سخنی درباره او بگویند، سعی می کند با ورود در مطالب دیگر گوینده را از ادامه سخن بازدارد. اگر مجبور به بیان مطلبی درباره او شود، سعی می کند صفات برجسته او را پنهان سازد و یا نسبت به آن سکوت کند.

هر یک از این امور می تواند نشانه ای از بروز رذیله حسد باشد. در احادیثی که در منابع اهل عصمت علیهم السّلام برای ما نقل شده است، اشارات روشنی به این معنا دیده می شود؛ در کلامی از امیرمؤمنان علی علیه السّلام می خوانیم: «یَکْفِیکَ مِنَ الْحَاسِدِ أَنَّهُ یَغْتَمُّ فِی وَ قْتِ سُرُورِک‏؛[۱] برای شناخت حسود همین بس که او غمگین شود در حالی که تو شادمان هستی».

به عکس هنگامی که زیانی به انسان برسد، شخص حسود خوشحال می شود، همان گونه که در آیه ۵۰ سوره توبه می خوانیم: «إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصیبَةٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَ لَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ؛ هر گاه نیکی به تو رسد آنها را ناراحت می کند، و اگر مصیبتی به تو رسد می گویند: ما تصمیم خود را از پیش گرفته ایم، و بازمی گردند در حالی که خوشحالند»

در روایات اسلامی نیز اشارات مکرّری به همین مسئله دیده می شود که حسودان همیشه از زوال نعمت مَحسُود خوشحال می شوند و از موفّقیّت او ناراحت؛ از جمله در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السّلام می خوانیم: «الْحَاسِدُ یَفْرَحُ بِالشُّرُورِ وَ یَغْتَمُّ بِالسُّرُورِ؛[۲] حسود از شرور و بدی ها خوشحال می شود و از سرور و خوشحالی دیگران غمگین می گردد».[۳]

پرسش: راه‌های درمان حسد چیست؟

پاسخ اجمالی:

درمان این بیماری اخلاقی مانند درمان صفات رذیله دیگر است که بر دو اساس استوار می باشد: ۱. راه‌های علمی ۲. راه‌های عملی.

در بخش «درمان های علمی»، شخص حسود باید روی دو چیز مطالعه و دقّت کند. یکی پیامدها و آثار ویرانگر حسد از نظر روح و جسم و دیگر ریشه ها و انگیزه های پیدایش حسد. از سوی دیگر، شخص حسود باید در باره انگیزه های حسد بیاندیشد و ریشه های آن را یکی پس از دیگری قطع نماید.

امّا از نظر «عملی» حسود به جای اینکه برای در هم شکستن اعتبار و شخصیّت فردی که مورد حسدش قرار گرفته، به تقویت موقعیّت خود بپردازد، به جای غیبت و مذمّتش او را به خاطر صفات خویش مدح و ستایش کند و به جای تلاش در تخریب زندگی مادّی او، خود را آماده اعانت و همکاری با او نماید و ... .

پاسخ تفصیلی:

حسد از بیماری های خطرناک اخلاقی است، که اگر انسان به درمان آن نپردازد، دین و دنیای او را تباه می کند.

درمان این بیماری اخلاقی مانند درمان صفات رذیله دیگر است که بر دو اساس استوار می باشد:

۱. راه‌های علمی ۲. راه‌های عملی.

در بخش «درمان های علمی»، شخص حسود باید روی دو چیز مطالعه و دقّت کند. یکی پیامدها و آثار ویرانگر حسد از نظر روح و جسم و دیگر ریشه ها و انگیزه های پیدایش حسد. همان گونه که شخص معتاد باید سرانجام کارِ معتادان را بررسی کند و ببیند آنها چگونه سلامت و تندرستی خود را از دست داده و زن و فرزند و حیثیّت اجتماعی آنها بر باد می رود و با دردناک ترین وضعی در جوانی جان می سپارند و نه تنها کسی از مرگ آنها ناراحت نمی شود، بلکه مرگ او را سعادتی برای خانواده و فامیل و دوستانش می شمرند. همین طور «حسود» باید بیاندیشد که این بیماری اخلاقی به زودی جسم او را بیمار می کند و مانند خوره روح او را می پوساند و می خورد و از بین می برد. همچنین خواب و آرامش را از او سلب می کند و هاله ای از غم و اندوه همیشه اطراف قلب او را گرفته است و از آن بدتر اینکه مطرود درگاه خدا می شود و نهایتا نمی تواند به مقصود خود یعنی زوال نعمت مَحسُود برسد. بی شک مرور بر این آثار و پیامدها، تأثیر بسیار مثبتی در درمان این بیماری اخلاقی دارد.

از سوی دیگر، شخص حسود باید در باره انگیزه های حسد بیاندیشد و ریشه های آن را یکی پس از دیگری قطع نماید. اگر دوستان ناباب و وسوسه های آنها، او را به این وادی کشانده است، با آنها قطع رابطه کند. هرگاه تنگ نظری و بُخل، سرچشمه این رذیله اخلاقی شده، به مداوای آنها برخیزد. اگر ضعف ایمان، او را در این گرداب پرتاب کرده است، به تقویت مبانی ایمان و توحید بپردازد. هرگاه ناآگاهی از استعدادهای خویش و ظرفیّت هایی که برای ترقّی و پیشرفت در وجود اوست، او را گرفتار عقده حقّارت و به دنبال آن حسد نموده است، به درمان آن روی آورد و در سایه توکّل به خدا و اعتماد به نفس، عقده حقّارت را بگشاید و رذیله حسد را از خود دور سازد

چه بهتر اینکه «حسود» عصاره و خلاصه ای از این امور را در صفحه یا صفحاتی بنویسد و هرچند روز یک بار بر آن مرور کند و حتّی با صدای بلند آن را برای خودش در تنهایی جمله جمله بخواند و پیرامون آن بیاندیشد. بی شک هر حسودی این برنامه را به طور جدّی دنبال کند، در مدّت کوتاهی نتیجه خواهد گرفت و روح و جسم خود را تدریجاً از شرّ حسد رهایی می بخشد و افق های روشنی از سلامت و سعادت در برابر او نمایان می گردد. مخصوصاً «حسود» باید روی این نکته کاملًا فکر کند که اگر وقت و نیرویی را که او برای زوال نعمت از مَحسُود به کار می برد صرف پیشرفت خودش کند، چه بسا از او جلو بیافتد. به تعبیر دیگر باید انگیزه های حسد را به انگیزه های غِبطه تبدیل کند و نیروهای‏ ویرانگر را به نیروهای سازنده مبدّل سازد.

امّا از نظر «عملی» می دانیم که تکرار یک عمل تدریجا تبدیل به یک عادت می شود و ادامه عادت تبدیل به ملکه و صفت درونی می گردد. اگر حسود به جای اینکه برای در هم شکستن اعتبار و شخصیّت فردی که مورد حسدش قرار گرفته، به تقویت موقعیّت خود بپردازد، به جای غیبت و مذمّتش او را به خاطر صفات خویش مدح و ستایش کند و به جای تلاش در تخریب زندگی مادّی او، خود را آماده اعانت و همکاری با او نماید. تا می تواند از او سخن بگوید. تا ممکن است نسبت به او محبّت کند. تا آنجا که در اختیار اوست خیر و سعادت او را بطلبد و به دیگران نیز همین امور را توصیه کند. به یقین تکرار این کارها تدریجاً آثار رذیله حسد را از روح او می شوید و نقطه مقابل آن که «نصح» و «خیرخواهی» است با یک دنیا نور و صفا و روحانیت، جانشین آن می گردد

علمای اخلاق به افراد ترسو برای از میان بردن این رذیله اخلاقی توصیه می کنند که در میدان هایی که ورود در آن شجاعت فراوان می خواهد، گام بگذارند و این کار را بر خود تحمیل کنند، تا تدریجاً ترس آنها بریزد و شجاعت به صورت عادت و حالت در آید و سپس ملکه گردد. همین گونه حسود باید با استفاده از ضدّ آن به درمان پردازد که درمان هر بیماری دارویی است که از ضدّ آن تشکیل یافته است. در حدیثی از امام صادق علیه السّلام آمده است که: «انَّ الْمُؤْمِنَ لَا یَسْتَعْمِلُ حَسَدَهُ‏؛[۴] مؤمن حسد خود را به کار نمی گیرد».

از جمله اموری که در درمان حسد بسیار مؤثّر است راضی به رضای حقّ بودن و تسلیم در برابر اراده او شدن و قانع به زندگی خویش گشتن است. در حدیثی از امیرمؤمنان علیه السّلام می خوانیم: «مَنْ رَضِیَ بِحَالِه،ِ لَمْ یَعْتَوِرْهُ الْحَسَدُ؛[۵] کسی که به آنچه دارد راضی باشد، حسد دامان او را نمی گیرد».[۶]

پی نوشت ها:

[۱]. بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳هـ ق،‏ چاپ دوم، ج۷۰، ص۲۵۶، «تتمة أبواب الکفر و مساوی الأخلاق؛ ‏باب الحسد‏»، ح۲۹.

[۲]. غرر الحکم و درر الکلم‏، تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: رجائی، سید مهدی، دار الکتاب الإسلامی، قم، ۱۴۱۰هـ ق، چاپ دوم، ص۷۹، «الفصل الأوّل ممّا ورد من حکم أمیر المؤمنین علیّ بن أبیطالب فی حرف الألف و قد یعبّر عنه مجازا بالهمزة‏»، ح۱۵۱۲.

[۳]. اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، قم، ۱۳۷۷هـ ش، چاپ اول، ج۲، ص۱۳۸-۱۴۰.

[۴]. الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷هـ ق، چاپ چهارم، ج۸، ص۱۰۸، «حَدِیثُ أَبِی بَصِیرٍ مَعَ الْمَرْأَة‏‏»، ح۸۶.

[۵]. عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، علی بن محمد، محقق / مصحح: حسنی بیرجندی، حسین، دار الحدیث، قم، ۱۳۷۶هـ ش، چاپ اول،‏ ص۴۵۴، «الفصل الأوّل بالمیم المفتوحة بلفظ من‏»، ح۸۱۹۱.

[۶]. اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، قم، ۱۳۷۷هـ ش، چاپ اول، ج۲، ص۱۴۵-۱۴۸.

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش آمدید همه‌ی بانوان محترم، بخصوص خانواده‌های شهیدان عزیز، و بالاخص خانواده‌های شهدای اخیر که مظهر اقتدار کشور و مظهر اقتدار جمهوری اسلامی بودند. و تشکّر از خانمهایی که اینجا بیاناتی بیان کردند؛ هم پُرمغز و پُرمعنا بود آنچه اینجا گفته شد ــ چه همسر شهید رشید و مادر شهید [امین‌عبّاس] رشید و چه صبیّه‌ی شهید سلامی ــ هم از لحاظ مضمون و معنا حاکی از یک ذهن روشن و فکر بلند در این بانوان و در مجموعه‌ی بانوان فداکار کشور بود، هم از لحاظ متن بسیار زیبا و شنیدنی بود؛ خیلی متشکّرم از همه‌ی خانمها و بالخصوص از این خانمها.

این روزها مربوط به حضرت صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) است؛ من یک جمله‌ی کوتاه درباره‌ی آن بزرگوار عرض میکنم، بعد هم درباره‌ی مسئله‌ی زنان و مسئله‌ی زن ــ که امروز مسئله‌ی مطرحی در دنیا است ــ چند کلمه‌ای عرض خواهم کرد.

درباره‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، فضایل ایشان را [اگر] بخواهیم بشمریم، حدّوحصر ندارد. اگر بخواهیم در یک جمله این بزرگوار را معرّفی کنیم، باید بگوییم انسان عرشی، انسان کامل، مثل بقیّه‌ی معصومین؛ انسانند، امّا اهل عرشند. ما فرشی‌ها، زمینی‌ها، قادر نیستیم رتبه و مقام و نورانیّت اینها را ببینیم یا حتّی به آن چشم بدوزیم؛ مثل انسان که در مقابل خورشید نمیتواند مستقیم به خورشید نگاه کند. حدّ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) این حد است. در همه‌ی ابعاد زندگی، یک موجود عرشی است، یک انسان عرشی است؛ چه در عبادت و خشوع در مقابل پروردگار ــ که شنیده‌اید عبادتهای ایشان را، مناجاتهای ایشان را در شبها، دعای ایشان را برای دیگران ــ چه در ایثار و گذشت برای مردم؛ یعنی آن که غرق در معارف الهی و معنوی و توجّه به خدا است، از زمین غافل نیست، از انسانها غافل نیست. در شب عروسی، لباس عروسی خود را به سائل، به فقیر میبخشد؛ سه روز غذا نمیخورد و افطاری خودش را به سائل میبخشد؛ به مردم رسیدگی میکند.

در تاب‌آوری در سختی‌ها و مصیبت‌ها؛ چه کسی است که بتواند تاب بیاورد و طاقت بیاورد مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را؟ در این زمینه هم ایشان یک انسان آسمانی است، یک انسان عرشی است. در دفاع شجاعانه از حقّ مظلوم؛ در تبیین حقایق و روشنگری؛ در فهم و عمل سیاسی. ببینید، اینها همه خصوصیّات فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) است. به عنوان یک زن و دارای جنسیّت زنانه، در خانه‌داری، در شوهرداری، در فرزندپروری؛ کسی مثل زینب را پرورش میدهد و به وجود می‌آورد، کسی مثل امام حسین و امام حسن را در آغوش خودش تربیت میکند. حضور در جایگاه‌های غیر قابل فراموشی در تاریخ؛ حضور در شِعب ابی‌طالب، حضور در هجرت به مدینه، حضور فعّال در برخی از غزوات پیغمبر، حضور در ماجرای مباهله. اینها یک فهرستهایی است که تمامی ندارد؛ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) به این خصوصیّات آراسته است و تمامی ندارد. به طور خلاصه اگر بخواهیم بگوییم، همان که خود پیغمبر فرمود: سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین‌؛ سَرور زنان جهان. طبق روایت، از پیغمبر اکرم پرسیدند که این جمله درباره‌ی حضرت مریم آمده که «سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین»؛ فرمود: مَریَمَ‌ کانَت‌ سَیِّدَةَ نِساءِ عالَمِها؛(۲) او سرور زنان زمان خودش بود ــ زنان عالم [خودش] ــ امّا فاطمه سرور زنان همه‌ی عالم است در همه‌ی دورانهای تاریخ. این فاطمه‌ی زهرا است. شما درستان را از چنین شخصیّتی میگیرید، خودتان را به سمت چنین شخصیّتی حرکت میدهید، هدف را از چنین شخصیّتی میگیرید و دنبال میکنید؛ اینها آن نقاطی است که زنان جامعه‌ی ما، زنان کشور ما بحمدالله به آن توجّه دارند و باید داشته باشند. این راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها).

امّا در مورد موضوعات مربوط به زن، که امروز در دنیا هم این مسائل مطرح است و علّت هم جفاهایی است که صورت گرفته و الان صورت میگیرد. تصوّر من این است که در بین موضوعاتی که در مورد جنس «زن» باید مطرح بشود، دو موضوع مهم‌تر از همه است: یکی «شأن زنان» و دیگری «حقوق زنان»؛ اینها باید مطرح بشود.

شأن زنان در اسلام خیلی شأن والا و بالایی است. شاید مترقّی‌ترین و بهترین تعبیرات و سخنان را درباره‌ی زن و بهترین مفاهیم را در مورد هویّت و شخصیّت زن، ما در قرآن پیدا میکنیم؛ مثلاً من اینجا یادداشت کرده‌ام:

اوّلاً نقش پدید آمدن حیات بشر و تاریخ بشر از مرد و زن: برابری مرد و زن. اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنثیٰ؛(۳) یعنی در خلقتِ این سلسله‌ی بشری ــ که چندین هزار سال سابقه دارد و خدا میداند تا چندین هزار سال دیگر لاحقه(۴) خواهد داشت ــ مؤسّس این تشکیلات یک مرد و یک زن است؛ یعنی بنا بر تعبیر قرآن، زن نیمی از تأثیر حیات بشریّت را به خودش اختصاص داده.

[ثانیاً] در مورد تکلیف عمومی؛ خداوند متعال انسانها را خلق کرده است برای یک هدفی، برای رسیدن به یک رتبه‌ای؛ در این زمینه هم مرد و زن در منطق اسلام یکسانند، بدون هیچ گونه تفاوتی. وَ مَن یَعمَل مِنَ الصّالِحاتِ مِن ذَکَرٍ اَو اُنثیٰ‌ وَ هُوَ مُؤمِن؛(۵) تأثیر عمل صالح و ایمان در مرد و در زن یکسان است و میتواند اینها را نجات بدهد، که در چند آیه‌ی قرآن [آمده]؛ حالا این آیه‌ای که من خواندم در سوره‌ی نساء است امّا در آیات متعدّد دیگری همین معنا ذکر شده.

ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن. وقتی که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالی‌ترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همه‌ی این نکات و این حرفها در مقابل بدفهمی‌هایی است، چه از سوی کسانی که دیندارند امّا دین را نشناخته‌اند، و همچنین از سوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند. در سوره‌ی مبارک احزاب [که میفرماید]: «اِنَّ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ وَ القانِتینَ وَ القانِتاتِ وَ الصّادِقینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرینَ وَ الصّابِراتِ وَ الخاشِعینَ وَ الخاشِعاتِ وَ المُتَصَدِّقینَ وَ المُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ وَ الحافِظینَ فُرُوجَهُم وَ الحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللَهَ کَثیراً وَ الذَّاکِرات‌»،(۶) همه‌جا مرد و زن در کنار هم [آمده]؛ ده عنوان درجه‌ی یک و یکسان برای مرد و زن به عنوان بندگان خدا، بندگان مؤمن. کسانی که با این خصوصیّت هستند، مورد لطف خدا، مورد عفو خدا، مورد توجّه الهی و لایق رسیدن به مقامات عرشی و معنوی و الهی هستند.

در حقوق متقابل با مرد، در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره [آمده] است: وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذی عَلَیهِنّ؛(۷) اینها منطق قرآن است. ببینید، چه جور و چگونه مابین زن و مرد به عنوان مؤمن، به عنوان انسان، به عنوان یک فرد متعالی تساوی کامل برقرار میکند! از نظر اسلام زن میتواند در فعّالیّت اجتماعی، در کسب و کار، در فعّالیّت سیاسی، در بیشتر مناصب حکومتی، در همه‌ی عرصه‌های زندگی فعّال باشد. آن چیزی که فرهنگِ منحطّ فاسدِ غلطِ غربی از زن دارد ارائه میدهد ــ که بعداً‌ اشاره خواهم کرد ــ مطلقاً در اسلام مردود است؛ [در اسلام] زن این[جور] است؛ با این معانی بلند، با این رتبه‌های عالی، با این زمینه‌های پیشرفت در عالم مادّی زندگی میکند و در عالم معنوی سِیر و حرکت میکند.

از جمله‌ی نکاتی که در اسلام در مورد زن وجود دارد، مسئله‌ی محدودیّتهایی است در ارتباط با مرد. این برابری‌ها [که ذکر شد] هست امّا محدودیّتهایی هم وجود دارد در ارتباط زن و مرد که این از خصوصیّات اسلام است. این هم در فرهنگ منحطّ غربی مطلقاً مورد توجّه قرار نگرفته؛ علّتش هم معلوم است. علّت این است که کشش درخواست‌ها و خواهشهای جنسی، کشش بسیار قوی‌ای است؛ بایستی آن را مهار کرد و اسلام توانسته با احکام خودش [آن را] مهار کند. اگر چنانچه به آن احکام عمل نشود، این بی‌مهاری همان کاری را خواهد کرد که امروز در غرب کرده که می‌شنوید و از باندها و تشکیلات فاسد در آمریکا و در اروپا و در عمده‌ی کشورهای غربی اطّلاع دارید. پوشش زن و مرد از این قبیل است؛ از آن محدودیّتهایی است که وجود دارد، هم [برای] مرد و هم زن . مسئله‌ی پوشش، تنها مربوط به زن نیست. حجاب زن از این قبیل است؛ فواصل جسمی میان زن و مرد از این قبیل است؛ تشویق به ازدواج از این قبیل است؛ اینها همان چیزهایی است که آن عامل خطرناک و خطرزا را مهار میکند.

خب، شأن زن در فرهنگ اسلام منطقی است؛ اوّلاً‌ شأن بسیار والایی است که من فقط یک اشاره‌ای کردم؛ ثانیاً کاملاً‌ منطقی است؛ یعنی منطبق با طبیعت زن و منطبق با نیاز جامعه و منطبق با مصلحت جامعه است.

در نگاه اسلام، زن و مرد دو عنصر متعادل انسانی‌اند؛ کاملاً متعادل، با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیّات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی، این خصوصیّات با هم تفاوت دارند. این دو عنصر باید برای اداره‌ی زندگی و ادامه‌ی نسل بشر و پیشرفتهای تمدّنی و نیازهای روحی ــ و نیازهای روحی! ــ نقش ایفا کنند؛ یعنی زن و مرد، دنیا را اداره میکنند، درون انسانیِ خودشان را هم اداره میکنند. یکی از مهم‌ترین کارهایی که اینها انجام میدهند، تشکیل خانواده است که متأسّفانه در منطق غلط فرهنگ سرمایه‌داری و فرهنگ غربی، خانواده فراموش‌شده است. حالا یک اشاره‌ای بعد خواهم کرد که حقوقی در خانواده وجود دارد؛ حقوقی برای زن، حقوقی برای مرد، حقوقی برای فرزندان؛ حقوق متقابل بین این سه عنصر: مرد، زن، و فرزندان.

خب، از همین‌جا راجع به مسئله‌ی حقوق زن [مطالبی عرض کنیم]. شأن زن را عرض کردیم.

در مورد حقوق زن، اوّلین حقّی که برای زن باید در نظر گرفت، مسئله‌ی عدالت در رفتار اجتماعی و رفتار خانوادگی است. عدالت در جامعه، عدالت در خانه؛ این اوّلین حقّ زنان است؛ این باید تأمین بشود؛ این را همه موظّفند تأمین کنند؛ دولتها و حکومتها هم موظّفند تأمین کنند، خود آحاد هم همین‌جور.

حفظ امنیّت و حرمت و کرامت زن، جزو حقوق زن است. بایستی کرامت زن محفوظ بماند. این منطق سرمایه‌داری خبیث، کرامت زن را از بین میبرد و پامال میکند. در اسلام، کرامت زن و احترام به زن یکی از اصلی‌ترین عناصر است. پیغمبر طبق روایت فرمود: اَلمَراَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة. بارها من این حدیث را خوانده‌ام، عمداً مایلم که این گفته بشود. «قهرمان» به کسی میگویند که کارگزار یک کاری است؛ فرض کنید یک نفری یک بوستانی دارد، باغی دارد، تجارتی دارد، به آن که کارها را جور میکند و زحمات را بر دوش میکشد، در عربی میگویند «قهرمانة». پیغمبر میفرماید: اَلمَراَةُ رَیحانَة. «ریحانه» یعنی گل؛ زن در خانه گل است. وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة؛ کارگزارِ خانه نیست که شما بگویید چرا این کار را نکردی، چرا آن کار را نکردی، چرا خانه تمیز نیست. رَیحانَة؛ گل است. گل را باید مراقبت کرد، باید حفظ کرد؛ او هم شما را از رنگ خود، از بوی خود، از خواصّ خود برخوردار خواهد کرد. ببینید! اسلام به زن این‌جوری نگاه میکند.

یک ‌جا برای اینکه اهمّیّت عمل زن و فکر زن و راهی که زن میپیماید معلوم بشود، قرآن یک مَثل عجیبی را میزند: وَ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امرَاَتَ فِرعَون؛(۸) یعنی خدای متعال برای مؤمنین یک نمونه، یک مَثل، یک مثال، یک شاخص، معیّن میکند که آن شاخص برای همه‌ی مؤمنین [است]، نه برای زنها فقط؛ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا؛ برای همه‌ی مؤمنین شاخص معیّن میکند؛ آن شاخص کیست؟ یکی زن فرعون، یکی «وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمران‌»؛(۹) یعنی همه‌ی مردان عالم، همه‌ی مؤمنین عالم برای اینکه ببینند راهی که میروند درست است یا درست نیست، به این دو زن نگاه کنند؛ ببینند اینها چه جور عمل کردند، چه کار کردند؛ آن [مسیر،] راه نجاتِ اینها است. نگاه اسلام به زن این است.

حقوق زن در جامعه محفوظ باشد؛ تبعیض وجود نداشته باشد ــ امروز وجود دارد ــ امروز در بسیاری از کشورهای غربی دستمزد زنان از مردان در یک کار واحد، کمتر است؛ امروز این‌جور است. این بی‌عدالتی محض است. مسئله‌ی ارزش‌گذاریِ برابر با مردان برای کاری که انجام میدهند ــ دستمزد ــ برابری امتیازات حکومتی با مردان، مثل حقّ بیمه برای زنان شاغل، بیمه‌ی زنان سرپرست خانواده، مرخصی‌های ویژه‌ی زنان و ده‌ها مسئله‌ی دیگر؛ اینها باید رعایت بشود. این در جامعه.

در خانه، مهم‌ترین حقّی که بانوی خانه و زن خانه دارد، «محبّت» است. مهم‌ترین نیازی که دارد و مهم‌ترین حقّی که دارد، محبّت است. روایت وارد شده که مردها به زنهایشان بگویند من تو را دوست دارم؛ یعنی تصریح کنند؛(۱۰) [با اینکه] او میداند. این اوّلین [حق].

حقّ مهم و بزرگ دیگر در خانه برای زنان، «عدم خشونت» است. حالا فرهنگ منحطّ غربی پُر است از موارد خشونت مردان بر زنان؛ پُر است! کشته شدن زنان به دست شوهرانشان، کتک خوردن زنها به دست شوهرانشان در غرب وجود دارد؛ این جزو مهم‌ترین انحرافات است. در یک داستانی ــ البتّه داستان است امّا نشان‌دهنده‌ی یک واقعیّت است مربوط به آمریکا ــ مرد می‌آید خانه و زنش را مفصّل کتک میزند؛ این[طور] است. ببینید، فرهنگ وقتی که رایج شد، [نتیجه‌اش] این است. کارهایی میکند، لج‌بازی‌هایی میکند، دهن‌کجی‌هایی میکند که شاید شوهرش عصبانی بشود بیاید بزند [امّا] فایده نمیکند، نمیزند. این فرهنگ وقتی رایج شد، به این صورت درمی‌آید؛ نفی خشونت به هر صورت.

مدیریّت خانه‌داری. رئیس خانه، مدیر خانه، زنان و بانوان خانه‌اند. کمک شوهر به زحمات ناشی از عوارض فرزند‌آوری. عدم تحمیل کارهای خانه به زن؛ تحمیل نباید بشود. قدردانی از اینکه با وجود درآمدهای ناکافی، زنها خانه را میچرخانند؛ ماها کمتر به این نکته توجّه میکنیم. شما ملاحظه کنید، مرد مثلاً درآمد اداری ثابت دارد، اجناس گران میشود امّا خانه میچرخد؛ سر ظهر غذا حاضر است؛ چه کسی این کار را میکند؟ کدام هنرمندی است که خانه را میچرخاند؟ حقّ دیگر، باز گذاشتن وسایل ترقّی و پیشرفت، مثل تحصیل علم و بعضی مشاغل زنانه و امثال اینها. اینها اجمالی از دیدگاه اسلام نسبت به زن است. یک اجمالی است؛ یعنی دیدگاه اسلام در مورد زن را اگر کسی بخواهد شرح بدهد، جایش یک جلسه‌ی نیم‌ساعته و یک‌ساعته نیست؛ خیلی طولانی‌تر از این حرفها است. این اجمالی، چند کلمه‌ای که من [در این باره] عرض کردم.

نقطه‌ی مقابل، دیدگاه غربی است، دیدگاه سرمایه‌داری غرب است؛ به معنای واقعی کلمه، نقطه‌ی مقابل [است]. در اسلام زن در حرکت و در پیشرفت استقلال دارد، توانایی دارد،‌ عنوان دارد، هویّت دارد؛ در آنجا نخیر، هویّت زن تابع هویّت شوهر است؛ شما یک نام خانوادگی‌ای دارید، ازدواج که کردید، دیگر آن نام خانوادگی کنار میرود، نام خانوادگی شوهر روی شما می‌آید! این یک علامت است، یک نشانه است؛ هضم در مرد شدن، مغلوب هویّت مرد شدن. تفاوت در دستمزدها؛ عدم رعایت شرافت و حرمت زن؛ به چشم وسیله‌ی مادّی به زن نگاه کردن. به زن به چشم وسیله‌ی استفاده‌ی مادّی نگاه میکنند ــ ممکن است فلان فرد اشرافی زنش را احترام هم بکند؛ بحث سر او نیست، بحث سر نگاه عمومی است ــ به عنوان وسیله‌ی هوسرانی به زن نگاه کردن. این باندهای خلافکاری ــ که اخیراً‌ در آمریکا سروصدایش زیاد بلند شده ــ به معنای این است دیگر؛ یعنی نگاه به زن، نگاه به یک وسیله‌ی خوشگذرانی است؛ یک ابزار است، یک وسیله است. این فرهنگ وقتی مسلّط شد، خود آن زن هم نمیفهمد که شده ابزار؛ افتخار میکند. افتخار میکند!

تخریب بنای خانواده. یکی از مهم‌ترین گناهانی که تمدّن و فرهنگ سرمایه‌داری غرب به وجود آورده، این است که بنای خانواده را تخریب کرده؛ خانواده به معنای یک جمع متّصل به هم و یکدست و علاقه‌مند کمتر وجود دارد. من در یک کتاب خارجی خواندم که مرد و زن قرار میگذارند که مثلاً ساعت چهار بعدازظهر برای خوردن چایی، یک ساعت هر دو بیایند خانه و بچّه‌ها میدانند که پدر و مادر در این ساعت در خانه هستند؛ اجتماع خانوادگی این است که مثلاً در ساعت چهار بعدازظهر آن خانم از سرِ کار بیاید، آن آقا از سرِ کار بیاید، آن بچّه ــ پسر، دختر ــ هم بیایند، بعد هر کدام میروند دنبال کار خودشان؛ یا شغل دارند، یا کار دارند یا جلسه‌ی دوستانه دارند یا باشگاه دارند؛ مرتّب هم نگاه میکنند ببینند ساعت پنج که مثلاً باید جلسه تمام بشود، شد یا نشد. این وضع خانواده در آنجا است! کودکان پدرنشناس، کاهش نسبت‌های خانوادگی، تخریب بنای خانواده، باندهای شکار دختران جوان، ترویج روزافزون بی‌بندوباری جنسی به نام آزادی! شاید یکی از بزرگ‌ترین گناهان منطق و فرهنگ سرمایه‌داری غرب این است که این‌همه کار خلاف را انجام میدهد، اسمش را میگذارد «آزادی»! اغوا میکند، فریب میدهد، اسمش آزادی است. اینجا هم وقتی میخواهند همان فرهنگ را سرایت بدهند، میگویند داریم آزاد میکنیم! در واقع دارند در بند میکنند، دارند اسیر میکنند امّا اسمش را میگذارند آزادی. این مشکل بزرگِ مربوط به شأن زن و جایگاه زن در محیط جامعه و همچنین در محیط خانواده، به صورت فرهنگ درآمده؛ فرهنگِ غلط و گمراه.

و البتّه سابقها و در قرون قبلی در اروپا به این شکل نبوده؛ اینها بیشتر در قرن اخیر و حول‌وحوش قرن اخیر شدّت پیدا کرده و به این صورت درآمده و متأسّفانه خودشان اصرارشان این است که این فرهنگ را به همه‌ی دنیا صادر کنند؛ اصرار غربی‌ها و سرمایه‌دارها این است که باید این فرهنگ صادر بشود. آن وقت استدلال هم برایش درست میکنند؛ میگویند: اگر چنانچه زن حجاب داشته باشد و این محدودیّتها را برای خودش معیّن بکند، از پیشرفت بازمیماند! جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد، زیر پا له کرد؛ در جمهوری اسلامی نشان داده شد که زن مسلمان و مقیّد، بانوی باحجاب و مقیّد به پوشش اسلامی، میتواند در همه‌ی عرصه‌ها پیشرفته‌تر از دیگران حرکت بکند. میتواند نقش‌آفرین باشد؛ هم در جامعه، هم در خانه. در سایه‌ی این نگاه در جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب در بسیاری از عرصه‌ها بانوان ما، زنان ما، دختران جوان ما پیشرفت کردند؛ در آمارهای تحصیلی،‌ در امور بهداشت و درمان، در امید به زندگانی، در زمینه‌های علمی و ورزشی، در پشتیبانی‌های جهادی. این خانم درست گفت؛(۱۱) آن شهدای عزیز ما، بدون داشتن چنین همسرانی نمیتوانستند آن‌قدر در آن میدان مجاهدت، خودشان را مشغول کنند که به این سرانجام افتخارآمیز برسند؛ به شهادت. سختی‌ها را اینها تحمّل کردند؛ اینها بودند که توانستند پشتیبانی‌های جهادی خودشان را جوری کنند، جوری با همسران مجاهد خودشان همراهی کنند که آنها بتوانند در قلّه‌ی جهاد قرار بگیرند.

آنچه امروز بانوان ما، زنان ما در مراکز فکری و پژوهشی در این زمینه‌ها توانسته‌اند به دست بیاورند، در تاریخ ایران بی‌سابقه است؛ بلاشک. ما هیچ وقت در ایران این تعداد زن دانشمند، زن متفکّر نداشته‌ایم؛ این تعداد افرادی که میتوانند فکر پوینده ارائه بدهند، راهکار ارائه بدهند، نداشته‌ایم؛ هیچ وقت. نه که این مقدار نداشتیم، [بلکه] یک‌دهمِ این را هم نداشتیم؛ میتوانم بگویم یک‌صدمِ این را هم نداشتیم. جمهوری اسلامی بحمدالله با پیشرفت علم در کشور، در میان بانوان، بانوان را این‌جور امروز در دنیا بالا آورد؛ در عرصه‌ی علمی، در عرصه‌ی اجتماعی، در عرصه‌ی سیاسی، در عرصه‌ی ورزشی زنان ما بحمدالله جزو پیشروانند.

حرف آخر من این است: توصیه‌ی من به رسانه‌ها این است که مراقب باشند عاملی نباشند برای ترویج تفکّر غلط غربی‌ها. رسانه‌های ما مراقبت کنند ابزار ترویج تفکّر غربی و سرمایه‌داری باطل و غلط در مورد زن قرار نگیرند و ابزار آنها نشوند. وقتی راجع به حجاب بحث میشود، راجع به پوشش زنان بحث میشود، راجع به همکاری زن و مرد بحث میشود، این‌جور نباشد که رسانه‌ی داخلی جمهوری اسلامی حرف آنها را تکرار کند، حرف آنها را درشت کند و بزرگ کند. اسلام را ترویج کنید، نظر اسلام را بیان کنید. نظر اسلام نظر افتخارآمیز است. اگر چنانچه ما در میان خودمان و در مجامع جهانی این فکر را،‌ این نگاه را، این نظریّه‌ی بزرگ و کارساز را مطرح کنیم، قطعاً بسیاری از مردم دنیا به اسلام گرایش پیدا خواهند کرد؛ بخصوص بانوان، گرایش پیدا خواهند کرد. این بهترین ترویج اسلام است و امیدواریم که ان‌شاءالله همه‌ی شماها موفّق به این کار بشوید.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

 
در ابتدای این دیدار، همسر سپهبد شهید غلامعلی رشید (فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا) و دختر سپهبد شهید حسین سلامی (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) مطالبی بیان کردند.
 امالی صدوق، مجلس هفتادوسوّم، ص ۴۸۶
سوره‌ی حجرات، بخشی از آیه‌ی ۱۳
 دنباله، ادامه
سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی ۱۲۴
سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۵؛ «مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت‌پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌دهنده، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد میکنند ...»
سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۲۸؛ «... و مانند همان [وظایفی‌] که بر عهده‌ی زنان است، به طور شایسته، به نفع آنان [بر عهده‌ی مردان‌] است‌ ...»
سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۱؛ «و برای کسانی که ایمان آورده‌اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده ...»
سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۲؛ «و مریم دختِ عمران را ...»
(۱۰ کافی، ج ۵، ص ۵۶۹
(۱۱ اشاره به صحبتهای همسر شهید غلامعلی رشید

احادیث